آقای سردار اين مطالبی که گفته شد تنها ۱۰% حقايق حوادثی بود که دردهه ۶۰ درخليج فارس اتفاق افتاده بود و روزی که شرايط ايجاب کند و ناگفتههای جنگ ايران و عراق توسط فرماندهان ارشد که خود خالق آن صحنهها بودند بر مردم آشکار شود شما و ياوه گويانی چون فيروزآبادی، صالحی وسياری بايد درمحاکم قضايی برای تک تک اقدامات ونمايشهای مسخره تان جوابگو باشيد وتنها بشارتی که میتوانم به شما وهمفکرانتان بدهم اينست که برخلاف رويه ناجوانمردانه رژيم و فرماندهی فعلی سپاه ما شما را عادلانه محاکمه ومجازات خواهيم کرد.
خبرنگاران سبز/ نامهها:
یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس با ارسال نامهای به خبرنگاران سبز ضمن پاسخ دادن به ادعاهای بیاساس فرماندهان نظامی ایران در باره بستن خلیج فارس و رویارویی با آمریکا، اقدام به افشاگریهای دیگری نیز در باره امکان پیشگیری جنگ ایران و عراق، بی اعتمادی به گزارشهای ارتش، درگیریهای بین ناوگان دریایی ایران و آمریکا در سالهای ۶۶ و ۶۷ و نیز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آبهای خلیج فارس کرده است.
شایسته یادآوری است که این نامه عمدتا در پاسخ و به بهانه گفتوگوی سردار سپاه فدوی صورت گرفته که بخشی از آن در ویدئوی زیر قابل دیدن است.
متن کامل این نامه که به صورت اختصاصی برای خبرنگاران سبز ارسال شده است در زیر میآید.
--------------------------------------------------------------------
دروغ های يک فرمانده عملياتی سپاه درموردتنگه هرمزوخليج فارس سردارعلی فدوی درمصاحبه با برنامه ديروز، امروز وفردای صدا و سيما نظير ديگر فرماندهان دست نشانده ارتش و سپاه خزعبلاتی راتحويل مردم فهيم ايران داد که برخود لازم دانستم مواردی را به عرض ملت شريف برسانم شايد ازاين بابت سهم خود را بعنوان يکی ازفرماندهان دفاع ميهنی ۸ ساله درجلوگيری ازجنگی خانمانسوز ادا کرده باشم.
اول ازهمه لحن مطمئن فرماندهانی ازاين دست است که باسياستهای گوبلزی دروغ هرچه بزرگتر، بهتر و کارآتر دقيقا نابخردی را ازرهبران خود به ارث بردهاند.
هيچگاه ملت ايران فراموش نمیکند که درچند ماه مانده به حمله عراق به ايران صدام حسين طی چندين نوبت سيد محمود دعايی سفيرايران درعراق را احضار و نسبت به مواضع رهبران جديد ايران مبنی برعدم به رسميت شناختن دولت عراق و تشويق ارتش آن کشور به کودتا عليه رهبران عراق هشدارداده بود وهر بار رهبران ايران اين تذکرات را جنگ روانی خوانده و با همين لودگی که اين روزها نيز شاهد آن هستيم به تحقيررسمی رييس دولت عراق پرداختند. آنها حتی به گزارشات متعددی که واحدهای اطلاعاتی کشور و ديگر دولتهای طرفدار انقلاب ايران به مقامات و نهادهای کشور تقديم میکردند نيز با ديد شک و ترديد نگريسته و برای عدم پذيرش واقعيت جنگ هر بار يک داستان خود ساخته را با توهم سرهم کرده بخورد رهبران کشورمیدادند. بعنوان مثال وقتی کارشناسان اطلاعاتی ستاد ارتش گزارشی مبنی برحمله قريب الوقوع عراق را به ايران به سران قوا وآيت الله خمينی دادند وی باهمفکری ديگررهبران همراه خود چنين آنرا تفسيرمیکرد که ارتش ايران بدليل قرار داشتن زيرضرب دادگاههای نظامی وانقلاب دررابطه با کودتای نوژه میخواهد فرماندهان را از مجازات اعدام نجات داده يا زمينه تثبيت فرماندهان وابسته به رژيم سابق رادرسازمان ارتش به بهانه واهی جنگ فراهم آورد! اکنون که بعنوان يک فرمانده مورد تاييد و با افتخاراتی درجنگ که متاسفانه بدليل امينتی امکان افشاء آنرا ندارم به اظهارات ۴ فرمانده ارشد نظامی کشور يعنی سرلشکر حسن فيروز آبادی، سرلشکرعطاالله صالحی، دريادار حبيب الله سياری، وسردار سپاه علی فدوی درخصوص ماجرای تنگه هرمز و تهديد به بستن آن يا امکان عدم اجازه به تردد ناوگان آمريکا و ناتو درخليج فارس مینگرم دقيقا همان حماقتهای دوران قبل ازشروع جنگ ايران وعراق و پس از آن نيزحمله نيروهای آمريکايی به عراق در جلوی چشمانم مجسم میشود و از اين بابت چون باد برايمان خود میلرزم. بی جهت نيست که تهديدات فوق به عاملی جهت تمسخر فرماندهان نظامی کشور توسط دولتها و وزرای دفاع ناتو وآمريکا تبديل شده است.
سردار سپاه فدوی دراين برنامه که ظاهرا پيش درآمدی برمانورآينده سپاه درخليج فارس وتنگه هرمزاست برای تاييد مواضع دريادارسياری اين فرمانده ابن الوقت نيروی دريايی ارتش درخصوص "راحت تربودن بستن تنگه هرمزازنوشيدن يک ليوان آب" که بی ارزش ترين عبارت ازسوی يک فرمانده نظامی باسواد آکادميک وآشنا به ژئوپلتيک منطقه می تواند باشد به جنگهای دريايی بين ايران وآمريکا درسالهای پايانی جنگ ايران وعراق بعنوان دليل توانايی ايران دربستن تنگه هرمزاشاره میکند.
ازاينکه درنبردهای فوق از نظرتاکتيکی واستراتژيک چه نيرويی پيروزگرديد که بگذريم اولين سوال اينست که فرماندهانی که پيروزهای اندکی رادرابعاد تاکيتيکی برای شما رقم زدند الان کجا هستند؟ و دومين سوال اينکه وقتی رهبران کشور يکی ازعوامل اصلی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ وسرکشيدن جام زهرتوسط آيت الله خمينی را سرنگونی هواپيمای مسافربری ايران يا پرواز۶۵۵ درخليج فارس وشهادت ۲۹۰ سرنشين توسط ناوآمريکايی وينسنس اعلام می کنند آيا کشورآمادگی پديرش تلفات چند ده هزارنفری راتنها با فرض درگيری محدود درتنگه هرمز و خليج فارس با انهدام پايگاههای دريايی وهوايی ونه کل کشوردارد؟!
شرم نکرديد که حضورهواپيمای مسافربری برفرازمنطقه درگيری صرفا بدليل درگيری دو قايق اسباب بازی مانند شما با ناو مونتگمری اتفاق افتاد وشما بدليل عدم اطلاع وهماهنگی با ساير واحدها مسبب آن حادثه بوديد؟ گيرم آمريکايیها باقبول خطای انسانی بدليل عدم فرصت کافی و کشف فرکانس يک هواپيمای نظامی درمنطقه اشتباهی به آن شليک کرده و نهايتا نيزخسارت آنرا پرداختند آيا آن شب راحت سربر بالش گذاشته و وجدان خود راسرزنش نکرديد؟ بيچاره فرمانده آن ناو که تا مرز خودکشی پيش رفت. ايکاش شما و مسئولين آن حادثه ذرهای غيرت آن فرمانده آمريکايی راداشتيد! ايکاش زمانی که دولت آمريکا پذيرفت ديه خون آن ۲۹۰ انسان بيگناه را بدهد بدليل ۵ برابر دانستن ديه يک تبعه پاکستان وامارات درمقابل ديه خون يک ايرانی عرق شرم برپيشانیتان می نشست وازغيرتی که فقط درنامه نوشتن به خاتمی وتهديد به کودتا پس ازحادثه کوی دانشگاه در ۱۸ تير۱۳۷۸ بالاتفاق ۲۳ فرمانده ديگرخلاصه می شود اثری دروجودشما بود! سردارسپاه با زدن خود به ناآگاهی ازتسلط کامل برتنگه هرمز و کنترل تحرکات درمنطقه توسط سپاه و ارتش میگويد در حاليکه کسی که با الفبای امور دريايی آشنا باشد میداند که رد و بدل کردن اطلاعات مربوط به تردد کشتیها درآبراهها بروی کانال ۱۶ باند HF از بديهیترين ارتباطات بين واحدی شناوری يا تنگهها، ايستگاههای دريايی وبنادربا کشتی ها چه نظامی وچه غيرنظامی است واين امربه مفهوم کنترل نيست زيرابااين استدلال حتی بورکينافاسو هم میتواند ادعا کند که ناوگان آمريکا راتحت تسلط کنترل خود دارد؟! شما اگرتوانی داشتيد اجازه نمی داديد درچند قدمی مانوراقتدارتان چند دزد دريايی ۴۵ روزماهيگيران بی پناه رابه گروگان بگيرند، افراد بی بضاعتی که شما نفتشان رادزديده و با آن موشک خريدهايد تا امنيت آنها را تامين کنيد ولی بجای آن باتوم به سروصورتشان کوبيدهايد وبعد هم توسط همان ناوهايی که سردار نقدیتان آنرا لگنهای پوسيده شان خواند وسرلشکر صالحیتان به آنها نسبت به بازگشت به خليج فارس هشدارداد نجات داده شوند؟!
ايشان درسخنان خود برای نشان دادن عملی بودن امکان تنگه هرمزبه حوادث سالهای ۶۶ و۶۷ درخليج فارس وغرق يک شناور يک ميليارد دلاری و بالگرد آمريکايی درخليج فارس بعنوان نمونه اشاره کرده ومدعی گرديده است که ريگان رييس جمهورآمريکا ازاين حوادث به تلخی ياد کرده است. او اما نمیگويد که اولا اين برخوردها به چه دليل بوجود آمد؟ چه کسانی عامل بوجودآمدن بودند؟ برخوردهای فوق چه پيامدها وخساراتی رابرای کشوربه بارآورد؟ ونهايتا به نفع چه کسانی تمام شد؟ اينکه دريک عمليات روانی راست ودروغ را قاطی کرده شکست ايران درعمليات کربلای ۴ و۵ رادرکنارعمليات موفق والفجر۸ به خورد ملت بی اطلاع ايران ازحقايق جنگ داده و از گسترش عمليات نيروی دريايی آمريکا در خليج فارس بعنوان حمايت ازعراق ياد بکنيم که حقايق را تغيير نمیدهد. اگرچنين بود حضورآقای رابرت مک فارلين مشاورارشد امنيتی ريگان با هواپيمای بويينگ پر از موشکهای ضدهوايی هاوک وضد تانک تاو درتهران را که به افتضاح ايران کنترا در آبان ماه ۶۵ معروف شد بايد چه بناميم؟ و بالاخره بايد قسم حضرت عباس راباورکنيم يا دم خروس را؟
نابودی سکوهای نفتی ايران وغرق شدن ناوچه های جوشن وسهند وبسنده کردن نيروی دريايی آمريکا به آسيب جدی سبلان وعدم غرق آن به درخواست فرمانده عمليات خود، کشته شدن فرماندهان عملياتی سپاه مخصوصا "نادرمهدوی" و"بيژن گرد" که اکثرعمليات حمله به کشتیهای بیدفاع تانکر و تجاری را انجام میدادند آنهم توسط نيروهای ويژه و هلی کوپترهای مجهز به دوريبن مادون قرمزچه می ناميد؟ چرابه مردم نمیگوييد اين دو فرمانده عملياتی باشليک تيرخلاص درشقيقههايشان يعنی همان محلی که آيت الله خمينی برآن بوسه زده بود به شهادت رسيدند؟ دستگيری و کشتن تعدادی از پرسنل نيروی دريايی درحال مين گذاری با کشتی "ايران اجر" را همراه با اوراق وغرق کشتی چه می گوييد؟
آيا میدانيد نيروهای موسوم به فرماندهی مرکزی آمريکا که اکنون خاورميانه وآفريقا را زير نظر خود دارد براساس همان نيروی واکنش سريع کذايی بوجود آمد؟ آيا میدانيد که نيروهای ويژه تفنگداران دريايی موسوم به Navy Seals که امثال بن لادن رادراتاق خوابش پيدا وبه هلاکت رساندند باعمليات درايران وخليج فارس موجوديت پيدا کرد؟ نديديد که شعار"خليج فارس ايران، محل دفن ريگان" تبديل به دفن صدها ايرانی بيگناه وباگناه و بالارفتن پرچم تسليم ايران درجنگ باعراق و ديگران گرديد وبازهم رجزخوانی می کنيد؟! شما بازهم ازگذشته درس نگرفته ونظيرجنگ ايران وعراق که همه پيروزيها رابنفع خود ثبت وهمه شکستها را به ارتش نسبت میداديد درخليج فارس نيز همين رويه رادنبال میکنيد؟ خليج فارس راکه حداکثرعرض آن ۲۰۰ کيلومتراست وپشتتان جهت عقبنشينی و فرار پس ازشروع هزاران سورتی پروازجنگندههای آمريکا به کوهها ودشتهای هرمزگان و بوشهر و شيراز گرم است. {این منطقه} را حوزه دفاعی سپاه قراردادهايد وبيرون از تنگه هرمز و دريای عمان را به نيروی بخت برگشته دريايی ارتش سپردهايد تا اين تتمه باقی مانده ناوگان سالخورده و ناویهای ايران طعمه ناوگان هيولايی آمريکا شده دراولين موج نابود گردد و باز هم اين سپاه باشد که ازحادثه گريخته وشعار پيروزی درپشت شکستهايش رابدهد و تازه طلب ارث وميراث هم بکند.؟!
بعنوان يک نظامی دوران دفاع میگويم باورکنيد درجنگ با نيروهای آمريکا ازاين خبرها نيست ونظيرجنگ با ارتش يک کشورعربی بنام عراق جان سالم بدرنمیبريد تا باسلاحهای برگرفته ازجنگ وتجهيزات مهندسی بارديگر سرکوب مردم را آغاز و بنام قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء تصاحب قراردادها وپروژه ها و سرمايه های ملی راپيشه خود کنيد! جناب سرداردريادار، درست است که نسل فعلی درزمان جنگ شاهد شيرين کاریهای شما وما نبوده است ايکاش قبل از مصاحبه حداقل نگاهی به ويکیپديا میانداختيد. کارنامه عملياتی نظامی ايران درخليج فارس سرشارازشکستهايی است که عمليات مختلف Ernest Will يا "اراده جدی" برای اسکورت کشتيها، عمليات اطلاعاتی Eager Glacier يا " يخچال شکننده" برای بدام انداختن ونابودی واحدهای عملياتی مين گذارسپاه وارتش درخليج فارس ، عمليات Prime Chance يا " فرصت عالی" برای حمله به واحدهای گشتی وعملياتی درشمال خليج فارس، عمليات Nimble Archer يا"کمانگير چابک" و Praying Mantis يا " آخوندک" درحمله به سکوهای نفتی وانهدام آنها، عمليات آخوندک باحمله به ناوچه های نيروی دريای ارتش وغرق ناوچه های سهند وجوشن وآسيب جدی به ناوچه سبلان ونيزدوسکوی نفتی ديگرايران بود.
دراين زدوخوردها که نهايتا نيزبا حمله اشتباهی موشکی به هواپيمای مسافربری ايران بدليل ورود نابهنگام آن به فضای درگيری وعدم هماهنگی بين سپاه وشورای تامين استان ونيروهای هوايی ودريايی منطقه انجام شد صدها انسان نظامی و غيرنظامی کشته شده وايران بخشی مهمی ازنيروی دريايی خود وامکانات نفتی خود را نيز از دست داد. آنوقت شما به طور مبهم به داستان حمله اشتباهی جنگندههای عراقی به ناواستارک آمريکا يا برخورد يک ناوآمريکايی (ساموئل جی رابرتز با ده ملوان مجروح) يا سقوط يک فروند هلیکوپترکه دراثر نقص فنی يا اشتباه خلبان آن درهنگام فرود برعرشه يکی ازناوها که امری کاملا عادی درعمليات روزانه اين حجم ازنقل وانتقالات نظامی است بعنوان دستاورد نيروی تحت امرخود استناد میکنيد؟
چرابه مردم نمیگوييد که تنها عمليات موفق شما مين گذاری درمسير سوپر تانکر کويتی الرخاء يا تغيير پرچم داده شده تحت اسکورت ناوگان آمريکايی بنام بريدچتون بود که پس ازجنگ طراح آن (بدليل امنيتی نام وی رانمی برم) برای هميشه از سپاه مستعفی وفرمانده ميدانی آن عمليات "پرويزقوسی" را که برای دريافت جايزه از آيت الله خمينی به جماران برده بوديد بعدا با بی مهری فرماندهان جنگ نديده به اتهام قاچاق مواد مخدر در بوشهر دستگير ولی در اوين بازندانيان سياسی دوران خاتمی محبوس کرديد؟ چرا به مردم نمیگوييد که کشتار۴۰۰ حاجی درمکه توسط نيروهای عربستان را که درپی کشف مواد منفجره ازبرخی ازنيروهای اعزامی سپاه صورت گرفت بدليل دخالت ناوگان آمريکا بی پاسخ گذاشتيد وتحقيری دردناک را برملت ايران وارد کرديد مگرامام و مقتدايتان نگفته بود "ماازصدام هم اگر بگذريم ازآل سعود بخاطر اين جنايت نمیگذريم."
آقای سردار اين مطالبی که گفته شد تنها ۱۰% حقايق حوادثی بود که دردهه ۶۰ درخليج فارس اتفاق افتاده بود و روزی که شرايط ايجاب کند و ناگفتههای جنگ ايران و عراق توسط فرماندهان ارشد که خود خالق آن صحنهها بودند بر مردم آشکار شود شما و ياوه گويانی چون فيروزآبادی، صالحی وسياری بايد درمحاکم قضايی برای تک تک اقدامات ونمايشهای مسخره تان جوابگو باشيد وتنها بشارتی که میتوانم به شما وهمفکرانتان بدهم اينست که برخلاف رويه ناجوانمردانه رژيم و فرماندهی فعلی سپاه ما شما را عادلانه محاکمه ومجازات خواهيم کرد. یک از فرماندهان دفاع مقدس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر