
حسن اشجاري با عقد قراردادي 2 ساله به سپاهان پيوست.
مدافع فصل گذشته تيم ذوب آهن که سابقه حضور در تيم ملي ، قهرماني با ذوب آهن در رقابت هاي جام حذفي، نايب قهرماني در ليگ برتر و شرکت در ليگ قهرمانان آسيا را در کارنامه خود دارد پس از امضاي قرارداد رسما راهي باشگاه سپاهان اصفهان شد.
جذب اين مدافع با نظر و تاکيد لوکا بوناچيچ صورت پذيرفت. وي فردا راهي ترکيه مي شود و به اردوي سپاهاني ها در اين کشور مي پيوندد.
اشجاري در گفتگويي با سايت باشگاه سپاهان در مورد حضور دوباره اش در اين تيم گفت : خوشحالم که بار ديگر به اصفهان بازگشته ام و فوتبال را در اين خطه کشور با همه مردم خونگرمي که دارد ادامه مي دهم.
وي ادامه داد : حضور در سپاهان براي هر بازيکني آرزو است. اين باشگاه حرفه اي ترين باشگاه ايران است که در طول سال هاي اخير روند رو جلو خود را در ايران و آسيا به خوبي به نمايش گذاشته است و قهرماني ها و افتخارات متعدد اين باشگاه مويد اين ادعاست .
اشجاري افزود : اميوارم در سپاهان باز هم بتوانم روزهاي خوبي که در فوتبال اصفهان داشته ام را به نمايش بگذارم و با تمام توان و تلاش هواداران سپاهان که تعصب و عشق آنها به تيم محبوبشان زبانزد است را خوشحال کنم.

چند خبرگزاري و شبکه تلويزيوني نشست خبري فرداي رحمتي را تحريم کردند.
به گزارش خبرگزاري فارس، مهدي رحمتي امروز و پس از کشوقوسهاي فراوان با عقد قرارداد يک ساله رسما به استقلال پيوست.
از ساعتها قبل از عقد قرارداد خبرنگاران براي پوشش اين مراسم و اطلاعرساني به هواداراني که منتظر شنيدن صحبتهاي رحمتي بودند در محل باشگاه استقلال و هيئت فوتبال حضور يافتند اما رحمتي در پاسخ به سؤالات بيشمار خبرنگاران که نمايندگان افکار عمومي هستند فقط به اين جمله " فردا پاسخ سؤالات را ميدهم " بسنده کرد.
اين در حالي بود که هواداران استقلال منتظر پاسخگويي رحمتي در اين باره بودند اما دروازهبان جديد استقلال با بيتوجهي به اين مسائل همه چيز را به فردا موکول کرد در حالي پاسخگويي به چند سؤال کار چندان سختي نيست. خبرنگاران رسانههاي مختلف به احترام باشگاه استقلال و ميليونها هوادار قصد داشتند با پوشش صحبتهاي رحمتي سخنان وي را بازتاب دهند که با امتناع اين دروازهبان مواجه شدند.
در راستاي برخورد نامناسب مهدي رحمتي با خبرنگاران، خبرگزاريهاي فارس، مهر، ايسنا، ايرنا، برنا، نسيم، شبکه خبر و باشگاه خبرنگاران در نشست خبري فرداي مهدي رحمتي شرکت نميکنند.
اين خبرگزاريها و شبکههاي تلويزيوني معتقد هستند اهميت به يک بازيکن و حضور در نشست خبري براي يک بازيکن نمونه بارز بازيکن سالاري است و به همين دليل حضور در اين نشست را تحريم کردند.
مدير حقوقي باشگاه پرسپوليس گفت: حضور تيم ديگري با نام پرسپوليس در ليگ برتر فقط يک خيال است.
مصطفي شکري درباره اينکه گفته ميشود اسماعيل وفايي يکي از خريداران تيم فوتبال راهآهن است و قصد دارد اين تيم را با نام پرسپوليس در ليگ برتر شرکت دهد، اظهار داشت: ما با اسماعيل وفايي يک بحث حقوقي داريم به همين دليل داد خواست خود را عليه شرکت ايشان اعلام کردهايم که چرا سوءاستفادههاي نابجا ميکنند.
وي افزود: پرسپوليس متعلق به آحاد مردم است و قابل مصادره نيست. در مقطعي آمدند و شرکت پرسپوليس تاسيس کردند. 49 درصد اين شرکت متعلق به سازمان تربيت بدني بوده و بعد از چند سال در شرايط غير قانوني اين 49 درصد به اشخاص مختلف واگذار شده که در حال پيگيري آن هستيم.
مدير حقوقي پرسپوليس تاکيد کرد: حضور تيم ديگري با نام پرسپوليس در ليگ برتر فقط ميتواند يک آرزو و خيال باشد تا واقعيت. ما اين موضوع را به جديت پيگيري خواهيم کرد و دست افرادي که در فرآينده غيرقانوني، سهامهاي اين باشگاه را به اشخاص فروختهاند رو خواهيم کرد تا با آنها برخورد جدي شود.
منابع خبری نزدیک به وی اعلام کردند این عکاس روز گذشته در تماسی که با خانواده خود داشت گفت از درد شدید کلیه رنج میبرد و از جمعه گذشته نتوانسته غذا بخورد.
وی به بیماریهای قلب و کلیه مبتلا است و مدتی پیش از بازداشتاش در بیمارستان بستری شده بود.
مریم مجد، عکاس - خبرنگار تخصصی ورزش زنان است که سابقه همکاری با مجله زنان، خبرگزاری ایسنا و روزنامه ورزشی تماشا دارد.
وی قرار بود روز ٢٧ خرداد به آلمان برای پوشش خبری رقابت های جام جهانی زنان سفر کند که نرفتن وی شبهاتی را ایجاد کرد و در نهایت اعلام شد وی در بازداشت بسر می برد.
محمدمهدی عسگرپور(مدیرعامل خانه سینما) صبح سه شنبه(۲۰ تیرماه) در نشست بررسی زیرساختهای سینمای ایران با اشاره به اینکه سینما از محصولات کشورهای اروپایی بعداز دوره رنسانس است، افزود: در کشور؛ همواره وقتی با چنین محصولات مدرنی مواجه میشدیم برای آن موضعگیری میشده است و همیشه آنچه به سمت مدنیت نشانه میرفته نیز مورد استقبال نبوده است.
به گزارش ایلنا، وی با اشاره به مشکلات موجود در بخش سینما و فرهنگ گفت: یکی ازدلایلی که امروز ما در حوزههایی همچون سینما از لحاظ ساختاری دچار مشکل هستیم، این است که پایههای حقوقی این حوزه به درستی جاگذاری نشده است. این مشکل به ۵ سال یا ۱۰ سال اخیر بازنمیگردد و یک سابقه تاریخی دارد و حتی عرصههای دیگری همچون ورزش و فوتبال را نیز دربرگرفته است.
عسگرپور با تقسیمبندی سینما در معادلات اجتماعی ادامه داد: از دیدگاه حضور سینما در اجتماع میتوانیم سینما را به دو بخش، سینما در جوامع صنعتی، سینما در جوامع دیگر تقسیم بندی کرد. در جوامع صنعتی مانند آمریکا سینما قالب خود را پیدا کرده و ارزش آن کاملا مشخص است و حتی امروز در کشوری مانند کره سینما ارزش صنعتی پیدا کرده است.
مدیرعامل خانه سینما، نبود نگاه استراتژیک را یکی از اصلیترین دلایل وجود مشکل در حوزه سینما دانست و افزود: امروز نگاه استراتژیک در کشور ما به حوزه فرهنگ و هنر وجود ندارد درحالیکه این نگاه در کشورهای دیگر وجود دارد؛ لازمه وجود چنین نگاهی چند اصل اساسی است که یکی از آنها وجود قانون مشخص در حوزه سینما است.
وی ادامه داد: ما در حوزه قانون گذاری در سینما فقط یک مورد قانونی مربوط به حقوق مولفان و مصنفان که مصوب سال ۴۸ است را داریم و یا فقط قانون تاسیس یا انحلال بعضی سازمانها وجود دارد و بسیاری از قوانینی که امروز اجرا میشود یا مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است و یا اینکه آییننامههایی است که در وزارتخانهها مصوب است و این امر نشان میدهد که ما در بخش قانونگذاری دستمان خالی است.
مدیرعامل خانه سینما با اشاره به مهم بودن هنر سینما افزود: سینما هنر مهمی است اما در کشور ما هر وقت این امر مطرح شده که سینما مهمترین وجه هنر است؛ ترس و لرز اهالی سینما بیشتر شده زیرا به دنبال بیان این حرف از جانب مسئولان، تعداد ادارهها بیشتر شده و کنترل و ممیزی نیز بیشتر شده است درحالیکه در هیچ جای دنیا دولت نقش جدی در سینما ندارد؛ امروز دولت ما دخالت مستقیم در حوزه سینما دارد.
عسگرپور با اشاره به وضعیت تولید فیلم در کشور گفت: تولید فیلمهای خوب امروز حاصل یک جریان نخبهگراست و نه حاصل یک روند تولید مناسب و مشخص، بلکه فیلمهای خوب توسط خود فیلمسازان تولید میشود.
مدیرعامل خانه سینما با اشاره به رفتارهای سالهای اخیر مسئولان با هنرمندان گفت: رفتاری که این سالها با جامعه سینمایی میشود مطلقا شایسته هنرمندان ایرانی نیست و این رفتار ازآنجا ناشی میشود که چون دولت خود را پاسخگو میداند پس میگوید خود من هم باید فیلم بسازم و تولید کنم.
رخشان بنیاعتماد(کارگردان سینمای ایران) صبح دیروز(۲۰ تیرماه) در نشست بررسی زیرساختهای سینمای ایران در مرکز تحقیقات استراتژیک با اشاره به وضعیت رابطهی مدیران سینمایی و سینماگران در سالهای اخیر گفت: در طول سالها ما فیلمسازان همیشه متهمانی بودیم که باید پاسخگوی رفتار خود باشیم و خود را ثابت کنیم.
به گزارش ایلنا، وی با اشاره به وضعیت کنترل در سینما گفت: امروز کنترل در سینما فقط محدود به ممیزی و یا صدور پروانه ساخت نیست بلکه این کنترل در تمام شئون مختلف وجود دارد حتی در سایر بخشهای اجتماعی و فرهنگی نیز این کنترل وجود دارد.
وی تاکید کرد: در کشور ما یک نگاه پادگانی وجود دارد که تمامی مسایل را کنترل میکند و این امر در دوران اخیر به میزان بالایی رشد کرده است.
کارگردان روسری آبی تاکید کرد: سیستم کنترل با هدف مقابله با پدیدهای کاملا مدرن اجرا میشود اما غافل از آن است که امروز یک انقلاب دیجیتالی رخ داده و حتی به دنبال این انقلاب دیجیتالی سینما نیز به سمت فیلمسازی تکنفره میرود. در این میان اینگونه کنترلها با روند تولید فیلم و اجبار فیلمسازان به کسب مجوز ساخت همخوانی ندارد.
کارگردان فیلم خونبازی با اشاره به وضعیت تهاجم فرهنگی در کشور که ازسوی شبکههای ماهوارهای صورت میگیرد؛ افزود: متاسفانه ما دربرابر تهاجم فرهنگی همیشه به دنبال دیوار کشیدن و جمع کردن آنتنهای ماهواره بودهایم و قصد داشتیم با مانع شدن با تهاجم مقابله کنیم درحالیکه در کشورهای دیگر که چنین تهاجمی را احساس کردند با تقویت سرمایههای بومی و ملی و فرهنگی خود به مقابله برخاستند.
بنیاعتماد؛ سینمارا یک منشور چند وجهی دانست و افزود: سینما از شرایط اجتماعی نشات میگیرد و شرایط اجتماعی را بیان میکند و امروز نیز متاسفانه درحالیکه نیاز مخاطب را برآورده نکردهایم بازهم قصد داریم با روش پادگانی این امر را ادامه دهیم.
وی با انتقاد از سیاستهای صداوسیما و حوزه سینما در تولید آثار مبتذل طنز گفت: زمانی که به دنبال سیاست پادگانی جامعه به سمت افسردگی میرود؛ سیاستگذاران برای شاد کردن مردم به سمت اجرای لودگی و برنامههای لوده و تولید اینگونه برنامهها میروند درحالیکه آنچه که باعث افسردگی و عدم وجود خنده در جامعه میشود خالی بودن سفره مردم و عدم تامین نیازهای اولیه آنهاست و این امر نشان میدهد که نگاه به مقوله فرهنگ و سیاستگذاری از عهده سیاستگذاران عرصه فرهنگ خارج است.
وی با اشاره به لزوم توجه به خلاقیت هنرمندان گفت: در همه جای دنیا تولید یک اثر فرهنگی نیاز به دریافت مجوز و پروانه ندارد بلکه این مجوز فقط در زمان نمایش براساس معیارها و ملاکهای هر کشور صادر میشود.
وی تاکید کرد: هنرمندان برای تولید آثار فرهنگی باید مجوز بگیرند اما این مجوز جلوی رشد خلاقیت آنها را میگیرد.
بنیاعتماد با انتقاد از بعضی از سیاستها در حوزه سینما گفت: متاسفانه امروز مدام راهها و کارهای غلط گذشته تکرار میشود. به طور مثال درحالیکه خانه سینما وجود دارد عدهای به دنبال اختراع سازمان جدید سینمایی هستند.
وی ادامه داد: همه این مسایل میگذرد و مدیران و سیاستگذاران میروند و سرانجام این هنرمندان هستند که باقی میمانند.

در آستانۀ تصمیم نهایی گزارشگر ویژۀ حقوق بشر سازمان ملل برای سفر به ایران، عیسی سحرخیز، زندانی سیاسی و از فعالان مطبوعاتیِ محبوس در زندان رجایی شهر، طی نامه ای به این مقام بین المللی اظهار داشت "از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است."
به گزارش وبگاه فرزند عیسی سحرخیز، این زندانی سیاسی در نامه خود به احمد شهید همچنین آورده است "شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت."
متن کامل این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر احمد شهید
با سلام،
اینجانب عیسی سحرخیز، از زندانیان سیاسی بازداشت شده در پی کودتای انتخاباتی سال ۲۰۰۹، که با گذشت نیمی از دوران محکومیت، اجازه برخورداری یک روزه نیز از حق قانونی خود در استفاده از مرخصی، حتی جهت درمان پزشکی خویش نداشته ام، می باشم.
جناب آقای احمد شهید!
شنیدن خبر انتخاب شما به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران، سبب دلگرمی من و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی شده است، چرا که امید داریم شما بتوانید اوضاع اسف بار زندان های جمهوری اسلامی را به جهانیان منعکس نمایید و ندای مظلومیت من و هم بندانم را به جهانیان برسانید.
جناب آقای احمد شهید!
آنچه امروز در زندان های جمهوری اسلامی میرود، جنایت علیه بشریت است و چیزی کمتر ازاقدامات ضد انسانی استالین در اردوگاه های کار اجباری سیبری ندارد. این اقدامات مختص زندانیان سیاسی نیست، و شرایط زندگی زندانیان عادی نیز کم از فاجعه ندارد. حتما مرگ ناگوار هدی صابر، زندانی اعتصاب غذا کرده، در اثر ضرب و شتم زندان بانان را شنیده اید و قبل تر نیز از جزییات مرگ محسن دگمه چی خبر دار شده اید. حتما مختصری از جزییات پرونده پزشکی اینجانب نیز آگاهی دارید و خود مطلع هستید که حتی اجازه بستری شدن بنده و مداوا در یک بیمارستان را نمی دهند. پس به ذکر جزییات نخواهم پرداخت. اما هدف از نگارش این سطور آن بوده که به شما گوشزد نمایم که اوضاع آن چنان نابسامان است که هر آن می توان انتظار وقوع رویدادهای دلخراش دیگری را داشت. چرا که امروز بر من و دیگر هم بندانم آشکار و بدیهی است که استراتژی این نظام، کشتن بی صدا و تدریجی زندانیان معترض است. آن ها عامدانه تصمیم دارند که ما را نابود کنند و مرگ خاموش ما را تدارک دیده اند، چون از زنده بودن ما، حتی در پشت این دیوارها و میله ها می ترسند.
اما شما به حکم انسانیت، و به حکم مسئولیتی که بر شما تفویض شده است، تعهد دارید که هر آنچه در توان دارید، بکار ببندید، تا سریع تر افکار عمومی دنیا را نسبت به اقدامات شنیعی که در پشت این دیوارها می گذرد خبر دار کنید. امیدوارم که متوجه ارزش پربهای زمان در این مورد باشید و بدانید که هرگونه تاخیر در این اقدام، محصولی جز مرگ دیگر زندانیان سیاسی نخواهد داشت.. لذا از شما انتظار دارم که هر چه سریع تر جهت مسافرت به ایران اقدام نمایید و در این مهم، تاخیری نداشته باشید. چنانچه حاکمیت از ورود شما به کشور و ملاقات با زندانیان سیاسی ممانعت به عمل آورد، خود به تنهایی طشت رسوایی حاکمیتی خواهد بود که همه چیزش بر دروغ بنا شده است.
عیسی سحرخیز
تیر ۱۳۹۰
رجایی شهر

یک مشاور سازمان حفاظت محیط زیست از خشک شدن ۸۰ درصد از تالاب بختگان خبر داد.
مسعود باقرزاده کریمی در گفتوگو با فارس گفت: دریاچه بختگان شامل تالابهای به هم پیوسته «نیریز» ، «کمجان» و «بختگان» است. این سه تالاب زمانی که پر آب هستند به یکدیگر چسبیده میشوند.
وی با بیان این که بختگان تالاب کویری است، اظهار داشت: به طور طبیعی هرسال ۵۰ درصد بختگان خشک میشود. در ۲ سال اخیر شدت خشکسالی در بختگان و سایر تالابها بیشتر شده است.
مشاور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به تأثیرگذاری سدهای احداث شده در خشکسالی تالابها، متذکر شد: آبگیری سدهای «کر» و «سیوند» همچنین بهرهبرداری از آبهای زیرزمینی اطراف تالاب باعث خشک شدن بختگان شده است.
باقرزاده کریمی ۳ عامل را در خشک شدن بختگان مؤثر دانست و اظهار داشت: خشکسالی و کاهش بارش باران اولین عامل در خشک شدن بختگان است.
وی همچنین گفت: سدسازی در بالادست و روی رودخانههای کر و سیوند به همراه بهرهبرداری از منابع آب زیر زمینی در دشتهای اطراف تالاب از دیگر عوامل دخیل در خشک شدن تالاب بختگان است.
مشاور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست حفر چاههای غیر مجاز و بهربرداری بیرویه از منابع آبی را در تشدید خشکسالی مؤثر میداند.
وی درباره خشکسالیهای اخیر گفت: با توجه به شرایط اقلیمی حاکم بر کشور، نباید آن را خشک سالی بنامیم؛ تغییر اقلیم خشکسالی را به امری معمول و عادی تبدیل کرده است.
باقرزاده کریمی افزود: نباید به پدیده خشکسالی به عنوان حادثه غیر مترقبه نگاه کنیم؛ با توجه به شرایط فعلی خشکسالی حادثه مترقبه و قابل برنامهریزی است. خشکسالی ذات منطقه است و بعید میدانم شرایط ترسالی را در کل کشور شاهد باشیم.
باقرزاده کریمی درباره متوسط بارش در کشور اظهار داشت: متوسط بارش در کشور به ۲۳۰ میلیمتر کاهش یافته است در حالی که ۲۰ سال است میزان بارش را ۲۵۰ میلی متر مطرح میکردیم. اگر متوسط دراز مدت بارش را ۵۰ سال در نظر بگیریم ۲۴۵ میلیمتر است اما اگر متوسط ۱۰ سال اخیر را در نظر بگیریم ۲۳۰ میلیمتر است.
مشاور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: ما با متوسط بارش باران در ۱۰ سال اخیر کار داریم چون از سال ۸۰ شاهد خشکسالی در کشور هستیم.
۱۰ سال است که با کاهش باران مواجهیم
وی با تأکید بر اینکه ۱۰ سال است با کاهش باران مواجه هستیم، اظهار داشت: اگر قرار است برنامهریزی در زمینه کشاورزی داشته باشند بهتر است احتمال خشکسالی و کاهش باران در سال آینده را نیز در نظر داشته باشند.
باقرزاده کریمی با اشاره به افزایش فعالیتهای کشاورزی، بیان کرد: چرا ساخت سد و فعالیتهای کشاورزی در کشور کنترل نمیشود در حالی که هر بار شاهد افزایش فعالیتهای این چنینی هستیم.
مشاور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست با تأکید بر تغییر روشهای آبیاری زمینهای کشاورزی گفت: بهتر است در زمینهای کشاورزی که با سیستم غرقآبی آبیاری میشوند از این پس سیستم آبیاری قطرهای استفاده شود؛ این هنر مدیریت در منابع کشاورزی است.
باقرزاده کریمی تصریح کرد: با وزارت نیرو رایزنی کردیم تا آب بیشتری برای نجات بختگان رهاسازی کند. همچنین با وزارت کشاورزی مذاکراتی داشتهایم که هر چه سریعتر برای بختگان فکری کنند.

خط امام حق شرکت در انتخابات را ندارند....
رفع حصر و بندها؛ ابتدایی ترین لوازم برای برگزاری انتخابات آزاد
جمعی از اعضای شورای مرکزی و عمومی انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز و علوم پزشکی با حجتالاسلام و المسلمین سیدهادی خامنهای دیدار و گفت و گو کردند.
به گزارش کلمه، در این دیدار حجتالاسلام و المسلمین سیدهادی خامنهای با اشاره به اینکه سخنان جمع حاضر همان درد دل نخبگان و دلسوزان نظام است، تأکید کرد: دانشگاه نبض جامعه است و نشانهای است از آنچه در جامعه میگذرد و فعالیتها و حرکتهای دانشجویی بیانگر نیازها و مطالبات آحاد جامعه است.
وی سپس با تأکید بر لزوم نگاه و کار فرهنگی در عرصههای اجتماعی افزود: در صورت اتخاذ چنین رویکردی ریشهدار در میان مردم است به هیچوجه یک جریان و اندیشه سیاسی قابل حذف کردن نخواهد بود و جریان اصلاحطلبی نیز به این دلیل که یک جریان فکری- فرهنگی قابل حذف کردن نیست و راه اصلاحطلبی ماندنی است به شرط آن که به آن نه به عنوان پروژه بلکه به مثابه یک پروسه نگریسته شود.
وی با اشاره به مخالفان اصلاحات گفت: گروه اندکی از مردم که با اصلاحات مخالفاند در حقیقت با مصالح مردم مخالفاند و ریشه آن، زیادهخواهی و فزونطلبی آنهاست مخالفت عدهای دیگر با اصلاحات، به این دلیل است که از جریان اصلاحطلبی، شناخت واقعی ندارند و تحت تأثیر تبلیغات دروغ و تهمتها قرار دارند.
مخالفان می دانند اگر محدودیتها برداشته شود...
سیدهادی خامنهای تأکید کرد: اصلاحات در متن مردم وجود دارد و با تبلیغات سوء و منحرف کننده از بین نمیرود. در حالی که تمامی تریبونهای عمومی در اختیار مخالفان این جریان است و آزادانه از جوسازی و دروغ پراکنی علیه این جریان بهره میبرند. اینان از تمام فرصتها، در تمام محافل حتی اجتماعات ورزشی و تفریحی نیز در بیان نظریات خود علیه این جریان بهره میبرند. اما نتوانستهاند به نتیجه دلخواه برسند و اینهمه هزینه مادی و معنوی کارساز نبوده است. مخالفان به خوبی میدانند که در صورت برداشتن محدودیتها و تهدیدها ، مقبولیت و مشروعیت این جریان علنی میشود.
مدیر مسئول روزنامه توقیف شده حیات نو و جهان اسلام با اشاره به محدودیت های فرهنگی و رسانهای ایجاد شده تأکید کرد: در مقابل هر فیلتر، یک فیلتر شکن وجود دارد. همانطور که در زمان جنگ با وجود تمام تحریمها و کارشکنیها، از سلاحهای دشمنان بر علیه خودشان بهره بردیم. چرا که با روش غیر منطقی و عقلی در مقابل یک اندیشه و عقیده نمیتوان بهره دائمی برد.
چگونه میتوان انتظار داشت اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند؟
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در پاسخ به سوالی در مورد آینده سیاسی کشور و تنوع حضور اصلاحطلبان و منتقدان در انتخابات پیش رو افزود: اگر فرصت رقابت برای انتخابات مساوی باشد می توان در این مورد اظهار نظر کرد و در وضعیتی که فرصتها برای گقتن، پاسخ دادن به اتهامات و بیان نظرات و اندیشهها و انتقادات برابر و عادلانه نیست و بیان نظریات و انتقادات، مصون از عواقب امنیتی و قضایی و محدودیتهای دیگر نیست، چگونه میتوان شرایط مناسب برای برگزاری انتخابات را پیشبینی کرد.
تهمتهای شگفتانگیز به منتقدان زده شده ولی مجال پاسخ گویی ایجاد نشد
سیدهادی خامنهای با اشاره به محدودیتهای ایجاد شده برای فعالان سیاسی و رسانهای اضافه کرد: دو دهه گذشته بطور عموم و در این دو سال اخیر بطور اخص به میزان چندین هزار ساعت علیه این جریان سخن پراکنی شده و تهمتهای شگفتانگیزی به اصلاحطلبان و منتقدان زده شده ولی هیچ گاه مجال پاسخ گویی به آنها ایجاد نشده است. با این حال چگونه میتوان انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند و تن به چنین رقابتی بدهند. اگر جریان رقیب معتقد به برگزاری یک انتخاب عادلانه است باید خیلی پیش از این فرصت را برای برگزاری یک انتخاب آزاد آماده میکرد اما امروز هیچ نشانهای از این خواست و اراده مشاهده نمیشود.
رفع حصر و بندها؛ ابتدایی ترین لوازم برای برگزاری انتخابات سالم
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام تأکید کرد: رفع محدودیت و حصر و بندها از ابتدایی ترین لوازم برای برگزاری انتخابات سالم و آزادانه است و این حق ما است و نه شرط ما، به دنبال تأمین ابتدایی ترین حقوق خود و دوستان و دلسوزان نظام و انقلاب و راه امام هستیم. پس اگر آقایان با این مقدمات مخالفاند صراحتاً و شجاعانه بیان کنند که جبهه اصلاحات و خط امام حق شرکت در انتخابات را ندارند.
هدف از حصر آقایان موسوی و کروبی...
سیدهادی خامنهای با اشاره به ادامه حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی تأکید کرد: آقایان موسوی و کروبی از چهرههای مورد احترام امام، ملت ایران و اصلاح طلبان بوده و هستند و هدف از حصر آنها جلوگیری از تأثیر گذاری آنها در ساحت جامعه است. قطعاً توقیف و محدود کردن افراد و چهرههای مردمی و انقلابی کار عبثی است و بر مشکلات میافزاید و این اقدام انفعالی قطعاً به نتایج دلخواه برای جریان سیاسی انحصار طلب نمی انجامد و بی تردید به نفع کشور و منافع ملی نخواهد بود. اگر دلسوزی در میان است و صلاح دین و کشور را میخواهیم باید بدانیم که حصر این آقایان چاره کار نیست.
دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در بخش دیگری از سخنانش و در پاسخ به سوال یکی از حاضران پیرامون بحث جداسازی جنسیتی و مسائل پیرامون آن افزود: جداسازی دختران و پسران در دانشگاهها هم چاره کار جهت حل مشکلات اخلاقی در جامعه نیست. همه بر این متفق القول هستیم که باید هرزگی و فساد اخلاقی در جامعه ریشه کن شود و اخلاق و صداقت و سلامت در رفتار فردی و اجتماعی تجلی یابد. اما راهکارهایی که توسط برخی از مسئولین ارائه میشود نه تنها به حل این بحران نمی انجامد بلکه واکنشی منفی ایجاد می کند و منشأ این فجایع و بحرانها هم سیاسی است و هم فرهنگی و تنها با دستورو بخشنامه حل نخواهد شد.
اول با مردم آشتی کنیم بعد آنها را به رعایت قانون دعوت کنیم
سیدهادی خامنهای تأکید کرد: اول باید با ملت آشتی کنیم و حقوق مردم را محترم بشماریم و بعد آنها را به رعایت قانون توصیه کنیم. اگر خود یک طرفه قانون شکنی کنیم و به حریم ها تجاوز کنیم و حرمت و کرامت افراد جامعه را رعایت نکنیم چگونه انتظار عمل به قانون را از شهروندان انتظار داریم.
مدیریت کشور باید دست عقلا باشد نه دست کسانی که عقلشان تعطیل است
اینکه با طرح برخی برنامهها مثل جداسازی جنسیتی و سپس ردّ آن و دستور الغای آن به دنبال یافتن جایگاه در بین مردم باشیم، اشتباه است. از این نمونه اقدامها در این چند سال رخ داده و نتیجه گرفته نشده پس چرا باید دوباره این روش را تکرارکرد و با یک بازی تبلیغاتی در پی بازار گرمی و منحرف کردن افکار عمومی و ایجاد نگرانی در بین آنها شد قطعاً این روش شکست پذیر است و به نتیجه نخواهد رسید و بهتر است به جای اتخاذ چنین روشهایی به مقررات مصوب از مجاری قانونی پایبند باشیم نه اینکه هر روز به بهانهای قانون را دور بزنیم و قیافه حق به جانب هم بگیریم. مدیریت کلان کشور باید در دست عقلا باشد نه به دست کسانی که عقل و مغزشان تعطیل و فقط بازوانشان فعال است.

علی مطهری، با انتقاد از نمایندگان مجلس هشتم میگوید مجلس به شاخه دفتر رهبری تبدیل شده و اگر مجلس هفتم و هشتم به وظیفه خود عمل میکرد، «پدیده» احمدینژاد ظهور نمیکرد.
علی مطهری، در گفتوگو با خبرآنلاین،در توضیح این موضوع می گوید: این رفتارهای خلاف قانون دولت قطعا به دلیل مسئولیت ناپذیری مجلس است که از دوره هفتم آغاز شد. البته در مجلس هشتم، شرایط بهتر شد. این رویکرد مجالس هفتم و هشتم تا حدودی به روحیه روسای آنها برمیگردد. روحیه آقای حداد این گونه است که میخواهد به هر نحوی از هر تنشی جلوگیری کند.در دوره آقای لاریجانی هم اگرچه وضعیت تا حد زیادی بهتر شد اما باز هم به شکل ایدهآل نبوده است.
به اعتقاد این نماینده اصولگرا، نمایندگان معمولا افراد آگاهی هستند و مسائل را خوب درک می کنند ولی نیازمند روحیه هستند و وقتی احساس میکنند که دست هیات رئیسه در موضوعی میلرزد ، تصور میکنند که نکند ندایی از سوی رهبری آمده است که هیات رئیسه سست شده است. به این ترتیب نمایندگان هم سست میشوند. استقلال مجلس تا حد زیادی بستگی به رفتار هیات رئیسه دارد و اگر هیات رئیسه به وظایفش به درستی عمل کند، نمایندگان هم به وظایفشان عمل میکنند.
وی که یکی از طرفداران سرسخت سئوال از محمود احمدینژاد در مجلس است از رفتار مجلسیها که به گفته او از دفتر رهبری کسب تکلیف میکنند یا منتظر «ندایی» از سوی رهبری هستند ابراز ناراضایی کرده است.
مطهری میگوید مشی محمود احمدینژاد را تا آنجا که از اختیاراتش استفاده میکند و در مقابل احکام حکومتی نمیایستد بیشتر از مجلسیها که مدام منتظر «ندای» رهبر یا دفتر رهبری هستند، میپسندد.
این نماینده اصولگرا درباره مشی احمدینژاد میگوید: «روش ایشان در تعامل با رهبری از یک نظر مورد تمجید است و من هم آن را می پسندم چون این گونه نیست که او برای هر کاری از رهبری اجازه بگیرد. او کارش را انجام میدهد، یا رهبری در برابر آن مخالفت میکند و یا نمیکند و او به کارش ادامه میدهد. اما اشکال کارش این است که وقتی حکم حکومتی صادر میشود او باید تبعیت کند، ولی گاهی نمیکند.»
وی سپس رفتار احمدینژاد را با مجلسیها مقایسه کرده و تصریح میکند: «اصل روش او (احمدینژاد) را نسبت به مجلس و دیگران بیشتر میپسندم که دائما برای هر کاری از دفتر رهبری سئوال میکنند و به صورت شاخهای از دفتر رهبری درآمدهاند. ما باید بر اساس اختیارات و وظایفمان و بر اساس تشخیصی که داریم کارمان را انجام دهیم، اگر رهبری مخالفت کردند اطاعت کنیم. سئوال پیاپی از دفتر رهبری برای انجام هر کاری، با فلسفه ولایت فقیه جور در نمیآید و حتی مزاحمت برای رهبری است.»
مطهری در بخش دیگری از این مصاحبه به لزوم سئوال از رئیس جمهور اشاره کرده که این روزها اخبار ضد و نقیضی درباره آن منتشر شده است.
وی درباره این اقدام مجلس و احتمال مخالفت رهبری میگوید: «نظر شخصی من این است که رهبر انقلاب اگر این سئوال به صورت منطقی و اخلاقی و به دور از جنجال انجام شود، مخالفتی ندارند. قبل از اینکه طرح را به هیات رئیسه ارائه کنم، با تصمیم شورای داوری اصولگرایان که موافق این سوال بودند، اعلام کردیم که ۱۰ روز بعد این سوال را تقدیم هیات رئیسه میکنیم تا با احتیاط پیش رویم و اگر ندایی از دفتر رهبر انقلاب رسید، با رعایت آن پیش رویم که چنین نشد و سئوال را تحویل هیات رئیسه دادیم.»
مطهری درباره احمدی نژاد معتقد است که آنجا که او در حوزه اختیاراتش مستقل عمل میکند مثبت میدانم. اما آنجا که قانون شکنی میکند و از مرز استقلال وارد حیطه استبداد میشود، مثبت نیست. معتقدم که مجلس هم باید همین روش را داشته باشد و برای هر طرح و لایحهای که در دست دارد، دائما نظر رهبری پرسیده نشود و دائما در جلسات کمیسیونها از ایشان نقل قول نشود تا به این ترتیب برخی افراد از اظهار نظر خودداری کنند.
علی مطهری مهمترین اثر سئوال مجلس را «شکستن غرور کاذب» محمود احمدینژاد دانسته که به گفته او دیگر نتواند «به آسانی نتواند بگوید من فلان قانون را اجرا نمیکنم.»
مطهری تاکید کرده است که «پیدایش پدیدهای به نام احمدینژاد» ناشی از نوع رفتار مجالس هفتم و هشتم بوده که به گفته او اگر مستقل عمل کرده بود اوضاع کشور بدینجا نمیرسید.
حسین علیزاده دیپلمات سابق کشورمان که در اعتراض به وقایع پس از کودتای انتخاباتی ۸۸ با استعفای خود به جنبش سبز مردم ایران پیوسته است در نامه ای به گزارشگر ویژه حقوق بشر از وی خواسته است تا بدون اغماض و وارد نمودن معادلات سیاسی در وظیفه خطیر خود، به بررسی ابعاد گسترده نقض حقوق بشر در ایران بپردازد.
به گزارش تحول سبز وی در این نامه محمد نوری زاد، نرگس محمدی، نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی رابه عنوان شهدای زنده ای معرفی می کند که قادرند گزارش فجایع ضد انسانی جمهوری اسلامی را روایت کنند و گوشه ای و تنها گوشه ای از این جنایات را برای گزارشگر ویژه حقوق بشر به تصویر بکشند.
در این نامه آمده است: " این رنج نامه را می نگارم تا درکنار براهین متقنی که دارید، استدلال ساده خود را در وخامت وضعیت حقوق بشر ایران با این سخن مدلل کنم که واکنش تند مقامات عالیه جمهوری مبنی بر "راه ندادن گزارشگر به خاک ایران"، جز آن نیست که عمق فاجعه چنان وحشتناک و دهشتناک است که رژیم حاضر است انگ نپذیرفتن را بر ننگ مشاهدات شما از فجایع آنان ترجیح دهد."
متن کامل نامه سرگشاده حسین علیزاده به دکتراحمد شهید که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی می آید:
آن را که حساب پاک است ............از محاسبه چه باک است
جناب دکتر احمد شهید
گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
با سلام و احترام
آنچه مرا واداشته تا این نامه برایتان بنگارم، پیشینه مشترکی است که ما دو را به عنوان دیپلمات های کشورهایمان به هم نزدیک می کند. چنین اشتراکی می توانند درک متقابل ما از وضعیت حقوق بشر به همراه داشته باشد. حسن پیشینه شما در کسوت وزیر خارجه مالدیو، اینک شما را مورد اعتماد عالی ترین نهاد بین المللی (شورای حقوق بشر سازمان ملل) قرار داده تا به بررسی وضعیت حقوق بشر در کشور من بپردازید. اما من، کاردار موقت و معاون پیشین سفارت جمهوری اسلامی ایران در هلسینکی پس از ۲۱ سال خدمت در وزارت خارجه ایران، اینک پناهنده سیاسی نزد دولت میزبان، فنلاند، هستم.
عالیجناب
اینجانب و برخی دیگر از همکارانم در اعتراض به سرکوب بیرحمانه ملت ایران و به منظور رسانیدن فریاد ملتی رنجور و صد البته "بی پناه" به گوش جهانیان، خود را ناگزیر دیدیم تا با این اقدام سیاسی بازتاب دهنده صداهای خفته، دهان های دوخته، چانه های خرد شده، زندانیان به بند کشیده، شهیدان گمشده، مادران فرزند از دست داده، روزنامه های توقیف شده، احزاب تعطیل شده، اقلیت های دینی ممنوع شده و از همه بالاتر "وکیل مدافعان به کیفر رسیده این همه قربانیان نقض حقوق بشر" در جمهوری اسلامی باشیم.
عالیجناب
این نامه سرگشاده را ننوشته ام که به تکرار هزارباره نقض مستمر حقوق بشر در جمهوری اسلامی بپردازم چرا که اطمینان واثق دارم ده ها قطعنامه سازمان ملل و صدها اعلامیه سازمان های مدافع حقوق بشر و هزاران گواه زنده فجایع ضد بشری در سیاهچالی به نام "جمهوری اسلامی" به قدر کافی و وافی ادله مثبته برای مجرمیت دولتمردانی رِشت خوی و حاکمانی درشت گوی هستند تا شما را از فجایع ساری و جاری در جمهوری اسلامی آگاه سازند.
کدامین دلیل بالاتر از اینکه از زمان تاسیس شورای حقوق بشردر سال ۲۰۰۶ نخستین کشوری که اینک گزارشگر ویژه برای بررسی و وارسی وضعیت حقوق بشر در آن تعیین شده، جمهوری اسلامی است. اگر نبود ادله و شواهد قانع کننده، هرگز شورا بر این صرافت نمی افتاد تا گزارشگری را برای آن تعیین کند.
پس این رنج نامه را می نگارم تا درکنار براهین متقنی که دارید، استدلال ساده خود را در وخامت وضعیت حقوق بشر ایران با این سخن مدلل کنم که واکنش تند مقامات عالیه جمهوری مبنی بر "راه ندادن گزارشگر به خاک ایران"، جز آن نیست که عمق فاجعه چنان وحشتناک و دهشتناک است که رژیم حاضر است انگ نپذیرفتن را بر ننگ مشاهدات شما از فجایع آنان ترجیح دهد.
عالیجناب
قطعه شعر پارسی که در مطلع این نامه آمد، بیان ساده ما ایرانیان برای رسوا کردن هر دست آلوده به اعمال خلاف است. فرض بگیریم یک شهروند ایرانی درمظان اتهام به نگهداری مال مسروقه یا جسد دفن شده در خانه اش از سوی دادگاه محکوم به تفحص گردیده، کدامین گواه بر ارتکاب جرم بهتر از این است که وقتی او خود را مبرا می داند، مانع تفحص منزلش توسط مقامات صاحب صلاحیت می شود؟ در چنین موقعی است که ضرب المثل فارسی می گوید:
آن را که حساب پاک است ............از محاسبه چه باک است
عالیجناب
این شرح حال دولتمردان جمهوری اسلامی از رییس قوه قضائیه گرفته تا وزیر خارجه و رییس کمیسون امنیت ملی مجلس و فرمانده سپاه پاسداران و... است که هر یک عَلم مخالفت با بازدید شما از کشور عزیزمان را برداشته اند. در هزل و هذیان گویی این دولتمردان، طًرفه همین بس که از یک سو رییس دولتش آن کشور را "آزاد ترین کشور دنیا" و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه (جواد لاریجانی) آن را "تنها دمکراسی منطقه" می نامند آنگاه رییس قوه قضائیه با گستاخی تمام اعلام می دارد که "سیاست ما نپذیرفتن گزارشگر ویژه است". وه که از انبان پر از قیل و قال های درسی چنان قاض القضاتی، چه پریشان گویی ها بیرون می آید که "مبانی حقوق بشر غربی قابل تحمیل نیست و ما نمی توانیم حقوق بشری که آنها از مجموع فرهنگ لیبرالی بر ما تحمیل می کنند، بپذیریم زیرا نظام دینی ما می تواند خودش، نظام حقوق بشری بر اساس مبانی خودش داشته باشد." گویی جهانیان فراموش کرده اند تا همین دیروز جمهوری اسلامی خود شیفته عضویت در شورای حقوق بشر بود؟ وانگهی گویا او در هزاران آموخته خود، نیاموخته است که مادام دولتی امضای خود را زیر میثاق، پیمان یا کنوانسونی نهاده است ملزم به اجرای آن است مگر آنکه از آن خارج شود. مگر چه فرقی است بین پذیرش سرزده بازرسان آژانس بین المللی اتمی از تاسیسات اتمی ایران بر اساس تصمیم آژانس به عنوان یک مرجع بین المللی و پذیرش گزارشگر ویژه بر اساس تصمیم شورای حقوق بشر به عنوان یک مرجع بین المللی دیگر؟
عالیجناب
قاض القضات کشور ما نیک می داند که اگر نبود اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر میثاق هایی که امضای جمهوری اسلامی را دارد، باز این حکومتگران به دلیل نقض قوانین ساری و جاری جمهوری اسلامی از جمله نقض قانون اساسی کشور نیز پرونده ای سنگین وننگین دارند چه رسد به تعهدات بین المللی خود که بر اساس میثاق های بین المللی بدان ها متعهد است. برای تبین موضوعی نظر شما را به مثال ساده ای جلب می کنم.
بر اساس قانون مدنی جمهوری اسلامی بر گرفته از فقه اسلامی، اصل بر برائت افراد از هر جرمی است مگر آنکه خلاف آن توسط دادگاه صالحه اثبات شود. طرفه حکایتی است که در کشور مدعی آزادی و دمکراسی، دو تن از شخصیت های برجسته جمهوری اسلامی آقایان میرحسین موسوی (نخست وزیرپیشین) و مهدی کروبی(رییس مجلس)، برای ۵ ماه متوالی در حبس خانگی به سر می برند و حال آنکه نه دادگاهی برای آنان تشکیل شده و نه حکمی بر محکومیت آنان صادر شده است. این تناقض آشکار با قانون مدنی و قانون اساسی جمهوری اسلامی، آنگاه مضحک است که بدانیم مهدی کروبی خود اعلام آمادگی حضور در دادگاه را نموده بود و مضحک تر است آنگاه که اگر این دو مجرمند چرا همسران آنان نیز دربند هستند؟ اذعان می دارید که مشکل جمهوری اسلامی از این مثال ساده آغاز می شود و به هزاران نقض "سیستماتیک" حقوق بشر (بنا به گفته خانم شیرین عبادی برنده صلح نوبل) ختم می شود.
عالیجناب
شما با سابقه مسلمانی بهتر از هر کس معنای "شهید" را که از قضا نام شماست می دانید. شهید به جانباخته ای گفته می شود که در راه حفظ کرامت و عزت و شرف و میهن خود جان برکف نهاده است. اینکه هزاران بی پناه ایرانی در زیر شکنجه های قرون وسطایی در ایران جان باخته و شهید شده اند جای تردید ندارد. اما مایلم یادآور شوم که در دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی، اصطلاحی رایج شد به نام "شهید زنده".
شهید زنده در عرف رزمآوران مان، رزمنده ای بود که در میدان جنگ به شهادت نرسیده ولی با پیکر مصدوم و از کار افتاده خود شاهد زنده تجاوز صدام به ایران عزیز بود. اینک جناب دکتر شهید، اگر هزاران شهید راه آزادی و دمکراسی و حقوق بشر نیستند تا گزارش فجایع ضد انسانی جمهوری اسلامی را به سمع و نظرتان برسانند، سیاهچال جمهوری اسلامی پر است از شهیدان زنده که می توانند گوشه ای و تنها گوشه ای از این جنایات را برایتان به تصویر بکشند. محمد نوری زاد، نرگس محمدی، نسرین ستوده و... تنها تعدادی از این شهیدان زنده هستند.
سخن آخر
سخن آخر،اما، اینکه از یاد نبریم اگر چه پریشان گویی رهبران جمهوری اسلامی را پایانی نیست ولی این سخن حق را نیز از آنان و هزاران دلسوز و فعال حقوق بشری نمی توان نادیده گرفت که متاسفانه از حقوق بشر بعضاً به عنوان ابزار سیاسی برای اعمال قدرت در حق کشوری و اغماض نظر از کشوری دیگر استفاده می شود. امعان و اذعان دارید که چنین برخوردی، جز گستاخ تر شدن کشورهایی چون جمهوری اسلامی را در نقض حقوق بشر به همراه ندارد. گرچه نیک می دانم علاج این مشکل نه در دستورکار شما و نه در دستان شماست ولی به عنوان فردی سرشناس در عرصه پیشبرد حقوق بشر در جهان، زبان شما گویاتر و برنده تر از هر کس دیگری برای پایان دادن به استفاده ابزاری از حقوق بشر کارا و تواناست.
برای شما،عالیجناب، در وظیفه خطیری که چشم یک ملت و تاریخ آیندگان بدان دوخته شده، آرزوی توفیق دارم.
حسین علیزاده
هلسینکی- ۱۰ جولای ۲۰۱۱
alizadeh44@yahoo.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر