
Iranian Intelligence Minister Heydar Moslehi says the PJAK organization is on the verge of destruction due to the “appropriate actions of the Revolutionary Guards.”
Iranian media report that Moslehi told cabinet today: “Following the approved course of action, the Revolutionary Guards executed a series of operations to fight against PJAK and have done so very successfully.”
"We believe the group is on verge of collapse," the intelligence minister said. "We have stopped all the operations [PJAK] was planning to carry out inside the country, and thanks to the good and timely action of the IRGC, the organization is quickly moving toward complete eradication.”
These statements come after government media reported yesterday that five Iranian security officers were killed in the Chaldran region by PJAK forces. Makou Governor Hamid Ahmadian announced that a vehicle carrying the five officials was stopped by PJAK forces, and the officers were killed in the standoff.
The PJAK official website also acknowledged the conflict in Chaldran without giving any further details. Chaldran is in the northwestern province of Western Azerbaijan. PJAK has taken responsibility for the death of 26 IRGC members in the region and also the explosive sabotage of Iranian pipelines carrying gas to Turkey.
Iranian authorities previously announced the arrest of seven people in connection with the gas pipeline explosions.
In the past month, Iran has been targeting the border regions of Iraq with artillery shells on the grounds that PJAK, which the Islamic Republic regards as a terrorist group, has forces based in this region. Iran has even accused Iraq’s Kurdistan Regional Government of sheltering PJAK forces. The KRG has denied the charges and called on Iran to end the shelling of its territories.
PJAK, or the Kurdistan Free Life Party, is a militant group that claims to fight for the rights of Iran’s Kurdish minority.
source: Radio Zamaneh
صبح روز 20 می 1876، سلطان عبدالعزیز پادشاه سالخورده امپراطوری عثمانی از پنجره کاخ خود تصویری را تماشا میکرد که چیزی جز نوید یک پایان نبود. بسیاری از مردم با شغلهای مختلف و متعلق به طبقات گوناگون به خیابانها ریخته بودند و نسبت به شرایط وخیم اقتصادی و سیاسی این امپراطوری بزرگ، اعتراض داشتند.

یک سال قبل از این تاریخ، سلطان عبدالعزیز ورشکستگی مالی بزرگترین امپراطوری جهان اسلام پس از حکومت خاندان عباسی را اعلام کرده بود و این روند چند ماه بعد منجر به قطع حقوق کارمندان دولت شده بود.
عبدالعزیز قول داد تا به مطالبات مردم رسیدگی کرده و شرایط اقتصادی را بهبود بخشد، اما صبر نیروهای نظامی عثمانی لبریز شده بود. 29 می 1876 و تنها 9 روز بعد از تظاهرات مردمی، گروهی از افسران به کاخ ریخته و عبدالعزیز را از مقام پادشاهی عزل کردند تا امپراطوری عثمانی پس از آن وارد روند سقوط شود؛ سقوطی که 43 سال بعد به ثمر نشست و اروپا را از شر دشمن چند صد ساله خود رها کرد.
این روزها نگاهی به تحرکات دولتمردان ترکیه و نقشی که این کشور در منطقه ایفا میکند، این باور را ایجاد میکند که گویی امپراتوری عثمانی از زیر آواری یکصد ساله بر میخیزد و جایگاه خود را بار دیگر در منطقه به دست میآورد. تنها تا چند سال قبل، ترکیه وزن خاصی در منطقه نداشته و بازیگران اصلی خاورمیانه جز ایران، عربستان و سوریه نبودند، اما میراثداران مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) چند سالیست که سیاستهای خود را تغییر داده و به دنبال ایفای نقشی به مراتب مهمتر در منطقه آشوبزده و همواره حساس خاورمیانه هستند.
پرده اول: ورود به مذاکرات صلح
ترکیه تحرکات نوین خود را با ورود به مذاکرات صلح خاورمیانه شروع کرد. اسراییل و غرب که به این نتیجه رسیده بودند که بدون سوریه و جلب نظر این کشور، قادر به خاموش کردن جبهههای فعال علیه خود نیستند؛ تصمیم گرفتند تا با دمشق وارد مذاکرات صلح شوند، اما راضی کردن دمشق به شروع این مذاکرات امری به غایت دشوار بود. غرب هر اندازه که تلاش میکرد تا با ارائه امتیاز به نظام سوریه، این کشور را از همپیمانی با ایران جدا کند، موفق نمیشد تا سرانجام راه تحریم و انزوای آن را در پیش گرفت.
پنجم سپتامبر 2007، اسراییل از طریق اطلاعات گرانبهایی که از علیرضا عسگری (از فرماندهان سابق سپاه که ناپدید شده و بعدها گفته شد به آمریکا پناهنده شده است) به دست آورده بود، نیروگاه اتمی در حال تاسیس دیرالزور در سوریه را هدف بمباران جنگندههای خود قرار داد و آن را به کلی نابود کرد. این حمله که در نتیجه ماهها رایزنی میان تلآویو و واشنگتن صورت گرفته بود، باعث شد تا سوریه سرانجام به مذاکره غیرمستقیم با اسراییل با میانجیگری ترکیه تن دهد.
رسانههای اسراییلی بعدها فاش کردند که ایهود اولمرت و بشار اسد پس از چندین جلسه بحث و گفتگوی غیرمستقیم به نتیجه رسیدند که به شکل رسمی شروع مذاکرات مستقیم را اعلام کنند. رجب طیب اردوغان میانجی شد تا اسد و اولمرت به مدت چهار ساعت تلفنی با یکدیگر صحبت کنند؛ اما به فاصله دو روز همه چیز به هم ریخت و با شروع حمله نظامی اسراییل به نوار غزه، مذاکرات نیز برای همیشه به محاق فراموشی پیوست.
از این نقطه به بعد، ترکیه سیاستی را در پیش گرفت تا میان ملتهای مسلمان منطقه جایگاهی بیابد. آنکارا که پیش از این از مهمترین همپیمانان اسراییل محسوب میشد، وارد تنشی بیسابقه با تلآویو شد.
اردوغان در اجلاس دافوس، شیمون پرز رییسجمهور اسراییل را به باد انتقاد گرفته و جلسه را در اعتراض نسبت به آنچه «جنایت اسراییل علیه بشریت در غزه» خواند، در حالی ترک کرد که عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب کماکان در آن جلسه باقی ماند.
همین تصویر کافی بود تا اردوغان و کشورش ظرف یک شب در نظر اعراب و مسلمانان منطقه به قهرمانی تبدیل شود که در سکوت دهشتناک رهبران عربی، از حقوق مسلمانان در مقابل اسراییل دفاع میکند. چند ماه بعد، حمله اسراییل به کشتی صلح حامل کمکهای انساندوستانه ترکیه به مردم غزه که منجر به کشته شدن نه سرنشین این کشتی شد، روابط ترکیه و اسراییل را به شدت تیره کرده و جایگاه این کشور را نزد مردم منطقه بالاتر برد. اردوغان به صراحت خواستار عذرخواهی رسمی دولت اسراییل و پرداخت غرامت شد، امری که تلآویو به شدت با آن مخالفت کرد.
اما آیا واقعا روابط ترکیه و اسراییل بحرانی شده بود یا این تحرکات صرفا اقداماتی با این هدف بود که جای پای ترکیه در منطقه تقویت شود؟ تاریخ معاصر ایران در زمان حکومت محمدرضا پهلوی نمونه خوبیست تا بتوان آن را با سیاست اسراییلستیزی جدید ترکیه مقایسه کرد.
اوری لوبرانی سفیر اسراییل در تهران (1352 تا 1357) میگوید در بیست سال آخر حکومت شاه، وی تقریبا با تمامی مقامات اسراییلی از بنگوریون تا پرز در تهران دیدار کرد. شاه برای ارتباط با اسراییل شرط کرده بود که تمامی ملاقاتها باید محرمانه باقی بماند. به گفته اسدالله علم، در بخشی از این قبیل مذاکرات، شاه خواستار اعمال نفوذ لابی اسراییل در رسانههای جهانی برای بهبود وجهه خود میشود و در ادامه خطاب به لوبرانی میگوید «البته انتظار نداشته باشید که ما لحن علنی خود در قبال شما را تغییر دهیم. ایران کماکان در مجامع بینالمللی علیه اسراییل رأی داده و آن را محکوم خواهد کرد».
پرده دوم: مبارزه با تروریسم
با حمله آمریکا و همپیمانانش در سال 2001 به افغانستان، فصل جدیدی در خاورمیانه تحت عنوان «مبارزه با تروریسم» شروع شد. در آن زمان وجود دشمنی مشترک به نام طالبان باعث نزدیکی ایران و آمریکا و همکاری امنیتی این دو دشمن دیرین در این زمینه شد. این همکاری دو سال بعد عراق نیز تکرار شد و آمریکا به این صرافت افتاد تا باب مصالحه را بر روی ایران گشوده و از تهران به عنوان نوک پیکان مبارزه با تروریسم سلفیها در منطقه استفاده کند.
این گمانهزنی بسیار تقویت شده که ترکیه با توجه به دو موضوع حساس آوارگان سوری و مساله کردها، در صدد دخالت نظامی در سوریه است و اردوغان تصمیم دارد تا شروع نقش تاثیرگذار و نفوذ ترکیه در منطقه را با حملهای نظامی به سوریه، رسما اعلام کند
آنچه که پس از آن رخ داد، به کلی برخلاف توقعات آمریکاییها بود. ایران که سیاست خارجی خود را بر دشمنی با آمریکا قرار داده بود، نمیتوانست وارد روندی با این کشور شود که تداعیگر همپیمانیهای سابق بود. واکنش آمریکا در برابر این دو دلی و تردید ایران بسیار تند بود و ایران بلافاصله از طرف دولت بوش در «محور شرارت» جای گرفت.
منابع آمریکایی پس از آن فاش کردند که ترکیه از فرصت استفاده کرده و سعی کرد به آمریکا بقبولاند که گزینه بهتری برای مبارزه با تروریسم است؛ چرا که ایران در نهایت کشوری شیعیست که استفاده از آن برای مبارزه با سلفیگری اهل سنت، میتواند نتایج فاجعهباری در منطقه بر جای بگذارد.
طرح «خاورمیانه جدید» این بار در شرایطی دگرگون شد که ترکیه نقشی غیرقابل انکار در آن ایفا میکرد. اردوغان توانست غرب را قانع کند که با توجه به ضعف روزافزون عربستان، بلندپروازیها و تخریبهای ایران و همچنین از بین رفتن جایگاه رهبری مصر در جهان عرب و اسلام؛ این مهم بر عهده ترکیه گذاشته شود تا پرچمدار جهان اسلام شود و بدین ترتیب گذرگاه عبوری برای غرب به خاورمیانه باشد و در مقابل از امکانات مالی و قدرتی بیش از پیش برخوردار شود.
بدین ترتیب نقش ترکیه در عراق افزایش مییابد و همزمان با شروع تحولات در سوریه و اعتراض مردمی علیه حاکمیت بشار اسد، ترکیه از شرایط استفاده کرده و لحنی بیسابقه در مقابل همپیمان سابق خود سوریه را در پیش میگیرد.
پرده سوم: رهبری، عملی میشود
پس از آنکه جامعه بینالملل در نتیجه فشارهای روسیه و چین قادر به تصمیمگیری در قبال حوادث سوریه نشده و حتی از صدور قطعنامه در شورای امنیت نیز عاجز ماند؛ نوبت به اجرای سیاست جدیدی به رهبری ترکیه رسید.
رجب طیب اردوغان که از ابتدای اعتراضات مردمی در سوریه از اسد میخواست تا روند اصلاح را در پیش گرفته و از سرکوب مردم خودداری کند؛ به ناگاه لحنی بسیار تند و بیسابقه به خود گرفته و اعلام کرد که «صبر ترکیه در ازای حوادث سوریه تمام شده است».
در ادبیات سیاسی هنگامی که دولتی از پایان یافتن صبرش سخن میگوید، قاعدتا این تهدید را با اقدامی عملی همراه خواهد ساخت، چرا که چنین عبارتی به مراتب فراتر از محکومیتهای عادی است که جهان این روزها در قبال سوریه در پیش گرفته است.
احمد داود اوغلو وزیر خارجه ترکیه ابتدا با هیلاری کلینتون همتای آمریکایی خود مذاکره کرده و سپس اعلام میکند که برای انتقال پیام تند و قاطع ترکیه، عازم دمشق است. آمریکا نیز همزمان این موضوع را عنوان میکند که پیام مهمی را از طریق وزیر خارجه ترکیه به اسد منتقل خواهد کرد.
همزمان با سفر وزیر خارجه ترکیه به دمشق، سه هیئت بینالمللی دیگر نیز در این کشور حضور دارند. برزیل، آفریقای جنوبی و هند به عنوان سه عضو شورای امنیت، هیئتهایی را به دمشق ارسال کردهاند تا اسد را تشویق به توقف خشونتها و در پیش گرفتن روند اصلاحات کنند، اما ملاقاتهای این هیئتها با رییسجمهور سوریه هیچکدام بیشتر از نیم ساعت به طول نمیانجامد در صورتی که دیدار اسد و وزیر خارجه ترکیه نزدیک به چهار ساعت طول کشید.
این گمانهزنی بسیار تقویت شده که ترکیه با توجه به دو موضوع حساس آوارگان سوری و مساله کردها، در صدد دخالت نظامی در سوریه است و اردوغان تصمیم دارد تا شروع نقش تاثیرگذار و نفوذ ترکیه در منطقه را با حملهای نظامی به سوریه، رسما اعلام کند.
منابع آگاه در ترکیه خبر دادهاند که یکی از دلایل استعفای دستهجمعی فرماندهان ارتش ترکیه و پذیرش این استعفا از طرف اردوغان و سپس تعیین فرماندهان جدید با فاصلهای بسیار کم از آن استعفا، به اختلاف این افسران با دستگاه سیاسی ترکیه باز میگردد چرا که ارتش معتقد است دخالت نظامی در سوریه به سود منافع ترکیه نیست.
مقامات سوریه که پیش از ورود احمد داود اوغلو گفته بودند چنانچه ترکیه پیامی تند برای سوریه دارد، دمشق نیز پاسخ آن را به تندی خواهد داد، پس از خاتمه سفر وزیر خارجه ترکیه، سکوت را ترجیح داده و در مورد این سفر هیچ اظهارنظری نکردند. تصویر دیدار وزیر خارجه ترکیه با ولید المعلم همتای سوری وی، برای بسیاری یادآور دیدار بولنت اجاوید و طه یاسین رمضان وزرای وقت ترکیه و عراق اندکی قبل از حمله نظامی به عراق بود. دیداری که در آن حکومت صدام حسین، پیام ترکیه را جدی تلقی نکرده و سرانجام سقوط کرد.
هنگامی که سلطان عبدالعزیز توسط نظامیان ترک از پادشاهی خلع شد، اشتباهی در امپراتوری عثمانی رخ داد، بطوریکه ارتش برای تأمین نظر غرب؛ مراد پنجم را که در اروپا مشغول انتشار روزنامههایی در دفاع از آزادی بود، به ترکیه بازگردانده و وی را بر اورنگ سلطنت نشاند. مراد پنجم که اساسا برای سلطنت آموزش ندیده و بیشتر فعالی سیاسی بود، تنها چند ماه بعد به علت جنون از پادشاهی کنار گذاشته شد و ترکیه دیگر هرگز به دوران اوج خود بازنگشت. این روزها رهبران ترکیه از ضعف مفرط رقبایی چون ایران، مصر و عربستان استفاده کرده و از راههایی دیگر سعی در جلب نظر غرب برای احیای امپراطوری خود استفاده میکنند. راههایی که در آن اردوغان، مشغول جبران اشتباهات مراد پنجم است.
فرماندار ماکو در شمال غرب ایران از کشته شدن پنج “پرسنل مهندسی نیروی انتظامی” در منطقه چالدران خبر داده است.
به گزارش بیبیسی، حمید احمدیان، فرماندار ماکو در گفتوگو با خبرگزاری فارس گفته است این افراد در جریان “کمین تروریستها” کشته شدهاند و خودروی حامل آنها نیز نابود شده است.
به گفته آقای احمدیان یک افسر نیروی انتظامی، یک درجهدار و سه سرباز در این حمله که صبح روز دوشنبه (۱۷ مرداد) رخ داده، جان خود را از دست دادهاند.
سایت اینترنتی فرمانداری چالدران روز سه شنبه از تشییع جنازه این افراد خبر داده است. شهرستان چالدران در شمال استان آذربایجان غربی واقع شده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از حدود سه هفته پیش دست به عملیاتی گسترده در شمال غرب ایران برای هدف گرفتن اعضای پژاک (گروه حیات آزاد کردستان) زده است.
به نظر میآید منظور فرماندار ماکو از “تروریستها” در حمله اخیر، اعضای گروه پژاک باشد که بنابر گزارشها همچنان با نیروهای سپاه پاسداران درگیر هستند.
ایران میگوید تا کنون دهها نفر از اعضای پژاک در جریان این حملات کشته شدهاند. بنا بر گزارشها تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران نیز در این درگیریها کشته شدهاند.
پژاک میگوید یک حزب سیاسی است و هدف آن ایجاد “تغییرات اساسی” در جامعه ایران به خصوص جامعه کردهای این کشور است و نبرد مسلحانه را حاصل رفتار “خشن” ایران با کردها و “عدم برخورداری آنها از حقوق قانونی خود” میداند.
ایران پژاک را یک گروه تروریستی میداند. دولت آمریکا هم پژاک را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است.
حملات ایران به مواضع پژاک با اعتراض دولت منطقه خودمختار کردستان در شمال عراق روبرو شده است.
مسعود بارزانی، رئیس دولت خودگردان کردستان عراق، چند هفته قبل نیروهای ایرانی را به گلوله باران روستاهای داخل مرز عراق متهم کرد و یک مقام نظامی ایران در واکنش گفت که دولت کردستان عراق مقادیری زمین در اختیار پژاک قرار داده تا از آن برای ایجاد تاسیسات آموزشی و تدارکاتی استفاده کند.
گروهی از نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات مجلس سنای آمریکا از باراک اوباما خواستهاند که برای مقابله موثرتر با برنامه هستهای ایران دست به تحریم بانک مرکزی این کشور زند.
به گزارش رادیو فردا، ۹۲ تن از نمایندگان سنای آمریکا امروز در نامهای به اوباما نوشتند که «باید اقدامات بیشتری برای فشار اقتصادی بر حکومت ایران انجام دهیم.»
نامه توسط مارک کرک، نماینده جمهوریخواه از ایالت ایلینویز و چارلز شومر، نماینده دمکرات از نیویورک تنظیم شده است.
به گفته این نمایندگان بانک مرکزی ایران تلاش میکند تحریمها را دور زند و اکنون «زمان آن فرا رسیده است که ما با تحریم بانک مرکزی ایران فشاری فلج کننده بر سیستم مالی ایران اعمال کنیم.»
این دو نماینده همچنین تاکید کردهاند که تحریم بانک مرکزی ایران مورد حمایت گروه بزرگی از نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات است.
نامه نمایندگان به سخنان دیوید کوهن، معاون وزیرخزانه داری آمریکا در اطلاعات مالی و امور تروریستی اشاره کرده است که در ماه مه امسال گفته بود فعالیتهای بانک مرکزی ایران زیر نظر است.
ایالات متحده آمریکا در ماه مه امسال دست به تحریم هفت شرکت زد که در ارتباط با صنایع انرژی ایران بودند و گمان زده میشد که به فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی کمک میکنند.
تابستان سال گذشته کنگره آمریکا قانونی را به تصویب رساند که براساس آن شرکتهایی که با صنایع نفت و گاز ایران و سپاه پاسداران معامله میکنند، از همکاری با نهادهای دولت آمریکا محروم میشوند.
طبق این مصوبه آمریکا میتواند حتی دست به تحریم بانک مرکزی ایران بزند. کاری که تا به حال انجام نشده است.
این که تحریم بانک مرکزی ایران تا چه اندازه با حمایت اروپا و آسیا روبرو شود، روشن نیست. به نوشته والاستریت ژورنال این اقدام میتواند به افزایش بهای نفت منجر شود و مشکلات بسیاری در خرید نفت از ایران ایجاد کند.
بنا به خبری که سازمان بازرسی کنگره آمریکا هفته گذشته منتشر کرد، تحریمها باعث شده است که تعداد شرکتهای خارجی که در صنایع نفت و گاز ایران سرمایهگذاری میکنند به یک سوم برسد.
دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب میگوید «در آینده نزدیک لیست احزابی که تن به انتخابات حزبی نمیدهند را در رسانهها منتشر میکنیم.»
به گزارش زمانه، محمود عباسزاده مشکینی، دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در گفتوگو با خبرگزاری مهر با انتقاد از عملکرد برخی احزاب از انجام تخلف تشکیلاتی گفت: «از حدود ۲۵۰ حزب سیاسی دارای پروانه فعالیت در کشور احزابی که برابر اساسنامه حتی از بدو تأسیس مجمع انتخاباتی برگزار کرده و تغییرات هیأت مرکزی خود را به دبیرخانه کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ارسال کردهاند به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.»
وی با بیان اینکه «انتخاباتگریزی برای احزابی که خود را ماشین دمکراسی معرفی میکنند یادآور مثل معروف دم خروس و قسم حضرت عباس است»، افزود: «وقتی احزاب با اجتناب از انجام بدیهیترین وظیفه خود یعنی برگزاری انتخابات اجازه گردش نخبگان در مدیریت احزاب را حتی به اعضای خود نمیدهند چگونه میتوانند داعیهدار و مروج مردمسالاری در جامعه باشند.»
دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب تصریح کرد: «متأسفانه قانون فعلی احزاب در قبال تخلف تشکیلاتی احزاب از جمله تن ندادن احزاب به برگزاری مجمع سکوت کرده است.»
محمود عباسزاده مشکینی با ابراز امیدواری نسبت به اینکه «با تصویب اصلاحیه قانون احزاب در مجلس شرایط حمایت و حراست از حریم و حیثیت احزاب واقعی و کارآمد مهیا شود»، هشدار داد: «در آینده نزدیک لیست احزابی را که تن به انتخابات نمیدهند تا بهزعم خودشان حزب از دست سیطره پدرخواندهای خود خارج نشود را در رسانهها منتشر میکنیم.»
از سال ۱۳۸۵ در مجلس ایران بحث بازنگری در قانون احزاب مصوب ۱۳۶۰ مطرح شد و پس از بحث و بررسیهای فراوان پیشنویسی برای این قانون تهیه شد، پیشنویسی که امروز در کمیسیون شوراهای مجلس در قالب یک طرح در دست بررسی است.
طرح اصلاح قانون احزاب و تشکلها که به کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس ارائه شده شامل پنج فصل و ۵۹ ماده است؛ این طرح پس از نهاییشدن، جایگزین قانون ۳۰ ساله احزاب کشور خواهد شد.
یکم اردیبهشتماه امسال، کمیسیون مشترک مجلس برای بررسی طرحهای سهگانه، «اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی»، «قانون احزاب» و «افزایش کارایی شوراهای اسلامی شهرها و روستاها» با ۲۳ عضو شامل ۱۳ عضو از نمایندگان کمیسیون سیاست داخلی و شوراهای مجلس، چهار عضو از کمیسیون قضائی و حقوقی، دو عضو از کمیسیون اجتماعی و چهار عضو از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی تشکیل شد.
در این کمیسیون روحالله حسینیان به عنوان رئیس کمیسیون مشترک، علیاصغر زارعی نائب رئیس اول، اسدالله بادامچیان نائب رئیس دوم، عبدالحسین ناصری سخنگو، محمود احمدی بیغش و محمد کرمیراد دبیران کمیسیون مشترک مجلس انتخاب شدند.
قرار بود این کمیسیون پس از تغییر نظام انتخاباتی مجلس و تصویب کلیات این طرح به بررسی قانون احزاب و موضوع یکی کردن انتخابات شوراها بپردازد اما با مسکوت ماندن این طرح در کمیسیون مشترک، کمیسیون ماده ۱۰ احزاب طرحی را برای اصلاح قانون احزاب آماده کرد که جهت بررسی نهایی به کمیسیون شوراها فرستاده شده است.
در آخرین فهرست منتشرشده از سوی وزارت کشور دولت دهم در مورد وضعیت احزاب و تشکلهای سیاسی قانونی در کشور نام دو حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از احزاب اصلاحطلب کشور حذف گردیده و از میان تشکلهای منتقد دولت تنها اسامی حزبهایی چون «اعتماد ملی، کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، سازمان ادوار تحکیم وحدت، حزب اعتدال و توسعه و چند تشکل سیاسی دیگر» درج شده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر