-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 07/12/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



پیام خاتمی به همه تبلیغاتچی‌هایش
 


مقصر در قتل مهسا امین فروغی؟ ....

   آخرین خبری که در خصوص پرونده قتل مهسا امین فروغی، دختر دانشجویی که با پنجاه ضربه چاقو به قتل رسید این است که بازپرس رسیدگی کننده به پرونده کوشا، دستور داده است تا پزشکان پزشکی قانونی نسبت به سلامت متهم اظهارنظر کنند. قرار است این پرونده در سریع ترین زمان ممکن و به صورت کاملا ویژه! رسیدگی شده و ظرف مدت کوتاهی که گویا به دو ماه نخواهد رسید، قاتل مجازات گردد. خانواده اولیا دم هم در اداره آگاهی و دادسرای ویژه امور جنایی تهران حاضر شده و اعلام کرده اند که خواهان قصاص قاتل فرزندشان هستند. با این وجود در صورتی که پزشکان پزشکی قانونی، اعلام کنند که کوشا در زمان ارتکاب جرم، از سلامت روحی و روانی برخوردار بوده و جنون نداشته است، قرار مجرمیت و کیفرخواست صادر شده و دادگاه کیفری استان - که اوقات رسیدگی به پرونده های مطرح در این دادگاهها در خصوص پرونده های قتل در حدود هفت تا نه ماه است - در کمترین مدت و در جلسه فوق العاده به اتهام قتل عمد کوشا رسیدگی نماید.

 

          شکی در این نیست که این حادثه بسیار دلخراش بوده است و بزهکار این واقعه می بایست مجازات گردد. طبق قوانین جمهوری اسلامی نیز، کوشا به زودی در ملا عام – اگر رئیس قوه قاضاییه مایل باشند - اعدام خواهد شد، تا به اصطلاح درس عبرتی برای دیگران شود تا دیگر جوانی با پنجاه ضربه چاقو دیگری را به قتل نرسانند و در کشتن دیگران دقت کنند که در دام نیافتند، مانند بسیاری از قاتلینی که فراری هستند و از ترس اعدام وقصاص خود را مخفی کرده اند و نمونه بارز آنها، یکی از قوی ترین مردان جمهوری اسلامی ایران است که جوانی را به خاطر سه میلیون تومان پول به قتل رسانده و حال متواری است و دست قانون و عدالت به وی نمی رسد. در مورد این پرونده، اما قاتل را مردم - نه نیروی انتظامی-  بازداشت کرده اند و این جوان در حال حاضر برای آنکه فرار نکند که خدای ناکرده، آبروی نظام نرود، تحت شدیدترین تدابیر امنیتی در اداره آگاهی نگهداری شده، یا به پزشکی قانونی برده می شود و در نهایت تحت شدیدترین تدابیر امنیتی نیز به دار آویخته خواهد شد.

 

          اما در خصوص این جنایت وحشتناک دو نکته را می خواهم به نظر گرامی شما و همچینین مسئولین دولت جمهوری اسلامی، اگر سواد خواندن و نوشتن داشته باشند، برسانم:

 

          نخست اینکه:

 

          وقتی صفحات روزنامه همشهری را می خواندم، به اظهارات متهم و دختری که از مرگ نجات یافته بود برخورد کردم. اظهارات متهم چندان اهمیت نداشت، چرا که او هر چه صغری و کبری کند، در نهایت اعدام خواهد شد، مگر آنکه خانواده مقتول، از قصاص کوشا گذشت کنند؛ اما اظهارات دوست مقتول جای تامل دارد و در واقع اگر مسئولین جمهوری اسلامی اندکی غیرت داشته و دلشان به حال مردمانشان بسوزد – که می دانم نمی سوزد – اندکی تامل می کنند و پیشنهادی را که مطرح می کنم را عملی می نمایند. در روزنامه همشهری نوشته شده است: « دوست صمیمی مهسا که در این حادثه از ناحیه دست راست با 2ضربه چاقو مجروح شده است، از تهدید‌های همیشگی متهم این جنایت خبر داد و گفت که این تهدیدها در مقابل پاسخ منفی دختر جوان به علاقه یکطرفه او بوده است. مرضیه که در روز حادثه با فریاد، مردم را متوجه حادثه کرد، ادامه داد در مدت 4سال تحصیل در دانشگاه علامه طباطبایی، همکلاسی آنها همیشه با بهانه‌ای سعی داشته مهسا را متوجه علاقه‌اش بکند. پاسخ منفی دختر جوان برای خواستگار عاشق‌پیشه قابل تحمل نبوده و با وجود ازدواج دختر جوان با مرد آلمانی، متهم همچنان به همکلاسی‌اش ابراز علاقه می‌کرد. بی‌محلی مهسا به مرد جوان، کینه بزرگی به دل او انداخت و باعث رقم زدن جنایت دلخراش روی پل عابر پیاده شد.»

 

          در زمانی که در کشورم به حرفه وکالت اشتغال داشته و خدمت می کردم، در طول هفته افراد مختلفی با من ارتباط برقرار می کردند و ادعا می نمودند که تهدید به قتل شده اند و امنیت جانی ندارند، چه باید کرد؟ پاسخ این سئوال حتی برای وکلای دادگستری هم سخت است، در حالی که بسیار قابل تامل است. تنها پاسخی که می توان داد این است که مدعی باید برای اثبات ادعای خود در دادسرا و دادگاه دلیل محکمه پسند داشته باشد. آیا شما دلیل محکمه پسندی برای طرح دعوا دارید یا خیر؟ مسلما پاسخ منفی است. چرا که کسی که تهدید می کند، علی الصول در خفا و پنهان دست به چنین عملی می زند و کمتر اتفاق می افتد که شخصی ادعای خود را علنی مطرح کند. در پرونده مهسا هم به همین صورت بود، مهسا هیچ دلیلی بر اثبات ادعایش مبنی بر تهدید کوشا نداشت و هرگز هم فکر نمی کرد کوشا در نهایت تهدید خود را با این وقاحت عملی کند. تنها دوست مهسا شاهد تهدید بوده است که شاهد یک زن در محاکم دادگستری ایران با وجود قانون آیین دادرسی که شهادت یک زن را تنها اماره به حساب می آورد، به عنوان دلیل محکمه پسند نیست و از طرفی هم مهس آگاه نبوده که چه کند که در امان باشد و قانو نیز راهکاری برای امنیت مهسا پیش بینی نکرده است. اما مهم  اینجاست که طبق اصل ۱۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قوه قضاییه مسئولیت مستقیم و وظیفه و تکلیف در پیش گیری از وقوع جرم دارد به عبارت دیگر در چنین مواقعی دستگاه قضایی با کمک دستگاههای اجرایی و به خصوص پلیس مکلف است امنیت شهروندان خود را حفظ کند.

 

          چند روز گذشته، برای اینکه بدانم کشورهایی که امنیت شهروندانشان را حفظ می کنند از چه روشی استفاده می کنند. به پلیس شهری که در آنجا زندگی می کنم رفتم و ادعا کردم که شخصی که او را نمی شناسم من را تهدید به قتل کرده است. شخصی که مسئول پاسخگویی به اربابان رجوع بود، بلند شد و به من گفت اندکی صبر کنم. بعد از چند دقیقه برگشت. رئیس اداره پلیس به نزدم آمد و جریان را جویا شد. من هم گفتم ایمیلی دریافت کرده ام و در ایمیلی که دریافت کرده ام شخصی من را تهدید به قتل کرده است. رئیس پلیس کارت شناسایی من را گرفت و مشخصات من را بر روی برگه ای نوشت و بدون آنکه به صحت و سقم اظهارات من توجهی کند، دستور داد تا به من یک دستگاه اخطار داده شود و آدرس منزل من را هم یادداشت کرد. بر روی دستگاه اخطار، دکمه قرمز رنگی وجود دارد که اگر در مواقع خطر دکمه را فشار دهم، ظرف کوتاه ترین مدت که به سه دقیقه هم نمی رسد، پلیس محلی که در آنجا هستم از طرق دستگاه اخطار، محل را  شناسایی کرده و سریع برای نجاتم، خود را به من می رساند. این خدمت پلیس برای همه شهروندان نروژ وجود دارد. رئیس پلیس زمانی که دستگاه اخطار را به من داد، اعلام کرد که از همین حال ماموران امنیت ما در اطراف منزل شما خواهند بود و از شما مراقبت خواهند کرد، خوب، این روش، بهترین راه و آسان ترین راه برای پیش گیری از وقوع جرم است، که در کشور ایران با ثروت های عظیم نفتی حتی طرحش نیز وجود ندارد و هیچ کس نمی داند که چنین امکاناتی در کشورهای دیگر وجود دارد. که به مسئولین توصیه می شود، همانطور که مرقوم گردید، اگر اندکی غیرت دارید و مسئولیت پذیری هستید، به این موضوع مهم توجه نمایید و صرفا برای پیش گیری از وقوع جرم جوانان را محدود نکنید، چرا که شنیدم، فقیهی بیان داشتند که اگر دخترها و پسرها در دانشگاه جدای از هم بودند، چنین جنایتی رخ نمی داد، مثل اینکه ایشان در کشورهای دیگری که دخترها و پسرها در دانشگاه با هم هستند هر دقیقه شاهد چنین جنایتاتی بوده اند! که چنین نسخه ای را تجویز می کنند.

 

          کسانی که مستعد ارتکاب جرمهای خطرناک عمدی هستند، در بسیاری از مواقع قربانی خود را از ارتکاب جرم آگاه می کنند. نمونه بارز همین پرونده ای است که در حال حاضر در سطح گسترده مطرح می باشد و نمونه معروف دیگر، پرونده سرکار خانم آمنه بهرامی، قربانی اسیدپاشی است که قرار است چشم بزهکار خود را کور کند. ایشان نیز می دانستند که تهدید به اسیدپاشی شده اند. ولی، یا دلیلی بر اثبات ادعای خود نداشتند و یا آگاه نبودند که برای مراقبت از خود چه باید می کردند. اما به هر حال می توان با استفاده از پیشرفت های علمی جلوی بسیاری از چنین جنایات وحشتناک را گرفت.

 

نکته دوم اینکه – وضعیت هر اجتماعی را می توان موثر در نوع جرایمی که در آن اجتماع رخ می دهد، به حساب آورد. دولتی که مردمانش در رفاه به سر ببرند، کمتر شاهد سرقت، کلاهبردای، جعل، قاچاق مواد مخدر، ضرب و جرح و قتل و آدم ربایی و از این دست جرایم خواهد بود، دولتی که مردمانش در بهداشت به سر ببرند، کمتر شاهد مرگ در اثر بیماری خواهد بود و دولتی که مردمانش از آزادی های جنسی و حجاب برخوردار باشد – منظورم از آزادی جنسی فحشاگردی و بی بندوباری نیست و منظور از حجاب، حجاب اجباری است – کمتر شاهد جرایم جنسی و عاطفی خواهد بود. در کشورهایی مثل کشور نروژ که روسپی گری ممنوع است و حجاب اجباری نیست و مردمانش در رفاه و آزادی به سر می برند، روابط عاطفی از همان دوران کودکی تعریف شده است، دختران و پسران از کودکی در کنار هم بوده، با هم بازی می کنند، بزرگ می شوند، به مدرسه می روند و در سن 18 سالگی مستقل می شوند و خود در خصوص آینده شان تصمیم می گیرند. مردها در چنین جامعه ای حریص نیستند، آنها تحت فشار های روحی و روانی مربوط به غرایز جنسی نبوده و روابط دختر و پسر برایشان عادی است. چارچوب دوستی را به خوبی می دانند و با اخلاق رعایت می کنند. اما در جامعه ایران به این صورت نیست، محدودیت های واهی و بی اساس در روابط پسرها و دخترها باعث شده است تا پسران نسبت به دختران حریص گردند و حریص بودن باعث می گردد که اگر علاقه ای به جنس مخالف خود پیدا کنند، با او رابطه داشته باشند و اگر نتوانستند یا جواب رد شنیدند، او را قربانی خودخواهی های خود کنند. همان کاری که کوشا با مهسا کرد.

 

با توجه به توضیحات داده شده، نباید صرفا گفت که کوشا در ارتکاب این جرم مقصر است، پلیس و قوه قضاییه و در کل اجتماع در قتل مهسا، همکاری کرده و ارتکاب جرم را تسهیل نموده است به عبارت دیگر ما همه در فرض وجدانی – نه قانونی – معاونین جرم هستیم و دولت و قوه قضاییه و پلیس و ما که آنها را انتخاب کرده ایم نیز مقصریم و باید نسبت به قتلی که انجام شده است عذاب وجدان داشته باشیم.

 

به هر حال دعا می کنم، روح مهسا و مهساها شاد و آرام گیرند. قربانی شدن مهسا، پیامی است برای ما که نشسته ایم و نظاره گریم تا امام زمان بیاید و ما را از این فلاکت و بدبختی که ۳۳ سال است گریبانمان را گرفته نجات دهد.

 


 


تحريم فعال، با سمبل رنگ زرد، در پايان بازي بد و بدتر!

 

تحريمِ بازي‌ دوسرباخت!

 

به نظر من بازي انتخاب بين بد و بدتر، پس از نمايش آخرين قسمت سريال انتصابات زنجيره‌اي در طول ۳۰ سال ناديده گرفتن حقوق ايرانيان، در خرداد۸۸ فاتحه‌اش خوانده شد! و اين فاتحه‌اي بود بر حكومت ديني به دست ابوالبشر! اين يعني ختم قائله‌ و معركه‌ي انتصابات به نام انتخابات، و البته اين يعني تحريم بازي‌هاي ناممكن و دو سرباخت. تحريم بازي‌هايي كه در آن هيچ بردي متصور نيست! دليلش را هم مي‌توان از بدهاي فعلي مجلس غصب شده توسط بدترها كه جملگي چاكران دست و پا بسته‌ي درگاهند پرسيد! اين بدها هم اكنون چه گلي به سر ملت ميزنند كه بدهاي بعدي بخواهند و بتوانند مجلس چاكران درگاه را براي ايرانيان گلستان كنند؟ دليلش را هم مي‌توان از آن دو سه ميليون مردمي كه در ۲۵ خرداد ماه در همايشي ملي در تهران با سكوت اعتراض كردند و با صحنه‌سازي معركه‌گيران به خاك و خون كشيده‌شدند پرسيد، مي‌توان از آن‌همه خس و خاشاك در سراسر كويري به نام ميهن پرسيد! از آن ملتي بايد پرسيد كه جزو امت خاص‌الخواص نيستند، كه حتي اگر نمايندگان فريب‌خوردگانشان را هم  به بازي بگيرند، بايد تعدادشان كمتر ازمريدان درگاه باشد تا كاري از پيش نبرند.  مشت نمونه‌ي خروار است؛ مصداقش مجلس امروز!

 

عامل اصلي فتنه: قانون اساسي

تا قبل از ۲۲ خرداد۸۸، اگر عده‌اي شك داشتند كه مي‌توان در دايره‌ي بسته و سيكل معيوب قانون اساسي جمهوري اسلامي اراده‌ي جمهور را معني كرد، بعد از آن فهميدند كه واژه‌ي جمهور مركبي است براي حكومت‌راني حكمران و نه خدمت به خواست و اراده‌ي جمهور! كه خواست و اراده‌ي جمهور شرك است! و نمايندگانش بايد چاكر درگاه باشند تا به جرم شرك قتلشان مباح نگردد! فهميدند كه واژه‌ي اسلام قبايي است كه معاويه و يزيد هم مي‌توانند آن را به تن كنند تا اميرالمؤمنين شام شوند، تا به عنوان امت رسول الله روزي هزاران بار بر محمد درود بفرستند، اشك مؤمنين را دربياورند، و در مقام حق هر كه را بيعت نكرد به نام كفار مثله كنند، به زنانشان تجاوز كنند،  و حسين را خارج از دين و عامل فتنه‌ قلمداد كنند و براي قطعه قطعه كردنش صواب اخروي ببرند!

 

فروهر را مثله كردند و به زنداني تجاوز كردند و حسين را عامل فتنه اعلام كردند. چرا كه اينان نيز خود را  بر حق مي‌دانند و غير خودي را كافر.

 

دين متوهمين، افيون توده‌هاست!

تا قبل از ۲۲ خرداد۸۸، اگر عده‌اي به ظرفيت اجتماعي دين شك داشتند، بعد از آن اما به يقين دريافتند كه تفسير حقيقت توسط بشر ناتوان، قادر است حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد، پس حكومت ديني كار بشر متوهم به دين نمي‌تواند باشد. فهميدند كه دين به دليل  تفسيرپذيريش از حق و باطل مي‌تواند در جامعه كه كارش با نسبيات است، همچون افيون توده‌‌ها عمل كند.

 

تا قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ اگر عده‌اي عشق خصوصي ديني خود را در بازار جار ميزدند، بعد از آن فهميدند كه از علني كردن رازهاي معشوق خويش نه تنها چيز بيشتري عايدشان نمي‌شود بلكه چيزي به ديگران هم نمي‌ماسد و هر كس بايد در حريم خود معشوق خصوصي خودش را تجربه كند.اين راز ايمان است. فهميدند كه دين ايدئولوژي نيست، بلكه ايمان به دين نتيجه‌ي يك تجربه‌‌اي خصوصي است كه بدون آن تجربه، باركشي فرضيات است؛ و فرضيات شخصي ذاتا نمي‌تواند رسالت و كاربردي اجتماعي داشته‌باشد!

 

پايان اصلاح‌طلبي

بساط بازي انتخاب بين بد و بدتر وقتي برچيده‌شد كه مردم فهميدند به مصلحت بقاي حكومت نيست كه تعداد بدها بيشتر از بدترها باشد، چرا كه چاكران درگاه كه از منتصبين درگاه هستند ديگر اجازه نخواهند داد كه اين تناسب به نفع غيرخودي‌ها به‌هم بخورد چون طبق قانون اساسي شرط انتصاب، چاكري درگاه است نه چاكري مردم. و در اين راه از هيچ فريب و نيرنگي هم دريغ نكردند: داستان خيلي قبل‌تر از اشك تمساح براي چشمان از حدقه‌درآمده‌ي دانشجويان معترض در ۱۸ خرداد شروع شده بود كه پس از چند سال آمرين و عاملين آن ناشناس باقي ماندند تا كهريزك را به پا كنند، و باز پنهان بمانند تا در انتخابات بعدي و بعدي و بعدي...داستان حتي مدت‌ها پيش از قتل‌هاي زنجيره‌اي و از قلع و قمع رسانه‌ها با دشنه‌ و تكفير آغاز شده بود...داستان از چماقداران و لمپن‌هاي قداره بند روزهاي اول انقلاب آغاز شد...تا اين‌كه به بريدن زبانها و خفه‌كردن يك «آه» به جرم تشويش اذهان عمومي! رسيد، تا اين‌كه مردم بفهمند «‌آگاهي ملت آگاه و هميشه در صحنه‌» به‌عنوان مهم‌ترين پارادكس شعارهاي حكومتي بازيچه و فريبي بيش نيست!   

 

تحريم منفعلانه نه! تحريم فعال آري!

تا قبل از ۲۲ خرداد ۸۸، حضور در هر بازي انتخاباتي، با دليل انتخاب بين بد و بدتر توجيه مي‌شد و نفس وجودي اين نوع انتخاب، حضور سلبي بود نه ايجابي، حضوري براي نه گفتن به سلطه‌ي تماميت‌خواهان ضد ملت، ضد ملي و ضد حقوق و اراده‌ي هر ايراني... علت اصلي آن حضور سلبي فعاليتي مؤثر بود كه در انفعال به چشم نمي‌آمد، تا با راي مردم به بدها معلوم شود كه بدترها به نمايندگي سردمداران جايي در بين مردم ندارند. برخي براي نه گفتن به حكومت و برخي براي برداشتن يك گام هر چند ناچيز به سمت اصلاحات و دموكراسي به اين نوع حضور تن دادند. اما حالا كه از صندوق همان بيرون مي‌آيد كه مصلحت نظام است، حالا كه همان چند اصلاح طلب بي‌خاصيت، ويترين و ابزار شعارهاي عوامفريبانه‌ي حكومت براي پذيرش و تحمل منتقدين خود شده‌اند، حالا كه روز به روز سمبه‌ي تهديد و تحديد شديدتر و تنگ‌تر ميشود، حالا كه حرمت يك ملت با جاسوس‌پروري و تجسس و تجاوز به حريم شخصي براي امنيت يك نفر تا اين حد نا امن شده، حالا كه باز و بسته بودن لنزهاي دوربين‌هاي دولتي بستگي به امنيت يك نفر دارد، حالا كه براي حراست از توهمات يك نفر چوب حراج بر امنيت ايراني زده شده است! حالا كه مشخص شده ولايت فقيه بشر پرخطا مي‌تواند او را به مقام فرعوني برساند، حالا كه استراتژي بقاي حكومت رعب و وحشت شده‌است، حالا كه دروغ و عوام‌فريبي و كتمان اراده‌ و حقوق مردمي كه پيرو ولايت نيستند علني شده‌است، حالا كه مجلس تنها جاي بدترها و چند بد بي‌خاصيت ست،...و حالا كه تمام راه‌ها بسته شده‌است، راهي جز تحريم باقي نمانده! اما تحريمي كه بايد شعاري مشخص در عمل داشته باشد. بصورت مشخص ديده شود، نتوان تفسير به راي و كتمانش كرد. اگر قرار است  كه انتخابات آزاد نبوده و صندوق‌ها در دست خياطي باشد كه خودش مي‌برد، خودش مي‌دوزد و خودش مي‌پوشد بايد تحريم ازنوعي باشد كه اين مصادره و تحميل سليقه را رسوا كند. آن هم با حضور اما نه در خانه. بلكه در مقابل صندوق‌هاي مصادره شده در پياده روها و با سمبلي مشخص. سمبلي مثل رنگ زرد. رنگ نه به قوانين متحجرانه و تنگ نظرانه تا هر فرعوني با كمك نوچه‌ها و جنگ افزار آن را تفسير به راي نكند.

 

پس در روز نمايش بازي انتصابات ايران را زرد كنيم. با هر سمبلي كه رنگ زرد دارد. بيائيم به جاي صندوق‌هاي راي سطل‌هاي زباله را مملو از رنگ زرد كنيم.

 


 


محسنی اژه‌ای در پاسخ به احمدی‌نژاد: قانون مرز ندارد، خط قرمز نداریم

پس از آنکه محمود احمدی‌نژاد روز هشتم تیر ماه و در واکنش به بازداشت نزدیکان دولت گفت که کابینه خط قرمز وی است و تهدید کرد در صورت تداوم دستگیری‌های نزدیکانش دست به افشاگری خواهد زد، امروز سخنگوی قوه قضاییه از دستگیری برخی افراد جدید در پرونده موسوم به جریان انحرافی خبر داد و گفت در این پرونده، غیر از مفاسد اقتصادی مسائل امنیتی هم مطرح است.

به گزارش ایسنا غلامحسین محسنی اژه‌ای امروز در نشست خبری با رسانه‌ها در پاسخ به این پرسش که رییس جمهور عنوان کرده که کابینه‌اش خط قرمز است گفت: «این موضوع را باید از خود رییس جمهور سوال کرد، ولی قانون مرز ندارد و خط قرمز نداریم و این از افتخارات انقلاب است.»

آقای اژه‌ای با اشاره به اینکه در پرونده موسوم به جریان انحرافی مسائل امنیتی مطرح شده است اضافه کرد که در رابطه با این پرونده افرادی دیگری نیز دستگیر شده‌اند.

سخنگوی دستگاه قضا به سخن دیگر احمدی‌نژاد مبنی بر سیاسی بودن بازداشت‌ها هم واکنش نشان داد و گفت این دستگیری‌ها سیاسی نبوده است. وی گفت: «عملکرد دستگاه قضا در این پرونده نشان می‌دهد که موضوع سیاسی نیست. ادامه پیدا کردن دستگیری‌ها هم بستگی دارد به اینکه فردی متهم باشد، مستندی وجود داشته باشد و شاکی هم وجود داشته باشد در این صورت این قضیه دنبال می‌شود.»

این مقام قضایی در بخش دیگری از مصاحبه خود به موضوع ماهواره پرداخت و در این زمینه هم گفت که ماهواره خطرات زیادی برای جوانان و نوجوانان دارد.

اژه‌ای با اشاره به اینکه ماهواره‌ها «خشونت، زشتی‌ها و بداخلاقی‌ها» را ترویج می‌دهد گفت: «خیلی وقت‌ها ماهواره جرم را ترویج می‌کند، ساختن موادمخدر را ترویج می‌کند. سایر کشورهای اسلامی هم در برخورد با ماهواره محدودیت ایجاد کرده‌اند، بعضی برنامه‌ها را با تاخیر پخش می‌کنند و بعضی کلا ممنوع کرده‌اند.»

وی در مورد آخرین وضعیت پرونده خمینی شهر و کاشمر گفت: در پرونده خمینی شهر تعدادی از متهمان در روزهای اول دستگیر و تعدادی هم که فراری بودند بازداشت شدند ولی برخی هنوز فراری هستند. بخشی از متهمین هم برایشان کیفرخواست و تعدادی هم پرونده شان تکمیل شده است اما بخشی از پرونده که مربوط به افراد فراری است همچنان مفتوح است.

محسنی اژه ای در ادامه نشست خود به موضوع تجاوزهای گروهی در دو پرونده کاشمر و خمینی‌شهر پرداخت و در این خصوص با انتقاد از رسانه‌ها گفت که برخی سایت‌ها فضا را ملتهب کردند.

وی با بیان اینکه این پرونده‌ها به سرعت پیگیری می‌شود، گفت که برخی مسائل این پرونده‌ها را پیچیده کرده‌اند. سخنگوی قوه قضاییه در این زمینه گفت: «در این پرونده فردی بسیجی که سال‌ها پیش از پایگاه بسیج به دلیل تخلفات اخراج شده بود و خود نیز متخلف بود و اطلاعات کذب و دروغی را در مورد حادثه کاشمر به مسئولان شهرستان و رسانه ها ارائه کرد و رسانه ها آن را منتشر کردند به طوری که این جریان پیچیده شد.»

در پرونده تجاوز گروهی کاشمر، بیش از ۱۰ نفر به زنی در اراضی اطراف روستای قوژد از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشمر، به صورت گروهی، تجاوز به عنف کردند.

محسنی اژه‌ای در قسمت دیگری از مصاحبه خود در مورد پرونده درگذشت هدی صابر گفت که این پرونده یک سوال بی‌جواب دارد.

وی بدون ذکر جزییات این پرونده اظهار داشت: «از تعداد سه سوال این پرونده، جواب دو سوال را گرفتیم و خلافی در آن نبود. در مورد سوال دیگر نیز پزشک باید پاسخ دهد که هنوز جوابی به ما نرسیده است.»

این مقام قضایی در پایان هم به مساله‌ی زمین‌خواری در جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت «ما تقریبا هر سال از این پرونده‌ها داشته‌ایم و امیدواریم به پایان برسند.»


 


عقب‌نشینی نسبی سید محمد خاتمی

به گزارش سایت میهن، خاتمی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی شمال کشور به طرح صریح دیدگاهش درباره انتخابات پیش رو پرداخته. میهن می‌نویسد که این سخنان به هر دلیلی منتشر نشده است. سایت میهن مدعی است که فایل صوتی این دیدار را در اختیار دارد، ولی اثری از این فایل در سایت دیده نمی‌شود.

به گزار میهن، خاتمی همچنین گفته است: « ما از سال۸۴ نباید در انتخابات شرکت میکردیم! متاسفانه این اشتباه ما بود. این بار اگر شرایط فراهم نشد حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم». وی البته افزود که «این نظر شخصی من است و همه باید بعد از شور و رایزنی با هم تصمیم بگیریم».

این سخنان با مواضع پیشین خاتمی چندان هماهنگ نیست، چرا که او خود در سال ۱۳۸۷ برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری اعلام آمادگی کرده بود. اما اگر امروز به این نتیجه رسیده است که نباید در انتخابات از سال ۱۳۸۴ حاضر می‌بوده، مدعیان «تحریم» انتخابات می‌توانند بر ایده‌شان مجددا پای بفشرند و بگویند که رهبر جنبش اصلاحات خود به همان نتیجه‌ای رسیده که آنها از سال‌ها قبل به آن رسیده بوده‌اند.

پس از ابراز نظرهای طرفداران شرکت در انتخابات و تکاپوی برخی پیروان «خط امام» برای جلب نظر مثبت شورای نگهبان، انتشار نقدهای مختلف و نیز گفتگوی «کلمه» با تاج‌زاده، نشان از عدم هماهنگی کامل میان یاران خاتمی داشت.

خاتمی که در ماه‌های اخیر به خاطر مواضعش در قبال حاکمیت از سوی گروهی از منتقدین، مورد حمله و انتقاد شدید قرار گرفته بود، به گفته سایت میهن گفته است که حضور در انتخابات حتمی نیست. این سخن خاتمی به معنای بایکوت انتخابات مجلس نیست.

در فضای آنلاین نیز در طی روزهای اخیر، بحث‌های داغی پیرامون شرکت یا تحریم انتخابات درگرفته است. حضور مسعود بهنود در برنامه پارازیت و اشاره‌اش به میزان شرکت کنندگان در انتخابات و همچنین تمایل اصلاح‌طلبانه به شرکت در انتخابات با حمله‌های شدیدی مواجه شد که طرفداران بهنود و خود او را به واکنش واداشت. بهنود در پاسخ به منتقدان گفت: «همه دوستانی که رگ گردن‌شان برآمده، بسيار به‌جاست به‌جای آن که سيلی در گوش پزشک بزنند کمی به خود آيند، اگر معتقدند نبايد در انتخابات شرکت کرد دور هم جمع شوند، کاری حسينی کنند، در ماه‌های مانده، بجنبند و مردم ايران را با خبر کنند و جريان تحريم را که مورد نظرشان هست به قوت برسانند.»

از سوی دیگر، سخنان بابک داد در پارازیت این هفته و تاکیدش بر عدم مشارکت در انتخابات آینده، با استقبال گسترده‌ای مواجه شد. بابک داد گفت: «بین مردم و حکومت یک خط قرمز از خون، خون قربانیان بیگناه این وسط است که هرکس پایش را آن ور بگذارد باید از این خط بگذرد»، که منظور این روزنامه‌نگار، گذر از خون «شهدای جنبش» برای شرکت در انتخاباتی دیگر بود.

به گفته منابع خودنویس، حامیان هاشمی رفسنجانی تمایل زیادی به حضور در انتخابات و گرفتن سهمی در مجلس آینده دارند. همچنین رسانه‌هایی که گفته می‌شود از حمایت مادی و معنوی نزدیکان هاشمی بهره‌مند هستند مخالفتی با شرکت در انتخابات آتی نکرده‌اند و حتی به کسانی چون مجتبی واحدی که مخالف حضور بی قید و شرط در انتخابات آتی است، تاخته‌اند.

باید دید اولا سید محمد خاتمی این سخنان را تایید می‌کند یا نه؟ و اگر تایید می‌کند، تا کجای کار در برابر جناح حاکم برای تحقق شرط‌های‌اش می‌ایستد. ۱۲ سال پیش در چنین روزهایی، دولت خاتمی عملا قافیه را به جناح حاکم باخت، درست در روزهایی که خاتمی در اوج محبوبیت بود. امروز اما شرایط خاتمی مثل آن روزگاران نیست و طرفداران بسیاری از او فاصله گرفته‌اند.


 


یک منبع: آزاده اردكاني گروگان سپاه است

 

 

بر اساس گفته این منبع، حوالی ظهر دوشنبه ۱۳ تیرماه، نیروهای لباس شخصی پس از يورش بردن به محل كار آزاده اردکانی، با ماموران حراست موزه ملي درگير شده و او را بازداشت کرده‌‌اند. هرچند در چند ماه اخير خبرگزاري فارس بلافاصله خبر بازداشت افراد مرتبط به مشايي و بقايي را منتشر نموده، اما تاكنون در مقابل دستگيري آزاده اردکانی سكوت اختيار كرده است.

يك روز پس از دستگيري رئيس موزه ملي، سردار جعفري، فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مصاحبه با خبرگزاري مهر، گفته بود سپاه از سوي قوه قضاييه كشور ماموريت گرفته تا با حلقه جريان انحرافي برخورد كند، اما به بازداشت اردكاني اشاره‌اي نكرد.

اكنون بي‌خبري محض از وضعيت فعلي آزاده اردكاني و عدم پذيرش بازداشت و در اختيار داشتن او از سوي نهادهاي مسوول در ايران، اين احتمال را مطرح كرده كه گروگان‌گيري رئيس موزه ملي ايران از سوي نيروهاي خودسر در سپاه صورت گرفته تا هشداري براي حميد بقايي، معاون اجرايي احمدي‌نژاد باشد.

گفته مي‌شود عدم علاقه خبرنگاران و جامعه شبكه‌هاي اجتماعي مجازي ايران به موضوع آزاده اردكاني، از انتشار عكسي از او در كنار مشايي و هديه تهراني نشات مي‌گيرد.

 

آزاده اردکانی، سردبير خبرگزاري ميراث آريا در سال ۱۳۸۸ با دستور بقايي، (رئیس سازمان میراث فرهنگی وقت) به سمت رياست كل موزه ملي ايران منصوب شد و توانست براي مدت چند ماه منشور حقوق بشر كوروش را از موزه بريتانيا به ايران منتقل كند كه چنين مراوده فرهنگي در تاريخ پس از انقلاب اسلامي بي‌سابقه بوده است.

خانم اردكاني، نخستين رئيس موزه ملي ايران بود كه درهاي مخازن اين مجموعه را به روي خبرنگاران و عكاسان باز كرد تا اثبات كند روساي پيشين موزه هيچ اقدامي براي حفظ اثار محفوظ در آن انجام نداده‌اند. همين اقدامات او باعث شد باستان‌شناساني كه از مديريت يك خانم در موزه ناراحت بودند، او را مورد حمله و انواع توهين‌ها و اتهامات قرار دهند.

 

 

 


 


حملات شدید حامیان نظام به «رضا خاتمی» ادامه دارد


محمد رضا خاتمی در این نامه که در واکنش به اظهارات فرمانده سپاه درباره انتخابات نوشته شده بود، گفته بود: «شما نه قانونا و نه شرعا و نه عرفا و نه مصلحتا در جایگاهی نیستید که برای سیاسیون خط و نشان بکشید و برای آنها شرط تعیین کنید...این رفتار شما به عنوان یک فرمانده نظامی در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است.» جعفری هفته گذشته در گفتگو با خبرگزاری مهر شرط بازگشت محمد خاتمی به سیاست را تغییر رویه و اعلام برائت وی از جنبش سبز و رهبران آن اعلام کرده بود.


محمد کرمی‌راد فرمانده سابق سپاه و نماینده مجلس در گفتگو با خبرگزاری اصولگرای «دانشجو» درباره نامه خاتمی گفت: «خاتمی تصور نکند که مماشات قوه قضائیه با وی دائمی است، اگر او بخواهد با حمله به فرماندهان سپاه در پازل دشمنان انقلاب نقش بازی کند، قطعاً با حکم دستگاه قضایی بازداشت می‌شود.» وی همچنین ادامه داد: «گستاخی اصلاح‌طلبان و بخصوص رضا خاتمی در خصوص مماشات با سران فتنه ناشی از ناتوانی قوه قضائیه است.» و اینکه «محمد خاتمی باید امروز در زندان به سر می‌برد.»


حسین همدانی فرمانده سپاه تهران نیز در گفتگو با روزنامه تهران امروز سپاه را یک جریان اصولگرا دانسته که وظیفه آگاهی رسانی به مردم را دارد و ادامه داده: «كار ما این است كه همه گروه‌ها را برای مردم معرفی و روشن كنیم. یعنی مبلغین، روحانیت، سپاه، نخبگان و دانشگاهیان ما باید كاری كنند كه مردم احزاب و كاندیداها را بشناسند. سپاه به عنوان دستگاهی كه در بخش امنیت نقش دارد باید این‌ها را به مردم معرفی كند. مگر می‌توان انتظار داشت كه سپاه در این زمینه بیكار باشد؟! مگر سپاه یا نیروی انتظامی می‌تواند كسی را كه می‌داند روزی دزدی می‌كند به مردم معرفی نكند؟! حتما این كار را انجام می‌دهد...وقتی ما می‌گوییم همه مردم ما بسیجی‌اند و اگر قرار باشد این بسیج وارد فعالیت‌های سیاسی نشود پس چه كسی باید فعالیت سیاسی كند؟!» همدانی در خصوص ارتباط بسیج با سپاه اضافه کرده است: «مگر می‌شود سپاه از بسیج جدا باشد. سپاه دارد بسیج را مدیریت می‌كند.»


در ادامه واکنش ها محمد رضا نقدی فرمانده بسیج در گفتگو با فارس شدیدا به رضا خاتمی حمله کرده و ضمن «مزدور» و «اجنبی» خواندن او گفته است: «این‌گونه افراد عددی نیستند. مردم این مزدوران را شناخته‌اند و آنها تفاله‌های سیاسی نفاق هستند كه مردم آنان را كنار زده‌اند و به هیچ‌وجه دیگر به آنان میدان نخواهند داد.»


همچنین علم‌الهدی امام جمعه مشهد در گفتگویی رسالت سپاه و بسیج را پاسداری از انقلاب دانست و گفت: «نمی‌توان بدون ورود به عرصه سیاست از نظام دفاع كرد؛ امام(ره) هیچ‌گاه نفرموده‌اند كه سپاه در عرصه سیاست دخالت نكند بلكه ایشان فرمودند كه در احزاب سیاسی و مقوله انتخابات وارد نشود و طرفدار كاندیدای خاصی نباشد و این موضوع در صحیفه امام(ره) موجود است.» علم‌الهدی همچنین درباره رضا خاتمی گفت: «متأسفانه برخی از فتنه‌گرها از نسبت فامیلی خود با امام(ره) برای رسیدن به اهداف سیاسی خود مایه می‌گذارند. درست است كه محمدرضا خاتمی داماد آقای اشراقی است اما مردم ما كور و كر نیستند و بعد از فتنه ۸۸ همه چیز برای آنها روشن شد.» گفتنی است محمد رضا خاتمی همسر زهرا اشراقی، نوه آیت‌الله خمینی و دختر شهاب‌الدین اشراقی است.


محمدحسن قدیری سفیر سابق ایران در ‌‌مكزیك نیز در گفتگویی با طعنه به خاتمی گفت: «حق با سخنان محمدرضا خاتمی درباره عدم دخالت سپاه در مسائل كشور است! چرا‌ كه از نظر آنها جرج سوروس صهیونیست، اسرائیل، آمریكا و انگلیس باید در مسائل جمهوری اسلامی ایران دخالت آشكار داشته باشند و منابع مالی اعضا و جریانات مورد نظر آنها را تأمین كنند.»


همچنین آقا تهرانی نماینده اصولگرای مجلس نیز درباره نامه خاتمی به فارس گفته است: «اقدام اخیر آقایان در توهین به سپاه هم موضوع جدیدی نیست چرا كه این آقایان و فتنه‌گران هیچ وقت بچه‌های ارزشی و نیروهای جنگ و جبهه را برنمی‌تابیدند لذا در حال حاضر هم توهین آنها اتفاق تازه‌ای نیست.» وی همچنین اینكه سپاه بسیج نباید نظر سیاسی داشته باشند را غیرممكن دانست و اظهار عقیده کرد: «مگر می‌شود كه كسی نظر سیاسی نداشته باشد، سیاست ما عین دیانت ماست و وقتی كسی دیانت دارد سیاست هم خواهد داشت.» همچنین او خاتمی را فردی غرب زده نامید و اظهارات او درباره سپاه را دیکته شده از غرب دانست و گفت: «وجود سپاه و بسیج از نظر غرب دارای اشكال جدی است لذا كسی كه غربی‌ فكر می‌كند، به سپاه هم اهانت خواهد كرد از این رو اهانت‌های آقای خاتمی به نهادهای اصیل انقلاب را طبیعی می‌دانم چرا كه بینش گذشته آقایان هم، همین بود."»




 


عماد افروغ: به تدریج داریم ولایت فقیه را شاه می‌کنیم

عماد افروغ، نماینده مجلس هفتم، با نقد فضای سیاسی حاکم بر ایران می‌گوید «به تدریج داریم ولایت فقیه را شاه می‌کنیم.»

آقای افروغ در گفتگویی تفصیلی با خبرآنلاین، وب‌سایت نزدیک به علی لاریجانی در مورد مسائل متعددی اظهار نظر کرده و انتقادهای تندی را متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی کرده است.

نماینده پیشین تهران در مجلس با اشاره به اینکه روزانه دایره انقلاب تنگ و تنگ‌تر می‌شود گفته است: «هر روز تصورمان از انقلاب و ولایت فقیه تنگ‌تر می‌شود و به تدریج داریم ولایت فقیه را شاه می‌کنیم؛ یعنی یک روزی فره ایزدی متناسب با این ظرف محدود بود و حالا داریم به جای اینکه ظرف را توسعه بدهیم، لباس فره ایزدی را بر تن ولایت فقیه می‌پوشانیم.»

وی همچنین با بیان اینکه مردمسالاری دینی نسبت به ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی مقدم است گفته: «طبعا ولایت فقیه هم محدودیت‌هایی دارد که هم باید پایبند به نظارت باشد و هم بی عنایت به مقبولیت نباشد.»

نماینده سابق تهران در بخش دیگری از گفتگوی بلند خود به مسائل انتخابات در جمهوری اسلامی پرداخته و گفته است در بروز «تخلف مستقیم یا غیرمستقیم» در انتخابات ریاست جمهوری گذشته «هیچ شکی ندارد» و «از نزدیک شاهد دخالت قوه مجریه در فرآیند انتخابات بوده است.»

وی با بیان اینکه نمی‌خواهد در این زمینه وارد «جزئیات» شود. گفته است: «شبهه تقلب را قبلا هم مطرح می‌کردند اما چنین بازتابی ایجاد نمی‌شد. برای رفع شبهه تقلب، باید یک فرایند اقناعی صورت می‌گرفت، اما چنین نشد.»

نماینده اصولگرای مجلس هفتم با اشاره به اینکه ماجراهای قبل و حین و بعد از انتخابات ۸۸، هنوز مرمت نشده گفته است: «اتفاقاتی که افتاده، سلب اعتماد عمومی رخ داده و حوادثی قبل، حین و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داده که باید مرمت شود. مثلا تهمتها و افتراهایی زده شده که نه سندی برای اثبات آنها ارائه شده و نه عذرخواهی صورت گرفته است.»

وی پیش بینی کرده است که در انتخابات آینده مجلس حضور مردم و نخبگان پر رنگ نخواهد بود و افزوده: «مگر اینکه بخواهیم بگوییم هیچ مساله‌ای نبوده و اگر هم بوده نباید درباره آن حرفی بزنیم.»

عماد افروغ در پایان گفتگوی خود به خبرآنلاین گفته است که با دریافت پیامک تهدید آمیزی تهدید به ترور شده است. وی در این خصوص گفته است: «تهدید به ترور شدم! حتی پیامک‌های آن زمان را هم یادداشت و با شماره تلفن آنها را به  وزارت اطلاعات گزارش کردم. اما امروز باید داوری کرد که چه کسی بهتر مساله را تشخیص داده بود.»


 


نقد کوچکی بر فیلم آگورا و شباهت آن با سرنوشت ما ایرانیان

 

من به ندرت در خصوص فیلم چیزی می‌نویسم، اما امروز تصمیم گرفتم که در مورد فیلم آگورا چند خطی برای شما بنویسم. فیلم آگورا یک فیلم اسپانیایی است نویسنده و کارگردان آن هم  آگورا آلخاندرو آمنتاباراست که همانطور که از اسمش هم پیداست،  او نیز یک کارگردان اسپانیایی میباشد. فیلم آگورا اما به‌زبان انگلیسی ساخته شده است.  امری که می‌تواند بینندگان بیشتری را بخود جلب کند! من البته با اجازه خوانندگان گرامی، توضیح بیشتری در خصوص جزئیات و مسائل تکنیکی فیلم نمی‌دهم، چرا که مطمئنم که خواننده علاقمند می‌تواند خودش این نکات را پیدا کند. مطلبی که من مایلم که در خصوص این فیلم بنویسم مربوط می‌شود به موضوع این فیلم زیبا که شباهت عجیبی به سرنوشت ما  ایرانیان و حکومت ج. الف دارد

 داستان فیلم آگورا در در شهر اسکندریه در مصر باستان اتفاق می‌افتد، و زمان داستان این فیلم هم  مصادف است با اواخر امپراتوری رم.

سکنه این شهر از قدیم بت‌های خود را می‌پرستند، تئاتر ها ، می‌خانه‌ها و مدارس خود را دارند و سخن گفتن در این شهر آزاد است، هر چند شهر توسط نیروهای ابرقدرت آن‌زمان اشغال شده، اما اصولا مردم آن کشور باج و خراجی به رم می‌دهند و زندگی خود را می‌کنند.

چیزی که مردم این شهر از آن خبر ندارند این است که مسیحیت، بعد از به صلیب کشیده شدن مسیح،  قوام گرفته و تعداد مسیحیان هر روز در حال فزونی گرفتن است.

آگورا نام زنی فیلسوف، خردورز، دانشمند، بسیار کنجکاو، و البته بسیار زیباست که با عقایدی به‌مراتب جلوتر از معاصران خود، در این شهر به‌کار ترویج فلسفه و علم و همچنین همزیستی مسالمت آمیز مشغول است. او و پدرش که مدیر مدرسه نیز هست هر دو از احترام ویژه ای نزد مردم برخوردارند.

در این میان هر روز در شهر بحث‌های «مسیح ما پسر خداست»، و یا « بتهای ما خدا هستند و ما بر حقیم» داغ‌تر و داغ‌تر میشود، تا روزی که برادران مسیحی کار را به اینجا می‌کشانند که یکی از طرفداران بت‌پرستی را در آتش میاندازند که خود این کار آغاز هیجان‌انگیز و پر ماجرای ادامه این فیلم بسیار زیبا می‌شود

برادران مسیحی با شعار بهشت برای همه، دست به ارشاد اجباری می‌زنند و  پایه‌های جهنم‌شان را در شهر بسط می‌دهند، و با کیسه‌های سنگ به کمر بسته، هر دگراندیشی را مورد مهرورزی آیین «بر حق» خودشان قرار می‌دهند.

 من در اینجا قصد ندارم که با توضیح بیشترخود، هیجان این فیلم را برای آنها که این فیلم را ندیده‌اند کم کنم، هرچند که معتقدم که این فیلم ارزش چند بار دیدن را هم دارد، لذا این نوشته مختصر خود را در خصوص این فیلم، با  چند جمله کوتاه  به  اتمام می‌رسانم!  فیلم آگورا از تمام المنت‌های یک فیلم خوب برخوردار است. این فیلم در عین حالی که بیننده را به وجد می‌اورد، قوای تعقل بیننده را هم تحریک می‌کند. عشق، تعقل، احساسات، انسانیت، هیجان، فساد سیاسی، طمع کاری و خشونت مذهبی و تمام به اصطلاح «ملات هایی» که می‌توانند یک فیلم معمولی را به یک فیلم موفق تبدیل کند، در آگورا پیدا می‌شود!

در هر صورت، داستان این فیلم، داستانی غم انگیز و تاسف‌باری است که در تمام تحولات، دگرگونی‌ها و سیر یک جامعه از یک باور بسوی یک باور دیگر اتفاق افتاده و متاسفانه هنوز هم  می‌افتد!  تو گویی که انسان محکوم به تکرار این اشتباهات است. در پایان باید این را هم اضافه کنم که امری  که بسیار تعجب من را بر انگیخته است این است که این فیلم از جانب واتیکان و ملاهای مسیحی تکفیر نشده است، البته شب دراز است.

دیدن این فیلم را برای همه توصیه می‌کنم

 


 


آموزش «آمیزش»: میوه ممنوعه

در جامعه سودا زده اسلامی با یکی از نیازها و اصول اولیه  بقا به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی هرکس کلامی از سکس بگوید حریم‌های اخلاق را درنوردیده و بنیان اجتماع را مورد هجمه قرار داده است. آقایان مدعی دانشمندی که خود را علما نامیده‌اند در زمینه سکس هم خود را دانای کل می‌دانند و در حالی‌که آموزش‌های کلاسیک سکس در جامعه توسط متخصصین این امر را جایز نمی‌دانند و خود در کتاب‌های توضیح المسایل‌شان مواردی را مطرح کردند که هیچ کتابی حتی با نوشتن یک خط از این مطالب از تیغ ممیزی وزارت ارشاد سر سالم به درد نخواهد برد. 

 

به راستی باید پرسید اگر در سایت آقای مکارم شیرازی  پرسش و پاسخ‌های زیر وجود دارد:

 

- حکم عمل [سکس دهانی]

  حکم عمل ساکینگ (مکیدن آلت توسط همسر) چه می‌باشد؟

  زن و شوهر می‌توانند هر گونه لذتی از یکدیگر ببرند ولی شایسته است از کارهایی که با کرامت انسانی سازگار نیست اجتناب ورزند.

 

- حکم وطی در دبر زوجه

  لطفا بفرمایید وطی در دبر زن چه حکمی دارد و چرا اکثراً نهی می‌کنند آیا اشکال پزشکی دارد و آیا در موقع غیر ایام حیض فقط اشکال دارد یا مواقع دیگر هم اشکال دارد؟

  این کار بدون رضایت زوجه حرام و با رضایت وی کراهت شدید دارد و اشکال پزشکی آن قابل انکار نیست و تکرار آن سبب نوعی انحراف جنسی می‌شود.

 


چرا یک کتاب در رابطه با آگاهی‌های جنسی و آموزش مسایل جنسی و راهکارهای یک سکس لذت‌بخش در جامعه توانایی چاپ ندارد؟ اگر در کتاب‌های معتبرحدیث شیعه از سکس در پشت کوهان شتر تا میان کنیزان روایت وجود دارد چرا این حق برای بیان علمی این مسایل و آموزش سراسری آن وجود ندارد؟


متن زیر را در همخوان گوگل خواندم که بدون تغییر و با حذف اسم‌های خاص آن، با شما به اشتراک می‌گذارم تا فتح بابی باشد برای صحبت از میوه ممنوعه آموزش سکس.


هر چی من بیشتر سعی در شناخت میل جنسی و تقویت اون می‌کردم، انگار هیچ فایده ای نداشت. حدود ۲ سال و نیم می‌گذشت از ازدواج‌مون. و اوضاع تغییر چندانی نکرده بود. اما من دیگه یاد گرفته بودم عدم تمایلم رو به صراحت بیان کنم. و خیلی کوتاه نیام . اما باز هم از هر ۴ بار سکس در هفته من شاید فقط ۱ بار تمایل داشتم. اون هم به کمک زمینه‌سازی‌های قبلی مثل فیلم دیدن و لباس سکسی پوشیدن. و همین عدم تعادل بین خواسته‌هامون، شده بود سرکوفت توی سر من که «تو به نیازهای من توجه نمی‌کنی، خواسته‌های منو نمی‌بینی، و برو زن‌های دیگه رو ببین و ....» منتفرم بودم از شنیدن این حرفا. و اون نمی‌فهمید که با زدن این حرفا من مدام حس بدتری پیدا می‌کنم و خسته‌تر می‌شم.


یکی دوبار به مشاوره رفتم اما متاسفانه پیگیری نکردم و ادامه ندادم. مجموع آن کتاب خوندن‌ها و مشاوره رفتن‌ها همه می‌شد اینکه باید باهاش حرف بزنم. و بگم چه کاری و چه حرکتی برام جذاب‌تره و می‌تونه من رو تحریک کنه. این رفتارهای تحریک کننده رو از خلال سایت‌ها ی سکسی، و فیلم‌ها کشف کرده بودم و می‌دونستم تا حد زیادی چی میخوام. اما گفتنش به مراتب سخت‌تر بود.چند ماه تلاش کردم تا بتونم اعتماد به نفسم رو جمع کنم و به امیر بگم.


اون شب چراغ‌ها را خاموش کردم. در تاریکی و با صدایی که از ته گلو در می‌یومد و از خجالت در حال مرگ بود بهش یه چیزایی گفتم. گفتم که دست‌هاتو باید چجوری روی بدنم بکشی، که باید حس کنم داری کشفش می‌کنی. گفتم لباس‌هامو آروم در بیار. سریع این کارو نکن. گفتم دوست دارم حرف بزنی. تعریف کنی، گفتم دوست دارم از لبها و زبونت استفاده کنی  و ......وقتی تموم شد سریع خوابیدم.


اون گفتن‌ها تا حدی کمک می کرد. اما یه حس بد همیشه وجود داشت. اینکه .....(همسرم) این کارهارو می‌کنه چون من ازش خواستم. به شدت به نظرم تصنعی می‌یومد. و کافی بود یه لحظه به این حسم فکر کنم. تمام میل جنسی خاموش می‌شد.


این وسط یه چیزای دیگه ای وجود داشت که شده بود استرس اضافه برای من........(همسرم). دوست داشت یکبار هم که شده سکس از پشت رو تجربه کنه و من به هیچ عنوان نمی‌پذیرفتم. اون هم هر بار به خاطر من کوتاه می‌یومد اما تهش می‌گفت که تو با همه زنها فرق داری و اونا این کارو می‌کنن. هر چند می‌گفت تا تو نخوای من این کار رو نمی‌کنم اما به هر حال هر بار که توی سکس از خود بی‌خود میشد می‌ترسیدم نکنه به خواسته من توجه نکنه و همین شده بود نگرانی که نمی‌ذاشت با یه ذهن آزاد سکس داشته باشم. و یه چیز دیگه هم که می‌خواست [سکس دهانی] بود که من ازش متنفر بودم. اوایل اصلا قبول نمی‌کردم ولی وقتی تمایلش رو می‌دیدم دلم می سوخت و این کار رو انجام می‌دادم  و هر بار بعدش دلم می‌خواست زار بزنم. احساس کثیفی و نفرت بهم دست می‌داد.


و این‌جوری و در بین همه این کشمکش‌ها ما روزها رو می‌گذروندیم و در این بین اما عشق و علاقه ما هم در حال تغییر شکل دادن بود.

 

داستان بالا، یکی از دردهای جامعه هست که مانند بسیاری دیگر از مشکلات به جای دادن پاسخی درخور به آن حکومت با کمک از نیروی قهریه و گشت ارشاد سعی بر پاک کردن آن از ظاهر محیط اجتماعی دارد اما فعالان حوزه اجتماعی می‌دانند که در زیر پوست شهرهای این کشور از کوچک و بزرگ روزانه صدها رابطه جنسی خارج از چارچوب رابطه زن و شوهری از سنین ۱۴ - ۱۵ سال در حال وقوع هست که تنها یک مراجعه به مطب پزشکان زنان یا اورولوژی می‌تواند ابعادی از فاجعه‌ای به نام عدم آگاهی جنسی را نشان دهد. فاجعه‌ی که با بگیر ببند‌های گشت‌های ارشاد و سوق دادن جوانان از محیط‌های اجتماعی به فضاهای خانگی روز به روز بر میزان آن افزوده می‌شود.

 

آنچه من گفتم تکرار مکررات و بیان دردی بود مزمن. اما به راستی چه باید بکنیم؟ فعالان حوزه مجازی چگونه می‌توانند به گسترش این آگاهی‌ها بدون افتادن در ورطه ابتذال کمک کنند؟


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته