-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

Posts from Khodnevis for 03/21/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



پیام نوروزی اوباما به مناسبت فرارسیدن سال ۱۳۹۰
 


۵ نکته پیرامون آشتی‌ ملی‌

۱-در ۱۰ دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته طبق آمار وزارت کشور حد آقل ۲۱% و حد اکثر ۴۹% از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکرده اند، این درصد بالا از تحریم کنندگان در اکثر دوره ها، تعدادشان از آرا کاندیدای منتخب و پیروز بیشتر بوده است . در دوم خرداد ۷۶ و دوره دهم، درصد مشارکت بالا بیشتر  به خاطر "نه‌ گفتن" به حاکمیت بود تا دفاع از کاندیدای خاصی‌، و با توجه به سازکار غیر عقلی و غیر دموکراتیک انتخابات میتوان از همین آماری که به احتمال زیاد صحیح نیست، و منبع آن خود بزرگترین ارگان سازمان دهنده تقلب‌های بسیار در انتخابات مختلف بوده است نتیجه گرفت، که در یک رفراندم عادلانه حکومت اسلامی موجود، از مردم ایران رای قبولی نخواهد گرفت، فکر می‌کنم کمتر کسی‌ با این گفته مشکل داشته باشد، حتا درون حاکمیت وقتی‌ صحبت از بی‌ ارزشی رای مردم و استفاده از عبارات غیر دمکراتیکی مثل (خواص بی‌ بصیرت، و خودی و غیر خودی....) به این صراحت به میان میاید، یعنی‌ خود امثال آقای مصباح و خامنه‌ای از غیر مشروع بودن حکومت به خوبی‌ آگاهند.

۲- در بین نیروهای فعال سیاسی مخالف رژیم، از مجاهدین و کمونیست‌ها تا مشروطه خواهان و جمهوری خواهان سکولار دمکرات و اصلاح‌طلبان بریده از حکومت هیچکدام سابقه روشن و قابل دفاعی ندارند، رفتن مجاهدین به عراق، حمایت حزب توده از خمینی، اشتباهات قبل از انقلاب سلطنت‌طلبان و از همه نزدیک‌تر اشتباهات و کارنامه غیر قابل دفاع نیروهای چپ حکومتی که بعد‌ها به اصلاح‌طلبی پرداختند و امروز مدعی رهبری جنبش مردم هستند. به ما می‌گوید که هیچکدام نمی‌توانند خود را پاک و منزّه نشان دهند، عذر خواهی آقای تاج زاده بیانگر این است که نیرو‌های شجاع و جسور اصلاح‌طلب به این اشتباهات واقفند. در این میان بی‌ عملی‌ و رخوت ملی‌ گراها، بی‌ تدبیری جمهوری خواهان در تشکل دهی‌ به یک جریان پویا و دگم بودن کمونیست‌ها و نادیده گرفتن واقعیت‌های جهان پس از سقوط شوروی همه و همه دست به دست هم داده اند تا در کمال تأسف امروز شاهد انحطاط کشوری باشیم که همه این نیروها و همه ما خواهان سرفرازی آن هستیم.

۳-از بین نیروهای سیاسی مخالف رژیم تنها نیروی سیاسی که به شکل مشخص و شفافی موضع خودش را در قبال آینده ایران روشن کرده و رهبری متمرکز و مشخصی‌ نیز دارد (هر چند سازماندهی ندارد)، همین جریان مشروطه خواه است. دوستانی که مصاحبه‌های هفته اخیر رضا پهلوی را در صدای آمریکا در برنامه افق و پارازیت دیده اند به گوش خود شنیدند که نظر جریان مشروطه در قبال آینده ایران چیست: سکولار بودن به معنی‌ جدایی نهاد دین از حکومت، دموکراسی، قانون اساسی‌ بر پایه منشور حقوق بشر و نظام پارلمانی مشروطه، که البته از این به عنوان کاغذ دیواری و دکوراسیون خانه‌ای که موجود نیست تعبیر کردند، ولی‌ مهمترین حرف این جریان این بود که ایشان حاضرند با هر جریان سیاسی که قائل به تغییر رژیم و پی‌ ریزی نظامی سکولار و دمکرات در ایران هست همکاری کنند. نکته مهم دیگر این واقعیت است که چه ما خوشمان بیاید یا نه درصد قابل توجهی‌ از مخالفین حکومت طرفدار نظام مشروطه هستند و کسانی‌ که شعار ایران برای همه ایرانیان سر میدهند باید موضع خودشان را روشن کنند که آیا مشروطه خواهان هم جزو همه ایرانیان هستند یا "خودی " نیستند. آقای مهاجرانی در سخنرانی‌ اخیرش مشخصا در این مورد موضع گیری کردند و شورای هماهنگی‌ سبز امید که به غیر شفاف‌ترین صورت در حال عمل کردن است در بیانیه خود تصریح کرد که ایران مال همه ایرانیان است ولی‌ این که چه کسی‌ ایرانی‌ است را ایشان تشخیص می‌دهند و گویا مجاهدین و مشروطه خواهان فعلا ایرانی‌ نیستند.

۴-تفکر سکولار دمکرات غیر اصلاح طلب غیر مشروطه خواه شاید از همه گرایش‌های سیاسی پر طرفدار تر باشد، ولی‌ این که بعد از سی‌ سال هنوز به یک تشکل واحد یا یک رهبری حتا گروهی نرسیده است نشان دهنده این واقعیت تلخ است که در بین اندیشمندان این جریان ابتکار عملی‌ موجود نیست و اعتقادی هم به کار گروهی ندارند و بیشتر واکنش به اتفاقات درون ایران داشته اند تا برنامه ریزی برای خارج شدن از انفعال، ضمن این که بدبینی عجیبی‌ بین طرفداران این گروه نیز مشاهده میشود.

۵-اصلاح‌طلبان حکومتی که خوب تکلیفشان معلوم است منتظرند تا آقا ظهور کند بلکه نظام سر انجام گیرد و به دوران طلایی امام راحل برگردیم! ولی‌ اصلاح‌طلبانی که از نظام خارج شده‌اند و متوجه این اصل شده‌اند که نظام نه تنها اصلاح پذیر نیست بلکه علاقه‌ای هم به اصلاح ندارد، هنوز در یک توّهم بزرگ به سر می‌برند. پس از اعتراضات خود جوش خیابانی اینان با استفاده از امکانات رسانه‌ای موجود به سرعت برای جریان اعتراضی شناسنامه صادر کردند، و خود را صاحب آن معرفی‌ کردند. غافل از این که ایشان تنها بخشی از اکثریتی هستند که خواهان حکومتی دموکراتیک است، و متأسفانه دقیقا آن بخشی هستند که نه‌ حاضر به همکاری با بقیه هستند، نه موضع شفافی در قبال آینده ایران دارند. هر چند بنده شخصا به این جریان نقد‌های جدی وارد میبینم، ولی‌ هدفم از این نوشتار چیز دیگری است.


سخن آخر:

واقعیت اصلی‌ این است که اکثریت جامه ایرانی‌ از حکومت اسلامی خسته است و خواهان تغییر آن است، ولی‌ این اکثریت شامل گرایش‌های بسیار مختلف حتا در مواردی متضاد سیاسی، عقیدتی‌ و قومی است. اگر آینده ایران بر پایه دموکراسی قرار است بنا شود، یعنی‌ در آینده این گروه ها، در کنار هم قرار است فعالیت و رقابت کنند، اگر به شعار ایران برای همه ایرانیان باور داریم، یعنی‌ در آینده ایران، یک طلبه شیعه میتواند روزنامه داشته باشد همانطور که یک بهایی میتواند انجمن داشته باشد، پس چه گونه است که امروز بیرون از ایران و در شرایطی که دشمن مشترکی در حال نابودی کشور است، نمیتوانیم یک دیگر را تحمل کنیم؟ آیا آقای امیر ارجمند و شورای هماهنگی‌ سبز امید و دیگر اصلاح طلبان و یا دوستان کمونیست و غیره  به این دموکراسی معتقد نیستند؟ یا از تاثیر به وجود آمدن چیزی شبیه یک کنگره ملی‌ برای نجات و تمرکز رهبری بی‌ خبرند؟ برای من به عنوان یک ایرانی چیزی زیبا تر از این نیست که امروز تمام جریان‌های سیاسی گذشته را فراموش کرده، بدون بغض و به حرمت خون کشته شدگان راه آزادی و زندانیان سیاسی دست در دست هم بدهند تا جبهه واحدی برای ایجاد تغییر در ایران ایجاد کنند. کاری که در کشور‌های دیگری مثل افریقای جنوبی شاهد آن بوده ایم، یعنی‌ نگاه به آینده در سایه یک آشتی‌ ملی‌. این آشتی‌ ملی‌ باید حتا برای طرفداران نظام فعلی‌ هم جا داشته باشد، چرا که اینان نیز ایرانی‌ هستند................... حزب توده روزگاری یکی‌ از پر اقبال‌ترین جریان‌های سیاسی ایران بود، در میان اندیشمندان و هنرمندان کمتر کسی‌ بود که حد آقل برای مدتی‌ در این حزب نبوده یا سمپات نبوده باشد، ولی‌ این خود بزرگبینی، غیر شفاف بودن و فاصله گرفتن از مردم یا شاید تعبیر غلط کردن از آنچه "مردم" بودند به آنچه توده "مردم" میپنداشت، بلائی بار سر توده آورد که نه تنها امروز جریانی بد نام به شمار میرود بلکه همه نیروها و فعالین قدیمی‌ در صدد تبری جستن از آن هستند. امیدوارم در این نوروز شاهد بلوغ نیروهای سیاسی و انجام قدم‌های مشخص برای شکل گیری یک کنگره ملی‌ باشیم.


 


پیام نوروزی باراک اوباما: آینده ایران با ترس شکل نخواهد گرفت

رئیس جمهوری آمریکا، امروز در پیامی به مناسبت فرارسیدن سال ۱۳۹۰، عید نوروز را به ایرانیان تبریک گفت. متن پیام باراک اوباما به شرح زیر است:

من امروز می‌خواهم بهترين آرزوهای خود را به همه کسانی که نوروز را در ايالات متحده جشن می‌گيرند تقديم دارم. من هر سال در دوره رياست جمهوری خود اين روز را با خطاب مستقيم به مردم ايران بزرگ داشته‌ام.

اين کاری است که من مايلم يک بار ديگر انجام دهم.

امروز برای مردم ايران جشنی به منظور گردآمدن با دوستان و خانواده، برای تامل بر موهبت‌های بی همتايی است که شما از آن برخورداريد و نيز برای چشم دوختن به نويدی است که يک روز نو در بر دارد.

هر چه باشد، اين فصل، فصل اميد و بازآفرينی است. و امروز، ما می‌دانيم که اين فصل نويد بخشی در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا نيز هست، هر چند که هنوز چالش‌های عظيمی نيز بر جای مانده‌اند.

من بر اين باورم که برخی از ارزش‌ها- آزادی تجمع و تشکيل انجمن، توانايی ابراز آنچه که در فکر داريد و انتخاب رهبران- جهانی هستند. و آنچه که ما در سراسر منطقه می‌بينيم پافشاری برای پاسخگو بودن دولت ها در برابر مردم است.

ولی ما همچنين می‌دانيم که اين جنبش‌ها منحصر به همين چند ماه گذشته نبوده‌اند. همان نيروهای اميدی که ميدان تحرير را در نورديدند در ژوئن ۲۰۰۹ در ميدان «آزادی» ديده شدند. و درست به همانگونه که مردم منطقه بر حق انتخاب خود برای اينکه چگونه حکومتی داشته باشند پای فشرده‌اند، دولت‌های منطقه نيز در پاسخ خود دارای انتخاب هستند.

تا به حال پاسخ دولت ايران اين بوده است که برای حفظ قدرت خود اهميتی به مراتب بيشتر از احترام به حقوق مردم ايران قائل بوده است.

طی مدتی نزديک به دو سال، پيکاری از ارعاب و نقض حقوق در جريان بوده است. مردم ايران – از پير و جوان؛ زن و مرد؛ ثروتمند و فقير- در معرض تعقيب و آزار قرار داشته‌اند. صدها زندانی زندانی عقيدتی در زندان‌ها به سر می‌برند. بی‌گناهان ناپديد شده‌اند. روزنامه‌نگاران را خاموش کرده‌اند. زنان در معرض شکنجه قرار گرفته‌اند، کودکان به مرگ محکوم شده‌اند.

جهان با اضطراب به نظاره اين اعمال بيدادگرانه نشسته است. ما شاهد بوده‌ايم که نسرين ستوده به خاطر دفاع از حقوق بشر به زندان افتاده است؛ جعفر پناهی به زندان رفته و قادر به ساختن فيلم‌های خود نيست؛ عبدالرضا تاجيک به خاطر اينکه روزنامه‌نگار است روانه زندان شده است. جامعه بهاييان و مسلمانان صوفی به خاطر اعتقاداتشان مجازات شده‌اند؛ محمد وليان، يک دانشجوی جوان، به خاطر اينکه سه تا سنگ پرتاب کرده، به مرگ محکوم شده است.

اين انتخاب‌ها نشانه نيرومندی نيست، آنها ترس را نشان می‌دهند. زيرا وقتی دولتی تا آنجا از مردم خود وحشت دارد که به آنها حتی اجازه دسترسی به اطلاعات يا برقراری ارتباط با يکديگر را نمی‌دهد، اين به خودی خود گويا است. اما آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت، آينده ايران از آن جوانان است- جوانانی که سرنوشت خود را تعيين می‌کنند.

بيش از ۶۰ درصد مردم ايران بعد از سال ۱۹۷۹ چشم به جهان گشوده‌اند. شما پايبند زنجيرهای گذشته نيستيد- نفرت انحراف آفرين از آمريکا که از آن نه کار و نه فرصت به وجود می‌‌آيد؛ يک دولت سختگير و غير پاسخگو؛ جلوگيری از اين که مردم ايران توان بالقوه خود را به تحقق در آورند، از ترس اين که مبادا اقتدار دولت متزلزل شود.

به جای آن – شما مردم جوان ایران- هم فرهنگ باستانی ایران و هم توان شکل دادن به کشوری را که در برابر خواست‌های شما پاسخگو باشد در خود دارید.

استعداد، امیدها و گزینه‌های شما به آینده ایران شکل خواهند داد و به روشن ساختن جهان یاری می‌دهند. و هر چند که زمانه تاریک جلوه می‌‌کند، می‌خواهم بدانید که من با شما هستم.

در چنین روزی- در جشنی که همانند پلی میان گذشته و آینده گسترده است- می خواهم سخنانم را با نقل قولی از شاعر سیمین بهبهانی، زنی که سخنانش جهان را به لرزه افکنده‌اند، حتی اگر از سفر او فرای مرزهای ایران جلوگیری به عمل آمده است، پایان دهم: «اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود/ جوانی آغاز می‌کنم کنار نوباوگان خویش/ حدیث حب الوطن ز شوق بدان روش ساز می‌کنم/ که جان شود هر کلام دل چون برگشایم دهان خویش.»

باشد که این فصل جوانی دو باره‌ای برای همه ایرانیان به ارمغان آورد- زمانی که در آن یک فصل نو زاینده زندگی دوباره‌ای است. از شما سپاسگذارم و عید شما مبارک.

 


 


پیام شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان، ۱۳۹۰
 


تبریک نوروزی بنی صدر: فرصت‌ها را نسوزانیم!

 

بنی صدر در بخشی از پیامش گفت:

 

هر گاه رابطه خود را با قدرت تغییر بدهیم، مثلا رابطه را با استقلال و آزادی انسانی که هستیم و جامعه‌ای که هستیم بگردانیم، آنچه را که ناممکن تصور می‌کردیم، ممکن می شود و آنهایی که در رابطه با قدرت ممکن تصور می کردیم، ناممکن می‌یابیم. مثلا، جنبش برای تغییر رژیم استبدادی به دولت حقوقمدار که در حال حاضر در مقام تنظیم رابطه با قدرت، بنظر ما ناممکن می‌آید، اگر ما بخواهیم رابطه خود را با استقلال و آزادی خویش تنظیم کنیم این تغییر ممکن می شود و اصلاح رژیم است که ناممکن می‌گردد.

نوروز، روزی است که ایرانیان برخاستند و استقلال و آزادی جستند. برخیزید و استقلال و آزادی را باز یابید.



 


مرخصی تعدادی از زندانیان سیاسی در شب عید

 

علی جمالی عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم، فیض‌الله عرب سرخی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، محسن امین‌زاده و محسن میردامادی عضو شورای مرکزی و دبیرکل حزب مشارکت، آرش علایی  پزشک، ارسلان ابدی فعال دانشجویی، محمد اولیایی‌فر وکیل دادگستری، ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی، میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، حمزه کرمی از مدیران دولت هاشمی رفسنجانی، لیلا توسلی، پروین جوادزاده، فرید طاهری، زهرا جباری، مهدی اقبال، مهدی کریمیان و بابک داشاب از جمله افرادی هستند که تاکنون آزاد شده‌اند.

 

گرچه تاکنون جزییات بیشتری از نحوه مرخصی این افراد منتشر نشده است، اما اعلام شده که بسیاری از آنان با وثیقه‌های سنگین به مرخصی آمده‌اند.

 

برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند که تا پایان امروز، افراد بیشتری برای مرخصی از زندان آزاد خواهند شد، اما هنوز اسامی احتمالی این افراد اعلام نشده است. 

 

تا این لحظه از آزادی کسانی چون احمد زیدآبادی و عیسی سحرخیز اطلاعی در دست نیست.

 

 


 


آزادی ابراهیم یزدی با استعفا از دبیرکلی نهضت آزادی

ایرنا در خبری که ظهر امروز – یکشنبه ۲۹ اسفند – منتشر کرد، یزدی را «سرکرده گروهک غیر قانونی نهضت آزادی» نامید و از آزادی او در صبح امروز خبر داد.


ایرنا همچنین در خصوص ابراهیم یزدی ادعا کرده که: «وی پیش از آزادی بیانیه‌ای صادر کرده است، که ایرنا متن آن را متعاقبا منتشر خواهد کرد.»


خبرگزاری ایرنا ساعتی بعد، بیانیه‌ای یک خطی را به ابراهیم یزدی نسبت داد که در آن آمده است: بسمه تعالی. بدین وسیله استعفای خود را از پست دبیرکلی نهضت آزادی ایران اعلام می‌دارم. ابراهیم یزدی.۲۹/۱۲/۸۹

 


 


عید داریم، خوبش هم داریم!‏


به نقل از دکتر علی‌رضا نوری‌زاده درنخستین نوروز پس از پیروزی انقلاب عده‌ای قصد داشتند آیین باستانی نوروز را درسال ۱۳۵۸ ازمیان برده و یا لااقل کم رنگ نمایند. مرحوم بازرگان اولین نخست وزیر پس ازانقلاب شدیدا با این مساله مخالفت نموده بود و حتی به وزرای کابینه دولت موقت دستور داده بود شیک‌ترین کت و شلوارها و بهترین کراوات‌ها را برای نوروز بپوشند و گفته بود: عید داریم، خوبش هم داریم. درهمه این ۳۲ سال خیلی تلاش‌ها صورت گرفت تا نوروز را از میان ببرد، ولی در هر ۳۲ سال این تلاش‌ها شکست خورد و نوروز همچنان باقی ماند و مسلما به عنوان آیین باستانی ایرانیان بازهم باقی ماند. ‏


نوروز ۱۳۹۰ برهمه شما ایرانیان و فارسی زبانان و همه دست اندرکاران خودنویس مبارک باد. به قول مرحوم مهندس بازرگان: عید داریم، خوبش هم داریم! ‌‏







 


بوهای بدی می‌آید

در دو هفته‌ی اخیر نشانه‌هایی دیده می‌شود که با چینش آن‌ها در کنار یکدیگر به گزاره‌های خوبی نخواهیم رسید. جدایی هاشمی از خبرگان و استعفای پسرش از مترو، عتاب ملایم خامنه‌ای به هوادارانش و عقب نشستن شاخه‌ی فرهنگی بسیج از جو سازی، آرام شدن لحن کیهان تا جایی که تا قبل از ده روز پیش تمامی صفحه‌ی دو به فحش و تهمت به اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون اختصاص داشت، اکنون این اتهام‌ها به چند خط کاهش پیدا کرده است، دیدار میرحسین و کروبی با نزدیکان‌شان، نشستن مجلسی‌ها بر سر جای خود و حذف شعارهای تند از مجامع اصول‌گرا و نمونه‌های بسیاری در همین راستا.


به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان حکومتی به شکلی معامله با جناح اصول‌گرای پارلمانی و امنیتی - و نه تیم احمدی‌نژاد- دست پیدا کرده‌اند و گویا قول و قرار هایی گذاشته شده. از ظواهر امر چنین بر می‌آید که اصلاح‌طلبان قصد دارند خود را کاملا از مخالفان اصل نظام در جنبش سبز و سکولارها جدا کنند و از آن طرف هم دیگر حرفی از اعدام سران جنبش و دستگیری و محاکمه‌ی لایه‌های میانی اصلاح‌طلبان حکومتی زده نشود و امکان مشارکت آن‌ها در انتخابات بعدی فراهم آید.


این خطر که «اگر جمهوری اسلامی برود، اصول‌گرا و اصلاح‌طلب هم می‌رود» از همان ابتدای جنبش مطرح بود، اما تا این پایه امکان وقوع آن وجود نداشت. به نظر می‌رسد هر دو طرف درون جمهوری اسلامی می‌خواهند اعتراضات آرام شود. تاسیس «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم در همین راستاست: کانالیزه کردن خواسته‌های جنبش به چیزی که اصلاح‌طلبان حکومتی می‌خواهند و ریزش نیروهای سکولار از جنبش و نهایتا توقف موقت فعالیت جنبش تا اطلاع ثانوی

 

این نظریات اگر صحت داشته باشد، نشان دهنده‌ی حقه‌ی کثیفی است که دارد به طبقه‌ی متوسط وارد می‌شود و اگر اثبات شود، از نقاط سیاه تاریخ ایران به شمار خواهد آمد. جامعه‌ی مدنی ایران اگر زمانی به جنبش سبز پیوست، به دلیل تایید دوران طلایی امام و باند بازی‌های گسترده‌ی زمان ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی نبود. جامعه‌ی مدنی ایران، بستری که زمان ریاست جمهوری خاتمی برای فعالیت به وجود آمد را قدمی - هر چند کوچک - در راستای تثبیت و تقویت خود و رسیدن به دموکراسی سیاسی می‌دانست. اما گویا کسانی که ابدا اعتقادی به آزادی و عدالت و رفاه عمومی ندارند، اکنون می‌خواهند خود را سردمدار جنبش بدانند و همینها هستند که خون‌های ریخته شده را سر میز معامله خواهند برد و باکشان هم نیست.


با توجه به این گزاره‌ها، فکر می‌کنم قربانیان مخلص این راه، شهدای خیابانی و بازداشت‌شدگان، و کسانی مانند رمضان‌زاده - شیر مرد پاک اصلاح‌طلب- تاج‌زاده و ... و البته خود موسوی و کروبی اند که اعتبار و جان خود را در این راه گذاشتند. و بعید هم نیست که از آن طرف هم، اقشار اصول‌گرا، احمدی‌نژاد را - که پا روی دم خیلی‌هایشان گذاشته- به عنوان قربانی، پیشکش طرف معامله کنند.


در این گذرگاه سخت تاریخی - که میرحسین موسوی هم در بیانیه شماره ۱۷ به آن اشاره کرد و همگی غافل بودیم- جامعه‌ی مدنی ایران باید تکلیف خود را با قشر معامله‌گر مشخص کند. جنبش زنان، کارگران، محیط زیست، حقوق بشر، اهالی هنر و ... باید حساب خود را از بازی‌های سیاسی جدا کنند. مراقبت از جنبشهای مدنی در برابر «مورد معامله قرار گرفتن» وظیفه‌ی بزرگان و نخبگان جنبش‌ها است. اگر نماینده‌ی جنبش سبز فراگیر ایران، امثال «شورای هماهنگی راه سبز امید» و سیاست‌گذاران سایت جرس و کلمه اند - که به تدارک‌های احمدی نژاد برای عید نوروز، ایراد «مذهبی» می‌گیرند! - جنبش‌های مدنی باید خود را از آن مبری سازند.


 


آیا آزادمردی در کشتی نظام پیدا می‌شود؟

آیا از اول در این کشتی آزادمردی نبود؟

هر چه بود، بماند.

امروز این کشتی روی دریای مردم است؛ مردمی که روزگاری داخل همین کشتی بودند، ولی پیاده یا بیرون انداخته شدند.

اهالی فعلی کشتی!

به فرض که نیت‌تان خوب است. نتوانستید. تقصیر مردم چیست؟ اعتیاد و فقر و بیکاری و بی‌خانمانی و طلاق و دزدی و تجاوز و توهین و افترا و نیرنگ و دروغ با هم می‌تازند. امسال، هنوز ۸۹، حداقل ۳۶۴ نفر را  اعدام کرده‌اید؛ یعنی امروز به کنار، روزی یک نفر، چند خانواده. زندان‌ها را سه برابر ظرفیت جا داده‌اید. سالم می‌گیرید، مریض پس می‌دهید؛ مریض بگیرید، بی‌معالجه، مریض‌تر یا شفایافته‌ی مرگ پس می‌دهید.

اهالی کشتی!

بعضی‌تان می‌گویید «ما دخالتی نداریم»، دارید. این کشتی روی مردم سوار است؛ بالا و پایین می‌رود. نمی‌بینید؟


همه گرفتارند؛ کارگر، کشاورز، دانشجو، کاسب، روزنامه‌نگار، فیلمساز، نویسنده، ناشر، ...، بی حق اعتراض.

اهالی کشتی!

زندانیان را دریابید. آن‌ها نمایندگان، دلسوزان، و گروگان‌های یک ملت گرفتارند. از حبس آن‌ها چیزی نصیبتان نمی‌شود، مگر نفرت بیشتر.

بسیاری را که گرفتید و یا اعدام کردید، شما به من شناساندید.

گرفتاران شما یا گورهایتان، با هر مناسبتی، مرجع مردمند؛ نه خودشان، حرفشان. نوشته‌ها، شعرها، و  سخنانشان چندباره و چندباره مرور می‌شود. به پدر و مادر و برادر و خواهرشان سر می‌زنند. برایشان مقاله و شعر نوشته و خوانده می‌شود.

آنها در میان مردمند، با مردمند، نه داخل کشتی.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته