بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی در صحنة حق علیه باطل نیستی هر کجا خواهی باش ، چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی هر دو یکیست .
دکتر علی شریعتی
12 سال از واقعة 18 تیرماه 78 میگذرد ، ظلم و ستم بیشتر و خفقان دو چندان شده ، هر گونه حرکت مردمی سرکوب ، هر صدای آزادیخواهانه در نطفه خفه و هر رسانة حق طلب توقیف میگردد .
این ظلم و ستمی که بر ملت صبور ایران در طی این چند سال به نام اسلام اعمال شده چگونه جبران خواهد شد ؟ آیا این نقض آشکار حقوق بشر در ایران نیست ؟ دهها زندانی سیاسی ، جوانانی که برای پس گرفتن رای خود به خون غلتیدند و مادرانی که هنوز با چشمانی خونبار سر از سجاده بر نداشته اند و این اقدام بیشرمانه ، زندانی کردن رهبران جنبش سبز و همسرانشان ، حجت را بر مردم تمام کرد . نباید اجازه داد که این اقدامات در چشم مردم ایران عادی جلوه کند . آیا اینک سکوت جایز است ؟
ما جمعی از جوانان سبز دانشگاه بوعلی سینا ، پیام نور و آزاد اسلامی همدان ضمن محکوم کردن این اقدامات کورکورانه از تمامی روحانیون مبارز خواستاریم سکوت خود را شکسته و ندای حق طلبانه سر دهند ، همچنین از شورای هماهنگی راه سبز امید درخواست میکنیم راهکارهای موثر برای برون رفت از اوضاع کنونی ارائه دهند .
به امید بازگشت صداقت به عرصة سیاست .
جمعی از جوانان سبز دانشگاه بوعلی سینا ، پیام نور و آزاد اسلامی همدان
بعد از چند هفته درگیر شدن افكار عمومی با اظهارات وزیر علوم و برخی روسای دانشگاه ها،رییس دولت در نامه ای به وزرای علوم ،تحقیقات وفناوری و بهداشت،درمان و آموزش پزشكی بر ضرورت خودداری از بازنشسته نمودن بی رویه اساتید تا بررسی و تصویب آئین نامه بازنشستگی اعضاء هیئت علمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز جلوگیری از اقدامات سطحی و غیر عالمانه در برخی دانشگاه ها مبنی بر اعمال رشته ها و كلاس های تك جنسیتی تاكید كرد.
متن نامه دكتر احمدی نژاد بدین شرح است؛
باسمه تعالی
جناب آقای دانشجو
وزیر محترم علوم ،تحقیقات و فناوری
سركار خانم دستجردی
وزیر محترم بهداشت ،درمان و آموزش پزشكی
سلام علیكم
1-شنیده شده است كه اساتید بی رویه بازنشسته می شوند .ضروری است تا بررسی و تصویب آئین نامه بازنشستگی اعضاء هیئت علمی در شورای عالی انقلاب فرهنگی از هر نوع بازنشسته نمودن اعضاء خودداری شود.
2- شنیده شده است كه در برخی دانشگاه ها ،رشته ها و كلاس های تك جنسیتی بدون لحاظ تبعات اعمال می گردد .
ضروری است فوری از این اقدامات سطحی و غیر عالمانه جلوگیری شود.
در هر دو مورد نتیجه را اعلام نمائید.
محمود احمدی نژاد
گفتنی است بازنشسته كردن اساتید رویه ای است كه تا كنون در طول دو دولت احمدی نژاد انجام شده و تا كنون بسیاری از افرادی كه برخی اختلافات فكری داشته اند، بازنشسته شده اند.
این نامه در حالی است كه دیروز وزیر بهداشت گفته بود تفكیك جنسیتی در دانشگاه های علوم پزشكی امكان ندارد.
این برای چندمین بار است كه سیاست های كلان آموزش عالی، با دوگانگی مجریان و متولین آن مواجه می شود. روش های آموزشی متفاوت در دانشگاه های علوم پزشكی و دانشگاه های وابسته به وزارت علوم و میزان بهره وری هم كدام، از جمله این دوگانگی هاست.
با این حال، مرضیه وحید دستجردی در حاشیه همایش فعالان قرآنی دانشگاه علوم پزشكی تهران در جمع خبرنگاران این بار هم ساز مخالف با وزارت علوم زده است: "با توجه به فعالیت دانشجویان دختر و پسر در بیمارستان های وزارت بهداشت و همچنین تركیب بیماران از جنسیتهای مذكر و مؤنث، قاعدتاً امكان تفكیك جنسیتی در دانشگاههای علوم پزشكی وجود ندارد."
مجتبی ذالنور طبق روال عادی بازنشسته شده است ، اینكه به خاطر حرفهای اخیرش بازنشسته شود را تكذیب كرد و گفت : چندماهی هست كه بحث بازنشستگی من مطرح است و تاریخ مكاتبات نیز این را نشان می دهد. ضمن اینكه سخنرانی من هم برای بعد بازنشستگی بود . من 20 خرداد بازنشسته شدم و سخنرانی من بعد از بازنشستگی است . نكته دیگر اینكه این اولین سخنرانی من با این لحن نیست. من چند سالی هست با این لحن سخنرانی می كنم چون برای من افراد خط قرمز نیستند .
به گزارش آینده ، اهم اظهارات جانشین پیشین ولی فقیه در سپاه ، در گفت و گو با روزنامه روزگار بدین قرار است :
• سیر نظام نشان داده خیلی خودش را اسیر ملاحظات نكرده است . ولی جایگاه بنده نه جایگاه مجلس است نه قوه قضاییه و نه دستگاه امنیت كه بگویم اگر كار به دستگیری بكشد حتی ممكن است معاون اول رییس جمهوری هم دستگیر شود.
• علی القاعده اگر رییس جمهور استعفا می داد و استعفایش پذیرفته می شد یا خدای نكرده مجلس رییس جمهور را عزل می كرد ، انتخابات زود هنگام برگزار می شد .
• احمدی نژاد در این چند روز گذشته منتظر تجمع مردم در خیابانها به حمایت از وی نبوده است. اما اگر این اتفاق در دوره خاتمی یا موسوی می افتاد قطعا ممكلت به آشوب كشیده می شد . آنهایی كه پایگاه مردمی احمدی نژاد بودند او را به خاطر پایبندی به ارزشهایش قبول داشتند اگر تمكین نكرد این طور نیست كه ببینید پشت سر احمدی نژاد مردم منتظر عكس العمل احمدی نژاد بودند . اگر مثبت عمل كرد و برگشت شما می بینید كه امروز تجمعی علیه ایشان نیست .
• انتخابات آینده مجلس متنوع تر خواهد شد. چون كاندیداهای جریان انحرافی هم مطرح می شوند .
• آنچه من شنیده ام این است كه آقای احمدی نژاد به دنبال وارد كردن 150 نماینده به مجلس است البته این جریان انحرافی است كه دنبال این ماجراست .
• من چون در سپاه بودم كسی از رای من خبر نداشت . من كه به احمدی نژاد رای دادم و اگر امروز باز گردیم به ان شرایط ، با وجود همین شرایط بازهم به احمدی نژاد رای میدهم .
• حدس من این است كه پیوند احمدی نژاد و مشایی اعتقادی است . یعنی من الان نمی گویم اطلاعاتی دارم كه بعد یكی بگوید به چه حقی حرفی زده اید .من فقط حدس می زنم .
• نظام عزمی ندارد كه نعوذ بالله بخواهد رییس جمهوری را عزل یا بركنار كند . چون این كار برای نظام بار دارد ، هزینه دارد و مردم باید هزینه را بدهند و نظام بنا ندارد هزینه ای را به مردم تحمیل كند . البته همه اینها به عملكرد رییس جمهور بستگی دارد . من پیش بینی قطعی نمی توانم ارائه دهم ولی متناسب با هوش و درایتی كه از ایشان می شناسیم و شرایط سود و نفع مردم و نظام كه متصور است ، در این موضوع تصور من این است كه آقای احمدی نژاداین دوسال را هم به طور سالم طی خواهد كرد و اتفاقی نمی افتد .
در دو سال گذشته، وزارت علوم، اعزام دانشجو به كشورهای انگلیس، آمریكا و كانادا را ممنوع كرد. اما اكنون معاون وزیر علوم خبر از رفع این ممنوعیت می دهد.
به گزارش جهان دكتر محمود ملاباشی، معاون دانشجویی وزیر علوم یك شرط را برای اعزام دانشجو به این سه كشور اعلام كرده است: "دانشجویان ایرانی می توانند از دانشگاههای انگلیس، آمریكا و كانادا پذیرش بگیرند اما علاوه بر آن باید از كشورهای دیگر هم پذیرش داشته باشند."
او البته گفته كه تحصیل در دانشگاه های این سه كشور، ممنوع مطلق هم نبوده است. او دراین باره به مهر گفته است: "در حال حاضر اگر گفته می شود كه به این سه كشور دانشجو فرستاده می شود به این معنی است كه آدم های خاص، رشته های خاص و دانشگاههای خاص می توانند پذیرش آمریكا و كانادا را نیز داشته باشند. دانشجویان در هر رشته ای كه بتوانند در آن پذیرش بگیرند و مورد نیاز كشور باشد در هر نقطه ای از دنیا باشد می توانند برود."
اسفند ماه گذشته حسن مسلمی نائینی، مدیركل بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، گفت: "محدودیت اعزام دانشجویان بورسیه ایرانی به كشورهای كانادا، آمریكا و انگلستان از سوی وزارت علوم، برداشته شده است. اعزام دانشجویان بورسیه برای ادامه تحصیل در دانشگاههای كشور انگلستان ، تنها با شرایط خاص و در تعدادی از رشته های خاص، صورت خواهد گرفت."
نائینی امروز هم دراین باره گفت: "پذیرفته شدگان بورسیه خارج كشور از نظر كشور محل تحصیل هیچ محدودیتی ندارند و هیچ محدودیتی از نظر كشورها نداریم."
پیش از این برای ممنوعیت تحصیل در آمریكا، انگلیس و كانادا، جنجال های رسانه ای بسیاری راه افتاده بود. حتی فرزندان برخی از مسوولان كه در دانشگاه های انگلیس تحصیل می كردند، به دلیل همین ممنوعیت به دانشگاه های ایران بازگشتند.
اما اكنون معاون دانشجویی وزیر علوم می گوید دلیل ممنوعیت بورس در این سه كشور، آنها بوده اند: "این محدودیت را ما قائل نشده بودیم كه دانشجویان ایرانی به این سه كشور نروند این محدودیت را آن كشورها برای دانشجویان ایرانی قائل شده بودند. این سه كشور پذیرش می دادند اما ویزا نمی دادند لذا ما نیز به دانشجویان اعلام كردیم كه وقت شان را صرف كشورهایی نكنند كه پذیرش می دهند و ویزا نمی دهند."
یك و نیم سال پیش، ملاباشی در یك نشست خبری درباره بورس نشدن دانشجویان ایرانی در دانشگاه های خارجی گفته بود: "در حال حاضر تنها به سه كشور انگلیس، آمریكا و كانادا به دلیل اینكه رفتارهای بشردوستانه و دانشجو مآبانه با دانشجویان ما ندارند ما ترجیح میدهیم به این كشورها دانشجو بورس نكنیم."
علی مطهری با ارسال نامه سرگشاده ای به محمود احمدی نژاد به اظهارات صبح امرو ز وی دال بر مخالفت با تفكیك جنسیتی پاسخ داد.
به گزارش خبرآنلاین، فرزند شهید مطهری به رئیس جمهور نوشته است: به هر حال یا این سخن را از روی اعتقاد گفته اید و یا با اهداف سیاسی، در هر دو صورت قابل توجیه نیست.
متن كامل این نامه كه در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته است را در ادامه بخوانید:
جناب آقای دكتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی
با اهداء سلام، در نامه ای خطاب به وزرای علوم و بهداشت نوشته اید:"شنیده شده است كه در برخی دانشگاه ها رشته ها و كلاسهای تك جنسیتی بدون لحاظ تبعات اعمال می گردد. ضروری است فوری از این اقدامات سطحی و غیر عالمانه جلوگیری شود".
این كه عدم اختلاط دختر و پسر در دانشگاه ها و غیر دانشگاه ها بر اختلاط اولویت دارد و تا آنجا كه عسر و حرجی در كار نباشد باید محیطهای علمی ما محیط های جداگانه باشد مورد اتفاق فقهای عظام است، همچنان كه حوزه های علمیه ما محیطهای مختلط نیستند و اگر تاسیس دانشگاهها هم از همان ابتدا به دست ما بود و به تقلید از غرب نبود دانشگاه ها نیز به صورت دانشگاههای دخترانه و پسرانه تاسیس می شدند.
اكنون كه این راه كج را از سال 1313 تا به امروز پیموده ایم بهترین راه، تاسیس دانشگاههای دخترانه است، كاری كه رژیم شاه نیز به آن توجه داشت و دانشگاه فرح آن روز و الزهرای امروز را تاسیس كرد و متاسفانه ما در طول سی و دو سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ دانشگاه معظم دخترانه ای تاسیس نكرده ایم، در حالی كه امروز در آمریكا نیز دانشگاه دخترانه مورد استقبال قرار گرفته است.
بدیهی است امروز كه دانشگاههای دخترانه به اندازه كافی نداریم باید در حد امكان از اختلاط جلوگیری كنیم و تلاشهایی كه وزیر محترم علوم و همكارانشان انجام می دهند در مسیراسلامی كردن دانشگاه ها از نظر ظاهر و محتواست، گرچه اینجانب به برخی از آنها گفتم سرانجام آقایان مشائی و احمدی نژاد تحمل نخواهند كرد و این طرح را نیز مانند قانون عفاف و حجاب معلق خواهند نمود و امروز این پیش بینی به حقیقت پیوست.
اگر بناست اختلاط آزاد باشد باید روابط جنسی هم مانند دنیای غرب آزاد باشد والا عوارض روحی و روانی در پی خواهد داشت. نمی توان بخشی از نظام خانوادگی و روابط زن و مرد را از اسلام گرفت و بخشی را از غرب . یا باید نظام اسلامی را در این حوزه پیاده كنیم یا نظام غربی. روش امثال جناب عالی مصداق« كج دار و مریز» است!
این كه حكم اسلام یعنی اولویت عدم اختلاط دختر و پسر را علی رغم نظرات چند مرجع تقلید، امری سطحی و غیر عالمانه نامیده اید بسیار مایه تاسف است و دلیل دیگری بر لیبرال بودن این دولت در حوزه فرهنگ است. از آنجا كه جناب عالی اظهار علاقه به شهید آیت الله مطهری می كنید، چند جمله از ایشان در این خصوص نقل می كنم. در كتاب مسئله حجاب می فرمایند:
اگر دختران در اجتماعات عمومى لباس ساده بپوشند، كفش ساده به پا كنند، با چادر یا با مانتو و روسرى كامل به مدرسه و دانشگاه بروند، آیا در چنین شرایطى بهتر درس مىخوانند یا با وضعى كه مشاهده مىكنیم؟ اصولًا اگر التذاذهاى جنسى و منظورهاى شهوانى در كار نیست چه اصرارى است كه بیرون رفتن زن به این شكل باشد؟ چرا اصرار مىورزند كه دبیرستانهاى مختلط به وجود آورند؟.
من شنیده ام در پاكستان معمول بوده است- نمىدانم الآن هم معمول هست یا نه- كه در كلاسهاى دانشگاه بخش پسران و دختران به وسیله پردهاى از یكدیگر جدا باشد و فقط استادى كه پشت تریبون قرار میگیرد مشرف بر هر دو باشد. آیا بدین طریق درس خواندن چه اشكالى دارد؟
و در كتاب آینده انقلاب اسلامی ایران می فرمایند:
صراط مستقیم باریك است. كمى از این طرف برویم پرت مىشویم، كمى از آن طرف برویم هم پرت مىشویم. اندكى به نام عفت و عصمت و پاكى، زن را به گوشه صندوقخانهها بكشانیم پرت شدهایم، یك ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم را بشكنیم نیز از آن طرف افتادهایم. شركت در اجتماعات ملازم با اختلاط نیست. شركت، ملازم با نوعى التذاذ جنسى از یكدیگر بردن نیست. پیغمبر اكرم در مسجد مدینه، زنها را اجازه مىداد مىآمدند، مردها را هم اجازه مىداد مىآمدند. زنها را منع نكرد.
ولى یك دفعه فرمود: اى كاش ما براى خانمها درِ دیگرى از مسجد باز كنیم (دلش نمىخواست كه زنها و مردها از یك در داخل و خارج شوند؛ به یكدیگر تنه مىزنند، فساد از همین جا پیدا مىشود) كه بعد «باب النساء» را ساختند و الان هم در همان محل در مسجد مدینه درى هست به نام «باب النساء» كه مخصوص زنهاست. زنها و مردها مى آمدند در مسجد پیغمبر پاى وعظ پیغمبر مىنشستند، وقتى كه خارج مىشدند چون كوچههاى مدینه تنگ بود ازدحام جمعیت مىشد، زن و مرد با یكدیگر مخلوط مىشدند، مردِ جوان بود زن جوان بود، احیانا به یكدیگر تنه مىزدند. فرمود: بهتر این است كه زنها از كنار حركت كنند، مردها از وسط. پیغمبر اكرم خوش نداشت كه این حركت به صورت اختلاط باشد. منطق صحیح همین است.
به هر حال یا این سخن را از روی اعتقاد گفته اید و یا با اهداف سیاسی، در هر دو صورت قابل توجیه نیست .
با تقدیم احترام
سایت پیشكسوت نوشت: فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینكه نگاه سپاه به اجرای پروژههای اقتصادی همواره نگاهی جهادی بوده است، از تحویل پروژههای فازهای 15 و 16 پارس جنوبی در آذر ماه امسال خبر داد. در همین راستا مفهوم "ورود جهادی سپاه به پروژه های اقتصادی" را با عماد افروغ، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در میان گذاشتیم و نظر وی را در این باره جویا شدیم.
افروغ گفت: من هم در زمان آقای هاشمی رفسنجانی پیرامون ورود سپاه به عرصه اقتصادی منتقد این حركت بودم و هم در سال های اخیر ورود سپاه به عرصه های سیاسی را نقد كردم.
زمانی كه دولت جدید شكل گرفت و در آن از نیروهای سپاهی استفاده شد و این نیروها در پست های مختلف عهده دار مسئولیت شدند، این روند را نگران كننده دانستم و در مجلس نسبت به افزایش این روند هشدار دادم. در همان زمان یكی از آقایان دعوت شده به مسئولیت كه در وزارت كشور مسئولیت گرفته بود در نامه ای به اینجانب اظهار كرد كه از شما انتظار چنین رویكردی را نداشتیم.
اما درست زمانی كه ایشان را با وضعیت نامطلوبی از مسئولیت كنار زدند، بنده به ایشان گفتم "سلام علیكم"!
در زمان آقای هاشمی كه سپاه ورود به عرصه های اقتصادی را آغاز كرد در كلاس های تحلیلی خود صحبت هایی را ارائه می دادم كه اعضای سپاهی حاضر در این جلسات می گفتند احساس خاصی پیدا می كنند و من در جواب به آنها می گفتم كه راهكار، كنار كشیدن از ورود به عرصه های اقتصادی است. درست نیست كه سپاه وارد معادلات اقتصادی شود.
اكنون هم اصرار دارم كه ورود سپاه به معادلات سیاسی خطاست. ورود به حوزه های اقتصادی و سیاسی، سپاه را از مسئولیت اصلی خود دور می كند. سپاه باید همچنان در چشم مردم عزیز باقی بماند. كاركرد اصلی سپاه "وحدت بخشی" است و سپاهیان نباید این كاركرد را فراموش كنند.
سپاه متعلق به گروه یا جناح خاصی نیست و نباید كاركرد تفكیكی و جناحی داشته باشد. حمایت از حضور سپاه در معادلات سیاسی و اقتصادی بی تردید به كاركرد وحدت بخشی آن آسیب می رساند.
ضرورت های حضور جهادی
عماد افروغ در ادامه بحث به مفهوم حضور جهادی و ضرورت های آن اشاره كرد و گفت: مفهوم جهاد، مفهوم مقدسی است. زمانی كه از حضور جهادی در پروژه های اقتصادی صحبت می كنیم باید به طور دقیق مشخص شود كه پروژه ها در كجا، با تكیه بر چه نیروها و اعتباراتی دنبال می شود. اینكه چه نیروهای انسانی، چه منابع اعتباری و چه مكان هایی برای اجرای پروژه های انتخاب شده، همگی اهمیت دارد. باید بررسی شود كه این پروژه ها چگونه بدست سپاه رسیده است؛ آیا در فرایند مزاینده یا از طریق ارتباطات؟
فعالیت های اقتصادی و ورود به عرصه رقابت های اقتصادی امری عادی و پذیرفته شده است اما نوع ورود سپاه در این عرصه قابل توجه است. مگر زمانی كه بحث ایثار پیش آید. به این معنا كه ورود سپاه به پروژه ها یا رقابت های اقتصادی در راستای كاهش هزینه و افزایش خروجی پروژه هاست و اجرای آن توسط نیروهایی غیر از سپاه هزینه ها را افزایش می دهد. به بیان دیگر در مواردی كه نیروهای دیگر غیر از سپاه برای اجرای پروژه اعلام آمادگی نمی كنند، به كارگیری نیروی انسانی برای اجرای پروژه نیازمند آموزش همزمان است و این كار از عهده سایرین خارج است و مواردی اینچنین، می توان حضور سپاه در پروژه ها را با جهت گیری ایثارگری درك و تفسیر كرد.
در مجموع من هم در دوران سازندگی مخالف و منتقد حضور سپاه در عرصه های اقتصادی بودم و هم در دوران اخیر مخالف ورود سپاه به بدنه دولتی بودم. بعدها بسیاری از منتقدین اینجانب هم متوجه صحت دیدگاه های من شدند.
برای بررسی سلامت فعالیت های اقتصادی سپاه باید به مفهوم "رانت" توجه شود؛ در واقع باید دید فعالیت های اقتصادی سپاه با رانت ارتباط دارد یا خیر؟
سپاه باید از رانت پرهیز داشته باشد؛ رانت در كشورمان با قدرت دولتی و درآمدهای نفتی پیوند خورده است. سپاه بی تردید با دسترسی های خاصی كه به نسبت دیگر افراد جامعه دارد، می تواند ورود به عرصه های اقتصادی و سیاسی را تسهیل كند اما نباید این ورود به گونه ای باشد كه "رقابت"، " خصوصی سازی" و "مشاركت" لطمه ببینند. خدشه دار شدن رقابت و مشاركت و خصوصی سازی بی تردید فعالیت های اقتصادی جامعه را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
اما ورود جهادی متفاوت است؛ در ورود جهادی انگیزه های متفاوت و خالص است. اعتبار درخواستی، نیروی انسانی و انتخاب پروژه ها در رویكرد جهادی معنای دیگری دارد. جهاد فعلی اخلاقی است كه با ایثار همراه است.
در رویكرد جهادی، پروژه ها از استحكام خاصی برخوردارند. در این رویكرد سپاه با اعتبار مشخص، پروژه را زیر قیمت تمام شده تحویل می دهد. روند اجرای پروژه ها هم به گونه ای است كه به اعتبار پروژه ها خدشه ای وارد نمی شود. در واقع در ورود جهادی، باید شاهد فعل ایثارگرایانه بود فارغ از آنكه به صلابت پروژه ها آسیبی وارد شود.
در عین حال در اثبات جهادی بودن فعالیت سپاه در عرصه های اقتصادی، توجه به انرژی صرف شده برای پروژه ها هم اهمیت دارد. معتقدم با توجه به مفهوم جهاد اقتصادی در شرایط كنونی، ورود جهادی به عرصه های اقتصادی باید تولید محور باشد. در واقع باید دید كه فعالیت های اقتصادی سپاه صرف خدمات و توزیع می شود یا تولید اقتصادی را هدف قرار داده است.
وجه تولید اقتصادی می تواند توجیهی برای جهادی بودن فعالیت های اقتصادی سپاه باشد. تفاوت میان فعالیت های توزیع محور و خدمات محور با فعالیت های تولید محور در رویكرد جهادی جایگاه ویژه ای دارد.
با این وجود ممكن است سپاه به واسطه امكانات و دسترسی های خود توجیه دیگر برای حضور در عرصه های اقتصادی داشته باشد اما این زیبنده سپاه نیست. مردم خاطره خوشی از سپاه در دوران دفاع مقدس دارند. این نوستالژی باید خوب فهمیده شود و از هر نوع آسیب به دور باشد. كاركرد وحدت بخشی این نوستالژی در شرایط كنونی جامعه قابل توجه است. كاركرد وحدت بخشی سپاه فراجناحی و معنوی بوده و باید همچنان اینگونه باقی بماند.
سپاه نباید اینگونه تصور كند كه با در اختیار داشتن قدرت و رسانه اگر چیزی دیگر به جامعه بگوید، از منظر جامعه هم مقبول خواهد افتاد.
علی شکوری راد عضو ارشد جبهه مشارکت گفت: مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد.
شکوری راد در پاسخ به سئوالی، در وبلاگ خود نوشته است:« ما به این دولت و به این شورای نگهبان اطمینان نداریم و اگر اینها بخواهند به سیاق گذشته انتخابات برگزار کنند و نظارت مردمی موثر بر کار آنها نباشد، شرکت در انتخابات بی معنی است.»
متن کامل سئوال جمعی از جوانان حامی خاتمی و موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، و پاسخ داده شده از سوی دکتر علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبه مشارکت ایران اسلامی که در وبلاگ وی منتشر شده به شرح زیر است:
سئوال گروهی از جوانان حامی موسوی و خاتمی در انتخابات 88
آقای شکوری سلام.
انتخاباتی (انتصاباتی) دیگر در پیش روست، ومن به همراه بسیاری از بچه های ستاد ۸۸ و موج سوم که مدتی را هم در چنگ پلید استبداد گرفتار بودیم، تصمیم به عدم شرکت در انتصابات داشته و همانطور که مدتی زیاد را از جان و دل و تمام توان برای آوردن مردم به پای صندوق تلاش کردیم، اینبار برای عکس این کار با تمام وجود می خواهیم تلاش کنیم. شما تقریباً جزو معدود اصلاح طلبهای خارج از دانشگاه اوین هستید. برای انتصابات بعدی با توجه به حرفهای احمد جنتی که گفته بود: نیازی به حضور اصلاح طلبان در انتخابات ( به زعم جنتی و امثالهم البته انتخابات است) نیست، هرگونه تشویق از سمت اصلاح طلبان برای شرکت در انتصابات را محکوم می کنیم.
تا زمانی که کمیته صیانت از آرا وجود نداشته باشد( در تمام لحظه های اخذ و شمارش آرا)، عدم حمایت دست اندر کاران انتخابات از جریانی خاص( مانند حمایت آقایان جنتی و یزدی از احمدی نژآد در سال ۸۸ که کاملاً این حمایت خلاف قانون و نشان از عدم بیطرفی این مجریان و ناظران داشت)، آزادی تمام زندانیان و دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز، شکسته شدن حصر مهندس موسوی و آقای کروبی، دلجویی از آنها که در رسانه ظاهراً ملی حاضر شدند و مسایلی خلاف واقع بر ضد جریان اصلاحات مطرح کردند و ... تا زمانی که این نیازهای حداقلی بر طرف نشوند( نظارت استصوابی و ... بماند) ما هیچگونه اعتمادی به حاکمیت نداریم و نظرمان در غیر این صورت اندکی هم تغییر نخواهد کرد.
در سال ۸۸ ما این فکر بهمان به درستی غالب شد که حاکمیت به ما به چشم یک روسپی نگاه کرده است. از جان خود برای شور و نشاط و رونق یک جریان استفاده کردیم و در نهایت لذتش را کسان دیگر برده و ما را به گوشه ای انداخته که گویی تنها ما در قبال آنها موظف هستیم و نه بر عکس. با روحیاتی که از خاتمی عزیز سراغ داریم ممکن است ایشان تن به سازش بدهند بدون انجام این پیش شرطها، ولی ما که تقریباً کم هم نیستیم اعتقاد داریم:
کشته ندادیم که سازش کنیم
حاکم ظالم رو ستایش کنیم.
گروهی از جوانان یاران خاتمی حامیان موسوی در سال ۸۸٫
پاسخ شکوری راد:
حرف آقای خاتمی و ما هم دقیقا همین است که شما گفته اید. دوستان جوان باید بیشتر به کارکرد سخنان آقای خاتمی توجه کنند و زود نتیجه نگیرند. می شود گفت اگر این شرایط تحقق پیدا کند در انتخابات شرکت می کنیم. یا اگر این شرایط تحقق پیدا نکند در انتخابات شرکت نمی کنیم. یا ما در انتخابات شرکت نمی کنیم مگر این شرایط تحقق پیدا کند. هر سه یک معنی می دهد ولی ظاهراً فقط این آخری مورد نظر و رضایت دوستان جوان است و حق هم دارند. بهتر است هر کس که در این باب سخن می گوید از این لحن سوم استفاده کند.
ما نمی توانیم بدون گذاشتن شرط بگوئیم در انتخابات شرکت نخواهیم کرد چرا که نهایتاً یک روزی باید یک انتخابات آزاد در کشور برگزار شود تا معلوم شود نظر اکثریت مردم چیست و چه کسی یا کسانی را نماینده خود می دانند. خب چنین انتخاباتی باید شرایطی داشته باشد.
ما به این دولت و این شورای نگهبان اعتماد نداریم و اگر hینها بخواهند به سیاق گذشته انتخابات برگزار کنند و نظارت مردمی موثر بر کار آنها نباشد، شرکت در انتخابات بی معنی است.
این نه تنها حرف ما اصلاح طلبان و پیروان جنبش سبز است بلکه حرف بسیاری از صاحب نظران جناح راست یا اقتدارگرا هم که با احمدی نژاد مخالف هستند نیز شده است. آنها اگرچه این شورای نگهبان را قبول دارند و به همین دلیل دارند خود را برای شرکت در انتخابات آماده می کنند ولی نگرانی های خود را از دخالت بی رویه دولت در سرنوشت انتخابات پنهان نکرده اند و نمی توانند مطمئن باشند شورای نگهبانی که حتی با آنها همسو است بتواند جلوی تخلف و تقلب، حتی بر علیه آنان، را در انتخابات بگیرد.
علاوه بر این چه ضرورتی دارد ما حرف آخرمان را همان اول بزنیم. آقای خاتمی روزی درون حاکمیت بود و مسئولیت اجرائی داشت. ناگزیر بود تصمیماتی بر خلاف میلش بگیرد تا شیرازۀ امور از دستش در نرود و هرج و مرج ایجاد نشود.
اگر بقول شما در آن زمان سازش کرده است به سبب مسئولیتی که داشت، بوده است. الآن مسئولیت رسمی ندارد و لازم نیست برای زیر مجموعه اش تصمیم بگیرد و دستورالعمل صادر کند. می تواند کنار بکشد و سکوت کند و یا به میدان بیاید و موضع بگیرد.
مطمئن باشید خاتمی همیشه در کنار مردم خواهد ماند و حتی برای خودش هم تصمیمی نمی گیرد که مخالف نظر اکثریت یا مصلحت اصلاح طلبان باشد چه برسد بخواهد برای خود آنان تصمیمی بگیرد یا نظری بدهد. علاوه بر این، نظر و تصمیم خاتمی در حالی که سمت حکومتی ندارد اگر مورد پذیرش اصلاح طلبان و مردم قرار نگیرد محل اثر نخواهد داشت.
این وسوسه ها نوعاً از سوی کسانی القاء می شوند که خواستار این هستند که سهمی بیش از حد شان در رهبری جنبش به آنان داده شود. در حالی که سهمی در اختیار کسی نیست که بخواهد توزیع کند و یا کسی مانع دیگری نیست و هر کس به اندازۀ اعتبارش در حال تأثیر گذاریست.
«خانهی موسوی و رهنورد را به زندانی با دیوارهای بلند آهنی برای آنها تبدیل کردند.» این، مشاهدات برخی از کارمندان نهاد ریاست جمهوری، پزشکان و بیماران بیمارستان شهید شوریده است که روبهروی کوچه اختر قرار دارد؛ کوچهای که منزل موسوی در آن واقع شده است.
یاد آر روزهای سردی را که دلگرم بودیم بانوی سبزی که گاه مخفی و بیشتر پس از درگیر شدن با مامورین امنیتی از خانه بیرون می زد و با هزار زحمت، خودش را به جمع های منتظر می رساند.
رهنورد برای اصرارش بر حق جویی، برای مبارزه بر تبعیض ها ، برای قرآن پژوهی اش، محبوبیتش بارها به باد تهمت وتوهین گرفته شد. هنوز زمان طولانی نگذشته است از آن روزی که درصحن دانشگاه الزهرا، به ناروا روسری از سرش کشیدند. در صحن علنی مجلس عکسهای خصوصیش را پخش کردند. سالها اجازه چاپ کتابهایش را ندادند با اندیشه اش به ستیز پرداختند در طول مبارزات جنبش سبز. با گاز فلفل و اشک آور به او حمله ور گشتند، با ضربات باتوم کبودش کردند یا در خیابان برسر او تاختند و و بی ادبانه به سوال و بازجوییش کشیدند. دست آخر چه سبک فکرانه بعداز چندین بار تهدید بر اخراج، از ورودش به دانشگاه تهران جلو گیری کردند بعد از آنهم چنانکه رسمشان بود و هست، به دروغ پردازیهای خود در این زمینه ادامه دادند و از این طریق به آرام کردن دلهای بیمار خود پرداختند.
تمام آن روزها، زمزمه های نگران مادر بدرقه ی راهش بود و نگاه های سکوت پدر به یاد تمام مجاهدت های جوانی، ستایشگر استحکام قدومش بود.
امروز تقویم می گوید از زندانی کردن میرحسین و رهنورد صد و چهل روز گذشته است. اما دل بی قرار مادر شمردن نمی داند. دل بی تاب مادر کوچه ی بن بستی می شناسد که با دیوار و نرده هایی آهنی و سیاه، زندان شده است. دل نگران مادر، دختری را می شناسد که دیگر پشت زنگ تلفن حالی نمی پرسد و درآستانه ی در خانه مادری ظاهر نمی شود.
امروز نیز او را در خانه خودش زندانی کرده اند. به دروغ می گویند آزاد است و سرگرم فعالیتهای هنری و اما دغدغه این روزهای خانواده نگران او است که نکند این پدر پیر تن وجان فرسوده چون اسماعیل پدر میرحسین تشنه دیدار فرزند ارشد و چشم به در دوخته از میانشان رخت بربندد.
مادر زهرا رهنورد همان بود که انتظار می رفت، استحکام صدایش، یاد آور فریادهای بانوی سبز ایران بود و غم پنهان شده در گفتارش، درد مادران دیگر اسرای سبز را تداعی می کرد. صحبت کردن و مصاحبه با مادری پیر در این شرایط ساده نیست. مادری که خانواده اش در معرض تهدیدهای مختلف هر روز نگران تر از قبل منتظر خبری نشسته اند.
او این ماه ها شاهد ضعف جسمانی و کاهش وزن شدید دختر و دامادش بوده است که در دیدار آخر کاملا مشهود و نگران کننده بوده است. همچنین براین باور بود که کل این روند غلط بیشتر به آدم ربایی شبیه بوده است.
در باره وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گفت و گویی را با خانم نواب صفوی مادر پیر خانم رهنورد انجام داده ایم که با هم می خوانیم:
از آخرین خبری که از آقای مهندس و خانم دکتر دارید برای ما می گویید؟
حدود دو هفته پیش با داماد و دخترم ملاقات داشتم. و آنها هم روحیه ی خیلی خوب و قوی داشتند، محکم، مثل همیشه.
آزادی عمل در این دیدارها چقدرهست؟ مثلا فرزندان دیگرتون هم که به هرحال دلتنگ هستند می تونن باشن؟
ملاقات بدون هماهنگی قبلی بوده و به همین دلیل یکی دو بار اتفاقی فرزندان دیگرم هم حضور داشته اند.
در ملاقات می توانید راحت صحبت کنید؟ فکر می کنید چقدر فضای آن با واقعیتی که در آن محصور هستند تطابق می کند؟
من یک مادرم و حتما راحت صحبت خودم را می کنم. البته حرف های سیاسی نمی زنم چون شنیدم که به بچه ها هم گفته اند در دیدارها حرف سیاسی نزنند که در غیر این صورت همین دیدارهای محدود کوتاه هم قطع می شود تمام دیدارها هم با حضور تعداد خیلی زیادی از مامورها انجام می شود. یک عده داخل هستند خانم و آقا یعنی آنها هم در زوایای مختلف کنار ما می نشینند. در فضای بیرون هم که خب من تابه حال نشمرده ام اما خیلی زیاد هستند.
من هیچ اطلاعی درباره اینکه در جاییکه حصر هستند چگونه زندگی می کنند ندارم و بعید می دانم که کسی هم اطلاعی داشته باشد. البته این را هم بگویم که بعد از یک ماه و نیم بی خبری چندباری خیلی کم به من و همسرم تلفن کرده اند.
ملاقات دخترخانمها به چه ترتیبی است؟ مرتب می توانند به ملاقات بروند؟ و تعریفشان از ملاقاتها چه بوده است؟
متاسفانه باید بگویم که نوه هایم یعنی دخترها به مدت طولانی از پدر و مادرشان بی خبر بوده اند و برای ۳ ماه اول که تقریبا ملاقاتی نداشته اند حتی یکبار بیش از ۵۰ روز تمام خانواده به طور مطلق از آنها بی خبر بودند. جز چند دقیقه بالای سر پدر مرحومِ آقای موسوی. ولی در ۴۰ روز اخیرملاقات های محدودی صورت گرفته است که آنهم با حضور مامورهای خانم و آقا و دوربینهای متعدد نصب شده در محل بوده است.
طفلک نوه هایم با من زیاد صحبت نمی کنند. چرا که صحبت کردن راجع به این قضیه با کنترل دائمی مکالمه ها و دیدارهای خانوادگیمان سخت است در ضمن آنها نمی خواهند مرا نگران کنند. اما حتما بودن نیروهای امنیتی و کنترل کردن و بازرسی بدنی دختران ایشان و حتی مواد خوراکی که برده اند و لوازم نوه های دختر و دامادم برایشان خیلی آزاردهنده بوده است. حتی وقتی بچه ها می روند موهای سر آن ها را هم گشته اند که ببینند چه چیزی قایم کرده اند. گل سرشان راباز کرده اند. آخر این رفتار درست است؟
برخورد ماموران با شما و دختران آقای موسوی و خود مهندس و همسرشان چطور است؟
در ظاهر که محترمانه، اما واقعیتش تهدید امیز است. مثلا دختر من نمی تواند یک کلمه به من خصوصی چیزی بگوید، چشم های آنها مرتب روی ماست که ببینند کی چه می شنود و چه جواب می دهد. همیشه هم می گویند خبر ندهید، تهدید می کنند و می گویند سکوت کنید. اما تا کی؟
وضع روحی خانواده ، دخترهای مهندس چه؟ آیا آنها مشکل خاصی ندارند؟
آن ها هم مثل پدر و مادرشان روحیه ی مقاومی دارند. اما همگی ناراحتند از اینکه در چنین مخمصه گرفتار شده ایم. من یک مادرم. پدرش هم که بیمار است و من می ترسم اتفاقی بدی برایش بیفتد. مثل اتفاقی که برای موسوی بزرگ افتاد. امیدوارم همچین اتفاقی نیفته و سایه ی ایشون همچنان بر سر ما باشد.
از وضعیت جسمی خانم رهنورد و آقای موسوی چه خبری دارید؟
من که مدام نمی بینمشان و به هرحال دیدارها هم محدود بوده چون اونها زندانی هستند. اما از روی ظاهر می توانم بگویم که نسبت به ملاقات های اخیر، دفعه آخر متوجه رنگ پریدگی و لاغری شدید و ناگهانی دختر و دامادم شدم. و این از نظر من که مادر هستم پنهان نبود. من نمیدانم واقعا بر آنها چه گذشته است. البته خودشان برای اینکه ناراحتی ما را دیدند و خواستند من را از نگرانی در آورند گفتند گاهی روزه می گیرند. اما بی شک دلیلش این نمی تواند باشد و تغییر ناگهانی ظاهری آنها و رنگ کاهی پوست و از دست دادن وزنشان به شدت نگران کننده است.
خوب این مساله ی خیلی مهمیه.... اصلا وضعیت پزشکی آنها چطور است؟ قبل و یا بعد از زندان شما خبر دارید؟ مثلا آیا تحت نظر پزشک خاصی هستند؟
دخترم و دامادم پیش از این سالم سالم بودند و همه هم این را می دانستند. اصلا اگر غیر از این بود که نمی توانستند اینهمه فعالیت و جنب و جوش در این دو ساله داشته باشند. الان را طبیعتا نمی توانم بگویم، فقط از روی ظاهر و جسمشان می توانم قضاوت کنم. این نگرانی البته برای دخترانش و بقیه اعضای خانواده هم پیش آمد و همه پیگیر شدند. اما آنها گفتند که خودمان دکتر داریم و پیگیری میکنیم. ولی پزشک از طرف ما نبوده است. معلوم است که تا زمانی که پزشک از طرف ما نباشد نگرانی ما همچنان باقیست.
یعنی خانواده مشخصا خواسته اند که این موضوع پیگیری شود و توجهی نشده است؟
بله دخترها و خانواده دامادم خواسته اند و بارها اصرار کردند ولی هر بار بهانه ای آورده اند و گفته اند ما خودمان دکتر خودمان را می بریم و ظاهرا هم دکتر از طرف خودشان برده اند.
نکته ی نگران کننده این است که دامادم( مهندس موسوی) پیش از این گفته بود که تنها در یک بیمارستان رسمی حاضر به انجام چکاپ است. یک بار هم اوایل حصر ظاهرا خواسته اند پزشک بیاورند که دخترم گفته بوده در همان بیمارستان ویزیت بشود و اگرنه راضی نمی شوم... اینها برای من نگرانی می آورد. روزهای سختیست... من مدام به این فکر می کنم که تا قبل از زندانی شدن، آنها هر دو در وضعیت سلامتی کاملا مناسبی بودند و این را همه خبر داشتند. اما بار آخر واقعا ما دچار شوک و نگرانی شدیم به خصوص اینکه اجازه نداده اند یک دکتر شناخته شده و قابل قبول از طرف خودمان به وضعیت سلامتی آنها رسیدگی بکند.
همه ی ما نگران شدیم با این خبر... هیچ خبری نیست که تا کی می خواهد این وضعیت ادامه داشته باشه؟
نه. هیچ خبری نیست. و هیچ معلوم نیست علت این زندان بی دلیل چه بوده است و تنها خبری که ما داریم وجود چند در و دیوار در یک کوچه کوچک است. نوه هایم می گویند که کوچه را با چند دیوار بلند آهنی مسدود کرده اند و هیچ کس هم نمی داند اصلا داخل این محدوده چه میگذرد؟ چه تعدادی نیرو هست و آیا نیروها اصلا داخل خانه مقیم هستند یا خارج از آن و تا کی قرار است ادامه پیدا کند. البته باید تذکر بدهم که من این را حبس و حصر نمی دانم. این دقیقا آدم ربایی است. دختر و داماد من که کاری نکردند که زندانی شوند اینها جز خدمت به کشورشان هیچ کاری نکردند.
نظر خانم رهنورد و آقای موسوی درباره ی این مسائل چیست؟
آنها راجع به این قضیه حرف خاصی نزده اند. زیرا همانطور که گفتم در دیدارهای کوتاه ما مثل هر زندانی دیگری فضای این حرفها نیست. من خودم مواظبم سوالی نکنم که گرفتاری ایجاد شود. اما خوب با توجه به زندانی شدن پسر بزرگم سال قبل که در راستای همین اتفاقات بود یاد گرفته ام که صحبت هایم چگونه و در چه مواردی باشد.
شما( یا اعضای خانواده ) تا حالا با بازجوها یا نیروهای امنیتی صحبتی داشته اید؟
البته من نه اما بارها دخترهای مهندس، نوه ها و بقیه اعضای خانواده بطور رسمی و غیر رسمی تلفنی و حضوری بازجویی شده اند و یا تحت فشار و تهدید قرار گرفته اند، تهدیدهای شغلی وجانی. و حتی توهین های آزار دهنده ای که نه تنها کلامی بلکه بدنی هم بوده است.
خواسته ی آن ها چیست؟
خواسته اصلی آنها که از همه پوشیده است. اما حتما یک از خواسته های بزرگ آنها سکوت کردن همه اعضای خانواده است. که همین هم به شک ما درمورد وضعیت زندگی و سلامتی آنها دامن می زند. شاید هم با سکوت ما برنامه های دیگری هم دارند.
تا حالا پیشنهاد یا راه حلی از سوی حکومت یا نیروهای امنیتی به خانواده شده برای حل این مسئله؟
البته که نه. چون خودشان می دانند راه حلی هم جز آزادی سریع آنها و جواب دادن به این ۵ ماه زندانی بودن بی دلیل دختر و دامادم نیست همه می دانند داماد و دخترم جز خیرخواهی در این سالها برای مردم و کشور چیزی نخواسته اند و از همه زندگیشان هم گذشته اند. دخترو دامادم برای مردم از هیچ کاری دریغ نمیکردند و حتی از ما هم کمک می گرفتند. این جواب تلخ و دردناکیست برای من که ناظر زندگیشان بوده ام و همه ی کسانی که حقیقت را دیدند و می دانند.
دختر شما یکی از زنان فعالی بود که در این دو سال خانواده های زندانیان را تنها نگذاشت و همین دیدار ها و سر زدن های خانم دکتر همیشه بدخواهان را خشمگین می کرد، در این چند ماه برخورد مردم و خانواده های زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی با خانواده ی موسوی و رهنورد چطور بوده است؟
خیلی صمیمانه. البته من دیداری با کسی نداشته ام یا صحبتی. بیشتر احتیاط می کنم. اما هرجا می رویم همه احوالپرسند و نگرانند در کوچه خیابان محل همه جا هرکسی که متوجه می شود خیلی ابراز دوستی و محبت ونگرانی و ناراحتی و خشم از این وضع می کنند.
با توجه به فضای تبلیغاتی و دروغ هایی که درباره ی این زندان گفته می شود که ایشان اصلا در حصر نیستند ویا فعالیت روزمره یا هنری عادیشان را فقط تحت مراقبت ادامه می دهند، از همینجا صحبتی با مسببان این ماجرا ها دارید؟
هیچ معلوم نیست تا کی آن ها باید در این وضعیت آنجا بمانند. مگر اینها جز خدمت به مردم و خانواده های زندانیان سیاسی کاری کردند؟ اول از همه باید بگم که حتی اگر برفرض محال هم چنین بود یعنی آنها در امن و آسایش هم بودند که نیستند خود نفس زندان کردن بیگناهان و قطع ارتباطشان با همه انقدر بد هست و اسیر بودن انقدر دردناک هست که لازم به توضیح نیست. اما خطاب من با کسانیست که این دستور را داده اند یا اجرا کردند. برای من رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
از دیگر سو سخنی با مردمی که این مصاحبه رو می خوانند دارید؟ نکته ای وجود دارد که لازم باشه در اختیار مردم قرار گیرد؟ در آخر هم اگر صحبتی هست بفرمایید
تشکر میکنم از شما که جویای حال من شدید. من خودم بیمارم و نگران دختر و داماد خوبم هم هستم و شوهرم که به شدت مریض احوال و رنجور است و بی تابی هایش برای خانم رهنورد ما را نگران و متاثر کرده است و تشکر میکنم از همه ی مردمی که یا همدرد ما هستند یا درد مارا درک می کنند.
مرتب به من آشنا و غریبه زنگ می زنند و می پرسند از آقای مهندس چه خبر از خانم دکتر چه خبر؟ من هم می گویم همان خبری که شما دارید را ما هم داریم. خیلی نکته ها هست اما فعلا نگفتنش بهتر است.
آرزو دارم روزی همه ی کسانی که دربند هستند روزی پیش خانواده هایشان برگردند و خانه هایشان دوباره روشن شود. من فقط برای دختر خودم دعا نمی کنم. امیدارم همه ی آنهایی که به هر علتی در بازداشت هستند و به آنها ظلم و ستم می شود زودتر آزاد شوند. ان شاالله خبر آزادی همگی را بشنویم که حتما همه خوشحال می شویم.
ابراز نگرانی مادر زهرانورد نسبت به وضعیت دختر و دامادش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر