-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۱۶, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 04/05/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سینماگران عزیز! شهامت اگر ندارید حداقل سکوت کنید

مجيد مجيدي،  ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبريزي، سيدمهدي شجاعي، عبدالحسين برزيده، مجتبي راعي، محمد مهدي عسگرپور، محمدرضا هنرمند، سيد رضا ميرکريمي... این نام ها را باید به خاطر سپرد.

انتظار مردم از هنرمندانشان شهامت گفتن واقعیت است. این کارگردانان  در این روزها بیانیه‌ای صادر کرده‌اند که در آن تیراندازی پلیس و ارتش بحرین به تظاهرکنندگان میدان لولو یا مروارید را محکوم می‌کنند. تا اینجای داستان کارشان قابل تقدیر است. البته در صورتی که این آقایان دل‌شان به حال مردم بحرین سوخته باشد، که متاسفانه این چنین نیست.

جایز است بپرسیم چرا در  این بیانیه اشاره به مردمی که در مصر، سوریه، یمن، تونس و سوریه در پیامد حمله نیروهای انتظامی و امنیتی این کشور ها جان خود را از دست دادند نمی‌شود؟

 اشک این آقایان، اشکی است که هزینه فیلم‌های آینده‌شان کرده‌اند. بیش از اشک نوعی سرمایه‌گذاری است. این آقایان در دوسال گذشته کجا تشریف داشتند که از مرگ  ده‌ها جوان هموطن‌شان در خیابان‌های تهران  خبردار نشدند؟ این هنرمندان مشغول تهیه چه فیلمی بودند که نگذاشت صدای فریاد مادران جوانان بی‌گناه کردی که اعدام شدند را بشنوند؟  این چهره‌های نامدار سینما  حتی خبردار نشدند که معروف ترین کارگردان ایرانی به ۶ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت  حرفه‌ای  محکوم شده است؟

سینماگر عزیز! کور بودی و مرگ ندا آقا سلطان  را ندیدی، کر بودی  و فریاد فرزاد کمانگر را نشنیدی،  لال بودی و کلمه ای در دفاع از جعفر پناهی و محمد رسول اف نگقتی،  کاش  حداقل کمی حیا داشتی و به  این سکوت ادامه می‌دادی!


 


سیر تحول سینمای ایران
 


حسنی نگو یه دسته گل!








    چرا حسنی نشان شجاعت گرفت؟


    1. چون می‌گوید بع بع ؟

    2. چون فرق غسل جنابت و غسل ترتیبی را می‌داند ؟

    3. چون چند وقت بود کسی بهش نخندیده بود ؟

    4. چون تا حالا هزارتا آدم شجاع را خندانده ؟

    5. چون حداقل سیصدتا طنزنویس شجاع تحویل جامعه داده ؟

    6. چون یکبار اسهال بود با شجاعت بادی در کرد ولی شلوارش خراب نشد ؟

    7. چون ول کنی با آر.پی.جی نماز جمعه می‌خواند ؟

    8. چون با قنداق تفنگ زمین شخم می‌زند ؟

    9. چون قادر است آدم را با بیل شلاق بزند ؟

    10. چون هر دفعه که نماز جمعه می‌خواند دریاچه ارومیه خشک می‌شود ؟

    11. چون وقتی تلویزیون نشانش می‌دهد آدم فکر می‌کند دارد رازبقا تماشا می‌کند ؟

    12. چون اگر هیچکاک زنده بود با قیافه‌اش بدون گریم ده‌تا فیلم وحشتناک می‌ساخت ؟

    13. چون بخاطر شجاعتش خر تب می‌کند سگ سینه پهلو ؟

    14. چون بالاخره بعد از سی سال یاد گرفت بنویسد شجاعت ؟

    15. چون وقتی حرف می‌زند با گوگل ترنسلیتور هم نمی‌شود فهمید چی گفته ؟

    16. چون به حسنی گفت مادرش روزی ، که نترس بلند بده خطبه نماز جمعه‌ای او هم داد ؟

    17. چون اندازه‌ی سه تا طویله کمالات دارد ؟

    18. چون دست کم بیست پالان بار علمی دارد ؟

    19. چون بر خلاف تصور همه می‌فهمد که سوراخ لایه اُزن در هواست سوراخ خشتک شلوارش در زمین ؟

    20. چون حالا گیرم که شجاع نیست ، تراکتور که بلد است راه ببرد ؟!

 


اعتصاب غذای پناه‌جویان ایرانی در ترکیه

این افراد اعلام کرده‌اند که توسط سازمان ملل به عنوان پناه‌جو پذیرفته شده‌اند، اما چند سال است که پرونده آن‌ها به کشوری برای اقامت ارجاع نشده است. یکی از متحصنین اعلام کرده است که از ۴ سال پیش و پس از پذیرفته شدن به عنوان پناه‌جو، در انتظار آن است که برای اقامت به کشور ثالثی برود، اما هنوز پرونده وی به هیچ کشوری فرستاده نشده.


این افراد در حالی دست به اعتصاب غذا زده‌اند که در این مدت تنها یک بار یکی از مقامات سازمان ملل در ترکیه به آن‌ها سر زده و در واکنش به تحصن و اعتصاب غذای این پناه‌جویان به آن‌ها گفته است: «فکر می‌کنم کار درستی نکرده‌اید.»


این هفت نفر اعلام کرده اند تا زمانی که پاسخی شفاف در مورد وضعیت پرونده پناهندگی خود دریافت نکنند به اعتصاب غذا در مقابل دفتر سازمان ملل در شهر وان ترکیه ادامه خواهند داد. معترضان اکنون بر اثر ضعف شدید جسمانی، به بیمارستان منتقل شده‌اند.


پیش از این بارها، گزارش‌های مختلفی درباره وضعیت نامناسب پناه‌جویان ایرانی در ترکیه منتشر شده بود. برخی از پناه‌جویان ایرانی مقیم ترکیه نیز، چندین بار در مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، در ترکیه دست به تحصن زده بودند.


گفته می‌شود که دفتر سازمان ملل در امور پناهجویان در ترکیه تنها یک روز در هفته به مدت ۲ ساعت پاسخگوی تماس‌های تلفنی افراد است و با در نظر گرفتن شمار متقاضیان پناهندگی در ترکیه، امکان دریافت پاسخ در مورد پرونده پناهندگی برای افراد بسیار محدود است.


به غیر از ترکیه، از سایر کشورها هم گزارش‌هایی در مورد شرایط نامطلوب رسیدگی به پرونده‌های پناهندگی ایرانیان منتشر شده است. از جمله در مهرماه سال گذشته ۳۶ نفر از ایرانیانی که از عدم دریافت پناهندگی از کشور یونان شکایت داشتند، دست به اعتصاب غذا در برابر دفتر سازمان ملل در این کشور زدند، و حتی هفت نفر از آنها به نشانه اعتراض لب‌های خود را دوختند.


سازمان ملل چندی پیش در گزارشی اعلام کرد که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در خردادماه ۱۳۸۸ و اعتراضات گسترده به نتایج آن که با سرکوب حکومت همراه شد، شمار پناهجویان ایرانی رشدی قابل ملاحظه داشته است. این گزارش که از زمان انتشار آن بیش از یک سال می گذرد، در آن زمان شمار کسانی را که بر اثر فشارهای حکومت ایران کشور خود را ترک کرده‌اند، حدود چهار هزار نفر اعلام کرده بود.


 


عربستان و امارات: ایران دخالت نکند

شورای همکاری کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس عبارتند از بحرین، کویت، قطر، عمان،‌عربستان سعودی و امارات متحده عربی که به موجب موافقتنامه به امضا رسیده میان اعضا، هر یک از این کشورها می‌توانند در صورت لزوم از اقدامات نظامی دیگر کشورهای عضو که از آن‌ها تحت عنوان «نیروهای محافظتی مشترک شبه جزیره» یاد می‌شود بهره ببرند. به همین دلیل در پی ناآرامی‌ها در بحرین و به دنبال درخواست این کشور، نیروهای نظامی از عربستان و امارات راهی این کشور شدند.


اعتراضات پی‌درپی جمهوری اسلامی، به این مساله باعث واکنش عربستان سعودی و امارات شده و این دوکشور از ایران خواستند در امور داخلی کشورها دخالت نکند.


در عین حال، پس از انتشار دومین بیانیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در انتقاد از حضور نیروهای نظامی عربستان در بحرین، دولت عربستان از ایران خواست که از دخالت در امور کشورهای منطقه خودداری کند. مقامات عربستان اعلام کرده‌اند: «بیانیه نمایندگان مجلس ایران نمونه‌ای از دخالت عمدی این کشور در امور کشورهای منطقه و نادیده گرفتن استقلال و تمامیت ارضی آنها است.»


این واکنش پس از آن انجام شد که کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس برای دومین بار با انتشار بیانیه‌ای خطاب به عربستان سعودی و امارات متحده عربی به حضور نیروهای نظامی این کشورها در بحرین اعتراض کرده و درباره عواقب احتمالی آن هشدار داده بود. نمایندگان مجلس در این بیانیه نوشته بودند: «بازی با آتش به نفع عربستان نیست.»


مجلس شورای سعودی نیز با انتشار بیانیه‌ای ضمن غیر مسوولانه خواندن اظهارات کمیسیون امنیت مجلس، بیانیه این کمیسیون را حاوی ادعاهای دروغین و به منزله حمله آشکار به پادشاهی عربستان سعودی دانست.


مقامات عربستان سعودی در پاسخ به اتهام وارد شده از سوی نمایندگان مجلس ایران، ضمن اشاره به کشف یک شبکه جاسوسی در کویت، ایران را به زیر پا گذاشتن معیارهای همسایگی متهم کرده‌اند.


مقامات کویتی پیش از این اعلام کرده بوداند که شبکه جاسوسی و آموزش بمب‌گذاری متعلق به جمهوری‌اسلامی را کشف و منهدم کرده‌اند. یک دادگاه کیفری در کویت نیز دو شهروند ایرانی و یک شهروند کویتی را به جرم جمع آوری و انتقال اطلاعات حساس نظامی به سپاه پاسداران، به اعدام محکوم کرد.


مجلس شورای سعودی افزوده است که ادعاهای کمیسیون امنیت ملی مجلس جمهوری اسلامی موجب مشتعل شدن شعله‌های اختلافات فرقه‌ای است و تاکید کرده است که همه باید از ایجاد این اختلافات پرهیز کنند.


در این بیانیه همچنین آمده است که ایران در حالی که عربستان سعودی را به دخالت متهم می‌کند که خود «بیشرمانه در امور منطقه مداخله می کند.»


وزیر امور خارجه امارات متحده عربی نیز ضمن محکوم کردن و غیر قابل قبول خواندن «مداخلات ایران در امور شش کشور عضو شورای همکاری»، اخطار کرد که هر گونه اقدام خصمانه ایران علیه هر یک از کشورهای این شورا با پاسخ تمامی این کشورها روبرو خواهد شد. وی به ایران توصیه کرد که اساسنامه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را مطالعه کنند تا متوجه شوند که «این کشورها تن واحدی را تشکیل می‌دهند و امنیت تک تک آن‌ها، بخشی از امنیت کلیه این کشورها محسوب می‌شود.»


 


بهار سبز - به مناسبت زادروز بهاره هدایت

بهار آمد، ولی بوی بهار اینک نمی‌آید


بهار سرو پرور دیرهنگامی‌است در زندان دونان زمستانی اسیر آمد.


بهار ما، بهار سبز ساز روح میهن دیرگاهی پیش همراه بهار آمد


بهاری سبز رای و سرو بالا، فکر او رویاندن گل‌ها؛


ولی آن سان که از نور خرد بومان گریزانند، از فکر بهاری نیز انیرانی به سان بید می‌لرزند؛


هم آنانی که همچون خرس،دل را بسته‌ی سرمای فصل سرد می‌دارند،


تا در دخمه‌های خود بخوابند و بیارامند و گهگاهی ضعیفی راه گم کرده بیابند و بدرند و بدینسان عمر حیوان‌وار خود را بر عبث پایند.


ولی ما نیک می‌دانیم، آن سانی که بعد از فصل سرما باد نوروزی درختان را زخواب مرگ و یخ بیدار می‌سازد؛


زمان این مریدان زمستان هم به یمن گام‌های سبز آن دخت هدایت، این بهار سبز ما دیری نمی‌پاید؛


که او راهش هدایت در مسیر سبزی و بالندگی بوده‌ست و خواهد بود!


مبندیدش که سبزی دعای این درختان به سوی نور پیچان و خرد ورزی صدها کفتر آزاده و آزاد اینک گرمی راه بهار ماست.


آری ای ایران زمستانی؛


بدانید و به هُش باشید کاین سرمای چله با بهاری سبز، جایش را به زودی جابجا می‌سازد و آنک شما دلبستگان سردی و بدبختی و یخ را ز ملک سبزی و باغ خردورزی به سان خاک می روبد؛


بهار سبز در راه است...


 ۱۵ 

روز ۱۵ فروردین   ۱۳۹۰- به مناسبت سی‌امین سالروز تولد بهاره هدایت 

 


 


بهار جنبش سبز

در ساحت مدرنیته نوعی وحدت دیالکتیکی میان حوزه اقتصاد و حوزه سیاست وجود دارد که هرگونه این‌همانی ساده و مستقیم میان آن دو را طرد می کند. ما این وحدت و این‌همانی غایی- یا به تعبیر هگل «این‌همانی نظری» -  را به اصطلاح «امر اقتصادی - سیاسی» پیکربندی می‌کنیم. ما باید در برابر نقد سیاسی وضعیت از یک سو و نقد اقتصادی آن از سوی دیگر، نقد سومی را سر و سامان دهیم: نقد اقتصادی-سیاسی وضعیت.


ویژگی اساسی «نقد اقتصادی - سیاسی وضعیت» در مقابل آن دوتای دیگر، دیالکتیکی بودن این نوع نقد است. دو نقد اول به وضوح نابسنده و متضمن نوعی ایده‌آلیسم کاذب‌اند. تنها در نقد اقتصادی - سیاسی وضعیت است که ایده‌آلیسم به جایگاه درست‌اش بازگردانده می‌شود: ایده‌آلیسم غایت‌شناختی*.


امر اقتصادی - سیاسی در ایران امروز دچار بحرانی اساسی است. دیالکتیک اقتصاد و سیاست در ایرانِ اسلام زده سمت و سوی یک «فاجعه» را به خود گرفته است. حاکمیت دزدمنش آخوندی نه تنها رای مردم، بلکه همچنین سفره مردم را دزدیده و خالی کرده است. فاجعه‌ای اقتصادی - سیاسی در راه است که نمی‌توان در برابر آن ساکت نشست. این فاجعه پیامد ساختارسیاسی - اقتصادی فاسد و ماقبل مدرن جامعه ماست و اصلاح آن مداخله سیاسی همگانی را می‌طلبد. اما مضمون این کنش سیاسی همگانی چه می‌تواند باشد؟


گفتیم که در ساحت افسون زدایی شده مدرنیته، هیچ رابطه‌ای میان اقتصاد و سیاست وجود ندارد و حتی وحدت غایی آن دو، مستلزم تفکیک و استقلال کامل هر دو حوزه است. هم اقتصاد باید از سیاست مستقل باشد و هم سیاست از اقتصاد. اقتصاد سیاسی همان‌قدر مردود است که سیاست اقتصادی. این تفکیک کارکردی یکی از وجوه اساسی مدرنیته است. در یک سپهر مدرن، اصولا مواضع افراد و گروه‌ها ریشه در منافع آن‌ها ندارد. موضع‌گیری‌ها باید غیرشخصی و کلی باشد. محتوای اصلی مدرنیته همین بی‌ریشه بودن و حق نامتناهی ذهنیت است.


در برابر  برخی تلاش‌های ارتجاعی معطوف به اختلاط حوزه‌های کارکردی مختلف، وظیفه ما  گسستن روابط اسطوره‌ای و دروغین میان این حوزه‌ها و اسقرار این تفاوت‌هاست. گسست در امر اقتصادی - سیاسی وضعیت ما، یعنی گذر آن از امر اقتصادی - سیاسی ماقبل مدرن به امر اقتصادی - سیاسی مدرن مستلزم اسطوره‌زدایی از ارتباط اقتصاد وسیاست و رویارویی با این حقیقت است که «هیچ رابطه‌ای میان اقتصاد و سیاست وجود ندارد». ما هنوز با این حقیقت رویارو نشده‌ایم و در یک وضعیت اسطوره‌ای به سر می‌بریم.

 

این‌که رهبر  کرم خورده ِ جمهوری اسلامی با اختلاط دو حوزه مستقل سیاست و اقتصاد، واژه چندش‌آوری مثل «جهاد اقتصادی» را بر زبان می‌آورد چندان عجیب نیست. همان اندازه که سیاست مدرن نیازمند سیاست‌زدایی از حوزه اقتصاد است، تداوم یک سیاست ارتجاعی هم وابسته به سیاسی کردن هر چه بیشتر حوزه اقتصاد است. تحقق اقتصادِ مستقل از سیاست و سیاست‌زداییِ تام و تمام از حوزه اقتصادی ضروری‌ترین کنش سیاسی امروز ماست. این سیاست‌زدایی تام و تمام، زمینه را برای گشایش سیاسی - اقتصادی موعود فراهم می‌آورد: انقلاب اقتصادی -سیاسی تابستان ۹۰.

 

تابستانی داغ در انتظارماست، تابستانی که از جنبش ناتمام ۸۸دریغ شد. ۹۰«دقیقه سرنوشت» ماست، دقیقه گذر  از نامتعین به متعین. «پروسه»های نامتعین و روندهای ضروری طی شده‌اند و بازی‌ها به آخر رسیده‌اند. سالگرد ۲۵ خرداد، سرآغاز تابستان گرم نفس‌ها و «پروژه شدن جنبش سبز» است. تا آن زمان باید صبور بود. باید صبرکرد تا میوه‌ها در بهار رسیده شوند و تابستان از راه برسد. شروع خوب شب عیدِ حافظیه شیراز و «سیزده به در» در تبریز و تهران، باید با حرکت معلمان و کارگران در  این بهار دلکش کامل شود. دو ماه دیگر هم صبر می‌کنیم. سال ۸۹، کسریِ ۸۸ ( ۲۲ بهمن‌اش) را جبران کرد، اما خود کبیسه ماند. ۹۰ اما کبیسه نیست. ۹۰ کسریِ صد سال را جبران می کند. ۹۰ امسال خودِ  ۱۰۰ است.


پی نوشت‌ها

*ایده‌آلیسم جوهر انسان است. نمی‌توان تحت عنوان کاذب «واقع‌گرایی» و پرهیز از «آرزواندیشی»  به انکار و تحقیر نفس تن داد. ایده‌آلیسم نه تنها گوهر انسان است، بلکه به نحو غایی، سوژه هم هست.


 


اهل رسانه و سال ۱۳۹۰

 

ابتدا انجام‌دادنی‌ها:

- در سال ۱۳۹۰، باید راست‌گو و تمام‌گو باشیم. پنهان کردنِ عمدیِ بخشی از حقیقت، تفاوتی با دروغ‌گویی ندارد.

- باید مصلحت جامعه را به مصلحت خودمان و گروه و حزب سیاسی‌مان ترجیح دهیم.

- باید اهل رسانه باشیم نه اهل سیاست. به عبارتی اگر اهل رسانه‌ایم، بیش از سیاست و وظایف سیاسی باید به رسانه و وظایف رسانه‌ای اهمیت بدهیم.

- به محض پیدا شدن تضاد میان آن‌چه به عنوان کار درست در ذهن داریم با آن‌چه در حال انجام یا موظف به انجام آن هستیم باید نظر خود را به هر قیمتی بیان کنیم.

- پول در زندگی ما مهم است. هست و نیست ما بسته به پول است. اما به محض این که دیدیم کار رسانه‌ای را بر خلاف میل و عقیده و مرام‌مان برای پول انجام می‌دهیم باید از آن دست برداریم. نام این کارِ زشت، قلم‌فروشی و بدتر از آن عقیده‌فروشی‌ست.

- خوب را خوب بگوییم و بد را بد ولی زمینه را در نظر داشته باشیم. کار خوب احمدی نژاد اگر در زمینه‌ی بد انجام می‌شود، نمی‌تواند خوب نام بگیرد. و کار بدی که مثلاً فلان فعال سیاسی در زمینه‌ی خوب انجام می‌دهد، نمی‌تواند بد نام بگیرد. موقع رسانه‌ای کردن خوب‌ها و بدها، حتماً به زمینه‌ها توجه داشته باشیم.

- به آزادی بیان واقعاً معتقد باشیم. آزادی بیان برای هر کس عبارت است از این‌که اگر مخالف و حتی دشمن فکری‌اش حرف قابل تاملی بزند، او بدون لحظه‌ای شک و تردید و مکث بخواهد آن حرف را در رسانه‌اش منتشر کند.

- به آزادی اندیشه واقعاً معتقد باشیم. اگر شب که سر بر بالین گذاشته‌ایم، فکری در ذهن‌مان درخشیدن گرفت که گفتیم صبح که برخاستیم آن را می‌نویسیم ولی در ادامه‌ی فکر شبانه‌مان به این نتیجه رسیدیم که این اندیشه با اندیشه فلان رئیس اداری، یا رئیس فکری، یا رئیس مالی، یا رئیس حزبی سازگار نیست پس بهتر است از این اندیشه دست بشوییم و به زندگی راحت و بی‌دغدغه‌مان ادامه بدهیم، این یعنی به آزادی اندیشه معتقد نیستیم و نمی‌توانیم بدان پای‌بند باشیم...

به این فهرست می‌توان ده‌ها مورد دیگر اضافه کرد.

 

اما انجام‌ندادنی‌ها:

- در سال ۱۳۹۰، رقیب رسانه‌ای‌مان را منکوب نکنیم.

- خود را برترین و بهترین ندانیم و در مرکز عالم ننشانیم.

- از چیزی که قبول نداریم تقدیر نکنیم.

- با دو کلمه گفتن و نوشتن خود را گم نکنیم و رهبر فکری هفتاد میلیون جمعیت نپنداریم.

- رسانه را با مسلسل اشتباه نگیریم.

- تجربه‌ی اهل رسانه‌ی جهان را بی‌ارزش قلمداد نکنیم.

- به درس‌های آکادمیک رسانه‌ای نخندیم.

- نظر زشت را با نظر زشت پاسخ ندهیم.

- تابع احساسات نشویم...

به این فهرست هم می‌توان ده‌ها مورد دیگر اضافه کرد.

 

خودنویس در سال ۱۳۹۰ باید لابراتواری باشد برای تجربه‌ی بایدها و نبایدهای رسانه‌ای. تجربه‌ای که در صورت موفقیت می‌تواند تحولی در رفتار رسانه‌ای و حتی فرهنگ عمومی ما ایرانیان به وجود آوَرَد.

 

 


 


واتیکان
 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته