-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 07/11/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



اعتراض تند «محمد محمدعلی» به سانسورچیان وزارت ارشاد

 

محمد محمدعلی، اظهار داشته است: « ۱۰ عنوان از کتاب‌هاي من که دست انتشارات کاروان بود، پس از ماجراي پيش‌آمده براي اين انتشارات، افتاد در دردسرهاي ارشاد و چون مي‌بايست ناشر هم عوض مي‌کردم، حدود دو سال و نيم است که غير از «قصه‌ي تهمينه»، هيچ‌کدام امكان انتشار پيدا نكرده است. «قصه‌ي تهمينه» هم حدود ۱۱ ماه بود که چاپ شده بود و اجازه‌ي خروج از چاپخانه نداشت تا بالأخره چند روز پيش، اين اتفاق افتاد.»

 

این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا افزوده است: کتاب‌هاي «نقش پنهان» و «بازنشستگي» و «دريغ از روبه‌رو» و «چشم دوم» و «شاملويي که من مي‌شناختم» (کار تازه) و «از ما بهتران» و... دست کتابسراي تنديس است و دارد خاک مي‌خورد و برادران ارشادي اصلا فکر نمي‌کنند کسي که عمرش را گذاشته و آثاري به‌وجود آورده تا هنگام پيري بهره‌اش را ببرد و حداقل مثل يک بقال يا کافه‌چي درآمد معقولي داشته باشد، از چه راهي شرمنده‌ي اطرافيانش نشود؟ آيا من بايد حق خودم را از کسي گدايي کنم؟ من که هيچ‌گاه زياده‌طلب و اهل افراط و تفريط نبودم، بايد چه كار كنم تا دل‌شان مثلا بسوزد و حق مرا بدهند؟! اميدوارم کسي پيدا شود، بگويد من بايد حق خود را از چه کسي بخواهم که گوش شنوا داشته باشد، موي سر سفيد کرده باشد و بداند با حقوق بازنشستگي، شکم سه تا قناري هم سير نمي‌شود، چه رسد به آدم با اين گراني سرسام‌آور... نمي‌دانم چه بگويم تا به گوش آقايان برسد؟

 

این اولین بار نیست که محمد محمدعلی به سانسور موجود در ایران اعتراض می‌کند، اما در سال‌های اخیر وضعیت چاپ کتاب به حدی رسیده است که حتا صدای نویسندگان حکومتی و همچنین مسئولان سابق وزارت ارشاد هم بلند شده است.

 


 


گزارش خبرگزاری سپاه از تلاش بشار اسد برای بقا: اعلام آغاز «جمهوری سوم سوریه بر  اساس اصول دموكراتيك»

خبرگزاری فارس در خبری به نقل از شبکه عربی-ایرانی «العالم» و از قول «شریف شحاده»، از نویسندگان هوادار بشار اسد، اعلام کرده است که «سوريه مرحله جديد تاريخ سياسي خود را آغاز كرده است و جمهوري سوم با رهبري بشار اسد رييس جمهوري و بنيانگذار اصلاحات گسترده در سوريه، آغاز شده است.»

در این خبر اضافه شده است، «مذاكراتي كه امروز در سوريه با حضور نمايندگان اقشار مختلف مردم و گروه هاي مخالف برگزار شد، بهترين نمونه حل و فصل مسايل به روش گفتگو است. مذاكرات همواره به نحو احسن برگزار مي‌شود و حاضرين درباره منع دخالت خارجي درامور داخلي سوريه اتفاق نظر دارند، [اما] آمريكا و اتحاديه اروپا در صدد به بن بست كشاندن مذاكرات هستند.»  

این در حالی است که به گفته خبرگزاری‌ها همین دیروز ده‌ها نفر از معترضین در گوشه و کنار سوریه توسط نیروهای دولتی به قتل رسیده‌اند، و امروز نیز روزنامه لبنانی «دیلی استار» خبری در مورد این به اصطلاح‌ گفتگوها منتشر کرده است تحت عنوان «سوریه بدون معترضین وارد گفتگو شد.»  به گزارش دیلی استار نیروهای معترض و اپوزیسیون سوریه این اقدام دولت بشار اسد  را دیر و  بی‌فایده خوانده‌اند و آن را  تحریم کرده‌اند.

گفتنی است که این سومین بار از آغاز تظاهرات مردمی بر علیه دولت سوریه است که بشار اسد دست به پیشنهاد یک «گفتگوی ملی» و اعلام تصمیم به ایجاد «اصلاحات گسترده و دموکراتیک» زده است.


 


مراسم ۱۸ تیر در سوئد

به مناسبت دوازدهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در هیجدهم تیر ۱۳۷۸ نمایشگاهی از عکس های آقای حسن سربخشیان از این حمله در شهر «کرونا»ی سوئد و در خانه-موزه پایه‌گذار این شهر برگزار شد.

هرساله در این روز فعالان دانشجویی و گروه‌های سیاسی در سراسر جهان اقدام به برگزاری مراسم بزرگداشت این واقعه می‌کنند. امسال علاوه بر شهرهای بزرگ جهان، این مراسم برای اولین بار در شهر کوچک «کرونا» در شمال سوئد و به همت دو تن از فعالین سیاسی-دانشجویی نیز برگزار شد.

این مراسم در خانه-موزه پایه گذار شهر برگزار شد و تعداد بیست و شش قطعه عکس از کارهای حسن سربخشیان با حضور مدیر بخش فرهنگی شهر آقای  Dan Lundstrom افتتاح شد. در این مراسم سید داوود موسوی -عکاس خبری و فعال سیاسی دانشجویی- که در آن سال در متن حادثه حضور داشته درباره جنبش دانشجویی و واقعه ۱۸ تیر به ایراد سخنانی پرداخت و به بازدیدکنندگان برگه‌هایی درباره این حمله و همچنین آخرین وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه شد. در همین رابطه روزنامه مهم شمال سوئدNSD طی مصاحبه‌ای با آقای موسوی گزارشی درباره این واقعه نیز منتشر کرد.

در واقعه کوی دانشگاه نیروهای امنیتی و گروه‌های فشار(موسوم به انصار حزب الله) به دانشجویان معترض به بسته شدن روزنامه «سلام»  در کوی دانشگاه تهران و خوابگاه های کوی در شبانگاه  ۱۸ تیر ۷۸ حمله کردند. در این حمله حداقل سه نفر از دانشجویان به نام های عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده و تامی حامی‌فر (بیانیه شورای متحصنین  ۲۶ تیر )کشته شدند. سعید زینالی توسط ماموران دستگیر و ناپدید شد. چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله به طور کامل تخلیه و دست و پای عده ای شکسته شد و تعداد زیادی از دانشجویان ضرب و شتم شدند.

این واقعه به نقطه عطفی در فعالیتهای آزادیخواهانه دانشجویان تبدیل شد. عاملان و آمران این حمله هیچگاه دادگاهی نشدند.

با تشکر از لطف حسن سربخشیان عکاس حرفه ای که مجموعه ای عالی از عکس های مربوط به وقایع ۱۸ تیر و حمله به کوی دانشگاه تهران و اعتراضات را بی هیچ چشمداشتی در اختیارمان قرارداد و شهاب‌الدین یوسفی از فعالین سیاسی دانشجویی و علیرضا درودیان‌فر (قهرمان جهان در کیک بوکسینگ) در شهر «کرونا»، سوئد.


 


وزارت ارشاد با چهره‌ی یك زن محجبه تحریک شد!

 

مسئول تبلیغات اداره كل ارشاد استان تهران درباره‌ی استفاده از چهره یك زن مجری در بیلبوردهای تبلیغاتی شهر تهران گفت: در این بیلبورد به گونه‌ای تصویر این خانم كار شده كه بیشتر تمركز روی صورت وی است تا تبلیغ آن محصول.

مریم ارسنجانی در گفت‌وگو با مهر افزود: استفاده از چهره زنان در تبلیغات تجاری كه مربوط به حوزه زنان باشد اشكالی ندارد اما اگر محصول ارتباطی با زنان نداشته باشد، مانع آن می‌شویم. در تبلیغ اخیر چون محصول مربوط به حوزه زنان است، نمی‌توان ایرادی گرفت اما واحد تبلیغات ارشاد تهران بر روی این مسئله كه چهره زن مجری بیشتر از لوازم خانگی به چشم می‌آید، سئوال دارد كه آن را به واحد تبلیغات وزارتخانه ارسال كرده‌ایم.

مسئول واحد تبلیغات ارشاد استان تهران گفت: یكی دیگر از ایراداتی كه می توان به این تبلیغ گرفت استفاده از چهره این زن برای تبلیغات خارجی بود در حالی كه تاكید شده كه باید از چهره زنان در تبلیغات داخلی استفاده شود.

اظهارات این مقام وزارت ارشاد در حالی است که این آگهی پیش از انتشار از سوی واحد تبلیغات وزارت ارشاد تایید شده است.

همچنین مرتضی طلایی رئیس كمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران نیز گفته است که موضوع بیلبوردهای تجاری همراه با چهره یك زن مجری را كه به تازگی در اتوبان‌های شهر تهران نصب شده، پیگیری می‌كند.

در این سال‌ها، وزارت ارشاد همچنین سخت‌گیرهای زیادی درباره استفاده از چهره زنان بازیگر در تبلیغات فیلم‌های سینمایی می‌کند.

 


 


بادرود به علي مطهري!

علي مطهري در نامه سرگشاده‌ي خود در واکنش به نامه محمود احمدي‌نژاد به كامران دانشجو در خصوص بازنشسته كردن اساتيد دانشگاه‌ها و طرح تفكيك جنسيتي، نكاتي را به صورت شفاف متذكر شده‌اند كه ما مردم ايران سال هاست آرزو داريم آنها را از زبان سياستمداران عزيزمان در جمهوري اسلامي به صورت شفاف و صريح بشنويم (اما متاسفانه مشي اصلاح‌طلبانه و يا دشمن شاد نكنانه و يا نه سيخ بسوزد ونه كبابانه ي بعضي‌ها، ملت ايران را از شنيدن اين حقايق چون دُرّ و گُهر نابِ دستاوردِ ۱۴۰۰ ساله محروم كرده، مي‌كند، كه اميدواريم بيش از اين نكند ان شاالله!). ضمن تشكر و درود به خاطر شجاعت مثال زدني و بي نظير علي آقا- در ميان سياستمداران و قدرتمندان امروز ايران- در ابراز عقايد و اعتقادات ارزشي بنيادي شان پشت تريبون و براي مخاطب عام، نظر شما را به خلاصه ي مهم‌ترين گزاره‌هاي علي آقاي مطهري جلب مي‌نمايم:

۱. این که عدم اختلاط دختر و پسر در دانشگاه‌ها و غیر دانشگاه‌ها بر اختلاط اولویت دارد و تا آنجا که عسر و حرجی در کار نباشد باید محیط‌های علمی ما محیط‌های جداگانه باشد مورد اتفاق فقهای عظام است.

۲. اگر تاسیس دانشگاه‌ها هم از همان ابتدا به دست ما بود و به تقلید از غرب نبود دانشگاه‌ها نیز به صورت دانشگاه‌های دخترانه و پسرانه تاسیس می‌شدند. اکنون که این راه کج را از سال ۱۳۱۳ تا به امروز پیموده‌ایم بهترین راه، تاسیس دانشگاه‌های دخترانه است.

۳. امروز که دانشگاه‌های دخترانه به اندازه کافی نداریم باید در حد امکان از اختلاط جلوگیری کنیم.

۴. اگر بناست اختلاط آزاد باشد، باید روابط جنسی هم مانند دنیای غرب آزاد باشد والا عوارض روحی و روانی در پی خواهد داشت.




 


پیام تسلیت «عالیجناب سرخ‌پوش» به «شاه‌کلید» قتل‌های زنجیره‌ای

هاشمی رفسنجانی که بارها تاکید کرده بود امور وزارت اطلاعات در دوران ریاست جمهوری‌اش با هماهنگی میان او و وزیرش انجام شده بود، امروز در پیامی، درگذشت مادر وزیر اِطلاعاتش را تسلیت گفت.

متن کامل این پیام به شرح زیر است:

حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای فلاحیان

درگذشت واده مکرمه سرکار خانم رجایی موجب تاسف و تاثر خاطر گردید.


مصیبت وارده را تسلیت گفته از درگاه خداوند متعال برای آن بانوی مومنه غفران الهی و برای بازماندگان بویژه جنابعالی صبر و اجر مسالت می‌کنم.

لازم به ذکر است که هم هاشمی رفسنجانی و هم فلاحیان در کانادا و تعدادی از کشورهای دیگر جهان تحت تعقیب هستند و ورودشان غیر قانون است.


 


انتقاد رفسنجانی از احمدی‌نژاد: نباید در طرح تفکیک جنسیتی سیاسی‌کاری کرد

به دنبال ماجراهای دامنه‌دار طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها، هاشمی رفسنجانی هم به این حوزه وارد شد و از «سیاسی‌کاری» در این زمینه انتقاد کرد.

به گزارش آینده نیوز اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز در دیدار با اعضای شورای سردبیری روزنامه فرهنگ آشتی، طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها را از مسائل اسلامی و انسانی عنوان کرد و با انتقاد از برخورد سیاسی با این موضوعات گفت: «در این‌گونه مسائل که در حوزه اسلام و مقولات انسانی است نباید سیاسی‌کاری کرد.»

آقای هاشمی بدون اینکه از احمدی‌نژاد نام ببرد در خصوص حل مسائل مربوط به اختلاط دختران و پسران در دانشگاه‌ها گفت: «باید با شیوه‌های مبتنی بر قانون، استدلال و منطق و توجه به نظر کارشناسان، موضوع را حل کرد.»

چندی قبل محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به دو وزیر بهداشت و علوم نسبت به تفکیک جنسیتی دانشگاه‌ها، کلاس‌ها و رشته‌های دانشگاهی «بدون لحاظ تبعات» آن هشدار داد و از آنها خواست تا از این رویه «سطحی و غیر‌عالمانه» خودداری شود.

احمدی‌نژاد در نامه خود نوشت: «شنیده شده است که در برخی دانشگاه‌ها، رشته‌ها و کلاس‌های تک جنسیتی بدون لحاظ تبعات اعمال می‌گردد. ضروری است فوری از این اقدامات سطحی و غیر عالمانه جلوگیری شود.»

پس از این نامه وزارت علوم در بیانیه‌ای بر رفع نگرانی رییس جمهور درباره عدم اختلاط دانشگاه‌ها تاکید کرد و کامران دانشجور، وزیر علوم هم در اظهار نظری گفت که «دستور رییس جمهور با گوش جان شنیده شده و بلافاصله عملی می‌شود.»

هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به قدرت رسانه‌ها و ابزارهای مدرن اطلاع‌رسانی گفت در این فضا اگر زمینه‌های اطلاع‌رسانی رسانه‌های داخلی را محدود شود، زمینه برای رشد «اخبار کاذب و گرایش به رسانه‌های بیگانه که منافع کشور و نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند» ایجاد می‌شود.

وی گفت: «ابزارهای اطلاع‌رسانی و رشد آگاهی‌های عمومی قدرت مردمی را افزایش داده است و هر چه زمان می‌گذرد این قدرت مضاعف می‌شود.»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با بیان اینکه اعتماد به مردم بهترین راه اداره امور جامعه است افزود: «فریب مردم توسط صاحبان قدرت با هر توجیهی مذموم است و صاحبان قدرت باید تلاش کنند همواره با صداقت با مسائل روبرو شوند.»

هاشمی رفسنجانی در پایان هم به نقش مطبوعات اشاره کرد و گفت باید با ایجاد «ضوابط صحیح و مدون» زمینه فعالیت در این حوزه را تسهیل کرد.


 


«بچه‌های جنبش»! برای عبور از ولایت-سلطنت «چه باید کرد؟»

تجربه‌ی «از هم گسیختگی عمومی جامعه» یعنی تجربه‌ی امر واقعیِ جامعه‌مان، همه‌ی ما را به سمت این پرسش بنیادین فرامی‌خواند  که «چه باید کرد؟». این پرسش بنیادین یک فراخوانِ حقیقی، اخلاقی و غیر ایدئولوژیک است زیرا که از جانب یک امر واقعی صادر شده است و نه یک امر خیالی یا حتا نمادین (به زبان هایدگری پرسشی در طراز هستی* است و نه وجود**).

 

پیش از هر گونه پاسخ به این پرسش ضرورت دارد که ۱- تا آن جایی که ممکن است «هستی» جامعه مان را نااندیشیده شده نگذاریم و به یک نقشه‌نگاری تمام و کمال از جامعه‌مان دست پیدا کنیم ۲- سپس مخاطب این پرسش بنیادین را به‌روشنی مشخص کنیم.

 

حقیقتِ ابدی هر جامعه‌ای نه انسجام، هم‌گونی و تمامیت‌یافتگی، بل‌که تبهگنی، ناهم‌گونی و ناتمامی است. فریادخواهیِ هستی که نتیجه‌ی از دست دادن مداوم انسجام اوست تا ابد در گوش انسان (در مقام یک هستی منسجم) جاری خواهد بود (این فریاد در سرتاسر کتاب «چنین گفت زرتشت» نیچه انعکاس یافته است). «فریاد هستی» مسوولیت آدمیان را می‌طلبد و از او می‌خواهد که انسان باشد یعنی مسوولِ هستی اجتماع خویش. هر انسجامی که به هستی بدهیم موقت خواهد بود. نتیجه‌ی موقتی بودنِ این انسجام‌بخشی‌ها آن است که جانور دوپای ما  تا ابد «سوژه» و جانور سیاسی باقی بماند. اما چرا فریاد جاودانه‌ی هستی به گوش بسیاری از آدمیان نمی‌رسد؟

 

قاعده‌ی زندگی آدمیان غفلت از هستی اجتماع است. در واقع کارکرد عادات اجتماعی همین است. در زندگی آدمیان لحظات «خرق عادت»ی هست که امر واقعی جامعه به‌تمامی آشکار می‌شود و در آن لحظه، هستی اجتماع با آدمیان به هزار زبان سخن می‌گوید. ما این لحظه‌ها را «لحظه‌های حقیقت» می‌نامیم. بدون تجربه‌ی «لحظه حقیقت یک جامعه»، ما هنوز در ساحت «عادت» قرار داریم و وارد «حیرت فلسفی-اجتماعی» ضروری برای شناخت امر واقعی جامعه و شنیدن فریاد هستی نشده‌ایم.

 

یکی از این لحظات که خود من به‌شخصه تجربه کرده‌ام روزهای ۱۸ تا ۲۳ تیر 78۷۸ و روزهای ۲۵ تا ۳۱ خرداد ۸۸ است. نسل پیش از من لحظه‌ی حقیقت خودش یعنی فاصله‌ی میان بهمن ۵۷ تا خرداد شصت را تجربه کرده است.

 

لحظه‌های حقیقت، جاودانه بازمی‌گردند و «عادت» هم در نهایت نمی‌تواند از وقوع آن جلوگیری کند. عادت که کارکردش ناشنیدنی و عادی‌کردن این فریادخواهی است ضد خود یعنی «رانه‌ی خارق عادت» را در دل خود می‌پرورد و لحظه‌ی حقیقت مجددن رخ می‌دهد. «رخدادِ لحظه‌ی حقیقت» گریزناپذیر و وقوع آن قطعی است و هر گونه واکنش دفاعی مثل انکار، طرد، فرافکنی و غیره یعنی انواع تکنیک‌های «امتناع از تفکر» در این مقام بی‌فایده است. ما مجبور می‌شویم برای لحظه‌ای دست از «امتناع از تفکر» برداریم و فکر کنیم. واکنش ما به این لحظه و پیامدش یعنی «اجبار به تفکر» دو گونه است: یا این لحظه را جاودانه می‌کنیم و اندیشه در وجودمان «درون‌ماندگار» می‌شود یا این که به عادات سابق ارتجاعی‌مان باز می‌گردیم. گروهی که اندیشیدن  در وجودشان درون‌ماندگار می‌شود را بچه‌های جنبش، بچه‌های انقلاب و... می‌نامیم و گروه دوم که وانمود می‌کنند  هیچ اتفاقی نیفتاده و همه چیز مثل سابق است را ارتجاع، ضدانقلاب و ضد جنبش می‌نامیم و بعضن حتا خائن. اتفاق مهمی که در این میان می‌افتد این است که در میان بچه‌های جنبش یا انقلاب، نوعی دستور زبان مشترک شکل می‌گیرد که کاملن جدید است و به‌تدریج زمانی فرامی‌رسد که دیگر«دایره‌ی واژگانی مشترک»ی میان آن‌ها و گروه ارتجاع وجود ندارد و راهی جز «زور» برای حل مشکلات باقی نمی‌ماند. اما این امر چگونه رخ می‌دهد؟

 

اساسی‌ترین پیامد «فرارسیدن لحظه‌ی حقیقت یک جامعه» برای بچه‌های جنبش یا انقلاب عبارت است از«زندگی در یک فضای عمومی انضمامی». تفاوت میان مفهوم «فضای عمومی انضمامی» با «سپهر عمومی» هابرماسی این است که سپهر عمومی غالبن به عنوان یک «فضای عمومی انتزاعی» فهمیده می‌شود. در واقع مفهوم «فضای عمومی» در ترکیب  با دوگانه‌ی آنتاگونیستی «کلی انتزاعی/کلی انضمامی»  پدیدآورنده‌ی «فضای عمومی انضمامی» است. تجربه‌ی «زندگی در یک فضای عمومی انضمامی» برای کسانی ممکن است که به نحو پیشینی باور داشته باشند که امر واقعی خیر است (الخیر فی ماوقع). اخلاق واقعی (و نه خلق و خوی فرصت‌طلبانه/رئالیستی) چیزی جز همین باور «پیشینی» به رویدادهای «پسینی» نیست. آن‌ها که در حاق ذهن خود امر واقعی جامعه را «شر» به حساب می‌آورند و به استقبال لحظه‌های حقیقت نمی‌روند فقط و فقط «فرصت‌طلب» اند و نه هرگز انسان‌های اخلاقی.

 

فضایِ عمومیِ انضمامی بر خلاف  فضای عمومی انتزاعی (همان به‌اصطلاح سپهر عمومی)، ظرفی خنثا نیست بل‌که خود عامل دوپارگی مظروف است: بچه‌های انقلاب در مقابل ارتجاع، بچه‌های جنبش در برابر ضدجنبش و ناجنبندگان. مثلا بچه‌های انقلاب۵۷ هم‌اکنون و در فضای عمومی انضمامی و بالفعل کنونی، مدام در حال ستیز با «میل به سلطنت»اند(آن جا که ولی‌فقیه کنونی را با محمدرضا شاه مقایسه می‌کنند***) و بچه‌های جنبش سبز در حال ستیز با «میل به ولایت و سلطنت هر دو». سلطنت بدون ولایت دوام نداشته و همیشه در ظل ولایت زیسته است. نمی‌توان تا ابد  با زور سرنیزه سلطنت کرد. پس از غلبه‌ی قهرآمیز بر رقیبان باید از جایی مشروعیت کسب کرد و ولایت منبع مشروعیت سلطنت بوده است. ولایت همیشه با وساطت سلطان اعمال شده است. «ولایتِ باواسطه‌ی فقیه» عمری به درازای سلطنت دارد. اما انقلاب ۵۷ با ایجاد شکاف میان ولایت و سلطنت به این «وضع طبیعی» خاتمه داد. سلطنت برانداخته شد و زیرپای ولایت خالی شد. ولایت مستقیم و بی‌واسطه‌ی فقیه یا (به عبارتی جدلی) ولایتِ «فقیه سلطان» امری جدید و محصول انقلاب ۵۷ است.  روند فروپاشی قدرت چندهزارساله‌ی «ولایت فقیه» با اتصال کوتاه 57 آغاز شد. شکاف میان ولایت و سلطنت آغازی برای این فروپاشی بود. بچه‌های انقلاب 57 حامل شکاف ولایت و سلطنت‌اند. این شکاف اگر چه ضروری و لازم بود اما هرگز کافی نبود و زمانی باید از چارچوب جدلی‌اش خارج می‌شد. بچه‌های جنبش با درک این‌همانی غائی ولایت و سلطنت (وحدت ضدین دیالکتیکی)، از این دوگانه‌ی دیالکتیکی و جدل مبتذل‌اش عبور کردند و شعار «جمهوری ایرانی» سردادند و این امر نه در فضای انتزاعی، بل‌که در فضای واقعی و انضمامی و در طول یک زنجیره‌ی تاریخی از لحظه‌های حقیقت رخ داد.

 

بنابراین ویژگی اصلی فضای عمومی انضمامی (بر خلاف مشابه انتزاعی‌اش) «تاریخی‌بودن» آن است.  فضای عمومی انضمامی حاوی «حقایق تاریخی» است. فضایِ عمومیِ انضمامی را زنجیره‌ای از لحظه‌های تاریخی حقیقت پدید می‌آورند. فضایِ عمومیِ انضمامی در واقع یک فضا-زمان است. «زنجیره‌ی حقایق تاریخی» بچه‌های جنبش سبز را به بچه‌های انقلاب۵۷ و بچه‌های انقلاب ۵۷ را به مشروطه‌خواهان و مشروطه‌خواهان را به انقلاب کبیر فرانسه و آن بیانیه‌ی جهانشمول‌اش (اعلامیه‌ی حقوق بشر و شهروند) پیوند می‌زند و یک تاریخ مشترک و دایره‌ی واژگانی مشترک خلق کرده که از دسترس فهم ارتجاع دینی، سلطنت‌طلبان، اصلاح‌طلبان درباری و... بیرون است (لائیسیته، جمهوری، حق تاسیس‌گری، حقوق بشر). نسل اول و دوم و سوم (بچه‌های دهه‌ی چهل وپنجاه، بچه‌های دهه‌ی شصت و بچه‌های دهه‌ی هفتاد) که توسط زنجیره‌ی حقایق تاریخی به هم متصل شده‌اند و دارای تاریخ مشترک و دایره‌ی واژگانی مشترک‌اند به عنوان بچه‌های جنبش، مخاطب پرسش هستی‌شناختی آغازین این مقاله‌اند یعنی پرسش هستی‌شناختیِ «چه باید کرد؟».

 

نیازی نیست توضیح دهیم با آن‌ها که بیرون از دایره‌ی واژگانی مشترک ما هستند چگونه «برخورد» باید کرد اما درباره‌ی «گفتمان» کردن بچه‌های جنبش با هم کمی توضیح می‌دهیم. مراد از گفتمان‌کردن هرگز حرّافی، یاوه‌گویی و وراجی نیست. از پاره‌ای از گفتمان‌ها عامدانه باید پرهیز کرد.

 

چنان که از لاکان آموخته‌ایم چهار نوع گفتمان قابل‌تصور است: گفتمان ارباب، گفتمان هیستریک، گفتمان دانش‌گاه و گفتمان تحلیل‌گر. دو گفتمان از این چهارتا مردود است: گفتمان ارباب و گفتمان هیستریک. این دو گفتمان توسط دیالکتیک خدایگان و بنده به هم چفت و بست شده‌اند (منظومه‌ی اربابی و بردگی). باید از این دو گفتمان خارج شد. ما «منظومه‌ی گفتمانی» خودمان را با ترکیب دو گفتمان دیگر(یعنی گفتمانِ دانش‌گاهی و گفتمانِ تحلیل‌گر) برپا می‌کنیم. «دیالکتیک آزادی ما» با پیوند و پیکربندی این دو گفتمان در یک توپولوژی بیضوی، «منظومه‌ی گفتمانی آزادی» را برمی‌سازد. این منظومه، «منظومه‌ی آزادی» ماست در فضای عمومی مشخص و انضمامی.

...............................

Being*

Existence**

***زمانی که مهدی کروبی می‌گوید «آقای خامنه‌ای ولایت کند و نه حکومت» در صدد محدود کردن میل آقای خامنه‌ای به سلطنت مطلقه است.

-      - دربا‌ره‌ی مفهوم فضای توپولوژیک بیضوی به این نوشته‌ام رجوع کنید http://www.khodnevis.org/index.php?news=13429

-      لینک در سایت سه‌راه جمهوری


 


بی‌توجهی به ساختمان تاریخی انجمن حکمت و فلسفه در تهران

 

انجمن حکمت و فلسفه که پس از انقلاب به موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران تغییر نام یافته، مهم‌ترین انجمن فلسفی در ایران به شمار می‌آید، اما چهار دهه پس از تأسیس‌اش، ساختمان آن در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

در مقابل این ساختمان تاريخي و ثبت‌شده در فهرست آثار ملی و تاریخی ایران که در چهارراه ولي‌عصر، پايين‌تر از پارك دانشجو در ميان شلوغي، دود و سر و صداي ماشين‌ها واقع است، قرار است یک مجتمع هشت طبقه تجاری با مجوز شهرداری تهران بنا شود. این امر نه تنها به لحاظ معماری، حریم ساختمان انجمن حکمت و فلسفه را از بین خواهد برد، بلکه هیاهوی رفت‌وآمدها را  بیشتر می‌کند و بافت فرهنگی خيابان آراكليان از بین می‌رود؛ خیابانی که عرض باریک دارد و گنجایش این همه ساخت و ساز را ندارد.

غلامرضا اعوانی، رييس موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، در گفت‌وگویی به شهرداری تهران و وزارت ارشاد اعتراض کرده اما به گفته او «اين موضوع از نظر شهرداري و مراكز ديگر چندان اهميتي ندارد».

جالب است که وزارت ارشاد از پارك دانشجو تا تالار وحدت را منطقه فرهنگي اعلام كرده، اما ساختمان انجمن حکمت و فلسفه جزو این منطقه به شمار نیامده است.

همچنین به گفته شهین اعوانی، قبل از انقلاب، قرار بود ساختمان‌هاي روبه‌روي انجمن حكمت و فلسفه به تناوب به پژوهشكده‌هاي فلسفه علم، فلسفه اخلاق، تاريخ علم وفلسفه تطبيقي و حكمت اسلام و غرب اختصاص يابد، اما نه تنها بدون هيچ‌گونه توسعه‌ای، كوچه به خيابان تبديل شد، بلکه ساختمان‌هاي اطراف به صورت واحدهاي مرتفع مسكوني درآمد و در نهایت نیز ساختمان روبه‌روي انجمن حكمت و فلسفه، قرار است با پول چند سرمایه‌دار تبديل به مركز تجاري شود.

سال‌ها از ساختمان روبه‌روی انجمن حکمت و فلسفه، به عنوان کارگاه دوزندگی استفاده می‌شده است.

انجمن حكمت و فلسفه در دي‌ماه ۱۳۵۳، با هدف آشنا كردن هر چه بيشتر ايرانيان با سنت‌هاي فكري و فلسفي تمدن‌هاي شرق و غرب و تطبيق و مقايسه مكتب‌هاي مختلف فلسفي و توسط سيدحسين نصر تاسيس شد و فعاليت آن را مي‌توان به عنوان نقطه عطفي در تاريخ فلسفه معاصر ايران دانست.

 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته