-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 04/06/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



یک ماه و نیم از بازداشت فخر السادات محتشمی پور، فعال حوزه زنان و همسر مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی اصلاح طلب می گذرد و این در حالی است که خبر اعتصاب غذای دوم وی در زندان اوین نیز توسط خانواده اش تایید می شود . محتشمی پور در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری همسرش در قرنطینه زندان اوین که شرایطی کاملا غیر انسانی دارد به این اعتصاب غذاها دست زده و خواستار آن است که همسرش مانند دیگر زندانیان سیاسی به بند عمومی منتقل شود و شرایط یک زندانی معمولی برایش اجرا شود . محتشمی پور همچنین به خانواده اش گفته است که بیشتر بازجویی ها از وی ذرباره همسرش بوده تا فشارهای بیشتری یه او وارد کنند .

خبرنگار کلمه در گفتگو با علی طباطبایی، داماد خانم محتشمی پور درباره آخرین وضعیت این زوج زندانی و همچنین حال و هوای دو دختر آنها که نوروز امسال را به دور از پدر و مادرشان گذراندند پرسیده است.

یک ماه و نیم از بازداشت خانم محتشمی پور می گذرد آیا در این مدت خانواده ایشان موفق به دیدار با وی شده اند ؟

بله، خوشبختانه با پیگیری های زیادی که انجام شد تا به حال به ایشان اجازه دو ملاقات با خانواده داده شده است. یکی قبل از سال نو و دیگری هفته گذشته و پس از اینکه به علت اعتصاب غذای اول دچار مشکل شده بودند.

خانم محتشمی پور همچنان در بند ۲ الف سپاه و در سلول انفرادی نگهداری می شود یا از این بند به بند دیگری منتقل شده است ؟

ایشان کماکان در بند دو الف سپاه و در انفرادی نگهداری می شوند.

خبر دوبار اعتصاب غذای خانم محتشمی پور در سایتهای خبری منتشر شده است این خبر ها تا چه حد درست است و اکنون ایشان چه شرایطی دارند ؟

بله، خبرها توسط خانواده ایشان منتشر شده و درست است. خانم محتشمی پوراز روز دوشنبه اول فروردین اعتصاب غذای خود را شروع کردند که متاسفانه پس از چند روز دچار ناراحتی شده و مجبور شده بودند به ایشان سرم وصل کنند و حتی برای اینکه به شکسستن اعتصاب غذا وادارشان کنند به دروغ گفته بودند که ترتیب ملاقات با آقای تاجزاده را داده ایم .ولی طبق معمول خبری از ملاقات با آقای تاجزاده نبوده و تنها پدرشان را آورده بودند که خانم محتشمی هم به احترام پدر اعتصاب خود را شکسته بودند. ایشان از روز دوشنبه ۱۵ فروردین ماه هم اعتصاب غذای دوم خود را شروع کرده اند.

آقای طباطبایی ! از آخرین وضعیت روحی و جسمی ایشان برایمان بگویید ؟

متاسفانه وضعیت جسمی ایشان مخصوصا پس از اعتصاب غذا اصلا مساعد نیست و مدتی هم تحت مداوا بوده اند. خانم محتشمی پور هم مثل آقای تاج زاده معمولا خیلی راجع به مشکلات جسمی خود صحبت نمی کنند ولی این بار علاوه بر ضعف عمومی درد معده هم داشته اند. حالا هم که دوباره اعتصاب غذای خود را از سر گرفته اند شدیدا نگران وضعیت جسمی شان هستیم.
ولی از نظر روحی خوشبختانه مثل همیشه استوار و محکم هستند و در هر دو دیدار از روحیه بسیار عالی برخوردار بوده اند و به دخترشان هم تاکید داشته اند با صبر و استقامت این روزها را سر خواهد کرد. اینکه در این وضعیت و در انفرادی و تحت بازجویی کماکان بر پیگیری خواسته های خود مصر هستند و حتی بر برگه بازجویی هم عریضه نوشتن خود را ادامه می دهند نشان می دهد که از چه روحیه خوبی برخوردار هستند. در شعری هم که برای فاطمه دخترشان نوشته بودند از او خواسته بودند که مثل خودش به هرچه حصر و زندان است بخندد.

آیا اطلاع دارید که خانم محتشمی پور چه خواسته ای را از اعتصاب غذایش دنبال می کند ؟یعنی می خواهم بدانم با این اعتصاب به دنبال تحقق چه خواسته یا خواسته هایی است ؟

خانم محتشمی پور خارج زندان هم که بودند با نوشتن عریضه ها و نامه های سرگشاده خود نسبت به وضعیت غیرقانونی نگهداری آقای تاجزاده اعتراض می کردند .آقای تاج زاده در اقدامی خلاف قانون پس از بازگشت به زندان به جای اینکه به بند عمومی منتقل شود و مانند دیگر عزیزان مدت محکومیت خود را در آنجا سپری کند به محلی که آن را قرنطینه می نامند منتقل شد، در آنجا ایشان از کمترین حقوق یک زندانی هم بی بهره است و هیچ تماسی با دیگر زندانیان ندارند .کسی هم خبری از وضعیت ایشان پیدا نمی کند که با توجه به وضعیت نامناسب جسمی که دارند، این شرایط شدیدا نگران کننده است.

مورد دیگر مساله مربوط به درمان پزشکی ایشان هست که خانم محتشمی پیگیر آن بودند، آقای تاج زاده به گفته پزشکان خود زندان حتما باید “ام آر آی” گردن انجام دهند تا در صورت لزوم هر چه سریعتر عمل جراحی گردنشان انجام شود. ایشان در وضعیتی به زندان بازگردانده شدند که دوران نقاهت عمل کمرشان را می گذراندند و قطعا نیاز به مراقبتهای پزشکی دارند. خانم محتشمی پور کلا درخواست شان این بوده که ایشان به عنوان یک زندانی باید از حقوق اولیه خود برخوردار شود. باید حق ملاقات هفتگی و تماس تلفنی داشته باشند و طبق توصیه پزشکان از ایشان “ام آر آی” صورت بگیرد.

آیا به این درخواستها تاکنون رسیدگی شده است و خانم محتشمی پور و آقای تاجزاده در زندان ملاقاتی با یکدیگر داشته اند ؟

خیر . متاسفانه اجازه هیچ ملاقاتی داده نشده است. آقای تاجزاده هم همانطور که اشاره کردم اصلا وضعیت جسمی مناسبی ندارند. درد گردن، عمل کمر و بیماری نقرس آن هم در شرایط نا مساعد زندان و عدم دسترسی به امکانات پزشکی خیلی نگران کننده است. علاوه بر اینها شما در نظر بگیرید که آقای تاج زاده به دخترشان اعلام کرده بودند که در تمام این مدت در اعتراض به برخوردهای غیر قانونی روزه گرفته و بنا دارند تا به این روزه های اعتراضی خود تا پایان این وضعیت ادامه دهند.اینها همه خیلی نگران کننده است .

آقای تاجزاده و خانم محتشمی پور هر دو عید نوروز را در زندان و به دور از دختران شان سپری کردند حتما این شرایط برای دختران آنها بسیار دشوار بوده است؟ کمی از حال و هوای این خانواده برای مان بگویید؟

نوروز بسیار سختی بود. خصوصا برای فاطمه دختر کوچکشان که با پدر و مادر زندگی می کند و با دستگیری مادرش کاملا تنها شده است، البته دوستان خیلی لطف می کنند و همیشه در کنار خانواده هستند ولی نبود همزمان پدر و مادر و بی خبری از وضعیتشان به شدت آزار دهنده است. عارفه( دختر بزرگتر ) هم که کلی برنامه ریزی کرده بود و حتی سوغاتی خریده بود که مانند عید سال گذشته تعطیلات نوروز را ایران و کنار خانواده باشد و مطمئن بود که مثل سال گذشته به آقای تاج زاده مرخصی می دهند که نه تنها این چنین نشد که مادرش هم بازداشت شد. همسرم از اول سال تلفن را از خود دور نمی کند و هر روز منتظر تماس تلفنی پدرو مادرش است .اما متاسفانه این وضعیت فقط مختص خانواده آقای تاج زاده نیست، نوروز امسال برای خیلی از خانواده ها نوروز سختی بود. به قول همسرم تنها فایده ای که نوروز امسال داشت این بود که کمتر از دیگر خانواده ها خصوصا آنها که عزیزانشان را از دست داده اند خجالت می کشیدیم .

در این شرایط آیا آنها توانستند دیدار نوروزی با پدر و مادرشان داشته باشند ؟

فاطمه یکبار ملاقات داشته و مادرش یک تسبیح که با پوست پرتقال و نخ فرش درست کرده بوده به عنوان عیدی به او داده است ولی عارفه هنوز در حسرت یک تماس برای تبریک سال نو است.

آقای طباطبایی !وکلای پرونده دلیل بازداشت خانم محتشمی و تداوم آن را چه می دانند؟ یعنی چه اتهامی تاکنون به ایشان تفهمیم شده است ؟ ایا در این باره اطلاعی دارید ؟

هنوز هیچ اتهام رسمی اعلام نشده است. ابتدا گفته شد که ایشان باید پاسخگوی نوشته هایش باشد، یک تعداد اتهام مضحک هم از سوی رسانه های کودتا که معمولا مسئولیت تهیه کیفرخواست ها را بر عهده دارند منتشر و اعلام شد. طبق معمول مواردی از لابلای نوشته های ایشان بیرون کشیده شده بود و به عنوان توهین و هتاکی علیه نظام مطرح شده بود. عباراتی مثل :” همسرم از فردای کودتای انتخاباتی!!! دستگیر شد”، “رژیم ستمشاهی! شرایط بهتری برای زندانیان سیاسی داشت”، “جرم خانواده تاج‌زاده فریاد زدن بر سر ظالم است” و یا ” دانشجویان را فله‌ای می‌گیرند و می‌بندند” را به عنوان اتهام ایشان مطرح کرده بودند.

اما در آخرین ملاقات خانم محتشمی پور گفته بودند که بازجویی هایشان بیشتر در خصوص آقای تاج زاده و فعالیتهای ایشان بوده و اعتراض داشته اند که بازجوها بر خلاف آنکه سعی می کنند وانمود کنند که وی برای نوشته هایش بازجویی می شود اما به دنبال یافتن بهانه ای برای اعمال فشار بیشتر به آقای تاجزاده هستند.

در خواستی از مسوولان قضایی دارید ؟

خواسته اولیه خانواده، آزادی هر چه سریعتر خانم محتشمی پور و رسیدگی به درخواستهای به حق ایشان است. از آنجا که هیچ کس پاسخگو نیست، ما مسئولان نظام را مسئول سلامت هر دوی آنها می دانیم. ما انتظار داشتیم قوه قضاییه نسبت به موارد مطرح شده در عریضه ها و نامه های سرگشاده خانم محتشمی پور رسیدگی کند و پاسخگوی ایشان به عنوان یک شهروند معترض باشد .ولی این بار هم مانند دفعات گذشته فشارهای کودتا گران بر قوه قضاییه آن چنان زیاد بوده که طبق روال گذشته به جای رسیدگی به شکایت، شاکی را متهم و محکوم می کنند تا خوش خدمتی خود را به مقامات نشان دهند. این مورد در خصوص شکایت آقای تاج زاده از جنتی هم رخ داد و به محض آنکه آقای تاجزاده از جنتی به اتهام تقلب در انتخابات و تغییر آرای مردم تهران شکایت کردند، خودشان محکوم شدند. همچنین در خصوص شکایت آقای تاج زاده و دیگر شاکیان از کودتاگران انتخاباتی هم باز شاهد همین برخورد بودیم با توجه به این سابقه گمان می کنم قوه قضاییه می تواند با اقدام به آزادی زندانیان سیاسی وجهه خود را به عنوان قوه ای مستقل ترمیم کند در غیر این صورت بیش از پیش به این تصور عمومی دامن زده خواهد شد که قوه قضاییه کشور تنها به اجرا کننده بی چون و چرای خواسته های نا مشروع حزب پادگانی در برخورد با مخالفانش بدل شده است.

و کلام آخر ؟

کلام آخر آنکه ما هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده زندانیان سیاسی خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی دربند هستیم.


 


شامگاه دوشنبه (پانزدهم فروردین) دیدار نوروزی عبدالله نوری با حضور گسترده و چشمگیر اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز برگزار شد.

به گزارش جرس، جمع کثیری از وزرا و اعضای دولت اصلاحات، جمع زیادی از اعضای احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب، همچنین طیفی گسترده ای از جوانان، دانشگاهیان، زنان، روحانیون، روزنامه نگاران و تشکل های دانشگاهی، در این نشست حضور داشتند

این گزارش خاطرنشان کرد، در این دیدار که وزیر کشور دولت اول اصلاحات، پذیرای مهمانان و حامیان جنبش سبز بود، همگی حضار، نگران سرنوشت رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی بودند و آزادی تمام محبوسان سیاسی و عقیدتی را طلب کردند.


 


روز گذشته آیت الله بیات زنجانی در پی سفری به تهران با سیدمحمد خاتمی دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش کلمه، در این دیدار که بیش از دو ساعت به طول انجامید طرفین در مورد مسائل روز جامعه بحث و تبادل نظر نمودند.


 


میثم محمدی از کارمندان بنیاد شهید بهشتی و دبیر سرویس سیاسی روزنامه توقیف شده «کلمه سبز» عصر امروز از زندان آزاد شد.

به گزارش کلمه، میثم محمدی از کارمندان بنیاد شهید بهشتی که حدود ۲ ماه پیش در پی حمله نیروهای اطلاعات به دفتر بنیاد بهشتی به همراه امید محدث دستگیر شده بود پس از موافقت مراجع قضایی و شکسته شدن قرار بازداشت موقت وی و صدور قرار کفالت از زندان آزاد شد.

گفتنی است میثم محمدی پیش از این در روزنامه کلمه سبز دبیر سرویس سیاسی و از اساتید دانشگاه بود که بعد از انتخابات در دفتر بنیاد شهید بهشتی مشغول به فعالیت بود. از سوابق وی پیش از انتخابات می توان به همکاری با بیت آیت الله صانعی نیز اشاره کرد.


 


ندای سبز آزادی: برخی اقوام درجه یک رهبری نظام درپی تماس فرزندان آیت الله خامنه ای برای اعلام تمایل ایشان به دیدن اقوام، با بهانه ای مختلفی از پذیرش آیت الله خامنه ای امتناع ورزیدند.
بنا بر خبری که یکی از اقوام نزدیک آیت الله خامنه ای در مشهد در اختیار ندای سبز آزادی قرار داده است، رابطه آیت الله خامنه ای با اقوام پدری و مادری خود که اغلب مقیم مشهد هستند پس از حوادث سال 88 به شدت تیره شده است و حتی دایی بزرگ ایشان آقای"س. ع. م" به همراه همسر و پسرش به انگلستان پناهنده شده است. ایشان در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای مدیر تشریفات نهاد ریاست جمهوری بود. وی پس از انتخابات به صورت علنی با دولت کودتا مخالفت می کرد و در پی سرودن اشعاری برعلیه دولت کودتا و انتشار آن اشعار، توسط دادستانی انقلاب احضار شده بود. همین امر هم موجب می شود که  وی نهایتاً به همراه همسر و پسرش از ایران خارج شود و در انگلستان تقاضای پناهندگی کند.
در عین حال افزایش مخالفت در میان نزدیکان آیت الله خامنه ای پس از انتخابات 88 به حدی بود که یکی از دایی زادگان ایشان بازداشت و به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده است.
سنت آیت الله خامنه ای برای دیدار با نزدیکان و خویشاوندان در سفرهای نوروزی یا تابستانی به مشهد بدین صورت بود که فرزندان آیت الله خامنه ای، اقوام را برای صرف ناهار در یک روز تعطیل به کاخ ملک آباد ( که محل اقامت ایشان در مشهد است ) دعوت می کردند. امری که پس از حوادث انتخابات سال 88 بی رونق شده بود و بسیاری از اقوام در دیدار با رهبری انقلاب حاضر نمی شدند. امسال اما تقریباً اکثر اقوام درجه یک آیت الله خامنه ای حاضر نشدند تا در کاخ ملک آباد به حضور رهبری نظام اسلامی برسند. همین امر هم موجب شد تا فرزندان آیت الله خامنه ای در تماس با خویشاوندان ایشان، تمایل آیت الله را برای دیدار با آنها اطلاع دهند که در این میان نیز برخی از افراد حاضر به دیدار با ایشان نشدند.
آیت الله خامنه ای پس از آنکه در سال 68 به رهبری انتخاب شد غیر از دیدار با خانواده شهدا که آن هم به صورت برنامه ریزی شده بود به منزل هیچ یک از اقوام و خویشاوندان خود نمی رفت. امسال اما ایشان در میان معدود دیدارهای نوروزی که با خویشاوندانش داشت برای اولین بار پس از بیست سال، به دیدن یکی از خاله های خود در محله دروازه قوچان مشهد رفت.


 


ندای سبز آزادی: ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی، با ارسال یادداشتی به خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، متن منتشر شده در خروجی این خبرگزاری تحت عنوان مصاحبه با وی را تکذیب کرد.

در این یادداشت که پس از انتشار تقطیع شده در ایرنا، متن کامل آن برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، دکتر یزدی با اشاره به اینکه این متن تقطیع شده مربوط به مصاحبه‌ای است که در خانه امن وزارت اطلاعات و در دوران بازداشت با وی صورت گرفته بوده و ایرنا بدون اطلاع و تائید ایشان متنی را منتشر کرده؛ این مصاحبه را تکذیب کرده است. «خانه امن» اصطلاحی است که به مکان‌های زندان‌گونه اما غیرقانونی در اختیار وزارت اطلاعات اطلاق می‌شود.

خبرگزاری ایرنا در روز یکشنبه ۱۴ فروردین مصاحبه‌ای را از آقای یزدی منتشر کرده بود که متن آن بیش از آنکه شبیه گفت‌وگویی آزاد باشد٬ شبیه متن بازجویی‌ها در زندان‌ها بود. پس از انتشار این متن٬ برخی نزدیکان ابراهیم یزدی اعلام کردند این مصاحبه تحت فشار نیرو‌های امنیتی صورت گرفته و به صورت تحریف شده منتشر شده است.

به گزارش کلمه، متن کامل تکذیبیه دکتر ابراهیم یزدی بدین شرح است:

بسمه تعالی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در سایت خود در ۱۳۹۰/۱/۱۴ مطالبی را به عنوان مصاحبه با اینجانب منتشر کرده است. لازم می داند موارد زیر را به اطلاع عموم برساند:

۱- این گفتگو قبل از آزادی اینجانب در محل خانه امن صورت گرفته است.
۲- با صراحت به مسوولین خبرگزاری حاضر در خانه امن تاکید کرده بودم که انتشار هر متنی بنام اینجانب تنها بعد از ارائه کتبی و تائید اینجانب قابل انتشار خواهد بود.
۳- نظر به اینکه متن منتشر شده توسط ایرنا بدون اطلاع و تائید اینجانب صورت گرفته است ، تکذیب می گردد.
۴- آنچه مورد تائید اینجانب است همان متن کتبی استعفا از دبیرکلی نهضت آزادی ایران می باشد که در اختیار خبرنگار ایرنا قرار داده شد.

دکتر ابراهیم یزدی
۱۵/۱/۱۳۹۰

رونوشت: خبرگزاری‌ها

خبرگزاری ایرنا ساعتی پیش، این تکذیبیه را به صورت تقطیع شده و بریده بریده منتشر کرد، اما بدون اشاره به قول مصاحبه‌کننده به ابراهیم یزدی برای به تایید رساندن متن مصاحبه پیش از انتشار، نوشت که “رسانه ها برای انتشار مطالب خود ملزم به هماهنگی قبل از انتشار با منابع خبری نیستند.”

این خبرگزاری دولتی در عین حال اشاره نکرد که با چه توجیهی رسانه‌های وابسته به دولت احمدی‌نژاد مجازند هرچه می‌خواهند از قول یک زندانی دربند منتشر کنند و در نهایت هم این‌گونه دست به توجیه تکذیب صریح او بزنند و برخلاف خبر قبلی که تیتر یک این خبرگزاری بود، در جایی دور از چشم و به صورت حاشیه‌ای منتشر کنند.

ایرنا همچنین با زیر پا گذاشتن آشکار اخلاق رسانه‌ای و سیاسی، برای این تکذیبیه از تیتر «ابراهیم یزدی مصاحبه با ایرنا را تایید کرد» استفاده کرده است. این در حالی است که دکتر یزدی در یادداشت خود، صراحتا از واژه‌ی «تکذیب» استفاده می‌کند و مشخص نیست این‌گونه تیتر زدن معکوس و متناقض با متن، چگونه در قاموس قلم‌به‌دستان وابسته به دولت دهم معنا مجاز می‌شود.

خبرگزاری ایرنا اواخر سال گذشته هم نخستین رسانه‌ای بود که خبر آزادی ابراهیم یزدی از زندان و استعفایش از دبیرکلی نهضت آزادی را منتشر کرد؛ پیش از آنکه پای او به خانه برسد و یا خانواده‌اش از آزادی او خبردار شوند.

org-z130203205940d42fbb173f177e9565dff9249c8e2b4daec3f4.jpg


 


ندای سبز آزادی: طی سی سال گذشته، همواره قضیه حقوق بشر در ایران مورد توجه مجامع بین‌المللی بوده است و بسیاری اوقات وضعیت آن از سوی آنها مورد انتقاد قرار گرفته است. در بعضی دوران‌ها از جمله در زمان دولت اصلاحات، با بهتر شدن وضعیت حقوق بشر مثل وضعیت زندانیان سیاسی، زنان و دگراندیشان در ایران این انتقادها کمتر شده بود  اما هرگز پایان نیافت. در طی چهار- پنج سال اخیر پیکانی که می‌رفت جهتش به سمت دیگری نشانه رود باز ایران را هدف گرفته است و نوک پیکان انتقادات جامعه بین‌الملل نسبت به وضعیت حقوق بشر رو به ایران نشانه رفته است.
در آخرین قطعنامه این سازمان که در فروردین سال گذشته صادر شد، این مجمع ایران را در بسیاری موارد محکوم کرد. از جمله در برخورد دولت با معترضان نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران. اما تنها به این ختم نشد. دولت کودتا در چند سال گذشته به صورت سختگیرانه‌ای آزادی‌های مدنی از جمله آزادی سخنرانی، مطبوعات، تجمعات، انجمن‌ها و آزادی‌های شخصی را زیر پا گذاشته و در مسیر آزادی‌های مذهبی نیز مانع ایجاد کرده است.
یکی از مواردی که به صورت غیرقابل باوری به شدت از سوی دولت با آن برخورد می‌شود، اعتراضات صنفی از جمله اعتراضات معلمان و کارگران نسبت به وضعیت شغلی خود بوده است که متاسفانه تاکنون دولت به شکلی جدی و دور از انتظار با کسانی که نسبت به عدم پرداخت حقوق یا مسائلی از این دست اعتراض کرده یا تجمعی داشته اند برخورد کرده و در بسیاری موارد تا زندانی کردن آنها و حتی محکوم‌کردن‌شان به حبس‌های طولانی مدت اقدام کرده است.
چندی پیش، بیش از 500 نفر از معلمان زن مناطق محروم در اعتراض به عدم پرداخت چند ماهه حقوق و مزایا و حتی عیدی، دست به تجمعی اعتراضی زدند.
این زنان معلم معترض از اعضای نهضت سوادآموزی بودند که نه فقط در مناطق محروم، بلکه در مناطقی تدریس می‌کنند که به سادگی قابل دسترس نیست و اغلب معلمان از کارکردن در آنها امتناع می‌ورزند.
اما نه تنها پاسخی به این اعتراض معلمان از سوی دولت داده نشد بلکه وزارت آموزش و پرورش از همکاران‌شان خواست تا اسامی معلمان معترض را در اختیارشان بگذارند.
پیش از این نیز بارها تجمعات معلمان در اعتراض به زیرپاگذاشته‌شدن حقوق صنفی‌شان با برخورد جدی دولت کودتا و دستگیری معلمان روبرو شده است. به عنوان مثال برگزاري تجمع هاي مسالمت آميز و آرام و قانوني مقابل مجلس شوراي اسلامي و برخي مراکز دولتي در شهرستان ها پیش از این منجر به بازداشت و برخورد خشونت بار برخي از عوامل پليس و نيروهاي امنيتي با اين تجمعات شد. تعدادي از فعالان تشکلات صنفي فرهنگيان در سراسر کشور نيز در محل کارشان، يعني در مدارس، بازداشت و روانه زندان شدند.
شدت برخوردهای دولت کودتا با تجمعات صنفی و مسالمت‌آمیز گروه‌های مختلف به حدی است که تاکنون گروه‌های مختلفی نسبت به این مسأله واکنش نشان داده‌اند. عمده این واکنش‌ها نسبت به برخورد امنیتی دولت با اعتراضات صنفی‌ست. کاری که تنها از دولت احمدی‌نژاد برمی‌آمد.
کانون صنفی معلمان ایران هم چندی پیش برای ساماندهی اعتراضات معلمان، با دستگیری گسترده و زندانی‌شدن اعضای خود روبرو شد. اعتراضاتی که تنها برای رفع مشکلات معیشتی این قشر زحمتکش و انسان‌ساز صورت گرفته بود.
دولت مدعی قانون‌گرایی تاکنون معلمان زیادی را به اتهام تخلف از قانون و به بهانه تجمع غیرقانونی به انحاء مختلف مورد برخورد تند و خشن قرار داده است.
محمود احمدی‌نژاد در هنگام سوگند یادکردن، قول احقاق حقوق صنفی گروه‌های مختلف بر اساس اصول قانون اساسی را داده است. اما مشخص نیست چه کسی پاسخگوی معلمانی است که حداقل در چند سال گذشته با حقوقی ناچیز زندگی سختی را گذرانده اند و پاسخ اعتراضات به‌حق‌شان، بگیرو ببند بوده است.
دولت هم به جای حل مشکل اساسی معلمان آنها را نه به سکوت بلکه به مرگ دعوت می‌کند. مرگی تدریجی که در اثر خفقان و عدم قدرت فریاد و اعتراض نسبت به ظلم بی‌رویه علیه آنها به‌وجود می‌آید. 


 


عبدالله نوری، وزیر کشور دولت اصلاخات، درگذشت میراسماعیل موسوی را به فرزند ارشد آن مرحوم، میرحسین موسوی، تسلیت گفت و خطاب به وی نوشت: خداوند جنابعالی و خانواده مقاومتان را که از مصادیق آیه مبارکه "لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده – ۵۴) می باشید، در مقابل تمامی رنج ها و مصائبی که در دفاع از عزت و کیان اسلام و ایران تحمل کرده اید مصداق آیه شریفه "إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ" (زمر – ۱۰) قرار دهد.

به گزارش امروز، متن کامل این پیام تسلیت عبدالله نوری در پی می آید:

باسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دام عزه

درگذشت پدر گرانقدر و بزرگوارتان را خدمت شما و سایر بازماندگان محترم تسلیت عرض می نمایم.

خداوند رحمت واسعه ی خویش را بر این پدر رنج کشیده و سید جلیل القدر که عمر خویش را در جهت کسب رضایت پروردگار سپری نمود و در دامان خویش انسانی مهذب، خدمتگذاری مخلص، روشنفکری دیندار و هنرمندی وارسته همچون شما را پرورش داد، نازل فرماید و شهدای والامقام آن خاندان معزز را با شهدای کربلای حسینی محشور گرداند.

و جنابعالی و خانواده مقاومتان را که از مصادیق آیه مبارکه "لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ" (مائده – ۵۴) می باشید، در مقابل تمامی رنج ها و مصائبی که در دفاع از عزت و کیان اسلام و ایران تحمل کرده اید مصداق آیه شریفه "إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ" (زمر – ۱۰) قرار دهد.

عبدالله نوری


 


ندای سبز آزادی: قرار است دومین فیلم با موضوع حوادث پس از انتخابات 88 مقابل دوربین برود؛ این فیلم با نام «اینجا غبار روشن است» پروانه ساخت گرفت، اما چندی پیش، نام آن به «قلاده‌های طلا» تغییر کرد.
قبلا نیز فیلم «پایان‌نامه» ساخته شده بود که به قتل نداآقاسلطان می‌پرداخت؛ این فیلم که محصول مشترک وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات بود، ازن گاه منتقدان سینمایی بدترین فیلم سال 89 شناخته شد.
فیلم «پایان‌نامه» سینمای مطلوب دولت کودتا به شمار آمد و دولت برای شکل‌گیری و حمایت از آن از هیچ چیزی فروگزاری نکرد.
نمایش فیلم سینمایی «پایان نامه» به کارگردانی «حامد کلاهداری» در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر با واکنش‌های تندی همراه شد، اما انگار انتقاد اهالی سینما به این فیلم، دولت را مجاب نکرد که دست از این رویه خود بردارد و قرار است دوباره از فیلم دیگری که بر اساس قرائت دولتی از حوادث پس از انتخابات ساخته می‌شود، حمایت کند.
ابوالقاسم طالبی، که کارگردانی فیلم قلاده‌های طلا را بر عهده دارد، در بحبوحه اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸، از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرد و مثل دیگر کودتاچیان، این اعتراضات را «فتنه» نامید.
نکته جالب درباره فیلم «قلاده‌هاي طلا» این است که در این فیلم «محمدرضا شريفي‌نيا» حضور دارد. این بازیگر پس از انتخابات 88 با حمایت خود از احمدی‌نژاد، به چهره منفوری در میان هواداران جنبش سبز تبدیل شده است.
سایت‌های حامی دولت به فیلم «قلاده‌هاي طلا» لقب سياسي‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران را داده‌اند، اما ننوشته‌اند که اگر قرار است از فیلم‌های سیاسی حمایت شود چرا عرصه برای دیگر کارگردان‌ها آزاد گذاشته نمی‌شود تا بیان آرای سیاسی خود در فیلم‌هایشان بپردازند.
به نظر می‌رسد فیلم طالبی در ادامه فیلم‌های مورد پسند دولت یعنی پایان‌نامه و اخراجی‌ها3 باشد؛ اما کیفیت بسیار پایین و ابتذال موجود در این فیلم‌ها - که حتا خود طالبی هم بر آن واقف است 0 باعث شده که کارگردان قلاده‌های طلا تأکید کند که فیلم‌اش مانند این گونه فیلم‌ها نیست.
طالبی گفته است: «هیچ شباهتی بین فضای این فیلم‌ها وجود ندارد و کار ما در حال و هوایی کاملاً متفاوت نسبت به این دو فیلم است.» او از این‌که اعتراض منتقدان سینمایی درباره فیلم او هم تکرار شود می‌ترسد، اما مشخص نیست که چرا  بر این گونه فیلم‌سازی اصرار می‌ورزد.
طالبی همچنین اظهار داشته است که «واکنش‌های عجیب نسبت به آن فیلم‌ها به شخصیت خود افراد و سازندگان آن فیلم‌ها بازمی‌گردد و ربطی به کارها نداشته است.»
کارگردان‌های حامی دولت، نظیر ابوالقاسم طالبی، سعی می‌کنند اعتراض‌ها و انتقاداتی را که علیه فیلم‌های حکومتی می‌شود، به دعوایی شخصی تعبیر کنند و بگویند که مشکل از مضامین این فیلم‌ها نیست، بلکه مردم با کارگردان‌های این فیلم‌ها مشکل دارند!
طالبی رویکرد خود را در این فیلم سیاسی «مرهم گذاشتن روی زخم» بیان کرده، اما به نظر می‌رسد این فیلم کاملن برعکس عمل می‌کند و بر زخمی که به واسطه کودتای انتخاباتی سال 88 بر پیکر جامعه ایران به وجود آمد نمک می‌پاشد.
جلوگیری از ساخت فیلم‌های مستقل، روی دیگر حمایت از فیلم‌های «ارزشی»
به تازگی وزیر ارشاد در دیدار با مسئولان سینمایی وزارت ارشاد، خواهان ساخت فیلم‌های «ارزشی» توسط فیلمسازان ارزشی شده است.
همچنین وزیر ارشاد با تاکید بر جلوگیری از ساخت فیلم‌های «نامناسب» در این باره افزود: «در این برهه عده‌ای در صدد نگران كردن متدینین جامعه هستند و باید با تولید بیشتر فیلم‌های ارزشی و مناسب جلوی این نگرانی را گرفت.»
مشخص نیست که منظور وزیر ارشاد از فیلم‌هایی که «نگرانی متدینین» را در پی داشته کدام فیلم بوده است، اما آنچه مشخص است این است که از این پس فشار دولت و سانسور دولتی بر سینمای مستقل ایران بیشتر خواهد شد.
در واقع سانسور سینمای مستقل، روی دیگر حمایت دولت از فیلم‌هایی مثل قلاده‌های طلاست که از سوی وزیر ارشاد «ارزشی» خوانده می‌شود.
سینمای ایران این روزها یکی از سخت‌ترین دوران حیات خود را می‌گذراند و ضوابط و مقررات دست‌وپاگیر دولت که برای محدودکردن ساخت فیلم اعمال می‌شود، عرصه را بیش از پیش برای هنرمندان سینما تنگ‌تر کرده است.
البته در این بین، نان کسانی مثل مسعود دهنمکی و یا ابوالقاسم طالبی که از حماقت دولت استفاده می‌کنند و با فیلم‌هایشان در واقع مردم را به سخره می‌گیرند، در روغن است.
در شرایط موجود که دولت برای ضربه زدن به جنبش سبز، اعتبارات هنگفتی را در تمامی زمینه‌ها خرج می‌کند، فیلم‌هایی نظیر قلاده‌های طلا، اگر برای سینمای ایران «آب» ندارد، برای سازندگانش «نان» فراوانی را در پی دارد.


 


مشت محکمی بر گوشۀ چشم چپش فرود آمد و عینکش را روی صورتش خرد کرد و بلافاصله مشت دیگری به چشم راستش. این پاسخی بود به اعتراض او به مرد درشت هیکلی که پنجۀ قوی خود را به بازوی زن چادری استغاثه کننده ای، که جرمش فریاد "یا حسین" بود، افکنده و وی را در مقابل چشمان حیرت زدۀ جمعیت، کشان کشان می برد و گاهی ضربه ای نیز بر او وارد می کرد. غیرت مسلمانی به او اجازه نداده بود که در برابر این صحنه، تنها نظاره گر باشد.
غیرت و شهامت سه برادر شهیدش در وجودش به غلیان در آمد و اعتراضش را ادامه داد. همین شد که چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند بر سر او ریختند و او را در حالی که از خود دفاع می کرد زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و سپس کشان کشان از جمعیت مردم جدا کردند و در کنار دیوار، جائی که جز خودشان کسی نبود نگه داشتند. در این حال مأموری لباس شخصی و سپید موی که سن پدر جواد را داشت در پیش چشم مردمی که نظاره گر بودند همچنان به او لگد می زد. جواد که صورتش خونین و لباسهایش پاره شده بود دیگر رمق و تاب ایستادن نداشت و روی همان دیواری که تکیه زده بود، سُر خورد و روی پاهایش نشست.
لحظاتی بعد بر دستانش دستبند زدند و درون یک سواری نشاندند. در آنجا بود که یکی دیگر از خیل مأموران دو مشت دیگر به صورت او کوفت تا به گفتۀ خودش تلافی کرده باشد. بر چشمان مجروحش نیز چشم بند زدند و بردندش.
او تنها نبود. چند نفر دیگر از نوه های غیور آن مرحوم، پدر میر حیسن، که جمعیت برای تشییع پیکر بی جان او گرد آمده بودند و نیز داماد آن مرحوم که پدر دو شهید بود و برای وساطت به میان آمده بود را نیز بازداشت کرده و با خود بردند.
از 15 سال پیش که با جواد در بیمارستان همکار شده ام، او را می شناسم. دانش آموختۀ طب و دارای تخصص جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق بوده و اکنون عضو هیأت علمی دانشگاه با رتبۀ استاد تمامی و نیز عضو تیم پر اهمیت پیوند کبد است. با آنکه داماد مهندس میر حسین موسوی، نخست وزیر پر افتخار و محبوب دوران امام و جنگ تحمیلی ست اما چندان وجهه و فعالیت سیاسی نداشته است.
فردی آرام و بی سر و صدا و دارای حسن خلق، که وظایف درمانی، آموزشی و پژوهشی خود را با دقت و به نحو احسن انجام می دهد و علی رغم فرصت بسیار مناسبی که تخصصش به او داده است، دنبال کسب درآمد بیشتر نبوده است و به همین دلیل دارای یک زندگی ساده و معمولی است.
تا پیش از آنکه چندی پیش پدر رنج کشیده اش به رحمت خدا برود و معرفی پدر موجب معرفی او نیز بشود، بسیاری از همکاران نمی دانستند او افتخار برادری سه شهید را دارد. شهدائی که دو تن از آنان از فرماندهان جبهه های جنگ در دفاع از اسلام و میهن بوده اند.
روز یکشنبه 14 فروردین، وقتی به بیمارستان آمد چشمان کبود شدۀ او حکایت مزدی بود که بابت ایثارگری خود و خانواده اش و نیز تلاش بی وقفۀ علمی، که او را در سن 45 سالگی به رتبۀ استاد تمامی رسانده بود، دریافت کرده بود. کشور به دستاورد ایمان، ایثار و از جان گذشتگی و شهادت مردمانش می بالد و افتخار می کند اما اینچنین از آنها قدر شناسی می شود.
او همان راهی را می رود که برادران شهیدش رفتند، یعنی دفاع از اسلام، انقلاب و راه و اندیشۀ امام(ره). اگر از خود او بپرسید از هیچکس هیچ طلب و مطالبه ای ندارد. او همۀ این کارها را برای خدا کرده است و به رضایت او راضی ست.
دکتر جواد سلیمی، استاد دانشگاه و برادر سه شهید را با صورتی خون آلود و با چشم بند در حالی که تمام بدنش درد می کرد به پای میز بازجوئی بردند. فردی که معلوم نیست که بوده، چقدر درس خوانده و چه خدمتی به کشور و ملت کرده و ارزش وجودیش چقدر است او را بازجوئی می کند.
می پرسد: چرا بازداشت شدی؟ او می گوید: دیدم یک زن چادری را، که گفته می شد شعار یا حسین سر داده است، مأموری لباس شخصی و درشت هیکل گرفته است و کشان کشان می برد و در همان حال او را می زند. اعتراض کردم که چرا با یک زن نا محرم و در پیش چشم مردم این گونه رفتار می کنید... بازجو سخنش را قطع می کند و می گوید: جفنگ نگو!
دیگر چه بگوید این دکتر مجروح دل شکسته! همۀ آنچه روزگاری ارزش بوده است و برای آن انقلاب شده است اکنون از نظرآنان جفنگیاتی بیش نیستند.
جواد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در خود فرو می رود.
... و چه می دانی که جواد کیست و اکنون به چه می اندیشد و در درون خود چه می کشد.

منبع: وبلاگ شخصی علی شکوری راد


 


دکتر مصطفی معین در دیدار با خانواده مهندس میرحسین موسوی، درگذشت میر اسماعیل موسوی را به خانواده ایشان تسلیت گفت.

به گزارش تحول سبز، دکتر مصطفی معین وزیر سابق علوم تحقیقات و فناوری با حضور در منزل دکتر محمدحسین شریف‌زادگان با وی و خانواده میراسماعیل موسوی دیدار کرد و درگذشت پدر میرحسین موسوی را تسلیت گفت.

در این دیدار، دکتر معین با انتقاد از حصر کنونی مهندس موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس و همسر وی، ابراز امیدواری کرد که وضع موجود تغییر کند و روند فعلی پایان پذیرد.


 


آیت‌الله صافی‌گلپایگانی در «پیامی نصیحت‌آمیز»، از ملک عبدالله پادشاه عربستان خواست نیروهای این کشور هرچه سریعتر خاک بحرین را ترک کنند و جایگاه و منزلت عربستان را به عنوان نه یک کشور عربی، که کشور همه مسلمانان حفظ کنند.

این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه عربستان یک کشور عربی نیست، کشور همه است؛ بلکه کشور اسلام است و ‌همه مسلمانان آنجا را از خود می‌دانند؛ تاکید کرد: حکومت آنجا یکی از حکومت‌های عربی یا شورای خلیج فارس نیست. هم‌طراز قطر و امارات و بزرگتر و بزرگتر از آنها نیست؛ منطقه نفوذ بیگانه و آمریکا نیست؛ حرمین شریفین است؛ در شورای همکاری خلیج فارس ادغام نمی‌شود بلکه باید به کل عالم اسلام نگاه کند. برای مسلمان آگاه و بیدار، رنج‌آور است که در حرمین، سیاست‌های مذهبی خاص برقرار باشد و با عالم وسیع اسلام با آن سیاست‌های کوته‌نظرانه و متحجرانه برخورد کنند و جای تاسف که ببیند در اوضاع سیاسی کشورهای اسلامی، سیاست‌های حکام حرمین، غرب‌گونه و آمریکاپسند باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله صافی‌گلپایگانی، متن پیام این مرجع تقلید به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم. الدین النصیحه

آقای عبدالله بن عبدالعزیز؛ السلام علیکم و رحمه‌الله

بر حسب سفارش خودتان که شما را به عنوان مَلِک نخوانند، شما را در این پیام نصیحت‌آمیز مخاطب قرار می‌دهم:

برادر! شما اگر چه در شمار شش میلیارد بشر، یکی از این شمار بیشتر نیستید و مثل همه، یک فرد حساب می‌شوید و احترام خاصی به عنوان یک نفر از اولیا ‌یا علما یا مخترع و خادم به بشر ندارید و همان‌طور که خود گفته‌اید، فقط آقای عبدالله هستید چنان‌که دیگران هم عبدالله هستند ـ البته خودشناسی به عبداللهیت افتخار است ـ اما آنچه به شما اعتبار و شما را مورد احترام قرار داده و چشم شش میلیارد مردم را به شما و رفتار و اعمال و سیاست‌ها و تصمیمات شما دوخته است و به جنابعالی موقعیت خاص بخشیده است، مدیریت سرزمین وحی و حرمین شریفین است که خود را عهده‌دار آن می‌دانید. مدینه منوره و مکه معظمه «اوّلَ بیتٍ وُضع للناس»، مقام ابراهیم، ‌اماکن و مقامات و مواریث فرهنگی همه پشتوانه‌های اصیل تاریخی می‌باشند.

می‌خواهم من هم مثل یک میلیارد و نیم مسلمان به شما بگویم که مسئولیت‌های شخص شما در ارتباط با این عنوان با عظمت، عظیم و بسیار عظیم است. یک میلیارد و نیم جمعیت جهان از شما می‌خواهند همان‌طور که کعبه معظمه برای مردم است شما هم برای همه مردم جهان و برای همه مسلمانان باشید. همه به‌سوی کعبه نماز می‌خوانند و به‌سوی مسجد الحرام سجده، ‌عبادت و نماز به‌جا می‌آورند.

آنجا تاریخ همه، عزت همه، دین همه و شخصیت همه می‌باشد. آنجا یک کشور عربی نیست، کشور همه است؛ بلکه کشور اسلام است. همه طوائف مسلمین آنجا را اشرف بقاع می‌دانند و از این جهت هم، ‌همه مسلمانان آنجا را از خود می‌دانند.

حکومت آنجا یکی از حکومت‌های عربی یا شورای خلیج فارس نیست. هم‌طراز قطر و امارات و بزرگتر و بزرگتر از آنها نیست؛ منطقه نفوذ بیگانه و آمریکا نیست؛ حرمین شریفین است؛ در شورای همکاری خلیج فارس ادغام نمی‌شود بلکه باید به کل عالم اسلام نگاه کند.

برای مسلمان آگاه و بیدار، رنج‌آور است که در حرمین، سیاست‌های مذهبی خاص برقرار باشد و با عالم وسیع اسلام با آن سیاست‌های کوته‌نظرانه و متحجرانه برخورد کنند و جای تاسف که ببیند در اوضاع سیاسی کشورهای اسلامی، سیاست‌های حکام حرمین، غرب‌گونه و آمریکاپسند باشد.

جای تاسف است که ببیند مسلمانانی که در برابر سلطه آمریکا و دفع وابستگان به آنها قیام می‌کنند، مغضوب حکام حرمین می‌شوند و افرادی مثل علی عبدالله صالح بیش از سی سال بدون هیچ مشروعیتی بر یمن حکومت داشته باشند و با اینکه وابستگی او به آمریکا معلوم است، مورد پشتیبانی شما باشد تا این همه مردم را در آنجا به خاک و خون بکشد و نهضت همگانی آنها را که بازگشت به اسلام و استقلال اسلامی است در هم بکوبد.

برای همه مسلمانان سوال‌برانگیز است که حکام حرمین که باید به همه، به یک نظر نگاه کنند در بحرین از استعباد و دیکتاتوری و فسق و فجور و خدمتگزاری آل خلیفه به اجانب حمایت کنند و به آنجا نیروی نظامی بفرستند تا مسلمانان را که تظاهرات سالم دارند و استقلال‌خواه و اسلام‌طلب هستند، از صغیر و کبیر و زن و مرد، قتل عام کنند. هیچ مسلمانی از حاکمان حرمین این انتظار را ندارد.

مثل این‌که آقای عبدالله فراموش کرده که از کجا نیرو می‌فرستد و ظالم را در برابر مظلوم یاری می‌دهد!

ما از شما می‌خواهیم مقام و منزلت حرمین شریفین را حفظ کنید و این مقام را بهای این برنامه‌های زشت و در گرو آن نگذارید و موضع خود را حفظ کنید.

ما از شما می‌خواهیم به مسلمانان جهان توضیح دهید که آل خلیفه بر چه اساسی مشروعیت دارند و شما بر چه اساس و مشروعیتی نیرو می‌فرستید تا امر به معروف و نهی از منکر مسلمانان را سرکوب کنند؟!

ما از شما می‌خواهیم که برای اعاده‌ اعتبار خود و برای دفاع از انسانیت، هرچه زودتر خاک بحرین را ترک کرده و از ملت مسلمان بحرین و تمام مسلمانان جهان معذرت‌خواهی کنید و سرنوشت آنان را به دست خودشان بسپارید و الا بدانید که «ان ربّک لبالمرصاد» دیر یا زود قهر خداوندی ظالمان را نابود خواهد کرد که خداوند قادر متعال می‌فرماید: و من قتل مظلوماً‌ فقد جعلنا لولیّه سلطاناً‌.»


 


دادستان تهران بر اساس فهرستی که بازجوهای وزارت اطلاعات به او داده اند، جمعی از زندانیان سیاسی زندان های اوین و رجایی شهر را از سال گذشته تاکنون از حق ملاقات حضوری محروم کرده است.

به گزارش کلمه، این فهرست که به مثابه یک دستورالعمل توسط وزارت اطلاعات به دادستان تهران ابلاغ شده، شامل فهرستی از زندانیان سیاسی محبوس در اوین و رجایی شهر است که برخی از آنان به طور دائمی از ملاقات حضوری ممنوع شده اند و برخی دیگر به صورت دوره های چند ماهه از این حق اولیه و قانونی خود محروم شده اند.

براساس این فهرست تنها تعداد اندکی از زندانیان سیاسی هر ماه یکبار از حق ملاقات حضوری برخوردارند.در این فهرست همچنین نام زندانی هایی دیده می شود که به طور دوره ای از هر دو ملاقات کابینی و حضوری محروم هستند.

در ماههای گذشته، خانواده های زندانیان سیاسی با مراجعه به نهادهای مختلف قضایی از جمله دادستانی تهران، خواهان برخورداری از حقوق اولیه خود به عنوان خانواده های زندانیان شده اند.ملاقات حضوری و تماس تلفنی از جمله این حقوق است که نزدیک به یکسال است که اغلب زندانیان سیاسی اوین از آن محروم شده اند و اعتراض های مکرر خانواده ها تاکنون به نتیجه نرسیده است.

این ممنوعیت نه فقط زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات که حتی تعدادی از زندانیان سیاسی را که بیش از پنج سال در زندان به سر می برند، نیز شامل می شود.به عنوان مثال حسن جلالی از جمله زندانیان محبوس در بند ۲۰۹ است که از شش سال پیش تاکنون تنها مجاز به ملاقات کابینی با خانواده خود بوده است و در همه این شش سال هرگز از امکان ملاقات حضوری برخوردار نشده است.رضا ملک، سعید متین پور، نادر کریمی، حمید رضا محمدی، متین ارجان، رمضان سعید کمال، عالیه اقدام دوست و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی پیش از انتخابات نیز کمتر از امکان ملاقات حضوری برخوردار بوده اند.برخی از این افراد نزدیک به شش سال است که در زندان به سر می برند و محرومیت این افراد از حق ملاقات حضوری بسیار عجیب و غیر انسانی به نظر می رسد که حتی با قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز در تعارض کامل است.

براساس این فهرست، بسیاری از زندانیان حوادث پس از انتخابات نیز یا به طور کلی از ملاقات حضوری ممنوع شده اند و یا به ندرت قادر به استفاده از این امکان هستند.

در حالی دادستان تهران به دستور بازجوهای وزارت اطلاعات، زندانیان و خانواده ها را از حق ملاقات حضوری و تماس تلفنی محروم کرده است که براساس آیین نامه سازمان زندانها ، ملاقات حضوری و تماس تلفنی از حقوق ابتدایی همه زندانی ها شمرده شده است.

خانواده های زندانیان سیاسی برای کسب اجازه از دادستان تهران به منظور ملاقات حضوری با زندانی های خود ، مجبورند که بارها و بارها به دفتر دادستان تهران در سبزه میدان تهران مراجعه کنند که در غالب موارد نیز با برخوردهای نامناسب و گاه توهین آمیز کارکنان دفتر دادستان مواجه می شوند.این در حالی است که براساس آیین نامه سازمان زندان ها ملاقات با زندانی نیازمند اجازه از دادستان و یا فرد دیگری نیست.


 


سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس از افزایش ۱۵ درصدی وابستگی بودجه سال ٩۰ به نفت نسبت به سال گذشته خبر داد و اعلام کرد که در این بودجه قیمت امسال نفت ٨۰ دلار و نرخ دلار ۱۰۵۰ تومان پیش بینی شده است.

به گزارش مهر، محمد مهدی مفتح سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی، روز سه شنبه ۱۶ فروردین، در نشست خبری مصوبات این کمیسیون درباره بررسی بودجه سال جدید را تشریح کرد.

وی گفت: دولت در لایحه بودجه ٩۰، درآمد حاصل از فروش نفت خام را ۵٧ هزار و ٧٢۰ میلیارد تومان پیش بینی کرده بود اما کمیسیون تلفیق این رقم را به ۵۰ هزار میلیارد تومان کاهش داد و آن را به تصویب رساند.

سخنگوی کمیسیون تلفیق ادامه داد: در حال حاضر رقم مصوب کمیسیون تلفیق درباره درآمد حاصل از فروش نفت خام نسبت به آنچه در سال ٨٩ تصویب شده بود (۴٣ هزار میلیارد تومان)، ١۵درصد افزایش دارد که این رقم با توجه به تورم پیش بینی شده است.

مفتح گفت: مصوبه دیگر کمیسیون تلفیق درباره فروش دارایی های سرمایه ای بود که دولت آن را ٨۴۰ میلیارد تومان پیش بینی کرده بود و کمیسیون تلفیق نیز همین رقم را به تصویب رساند.

وی گفت: دولت در بودجه ٩۰، قیمت هر بشکه نفت خام را ٨۰ دلار و هر دلار را ١۰۵۰ تومان پیش بینی کرده بود و در کمیسیون تلفیق نیز بر اساس درآمد فروش نفت خام، همان عدد مورد تصویب قرار گرفت.

سخنگوی کمیسیون تلفیق یادآور شد: مصوبه دیگر این کمیسیون درباره جرائم معوق راهنمایی و رانندگی بود که بر اساس پیش بینی دولت هزار میلیارد تومان از این بخش در بودجه ٩۰ توسط دولت درآمد کسب شود و جرائم معوق به شرطی که افراد جرائمشان را پرداخت کنند در طول سال جدید بخشیده شود، اما پس از بحث های انجام شده در کمیسیون تلفیق این رقم به ۵۰۰ میلیارد تومان کاهش یافت و به تصویب رسید.

وی با بیان اینکه عصر امروز نیز کمیسیون تلفیق تشکیل جلسه می دهد ، گفت: با پایان بررسی بخش درآمدی بودجه، این کمیسیون از این پس وارد بررسی بخش هزینه ای و سیاست های بودجه خواهد شد.

این مقام مسئول در مجلس، چندی پیش پیرامون بخش هایی از بودجه سال نود گفته بود "در بخش عوارض بیمه شخص ثالث رقم ٣۰۰ میلیارد تومان پیشنهاد شده بود که این هم تصویب شد و درآمد حاصل از فروش سیگار نیز ١۵۰ میلیارد تومان پیش بینی شده بود که تصویب شد و این رقم ۵۰ درصد رقم مصوب سال ٨٩ است. همچنین در بخش درآمد واگذاری و تعویض پلاک خودرو ١۵٢ میلیارد تومان پیشنهاد و تصویب شده است.


 


سید هادی خامنه ای در پیامی به میر حسین موسوی درگذشت مرحوم میر اسماعیل موسوی را تسلیت گفت و تاکید کرد: خدمات و مساعی او در امور اجتماعی و مذهبی، حمایت از مبارزان سیاسی و تربیت نسلی فرهیخته و مذهبی غیر قابل انکار است.

به گزارش کلمه متن کامل این پیام به شرح زیر است:

انالله و انا الیه راجعون

ضایعه درگذشت حاج میر اسماعیل موسوی موجب تأسف و تأثر گردید.

آن مرحوم، بازرگانی خوش‌نام بود که اخلاق نیکو و اخلاص و زندگی ساده و بی‌آلایش او نتیجه سال‌ها عمل صالح و دینداری آگاهانه بود.

خدمات و مساعی او در امور اجتماعی و مذهبی، حمایت از مبارزان سیاسی و تربیت نسلی فرهیخته و مذهبی غیر قابل انکار است.

اینجانب این مصیبت را صمیمانه به خانواده ایشان و همه بازماندگان به‌ویژه جناب آقای مهندس میرحسین موسوی تسلیت می‌گویم و علو درجات آن مرحوم را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

سید هادی خامنه ای


 


نیروهای وفادار به آلاسان وتارا، رییس جمهور مورد تایید سازمان ملل و جامعه جهانی، روز سه‌شنبه اعلام کردند که به نزدیکی مقر لوران باگبو، رییس جمهور فعلی ساحل عاج، رسیده اند و هم ‌اینک کنترل بخش بزرگی از شهر آبیجان، پایتخت، را در دست گرفته‌اند.
به گزارش رادیو فردا یک سخنگوی آلاسان وتارا به شبکه خبری سی‌ان‌ان گفته است که کاخ ریاست‌جمهوری ساحل عاج هم‌اینک به محاصره نیروهای وفادار به وتارا درآمده و این نیروها در انتظار تسلیم شدن باگبو هستند.
نیروهای آلاسان واتارا، که از سوی جامعه جهانی به عنوان رییس جمهور ساحل عاج به رسمیت شناخته شده از پنج‌شنبه گذشته حملاتی را علیه نیروهای لوران باگبو، رییس جمهور فعلی که شکست خود در انتخابات را نمی‌پذیرد آغاز کرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، حمله روز سه‌شنبه نیروهای وتارا به کاخ ریاست‌جمهوری پس از آن صورت گرفت که بالگردهای سازمان ملل و فرانسه روز دوشنبه پایگاه‌های نظامی لوران باگبو را با راکت هدف قرار دادند.
آلن لارُوی، رئیس فرانسوی نیروی حافظ صلح سازمان ملل در یک نشست خبری گفت که این حملات هوایی به پایگاه‌های نظامی باگبو در داخل شهر صورت گرفته و راکت‌ها هم‌چنین به نقاطی «بسیار نزدیک» به محل سکونت لوران باگبو اصابت کرده‌اند.
دولت فرانسه که مکرراً از لوران باگبو خواسته تا از قدرت کناره‌گیری کند روز سه‌شنبه اعلام کرد که در حال جنگ با ساحل عاج نیست.
فرانسوآ باروئَن، سخنگوی دولت فرانسه، با تأکید بر این موضوع در گفت‌وگو با شبکه دو تلویزیون فرانسه افزود: «جامعه بین‌المللی آلاسان واتارا را به عنوان رییس جمهور منتخب مردم ساحل عاج به رسمیت شناخته و ما خواست دموکراتیک مردم را اجرا می‌کنیم.»
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، سفیر آلاسان واتارا در پاریس روز سه‌شنبه گفت که لوران باگبو هم‌اینک در حال مذاکره برای «تسلیم شدن» است.
علی کولیبالی در مورد شرایط و جزئیات این «مذاکره‌» اطلاعات بیشتری ارائه نکرد.
پس از انجام انتخابات ریاست‌جمهوری ساحل عاج در ماه نوامبر، و خودداری لوران باگبو از کناره گرفتن از قدرت، نیروهای آلاسان واتارا توانستند هفته گذشته با حملات خود، ظرف سه روز تمامی نواحی خارج از شهر آبیجان را به تصرف خود درآورند اما در تسخیر شهر آبیجان و کاخ ریاست‌جمهوری با دشواری‌هایی روبه‌رو شدند.
یکی از مشاوران واتارا روز یک‌شنبه خبر داده‌بود که نیروهای وی در حال تجمع در محلی بیرون از شهر آبیجان هستند تا «ضربه نهایی» را برای برکناری لوران باگبو به نیروهای او وارد آورند.
روز دوشنبه نیروهای حافظ صلح فرانسوی و دیگر صلح‌بانان سازمان ملل متحد کنترل فرودگاه آبیجان، بزرگ‌ترین شهر ساحل عاج، را در دست گرفتند و فرانسه برای مهار خشونت‌ها در این کشور غرب آفریقا، ۳۰۰ نظامی دیگر را به ساحل عاج اعزام کرد.
شمار کشته‌شدگان در درگیری‌های چند روز اخیر ساحل عاج صدها نفر و بنا بر برخی منابع نزدیک به یک هزار نفر گزارش شده و تعداد آوارگان شهر آبیجان نیز یک میلیون نفر ذکر شده‌است.
روز یک‌شنبه نیز خبر رسید که بیش از یک هزار و ۶۵۰ شهروند خارجی که نیمی از آنها فرانسوی هستند در پناهگاه نظامی فرانسه در ساحل عاج پناه گرفته‌اند و سازمان ملل نیز تصمیم گرفته‌است ۲۰۰ تن از «کارکنان اصلی» خود را از این کشور خارج کند.


 


گزارش ها حاکی است که با گذشت حدود يک سال از زمانی که شرکت زيمنس اعلام کرده بود همکاری هايش با ايران را متوقف می کند، سهم تجارت و فروش و سود اين شرکت در ايران روند صعودی داشته و افزايش يافته است.
به گزارش رادیو فردا از وال استريت جورنال، «پيتر لوشر» رييس شرکت زيمنس در يک گفت و گو با اين روزنامه گفته که «بايد مهندسی واقعی را از مهندسی مالی جدا کرد.»
زيمنس پيشتر تعهد کرده بود که پروژه تازه ای با ايران انجام نخواهد داد و در راستای فشارهای جهانی برای توقف برنامه اتمی جمهوری اسلامی و تحريم های بين المللی و اتحاديه اروپا، همکاری تازه ای با ايران در پيش نمی گيرد.
گزارش وال استريت جورنال حاکی است که زيمنس تعهد خود را انجام داده و پروژه تازه ای در ايران شروع نکرده است ولی پروژه های قبلی هنوز ادامه دارد و سوددهی بالايی هم دارد.     


آمار فروش شرکت زیمنس در ایران

اين گزارش می گويد با مطالعه آمار تجارت زيمنس در ايران مشخص می شود چقدر حاکمان جمهوری اسلامی به باز بودن تجارت با شرکت های خارجی وابسته هستند و قوانين تجاری نظام هم به گونه ای طراحی شده که حتی اگر زيمنس بخواهد، نمی تواند به سرعت همکاری های خود در ايران را پايان دهد.
پيتر لوشر، مديرعامل زيمنس در ابتدای سال جاری ميلادی و در جلسه ای به سهامداران شرکت گفته بود: «اگر ما دست به اين کار (قطع همکاری با ايران) بزنيم، به نقض قرارداد متهم شده و شرکت بايد خسارت پرداخت کند.»
خبرنگار وال استريت جورنال تلاش کرده تا با وزارت امور خارجه آمریکا و يا اتحاديه اروپا تماس گرفته و واکنش آن ها را جويا شود ولی هيچ نتيجه ای در پی نداشته است.
در پايان سال مالی گذشته که سپتامبر سال پيش، شهريورماه پارسال به پايان رسيد، درآمد زيمنس در ايران ۲۰ درصد افزايش داشته و به ۶۸۰ ميليون يورو، ۹۶۷ ميليون دلار، رسيده است. اين آمار هم نسبت به سال قبل تر آن افزايش داشته و هم نسبت به دو سال پيش، افزايش ۵۰ درصدی نشان می دهد.
وال استريت جورنال می گويد زيمنس دچار هيچ گونه نقض تحريم های شورای امنيت، آمريکا و اتحاديه اروپا عليه ايران نشده و تمامی درآمد از منبع قراردادهايی است که در سال های اخير در ايران به امضا رسانده و پروژه هايی است که عملی کرده است.
تا پيش از اعلام اخير از سوی زيمنس برای جلوگيری از هرگونه قرارداد جديد با ايران، اين شرکت قراردادهای بزرگی در ايران امضا کرده است.
برای مثال در سال ۲۰۰۶، پنج سال پيش، زيمنس قراردادی به ارزش ۲۹۴ ميليون يورو با ايران امضا کرد تا ۱۵۰ لوکوموتيو راه آهن تحويل دهد. متعاقب آن چند قرارداد سنگين در حوزه توربين های گازی با ايران امضا کرد.
يکی از افراد مطلع با امور قراردادها به وال استريت جورنال گفته است در صورتی که زيمنس بخواهد قراردادهای فعلی خود با ايران را لغو کند، شايد طبق استانداردهای دعاوی داوری در سوييس، مجبور به پرداخت خسارت تا حدود چهار ميليارد يورو شود.
اين گزارش می گويد ادامه همکاری زيمنس در ايران ممکن است به سرمايه گذاری های اين شرکت در آمريکا لطمه بزند. آمريکا بزرگترين بازار شرکت زيمنس است و يک پنجم درآمد مالی اين شرکت در سال ۲۰۱۰، از آمريکا بوده است.
ديگر شرکت های بين المللی هم که با ايران همکاری تجاری و مالی دارند، نگران سرمايه گذاری خود در آمريکا هستند. «ديويد لورلو» از يک شرکت حقوقی سرمايه گذاری می گويد شرکت هايی که تعهدهای طولانی مدت در حوزه نفت و گاز دارند، نمی توانند به راحتی قراردادهای خود را لغو کنند.
ديگر شرکت های آلمان از جمله «تيسن – کروپ» و يا «ليند» هم سال گذشته اعلام کردند به فعاليت های خود در ايران پايان داده و از ايران خارج می شوند.
هرچند اين خروج ممکن است طول بکشد و نمی توان آن را سريع انجام داد.
ديگر شرکت های اروپايی از جمله شرکت سوييسی «ای بی بی» و يا شرکت نفتی ايتاليايی «انی» و يا شرکت حوزه های نفتی «شلومبرگر» هم فعاليت های جديدی در ايران ندارند ولی مشغول اجرای قراردادهای قبلی خود هستند و هنوز در ايران حضور دارند. اين شرکت ها می گويند عملا تا سال ۲۰۱۳ امکان خروج از ايران را نخواهند داشت.


 


یک نماینده مجلس معتقد است وزارت کار مرجع اعلام نرخ بیکاری نیست و نرخ اعلام شده توسط وزیر کار اعتباری ندارد. وی با بیان این که نمونه‌گیری‌های مربوط به وضعیت اشتغال در پاییز و تابستان ۸۹ انجام شده است، اما به دلیل افزایش نرخ بیکاری اعلام آن صلاح دیده نشده است، گفت: «بر اساس اطلاعی که ما داریم نرخ بیکاری پایان تابستان ۱۵٫۵ درصد بوده است». وزیر کار اخیراً نرخ بیکاری سال ۸۹ را ۱۰٫۹ درصد اعلام کرده بود.

جمشید انصاری در خصوص اعلام نرخ بیکاری توسط وزیر کار، مستقل از بانک مرکزی و مرکز آمار به فرارو گفت: «معمولاً وزرای کار این آمار را اعلام می‌کنند ولی این نرخ بیکاری معتبر نیست. مرجع رسمی اعلام نرخ بیکاری، بر اساس عملکرد اقتصاد کلان کشور، بانک مرکزی است و بر اساس نمونه‌گیری‌های فصلی، مرکز آمار ایران است».

نماینده مردم طارم و زنجان با بیان این که «آخرین نرخی که مرکز آمار ایران اعلام کرده، نرخ بیکاری بهار سال گذشته بود که ۱۴٫۶ درصد اعلام شد»، اضافه کرد: «نرخ بیکاری تابستان و پاییز سال ۸۹ علیرغم انجام نمونه‌گیری‌ها اعلام نشد. بر اساس اطلاعی که ما داریم به دلیل افزایش یافتن نرخ بیکاری، اعلام آن را صلاح ندیدند».

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به نرخی که در بهار سال گذشته اعلام شده، نرخ اعلام شده توسط وزیر کار منطقی به نظر می‌رسد یا نه، اظهار داشت: «نه فقط بر اساس نرخ بهار ۸۹ منطقی نیست بلکه این نرخ بر اساس آن‌چه در سال ۸۸ هم اعلام شد، منطقی به نظر نمی‌رسد. بر اساس اطلاعی که ما داریم نرخ بیکاری پایان تابستان -که اعلام نشد و به طور غیر رسمی ما در جریان قرار گرفتیم- ۱۵٫۵ درصد بوده است. یعنی نرخ بیکاری از ابتدای سال ۸۸ روند صعودی به خود گرفته، در پایان این سال نرخ بیکاری ۱۲٫۴ درصد بوده و حدود ۲٫۱ درصد در بهار اضافه شده و حدود ۱٫۱ درصد هم در تابستان افزایش داشته است».

انصاری سپس تاکید کرد: «وقتی نرخ بیکاری در بهار و تابستان که فصل کشاورزی است، روند صعودی پیدا می‌کند در ماه‌های پاییز و زمستان نمی‌تواند کاهش داشته باشد. ضمن این که مجدداً یادآوری می‌کنم وزارت کار و وزیر کار مرجع اعلام نرخ بیکاری کشور نیست و این نوع اعلام هیچ‌گونه اعتباری ندارد».

نماینده مردم زنجان در ارزیابی ادعای دولت مبنی بر ایجاد ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تا ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار شغل در سال ۸۹ گفت: «من زیاد در جریان آماری که شما می‌گویید نیستم، چرا که گزارش‌های رسمی هنوز منتشر نشده است. چیزی که در یک مصاحبه توسط یک مقام غیر مسئول بیان می‌شود، نمی‌تواند مورد استناد برای اظهار نظر قرار گیرد».

عضو کمیسیون اقتصادی درباره این که آیا دولت در لایحه بودجه سال ۹۰ رویکرد قابل تشخیصی برای کاهش بیکاری اتخاذ کرده است یا نه؟، بیان داشت: «نه خیر. یکی از دلایلی که در کمیسیون در مخالفت با بودجه عرض کردم این بود که در حالی که دولت به عنوان یک شعار مبارزه با بیکاری و افزایش اشتغال را مطرح کرده است، این امر حداقل در بودجه امسال جز در افزایش بودجه عمرانی نمودی ندارد».

وی ادامه داد: «طبعاً اگر بتوانیم درآمدهای پیش‌بینی‌شده را محقق کنیم متناسب با افزایش بودجه عمرانی در فعالیت‌های عمرانی ایجاد اشتغال می‌شود. اما با توجه به این که بخش قابل توجهی از ارقام پیش‌بینی شده به عنوان منابع مالی، قابل تحقق به نظر نمی‌رسد باید منتظر ماند و دید بودجه عمرانی در مجلس با چه رقمی به تصویب می‌رسد، آن موقع می‌توان اظهار نظر کرد که از آن بودجه عمرانی چه میزان اشتغال تحقق پیدا می‌کند».

وی در پایان اظهار داشت: «در بقیه حوزه‌ها، به ویژه حوزه سرمایه‌گذاری بخش خصوصی هیچ نوع سیاست مشخصی قابل مشاهده نیست».


 


ندای سبز آزادی: مصطفی تاج زاده در یکی دیگر از مجموعه مقالات خود توضیحات بیشتری پیرامون مقاله جنجال برانگیر خود، که با عنوان «پدر،‌مادر، ما باز هم متهمیم!» در سال گذشته منتشر شده بود، ارائه نموده است. وی در این مقاله با ابراز شرمندگی در مقابل نسل جوان، بار دیگر بر بروز اشتباهات و نقاط تاریک در سالهای ابتدایی انقلاب تاکید می کند و معتقد است: “نباید دوباره به همان خطاهایی برگشت که نسل ما در ایامی آن ها را عین صواب و «تنها راه رهایی» می دید.”

به گزارش تحول سبز، وی در این مقاله آورده است: “سرکوب ها، بگیر و ببند ها و خشونت بی حد و حصر حزب پادگانی در وقایع پس از انتخابات به رغم تلخی ها و زیان های بعضاً جبران ناپذیر خود، این حسن را داشت که چشمان ما را به روی خطا ها و لکه های تاریک دوران تولد و رشد انقلاب بیشتر از پیش بگشاید،موجب رشد بی‌سابقه آگاهی‌های عمومی شود و لکنت زبان ما  و حتی رهبران جنبش را بر طرف کند.”

تاجزاده بار دیگر با تاکید بر عزم خود مبنی بر پیگیری شکایتش از جنتی و متخلفان و متقلبان انتخاباتی نوشته است: “شاید فردی که شغل اصلی او در دو دهه گذشته تجمیع میلیاردی ثروت بوده است و از قضای روزگار تجمیع آرای ملت  در یک انتخابات به عهده او واگذارشود، بتواند به ” انتخابات” ابزاری نگاه کند و پس از انجام وظیفه خود وزارت کشور را ترک کند. اما برای من جدایی از وزارت کشور هرگز به مفهوم پایان مسئولیتم در پاسداری از آرای ملت و تلاش برای برپایی انتخابات آزاد نبوده است.”

متن کامل این مقاله به شرح ذیل ست:

تقدیم به آیت­ الله منتظری و آیت الله طالقانی پرچمداران آزادی در عصر جدید

«پدر،‌مادر، ما باز هم متهمیم!» بازخوانی انتقادی رویکردها و رویه‌هایی بود که در سه دهه گذشته، به نام اسلام و انقلاب و نظام فعلیت یافت ولی در عمل جامعه را از اهداف و آرمان های انقلابی که در آن ایرانیان به خلق راهی نو برای تحقق خواسته های تاریخی خود دست زده بوند، دور و محروم می کرد. این نوشته از یک سو به ظرفیت ها و توانایی های کم نظیری اشاره داشت که در پرتو بیداری،اتحاد و مشارکت مردم برای کشور به وجود آمده بود و از جمله خود را در دوران اصلاحات و نیز در جنبش سبز نشان داد و ازسوی دیگر به قصورها و تقصیرهایی پرداخت که به جای ساختن بنای جامعه آزاد و پیشرفته ایران در جهان جدید، خشت کج می گذاشت و دیوار کج بالا می برد و چنین شد که نسل دیروز در مواقع بسیار در برابر نسل امروز بر صندلی اتهام نشست.

تلاش اصلی من مطالعه و درک انتقادی گذشته و به کار بستن آن میراث برای ساختن آینده بود. مطالعه ای که نتیجه آن آشکار شدن تفاوت های دو قرائت دموکراتیک و استبدادی از اسلام و انقلاب و نظام از سویی و از انسان و جامعه و جهان از سوی دیگر بود. مطالعه ای که آثار حقوقی، سیاسی، فرهنگی، دینی، اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی آن دو نوع نگاه و روش را در زندگی امروز نشان می­دهد.

این نوشته خوشبختانه در سطوح مختلف در داخل و خارج از کشور خوانده شد و در شرایطی که سبزها از کمترین حق و ابزار ارتباط قانونی با مردم محروم اند، مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت و با ارزیابی ها و نقدهای گوناگون همراه شد. من به سهم خود از این بذل توجه فراگیر، به ویژه از نقدهای مکتوب جوانان فرهیخته و اصحاب اندیشه و فعالان سیاسی صمیمانه تشکر می کنم و ضمن مطالعه و بهره برداری وآموختن از نوشته هایی که از آن‌ها اطلاع یافتم، چند نکته را به اختصار یادآور می شوم:

۱٫در مقاله ” پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!” علاوه بر قربانیان انحصارطلبی و خشونت ورزی، نسل جدید مخاطب من بود که نقشی در آن رخدادها نداشت،اما وارث خطاهاو نیز دستاوردهای “نسل انقلاب” است.  باوجود این نقد دهه اول انقلاب به هیچ وجه نباید ما را زیر آوار گذشته مدفون کند یا تلاش های اصلاحی و دموکراتیک نسل من را به ویژه در دهه سوم انقلاب نادیده انگارد .

مهم­تر آن­که مارا از آینده بازندارد. به باور من چیزی که مانع توقف در گذشته می شود، به میدان آمدن و سخن گفتن نسل جوان است. زیرا آنچه امر  نقد گذشته را امکان پذیر کرده، فضایی است که جنبش سبز خلق کرده است؛ بدون به­ میدان­ آمدن نسل  پرسش­گر و تلاش­گر جدیدی که فضای عطرآگین در هم جوشی قشرها و نسل های اول ،دوم و سوم را فراهم آورد، آن مقاله نمی توانست نوشته شود. به این اعتبارمن “پیشتاز” نقد گذشته و  عذرخواهی از خطاهای نسل انقلاب نبودم؛ پیشتاز اصلی همین نسلی است  که با حضور خود در عرصه انتخابات و پس از آن در میادین و خیابان ها، معادلات داخلی و خارجی را به هم زده و افق روشنی را برای آینده ایران ترسیم کرده است.

نسلی که یک­بار دیگر”باهم بودن”را معنا و  جنبش سبز را به  صحنه وفاق قشرها و اقوام و نسل­ها و ادیان مذاهب تبدیل کرده است؛ صحنه وفاقی که هر کاری را آسان و هر تحولی را ممکن می کند. وقتی دیدم نسلی که نقشی در حوادث دهه اول انقلاب نداشت، نسل ما را به احاطه مهر و عطوفت خود در آورده است، احساس شرمندگی کردم؛ شرمندگی در قبال نسلی که ما را پیش از آنکه عذر تقصیر به پیشگاه ملت ببریم بخشوده است (۱).

۲٫ این نوشته در پی آن بودکه آرمان های نسل انقلاب را  به اختصار تشریح کند و مانع قضاوت فله ای نسل جدید درباره تلاش های پدران  و مادران خود شود، تا هم از درست ها و هم از نادرست های نسل انقلاب بیاموزند و هم از تلاش های خود با پرداخت کمترین هزینه و بیشترین تضمین بهترین نتیجه را بگیرند. من امروز بیش از هر زمانی همگانی شدن نقد را میان همه نیروهای سیاسی و اصحاب اندیشه ممکن می­ بینم و فکر می­کنم جامعه ما آن قدر بالغ شده است که  با همه وجود درک می­کند نقد به معنای تخریب و تخطئه نیست، به معنای جدا کردن سره و ناسره و بستن سرچشمه انحرافات با بیل است، تا که سیل‌های بنیان کن به راه نیفتد و همه را با هم نبرد.

افزون بر آن پس از پیروزی محتوم،‌هیچ فرد و گروهی نتواند آرمان­ها و وعده ها را فراموش کند یا خدای ناکرده جامعه را به عقب برگرداند. در این جهت درست ترآن می دانم که ضمن نقد دیگری یا حتی پیش از نقد دیگران، خود را نقد کنیم وبه این ترتیب به شعور عمومی احترام بگذاریم و بپذیریم که در نهایت این آحاد شهروندان­اند که از مطالعه و ارزیابی نقدهای گوناگون راه مناسب تر را انتخاب می کنند. من نقد را در شرایط کنونی  نه خودزنی، که راه رسیدن به تعادل و عقلانیت  می­دانم و مطلق‌نگری و خودمداری را از هر موضع و از سوی هر کس که باشد مخرب عقیده و عمل سیاسی ارزیابی می­کنم. تجربه ۳۵ سال فعالیت سیاسی-حرفه ای به من آموخته است کسانی کمتر اشتباه می کنند که بفهمند اشتباه کرده اند و ممکن است اشتباه کنند و مهمترین راه اشتباه نکردن آموختن از اشتباهات خود ودیگران است.

۳ . تجربیات یک قرنه ما به ما هشدار می‌دهد که در جامعه متکثر و متنوع ایرانی جز” استقرار دموکراسی” و “تامین حقوق همه ایرانیان” راه حلی برای زندگی اجتماعی- سیاسی مسالمت آمیز وجود ندارد.پس چاره ای نداریم که با این معیار گذشته خود را نقد،وضعیت کنونی را تحلیل و برای آینده راه کار ارائه دهیم تا هیچ فرد و گروهی ،با هیچ اسم و عنوانی نتواند درصورت به قدرت رسیدن خود محوری کند و به خودکامگی بپردازد و حقوق و آزادی های مدنی،سیاسی،فرهنگی واجتماعی ایرانیان را ،با همه تنوعات دینی ،مذهبی ،قومی،زبانی،جنسیتی،جغرافیایی آنان نقض کند.گسترش فرهنگ وفضای نقد برترین راه برای جلوگیری از خطا و بهترین تضمین عدم انحراف اشخاص و احزاب سیاسی در آینده است.

۴٫«پدر، مادر ،ما باز هم متهمیم!» نوشته ای است که اگر چه به گذشته نگاه می کند و تا فصل ششم به بررسی و نقد  عملکرد پیشینیان و کودتای انتخاباتی۸۸ می‌پردازد اما نیازاصلی جامعه امروز را نگاه منتقدانه به آینده می بیند، چنان که در فصل هفت به آن پرداخته است. این نوشته به دنبال محاکمه گذشتگان نیست واز همه نمی خواهد که تکلیفشان را نسبت به هر مساله ای در  گذشته تعیین کنند. این کار نه ضروری است و نه مفید، ممکن هم نیست. به نظر من نباید دوباره به همان خطاهایی برگشت که نسل ما در ایامی آن ها را عین صواب و «تنها راه رهایی» می دید.

اصرار بر  تعیین تکلیف با شخصیت­ها یا حوادث تاریخی آن هم به سبک و سیاقی که برخی دوستان تمامیت­پسند در این سو یا آن سو می خواهند و می پسندند، حتما با نیت خیر انجام می شود  اما نتیجه اش حاکمیت تمامیت خواهی و توتالیتاریسم است که از هر نوعی که باشد (به نام اسلام یا به اسم سکولاریزم) بازگشت به همان اشتباهاتی است که زمینه مشکلات امروز را فراهم کرد. ما باید به فکر ساختن آینده ای باشیم که در آن بیشترین بخش‌های جامعه سهیم باشند و کمترین خطاها در آن صورت بگیرد. پس لازم است در پی آن باشیم که افراد، نیروها، گروه های سیاسی و اجتماعی با پس زمینه­های متفاوت و حتی مخالف فرهنگی،اقتصادی،قومی،جنسیتی،جغرافیایی و تاریخی و ‌ازراه های مختلف به این  نتیجه برسند ‌که دموکراسی  راه رهایی است و رعایت حقوق دیگران شرط رسیدن به ایران مستقل ،یکپارچه، آباد،‌مرفه و آزاد است، که در آن عدالت و اخلاق حرف نخست را می­زند و هرشهروند علاوه بر رعایت قانون،‌ آنچه بر خود نمی پسندد، برای دیگری نیز روا نمی­شمارد.

به­ علاوه جنبش سبز،جنبش “تعیین تکلیف” نیست.جنبش “تعیین حق” است. بر این اساس ضرورت ندارد که شخصیت ها و اندیشمندان موثر در مقاطع مختلف را رودرروی هم قرار دهیم حتی اگر خود آنان درمقطعی یا د­رموضعی در برابر هم قرار گرفته باشند. از یاد نبریم که ما در امروز زندگی می کنیم نه در دیروز. به علاوه پا به دهه چهارم انقلاب نهاده ایم و در دوره جهانی شدن،عصر ارتباطات وحاکمیت گفتمان دموکراسی به سر می بریم، پس می توانیم و باید با گفتمانی  جدید و روزآمد مقابله جویی ها یا مقابل سازی های گذشته را پشت سر بگذاریم (۲). ما امروز می توانیم «امام خمینی» و «دکتر مصدق» رادر راه ساختن ایرانی آزاد و مستقل و پیشرفته در کنار هم ببینم. ما می توانیم امروز از «استادمطهری» و «دکترشریعتی» با همه تفاوت ها و حتی اختلاف هایشان در راه ارائه اسلام به دور از تحجر و استبداد و خرافات بهترین و بیشترین بهره ها را ببریم. ما امروز می توانیم تصویرآرمان و خواست مهندس «بازرگان» و «دکتر بهشتی»را در قاب واحدی ببنیم که در آن اسلامیت با جمهوریت و دین با دموکراسی ناسازگار نیست.

همچنان که می توانیم “گاندی”، “چه گوارا” و “مارتین لوترکینگ” را به رغم روش های گوناگون مبارزه با ظلم واستبداد و استعمار دوست داشته باشیم. امروز همه قله های شعر وادب، فلسفه و عرفان، موسیقی و سینما و… را با همه اختلافاتشان می توان و باید از آن همه ایرانیان دانست و به آن ها مفتخر بود. بزرگی هر کس و هر اندیشه ای جا را درقلب­ ما بر دیگری تنگ نمی کند. آسمان با ستاره های متعدد و متفاوتش زیباست. من همه این بزرگان را دوست می دارم و به همه آنان حرمت می گذارم اگرچه هیچ کدام را معصوم نمی دانم و ارزیابی انتقادی عملکردشان را نه تنها جایز، بلکه لازم می بینم چرا که نقد همدلانه اما همه جانبه اندیشه و عملکرد بزرگان به ویژه از سوی دوستدارانشان، بهداشتی ترین و مفیدترین شیوه بزرگداشت آنان و زنده نگه داشتن یاد و نام و آرمانشان است. چنین اقدامی راه بر روش ناصواب کسانی می بندد که «نقد» را با “انتقام” وکینه توزی یکی می بینند و پذیرش خطا  را همچون بازجوها مساوی  ”اعتراف کردن” و “تواب شدن”  آنان از یک سو و ” حقانیت ” بینش ،منش و روش خود  از سوی دیگر تلقی می کنند. چنین اشخاصی نقش دادستان، بازجو، بازپرس، قاضی و هیأت منصفه را یک تنه خود ایفا و حکم نهایی دادگاه را که عین اتهام اولیه است، بدون شنیدن دفاعیه‌ها پیشاپیش صادر می­کنند! ماهیت روش این گروه با بازجوهای اوین یکی است.

۵٫ من معیار را در نقد گذشته تکیه به سخن جاویدی می­دانم که از زبان رهبرفقید انقلاب شنیدم:“پدران و مادران ما چه حقی داشتند که برای ما سرنوشت تعیین کنند. هرکس سرنوشت اش با خودش است. مگر پدر و مادرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعد ما وجود پیدا می­کنند، آنها تعیین بکنند؟”(۲). خوشبختانه نسل جوان این سخن تاریخی را از رجعت طلبان به عصر دیکتاتوری قبل از انقلاب گرفت و به تملک خود درآورد. چاره آن را نیز صندوق انتخابات یافت. اما هنگامی که  مطالبه‌ی “رأی من کو؟” با توهین و تحقیر و کهریزک و گلوله مواجه شد،  نسل من باید این پرسش راعمیق تر از همیشه مطرح کند که ما درکجا دچار اشتباه استراتژیک شدیم؟ وقتی رهبر فقید انقلاب این سؤال را درباره نسل پیش از خود مطرح کرد، ” کنار رفتن” قشرهای گوناگون را از فرایند مشروطیت خطای اصلی آنان خواند.

در واقع او با آشنایی با معضلات هر نهضت، حل مشکلات را کناره روی از مشروطیت نمی دانست، بلکه مشارکت مستمر و گسترده و در واقع “مشروطیت بیشتر” و”مشارکت بیشتر” را پیشنهاد می­کرد. ما نمی توانیم همان ایراد را به نسل جدید وارد کنیم، زیرا آنها با تمام وجود و با بهره گیری از تمام ظرفیت های خود در فرایند انتخابات ، قبل و بعد از ۲۲خرداد ماه ۸۸مشارکت کردند اگرچه با کمال تاسف سهم آنها از اعتراضشان به تخلف­ها و تقلب­ها سرکوب بود و زندان. اما نسل انقلاب در تحقق “گفتمان حق تعیین سرنوشت هر نسل به دست آن نسل ” چه خطایی کرد که امروز با حاکمیت انسدادطلبان یکه­سالار مواجه شده‌ایم؟ (۳)

۶٫فضای آلوده ای که هسته مافیایی-کودتایی بر انتخابات وحوادث پس از آن حاکم کرد، حتی سخن گفتن از “اکثریت” و “اقلیت” را نیز بی معنا کرده است. اکثریت و اقلیت یا برنده و بازنده در جایی معنا دارد که قواعد بازی رعایت شود. اگر برای اقتدارگراها نفس انتخابات (مستقل از اکثریت و اقلیت) مهم بود و اگر به اکثریت بودن جناح خود واقعاً باور داشتند،  می توانستند در فضای آزاد انتخاباتی موقعیت خود را تثبیت کنند و رقیب خود را در وضعیت اقلیت قرار دهند. یعنی با پذیرش حقوق شهروندی کسانی که آنان را اقلیت معرفی می کردند ،ازجمله در رسیدگی به شکایاتشان جایگاه اکثریت را برای خود وسربلندی را برای کشور به دست آورند  و به این ترتیب به جهانیان نشان بدهند که در ایران دموکراسی حاکم است و رأی مردم اصالت دارد. اما جناح اقتدارگرا عکس آن عمل کرد.چرا که اقلیت بودن یک جماعت با بهره‌وری از حقوق شهروندی معنا می یابد و نه با ” خس و خاشاک” نامیده شدن.  در واقع کرسی ریاست جمهوری یا جام بازی، نهایتاً به یک طرف رقابت تعلق می گیرد در عین حال شکایت و اعتراض به نتیجه بازی نیز یک قاعده پذیرفته شده است که باید با مواجهه دموکراتیک و قانونی به آن پاسخ داد. اگر کسی قبل از اتمام این فرایند به طور یک طرفه “پایان بازی” را اعلام کند یا نتیجه بازی را غیر قابل تردید و تغییر بخواند، عدم اعتقاد خود را به اصل رقابت لو می دهد. چنین اقدامی همچون “خس و خاشاک” خواندن رقیب به معنای بر هم زدن نفس انتخابات است و سیاست‌ورزی قانونی را منتفی می‌کند.

۷٫ بعضی چهره ها که باید بیش از من و دوستانم در قبال خطاهای دهه نخست انقلاب و فرصت­سوزی­های عصر اصلاحات به نسل جدید پاسخ بدهند، متأسفانه خود را در موضع بازجوها قرار داده وما را درباره همه امور ،حتی درباره حماسه های بزرگ  دهه اول و نیز تلاش­های اصلاحی­مان در دهه سوم انقلاب مورد انتقاد و بعضاً انتقام قرار می دهند. به نسل جوان عرض می کنم تسلط اندیشه مارکسیسم تمامیت خواه روسی  و چینی به طور کلی گفتمان “غیر دموکراتیک” و”خشونت پرست” بسیاری از گروههای  ”انقلابی” در هنگام پیروزی انقلاب، اساساً جایگاه چندانی برای  آزادی های مدنی و سیاسی  و به خصوص  انتخابات آزاد باقی نمی­گذاشت.این گروه­ها”رسالت” و “وظیفه تاریخی” خود را تغییر جامعه و جهان می دیدند و کاری نداشتند که چنین رسالتی از سوی شهروندان و صندوق انتخابات به آنان واگذار می­شود یا نه.نوع گروه­های اپوزیسیون آن دوره، مستقل از رای مردم  خود را”قادر مطلق، دانای کامل، عادل مقدس و همراه با یک نقش تاریخی در جهت رهایی کارگران یا مستضعفان” می­دانستند و لازم می­دیدند ایرانیان صرف نظر از اراده، عواطف و خواست اعلام شده و بر زبان آمده خودرهبری آنها رابپذیرند. در غیر این صورت مردم را تحت  القاءات امپریالیست ها یا ایادی آنها می­خواندند. همان روشی که فرقه مصباحیه در حال حاضر دنبال می­کند. در واقع برای گروه هایی که “اسلحه” اصالت داشت نه “اصلاحات”و “استالینیسم”مکتب راهنمای عملشان، مسئله این نبود که مردم در تظاهرات ضد ستمشاهی چه مطالباتی بر زبان آوردند یا در انتخابات به چه نظامی رأی دادند، بلکه مسئله این بود که “ماهیت مستضعفان یا پرولتاریا» چیست و بر پایه آن “چیستی”چه باید انجام داد و چگونه باید رهبری حزب “پیشتاز” و “پیشاهنگ” را به مردم قبولاند.این درحالی بود که جمهوری اسلامی مورد مخالفت آنان با همه پرسی رسمیت یافت و بر انتخابات تأکید می‌کرد.(۴)

۸٫ دیدگاه قیم مآبانه‌ای که در دهه نخست انقلاب متعلق به گروه هایی بود که در برابر جمهوری اسلامی ایران متکی به رأی مردم ایستادند، متاسفانه درحال حاضر به تسخیر آقایان جنتی و مصباح درآمده است. برای هر دو جریان مهم نیست که مردم چه می خواهند و مایلند به چه کسی رای دهند. آنان به حاکمیت باورهای خویش و درواقع به حاکمیت خویش به هرقیمت معتقدند، مردم بخواهندیانخواهند. خداوند یا تاریخ چنین اراده کرده است. به این اعتبار یکه­سالاری نه فقط خطاهای ما در دهه اول انقلاب را در ابعاد وسیعتر تکرار می کند بلکه همزمان خطاهای شاه­پرستان، مجاهدین خلق و مارکسیست­های استالینیست را مرتکب می­شود. به عنوان مثال به متن کیفرخواست دادگاه­های نمایشی سال۸۸ بنگرید؛ چند درصد استدلال های بکار رفته در آن “حقوقی”و “اسلامی” است و چند درصد”سیاسی ” است و به ادبیات و تقسیم بندی اردوگاهی سالهای نخست انقلاب توسط گروه های خشونت پرست شباهت دارد و ملهم از مارکسیسم تمامیت­خواه و ضدآزادی روسی است؟” مجاهدین خلق” و” استالینیست ها” که زمانی مبلغ و مروج این قبیل دشمن­شناسی­ها بودند، اگر نیک بنگرند، گفتمان و ادبیات خود را در کیفرخواست دادستانی تهران علیه ما خواهند دید. ادبیات کمونیستی کیفرخواست، حقوقی،اسلامی و شیعی نیست و با گفتمان “نوفل لوشاتو” نسبتی ندارد. به همین دلیل شوقی برنمی انگیزد(۵). امیدوارم “پدر،مادر،مابازهم متهمیم!” در پیامد منطقی خود، نقادی صمیمانه و صادقانه گروهها و چهره هایی را برانگیزد که زمانی خود آموزگاران این قبیل دشمن شناسی و در حقیقت پیشتازان یا نظریه­پردازان خشونت ورزی بودند(۶).

۹٫تأکید بر دستاوردهای انقلاب هرگز به معنای انکار خطاهای بزرگی نیست که به نام دفاع از انقلاب یا حفظ نظام صورت گرفته است ،یا می­گیرد. منظورم یادآوری این مسئله است که انقلاب اسلامی ملت ما را متحول و زنده  و برسرنوشت خود حاکم کرد، اما این موجود زنده و حاکم بر سرنوشت خود و پر از آزمون و خطا، با ملت مرده عهد قاجارو عصر پهلوی (به استثنای دومقطع نهضت مشروطه و ملی شدن نفت) قابل مقایسه نیست. همین مردم در جریان  جنبش سبز نه تنها زندگی از سرگرفتند و اکنون می­کوشند برسرنوشت خود حاکم شوند، بلکه نشان داده اند که آماده پذیرش بخشایش طلبی و عبور انتقادی و سازنده از اشتباهات همه طرف های منازعه هستند. ازطرف دیگرسرکوب ها، بگیر و ببند ها و خشونت بی حد و حصر حزب پادگانی در وقایع پس از انتخابات به رغم تلخی ها و زیان های بعضاً جبران ناپذیر خود، این حسن را داشت که فهم ما را از دستاوردهای انقلاب عمیق تر کند، چشمان ما را به روی خطا ها و لکه های تاریک دوران تولد و رشد انقلاب بیشتر از پیش بگشاید،موجب رشد بی‌سابقه آگاهی‌های عمومی شود و لکنت زبان ما  و حتی رهبران جنبش را بر طرف کند.به علاوه در جریان عبور از قانون اساسی و نقض حقوق تصریح شده ملت در آن سند، زبان اقتدارگراها الکن شده است. مهم تر آنکه در همه لحظات محاکمه متهمان انتخاباتی و در همه لحظات سرکوب و  خشونت ورزی حزب پادگانی فرصتی نیکو و مبارک برای تبار شناسی خشونت گری و بحث عمومی درباره حقوق شهروندی به وجود آمده است. به همین دلیل یکی از محصولات جنبش سبز را آن می­دانم که بین بلوغ و رشد خط امامی‌های اصلاح‌طلب و سبز اندیشی که از خطاهای دوران جوانی خود درس­ها گرفته و تجربه های گرانسنگی ارمغان ملت کرده‌اند با عقب ماندگی غیر قابل توجیه اقتدارگراهایی که در این مرحله از بیداری ورشد آگاهی های ملی، به تکرار وتکثیر و تعمیم خطاهای نسل انقلاب با گرایش­های گوناگونش پرداخته اند، شکاف عظیمی به نمایش گذاشته شده است؛ صف کسانی که صادقانه با ملت خویش سخن می گویند و خود انتقادی را نشانه ضعف خویش نمی دانند با پیروان  گفتمان طالبانی-پادگانی که استثناها و خطا های عصر بی تجربگی ملی و عصر گفتمان انقلابی غیردموکراتیک را آن هم در دوره‌ای که ایران در حال جنگ بود و از تروریسم رنج می برد، به قاعده و مکتب راهنمای عمل خشونت گرای خود در دوران صلح و در عصر ارتباطات،جهانی شدن و گفتمان دموکراسی تبدیل کرده‌اند، بیش از پیش شفاف شده و در معرض دیدگان ملت و جهانیان قرار گرفته است؛ تفاوت میان مسجد وکانونی که استاد مطهری می خواست میکرفون و تریبون در اختیار مخالفان و ملحدان قرار دهد و با آنان در همان محل به بحث بنشیند و خاطره آزادی‌های صدر اسلام را زنده کند، با مسجد پادگانی که زیر زمین آن به محل ضرب وشتم و اهانت به منتقدان و معترضان اختصاص می یابد، هرگز به این روشنی به نمایش عمومی در نیامده بود؛ خط شهیدان بروجردی، باکری، خرازی، همت و دیگر حماسه آفرینان دفاع مقدس که “بسیج” را “مدرسه عشق” می دانستند، از خط کسانی که جامه بسیجی به عاریت به تن کرده و مقابل انبوه معترضان ایرانی ایستاده‌اند، تفکیک شد؛ همان ها که بسیج را “مکتب خشونت ورزی” می خواهند. سرانجام توجه اکثریت ملت معطوف کوشش عظیمی شد که به منظور برآمیختن مرزهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی با نظام های ستم‌شاهی، طالبانی، فاشیستی، نازیستی و حتی استالینیستی به عمل آمده و می‌آید. به این ترتیب تلاش گسترده ای که در جهت بی خاصیت سازی نهادهای دموکراتیک و انتخاباتی و اعتبار سوزی ملی صورت گرفته و می‌گیرد، افشا و تا حدود زیادی خنثی شد.

۱۱٫ آن چه درباره احیای مناسبات ارتجاعی شاهنشاهی در جامعه سبز ایران می گویم، نباید ما را از ظرفیت و توانمندی های ویژه چنین شرایطی غافل کند. امروزه اکثریت کارگزاران و عاملان اجتماعی نظیر کارگران، کشاورزان، معلمان، دانشگاهیان، هنرمندان، فرهنگیان، جامعه شناسان، مددکاران اجتماعی، اقتصاددانان، کارآفرینان، ورزشکاران، دانشگاهیان، کاربران کامپیوتر و اینترنت، حوزویان و به ویژه طلاب جوان ، پزشکان، پیشه‌وران و خلاصه همه زنان و مردانی که در رشته ای حامل هنر، دانش و فن هستند، در جریان تنش های هر روزه کار تخصصی خود و در مواجهه با مشکلات بلافصل محیط کار و محیط زیست خود اندیشه و نقشی سیاسی می یابند.

به علاوه نارضایتی گسترده اجتماعی ناشی از انسداد سیاسی، صرفاً گونه­ای ناخرسندی عام و سیاسی باقی نمی‌ماند بلکه تخصصی و علمی نیز می‌شود. به این ترتیب یک هنرمند در پیوند مستقیم با حرفه خود و برای حفاظت از استقلال شخصیت و اثر هنری خود و نیز در جریان دفاع از استقلال حوزه هنر و مقاومت در مقابل فرمایشی شدن و پذیرفتن سفارش های آمرانه  حکومتی برای تولید آثار هنری، خود را در موقعیتی سیاسی می یابد و به انحاء گوناگون  به مقاومت می‌پردازد و خالق آثار منحصر به فرد می‌شود. همچنان که امر سیاسی در دوران کنونی از دل خانه و کاشانه و روابط خانوادگی می جوشد چرا که نگرانی از آینده فرزندان و جوانانی که به دلیل تحقیر روزانه و تحمیل های  روز افزون و سلب حق تعیین مقدرات خود از یک طرف و ناکارآمدی حکومتی و بیکاری و تورم در نتیجه طرد و به حاشیه رانده شدن از طرف دیگر، در معرض انواع بزه های اجتماعی و بیماری های روحی و افسردگی ها قرار گرفته اند، والدین و حتی نسل جوان را سیاسی می کند و به دموکراسی و به انتخابات آزاد و منصفانه با مقدمات و لوازم آن مانند آزادی بیان،حزب،تجمع و… برای تعیین سرنوشت و پیشرفت همه جانبه کشور گره می‌زند.

۱۰٫ “پدر،مادر، ما باز هم متهمیم!”تنها یک آغاز است که بستر و انگیزه نوشته شدن آن را نسل جوان ،یعنی  دختران و پسرانی فراهم کرده­اندکه در خلق جنبش سبز نقش اول را داشته­اند و امیددارم با یاری خداوند و با جدیت و استقامت و هوشیاری و با استفاده از تجارب پدران و مادران خود ،ایران را سبز سبز کنند.

پانوشت­ها:

۱٫ بخشایش­طلبی از قربانیان تمامیت خواهی و پرستش قهر و ازنسل جدید در عین اینکه یک فرایند مستقل است، با انتخابات نیز ارتباط تنگاتنگی دارد. من نه فقط به عنوان یک فعال سیاسی و نه به عنوان کسی که پیشینه خط­ امامی و اصلاح­طلب را با خود حمل می کند، و اکنون خود را سبز می داند بلکه به عنوان کسی که انتخابات آزاد همواره دغدغه او بوده است و در یکی از آزادترین انتخابات ایران، افتخار صندوق بانی این ملت را داشتم، وظیفه  و مسئولیت ویژه ای برای “تحقق انتخابات آزاد” احساس می کنم.  شاید فردی که شغل اصلی او در دو دهه گذشته تجمیع میلیاردی ثروت بوده است و از قضای روزگار تجمیع آرای ملت  در یک انتخابات به عهده او واگذارشود، بتواند به ” انتخابات” ابزاری نگاه کند و پس از انجام وظیفه خود وزارت کشور را ترک کند. اما برای من جدایی از وزارت کشور هرگز به مفهوم پایان مسئولیتم در پاسداری از آرای ملت و تلاش برای برپایی انتخابات آزاد نبوده است.به همین دلیل شکایتم علیه آقای جنتی را پیگیری  و با  عنایت الهی و پشتیبانی ملت شریف آن را تا آخر عمر و تا کسب نتیجه نهایی که محکومیت متخلفان و متقلبان و برپایی انتخابات آزاد است، دنبال خواهم کرد. انتخابات در ایران باید آزاد شود و به یاری خداوند آزاد خواهد شد. به آن دین دارم.

۲٫ صحیفه نور، جلد‏۶، ص ۱۲٫

۳٫ شاید نسل جدید بتواند این اتهام را متوجه نسل انقلاب کنند که چرا در مقاطعی کنار کشیدیم ودلسردی و کناره گیری فرصت مناسبی برای یکه تازی استبدادطلبان فراهم کرد.به نظر من انتقاد  فوق به ما وارد است.برای مثال عدم شرکت قشرهای وسیعی از مردم در انتخابات دور دوم شوراهای اسلامی شهر و روستادر سال ۸۱ ضربه سنگینی به اصلاحات  وارد کرد و به ­اقتدارگراها روحیه داد.

۴٫ ازنظرمن،منطق ورفتارکسانی که آن روز در مقابل انتخاب و رأی مردم ایستادند تفاوتی با اندیشه و عملکرد آقایان جنتی و مصباح ندارد که امروز مقابل رأی مردم ایستاده­اند.

۵٫جالب آن­که “کیهان نویسان”یا همان “کیفرخواست نویسان” معتقدند”جمهوری اسلامی ایران”بیشترین شباهت را با نظام­های کمونیستی دارد که در آنها انقلاب­های مخملی رخ داده است.

۶٫ تجربه من از “پدر ،مادر، ما بازهم متهمیم!” نشان می دهد که مردم  ما ،به ویژه نسل جوان اعتراف به خطا را نشانه ضعف تلقی نمی­کنند و مسئولانه با آن مواجه می­شوند و از آن استقبال می­کنند.


 


ندای سبز آزادی: خانواده دکتر ابراهیم یزدی در مصاحبه با "روز" اعلام کردند که مصاحبه منتشر شده در خبرگزاری دولتی ایرنا، متن تقطیع و تحریف شده  دو مصاحبه ای است که در "خانه امن" وزارت اطلاعات از دبیر کل نهضت آزادی گرفته شده است.

خبرگزاری دولتی ایرنا، روز دوشنبه با انتشار مصاحبه ای از دکتر ابراهیم یزدی مدعی شد که این مصاحبه "اختصاصی" بعد از استعفای او از دبیرکلی نهضت آزادی ایران انجام شده است. اما خانواده دکتر یزدی به روز گفتند که این مصاحبه در "خانه امن" وزارت اطلاعات انجام شده و بخش هایی از مصاحبه حذف و بخش هایی بدان اضافه شده است که ازسوی آقای یزدی عنوان نشده.

نزدیکان دکتر یزدی گفتند که او در حال تنظیم متن اصلی مصاحبه هایی است که در خانه امن انجام شده تا انها را بدون تحریف و تقطیعی که در متن منتشر شده در خبرگزاری دولتی ایرنا بوده منتشر کند.

مهدی نوربخش، داماد دکتر یزدی در مصاحبه با "روز" توضیح میدهد: روزهای آخر بازداشت و قبل از اینکه دکتر به مرخصی بیاید، دو مصاحبه طولانی از سوی خبرگزاری ایرنا و پرس تی وی با دکتر انجام شده و خبرگزاری ایرنا بخش هایی از سخنان دکتر را حذف و بخش هایی را باب میل خود اضافه کرده است.

دبیر کل 80 ساله نهضت آزادی که از 9 مهرماه در بازداشت به سر می برد همزمان با عید نوروز به مرخصی آمده و اکنون در مرخصی به سر می برد و به گفته خانواده اش، او نیز مانند سایر زندانیانی که مرخصی آمده اند

ملزم  به عدم انجام هرگونه مصاحبه سیاسی در دوران مرخصی شده است.

داماد آقای یزدی با اشاره به متن منتشر شده در خبرگزاری ایرنا که به عنوان مصاحبه "اختصاصی" با "سرکرده مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی" منتشر شده، به "روز" می گوید: آقای یزدی در هر دو مصاحبه ای که در "خانه امن" و در شرایط خاص آنجا انجام شده، از نهضت آزادی ایران و جنبش سبز قاطعانه دفاع کرده اما در متن منتشر شده در ایرنا تمام این بخش ها را حذف کرده اند. در اصل بخش هایی از مصاحبه را تقطیع  و سپس بخش هایی را اضافه کرده اند.

او با اشاره به استعفای دکتر یزدی از دبیر کلی نهضت آزادی می گوید: آقای یزدی طی سالهای گذشته تحت فشار زیادی بود که نهضت آزادی را منحل اعلام کند اما هرگز زیر بار این موضوع نرفت و دراین مصاحبه ها هم از نهضت آزادی قاطعانه دفاع کرده است که حذف کرده اند. اما درباره استعفای ایشان از دبیر کلی نهضت باید بگویم از چند سال پیش خود ایشان می گفتند که باید جای خود را به جوان ترها بدهند حتی در این متن هم که منتشر کرده اند می بینیم که درباره استعفایش رسما گفته " نمی توانستم وظایفی را که طبق اساسنامه برعهده من نهاده شده بود انجام دهم، این یک اخلاق دینی است که اگر کسی مسوولیتی را نمی تواند در چارچوب قانون انجام دهد آن را واگذار کند". این یعنی باز براساسنامه نهضت آزادی تاکید کرده و بحث خیلی جالبی است در اصل اینگونه با ماموران حرف میزند که اگر کسی نمی تواند وظایف قانونی اش را انجام دهد باید کنار برود و این خیلی مهم است و پیام مهمی در این به مسئولان است.

خبرگزاری ایرنا مدعی شده: "ابراهیم یزدی، سرکرده مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی، در گفت‌وگو با ایرنا از اقدامات اغتشاشگران پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از جمله فراخوان راهپیمایی‌های بدون هماهنگی با مراجع قانونی انتقاد کرده و گفته است پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد.اگر میرحسین موسوی انتخاب می شد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییس‌جمهور باید با هم هماهنگ باشند".

آقای نوربخش با رد این ادعا می گوید: دکتر یزدی همیشه منتقد محمود احمدی نژاد بوده و حتی اعلام کرده بود که اگر نظارت بین المللی نباشد، انتخابات در ایران در شرایط فعلی نمی تواند به طور کمی و کیفی درست برگزار شود. با این حال او در انتخابات گذشته صراحتا از آقای موسوی و آقای کروبی دفاع کرد و بسیاری از اعضای نهضت آزادی در ستاد انتخاباتی آقای موسوی حضوری فعال داشتند و رابطه تنگاتنگی وجود داشت و من امیدوارم متن اصلی مصاحبه های انجام شده هر چه سریع تر منتشر شود تا مشخص شود این خبرگزاری چقدر غیراخلاقی عمل کرده است.

او سپس با اشاره به تیتر خبرگزاری ایرنا به نقل از دکتر یزدی که گفته است "به قانون اساسی پایبندیم" توضیح میدهد: آقای یزدی گفته است که به قانون اساسی التزام دارد. نهضت آزادی بارها و در تمام این سالها این را اعلام کرده و این موضوع جدیدی نیست. اما آقایان فراموش میکنند که التزام داشتن با اعتقاد داشتن تفاوت بنیادی دارد. آقای یزدی به قانون اساسی التزام دارد نه اعتقاد و به بسیاری از اصول قانون اساسی از جمله اصل ولایت فقیه هیچ اعتقادی ندارد.

داماد دکتر یزدی سپس می افزاید: آقایان به هدفشان که انحلال نهضت آزادی و اعلام انحلال از سوی دکتر بوده نرسیدند برای همین این مصاحبه ها را ترتیب دادند که باز دکتر آنها را به چالش کشیده و این بار دست به تقطیع و تحریف مصاحبه زده اند و همین نشان میدهد که چقدر کم آورده اند در مقابل پیرمردی 80 ساله آن هم با وضعیت جسمانی نامساعد که در زندان و سپس "خانه امن" نگهش داشتند.

آقای نوربخش وضعیت جسمانی آقای یزدی را نامساعد توصیف می کند و می گوید زمان جدید دادگاه او را در شهریور ماه اعلام کرده اند.

او می افزاید: تاکنون سه بار وقت دادگاه تعیین کردند و برگزار نکردند اکنون گفته اند شهریور ماه و منتظر هستیم ببینیم چه پیش می آید. به هر حال مشکلی که آقایان با دکتر دارند این است که به هیچ عنوان حاضر به انحلال نهضت نیست از سویی متاسفانه آقای دکتر وضعیت جسمی مناسبی ندارند و در این مدت بازداشت حدود 15 کیلو وزن کم کرده اند.

ابراهیم یزدی 9 مهرماه 88 و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیر قانونی به اتفاق تعدادی دیگر از اعضای این تشکل سیاسی در اصفهان بازداشت شدند. چند روز بعد، بازداشت شدگان آزاد شدند اما ابراهیم یزدی که به زندان اوین منتقل شده بود همچنان در بازداشت ماند و بعدها به "خانه امن" وزارت اطلاعات منتقل شد.

او اکنون در مرخصی به سر می برد.

لازم به توضیح است به دلیل اینکه حتی انتشار این مصاحبه تقطیع شده هم نتیجه ای خلاف انتظار بازجویان به همراه داشت بلافاصله از اکثر سایتهای اقتدارگرایان حذف شد یا به بخشهای دور از دید و آرشیو منتقل شد.
منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی


 


 رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در واکنش به تاکید محمود احمدی نژاد مبنی بر دعوت از پادشاه اردن برای سفر به تهران گفت: رئیس جمهور باید براساس مصلحت کشور تصمیم بگیرد.

به گزارش خبرگزاري ايلنا و به نقل از پايگاه اطلاع رساني خانه ملت، "علاءالدین بروجردی" با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری درخصوص پایه‎های سیاست خارجی، گفت: "سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت استوار است."

نماینده مردم بروجرد در مجلس، افزود: "با وجود آن که دعوت از روسای سایر کشورها، جز حقوق رئیس جمهور است، اما رئیس جمهور باید براساس مصلحت، حکمت و عزت کشور در این حوزه‌ها تصمیم بگیرد."

رئیس کمیسیون امنیت ملی با اشاره به این موضوع که این دعوت از قبل صورت گرفته بود، تصریح کرد: "در مقطع فعلی با توجه به وضعیتی که در منطقه وجود دارد، این دعوت مناسب نیست."

پیش از تعطیلات عید نوروز خبر دعوت از پادشاه اردن برای حضور در جشن جهانی نوروز در رسانه ها منتشر شد. این دعوت با توجه به شرایط امروز منطقه با واکنش منفی مسئولان و رسانه ها روبرو شد، واکنشی که موجب لغو این سفر و عدم حضور پادشاه اردن در جشن جهانی نوروز شد. اما موضوع این دعوت به همین جا ختم نشد و با وجود اینکه "رامین مهمانپرست" سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد که دعوت از پادشاه اردن مربوط به گذشته است،"محمود احمدی نژاد" در نشست خبری دیروز خود تاکید کرد: "سفر پادشاه اردن به ایران همچنان به قوت خود باقیست."


 


ساعاتی پس از آنکه حمیدرضا کاتوزیان رییس کمیسیون انرژی مجلس به انتقاد تند از عملکرد وزارت نفت درباره میدان‌های نفتی و گازی مشترک پرداخت، سید عماد حسینی سخنگوی این کمیسیون تاکید کرد که مجلس چند ماه به دولت و وزارت نفت فرصت داده است تا این موضوع را با جدیت بررسی کند.

کاتوزیان در گفت‌وگویی با «خانه ملت» با بیان اینکه صنعت نفت ایران در توسعه بیشتر میدان‌های مشترک خود به کشورهای عربی شریک در این میدان‌ها باخته است، تصریح کرد: «کشورهای عربی همچون عربستان، امارات، قطر و عراق با همکاری شرکت‌های خارجی با شتاب چشمگیری میدان‌های مشترک نفتی خود را توسعه می‌دهند.»

میدان مشترک ایران

ایران ۱۳ میدان مستقل و ۶ میدان مشترک از ۳۵ میدان هیدروکربوری خلیج فارس یعنی سهم قابل توجهی از منابع دریایی را به خود اختصاص داده است اما بر اساس گزارش‌های رسمی، کشورهای عربی همسایه ۹ برابر ایران از این میادین مشترک برداشت می‌کنند. وجود ۳۵ میدان مشترک نفتی و گازی در دریا و خشکی با کشورهای همسایه نشان‌دهنده وضع بحرانی پروژه‌ها در ایران است.

ایران با کشورهای همسایه یعنی عراق، ترکمنستان، کویت، عربستان، قطر، امارات و عمان دارای مخازن اشتراکی است. حداقل ۱۶ مخزن مشترک بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود دارد. مخازن مشترک خشکی میان ایران با کشورهای عراق و ترکمنستان نیز وجود دارد. در طول مرز مشترک ایران و عراق پنج مخزن نفتی نفت‌شهر، دهلران، پایدار غرب، آزادگان و یادآوران وجود دارد.

در مرز مشترک ایران و ترکمنستان نیز میدان گازی گنبدلی قرار دارد. در چند میدان مهم نفت و گاز، ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس مشترک است. میدان گازی فوق عظیم پارس جنوبی که در ادامه به میدان شمال تبدیل می‌شود، با کشور قطر مشترک است. این میدان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین میادین گاز در دنیا است. درحالی که کشور قطر از سال ۱۹۹۱ برداشت از این مخازن را آغاز کرده و اکنون دارای ۲۰ دستگاه دکل حفاری است، ایران تنها صاحب دو دکل در این میدان بسیار مهم و مشترک است و برداشت خود را یازده سال بعد از قطر آغاز کرده است.

حمید‌رضا کاتوزیان در بخش‌های دیگری از مصاحبه خود ادامه داد: این در حالی است که مسوولان نفتی ایران بر این باور هستند که این کشورها وطن و منابع خود را به کشورهای دیگر می‌فروشند؛ اما حقیقت این است که این کشورهای افزون بر فروش وطن و منابع خود، منابع نفتی ایران را هم می‌فروشند.

وی تاکید کرد: «صنعت نفت ایران اگر با مشارکت و سرمایه‌گذاری خارجی در میدان‌های مشترک نفتی و گازی خود با کشورهای همسایه بهره می‌گرفت، بطور قطع وضع توسعه میدان‌های مشترک ما بهتر از شرایط کنونی و به سود منافع ملی بود.»

رییس کمیسیون انرژی مجلس یادآور شد: «با ادامه این شرایط، زمانی که صنعت نفت ایران بتواند یک قرارداد خوب برای توسعه میدان‌های مشترک نفتی و گازی خود با شرکت‌های خارجی امضا کند، این میدان‌ها به نیمه دوم عمر خود رسیده‌اند.»

وی ادامه داد: «این در حالی است که کشورهای رقیب – یا به عبارتی شریک – در میدان‌های مشترک، توسعه را بدون توجه به مسائل ما، با شتاب دنبال و میدان را تخلیه می‌کنند، این موضوع صنعت نفت ایران و منافع ملی ما را با مشکل روبرو می‌کند.»

وی با انتقاد از وضع توسعه میدان‌های مشترک نفتی و گازی افزود: «تاکنون با وزیر نفت مذاکره‌هایی داشته ایم؛ دکتر میرکاظمی هم معتقد است که باید به فرآیند توسعه میدان‌های مشترک شتاب داد؛ اما کمیسیون انرژی افزون بر هم‌سویی دیدگاه‌ها و نظرها، به کار عملیاتی پرشتاب در این بخش معتقد است.»

به گفته وی، متاسفانه وضع توسعه میدان‌های مشترک نفتی و گازی ایران با کشورهای همسایه به گونه‌یی است که می‌توان اظهار کرد که حتی اگر این میدان‌ها در چارچوب قراردادهای «مشارکت در تولید» توسعه می‌یافت هم بسیار بیش از این، منافع ملی کشور را تامین می‌کرد تا اینکه هیچ کاری نکنیم؛ البته انعقاد قراردادهای مشارکت در تولید بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجاز نیست و این تنها نظریه‌یی برای نشان دادن اهمیت توسعه میدان‌های مشترک بود.

هشدار سخنگوی کمیسیون انرژی به وزارت نفت

پس از این اظهارات سید عماد حسینی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس به وضع میادین مشترک انرژی اشاره کرده و گفت: «اگر در این زمینه برنامه‌ریزی نشود نه تنها چشم‌انداز خوبی نخواهیم داشت بلکه شاهد هدر روی منابع غنی انرژی در کشور به ضرر نسل آینده خواهیم بود.»

نماینده مردم قروه در مجلس با اشاره به برنامه پنجم توسعه گفت: «ما در برنامه پنجم توسعه در ماده ۲۲۹ یک اعتبار ده درصدی را برای اولویت بخشی به این طرح در اختیار دولت قرار دادیم به این ترتیب که ده درصد از تولید نفت خام را به پارس جنوبی اختصاص دادیم.»

این عضو کمیسیون انرژی مجلس افزود: «این اختصاص‌ها به این دلیل است که ما باید نیازهای اولیه خود را از میادین مشترک برطرف کنیم تا توسعه سرمایه‌گذاری را در سال‌های آینده داشته باشیم و چون این موضوع تاکنون انجام نگرفته به یک مساله پیچیده تبدیل شده است و روز به روز ما را با چالش مواجهه می‌کند. »

حسینی با بیان اینکه حرکتی که امروزه با عنوان توسعه فازهای مختلف شروع شده باید با جدیت دنبال شود، گفت: «متاسفانه آنچه الان می‌بینیم این است که چنین موضوعاتی با جدیت پیگیری نمی‌شود. »

وی با اشاره به اجرای پروژه‌ فازهای مختلف گفت: «ما چند ماهی به دولت و وزارت نفت فرصت داده‌ایم که روند پیشرفت را بررسی کرده و گزارش کند. الان بازدیدها مکررا از پارس جنوبی چه از سوی کمیسیون انرژی و از سوی دولت انجام می‌شود که نشان‌دهنده حساسیت ویژه‌یی است که نسبت به پیشرفت پروژه در آنجا وجود دارد. ولی اگر این پیشرفت‌ها محسوس نباشد باید راهکارهای دیگری اندیشید.»

سخنگوی کمیسیون انرژی در این باره که چشم‌انداز صنعت نفت را چگونه می‌بینید، گفت: «با توجه به اینکه ما دارنده دومین ذخایر گاز و سومین دارنده ذخایر نفت در دنیا هستیم و کشوری با این ظرفیت در دنیا کمتر وجود دارد اگر برنامه‌ریزی دقیق انجام بگیرد ما چشم‌انداز خوبی در پیش خواهیم داشت.»

تاثیر تحریم در صنعت نفت

در همین رابطه حسین نجابت عضو کمیسیون انرژی مجلس ضمن نسبی خواندن موفقیت در برداشت از ذخایر نفتی مشترک به خبرنگار «ملت ما» گفت: برداشت کامل از مخازن مشترک نیاز به سرمایه‌گذاری دارد که این اتفاق از سوی قطر رخ می‌دهد اما کشور ما تحت فشارهای بین‌المللی است.

نقش چین

طبق سخنان کاتوزیان صنعت نفت ایران منوپل شرکت‌های چینی شده است این در حالی است که باید این پروژه‌ها به همه شرکت‌های توانمند داخلی و خارجی واگذار شود؛ البته باید در نظر داشت که به علت وجود شرایط تحریمی، شرکت‌های نفتی غربی که صاحب دانش، تکنولوژی و سرمایه روز هستند، امکان فعالیت در صنعت نفت ایران را ندارند؛ با این حال باید از ایجاد انحصار در این حوزه جلوگیری کرد؛ زیرا بطور طبیعی چنین شرایطی انتظار شرکت خارجی در قراردادها را بالا می‌برد و شرایطی را برای سوءاستفاده فراهم می‌کند.

وی با بیان اینکه صنعت نفت ایران عملا به علت کمبود منابع مالی و تکنولوژی و همچنین اعمال تحریم غربی‌ها به همکاری با شرکت‌های چینی تن داده است، ادامه داد: «با توجه به بی‌رقیب بودن شرکت‌های چینی برای مشارکت در پروژه‌های صنعت نفت ایران، طبیعت یک بازار انحصاری هم همین است که توقع آنها در انعقاد قراردادهای نفتی با ایران بالا برود.»

این در حالی است که حسین نجابت عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی واگذاری میادین به چین را رد کرده و خاطرنشان کرد: «بعضی از میادین فرعی به چین واگذار شده است و در بقیه میادین شرکت​های داخلی سرمایه‌گذاری کرده‌اند با این حال می‌توان با استفاده از منابع داخلی و فروش اوراق مشارکت استفاده بهینه‌یی از این ذخایر کرد.»


 


همزمان با اعزام زخمی های درگیری های اخیر لیبی به ازمیر؛ ترکیه تلاش می‌کند راه‌حلی برای پایان بحران لیبی پیدا کند.

به گزارش دویچه وله، سفیر ترکیه در طرابلس به نیویورک تایمز گفته است ترکیه تنها کشوری است که با هر دو جناح درگیر در لیبی در حال مذاکره است. این کشور با آنکه عضو ناتو است مخالف حملات هوایی جنگد‌ه‌های ناتو علیه نیروهای معمر قذافی بود. ترکیه اکنون با ارسال کمک‌های بشر دوستانه بر اقدام ضروری در این شرایط، یعنی توافق بر سر آتش‌بس در لیبی تأکید می‌کند.

در همین حال احمد داوود اغلو، وزیر خارجه  ترکیه پس از ورود عبدالعاطی العبيدی، معاون وزارت خارجه لیبی به این آنکارا گفت: «ترکیه حداکثر تلاش خود را خواهد کرد که به درد و رنج (مردم) پایان دهد.»

وزیر خارجه ترکیه افزود که آنکارا در تلاش است  با ترسیم یک «نقشه راه» که پاسخگوی «مطالبات مردم» لیبی نیز باشد، به درگیری‌های در این کشور پایان دهد.

احمد داوود اغلو همچنین تصریح کرد که ترکیه با «شورای ملی انتقالی» نیز در تماس است و آنکار انتظار دارد در روزهای آینده نمایندگان این شورا نیز به ترکیه بیایند.

خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام وزارت خارجه ترکیه که نامی از وی نبرده، گزارش داده است که دو طرفِ درگیر ،نشانه‌هایی از تمایل برای ایجاد آتش‌بس از خود بروز داده‌اند.

مجروحان مصراته و بنغازی در راه ازمیر

صبح دو شنبه یک کشتی باری ترکیه همراه صدها مجروح بندر بنغازی را به مقصد ازمیر ترک کرد. این کشتی پیشتر با چتر حمایتی بمب‌افکن‌های اف ۱۶ ترکیه در بندر مصراته پهلو گرفت تا بار خود که شامل دارو و تجهیزات پزشکی بود به پزشکان و نیروهای امدادی تحویل دهد.

شهر مصراته، یکی از پایگاه‌های شورشیان وضعیت اسف‌باری دارد. این شهر به محاصره نیروهای قذافی درآمده است و مردم با کمبود دارو و آب‌آشامیدنی مواجه هستند. کمک‌های ارسالی ترکیه پس از چند روز تأخیر و درحالیکه گارد ویژه ارتش ترکیه بندر مصراته را زیر کنترل داشت از کشتی باری "آنکارا" تخیله شدند.

این کشتی سپس با سوارکردن۲۳۰ تن از مجروحان مصراته روانه ترکیه شد. این کشتی در سر راه خود در بنغازی پهلو گرفت تا ۱۹۰ تن از مجروح دیگر را نیز به ترکیه منتقل کند. پزشکان هلال احمر ترکیه تا رسیدن به مقصد، در کشتی "آنکارا" مشغول مداوای مجروحان هستند.

ترکیه اعلام کرده است مجروحان را در مجهزترین بیمارستان‌های کشور بستری خواهند شد. از سوی دیگر دبیرکل ناتو، آندرس فوگ راسموسن روز دوشنبه وارد آنکار شده است تا در مورد وضعیت لیبی با برای گفتگو با مقامات ترکیه، از جمله با وزیر دفاع این کشور گفتگو کند.

نمایندگان لیبی با مأموریت‌هایی متفاوت
دیدار نمایندگان دولت و شورشیان لیبی در آنکار در حالی برنامه‌ریزی شده است که دولت لیبی نمایندگان دیگری را نیز راهی سایر کشورهای کرده است. روز دوشنبه ۱۵ فرودین (۴آپریل) وزیر خارجه ایتالیا اعلام کرد پیامی که فردی به نمایندگی از معمر قدافی آورده، قابل باور نمی‌داد. فرانکو فراتینی بدون ذکر جزییات گفت که تجزیه لیبی قابل پذیرش نیست. هنوز مشخص نسیت که آیا دولت لیبی چنین پیشنهادی کرده است یا خیر. وزیر خارجه ایتالیا همزمان تأکید کرد که این کشور "شورای ملی لیبی" را تنها نهاد رسمی و طرف مذاکره می‌داند.

از سوی دیگر نیویورک تایمز گزارش می‌د‌هد که دو تن از پسران قذافی راه‌حل دیگری پیشنهاد کردند. این روزنامه می‌نویسد سیف الاسلام و سعید قذافی قصد دارند پدرشان را از قدرت برکنار کنند. در این طرح قرار است پس از برکناری معمر قذافی، سیف الاسلام دولت موقت تشکیل دهد و راه را برای تغییر در ساختار قدرت و حرکت به سوی دمکراسی هموار کند.

دو نماینده نیز به لندن و آتن فرستاده شدند. نماینده لیبی در لندن خود را فرستاده سیف‌الاسلام معرفی کرده و پیشنهاد وی را برای عهده‌دار شدن امور مطرح کرده است. سیف الاسلام چهره‌خوشنامی میان مخالفان قذافی نیست و برخی حتی او را بدتر از پدرش می‌دانند.

شورشیان لیبی همچنان خواستار خروج قذافی و خانواده او از کشور هستند و پیشنهاد پسران قذافی را رد کرند. نمایندگان شورای ملی لیبی به فرستاده ویژه سازمان ملل، عبد اله الخطیب، ‎گفته‌اند خروج قذافی و تمامی اعضای خانواده او نخستین گام برای بازگشت به شرایط عادی در کشور است.


 


درحالیکه دستگاههای ذیربط از عدم پرداختِ معوقه های دولت گله کرده و شواهد دالِ بر عدم پرداختِ بدهی های خود به بانکها و تامین اجتماعی می باشد، محمود احمدی‌نژاد در اولین کنفرانس خبری سال جدید مدعی شد "دولت به جایی بدهی ندارد یعنی كاری نكرده است كه بدهی ایجاد كند. وقتی گفته می‌شود كه دولت بدهی دارد یعنی از جایی قرض گرفته و پس نداده است، در حالی كه اینطور نبوده و اینها تعهداتی است كه دیگران برای دولت ایجاد كرده‌اند. "

به گزارش ایسنا، رئیس دولت در اولین کنفرانس خبری خود در سال جدید، که با حضور حدود سیصد خبرنگار برگزار شد، پیرامون بدهی های دولت به مراکز مختلفی از جمله تامین اجتماعی و بانکها گفت: "دولت تعهدی نداده است و بدهكار هم نیست."

هیچ کدام از این اعداد درست نیست
دراینجا خبرنگار ایلنا به مبلغ بیست هزار میلیارد اشاره كرد كه احمدی‌نژاد گفت: هیچ كدام از این اعداد درست نیست و دولت هیچ بدهی ندارد. اینها تعهدی است كه به دوش دولت گذاشته‌اند و دولت هم هر موقع پول داشت، این تعهد را می‌دهد. عده‌ای می‌روند لابی و رایزنی می‌كنند و بر دوش دولت تعهدی می‌گذارند، ولی به هر حال هر چقدر متعهد باشیم پرداخت خواهیم كرد.

ادعای رئیس دولت در حالیست که چندی پیش مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس اعلام کرد "دستگاه‌های دولتی و خود دولت از بدهکاران اصلی بانک‌ها هستند... دستگاه‌های دولتی وام های کلانی را دریافت کرده اما آن را پرداخت نکرده‌اند و این عدم پرداخت باعث شده است که ۶ درصد جریمه‌های بانکی از جیب دولت پرداخت شود. عدم پرداخت معوقات بانکی توسط دستگاه‌های دولتی و همچنین بدهی‌های دانه‌درشت‌های بخش خصوصی وضعیت نامناسبی را برای بانک‌ها رقم زده است، زیرا مطالبات بانک‌ها از این بدهکاران ارقام بالای ۱۰۰ میلیارد تومانی را تشکیل می‌دهد که در واقع باید گفت پرونده یک بدهکار دانه‌درشت به اندازه یک میلیون پرونده بدهکار خرد است و رسیدگی به چنین پرونده‌هایی سخت است.

در ادامه این نشست، رئیس دولت درباره زمان انتشار لیست مفسدین اقتصادی گفت: من اواخر سال گذشته به رییس قوه قضاییه نامه‌ای نوشتم و در آن ٢۵۰ نفر كه در بخش‌های مختلف از جمله زمین و موارد دیگر خارج از قوانین كاری كرده‌اند، را معرفی كردم و در مورد این افراد درخواست رسیدگی قضایی داشتم. البته بسیار یا بعضی از آنها دارای پرونده‌هایی بودند كه دولت قبلا از آنها شكایت كرده بود، ولی دوره رسیدگی این پرونده‌ها طولانی شده بود و در هر صورت ما منتظر رسیدگی رییس قوه قضاییه هستیم.

این در حالیست که دانه درشت های اصلی فساد و اختلاس و جعل و زد و بندهای کلان اقتصادی که وابستگان دولت و همچنین شبه دولتی های نزدیک به دستگاه احمدی نژاد هستند، کماکان از رسیدگی و پاسخ گویی مصون مانده اند.

دو و نیم میلیون شغل ایجاد می کنیم
در ادامه این کنفرانس، احمدی نژاد کمافی السابق ادعا کرد "امسال دو و نیم میلیون شغل ایجاد خواهیم كرد. این به معنای آن است كه بخش خدمات و صنعت باید فعال شود و ایجاد اشتغال به مفهوم ایجاد درآمد و تولید بیشتر است.

وی درباره‌ی میزان افزایش حقوق كارگران و كارمندان گفت: ما امسال طبق قانون بودجه شش درصد حقوق برای كارمندان داریم. البته فكر می‌كنم طی سال‌های اخیر افزایش حقوق‌ها خیلی خوب بوده است. ضمن این‌كه هدفمندی یارانه‌ها نیز در كنارش آمده است. البته ما راضی نیستیم و می‌خواهیم تك تك مردم ما در بهترین شرایط رفاهی باشند. به هر حال كاركنان دولت شش درصد و كارگران نه درصد افزایش حقوق داشته‌اند كه البته برای امسال هیچ چیزی كافی نیست و ما هم به دنبال بهترین رفاه‌ها برای مردم هستیم. تلاش ما این است كه میزان تورم كمتر از نه درصد شود.

ادعای رئیس دولت در این مونولوگ درحالیست که افزایش چشمگیرِ قیمت کالاها و خدمات در کشور به گونه ای صعود کرده است، که افزایش درآمدهای مورد ادعا، آنرا مورد پوشش قرار نمی دهد و ادعای دیگر وی پیرامون تورم "نه درصدی" دو روز بعد از گزارش بانک مرکزی اعلام می شود که گفته بود نرخ تورم در سالی که گذشت، به بیش از دوازده درصد رسیده است.

مردم در حساب و کتاب هایشان تغییراتی داده اند
احمدی نژاد تاکید کرد در سال جدید هدفمندی یارانه‌ها گسترش می‌یابد و اصلاح سیستم مالی و مالیاتی كشور و سیستم بانكی آغاز می‌شود.

وی درباره‌ی ابعاد دیگر هدفمندی یارانه‌ها گفت: در همین برنامه‌هایی كه اجرا شده است به نظر می‌رسد مردم در حساب و كتاب‌هایشان تغییراتی انجام داده‌اند و تخصیص منابع، مطلوب‌تر شده است، اما ما در ابتدای راه هستیم. آن بخش از هدفمندی یارانه‌ها كه مربوط به عدالت و مردم بود، انجام شد، اما تغییر در رفتارها باید به مرور انجام شود.

همه دنیا به دنبال توسعه روابط با ایران هستند
محمود احمدی‌نژاد در نشست خبری خود از رشد اقتصادی کشور خبر داد و در مورد افزایش قیمت‌ها در پی طرح تحول اقتصادی دولت، به مردم توصیه کرد با هم دعوا نکنند. وی اما در پاسخ به سوالی در رابطه با تحریم‌های اقتصادی ایران مدعی شد "تمام بازرگانان دنیا دنبال راهکاری هستند که روابط خود با ایران را توسعه دهند. هر کسی از ایران چشم پوشی کرد خودش ضرر می‌کند."

وی ادامه داد "اگر از ملت ایران سوال شود كه چقدر متوجه تحریم‌ها شده‌اند، درصد كسانی كه فهمیده‌اند نزدیك به صفر است. حكایت تحریم حكایت پشه و درخت است كه پشه به درخت گفت محكم خود را نگه دار كه من می‌خواهم بپرم كه درخت در پاسخ گفت من اصلا نفهمیدم كی آمدی كه حالا می‌خواهی بروی. در عرصه سیاسی و تحریم شكست خورده‌اند و این كارهایشان مانند گرفتن یك نیشكان یا یك بوق است. "

این سخنان در حالی ایراد می‌شود که به دلیل گسترش تحریم‌‌های اقتصادی ایران و قطع همکای بانک‌های بین‌المللی با ایران، معاملات نفتی جمهوری اسلامی از جمله معاملات با کشورهای عمده و طرف تجاری ایران مانند هند دچار اختلال شده و بعنوان مثال دولت هند هفته گذشته مبلغ پرداختی بابت یکی از آخرین معاملات نفتی خود با ایران را پس از ماه‌ها سرانجام با واسطه یک بانک آلمانی پرداخت کرده است.

رئیس دولت همزمان با انتشار اخباری پیرامون افشای زد و بند میان ایران و آلمان، روابط دولت ایران با آلمان را مناسب توصیف کرد .

میزان کمک ما به مترو، پنج برابر قبلی ها بوده است
احمدی نژاد در ادامه این نشست خبری، در حالیکه هنوز مشکلات ایجاد شده بر سر راه مترو حل نشده و ماهها بودجه مترو را بلوکه نگاه داشته بود، مدعی گردید "کمك‌های دولت نهم و دهم به متروی تهران حدود پنج برابر كل كمك‌های دولت‌های قبلی است و این رقم ادامه پیدا خواهد كرد، یعنی هم كمك‌های نقدی و هم پنجاه درصد وام‌های خارجی كه متروی تهران برای ساخت تاسیسات می‌گیرد، دولت تقبل می‌كند كه ما فكر می‌كنیم این رقم بسیار بالا است. امیدوارم كسانی كه مترو را مدیریت می‌كنند در هزینه‌ها مدیریت كنند چون به نظر من با این پول‌ها بیشتر می‌شود كار كرد .

از کجا می دانید رکود هست، خریدهای نوروزی را ببینید
وی در پاسخ به اینکه "آیا ركود اقتصادی در فضای فعلی كشور را قبول دارید و چه تدابیری برای از بین بردن آن در نظر گرفته شده است"، مدعی شد "در كشوری كه سالی یك میلیون و دویست هزار واحد مسكونی ساخته می‌شود، صادرات غیرنفتی از هفت میلیارد دلار به سی میلیارد دلار رسیده، ورودی نیروی كار سالانه بیش از یك میلیون و دویست هزار نفر است، نرخ بیكاری رو به كاهش است، شاخص بورس با حجم معامله بسیار بالا روبرو است و سال گذشته بیش از هزار میلیارد تومان حجم معاملاتی داشته‌ایم از كجا متوجه می‌شوید این كشور دچار ركود است.

احمدی نژاد با ادعای این‌كه اقتصاد ما بسیار فعال است، تصریح كرد: حجم خریدهای نوروزی مردم كجا نشانه ركود است، اینها در جایی تولید شده است ، در كارگاه‌ها و بازارهای كار در كشور تولید شده است كه اسم آن حتما ركود نیست.

وی با ادعای مجدد اینكه "ما در یك دوره فعال و شكوفایی اقتصادی هستیم"، اظهار داشت "سیاست‌های دولت ضدتورم است و ما دنبال سیاست تورمی نیستیم، ما به دنبال كاهش سود بانكی هستیم. "

وی با بیان اینكه برنامه مسكن و تولید ادامه خواهد داشت، گفت: در بخش كشاورزی، صنعت، خدمات، صادرات غیرنفتی انشاءالله رشد بیش از چهل درصدی را تجربه خواهیم كرد كه یك جهش خیلی بزرگ است و همه اینها نیازمند تولید است و به این معناست كه اقتصاد ما فعال است، پس هیچ نشانه‌ای از ركود در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود و این فعالیت‌های اقتصادی امسال گسترده‌تر خواهد شد.

ما را به دردسر نیندازید
احمدی‌نژاد در پاسخ به اینکه "تخلفات مالی جدیدی كه رییس مجلس به شما زده است را چگونه پاسخ می دهید؟"، گفت "چه جوابی به آن‌ها بدهیم. آن‌ها در زمان انتخابات هم این اتهام را وارد كردند كه یك میلیارد دلار بودجه‌ دولت مفقود شده است و تمام دستاویز رقبای ما این اتهام و گشت ارشاد بود. ما در آن زمان به آن‌ها گفتیم كه شما در محاسباتتان اشتباه كرده‌اید و بررسی كنید. حالا هم آن‌ها به نوع دیگری این اتهامات را تكرار می‌كنند. "

وی در پاسخ به این سوال كه آیا این را پی‌گیری حقوقی خواهید كرد؟ گفت: چگونه از یك رییس قوه به یك رییس قوه دیگر شكایت ببریم؟ ما را به دردسر نیندازید.

تکرار مکررات توسط رئیس دولت پیرامون "اشتباه در محاسبات دستگاهها" در حالیست که گزارش های تفریغ بودجه های سالهای حکومت وی نشان دهندۀ گم شدن و عدم واریز مبالغ قابل توجهی از درآمدهای ناشی از نفت و گاز کشور به خزانه کل است.

احمدی نژاد پیرامون اینکه "چرا مدتی است كه آمارهای مربوط به دو شاخص نرخ بیكاری و رشد اقتصادی اعلام رسمی نشده است و شما وضعیت امروز كشور از این نظر را چطور می‌بینید؟"، مدعی شد "رشد اقتصادی كشور به عینه قابل ملاحظه است.

رییس‌ دولت افزود: نرخ بیكاری در شش سال گذشته رو به كاهش بوده است و ان‌شاءالله امسال با ‌٥/٢ میلیون شغلی كه ایجاد خواهد شد كاهش اساسی پیدا می‌كند.

اگر ملی‌گرایی است ما به آن افتخار می‌كنیم و به صورت افراطی به آن معتقدیم
رییس‌ دولت درباره برخی مخالفت ها با مانور تبلیغاتی دولت پیرامون جشن جهانی نوروز و اینکه آن را نشانه ملی‌گرایی افراطی دولت عنوان كردند، گفت: نوروز یك جشن جهانی است و ملی‌گرایی در آن معنی ندارد. اما اگر ملی‌گرایی است، ما به آن افتخار می‌كنیم و به صورت افراطی به آن معتقدیم. اما به نظرمان این ملی‌گرایی نیست، بلكه ارزش‌گرایی، عدالت‌گرایی و پاكی‌گرایی است.

اوباما اگر صداقت داشت...
گفتنی است در ادامه این نشست، خبرنگاری از چین در مورد تحولات منطقه از احمدی‌نژاد پرسشی را مطرح كرد كه احمدی‌نژاد با خنده گفت: همه چیز به نفع ایران است.
خبرنگار چینی از احمدی‌نژاد درباره سرنوشت آینده روابط ایران و آمریكا پرسید كه وی پاسخ داد: بهترین گزینه برای دولت‌های آمریكایی همكاری عادلانه با ایران است ولی باید بدانید دولت‌هایی كه در صحنه آمریكا روی كار می‌آیند تصمیم‌گیر نیستند بلكه یك گروه اصلی در پشت صحنه وجود دارد كه در مقاطع مختلف سیاست‌های لبخند، موشك یا شعارهای مختلف را اتخاذ می‌كند و بدین ترتیب صهیونیست‌های حاكم بر نظام آمریكا به دولت‌های این كشور اجازه‌ تغییر نمی‌دهند. اوباما نیز با شعار تغییر روی كار آمد و اگر صداقت وجود داشت بهترین فرصت برای تغییر سیاست‌های آمریكا بود ولی چون كسانی كه روی كار می‌آیند نمی‌توانند خارج از اراده آن گروه پشت صحنه عمل كنند، این شعارها عملی نمی‌شود. بنابراین ایشان هم مجبور شد فریبكاری كند و آن سیاست‌ها را پیش ببرد. بنابراین ننگین‌تر از قبلی به تاریخ خواهد پیوست.

به دولت برآمده از رای ملت ایران توهین می‌كنید
وی در ادامه، در واکنش به پیام نوروزی رئیس جمهور آمریکا و اظهارات برخی مقامات آمریکایی در تقبیح نقض حقوق انسانی در ایران گفت "ممكن است برخی از مردم با من مخالف باشند ولی قطعا هیچ‌كدام از ملت ایران موافق دولت آمریكا نیستند. شما به دولت برآمده از رای ملت ایران توهین می‌كنید و این مساله شرایط را برای شما بدتر می‌كند و نمی‌فهمند كه این مساله مرگ و سقوط آنها را نزدیك‌تر می‌كند... اوباما ننگین‌تر و زشت‌تر از بوش عرصه سیاست را ترك خواهد كرد."

احمدی‌نژاد بدون اشاره به سرکوب منتقدین و مخالفین در ایران، با بیان اینکه "هیچكس هیچ جا نمی‌تواند آزادی ملت‌ها را مخدوش كند و باید بپذیریم رای اكثریت باید در همه جای دنیا حاكم باشد"، اظهار امیدواری کرد که روزی برسد كه در آمریكا و اروپا نیز رای اكثریت حاكم باشد."


 


رئیس کمیته تربیت بدنی مجلس از ارسال نامه تذکر آمیز رئیس مجلس به احمدی نژاد خبر داد.

سید جلال یحیی زاده در گفت و گو با مهر در پاسخ به این سؤال که مجلس عدم معرفی وزیر برای وزارت ورزش و جوانان را چگونه ارزیابی می کند و تاکنون چه اقدامی انجام داده است، گفت: متاسفانه دولت هیچ عزم جدی برای معرفی وزیر ورزش و تشکیل این وزارتخانه ندارد و در ۷ سال گذشته نیز هیچگاه سازمان تربیت بدنی تا به این اندازه در مقابل مجلس عدم پاسخگویی نداشته است.

وی با تاکید بر اینکه همه نمایندگان از عدم پاسخگویی سازمان تربیت بدنی ناراضی هستند، گفت: متاسفانه در چند ماه اخیر وضعیت بسیار بدتر شده است و کسانی که در این سازمان مسئولیت دارند به دلیل اینکه احساس می کنند ساختارها تغییر کرده است و وزیر باید پاسخگو باشد، هیچ پاسخی نمی دهند.

یحیی زاده یاد آور شد: بیستم فروردین ماه آخرین مهلت دولت برای تشکیل وزارت ورزش است و مجلس از راهکارهای نظارتی و تذکرات برای اجرایی شدن این قانون استفاده می کند.

رئیس کمیته تربیت بدنی مجلس در پایان گفت : رئیس مجلس نیز نامه تذکر آمیزی به رئیس جمهور درباره اجرای این قانون داده است و ما نیز در انتظار اجرایی شدن آن هستیم.

تشکیل وزارت ورزش و جوانان ۱۳ دیماه سال ۸۹ در مجلس تصویب شد و معاون اول احمدی نژاد در همان تاریخ در مصاحبه با خبرنگاران گفت: دولت به تصویب طرح ادغام سازمان های تربیت بدنی و ملی جوانان و تشکیل وزارت ورزش و جوانان در مجلس انتقاد دارد اما به قانون عمل خواهد کرد.


 


در واکنش به بیانیه مشترک وزیران خارجه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و هشدار آنها پیرامون "دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای منطقه" و "توطئه چینی علیه امنیت ملی" خود، محمود احمدی نژاد، روز دوشنبه پانزدهم فروردین ماه ٩۰ خاطرنشان کرد "ما برای مصوبه شورای همکاری خلیج فارس ارزشی قائل نیستیم."

رئیس دولت جمهوری اسلامی همچنین حکومت بحرین را نیز به خاطر کشتار مردم سرزنش کرد و افزود: "بنشینید با مردم خود حرف بزنید. انتخابات بگذارید و ببینید مردم چه می‌خواهند."

به گزارش ایسنا، احمدی‌نژاد در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود در سال جدید، با اشاره به این که این‌گونه مصوبات تحت فشارهای سیاسی آمریکا و متحدانش به تصویب می‌رسد، تأکید کرد که روابط جمهوری اسلامی با ملت‌ها و دولت‌ها خوب است.

شورای همکاری خلیج فارس، متشکل از عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، عمان، کویت و قطر، شامگاه یکشنبه، ۱۴ فروردین جهت بحث پیرامون آنچه "دخالت ایران در امور داخلی" کشورهای عضو آن شورا ذکر کرده بودند، در ریاض تشکیل جلسه اضطراری داد، که در پایان این جلسه، شورای مزبور با صدور بیانیه‌ای ایران را به دخالت در امور داخلی بحرین و کویت و تلاش برای سوق دادن ناحیه به بی‌ثباتی متهم و از تداوم مداخله ایران عمیقا ابراز نگرانی کرد.

پیش از این جلسه نیز عربستان و امارات به طور جداگانه به ایران هشدار دادند که در امور داخلی کشورهای حاشیه خلیج فارس دخالت نکند.

به گزارش ایسنا، محمود احمدی‌نژاد ضمن بی‌ارزش دانستن بیانیه شورای همکاری خلیج فارس در این زمینه، تأکید کرد که "این برخوردها با ایران برخوردهای صحیحی نیست. هم آمریکا و هم دیگران به نقشه نگاه کنند تا بدانند با چه کسی و چه کشوری حرف می‌زنند. دوستی با ایران به نفع همه است."

گفتنی است به دنبال بالاگرفتن ناآرامی‌ها در بحرین، جمهوری اسلامی بارها نسبت به عملکرد دولت بحرین در قبال معترضان انتقاد کرد که متعاقب آن تنش میان بحرین و ایران بالا گرفت و همزمان، در واکنش به اعتراض ایران نسبت به اعزام نیروهای نظامی سعودی و اماراتی به بحرین، کاردار بحرین در تهران به وزارت خارجه احضار شد و به دنبال آن در ۲۳ اسفندماه، بحرین نیز سفیر خود را فراخواند.

در تاریخ ۲۹ اسفند نیز بحرین کاردار ایران در منامه را اخراج کرد و همزمان وزارت امور خارجه ایران از کاردار بحرین در تهران خواست که یکی از دیپلمات ‌های این کشور، ایران را ترک کند.

علاوه بر این در اوایل فروردین ماه، حزب وفاق، عمده‌ترین حزب شیعه مخالف حکومت در بحرین نیز از ایران خواست تا در امور داخلی بحرین دخالت نکند.

در ادامه این بحران، روز دوشنبه پانزدهم فروردین، محمود احمدی‌نژاد مجددا از اعزام نیرو به بحرین انتقاد کرد و آن را حاصل نقشه‌های آمریکا دانست و خطاب به آن دسته از کشورهای عضور شورای همکاری که نیروهای نظامی خود را عازم بحرین کرده‌اند، گفت: "زشت است که به بحرین لشگرکشی کردید؛ بروید بیرون."

احمدی‌نژاد به علاوه دولت بحرین را نیز به خاطر کشتار مردم سرزنش کرد و افزود: "بنشینید با مردم خود حرف بزنید. انتخابات بگذارید و ببینید مردم چه می‌خواهند." احمدی نژاد گفت: " البته دولت بحرین کار زشتی کرد که مردم خود را کشت. مردم مطالباتی دارند لذا دولت این کشور باید به حرف های آنها گوش داده و به آنها احترام گذاشته و با مردم خود همکاری کند." 

احمدی‌نژاد: کویت چه دارد که ما آنجا جاسوسی کنیم؟
محمود احمدی‌نژاد در ادامه سخنان خود درباره اظهارات کویت مبنی بر صدور حکم اعدام برای سه متهم به "جاسوسی برای ایران"، این ادعا را تکذیب کرد.

احمدی نژاد گفت: "اصلا این حرف یعنی چه که یک عده در آنجا جاسوسی می‌کنند؟ کویت چه دارد که ما جاسوسی کنیم؟"

این اظهارات در حالی بیان شده است که دولت کویت اعلام کرده است که سه فرد دستگیر شده در این کشور؛ "دو ایرانی مرتبط با سپاه پاسداران" و یک کویتی، از پایگاه‌های کویتی و آمریکایی در خاک کویت برای جمهوری اسلامی اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده‌اند.

به دنبال صدور حکم اعدام برای این سه نفر که در سال ۲۰۱۰ دستگیر شده‌اند، دولت کویت سفیر خود را از ایران فراخواند و سه دیپلمات ایرانی را از کویت اخراج کرد.

این درحالی است که جمهوری اسلامی همواره اتهام جاسوسی در خاک کویت را رد کرده است.

به گزارش ایسنا، احمدی‌نژاد روز دوشنبه جاسوسی در کویت را تکذیب و تأکید کرد که دولت کویت با ایران دوست است و جاسوسی در این کشور اصلا معنایی ندارد.

وی همچنین در ادامه سخنان خود و در اشاره به تحولات خاورمیانه و در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران در مورد وقایع سوریه، دولت بشار اسد را نیز دوست جمهوری اسلامی دانست و خاطرنشان کرد که "ملت سوریه باید خودشان با تدبیر مسائل را بی خودشان حل کنند."

سرکوب نکنید، دوام نخواهید داشت
احمدی نژاد در نخستین نشست خبری خود در سال جدید، همچنین ضمن محکوم کردن دخالت نظامی بین المللی در لیبی، گفت ایران از روز اول برخورد با "مردم و انقلاب های مردمی" در منطقه را محکوم کرده است.
او گفت: " آن دولتی که ملت خود را سرکوب می کند شانس حیات دوباره ندارد."

احمدی نژاد در پاسخ به سوالی درباره لغو دعوت پادشاه اردن به ایران گفت که خود او شخصاً پادشاه اردن را به ایران دعوت کرده و پادشاه اردن این سفر را به تعویق انداخت.


 


 نایب رئیس کمیسیون تلفیق بودجه مجلس، با تأکید بر محقق نشدن بیش از نیمی از اعتبار 62 هزار میلیارد تومانی یارانه‌ها گفت: برداشت از حساب ذخیره ارزی و سایر منابع درآمدی برای تأمین کمبود اعتبار یارانه‌ها غیرقانونی است.
به گزارش ايلنا و به نقل از پايگاه اطلاع رساني خانه ملت، "غلامرضا مصباحی‌مقدم" گفت: عامل‌های بسیاری وجود دارد که شرایط کنونی را برای اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در سال آینده مبهم و نگران‌کننده می‌کند.

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بی‌تردید بنای دولت نباید بر کاهش میزان یارانه‌های نقدی باشد، زیرا مردم رضایتی در این باره ندارند.

وی با بیان این‌که دولت کودتا، تصمیمی برای اصلاح دوباره نرخ حامل‌های انرژی ندارد، ادامه داد: تأمین 62 هزار میلیارد تومان یارانه‌ها به عنوان یک مسئله مهم، هم اکنون روی میز اقتصاددانان دولت و مجلس است و تا کنون راهکار مناسبی برای تحقق این درآمد پیشنهاد نشده است.

مصباحی‌مقدم تأکید کرد: افزون بر یارانه‌های نقدی، دولت باید سهم 30 درصدی کمک به تولید داخلی را نیز از محل درآمدهای یارانه‌اش بپردازد که البته با توجه به اوضاع کنونی اقتصاد کشور، تحقق این تکلیف قانونی، دور از ذهن به نظر می‌رسد.

تنظیم دقیق بودجه 90 برای پیشگیری از وقوع تخلف

این نماینده با توضیح این‌که وظیفه مجلس تنظیم دقیق برنامه بودجه به‌نحوی است که امکان تخلف از آن به کم‌ترین میزان ممکن برسد، اظهار کرد: افزون بر این، نمایندگان مردم یک وظیفه نظارتی هم دارند و باید با نکته‌ سنجی عملکرد دولت را در اجرای مصوبه‌های مجلس رصد و کنترل کنند.

وی با بیان این‌که نظارت مجلس از نوع نظارت پس از انجام عمل است، اظهار کرد: در قانون امکان نظارت پیش از عمل برای مجلس لحاظ نشده است، اما در حین انجام کاری از سوی دولت، دیوان محاسبات که بازوی نظارتی مجلس است، می‌تواند عملکرد دولت را کنترل کند.

نایب رئیس کمیسیون تلفیق بودجه مجلس، گفت: اولویت این کمیسیون در شرایط کنونی ایجاد هماهنگی میان درآمدها و هزینه‌های دولت است تا با تحقق این هدف، امکان بروز هر گونه تخلفی از سوی دولت، برطرف شود. 


 


در ادامه پیام های تسلیت به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی، دو گروه از فعالان جنبش سبز در استان زنجان نیز، ضمن ابراز تاسف از این ضایعه، برای میرحسین موسوی و بازماندگان آن مرحوم، طلب صبر و شکیبایی کردند.

به گزارش کلمه، «جمعی از رزمندگان و ایثارگران سبز استان زنجان» و همچنین تشکل «جوانان سبز استان زنجان»، در پیام‌های تسلیت جداگانه‌ای به میرحسین موسوی، پایداری هرچه بیشتر وی در مقابل جور و ظلم را خواستار شدند.

متن پیام «جمعی از رزمندگان و ایثارگران سبز استان زنجان» به شرح زیر است:

انا الله و انا الیه راجعون
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
درگذشت و فقدان پدر بزرگوارتان حاج میراسماعیل موسوی موجب تأثر و تأسف عمیق رزمندگان و ایثارگران و همراهان حضرت عالی در دوران پرافتخار دفاع مقدس گردید.

این جانبان جمعی از رزمندگان و ایثارگران سبز استان زنجان از صمیم قلب، خود را در غم و اندوه از دست دادن پدری فاضل، عالم و صادق که بزرگ مردی آزادی خواه وآزاداندیش و مدافع سرسخت حقوق مردم مظلوم ایران همچون حضرت عالی را به تاریخ پرافتخار سرزمین قهرمان پرورایران زمین تقدیم نموده است سهیم و شریک می دانیم. از درگاه حضرت احدیت برای آن مرحوم علو درجات و برای بازماندگان و خانواده محترم، صبر جمیل و تسلی خاطر مسألت داریم.
جمعی از رزمندگان و ایثارگران سبز استان زنجان

«جوانان سبز استان زنجان» نیز آورده اند:

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
درگذشت و فقدان پدربزرگوارتان حاج میر اسماعیل موسوی را به خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنیم و از خدامند منان برای آن مرحوم، علو درجات و برای حضرت عالی صبر در مقابل این واقعه جانگداز و توانایی پایداری هرچه بیشتر در مقابل جور و ظلم را مسألت داریم .
جوانان سبز استان زنجان


 


در پی بازداشت بيش از ۷۰ تن از شهروندان و فعالان قومی در شهرهای اروميه و تبريز در جريان تجمعات ۱۳ فروردين مردم اين شهرها در اعتراضی به وضعيت نامناسب درياچه اروميه، خانواده های اين بازداشت شدگان در مقابل زندان تبريز تجمع کرده و خواستار آزادی اين زندانيان شده اند. و اين در حالی است که مامورين زندان ها با برخورد های تند و زننده سعی در پراکنده کردن اين خانواده داشته اند.

به گزارش دانشجونيوز، پس از آنکه بيش از ۷۰ تن از شهروندان تبريز و اروميه در جريان تجمعات ۱۳ فروردين، روز طبيعت در ايران، توسط نيروهای امنيتی و حکومتی بازداشت و به نقاط نامعلومی منتقل شده اند، خانوادههای اين زندانيان با تجمعات پراکنده در مقابل زندان تبريز، به ادامه بازداشت بستگان خويش معترض شدند.

بر اساس اين گزارش، نيروهای امنيتی و ماموران زندان تبريز با برخورد های بسيار تندی سعی در پراکنده کردن خانواده های اين زندانيان داشتند.

اين گزارش می افزايد، تاکنون هيچکدام از مراجع قانونی زندان ها هزار به پاسخگويی نبوده و از سرنوشت اين بازداشت شدگان هيچ خبری در دست نيست.

نيروهای امنيتی ايران، روز شنبه سيزدهم فروردين، بيش از ۷۰ شهروندان شهرهای اروميه و تبريز را به جرم شرکت در تجمعات اعتراضی در خصوص وضعيت درياچه اورميه در شهرهای تبريز و اورميه بازداشت و عده ای را زخمی کردند.

معترضين پارچه نوشته های به زبانهای انگليسی و ترکی در دست داشتند که جملاتی مانند، "درياچه اورميه تشنه است"، "مرگ درياچه اورميه مرگ آذربايجان است" و "درياچه اورميه را محافظت کنيد" روی آنها نوشته شده بود. آنها همچنين شعارهايی مانند "ياشاسين آذربايجان" و "سدها را باز کنيد، درياچه اورميه را پر کنيد" سر داده بودند.

گفتنی است بر اساس اخبار منتشر شده از شهرهای تبريز و اروميه، از دستگير شدگان در اورميه می توان به اسم سعيد خضرلو و از دستگير شدگان تبريز اسامی علی بالنده، علی باباپور، جلال برقی، رسول بهاری، وحيد پوررضا، حبيب پورولی، بابک حسينی، حامد حسينی، محمد خطيبی، حسن خويی، بابک رضايی دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافيای سياسی دانشگاه شهيد بهشتی، سعيد سيامی، علی سليمی، الياس شکری، کريم شيرازی فر، رحيم طربناک، حسين عبدالهی، جليل علمدار ميلانی، صمد کريمی، حجت مختارزاده، کاظم واحدی و عادل يوسفی اشاره کرد.


 


تعدادی از زندانیان سایسی که پیش از عید نوروز به مرخصی چند روزه‌ نوروزی آمده بودند، به زندان اوین بازگشتند.

به گزارش رهانا، میلاد اسدی، علی جمالی، محمدعلی داشاب، رضا رجبی و فرید طاهری از زندانیان سیاسی بودند که روز گذشته در پی اتمام دوره مرخصی به زندان اوین بازگشتند.

علی جمالی، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت که پیش از سال نو به مرخصی آمده بود، در طول روزهای تعطیل سال نو برای سه روز به زندان اوین بازگشته بود و دوباره به مرخصی آمده بود.

تعداد زیادی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان‌های مختلف ایران با مخالفت دادستان و مسئولان زندان برای به مرخصی آمدن روبه‌رو شده بودند.

گفتنی است گروهی از زندانیانِ به مرخصی آمده نیز، بدون اینکه مدت مرخص آنها به اتمام برسد، طی احضار ناگهانی، ظهر پنجشنبه ١١ فروردین، با بدرقۀ دوستان و خانواده، رهسپار زندان اوین شدند، که از جمله می توان به محسن امین زاده، فیض الله عرب سرخی، عبدالله رمضان زاده و محسن میردامادی، از فعالان جنبش سبز و چهار تن از شاکیان پرونده سردار مشفق، اشاره کرد.


 


دکتر محمد شریف، وکیل برجسته دادگستری و استاد حقوق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در اولین روز بازگشایی دانشگاهها در سال ٩۰، از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، شریف ضمن تایید این خبر اظهار داشت: "در اولین روز دانشگاه نامه‌ای به دستم دادند و گفتند که صلاحیت عمومی من رد شده و به خدمات دانشگاهی‌ام پایان داده می‌شود."

این اخراج که به گفته‌ی محمد شریف با ابلاغ کتبی انجام شده است، در شرایطی صورت می‌گیرد که اول بهمن ماه گذشته نیز، مسئولان دانشگاه علامه، بدون هیچ گونه توضیح و دلیل قانونی، کلیه واحدهای این استاد دانشگاه، در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا را حذف کرده بودند.

محمد شریف در خصوص این که مبنای این رد صلاحیت چه بوده است، گفت:"تنها یک نامه چهار صفحه‌ای است مبنی بر اینکه صلاحیت عمومی من در وزارت علوم رد شده و در واقع انشای ان اینطور است که صلاحیت عمومی در اولویت قرار نگرفته و تقریبا مشابه همان نامه‌ای است که برای دکتر مردیها هم صادر شده بود. قبلا در مواردی اساتید را بازنشسته می‌کردند و من هم با وجود ۲۵ سال سابقه این امکان را داشتم اما بی‌انصافی کردند."

این استاد دانشگاه با اشاره به این که این برخوردها از پیش هم سابقه داشته است گفت: "با توجه به این‌که من قبلا عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد بودم و جاهای دیگر و بعد به دانشگاه علامه آمدم، حدود ۲۵ سال سابقه کار در دانشگاه را دارم. قبل از آن در دوره دکترا یک بار سال ۷۱ در دانشگاه قبول شده و از گزینش رد شدم و این سومین بار بود که بعد از پیش دفاع از دکترا اخراج شدم. چون وقتی دفاع اصلی انجام می‌شود پیش دفاع حالت فرمی را پیدا می‌کند. در مرحله ی بعد واحدهای درسی را از من گرفتند و بعد هم در سومین برخورد، یک نامه‌ای مبنی بر اینکه به دلیل قرار نگرفتن صلاحیت‌های عمومی در اولویت قرار ندارم به ادامه وضعیت استخدامی‌ام خاتمه داده می‌شود و اعلام کرده اند که برای تسویه حساب مراجعه کنم."

دکتر شریف در خصوص حذف واحدهای درسی خود در بهمن ماه گذشته گفت: "این اقدام بدون هیچ گونه نامه و دلیل مکتوب و تنها با تلفن رییس دانشگاه به رییس دانشکده و بی‌هیچ توضیحی انجام شد و کلیه کلاس‌هایم در مقاطع مختلف را حذف کردند."

این وکیل برجسته دادگستری و استاد دانشگاه، با اعلام این که موضوع اخراج خود را در دیوان عدالت اداری پیگیری خواهد کرد، ادامه داد: "من طرح قضیه در دیوان عدالت اداری را انجام می‌دهم برای اینکه بعد‌ها با این ایراد مواجه نشوم که چرا راه حل‌های قانونی را طی نکردید، اما قبلا در مورد وضعیت آقای دکتر مردی‌ها پیگیری کردم که به نتیجه‌ای نرسید ولی به هر روی این را هم پیگیری می‌کنم."

محمد شریف که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی را بر عهده دارد در انتها گفت: "من چون تقریبا پرونده‌های وکالتی‌ام انحصارا پرونده‌های سیاسی بوده و با توجه به این آب باریکه، همیشه تمام وقتم را صرف این پرونده‌ها می‌کردم. برای همین این موضوع اخراج مسالهٔ جدی مالی پیش می‌آورد و این نگرانی است که در حال حاضر ذهنم را به خود مشغول کرده است."

روند اخراج اساتید از دانشگاه از زمانی شدت گرفت که کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در اسفندماه سال ۱۳۸۸، اعلام کرده بود پرسنل علمی که "با نظام همسو نیستند" و "التزام عملی به ولایت فقیه ندارند"، اخراج خواهند شد. دانشجو با اعلام این سیاست جدید وزارت علوم، گفته بود:"ما به دانشگاهیانی که تمایلات و فعالیت هایشان با نظام جمهوری اسلامی همسو نیست نیازی نداریم."

در پی این اعلام موضوع از سال گذشته تا کنون، اساتید مجرب و پرسابقه ی بسیاری از دانشگاه اخراج شده اند که از جمله می توان به دکتر مرتضی مردیها، استاد فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی، سید علی اصغر بهشتی شیرازی؛ استاد برجسته ارتباطات و باسابقه در دانشگاه علم و صنعت، پرفسور محمد شهری، استاد سابق مهندسی الکترونیک، پرفسور تورج محمدی؛ اشاره کرد. در ادامه اجرای سیاست اعمال فشار و سرکوب دانشگاهیان، در سال گذشته، بیش از ۵۰ استاد برجسته به صورت اجباری بازنشسته یا اخراج شدند که در میان این گروه نیز نام اساتید برجسته ای همچون امیر ناصر کاتوزیان، کریم مجتهدی، علی شیخ الاسلام، حسن بشیریه، محمد عرفانی، ابولقاسم گرجی، محمد آشوری، جمشید ممتاز، محمد رضا شفیعی کدکنی، رضا داوری به چشم می خورد.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته