-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه

Posts from Khodnevis for 07/15/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



فیلمی تکان دهنده از تعدد و جسارت ماموران نیروی انتظامی به مردم
 


مجتبی واحدی: انتخابات آزاد به معنای مرگ حاکمیت است

در این برنامه که به طور مستقیم پخش می‌شود، مهدی یحیی‌نژاد، مدیر بالاترین سوال‌های خوانندگان را از مجتبی واحدی می‌پرسد.

مجتبی واحدی درباره منش و روش اصلاح‌طلب‌ها  گفت که اصلاح‌طلب‌ها برای مصالحه فقط امتیاز می‌دهند.

او همچنین گفت که بحث انتخابات و شرکت در آن از الان، فقط مشروعیت بخشیدن به حکومت است.

واحدی گفت: «نافرمانی مدنی چه با عدم پرداخت قبض شروع می‌شود و تدریجا بخش‌هایی از جامعه توان پرداخت قبض‌ها را نخواهند داشت». او نافرمانی مدنی را یکی از بهترین راهکارها است و نیاز به یک حرکت اجماعی دارد.

او همچنین گفت برای رسیدن به راه‌کار، جامعه نخبگان ایرانی هنوز توان نشستن دور هم را ندارند.

واحدی در باره شرکت در انتخابات گفت: «گفت که حکومت شرط برگزاری انتخابات آزاد را ندارد وانتخابات آزاد به معنای مرگ حاکمیت است.»

واحدی همچنین تاکید کرد که جنبش سبز بخشی از جنبش اعتراضی مردم است و شورای هماهنگی هم بخشی منسجم از جنبش سبز است. او گفت به شورای هماهنگی احترام می‌گذارد، اما شورای هماهنگی ادعای رهبری نکرده که بخواهد رهبری آنها را مورد بحث قرار دهد. واحدی مجددا تاکید کرد که عضو این شورا نیست.


 


آقای اکبرین گرامی، کار شما درست نبود!

 

 اجازه بدید که صحبتم را با مطلبی که در صفحه فیسبوک آقای اکبرین گذاشتم شروع کنم:

 «دوست و هموطن گرامی، آقای اکبرین
این نقل قول شما از ایشان
( خاتمی) رو باید از چند زاویه نگاه کرد
اولا از نظر بنده، انسان وقتی که پا در حوزه سیاست میگذاره، مقدرات ملت رو به امانت میگیره و اعمالش هم که تاثیر بر این مقدرات داره، خود بخود میشه جزوی از حقوق ملت! شما بخونید حق الناس
لذا باید بدون تعارف از شما پرسید که سرکار با کدام اجازه روی حقوق ملت ایران نشستید و روش سرپوش گذاشتید؟
فرق شفاف سازی و کتمان در چیه؟
امروز میبینیم که چطور فرهنگ منحرفی
، قبح مخفی کاری رو چنان از بین برده که بعضی ها راحت گیج میشند و اهمیت سخن شفاف و شجاعت رو از یاد میبرند.
این داستان حق الناس دینکارها ر
ا در این 32 سال دیدیم و فهمیدیم که ارزشش تا چه حدیه، اما شما بفرمایید که ما بفهمیم که این مسئله چقدر برای شخص شما مهمه و امروز در نزد شما از چه جایگاهی برخورداره و ارزشش تا چه حده؟ و یا بزبان دیگه شما برای حرمت این داستان چه کار کرده اید و چکار خواهید کرد؟

سوال بعدی اینه که خیلی ها ، البته بنا بر تجربه، فکر میکنن این سیاستورزان پرورده شده در دامان ج. الف، یکی به نعل میزن و یکی به میخ! یعنی آقای خاتمی امروز که دیده که از جانب حاکمیت جدی گرفته نشده، با اعلان این مسئله که « اگه با ما راه نیاید، ما هم آوانسهایی که حاضر شدیم بدیم رو پس میگیریم» میخواد برای خودش و همکارانش موقعیت دست و پا کنه و بخاظر همین مسئله هم به شما سیگنال داده که شما این مسئله رو از جانب خودت مطرح کنید! حالا شما بفرمایید که چرا ملت ایران نباید اینطور فکر کنه؟
البته امیدوارم از صراحت لحجه من ناراحت نشید، چون آنچه دیگران فکر میکنن، بنده مینویسم!
ارادتمند و منتقد شما
شهرام فریدونی
»

لینک:http://www.facebook.com/profile.php?id=1705197708

........................

 

آقای اکبرین گرامی، کاراخیر شما در خصوص پخش نکردن صدای خاتمی، بنا بر دلایل زیر درست نبود!

 

دلیل اول، همانطور که در بالا نوشتم، از نظر اخلاقی مالکیت اطلاعات مربوط به ملت ایران، مختص ایرانیان است وبس و بزبان مذهبی که سرکار هم حتما با آن آشنایید، میشود  به آن حق الناس گفت و هرگونه کتمان، اختفا، و پنهانکاری در این خصوص نتنها اجازه و اذن از کسی نمیخواهد، بلکه دریک  توصیف معتدل، کاری بغایت غلط است!

 

دلیل دوم، سرکار با این کارتان، خواسته و یا نخواسته،  میزان گمانه زنی ها را بالا بردید، امری که خودش می‌تواند از ارزش این خبر بکاهد و در نهایت بضرر مردم و کشور تمام شود.

دلیل سوم، این کار سرکار زمان بیشتری را در اختیار ج.الف داد تا بتواند بهتر این داستان و تبعات آن را مدیریت کند.

دلیل چهارم، این کار سرکار همین امکان را به آقای خاتمی و اطرافیانشان داد تا بتوانند که این خبر را تکذیب و یا تفسیر به رای کنند! فراموش نکنیم که ما مردم ایران، دست‌کم آن عده ای که حافظه خوبی دارند و در کسی ذوب نمی‌شوند،  هنوز داستان فیلم دست دادن آقای خاتمی با بانوان، و تمسخر اقوام ایرانی با عنوان کردن جوک‌های چاله میدانی،  که از جانب این گروه به‌کلی و از بیخ تکذیب شد را فراموش نکرده‌ایم، پس سوال اینجاست که چه تضمینی وجود دارد که این تعلل سرکار زمان بهتری را برای حاشاگران همیشه در صحنه فراهم نکرده باشد؟

 

دلیل پنجم، در دادگاه های کشور آزاد آمریکا، وقتی از کسی صداقت طلب می‌کنند و کسی را قسم می‌دهند از او می‌خواهند که حقیقت، تمام حقیقت و نه چیزی بجز حقیقت را بگوید، این به این معنی است که یکی از جنبه های مهم بودن «حقیقت»، در کلیت آن است، حال شما بگویید که ما ایرانی‌ها از کجا بدانیم که این مصاحبه صوتی در این مدت زیر قیچی نبوده و کلیتش را از دست نداده؟

 

دلیل ششم، در مصاحبه تان می‌گویید که  امروز در سایت خبرگزاری گویا درج شده، مصاحبه کننده  از شما می‌پرسد: «این احتمال وجود ندارد که بعدها آقای خاتمی به کلی منکر قضيه بشوند و آن را تکذيب کرده، بگويند که من اصلا چنين سخنانی را مطرح نکرد‌ه‌ام؟»

شما جواب می‌دهید: «آقای خاتمی را با همه اختلاف سليقه‌ای که با ايشان داشتيم، در اين سال‌ها به صداقت و درستکاری شناخته‌ايم. فايل صوتی سخنان ايشان موجود است و دوستان گيلانی که در آن جلسه حاضر بوده‌اند پس از انتشار اين سخنان گواهی داده اند که تک تک کلماتی که در اين گزارش آمده، درست است. ضمن اينکه شرايط سياسی ايران بسيار متغير است. اگر بيش از ۲۰ روز پيش هنوز احتمالی برای گفت و گو وجود داشت، امروز ديگر اين اميد وجود ندارد. وقتی يک طرف گفت و گو که قاعدتا رهبری و سپاه هستند، چنين مواضعی دارند. چرا که هم مواضع فرماندهان سپاه را می‌بنيم که رسما آقای خاتمی را «فتنه گر و برانداز» خواندند و هم مواضع نماينده ولی فقيه در يک روزنامه حکومتی را می‌بينيم که رسما اعلام کرده است که هيچ امکانی برای گفت و گو وجود ندارد و آقای خاتمی بايد توبه کند. با اين اوصاف ممکن است نظر آقای خاتمی و دوستان ايشان تغيير کرده باشد که البته به اعتقاد من اين نظر صريح آقای خاتمی است که در اين سخنان آمده است».

لینک: http://news.gooya.com/politics/archives/2011/07/124756.php

باید از شما، آقای اکبرین پرسید که شما چطور و با چه معیاری میتوانید به شخصی که هر لحظه نظرش را تغییر میدهد اعتماد کنید؟

 

دلیل هفتم - بنده  امروز ساعت ۳ بامداد روز پنج شنبه ۱۴ ژوئيه ۲۰۱۱ - ۲۳ تیر ۱۳۹۰ به‌وقت اسلو در  صفحه فیسبوک سرکار دیدم که نوشت‌‌اید که:

«بزودی فایل صوتی سخنان آقای خاتمی منتشر می‌شود»   سوال این است که این تحریک کردن‌ها و تیز کردن اشتهای ملت برای چیست؟ آیا جا ندارد که مردم ایران فکر کند که شما در پس پرده و بدون اطلاع ملت، مشغول معامله با کسی هستید؟ اهمیت این سوء ظن ملت نسبت به شما تا چه حد است و برای پیش‌گیری از آن چه می‌کنید؟

 

در پایان باید بگویم که به اعتقاد من، این فرهنگ مذموم و بد پنهان کاری و نسیه حرف زدن سالهاست که آفت جان ما ایرانیان و قاتل آزادی ما شده. لطفا شما دیگر به تداوم این رسم زشت ادامه ندهید و با ملت رو راست باشید و کاهایتان را شفاف انجام بدهید، تا شاید  اعتماد از دست رفته ملت ایران به مدعیون دین رحمانی بازگردد و اعتبار از دست رفته خودش را کم کم بدست بیاورد!

 

 

 


 


مصباح یزدی: هنوز هم به احمدی‌نژاد اعتقاد دارم و از وی حمایت می‌کنم

آیت الله مصباح یزدی گفت که وی هنوز هم به احمدی نژاد اعتقاد داشته و از وی حمایت می‌کند.

به گزارش انتخاب، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر که پرسیده بود شما در گذشته از مدافعان احمدی نژاد بودید، موضع امروزتان چیست؟ گفت که اکنون نیز از شخص رییس جمهور حمایت می‌کند.

وی با بیان اینکه در آن زمان احمدی‌نژاد باید در برابر رقبایش حمایت می‌شد اظهار داشت که حمایتش از رییس دولت دهم «تأیید شعارها و اصول انقلاب اسلامی» بوده است.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ارتباط با اظهاراتش مبنی بر فراماسون خواندن جریان انحرافی هم گفت: «من چه زمانی این حرف را زدم؛ اگر چنین موضوعی بوده، مدرکش را به من نشان بدهید، من می گویم آنچه جریان انحرافی انجام می دهد قابل قبول جامعه و مصلحت انقلاب نیست.»

این در حالی است که آیت‌الله مصباح یزدی در 25 فروردین ماه سال جاری ضمن هشدار به مسئولان گفته بود: «امروزه در درون جامعه ما تشکیلاتی فراماسونری در حال شکل گرفتن است.»

وی افزوده بود «همان‌طور که در دوران مشروطه، فراماسونری با شعار قرآن و اسلام پیش آمد، امروز نیز فراماسونری با شعارهای انقلاب و اسلام جلوه می‌کند و تحت پوشش آن حرف خود را بیان می‌کند، یعنی قالب را حفظ و محتوا را عوض می‌کند.»

این استاد حوزه علمیه با اشاره مستقیم به اسفندیار رحیم مشایی و با بیان اینکه «چگونه کسی که در عمرش با عالمی ارتباط نداشته و علاوه بر آن هر روز ضربه‌ای به اسلام می‌زند، می‌تواند برای اسلام مفید باشد، و معلوم نیست چه شده که برخی نیز به آن‌ها دل بسته‌اند!» تصریح کرده بود: «خطری که من احساس می‌کنم، شدیدترین خطری است که تا به حال اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی‌هایی است که در بین خودی‌ها در حال رشد هستند.»

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه گفتگوی خود با مهر با بیان اینکه مردم نمی‌گذارند جریان انحرافی به انقلاب اسلامی ضربه بزند تأکید کرد: «من می‌گویم آنچه جریان انحرافی انجام می‌دهد قابل قبول جامعه و مصلحت انقلاب نیست. اینکه جریان انحرافی از نظام سیاسی طرد شوند کار من نیست، با مردم است و البته این جامعه است که نباید اجازه دهد عده‌ای هنجار شکن ابراز وجود کنند.»

رییس موسسه امام خمینی قم افزوده است: «به اعتقاد من، کارهای آنها در نهایت به تضعیف اسلام و نظام اسلامی می انجامد و این خواسته فراماسون‌ها و دشمنان اسلام است.»

سخنان آقای مصباح یزدی در حالی بیان می‌شود که در ماه‌های گذشته وی شدیدترین حملات را به احمدی‌نژاد و تیم وی داشته است، اما اکنون به نظر می‌رسد تلاش کرده موضعی نرم‌تر در این زمینه اتخاذ کند.


 


فرهنگ شفاهی منبری و عقل مدرن


محمد قائد می‌گوید در ایران فرهنگ شفاهی غلبه دارد‌، می‌شود مثال‌های زیادی برایش پیدا کرد. احمد فردید درس‌خوانده بود و احتمالا مدرک‌اش را هم گرفته بود و پیروان علی شریعتی هم «دکتر»‌از دهان شان نمی‌افتد. با این حال این دو نفر که نماینده فکری دو جناح اصلی اسلام گرایی موجود در ایران هستند، هیچ یک به خود زحمت نوشتن ندادند. شریعتی چیزهایی نوشت ولی آنچه از او بیش از همه خوانده شده، پیاده سازی‌های نوار‌های سخنرانی‌اش است. احمد فردید از بیخ منکر کتابت و مصاحبه و کلا هر روشی بود که بشود ادعاهایش را وزن کرد.

 

در مغرب زمین هم رسم است که سخنرانی کنند، بیشتر در کنفرانس‌های تخصصی و حول موضوعات مشخص. اما سخنران اصولا به این دلیل دعوت می‌شود که چیزی نوشته و کاری کرده، سالیانی هم هست که موسساتی تلاش می‌کنند روشنفکران عرصه عمومی را بیشتر پشت تریبون بیاورند. دانشگاه اریزونا با شبکه علم و کنفرانس های تد،‌ از این جمله‌اند. جریان نو الحادی (new atheism) با بهره گیری از وب ۲.۰ و شبکه‌های اجتماعی، سخنرانی‌ها و جدل‌هایی که معمولا تعداد اندکی بیننده و شنونده دارد را به میلیون‌ها نفر در جهان عرضه می‌کنند و هر یک از چهره‌های این جریان نام‌شان میلیون‌ها بار در یوتیوب یافت می‌شود. این سخنرانان البته بدون استثنا، کتاب‌هایی بحث برانگیز نوشته‌اند و توجه گروهی قابل توجه را ابتدا در حلقه تخصصی خودشان جلب کرده‌اند تا به پای تریبون برسند. اما چطور می‌شود که کسی در ایران یک کتاب نمی‌نویسد ولی پیاده‌سازی سخنرانی‌هایش سال‌ها زمان می‌برد؟ راز این صعود کهکشانی از ناکجاآباد به تریبونی با بلندگوهای گوشخراش در چیست؟

 

به گمان نگارنده موضوع در همین فرهنگ شفاهی است،‌ این‌که کسی از بچگی پای منبر بزرگ می‌شود و کلاس درس را هم بر اساس منبر و مکتب خانه اداره می‌کنند، درست است که خلاقیت را در کودک نابود می‌کند،‌ ولی به شکلی متناقض، یک منبر روی تمام عیار هم تولید می‌کند. انسان توان تقلیدی بسیار بالایی دارد به شکل ذاتی، ولی آفرینش کیفیتی بالقوه و پرورشی است. برای همین است علی رغم میلیون‌ها ساعت موعظه، اتفاق خاصی در مملکت نمی‌افتد. فرهنگ کتبی اولین قدم در نزدیک شدن به عقل مدرن است.

 

 


 


دولت آلمان از ایران خواست موسوی و کروبی را آزاد کند

دولت آلمان امروز، پنجشنبه از جمهوری اسلامی ایران خواست تا علاوه بر موسوی و کروبی، تمام زندانیان سیاسی را نیز آزاد کند.

به گزارش آسوشیتدپرس، مارکوس لونینگ، بالاترین مقام امور حقوق بشر در دولت آلمان امروز گفت که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسران آنها «بدون هرگونه پایه و اساس قانونی، در مکان نامعلومی نگهداری می‌شوند و هیچ ارتباطی هم با دنیای بیرون ندارند و باید هرچه سریعتر آزاد شوند.»

این مقام دولت آلمان همچنین خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران شد.

در همین زمینه چندی قبل نیز احزاب سوسیالیست اروپا و نمایندگان گروه‌های هوادار دمکراسی در منطقه در پایان کنفرانس خود در تونس با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی در ایران و به ویژه میرحسین موسوی و مهدی کروبی شده‌ بودند.

همچنین در رویدادی دیگر پرونده‌ای نیز در ارتباط با ناپدید شدن رهبران سبز و همسران‌شان در سازمان ملل به ثبت رسیده و وضعیت این افراد به عنوان «ناپدید شدگان قهری» در این سازمان در دست پیگیری است.

عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر با اعلام این خبر به رادیو فردا گفته بود که پس از قطعیت یافتن ناپدید شدن میرحسین موسوی و کروبی و همسران آنها، شکایت‌نامه‌ای در این خصوص تحویل «کمیته حمایت از ناپدید شدگان قهری سازمان ملل متحد» شده و در حال حاضر پرونده‌ای هم در سازمان ملل به ثبت رسیده است.

آقای لاهیجی گفته است با توجه به اینکه نزدیکان این چهار نفر به هیچ‌وجه مجاز به اعلام مکان نگهداری و یا انتشار هرگونه جزئیاتی درباره آن‌ها نیستند، از نظر سازمان ملل، موسوی، کروبی و همسرانشان، واجد تمامی شرایط ناپدید شدن یا آدم‌ربایی هستند.

حصر خانگی و قطع کامل ارتباطات رهبران سبزها و همسران آنان پس از آن آغاز شد که میرحسین موسوی و مهدی کروبی از مردم خواستند روز ۲۵ بهمن و در حمایت از خیزش‌های منطقه خاورمیانه به خیابان‌ها بیایند.

پس از حضور هزاران نفر از مردم در خیابان در روز ۲۵ بهمن، حاکمیت جمهوری اسلامی این افراد را در خانه‌های خود زندانی کرد و کلیه ارتباطات آنان را از روز ۲۷ بهمن ماه سال گذشته قطع کرد.


 


برای مقابله با فعالیت‌های اقتصادی تیم «مشایی»، وبلاگ‌نویس اصول‌گرا، بخش‌دار «کیش» شد

 

صراط نیوز که یک وب‌سایت اصول‌گرا و نزدیک به محافل امنیتی است، درباره این انتصاب نوشته است «فرقانی از فعالین رسانه ای بوده و پیش از این تحلیلهای وی در رسانه‌ها منتشر شده. با توجه به فعالیت شدید وابستگان به جریان انحرافی در منطقه آزاد کیش به نظر می‌رسد سرپرست جدید بخش‌داری کیش در مقابل این جریان ایستادگی نماید.»

 

قابل ذکر است در چند ماه اخیر حامیان اصولگرای رهبر ایران اقدام به انتشار مطالب بسیاری درباره فعالیت‌های اقتصادی گروه حامیان احمدی‌نژاد و نزدیکان رحیم مشایی در کیش کرده‌اند. از آنجمله پرونده مربوط به قرارداد ۴۰۰ میلیارد تومانی احداث ساختمان اجلاس سران غیر متعهدها در کیش است که گفته می‌شود بدون انجام تشریفات قانونی با فردی به نام «پانته‌آ فیوضی» منعقد شده است. خانم فیوضی چندی بعد در گفتگو با خودنویس این ادعا را تکذیب کرد.

 

از طرف دیگر اصول‌گرایان نسبت به عزل و نصب‌های جدید مدیران در این جزیره حساس بوده و برکناری تعدادی از مدیران را در راستای اهداف «گروه انحرافی» دانسته‌اند. گروه انحرافی نامی است که که از سوی نزدیکان رهبر برای نام بردن از حامیان احمدی‌نژاد استفاده می‌شود.

 

علیرضا فرقانی که به تازگی به سمت سرپرست بخشداری کیش منصوب شده، از وبلاگ‌نویسان جوان حکومتی است که نوشته‌های وی در اکثر سایت‌های تندرو اصول‌گرا و نزدیک به محافل امنیتی بازتاب می‌یابد. وی متولد ۱۳۶۲ و فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر است و به گفته خود فرزند یکی از مدیران نسل دوم انقلاب است. از سوابق اجرایی وی پیش از این سمت اطلاعی در دست نیست. همچنین وی در مورد علاقه مندی‌هایش از «ولایت فقیه اون هم فقط از نوع مطلقش» نام می‌برد و خود را «مدیر استراتژیک» می‌داند.


 


ایجاد بخش «جراحی سینه» در رسانه‌های جمهوری اسلامی

چندی پیش سایت دیدنیها به کشف حذف رقیب بی‌حجاب که حتی ناف‌اش معلوم شده بود اشاره کرد، اما دیشب، یکی از دوستان خودنویس که معلوم است بسیار دقیق‌تر از ما بوده، گفت که برجستگی سینه ورزشکار زن ایرانی را هم برداشته‌اند.

با این حساب باید از بانوان محترم ورزشکار خواست که اگر می‌خواهند فتوشاپی «جراحی سینه» نشوند، خودشان زحمتش را بکشند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته