-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه

Latest New from Green Correspondents for 01/08/2012

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

آقای سردار اين مطالبی که گفته شد تنها ۱۰% حقايق حوادثی بود که دردهه ۶۰ درخليج فارس اتفاق افتاده بود و روزی که شرايط ايجاب کند و ناگفته‌های جنگ ايران و عراق توسط فرماندهان ارشد که خود خالق آن صحنه‌ها بودند بر مردم آشکار شود شما و ياوه گويانی چون فيروزآبادی، صالحی وسياری بايد درمحاکم قضايی برای تک تک اقدامات ونمايش‌های مسخره تان جوابگو باشيد وتنها بشارتی که می‌توانم به شما وهمفکرانتان بدهم اينست که برخلاف رويه ناجوانمردانه رژيم و فرماندهی فعلی سپاه ما شما را عادلانه محاکمه ومجازات خواهيم کرد.
خبرنگاران سبز/ نامه‌ها:
یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس با ارسال نامه‌ای به خبرنگاران سبز ضمن پاسخ دادن به ادعاهای بی‌اساس فرماندهان نظامی ایران در باره بستن خلیج فارس و  رویارویی با آمریکا، اقدام به افشاگری‌های دیگری نیز در باره امکان پیش‌گیری جنگ ایران و عراق، بی اعتمادی به گزارش‌های ارتش، درگیری‌های بین ناوگان دریایی ایران و آمریکا در سال‌های ۶۶ و ۶۷ و نیز سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آب‌های خلیج فارس کرده است.

شایسته یادآوری است که این نامه عمدتا در پاسخ و به بهانه گفت‌وگوی سردار سپاه فدوی صورت گرفته که بخشی از آن در ویدئوی زیر قابل دیدن است.

متن کامل این نامه که به صورت اختصاصی برای خبرنگاران سبز ارسال شده است در زیر می‌آید.
--------------------------------------------------------------------
دروغ های يک فرمانده عملياتی سپاه درموردتنگه هرمزوخليج فارس
سردارعلی فدوی درمصاحبه با برنامه  ديروز، امروز وفردای صدا و سيما نظير ديگر فرماندهان دست نشانده ارتش و سپاه خزعبلاتی راتحويل مردم فهيم ايران داد که برخود لازم دانستم مواردی را به عرض ملت شريف برسانم شايد ازاين بابت سهم خود را بعنوان يکی ازفرماندهان دفاع ميهنی ۸ ساله درجلوگيری ازجنگی خانمانسوز ادا کرده باشم.

اول ازهمه لحن مطمئن فرماندهانی ازاين دست است که باسياستهای گوبلزی دروغ هرچه بزرگتر، بهتر و کارآتر دقيقا نابخردی را ازرهبران خود به ارث برده‌اند. هيچگاه ملت ايران فراموش نمی‌کند که درچند ماه مانده به حمله عراق به ايران صدام حسين طی چندين نوبت سيد محمود دعايی سفيرايران درعراق را احضار و نسبت به مواضع رهبران جديد ايران مبنی برعدم به رسميت شناختن دولت عراق و تشويق ارتش آن کشور به کودتا عليه رهبران عراق هشدارداده بود وهر بار رهبران ايران اين تذکرات را جنگ روانی خوانده و با همين لودگی که اين روزها نيز شاهد آن هستيم به تحقيررسمی رييس دولت عراق پرداختند. آنها حتی به گزارشات متعددی که واحدهای اطلاعاتی کشور و ديگر دولت‌های طرفدار انقلاب ايران به مقامات و نهادهای کشور تقديم می‌کردند نيز با ديد شک و ترديد نگريسته و برای عدم پذيرش واقعيت جنگ هر بار يک داستان خود ساخته را با توهم سرهم کرده بخورد رهبران کشورمی‌دادند.

بعنوان مثال وقتی کارشناسان اطلاعاتی ستاد ارتش گزارشی مبنی برحمله قريب الوقوع عراق را به ايران به سران قوا وآيت الله خمينی دادند وی باهمفکری ديگررهبران همراه خود چنين آنرا تفسيرمی‌کرد که ارتش ايران بدليل قرار داشتن زيرضرب دادگاه‌های نظامی وانقلاب دررابطه با کودتای نوژه می‌خواهد فرماندهان را از مجازات اعدام نجات داده يا زمينه تثبيت فرماندهان وابسته به رژيم سابق رادرسازمان ارتش به بهانه واهی جنگ فراهم آورد!

اکنون که بعنوان يک فرمانده مورد تاييد و با افتخاراتی درجنگ که متاسفانه بدليل امينتی امکان افشاء آنرا ندارم به اظهارات ۴ فرمانده ارشد نظامی کشور يعنی سرلشکر حسن فيروز آبادی، سرلشکرعطاالله صالحی، دريادار حبيب الله سياری، وسردار سپاه علی فدوی درخصوص ماجرای تنگه هرمز و تهديد به بستن آن يا امکان عدم اجازه به تردد ناوگان آمريکا و ناتو درخليج فارس می‏نگرم دقيقا همان حماقت‏های دوران قبل ازشروع جنگ ايران وعراق و پس از آن نيزحمله نيروهای آمريکايی به عراق در جلوی چشمانم مجسم می‏شود و از اين بابت چون باد برايمان خود می‏لرزم. بی جهت نيست که تهديدات فوق به عاملی جهت تمسخر فرماندهان نظامی کشور توسط دولتها و وزرای دفاع ناتو وآمريکا تبديل شده است.

سردار سپاه فدوی دراين برنامه که ظاهرا پيش درآمدی برمانورآينده سپاه درخليج فارس وتنگه هرمزاست برای تاييد مواضع دريادارسياری اين فرمانده ابن الوقت نيروی دريايی ارتش درخصوص "راحت تربودن بستن تنگه هرمزازنوشيدن يک ليوان آب" که بی ارزش ترين عبارت ازسوی يک فرمانده نظامی باسواد آکادميک وآشنا به ژئوپلتيک منطقه می تواند باشد به جنگهای دريايی بين ايران وآمريکا درسالهای پايانی جنگ ايران وعراق بعنوان دليل توانايی ايران دربستن تنگه هرمزاشاره می‏کند.

ازاينکه درنبردهای فوق از نظرتاکتيکی واستراتژيک چه نيرويی پيروزگرديد که بگذريم اولين سوال اينست که فرماندهانی که پيروزهای اندکی رادرابعاد تاکيتيکی برای شما رقم زدند الان کجا هستند؟ و دومين سوال اينکه وقتی رهبران کشور يکی ازعوامل اصلی پذيرش قطعنامه ۵۹۸ وسرکشيدن جام زهرتوسط آيت الله خمينی  را سرنگونی هواپيمای مسافربری ايران يا پرواز۶۵۵ درخليج فارس وشهادت ۲۹۰ سرنشين توسط ناوآمريکايی وينسنس اعلام می کنند آيا کشورآمادگی  پديرش تلفات چند ده هزارنفری راتنها با فرض درگيری محدود درتنگه هرمز و خليج فارس با انهدام پايگاه‏های دريايی وهوايی ونه کل کشوردارد؟!

شرم نکرديد که حضورهواپيمای مسافربری برفرازمنطقه درگيری صرفا بدليل درگيری دو قايق اسباب بازی مانند شما با ناو مونتگمری اتفاق افتاد وشما بدليل عدم اطلاع وهماهنگی با ساير واحدها مسبب آن حادثه بوديد؟ گيرم آمريکايی‏ها باقبول خطای انسانی بدليل عدم فرصت کافی و کشف فرکانس يک هواپيمای نظامی درمنطقه اشتباهی به آن شليک کرده و نهايتا نيزخسارت آنرا پرداختند  آيا آن شب راحت سربر بالش گذاشته و وجدان خود راسرزنش نکرديد؟ بيچاره فرمانده آن ناو که تا مرز خودکشی پيش رفت. ايکاش شما و مسئولين آن حادثه ذره‏ای غيرت آن فرمانده آمريکايی راداشتيد! ايکاش زمانی که دولت آمريکا پذيرفت ديه خون آن ۲۹۰ انسان بيگناه را بدهد بدليل ۵ برابر دانستن ديه يک تبعه پاکستان وامارات درمقابل ديه خون يک ايرانی عرق شرم برپيشانی‏تان می نشست وازغيرتی که فقط درنامه نوشتن به خاتمی وتهديد به کودتا پس ازحادثه کوی دانشگاه در ۱۸ تير۱۳۷۸ بالاتفاق ۲۳ فرمانده ديگرخلاصه می شود اثری دروجودشما بود!

سردارسپاه با زدن خود به ناآگاهی ازتسلط کامل برتنگه هرمز و کنترل تحرکات درمنطقه توسط سپاه و ارتش می‏گويد در حاليکه کسی که با الفبای امور دريايی آشنا باشد می‏داند که رد و بدل کردن اطلاعات مربوط به تردد کشتی‏ها درآبراه‏ها بروی کانال ۱۶ باند HF از بديهی‏ترين ارتباطات بين واحدی شناوری يا تنگه‏ها، ايستگاه‏های دريايی وبنادربا کشتی ها چه نظامی وچه غيرنظامی است واين امربه مفهوم کنترل نيست زيرابااين استدلال حتی بورکينافاسو هم می‌تواند ادعا کند که ناوگان آمريکا راتحت تسلط کنترل خود دارد؟! شما اگرتوانی داشتيد اجازه نمی داديد درچند قدمی مانوراقتدارتان چند دزد دريايی ۴۵ روزماهيگيران بی پناه رابه گروگان بگيرند، افراد بی بضاعتی که شما نفت‌شان رادزديده و با آن موشک خريده‌ايد تا امنيت آنها را تامين کنيد ولی بجای آن باتوم به سروصورتشان کوبيده‌ايد وبعد هم توسط همان ناوهايی که سردار نقدی‌تان آنرا لگن‌های پوسيده شان خواند وسرلشکر صالحی‌تان به آن‌ها نسبت به بازگشت به خليج فارس هشدارداد نجات داده شوند؟!

ايشان درسخنان خود برای نشان دادن عملی بودن امکان تنگه هرمزبه حوادث سالهای ۶۶ و۶۷ درخليج فارس وغرق يک شناور يک ميليارد دلاری و بالگرد آمريکايی درخليج فارس بعنوان نمونه اشاره کرده ومدعی گرديده است که ريگان رييس جمهورآمريکا ازاين حوادث به تلخی ياد کرده است. او اما نمی‌گويد که اولا اين برخوردها به چه دليل بوجود آمد؟ چه کسانی عامل بوجودآمدن بودند؟ برخوردهای فوق چه پيامدها وخساراتی رابرای کشوربه بارآورد؟ ونهايتا به نفع چه کسانی تمام شد؟  اينکه دريک عمليات روانی راست ودروغ را قاطی کرده شکست ايران درعمليات کربلای ۴ و۵ رادرکنارعمليات موفق والفجر۸ به خورد ملت بی اطلاع ايران ازحقايق جنگ داده و از گسترش عمليات نيروی دريايی آمريکا در خليج فارس بعنوان حمايت ازعراق ياد بکنيم که حقايق را تغيير نمی‌دهد. اگرچنين بود حضورآقای رابرت مک فارلين مشاورارشد امنيتی ريگان با هواپيمای بويينگ پر از موشک‌های ضدهوايی هاوک وضد تانک تاو درتهران را که به افتضاح ايران کنترا در آبان ماه ۶۵ معروف شد بايد چه بناميم؟ و بالاخره بايد قسم حضرت عباس راباورکنيم يا دم خروس را؟

نابودی سکوهای نفتی ايران وغرق شدن ناوچه های جوشن وسهند وبسنده کردن نيروی دريايی آمريکا به آسيب جدی سبلان  وعدم غرق آن به درخواست فرمانده عمليات خود، کشته شدن فرماندهان عملياتی سپاه مخصوصا "نادرمهدوی" و"بيژن گرد" که اکثرعمليات حمله به کشتی‌های بی‌دفاع تانکر و تجاری را انجام می‌دادند آنهم توسط نيروهای ويژه و هلی کوپترهای مجهز به دوريبن مادون قرمزچه می ناميد؟ چرابه مردم نمی‌گوييد اين دو فرمانده عملياتی باشليک تيرخلاص درشقيقه‌هايشان يعنی همان محلی که آيت الله خمينی برآن بوسه زده بود به شهادت رسيدند؟ دستگيری و کشتن تعدادی از پرسنل نيروی دريايی درحال مين گذاری با کشتی "ايران اجر" را همراه با اوراق وغرق کشتی چه می گوييد؟ آيا می‌دانيد نيروهای موسوم به فرماندهی مرکزی آمريکا که اکنون خاورميانه وآفريقا را زير نظر خود دارد براساس همان نيروی واکنش سريع کذايی بوجود آمد؟ آيا می‌دانيد که نيروهای ويژه تفنگداران دريايی موسوم به Navy Seals که امثال بن لادن رادراتاق خوابش پيدا وبه هلاکت رساندند باعمليات درايران وخليج فارس موجوديت پيدا کرد؟ نديديد که شعار"خليج فارس ايران، محل دفن ريگان" تبديل به دفن صدها ايرانی بيگناه وباگناه و بالارفتن پرچم تسليم ايران درجنگ باعراق و ديگران گرديد وبازهم رجزخوانی می کنيد؟!

شما بازهم ازگذشته درس نگرفته ونظيرجنگ ايران وعراق که همه پيروزيها رابنفع خود ثبت وهمه شکستها را به ارتش نسبت می‌داديد درخليج فارس نيز همين رويه رادنبال می‌کنيد؟ خليج فارس راکه حداکثرعرض آن ۲۰۰ کيلومتراست وپشت‌تان جهت عقب‌نشينی و فرار پس ازشروع هزاران سورتی پروازجنگنده‌های آمريکا به کوه‌ها ودشت‌های هرمزگان و بوشهر و شيراز گرم است. {این منطقه}  را حوزه دفاعی سپاه قرارداده‌ايد وبيرون از تنگه هرمز و دريای عمان را به نيروی بخت برگشته دريايی ارتش  سپرده‌ايد تا اين تتمه باقی مانده ناوگان سالخورده  و ناوی‌های ايران طعمه ناوگان هيولايی آمريکا شده دراولين موج نابود گردد و باز هم اين سپاه باشد که ازحادثه گريخته وشعار پيروزی درپشت شکستهايش رابدهد و تازه طلب ارث وميراث هم بکند.؟!

بعنوان يک نظامی دوران دفاع می‌گويم باورکنيد درجنگ با نيروهای آمريکا ازاين خبرها نيست ونظيرجنگ با ارتش يک کشورعربی بنام عراق جان سالم بدرنمی‌بريد تا باسلاحهای برگرفته ازجنگ وتجهيزات مهندسی بارديگر سرکوب مردم را آغاز و بنام قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء تصاحب قراردادها وپروژه ها و سرمايه های ملی راپيشه خود کنيد!

جناب سرداردريادار، درست است که نسل فعلی درزمان جنگ شاهد شيرين کاری‌های شما وما نبوده است ايکاش قبل از مصاحبه حداقل نگاهی به ويکیپديا می‌انداختيد. کارنامه عملياتی نظامی ايران درخليج فارس سرشارازشکست‌هايی است که عمليات مختلف Ernest Will يا "اراده جدی" برای اسکورت کشتيها، عمليات اطلاعاتی Eager Glacier يا " يخچال شکننده" برای بدام انداختن ونابودی واحدهای عملياتی مين گذارسپاه وارتش درخليج فارس ، عمليات Prime Chance يا " فرصت عالی"  برای حمله به واحدهای گشتی وعملياتی درشمال خليج فارس، عمليات Nimble Archer  يا"کمانگير چابک" و Praying Mantis يا " آخوندک"  درحمله به سکوهای نفتی وانهدام آنها، عمليات آخوندک باحمله به ناوچه های نيروی دريای ارتش وغرق ناوچه های سهند وجوشن وآسيب جدی به ناوچه سبلان ونيزدوسکوی نفتی ديگرايران بود.

دراين زدوخوردها که نهايتا نيزبا حمله اشتباهی موشکی به هواپيمای مسافربری ايران بدليل ورود نابهنگام آن به فضای درگيری وعدم هماهنگی بين سپاه وشورای تامين استان ونيروهای هوايی ودريايی منطقه انجام شد صدها انسان نظامی و غيرنظامی کشته شده وايران بخشی مهمی ازنيروی دريايی خود وامکانات نفتی خود را نيز از دست داد. آنوقت شما به طور مبهم به داستان حمله اشتباهی جنگنده‌های عراقی به ناواستارک آمريکا يا برخورد يک ناوآمريکايی (ساموئل جی رابرتز با ده ملوان مجروح) يا سقوط يک فروند هلی‌کوپترکه دراثر نقص فنی يا اشتباه خلبان آن درهنگام فرود برعرشه يکی ازناوها که امری کاملا عادی درعمليات روزانه اين حجم ازنقل وانتقالات نظامی است بعنوان دستاورد نيروی تحت امرخود استناد می‌کنيد؟

چرابه مردم نمی‌گوييد که تنها عمليات موفق شما مين گذاری درمسير سوپر تانکر کويتی الرخاء يا تغيير پرچم داده شده تحت اسکورت ناوگان آمريکايی بنام بريدچتون بود که پس ازجنگ طراح آن (بدليل امنيتی نام وی رانمی برم) برای هميشه از سپاه مستعفی وفرمانده ميدانی آن عمليات "پرويزقوسی" را که برای دريافت جايزه از آيت الله خمينی  به جماران برده بوديد بعدا با بی مهری فرماندهان جنگ نديده  به اتهام قاچاق مواد مخدر در بوشهر دستگير ولی در اوين بازندانيان سياسی دوران خاتمی محبوس کرديد؟

چرا به مردم نمی‌گوييد که کشتار۴۰۰ حاجی درمکه توسط نيروهای عربستان را که درپی کشف مواد منفجره ازبرخی ازنيروهای اعزامی سپاه صورت گرفت بدليل دخالت ناوگان آمريکا بی پاسخ گذاشتيد وتحقيری دردناک را برملت ايران وارد کرديد مگرامام و مقتدايتان نگفته بود "ماازصدام هم اگر بگذريم ازآل سعود بخاطر اين جنايت نمی‌گذريم."

آقای سردار اين مطالبی که گفته شد تنها ۱۰% حقايق حوادثی بود که دردهه ۶۰ درخليج فارس اتفاق افتاده بود و روزی که شرايط ايجاب کند و ناگفته‌های جنگ ايران و عراق توسط فرماندهان ارشد که خود خالق آن صحنه‌ها بودند بر مردم آشکار شود شما و ياوه گويانی چون فيروزآبادی، صالحی وسياری بايد درمحاکم قضايی برای تک تک اقدامات ونمايش‌های مسخره تان جوابگو باشيد وتنها بشارتی که می‌توانم به شما وهمفکرانتان بدهم اينست که برخلاف رويه ناجوانمردانه رژيم و فرماندهی فعلی سپاه ما شما را عادلانه محاکمه ومجازات خواهيم کرد.

یک از فرماندهان دفاع مقدس

 
 






تاجزاده که پيش از اين نيز اعلام کرده بود پرونده خود و همسرش در دست يکی از آقازاده هاست يا اطلاع از حکم فخرالسادات محتشمی پور تاکيد کرده است که مجتبی خامنه ای شخصا پيگير پرونده من و همسرم می باشد و قوه قضاييه و ديگران نقشی در اين پرونده ندارند. تاج زاده معتقد است تمامی فشار های وارد شده به وی و خانواده اش خواست مستقيم مجتبی خامنه ای می باشد. 


خبرنگاران سبز/جامعه:
فخرالسادات محتشمی پور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ايران اسلامی و مسئول شاخه زنان ، به چهار سال زندان تعليقی محکوم شد.

برخی از اتهاماتی که در حکم صادر شده برای همسر سيد مصطفی تاجزاده عنوان شده است عبارتند از: سازماندهی خانواده زندانيان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی، حضور در جلسات محفل مجمع زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانيان ، دعوت افراد به تجمعات غيرقانونی در جهت شکستن حصرخانگی سران فتنه، ديکتاتور و ظالم خطاب نمودن مسئولين نظام جمهوری اسلامی و مظلوم وانمود کردن افراد فتنه گر و اغتشاش گر.

همچنين در حکم صادره آمده است:"هرچند آثار ندامت و پشيمانی وی از اعمال ارتکابی مشاهده نمی شود، ليکن به لحاظ رأفت اسلامی و شرايط خاص که نامبرده مرتکب بزه شده است (محکوميت همسرش) که اعمال ارتکابی از سوی نامبرده مبتنی براحساسات و عواطف زن و شوهری بوده، دادگاه مدت حبس نام برده را  برای مدت ۵ سال تعليق می نمايد."

به گزارش نوروز، تاجزاده که پيش از اين نيز اعلام کرده بود پرونده خود و همسرش در دست يکی از آقازاده هاست يا اطلاع از حکم فخرالسادات محتشمی پور تاکيد کرده است که مجتبی خامنه ای شخصا پيگير پرونده من و همسرم می باشد و قوه قضاييه و ديگران نقشی در اين پرونده ندارند. تاج زاده معتقد است تمامی فشار های وارد شده به وی و خانواده اش خواست مستقيم مجتبی خامنه ای می باشد.

اين در حالی است که تاج زاده تمام مدت بازداشت خود را به صورت متناوب در قرنطينه و يا انفرادی گذرانده است و هيچ مقام قضايی و امنيتی هم پاسخگوی اين برخوردهای غيرقانونی نيست.

بر اساس گزارشهای رسيده، بازداشت فخرالسادات محتشمی پور نيز با گزارشی که توسط قرارگاه ثارالله و وزارت اطلاعات تهيه شده بود صورت گرفت و وی بدون ارتکاب هيچ جرمی تنها به دليل پی گيری وضعيت همسرش بازداشت و محاکمه شده است که اين امر در حکم صادره برای وی نيز مورد اشاره قرار گرفته است.

خانواده تاجزاده پيش از اين در مکاتبات خود با مقامات قضايی و طی گفتگوهايی که با مقامات امنيتی سپاه داشته اند هميشه اين سوال را مطرح کرده اند که چه کسی کينه شخصی با تاجزاده دارد که اين گونه کينه توزانه با او برخورد می شود، هرچند هيچ مقام قضايی و امنيتی تا کنون پاسخ گوی اين سوال نبوده اند اما سرانجام سيد مصطفی تاجزاده طی وعده ای که پيش از اين داده بود آقازاده ای را که پرونده او و همسرش به دست اوست معرفی کرد و مجتبی خامنه ای را مسبب اصلی تمامی برخوردهای غيرقانونی صورت گرفته با  خود و خانواده اش اعلام نمود.

همچنين بر خلاف آنچه در حکم دادگاه آمده است فخرالسادات محتشمی پور هم همچون همسر خود حاضر به دفاع در مقابل اين اتهامات واهی نشده بود.

متن کامل حکم صادره برای فخرالسادات محتشمی پور که در اختيار نوروز قرار گرفته است در پی می آيد:

اتهام فخرالسادات محتشمی پور دائر به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرائم عليه امنيت کشور، فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی با عنايت به مجموع محتويات پرونده و بررسی های انجام شده و استماع مدافعات وی و گزارش مأمورين قرارگاه ثارالله اين که نامبرده پس از فراخوان و دعوت گروه های معاند نظام و رسانه های ضدانقلاب به حضور در اغتشاش ۲۵/۱۱/۱۳۸۹ نامبرده با تعدادی از افراد تشکيلاتی زنان اصلاح طلب و حزب منحله مشارکت در اغتشاشات حاضر دستگير می شود.

از اقدامات انجام شده توسط نام برده سازماندهی خانواده زندانيان اغتشاشات در جهت اقدامات اعتراضی و حضور در جلسات محفل مجمع زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانيان و تحريک و تشويق افراد به انجام مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب در جهت وارد کردن فشار به نظام و دعوت افراد به تجمعات غيرقانونی در جهت شکستن حصرخانگی سران فتنه و تبليغ عليه نظام مقدس جمهوری اسلامی در فضای حقيقی و مجازی به صورت گسترده و مصاحبه با رسانه های خارجی از جمله بی بی سی توسط نام برده که اين عمل را مبارزه با ظلم و ستم دانسته و مسئولين نظام جمهوری اسلامی را ديکتاتور و ظالم خطاب نموده و افراد فتنه گر و اغتشاش گر را مظلوم قلمداد می نمايد. و با انتشار مطالب کذب در رسانه ها و سايت های ضدانقلاب مسئولين نظام را کودتاگر و شکنجه گر معرفی نموده و به دروغ نام چند سرباز را در ليست بازداشت شدگان قرار داده که به زندانيان کمک می نموده اند. حال آن که آن افراد که وی از آنان نام برده هيچ گاه بازداشت نشده اند و شکايت آنان ضم پرونده می باشد.

دادگاه فعاليت های انجام شده از سوی نام برده حضور در اغتشاشات ۲۵/۱۱/۸۹ و ۱۰/۱۲/۸۹ و دعوت افراد به اغتشاش و مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب و ارائه و انتشار مطالب کذب و غيرواقعی برعليه نظام و ارسال آن جهت رسانه های بيگانه فعاليت های انجام شده را فعل واحد با عناوين متعدد دانسته و منطبق با ماده ۶۱۰ قانون مجازات و با رعايت ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی نام برده را به تحمل چهار سال حبس با احتساب ايام بازداشت محکوم می نمايد.

هرچند آثار ندامت و پشيمانی وی از اعمال ارتکابی مشاهده نمی شود، ليکن به لحاظ رأفت اسلامی و شرايط خاص که نامبرده مرتکب بزه شده است (محکوميت همسرش) که اعمال ارتکابی از سوی نامبرده مبتنی براحساسات و عواطف زن و شوهری بوده، دادگاه مدت حبس نام برده را مستنداً به مواد ۲۵ و ۲۹ و ۳۳ و ۳۵ قانون مجازات اسلامی برای مدت ۵ سال تعليق می نمايد. رأی صادره حضوری و ظرف مدت ۲۰ روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديدنظرخواهی در دادگاه های تجديدنظر استان می باشد. دفتر مقرر است حکم صادره ابلاغ در صورت عدم اعتراض پرونده از آمار کسر و به اجرای احکام ارسال شود. 

 
 

چندی پيش، علی عجمی زندانی سياسی محبوس در زندان رجايی شهر کرج به علت وضعيت نامساعد جسمی به بهداری زندان منتقل شده بود که اينبار تاکنون به بهداری منتقل نشده است.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
علی عجمی  که ۲۳ روز ديگر دوره محکوميت اش به پايان ميرسد در پی ضربه شدید رئيس حفاظت اطلاعات زندان رجايی کرج به صورتش، پرده گوشش پاره شده است که تاکنون هيچ اقدام موثری در جهت درمان من جمله انتقال به بيمارستان صورت نگرفته است.

به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، چندی پيش، علی عجمی زندانی سياسی محبوس در زندان رجايی شهر کرج به علت وضعيت نامساعد جسمی به بهداری زندان منتقل شده بود که اينبار تاکنون به بهداری منتقل نشده است.

آقای عجمی که به بيماری سينوزيت مبتلاست، هنگامی که با وضعيتی نامساعد در انتظار پزشک در راهروی بهداری به سر می‌برده است، با مسئول حفاظت اطلاعات روبه رو می‌شود. اين مسئول اطلاعاتی پس از پرسيدن علت چرايی حضور وی و شنيدن پاسخی متداول در اين خصوص، با برخوردی تند و زننده سيلی‌ای به گوش علی عجمی می زند که همين حرکت باعث پاره شدن پرده‌ی گوش سمتِ چپِ نامبرده می‌شود.

 
 




اگر هنرمندی نباشد وزير ارشاد می‌خواهيم چه کار؟ 
خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبيات:
مجيد مجيدی:يعنی هيچ کار مهم تری از تعطيل کردن خانه سينما در فرهنگ و هنر کشور وجود ندارد که وزير محترمش همه کار و زندگيش را ول کند و به آن بپردازد؟!متأسفم که وزير ارشاد اين مملکت حرف‌هايی می‌زند که هيچ عقل سليمی نمی‌تواند بپذيرد.

محمد مهدی عسگرپور-رئيس خانه سينما:
اهميتی به نامه وزارت ارشاد مبنی بر 'انحلال خانه سينما' نمی‌دهيم،اين نامه ارزش قانونی ندارد و کسی هم به آن توجه نکند.

سيدرضاميرکريمی:آقايان مسئول در حوزه فرهنگ که فرصت کمی از حضورتان در مسندقدرت باقی مانده، به خاطر خدا، حالا که بنايی از خودتان به يادگار نمی‌گذاريد لااقل دست‌آورد‌های قبلی نظام را تخريب نکنيد

صنوف سينمای ايران درباره خانه سينما : ما صنوف سينمای ايران خانه سينمای ايران را ، خانه قانونی خود می دانيم، چرا که در مراجع رسمی کشور به ثبت رسيده است، اساسنامه آن را خود به تصويب رسانديم چرا که طبق قوانين رسمی کشور مجمع عمومی حق هرگونه تغيير در اساس نامه خود را دارد، هيات مديره خانه سينما را با آرای خود برگزيديم و به انتخاب خود ايمان داريم.

رضا کيانيان: اگر هنرمندی نباشد وزير ارشاد می‌خواهيم چه کار؟

رئيس شورای عالی داوری خانه ی سينمای ايران: منوچهر محمدی. کمال تبريزی. محمدرضا هنرمند. ابراهيم حاتمی‌کيا. مجتبی راعی. حسن برزيده. سيدرضا ميرکريمی و احمد رضا درويش در واکنش انحلالا خانه سينما چه گفتند: اين آب گل آلود شده، حاصل طراحی مهندسانی است که با وعده ريل‌گذاری سينمای آرمانی، ريل قطارِ شتابانِ سينما را بی‌هراس از واژگونی برمی‌چينند. آيا سه سال سکانداری سينما نتيجه‌اش چنين افتخاريست که مقام محترم وزارت فرهنگ در مقابل ديدگان مردم، با لحنی امنيتی خبر از کشف و ضبط و توقيف خانه‌ای را بدهد که دو دهه مامن اهالی سينما بوده است؟آقای وزير اشتباه نشسته‌ايد. اينجا عرصه فرهنگ است و اين خانه چند روزی ميزبان شماست. براستی اين ادب مهمانی را از کجا آورده‌ايد؟

اقدام بسيار، بسيار شجاعانه و اصرار و پايمردی مجدانه ان عاليجناب مبنی بر بستن و انحلال خانه سينما، عملی ستودنی و در خور تحسين است که ما بدان افتخار و مباهات می کنيم. اين عمل هوشمندانه در آستانه دهه فجر و بزرگترين رخداد فرهنگی و هنری کشور که بناست نيرو و توان مضاعفی به اهالی نااهل سينما تزريق نمايد، حکايت از درايت ذاتی جنابعالی دارد. انجام اين عمل بغايت بهنگام نام جنابعالی را در تاريخ و هنر کشور ثبت خواهد کرد.

باور و اميد داريم که جنابعالی به پاره ای از شايعاتی که سالهاست سينماگران می گويند توجه نفرمائيد؛ درددلهای کهنه ای مثل اينکه:

«دشمن اصلی فرهنگ ما، سينمای امريکاست که ارزش های ما را نشانه رفته و سيطره جهانی آن دمار از روزگار سينمای ملی ما درآورده است»

يا اينکه:
«ماهواره ها اساس و بنيان خانواده ها را هدف گرفته و از صبح تا شام بدن نيمه برهنه زنان را درون خانواده های مسلمان به نمايش می گذارد»

يا اينکه:
«رسانه های غربی در اقداماتی هماهنگ حلقه محاصره اقتصادی و فرهنگی را هر لحظه بر انقلاب و ملت ايران تنگ تر می کنند باور ننموده و بدانيد»

شما وقتتان را صرف گوش دادن به اين حرفهای بی اساس نفرماييد شما کارهای مهمتری مثل انحلال خانه سينما داريد. اين قبيل توهمات از ذهن بيمار اهل سينما برمی آيد و جنابعالی باکياست تر از آن هستيد که فريب اين اقوال غيرواقعی را بخوريد.

جنابعالی به فراست و درايت شايسته و درخور شان يک وزير فرهنگی دريافته ايد که «دشمن اصلی» را شناسائی و گريبان او را بگيريد و قطعاً اين دشمن اصلی کسی نيست جز سينمای ايران و اهالی فاسق و فاجر آن، لذا اقدامات ارزشمند آن عاليجناب در کشف و انحلال لانه فسادی بنام خانه سينما عملی ستودنی و درخور تحسين و قدردانی است.

تقاضای عاجزانه از درگاه آن عاليجناب داريم تا ريشه کردن جرثومه سينما از پای ننشسته و تا تمامی دست و پای اين اژدهای مخوف را قطع نکرده ايد خستگی و ملال بر شما غلبه ننمايد.

در همين راستا پيشنهادهايی تکميلی به شرف عرض می رساند با اين اميد که مسموع و بکار بسته شود.
۱- پس از انحلال خانه سينما، اهالی آنرا به سه دسته تقسيم نموده پاره ای را نفی بلد و تبعيد، پاره ای را با قهوه قجری به ديار باقی و پاره ديگر را در جرايد و نشريات افشاء و رسوا نمائيد. ناگفته نماند تنی چند از اهالی منتسب به سينما که اينروزها خالصانه و بی هيچ چشم داشتی سياست و برنامه های جنابعالی را محکمتر و قاطع تر از شما بيان می کنند حسابشان را از اين جماعت جدا نموده ضمن استخدام رسمی آنان، مراتب فضل و کمال آنان را با اعطای دکترای افتخاری پاس بداريد(لطفا فدوی فراموش نشود)

۲- نظر به تعطيلی قريب الوقوع سالن های سينما، جنابعالی پيش قدم شده و در اقدامی نمادين و با استعانت از اهرم شورای فرهنگ عمومی تعدادی از سالن های سينما را هرچه سريعتر تخريب و بجای آن عماراتی نوساز جهت کمبود فضائی اداری وزارت ارشاد تأسيس نمائيد.

۳- دستور تسريع در توقف فيلم های در حال توليد از ديگر اقدامات ضروری است، در دستور توقف اين فيلم ها لطفا آيه مبارکه استرجاع فراموش نشود.

۴- تخريب و تغيير کاربری موزه سينما که در اين ساليان مبادرت به جمع آوری و نگهداری آلات و ادوات اين سينمای فاسد گرفته و آنها را بنام جوايز و افتخارات بنمايش عموم گذاشته و می گذارد از ديگر اقدامات بايسته ای است که عاجلاً بايد در دستور کار قرار گيرد ضمناً مکان اين موزه از هر حيث مناسب انتقال بخش بايگانی راکد آن وزارتخانه می باشد.

۵- قطعه هنرمندان در بهشت زهرا از ديگر اماکنی است که ممکن است در آينده توسط اهالی فاسد اين سينما مورد سوء استفاده قرار گيرد(مرده آنها از زنده اشان خطرناک تر است)

لذا دستور تخريب و تسطيح مکان مزبور و محو سنگ مزار آنان از جمله اقدامات ضروری و تکميلی می باشد.
بار ديگر فرصت را مغتنم شمرده، شم والای دشمن شناسی آن عاليجناب را در آستانه شرايط حساس کنونی تبريک گفته، شب و روز از داشتن وزيری بدين مرتبت از غايت و هوش بر خود باليده و از درگاه خداوند شاکر سپاسگزاريم.

عمرتان طولانی، دولتتان پايدار و مستدام باشد. آمين

رئيس شورای عالی داوری خانه ی سينمای ايران

 
 

چرادست خود را به جان، مال وعرض وآبروی اقشاری ازجامعه که هيچ ارتباطی به سلطنت شما و باند همراهتان نداشته و در بازيهای سياسی کشور نيز نقشی ندارند آلوده ميکنيد دراويش بيچاره خانقاه نشين چه خطری برای شما ونظام نجس شما داشته اند؟ بهائيان وزردتشتيان و پيروان مظلوم عيسی مسيح چه هيزم تری به شما و گروه اندک همراه تان فروخته اند که اينگونه آنها را نقره داغ می کنيد؟ ازجان هنرمندان کشور، از آوازه خوان گرفته تا نوازنده، نقاش، شاعر، مجسمه ساز،هنرپيشه وکارگردان چه می خواهيد؟ چرا با وجود اينهمه سرمايه وثروت دزديده شده از مردم بازهم بدنبال اصناف راه افتاده ايد تا آنها را سرکيسه کنيد شما که می دانيد قاچاق سی ميليارد دلاری تان ازمبادی ورودی کشور و با همراهی برادران قاچاقچی سپاه پاسداران و دادن مجوزات رسمی به افرادی نظير "مه آفريد خسروی" يا بقول شما "اميرمنصور آريا" با اختلاس های ۳ ميليارد دلاری مورد تاييد شما بازاری برای رقابت با بازاريان بدنام بدليل همراهی‏شان با سلف شما درسرنگونی شاه باقی نگذاشته است؟! پول ملی کشور را که باگذشت ۱۵ سال ازانقلاب حداقل ارزش رسمی ودولتی آن دربانک مرکزی ۶۸ ريال باقی مانده بود به مرز۱۸۰۰۰ ريال رسانده آنرا به يکی از بی ارزش ترين واحدهای پولی جهان تبديل کرديد بطوريکه حتی درمعاملات کفش وکيف مملکت نيز بايد نرخ آن براساس دلارهمان ساعت محاسبه وپرداخت شود.
خبرنگاران سبز/ نامه‌ها/ نقد و نظر:

نامه‏نگاری‌ها به علی خامنه‌ای از سوی افراد و شخصیت‌های مختلف همچنان ادامه دارد. این‌بار یک مدیر سابق نظام با افشای گوشه‌های دیگری از فساد حکومت اسلامی در ایران، از علی خامنه‌ای خواسته دست از استبداد شخصی‌اش بردارد و از رهبری کناره‌گیری کند تا اداره کشور به دست صاحبان اصلی آن باز گردد.
وی با اشاره به گماردن صادق لاریجانی و احمدی‌نژاد در راس قوای حکومتی و همدستی‌ آن‌ها در به بند کشیدن مخالفان و حیف و میل کردن ثروت‌های نفتی و ملی از عقد قراردادهای استقلال سوز و ویران‌گری خبر می‌دهد که پیشتر کارشناسان سبز نیز در گزارش‌های مفصل خود، آن ها را فاش کرده بودند. این نامه‌ همچنین به افشاگری‌های مختلف دیگری در باره نقش آیت‌الله الهاشمی (معروف به آیت الله شاهرودی)، و نقش همیشه مناقشه‌زای علی خامنه‌ای در دولت‌های بعد از انقلاب می‌پردازد.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن به صورت اختصاصی به خبرنگاران سبز ارسال شده است در زیر می‌آید.
------------------------------------------------------

جناب آقای سيدعلی حسينی خامنه ای
گرچه هيچگاه موافق نامه نويسی های مرسوم ازسوی برخی ازفعالين سياسی به شما بدو دليل نبوده ام، اول اينکه دراين کارنوعی خودستايی پنهان وناخواسته ازسوی برخی ازنويسندگان رامی ديدم وديگراينکه باشناختی که ازشخصيت متحجرانه وقلب پرکينه وذهن عليل شما دارم به بی تاثيری اين نامه ها کاملا واقف بوده ام
اماامروزکه نامه احمدصادقی برادرسه شهيد وابوالفضل قديانی رابه شما خوانده ونامه های سابق احمدهايمان قابل و زيدآبادی درنظرم آمد دريغم آمد درکناراين رادمردان ايران زمين که شمارابه توبه ازاعمال جنايتکارانه تان می خوانند چندسطری رابرايتان ننويسم زيراهنوزايمان داريم که اين قطره های متواترآب زلال است که دل سنگ خاراوسياه راشکفته راه خود رابه سوی جويبارآزادی بازمی کند واتمام حجت به تبهکاران درهربرهه ای اززمان مقبول درگاه خداونداست.

نقل است که رضاشاه درهنگامی که عازم تبعيدگاه خود درجزيره موريس بود بين راه کرمان –بندرعباس ازکنسول انگليس که وی راهمراهی می کرد پرسيد به نظرشما اشتباه من چه بود؟ وپاسخ کنسول انگليس اين بود که مهمترين مشکل شما دورکردن افرادی خيرخواه ازاطراف خود وترجيح متملقان وچاپلوسان برآنها بود ورضاشاه متقابلا درپاسخ بوی گفته بود راست می گوييد ايکاش زمانی که درقدرت بودم مشاورانی چون شماداشتم اما نکته جالبترازآن اينست که رضاشاه تايکهفته قبل ازشروع سفرخود به تبعيدگاه در۲۴ شهريوردرجلسه هيات دولت مدعی بود که رازموفقيت وی اين بوده که هرگزبا هيچکس مشورت نمی کرده وخود کارها راانجام می داده است؟!

بگذاريد مثالی ديگربرايتان بزنم درروز۸ شهريورکه ساختمان نخست وزيری منفجروباهنرورجايی کشته شدند کارمندان آن مجبوربه انتقال بخشی از اسناد آرشيوآن اداره به محلی ديگرگرديدند. درحين جابجايی ازيکی ازفايل ها بولتنی بيرون افتاد ووقتی آنرا نگاه کردند ديدند به تاريخ ۲۱ بهمن ۵۷ است که درآن رکن ۲ (اطلاعات) شهربانی به نخست وزيری گزارش کرده بود که عده ای اخلالگردرخيابانهای فلان وفلان دست به آشوبگری زده اند و....بعبارتی حاکميت وقدرت بلامنازع رژيم آنچنان چشمان تنظيم کنندگان بولتن اطلاعاتی را کورکرده بود که قابل به روئيت سقوط رژيم پنجاه وهفت ساله حتی ازپنجره دفترشان نيزنبودند وشما اکنون به چنين وضعی دچارشده ايد.

جناب آقای خامنه ای،
صادقانه به شمابگويم هيچگاه وازاولين روزتشکيل حزب جمهوری اسلامی که عامل اصلی نابودی انقلاب شد از شما دلخوشی نداشته ام حتی درسال ۶۰ که فضای احساسی بسيارشديدی بدليل درگيريها و کشتارهای متقابل عقلها را از ما ربوده بود به اصرارهای همسرم برای رای دادن به شما وقعی ننهاده وبه کسی رای دادم که هرگز کانديد نشده بود. هدفم ازاين کار اين بود که به اداره کنندگان کشورم نشان بدهم که انتخابات آزاد فقط رای دادن به افراد عبوری ازفيلتر شورای نگهبان نيست اما يادم می‌آيد درحالی که چندماهی ازپايان جنگ ايران وعراق نمی گذشت روزی در يکی ازنيروهای نظامی کشور مهمان نمايشگاهی بوديد که برای فعاليت‏های يک بخش ازجنگ ايجاد شده بود و نگارنده موظف شدم که درخصوص مشخصات يکی ازموشک‏های آمريکايی برای شما توضيح بدهم. وقتی درگفته های خود به سنسور تشخيص دوست ازدشمن يا IFF رسيدم بالحنی طنزگونه پرسيديد خوب اگراين طورباشد که بااين موشک نمی‏توان هواپيمای آمريکايی وناتو را زد وبنده به شما عرض دارم برای آن هم راهکار وجود دارد وقس عليهذا

واقعيت امراين است که درآن لحظه فکرنمی کردم که روزی شما نيزسنسورهای تشخيص دوست ازدشمن خود را برداريد واينگونه بی محابا دوستان و کسانی که شما را در تمام مراحل ياری کردند تحت عنوان مصلحت نظام به چهار ميخ بکشيد آنهم کسانی که شما را به شورای انقلاب بعنوان يکی ازآخرين افراد ملحق کردند، کسانی که برخلاف  نظرآيت الله خمينی درخصوص  ممنوعيت اجلاس‏نشينی روحانيون بر صندلی رياست جمهوری جامه آنرا به تن شما کردند ونهايتا نيزشما رابه رهبری انقلاب ونظامی برگزيدند درحاليکه خود بهتر از هرکس می دانستيد کمترين نقش را درآن نسبت به ساير رهبران وفعالين سياسی مخالف رژيم سابق داشتيد درست شبيه آقای مهدوی کنی که اينک ماموريت تعيين جانشين رابه عهده اش گذاشته ايد. براستی خوش نشينی وميراث خواری اينقدر ذات انسانها را تغييرمی دهد که حتی نسبت به ياران خود اينگونه دست به جنايت بزنند وتازه افتخارهم بکنند که هنوزنظيرسلف خود دستور قتل عام نداده اند!!

آقای خامنه ای،
آيا برای يک اعتراض ساده به تقلب درانتخابات که نظيردوکشورتحت اشغال آمريکا يعنی عراق وافغانستان درايران نيز شاهد آن بوديم کشتن بيش ازيکصد انسان بيگناه، حبس هزاران زندانی، دستگيری دهها هزار پير وجوان فرهيخته، حاکم کردن تعدادی از بدنام ترين فرماندهان سپاه بر تمامی مقدرات کشورلازم بود؟
آيا سپردن کشور به تعدادی ازسرداران سپاه که بينش آنها تا نوک دماغ وسيم خاردارهای محصورکننده پادگانهای آنهاست تنهاراه چاره بود؟ شما فکرمی کنيد که باسپردن سکان اداره قوه مجريه کشوربه عنصری که حتی فرمانده گوش به فرمان سپاهتان محسن رضايی وی را افسری رده ۸ وجنگ نديده خوانده و ديگر فرمانده تان سيلی به گوش وی می زند کاری صواب وگره گشای عقده ديرينه تان دررويگردانی مردم ازکانديدای منتخب تان دردوم خرداد ۷۶ بود؟ آيا هيچ ازخود پرسيده ايد درحاليکه بخش عمده ازجوانان ونخبگان کشور را که شعور انديشيدن داشتند به اتهام کفر، نفاق و زندقه و برخوردار از تفکرات التقاطی با افکار سوسياليستی و کمونيستی به جوخه های اعدام سپرده ايد حاميان شما را تنها همان کشورهای صاحب همان ايئولوژی های بقول شما منحرف يعنی چين، روسيه، کره شمالی، کوبا، سوريه و..تشکيل می دهند؟

آيا اعزام دهها زائربه سوريه وشام جهت زيارت قبرحضرت زينب واقعا به نيت تقرب به درگاه امام حسين بود ياحمايت مالی درکنار تحويل صدها هزار بشکه نفت وميلياردها دلارجهت حفظ رژيم سوسياليتی وبعثی سوريه که ظاهرا با احتمال سقوط آن و تغيير رژيم در مصر نيز معلوم شده است که قبر حضرت زينب بجای سوريه اينبار در مصر پيدا شده است تا باز تعهد اعزام زائربه هزينه ۲ ميليارد دلاری رابرای کشور ايجاد کنيد؟!. آيت الله محمود الهاشمی را که تا ديروز با افزودن پسوند شاهرودی ايرانی زاده خوانديد واعطاء کننده درجه قلابی آيت اللهی به شما پس ازمرگ آيت الله خمينی بود رابه عراق فرستاده ايد تا پس ازمرگ آيت الله سيستانی که مخالف شما واعمالتان بود مجری اوامر شما درعراق باشد و بعنوان نماينده ولی فقيه برسراين کشور مظلوم همان بياورد که حسن نصرالله برسر لبنان آورد. ننگ برشما که اينگونه مذهب را بعنوان ابزاری برای تحميق مردم استفاده می کنيد.

آقای خامنه ای
آيا هنوز فکر می کنيد که با انتقال سرمايه‏های ملی کشور به شرکت‏های تحت نظارت مستقيم وغير مستقيم خود وبا عنوان اجرای اصل ۴۴ قدرت مالی خود را برای سرکوب بيشتر مردم تحکيم می بخشيد؟ آيا هنوز در اين توهم هستيد که بااجرای طرح هدفمندی درآمد ناشی ازنفت را ازسفره مردم برداشته وبا آن درغياب سازمان برنامه وبودجه می توانيد هرآنچه که به تثبيت قدرت شخصی تان وآرزوهايتان می انجامد جامه عمل بپوشانيد؟
آيا تصورتان براين است که با واگذاری غيرقانونی پروژه های ۲۱ ميليارد دلاری به سپاه می توانيد اين نهاد نظامی را برای اجرای دستورات جنايتکارانه خود فربه وسران آنرا آلوده به انواع فساد مالی واخلاقی کنيد؟

شما فکرمی کنيد تا سال ۲۰۲۷ يعنی ۱۵ سال ديگراثری ازشما و سپاه وايران باقی می ماند تا بر اساس آن قرارداد ننگين۲۱ آوريل ۲۰۱۱ را با چينی ها در زمينه نفت وگاز ببنيد وبرای اخذ سهم ۴۱۸ ميليارددلاری خودتان ازطريق شرکتهای پترونهاد (بيت رهبری) وپترو بنياد مستضعفان ۲۳۵۲ ميليارددلارتعهد برای کشورايجاد کرده ونفت وگاز ملی شده کشوررا با نقض آشکاراستقلال کشوربه کشوری کمونيستی ضد خدا واگذارکنيد؟! برجسته ترين مديران نفتی کشور را تحت عنوان دروغين مبارزه با مافيای نفت وبا کارگزاری آن حقيرفرصت طلب ازروستای آرادان برکنار و بجای آن مديرانی گماشتيد که وظيفه ای جزانتقال قراردادها و سرمايه های نفتی به حوزه رهبری نداشته وتنها فساد کشف شده نيزطی اين مدت افتضاح واختلاس حداقل ۱۶۰ ميليون دلاری بود که صادق محصولی آن سردارسپاه وابسته به شاخه  دانشچويی حزب جمهوريتان وباجناق مشاوراعظم بين المللی‏تان اکبرولايتی به بارآورده بود وشما در قبال همدستی وی درقبال تقلب بزرگ انتخابات خرداد ۸۸ بعنوان وزير کشور چند ماهه با ماوريت ويژه جامه مشروعيت به ثروت بادآورده وی بخشيديد.
آيا هنوز دون کيشوت وار فکر می کنيد با دستيابی به سلاح اتمی به تضمين امنيتی درمقابل جهان خارج  و قدرت مطلق در داخل برای سرکوب ملت خود می رسيد؟

آيا تصورتان براين است که با چهارتا  قايق و ناو پوسيده و از رده خارج چون احمد جنتی وموشکهايی که چين و روسيه برای گسترش حوزه  نفوذ خود درآسيا در اختيار شما گذاشته اند می توانيد کنترل تنگه هرمزرا بدست گرفته وقيمت نفت را بدلخواه خود بالا و پايين ببريد؟ يادتان هست که درسالهای پايانی جنگ که همراه با درگيری بانيروهای آمريکايی درخليج فارس بود چه کسانی برآورد اطلاعاتی بدست شما وسران کشور دادند که قدرت ايران حداکثر برای اخلال درخطوط کشتيرانی درتنگه هرمز (ونه انسدادآن) حداکثر بمدت ۴۸ است وپس ازآن نيز تمام پايگاههای دريايی وهوايی ايران کشوردرطول حدود ۲۰۰۰ کيلومترازچابهارتا خرمشهر با خاک يکسان شده وکشتی های ناوگان به قعردريا فرستاده می شوند؟ يادتان هست که نخست وزير محبوب امام تان را نظير ديگر مقامات قبلی وازجمله بازرگان و بنی صدر و رجايی به جنگيدن پنهان در دو جبهه خارجی با عراق وحاميانش و در داخل با خود وباند فرصت طلب همراهتان باگرايش راست و حجتيه ای می کشانديد؟ جوانان بيگناه  و دست خالی ايرانی را به جرم دروغين جاسوسی که مستلزم دسترسی به مراجع مقامات واطلاعات واسناد محرمانه کشوراست به چوبه های دار می سپاريد ولی برادر و فرزند فرماندهان کل سپاهتان سلمان صفوی واحمدرضايی يا همان تام جی اندرسون سر از سازمان های سيا وام آی ۶ درمی آورند ومذاکره کننده ارشد اتمی وسفيرکبير تروريست شما دراروپا حسين موسويان نيز با هزينه نهادهای آمريکايی سرازآن کشور درمی آورد!

آقای خامنه ای،
امروز اين نماينده انتصابی وطرفدار شما درمجلس است که ازخسارت  و دزدی ۱۴۰۰ ميليارددلاری کشور در طی شش سال گذشته سخن می گويد وشما ديگر نمی توانيد وی رابه طرفداری ازسلطنت طلبان، مجاهدين خلق، نهضت آزادی، جبهه ملی، حزب توده، چريکهای فدايی، پيکار و بنی صدر و جنبش سبز و انحرافی متهم کنيد شما وهمدستان شما بايد درمقابل کودتايی که درکشورسازمان داده وباعث اينهمه ضرروزيان به ملت ايران گرديده ايد پاسخگوباشيد.

قوه قضاييه را صرفا بدليل اطمينان ازنوکری خانزاد از فاميل لاريجانی آملی بدست فردی بنام شيخ صادق داده ايد که به گفته خودش در سال ۵۶  وارد حوزه علميه قم شده است وبه يکباره بدون کمترين تجربه اجرايی در کشور وی را بعنوان عضوشورای نگهبان برکشيده وسپس رياست قوه قضاييه را به وی سپرده ايد تا نظير رياست قوه مجريه گوش به فرمان شما و تاريکخانه بيت رهبری برای صدور احکام مورد نظر شما واذنابتان باشد. شرم نمی‏کنيد که امثال شيخ محمديزدی، محمودالهاشمی عراقی واين نجف زاده ها را برخلاف اصول وقوانين مدنی کشوردر پست هايی قرارمی دهيد که از قبلی ها خرابه تحويل می گيرند وخاکسترتحويل می دهند؟

قوه مقننه راباانتصاب ۲۰۰ نماينده تعيين شده ازسوی خود وبيت عنکبوتی تان دراختيارگرفته ومابقی ۷۰ صندلی رانيزبين طرفدارانتان تقسيم کرده ايد تاشور و تنور انتخاباتی گرم کرده، نمايش دموکراسی براه بياندازند وشما نشان بدهيد که درايران رژيمی استبداد زده نظير عربستان وکويت وديگر کشورهای منطقه برقرار نيست وباآنها فرق دارد ولی آيا اين درشان ملتی است که بنيانگذار آزادگی ومردم سالاری در تاريخ تمدن بشريت بوده است وشاه ديکتاتور و سرنگون شده اش تحصيل کرده سويس؟ ازشهرشوش که زمانی پايتخت جهان متمدن و مدفن پيامبرعظيم الشان يهوديان جهان حضرت دانيل نبی است فقط به يوسفعلی ميرشکاک آن چسبيده ايد که درمدح شما ورژيم خونخوارتان شعر بسرايد وصله دريافت کند؟

درحاليکه به آراء مردم دستبرد می زنيد ازمردم وکانديداهای منتخب می خواهيد که ازمجاری قانونی ياهمان شورای نگهبان دست نشانده خودتان ومسئول تمام ستم های رفته براين مردم تظلم خواهی کنند وپيشنهاد تشکيل يک هيات بيطرف وحقيقت ياب يا داوری مرضی الطرفين را برای جلوگيری ازخون ريزی رد می کنيد ولی خودتان دست به ايجاد هيات حل اختلاف بين سه نفرسران قوای مملکت می زنيد؟ اگر برای اختلاف بين شما و يکی ازدست نشانده گانتان جلسات سران قوا وهيات پنج نفره باماموريت قابل تمديد ۵ ساله لازم است وحتی چندين سازمان عريض وطويل چون مجمع تشخيص مصلحت وشورای نگهبان وبازرسيهای ۱۶ گانه کفايت نمی کند چرا برای رسيدگی به اختلاف بين ملت وخود حتی ازتعيين يک حکم واهمه داشته بجای آن ازتريبون نمازجمعه دستور قتل عام مردم درخيابانها راصادر می کنيد؟ ۴ ماه فاصله بين انتخابات تا شروع دوره دهم رياست جمهوری فرصتی نبود تاحداقل نظيرعراق وافغانستان خود رااز اين منجلابی که خود درست کرده بوديد نجات دهيد، بالاخص اينکه کم نبودند کسانی چون هاشمی رفسنجانی همدست سابق شما که اعلام کردند حاضرند برای بيرون کشيدن شما از اين دور و تسلسل جنايت وتبهکاری اندک اعتبار و آبروی بجای مانده خود را نظير داستان سرکشيدن جام زهرجنگ نيزهزينه تان کنند؟

آقای خامنه ای
چرادست خود را به جان، مال وعرض وآبروی اقشاری ازجامعه که هيچ ارتباطی به سلطنت شما و باند همراهتان نداشته و در بازيهای سياسی کشور نيز نقشی ندارند آلوده ميکنيد دراويش بيچاره خانقاه نشين چه خطری برای شما ونظام نجس شما داشته اند؟ بهائيان وزردتشتيان و پيروان مظلوم عيسی مسيح چه هيزم تری به شما و گروه اندک همراه تان فروخته اند که اينگونه آنها را نقره داغ می کنيد؟ ازجان هنرمندان کشور، از آوازه خوان گرفته تا نوازنده، نقاش، شاعر، مجسمه ساز،هنرپيشه وکارگردان چه می خواهيد؟ چرا با وجود اينهمه سرمايه وثروت دزديده شده از مردم بازهم بدنبال اصناف راه افتاده ايد تا آنها را سرکيسه کنيد شما که می دانيد قاچاق سی ميليارد دلاری تان ازمبادی ورودی کشور و با همراهی برادران قاچاقچی سپاه پاسداران و دادن مجوزات رسمی به افرادی نظير "مه آفريد خسروی"  يا بقول شما "اميرمنصور آريا" با اختلاس های ۳ ميليارد دلاری مورد تاييد شما بازاری برای رقابت با بازاريان بدنام بدليل همراهی‏شان با سلف شما درسرنگونی شاه باقی نگذاشته است؟! پول ملی کشور را که باگذشت ۱۵ سال ازانقلاب حداقل ارزش رسمی ودولتی آن دربانک مرکزی ۶۸ ريال باقی مانده بود به مرز۱۸۰۰۰ ريال رسانده  آنرا به يکی از بی ارزش ترين واحدهای پولی جهان تبديل کرديد بطوريکه حتی درمعاملات کفش وکيف مملکت نيز بايد نرخ آن براساس دلارهمان ساعت محاسبه وپرداخت شود.

ستاد انقلاب فرهنگی را نظير ديگر قوا و ارکان کشور بدست آخوند زاده ای بنام محمدرضا مخبر دزفولی داده ايد تا بهمراه اشرار ديگری چون کامران دانشجو، حميد رضا حاج بابايی، حسن رحيم پورازغدی، آخوندصدرالدين شريعتی، فرهاد رهبرو ديگرانی از اين دست فرهنگ ونظام آموزشی کشور را به نابودی کشانده ومدارس ما را که يکصد و شصت سال قبل توسط مجتهدی جانباخته بنام ميرزاحسن رشديه به کمال فرهنگی رسيده بود باصرف ميلياردها دلار دوباره تبديل به مکتب خانه کرده ضرب، ضربا، ضربوا ياد کودکان ما بدهند. شما که دم از اسلام می زنيد حتی يکبار به اهداف وايده های سيدجمال اسدآبادی مصلح قرن فکرکرده وعملکرد خود را با وی مقايسه کرده ايد؟ آياننگی بالاتر از اين است که انسان سرمايه های مادی ومعنوی را صرف اموری بکند که هدف نهايی آن بازگرداندن کشور از قرن بيست ويکم به قرن نوزده است؟!

آقای خامنه ای
چرا صدهاهزارجوان کشورابه کشتن داده ايد شما درکنارآيت الله خمينی، هاشمی رفسنجانی، بهشتی وديگرسران نظام مسئولين کشوری بوده ايد که با شعارمبارزه با ديکتاتوری شاهی به قدرت رسيده ايد رژيمی که برای تحکيم به قول شما سلطه ۵۷ ساله اش وبنا به آمار منتشره ازسوی شخصيتهای انقلاب اسلامی کل تلفات آن به نصف کشتارهای رژيم سوريه در۷ ماه گذشته هم نمی رسيد. اما درايران ما با گذشت ۳۳ سال حدود ۱.۵ ميليون انسان بدليل سوء مديريت شما رهبران پس ازانقلاب کشته ومعلول گرديده اند که تنها ۸۰۰ هزارتن آن در تصادفات جاده ای بوده است و به آن آمارشهداء جنگ، اعدام مخالفان سياسی وزندانيان غيرسياسی به اتهامات واهی يا غيرمستحق مجازات مرگ و ناشی از قانون قصاص، بمب گذاريها و...را نيز اضافه کنيد مسئول اينهمه خونريزی درکشورکيست؟ چراکشوری که مهد پيامبرعشق مولانا وحافظ و سعدی و پادشاهان دادگری چون کوروش وسرداران حماسه ای چون رستم وفرهنگ سازانی چون حکيم ابوالقاسم فردوسی بوده است رابه اين روزانداخته ايد که درجهان با ۵ ميليون آواره به خواری وذلت افتاده و بانک مرکزی آن را تروريسم بنامند؟

آقای خامنه ای
شما بخوبی می دانيد که درهمه فراز و نشيبهای زندگی سياسی تان بدون کوچکترين هزينه ای با فرصت طلبی بالاترين مقام ها را به چنگ آورده ايد و ديگر چيزی نمانده است که عقده های فروخفته شما را تامين نکرده باشد واکنون نيز چيزی به پايان زندگی شما نمانده است اينکه مابقی عمرخود را صرف نابودی اندک سرمايه های بجای مانده ايران کرده و سرزمين سوخته‌ای را تحويل جانشين خود بدهيد تنها دستاورد آن انتقامی خواهد بود که مردم از بازماندگان وهمدستان شما خواهند گرفت خيرخواهانه ازشما می خواهيم ازرهبری کشور کناره گيری کنيد واجازه بدهيد افرادی که هنوز از توان و امکانی برای نجات کشور برخوردارند زمام امور را برای انتقال حکومت به صاحبان اصلی آن دردست گيرند.

ان اريد الی الاصلاح مااستطعت
پنجم ژانويه ۲۰۱۲ مصادف با ۱۵ دی ماه ۱۳۹۰
شواليه پارسی - واشنگتن


 
 

در چند ماه گذشته همچنین فعالیت رسانه های وابسته به سازمانهای امنیتی ایران برای فشار بر فعالان سیاسی در مالزی به شدت گسترش یافته است. از یک ماه گذشته و با تغییر کادر سفارت ایران در مالزی؛ نیروهای وزارت اطلاعات نیز سعی کرده اند تا دولت مالزی را به برخورد با فعالان سیاسی ایرانی ترغیب کنند.
خبرنگاران سبز/سیاست:
در اقدامی بی سابقه و نامتعارف دولت مالزی که روابطی حسنه با جمهوری اسلامی در سطوح متفاوت دارد علی جمشیدی فعال سیاسی ایرانی، را به اداره اطلاعات مالزی فراخوانده است.



علی جمشیدی سرپرست سایت تحول سبز؛ سرپرست مجموعه شبکه های اجتماعی انقلاب سبز و تحلیل گران انقلاب سبز و مجری تلویزیون رساست که با برچسب زنی رسانه های اقتدارگرا و امنیتی همچون رجانیوز که وی را عنصری نامطلوب معرفی کرده بود به اداره اطلاعات مالزی فراخوانده شده است.
به گزارش جرس دلایل این احضار هنوز مشخص نیست اما نیروهای امنیتی ایران و سفارت جمهوری اسلامی در مالزی، در ماه های گذشته فشار زیادی بر فعالان سیاسی سبز وارد کرده اند.
در چند ماه گذشته همچنین فعالیت رسانه های وابسته به سازمانهای امنیتی ایران برای فشار بر فعالان سیاسی در مالزی به شدت گسترش یافته است. از یک ماه گذشته و با تغییر کادر سفارت ایران در مالزی؛ نیروهای وزارت اطلاعات نیز سعی کرده اند تا دولت مالزی را به برخورد با فعالان سیاسی ایرانی ترغیب کنند.

 
 

 محمد جان؛ اميدی به اصلاح رفتار جناح حاکم نيست، اينها هيچ خدايی را بنده نيستند، اينها خود را - نه خدارا - حق مطلق می دانند و خدا را هم برای خود می خواهند!
خبرنگاران سبز/جامعه:
هفدهمين نامه محمد نوری زاد ( حر زمان )  با نام « من در انتخابات شرکت می کنم »  در شرايطی در وب سايت اين نويسنده و کارگردان منتشر شده است که اکثر قريب به اتفاق احزاب اصلاح طلب و معترض به انتخابات دوره پيشين، صحبت از تحريم انتخابات زده اند.

محمد نوری زاد در اين نامه خود را در شرايطی که در کنار رهبری و تمامی آحاد ملت در انتخابات نمايشی مجلس شرکت کرده است ديده و فراوان از خوشحالی مردم از بازگشت و پوزش رهبری از ملت ايران گفته است که خبرنگاران سبز به دليل همراهی با اکثريت جامعه برای تحريم انتخابات فرمايشی و ادامه بازداشت رهبران جنبش سبز، فعالين سياسی، مدنی و دانشگاهی تنها به پوشش بخش هايی از نامه هفدهم محمد نوری زاد بسنده می کند.

در اين بين دکتر مهدی خزعلی نيز همچون ما نامه هفدهم نوری زاد را يک رويايی تعبير نشده دانسته است و جوابيه ای دوستانه به محمد نوری زاد نگاشته است.

   محمد جان؛ خواب های خوش ببينی!(جواب نامه نوری زاد)

نامه هفدهم نوری زاد را خواندم، در خواب و خيال سير کرده است، چه خواب های خوشی دارد، آدم احساس می کند که در خواب راه می رود!

محمد جان؛ خواب های خوش ببينی، من در خواب هم پای صندوق رای نخواهم رفت، من با صندوق رای قهر کرده ام و تا رسيدن به انتخابات آزادِ آزادِ آزاد، ديگر نامی از انتخابات نخواهم برد، حتی در خواب هم مرا پای صندوق نخواهيد ديد! اين حق من است که رای بدهم يا نه! پرونده نهم من برای همين انتخابات مجلس نهم تشکيل شده است!

محمد جان؛ اميدی به اصلاح رفتار جناح حاکم نيست، اينها هيچ خدايی را بنده نيستند، اينها خود را - نه خدارا - حق مطلق می دانند و خدا را هم برای خود می خواهند!

دلهايشان تيره و تار شده و مهر خورده است، نمی انديشند و گوش هايی دارند برای نشنيدن و چشم هايی برای نديدن، تلاشت را ارج می نهم، اما نتيجه را ... نمی دانم!

خيلی خسته ام، خسته تر از آنی که فکر می کنی، شايد همين روزها به خط زديم، شايد ... تو را و خانواده ام را به خدا می سپارم، به بچه ها بگو، خانواده ام را تنها نگذارند!

مهدی خزعلی

من در انتخابات شرکت می کنم!
زنان ما، برخی با حجاب های شايسته، وبرخی بدون حجاب، برای شما دست تکان می دهند و شناسنامه های خود را نشان شما می دهند. که يعنی: نگاه کنيد آقا، ما به اشاره ی شما آمده ايم تا رأی بدهيم. شما اما چه می کنيد؟ دست می بريد و از آسمان خدا واژه های نيک برمی چينيد و به آنان هديه می دهيد. برپوشش رويين آن هديه ها، اين عبارت شريف قرآنی نقش بسته است: " لااکراه فی الدين". و برای چندمين باراز بانوان سرزمين تان بخاطر آسيب های اين سالهای پس از انقلاب پوزش خواهی می کنيد. وآنان با بزرگواری از فرداهای خوب می گويند و می گويند: گذشته را به دست گذشته سپرده اند.

اقليت های مذهبی و حتی کمونيست های ما نيز برای رأی دادن صف بسته اند. يکی از کمونيست ها پيش می آيد و خوشحالی اش را از اين که در دانشگاه به او کرسی تدريس پيشنهاد شده، نشان شما می دهد. يکی از بسيجيان به دست شما شاخه گلی می دهد و می گويد: از اين که ما را از شر نيروهای خود سرو بی سواد و بد دهن و قمه به دست و چاقوکش رهايی بخشيده ايد از شما سپاس داريم. وشما آن شاخه گل را تقديم بانويی می کنيد که سابق براين فاحشه بوده و به يمن برکاتی که برسرجامعه باريده، به آغوش خانواده بازگشته.


پای صندوق رأی، يکی از خبرنگاران خارجی از شما می پرسد: چه شد که ناگهان ورق برگشت؟ وشما درنهايت شجاعت پاسخش می دهيد: ما جای مردم هراسی را با خدا ترسی عوض کرديم. خبرنگار می پرسد: يعنی چه؟ توضيح می دهيد: ما بجای اين که از خدا بترسيم و رعايت سنت های حتمی او را بکنيم، به مردم هراسی دچار شده بوديم. خيال می کرديم اگر مردم سربرآورند و اعتراض کنند و جولان بگيرند، همه ی مناسبات هستی به هم می ريزد. به همين دليل هيچگاه اجازه نداديم مردم در اين سی و سه سال سربلند کنند و به ما بگويند: چرا؟ حالا ما جای اين دو تا را عوض کرده ايم.

در شعبه ی رأی گيری، شناسنامه ی خود را می دهيد و برگه ای می گيريد. ظاهراً بايد اين رأی دادن مخفيانه باشد. و کسی نداند شما به چه کسی رأی می دهيد. اما خودتان بدون اين که از کسی اسم ببريد به من می فرماييد: بنا دارم به يک مسيحی رأی بدهم که تخصصش از همه ی مسلمانان و دوستان من بيشتراست. او را می شناسم و درباره اش تحقيق کرده ام. به يک کليمی رأی می دهم که درتحليل قانون دومی ندارد. او را نيز شناسايی کرده ام و به درستی نگاه او يقين دارم. می خواهم به يک زرتشتی نيزکه منصف تر از او نديده ام رأی بدهم. اين خانم زرتشتی، درعلم و ادب و فرهيختگی سرآمد است. به يک خانم هنرمند هم می خواهم رأی بدهم. او را درکار هنر متبحر و صاحب رأی يافته ام. می گويم: آقا اين خانم هنرمند که شما می فرماييد بی حجاب و لاقيد و قائل به برابری حقوق زن و مرد است. می فرماييد: اين که بی حجاب است و قيودات مذهبی ندارد و يک چنين عقايدی دارد مهم نيست. همين که به وطنش و به انسانيت عشق می ورزد خواستنی است.   

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته