-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 07/10/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



نگاه اکبر گنجی به سکولاریسم
 


تاج‌زاده باز توپ را به زمین خاتمی انداخت؛ یا انتخابات آزاد یا هیچ

در حالی‌که سید محمد خاتمی چندی پیش از شرایطی برای شرکت در انتخابات سخن گفته بود، اما تحرکات افرادی نزدیک به جبهه اصلاحات برای رفع سو تفاهم شورای نگهبان و رهبری، گمانه‌زنی‌های زیادی را باعث شد.

وقتی خاتمی از آشتی ملی و بخشیده شدن حرف زد، میزان انتقادها از او افزایش یافت. اما اوج مساله بعد از سخنان خاتمی در هفته نخست تیر ماه بود، وقتی خاتمی گفت: « بیانات رهبری در ۱۴ خرداد می توانست و می تواند روزنه امیدی به آینده بگشاید. بیاناتی که مؤید سیاست درست جذب حداکثری و دفع حداقلی است. همین ها اگر به درستی مورد اهتمام عملی قرار گیرد و بسیاری از مسائل و مشکلات حل خواهد شد، منتهی باید دید چه کسانی، چه نهادهایی و چه جریاناتی در درجه اول باید آنها را رعایت کنند.»

اما تاج‌زاده در گفتگویی که قسمت اول آن در سایت کلمه منتشر شده در باره تغییر نگرشش به شرکت در انتخابات می‌گوید:‌«تا پیش از ۲۲ خرداد طرفدار این بودم که حتی الامکان در هر انتخاباتی با هر شکلی شرکت کنیم و حتی کسب اقلیت نمایندگی مجلس را نیز در نظر بگیریم ، یعنی در عین حال که به شیوه بر گزاری انتخابات اعتراض داریم اما در آن شرکت نیز کنیم. داستان جنبش سبز اما نظر من این امر را به شکل دیگری در آورد. در واقع جنبش سبز راه وسط را از بین برده، یا انتخابات باید آزاد باشد با همه موئلفه ها یا ما نباید در آن شرکت کنیم و اجازه دهیم خودشان آن را برگزار کنند تا اختلافات نیز تشدید شود.»

این تغییر نگاه و شرط گذاشتن برای حاکمیت، متفاوت از رفتار «آشتی»طلبانه خاتمی است.

از سوی دیگر، تفاوت نگاه تاج‌زاده با بسیاری از «خط امامی‌ها» در این بوده است که گفته باید از رفتارهای «نادرست» درسال‌های اول انقلاب عذرخواهی کرد. این نوع رفتار در میان اصلاح‌طلبان نایاب است و همین باعث نگاه متفاوت بسیاری از حامیان جنبش اعتراضی به تاج‌زاده شده است.

بخش اول گفتگو را به نقل از سایت کلمه می‌توانید اینجا بخوانید:

سمت اول از مصاحبه کلمه با سید مصطفی تاج زاده را در ادامه می‌خوانید:

با توجه به گذشت دو سال از شروع جنبش سبز و اتفاق هایی که در این دوسال رخ داده، اینک وضعیت جنبش را به چه شکل می بینید و چه تحلیلی از فضا می توان داشت؟

گذشت زمان را در مجموع به سود جنبش سبز می دانم، پیش از این نیز گفته ام که اقتدارگرایان با بحران های متعددی رو به رو هستند و در موضع ضعف قرار دارند. با وجود آنکه در تمامی این مدت در قرنطینه به سر می بردم اما به هرحال با افرادی سر و کار داشته ام که یا در طیف اقتدارگرایان قرار دارند و یا از مسوولان زندان و بهداری هستند و به هر صورت به آن سمت گرایش داشتند. کاملا می توان متوجه شد که با گذشت زمان، برخورد آنان نسبت به مسائل و حتی دیدشان به ما تغییر کرده است. سال ها به ما بی بصیرتی و گام زدن در خط آمریکا را نسبت می دادند، اما با حوادثی که اخیرا پیش آمده یک نوع شرمندگی را می توان در چهره آنان دید که هرچند نمی خواهند به صراحت آن را بیان کنند اما در واقع با زبان بی زبانی می گویند که اشتباه کرده اند و حق با اصلاح طلبان بوده است، مسیری که رفته اند اشتباه بوده و باید به فکر کشور بود. از طرفی دیگر جنبش سبز نیز در حال حاضر موقعیت خوبی پیدا کرده و باید به آینده امیدوار باشد. من در زندان به دلیل آنکه در شرایط قرنطینه به سر می برم بسیاری از دوستان را نمی بینم اما دورادور متوجه شده ام که روحیه ها روز به روز بهتر می شود چرا که آنان مطمئن هستند که آینده متعلق به آنها است و نگاه اصول گرایان به ما نیز این است که دیر یا زود برای سامان دادن به اوضاع باید از ما دعوت به کار کنند. جای هیچ نگرانی نیست و نباید هول شد. باید طبیعی باید رفت جلو و اجازه داد زمان، آنها را از درون آسب پذیر کند و در عین حال ما نیز کارها را به خوبی دنبال کنیم. باید دقت کرد که در آن طرف اختلافات رو به گسترش و دعوا به طور جدی در جریان است.

از این اختلاف ها زیاد صحبت می شود، دلیلی این اختلاف ها چیست و آیا تاثیری بر جنبش سبز دارد؟

اختلاف آنان در مورد منبع کمیاب قدرت است و هرکس می خواهد حرف اول را بزند. از سوی دیگر مشکلات اقتصادی حرف اول را می زند و می دانند که نمی توانند از پس مشکلات بر آیند و همین امر نیز اختلافات را تشدید کرده است. اختلافات فرهنگی نیز به قوت خود باقی است و بسیاری از آنان در بحث های خصوصی اعلام می کنند که روش های قهری و اجباری جواب نداده و باید فکر دیگری کنند. ۶ سال از این دولت می گذرد و با معیارهایی که آنان دارند اوضاع از نظر فرهنگی بسیار بدتر از آنچیزی شده که در دوره اصلاحات بوده است. از نظر بین المللی نیز مشکلات عدیده ای وجود دارد، اقتدارگرایان فکر نمی کردند که آمریکا پس از زمین گیر شدن در افغانستان و عراق امکان دخالت در دیگر کشورهای مسلمان را داشته باشد و در واقع جنگ عراق و افغانستان را پایان دخالت های آمریکا در منطقه می دانستند. با حوادثی که اخیرا رخ داد، خصوصا با اتفاق های لیبی معلوم شد که داستان به هیچ وجه این طور نیست و خطری که اصلاح طلبان از حضور آمریکا احساس می کردند جدی بوده است. البته طنز تاریخ این است که اقتدارگرایان همه اتفاق ها را به دشمن منتسب می کنند اما درواقع دشمن را جدی نمی گیرند، اما ما تمام اتکایمان به داخل بوده و در عین حال می گفتیم که تهدید و خطر آمریکا جدی است. اتفاقی که در لیبی ممکن است در سوریه هم رخ دهد، چرا که همه متوجه شده اند که در کشورهایی که دولت هایشان با آمریکا بر سر مهر نیستند اگر تظاهرات مردمی و به دنبال آن سرکوب رخ دهد، هر لحظه باید منتظر دخالت نظامی غرب و خصوصا آمریکا باشند. در خصوص سوریه نیز اگر تا کنون کشورهای غربی دخالت نکرده اند بیشتر به این دلیل است که امریکا و اسراییل بیشتر نگران این موضوع هستند که جایگزینی مناسب برای بشار اسد ندارند و ممکن است که جانشین او به مراتب ضد آمریکایی تر و ضد اسراییلی تر باشد تا سیستم بعث کنونی، لذا با احتیاط برخورد می کنند. از طرفی دیگر نماینده ویژه حقوق بشر نیز برای ایران انتخاب شده و به نظر می رسد پرونده ما این بار نه به دلیل مساله هسته ایی که به دلیل نقص حقوق بشر که جهان‌پسندتر است در شورای امنیت مطرح شود. فشار های اقتصادی نیز خود اظهر من الشمس است. در حقیقت پیش‌بینی اصلاح طلبان و سبزها درست در آمد و جالب این است که اقتدار گرایان مخالف احمدی نژاد به حرف های اصلاح طلبان و مخالفان سبز او استناد می کنند و در انتقاد از او همان اظهارات را بر زبان می آورند و جالب تر آنکه باند خود احمدی نژاد نیز حرفهای ما در نقد جامعه مدرسین و آیت الله مصباح و روحانیت مبارز را تکرار می کنند و با همان ادبیات آنان را مورد نقد قرار می دهند. گویی پذیرفته اند که سخن اصلاح طلبان در باره هر دو گروه یعنی اصول گرایان و باند احمدی نژاد درست بوده، منتها جالب آن که باید توجه کرد جریان انحرافی مطرح شده در واقع همان باند قدرت است و نباید از آن تحلیل اشتباهی ارائه داد. به نظر من تحلیل درست این است که این جریان انحرافی و یا به واقع باند قدرت به این دلیل به قدرت رسید که ترس موهومی از اصلاح طلبان و انتخابات آزاد در بین اصول گرایان وجود داشت و در نتیجه آنان به یک انتخابات فرمایشی تن دادند. نتیجه این انتخاب نیز این بود که جریان انحرافی یا به نظر من یک باند بی کفایت قدرت بر مسند امور تکیه بزند. اگر انتخابات آزاد بود این باندها نمی توانستند از موقعیت به این راحتی استفاده کنند و در صحنه سیاسی کشور جا پیدا کنند.

با توجه به این تعاریف و تحلیلی که شما از فضای موجود دارید در حال حاضر فعالان اصلاح طلب و جنبش سبز چه گونه می توانند عمل کنند تا جنبش به اهداف خود نزدیک شود؟

به نظرم در این باره دو وظیفه داریم. یک بعد نظری است که نقطه قوت و اقتدار اصلاح طلبان است چراکه آنان همیشه در طی این سه دهه حرف های نو، جدید و اساسی داشته اند و اکنون نیز جامعه انتظار دارد که از زبان آنان سخنان نو وره گشا بشنود. باید تببین درستی از اتفاقات به جامعه عرضه کنیم و به جای آنکه از این دعوا ها خوشحال باشیم و ذوق کنیم باید با ارائه تحلیل های مناسب جامعه را درست هدایت کنیم و این بحث را بشکافیم که چرا بعد از ۳۳ سال این مشکلات پیش می آید. به علاوه مساله اصلی که نباید فراموش شود این است که چه اقتدارگراها اختلاف پیدا کنند و چه اختلاف پیدا نکنند جریان سبز که ریشه در جریان های اصیلی چون مشروطه و نهضت ملی شدن نفت و اصلاح طلبی دارد و باید با قوت به راه خود ادامه دهد. اصلاح طلبان تنها جریانی بوده اند که استقلال و آزادی را توام با خود می خواستند و از هردوی آن ها دفاع می کردند. یعنی همزمان هم با استعمار خارجی و هم با استبداد داخلی مخالف بوده اند. اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز از آزادی دفاع می کنند و بر این اعتقاد نیستند که بررای مبارزه با استبداد داخلی باید به دامان نیروهای خارجی پناه برد و نه بر این اعتقاد هستند که به دلیل مبارزه با استعمار خارجی می توان با استبداد داخلی موافقت کرد. ما با استعمار و استبداد مخالف هستیم و استقلال و آزادی شعار و ماهیت اصلی جنبش مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و دو خرداد است. اما تمام هنر اقتدار گراها این است که به نام مبارزه با آمریکا و با الویت دادن به عدالت، ضد آزادی عمل کنند . ما باید تببین کنیم که راه نجات کشور آزادی و استقلال است و هیچ راه دیگری نیز نداریم. خصوصا کسانیکه نگاهشان به خارج و دخالت خارجی است باید بدانند نهایتا کشور دو دهه در جنگ های داخلی خواهد سوخت و اینگونه نیست که خشونت پایان یابد و دموکراسی حاکم شود، نمونه بارز آن نیز عراق و افغانستان است. به باور من سال های سال این دو کشور درگیری های خونین خواهند داشت و اگر آمریکا این دو سرزمین را ترک کند خطر جنگ داخلی وجود دارد و اگر ترک نکند تفکرات طالبانیسم برای مقابله با آمریکا بوجود خواهد آمد. ما به عنوان اصلاح طلب و جنبش سبزی باید گفتمان خود را اعلام کنیم، خصوصا که هر دو طرف دعوا مجبورهستند که به اصلاح طلبان استناد کنند و حتی اگر هم نخواهند حقیقت را بیان کنند، جامعه خود می فهمد و انتقاد می کند. اصلاح طلبان ۶ سال است که احساس خطر کرده اند و اکنون ما بهترین فرصت را برای مطرح کردن بحث های نظری پیدا کرده ایم و می توانیم آن ها را دامن بزنیم الان جامعه پذیرای شنیدن دیدگاه های مختلف است.

خوب این از بعد تئوریک و نظریه پردازی است، اما عده ایی اعتقاد دارند که جنبش برای آنکه بتواند به جلو حرکت کند و خواسته های خود را محقق سازد باید فعالیت عینی داشته باشد، از طرفی دیگه بعضی ها نیز معتقد هستند که با توجه به دعوای داخلی اقتدارگرایان بهتر است که در حال حاضر جنبش سبز حرکت بیرونی و عینی نداشته باشد و با هر حرکتی خصوصا حرکت های خیابانی مخالفت می کنند، به نظر شما کدام راه در حال حاضر برای فعالان جنبش سبز مناسب تر است؟

از نظر عملی هم شعار استراتژیکی برای جنبش سبز ایجاد شده که از مشروطه تا کنون نیز خواست اصلی اصلاح طلبان و تمامی آزادی خواهان بوده است. حق حاکمیت ملی و انتخابات آزاد دو شعار استراتژیک و راهبری اصلی جنبش سبز است. انتخابات آزاد تنها راه نجات کشور است. نجات کشور در ایجاد دولت وحدت ملی و برقراری آشتی ملی تحقق پیدا نمی کند. البته بعضی ها این بحث های انتزاعی را مطرح می کنند که جامعه نیز متوجه منظور آنان نمی شود. با تفاهم های ظاهری و بده بستانهای موجود نمی توان مشکلات را حل کرد. ما معتقدیم که کشور ایران یک راه برای سعادت دارد که آن نیز انتخابات آزاد است. انتخابات آزاد نیز موئلفه های خاص خود را دارد. انتخابات آزاد یعنی آزادی قلم، اندیشه و بیان و سبک زندگی، یعنی آنکه احزاب آزاد باشند، آزادی تجمعات وجود داشته باشد، اتحادیه ها و تشکل های غیر دولتی و سندیکاها آزادی عمل داشته باشند. به نظر من انتخابات آزاد تنها راه رهایی کشور است و باید نیروهایمان را به آن سمت سوق دهیم. انتخابات آزاد بخشی از مشکلات کشور را حل مید کند. استراتژی عملی جنبش سبز باید رسیدن به انتخابات آزاد باشد. از نظر تاکتیکی نیز روزه، اعتصاب غذا، اجتماع خیابونی و کارهای اینچنینی می تواند بسیار مفید باشد. به هیچ وجه نباید سکوت کنیم و از طرفی نیز معنی ندارد که طرف یکی از جناح های اقتدار گرا را بگیریم . هر دو گروه مسبب وضعیت کنونی هستند اما نباید چنان رفتار کنیم که ترس از اصلاح طلبان سبب شود این اتحاد مصنوعی ایجاد شده بین طیف های مختلف اصول گرا که یک وجه مشترک دارند و آن دشمنی با اصلاح طلبان است بوجود آید. طنز تاریخی این است که وجه مشترک ضدیت با اصلاحات تبدیل شد است . در نهایت شرایط به سود جریان دموکراسی خواهی خواهد بود. تند شدن فضا خواسته ی نظامی ها است و کسانیکه می خواهند با نظامی گری با آزادی و حقوق ملت بجنگند.

شما بارها درباره انتخابات آزاد صحبت کرده اید و در طی این دوسال نیز در فرصت هایی که داشته اید تاکید بر برگزاری انتخابات آزاد کرده اید، انتخابات آزاد دقیقا چیست و چگونه می توان به آن رسید؟

در انتخابات آزاد حرف اول را مردم می زنند. اگر فضا عمومی به گونه ایی باشد که جامعه مطالباتی داشته باشد حکومت ها چاره ایی ندارند جز آنکه پاسخ مطالبات مردم را بدهند .ما این را در دوران شاه و هم در دوران جمهوری اسلامی تجربه کردیم. اما باید به مردم درست توضیح داد که انتخابات آزاد که صحبت آن را می کنیم چیست. یکی از ابعاد انتخابات آزاد و سالم این است که مجریان و برگزار کنندگان یا باید کاملا بی طرف باشند یا آنکه در برگزاری انتخابات از تمام گرایشاتی که نامزد دارند بر سر صندوق های رای و شمارش آراء حضور داشته باشند. نمی توانیم بگوییم انتخابات سالم است اما رییس هیات بر نظارت آن آقای جنتی باشد که برای اصول گرایان جلسه می گذارد تا وحدت خود را حفظ کنند. یا آنکه آقای یزدی نایب رییس شورای نگهبان باشد درحالیکه خود رسما یک طرف دعوا با اصلاح طلبان و حتی نامزهای مستقل است. طبق قانون نباید کسانی که در هیات نظارت حضور دارند وارد انتخابات شوند و اکنون مساله ایی که مخالفان احمدی نژاد نگران آن هستند نیز همین موضوع است و جالب این است که همان اظهارات ما را در خصوص سلامت انتخابات تکرار می کنند. اکنون آنان نیز به فکر تشکیل کمیته صیانت از آرا افتاده اند و از پخش میلیارد ها پول در میان مردم نگران هستند چرا که این پول ها می تواند در رای مردم تاثیر بگذارد و این نگرانی به حق است. اما این نگرانی ها فقط درباره دولت نیست و در خصوص هیات نظارت و شورای نگهبان نیز و همچنان در باره کمیته امداد وجود دارد. وقتی گفته میشود انتخابات آزاد باید سازو کارهایی را در نظر گرفت، یعنی از همان ابتدا باید به تمام امور دقت کرد، از تایید صلاحت ها گرفته تا هیات اجرای و نظارت، رادیو و تلویزیون و مطبوعات، همه باید در مسیر برگزاری انتخابات آزاد قرار گیرند و قوای حکومتی نباید این امکان را داشته باشند که به نفع یک گروه و یا جریان خاص وارد انتخابات شوند. اکنون این شبهه است که دولتی ها در انتخابات به ضرر بخش دیگری از اصول گراها تقلب خواهند کرد، برای این امر می توان راه حل نهایی پیدا کرد اما نمی توان با گفتن تو را به خدا تقلب نکنید و آنها هم بگویند نه نمی کنیم این مساله را تمام شده بدانیم. مطمئنا اگر در هیات نظارت نماینده تمامی جناح ها حضور داشته باشند آنها نیز نمی توانند تقلب کنند. اصرار بر یک دست بودن هیات ها برای این است که تقلب کنند وگرنه از نظارت که نمی ترسند و همه را برای امر نظارت دعوت می کنند. شرایط انتخابات آزاد پیچیده نیست ودنیا آن را تجربه کرده و دیده است. اما اینکه اقتدار گراها به آن تن نمی دهند به این دلیل است که از اقتدار آنان کم می شود. اما از سوی دیگر هرچقدر که قدرت اقتدارگرایان بیشتر شود، نارضایتی مردم نیز بیشتر می شود، فساد آشکار تر و فشارهای بین الملی و حقوق بشر نیز به همان میزان بیشتر خواهد شد. باید این موضوع مهم نیز را در نظر بگیریم که فضای منطقه این مطالبه را دنبال می کند و روز به روز نیز بیشتر می شود و به همین میزان احتمال آنکه حکومت نیز به برگزاری انتخابات آزاد تن دهد بیشتر خواهد شد.

اگر حاکمیت به برگزاری انتخابات آزاد تن ندهد، در برابر انتخابات پیش رو چه باید کرد؟

تا پیش از ۲۲ خرداد طرفدار این بودم که حتی الامکان در هر انتخاباتی با هر شکلی شرکت کنیم و حتی کسب اقلیت نمایندگی مجلس را نیز در نظر بگیریم ، یعنی در عین حال که به شیوه بر گزاری انتخابات اعتراض داریم اما در آن شرکت نیز کنیم. داستان جنبش سبز اما نظر من این امر را به شکل دیگری در آورد. در واقع جنبش سبز راه وسط را از بین برده، یا انتخابات باید آزاد باشد با همه موئلفه ها یا ما نباید در آن شرکت کنیم و اجازه دهیم خودشان آن را برگزار کنند تا اختلافات نیز تشدید شود. ما با عدم شرکت خودمان در انتخابات غیر آزاد باید مشروعیت انتخابات را زیر سوال ببریم و آن را از رسمیت بی اندازیم. در عصری که از بحرین تا مصر ملت به دنبال انتخابات آزاد هستند، در کشور ما جریانی حاکم شده که روش آن مانند دیکتاتورهای منطقه است، از این رو اگر آنان احساس کنند که ما شرکت نمی کنیم مجبورمی شوند تصمیمی استراتژیک بگیرند بدین معنی که یا باید اصلاح طلبان را حذف کنند و تن به اختلاف گسترده داخلی دهند. از آنجاکه حریم ها و حرمت ها را نیز رعایت نمی کنند و از خدا، شرع و اسلام مایه می گذارند و انواع تهمت ها و اتهام را متوجه هم می کنند و به این ترتیب این وضعیت برای آنان مشکل ساز خواهد بود. و اگر غیر از این نیز بخواهند رفتار کنند باید اصلاح طلبان را وارد بازی کنند، آنهم تمام و کمال، همان طور که هستند و نباید چاره ایی غیر از این بگذاریم. من صحبت های آقای خاتمی را هم در همین راستا می بینیم. راه وسط نداریم اصلاح طلبان و سبزها در انتخابات آزاد با ساز و کارهای خودش شرکت می کنند.

آیا در همین قانون اساسی می توان به انتخابات آزاد رسید؟

بله، در همین قانون اساسی دوم خرداد و شوراهای اول و دوم شکل گرفت. در انتخابات شوراهای دوم شکرت کردیم و شکست هم خوردیم. آن انتخابات آزاد ترین انتخابات صد سال اخیر بود و هیچ کس به خاطر سلیقه، نوع نگاهش و خواستگاه سیاسی و غیره از شرکت در انتخابات منع نشد.در آن انتخابات نه جناح پیروز و نه جناح شکست خورده هیچ کدام اعتراضی نداشتند و انتخابات صد در صد سالم بود. ما شکست خوردیم و نتیجه انتخابات را نیز به رسمیت شناختیم که البته دلیل شکست ما رای بالای رقیب نبود بلکه فقط ۱۱ درصد مردم تهران درانتخابات شرکت کردند. به هرحال یکی از آزاد ترین انتخابات در دوره ما برگزار شد . اگر مردم در صحنه باشند، انتخابات آزاد با همین قانون اساسی نیز برگزار می شود. مهم تفسیر قانون است، می توان از قانون اساسی تفسیر دموکراتیک داشت و در عین حال می توان به دلیل انفعال مردم حاکمیت تفسیر استبدادی از قانون اساسی داشته باشد. قانون اساسی یک متن یا یک کتابچه است و تفسیر آن در دست خودمان است . همیشه گفته ام قانون اساسی امریکا یک قرن قبل از برچیده شدن برده داری در این کشور نوشته شده است و هنوز اجرا می شود هرچند که آن قانون اساسی متمم هایی داشته است اما به هرحال همان قانون است که درست تفسیر می شود. البته این صحبت به این معنی نیست که نبایدقانون اساسی را اصلاح کرد، در یک فرصت مناسب باید این اتفاق بیفتد اما برگزاری انتخابات آزاد را منوط به تعییر قانون اساسی نمی کنیم.


 


اعتراض به رواج سرقت هنری در ایران

 

حیدر رضایی که در وبلاگش پوستر چند فیلم ایرانی را با پوستر چند فیلم خارجی مقایسه کرده، خود، چندی پیش، متهم به کپی پوستر یک فیلم خارجی برای فیلم اخراجی‌ها3 شده است.

طبق پوسترهای منتشر شده در مطلب وبلاگی حیدر رضایی، طراحی پوستر فیلم‌های «حوالی اتوبان»، «محاکمه در خیابان»، «جرم» و طراحی روی جلد یکی از شماره‌های همشهری جوان کپی‌برداری از روی پوستر فیلم‌های خارجی است.

وی در یادداشت خود نوشته است: «فضای طراحی گرافیک و پوسترسازی برای فیلم‌های سینمایی مملو از عدم خلاقیت و تکرار کلیشه‌های روزمره و سرشار از بی‌انگیزگی و تکرار است. دلیل عمده این موضوع مافیای موجود در تبلیغات سینمایی است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست حضور جوانان خلاق و نخبه در این حیطه را تحمل کند و از سوی مسئولان و مدیران مرتبط نیز هیچ گونه نظارت و دلسوزیی وجود ندارد.»

رضایی افزوده است: «حاکم بودن روابط بجای ضوابط، عدم تسلط سواد بصری و دانش تصویری از سوی مجریان این گونه مواد تبلیغی، عدم بضاعت فقیرانه سینمای مهجور و ضعیف به لحاظ اقتصادی، عدم استفاده از جوانان خلاق و مستعد و طراحان پیشکسوت، عدم آشنایی با مقوله گرافیک از سوی سفارش دهندگان مواد تبلیغی و نبود مدیریت هنری، از مواردی هستند که راه را برای هرگونه تغییر و تحول بنیادی در این حیطه مسدود کرده‌اند.»

 


 


تحلیل عماد افروغ در مورد شرکت در انتخابات
 


۱۲ سال از دزدیده شدن «ریش‌تراش» در کوی دانشگاه گذشت

از روزی که خبر مرگ مشکوک سعید امامی در رسانه‌ها منتشر شد تا روز انتشار نامه محرمانه سعید امامی به وزیر اطلاعات در روزنامه «سلام»، بسیاری فکر می‌کردند که وزن دولت خاتمی بر نیروهای امنیتی نزدیک به بیت رهبری چربیده است.

همه چیز از اصلاحیه قانون مطبوعات شروع شد. جناح راست می‌خواست پیش از پایان یافتن اکثریت‌اش در مجلس، فضا را برای رسانه‌های حامی خاتمی تنگ کند. اما انتشار نامه محرمانه سعید امامی به دری نجف‌آبادی در روزنامه سلام قاعدتا می‌بایستی در روزهایی که هر گونه حمایت از ایده‌های سعید امامی پرهزینه بود، نتیجه را برگرداند. اما چنین نشد. اگر نمایندگان حامی خاتمی در مجلس، جلسه رای‌گیری را ترک کرده بودند و مجلس را از اکثریت می‌انداختند، شاید کلیات  اصلاحیه قانون مطبوعات تصویب نمی‌شد، اما گویی برای بعضی، «آبستراکسیون» حرام بوده است...

 توقیف روزنامه سلام با شکایت وزارت اطلاعات، توسط دادگاه ویژه روحانیت و اعتراض شبانه دانشجویان در کوی دانشگاه، بحرانی را به ارمغان آورد که نشان از ضعف شدید دولت خاتمی در مقابل تمامیت‌طلبان و نیروهای نزدیک به سپاه پاسداران داشت.

حمله به کوی دانشگاه از سوی نیروهای «نوپو» و همراهی لباس شخصی‌ها موجب آسیب‌ها جسمی و روحی فراوانی شد؛ «نیروهای ویژه پاسدار ولایت» ثابت کردند که هر کاری هم بکنند، نهایتش یک مامور ساده به اتهام دزدیدن ریش‌تراش برقی محکوم می‌شود. اما انتظار دانشجویان در کوی، آمدن رییس جمهوری ۲ خردادی بود. بسیاری از نمایندگان و مسوولان کشور آن روزها به کوی رفتند. از موسوی لاری، وزیر کشور گرفته تا دکتر معین، وزیر علوم...ولی از خاتمی خبری نشد.

زد و خوردها به خیابان انقلاب کشید...در خیابان جمال‌زاده اتوبوس شرکت واحد را واژگون کردند، اما گویی کسانی به جمعیت ملحق شده بودند که دانشگاه و فضای دانشجویی را نمی‌شناختند.

رهبری نظام هم در جلسه‌ای با عده‌ای از آسیب‌دیدگان به دلجویی پرداخت، و در دیدار با حامیان خود، از آنها خواست در مقابل اهانت‌هایی که به او در روزهای بعد از ۱۸ تیر شده سکوت کنند. اما این سکوت در روز ۲۳ تیر با سرکوب همراه شد. سرکوبی که گفته می‌شود فرماندهان سپاه که «كاسه‌ی صبر»شان لبریز شده بود هدایت آنرا بر عهده داشتند. از جمله این سرداران، محمد باقر قالیباف بود که بعد از سردار لطفیان به فرماندهی نیروی انتظامی رسید.

نامه فرماندهان سپاه به خاتمی در آن روزها، و اتفاق ۲۳ تیر که بعد از آن با دستگیری‌های گسترده‌ای همراه بود به کودتا شبیه‌تر بود تا یک سرکوب ساده.

سوال بسیاری از دانشجویان این بود که «خاتمی کجاست»؟

بعد از آن اتفاق، دانشجویان بسیاری زندانی شدند و یکی نیز در زندان درگذشت، اما حکم دادگاه برای دزدیده شدن یک ریش‌تراش برقی برای دانشجویان و اصلاح‌طلبان بسیار دردناک بود.

بعد از تعطیلی روزنامه سلام و سرکوب شدید دانشجویان، اصلاح‌طلبان تنها دو پیروزی عمده کسب کردند؛ مجلس ششم و ریاست جمهوری سال ۱۳۸۰.

بسیاری، ترور حجاریان، تعطیلی فله‌ای روزنامه‌ها در بهار ۷۹ و به زندان افتادن برخی شرکت کنندگان در کنفرانس برلین و عدم توانایی مقاومت بیشتر خاتمی در مقابل اقتدارگرایان و کاهش اعتبار و ضعیف شدن تدریجی «دوم خردادی‌ها» را از نتایج کوتاه آمدن خاتمی بعد از ۱۸ تیر می‌دانند.

بعد از آن ماجرا، نتیجه تحقیقات در باره قتل‌های زنجیره‌ای، دستگیری یکی از وکلا بود. اکبر گنجی سال‌ها زندانی دستگاه قضایی شد و با اعتصاب غذا تا پای جان دادن پیش رفت.

اینک ۱۲ سال از شب دزدیده شدن ریش‌تراش برقی در کوی دانشگاه می‌گذرد...اکبرمحمدی اما دیگر نیست...عزت ابراهیم نژاد دیگر نیست...محمد خاتمی اما هست که امیدوار به بخشیده شدن از سوی حاکمیت برای حضور تعدادی از کاندیداهای نزدیک به خود در مجلس است، تا شاید تعدادی از نمایندگان مجلس بعدی بعد از پذیرش خواسته‌ها و شروط حاکمیت و اثبات التزام عملی به ولایت فقیه واحتمالا نفی جنبش سبز جایی در بهارستان پیدا کنند.

-----------

این مطلب حاصل جمع‌بندی نوشته‌های چند نفر از دوستان خودنویس است


 


زن: برهنه و سنگ‌سار شده در نمایشگاه عکس حسین آریان

حسین آریان، دانش‌آموخته رشته سینما از دانشگاه هنر است و در کانادا سال‌ها به تدوین و ساخت فیلم کوتاه و همچنین عکاسی پرداخته است.

توجه ویژه او به عکاسی «برهنه» وجه تمایز آریان از بسیاری از دیگر عکاسان ایران ساکن کانادا است.

پوستر نمایشگاه هفته آینده حسین آریان، اشاره‌ مستقیمی به سنگ‌سار دارد. بر روی این پوستر، علاوه بر عکس، شعری درباره سنگ‌سار زنان تنها درج شده است.

زنان تنها در جستجوی آرامش‌اند

زنان تنها با تاریکی سخن می‌گویند

زنان تنها اسیر آیه های قرآن می‌شوند

زنان تنها با عمامه های اسلام سنگسار می‌شوند

زنان تنها …

Lonely women looking for peace

Lonely women talking to darkness

Lonely women captured by Quran verses

Lonely women stoned by Islamic turbans

Lonely women…

نمایشگاه عکس آریان در بعد از ظهر روز ۱۲ جولای در گالری Ctrllab افتتاح می‌شود. شماره ۳۶۳۴ بلوار سن لوران مونترآل

 

 


 


به‌دلیل تنبیه خودم در مدرسه، از آمریکا اعلام شکایت می‌کنم!

 

با توجه به اینکه بعد از حدود بیست و پنج سال، امروز با شنیدن حرف‌های حاج بابائی وزیر آموزش پروش ملتفت شدم که تنبیه بدنی در مدارس توطئه آمریکا است بدین‌وسیله اینجانب علیرضا رضائی فرزند احمد که بارها در مدرسه توسط عوامل امریکا مورد تنبیه قرار گرفته‌ام مراتب شکایت خودم را از این اقدام جنایتکارانه اعلام نموده مواردی از نقض حقوق خودمان و اعمال خشونت بر علیه ما توسط عوامل امریکای  جهانخوار را جهت اطلاع جوامع جهانی اینجا می‌آوریم :

 

۱.      در کلاس پنجم دبستان پس از طرح یک سوال بر حق و بجا و شایسته از خانم علوم‌مان مبنی بر اینکه «خانم اجازه! مشنگ یعنی چی؟» بلافاصله توسط ایشان از محل نیمکت به جلوی کلاس احضار گردیده و توسط ایشان با اسم سازمانی «خانم کوچکی» که الآن فهمیدیم از عوامل آمریکا بوده است ابتدا از ناحیه‌ی گوش مورد کشیدگی قرار گرفته و سپس به آقا چیذری یکی دیگر از عوامل امریکا که در لوای مدیریت مدرسه جاسوسی می‌کرد ارجاع گردیدیم. بدیهی‌است عامل مذکور به نام سازمانی «آقا چیذری» با حمایت یکی دیگر از عوامل امریکا موسوم به «شاغلام» ما را در محل دفتر مدرسه بشدت مورد نقض گسترده‌ی حقوق بشر قرار داده که در این حین مامان ما نیز به مدرسه احضار و پس از آگاهی از سوال برحق و بجا و شایسته‌ی ما ایشان نیز بطور جداگانه‌ای در منزل ما را مورد نقض حقوق بشر قرار دادند. (تحقیقات در مورد روابط مامانعلی با امریکا همچنان ادامه دارد)

 

۲.      در کلاس دوم راهنمائی پس از شلیک چندین قبضه آدامس از طریق لوله خودکار بسمت سر و کله‌ی معلم حساب‌مان که با نام سازمانی «آقا میدان سرائی» به جاسوسی در مدرسه مشغول بود نهایتاً در شلیک آخر درست در زمان استقرار لوله خودکار روی لبه‌ی کلاسور درحالیکه یک چشممان را بسته بودیم و با چشم دیگرمان مشغول هدفگیری بودیم ناگهان احساس کردیم که هدف به لوله خودکار ما هی نزدیکتر می‌شود تا اینکه کلاً از محل نشانه‌گیری خارج گردید. در همان لحظه گوش ما به‌طرز فجیعی مورد اصابت کودک آزاری قرار گرفت که وقتی سرمان را بلند کردیم متوجه حضور این عامل آمریکا در بالای سرمان گردیدیم که پس از آن نام‌برده به حالت «خـِرکش» که یکی از فنون متداول کودک آزاری در آمریکا است ما را به جلوی کلاس برده و از طریق ضربات سازمان‌دهی شده‌ی «چک افسری» چندین بار بطور رفت و برگشت در عرض کلاس هدایت گردیدیم که حالا که فکرش را می‌کنیم واقعاً هنوز جایش درد می‌کند. توضیحاً اینکه عامل نامبرده بعداً با تغییر محل خدمت سازمانی به جبهه‌های نور علیه ظلمت اعزام گردید که از نقض حقوق بشر ایشان در آنجاها خبر خاصی گزارش نشده.

 

۳.      در سال دوم دبیرستان ما با استفاده از آزادی‌های مشروع مدنی‌مان که در قانون اساسی هم بارها تاکید شده داشتیم توسط دو توپ پلاستیکی «شقایق» که طبیعتاً یکی لایه‌ی دیگری بود در حیاط فوتبال بازی می‌کردیم که ناگهان توسط «آقا شعبان‌نژاد» با کد سازمانی «ناظم مدرسه» زنگ به صدا درآمده و نامبرده به قصد سلب آزادی‌های مدنی ما کراراً خواستار قطع بازی ما گردید لیکن ما که درست در همان لحظه پس از دریبل موفقیت آمیز تعدادی عوامل دشمن در یک موقعیت بسیار مناسبت گل قرار داشتیم به حرکت تهاجمی خودمان بسمت دروازه‌ی دشمن ادامه دادیم که در همین لحظه عامل نامبرده با قرار گرفتن در فاصله‌ی ده متری ما قصد بر هم زدن حرکت موثر ما را داشت که ما نیز نامردی نکرده و با شوتیدن مستقیم توپ بسمت صورت ایشان باعث حک شدن عبارت «شقایق» مندرج بر توپ روی صورت ایشان در سرمای زمستان گردیدیم. این یکی از موارد فجیع کودک آزاری و نقض حقوق ما در طول تاریخ می‌باشد که بدلیل پرهیز از گسترش وحشت عمومی در جامعه از ذکر آنچه که این عامل امریکا پس از نهادینه شدن عبارت "«شقایق"» روی صورتش بسر ما آورد واقعاً معذوریم !


 


اعتراض سید اهل خراسان به موارد «انحرافی» در باره علائم ظهور»

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای امروز در جمع اساتيد، كار‌شناسان، مؤلفان و فارغ التحصيلان تخصصي مهدويت، خواستار پرهيز از كارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمعتبر و براساس تخيلات و توهمات شد.

آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تاکید بر حفظ آمادگی منتظران مهدی گفت: «فرد منتظر بايد همواره خصوصيات و ويژگي‌هاي لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقويت كند و اين انتطار، به گونه‌اي است كه از يك طرف، هيچگاه نبايد آن را طولاني مدت تصور كرد و از طرف ديگر هيچگاه نبايد آن را بسيار نزديك دانست.»

رهبر جمهوری اسلامی با اشاره به کارهای «غیر عالمانه» در باره علائم ظهور تاکید کرد: «يكي از خطرهاي بزرگ در موضوع مهدويت، كارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمستند و متكي بر تخيلات و توهمات است كه زمينه ساز مدعيان دروغين و دوري مردم از حقيقت واقعي انتظار خواهد شد. همه اين موارد غلط و انحرافي است زيرا برخي مطالب درباره علائم ظهور، غيرقابل استناد و ضعيف است و مطالب معتبر را هم نمي‌توان براحتي تطبيق داد. اينگونه مطالب غلط و انحرافي، باعث مي‌شوند، حقيقت اصلي مهدويت و انتظار مهجور بماند، بنابراين، بايد به شدت از كار‌ها و شايعات عوامانه پرهيز كرد.»

لازم به ذکر است که آیت‌الله خامنه‌ای معمولا در باره ادعاهایی که در باره او مطرح می‌شود سکوت می‌کند، از جمله در باره ادعای «یا علی» گفتن‌اش هنگام خروج از رحم مادر.

آقای خامنه‌ای بدون نام بردن از سی‌دی «ظهور نزدیک است»، محتوای ارائه شده در این مجموعه را «انحرافی» خواند. لازم به ذکر است که طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای، جریان نزدیک به احمدی‌نژاد را «انحرافی» می‌خواند.


 


يونس تراكمه: دولت قصد ورشکستگی ناشران خصوصی را دارد

 

یونس تراکمه، نویسنده و داور چندین دوره از جایزه هوشنگ گلشیری، در گفت‌وگویی به انتقاد از سانسور و دست‌اندازی‌های جمهوری اسلامی در نشر آزاد کتاب پرداخته است.

 

وي به خبرگزاری ایلنا درباره كتاب‌هايي كه گاه مجوز نشر مي‌گيرند، اما پس از انتشار در مرحله‌ي اعلام‌وصول، معوق مي‌مانند، گفته است: «چه كسي جوابگوي اين بي‌تعهدي‌هاست؟ وقتي به يك ناشر خصوصي كه سرمايه‌ي قليلي دارد، مجوز نشر يك كتاب داده مي‌شود؛ و ناشر با تقبل هزينه‌هاي چاپ و صحافي و... كتاب‌ را چاپ مي‌كند؛ اما اعلام وصول كتابش را نمي‌دهند، اين چه معنايي مي‌تواند داشته باشد جز اينكه قصد و غرضي در كار است تا ناشر را از پا بياندازند و ورشكست كنند؟ مگر يك ناشر چقدر توان اقتصادي دارد؟»

 

تراكمه كه آخرين اثرش در كشوي ميزكارش خاك مي‌خورد و به علت سانسور وزارت ارشاد حاضر نیست آن را منتشر کند، در بخش دیگری از سخنان خود درباره آشفتگی شیوه بررسی کتاب در وزارت ارشاد گفته است: «اگر من نويسنده بدانم چه قوانين و الگوهاي نوشتاري را بايد رعايت كنم، آنگاه به هرتقدير راه‌حلي براي نجات اثرم پيدا مي‌كنم اما وقتي نمي‌دانم متن مورد تاييد مميزان، چه معيار و مختصاتي بايد داشته‌باشد، حاصلش مي‌شود سرگشتگي من و امثال من.»

 

وي ادامه داده است: «من باور نمي‌كنم كه اين اغتشاش و مبهم‌كاري ازسوي اداره‌ي كتاب وزارت ارشاد، اتفاقي يا بر اثر نارسايي‌هاي اداري به‌وجود آمده باشد. اين وزارتخانه‌ بيش‌ از سه دهه است كه با تفكرات و الگوهاي مديريتي مختلفي اداره شده و قطع يقين پيش‌فرض‌هاي مشخصي در امر مديريت در اختيار مديران فعلي وجود دارد. بنابر اين به‌زعم من؛ وضعيت فعلي اداره‌ي كتاب، نه تنها اتفاقي نيست؛ بلكه دقيقا برآمده از انديشه‌ي مديرانش است.»

 

تراكمه به دوره‌ي وزارت ميرسليم اشاره کرده و آن را «تيره» توصیف کرده و گفته است: «همان موقع نيز آن روند نظارتي به بن‌بست خورد. ولي گويا مسوولان امر، قصد ندارند كه از گذشته درس بگيرند. آن‌ها مي‌خواهند انديشه‌ي شكست‌خورده را دوباره تجربه كنند.»

 


 


«منشور نویسندگی»؛ پروژه‌ی جدید دولت برای کنترل نویسندگان

 

علی شجاعی سائین، مدیر عامل خانه کتاب، از تدوین «منشور اخلاق نویسندگی» خبر داده است که قرار است شامل دستورالعمل‌هایی برای نویسندگان و پدیدآورندگان کتاب در ایران باشد.

خبرگزاری فارس در این باره نوشته که این طرح که به بهانه‌ی جلوگیری از کتابسازی و ارتقاء سطح علمی کتاب‌ها در ایران صورت می‌گیرد، اما به نظر می‌رسد این طرح برای قانونی جلوه دادن رفتارهای وزارت ارشاد در محدودسازی نویسندگان و اهالی قلم است.

مطرح کردن این منشور آن هم به صورت یک‌طرفه، که فقط به ارائه وظایف و تکالیف نویسندگان می‌پردازد، در حالی صورت می‌گیرد که به گفته اغلب نویسندگان و ناشران ایرانی، وزارت ارشاد به وظایف و تکالیف خود در قبال اهالی قلم و صنعت نشر در ایران نه تنها عمل نمی‌کند بلکه با موانعی همچون سانسور به مقابله با آن برخاسته است.

با این حال به نظر نمی‌رسد که چنین طرح‌هایی، فارغ از این که چه مقدار عملی باشد، بتواند نتیجه‌ای موفقیت‌آمیز برای بانیان آن به همراه داشته باشد.

 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته