-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

Latest New from Green Correspondents for 07/09/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 



چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل این همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر این افراد مومن و متدینی که در زندانها هستند غیر از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکیده اش قانون اساسی است چیز دیگری می خواهند؟! مگر این دو بزرگوار جناب آقای میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی چه گناهی کرده اند که باید ماه ها در حبس یاشند و هیچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟
خبرنگاران سبز/ جامعه:
 مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمی دستغيب، در سخنرانی خود در پانزدهم تيرماه، ضمن تفسير آيات شصت و نهم تا هفتاد و پنجم سوره مبارکه غافر فرمودند: تکذيب قرآن خود بر دو شعبه است؛ يکی تکذيب لفظی قرآن و ديگری تکذيب عملی آن بدين معنی که انسان عملا به دستورات قرآن و احکام اسلام اعتنايی ندارد و با توجيهاتی که برای خود درست می کند، پا روی عمل به دستورات اين کتاب آسمانی می گذارد.

ايشان ادامه داد: يکی از مصاديق کتاب هم ائمه اطهار (عليهم السلام) هستند. يعنی کسانيکه نسبت به اين حضرات ظلم کردند؛ يعنی مولا علی (ع) را خانه نشين کردند و خلافت ايشان را غصب کردند و ايشان و ائمه بعد از ايشان را به شهادت رساندند به زودی کيفر کردارشان را خواهند ديد که چگونه گردنهايشان با غُل و زنجير بسته می شود و در آتش دوزخ معذّب خواهند بود.

معظم له در ادامه با اشاره به خطرات رياست و شهرت خصوصا برای علما و بزرگان فرمودند: شرک ورزيدن به خدايتعالی يعنی اينکه انسان موثر را غير خدا بداند و به غير خدا دلبسته شود و اين مطلب بخصوص برای علما و بزرگان خيلی خطرناک است و پناه برخدا انسان را در سراشيبی سقوط قرار می دهد. رياست و شهرت باعث دور شدن انسان از مقصد اصلی که همان معرفت خدايتعالی است می شود؛ يک همچين اشخاصی چه بسا خود را اهل علم می دانند و خود را به عنوان مجتهد و مرجع مردم نيز معرفی می کنند اما در واقع چون به دنبال تهذيب درون و معرفت خدايتعالی نبودند و رياست و قدرت را دستاويز خود کردند، برای خدايتعالی شريک قائل شده اند.

ايشان ادامه داد: خيلی از اين خلفای عباسی نماز می خواندند و حتی امام جمعه هم بودند ولی مع ذلک در موقع خودش گروه گروه انسانهای بی گناه را به قتل رساندند و از هيچ جنايتی فروگذار نبودند و به توجيهات مختلف که ما امير المومنين هستيم و خليفه واجب الاطاعة، به مردم ظلم می کردند و راه طغيان و سرکشی را در پيش  گرفتند و در عمل خود را همرديف خدايتعالی می دانستند و همه را ملزم به پيروی از دستورات خود می کردند؛ روز قيامت به يک همچين اشخاصی گفته می شود: اَينَ ما کُنتُم تُشرکُون: آن شريکان که برای خدا می ‏پنداشتيد کجا هستند؟

معظم له در ادامه با اشاره به اين مطلب که افرادی هم که در دستگاه ظلمه هستند و فرمانبرداری می کنند و يا به نحوی ولو با سکوت خود، راضی به اعمال آنها هستند، فرمودند: وقتی حضرت امام سجاد(ع) را در غل و زنجير کردند، درست است که ظاهرا اين غُل و زنجيرها بر گردن حضرت است، اما باطنا اين غُل و زنجيرها دامنگير اين اشخاص ظالم است. يعنی گردن کسی که اين کار را کرده و همچنين کسانی که اين عمل را می بينند و دفاعی از حق نمی کنند. يک همچين اشخاصی معلوم هم نيست که موفق به توبه شوند.

اين عضو مجلس خبرگان در پايان عرائضشان ضمن اظهار تاسف از سکوت علما و بزرگان فرمودند: چرا علمای اعلام و مراجع عظام و بزرگان در مقابل اين همه خلاف شرع و قانون سکوت می کنند؟! مگر اين افراد مومن و متدينی که در زندانها هستند غير از عمل به دستورات قرآن و سنت که چکيده اش قانون اساسی است چيز ديگری می خواهند؟! مگر اين دو بزرگوار جناب آقای مير حسين موسوی و حجة الاسلام والمسلمين کروبی چه گناهی کرده اند که بايد ماه ها در حبس ياشند و هيچ خبری از آنها در دسترس نباشد؟ خوب اين دو بزرگوار زحمات زيادی را برای انقلاب کشيده اند و مورد نظر حضرت امام خمينی (ره) بودند. آقايان و علمايی که لباس پيغمبر بر تن داريد و عمامه به سر هستيد؛ اين سکوت شما يعنی رضايت به وضع موجود.

ايشان در ادامه با اشاره به نقش خطير مجلس خبرگان فرمودند:

از جمله کسانی که بايد صحبت کنند و فرياد دادخواهی مردم را به سمع بزرگان برسانند شما اعضای مجلس خبرگان رهبری هستيد که بايد نسبت به تخلفات صورت گرفته توسط زير مجموعه رهبری، از سپاه و بسيج و اطلاعات و صدا و سيما و... تذکر دهيد. غالب شما فقه و اصول خوانده ايد و لباس مقدس پيامبر(ص) را به تن کرده ايد و بعضی هم خود را مفسر قرآن می دانيد. چطور می شود که اطلاع از اين همه اعمال خلاف شرع و قانون داريد و آن وضع شکنجه های کذايی در زندانها به سمع مبارکتان می رسد و دم فرو بسته ايد؟! الله اکبر، اگر اطلاع داريم و حرف نمی زنيم وای بحالمان و اگر هم نمی دانيم باز هم وای بحالمان. نامه حضرت امام سجاد ع که به عالمی به نام زُهری می نويسد را بخوانيم و به خود بياييم. حضرت به يک همچين شخصی که اهل فقه است و محل رجوع مردم است به عنوان نصيحت و خيرخواهی می فرمايد:

خدا ما و تو را از فتنه ها نگه دارد و به تو از دوزخ ترحم کند، تو امروز به وضعی افتادی که سزاست هر که تو را بدان حال ببيند، برايت طلب رحمت کند. به تحقيق که بار نعمت خدا بدوش تو سنگين شده که به تو بدنی سالم و عمری دراز داده، حجت های خدا بر تو استوار است که قرآن را می دانی و فقه دينش را خوانده ای.

بعد در ادامه حضرت می فرمايند: بدان که کمترين کتمان حق و سبکترين باری که بر دوش داری اين است که به وحشت ظالم انس گرفتی و راه گمراهی را با نزديکی خودت به او و اجابت دعوت او برايش هموار کردی، وه چه می ترسم که فردای قيامت بهمراه خائنان گرفتار گناه خود باشی و از اينکه هر چه بگيری برای اعانت با ظلمه مسوول از آن باشی، تو مالی را گرفتی که از آن تو نيست از آن دستی که گرفتی و به کسی نزديک شدی که باحدی حق او را رد نکرده و تو هم با تقرب به او هيچ باطلی را رد نکردی، تو دوست داشتی کسی را که با خدا می جنگد، آيا چنان نيست که تو را دعوت کردند و قطبی ساختند برای چرخاندن ستم خود و تو را نردبان گمراهی خود نمودند. در دل عوام جای گرفتی و آنها به دور تو جمع شدند و از رای تو پيروی کردند، اگر چيزی را حلال دانستی، حلال دانستند و اگر حرام دانستی حرام دانستند.

معظم له ادامه داد:

اين بنده خدا آقای موسوی کار همه اعضای خبرگان را انجام داد، دور شدن حاکميت از قانون اساسی را تذکر داد و نسبت به عواقب هر گونه اقدام خلاف شرع و قانون به مسئولين هشدار داد مع ذلک اشان را در حصر کردند و هيچ يک از بزرگان هم اعتراضی نکردند. اين نوع برخوردها با کسانی که عمری را در همين دستگاه خودتان بوده اند صحيح نيست، خوب خودتان انقلاب کرديد و خودتان همراه امام بوديد و در دفاع مقدس از انقلاب دفاع کرديد و اين دو بزرگوار کمک کار شما بودند اما چون خواستار اجرای قانون اساسی و مطالبات بر حق مردم شدند، آمريکايی و اسرائيلی شدند؟! وظيفه شما اعضای خبرگان است که اين تخلفات صورت گرفته را به گوش رهبری برسانيد و تذکر دهيد نه اينکه با سکوت خود موجبات بدبينی مردم را فراهم کنيد.

در همين قضايای اخير مسجد قبا که سه نفر از طلاب ما را تبعيد کردند؛ يکی از دوستان ما برای دادخواهی خدمت يکی از علما رسيد و گفته بود: ما نمی خواهيم که از ما دفاع کنيد و حرف بزنيد ولی بدانيد که ما می خواهيم حجت را برای شما تمام کنيم و در پيشگاه خدايتعالی عذری نداشته باشيم؛ ما کسانی هستيم که آمديم با شوق و ذوق در اين لباس مقدس و درس خوانديم و چيز ياد گرفتيم و متوجه حق شديم، حال که به حق عمل کرديم اينطور با ما برخورد کردند. اين دوست ما گفت: اين عالم پس از شنيدن اين سخنان سرش را به زير انداخته بود و چيزی نگفت.

خوب شما که عالم هستی و عمری درس فقه و اصول خوانده ای اين سکوتت فايده ای ندارد و بايد صحبت کنيد و تذکر دهيد. سلام و صلوات خدا بر حضرت امام زين العابدين (ع). در عين حاليکه پدرش را به شهادت رساندند و اهل بيت پيامبر را به اسارت بردند ولی مع ذلک بر روی منبر می رود و حقايق را می فرمايد؛ مقصود اين است که آقايان به خود بيايند و اين سکوت خود را بشکنند.

 
 

بنده که طلبه ی ناچيزی در اين جامعه هستم، خيلی برايم مشکل است، نمی دانم بر علما چه می گذرد. اميدواريم که حضرات علما و فضلا دامت برکاته به داد مردم برسند.
خبرنگاران سبز/سیاست/روحانیان و مراجع:
آيت الله محمود امجد در پيامی خطاب به علما و فضلای اسلام با اشاره به ظلم و عوام فريبی و دروغ و نفاق گفته اند: بنده که طلبه ی ناچيزی در اين جامعه هستم، خيلی برايم مشکل است، نمی دانم بر علما چه می گذرد.اين استاد اخلاق که هفته ی گذشته برای ماه مبارک شعبان و رمضان به مالزی سفر کرده اند در پيام خود آورده اند: علما و فضلا به داد مردم برسند.

وی با بيان اينکه اگر علما ساکت باشند جوابی نداريم به مردم بدهيم، اظهار اميدواری کرده اند که به صداقت برگرديم و علما حمايت کنند.

اين پيام که در اختيار سايت کلمه قرار گرفته به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت می فرمايند: صديقک اخوک من صَدَقَک لا من صَدَّقک

انسان بايد به دوستش، ظالم و مظلوم، کمک کند. اگر مظلوم باشد که معلوم است و اگر ظالم هم باشد بايد جلويش را گرفت.

الان ظلم و ستم و عوام فريبی و دروغ و تهمت و فضيلت کشی و نفاق، قابل تحمل نيست و غوغا می کند.

بنده که طلبه ی ناچيزی در اين جامعه هستم، خيلی برايم مشکل است، نمی دانم بر علما چه می گذرد. اميدواريم که حضرات علما و فضلا دامت برکاته به داد مردم برسند.

وضعی که ما داريم خطرات بسياری را به دنبال دارد.

اميدواريم که برگرديم به مکتب. برگرديم به صداقت و علما حمايت کنند. علما خيرخواه و خدمتگزاران جامعه هستند، مردم از علما توقع دارند.

به مردم ظلم می شود، ستم می شود. [آن ها] مشکلات فراوانی دارند. وقتی [آن ها] اشاره می کنند به علما، اينجاست که ما جواب مردم را نمی توانيم بدهيم.

با اينکه الان دنيا، دنيای آزادی و ارتباطات هست و انسان می توانند حرفش را برساند، اگر علما ساکت باشند جوابی نداريم به مردم بدهيم.

اميدواريم که علما به داد مردم برسند.



 
 

در فردایی که زیاد دور نیست، کمونیست های سرزمینمان، کرسی تدریس خواهند داشت. با هم، در بهترین نقطه ی تهران، برای سنی های سرزمین مان، مسجد خواهیم ساخت. روسری های اجباری را از سر بانوان مان برخواهیم داشت. به حجاب بانوان باحجابمان، بیش از پیش احترام خواهیم گذارد. و از مردان و بانوان مسلمان و مسیحی و کلیمی و زرتشتی، بخاطر تلخ نوشی های این سالهای پس از انقلاب، پوزش خواهیم خواست.
خبرنگاران سبز/ جامعه:
محمد نوریزاد در تازه ترین مطلب خود اینگونه نوشت:
روزگار، که بی تابانه چشم به راه فوران خصلت های ناب انسانی ماست، درست درهمین نزدیکی ها پای می کوبد. در آن روز، که دور نیز نیست، ما، قدر همدیگر را خواهیم دانست. به روی هم لبخند خواهیم گشود. به آبروی تک تک هم، و به آبروی کشورمان بها خواهیم داد. از جوانان و نسل های آسیب دیده ی خویش پوزش خواهیم خواست. و آنان، بزرگوارانه ما را خواهند بخشود.

فردا، که زیاد دور نیست، مردان و زنان رنجیده و قهرکرده و رفته ی ما، به سرزمین مان بازخواهند گشت. و ما، در معابرشهر، به یمن ورودشان پایکوبی خواهیم کرد. به شوق تماشای روی گل شان، طاق نصرت خواهیم بست. و دسته گل هایی از غرور، به گردنشان خواهیم انداخت. و التماسشان خواهیم کرد که اگر می توانند، ما را ببخشایند، و اگر آتشفشان نفرتشان راهی به بخشایش ندارد، برای فرونشاندن آن، به صورت ما سیلی بزنند، و به صورت های سیلی خورده ی ما آب دهان بیاندازند. شعله های سرکش نفرتشان که فرو نشست، بر فرش قرمز دل های ما پای بگذارند، و مام بی تاب وطن خویش را در آغوش کشند.

در فردایی که زیاد دور نیست، کمونیست های سرزمینمان، کرسی تدریس خواهند داشت. با هم، در بهترین نقطه ی تهران، برای سنی های سرزمین مان، مسجد خواهیم ساخت. روسری های اجباری را از سر بانوان مان برخواهیم داشت. به حجاب بانوان باحجابمان، بیش از پیش احترام خواهیم گذارد. و از مردان و بانوان مسلمان و مسیحی و کلیمی و زرتشتی، بخاطر تلخ نوشی های این سالهای پس از انقلاب، پوزش خواهیم خواست.

فردا که زیاد دور نیست، در قم، و درهرکجا، برای دراویش مان، خانقاههایی مفصل خواهیم ساخت. و پریشان موی و پیاده پای، به هر کجای کشورمان خواهیم رفت، و از بهاییان سرزمین مان، بخاطر سالها آسیب و دربدری و ظلم، دلجویی خواهیم کرد، و در پرداخت خسارت مالی و جانی به هر آن کس که از ما و پدرانمان آسیب دیده، شتاب خواهیم کرد.

در همین نزدیکی ها، پیش پای نخبگان و برجستگان مطرود سرزمین خویش بر زمین خواهیم نشست. و برای چرخش چرخ نخبگی در سرزمین مان، دست به دامانشان خواهیم شد. و شایستگان آنها را به پذیرش مسئولیت های حساس کشورمان ترغیب خواهیم کرد.
در یک اجتماع شورانگیز و میلیونی، مقصران و خطاکاران خویش را، دست بسته، به پیشگاه مردممان خواهیم آورد تا با آنان، هرآنچه خود صلاح می دانند، همان کنند. و مردمان ما، در آن روز، آنقدر از میوه های درخت فهم تناول کرده اند که میوه ی تلخ « تقاص» را دور بیاندازند.
در روزی که زیاد دور نیست، آبروی رفته ی ایران و ایرانیان را درهمه جای جهان، ترمیم خواهیم کرد. و به همگان نشان خواهیم داد که ایران و ایرانی، جز به افراختن پرچم پاکی و درستکاری و فهم، به چیزی دیگر چشم ندارند. به همه ی جهانیان نشان خواهیم داد که درنگاه فهم ما، مردمان بی گناه اسراییل، و شیعیان جنوب لبنان، یکسان اند.

در همان روزی که زیاد دور نیست، از قانون عذر خواهیم خواست. و از شرم این که از او در این سالها، مضحکه ای جهانی پرداخته ایم، سر به زیر خواهیم برد، و به او قول خواهیم داد که به حرفش گوش کنیم و به اجرای همه جانبه ی بایدها و نبایدهایش همت ورزیم. به او قول خواهیم داد که سینه اش را با رعایت زشتکاری ها و ویژه خواری خواص، نخواهیم خراشید، و بساط و حیات هزار فامیل را برخواهیم چید.

قدر شهدا و آسیب دیدگان و مدافعان راستین خود را خواهیم دانست، و از باب نمونه، به در خانه ی خالقی پورها (پدر و مادر سه شهید) و به درخانه ی شهید همت و شهید باکری خواهیم رفت و به آنان خواهیم گفت : ما آنقدر فهم داریم که قدردان گوشه ی کوچکی از رنج شمایان باشیم.

برای آبادانی ایران عزیز، جانانه کار خواهیم کرد. تنبلی ها و مصرف فراوان را کنار خواهیم گذارد. و اعتیاد و هرزگی های همه جانبه را در مذبله های دره های دور دفن خواهیم کرد.

دستگاه قضایی خود را با عدل و انصاف و درستی، آشتی خواهیم داد. و اگر مردم بخواهند، عمله های جور را به عملگی در پشت دیوارهای اعتماد مخدوش شده ی مردمانمان، به اردوهای کار اجباری خواهیم فرستاد.

آزادگی از دست رفته را، و فهم را، و انصاف و رشد را، به منبرها و تریبون های مذهبی مان باز خواهیم آورد.
و سرآخر، به سخنان اسلامی که حیثیتش در این سرزمین به تاراج رفته است، گوش خواهیم سپرد. و به او قول خواهیم داد حساب او را با حساب اسلامی که این روزها از دهان بی سوادان و پرخاشگرانی چون جنتی و صدیقی و سید احمد خاتمی و علم الهدی عربده می کشد و نفرت می پراکند، جدا سازیم.

عجب روز مبارکی است آن روز. روزی که خدای خوب ما، درست پا به پای خود ما، برای بارش برکات آن بی تاب است. بی تاب به هم پیوستن فهم ها و عشق ها و درایت های ما. روزی که زیاد دور نیست. روزی که در همین نزدیکی هاست.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته