-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه

Latest News from Koocheh for 01/08/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در برنامه پیش از نقش آقای بنی‌صدر «فعال در مثلث مترجمان نوفل‌لوشاتو» و تحریف مسلماتی که در اندیشه و حتا کلام آقای خمینی وجود داشت، گفتیم.

گفتیم که اولین رییس ‌جمهوری ایران، دومین نقشی که در تاریخ این کشور به نام‌اش ماندگار شد، لغو دیدار شاپور بختیار و آیت‌اله خمینی بود. اتفاقی که شاید، البته تنها شاید مسیری دیگر را برای خشم خودآگاه و ناخودآگاه ایرانیان رقم می‌زد. ثبت است که شاپور بختیار، به عنوان مقدمه این ملاقات، نامه‌ای برای آیت‌اله خمینی می‌فرستد که متن کامل آن در روزنامه‌ها هم منتشر شد. در بخشی از آن نامه بختیار نوشته بود: «اجازه بفرمایید که هر تغییری در نظام مملکت از راه صحیح و سالم و آرامش بر طبق سنن دموکراتیک مقبول در تمام جهان انجام گیرد. مبادا خدای ناخواسته پس از یک ربع قرن سیطره خودکامگی و درنده خویی مطلق و فساد عام، دوباره گرفتار مصیبتی عمیق‌تر و بلایی بزرگ‌تر گردیم.» بختیار مجددن از طریق مهندس بازرگان از شورای انقلاب درخواست می‌کند که سریعن به بسته پیشنهادی او پاسخ بدهند و اعلام می‌کند که اگر با بسته پیشنهادی‌ او موافقت نشود، اوضاع وخیم‌تر شده و با نفوذی که چپی‌ها پیدا کرده‌اند مملکت رو به نابودی می‌رود. بنابر نوشته محمد جعفری آقای بنی‌صدر با استفاده از قدرت کلام خود از این دیدار جلوگیری می‌کند و لغو ملاقات در پاریس سبب بی‌اعتمادی شدید بین بختیار و بازرگان می‌شود، دو نفری که از سال‌های نهضت ملی با هم آشنا بودند. ملاقات لغو شده در پاریس در نهایت به وقفه در مذاکرات مقدماتی دوجانبه بین بختیار، بازرگان و بهشتی در تهران منجر شد. این وقفه در مذاکرات عامل تاخیر در مذاکرات سه‌جانبه‌ای شد که قرار بود در تهران بین سه طرف اصلی درگیر در ساختار سیاسی آن زمان یعنی بازرگان و بهشتی «نمایندگان جناح آیت‌اله خمینی در ایران»، بختیار «نخست‌وزیر شاه» و قره‌باغی، مقدم و فردوست «نمایندگان ارتش شاه» صورت گیرد. کیهان روز 19 بهمن 57 در تیتر صفحه اول خبر مذاکرات سه‌جانبه بین بازرگان، بختیار و ارتش در آینده نزدیک را چاپ کرد. مذاکره‌ای که قرار بود در هفته بعد از 19 بهمن صورت گیرد، ولی هیچ‌گاه انجام نشد.

پس از آن وقایع آقای بنی‌صدر روز 12 بهمن 57 هم‌راه با خمینی و با هواپیمای حامل وی به تهران آمد. او در ابتدا چهره‌ای جوان و ناشناخته‌ برای توده بود. اما مناسب‌ترین راه را برای طی نمودن مراحل سریع پیش‌رفت در ارکان متزلزل دولت انقلابی برگزید. عضویت در شورای انقلاب.

اتفاقی که سال‌ها بعد در موردش این‌گونه می‌گوید: «او (آقای خمینی) عده‌ای را تعیین کرده بود و عمدتن از کسانی که اهل چون و چرا نباشند. در بسیاری از موارد می‌نشستیم و تصمیمات می‌گرفتیم و بعد آقای خمینی می‌زد توی دهن شورا. می‌رفتیم آن‌جا که بایستیم جلوش، در آن‌جا همشون تسلیم می‌شدند و اصلن جرات نمی‌کردند بگویند کاری که ما کردیم صحیح است… بله در واقع شورای انقلاب این طوری بود.» (کتاب درس تجربه)

شورایی که عمل‌کرد‌ش‌، تمامی روی‌دادهای انقلاب ایران را «تا زمان انحلال» معنا می‌داد. بر اساس مستندات تمامی درگیری‌های جناحی از بهمن 57 تا تابستان 59 در داخل حلقه قدرت شورای انقلاب صورت گرفته است.

خبر تشکیل شورای انقلاب در روزنامه‌های کیهان و اطلاعات روز 23 دی 57 چاپ شد. متن کامل حکم تشکیل شورای انقلاب نیز با تاکید بر حق شرعی فقیه، در همان روز و در‌‌ حالی که آیت‌اله خمینی هنوز در پاریس بود، منتشر شد. او در متن حکم تشکیل شورای انقلاب به صراحت نوشت: «…به موجب حق شرعی و بر اساس رای اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این‌جانب ابراز شده است در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتن تعیین شده و شروع به کار خواهد کرد…». به این ترتیب آیت‌اله‌خمینی به موجب «حق شرعی» شورای انقلاب را تشکیل داد و با همین رویه تمامی اعضای شورای انقلاب را «تعیین» کرد.

حق شرعی که دقیقن هم‌معنی ولایت فقیه بود، تاکید و یادآوری شده توسط آقای خمینی از سال 1349 بود که از دوران نجف پی‌گیری می‌شد. در کتاب «حکومت اسلامی – ولایت فقیه»  به صراحت بررسی روش‌های اجرایی برای ایجاد یک حکومت اسلامی در جهان بیان می‌شد و این اتفاقی ناگهانی نبود. اما از آن‌جا در دی ماه 57 نامتعارف و متناقض با سخنان نوفل‌لوشاتو به چشم آمد که، مترجمان آقای خمینی «بنی‌صدر، قطب‌زاده و یزدی» بنابر دلایلی آن را به گونه دیگری معنا می‌کردند.

پس از تعیین شورای انقلاب آیت‌اله خمینی در راس ساختار قدرت قرار می‌گرفت و بالطبع اعضای شورای انقلاب حلقه قدرت منسوب او را تشکیل می‌دادند، البته میزان فاصله این دو رده قدرت‌مند از آن‌جایی هم‌پایه و هم‌عرض نبود که، این انتساب بنا بر حق شرعی بود. و حق شرعی قانون‌مند نبوده و در هر لحظه‌ای از سوی صاحب‌حق امکان ملغا شدن داشت. پس در واقع اعضای شورای انقلاب تنها به عنوان وسیله‌ای قابل تعویض از سوی مالک‌حق، تعبیه شده بودند که بنا بر زمان و موقعیت قدرت مانور و با حتا حضورشان از رده بالاتر مشخص می‌شد.

آقای بنی‌صدر، «استناد به کتاب درس تجربه» مدعی است که او در ملاقات خصوصی به مهندس بازرگان و آیت‌اله خمینی در مورد «حق شرعی» در حکم نخست‌وزیری بازرگان در روز 16 بهمن 57 ایراد گرفته است: «من به (بازرگان) ایراد کردم که شما چرا (حکم نخست‌وزیری) را پذیرفتید. به آقای خمینی هم ایراد کردم که شما قرار بود که ولایت جمهور مردم باشید؟ آقای خمینی گفت: این را برای بستن دهان بعضی از آخوند‌ها بود که نوشتم… .»

اما این مدعا در مواردی نقیض‌های قابل ذکری دارد. آقای بنی‌صدر دقیقن با همین روند معیوب «حق شرعی» مدت‌ها بعد به عضویت شورای انقلاب از سوی آقای خمینی منسوب شد و در آن سال‌ها ایرادی بر این نظارت تام نداشت، در واقع او به عضویت شورایی درآمد که «… بعد آقای خمینی می‌زد توی دهن شورا…».

آیت‌اله خمینی در 15 بهمن 58، در حالی که شورای انقلاب هنوز فعال بود، طی حکمی آقای ابوالحسن بنی‌صدر را به پست رییس جمهوری تنفیذ و منصوب کرد. در حکم رییس جمهوری آقای بنی‌صدر هم به طور صریح به موضوع حق شرعی اشاره کرد. به عنوان رهبر سیاسی او رای ملت را تنفیذ کرد ولی سپس ادامه داد: «برحسب آن که مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع‌الشرایط باشد، این‌جانب به موجب این حکم … ایشان را به این سمت منصوب نمودم. لکن تنفیذ و نصب این‌جانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران». در این متن آشکارا «مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد» مربوط به حق شرعی است. در جمله آخر، به تقدم احکام مقدسه اسلام بر قانون اساسی توجه می‌شود. بدین ترتیب موضوع حق شرعی در حکم انتصاب رییس ‌جمهوری هم تاکید می‌شود. اگر چه موضوع حق شرعی در انتصاب رییس‌ جمهوری در قانون اساسی پیش‌بینی نشده بود. در اصل 110 قانون اساسی «اختیارات رهبر» بندی در مورد «امضای حکم رییس ‌جمهوری» توسط رهبر وجود دارد، ولی در قانون اساسی در مورد حق شرعی فقیه در مورد نصب رییس جمهوری موردی وجود ندارد. آقای بنی‌صدر در مورد اعمال حق شرعی فقیه در نصب رییس جمهوری مخالفتی ابراز نکرد، نه ایرادی و نه اعتراضی.


 


اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

هفته‌ی گذشته «ذبیح‌اله بخشی‌زاده» مشهور به «حاجی بخشی» از رزمندگان و سران گروه موسوم به «انصار حزب‌اله» درگذشت. در طی چند روز گذشته مقالات و نوشته‌های فراوانی درباره‌ی او و شخصیتش انتشار یافت که همگی به نوعی بیوگرافی‌های کامل و جامع‌تری بودند از آن‌چه از پیش درباره‌اش می‌دانستیم. اما آن چیزی که در این میان مغفول مانده است تحلیل «حاجی بخشی» به عنوان یک جریان است.

«بخشی» نمود بیرونی یک جریان است که شباهت‌های بی‌شماری با سلف خود «شعبان جعفری» دارد. هر دو آن‌ها مریدان بااخلاص و بی‌ریای جریانات و قدرت‌های سیاسی در تاریخ این مملکت بوده‌اند. هر دو آن‌ها سرسپرده‌گانی بودند که از سطح سواد و دانش سیاسی و غیرسیاسی بسیار پایینی برخوردار بودند. این جماعت بر اساس یک تفکر مذهبی و یا مرامی، سر بر آستان یک جریان و یا فرد گذاشته و تا به انتها بر آن پایدار می‌مانند. در مرام چنین انسان‌هایی چرایی و نقد و به چالش کشیدن جایی ندارد و همه چیز با ارادت تعریف می‌شود. خشم و رافت آن‌ها وابسته به یک فرمان مرادشان است و بس. بر خلاف آن‌چه که درباره‌ی «بخشی» و هم‌چنین «شعبان جعفری» گفته می‌شود هیچ‌کدام از آن‌ها از «علی خامنه‌ای» و یا «محمدرضا پهلوی» پولی دریافت نکرده و از این راه به ثروت‌های آن چنانی نرسیده‌ بودند و جالب‌تر از همه این‌که در باور و ایمان این افراد به شعائر مذهبی تردیدی نیست.

در طول سال‌های فعالیت گروهی به نام «انصار حزب‌اله» کم نبودند جوان‌هایی که از سر اعتقاد و باور به آن‌ها پیوستند اما دیری نپایید که از آن جمع بریدند و به صف منتقدین آن‌ها اضافه شدند چرا که اهل نقد بودند و واقع‌بین. سرسپردگی و شیفتگی و بی‌سوادی آفت شخصیت انسان‌هایی چون «شعبان جعفری» و «حاجی‌ بخشی» بوده و هست، ویژگی که آن‌ها را به جایی می‌رساند که یکی انسان فرهیخته‌ای چون دکتر «حسین فاطمی» را چون حیوانی به زیر مشت و لگد بگیرد و موی سر طرف‌داران «دکتر مصدق» را چون گوسفند بتراشد و دیگری نیمه‌شب با چماق به جان مشتی دانش‌جوی دختر و پسر بی‌پناه بیافتد و در خیابان به ناموس مردم فحاشی کند. حکومت‌های توتالیتور و مستبد از داشتن چنین حامیانی بر خود می‌بالند و آنان را بر صدر می‌نشانند.

افرادی چون «طیب حاج‌رضایی»، «ذبیح‌اله بخشی‌زاده» و «شعبان جعفری» همه در یک فضای یک‌سان بارور می‌شوند و در حقیقت محصول احزاب، گروه‌ها و رهبران سیاسی هستند که بیش‌تر از آن‌که به کار گفت‌و‌گو، منطق و هم‌اندیشی باشند به کار سرسپرده‌  و مرید پروری هستند. در این میان فرقی هم نمی‌کند که این گروه باورهای مذهبی داشته باشند یا لاییک، چپ باشند و یا راست و جمهوری‌خواه باشند یا سلطنت‌طلب، مهم رفتاری است که در پیش می‌گیرند. افرادی چون «حاجی بخشی» در میان طرف‌داران احزابی با گرایشات کمونیستی و یا چپی هم کم نبوده و نیستند. پاک شدن جامعه از افرادی چون «بخشی» و یا «جعفری» مستلزم گرفته شدن میدان از دست آن‌ها به وسیله‌ی احزاب، گروه‌ها و یا رهبرانی است که آنان سنگ حمایتش را بر سینه می‌زنند. جامعه‌ی سالم سیاسی نیازمند انسان‌هایی است منتقد نه شیفتگان و سرسپردگان کور که سر بر آستان مرادشان دارند.


 


مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

یکی از اهداف اساسی در هر جامعه‌ای رسیدگی به مسئله فقر و بهبود وضع نیازمندان است، و یکی از شدیدترین و پلشت‌ترین چهره‏های فقر مسئله گدایی کردن است. گدایی مسئله‏ای اجتماعی است که علاوه بر بعد اجتماعی، ابعاد گوناگون اقتصادی، روانی و فرهنگی نیز دارد. دیدگاه جامعه‏شناسی دارای این خصیصه است که برای تحلیل یک پدیده همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و روان‌شناختی را که ممکن است در قلمرو علوم مختلف مانند سیاست، اقتصاد، اخلاق و غیره، قرار داشته باشد، مورد توجه قرار ‏دهد. از چنین دیدگاهی، گدایی یک پدیده اجتماعی است که به عنوان یک مشکل یا معضلی مورد بحث قرار می‏گیرد.

تعریف گدایی اگرچه به‏طور دقیق که در همه جوامع قابل قبول باشد، دشوار است، ولی به طور ساده می‏توان گفت: «گدایی به عمل کسی گفته می‏شود که درخواست کمک‌های بدون زحمت می‏کند و هم‌چنین موجب جلب ترحم دیگران می‏شود. فردی که گدایی می‌کند بدین وسیله کمکی بدون جبران دریافت می‏کند. در بسیاری از جوامع جهان‌، از کشورهای آسیایی مانند هند گرفته تا سرزمین‌هایی در دوردست آفریقا و حتا اروپا و آمریکا، تکدی‌گری پدیده رایجی است و گاه آن چنان وسعت دارد که افراد جامعه، آن را به عنوان شکلی از زندگی اجتماعی پذیرفته و به آن تن داده‌اند، که ایران نیز از این پدیده دور نمانده است.»

متکدیان به شکل‌های گوناگون در همه‌جا به تکدی‌گری مشغول‌اند. برحسب شرایط گوناگون و آن‌چه در هر دوره زمانی بر اجتماع حاکم است، این پدیده نیز تغییر شکل می‌دهد و تعداد متکدیان نیز برمبنای میزان دخالت و حضور عوامل قانونی و سازمان‌های مسوول، کاهش یا افزایش می‌یابد. زشتی این پدیده برهمگان آشکار است، اما کندوکاوی در دلایل اجتماعی بروز و ظهور آن، ما را با حقیقت تلخی روبه‌رو می‌کند و آن همان زمینه‌های ذهنی ناخودآگاه در ضمیر اجتماع ماست که تکدی‌گری را رواج می‌دهد و گاه با استفاده از حس انسان‌دوستانه‌ی عموم افراد اجتماع، آن را توجیه و تصدیق می‌کند.

یکی از قدیمی‌ترین شیوه‌ها، تغییر شکل و لباس و صورت دادن به شکلی هر چه بیش‌تر ترحم‌انگیز است. استـفاده از گریم، تغییر حالت دادن اندام‌های بدن و تظاهر به فلج و کوری و بیماری، شیوه مرسومی است که گاه موثر هم می‌افتد. استفاده از کودکان و زنان نیز از شیوه‌هایی است که برای جلب ترحم بیش‌تر به کار گرفته می‌شود. یک جامعه‌شناس در مورد پدیده‌ی گدایی می‌گوید: «روش موثر متکدیان جلب ترحم افراد است، و براین اساس هر چه سر و ظاهر متکدیان تاسف‌بارتر باشد، انگیزه بیش‌تری در افراد برای کمک به آنان ایجاد می‌شود. به مرور، گدایان قدیمی و کم‌حوصله، در همان حوزه کاری‌ قبلی خود استقرار پیدا می‌کنند و به شکل گدایان ثابت یک منطقه یا متکدیان حرفه‌ای نابینا و علیل باقی می‌مانند و تازه کارها، به دنبال روش‌های جدیدمی‌روند.»

گاهی سیستم‌های، تکدی‌گری پیچیده‌تر می‌شود و تبدیل می‌شود به نظام‌هایی که در آن شبکه‌های وسیع سو استفاده، افراد در سنین مختلف به کار می‌گیرند و با سازمان‌دهی و هدایت آنان، سود‌هایی کلان به جیب می‌زنند. به دنبال بررسی ریشه‌های تکدی و دریافتن محل تجمع و استقرار متکدیان، بیش‌تر به سازمان‌های مافیایی می‌رسیم. افراد حاشیه‌نشینی که به دلیل فقر و نیاز، به وسیله‌‌ای در دست سودجویان تبدیل می‌شوند. تکدی‌گری نتیجه فقر اقتصادی در جامعه است و کاهش فاصله میان طبقات جامعه می‌تواند تاثیر جدی بر کاهش این معضل داشته باشد. ضمن آن‌که نباید از این نکته نیز غفلت کرد که بیش‌تر تکدی‌گری‌ها در حوزه‌ی کلان‌شهرها و به دلیل مهاجرت‌های غیر اصولی است‌. به عبارت به‌تر عدم توزیع ثروت و امکانات رفاهی در سطح کشور می‌تواند به مرور زمینه مهاجرت به شهرها و کلان‌شهر‌ها را افزایش دهد که همین امر نیز در نهایت به افزایش تکدی‌گر منتج می‌شود.

از بین بردن ریشه‌های اصلی معضل گدایی نیازمند یک برنامه‌ی بلند مدت است و هیچ‌گاه نمی‌توان به موفقیت صد در صدی در این زمینه دست پیدا کرد. از این روست که در کنار این راه‌کارهای بلند مدت به طور غالب دستورالعمل‌های فوری نیز تجویز می‌شود که می‌تواند تاثیرات قابل توجهی در کاهش معضل تکدی‌گری در سطح شهرها داشته باشد. در صورت رواج بی‌رویه‌ی این معضل جامعه آسیب دیده و مغشوش و در نهایت راه برای هنجارشکنی هر چه بیش‌تر باز می‌شود. منظره تعداد زیادی متکدی که در نهایت مصیبت و با ارایه اندام‌های از کار افتاده و زخمی در گوشه گوشه شهرها پدیدار می‌شوند، دال بر فقر، زوال منابع انسانی و همه نوع آمادگی در راه تکوین و بسط انواع جرایم است.


 


خبر / رادیو کوچه

وزیر خارجه ترکیه با اشاره به دیدارهای خود با مقامات اروپایی و جمهوری اسلامی، روز یک‌شنبه، 8 ژانویه، از آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 به میزبانی آنکارا خبر داده است.

به گزارش تلویزیون ملی ترکیه، ‌احمد داود اوغلو‌ وزیر امور خارجه ترکیه اظهار داشت مذاکرات ایران و گروه کشورهای موسوم به 1+5 طبق توافق مقامات طرفین به زودی از سر گرفته می‌شود.

وی با استناد به دیدارهای خود با کاترین اشتون مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و مقامات جمهوری اسلامی تاکید کرد این مقام‌ها توافق کرده‌اند که مذاکرات مذکور در ترکیه انجام شود.

گفتنی است داوداوغلو روز پنج‌شنبه طی سفر به تهران با مقامات ایرانی دیدار و در مورد مسایل مهم منطقه از جمله وضعیت سوریه، عراق و نیز موضوع هسته‌ای ایران گفت‌وگو کرد.

بیشتر بخوانید:

«روابط با ایران را توسعه ندهید تا ایران در انزوا بماند»


 


پیمان عابدی/ رادیو کوچه

جدای از مسایلی که تا به حال در مورد تجدد‌خواهی و تجدد‌‌‌گرایی مطرح شد و در مردم نوعی انقلاب بر علیه سنت ایجاد کرد، عوامل دیگری نیز در روند روشن‌گری ایرانیان تاثیر‌گذار بودند. یکی گرایش به کتاب‌ها و آثار کلاسیک غربی بود که در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم میلادی به فارسی ترجمه می‌شدند. از جمله «روبینسون کروزو»، «نمایش‌نامه‌های مولیر»، «سه تفنگ‌دار»، «بینوایان»، «دور دنیا در هشتاد روز»، «ماجراهای حاجی بابا» و یکی دو اثر از «بالزاک». طی این مدت در مجموع در حدود یک‌صد و پنجاه جلد از این آثار از فرانسه، انگلیسی، آلمانی و روسی به فارسی برگردانده شدند.

از مشخصات دیگر عهد ناصری، جدا شدن تدریجی دست‌گاه دولتی از دربار بود. ناصرالدین شاه برای تنظیمات قانونی در ایران‌، در سال 1275 هجری قمری به ایجاد اولین هیت دولت و نخستین مشورت‌خانه دست زد. [1] در سال 1289 هجری قمری اساس‌نامه دربار اعظم نوشته و در همین سال مجلس مشورت وزرا به وجود آمد که سرانجام 9 وزارت‌خانه نیز تاسیس شد. پس از آن، با تشکیل بریگاد قزاق در سال 1296 هجری قمری زیر نظر کلنل روسی «دومانتویچ» و آمدن افسران اتریشی به ایران، اقداماتی برای نوسازی نیروی نظامی و ایجاد کادر افسری آغاز شد. این اقدامات را باید تحولی در سیمای اداره‌ی دولتی کشور و سرآغاز پیدایش قشر ماموران دولتی دانست که با مستوفیان و دیوانیان گذشته تفاوت داشتند.  [2]

در اساس، درک ناصرالدین شاه از تمدن فرنگ که ابتدا وصف آن را شنیده بود و سپس آن را به چشم دیده بود، درک عمیقی نبوده است. برای وی شیوه‌ی زندگی اروپایی یعنی لباس‌، اثاثیه، رفتار و خانه بیش‌تر مورد توجه بوده تا آن‌چه که پایه‌های واقعی پیش‌رفت جوامع اروپایی را تشکیل می‌داد. از این جهت وی کوشید دورنمایی از تمدنی که پرتو آن چشمانش را خیره ساخته بود به وجود آورد و در این راه کوشش روشن‌گران نیز توانست دید او را تا حدی تغییر دهد. وی پذیرفت که باید به جای قشر کهنه‌پرست اداری، یک حکومت به سبک روسیه و اتریش به وجود آید.

تاسیس دارالفنون، ایجاد خطوط تلگراف، ایجاد یک راه آهن کوچک میان تهران و شهرری، کشیدن چراغ گاز، دایر کردن واگن اسبی، ایجاد نظمیه و پلیس، تهیه دایره‌المعارفی به نام «نامه دانش‌وران»، ترجمه برخی از رمان‌های معروف اروپا، تغییر لباس مردان و زنان درباری از دیگر اقدامات تجددخواهانه و اصلاح‌گرانه اوست. نتیجه این تغییرات پدید آمدن درباری بود که ترکیب متضادی از سنت و تجدد هم‌راه داشت ولی نه این بود نه آن، اما یک ثمره‌ی بسیار سودمند در کنار داشت و آن بیداری مردم بود.

عامل بعدی برای آگاهی بخشیدن به ایرانیان عبارت بود از روزنامه‌هایی که توسط ایرانیان مقیم خارج-شهرهای قفقاز، هند، مصر، عثمانی، فرانسه و انگلستان- چاپ شده و اغلب به صورت قاچاق و مخفیانه به ایران ارسال می‌شدند، از جمله: حبل‌المتین، ثریا، قانون، پرورش و اختر. این روزنامه‌ها نقش به سزایی در روشن‌گری ایرانیان بر عهده داشتند. آن‌ها مشکلات، مسایل، تنگناها، اشتباهات، جهالت‌ها و خودخواهی‌های اصحاب حکومت را برملا می‌کردند و عقب‌ماندگی، وضع خراب و اوضاع نابسامان مملکت را به اطلاع عموم می‌رساندند. [3] این‌ها همه عواملی بودند که در مجموع موجب گرایش به قالبی نو و دگرگونی اجتماعی و فرهنگی در همه اقشار جامعه شد و تجددگرایی همانند سیلی فراگیر به پیش‌رفت و همه را تحت تاثیر خود قرار داد.

————————————————

1- زیباکلام، 1375، پیشین، ص 168

2- کرمانی، ناظم‌الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران: امیرکبیر، چاپ ششم، 1381

3- گیلانی، سورنا، «نوگرایی و اصلاح‌طلبی در عصر قاجار»، روزنامه سرمایه، ش 220، ص8


 


آرین / دفتر کابل / رادیو کوچه

سفارت آمریکا در کابل در پی نشر گزارش دولت افغانستان مبنی بر بد‌رفتاری با زندانیان در بازداشت‌گاه بگرام، اعلام کرد این موضوع را بررسی می‌کند.

یک هیت دولت افغانستان که از بازداشت‌گاه بگرام در شمال کابل بازدید کرده است، روز گذشته اعلام کرد با زندانیان در این بازداشت‌گاه بد‌رفتاری می‌شود.

عبدالقادر عدالت‌خواه یک عضو هیت افغانستان که از زندان بگرام بازدید کرده است گفت در این بازداشت‌گاه زندانیان شکنجه شده و برخی آنان که مدت حبس شان تکمیل گردیده نیز آزاد نشده‌اند.

در این بازداشت‌گاه بیش‌تر مظنونان طالب و افرادی متهم به هم‌کاری با القاعده زندانی می‌باشند که توسط سربازان آمریکایی بازداشت شده و دولت افغانستان بر این بازداشت‌گاه تسلط ندارد.

بازداشت‌گاه بگرام که در اختیار قوای آمریکا می‌باشد قرار بود تا ختم سال 2011 به دولت افغانستان سپرده شود، اما در پی نشر گزارش سازمان ملل متحد مبنی بر شکنجه زندانیان در بازداشت‌گاه‌های افغانستان، آمریکا روند تسلیم‌دهی این زندان به افغانستان را متوقف کرد.

 بیشتر بخوانید:

«خروج ده هزار سرباز آمریکایی از افغانستان»


 


خبر / رادیو کوچه

سازمان مردمی انقلاب سوریه روز شنبه، 7 ژانویه، اعلام کرد 29 تن دیگر از مخالفان حکومت بشار اسد، رییس جمهوری این کشور به دست نیروهای امنیتی کشته شده‌اند.

به گزارش الجزیره، این افراد در تجمع‌های اعتراضی و درگیری‌ها در شهرهای مختلف از جمله حمص و حرستا به قتل رسیدند.

در همین حال مراسم تشییع پیکر کشته‌شدگان انفجار اخیر در دمشق در این شهر برگزار شد.

در انفجاری که روز جمعه گذشته در منطقه المیدان در دمشق به وقوع پیوست 26 تن کشته شدند.

این انفجار به‌وسیله یک خودرو بمب‌گذاری شده به وقوع پیوست و مقامات این کشور القاعده را به دست داشتن در این اقدام متهم کردند اما مخالفان این حادثه را توطئه رژیم خواندند.

در دسامبر گذشته نیز دو مرکز امنیتی در دمشق منفجر و 44 تن کشته شدند.

تشییع کشته‌شدگان انفجار اخیر یک روز پیش از دیدار وزیران خارجه عرب برای بررسی بحران جاری در سوریه صورت می‌گیرد.

بیشتر بخوانید:

«ایران نقش مهمی را در منطقه بازی می‌کند»


 


یک‌شنبه  18 دی 90 / 8 ژانویه 2012

اجرا: اعظم

استودیو: دامون

تقویم تاریخ

گزیده اخبار مطبوعات یک‌شنبه ایران

مجله جاماندگان- «نه ایرادی، نه اعتراضی»- شراره سعیدی

بخش اول خبر‌ها

پس‌نشینی تند- «سرسپردگان کور»- اکبر ترشیزاد

مجله خبری کابل- آرین

روزنگاشت- «از مستر بین تا جان انگلیش»- محبوبه

بخش دوم خبرها

دایره‌ی شکسته- «زخم‌های کهنه»- مه‌شب تاجیک

پانوراما- «نمودهای نوگرایی در عصر ناصری»- پیمان عابدی

بخش سوم خبرها


 


مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

«به گزارش خبرگزاری فارس،‌ دکتر غلامعلی حدادعادل، نویسنده، مترجم و شاعر است و در عین حال رییس کمسیون فرهنگی مجلس هشتم. وی در یادداشتی درباره مسئله ممیزی کتاب نوشته است: امروزه در کشور ما باب انتقاد از مسوولان نظام و سران قوا باز است اما حرمت گذاشتن به مقدسات مردم و رعایت حریم‌های اخلاقی جامعه دو اصل ثابت در ممیزی کتاب‌هاست که این دو اصل نیز برای همه روشن و شفاف است… با توجه به معیارهای ممیزی کتاب در ایران، اگر کسی بگوید که من کتابی نوشته‌ام و در آن از دولت و دیگر قوای جمهوری اسلامی انتقاد کرده‌ام و به همین دلیل کتابم توقیف شده دروغ می‌گوید. امروز در روزنامه‌ها و مجلات انتقادات بعضن تندی منتشر می‌شود و دلیلی ندارد که ما جلوی انتقادها را بگیریم. اگر از هر ده انتقاد یک انتقاد نیز درست باشد ما سود کرده‌ایم، بنابراین امروز باب انتقاد در کشور ما باز است. آن‌چه جمهوری اسلامی می‌خواهد این است که نویسندگان به مقدسات مردم اهانت نکند. هر کشوری برای خود مقدساتی دارد که این امور مقدس در هر کشوری تفاوت دارد، ملاک این است که حرمت‌ها و قداست‌ها را حفظ کنیم. ما همان‌طور که امروز مکاتب غربی را به عنوان منابع اصلی در دانش‌گاه‌ها تدریس می‌کنیم، از نقد اندیشه و مبانی فکری غیراسلامی استقبال می‌کنیم و معتقدیم در کتاب نباید به مقدسات اهانت شود. از دیگر خطوط قرمز نظام رواج بی‌بند و باری اخلاقی است و بسیاری از کسانی که امروز از شیوه ممیزی کتاب انتقاد می‌کنند در کتاب‌هایشان دچار مشکل اخلاقی هستند و حریم عفت عمومی و مفاهیم بالای انسانی را نقض می‌کنند…»

برای من که اینک بیست و اندی سال است که قلم می‌زنم و با فضای متفاوتی که هر دولت بر  حوزه کتاب و قلم حاکم می‌کند از نزدیک آشنا هستم به‌راستی شوک آور بود که از زبان آقای حداد عادل این بی‌حرمتی و تهمت را شاهد باشم. واقعیت آن است که تا پیش از این برای ایشان احترام خاصی قائل بودم و جای تعجب هم داشت که از ایشان جملاتی با این ادبیات سخیف و بی‌پروا  صادر شود. عدالت در گفتار که برازنده کسی است که نامش عادل است حکم می‌کرد ایشان چنین حکم کلی صادر نمی‌کردند.

اخیرن پنجمین کتاب از بنده ممنوع‌الانتشار شد. این کتاب با عنوان «اپیزود یکی به آخر» مجموعه یادداشت‌هایی با موضوعات متنوع است. پیش از این نیز چهار مجموعه شعر با عناوین‌: «تا دوباره عشق»، «خورشید»، «هفت سینی در اوین» و «سایه‌ها» توسط ممیزان وزارت ارشاد به این بلا دچار شدند. لازم به ذکر است که نه تنها متون این کتب خود شاهدند که هیچ تهمت، افترا، دروغ، زیر سوال بردن دین مبین یا شریعت مقدس علوی و …که جناب حداد عادل فرموده‌اند ‌در هیچ کدام از کتب بنده وجود ندارد، بلکه معاونت محترم ارشاد مربوطه نیز خود چنین ادعایی ندارد. جالب این جا است که آن‌ها عملن خود را محکوم به حکمی می‌کنند که در مصوبه شورای انقلاب فرهنگی آمده است و به هیچ ممیزی اجازه نمی‌دهد که اثری را تفسیر و تاویل شخصی نموده و سپس آن را منتسب به یک یا چند تن از مسوولین نظام نماید. لذا نقد مسوولین آزاد نیست بماند، اگر در تفسیر و تاویل اثری نیز بویی از انتقاد بیاید واویلاست.

نکته حائز اهمیت این‌که حداقل در مورد بنده مستند به بیش از یک‌صد یادداشتی که در محیط‌های مجازی قرار داده‌ام، ‌در هر شرایطی همواره از اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و رهبری فهیم آن دفاع نمودم و اگر انتقادی بوده، متوجه نحوه برخی از عمل‌کردها بوده است و بس. اما در این کتاب‌های ممنوع‌الانتشار شده حتا همین انتقاد‌ها نیز وجود ندارد  و ممیزان تنها به تفاسیر خویش استناد کرده‌اند.

سووال این است که آقای حداد عادل مطابق چه نوع عدالتی همه نویسندگانی که کتاب‌هایشان ممنوع‌الانتشار شده است را به یک آتش می‌سوزانند و همه را دروغ‌گو خطاب می‌کنند؟ اگر بنده حافظ قرآن و شاعر اهل بیت و مدافع نظام دروغ‌گو هستم پس وای به حال …

جناب حداد عادل! من به استناد متن کتاب‌های ممنوع‌الانتشار شده که نسخه‌ای از آن نزد وازرت ارشاد موجود است مدعی هستم که نه تنها انتقاد آزاد نیست‌، بلکه تفسیر شخصی ممیزان هم اگر بوی انتقاد بدهد کتاب ممنوع‌الانتشار می‌گردد.

جناب حداد عادل!  من به استناد اعتقاد صریحم به دین مبین و شریعت ممتاز علوی هرگز به تخطئه دین و شریعت فکر نکرده‌ام‌، هیچ، همواره با دشمنان این دین مبارزه نموده‌ام و اسلحه من هم همین کتاب‌هایی است که در آن به وسیله  آیات و روایات راه تشخیص منافق را از افراد پاکیزه دل نشان داده‌ام و دوستان شما در وزارت ارشاد این سخنان را ممنوع‌الانتشار کرده‌اند.

جناب حداد عادل! بنده به استناد قرآنی که در سینه و مهرشاعری بی‌بی رقیه که بر پیشانی دارم از دروغ معذورم اما شما بروید و در احوال خویش تفکری کنید که چگونه بی‌پروا، همه را متهم به دروغ‌گویی کردید و فارغ از این بودید که شاید این ادعا در دنیای دیگر و چه بسا در همین دنیا دامن‌گیر تهمت زنان گردد.

جناب حداد عادل! واقعیت چیز دیگری است نه این‌که شما فرمودید. واقعیت آن است که ممیز اداره ارشاد در دانش‌گاه به من مراجعه می‌کند و می‌گوید: «من هیچ مخالفتی با کتاب شما ندارم اما می‌ترسم کسی مطالب کتاب شما را به نحوی تفسیر کند که بگویند به فلان قاضی نسبت ظلم داده‌ای یا به فلان رییس تهمت نفاق یا ….»

جناب حداد عادل! عدالت زبنده‌تر است تا تهمت و افتراء به نویسندگان مسلمان و مومن این مرز و بوم ! کمی بیش‌تر بیاندیشید شاید خدا خواست و ….


 


آن‌چه در این بخش می‌آید انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

سیمین کاظمی

منبع: مدرسه فمینیستی

قانون کشف حجاب 17 دی 1314 جنجالی‌ترین برنامه رضاشاه پهلوی برای زنان بود که بیش از دیگر اقدامات او در خصوص زنان، مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. می‌توان گفت سایر اقدامات این دوره، زیر سایه قانون پرسروصدای ممنوعیت حجاب مسکوت و متروک مانده است. گویی رضاشاه توانسته است این ایده را در باور مخالفان و موافقان بنشاند که ظاهر زنان، تعیین‌کننده‌ترین بخش حیات اجتماعی آن‌هاست که با گذشت سالیان، هنوز هم حق تعیین پوشش زنان، نه یک مسئله فردی که مسئله‌ای سیاسی و در حوزه اختیارات حکومت است.

در دوره رضاشاه، تغییر وضعیت زنان و بویژه ظاهر آنان جزیی از روند مدرنیزاسیون مملکت تلقی می‌شد و از این رو برنامه‌هایی برای ایجاد تحول در زندگی زنان تدارک دیده شد. حکومت تشخیص داده بود که زنان می‌توانند به عنوان حاملین و نمادهای تغییر و تجدد و پیش‌رفت در انظار ظاهر شوند و به عنوان سندهای زنده، باور تغییر و تجدد را در اذهان بنشانند. در این راستا، مداخله قهرآمیز در پوشش زنان راهی بود که حکومت ناشکیب خواهان تغییر را زودتر در رسیدن به خواسته‌اش کام‌یاب می‌ساخت. روش غیردموکراتیک و جبارانه حکومت پیش از کشف حجاب‌ توده زنان شهری، دامن‌گیر فعالان حقوق زنان شد که از سال‌ها پیش حرکت مدنی خود را برای رهایی از وضعیت فرودست خود آغاز کرده بودند و در این راه به توفیق‌هایی هم نائل شده بودند. هم‌راهی و مشارکت در انقلاب مشروطه‌، تشکل‌های زنان، تاسیس مدارس دخترانه، راه‌اندازی نشریات زنان، از مهم‌ترین این دستاوردها بود. اما در ذهن و باور رضاشاه، نوسازی جامعه نیازی به تشکل مردمی وجود نداشت و هر صدای مستقل‌ آزادی‌خواهی زنان، مانع و مزاحمتی بر سر راه اصلاحات اجباری تلقی می‌شد. پس تشکل‌های زنان غیرقانونی اعلام شد و برخی از فعالان حقوق زنان تحت تعقیب و آزار قرار گرفتند.

بعد از آن حکومت، برنامه‌هایش را که در راستای سیاست‌های کلی سیستم استبدادی تجددخواه جدید بود در حیات اجتماعی زنان اعمال کرد. این برنامه‌ها، دستاوردهای مثبتی مثل دست‌یابی به فرصت‌های آموزشی یا ورود به قلمرو کار را برای زنان فراهم کرد، اما تصویب قوانین مدنی نشان داد که هدف برنامه‌های اصلاحات رضاشاه برای زنان، نه برابری جنسیتی است و نه رهایی زنان از موقعیت فرودست‌شان. به رغم آن‌که رضاشاه خود را آزاد‌کننده زنان می‌دانست در قانون مدنی اکثر قوانین شریعت اسلامی مورد تایید قرار گرفت و در حقوق خانواده زنان مورد تبعیض قرار گرفتند[1]… رضاشاه اصلاحات محدودی در قوانین ازدواج و طلاق ایجاد کرد…این لوایح قانونی در نوع خود رادیکال نبودند و اساس و جوهره شریعت در آن‌ها حفظ شده بود. قانون مدنی {دوره رضاشاه} از مرد تصویری برتر، رییس، صاحب‌ حق ولایت بر همسر و فرزند ارایه داده و زن را منفعل، فرودست، مطیع و گوش به فرمان تصویر کرده است.[2] برخلاف دیگر مواد قانونی که عمدتن سکولار بودند، در این یک‌صد ماده {قانون مدنی}،شریعت کاملن بر سکولاریسم تفوق دارد.[3]

کشف حجاب زنان، اما ابتکار رضاشاه نبود، چه پیش از آن برخی از زنان، از جمله فعالان حقوق زنان، برخی از زنان اشراف و روشن‌فکران حجاب خود را کنار گذاشته بودند. برخی از روشن‌فکران و شاعران، مثل محمدتقی بهار، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، فرخی یزدی و دیگران سال‌ها پیش از رضاشاه از لزوم کشف حجاب زنان سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند. خسروپناه در این باره می‌نویسد: این اقدام چندان هم بی‌مقدمه صورت نگرفت و قبل از آن هم تلاش‌هایی در این زمینه صورت گرفته بود تعدادی از روشن‌فکران زن و مرد از سال‌ها پیش از آن‌که رضاخان به فکر رفع حجاب بیفتد، خواستار آزادی پوشش زنان و مخالف حجاب بودند. آن‌ها حجاب را عامل محرومیت زنان ایرانی و رهایی آنان را مشروط بر کنارگذاشتن حجاب می‌دانستند. در دهه 1330 هجری.قمری / 1910 میلادی (1288 هجری.شمسی)، عده کم‌شماری از مردان تجددطلب عامل اساسی محرومیت زن ایرانی را حجاب و مستوری آنان می‌دانستند. این گروه از مردان به همراه عده کم شمارتری از زنان خواستار ایجاد تغییراتی در نوع پوشش زنان و دختران ایرانی شدند. آنان عفت و عصمت زن را با دانایی و آگاهی او مرتبط می‌دانستند[4]. الیز ساناساریان هم به پیش‌گامی فعالان حقوق زنان در کشف حجاب اشاره می‌کند و می‌نویسد: در بحث حجاب باید در نظر داشت که جنبش زنان در ایران مخالف حجاب بود. فعالان حقوق زنان نیز معتقد بودند حجاب تصویری سمبلیک از موقعیت فرودست زنان است. حتا پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه، گروه‌های مختلف زنان در تلاش برای کنار گذاردن حجاب خود بودند…آن‌چه از شواهد و گزارشات برمی‌آید این است که پیش از آن‌که رضاشاه در سال 1314 قانون کشف حجاب را به اجرا بگذارد جنبش زنان ایران در نقد حجاب بسیار فعال بود.[5]

کشف حجاب زنان، اما ابتکار رضاشاه نبود، چه پیش از آن برخی از زنان، از جمله فعالان حقوق زنان، برخی از زنان اشراف و روشن‌فکران حجاب خود را کنار گذاشته بودند. برخی از روشن‌فکران و شاعران، مثل محمدتقی بهار، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، فرخی یزدی و دیگران سال‌ها پیش از رضاشاه از لزوم کشف حجاب زنان سخن می‌گفتند و شعر می‌سرودند

رضاشاه  تنها پس از دیدار ملکه بی‌حجاب افغانستان در ایران و دیدارش از ترکیه و دیدن زنان بی‌حجاب آن‌جا بود که به صرافت‌ تغییر پوشش زنان ایرانی افتاد. در واقع اقدام برای بهبود موقعیت زنان در سال 1313، بلافاصله بعد از دیدار رضاشاه از ترکیه که در آن‌جا مصطفی کمال به اقدام مشابهی دست زده بود آغاز شد.[6] کشف حجاب در ترکیه، اختیاری بود و محتاطانه ولی رضاشاه، نه احتیاط را لازم دید و نه واگذار کردن حق انتخاب پوشش را و نه منتظر ماند تا بسترهای فرهنگی تغییر پوشش فراهم آید.

کشف حجاب واکنش‌های متفاوتی را از سوی مخالفان و موافقان در پی داشته است.  موافقان آن را به عنوان یک اقدام ترقی‌خواهانه و در جهت تحول جامعه سنتی و عقب مانده می‌دانند. اما مخالفان کشف حجاب از دو منظر متفاوت، مخالفت خود را با کشف حجاب اعلام کرده‌اند. دسته اول مخالفان کشف حجاب، روحانیون و نیروهای مذهبی هستند که این اقدام را به عنوان عملی ضد اسلامی تقبیح و محکوم می‌کنند. در واقع، با اجرای سیاست رضاشاه در کشف حجاب و برداشتن اجباری چادر از سر زنان در سال 1936 (1314 شمسی)  ایران اولین کشور اسلامی شد که حجاب را امری غیرقانونی اعلام کرد. [7] مخالفت با کشف حجاب به ویژه در میان روحانیت بسیار شدید بود. آن‌ها از تصمیم رضاشاه بسیار ناراضی بودند؛ درواقع مخالفت روحانیت دلیل اصلی تاخیر چندین ساله رضاشاه برای اعلام کشف حجاب بود.استفاده‌ رضاشاه از زور بدون هیچ مصالحه‌ای عامل اصلی مهار مخالفت روحانیون بود. (ساناساریان 1384: 103) دسته دوم روشن‌فکران و نیروهای چپ‌گرا هستند که کشف حجاب را سمبل زورگویی و استبداد رضاشاهی می‌دانند که بدون در نظر گرفتن شرایط جامعه ایران و احترام به آزادی‌های فردی، زنان را مجبور به تقلید از اروپاییان نموده است.

ساناساریان در این باره می‌نویسد: چه قبل از 1314 و چه بعد از آن، بر له و علیه کشف حجاب آرای مختلفی در جامعه مطرح می‌شد… کشف حجاب آرای مختلفی را برانگیخت. بسیاری بودند که ممنوعیت حجاب و تقلید از لباس‌های غربی را قدمی مثبت در بهبود شرایط زنان می‌دانستند. در دوران سلطنت محمدرضاشاه روز اعلام کشف حجاب همه ساله جشن گرفته می‌شد و به عنوان سمبلی برای روز آزادی زنان از سوی دیدگاه‌های رسمی و دولتی ترویج می‌شد. مطبوعات غربی که معمولن خط رسمی و دولتی ایران را در چنین مسایلی دنبال می‌کنند کشف حجاب را تحسین می‌کردند. اما دیگران به کشف حجاب انتقاد داشتند. در مقاله‌ای که در یک نشریه چپ‌گرای زنان ایرانی به چاپ رسید، حجاب نمادی از عقب‌ماندگی زنان قلمداد شده بود. این مقاله تاکید داشت که زنان روستایی حجاب ندارند زیرا آنان در مزارع کار می‌کنند و زنان تحصیل‌کرده و مرفه هم قبل از این قانون، حجاب را برداشته بودند؛ نویسنده این مقاله با توجه به این مسایل نتیجه گرفته بود که قربانیان اصلی قانون رضاشاه زنان فقیر شهری هستند. بنابراین در مقاله مذکور قانون کشف حجاب به عنوان دیکتاتوری اعمال شده توسط سلطنت، محکوم شد. انگیزه اصلی مخالفت چپ‌ها با کشف حجاب خصومت آن‌ها با سلطنت بود و نه مسئله حقوق زنان.

هم‌چنین مخالفان کشف حجاب آن را پروژه‌ای وارداتی می‌دانستند که هدف از آن تبدیل زنان به مصرف‌کنندگان کالاهای غربی بوده است: «چنین به نظر می‌رسد که پروژه کشف حجاب، پروژه‌ای وارداتی بود که استعمارگران نه برای رهایی زنان از چنگال نابرابری‌های اجتماعی بلکه برای پذیرش دیگر تولیدات و فرهنگی و مادی غربیان به ایرانیان تحمیل کردند. این پروژه را پیش از آن آتاتورک در ترکیه پیاده کرده و نیز در افغانستان پیاده شده بود؛ و آن‌ها آماده تطبیق کامل خود با فرهنگ غرب بودند. (فرهنگ به نقل از توانا 1380، 268-269)‌ فاطمه صادقی نیز در این مورد می‌نویسد: حکومت بیش از آن‌که درصدد برآوردن تقاضاهای هواداران حقوق زنان بوده باشد، رفع حجاب و اختلاط زنان و مردان را از مهم‌ترین مظاهر متمدن شدن تلقی می‌کرد. در تحمیل اجباری رفع پوشش از زنان، زن بدون حجاب نماد گذار از توحش به تمدن تلقی می‌شد. از این رو کشف حجاب را می‌توان اقدامی مشابه دیگر اقدامات در پروژه مدرنیزاسیون ارزیابی کرد که بیش از آن‌که آزادی زنان را هدف بگیرد، هدف از آن بهنجارسازی و مدرن سازی مظاهر جامعه بود.

نیکی کدی، کشف حجاب را مورد تایید برخی مدافعان حقوق زنان می‌داند و می‌نویسد: اقدامات رضاشاه در زمینه بازکردن درهای مدارس و دانش‌گاه‌ها به روی دختران و نیز کشف حجاب خانم‌ها مورد استقبال نویسندگان و کسانی که در راه کسب حقوق زن‌ها تلاش می‌کردند قرار گرفت، زیرا آن‌ها این دستاوردها را بعضن حاصل تلاش‌های خودشان می‌دانستند.[8]

گذشته از این‌ها موضوع مهم دیگری که در پرداختن به کشف حجاب مورد توجه قرار گیرد، پیامدهای این قانون و تاثیرات آن است. اجباری بودن کشف حجاب و توسل به زور برای اجرای قانون ممنوعیت حجاب، زنان را در معرض سرکوب آشکار و بی‌مهابای حکومت قرار داد.

از پیامدهای این قانون یکی این بود که بخشی از زنان – عمدتن زنان مسن- در خانه‌های خود محبوس شدند. آنان بی‌حجابی را مانند برهنگی می‌دیدند و برای همین از بیرون آمدن از خانه پرهیز می‌کردند… روشن نیست که چنین انزوایی در میان این گروه از زنان چقدر طول کشیده و تا چه حد گسترده بود، اما اجازه استفاده از روسری احتمالن میزان چنین انزوای خودخواسته‌ای از سوی زنان مسن را کاهش داده است. (ساناساریان 1384: 101)

برای اجرای قانون ممنوعیت حجاب علاوه بر ضرب و شتم زنان و کشیدن چادر و روسری از سر زنان، از شیوه‌های سخت‌گیرانه دیگری نیز استفاده می‌شد. پس از 1314، مقامات عالی‌رتبه اگر با هم‌راهان بدون حجاب خود در میهمانی‌های رسمی حضور نمی‌یافتند، احتمالن مقام خود را از دست می‌دادند و کارکنان رده پایین حکومت مانند رفتگران نیز، اگر هم‌راه زنان بی‌حجاب خود در خیابان‌های اصلی به گردش نمی‌پرداختند، جریمه و مجازات می‌شدند. (آبراهامیان 1389: 179) در یک مورد به کارمندان وزارت‌خانه‌های دولتی گفته شد که حقوق ماه آینده‌شان را به جای پرداختن به آن‌ها به زنان آن‌ها می‌پردازند. بنابراین همسران کارمندان دولت مجبور شدند برای دریافت حقوق با پوشیدن کلاه به محل کار شوهران‌شان بروند…»

قانون کشف حجاب، در کنار دیگر اقدامات دوره پهلوی اول، تاثیری انکار‌ناپذیر در زندگی زنان ایرانی گذاشت. غیردموکراتیک و اجباری بودن اصلاحات رضاشاه در خصوص زنان ، راه و انگیزه‌ای برای تایید آن اقدامات باقی نمی‌گذارد اما نمی‌توان براین نکته چشم فروبست که «مشارکت اجتماعی نسبتن گسترده زنان در این دوره محقق گشت و نسل جوان زنان مستقلن گام‌های بلندی برای شرکت در زندگی عمومی بر می‌داشت بی‌آن‌که قانونی در این زمینه‌ها تدوین شده باشد.» (فوران 1388:359)

از این‌ها گذشته، شاید مهم‌ترین پیامد قانون کشف حجاب بدعتی باشد که حق انتخاب پوشش را از افراد به حاکمیت تفویض کرد و نوع پوشش شهروندان را از یک امر فردی به امری سیاسی تبدیل نمود. پوشش شهروندان، به جای کارکردهای عادی و شناخته شده‌اش ابزاری شد به نفع بازنمودن آمال و سوداهای حاکمیت‌ها که تغییر در ظاهر را به عنوان آسان‌ترین و بارزترین روش تغییر جامعه مطلوب خود فرض می‌نمایند. در این راه سرکوب زنان، به جرم تخطی از انتخاب لباس مقبول حاکمیت قانونی شد‌ و نیز اختیار حاکمیت در تعیین نوع پوشش، صورت قانونی گرفت و بدین‌سان قیمومت حکومت بر همه شئون زندگی فردی و اجتماعی زنان و نگاهداشتن آنان در موقعیت فرودست تداوم یافت.

————————————-

پانوشت‌ها:

 [1]  فوران جان (1388). مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران: خدمات فرهنگی رسا

 [2]  کار مهرانگیز (1387). پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران، تهران: روشنگران و مطالعات زنان

 [3]  صادقی فاطمه (1384). جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران: قصیده سرا

 [4]  خسروپناه محمدحسین (1381). هدف ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، تهران: پیام امروز

 [5] ساناساریان الیز (1384). جنبش حقوق زنان در ایران / طغیان، افول و سرکوب، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، تهران: اختران

 [6]  آبراهامیان یرواند، ایران بین دو انقلاب: درآمدی برجامعه شناسی سیاسی ایران معاصر، ترجمه احمد گل محمدی، تهران: نشر نی 1389

 [7]  میلانی محسن، شکل گیری انقلاب اسلامی، ترجمه مجتبی عطار زاده، تهران: گام نو1387

 [8]  کدی نیکی. آر، (1385). ریشه های انقلاب ایران، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر علم


 


خبر / رادیو کوچه

به گزارش رسانه‌های حقوق بشری، عسل اسماعیل‌زاده، فعال سیاسی، در روزهای اخیر با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس محکوم شده است.

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، این فعال سیاسی و از اعضای ستاد میرحسین موسوی، که روز ۱۹ آذر ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی» محاکمه شده بود، هفدهم دی ماه به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و ۸ ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

وی چندی پیش به هم‌راه پیمان عارف و شرر کنور‌تبریزی در بهشت زهرا و به جرم حضور در محل دفن ندا آقا‌سلطان، از جان‌باختگان پس از انتخابات 88، بازداشت شده بود که پس از چند روز به هم‌راه شررکنور تبریزی، به قید التزام آزاد شد.

خانم اسماعیل‌زاده هم‌چنین ۱۱ اردیبهشت‌ماه سال جاری در حین بازگشت به منزل توسط افرادی موسوم به لباس شخصی بازداشت شده بود و مدت ۳۱ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و یازدهم خرداد ماه با قرار وثیقه یک‌صد میلیون تومانی به طور موقت آزاد شده بود.

بیشتر بخوانید:

«آزادی عارف، اسماعیل‌زاده و تبریزی، سه فعال مدنی»


 


مروری بر کارنامه داستان‌نویسی محمد بهارلو به بهانه انتشار دوباره‌ی رمان «بانوی لیل» از این نویسنده و منتقد، عصر روز پنج‌شنبه، در نشست عصر روشن انجام شد. در این نشست، محمدعلی سپانلو، جواد مجابی، محمود معتقدی، محمد جعفری قنواتی و سعید عقیقی درباره بهارلو سخن گفتند.

در آغاز این برنامه علیرضا بهرامی با مروری بر نشست‌های پیشین عصر روشن گفت: «از ابتدا قرارمان بر این بود که با توجه به موضوعی برگزار شدن این نشست‌ها، گاهی موضوع برخی از آن‌ها به کارنامه ادبی افرادی اختصاص یابد که در حوزه فرهنگ، کارنامه درخشان و قابلی دارند. ازسوی دیگر، سعی می‌کنیم بیش‌تر افرادی موضوع برخی نشست‌های عصر روشن باشند که کم‌تر برایشان مراسم و نشست‌های مشابه برگزار شده است.»

او سپس با معرفی اجمالی پیشینه ادبی محمد بهارلو در نزدیک به چهار دهه داستان‌نویسی، حضور مستمر در نشریات و رسانه‌های ادبی و عمومی، بیش از دو دهه انتشار کتاب، برگزاری کارگاه‌های داستان‌نویسی و معرفی چهره‌های جدید در حوزه داستان، پس از برشمردن آثار منتشرشده او و نیز اشاره به آثار منتشرنشده‌اش، پس از بازخوانی بخشی از دیدگاه‌های بهارلو در این زمینه، از او برای سخن آغازین دعوت کرد.

محمد بهارلو نیز با توجه به این‌که برخی حاضران به‌صورت ایستاده برنامه را دنبال می‌کردند، تنها با تشکر از حضور علاقه‌مندان به ادبیات در شرایط ترافیک تهران، گفت: «قرار بود بخشی از بانوی لیل را برایتان بخوانم که اجازه می‌خواهم آن‌را به فرصتی دیگر موکول کنم.»

در ادامه محمدعلی سپانلو با حضور در پشت تریبون گفت: «در برنامه‌ای برای نویسنده‌ای حضور داریم که چند دهه سابقه و فعالیت جدی دارد و فعالیت‌های او در ابعاد چندگانه‌ای بوده است. آثارش را از نظر نقد تاریخی، روان‌شناسی می‌توان بررسی کرد و بهترین بررسی آثار بهارلو از منظر نقد تفسیری است. اما من بر حسب علاقه، با روی‌کردی ذوقی با این نویسنده و آثارش روبه‌رو می‌شوم.»

سپانلو در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از ارایه تجربه متعدد از شاه‌کارهای ادبیات دنیا در حالی که ترجمه‌های خوبی از آن دسته آثار در زبان فارسی وجود دارد، تصریح کرد: «چه ضرورتی دارد در حالی که ترجمه خوبی از یک اثر وجود دارد، چندباره ترجمه شود و با توجه به شرایط نشر بهتر است بروید سراغ آثاری که ترجمه نشده است؛ نه این که شاه‌کارهای ترجمه شده را دوباره قصابی کنید. این کار شرکت کردن در جنایت است. این‌ها را که من نباید بگویم، شما روزنامه‌نویس‌ها هستید که باید از این چیزها حرف بزنید. ادبیات حرمتی دارد که باید رعایت شود. »

این شاعر، مترجم و منتقد در بخش دیگری از سخنانش درباره داستان‌نویسی محمد بهارلو با اشاره به داستان حکایت آن که به آب رفت تصریح کرد: «این اثر از فیلتر سخت هوشنگ گلشیری گذشته بود و در آن با نویسنده‌ای دقیق‌، متعهد و خلاق روبه‌رو می‌شویم. این مجموعه، داستانی به‌نام سالی دو ماه دارد که از قصه‌های خوب و ماندگار است و من هیچ فرقی بین قصه و داستان نمی‌گذارم و درباره این مسئله در کتاب بازآفرینی واقعیت گفته‌ام.»

این منتقد خاطرنشان کرد: «آثار محمد بهارلو همواره یک رازوارگی و رمزی دارد و به‌نوعی مخاطب را با این رمز همراه می‌کند. در همین کتاب «بانوی لیل واژه مروارید این نقش را بازی می‌کند و هم‌راه مخاطب بیرون از متن می‌آید و خوانندگان را بعد از تمام شدن کتاب هم دنبال می‌کند. سه مولفه در تحقق یک اثر شاخص اهمیت دارد: زبان، سبک و درک و جهان‌بینی اهمیت به‌سزایی دارند. ما هنگامی می‌توانیم بگوییم نویسنده صاحب زبان است که این زبان تازه در سبکش به کار گرفته می‌شود و این آن چیزی است که در کار محمد بهارلو می‌بینیم و زبان در آثار او به اعتبار سبک این نویسنده ساخته شده است. به نظر ما چیزی که در کارهای بهارلو آدم را می‌گیرد در هم افتادن یک ماجرا با روایتی عقلی است. به‌نوعی چیزهایی را برای مخاطب می‌گذارد تا خودش آن‌ها را بفهمد و این اتفاق در رمان «بانوی لیل» با شخصیت مروارید و هم‌چنین واژه مروارید اتفاق می‌افتد. از این اساس، بهارلو چند داستان کوتاه ماندگار هم در فضای ادبیات معاصر ایران تالیف کرده است.»

در ادامه این نشست سعید عقیقی – فیلم‌نامه‌نویس و منتقد سینما – با بیان این‌که رمان بانوی لیل را دو بار خوانده است، ‌تصریح کرد:‌ «در مقطعی از ادبیات داستانی ایران کتاب‌هایی که در زمینه ادبیات سپاه دانشی از آن یاد می‌کردند، باب شده بود در این گونه نوشتارها و آثار ادبی بیش‌تر بن‌مایه‌های معلمی در روستا یا حضور انسان‌های ناسازگار در محیط‌های غریبه و پرت پرداخته می‌شد که از آن جمله به «دهکده پر ملال» امین فقیری، «از خم چمبر» محمود دولت‌آبادی و پاره‌ای ا‌ز آثار دیگر می‌توان دید که با وقوع انقلاب در ایران این دسته از آثار کم شدند. ما در رمان «بانوی لیل» محمد بهارلو نیز در این مقطع به نوعی این موضوع را می‌بینیم اما نه با آن شدت واقعی‌گرایی که در آثار پیشین بوده است. در واقع بر خلاف آن دسته از داستان‌ها، بانوی لیل در دو لایه شکل می گیرد: یک لایه انسان غریبه در محیطی ناآشناست و از طرف دیگر لایه جنایی و معمایی و زبان است که این دو را لایه با هم ترکیب می‌کند.»

او در ادامه با ارایه مثال‌هایی از این داستان تصریح کرد: «درواقع فضای غریبه بستری برای دنبال کردن لایه معمایی جنایی روایت است که مثل الاکلنگ است و این تعادل و توازن برقرار می‌شود و مخاطب را پیش می‌برد.»

در ادامه این نشست محمود معتقدی – منتقد – نیز از محمد بهارلو به عنوان یکی از داستان‌نویسان اثرگذار ادبیات اقلیمی یا بومی یاد کرد و گفت: «از چوبک و گلستان تا امروز، جریان ادبیات جنوب به‌طور جدی در فضای ادبیات داستانی حضور داشته و مکتب خوزستان جایگاه ویژه در ادبیات ما دارد. در میان مکتب ادبی داستانی خوزستان جریان و بخشی به آثار ادبیات غرب نظر دارد. بویژه بعد از جریان‌های دهه 30 این توجه به آثار ادبیات غرب نیز بیش‌تر شده است و محمد بهارلو هم از آن دسته کسانی است که به این‌گونه ادبی بیش‌تر توجه دارد. بهارلو در آثارش نگرش و محور ایدئولوژیک ندارد.»

معتقدی در ادامه به طرح دیدگاهش درباره رمان بانوی لیل پرداخت و متذکر شد:‌ «بانوی لیل یک فضای زنانه و زایش را توضیح می‌دهد. زن‌های روایت درحالی که در حاشیه ایستاده‌اند، هر گاه لازم باشد، پررنگ‌تر حضور دارند و یکی از این شخصیت‌های زن مروارید است که پرداخت خوبی دارد و به‌نوعی تعلیقی که ایجاد کرده زیبا و درخشان است.»

او در ادامه به ارایه توضیح‌هایی درباره زبان روایتی بانوی لیل پرداخت و به طرح این انتقاد پرداخت که بخش‌هایی از این رمان طولانی شده است و به نوعی جا داشت که کوتاه‌تر شود. با این حال، رمان بانوی لیل به‌خوبی فرهنگ جنوب را بازتاب داده است.

در ادامه این مراسم، علیرضا بهرامی بخش‌هایی از داستان «بانوی لیل» را به‌هم‌راه دیدگاه‌هایی از علی‌اشرف درویشیان، علی‌اصغر قره‌باغی و سپانلو درباره این اثر خواند و پس از آن محمد جعفری قنواتی – پژوهش‌گر فرهنگ عامه – با روی‌کرد بررسی فرهنگ شفاهی و فولکلور درباره این رمان پرداخت و متذکر شد:‌ در بانوی لیل به بسیاری از مسایل فرهنگ جنوب پرداخته شده است و به خاطر پرداختن همین جزییات است که این داستان خواندنی و جذاب است و تاسفانه از این دسته آثاری در ادبیات معاصر کم داریم که با این جزییات به فرهنگ بومی پرداخته باشد. متاسفانه داستان‌نویسان ما، به‌ویژه جوان‌ترها، به این مسایل آن طور باید، توجه نمی‌کنند ما بیش از 300 نوع آش داریم که در مناسبت‌های مختلفی پخته می‌شود. آیا واقعا همیشه آدم‌ها پیتزا می‌خورند و هیچ‌وقت نشده دال عدسی بخورند؟! این نکته‌های ریز است که سبب می‌شود تمایز یک اثرجدی با غیر جدی را پی ببریم. اگر آثار نویسندگان آمریکای لاتین این طور مورد توجه قرار می‌گیرند، برای این است که از آن چه مربوط به فرهنگ بومی‌شان است بهره می‌گیرند و به این جای‌گاه می‌رسند.

در ادامه این نشست جعفری قنواتی با آوردن شواهد و مثالی از رمان بانوی لیل به تشریح و توضیح توجه محمد بهارلو به باورهای فرهنگی مردم جنوب پرداخت.

در ادامه این نشست نیز جواد مجابی تصریح کرد: «من ادای احترام می‌کنم به دوستی‌ام با محمد بهارلو که همواره برایم محترم بوده است. بهارلو داستان‌نویس خوبی است، ذهنیت مدرن دارد، نثری پخته، ظریف و اثرگذار دارد و در کاربرد کلمات هم استعداد خاصی دارد. از طرفی، این داستان‌نویس دانش وسیعی در زمینه فرهنگ شفاهی دارد و ترکیبی از نویسنده – منتقد است که کار او را پر اهمیت‌تر می‌کند. البته ما در فضای هم‌نسلان خودمان نویسندگان ارجمند و متعهدی داریم که به‌دلیل فعال نبودن فضای فرهنگی، به انزوا رفته‌اند و این رفتارهای ضد فرهنگی به رشد و خلاقیت ادبیات کمکی نمی‌کند. امید که توضیحی برای این دسته رفتارهای ضد فرهنگی دشمنی با فرهنگ ایران وجود داشته باشد.»

در پایان این نشست بهرامی از محمد بهارلو برای ایراد سخنانی دعوت کرد و این داستان‌نویس با تشکر از حضار گفت:‌ «من در این چند دهه برای خودم این کارها را کرده‌ام. اگر انگیزه‌های درونی نبود، این کارها را دنبال نمی‌کردم و اصلن به‌دنبال مشتلق و دست‌لاف نبودم و اگر این‌طور بود، دنبال ادبیات را نمی‌گرفتم. اکنون دیگر برای من بیش‌تر از هر چیز امر نوشتن اهمیت دارد و چاپ کردن دیگر آن اهمیت را ندارد. کار نوشتن نامیدن ادبیانه‌ی اشیا‌ است و خود امر ادبیات است که اهمیت دارد. گاه می‌شود ما بیش‌تر از هر کس با اشیا سر و کار داریم. اشیا آن و این چیز نیست و اگر آن‌ها را چیز بنامیم، یعنی داریم چیز می‌نویسیم، ادبیات نمی‌نویسیم و من سعی کردم ادبیات بنویسم، چیز ننویسم.»

جمعی از اهالی ادبیات در این نشست حضور یافته بودند که ازجمله محمود دولت‌آبادی، غلامحسین سالمی، حافظ موسوی، اسداله امرایی، مهین خدیوی، عباس بهارلو، سیروس نفیسی و محسن فرجی از دیگر حاضران بودند. در پایان نیز بهارلو نسخه‌هایی از رمان اخیرش را که ازسوی نشر افکار پس از 10 سال تجدید چاپ شده است، برای حاضران امضا کرد.


 


خبر / رادیو کوچه

علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی، روز یک‌شنبه، 8 ژانویه، در صحن علنی مجلس، از دولت جمهوری اسلامی خواست «به جای تغییرات در مدیریت‌ها در نزدیکی انتخابات مجلس که ایجاد سو‌تفاهم می‌کند، همت خود را در حل مشکل اشتغال و گرانی صرف کند.»

به گزارش مهر، آقای لاریجانی هم‌چنین از مسوولان اجرایی خواست با خودداری از به کار‌گیری «روش‌های غیر‌علمی»، نگذارند «نوسانات در اقتصاد ملی آدرس غلطی به دشمن بدهد.»

اظهارات رییس مجلس در شرایطی صورت گرفته که با افزایش بی‌سابقه نرخ دلار در هفته‌های گذشته، ارزش پول ملی ایران به کم‌ترین میزان در طول تاریخ این کشور رسیده است.

انتقاد علی لاریجانی از تغییرات در مدیریت‌ها، یک روز بعد از برگزاری مراسم معارفه علی‌اکبر محرابیان به عنوان «دستیار ویژه» رییس جمهوری اسلامی انجام شده است.

بیشتر بخوانید:

«بازداشت ۴ نفر به اتهام ایجاد اغتشاش در انتخابات مجلس»


 


آواز: شقایق کمالی

آهنگ‌ساز و پیانیست: سیاوش بیضایی

Click here to view the embedded video.


 


محبوبه شعاع / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

ششم ژانویه برابر با زادروز «روآن سباستین آتکینسون» بازی‌گر و نویسنده بریتانیایی است که با ایفای نقش مستربین مشهور شده است. نام او به عنوان یکی از پنجاه نفر در میان فهرست بامزه‌ترین کمدین‌های بریتانیاست. مستر‌بین  هم‌چنین به عنوان یک از پنجاه نقش برتر کمدی همه تاریخ، در نظرسنجی میان افراد کمدین در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد. وی علاوه بر مجموعه‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی بسیار موفقی را هم در کارنامه هنری خود دارد.

«روآن سباستین آتکینسون» (Rowan Sebastian Atkinson) معروف به مستربین در ششم ژانویه 1955 میلادی در نیوکاسل انگلیس در منطقه تینه متولد شد. پدرش اریک آتکینسون یک مزرعه‌دار ساده بود و مادرش الامی نام داشت. او بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانش‌گاه نیوکاسل در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد و مدتی بعد دانش‌گاهش را به آکسفورد منتقل کرد و تحصیلاتش را در همان رشته به پایان رساند.

او از نوجوانی به بازی در نقش‌های کمدی علاقه فراوانی داشت و در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. روآن در دانش‌گاه آکسفورد با فیلم‌نامه‌نویس طنز معروف به نام «ریچارد کورتیس» آشنا شد و فعالیت‌هایش را در زمینه بازی‌گری کمدی زیرنظر او آغاز کرد. روآن در چند نمایش کوتاه طنز که در سالن آمفی تاتر دانش‌گاه اجرا شد ایفای نقش کرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت و کار حرفه‌ای خود را در این زمینه در سن بیست و‌سه سالگی و با ایفای نقش در یک نمایش کمدی با نام « Not The Nine O’Clock News»  شروع کرد.

این نمایش یک تقلید خبر طنزآمیز بود که از شبکه بی‌بی‌سی انگلیس پخش می‌شد. این نمایش کمدی که پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشم‌گیری به دست آورد و در این مدت چهار سال روآن جوایز ملی و بین‌المللی فراوانی را از اتحادیه‌های مختلف از آن خود کرد.

 روآن که با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا کرده بود در سال ۱۹۸۰ به عنوان بازی‌گر سال بی‌بی‌سی را از آن خود کرد و مورد تقدیر قرار گرفت و یک سال بعد در یک نمایش تک نفره طنز در تاتر «وست اند لندن» بازی کرد و بعد از اتمام یک فصل کامل بازی جایزه بازی‌گر کمدی سال اتحادیه تاتر وست اند لندن را از آن خود کرد. او جوان‌ترین فردی بود که تا آن زمان تاتر تک نفره طنز بازی کرده بود.

دومین نمایش تک نفره او در سال ۱۹۸۸ نه فقط در لندن بلکه در نیویورک، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیت‌آمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت و در سال ۱۹۸۳ با هم‌کاری  ریچارد کورتیس نمایش طنز  افعی سیاه (Black Adder) را برای بی‌بی‌سی ساخت که این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بین‌المللی شد و روآن به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایش‌ها برای دومین بار عنوان به‌ترین بازی‌گر سال بی‌بی‌سی را از آن خود کرد که این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.

اما معروف‌ترین کار تلویزیونی بزرگ او در سال ۱۹۸۹ ساخته شد. این سریال کمدی صامت، مجموعه نمایش‌های «مستربین» بود که برای شبکه‌های ITV و HBO توسط شرکت تایگر ساخته شد. در این مجموعه نمایش‌های طنز، او نقش یک شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی می‌کرد که بدون کلام و بیش‌تر با شکلک‌های صورت و حرکات خنده‌دار، خنده را بر لبان تماشاگران می‌نشاند. این سریال برنده جوایز بین‌المللی فراوانی از جمله رز طلایی مونترایکس شد و در سال ۱۹۹۵ نیز عنوان به‌ترین نمایش کمدی را از آن خود کرد.

سریال مستر بین از شروع ساختش بسیار مورد توجه کشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست کشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد روآن به عنوان مستربین در سطح بین‌الملل معروف شد. این مجموعه نمایش‌ها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروش‌ترین سریال دهه نود به شمار می‌رفت و از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۵ در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش می‌شد.

در سال ۱۹۹۷روآن یک فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی کرد که «نمایش واقعه ناگوار» نام داشت و در سطح جهان موفقیت‌های فراوانی را از آن خود کرد. نام مستر بین به عنوان یکی از پنجاه نفر در میان فهرست بامزه‌ترین کمدین‌های بریتانیا قرار دارد. مستر‌بین  هم‌چنین به عنوان یک از پنجاه نقش برتر کمدی همه تاریخ در نظرسنجی میان افراد کمدین در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.

گفتنی است که روآن آتکینسون یا همان مستر بین معروف نه تنها یک بازی‌گر بلکه یک نویسنده، تهیه‌کننده و دوبلر معروف فیلم‌های کمدی در اروپا به شمار می‌رود وی خود گفته: یک فیلم کمدی خوب علاوه بر بازی خوب یک کمدین، نیاز به یک موسیقی زیبا، یک کارگردانی خوب و یک فیلم‌نامه زیبا دارد.

او در مورد مجموعه مستربین نیز گفته: من هرگز دوست ندارم از مستربین که با آن در سطح دنیا شناخته شده‌ام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی می‌برم.

 روآن در سال ۲۰۰۶ ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز کرد که در بیست‌و‌نهم مارس ۲۰۰۷ به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد. وی علاوه بر این مجموعه‌های تلویزیونی، فیلم‌های سینمایی بسیار موفقی را هم در کارنامه هنری خود دارد که می‌توان از میان آن‌ها به  Johnny English و  Johnny English Reborn اشاره کرد.

اما در مورد زندگی خصوصی مستر بین، او در فوریه ۱۹۹۰ با سانتراسایستی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های بنیامین و لیلی میباشد. قابل ذکر است که مستربین عاشق ماشین‌های سریع‌السیر از جمله آستون مارتین است. وی در خصوص ماشین‌های تندرو مقالاتی را نیز در مجلات ماشین منتشر کرده است . وی خود صاحب چندین اتومبیل ریسر و اسپورت است و تفریح و سرگرمی وی مسابقات اتومبیل رانی سرعت  است که در این زمینه وی مهارت زیادی را نیز داراست. ثروت تقریبی او صد میلیون پوند تخمین زده ‌شده‌ است.


 


رادیو کوچه

1867 میلادی- «امیلی گرین بالش» (Emily Greene Balch)، نویسنده‌ی آمریکایی در نزدیکی بستون به دنیا آمد. او جامعه‌شناس و اقتصاد‌دان و هم‌چنین رهبر نهضت جهانی صلح زنان در طول جنگ جهانی نخست بود که در اروپا و آمریکا در رشته‌های جامعه‌شناسی و اقتصاد به تحصیل پرداخت.

در سال 1946 جایزه صلح نوبل را به خاطر فعالیت در لیگ بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی به خود اختصاص داد. لیگ بین‌المللی زنان برای صلح و آزادی در ۳۷ کشور نمایندگی دارد و دارای رتبه مشورتی در سازمان ملل و شورای اقتصادی و اجتماعی این سازمان است. دو تن از بنیان‌گذاران این سازمان «جین ادامز»، رییس و «امیلی گرین بالش» دبیر کل این سازمان به خاطر خدمات‌شان برای برقراری صلح، برنده جایزه صلح نوبل شدند.

1918 میلادی- پیشنهادهای چهارده‌گانه «توماس وودرو ویلسون» (Woodrow Wilson) رییس جمهوری ایالات متحده پس از پایان جنگ جهانی اول برای برقراری صلح پایدار منتشر شد. این پیشنهادها مقدمه ایجاد سازمان ملل متحد پس از پایان جنگ دوم جهانی شد.

این اصول چهارده‌گانه عبارت‌ بوند از :احتراز از عقد پیمان‌های سیاسی محرمانه و منعقد ساختن پیمان‌های علنی صلح، آزادی رفت و آمد در دریاها، برداشتن موانع گمرکی و مقرر داشتن مساوات و آزادی در تجارت، تقلیل تسلیحات، حل عادلانه دعاوی مستعمراتی، تخلیه خاک روسیه، استقلال مجدد بلژیک، تخلیه فرانسه و بازگرداندن آلزاس و لورن به این کشور، تجدید نظر در مرزهای ایتالیا، خودمختاری اقلیت‌های اتریش – مجارستان، تخلیه خاک صربستان و مونته نگرو و رومانی و حل عادلانه اختلافات بالکان، استقلال داخلی ملل تابع ترکیه (عثمانی) و بین‌المللی کردن تنگه داردانل، تاسیس مجدد دولت لهستان و تاسیس جامعه ملل.

1942 میلادی- «استیون ویلیام هاوکینگ» (Stephen William Hawking) فیزیک‌دان نظری و کیهان‌شناس بریتانیایی است که در چنین روزی زاده و وارد هفتادمین سال زندگی خود شد. این در حالی است که پزشکان نیم قرن پیش و پس از تشخیص بیماری حرکتی او گفته بودند هاوکینگ فقط یک دهه زنده خواهد ماند. تنها از طریق دست‌گاه‌های الکترونیکی قادر به صحبت و ارتباط است.

او هم‌اکنون استاد دانش‌گاه کمبریج است که نظریات او پیرامون «راز خلقت» و چگونگی پیدایش جهان هستی، وی را به شهرت جهانی رسانده است.

نظریه مهبانگ (بیگ بنگ) آقای هاوکینگ، به عنوان منشا‌ کهکشان به طور گسترده در میان دانش‌مندان مورد قبول بوده است. او هم‌چنین در کتاب پرفروش خود «تاریخ‌چه زمان» (سال ۱۹۸۸)، نقش خدا در خلقت کهکشان را پذیرفته بود اخیرن اعلام کرد که خلقت جهان بدون «وجود خدا» هم ممکن بوده است.

1959 میلادی- ژنرال «شارل دوگل» رهبر فرانسه‌ی آزاد به عنوان پنجمین رییس جمهوری فرانسه انتخاب شد. در سال‏های بعد از جنگ جهانی دوم، فرانسه گرفتار بحران‏های سیاسی گوناگونی بود. هیچ حزبی اکثریت مطلق پارلمانی را نداشت تا بتواند دولتی با ثبات را تشکیل دهد. در ادامه این جریان‏ها، زمانی که دولت وقت فرانسه سقوط کرد، ژنرال شارل دوگل، که در زمان جنگ، ریاست دولت آزاد فرانسه را در لندن برعهده داشت طی انتخاباتی که در نوامبر 1958 صورت گرفت به ریاست جمهوری آن کشور برگزیده شد. وی طرح قانون اساسی جدیدی تهیه کرد که به موجب آن، رییس جمهوری، قدرتی برابر قوه مقننه داشت. این طرح مورد تایید ملت فرانسه قرار گرفت و به این ترتیب از چنین روزی، جمهوری پنجم فرانسه به رهبری او آغاز به کار کرد.

      ———————————————–

برخی از روی‌دادهای دیگر

1642 میلادی- «گالیلو گالیله» (Galileo Galilei) فیزیکدان، فضا‌شناس، فیلسوف و دانش‌مند ایتالیایی و سازنده «تلسکوپ» درگذشت.

گالیله که در دو دانش‌گاه در ایتالیا تدریس کرد پس از ساختن تلسکوپ و اطلاق این واژه بر آن، قمرهای سیاره مشتری را با آن کشف کرد.

1912 میلادی- کنگره ملی آفریقا تاسیس شد.‌ این حزب، حزب حاکم از زمان پایان‌یافتن تبعیض نژادی یا «آپارتاید» در کشور آفریقای جنوبی است و در جهت احقاق حقوق شهروندی اکثریت سیاه‌پوست آفریقای جنوبی تشکیل شد که نقش مهمی در مبارزه با سیستم آپارتاید و فروپاشی آن داشت. افرادی هم‌چون «نلسون ماندلا»، «تابو امبکی» و «جاکوب زوما» از روسای کنگره ملی آفریقای جنوبی بوده‌اند.

1935 میلادی- «الویس آرون پریسلی» خواننده و بازی‌گر آمریکایی متولد شد. او در دوران شکوفا شدن موسیقی سبک «راک اند رول» در صدر این سبک بود و به «شاه راک اند رول» مشهور شد.

منبع‌ها‌:

ویکی‌پدیا (انگلیسی و فارسی)

بی‌بی‌سی انگلیسی

راسخون

نیویورک تایمز


 


9 تن از سینماگران و کارگردانان سینمای ایران در خصوص اعلام انحلال خانه سینما از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلا‌می بدون صدور حکم قضایی اقدام به انتشار بیانیه‌ای کرده‌اند.

به گزارش خبرآنلاین،‌ این بیانیه به امضای مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمی‌کیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش رسیده است.

متن بیانیه به این شرح است:

«یا حافظ یا رافع

 ماهی این آب گل‌آلود کجاست؟

عقل و عقلا‌ که حیرانند.

قانون و قانون‌دانان هم که تایید نمی‌کنند.

مصلحت این ایام سخت هم که اقتضا‌ نمی‌کند.

 با شان و فرهنگ هم که تناسبی ندارد.

پس چرا این فرمان چند خطی «انحلال»، چنین آشوبی بپا کرده است؟

عزیزان؛ ما یقین کردیم که این میل مرموز، قصدی جز بالا بردن هزینه برای نظام اسلامی ندارد.

 این آب گل‌آلود شده، حاصل طراحی مهندسانی است که با وعده ریل‌گذاری سینمای آرمانی‌، ریل قطار شتابان سینما را بی‌هراس از واژگونی برمی‌چینند.

آیا سه سال سکان‌داری سینما نتیجه‌اش چنین افتخاریست که مقام محترم وزارت فرهنگ در مقابل دیدگان مردم، با لحنی امنیتی خبر از کشف و ضبط و توقیف خانه‌ای را بدهد که دو دهه مامن اهالی سینما بوده است؟

آیا در این مدت بقیه ارکان نظام خواب بوده‌اند؟

آقای وزیر اشتباه نشسته‌اید. این‌جا عرصه فرهنگ است و این خانه چند روزی میزبان شماست. به‌راستی این ادب مهمانی را از کجا آورده‌اید؟

سخن ما نه خانه سینماست و نه عمل‌کرد آن، که هر چه هست از همه ماست؛ ولی اگر ذره‌ای انصاف و معرفت باشد، می‌داند که غالب این سینمای نجیب، مولود فرزندان نهضتی است که در پاس‌داری آن جان و مال و آبرو گذاشته‌اند و حاضر نیستند تن به اراده نامیمون و فراقانونی بدهند که هدفش سرکوب استقلال و حریت کسانی است که خود را ملتزم به ارزش‌های آرمانی نظام و قانون اساسی می‌دانند.

 باشد که بزرگان و دل‌سوزان کشور بشنوند و چاره‌ای بیندیشند.

 فتوکل علی الله

هفدهم دی ماه یکهزار و سیصد و نود

مجید مجیدی، منوچهر محمدی، کمال تبریزی، محمدرضا هنرمند، ابراهیم حاتمی‌کیا، مجتبی راعی، حسن برزیده، سیدرضا میرکریمی و احمدرضا درویش.»


 


خبر / رادیو کوچه

یک مقام اطلاعاتی جمهوری اسلامی روز شنبه، 7 ژانویه، از بازداشت 4 نفر به اتهام «طراحی شبکه‌ها و اجرای سازو کار‌هایی برای انجام اقدامات ضد امنیتی در آستانه انتخابات» مجلس شورای اسلامی د خبر داده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، این مقام مدعی شده است: «دستگیر‌شدگان با استفاده از وسایل و تجهیزات پیش‌رفته ارتباطات پنهان که اخیرن از بیگانگان دریافت کرده بودند در حال سازمان‌دهی هسته‌های خاصی برای فراخوان‌های اینترنتی و ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور بوده‌اند.»

مقام‌های سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی، تاکنون به دفعات در مورد احتمال تکرار اعتراضات خیابانی مشابه با تظاهرات معترضان به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ هشدار داده‌اند.

برخی از احزاب و چهره‌های اصلاح‌طلب‌ و منتقدان نظام جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که در انتخابات مجلس نهم، که ۱۲ اسفند برگزار خواهد شد، شرکت نخواهند کرد.

بیشتر بخوانید:

«آیت‌اله هاشمی به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست»


 


رادیو کوچه

مهم‌ترین عنوان‌های مطبوعات امروز ایران:

خراسان

1) رویترز: انگلیس، فرانسه، آلمان و هلند خواستار تعویق تحریم نفت ایران شده‌اند

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=10&day=18&id=1348410

خبرگزاری رویترز از تشدید اختلاف‌ها در اتحادیه اروپا بر سر جزییات تحریم صادرات نفتی ایران خبر داد. رویترز در گزارش جدید خود که پس از گزارش‌های برخی دیگر از خبرگزاری‌های غربی مبنی بر توافق اصولی در اتحادیه اروپا در مورد تحریم نفت ایران، انتشار یافته، انگلیس، فرانسه، آلمان و هلند را از جمله کشورهای خواستار تعویق تحریم صادرات نفتی کشورمان عنوان کرده است.

2) ناوهای روسیه وارد آب‌های سوریه شدند

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=10&day=18&id=1348405

یک روز پس از حمله انتحاری به شهروندان سوریه، خبرگزاری ایتارتاس روسیه خبر از حرکت 2 ناو روس از دریای مدیترانه به مقصد بندر «طرطوس» داد.

العالم به نقل از منابع روس خبر داد سفر این دو ناو از پیش برنامه‌ریزی شده بوده است و ارتباطی با تحولات اخیر سوریه ندارد. بنابراین گزارش هدف از سفر این دو ناو افزایش توان‌مندی‌های نیروهای ناوگان آن‌ها و تضمین حضور نیروی دریایی روسیه در نقاط مختلف دنیا اعلام شده است.

آفرینش

1) انگلیس قوی‌ترین ناوشکن خود را به خلیج فارس اعزام می‌کند

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=16488#94487

انگلیس قصد دارد قوی‌ترین ناوشکن خود را به خلیج فارس اعزام کند. به گزارش عصر ایران، روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن با اعلام این موضوع نوشت: نیروی دریایی سلطنتی انگلیس قصد دارد ناوشکن «اچ ام اس درینج» را به خلیج فارس اعزام کند.

2) محور مذاکرات ایران، طرح گام به گام روسیه نخواهد بود

http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=16488#94475

رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تاکید بر حفظ اقتدار ایران در مذاکرات آینده با گروه  1+5، گفت: «مذاکرات آتی بر اساس توافق متقابل به لحاظ زمانی و مکانی و بر مبنای بسته پیشنهادی که موضوعات جدید منطقه هم به آن اضافه شده پی‌گیری می‌شود.»

ابتکار

1) بازار دلار قفل شد

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=92894

با وجود پیشنهاد اعمال نرخ 1400 تومان فروش دلار از سوی کانون صرافان، اما صرافی‌ها بی‌توجه به این پیشنهاد، دلار آزاد را با نرخ 1595 تومان می‌فروشند و برخی از صرافی‌ها هم تعطیل کرده‌اند. این فضا شرایط را به‌گونه‌ای کرده است تا با بسته شدن فعالیت‌ صرافی‌های مجاز، میدان برای دلال‌ها و صرافی‌های غیر مجاز بازتر از پیش شود و هر‌چه می‌خواهند در این بازار جولان دهند.

2) پرونده سعید مرتضوی در دادسرای تهران

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/Article.aspx?AID=20431#92882

شعبه 15 دادسرای ویژه جرایم کارکنان دولت به شکایت چند نفر از کسانی که دادستان سابق تهران را به تخلف متهم کرده‌اند، رسیدگی می‌کند. به گزارش خبرآنلاین، پیمان حاج محمود عطار، از شاکیان قاضی سعید مرتضوی که خودش وکیل پایه یک دادگستری است، می‌گوید: «با دستور غیرقانونی آقای سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، این‌جانب به اتهام هم‌کاری با عباس پالیزدار دستگیر و مدتی در سلول انفرادی نگه‌داری شدم. پس از آزادی، از ایشان و قضاتی که در این پرونده دخالت داشته‌اند، شکایت نمودم.»

ابرار

1) تورم انتظارى، در کمین اقتصاد کشور است

http://www.abrarnews.com/politic/1390/901018/html/eghtesad.htm#s186390

یک کار شناس اقتصادى با بیان این‌که بازار بورس سیر نزولى خود را تداوم خواهد داد گفت: «مادامى که واحدهاى تولیدى از ورشکستگى نجات نیابند تقاضا براى خرید سهام‌شان امکان پذیر نخواهد شد و بازار بورس به طور یقین طى ماه‌هاى اخیر با افت شاخص سهام مواجه خواهد شد.» مهدى تقوى در گفت‌و‌گو با ایلنا، اظهار داشت: «در فاز اول هدف‌مندکردن یارانه‌ها دولت به خواسته‌هاى تولیدکنندگان اهمیت نداد و با سیاست‌هاى غیرمتعارف هزینه‌هاى گزافى را بر واحدهاى تولیدى تحمیل کرد به گونه‌اى در طى یک‌سال گذشته نرخ بی‌کارى افزایش یافت و شاهد رکود تورمى در کشور بوده‌ایم.»

بنابراظهارات وى در حال حاضر آن‌چه باعث نگرانى کار‌شناسان شده است تورم انتظارى افسار گسیخته‌اى است که در صورت تداوم روند فعلى گریبان اقتصاد کشور را فرا خواهند گرفت.

2) معاون مبارزه با جرایم اقتصادى پلیس آگاهى: پلیس از دو سال گذشته اطلاعاتى در مورد اختلاس۳ هزار میلیارد تومانى داشت

http://www.abrarnews.com/politic/1390/901018/html/rooydad.htm#s186273

محمدرضا مقیمى، گفت: «پلیس از دو سال گذشته در رابطه با پرونده اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانى، اطلاعاتى به دست آورده بود و با مجموعه بانک صادرات نیز مکاتباتى در این زمینه داشتیم و به آن‌ها هشدار داده بودیم.»

کیهان

1) ابراز نگرانی و خشم کاخ سفید از سفر رییس جمهوری ایران به 4 کشور آمریکای لاتین

http://www.kayhannews.ir/901018/2.htm#other204

وزارت امور خارجه آمریکا از سفر رییس جمهوری کشورمان که قرار است این هفته به آمریکای لاتین برود ابراز نگرانی کرد و از کشورهای منطقه خواست روابط خود با ایران را تقویت نکنند.

در همین زمینه، خبرگزاری آلمان گزارش داد: ویکتوریا نولاند، سخن‌گوی وزارت امورخارجه آمریکا روز جمعه در واشینگتن به خبرنگاران گفت: «ما برای کشورها در سراسر جهان با وضوح اعلام کرده ایم که اکنون زمان تعمیق روابط، نه روابط امنیتی و نه روابط اقتصادی با ایران نیست.»

2) آغاز غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات فردو

http://www.kayhannews.ir/901018/3.htm#other302

گزارش‌ها از آغاز تزریق گاز هگزا فلوراید اورانیوم به ماشین‌های سانتریفیوژ در تاسیسات فردو حکایت می‌کند.

کیهان روز گذشته گزارش‌هایی دریافت کرد که نشان می‌داد ایران در اوج تهدیدهای دشمن خارجی غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات فردو را آغاز کرده است.

دنیای اقتصاد

1) دعوت ایران و غرب به تنش‌زدایی

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=285314

درحالی که ایران و 1+5 با وساطت ترکیه رایزنی‌های نهایی را برای برگزاری دور تازه مذاکرات هسته‌ای انجام می‌دهند، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد از غرب و ایران خواست تا تنش‌زدایی کرده و از طریق مذاکره مسائل موجود را حل‌وفصل کنند.

2) احمد توکلی: انحلال خانه سینما اهداف سیاسی دارد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=285355

رییس مرکز پژوهش‌های مجلس با انتقاد از تصمیم وزارت ارشاد مبنی بر انحلال خانه سینما، می‌گوید: «اقدام دولت درباره خانه سینما در آستانه انتخابات اهداف سیاسی را دنبال می‌کند.» احمد توکلی در گفت‌وگو با «مهر» گفت: «خانه سینما یک جمعیت صنفی است که با جامعه ارتباط عاطفی و قوی دارد.»


 


PHOENIX

Dr. M. Zuhdi Jasser, a devout Muslim and the co-founder of the Save Syria Now! Issued the following statement regarding the Arab League monitors in Syria:

"Another week has gone by with the west abdicating its leadership role in Syria to a group of hapless monitors from the Arab League. While the media has regaled us almost daily with stories of attacks on these monitors, the real story of the struggle for the freedom of the Syrian people continues with another 150 dead in the streets.

Bashar Al-Assad is playing the free world as fools by standing in front of our media and agreeing to terms with the cabal of tyrants to end the violence, while in reality he continues to crush opposition beneath his boot. The protesters in the street know that settlement is not an option.  Stepping out of the streets with Assad in power may as well be a death warrant for them.

Another 150 have died while farcical monitors give Assad a free pass by taking up what little bandwidth existed for Syria

The Arab League’s mission is beyond a farce. It is an inhumane travesty of global proportions run by a Sudanese agent of a genocidal regime whose President is wanted for war crimes committed in his own nation. The monitors have been told where to go by Assad’s drivers and used primitive means of documentation if any at all. They are autocrats trying to save face for themselves while their fellow autocrat Bashar Assad is finding himself closer and closer to the end of his tyrannical rule.  The so called monitors have only afforded the Assad regime more time and sucked the bandwidth away from legitimate coverage of the atrocities that Bashar Assad has committed on his own people.

Instead of appeasing conferences with the OIC in Washington where America apologizes for OIC hyperbole over so called western Islamophobia and tries to restrict free speech, the West must put an end to this farce, by demanding that Assad let UN observers and international media into the country to document his crimes.‌ The United States must push harder on every front for the removal of Assad and step forward as a champion of freedom for the brutalized people of Syria and the free world."


 


خبر / رادیو کوچه

روز شنبه، 7 ژانویه، بهمن فرمان‌آرا، کارگردان ایرانی فیلم‌های «بوی کافور عطر یاس»‌ و «خانه‌ای روی آب» سه سیمرغ بلورینی که از جشن‌واره فجر دریافت کرده بود به دفتر جشن‌واره تحویل داده است.

به گزارش خبرآنلاین، بهمن فرمان‌آرا، در این خصوص اظهار داشت:‌ «با شرایطی که در سینمای ایران به وجود آمده است، تصمیم گرفتم سه سیمرغ بلورینی که از جشن‌واره فجر گرفته‌ام به دفتر جشن‌واره بازگردانم.»

 او ادامه داد:‌ «این سیمرغ‌های بلورین را برای فیلم‌های «بوی کافور عطر یاس» و «خانه‌ای روی آب» دریافت کرده بودم که همه را تحویل دفتر جشن‌واره دادم و رسید آن را گرفتم.»

 فرمان‌آرا سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از بیستمین جشن‌واره فیلم فجر برای «خانه‌ای روی آب» دریافت کرده بود و هم‌چنین سیمرغ‌‌های بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه را از هجدهمین دوره جشن‌واره فجر برای فیلم «بوی کافور، عطر یاس» گرفته بود.

لازم به اشاره است در روزهای اخیر تنش میان وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی و خانه سینما افزایش یافته که در پی آن وزارت ارشاد این موسسه را منحل اعلام کرد. اما خانه سینما اعلام کرد است که دستور انحلال باید از سوی مقام‌های قضایی صادر شود و هیچ نهادی حق اعلام انحلال آن را ندارد.

گفتنی است دادگاهی به همین منظور در تاریخ 21 دی‌ماه برگزار خواهد شد تا موارد شکایتی وزارت ارشاد از خانه سینما مورد بررسی قرار گیرد.

بیشتر بخوانید:

«خانه سینما، مرکز اپوزیسیون با عمل‌کردی نا‌مطلوب»


 


خبر / رادیو کوچه

آدمیرال کرگ فالر، فرمانده ناوگروه ناو هواپیمابر استینس که یکی از ناوشکن‌های آن روز پنج‌شنبه یک کشتی ماهی‌گیری ایرانی و سرنشینان آن را از اسارت دزدان دریایی آزاد کرده بود، در گفت‌و‌گوییی اختصاصی جزییات ماجرا را توضیح داد.

به گزارش بی‌بی‌سی، آقای فالر اظهار داشت: «ما در شمال دریای عرب در حال ماموریت بودیم که پیغامی را از یک شناور موتوری دریافت کردیم. فرمانده این شناور باری که از بندر عباس حرکت کرده بود اطلاع داد که هدف حمله دزدان دریایی قرار گرفته است.»

او گفت که «یکی از هلیکوپترهای نیروهای دریایی آمریکا فورن مامور بررسی وضعیت شد و دریافت که کشتی مذکور واقعن هدف دزدان دریایی قرار گرفته است.»

آقای فالر افزود: «دزدان دریایی متوجه نزدیک شدن هلیکوپتر شدند و فرار کردند، اما با تعقیب این دزدان دریایی متوجه شناور دیگری شدیم که متعلق به ماهی‌گیریان ایرانی بود.»

به گفته او، در این هنگام یکی از رزم ناوهای مجموعه برای بررسی به منطقه اعزام شد و فرمانده این کشتی در بررسی‌های خود به این نتیجه رسید که خدمه کشتی ماهی‌گیری ایرانی توسط دزدان دریایی گروگان گرفته شده‌اند.

آدمیرال فالر بیان داشت: «فرمانده این کشتی گروهی از تفنگ‌داران خود را برای تفتیش این کشتی اعزام کرد. دزدان دریایی بدون مقاومت تسلیم شدند و ماهی‌گیران ایرانی از این‌که آزادی خود را باز یافته بودند به شدت ابراز خوشحالی کردند.»

او افزود: «ما با ماهی‌گیران ایرانی احساس هم‌دردی داشتیم همان‌طوری که با هر کس دیگری که در دریا به کمک نیاز داشته باشد احساس هم‌دردی می کنیم. این یکی از ارزش‌های ما آمریکایی‌هاست و بسیار خوش‌حال بودیم که توانستیم به این ماهی‌گیران کمک کنیم و آن‌ها هم البته از دریافت این کمک خوشحال بودند.»

آقای فالر توضیح داد که دریانوردان آمریکایی برای ماهی‌گیران ایرانی غذا، آب، سوخت و خدمات پزشکی فراهم کردند تا امکان بازگشت آن‌ها به ایران فراهم شود، چرا که بعضی از آن‌ها زخم‌های سطحی داشتند که احتیاج به مداوا داشت.»

فرمانده آمریکایی گفت: «یکی از ماموریت‌های نیروی دریایی آمریکا تامین امنیت آب‌های بین‌المللی است و ما در این نقطه از دنیا همواره برای مقابله با دزدان دریایی آماده‌ایم و نیروهای خود را برای این کار آموزش داده‌ایم. در این مورد به خصوص هم خیلی خوشحالیم که در جایی بودیم که توانستیم به این کشتی کمک کنیم.»

او تأکید کرد که نیروی دریایی آمریکا به هر کس که به کمک نیاز داشته باشد، فارغ از این که اهل کدام کشور است با حفظ احترام کمک می‌کند.

آقای فالر با اشاره به استقبال ایران از اقدام نیروی دریایی آمریکا در آزاد کردن ماهی‌گیران ایرانی، گفت: «خوشحالیم که ایران واکنش مثبتی نشان داده است. ما به ماموریت خود با حفظ اصول حرفه‌ای و احترام به حقوق بشر ادامه می‌دهیم و امنیت عبور و مرور کالاها را تامین می‌کنیم. کالاهایی که برای کشورها اهمیتی حیاتی دارند.»

پیش‌تر رامین مهمانپرست، سخن‌گوی وزارت امور خارجه ایران اقدام نیروی دریایی آمریکا برای نجات ۱۳ سرنشین یک کشتی ماهی‌گری ایرانی در دریای عرب را اقدامی «انسان‌دوستانه و مثبت» توصیف کرده بود.


 


خبر / رادیو کوچه

به گزارش رسانه‌های مخالف دولت جمهوری اسلامی، فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر او مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی زندانی، روز شنبه، 7 ژانویه، با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب تهران، به چهار سال حبس محکوم شده است.

به گزارش نوروز، هم‌زمان با صدور حکم چهار سال حبس تعلیقی برای فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر او مصطفی تاجزاده، می‌گوید که پرونده وی و خانواده‌اش مستقیمن تحت نظر مجتبی خامنه‌ای فرزند رهبر جمهوری اسلامی است.

خانم محتشمی پور که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان مدیرکل امور زنان وزارت کشور ایران اشتغال داشت، پس از وقایع انتخاباتی خرداد ۸۸ و زندانی شدن همسرش، به عنوان یکی از معترضان پس از انتخابات شناخته می‌شود.

در حکم خانم محتشمی‌پور، وی به اتهام «سازماندهی خانواده زندانیان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی، حضور در جلسات محفل مجمع زنان اصلاح‌طلب و خانواده‌های زندانیان، دعوت افراد به تجمعات غیرقانونی در جهت شکستن حصرخانگی سران فتنه، دیکتاتور و ظالم خطاب نمودن مسوولین نظام جمهوری اسلامی و مظلوم وانمود کردن افراد فتنه‌گر و اغتشاش‌گر» به چهار سال حبس محکوم شده است.

اگر چه در بخشی دیگری از این حکم آمده است: «به لحاظ رافت اسلامی و شرایط خاص که نام‌برده مرتکب بزه شده است (محکومیت همسرش) که اعمال ارتکابی از سوی نام‌برده مبتنی بر احساسات و عواطف زن و شوهری بوده، دادگاه مدت حبس نام برده را برای مدت ۵ سال تعلیق می‌کند.»

لازم به اشاره است مصطفی تاج‌زاده در دوره برگزاری آخرین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، از نامزدهای ریاست جمهوری، معترض به نتایج این انتخابات بود.

بیشتر بخوانید:

«درصورت عدم دیدار اعتصاب خواهم کرد»

«برایم تقاضای مرخصی نکنید»


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته