
اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در اعتراض به وضعیت نامناسب خود در این زندان وارد سومین روز خود شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، تعدادی از زندانیان سیاسی این زندان در اعتراض به شرایط نامناسب رفاهی و بهداشتی این زندان و همچنین محروم بودن زندانیان سیاسی از حقوق اولیه مانند ملاقات حضوری، مرخصی و تلفن از روز یکشنبه ۲۱ فروردین ماه اعتصاب غذای خود را آغاز کردند .
براساس خبرهای رسیده به کلمه، این زندانیان همگی در اعتصاب غذای تر به سر می برند.یعنی فقط آب می نوشند و از خوردن هرگونه مواد غذایی خودداری می کنند.تاکنون مسوولان زندان از هرگونه توجه به خواسته های زندانیان و رسیدگی پزشکی به آنها خودداری کرده اند.
در بین زندانیانی که در این زندان دست به اعتصاب غذا زده اند نام منصور اسانلو، رسول بداقی، عیسی سحر خیز، حشمت طبرزدی، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی، رضا رفیعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، مجید توکلی، بهروز جاوید تهرانی به چشم می خورد .
زندانیان سیاسی رجایی شهر پیش از این در همبستگی با فخرالسادات محتشمی پور و در اعتراض به فشارهای وارده به خانواده های زندانیان سیاسی دست به یک اعتصاب غذای یک روزه زده بودند.
این زندانیان اعلام کرده اند که تا رسیدن به حقو اولیه خود به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.
در مرخصی های نوروزی امسال نام هیچ یک از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر دیده نشد، موضوعی که موجب اعتراض زندانیان این زندان و خانواده هایشان شده است. آنها می گویند به نظر می رسد زندانیان زندان رجایی شهر به فراموشی سپرده شده اند . همچنین شرایط نگهداری و وضعیت تغذیه این زندانیان نیز بسیار نامناسب است و آنها از هر گونه وسیله رفاهی در زندان محرومند. این در حالی است که ملاقات حضوری و مرخصی از حقوق اولیه همه زندانیان است و زندانیان با جرایم سنگین مانند قاچاقچیان مواد مخدر هم از این حقوق بهره مندند .
در میان اعتصاب کنندگان زندان رجایی شهر نام زندانیان سیاسی قدیمی مانند بهروز جاوید تهرانی و منصور اسانلو و حشمت الله طبر زدی به چشم می خورد، همچنین مجید توکلی، فعال دانشجویی و کیوان صمیمی، روزنامه نگار دو زندانی سیاسی هستند که سال گذشته در اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان اوین که با نام اعتصاب غذای ۱۵ زندانی سیاسی معروف شد شرکت داشتند، این دو پس از این اعتصاب غذا به زندان رجایی شهر تبعید شدند . کیوان صمیمی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است، او یک سال است که ازهیچ مرخصی استفاده نکرده است .مجید توکلی هم به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده است .
منصور اسانلو یکی از اعتصاب کنندگان زندان رجایی شهر به مدت چهار سال است که از مرخصی محروم بوده است. ریس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبسرانی در حالی دست به اعتصاب غذا می زند که به دلیل ناراحتی قلبی شرایط جسمی بسیار نامناسبی دارد .او بارها از دادستان تهران برای درمان درخواست مرخصی پزشکی کرده است اما هر بار دادستان تهران با این خواسته اش مخالفت کرده است . اسانلو از جمله زندانیانی است که انگار همه فشارها را تاب می آورد اما از خواسته های قانونی اش پا عقب نمی گذارد .شاید به همین خاطر بود که بعد از خروج از کشور و با وجود آنکه می دانست دوباره به زندان خواهد رفت به کشور بازگشت .
رسول بداقی، معلم زندانی از دیگر زندانیان اعتصاب کننده زندان رجایی شهر است که به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است. او نیز پس از مدتی زندانی بودن در زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد او سه کودک خردسال دارد و تاکنون نیز از هر گونه مرخصی محروم بوده است .
عیسی سحرخیز ،روزنامه نگار زندانی هم در اعتصاب غذای زندانیان این زندان شرکت دارد، این روزنامه نگار هم به شدت بیمار است و بارها در خواست مرخصی درمانی داده است با این همه او نیز به همراه دیگر زندانیان این زندان در اعتراض به شرایط نامناسب این زندان دست به اعتصاب غذا زده است .این زندانی که از زندانیان حوادث پس از انتخابات محسوب می شود تاکنون از هیچ مرخصی استفاده نکرده است.
مهدی محمودیان و رضا رفیعی فروشانی دو روزنامه نگار زندانی دیگر هستند که در این اعتصاب غذا دیگران را همراهی می کنند . محمودیان از ۲۵ شهریورماه سال گذشته بدون مرخصی در زندان به سر می برد. او به پنج سال حبس تعزیزی محکوم شده است .
رضا رفیعی فروشانی هم در تاریخ ششم تیر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی که در دادگاه های نمایشی بازداشت شدگان پس از انتخابات شرکت داده شده بود، در دادگاه بدوی به هفت سال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه سال ونیم زندان کاهش پیدا کرد.
حشمت الله طبر زدی ، ۵٣ ساله، روزنامه نگار و دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران،هم در این اعتصاب غذا شرکت کرده است او با اینکه پیش از این ده سال را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده بود بیش از یک سال و نیم که دوباره زندانی شده است و این بار هم به هشت سال زندان محکوم شده است .
بهروز جاوید تهرانی ، جعفر اقدمی، علی عجمی سه زندانی سیاسی دیگر هستند که برای چندمین بار در زندان دست به اعتصاب غذا می زنند جاوید تهرانی که سالهاست در زندان رجایی شهر است برای چندمین باردر اعتراض به شرایط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا می زند. بهروز جاوید تهرانی در سال ۱۳۷۸ برای اولین بار بازداشت و به هشت سال حبس محکوم شد. او پس از تحمل چهار سال حبس با آزادی مشروط از زندان بیرون آمد. وی در ۲ خردادماه سال ۱۳۸۷ بار دیگر بازداشت شد و تاکنون بدون مرخصی در زندان به سر می برد شرایط روحی و جسمی این زندانی سیاسی نامناسب گزارش می شود .
حکم زندان برای یک فعال سابق دانشجویی دانشگاه زنجان، به طور ناگهانی و بدون طی مراحل قانونی، به اجرا درآمد.
به نوشته ادوارنیوز، همایون پناهی از فعالین سابق دانشجویی دانشگاه زنجان، فارغ التحصیل فلسفه این دانشگاه و از دانشجویان ستاره دار در مقطع کارشناسی ارشد در تاریخ ۱۴/۱/۱۳۹۰ طی حمله ناگهانی مامورین به منزلشان دستگیر و برای تحمل حبس به زندان اراک منتقل شده است.
وی پیش از این، بعد از تظاهرات عاشورا سال ۱۳۸۸ بازداشت و پس از آن در دادگاه انقلاب اراک به تحمل ۶ ماه و یک روز حبس به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی محکوم شده بود، حکمی که اکنون بدون طی شدن مراحل قانونی به اجرا درآمده است.
دکتر حمیدرضا جلاییپور در سخنانی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه، به بررسی تحولات اخیر خاورمیانه و جنبش سیاسی شکل گرفته در کشورهای این منطقه پرداخت. این سخنرانی که در روز سه شنبه سوم اسفندماه ۸۹ انجام شد، اولین جلسه از سلسله نشستهای «جنبش عربی» بود که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تالار شهید مطهری این دانشکده برگزار شد. جلسه دوم نیز با سخنرانی دکتر صادق زیباکلام در روز چهارشنبه چهارم اسفندماه برگزار شد که گزارش آن در اینجا منتشر شده است. متن پیاده شده سخنرانی دکتر جلاییپور را به نقل از وبسایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در ادامه بخوانید:
درباره وقایعی که در مصر و تونس، یعنی اول در تونس، بعد مصر و بعد حتی لیبی، رخ داده است بحث کردن از یک نظر بسیار مهم است چون رخدادها به شدت غیر منتظره هستند. ولی در عین حال چون خیلی زنده و به روز هستند بحثهایی که درباره اینها میشود خیلی آزمایشی و استعجالی است؛ چون ما الان خیلی به پدیده نزدیک هستیم. چرا که یکی از راههای شناخت پدیدههای اجتماعی این است که یک مقدار به لحاظ زمانی از آن فاصله بگیریم ولی حالا که نمیتوانیم صبر کنیم و تا جایی که امکان داشته باشد بحث میکنیم.
ما انقلابهای کلاسیک را داشتهایم مثل انقلاب فرانسه و آمریکا که متاثر از تجربهٔ مشروطه خواهی انگلستان قرن ۱۸بودهاند. بعد در سده ۱۹ و ۲۰ انقلابهای بعدی را داریم که اوجشان همین انقلاب روسیه بود و بعد انقلاب چین. بعد دوباره دوره جدیدی داریم تحت عنوان انقلابهای جهان سوم که آنها هم دو دهه تاریج جوامع بشری را تحت تاثیر خودش قرار داد مانند: انقلاب کوبا و انقلاب اسلامی و همینطور جنبشهای فراگیر ناسیونالیسم مثل پان عربیسم، پان ترکیسم و پان ایرانیسم. بعد از اینها ما وارد تحولات بزرگ و فراگیر اروپای شرقی میشویم که آنها هم خیلی مهم بود به گونهای که شرق اروپا در دو سال ناگهان وارد یک تجربه بسیار جدیدی شد. آن هم بسیار غیر منتظره بود. بعد وارد انقلابهای رنگی در کشورهای سابقا عضو جماهیر شوروی یا کشورهای پیرامون شوروی شدیم. این تقریبا آخرین تحولاتی بود که جوامع بشری، به طور بسیار خیره کنندهای ناگهان تجربه کردند.
حالا هم ظاهرا ما وارد این دوره جدید شدهایم که صحنههایش شمال آفریقاست وبه طور جالبی کشورهای عربی. کشورهای عربی از منظر جامعهشناسان سیاسی بسیار متصلب بودند. یعنی ظاهرا کمتر به تغییرات سیاسی آن هم از نوع دموکراتیکاش تمایل نشان میدادند. کشورهایی که در جنبشهای ناسیونالیستی و بعد سوسیالیستی تا حدودی کارنامه دارند ولی در کارنامه جنبشهای فراگیر سیاسی و دموکراتیک حداقل در امواج آزادی خواهی و مبارزات ضد استبدادی کمتر از کشورهای عربی سخن به میان میآمد. ما الان وارد یک دورهای شدهایم که مصر و تونس و چه بسا الجزایر و کشورهای شمال آفریقا بسیار اهمیت پیدا کردهاند. من نکته اولم این است که توجه شما را معطوف بکنم به اینکه که ما ظاهرا وارد دوران تازهای شدهایم که میتواند ادبیات جامعهشناسی در مطالعه این تحولات سیاسی را غنیتر کند.
پدیدههای انقلابی، ۴ ویژگی را باید داشته باشند که سه ویژگی آن با این تجربهها زیر سوال رفته است. اولین ویژگی این است که باید یک نارضایتی عمیق در جامعه وجود داشته باشد و تا زمانی که این نارضایتی نباشد کسی انقلاب نمیکند، کسی دست به اعتراض جمعی نمیزند که این ویژگی تا حدی در مصر و.. بود مثل به نوعی نارضایتی عمیق سیاسی میان ملت و دولت یا نارضایتی عمیق اقتصادی، بیکاری زیاد جوانان و… ولی ویژگی دوم انقلابها «گفتمان انقلابی» است. همه انقلابات، گفتمان انقلابی دارند. سوم سازمان دهی و رهبری متمرکز است. این دو، ویژگی آخری زیر سوال رفته است. آنجا یک جنبش فراگیر سیاسی اتفاق افتاده و رژیم سیاسی را با چالش جدی روبه رو کرد. دقیقا یک پدیدهٔ انقلابی است. اگرچه تا کنون این انقلابها از نوع انقلاب سیاسی است، نه انقلابهای اجتماعی و فرهنگی. ولی بالاخره یک حرکت انقلابی عالم گیر است. انقلابها تو جه همهٔ دنیا را به خود جلب میکند. همه چشمها را متوجه خودش میکند. و واقعا آنها این کارها را کردهاند. که آخرینش همین ۱۸ روزی بود که شما در مصر دیدید. من بعید میدانم در دو، سه دههٔ اخیر، همهٔ دوربینهای جهان، به یک میدان، ۱۸ روز متمرکز باشد. یک روز ممکن است دوربینها به دنبال تشییع جنازهٔ زن ولیعهد انگلستان همه توجه کنند، ولی نه ۱۸ روز کامل که این به خاطر غیر منتظره و وسیع بودن این پدیده است. لذا شما نگاه کنید این پدیده رخ داده. نارضایتی هست، ولی گفتمان انقلابی ندارد. حتی اخوان المسلمین رهبران فکریاش اصلا داعیههای انقلابی ندارند. ولی انقلاب شد و سازمان دهی متمرکز هم ندارد.
آیا دامنهٔ این حرکات به ایران هم میرسد یا خیر؟
یادتان باشد ایران، مصر نیست. چرا نیست؟ چون آن متغیرهایی که آنجا وجود دارد در ایران نیست. شما برای اینکه مصر و تونس را تبیین کنید باید ببینید در جعبه ابزار جامعهشناسی سیاسی چه مدلهایی موجود است. سعی کنید از بالا به پایین بیایید. از مفاهیم و نظریههایی که در جامعهشناسی هست استفاده کنید. کار پزشکان هم این گونه است. مغزشان پر است از تئوریها. بیمار را نگاه میکنند به یکی از تئوریها وصلش میکنند و نتیجه میگیرند.
کل رفتارهای دولت را در یک طیف قرار دارد و دو قطب جامعه یعنی قطب ثبات و بیثباتی هم در یک طیف دیگر. در یک مدل تحقیقی در صورت وقوع سه رفتار دولت از ثبات به بیثباتی میرود. هر چه این سه تا بیشتر باشد بیثباتی شدت میگیرد که اوج آن انقلاب است. ۱-باید دید دستگاه اداری دولت چه قدر کاراست. کارایی با شایسته سالاری به دست میاید. هر چقدر دستگاه اداری صاحب شایستگان جامعه باشد آن دستگاه در قطب ثبات قرار میگیرد. ۲- دولت اگر همهٔ جمعیت را بگیرد به آن میگویند شمول گرا و در این صورت در قطب ثبات قرار میگیرد. ولی دولت انحصار گرا بیثبات است. ۳- اینکه ارتباط دولت با نیروهای اصلی جامعه چگونه است. اگر با هم لینک باشند جامعه ثبات دارد. مثلا در فرانسه یک ماه و نیم پیش ۵/۱ میلیون جمعیت در خیابانها بودند اما دولت به لرزه نیفتاد چرا چون دولت صاحب ارتباط ارگانیک بود.
حال نگاه کنید که رژیم مبارک صاحب دستگاه اداری فاسد بود و فوق العاده انحصار طلب بود. آمریکا و اسرائیل حامیاش بودند. ولی انحصارگرا. یعنی جمعیت، خودش را وابسته به این دولت نمیدانست و بعد بالاخره قشر موثر جامعه خودش را از این دولت نمیدانست. البته به نظر من، پیروزی مصر پیرو پیروزی تونس بود. یعنی تونس پیروز شد، مردم انرژی گرفتند. جوانان هم ملت را در خیابان آوردند و بعد هم دیگر نرفتند. لذا میشود این بیثباتی را تفسیر کرد. ولی در کنار این مدلهای فراگیر، به مدلهای از پایین به بالا هم میشود اشاره کرد. با همین مدل، بیشتر کشورها را میشود بررسی کرد که آیا در حوزه میانه هستند؟ در حوزه ثبات هستند؟ بیثباتی میباشند؟ مصر، اتفاق افتاد، تونس اتفاق افتاد، لیبی هم دارد اتفاق میافتد. چگونه میشود تبیین کرد؟ یعنی چه فاکتورهایی دست به دست هم دادند که این اتفاق رخ داد؟
جامعهشناسی و جامعهشناسی انقلاب، به شما یک متغیرهایی را معرفی میکنند. و شما میتوانید به این کیسها مراجعه کنید، بعد یک مدلهای تبیینی برایشان ارائه بدهید. حالا مدلهای تبیینی که من برای مصر و تونس و… میدهم، این گونه است. به نظر من آن جوانی که خودش را آتش زده آن هیجان جمعی را ایجاد نمود و ملت در خیابان آمدند و آن رژیم، ساقط شد یا لااقل بن علی رفت. این جرقهای که میاندازند، باید یک نفتی باشد که آتش بگیرد. هزار نفر هم ممکن است خودشان را آتش بزنند و انقلاب نشود.
سه فاکتور در آنجا همزمان رخ دادند که بسیار مهم است. ۱- فقرا از شهرهای کوچک و مناطق فقیر شهرها به سوی مرکز آمدند. بسیار مهم است. انقلاب اسلامی ایران، انقلاب فقرا نبود. انقلاب جامعه شهری بود. پس از پیروزی فقرا هم پیوستند ۲- فقرا که حرکت کردند جامعه شهری طبقه متوسط به جای اعتراض به عدم نظم و نگرانی از اموال خود به طبقه اول پیوست. جوانان تونس، همهشان طبقه متوسط بودند. آنها تبدیل شدند به حامیان و سخنگویان همین کسی که خودش را اتش زد و از فقرا بود. یعنی طبقه متوسط به جای اینکه برود به سوی دولت، به سوی فقرا رفت. ۳- فقرا که دست به اعتراض زدند، طبقه متوسط هم میگفت که دولت باید یک کاری بکند اما دولت از هم پاشیده بود. اصلا نمیتوانست عمل کند. دولت، از پیش فرو پاشیده بود، ولی کسی نفهمیده بود. خواست که عمل کند اما نتوانست؛ نه میتوانست سازش ایجاد کند، نه میتوانست نیروی نظامیاش عمل کند. لذا وقتی این ۳ عامل دست به دست هم دادند، معلوم است آن جرقه میگیرد. به ویژه بنعلی ۲۶ سال یک نظام شخصی درست کرده بود که تا رفت همه چیز پاشید. وقتی رفت، معاونان و دوستانش هم خوشحال شدند.
و اما مصر، مدلش اندکی فرق دارد. آنجا فقر و نارضایتی ناشی از بیکاری و اقتصادی، جدی بود. اینها دست به اعتراض زدند. گفته شده کسانی که شبها در خیابان میخوابیدند بخشیشان همان جمعیتی بود که شبها در گورستانهای مصر میخوابیدند. گورستانهای مصر مانند پارکها برخی امکانات دارد. لذا فقرا و طبقه متوسط دست به اعتراض زدند. چه اتفاقی افتاد؟ ستون فقرات دولت در بحران، نیروهای نظامیاند. نیروی نظامی به جای اینکه دست برادری به مبارک بدهند، اتفاقا دست برادری به مردم دادند و گفته میشود منافع ارتش مردمی مصر، در این بود که طرف مردم را بگیرد نه طرف یک خانواده فاسد را. پس این سه فاکتور روی هم افتاد. تانکها شدند منبر سخنرانی، مردم روی تانکها میرفتند سخنرانی میکردند. در انقلاب ما، مردم در لولهٔ تفنگ، گل میگذاشتند ولی کسی نمیرفت روی تانک سخنرانی کند. لذا عاملی که اثر گذاشت، پیروزی تونس بود که به عنوان پیش قراولان جهان عرب، انرژی داد به مردم مصر که اگر اینها توانستند، چرا ما نتوانیم؟ لذا این انرژی به همراه آن ۳ فاکتورمنجر به این رخداد شد که ما دیدیم.
من وضعیت طبقه متوسط، فقر و… لیبی را نمیدانم ولی یک چیزی در این مدت متوجه شدم: آقای قذافی متأسفانه پس از ۴۰ سال حکومت و درآمد نفتی، آسانترین حکومت داری را کرده بود و من پیش بینی میکنم، بعید است جان سالم به در ببرد. برای اداره کشور چند راه آسان هست و چند راه سخت. از راههای آسان این است که همه جوامع ترکیبهای قومی دارند و شما بیایید از این تضادهای قومی استفاده کنید؛ هنگامی که قومها باهم درگیر باشند، کسی که آن بالاست، حکومت خودش را میکند: یعنی نزاع قومی. مثل کاری که قاجارها در ایران میکردند؛ یعنی از نیروی قومیای که در جامعه هست، استفاده کنید برای مدیریت سیاسی. این یکی از راههای آسان است، ولی آیندهای ندارد؛ مخصوصا در جامعهٔ جدید. شما میتوانید از این ویژگی استفاده کنید هم له و هم علیه. برای مدیریت تضادهای قومی، یکی از جاهایی که آن موقعها رویش تکیه میکردند، دولت آقای قذافی بود. یکی از راههای دیگر این است که با توجه به اینکه اغلب مردم دین دارند، میتوانید از این احساسات دینی بهره ببرید. سختترین کار این است که حقوق مدنی مردم را به رسمیت بشناسی و سازماندهی مدنی بکنی: شما حقوق دارید، شما انسان هستید. این آقا [قذافی] متأسفانه پس از ۴۰ سال وزارت نفت- یعنی بخش قدرت اداری-اقتصادی اش- را داده بود به ۲تا قبیله. وزارتهای دفاع و وزارتهای مربوط به جنگ و نیروهای هواییاش را داده بود به ۲تا قبیلهٔ دیگر. نتیجهاش این شد که این ۴تا قبیله علیه آقای قذافی شدند. ورق برگشته. من پیش بینیام این است که آنجا یک فروپاشی سیاسی اتفاق بیفتد. دیروز ایشان دستور داده بود آن هواپیما برود مردم را سرکوب کند. خلبان این هواپیما برای یکی از این قبایل بود، به جای سرکوب مردم، رفت به «مالت» پناهنده شده؛ میگوید من قبیلهٔ خودم را نمیزنم. آن ۲تا قبیلهٔ دیگر هم که حوزههای نفتی را در اختیار دارند، گفتهاند: آقای قذافی اگر مردم را بکشی ما همهٔ سکوهای نفتی را اشغال میکنیم. به این ترتیب قذافی در این ۴۰ سال فقط مدیریت اختلاف کرده. هیچ چیزی ایجاد نکرده بود. سازمانی، تشکلی، طبقه متوسطی، یک چیزی که جامعه را دست کم در زمانی که او دارد میرود، حفظ کندو جامعه ویران نشود و متأسفانه بدترین نوع تغییر دارد در لیبی رخ میدهد. لذا همهٔ نگرانیهایی که همه درباره مصر و تونس دارند، من بیشتر درباره لیبی دارم که بعدش چه میشود. لذا اینگونه میشود تبیین کرد که آن چیزی که در لیبی در حال رخ دادن است، فروپاشی سیاسی است و بعید میدانم قذافی از این بحرانی که پدید آمده جان سالم به در ببرد. اینها مدلهای تبیینی بود که میشد به کار ببریم.
حالا ما در ایران چه درسی میتوانیم از این اتفاقات بگیریم؟
نمیشود بر اساس مدل لیبی، مصر و تونس یک تئوری بدهی و آن را ژنریک بکنی. در جامعهشناسی اینگونه نیست؛ ولی میتوانیم درس بگیریم. از تحولات شمال آفریقا میتوان چند درس گرفت:
کشورهایی که به موقع دست به اصلاحات میزنند به این روز گرفتار نمیشوند. وقتی دولت مبارک، قدرت داشت، اگر انتخابات سالم برگزار میکرد، اگر میگذاشت ملت بیایند حرفشان را بزنند، به این روز گرفتار نمیشد. دولتی که هیچ راهی برای ملتاش نمیگذارد جز داد زدن. خب مردم میآیند داد میزنند دیگر! این درسی است که یک جمعیت ۸۰ میلیونی (مصر) به ما داد که بسیار مهم بود. جک گلدستون را مسخرهاش کردند که «در سدهٔ ۲۱ کتاب مینویسی باز میگویی در قرن ۲۱ انقلاب میشود!» او نوشته است تا وقتی اقتدارگرایی هست، تا وقتی اجازه نفس کشیدن به مردم نمیدهند، من پیش بینی میکنم در قرن ۲۱ هم انقلاب میشود. حالا به گونهای تئوریک ماجرا رخ داده است.
دولتها، جوامعی که سر پا هستند، درست مانند بیمارند. بیمار خوب، بیماری است که با پای خودش برود نزد پزشک. ولی وقتی افقی شد، ممکن است جان سالم به در ببرد، ممکن است به در نبرد. بر اساس مدل تبیینی که گفتیم، تفاوت ایران با مصر سر همین چیزهاست. در ایران طبقه متوسط ناراضی است. فوق العاده هم مهم است. بسیار کار بدی است که طبقه متوسط در ایران را اینقدر ناراضی میکنند. بچههایشان را میگیرند، زندان میکنند، در تلویزیون به اینها فحش میدهند، هی میگویند فتنه گرند. اینها کار بدی است. نه بد به لحاظ اخلاقی. (آنکه خیلی بد است.) به لحاظ جامعهشناسی میگویم. این خارج از عقل مدیریتی جامعه است. خارج از عقل مدیریتی یک خانواده است. این کار را نباید کرد. بله، این کار را در ایران میکنند ولی تفاوتش با مصر این است که فقرا در جامعه ایران به آن معنا معترض نیستند. دستگاه دولتی سرپاست. مثل مصر نیست.
من نگرانم. چون طبقه متوسط ناراضی است. با دستگاه دولت دارند این طبقه را کنترل میکنند. کنترل مداوم دولت را فرسوده میکند. فرسودگی سیاسی، مشروعیتی. بسیار کار بدی دارند میکنند. همان اتفاقی است که در تونس- افتاد- ۲۶ سال ظاهرا غربیها برای آقای بن علی کف هم میزدند. یا برای مبارک. غافل از اینکه این دولتها که مدتها این جمعیت را کنترل کردند. دیگر مشروعیت و مقبولیت ندارد. لذا نیرویی که طبقه متوسط را کنترل میکند، دستانش هرز میشود. دیگر دولت، بیجان میشود و این نکتهای است که نگران کننده است. لذا از این نظر تجربه مصر نشان میدهد که آدم باید نگران شود. ولی ایران، مصر نیست. من قبول دارم، چون متغیرهایی که آنجا هست، اینجا نیست.
ما متاسفانه از قطب ثبات تکان خوردهایم و از طرف ثبات داریم میرویم به طرف بیثباتی. بسیار موقعیت حساسی است. من این تلویزیون را که میبینم آرزو میکنم یک کار عاقلانه ببینم که جامعه را ببرد به طرف ثبات. ولی همچنان دارند میبرند به طرف بیثباتی. چند نکته من درباره این تجربه بگویم. در این سه کشور، پیامدهای دموکراتیکش اصلا معلوم نیست. شما فکر نکنید که در مصر مبارک رفته، پس دموکراتیک میشود. یا در تونس. به نظر میرسد در مصر و تونس وضعیت دموکراتیک دارد بهتر میشود. چون یک طبقه متوسط دارد، آدمهای عاقل و رهبران با نفوذ دارد و میشود امیدوار بود. باید صبر کرد نتیجهٔ تجربهاش را دید. یکی از مشکلاتی که الان مصریها و تونسیها دارند، پس از پیروزی است. نه پیش از پیروزی.
پس از پیروزی بسیار مهم است. تجربهٔ پیروزی فقط این نیست که مبارک برود. این است که مبارک برود و بعد به طور مرتب انتخابات سالم برگزار شود و مطبوعات مستقل شود. دائما اجتماعات تشکیل شود. فضاهای باز و مدنی نهادینه شود. خشونت نباشد. لذا اگر اوضاع همین جور پیش برود و دولت نتواند اوضاع اقتصادی را بهبود بخشد، ممکن است دوباره مردم ناراحت و عصبانی شوند. ناگهان یک مبارک دیگر پیدا میشود دوباره مردم را یک طرف دیگر بکشد. چون برخی فکر میکنند مبارک برود، دیگر مسأله حل شده. تازه اول مساله است. ولی خوب آن هم مانعی بوده. با زبان خوش نرفته، با صدای اعتراض مردم رفته.
نکته دیگری که جالب بود و در دانشگاه ما هم دائما بحث «تحلیل گفتمانی» میکنند. من بسیار مصداق خوبی پیدا کردم. شما ببینید تحولاتی که در منطقه رخ داده، با «گفتمان»های گوناگون معنا میشود. این اتفاقاتی که در شمال آفریقا رخ داده، چه ویژگیهایی دارد. یکی اینکه جوانان بسیار در آن نقش دارند. فضای مجازی بسیار در آن مهم است. اصلا شبکههای افقی، رهبری شبکهای به اینها ویژگی جهان جهانی شده است. یعنی ما قدیمها با هم رفیق بودیم. ولی رفاقتها تبدیل به نیروی سیاسی نمیشد. ولی وقتی رفیقها میتوانند با هم مرتبط شوند از طریق شبکههای مجازی و فیس بوک و… این تبدیل میشود به یک نیروی سیاسی. لذا آنجا جوانان بودند، فضای مجازی بوده. آنجا اتفاقا لااقل سیاستهای رسمی آمریکا، نوعی همدلی آمریکا بوده. لااقل جلوشان نایستاده.
بزرگترین انتقادی که به آقای اوباما سر قضیهٔ مصر کردند این بود که بسیار از مردم معترض مصر حمایت میکرد؟ تو که از خود مصریها هم بیشتر عجله داری! صبر کن. جمهوری خواهها بسیار اعتراض کردند ولی او کار خودش را کرد. مرتب حمایت میکرد. دلیلش هم روشن است. خودشان هم اعلام کردند. گفتند ما بیاییم از مبارک دفاع کنیم و نگهش داریم آنگاه اخوانیها و مردم مصر را بزنیم و بکشیم. همین ارتش هم این کار را بکند. بعد بچههای اینها بیایند آمریکا برجهای آمریکا را منفجر کنند. خب بگذار همان جا پیروز شوند. همان جا را بگیرند. حالا ۲۰% هم اخوانیها بیایند. اینجوری از مردم دفاع کردند. بالاخره آمریکا حداقل در سیاستهای رسمی از آنها دفاع کرد. تا حالا هم ناراحت نیستند. چون آن نیروی شورای نظامی دست ناخورده هست و کشور را هم دارد اداره میکند و کسی هم به ارتش فحش نمیدهد.
ما به این پدیده میگوییم «ادامهٔ انقلاب اسلامی» عیبی ندارد و من هم قبول دارم. چون انقلاب اسلامی هم ضد دیکتاتوری بود. انقلاب اسلامی هم حضور همهٔ مردم بود. انقلاب اسلامی هم همهٔ اقشار مردم بودند. مذهبی، غیر مذهبی، بله اصلا اشکال ندارد. اما عین همین ویژگیها را جنبشهای آرام بلوک شرق داشت. عین همین ویژگیها را جاهای دیگر دارد آنوقت به آنها میگویند جنگ نرم، کودتای نرم، انقلاب رنگی و… چرا؟ چون در ۲تا گفتمان تبیین میشود. در هر گفتمان یک پدیده یک جوری معنا میشود!
دکتر صادق زیباکلام در دومین جلسه از سلسله نشستهای «جنبش عربی» که در روز چهارشنبه چهارم اسفندماه ۸۹ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، به سخنرانی پرداخت. اولین جلسهی این سلسله نشستها روز قبل از آن و با حضور دکتر حمیدرضا جلاییپور برگزار شده بود که گزارش آن در اینجا منتشر شده است. گزارشی از سخنان زیباکلام را به نقل از وبسایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در ادامه بخوانید:
دکتر صادق زیبا کلام سخنان خود را با شرح ساختار سیاسی حاکم بر این کشورها آغاز کرد و در این رابطه گفت: «مشخص است که اگر ساختار آنها ساختارهایی با میزان حاقل محبوبیت برای مردمان این کشورها بود، قطعا ما شاهد این قیامهای گسترده و عمومی علیه آنها نمیشدیم. ساختار آنها از نظر سیاسی در بهترین حالت مستبدانه و به کمک قوای مسلحانه و تشکلهای امنیتی و احزاب و تشکلهای مرتبط با حکومت میباشد. فکر نمیکنم خیلی چیز دیگری افزون بر این کلیات بشود درباره این رژیمها گفت. بعضا به دلیل برخورداری از نفت، غنی و ثروتمند هستند مثل الجزایر و لیبی. و برخی دیگر هم دارای ثروتهای خداداد نیستند مثل مصر و یمن.»
وی با اشاره به اینکه هر دوی این دو دسته کشورها نهایتا دارای ساختار سیاسی یکسانی هستند ادامه داد: «به نظر من پرسش حائز اهمیت این است که: روایتی که از این جنبشها توسط حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و زیر مجموعههای آنها صورت میگیرد چه اندازه با واقعیت منطبق است؟ روایت رسمی از این جنبشها در ایران تحت تاثیر انقلاب اسلامی این کشور شناخته میشود و مطالبات و خواستهها و جهتگیری سیاسی آنها همانهایی معرفی میشود که در جمهوری اسلامی ایران تعقیب و خواسته میشود و در مجموع این نهضتها را، نهضتهایی علیه غرب و آمریکا توصیف میکنند در حالیکه به گمان من اینگونه نیست؛ این جنبشها سرشت و ذاتشان در حقیقت مثل انقلابهای رنگین و مخملی هستند و هدف اصلی آنها آزادی و تحقق دموکراسی است و مخالفت اصلی آنها نه با آمریکا و غرب، که با استبداد و دیکتاتوری است و نظامهای سیاسی بااختناق.»
وی در ادامه با تبیین ماهیت و اهداف این جنبشها گفت: «برای نمونه نه شعاری علیه آمریکا در این حرکات داده شده و نه پرچم آمریکا و یا انگلستان آتش زده شده و نه حتی جریانهای اسلام خواه و اسلام گرایی اعلام کردهاند که ما پس از سرنگونی این نظام به دنبال ایجاد یک نظام اسلامی ویا حکومتی که به دنبال اجرای شریعت و احکام شریعی باشد، هستیم. بلکه به عکس تمام خواستههای آنها و آنچه که تا به حال از این جنبشها دیدهایم در جهت تحقق اهداف کاملا دمکراتیک و اهدافی است که ذیل جامعه مدنی قرار میگیرد و مشکل و درد آنها این است که در کشور آنها حقوق شهروندی رعایت نمیشده، مطبوعات آنها آزاد نبودهاند و زندانی سیاسی در این کشورها وجود داشته است و اندیشه و بیان اندیشه آزاد نبوده. مشکل و دعوا اینها هستند.»
این استاد علوم سیاسی ادامه داد: «به نظر من یک مقدار روایتهایی که در ایران میشود به اصطلاح انگلیسیها wishful thinking است به این معنا که شما در آرزو و تخیلاتتان دوست دارید این طور بشود، پس این طور بیان میکنید. تا به الان به گمان من این جنبشها حرف اصلیشان آزادیخواهی بوده است که از این بابت این جنبشها از جهاتی به انقلاب اسلامی ما شبیه هستند؛ برای اینکه انقلاب اسلامی ایران هم دقیقا به دنبال تحقق اهداف دموکراتیک بود و مشکل مردم ایران در آن زمان با رژیم شاه، دقیقا همین مشکلاتی بود که اکنون مردم عرب با بن علی و حسنی مبارک دارند؛ در انقلاب ۱۳۵۷ هم خواسته اصلی مردم آزادی بود؛ حاکمیت قانون بود، نبود زندانی سیاسی بود، آزادی مطبوعات و اجتماعات و تشکلهای مستقل بود.»
زیبا کلام با اشاره به گفتمان مسلط بر انقلاب ادامه داد: «گفتمان مسلط بر انقلاب اسلامی خود را در چهارچوب شریعت بیان میکرد و شعار اصلی انقلاب، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود و برداشتی که از اسلام وجود داشت در سال ۵۷ یک شکلی همه آن چیزی بود، که رژیم شاه نبود؛ اسلام به تعبیری از دید بسیاری از مردمی که خواهان تحقق و حاکمیت اسلام بودند؛ این ظرفیت را داشت که تمام چیزهایی را اعطا بکند که رژیم شاه نخواسته بود و یا به هر دلیلی در ایران تحقق پیدا نکرده بود و بهترین دلیل که میشود آورد و اثباتی که میشود کرد مصاحبههای رهبر انقلاب است؛ مصاحبههای مرحوم امام در حدود ۳ ماه که در پاریس بودند اکنون در دسترس است. ایشان هر روز بیش از چندین مصاحبه با نماینده رسانههای مختلف انجام میدادند،؛ یکی از سوالاتی که تقریبا در تمامی مصاحبهها از امام میشود درباره نظامی بود که بعد از حکومت شاه قرار بود جانشین باشد؟ آنها میپرسیدند: شما میگویید حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی؟ این چه جور نظامی است؟ مثل عربستان است؟ مثل لیبی است؟ مثل پاکستان است؟ آنها همه معتقدند اسلامی هستند. پاسخهای امام هست! بعضا خبرنگاران پرسیدند که آیا مخالفان شما، مارکسیستها حق حیات سیاسی دارند؟ بنابراین جنبشهایی که در جهان عرب هم اتفاق میافتد حتی اگر بعضا خودش را در لباس شریعت توصیف کند، مبین این نیست که خواهان ایجاد نظام رادیکال اسلام گرایانی ضد غرب و آمریکا است.»
ادامه جلسه به پرسش و پاسخ دانشجویان اختصاص یافت؛ و دکتر زیباکلام در پاسخ به سوالی در ارتباط با مقایسه دو دولت موقت و انتقالی حاکم بر ایران ۵۷ و مصر کنونی گفت: «کلاف انقلاب مصر، (اگر نگوییم، تحولات مصر) همچنان در حال باز شدن است و این گونه نیست که آنها به نقطه پایانی تحولات مصر رسیدهاند و مردم به کار و زندگیشان برگشتند. فرض بر این است که این هیئت نظامی حاکم به توافق رسیدهاند که در مصر در شهریور ماه انتخابات عمومی برگزار شود. و در انتخابات احزاب و تشکلهایی که به قدرت میرسند، تشکیل دولت دهند و این تصور مصریها و مردم مصر از آن چیزی که تا به الان به دست آمده است اما تصور مردم مصر این نیست که همه چیز تمام شده، مردم برگردند، دانشجوها برگردند به کلاسها و کارگرها به محل کارشان برگردند! چنین نیست و فرض بر این است که مراحل بعدی تحقق پیدا خواهد کرد و مبارزه در مصر متوقف نشده است. با توجه به آنچه رخ داده است من این تصور را ندارم که سر مردم مصر کلاه رفته و تنها ارتش، مبارک را قربانی کرده من معتقدم که اتفاقا روال مصر صحیح است و اینکه اتفاقا کارها به درگیری ختم نشده است در نهایت به نفع مردم مصر است؛ کار به درگیری نظامی بین بخشهایی از ارتش کشیده نشد مثل آن چیزی که در لیبی در حال اتفاق افتادن است و این به نظرم به نفع جنبش اعتراضی در مصر است.»
وی در پاسخ به سوالی در ارتباط با دلیل استفاده دولت از لباس شخصیها گفت: «مشکل اساسی در همه نظامهای دیکتاتوری در یک دوگانگی تصوری است، که دارند؛ اگر در سال ۵۷، چند ماه مانده به بهمن، شما اگر از محمد رضا پهلوی میپرسیدید که اعلی حضرت چرا مردم با شما مخالف هستند؟ – که اتفاقا این سوال را اوریانا فالاچی از او میپرسد- فالاچی به شاه میگوید: چرا شما اینقدر مخالفت دارید؟ شاه در جواب میگوید من مخالف ندارم و گزارشهای شما اغراق شده است و مغرضانه؛ که او اسامی زندانیان قدر سیاسی را میآورد؛ گلسرخی و… وبعد میگوید: چطور شما مدعی میشوید مخالف ندارید؟ شاه میگوید اینها بعضا مارکسیست هستند و بعضا روشنفکر هستند؛ خوب روشنفکرها در اروپا هم مخالف حکومت هستند و بعضا روحانیون و اسلام گراها هستند که اینها با اقدامات اصلاح طلبانه من نمیتوانند موافق باشند چرا که اینها با هرچه بوی پیشرفت و ترقی بدهد مخالف هستند؛ بعد شاه برای اثبات مخالف نداشتن خود به فالاچی میگوید فارغ از این چند دسته، دلیل ندارد مردم ایران با من مخالف باشند، زنان ایران برای چه باید با من مخالف باشند؟ من به زنان حق رای دادم، حق طلاق دادم و حقوقی اجتماعی که من به زنان دادم در کمتر کشور اسلامی داده شده است، کارگران ایران چه دلیلی دارد با من مخالف باشند؟ من کارگران را در سود کارخانهها سهیم کردم و ۴۹ % سهام برای دولت یا سرمایه گذار است و ۵۱% برای کارگران است پس چرا باید آنها مخالف من باشند؟ من تعداد دانشجوها را از ۱۵ هزار به ۲۰ هزار رساندم، تحصیلات و خوابگاه آنها مجانی هست و کار آنها تضمین شده است! اصلاحات ارضی کردم و ما تنها کشور اسلامی بودیم که این گام مهم را برداشتیم و به کشاورزان و دهقانان بیزمین، زمین دادهایم»
دکتر زیباکلام در ادامه با اشاره تصور دیکتاتورها از موقعیت خود گفت: «واقع مطلب این هست که شاه به تمام اینها باور داشت و شاه تصور میکرد که به مردم خدمت کرده و با همه وجود فکر میکرد که بخش قابل توجهی از ایران طرفداراش هستند شاه در مصاحبه عصبانی میشود و میگوید نظام رفاه اجتماعی من از سوئد هم جلوتر رفته است. سوئد در آن زمان واقعا سرآمد بودو شاه مدعی میشود من یک مرحله از سوئد جلوتر هستم! چرا که برای جنین در رحم مادر نظام تامین اجتماعی در نظر گرفتم ولی در سوئد برای به دنیا آمدهها این نظام تعیین شده است. شاه با همه وجود این حرفها را قبول داشت و معقد بود به جز خدمت کاری نکرده است. سرشت همه نظامهای دیکتاتوری اینطور است؛ صدام تا آخرین لحظه معتقد بود «من یک آدم وطن پرست هستم. من یک رهبر ناسیونالیست عرب هستم و بر خلاف سایر رهبران عرب که خائن و مزدور و پادوی آمریکا هستند، میباشم. من کسی هستم که شنل عبدالناصر روی دوشم است و جلوی تجاوز ایران را گرفتم و مانع شیعهایزم ایران شدم که عراق و کویت را نگیرد و انقلاب شیعه اسلامی را به جهان عرب صادر نکند». احتمالا اگر ما دو ماه پیش یا سه ماه پیش با حسنی مبارک صحبت میکردیم که آقای مبارک شما مخالف دارید میگفت که تعدادی اخوان المسلمین هستند و تعداد آمریکایی و یک مشت لیبرال و روشنفکر و.. اینها هستند ولی تودههای عرب با من هستند ولی ما قبول نمیکنیم چون ما آن سوی خط هستیم و دیکتاتورها معتقدند اکثریت با من هستند و تعدادی مزدور و خارجی هستند که ملت توی دهن اینها خواهد زد.»
وی ادامه داد: «شاه در یک سال و کمی مانده به انقلاب در بازدید از دانشگاه افسری میگوید که: «من و میهن پرستان و قوای مسلحه اجازه نخواهیم داد که ایران را ایرانستان کنند»؛ یعنی قبول دارد که مخالف دارد ولی معتقداست که مردم با او هستند و از یک جاهایی وقتی با واقعیت مواجه میشود واکنشهای متفاوتی دارد؛ ببینید همین شب گذشته، قذافی خودش را طلب کار میداند و میگوید امت عرب، جهان عرب و قهرمانان عرب، الان وقت به پا خیزیدن است؛ شما باید نگاه کنید ببینید کسی که در راس حکومت است چطور نگاه میکند! او نگاهش این نیست که من دیکتاتور هستم و مستبد هستم بلکه معتقداست همه کارهای اوخدمت هستند. این به این بر میگردد که در نظامهای دیکتاتوری تصویری یک سویه از واقعیت ترسیم میشود؛ رضا شاه هم با تمام وجود فکر میکرد که شما اگر به فکر خیر و صلاح و پیشرفت ایران هستید باید با من باشید من به جز خدمت کار دیگری نکردم. شما اگر وطن پرست هستید باید با من باشید و اگر انتقاد میکنید شما انگلیسی هستید؛ رضاشاه منتقدین را نوکران نفت و انگلیس و عوامل سفارت میدانست.»
زیبا کلام در پایان با اشاره به تصور حکومتهای دیکتاتوری مبنی بر داشتن رسالت جهانی گفت: «برای اینکه نوعا نظامهای دیکتاتوری برای خودشان رسالت تاریخی قائل هستند؛ و رسالت تاریخی را در جهت منافع فردی نمیدانند و همه آنها معتقدند آنچه میکنند به خیر و صلاح مملکت است و آنها آینده بشریت را رقم میزند و کشورهای دیگر باید از آنها پیروی کنند و اصلا فکر نمیکنند که ممکن است به خطا بروند و ممکن است شکل دیگری از واقعیت وجود داشته باشد و به همین دلیل کمتر اتفاق افتاده است که حکومتهای دیکتاتوری از طریق صندوق رای تغییر یابند؛ چون برای خودشان یک جور رسالت جهانی و یا ملی قائل هستند و خود را بر حق میدانند و معتقدند آزادی خواهان و ملییون و.. با ما هستند و طبیعی است که حسنی مبارک سعی میکند که بگوید مردم از من حمایت میکنند. در مصر به دلیل پیشرفت جامعه مدنی هر چند حضوری از اخوان المسلمین، جریانات لیبرال و از جریانات دیگر به صورت متشکل و سازمان یافته و حزبی نبوده ولی مصر یکی از بیشترین NGOهای مستقل از حکومت را در خودش دارد بعلاوه آخرین نکته درباره مصر: ارتش مصر یک ارتش منسجم و یکدست نیست ارتش مصر سابقه ناسیونالیستی ضد انگلیسی دارد؛ بعلاوه فقط جنبه ناسیونالیستی نیست و شماری از افسران آن طرفدار اخوان المسلمین هستند و شاید رهبری ارتش مصر، عاقلانه به این نتیجه رسید که برای حفظ نظام در مقابل مردم قرار نگیرد، چرا که ممکن است ارتش دچار شکاف شود و در مقابل نظام قرار گیرد یا به سمت مردم بروند و معلوم نیست کشور به کدام سمت برود! شاید در دقایق آخر این تصمیم موجب شد که آنها بین بد و بدتر بد را انتخاب کنند و با کنار گذاشتن مبارک وضع را از این بدتر نکنند.»
سایت خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان مجلس را که عصر امروز به تصویب نهایی کمیسیون مشترک بررسی کننده رسیده، منتشر کرد. این، همان طرحی که است که مهدی کروبی درباره آن به نمایندگان هشدار داده و تصویب آن را معادل ذبح مجلس و نابودی همیشگی این نهاد در نظام جمهوری اسلامی دانسته بود.
کروبی در نامهاش از نمایندگان مجلس هشتم خواسته بود از تاریخ درس بگیرند و ننگ تصویب چنین طرحی را برای خود نخرند. او همچنین به مخالفت صریح آیتالله صافی گلپایگانی با این طرح اشاره کرده و انتقاد این مرجع تقلید را بازگو کرده بود که: “اینگونه طرحها، موجب نظارت اکثریت بر اقلیت میشود که این امر نیز با فلسفه اسقلال نمایندگان مجلس کاملاً در تضاد است.”
اما مجلس بدون توجه به این هشدارهای دلسوزانه، و در شرایطی که شیخ مهدی کروبی در بازداشت خانگی است و امکان اعتراض به این طرح ضد مردمی از او سلب شده است، به روند تصویب این طرح ادامه میدهد و به زودی قرار است آن را در صحن علنی مطرح کند.
بازخوانی متن کامل نامهای که مهدی کروبی شش ماه قبل نوشت، و نیز متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان، میتواند صداقت هشدارهای کروبی را نشان دهد.
متن کامل نامه کروبی را در اینجا بخوانید
و متن کامل طرح نظارت بر نمایندگان نیز که از مرحله کمیسیون خارج شده و به زودی در دستور کار مجلس قرار خواهد گرفت، در زیر میآید:
ماده ۱- به منظور حفظ شان و منزلت نمایندگان بر آنها در ابتدای هر دوره و حداکثر به مدت یک ماه پس از انتخاب هیات رئیسه دائمی مجلس هیات نظارت به شرح زیر برای یک دوره تشکیل می گردد:
الف-یکی از نواب رئیس به انتخاب هیات رئیسه مجلس
ب- روسای کمیسیون های قضایی و حقوقی و اصل ۹۰
ج- چهار نفر از نمایندگان به انتخاب مجلس
تبصره ۱- در اجرای بند «ج» این ماده هشت نفر از نمایندگان متقاضی واجد صلاحیت که عضو هیات رئیسه مجلس نباشند در جلسه ای متشکل از رئیس و نواب رئیس مجلس و روسای کمیسیون ها تعیین و به صحن علنی جهت انتخاب ۴ نفر معرفی می شوند.
تبصره ۲- هیات رئیسه مکلف است یک هفته مهلت جهت ثبت نام متقاضیان عضویت در هیات نظارت تعیین نماید.
تبصره ۳- هیات از بین اعضاء خود یک رئیس و دو نایب رئیس و دو دبیر انتخاب می نماید.
تبصره ۴- در صورت غیبت هر یک از اعضای انتخابی دریک چهارم جلسات هیات طی مدت شش ماه. یا ضرورت تغییر آنها به تشخیص جلسه مشترک موضوع تبصره ۱، نسبت به انتخاب فرد جایگزین طبق روال این قانون اقدام خواهد شد.
ماده ۲- هیات نظارت صلاحیت رسیدگی به امور زیر را دارد.
الف- گزارش های واصله درخصوص سوءاستفاده و تخلف مالی یا اخلاقی نماینده
ب- گزارش های مربوط به رفتار خلاف منشور اخلاقی نمایندگی موضوع ماده ۸ حسب ارجاع هیات رئیسه
ج- گزارش های واصله درخصوص اعمال خلاف امنیت ملی کشور و سایر اعمال مجرمانه از بعد انتظامی
د- گزارش های واصله درخصوص غیبت، تاخیر و بی نظمی نمایندگان موضوع مواد ۷۸ تا ۸۱ و ۸۸ تا ۹۱ آئین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی توسط هیات رئیسه.
ه- گزارش های واصله درخصوص عدم شفافیت مالی و غیرمتعارف بودن محل درآمد و هزینه های انتخاباتی
تبصره ۱- چنانچه عدم انجام وظایف نمایندگی منجر به مخدوش نمودن شان نمایندگی و یا مجلس گردد، هیات نظارت با رعایت بند ب ماده ۲ صلاحیت رسیدگی به آن را دارد.
تبصره ۲- مراجع رسمی کشور (اعم از انتظامی، قضایی و امنیتی) موظفند کلیه گزارش های موضوع این ماده علیه نمایندگان را پس از وصول به هیات رئیسه مجلس منعکس نمایند.
تبصره ۳- به گزارش هایی در هیات رسیدگی می شود که دارای مشخصات کامل ارسال کننده باشد مگر اینکه هیات، رسیدگی به آن را ضروری تشخیص دهد.
تبصره ۴- تعقیب کیفری نماینده مانع رسیدگی به هیات نظارت به تخلفات موضوع این قانون و شئون نمایندگی نمی باشد.
تبصره ۵- هیات نظارت ضمن رسیدگی به تخلفات موضوع این قانون در مورد جنبه کیفری مراتب را به مرجع قضایی ذی صلاح اعلام می نماید.
ماده ۳- هیات نظارت بصورت محرمانه به گزارشات واصله درخصوص هر یک از نمایندگان رسیدگی می نماید و در صورتی که اتهام را متوجه نماینده بداند در اولین جلسه با دعوت از نماینده و مذاکره با وی و نیز استعلام از مراجع ذی ربط تصمیم لازم را اتخاذ می نماید.
تبصره- هیات نظارت موظف است قبل از صدور رای دفاعیات نماینده را استماع نماید.
ماده ۴- هیات نظارت باتوجه به اهمیت تخلفات و شرایط و موقعیت ارتکاب آنها نسبت به اعمال یک یا چند مجازات ذیل اتخاذ تصمیم می کند.
الف- تذکر شفاهی بدون درج در پرونده
ب- تذکر کتبی با درج در پرونده
ج- اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار تخلف
د- کسر حقوق از یک ماه تا یک سال به میزان یک دوم
هـ- تعویق نطق نماینده به مدت شش ماه تا یکسال
و- محرومیت از انجام ماموریت های داخلی و خارجی
ز- محرومیت از عضویت در مجامع و شوراها یا کمیته های تحقیق و تفحص
ح- محرومیت از نامزدی برای عضویت در هیات رئیسه مجلس و کمیسیون ها
ط- لغو عضویت در مجامع و شوراها و یا کمیته های تحقیق و تفحص
ی- لغو عضویت در هیات رئیسه مجلس و کمیسیون ها
ک- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه رسمی غیرعلنی توسط رئیس مجلس
ل- اعلام یک یا چند تخلف نماینده در جلسه علنی توسط رئیس مجلس
م- محرومیت از شرکت در جلسات مجلس و کمیسیون های تخصصی تا سه ماه با پیشنهاد هیات نظارت و تصویب مجلس در جلسه رسمی غیرعلنی
ن- لغو اعتبارنامه نماینده به پیشنهاد هیات نظارت و تصویب مجلس در جلسه رسمی غیرعلنی
تبصره ۱- مجازات های موضوع بندهای «ک» و «ل» این ماده پس از تصویب در جلسه مشترک اعضای هیات رئیسه و هیات نظارت قابل اعمال می باشند.
تبصره ۲- در جلسه رسمی غیرعلنی قبل از رای گیری درخصوص اعمال بند «ن» این ماده ابتدا گزارش هیات نظارت قرائت سپس نماینده متخلف که می تواند نیمی از وقت خود را به یکی از نمایندگان بدهد به مدت نیم ساعت دفاعیات را مطرح می نماید.
تبصره ۳- اجرای مصوبات مجلس درخصوص بندهای (م و ن) این ماده مستلزم تایید شورای نگهبان می باشد.
ماده ۵- هرگاه موضوع رسیدگی هیات، گزارش های واصله علیه یکی از اعضای هیات نظارت باشد. وی حق شرکت در جلسات مربوطه را ندارد.
ماده ۶- نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی موضوع اصل ۸۶ قانون اساسی و ماده ۷۵ آئین نامه داخلی مجلس قابل تعقیب کیفری نیستند و در سایر موارد احضار نماینده توسط مقامات قضایی از طریق هیات نظارت صورت می گیرد و چنانچه رسیدگی قضایی مستلزم بازداشت نماینده باشد باید مراتب به تائید هیات نظارت برسد.
تبصره ۱- تشخیص مصادیق موضوع اصل ۸۶ قانون اساسی و ماده ۷۵ آئین نامه داخلی با هیات نظارت است.
تبصره ۲- تخلف از مفاد این ماده از سوی مراجع قضایی حسب مورد مستوجب مجازات انتظامی از درجه ۵ تا ۷ است.
ماده ۷- منشور اخلاقی نمایندگان حاوی ضوابط و شاخص های موضوع سوگندنامه نمایندگان مندرج در اصل (۶۷) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و حفظ شئونات نمایندگان حداکثر ظرف سه ماه توسط هیات نظارت تهیه و با پیشنهاد هیات مذکور به تصویب جلسه ای متشکل از اعضای کمیسیون های اصل نودم (۹۰) و آئین نامه داخلی مجلس و هیات نظارت خواهد رسید.
ماده ۸- قوه قضائیه موظف است در اجرای این قانون شعبه خاصی را جهت رسیدگی به موضوعات ارسالی تشکیل داده و خارج از نوب رسیدگی و نتیجه را ظرف سه ماه، به هیات نظارت اعلام نماید.
ماده ۹- به جز عضویت در هیات علمی دانشگاه ها و تدریس و یا سمت های آموزشی در دانشگاه ها و موسسات پژوهشی و تحقیقاتی، تصدی هر نوع شغل دیگر و نیز ریاست و مدیریت عامل و عضویت در هیات مدیره، هیات امناء، هیات موسس موسسات و شرکت های خصوصی و تعاونی و موسسات و شرکت هایی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت جمهوری اسلامی ایران و یا موسسات عمومی و یا شرکت های دولتی است، همچنین شرکت در طرح های مطالعاتی، پژوهشی و عمرانی به سفارش موسسات و شرکت های مزبور به هر عنوان و قضاوت و وکالت دادگستری، مشاوره حقوقی و کارشناسی رسمی دادگستری و تصدی به دفاتر ثبت اسناد و املاک و ازدواج و طلاق، دایر کردن مطب و عضویت در فدراسیون ها و هیات های ورزشی برای نمایندگان در زمان تصدی به نمایندگی ممنوع است. عضویت در هیات رئیسه دانشگاه ها، دانشکده ها و بیمارستان ها سمت آموزشی نیست.
تبصره ۱- در صورت تصدی سمت های فوق، موضوع در هیات نظارت مطرح و حداکثر ظرف ۱۰ روز پس از اعلام تخلف از سوی هیات، نماینده موظف است حسب مورد نسبت به تودیع پروانه فعالیت، کناره گیری و استعفا اقدام نماید. در غیر اینصورت ضمن اعمال مجازات های ماده ۴ این قانون پرونده به قوه قضائیه ارسال و به مجازات مقرر در قانون برای ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل محکوم خواهد شد.
تبصره ۲- پس از صدور حکم محکومیت از سوی قوه قضائیه تمامی دریافت های غیرقانونی نماینده که بر خلاف حکم این قانون پس از تصدی به سمت نمایندگی تحصیل نموده باید از سوی متخلفین به حساب خزانه واریز شود.
ماده ۱۰- در مواردی که هیات نظارت به این نتیجه برسد که دارایی نماینده به ناحق افزایش یافته، تا قبل از انتخاب دوره بعد، موضوع جهت اطلاع به شورای نگهبان و جهت رسیدگی به دستگاه قضایی ارسال می شود.
ماده ۱۱- دریافت هرگونه هدیه نقدی یا غیرنقدی غیرمتعارف از اشخاص حقیقی یا حقوقی خصوصی یا عمومی و دولتی داخلی یا خارجی تحت هر عنوان به وسیله نمایندگان ممنوع است و مرتکب مستوجب اعمال مجازات ماده ۴ این قانون می باشد.
تبصره- دریافت یا اهداء هدایای متعارف در چارچوب ضوابطی است که از سوی هیات رئیسه تهیه و ابلاغ خواهد شد.
ماده ۱۲- سوءاستفاده از اختیارات نمایندگی و اخذ هر نوع امکانات و امتیازات از بخش دولتی، عمومی و خصوصی به هر عنوان و هر شکل، توسط نماینده به نفع خود و اقربای وی به ناحق و اعمال نفوذ و استفاده از سمت نمایندگی برای این منظور و سوءاستفاده از اطلاعات و اسناد در دسترس وی ممنوع است و مرتکب مستوجب اعمال مجازات ماده ۴ می باشد.
تبصره- مصادیق موضوع این ماده را هیات موضوع ماده ۸ مشخص میکند.
بنا به گزارش منابع خبری، در حالیکه سرکوب خونین اعتراضات در شهرهای مختلف سوریه همچنان ادامه داشته و آمار کشته شدگان و مجروحان خیزش مردم آن کشور رو به افزایش است، منابع حقوق بشری مستقل اعلام کرده اند که نیروهای امنیتی سوریه مانع از دسترسی پزشکان به مجروحان اعتراضهای هفته گذشته در این کشور شده اند.
به گزارش تارنمای سازمان «دیده بان حقوق بشر»، مدیر بخش خاورمیانۀ این سازمان غیر دولتی گفته است که در اعتراضهای هفته گذشته در درعا در جنوب سوریه و منطقهای در حومه دمشق، عدهای از معترضان زخمی شدند اما نیروهای امنیتی نگذاشتند پزشکان و امدادگران آنها را مداوا کنند، که این رفتار غیر انسانی و غیر قانونی است.”
این درحالیست که طبق آخرین گزارش ها، اعتراضات در شهر درعای سوریه همچنان ادامه دارد و همزمان نیروها و ادوات نظامی سنگین دولتی، وارد شهر نفت خیز بانیاس جهت کنترل و سرکوب اعتراضات شده اند.
بنا بر آخرین خبار رسیده از سوریه، طی روزهای گذشته در منطقه دوما در شمال دمشق تظاهراتی علیه دولت بشار اسد برگزار شد که نیروهای امنیتی ۱۹۰ تن را بازداشت کردند و ۸ نفر در اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شدند.
همچنین در شهر دمشق دانشجویان به تظاهرات علیه دولت پرداختند که خبرهای تائید نشده حاکی از کشته شدن یک نفر می باشد.
در پی یک ماه تظاهرات مردم سوریه ، مطابق گزارشهای مجامع دفاع از حقوق بشر، در جریان برخوردهای نیروهای امنیتی سوری و مردم معترض، منجمله درگیریهای هفته اخیر در شهر بانیاس، تاکنون حدود ۱۳۰ نفر جان خود را از دست دادهاند.
تنها واکنش عملی بشار اسد، رئیس جمهور موروثی سوریه، طی هفته های اخیر، برکناری دولت و دادن وعده های مبهم به مردم و معترضان بود، ضمن اینکه مخالفان را “فتنه گران تحریک شده توسط اسراییل” خواند.
بخش دیگری از وعدههای بشار اسد اجرای اصلاحات سیاسی منجمله لغو “شرایط فوقالعاده” امنیتی بود که از سال ۱۹۶۳ تاکنون بهانه اداره جامعه با شیوههای پلیسی و تعطیلی آزادیهای سیاسی و اجتماعی در آن کشور بوده، اما این وعده هم عملی نشد.
از چهار هفته پیش که سوریه شاهد اعتراضهای مردمی است، فشارها بر رسانههای مستقل و خبرگزاریهای بینالمللی در آن کشور افزایش یافته و گروهی از خبرنگاران خارجی نیز بازداشت و اخراج شده اند.
اعضای اتحادیه اروپا توافق کردهاند که ۳۲ مقام ایرانی را به دلیل نقض حقوق بشر در فهرست تحریمهای این اتحادیه قرار دهند.
به گزارش بی .بی .سی خبر این توافق را ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، روز دوشنبه، ۱۲ آوریل، پیش از آغاز نشست وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ اعلام کرد.
هیگ دلیل اعمال محدودیت علیه مقامهای ایرانی را “کارنامه هولناک حقوق بشر ایران” خواند و گفت: “با تغییراتی که در خاور میانه در حال رخ دادن است، به نظر می رسد ایران خیال میکند با وجود وضعیت حقوق بشری وخیمی که در آن کشور حاکم است می تواند به این روند ادامه دهد.”
با اجرایی شدن این تحریمها، افرادی که نامشان در این فهرست آمده، حق سفر به ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا را نخواهند داشت و اموال آنها در این کشورها مسدود خواهد شد.
ازجمله دلایل اعمال تحریمهای تازه: زندانی کردن رهبران مخالفان، بازداشت روزنامهنگاران در ایران بیش از هر کشور دیگر، استفاده بیش از اندازه از حکم اعدام در موارد غالبا مبهم عنوان شده است.
هنوز اسامی مقامهای ایرانی مورد اشاره آقای هیگ به طور رسمی اعلام نشده است.اما اواخر ماه مارس ۲۰۱۱، نشریه پولیتیکو فهرستی شامل حدود ۸۰ نفر از مقامهای شناختهشده ایرانی را منتشر کرد که به نوشته این نشریه، اتحادیه اروپا در حال بررسی اعمال تحریم علیه آنها به دلیل نقض حقوق بشر بود.
نام تعدادی از فرماندهان نظامی و انتظامی و بسیج، تعدادی از وزرای کابینه و همین طور شماری از مقام های قضایی ایران در فهرست نشریه پولیتیکو به چشم می خورد.
در زمینه اعمال تحریمهای تصویبشده توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران، اقدامات اتحادیه اروپا عمدتا در بخشهای اقتصادی، میزان مبادلات تجاری و ممنوعیت صدور ویزا برای مسئولان ایرانی مرتبط با برنامه هسته ای این کشور متمرکز شده است، اما آمریکا علاوه براین اقدامات، آن دسته از مقامهای ایرانی را که ظن آن می رود در نقض حقوق بشر دست داشتهاند، مشمول تحریم قرار داده است.
چندی پیش وزارت امور خارجه بریتانیا در گزارش سالیانه خود در مورد وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در جهان، کارنامه حقوق بشری ایران را در یک سال گذشته در بدترین وضعیت آن طی ده سال اخیر ارزیابی کرد.
در بخشی از این گزارش به طور مفصل به وضعیت حقوق بشر در ایران اشاره شده و از بالا رفتن آمار اعدام در این کشور در سال ۲۰۱۰ میلادی انتقاد شده است.
این گزارش همچنین به افزایش سرکوب مخالفان دولت و معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۸۸ اشاره می کند و از اعمال فشار بر روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر طی یک سال گذشته انتقاد می کند.
عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران با اعلام اینکه سبد هزینه های خانوار کارگری در سال جاری با ۳۳درصد رشد مواجه شده است، گفت: در صورت عدم اعمال مدیریت مصرف کارت های اعتباری خرید، کارگران به میزان ۱/۵میلیون تومان بدهکار خواهند شد.
به نوشته روزنامه مردمسالاری، علی دهقان کیا در خصوص جدی تر شدن برنامه واگذاری کارتهای اعتباری ۱/۵ میلیون تومانی خرید کارگران در سال جاری و برنامه ریزی های صورت گرفته در این زمینه گفت: مهمترین نکته در این بخش این است که کارگران بتوانند پس از دریافت این کارتها، مدیریت مصرف داشته باشند.
عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران اظهار داشت: باید تمام کارگرانی که این کارت ها در آینده در اختیارشان قرار می گیرد در نحوه مصرف خود مدیریت کنند چون در صورت استفاده نادرست نه تنها مشکلی از آنها حل نمی شود بلکه بدهکار نیز خواهند شد. دهقان کیا ادامه داد: البته ممکن است بسیاری از کارگران هم اکنون منتظر دریافت کارت های اعتباری باشند ولی هم اکنون کارگران با مسائل مهم تری مانند تقویت معیشت، بهبود دستمزدها و همچنین ساماندهی قراردادها مواجه هستند و بهتر است در این بخش ها نیز اقدامات موثری صورت گیرد.
وی خاطرنشان کرد: هم اکنون در بخش سبد هزینه های خانوار با رشد ۳۳ درصدی آن نسبت به سال گذشته مواجه هستیم ولی این موضوع در زمان تعیین حداقل دستمزد سال جاری کارگران در نظر گرفته نشد در صورتی که ماده ۴۱ قانون کار بر این موضوع تاکید دارد.
مجید بوجارزاده در واکنش به انتشار برخی از گزارشها مبنی بر حضور ماموران شرکت گاز برای قطع گازی مشترکان خانگی در سطح برخی از شهرها و استانهای کشور گفت: در حال حاضر گاز هیچ یک از مشترکان خانگی و تجاری به دلیل عدم پرداخت هزینه قبوض گاز قطع نشده است.
به گزارش مهر، سخنگوی شرکت ملی گاز با تاکید بر اینکه از ۳۰ سال گذشته تاکنون قطع گاز مشترکان بدهکار خانگی مستلزم انجام یکسری مراحل قانونی است، تصریح کرد: بر این اساس ابتدا برای مشترکان خانگی سه مرحله اخطاریه صادر می شود.
وی افزود: پس از صدور اخطاریه و در صورت عدم پرداخت گازبهای در مرحله اول به صورت موقف ۲۴ ساعت و در مرحله دوم به صورت موقت گاز مشترکان خانگی ۴۸ ساعت قطع خواهد شد.
این مقام مسئول با تاکید بر اینکه تمامی مشترکان گاز خانگی تا ششم اردیبهشت ماه برای پرداخت قبوض گاز مهلت دارند، تاکید کرد: در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد مشترکان گازبهای خود را پرداخت کرده اند.
بوجارزاده با یادآوری اینکه گزارشهای رسیده نشان می دهد که پرداخت قبوض گاز طبیعی در استانهای مختلف روندی عادی دارد، یادآور شد: علاوه بر این در تمامی ادارات و شرکتهای گاز استانی کارگروه هایی برای پاسخگویی به مردم و مشترکان معترض برای بررسی وضعیت بار مالی قبضهای گاز تشکیل شده است.
گزارشها نشان میدهد که در سه ماهه نخست اجرای قانون هدفمندی یارانه ها به طور متوسط روزانه بیش از ۵۰۷ میلیون متر مکعب گاز طبیعی در بخشهای مختلف مصرف شده است، در این مدت در بخشهای خانگی، تجاری، جایگاههای سی ان جی و صنایع غیر عمده ۳۶۸ میلیون متر مکعب گاز مورد استفاده قرار گرفته است.
در این مدت متوسط مصرف گاز در صنایع را روزانه ۸۰ میلیون متر مکعب و در بخش نیروگاهها به طور میانگین روزانه ۶۰ میلیون متر مکعب گاز بوده است.
در آمارهای وزارت نفت ادعا میشود که از ابتدای اجرای قانون هدفمندی یارانه ها تاکنون، هزینه گازبهای ۳۶ درصد مصرف کنندگان زیر ۱۰ هزار تومان، ۶۱ درصد مصرف کنندگان زیر ۲۰ هزار تومان، ۷۵ درصد مشترکان زیر ۳۰ هزار تومان، ۸۴ درصد مشترکان زیر ۴۰ هزار تومان، ۸۹ درصد مشترکان زیر ۵۰ هزار تومان بوده است.
اما بسیاری از مردم به مبالغ بالای قبضهای خود اعتراض دارند و برخی نمایندگان مجلس هم خواستار تجدیدنظر دولت در این قبضها شدهاند.
رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس با بیان اینکه قیمت برخی از میوهها و بهویژه موز در برخی از فروشگاهها دو برابر شده است، گفت: در صورت ادامه بیتوجهی وزارت بازرگانی به وضیعت بازار محصولات کشاورزی، این کمیسیون از اختیارهای قانونی خود برای نظارت بر این وزارتخانه استفاده میکند.
به گزارش خانهملت، عباس رجایی با بیان اینکه به علت نظارت ضعیف وزارت بازرگانی بر واردکنندگان موز، قیمت این محصول وارداتی هر روز گرانتر میشود، اعلام کرد: قیمت واقعی هر کیلو موز با توجه به کیفیت آن، حداکثر ۱۲۰۰ و حداقل ۵۰۰ تومان است.
نماینده مردم اراک، کمیجان و خنداب در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: واردکنندگان اصلی موز به کشور چهار نفر هستند که با احتساب واردکنندگان خرد این میوه، به ۱۲ نفر هم میرسند که در چارچوب شرکتهای حقوقی یا اشخاص حقیقی، فعالیت میکنند.
وی، ادامه داد: نظارت بر بسیاری از واردکنندگان پرشمار کالاهایی که افزونبر واردات، از طریق قاچاق نیز وارد کشور میشوند، از سوی دستگاههای ذیربط، بسیار دقیقتر و اصولیتر از نظارت بر تعداد محدود واردکنندگان موز است که دچار مشکلاتی مانند واردات غیررسمی و قاچاق هم نیست.
این نماینده با مطلوب توصیف کردن وضعیت توزیع موز در کشور، اظهار کرد: متأسفانه افزایش و کاهش قیمت این محصول، تابع چارچوب مشخصی نیست و تنها با تصمیم واردکنندگان، حجم واردات و قیمت آن در کشور تغییر میکند که و این تغییر در بیشتر موارد افزایشی است.
رجایی با اعلام اینکه قیمت جهانی موز افزایش نداشته است، یادآور شد: هماکنون در بسیاری از میوهفروشیها قیمت هرکیلو موز با بیش از دو برابر قیمت واقعی به ۲۷۰۰ تومان هم میرسد.
وزارت بازرگانی، نظارت بر واردات را اصلاح کند
نماینده دور هشتم مجلس با تأکید بر لزوم اصلاح عملکرد وزارت صنایع در بخش نظارت بر واردات، افزود: انتظار کمیسیون کشاورزی از وزارت بازرگانی نظارت دقیق و بی کم و کاست بر توزیع و قیمتگذاری محصولات کشاورزی و از جمله محصولات وارداتی این بخش است.
رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس با بیان اینکه مجلس با جدیت و پیگیری خاصی عملکرد وزارتخانههای مرتبط با بخش کشاورزی را دنبال میکند، گفت: در صورت ادامه بیتوجهی وزارت بازرگانی به وضعیت بازار محصولات کشاورزی وارداتی، این کمیسیون از اختیارهای قانونی خود برای نظارت بر این وزارتخانه استفاده میکند.
معاون اول احمدی نژاد با استناد به سخنی از یعقوب لیث صفاری که گفته بود “چیزی را که من نمی فهمم چرا باید نوشت” خواستار آن شد که پزشکان، نسخهها را فارسی بنویسند!
محمدرضا رحیمی که در مراسم رونمایی تمبر یادبود هفته سلامت سخن میگفت، از انگلیسی بودن نسخه های پزشکی و آزمایشگاهی انتقاد کرد و گفت: بهانه پزشکان برای انگلیسی نوشتن آزمایش ها این است که ممکن است این برگه ها حاوی خبر بیماری و ناخوشایندی باشد.
معاون اول رییس دولت افزود: اما مگر انگلیسی ها می خواهند خبر ناخوشایندی بدهند به فارسی می نویسند؟!
رحیمی با اشاره به نقل قول یعقوب لیث صفار مبنی بر اینکه “چیزی را که من نمی فهمم چرا باید نوشت” افزود: انگلیسی نوشتن نسخه های آزمایشگاهی، ظلم به زبان فارسی، فرهنگ اسلامی و هفته جهانی بهداشت است. هرچند می دانم که پزشکان به نصیحت های من گوش نمی کنند!
او خطاب به وزیر بهداشت گفت: آقایان وزیر پیش از این چنین اقدامی نکردهاند و امیدوارم که شما مردانهتر از آنها این موضوع را اصلاح کنید.
رحیمی همچنین ادعا کرد که تحریم غربیها برای سلامت ملت به شدت شکست خورده است، و اضافه کرد: اقداماتی همچون سنگینترین اعمال جراحی و تولید استخوان زنده از استخوان مرده، نشان دهنده بیتاثیربودن تحریمهای دشمنان است.
وی همچنین وعده پرداخت وام یک و نیم میلیون تومانی به هر خانواده ایرانی را مطرح کرد و گفت: میتوان این طور نتیجهگیری کرد که یک خانواده چهار نفره با اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و برخورداری از وام طرح میزان، سالانه سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان درآمد دارد. پس خانواده نیازمندی که پیش ازاین با ۴۰ ـ ۵۰ هزار تومان کمک دولتی از طریق کمیته امداد یا بهزیستی زندگی میکردند، اکنون با برخورداری از چنین درآمدی میتوانند زندگی خود را مدیریت کنند.
گزارش جدید صندوق بین المللی پول با عنوان «چشم انداز های اقتصادی جهان»، که دوشنبه یازدهم آوریل انتشار یافت، عمق بحران شدید اقتصادی را، که از سه سال پیش یه این سو بر ایران سنگینی می کند، به نمایش می گذارد. این گزارش پیش بینی می کند که بحران اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی شدت گرفته و در قالب یکی از بی سابقه ترین اشکال «رکود تورمی» در تاریخ معاصر کشور، بروز خواهد کرد.
طبق ارزیابی صندوق بین المللی پول، نرخ رشد اقتصادی ایران از یک درصد در سال ۲۰۰۸ میلادی به ۰.۱ درصد در سال ۲۰۰۹ کاهش یافته و در سال ۲۰۱۰ نیز از یک درصد بیشتر نبوده است. بر پایه آمار انتشار یافته از سوی همان نهاد، در سه سال گذشته میلادی میانگین سالانه نرخ رشد ایران یک پنجم میانگین سالانه نرخ رشد در بیست کشور خاورمیانه و شمال آفریقا بوده است.
گزارش صندوق بین المللی پول پیش بینی می کند که در سال ۲۰۱۱ میلادی، دو شاخص عمده اقتصاد کلان ایران رو به وخامت خواهند رفت: نرخ رشد به صفر در صد تنزل خواهد یافت و، در عوض، نرخ تورم به ۲۲.۵ در صد اوج خواهد گرفت.
بنا به پیش بینی صندوق بین المللی پول، در سال جاری میلادی نرخ رشد اقتصادی ایران با صفر درصد از بیست کشور آفریقای شمالی و خاورمیانه (به استثنای لیبی که برای آن رقمی ذکر نشده) پایین تر خواهد بود. در عوض میانگین نرخ تورم ایران در سال ۲۰۱۱ با ۲۲.۵ در صد به بیش از دو برابر میانگین منطقه خواهد رسید و با فاصله زیاد دیگر کشور های منطقه را پشت سر خواهد گذاشت.
آمار مندرج در تازه ترین گزارش صندوق بین المللی پول، نشان از بی پایه بودن ادعاهای دولت احمدی نژاد دارد که رییس دولت هیچ فرصتی را برای ستایش از دستاوردهای اقتصادی دولت خود از دست نمی دهد و کارنامه خود را، در این عرصه، درخشان ترین کارنامه در تاریخ جمهوری اسلامی معرفی می کند.
در چند هفته گذشته، دو رقم در بسیاری از سخنرانی های رییس دولت دهم تکرار میشود : در سال گذشته (۱۳۸۹) یک میلیون و ششصد هزار شغل در کشورا یجاد شده و در سال جاری (۱۳۹۰) دو میلیون و پانصد هزار شغل در کشور ایجاد خواهد شد. احمدی نژاد همچنین به تازگی در کرمانشاه وعده داد که دولت او طی دو سال آینده بیکاری را در کشور ریشه کن خواهد کرد.
با توجه به آماری که از سوی صندوق بین المللی پول منتشر شده، این پرسش پیش میآید که چگونه می توان یک میلیون و ششصد هزار شغل در کشور به وجود آورد، در شرایطی که میانگین نرخ رشد اقتصادی کشور در سه سال متوالی از ۰.۷ در صد بیشتر نبوده است.
این در حالی است که در طول برنامه پنجساله چهارم، از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸، به رغم نرخ رشد هایی به مراتب بالا تر، میانگین سالانه شغل های ایجاد شده در کشور از ششصد هزار فراتر نرفته است.
ایجاد دو میلیون و پانصد هزار شغل در سال ۱۳۹۰ با علامت سوالی به مراتب بزرگ تر روبرو است، به این دلیل ساده که چرخ فعالیت اقتصادی در کشور از حرکت باز ایستاده ونرخ رشد اقتصادی، به پیش بینی صندوق بین المللی پول، در سال جاری از صفر در صد بیشتر نخواهد بود.
به دلیل همین نازل بودن شدید رشد اقتصادی در سه سال گذشته بود که باتک مرکزی جمهوری اسلامی زیر فشار دولت از انتشار آن خود داری می کرد. اما اکنون، و در پی انتشار گزارش صندوق بیت المللی پول، پنهان کردن نرخ واقعی رشد ایران دشوار تر می شود. بدین ترتیب بعید نیست که در روزهای آینده، احمدی نژاد به تکذیب این آمار بپردازد و ادعا کند که صندوق بین المللی پول، ابزاری در دست استکبار جهانی و صهیونیستهاست!
نقل از رادیو فردا، با تلخیص و تغییر
سازمان حقوق بشر سوریه روز سه شنبه ۱۲ – ۴ – ۲۰۱۱ تعداد کشته شدگان اعتراض های در این کشور را که کمتر از یک ماه پیش آغاز شد ۲۰۰ نفر اعلام کرد.
به گزارش العربیه، این درحالی است که دولت و مخالفان در مورد هویت کشته شدگان اظهارات متناقضی ارائه می کنند.
دولت ” گروهک های مسلح ” را به تیراندازی به سمت مردم معرفی می کند ومی گوید اغلب کشته شدگان از نیروهای امنیتی هستند در حالی که معترضان نیروهای وابسته به نظام را به شلیک مستقیم متهم می کنند.
روز گذشته دانشجویان در دانشگاه دمشق علیه نظام تظاهرات برگزار کردند و خبرهای تایید نشده حاکی است که دست کم یک نفر در این اعتراض ها کشته شد.
در همین حال شهرهای ” بانیاس ” و ” درعا ” پس از اعلام کشته شدن ۹ تن از نیروهای امنیتی شاهد برقراری تدابیر امنیتی بی سابقه ای شده است.
دستگاه امنیتی این کشور روزگذشته ۱۹۰ تن از بازداشت شدگات در تظاهرات منظقه ” دوما ” در شمال دمشق را بازداشت کردند.
یک منبع امنیتی نیز اعلام کرده است بشار اسد رئیس جمهور این کشور روز یکشنبه با خانواده تعدادی از کشته شدگان دیدار کرد و تاکید کرد تحقیق در مورد حوادث ” دوما ” ادامه دارد.
نیروهای امنیتی پس از برگزاری تظاهرات اعتراضی بعد از نمازجمعه در منطقه دوما به سمت معترضان آتش گشودند.
فعالان حقوق بشری تاکید می کنند در این منطقه دست کم ۸ نفر کشته شدند اما دولت ” گروهک های مسلح ” را به تیراندازی به سمت مخالفان متهم کرد.
از سوی دیگر گزارشگر العربیه در دمشق اعلام کرد تعدادی از دانشجویان در دمشق برای گرامیداشت کشته شدگان اخیر در شهر درعا مراسمی برگزارکردند اما بین آنها و هوادارن نظام درگیری به وقوع پیوست وچند نفر کشته شدند.
قیمت انواع خودروهای داخلی و خارجی در پایان اولین ماه از سال ۹۰ افزایش یافت.
به گزارش خبرآنلاین، ایران خودرو و سایپا اقدام به افزایش قیمت های خود کردند. در این افزایش قیمت که اخیرا به نمایندنگی ها ابلاغ شده قیمت خودرویی مثل پژو ۲۰۶ از ۱۳ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان به ۱۴ میلیون و ۸۰ هزا تومان رسید. پژو ۲۰۷i از قیمت۱۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان به ۱۷ میلیون و ۲۶۰ هزار تومان رسید، مدل اتوماتیک آن نیز از از ۱۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان به ۱۹ میلیون و ۵۸۰ هزار تومان رسید.
اما نکته جالب این که قیمت تندر نیز بالاخره افزایش یافت. با توجه به این که قبلا که پارس خودرو قیمت تندر خود را بالاتر از قیمت ایران خودرو به فروش می رساند، ایران خودرو نیز مجاب به افزایش قیمت محصول خود در کارخانه شد و قیمت آن را در مدل فول آپشن E2 از ۱۳ میلیون و ۹۵۵ هزار تومان به ۱۴ میلیون و ۹۰ هزار تومان رساند. سوزوکی نیز بالاترین افزایش قیمت را داشت.
گفته می شود این افزایش قیمت به دلیل مالیات بر ارزش افزوده بوده است. البته این افزایش هنوز تاثیر خود در قیمت بازار را نشان نداده است؛ ولی کارشناسان خودرو معتقدند تاثیر این افرایش قیمت در هفته های آتی مشهود خواهد بود.
البته قیمت های بازار در سال جدید به طور عمومی روند افزایشی را نشان می دهد که در این میان خودروهایی مثل تندر۹۰ و زانتیا رکورد قیمتی خود را به ثبت رساندند به طوری که تندر فول ۱۶ میلیون تومان و زانتیا که سایپا آن را به تاریخ سپرد در بازار به ۳۲٫۵ میلیون تومان رسیده که تقریبا قیمتی بی سابقه ای بوده است.
بازار خودروهای وارداتی از این تحولات بی بهره نماند و قیمت این خودروها در سال جدید بین دو تا شش میلیون تومان افزایش قیمت را نشان می دهد.
پس از اظهارنظر مقامات بحرینی و کویتی علیه جمهوری اسلامی ایران، این بار نوبت به عربستان سعودی رسید تا سفیر این کشور در مصر، در اظهاراتی ضد ایرانی و کم سابقه، ایران را تهدید به حمله ی نظامی کرد!
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب ؛ احمد القتان سفیر عربستان سعودی در مصر در مصاحبه با شبکه ی الحیات ادعا کرد: ما در عربستان سعودی مخصوصا ملک عبدالله از زمانی که وی ولیعهد بود تلاش کرده ایم که دست دوستی را به سوی ایران دراز کنیم به هر شکلی. اما متاسفانه، توطئه های ایران در کشورهای حاشیه خلیج فارس هرگز تمامی ندارد.
وی می افزاید: تا امروز، انها با توهم امپراطوری فارس زندگی می کنند. اظهارات اخیر ایرانیان عجیب و غریب است. انها عربستان سعودی را متهم به دخالت در امور بحرین کردند. این حقیقت ندارد و من می توانم آن را ثابت کنم.
احمد القتان مدعی می شود: این اتهامات زمانی از سوی ایران متوجه ما می شود که ایران هم در حال مداخله در امور لبنان ، عراق، مصر و کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
سفیر عربستان سعودی در مصر، می افزاید: وضعیت ما با ایران در منطقه به صورت وحشتناکی است. ما پیام قدتمندانه و مهمی را به انها منتقل کرده ایم: ما اجازه ی نقض امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را نمی دهیم. امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس، خطر قرمز ما در عربستان سعودی است. مطمئنا شما به یاد دارید که عربستان چگونه به حمله ی کویت پاسخ داد!
احمد القتان در ادامه ی ادعاهایش، می گوید: اهداف ایران در ایجاد یک شبکه جاسوسی در کوبت چه بود؟ کل این قضیه هشدار دهنده است. ایران چندین سال است که جزیره های امارات را اشغال کرده است! و هنوز هم از هر نوع مذاکره ای در این مورد سرباز می زند! و حتی داوری بین المللی را هم قبول نمی کند!
وی با بیان این که “ما در عربستان سعودی خیلی از دست ایران رنج کشیدیم” ادامه می دهد: بگذارید که به شما یاداوری کنم که ایران در سال ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ دو بار به آسمان عربستان سعودی حمله کرد. ما به انها هشدار دادیم و زمانی که برای بار سوم این قضیه تکرار شد، ما هواپیماهای انها را زدیم.
احمد القتان اضافه می کند: من فکر نمی کنم که سیاست ایران با سیاست مصر در یک خط است. ایران برنامه های خود را دارد. من از اعماق قلبم ارزو می کنم که مصر قادر باشد که ایران را متقاعد کند که روابط همسایگی اش را حفظ کند و به کنواسنیون های بین اللمی احترام بگدارد و دست از دخالت در کشورهای حاشیه خلیج فارس دست بردارد.
وی خطاب به مصاحبه کننده می گوید: برادر عزیر، شما باور نمی کنید که این ایرانی ها دارند در کشورهای حاشیه خلیج فارس چه می کنند. تنها چیزی که این کشور به ان اهمیت می دهد دخالت در هر قسمت از کشورهای جهان عرب است. مصر هم اکنون دارد از این قضیه رنج می برد. مانند خیلی دیگر از کشورهای عربی دیگر، من می توان در مورد هر کشور عربی دیگری، مثال های زیادی بزنم!
سفیر عربستان سعودی در مصر، در ادامه ، تلویحاً ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و می گوید: من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم: امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند. انها نباید قدرت ما را تست کنند. انشالله، اگر انها بخواهند کشورهای حاشبه خلیح فارس را بی ثبات کنند، ما توانایی مقابله با ایران را دایم.
مصاحبه کننده در این لحظه پرسید: منظور شما از قدرت به معنای خود کلمه است.
وی پاسخ داد: بله.
مصاحبه کننده دوباره پرسید که این شامل حمله نظامی هم می شود.
سفیر عربستان در مصر پاسخ داد: منظور من ایران است. کشورهای حاشیه خلیج فارس و امنیت انها ، خط قرمز ماست. ما اجازه نقض امنیت را به انها را نمی دهیم امیدوارم که قدرت ما را تست نکنند. من دوست دارم چیزهایی که نگفتم یاداور بشوم.
احمد القتان اضافه می کند: ما از دست ایرانی ها در فصل های مختلف حج خیلی رنج بردیم و آزار دیدیم! انها به عربستان می ایند و باعث اشوب در طول فصل حج می شوند
مصاحبه کننده در پایان گفت و گو، از سفیر عربستان سعودی در مصر پرسید: ایا ایران مسئول اشوب و تظاهرات در عربستان هم هست؟
سفیر عربستان، بدون اشاره به درگیری های سنگین در کشورش که روزهای متمادی ادامه داشت، پاسخ داد: کدام تظاهرات؟ همانی که ۱۰ تا ۱۵ نفر امدند؟!
رئیس انجمن بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران با اشاره به کمبود دو تا پنج هزار تخت ICU در مراکز درمانی کشور، افزود: حدود پنج هزار تخت ICU داریم که ۸۰ درصد آنها با استانداردهای جهانی فاصله دارند.
به گزارش مهر، دکتر محمدمهدی قیامت روز سه شنبه در نشست خبری ششمین کنگره بین المللی مراقبتهای ویژه پزشکی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه وضعیت تختهای ویژه بیمارستانی در ایران چگونه است، گفت: در سالهای گذشته اقدامات خوبی برای تامین و تجهیز بیمارستانها به بخشهای ویژه و ایجاد تختهای ICU توسط وزارت بهداشت انجام شده است اما همچنان نیازمند تختها و تجهیزات بیشتری در این بخش هستیم.
وی با اعلام اینکه تعداد تختهای ICU در کشور نسبت به ۱۰ سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است، ادامه داد: حدود ۱۰۰ هزار تخت بیمارستانی در تمامی مراکز درمانی کشور داریم که فعال هستند. طبق استانداردهای موجود می بایست ۱۰ درصد این تختها مربوط به مراقبتهای ویژه پزشکی باشد. یعنی باید حداقل ۷ هزار تخت ICU در مراکز درمانی کشور داشته باشیم که هم اکنون تعداد تختهای فعال و غیر فعال ICU به عدد ۵ هزار تخت نمی رسد.
قیامت با عنوان این مطلب که ۸۰ درصد این تعداد تخت ICU نیز باید استانداردسازی شوند، افزود: دو تا ۵ هزار تخت جدید ICU نیاز داریم که البته در کنار آن باید نیروی متخصص نیز تربیت شود.
رئیس ششمین کنگره بین المللی مراقبتهای ویژه پزشکی با اشاره به اینکه هر سال حدود ۲ تا ۲٫۵ میلیون بیمار دچار حادثه به مراکز درمانی کشور مراجعه می کنند، گفت: ۲۰ تا ۳۰ درصد این افراد نیازمند مراقبتهای ویژه هستند.
قیامت با سنگین خواندن هزینه تامین و تجهیز تختهای ICU، افزود: برای آماده سازی هر تخت ICU می بایست حداقل ۲۵۰ میلیون تومان هزینه شود تا استانداردهای اولیه را داشته باشد.
وی تاکید کرد: قطعا تامین چنین اعتباراتی برای رفع کمبود تختهای ICU در کشور از توان وزارت بهداشت خارج است. بنابراین با استانداردهای جهانی برای تجهیز بخشهای مراقبتهای ویژه پزشکی در مراکز درمانی حداقل ۲۰ سال فاصله داریم.
نوه امام خمینی (س) در گفتگو با مهرنامه گفت: عامه روحانیون مشکلات مردم را هم، میدانند و هم، به عینه لمس میکنند؛ چراکه در میان مردم زندگی میکنند و به خوبی میدانند حیاتشان در گرو این است که زبان و مطالبهکننده خواستههای مردم باشند.
سید حسن خمینی همچنین در اشاره ای کوتاه به اتفاقات روز ۱۴ خرداد سال ۸۹ و اخلال حامیان احمدی نژاد در سخنرانی وی، تفسیر خود از امام راحل را با توجه به دفاع یکپارچه مراجع و اندیشمندان حوزه و دانشگاه و طبقات مختلف مردم، دارای پایگاه غنی و مورد اقبال اکثریت قاطع مردم ایران دانست و گفت: آنچه در روزهای بعد از ۱۴ خرداد اتفاق افتاد، صرفا دفاع از یک نفر نبود، بلکه اولا دفاع از مظلوم و در مرحله دوم نفی یک رفتار در گستره جامعه بود.
به گزارش ایسنا سیدحسن خمینی درباره اینکه امروز کدام نحله بیشتر از سایر جریانها آرای امام(ره) را نمایندگی میکند؟ با اشاره به اینکه «طبیعی است هرکس تفسیر خود را درست و صحیح میداند» ادامه داد: مثلا من تفسیر خود را اصلح میدانم و آرا و تفاسیر دیگر را باطل؛ که البته طبیعت اجتهاد این است. سابق بر این بحثی مبنی بر این مطرح کرده بودم که میشود در اندیشه امام(ره) اجتهاد کرد تا دیدگاههای مختلف مطرح شود اما متاسفانه بحث اجتهاد در آرای امام(ره) بد فهمیده شد.
وی خاطرنشان کرد: بحث پیشنهادی من اصلا بحث نقد امام(ره) نبود، بحث اجتهاد در اندیشههای امام(ره) بود. به این معنا که آرا و اندیشههای امام (ره) را به عنوان یک مکتب ببینم. همانطور که ما مکتب تشیع داریم و متعاقب آن مجتهدانی در مکتب تشیع، که میبینید شیخ انصاری یک مجتهد این مکتب است و امام (ره) یک مجتهد دیگر، بقیه هم هستند.
وی تاکید کرد: اگر به اندیشه امام(ره) به عنوان یک مکتب نگاه شود آن وقت این اجازه را به مجتهدان صاحب صلاحیت میدهد تا در این مکتب اجتهاد کنند.
یادگار حضرت امام گفت: دقت کنید؛ من میگویم مکتب امام خمینی که، تقریری کامل از مکتب تشیع است همانند فقه شیعه دارای مجتهدینی است که در آن اجتهاد میکنند. مگر مجتهدین شیعه، مکتب امام صادق(ص) را نقد میکنند؟ خیر، در آن اجتهاد میکنند. پس اجتهاد در مکتب امام نیز یعنی تلاش برای یافتن پاسخهای لازم به سوالات جدید بر مبنای اندیشه مکتب مذکور.
وی افزود: این اجتهاد هم مانند مابقی اجتهادها اصولی دارد و قاعدتا تنها مجتهدی اجازه ورود به این مباحث را دارد که اصول اجتهاد را بلد باشد که اگر نظری اجتهادی پایبند به اصول اجتهاد مطرح شود، پذیرفته شده است. البته پذیرفته شده بودن به معنای صحیح بودن نیست کما اینکه پیشتر گفتم طبیعتا هر مجتهدی نظر خود را صحیح و آرای دیگر را غلط میداند و اگر غیر از این بود اصلا آرای خود را مطرح نمیکرد. مثلا الان هستند افرادی که در مکتب امام صادق(ع) اجتهاد میکنند و آرای متفاوتی هم مطرح است اما همه به آرای هم احترام میگذارند مگر اینکه فردی از متد اجتهاد خارج شود. در اینجا هم اینکه نظر کدام مجتهد مکتب شیعه جعفری مطابقتر با اسلام است قاعدتا هر مجتهدی نظر خودش را مطابق با اسلام یا مطابقتر میداند. برای مثال فرض کنید مجتهدی نماز جمعه را واجب میداند اما مجتهد دیگر نماز جمعه را تنها به شرط حضور معصوم واجب میداند، طبیعتا هم آنکه نماز جمعه را واجب و هم آنکه نماز جمعه را به فرض وجود معصوم واجب میداند، معتقدند تنها نظر خودشان صحیح است. بر این مبنا نظر خودشان را عقیده شارع اسلام میدانند.
وی با تایید این مطلب که «بحث اجتهاد در آرای امام(ره) نادرست تفسیر شد» توضیح داد: فکر کردند صحبت من از اجتهاد به این معناست که امام(ره) را نقد کنند. برداشتهای متفاوت و مختلفی از این پیشنهاد شد اما به آنچه مدنظر من بود، کمتر پرداخته شد. دقت کنید اینکه نقد بشود یا نشود، بحثی است که کاری به درستی و غلطی آن ندارم ولی میگویم ربطی به حرف من ندارد. اما حرف من این بود که در دیدگاههای غیرفقهی امام اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … نظام و چارچوبی وجود دارد که مسایل جهان فعلی را مطرح کرده و طبیعتا اعم از سیاست است.
سیدحسن خمینی خاطرنشان کرد: تاکید من روی اندیشه امام و مکتب امام، صرفا یک امر احساسی نیست، از این جهت نیست که علقه پدری و فرزندی، مرا به چنین سخنی کشانده باشد. البته به هر حال هر کسی پدرانش را دوست دارد و دوست دارد تذکر آنها در جامعه باقی بماند. ولی باور کنید تمام تلاش من آن است که حقیقت را بیشتر دوست بدارم و از همین منظر است که میگویم ما محتاج مکتب امام هستیم. امام به رحمت خدا رفته و محتاج من و شما نیست. ما و آینده محتاج این اندیشه و این پرچم هستیم.
وی ادامه داد: بر این مطلب هم استدلال دارم امام نقطه تلاقی سه آرزوی تاریخی امروزی ملت ماست؛ دینداری، آزادی و استقلال. انقلاب اسلامی اگر به خاطر این سه پایه نبود، پیروز نمیشد و اگر در هر یک از آنها خللی ایجاد شد، بقای آن با مشکل مواجه میشود؛ ضمن اینکه این دیگر مکتب دوم نیست. در جامعه دیندار ما و از نگاه ما که دین را و اسلام را عامل سعادت میدانیم، حرکتهای دینستیز هم، باطل هستند و هم، محکوم به شکست. کما اینکه حرکتهای گروهی که آزادی یا استقلال کشور را محدود میکند و از محدوده اسلامی آن را ضعیفتر میکند، هم، محکوم به شکست است و هم، از منظر دینی باطل است. امیرالمومنین میفرماید؛ «لاتکن عبد غیرک و قد خلقک الله حرا» عبد و دست ستبر غیر از خودت نباش؛ چراکه خدا تو را آزاد آفریده است.
وی افزود: حال این نقطه تلاقی که سعادت آینده ما در گرو رسیدن به آن است، دارای پرچم و عَلَمی است که میتوان زیر آن بود و آن را نگاه داشت تا راه گم نشود. آنها که این عَلَم را نمیخواهند در حقیقت خود را از پتانسیل اجتماعی تعیینکننده محروم کردهاند و قطعا راه را گم خواهند کرد.
یادگار حضرت امام با اشاره به اینکه «بحث درباره قسمتهای مختلف اندیشه امام(ره) یا به تعبیر من، مکتب امام نیاز به بسط و توضیح بیشتر دارد» اظهار کرد: آرای امام(ره) مثل آزادیهای اجتماعی، آزادیهای سیاسی، حق رای مردم و دخالت آنها در نظام سیاسی از مسایلی هستند که میشود پاسخش را در مکتب امام(ره) یافت. باتوجه به این نکته آنهایی هم که امروز آرای امام(ره) را نفی و یک طایفه نیستند، گروهی اصل دین و گروهی نیز حضور دین در عرصه اجتماع را نفی میکنند و معتقدند دین مربوط به روابط فرد با خداست و گروهی هم مکتب امام را نفی میکنند در حالی که به سکولاریسم هم معتقد نیستند. این دسته هم از مکتب امام خمینی(ره) خارج شدهاند. در مکتب امام، نقش دین، نقش مردم، نقش روحانیت، نقش اقشار سیاسی، نظامی، اقتصادی و … تعریف شده است. هرکه به قسمتی از آن بپردازد و قسمت دیگرش را نفی کند، به مکتب امام خمینی پشت کردن است. اعتراض من به برخی از برداشتهای سالهای اخیر، از همین منظر است که مصداق «نومن ببعض و نکفر ببعض» شدهاند، به وجهههای نفی سکولاریسم در اندیشه امام میپردازند ولی به وجهههای حق مردم اشاره نمیکنند.
وی درباره بزرگترین آسیبی که ممکن است در این مسیر متوجه استفاده از مکتب امام (ره) شود، گفت: ما امروز با سوالات جدیدی مواجهیم که برای پاسخ به این پرسشهای جدید نباید دنبال پاسخهای از پیش داده شده باشیم. این همان نکتهای است که من روی آن تاکید دارم و البته امروز هم بسیاری به خلاف این روش متوسل میشوند. چنانکه برای اتفاقی که امروز افتاده دنبال پاسخی از پیش داده شده میگردند. این تنها مختص به مکتب و آرای امام (ره) نیست. در مورد مکتب امام صادق(ع) هم صدق میکند. امروز اتفاقی سیاسی و اجتماعی میافتد و برخی مجتهدان به دنبال پاسخی میگردند که از ابتدا مطرح بوده انگار که پاسخ را از قبل گذاشتهاند لای کتاب و حالا تنها کار شما این است که لای کتابها را بگردید و پاسخ را پیدا کنید. ما در طول تاریخ با سوالات جدیدی مواجه شده و میشویم که به سه طریق میتوان به آنها پاسخ داد.
وی خاطرنشان کرد: رویکرد اول همان است که گفتم. گشتن دنبال پاسخهای از پیش دادهشده که این روش، روش اهل حدیث و برخی نحلههای اهل سنت و سلفیهاست. روش دوم این است که اصلا به گذشته کاری نداشته باشیم و به همه متون گذشته پشتپا بزنیم، بگوییم کاری به آنها نداریم و دنبال جواب جدید هستیم. راه سومی هم وجود دارد و آن این است که ما با حمایت و تکیه بر متون تجربهها و داشتههای خودمان به دنبال پاسخ جدید باشیم و این همان اجتهادی است که میگویم و همان روشی است که در کلام ائمه اطهار علیهماالسلام مورد تاکید است؛ مثلا امام به زواره یا یونسبنعبدالرحمن میفرماید؛ «بروید در مسجد بنشینید و حوایج شرعی مردم را با اجتهاد حل کنید.» در جایی میفرمایند؛ «ما اصول را میگوییم و شما از آنها فروع را استخراج کنید.»
سیدحسن خمینی افزود: مثلا امروز تلویزیون، رادیو و ماهواره پدید میآید که ما از سه منظر میتوانیم با آن مواجه شویم. یک روش این است که در متون گذشته بگردیم ببینیم حکم رادیو یا تلویزیون چیست. وقتی در متون و کتاب مقدس میگردیم و چیزی پیدا نمیکنیم، یا اصل را بر حرمت میگذاریم یا حلیت. به این معنا که بگوییم هرچه گفته نشده حلال است یا هر آنچه گفته نشده حرام است. راه دیگر این است که بگوییم متون ما متعلق به دنیای قدیم است و دنیای جدید، ادبیات جدید میخواهد و متون گذشته در مقابل این پرسشها پاسخگو نیست این اندیشه به نفی دین و مکتب میانجامد. راه سومی هم هست مبنی بر اینکه ما عمومات و مطلقاتی را که در متون گذشته وجود دارد مورد اتکا و توجه قرار دهیم و بر آن مبنا اجتهاد کنیم. مثلا بگوییم رادیو فینفسه اشکال ندارد اما اگر از آن استفاده حرام شود، حرام است. بر این مبنا در استفاده از رادیو، رعایت شرایطی است که مطلقات و عمومات مکتب بر آن تاکید دارد و همین جا عرض کنم که این در اجتهاد شیعه جایگاه رفیعی دارد. پذیرش بنای عقلا، توقیفی نبودن عقود و بسیاری دیگر از مسائل که الان مجال طرحش نیست، از اموری است که اجتهاد را پویا میکند. تاکید امام بر نقش زمان و مکان در اجتهاد و تغییراتی که این دو عنصر در حکم و موضوعات شرعی میدهند، باید در جای خود مورد بحث قرار گیرد.
وی در مورد مکتب حضرت امام نیز اظهار کرد: ما نباید امروز بگوییم انتظار امام(ره) از جامعه امروز ما چیست. پاسخهای امام(ره) مربوط به قضیههای واقع شده روزگار خودشان است، اما مکتب امام(ره) برای امروز هم پاسخ دارد. همانطور که مکتب شیعه برای هر زمان و هر جغرافیا پاسخ دارد. اگر الان بپرسیم امام صادق (ع) درباره امروز چه گفته خب معلوم است، امام صادق(ع) که مشخصا با ذکر جزئیات راجع به امروز چیزی نگفتهاند، اما مکتب امام صادق(ع) برای امروز پاسخ دارد. اگر ما فرد را به عنوان فرد ببینیم به سلفیگری یا نفی میرسیم. یا باید بگوییم او به درد ما نمیخورد و باید کنار بگذاریم و تنها از منظر تاریخی به آن نگاه کنیم. در حالی که روش درست این است که بگوییم مکتب تشیع برای همیشه تاریخ پاسخ دارد چنانکه مکتب امام برای امروز پاسخی در خور دارد.
وی درباره اینکه اجازه اجتهاد در آرای امام به چه کسانی باید داده شود؟ خاطرنشان کرد: شرط اجتهاد در این مکتب همان شرایط اجتهاد در سایر مکتبهاست. الان چه کسانی اجازه اجتهاد در مکتب تشیع را دارند؟ طبیعتا کسانی که درسش را خوانده و اصول اولیهاش را بلد باشند، متدش را بدانند و بخواهند با دانشی که در این زمینه دارند از مکتب استفاده کنند؛ فکر نمیکنم چندان مساله پیچیدهای باشد.
یادگار حضرت امام ادامه داد: ما در فقه علاوه بر همه روشهای رایج، یک متد ارزشمند، داریم به نام «مذاق شارع». در بسیاری موارد، فقیهی که هفتاد سال با کلمات شارع سروکار دارد، میگوید؛ از مذاق شارع در این مورد چنین استفاده میشود. به همین سبب است که ما محتاج نظرات کسانی هستیم که هفتاد سال با امام بودهاند، وقتی آنها میگویند؛ «امام چنین بود» این بسیار در اجتهاد ما در مکتب امام، موثر است؛ چراکه این اگرچه مستقیما از رفتار یا کردار و یا گفتار امام خبر نمیدهد، ولی تشریح مذاق مکتب امام است.
وی درباره انتظار مکتب امام(ره) از حوزه و آسیبهایی که حوزه در نگاه این مکتب با آن روبهروست، با بیان اینکه«بهتر میدانم از حوزه به عنوان نهاد روحانیت یاد کنم» اظهار کرد: از دیرباز در جامعه ما نهادی به نام روحانیت به وجود آمده که وقتی تشیع در جامعه، عام و فراگیر شد، این نهاد اهمیت بیشتری یافت و حق زیادی به گردن جامعه ایران دارد. در هر دورهای کسانی قصد حذف این نهاد را داشتهاند و تلاشهایی هم کردند؛ چراکه فکر میکردند این نهاد قابل حذف است. در حالی که نهاد روحانیت به خاطر ریشه بسیار محکمی که در پایگاه اجتماعی و دینی داشت قابل حذف نبود و از این رو تلاشهایی هم که به صورت فرهنگی و هم غیرفرهنگی برای حذف آن سامان داده شد، به نتیجه نرسید. مثلا در دوره رضاشاه، عمامه را از سر برمیداشتند و در دورههای بعد کارهای گستردهتر میکردند تا اینگونه القاء کنند، اینها عقبافتاده هستند؛ به ویژه در دوره مشروطیت که شتابان به سوی غربیشدن میرفتند. واژههای سکولار و دیگر تعابیر بعدها مورد استفاده قرار گرفت مسالهای که در آن دوره مطرح میکردند این بود که اینها عقبافتاده هستند. اما بهرغم این تلاشها تاثیرات اجتماعی در هر دورهای از نهاد روحانیت منفک نبوده مثلا میبینید اصل مشروطه به واسطه نهاد روحانیت شکل گرفته است.
وی یادآور شد: آخوند خراسانی، مرحوم طباطبایی، مرحوم بهبهانی و مرحوم حاج شیخفضلالله نوری، نمایندگان نهاد روحانیت بودند که در مشروطه ایفای نقش کردند. حضور روحانیت در دوره خفقان و استبداد صغیر هم روشن و بارز است. مقاومت ثقهالاسلام در تبریز و مرحوم مدرس از این جملهاند. جلوتر که بیاییم علت عدم انفکاک آذربایجان از ایران، روحانیت و به طور مشخص مرجعیت بوده است. وفات مرحوم آیتالله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی در سال ۱۳۲۵، آذربایجان را اعم از ملیون و متدینین سوگوار میکند. در واقع علت عدم منفک شدن آذربایجان از ایران، ایشان بودند و این یکی از حقوق بزرگی است که نهاد مرجعیت به گردن ملت ایران دارد وگرنه امروز آذربایجان مثل سرزمینهای شمال رود ارس، کشور خودمختار دیگری بود.
وی افزود: این نقش و تاثیر را در ایام و رویدادهای پیش از کودتای ۲۸ مرداد از جمله ملی کردن نفت میبینم که مرحوم کاشانی به عنوان نمایندهای از نهاد روحانیت چقدر تاثیرگذار بود و در شکاف بین ملّیون و مذهبیون کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت. نمونه آخر هم سالهای منتهی به انقلاب بود که تفکر حذف روحانیت اوج گرفت اما مردم، انقلاب کردند. در این میان بدبینترین تحلیلگران اگر منصفانه به این رویداد نگاه کنند، نمیتوانند چشم خود را بر تاثیر نهاد روحانیت در انقلاب اسلامی ببندند و اذعان میکنند اگر روحانیت نبود در جامعه ایران اینچنین حرکت عمیقی پدید نمیآمد.
سیدحسن خمینی درباره بعد از انقلاب نیز گفت: بعد از انقلاب هم همینگونه بود. مطمئن باشید نهاد روحانیت که یکی از پایگاههای مولد و موسسش حوزه علمیه است این نقش را ادامه میدهد. اما نکتهای که امروز در صحبتهای مراجع مطرح است این است که نهاد روحانیت باید مستقل از دولتها بوده و زیرنظر دولتها واقع نشود البته من به جد معتقدم حوزه علمیه و نهاد روحانیت از دولت مستقل است و اگر احیانا دغدغهای و ابراز نگرانی وجود دارد برای این است که دولتی نشود نه اینکه دولتی شدهاند. حوزههای علمیه همیشه با چیزی که نمیخواهند و نمیپسندند کمترین همکاری را دارند.
وی خاطرنشان کرد: پس انتظار از دیدگاه مکتب امام(ره) این است که نهاد روحانیت به عنوان سخنگوی مردم حقوق مردم را مطالبه کند. هم حقوق دینی و هم حقوق دنیوی که البته دین برای روحانیت تعریف کرده، اتفاقا این موردی است که نهاد روحانیت را تاثیرگذار کرده است. برای مثال به بحث «عدالت» هم، میتوان کانتی نگاه کرد و هم، میتوان گفت عدالت وظیفهای صددرصد اسلامی و دینی بوده، وظیفهای است که خداوند خواسته و اراده کرده است. مبارزه با ظلم هم همین است. اینکه نهاد روحانیت به برخی ظواهر حساسیت دارد به این دلیل است که زاویه نگاهش زاویه دینی است. این انتظار که نهاد روحانیت نسبت به ظواهر شرع حساسیت نداشته باشد انتظار بیجایی است؛ البته نباید به ظواهر شرع بسنده شود اما این بدان معنا نیست که به ظواهر شرعی توجه نداشته باشد که به اعتقاد من تا نقطه مطلوب فاصله داریم اما نمیتوانیم بگوییم مجموعه حوزه و نهاد روحانیت در مسیر گمراه شدهای قرار دارد و به گمراهی افتاده؛ چراکه اینگونه نیست.
وی تاکید کرد: به اعتقاد من حوزه علمیه با همه فراز و فرودی که داشته، نه تنها دولتی نشده، بلکه به شدت هم نسبت به این مساله حساسیت و مقاومت دارد و در این میان نقش ممتاز مراجع تقلید، تعیینکننده است، علاوه بر این عامه روحانیون مشکلات مردم را هم، میدانند و هم، به عینه لمس میکنند؛ چراکه در میان مردم زندگی میکنند و به خوبی میدانند حیاتشان در گرو این است که زبان و مطالبهکننده خواستههای مردم باشند.
یادگار حضرت امام درباره حقوق مردم بر گردن نهاد روحانیت نیز گفت: جایگاه روحانیت همان جایگاهی است که نهاد دین دارد و از این منظر مردم باید هر آنچه را که از دین مطالبه میکنند از این نهاد هم مطالبه کنند. انتظار مردم از دین چیست؟ همان انتظار از کسانی است که به نوعی زبان دین هستند. مردم همان حقی را بر دینداران دارند که بر دین دارند.چنین است و طبیعی است که وقتی دین در عرصه اجتماعی وارد میشود مردم انتظار زندگی بهتر داشته باشند. انتظار رفع فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و فقر اخلاقی را داشته باشند. چنان که وقتی مردم به یک دین، متدین شوند، انتظار دارند که آسایش دنیا و آخرت آنها را پدید آورد و دقیقا به همین جهت است که چون دین میتواند مشکلگشا باشد، در جامعه باقی میماند و ادیانی که دروغین بودهاند از بین رفتهاند.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: البته توجه کنید که یکی از آفتهایی که ممکن است نهاد روحانیت را با مشکل مواجه کند سنتهای غیردینی جامعه است که با ارزشهای دینی اشتباه گرفته میشود و بر پایه این اشتباه هر چیز جدیدی با مقاومت جدی از سوی متدینین مواجه میشود و این سوال مطرح نمیشود که آیا این پدیده مقولهای دینی یا امری دینی هست یا نه؟ اشتباه گرفتن این امر باعث میشود دینداران با ابزار دین به دفاع از سنت بپردازند در حالی که اصلا لزومی ندارد. وظیفه روحانیت دفاع از دین است نه سنت. البته بحمدالله سنتگراها هم قدرت دارند، هم تریبون و جای دفاع و خود باید از خود دفاع کنند که البته به شوخی بگویم ما میبینیم که بزرگترین مدافعین سنتگرایی خود در قلب مدرنیسم نشستهاند.
وی افزود: بنده بسیاری از ارزشهای سنتی جامعه خودمان را دوست دارم. به واقع این سنتها آنقدر برای ما عزیز است که قطعا بدون آنها نمیتوانم زندگی کنم. اما این نکته مهم است که ما به عنوان نهاد دین و نهاد روحانیت مدافع سنتهای غیردینی جامعه نیستیم. مگر اینکه احساس کنیم اینها خاکریزهایی هستند که از بین رفتن آنها از بین رفتن ارزشهای دینی را به دنبال دارد. ارزشهای دینی میتوانند در قالب سنتهای جامعه ایران یا جامعه مالزی، لبنان یا عراق هم شکل بگیرند. اینکه دینداران به جای دفاع از ارزشهای دینی، پاسدار سنتهای غیردینی شوند مسالهساز شده و روحانیت به این متهم میشود که توانایی ارتباط با دنیای جدید را ندارد، توانایی پیشرفت و پذیرش چیزهای جدید را ندارد و این اتهامات پایهای میشود تا بر مبنای آن بگویند دوره حضور روحانیت و جامعه دیندار به سر آمده اما نمیدانند اگر متدینین در این جایگاه نبودند چه مقدار مشکل به ویژه در ذهنیت جامعه دیندار پدید میآمد.
سیدحسن خمینی افزود: البته اینکه بخواهیم تمام آنچه را که در ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده مورد برسی قرار دهیم بحث مفصلی پیش میآید؛ چراکه ابتدا باید رویدادها را در حوزههای مختلف شاخهشاخه کنیم و بعد در مورد آن وارد بحث و گفتوگو شویم. اما شرایط موجود اجازه تصویر شرایط آن فضاها را نمیدهد چه برسد به اینکه بعد از تصویر کردن به نقد هم بپردازیم. یک مثالی برای شما بزنم، ببینید من و شما بالای یک درخت هستیم. همه قرائن و شواهد عقلایی حاکی از این است که با توفانی که در راه است درخت میشکند و اگر ما روی درخت بمانیم با افتادن درخت میمیریم. اگر هم بخواهیم از درخت پایین بپریم دست و پایمان خواهد شکست. اینجا حکم عقلایی چیست؟ این است که باید برای نجات جان از درخت به زمین پرید، من میپرم و شما نمیپرید، پای من میشکند اما از قضا درخت نمیشکند و شما سالم میمانید. اینجا دیگر نمیتوان به آن کس که پریده خرده گرفت؛ چراکه تصمیم عقلایی جامعه عقلایی در آن شرایط و آن فضا، آن تصمیم بود. اگر گذر زمان نشان داد تصمیم، اشتباه بوده، به این معنا نیست که تصمیمگیرنده اشتباه کرده است. باید توجه داشت شرایط امروز جامعه ما اجازه تصویر شرایط سابق را به ما نمیدهد؛ چراکه هرچه بگوییم مشابهسازی میشود و به جای حل مساله، درگیری ایجاد میکند. بررسی این موضوعات شرایط آرامی میطلبد که وقتی به وجود بیاید به اعتقاد بنده بسیاری از امور قابل دفاع است. مثل مثالی که مطرح کردم. البته من نمیگویم همه امور اینگونه است.
وی درباره آسیبهای دیگری که ممکن است بر سر راه حوزه باشد نیز گفت: ببینید آنچه ما انجام میدهیم، میآموزیم یا رفتار میکنیم یا آلیاند یا اصالی. آلی به این معنی است که آلت و ابزار هستند و اصالی یعنی خودشان اصالت دارند و به خاطر خودشان، آنها را انجام میدهیم. درسهای روحانیت آلی است و آنچه اصالت دارد این است که روحانیت پس از تلمذ و آموختن دروس آلی به میان مردم برگشته و آنها را به دین دعوت کنند که طبیعتا نخست خود باید دیندار باشند.
وی افزود: روحانیون اصلا تفقه میکنند تا جامعه را به دین دعوت کنند. دغدغه بنده و نهاد روحانیت دغدغه دین جامعه است. اما دین نهتنها به معنای ظواهر بلکه به معنای؛ اعتقادات دینی مردم، رفتارهای دینی مردم، یعنی رفتاری که دین از جامعه انتظار دارد و اعمال و ظواهری است که در دین و نظام دینی وجود دارد. از حیث اجتماعی هم اینکه رابطه شخصیتهای حقیقی و حقوقی باید مطابق ارزشهای دینی باشد.
یادگار حضرت امام خاطرنشان کرد: توجه کنید جامعه دینی جامعهای است که همه روابط آن بر مبنای ارزشها و هنجارهای دینی باشد. در آن ظلم نباشد، کسی از گفتن حرف خویش نترسد، در آن ربا و رشوه نباشد، حجاب و عفاف بر آن حکمفرما باشد، دروغ و غیبت و تهمت در آن رواج نداشته باشد، مردم به عبادت واجب شرعی عامل باشند. از محرمات شرعی اجتناب کنند. فقر در آن ریشهکن شده باشد، زن و مرد آن جامعه احساس امنیت کنند. احساس آرامش کنند. هر کسی مطمئن باشد که اگر حقی از او ضایع شد، بدون هیچ هزینهای میتواند حق خود را بازپس بگیرد، قوانین آن مطابق با حکم اسلام باشد، مردم در سرنوشت خویش سهیم باشند و این سهیم بودن را لمس کنند، کارشناس دینشناس بر روابط جامعه نظارت کند و هیچکس از مشکلات معیشتی رنج نکشد. دینداران دغدغه دینی بودن جامعه را دارند و اگر هرکس را خارج از دایره ارزشهای دینی ببینند، رنج میکشند.
وی درمورد جدی بودن خطر افراطیها به عنوان یکی از آسیبهایی که میتواند متوجه نهاد روحانیت شود، با بیان اینکه « اول باید افراط را معنی کنیم» ادامه داد: مسالهای که ما امروز داریم در دو اصطلاح علت غایی و علت فاعلی خلاصه میشود. علت غایی یعنی هدف و علت فاعلی یعنی علت انجامدهندهای که برای رسیدن به هدف لازم است. به این معنا که اگر هدفی نباشد تحرکی نخواهد بود، اگر غایتی نباشد فاعلیتی رخ نمیدهد و درستترین میزان بر آنکه تشخیص دهیم چه کاری عاقلانه است تناسب علت غایی و علت فاعلی است؛ به بیان دیگر ما به اموری عاقلانه میگوییم که بین غایت و فاعلیتش دفاعیاتش تناسب باشد؛ بنابراین با این مقوله رویکرد افراطی به رویکردی میگویند که بین غایت و فاعلیت آن تناسب نیست. برای مثال من میخواهم شما را به خوردن خرما دعوت کنم. یک راهش این است که ظرف خرما را پیش بیاورم و بگویم بفرمایید خرما میل کنید و به زبان خوش شما را قانع کنم که آن را بخورید (و اتفاقا اگر قانع شدید، خودتان دنبال آن میآیید و چه بسا شما طالب شوید و حتی حاضر باشید برای آن هزینه بدهید) و راه دوم این است که به زور خرما را به گلوی شما فرو کنم. این غایت با این فاعلیت تناسبی ندارد؛ بنابراین اگر فاعلیت فاعل از غایت شدیدتر بود افراط پیش میآید به تعبیر دیگر هزینهای بیش از لزوم برای چیزی پرداختن، افراط است. یعنی جایی که میشود با ۱۰۰ تومان وارد شد ۱۰۰ هزار تومان بدهیم. حرکت افراطی در حوزه قانون و امور تقنینی این است که بدون رعایت قانون حرکت شود. البته قوانین باید خودشان، خودشان را اصلاح کنند و راه اصلاح خود را باز بگذارند وگرنه جامعه را به افراط میکشاند. عکس این مساله هم صادق است. اینکه شما بخواهید برای خرید زمینی تلاش کنید که ۱۰ میلیون است در حالی که دو میلیون بیشتر ندارید. خب این رفتار هم غیرعاقلانه است؛ چراکه هزینهای که لازم است پرداخت کنیم، نداریم.
وی تاکید کرد: هدف نظام روحانیت این است که جامعه را به دین و دینداری برگرداند. وقتی تلاشهایی که در این حوزه میشود خیلی تناسبی با علت غایی نداشته باشد، یا حرکتی افراطی است و یا حرکتی تفریطی و کمترین نتیجه آن نائل نشدن به هدف است. حال با توجه به این تعریف، افراطیگری اولین مشکلش تحمیل هزینهای غیرلازم است، در ثانی، باعث میشود کسانی که باید هزینه را بپردازند (که طبعا در حوزه مسائل اجتماعی، عامه مردم هستند) از پرداخت هزینه سر باز بزنند و طبعا به نتیجه نائل نشوند در حالی که اگر جامعه هزینه لازم را بخواهد بپردازد، با کمال میل میپذیرد. به همین سبب است که باید گفت؛ افراطیگری هم، غیرلازم است و هم، مضر و هم، جامعه را نسبت به نتایج بدبین میکند. اگر نگاهی به تاریخ صفویه بیندازیم، در این زمینه درسآموز است.
وی با بیان اینکه « هم تفکری میتواند افراطی باشد و هم افراطیگری در حوزه اجرا و عمل باشد» اظهار کرد: تفکر افراطی یعنی تفکری فراتر از قانون، وقتی حق مسلم مردم در اندیشهای نادیده گرفته میشود، این تفکر افراطی است. چنانکه وقتی حق شارع رد میشود، تفکر افراطی است. پس تفکرهای افراطی، ملیگراییهای سکولار و فاشیسم هر دو از یک آبشخور سیراب میشوند. البته طبیعی است که تفکر زمینه عملکردهای افراطی میشود. یکی از این تفکرات که امروز خطرناک است و توسط مراجع که اصلیترین پایگاه حفظ دین هستند، نسبت به آن هشدار داده شده است، بسط دادن به عرفانهای دروغین و ادعاهای واهی نسبت به ارتباط با مراکز غیبی از جمله حضرت بقیهالله الاعظم ارواحنا فداه و … است. جا دارد جدا به زمینه پیدایش بهائیت اندیشیده شود. پیدایش تفکر بابیت و بهائیت یک شبه پدید نیامده است. البته اندیشه شیخیه اعتقاد به رکن رابع و رابطه دروغین با امام زمان تحت عنوان «باب» یعنی در امام زمان رواج پیدا میکند، بعد از زمینه پیدایش مکتب دروغین بهائیت فراهم میشود.
یادگار حضرت امام تاکید کرد: هشدار عالمان دین نسبت به رواج خرافات، وعده ظهور و بروز یا خوابنما شدنها و غیره نیست مگر با عنایت به آنچه از این خرافه پدید میآید. جا دارد در اینجا از مرحوم آیتالله توسلی هم یاد کنم که در این زمینه به موقع هشدار دادند.
رئیس فراکسیون کارگری مجلس با اشاره به عدم پرداخت منابع هدفمندی یارانهها به بخش صنعت کشور، نسبت به تداوم حیات این بخش اعلام خطر کرد.
به گزارش خبرآنلاین، علیرضا محجوب نماینده تهران در نطق امروز خود با گرامیداشت هفته پرستار، از اینکه بهبود ساعت کار، حقوق و و دریافتیهای پرستاران تا کنون در حد وعده بوده و به نتیجه نرسیده است؛ ابراز تاسف کرد.
وی با اشاره به اینکه بیش از شش ماه از قانون مصوب مجلس برای استخدام پرستاران گذشته است، ادامه داد: جای بسی تعجب و تاسف است که چرا علیرغم وعده آقای احمدی نژاد در این خصوص هنوز وزیر بهداشت گامی برای اجرای آن برنداشته است.
نماینده تهران ادامه داد: امروز به گواهی متصدیان وزارت بهداشت در بخش دولتی، ۱۱ هزار پرستار کم داریم. آیا وقت آن نرسیده که وزارت بهداشت و دولت هرچه زودتر این کمبود را برطرف سازند؟
رئیس فراکسیون کارگری مجلس افزود: پرستاران در دیدار با من خواستهاند که دولت مجدانه به وعده خود برای استخدام آنها جامه عمل بپوشاند.
وی با اشاره به اینکه ۳۰ درصد از منابع حاصل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها باید به صنایع پرداخت میشد، از عدم اجرای این بخش از قانون سخن گفت که در صورت تداوم، دیگر امیدی به ادامه حیات صنایع کشور نیست.
محجوب اعلام خطر برای وضعیت اشتغال در عرصه صنعت را جدی دانست و با اشاره به نزدیکی هفته کار و کارگر، گفت: با تبریک روز جهانی کارگر به قربانیان سرمایهداری درود میفرستم. همانطور که قیام اول ماه می به پیروزی رسید، کارگران نیز به پیروزی خواهند رسید.
بهاره هدایت و مهدیه گلرو دو فعال دانشجویی به سلول انفرادی منتقل شده اند.
به گزارش کلمه، این دو فعال دانشجویی زندانی در بند متادون زندان اوین که زمستان سال ۸۸ بازداشت شدند، از روز شنبه به سلول انفرادی منتقل شده اند.
بر اساس گزارش ها، مسئولان زندان و دادستانی هیچ دلیلی برای این اقدام غیر منتظره ارائه نداده اند.
بهاره هدایت و مهدیه گلرو سه شنبه گذشته پس از چهار ماه که از هرگونه ملاقات و تماس تلفنی محروم بودند موفق شدند خانواده های خود را ملاقات کنند.
همچنین در حالی که مسوولین قوه قضائیه اعلام کردند که هیچ زندانی وجود ندارد که دو نوروز پیاپی به مرخصی نرفته باشد، این دو دانشجوی زندانی در دوسال گذشته نیز از حق مرخصی برخوردار نبوده اند.
بهاره هدایت سخنگوی دفتر تحکیم وحدت تابستان سال گذشته به ۹ سال و نیم و مهدیه گلرو فعال حوزه دانشجویی محروم از تحصیل به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده اند
نزدیک به دو ماه از شهادت صانع ژاله میگذرد، اما هنوز قاتل یا قاتلان او شناسایی و معرفی نشدهاند. در این حال، بستگان این شهید و دیگر ساکنان شهر پاوه، به طرد و قطع رابطه با پسرخاله صانع ژاله پرداختهاند که در پروژه شهید دزدی، نقش مؤثری داشت. جوانان این شهر هم نسبت به تبلیغات حکومتی مبنی بر بسیجی بودن صانع ژاله، واکنش نشان میدهند؛ که بارها به دستگیر شدن آنها منجر شده است.
خبرنگار کلمه از پاوه گزارش میدهد که ماجرای رسوایی صداوسیما در معرفی پسرخاله سپاهی صانع ژاله به جای پدرش و مصاحبه با او، هنوز هم موضوع صحبت مردم پاوه است. آنها او را خائن و متهم اصلی پروژه «شهید دزدی» میدانند و معتقدند صداوسیما و نیروهای امنیتی دولت کودتا، با همکاری این فرد توانستند نمایش دروغینی را به اجرا بگذارند که علت حضور صانع ژاله در خیابان در روز ۲۵ بهمن و عامل کشته شدن او را وارونه جلوه میدهد.
صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر تهران بود که در راهپیمایی روز ۲۵ بهمن به ضرب گلوله به شهادت رسید. حاکمیت بلافاصله پس از شهادت او، در اقدامی غیرمنتظره و سخیف، ادعا کرد که صانع ژاله بسیجی بوده و منافقان او را کشتهاند. پس از آن هم تبلیغات گسترده رسانههای و تشییع جنازه سازماندهیشده به کار گرفته شد تا پروژهای که از سوی رسانههای مستقل، «شهید دزدی» نام گرفت، برای افکار عمومی توجیه شود. هرچند با مصاحبه برادر این شهید و اعلام اینکه او بسیجی نبوده، و نیز انتشار عکسهای دیدار او با مرحوم آیتالله منتظری و گزارشهای فعالیتش در انتخابات به نفع مهندس موسوی، این تبلیغات نیز به ثمر نرسید.
اکنون پروژه شهیددزدی در پاوه، شهر محل سکونت خانوادهی این شهید، نیز با واکنش مردم مواجه شده و فردی که به دروغ به عنوان پدر صانع ژاله در تلویزیون معرفی شده و در جعل کارت بسیج برای صانع ژاله نیز با ماموران امنیتی همکاری کرده بود، با طرد و قطع رابطه از سوی شهروندان پاوه روبهرو شده است.
نام این فرد، زینالدین انصاری است. او پسرخاله شهید صانع ژاله است، اما خبرگزاری فارس و بخش خبری بیست و سی صداوسیما، به دروغ او را پدر صانع معرفی کردند. زینالدین انصاری که در بخش حراست قرارگاه خاتمالانبیای سپاه پاسداران مشغول به کار است، از عوامل جعل کارت بسیج برای صانع ژاله است و برادر این شهید، در مصاحبهای فاش کرده بود که صبح روز ۲۶ بهمن، پیش از آنکه خانواده از شهادت صانع مطلع شوند، او به در خانه آمده و قطعه عکسی از این شهید را درخواست کرده است که بعدا برای جعل کارت بسیج او استفاده شده است.
گزارش خبرنگار کلمه حاکی است که با توجه بافت سنتی شهرستان پاوه، که شبکههای فامیلی در آن گستردهاند و اکثر مردم بومی شهر همدیگر را میشناسند و و نام و نسب یکدیگر را میدانند، مردم پاوه پسرخاله شهید را خائن به خون او میدانند و از این رو نه تنها بستگان و آشنایان ارتباطشان را با او قطع کردهاند، بلکه مردم نیز به شکلهای مختلف از او ابراز انزجار میکنند، تا جایی که بسیاری از مردم وقتی او را در حیابان میبینند، به سمت دیگر خیابان میروند تا با او چهره به چهره و همکلام نشوند.
همچنین از پاوه گزارش میرسد که در ادامه پروژه شهید دزدی، به غیر از ادارات دولتی و امکان رسمی، اصناف پاوه هم مجبور شدهاند تا پلاکاردها و بنرهایی را مبنی بر بسیجی بودن شهید صانع ژاله بر سردر مغازهها و فروشگاهها نصب کنند. اما این پلاکاردها و بنرها، به کرات توسط جوانان پاوه به پایین کشیده شده است.
این گزارش همچنین حاکی است که تاکنون دهها نفر به بهانه پاره کردن یا پایین کشیدن اینگونه تبلیغات دروغین، دستگیر شده و ساعتها و گاهی چند روز را در بازداشت به سر بردهاند.
در همین حال گزارشهای رسیده از پاوه، حاکی از ادامه فشارهای امنیتی بر خانواده این شهید است؛ به طوری که خانواده داغدار صانع ژاله، حتی برای یک ساعت از حضور آشکار و پنهان ماموران امنیتی و اطلاعاتی در امان نیستند و آرامش ندارند.
این گزارش میافزاید: بزرگترین برادر صانع که ماجرای جعل کارت بسیج را در گفتوگو با رسانهها افشا کرد، آزاد شده است، اما به طور دائم تحت نظر قرار دارد و حتی در آرایشگاه محل کار خود نیز آسایش ندارد.
پیش از این هم گزارش شده بود که دو مسئول بسیج غرب کشور، به پدر شهید صانع ژاله، پیشنهاد رشوه ۷۵ میلیون تومانی تحت عنوان خونبها را دادهاند، آن هم در حالی که قاتل شهید هنوز معرفی نشده؛ اما پدر شهید این حقالسکوت را نپذیرفته و در مقابل تهدید آنها به بازداشت برادر دیگر این شهید، گفته است: «یک پسرم در راهی که فکر میکرد درست است کشته شد و پسر دیگرم هم کاری را کرده که اعتقاد دارد درست است و هر هزینهای را هم میپردازد.»
پدر این شهید همچنین به گواهی مردم پاوه، راضی به شرکت در مراسم ختم فرمایشی پسر خود نشده و ساعتها بابت عدم حضور در آن مقاومت کرده است. گزارشها همچینن حاکی است که تقریبا هیچکس از مردم عادی هم در این مراسم فرمایشی شرکت نکرده، اما آنها به چشم خود دیدهاند که بیش از ۲۰ دستگاه اتوبوس و دهها ماشین اداری و نظامی در روز تشییع جنازه، نظامیانی را از کرمانشاه به پاوه آوردهاند تا به جای مردم پاوه، محوطه جلوی دوربینهای صدا و سیما را پر کنند.
گزارشهای مرتبط:
شهید ژاله عضو انجمن اسلامی، فعال در ستاد میرحسین و هوادار آیت الله منتظری بود
خشم دانشجویان از دروغپردازی اقتدارگرایان دربارهی علت حضور شهید صانع ژاله در تظاهرات ۲۵ بهمن
دانشگاه در اشغال نظامیان، شهید بر دوش قاتلان
بسیجیان سازماندهی شده، دانشگاه هنر را قرق کردند
چه کسی به صانع ژاله شلیک کرد؟
روایتی از روز تشییع جنازه ژاله و کتک خوردن دانشجویان دانشگاه هنر
استقرار نیروهای امنیتی درمنزل شهید صانع ژاله و اعمال فشار و تهدید خانواده وی
بازداشت برادر صانع ژاله، به دلیل افشای جعلی بودن کارت بسیج و فشار بر خانواده این شهید
فشار بر خانوادهی شهید ژاله برای تکذیب مصاحبهی افشاگرانهی برادر شهید
چرا حاکمیت برای برای برگزاری مراسم شهید صانع ژاله سنگ تمام گذاشت؟
دروغهای متناقض دو نماینده رهبری درباره عکس صانع ژاله با آیتالله منتظری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر