-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ دی ۱۷, شنبه

Latest New from Green Correspondents for 01/07/2012

Latest New from Green Correspondents for 01/07/2012
Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

 محمد جان؛ اميدی به اصلاح رفتار جناح حاکم نيست، اينها هيچ خدايی را بنده نيستند، اينها خود را - نه خدارا - حق مطلق می دانند و خدا را هم برای خود می خواهند!
خبرنگاران سبز/جامعه:
هفدهمين نامه محمد نوری زاد ( حر زمان )  با نام « من در انتخابات شرکت می کنم »  در شرايطی در وب سايت اين نويسنده و کارگردان منتشر شده است که اکثر قريب به اتفاق احزاب اصلاح طلب و معترض به انتخابات دوره پيشين، صحبت از تحريم انتخابات زده اند.

محمد نوری زاد در اين نامه خود را در شرايطی که در کنار رهبری و تمامی آحاد ملت در انتخابات نمايشی مجلس شرکت کرده است ديده و فراوان از خوشحالی مردم از بازگشت و پوزش رهبری از ملت ايران گفته است که خبرنگاران سبز به دليل همراهی با اکثريت جامعه برای تحريم انتخابات فرمايشی و ادامه بازداشت رهبران جنبش سبز، فعالين سياسی، مدنی و دانشگاهی تنها به پوشش بخش هايی از نامه هفدهم محمد نوری زاد بسنده می کند.

در اين بين دکتر مهدی خزعلی نيز همچون ما نامه هفدهم نوری زاد را يک رويايی تعبير نشده دانسته است و جوابيه ای دوستانه به محمد نوری زاد نگاشته است.

   محمد جان؛ خواب های خوش ببينی!(جواب نامه نوری زاد)

نامه هفدهم نوری زاد را خواندم، در خواب و خيال سير کرده است، چه خواب های خوشی دارد، آدم احساس می کند که در خواب راه می رود!

محمد جان؛ خواب های خوش ببينی، من در خواب هم پای صندوق رای نخواهم رفت، من با صندوق رای قهر کرده ام و تا رسيدن به انتخابات آزادِ آزادِ آزاد، ديگر نامی از انتخابات نخواهم برد، حتی در خواب هم مرا پای صندوق نخواهيد ديد! اين حق من است که رای بدهم يا نه! پرونده نهم من برای همين انتخابات مجلس نهم تشکيل شده است!

محمد جان؛ اميدی به اصلاح رفتار جناح حاکم نيست، اينها هيچ خدايی را بنده نيستند، اينها خود را - نه خدارا - حق مطلق می دانند و خدا را هم برای خود می خواهند!

دلهايشان تيره و تار شده و مهر خورده است، نمی انديشند و گوش هايی دارند برای نشنيدن و چشم هايی برای نديدن، تلاشت را ارج می نهم، اما نتيجه را ... نمی دانم!

خيلی خسته ام، خسته تر از آنی که فکر می کنی، شايد همين روزها به خط زديم، شايد ... تو را و خانواده ام را به خدا می سپارم، به بچه ها بگو، خانواده ام را تنها نگذارند!

مهدی خزعلی

من در انتخابات شرکت می کنم!
زنان ما، برخی با حجاب های شايسته، وبرخی بدون حجاب، برای شما دست تکان می دهند و شناسنامه های خود را نشان شما می دهند. که يعنی: نگاه کنيد آقا، ما به اشاره ی شما آمده ايم تا رأی بدهيم. شما اما چه می کنيد؟ دست می بريد و از آسمان خدا واژه های نيک برمی چينيد و به آنان هديه می دهيد. برپوشش رويين آن هديه ها، اين عبارت شريف قرآنی نقش بسته است: " لااکراه فی الدين". و برای چندمين باراز بانوان سرزمين تان بخاطر آسيب های اين سالهای پس از انقلاب پوزش خواهی می کنيد. وآنان با بزرگواری از فرداهای خوب می گويند و می گويند: گذشته را به دست گذشته سپرده اند.

اقليت های مذهبی و حتی کمونيست های ما نيز برای رأی دادن صف بسته اند. يکی از کمونيست ها پيش می آيد و خوشحالی اش را از اين که در دانشگاه به او کرسی تدريس پيشنهاد شده، نشان شما می دهد. يکی از بسيجيان به دست شما شاخه گلی می دهد و می گويد: از اين که ما را از شر نيروهای خود سرو بی سواد و بد دهن و قمه به دست و چاقوکش رهايی بخشيده ايد از شما سپاس داريم. وشما آن شاخه گل را تقديم بانويی می کنيد که سابق براين فاحشه بوده و به يمن برکاتی که برسرجامعه باريده، به آغوش خانواده بازگشته.


پای صندوق رأی، يکی از خبرنگاران خارجی از شما می پرسد: چه شد که ناگهان ورق برگشت؟ وشما درنهايت شجاعت پاسخش می دهيد: ما جای مردم هراسی را با خدا ترسی عوض کرديم. خبرنگار می پرسد: يعنی چه؟ توضيح می دهيد: ما بجای اين که از خدا بترسيم و رعايت سنت های حتمی او را بکنيم، به مردم هراسی دچار شده بوديم. خيال می کرديم اگر مردم سربرآورند و اعتراض کنند و جولان بگيرند، همه ی مناسبات هستی به هم می ريزد. به همين دليل هيچگاه اجازه نداديم مردم در اين سی و سه سال سربلند کنند و به ما بگويند: چرا؟ حالا ما جای اين دو تا را عوض کرده ايم.

در شعبه ی رأی گيری، شناسنامه ی خود را می دهيد و برگه ای می گيريد. ظاهراً بايد اين رأی دادن مخفيانه باشد. و کسی نداند شما به چه کسی رأی می دهيد. اما خودتان بدون اين که از کسی اسم ببريد به من می فرماييد: بنا دارم به يک مسيحی رأی بدهم که تخصصش از همه ی مسلمانان و دوستان من بيشتراست. او را می شناسم و درباره اش تحقيق کرده ام. به يک کليمی رأی می دهم که درتحليل قانون دومی ندارد. او را نيز شناسايی کرده ام و به درستی نگاه او يقين دارم. می خواهم به يک زرتشتی نيزکه منصف تر از او نديده ام رأی بدهم. اين خانم زرتشتی، درعلم و ادب و فرهيختگی سرآمد است. به يک خانم هنرمند هم می خواهم رأی بدهم. او را درکار هنر متبحر و صاحب رأی يافته ام. می گويم: آقا اين خانم هنرمند که شما می فرماييد بی حجاب و لاقيد و قائل به برابری حقوق زن و مرد است. می فرماييد: اين که بی حجاب است و قيودات مذهبی ندارد و يک چنين عقايدی دارد مهم نيست. همين که به وطنش و به انسانيت عشق می ورزد خواستنی است.   

 
 


با وجود وضعيت نامناسب جسمی مسعود باستانی در زندان، مسوولان زندان رجايی‌شهر و دستگاه قضايی از اعزام وی به بيمارستان خودداری می‌کنند.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
 خبرهای رسيده حکايت از ضرب و شتم شديد مهدی محموديان در بند دوالف سپاه پاسداران و وخامت وضعيت جسمانی مسعود باستانی دارد.اين دو روزنامه نگار زندانی که بعد از انتخابات سال ۸۸ زندانی شده و اکنون در زندان رجايی شهر به سر می برند هر يک با وضعيت دشواری در روزهای اخير مواجه شده اند.

طبق گزارش رسيده به کلمه هفته گذشته مهدی محموديان، روزنامه نگار را بازجويان سپاه به دلايل نامشخص و در حالی که مشغول گذراندن حکم شش سال زندانش است به بند دو الف که متعلق به سپاه پاسداران است منتقل کردند.

اين در حالی است که در تمام راه انتقال اين فعال اجتماعی از کرج تا زندان اوين ماموران او را به شدت مورد ضرب شتم قرار دادند. همچنين دربند دو الف هم اين ضرب و شتم با باتوم ادامه يافت و محموديان ضمن بازجويی مجدد مدام با کلمات رکيک بازجوها مواجه بود که او را به خاطر نگارش نامه هايی از زندان تهديدمی کردند. شدت ضرب و شتم ها تا حدی بوده که گفته می شود مهدی محموديان بی‌هوش شده و بازجويان مجبور شده‌انداو را به بهداری زندان منتقل کرده و دستگاه اکسيژن به او وصل کنند.

مهدی محموديان چندی پيش به دليل مشکلات قلبی در بيمارستان بستری بود و مسوولان زندان خود می دانند که او وضعيت جسمانی نامناسبی دارد. همچنين بازجويی يک زندانی که در حال گذراندن حکم زندانش است غير قانونی است.

مهدی محموديان، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، در تاريخ ٢۶ شهريور ٨٨، در جريان اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوری، بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.

اين مسئول ستاد اطلاع رسانیِ جبهه مشارکت، در دوران زندانش نامه ای را خطاب به رهبری منتشر کرد که در آن پرده از وضعيت بسيار نامناسب زندان رجايی شهر بر می داشت.

وضعيت وخيم جسمانی مسعود باستانی ، روزنامه نگار زندانی

با وجود وضعيت نامناسب جسمی مسعود باستانی در زندان، مسوولان زندان رجايی‌شهر و دستگاه قضايی از اعزام وی به بيمارستان خودداری می‌کنند.

مسعود باستانی روزنامه‌نگار منتقد دولت، که دوران محکوميت شش سال زندان خود را در زندان رجايی‌شهر کرج سپری می‌کند از سردردهای شديد و مداوم در زندان رنج می‌برد و اين وضعيت سبب شده که چندين بار وی دچار لمسی بدن شده و به بهداری زندان منتقل شود.

بنابه گفته پزشکان پزشکی قانونی که به زندان آمده و وی را مورد معاينه قرار داده‌اند، اين روزنامه‌نگار بايد در اسرع وقت به بيمارستان برای معاينه و سی.تی.اسکن و درمان اعزام شود.

باستانی پيش از اين نيز مشکلات گوارشی و دندان درد داشت و در هفته‌های اخير سردردهای شديد و لمس شدن يک طرف بدنش، به اين مشکلات اضافه و موجب بيماری شديد او در زندان شده است.

با اين وجود مسوولان زندان رجايی‌شهر و دادستان تهران از اعزام وی به بيمارستانی خارج از زندان خودداری کرده‌اند. بر اساس اين گزارش، وضعيت بد مسعود باستانی در زندان سبب نگرانی شديد خانواده‌و همبندان او شده است.

مسعود باستانی از تاريخ ۱۴ تير ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام تبليغ عليه نظام و اجتماع و تبانی برای ايجاد اغتشاش به شش سال زندان محکوم شده است. وی تا بهمن ماه ۱۳۸۸ در زندان اوين به سر می‌برد، اما در تاريخ پنجم بهمن ماه ۱۳۸۸ در اقدامی خلاف قانون و بر خلاف اصل تفکيک و طبقه‌بندی زندانيان از زندان اوين به زندان رجايی‌شهر که محل نگهداری مجرمين خطرناک است، منتقل و در اين زندان نگهداری شد.

وی تاکنون از حق مرخصی استفاده نکرده و از جمله زندانيانی است که به صورت مداوم در زندان بوده است.

 
 


مقامات ايرانی تحت فشار نسبت به وقوع برخی از اعدامهای مخفی علنا اذعان کرده اند. درگزارشی که در اسفند ماه ۸۹ درمورد وضعيت حقوق بشر ايران منتشر شد، بان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد اعدام يک گروه ۶۰ نفره در مشهد را تاييد کرد.
‎اين کشتار جمعی پنهانی باعث نگرانی و محکوميت بين المللی شده است و در گزارش اولیۀ گزارشگر ويژۀ سازمان ملل متحد در خصوص وضعيت حقوق بشر در ايران که در مهرماه ۱۳۹۰ منتشر شد نيز به عنوان يکی از موارد نقض حقوق بشر به آن اشاره شده است.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
 کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران برای اولين بار ليست ۱۰۱ قربانی اعدامهای مخفيانه در زندان وکيل آباد مشهد را منتشر کرد. کمپين از مجلس و قوۀ قضايیۀ ايران خواست تا فورا اعدامها را متوقف کنند و به سرعت درمسير لغو مجازات اعدام گام بردارند.
‎شيرين عبادی، حقوقدان برجستۀ ايرانی و برندۀ جايزۀ صلح نوبل در اين خصوص به کمپين گفت: "متاسفانه بسياری از اين اعدام ها در اتاق های دربسته و بدون دخالت وکيل و اطلاع خانواده و دسترسی به يک دادرسی عادلانه صورت می گيرد. قوه قضاييه و دولت ايران می دانند که اعدام راه حل مناسبی برای مبارزه با جرائم خصوصا مواد مخدر نيست. سوال اصلی اين است که چرا دولت ايران اين چنين با اشتياق از اين مجازات استفاده می کند؟ موضوع اين است که چنين اقدامی تنها رعب ووحشت ايجاد می کند و کاربرد سياسی دارد ولی همه آمارها نشان می دهد که با افزايش مجازات اعدام جرائم مواد مخدری کاهش پيدا نکرده است."
‎رييس قوۀ قضايیۀ ايران صادق آملی لاريجانی در تاريخ ۳۰ آذرگفت: "…ادعا شده که در ايران اعدام‌های دسته‌جمعی مخفيانه صورت می‌گيرد که با قاطعيت اعلام می‌کنم چنين مساله‌ای کذب محض است… تمام احکام‌ اعدام‌ها به دفتر رييس قوه قضاييه منعکس می‌شود … اگر آنها واقعا اطلاع دارند که در نقطه‌ای چنين اعدام‌هايی به صورت مخفيانه انجام شده اعلام کنند تا ما در مورد صحت آن تحقيق کنيم."

‎فهرستی که امروز توسط کمپين بين المللی حقوق بشر منتشر شده اسامی ۱۰۱ نفر را نشان می دهد که گفته ميشود بدون اعلام رسمی ، بين ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ و ۲۹ آذر ۱۳۸۹ در زندان وکيل آباد مشهد اعدام شده اند. اين فهرست که همراه گزارش کوتاهی در اين زمينه منتشر شده اولين منبعی است که در آن هويت و جزئيات مربوط به تعداد زيادی از اعدامهای پنهانی وکيل آباد فاش شده است.

‎فعالان حقوق بشر محلی در ايران اين اطلاعات را با قبول خطر جدی نسبت به ايمنی شخصی خود در راستای تضمين صحت گزارش های گذشته ارائه نموده اند.

‎آسيه امينی، يک فعال سرشناس ايرانی در امورحقوق بشر که در جريان جمع آوری اطلاعات اين گزارش مشارکت داشته است با اشاره به ابعاد گسترده چنين اعدام هايی به کمپين گفت :" اين آمار، از نظر من و برخی از تهيه کنندگان اين گزارش، کمترين آمار موجود است."

وی افزود: "موضوع اعدام به نظر من ، مسالۀ يک نفر و يک شهر و يک طيف نيست. مسالۀ اعدام در کشور ما فقط مسالۀ قربانيان و خانواده های آنها نيست. اعدام برای ما يک مسالۀ ملی است و بايد به آن در گسترۀ وسيعی توجه شود. وقتی نام وطن ما در صدر اعدام کنندگان نوجوان قرار دارد، اين يک بی آبرويی ملی است. وقتی آمار اعدامهای مخفيانه، غير عادلانه و دسته جمعی در ايران در صدر خبرهای نقض حقوق بشر قرار دارد، به نظر من وظيفۀ تک تک ما ايرانيان است که از دستگاه حاکم بپرسيم 'چرا؟' و بخواهيم اين بی آبرويی بزرگ را بس کند. "

‎با در نظر گرفتن جمعيت کشورها، ايران بيشترين تعداد اعدام در ميان کشورهای جهان را به خود اختصاص می دهد. با درنظر گرفتن تنها شمار اعدام ها، ايران پس از چين درصدر فهرست کشورهای اعدام کننده قرار دارد. تا کنون در سال ميلادی ۲۰۱۱، ايران بيش از ۶۰۰ نفر را اعدام کرده است که حداقل ۱۶۱ فقره از اين اعدامها پنهانی بوده اند.

‎از ژانویۀ ۲۰۱۱ (ديماه ۱۳۸۹) تا کنون، کمپين بين المللی حقوق بشر ۴۷۱ مورد اعدام مخفی در مشهد و ساير شهررا مستند کرده است.اما به نظر می آيد آمار واقعی بسيار بالاتر از اين باشد. کمپين اين اطلاعات را از منابع و فعالان محلی که برخی از آنها مبتنی براطلاعات منابع منتشر نشده داخلی است دريافت کرده است.

‎اعدام هايی که توسط مقامات به صورت علنی گزارش نشده اند و خانواده قربانيان و وکلای آنها هيچ اطلاع قبلی راجع به اجرای آنها نداشته اند اعدامهای مخفی محسوب می شوند.

‎طبق گواهی فعالان محلی، زندانيانی که در زندان وکيل آباد مشهد به صورت مخفيانه اعدام شده اند از قرار اعدام خويش تا زمان اجرای حکم اعدام اطلاعی نداشتند. مقامات زندان تنها ساعاتی قبل از اعدام اين افراد را نسبت به اجرای حکم اعدامشان آگاه کرده و به آنان گفته اند که پيش از مرگ وصيت نامۀ خويش را بنويسند و مراسم غسل را به جا بياورند.

مقامات زندان وکيل آباد زندانيان را حدود غروب آفتاب در يک راهروِ سرباز که به سالن ملاقات زندان منتهی می شود حلق آويز کرده اند. به منظور محرمانه نگاهداشتن اعدام ها، تلفن های زندان وکيل آباد ساعتها پيش ازاجرای احکام قطع شده اند و از تماس تلفنی به داخل و خارج زندان جلوگيری شده است. اجرای اين احکام اعدام از نظم اداری خاصی برخوردار است. برای نمونه، پزشکی قانونی گواهی فوت افراد اعدام شده را بعضا تا يک روز پيش از اجرای حکم اعدام صادر نموده است. در گواهی فوت اين افراد علت مرگ "قتل قانونی" ذکر شده است.
در زمان اجرای احکام اعدام، نمايندگان چندين سازمان دولتی شامل دفتر دادستانی مشهد، پليس محلی و منطقه ای، قوۀ قضاييه، پزشکی قانونی، و رييس زندان وکيل آباد و رييس ادارۀ اطلاعات به عنوان شاهد حضور داشته اند.

‎کمپين بر اين باور است که بسياری از اين اعدام ها در غياب پادمان های بين المللی و استانداردهای دادرسی عادلانه انجام گرفته است.

‎منابع در مشهد اعلام داشته اند که بسياری از احکام اعدام از طريق محاکمات شتابزده و غير عادلانه و فرآيندهای قضايی ناعادلانه و ناقص صادر شده اند. در تاريخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۰ برادرزادۀ يکی از زندانيانی که اعدام شده به کمپين بين المللی حقوق بشر گفت: " از زمان بازداشت تا اجرای حکمِ اعدامِ عمويم تنها دو ماه طول کشيد و وی از حق دادرسی عادلانه محروم بود… و صحت وسقم ادعاهای وی مورد بررسی قرار نگرفت."

‎برخی از زندانيان اعدام شده درزندان وکيل آباد اتباع خارجی از جمله شهروندان افغانستان ، غنا و نيجريه بوده اند ، و بنا به ادعای منابع ياد شده هيچگونه دسترسی به نمايندگان سفارتخانه های خود نداشته اند. به نظر می آيد اکثر افراد اعدام شده از نظر اقتصادی از اقشار محروم بوده اند.

‎همچنين، اکثريت قريب به اتفاق اعدام های مخفیِ گزارش شده در ارتباط با جرايم مربوط به مواد مخدر بوده اند، که تحت قوانين بين المللی برای آنها مجازات اعدام مجاز نيست. ماده ۶ (۲) ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی (ICCPR) ، که ايران آن را در سال ۱۳۵۴ تصويب کرد، حکم می کند که "در کشورهايی که در آنها مجازات اعدام لغو نشده ، حکم اعدام فقط برای جدی ترين جرايم اعمال شود… اين مجازات فقط می تواند در مواردی که حکم نهايی توسط يک دادگاه صالح صادر شده باشد انجام شود."
‎کميتۀ حقوق بشر سازمان ملل که مقام بين المللی ذيصلاح در خصوص ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی می باشد، و گزارشگر ويژۀ سازمان ملل متحد درمورد اعدامهای فراقضايی يا خودسرانه تصريح می کند که جرمهای مربوط به مواد مخدر فاقد استاندارد "جدی ترين جرايم" می باشند و در نتيجه رویۀ ايران در خصوص احکام اعدام در اينگونه موارد تعهدات بين المللی دولت را نقض مينمايد.

مقامات ايرانی تحت فشار نسبت به وقوع برخی از اعدامهای مخفی علنا اذعان کرده اند. درگزارشی که در اسفند ماه ۸۹ درمورد وضعيت حقوق بشر ايران منتشر شد، بان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد اعدام يک گروه ۶۰ نفره در مشهد را تاييد کرد.
‎اين کشتار جمعی پنهانی باعث نگرانی و محکوميت بين المللی شده است و در گزارش اولیۀ گزارشگر ويژۀ سازمان ملل متحد در خصوص وضعيت حقوق بشر در ايران که در مهرماه ۱۳۹۰ منتشر شد نيز به عنوان يکی از موارد نقض حقوق بشر به آن اشاره شده است.

‎ماده ۱۴ ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی متضمن حق تمام متهمان به يک محاکمۀ عادلانه است. همچنين ، پادمان سازمان ملل متحد برای تضمين حمايت از حقوق افراد مواجه با مجازات مرگ به خوبی روشن می کند که "مجازات اعدام تنها ممکن است بعد از حکم نهايی توسط يک دادگاه صالحه و پس از طی روندی قانونی که بتواند تمامی تضمين های ممکنه برای اطمينان از يک محاکمۀ عادلانه را ارائه دهد انجام شود" و متهمان بايد به چندين نوبت تجديد نظرخواهی دسترسی داشته باشند.

‎۹۶ کشور در سراسر جهان، از جمله برزيل ، ترکيه ، و رواندا ، به طور رسمی مجازات اعدام را لغو کرده اند و ۳۴ کشور ديگر از جمله کنيا ، مراکش ، و روسيه ، عملا ديگر مجازات اعدام را اجرا نمی کنند.

‎هادی قائمی گفت: "ايران نشان داده است که قادر به استفاده از حکم اعدام به شيوه ای قانونی و پاسخگو نيست. با بالا رفتن سرسام آور تعداد موارد اعدام که بر اساس محاکمات ناعادلانه و روند قضايی غير شفاف صورت می گيرد، اينک زمان آن رسيده که ايران اعدام را متوقف کند و به روند جهانی رو به رشد لغو مجازات اعدام بپيوندد."


 اسامی يکصد تن از اعدام شدگان در زندان وکيل آباد مشهد

از بين بيشتر از ۵۵۰ متهمی که منابع کمپين از اعدام شدن آنها در زندان وکيل اباد مشهد از تابستان سال هشتاد و هشت تا انتهای تابستان سال نود سخن گفته اند، کمپين بين المللی حقوق بشردر ايران از طريق منابع موثق موفق به بدست اوردن اسامی يکصدتن  اسم از اعدام هايی در ۵ روز مختلف در بازه تابستان و پاييز سال هشتاد و نه ، شده اند که به ترتيب تاريخ در ذيل آمده است. اين ۱۰۰ اسم تنها اسامی "بخشی از اعدام شدگان در تابستان و پاييز سال ۸۹″ ميباشند. تقريبا اتهام همه اين افراد مربوط به نگهداری، حمل يا خريد و فروش مواد مخدر بوده است.




 
 


 «آنها {جبهه پايداری} معتقدند برخی از اعضای اصلی جبهه متحد اصولگرايی، به نحوی وابسته به هاشمی رفسنجانی بوده و در راستای اهداف ايشان حرکت می‌کنند و همين مسئله به تنهايی کافی است مصباح يزدی را که اختلافش با هاشمی به دهه ۴۰ باز می‌گردد، با تمام توان به ميدان آورده و بدون تعارف، در مقابل مهدوی کنی به صف آرايی وادار کند.»
خبرنگاران سبز/سياست:
محمدتقی مصباح يزدی گفته که احمد جنتی «در حال حاضر با بيش از ۸۰ سال سن چندين مسئوليت بزرگ بر‌عهده دارند در حالی که ۲۰ سال از سن بازنشستگی ايشان گذشته است.»

اين گفته دو پهلوی مصباح يزدی در حالی بيان شده است که جمعيت فدائيان اسلام با اعلام اينکه محمدتقی مصباح يزدی «عامل تفرقه» در ميان محافظه‌کاران است، وی را عامل بازدارنده اتحاد بين اصولگرايان در آستانه انتخابات فرمايشی مجلس دهم معرفی کرده است.

فدائيان اسلام در موضع‌گيری ديگری با انتقاد از «جبهه پايداری» نوشته است: «طيف قابل توجهی از اصول‌گرايان به رهبري مصباح يزدی، چشم خود را بر روی اين مهم {وحدت، بسته‌اند و علم تفرقه را بلند کرده‌اند.»

اين جمعيت افزوده است: «آنها {جبهه پايداری} معتقدند برخی از اعضای اصلی جبهه متحد اصولگرايی، به نحوی وابسته به هاشمی رفسنجانی بوده و در راستای اهداف ايشان حرکت می‌کنند و همين مسئله به تنهايی کافی است مصباح يزدی را که اختلافش با هاشمی به دهه ۴۰ باز می‌گردد، با تمام توان به ميدان آورده و بدون تعارف، در مقابل مهدوی کنی به صف آرايی وادار کند.»

جمعيت فدائيان اسلام يک سازمان اسلام‌گرای شيعه زيرزمينی در ايران بود که در دهه ۱۳۲۰ خورشيدی، به رهبری مجتبی نواب صفوی با هدف برقراری حکومت اسلامی تشکيل شد.
فدائيان اسلام در سال ۱۳۲۴ احمد کسروی، مورخ و منشی‌اش را با ضربات متعدد چاقو ترور کردند. سپس بين سال ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۲ دو نخست‌ وزير کشور يعنی عبدالحسين هژير، حاجی‌علی رزم‌آرا و عبدالحميد زنگنه وزير آموزش را به قتل رساندند.
آنان همچنين سوء قصدهای ناموفقی را به جان محمدرضا پهلوی، وزير امور خارجه حسين فاطمی و حسين علاء ترتيب دادند.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته