-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

Latest News from 30Mail for 04/09/2011

این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

1390/1/19

مجید نفیسی
ایرانیان

آیا سبیل کوچکی که در برخی از عکس های صادق هدایت زیر بینی او دیده می‌ شود جنبه‌ ی آرایشی دارد یا آرمانی؟

نمی دانم اما کافی‌ست که به آلبوم های خانوادگی عکس های دوران رضاشاه نگاه کنیم تا دریابیم که گذاشتن این نوع سبیل رواج همگانی داشته و مانند سبیل پرپشت ملی ‌گرایان و ریش شرعی اسلام ‌گرایان نشان از دلبستگی ‌های آرمانی می ‌دهد. در آن زمان تب هیتلردوستی در کشور بالا گرفته بود و طبیعتاً گذاشتن سبیل هیتلری نیز میان جوانان باب شده بود. بسیاری هیتلر را برای آن دوست داشتند که علیه استعمارگران انگلیسی می‌ جنگید و از آنجا که تصور می ‌کردند “دشمن دشمن من، دوست من است” پیشروی قوای آلمان را به سود استقلال ایران می ‌شمردند، اما علاقه‌ ی گروهی دیگر از هواداران هیتلر از این حد سیاسی فراتر می‌ رفت و جنبه ‌ی آرمانی به خود می ‌گرفت.

مهمترین خصلت هیتلریسم جنبه ‌ی نژادپرستانه‌ ی آن است. براساس این نظریه، آریایی ‌ها برترین نژاد انسانی هستند که به دلیل آمیزش با نژادهای دیگر خصوصاً نژاد سامی، پاکیزگی خونی خود را از دست داده ‌اند و اکنون باید به یمن جنبش هیتلری نژادهای دیگر را از میان بردارند و آرام آرام با ازدیاد نسل آریایی و سلطه‌ ی مطلق آن بر جهان جامعه‌ ی بشری را از تباهی نجات دهند. هیتلر به یهودیان نه به عنوان پیروان یک دین یا آحاد یک ملت، بلکه به عنوان اعضای نژاد سامی می‌ نگریست. از همین جاست که نظریات او “سامی ستیز” خوانده می ‌شود و نه “یهودی ستیز”. اگر او تنها با دین یهودیت عناد داشت می ‌توانست به جای قتل عام افراد یهودی فقط آنها را به رد زبانی دین شان مجبور کند. بدین لحاظ اگرچه هیتلر در نبرد نظامی خود با متفقین شکست خورد، ولی به گفته‌ ی نویسنده کتاب “تاریخچه مردم یهود” توانست در جنگ نژادی خود موفقیت زیادی به دست آورد و تعداد یهودیان اروپا را از 11 میلیون به 5 میلیون تقلیل دهد.

“مازیار، درام تاریخی در سه پرده” در سال 1312 در تهران منتشر می ‌شود که مطابق است با 1933، سالی که هیتلر در آلمان به عنوان صدراعظم برگزیده می‌شود. همکار نزدیک هدایت در محفل ادبی “ربعه” یعنی مجتبی مینوی مقدمه ‌ی مفصلی در هفتاد و اندی صفحه بر این نمایشنامه پنجاه صفحه ‌ای نوشته که در آن به روایت تاریخی جنبش مازیار (مقتول در 224 هـ . ق) یکی از اسپهبدان طبرستان علیه خلافت عباسی پرداخته است. به علاوه کتاب دیباچه ‌ای کوتاه دارد که امضای هر دو نویسنده در پایین آن دیده می ‌شود.

اصل ماجرای مازیار بر این داستان نیمه افسانه ‌ای ـ نیمه تاریخی استوار است که “بزیست” یا “یحیی” منجم ایرانی خلیفه‌ ی عباسی، سه سردار ایرانی بابک، افشین، و مازیار را به خروج علیه خلافت اسلامی و احیای دین زردشت و “انهدام نژاد عرب” فرا می ‌خواند (صفحه 117). اما جنبش استقلال خواهانه ‌ی اسپهبدان به نتیجه نمی ‌رسد. نخست بابک در اثر خیانت برادر سنباد یکی دیگر از سرداران شورشی کشته می‌ شود و سپس مازیار توسط لشکر عبدالله بن طاهر دستگیر می‌شود و توطئه‌ ی افشین برای قتل خلیفه ‌ی عباسی در سامرا کشف می‌شود.

صادق هدایت این تراژدی تاریخی را برای آزمایش طبع خود در زمینه‌ ی نمایش نامه نویسی ننوشته بلکه هدف او رساندن پیامی ‌ست که بدین صورت در دیباچه ‌ی کتاب توضیح داده شده است: “تاریخ و سرگذشت مردان نامی ایران مانند ابومسلم خراسانی و افشین و بابک و مازیار و غیره که هر یک جداگانه داستان دلچسب و فصل مهمی از تاریخ ایران است از رشادت و استقامت و زیرکی و کاردانی ایرانیان تا دو قرن پس از استیلای عرب حکایت می ‌کند و نشان می ‌دهد که هنوز ایرانیان برای استقلال خویش می‌ کوشیدند و فر و شکوه دوره ‌ی ساسانی و برتری نژادی و فکری خود را به کلی فراموش نکرده بودند. نوشتن این داستان ها و روشن کردن این فصل از تاریخ زنده ایران از اهم واجبات است.” نکته ‌ای که درنگ بر آن اهمیت دارد این است که نویسنده در این جا صحبت از تفوق فرهنگی یا ملی نمی ‌کند، بلکه مشخصاً از برتری نژادی ایرانیان حرف می ‌زند. هر یک از این سه دیدگاه به هدف برتری طلبی از زاویه ‌ی متفاوتی روبرو می ‌شوند و به همین دلیل برای رسیدن به آن راه حل های ویژه‌ ای می ‌یابند. با توجه به این موضوع کلیدی، حال باید به این پرسش ها پاسخ دهیم که در نمایش نامه ‌ی “مازیار” نژاد برتر کدامست، تفاوت آن با نژاد پست در چیست و راه اصلاح نژادی چگونه است؟

آیا برای صادق هدایت، “ایرانی” نژاد برتر است؟ کتاب “مازیار” سراسر با عرق ایران پرستی نوشته شده و این گمان را پیش می ‌آورد که ما تنها با یک دیدگاه ملی گرایانه روبرو هستیم. اما “ایرانی”یک مقوله‌ ی نژادی نیست و ما برای این که بتوانیم از زاویه‌ ی تنگ نژادی نگاه کنیم باید وابستگی آن را به نژادهای سفیدپوست یا آریایی ثابت کنیم. ما در نمایشنامه‌ ی “مازیار” بارها به این دیدگاه برمی‌ خوریم که ایرانی و رومی در کنار یکدیگر قرار دارند و عرب و یهودی در کنار هم. مهم ترین نشانه‌ ای که این هماهنگی نژادی بین ایرانی و رومی را آشکار می ‌سازد این است که خلیفه عباسی پس از کشتن بابک ایرانی و ناتیس رومی، سرهای آن دو را قیراندود می‌ کند و در کنار دروازه شهر می‌ آویزد. پس نژاد برتر همان گروه سفید آریایی ‌ست که ایرانی و رومی هر دو به آن تعلق دارند.

از آنجا که نمایشنامه براساس مبارزه‌ ی مازیار علیه خلیفه عباسی نوشته شده در نظر اول این طور می‌ نماید که دشمن همان قوم عرب و دین اسلام است، ولی هر چه در خواندن کتاب پیشتر می‌ رویم بیشتر متوجه می‌ شویم که از نظر هدایت “جهودان” همانقدر در تباه کردن نژاد ایرانی شریک هستند که عربها. این درست که در بسیاری جاها صحبت از تصفیه ‌ی “کثافت عرب” (مثلا صفحه 122) می ‌کند، ولی در برخی موارد از جمله صفحات 11 و 124 آشکارا سخن از “کثافت های سامی” می ‌رود. حتی در یادداشت های آخر کتاب گفته می‌ شود که نویسنده‌ ی “تاریخ طبری” از زبان مازیار همه جا به “مسلمانان” لقب “جهودان” داده است. (صفحه ‌ی 138) باور کردن این مسئله در فضای سیاسی امروز که درگیری‌ های بین اسرائیل و فلسطین، اختلاف میان اسلام و یهودیت را برجسته کرده، دشوار می ‌نماید. ولی اگر به شرایط بین سال های دو جنگ جهانی که کتاب “مازیار” در آن نوشته شده برگردیم درک مسئله بسیار ساده می شود. از نظر نژادی، عرب و یهود هر دو از نژاد سامی هستند. (صفحه ‌ی 125) بنابر این طبیعی است هدایت که بازگشت به ایران باستان را یک آرمان مقدس می ‌شمرد، میان سیاست قوم کشی هیتلر علیه یهودیان و مبارزه ‌ی ایران پرستان افراطی علیه نفوذ عنصر عرب پیوند ببیند.

برجسته کردن “جهودان، این قوم بدتر از عرب” (صفحه‌ ی 98) به عنوان دشمن ایران، در واقع پیام اصلی این نمایشنامه است. بدین ترتیب با وجود این که اعراب و یهودیان به دو دین متفاوت تعلق دارند، ولی از نظر یک نژادپرست ایرانی چون نویسنده کتاب “مازیار” هر دو به یک نژاد پست تر به نام سامی وابسته ‌اند و باید به آنها چون یک دشمن واحد نگریسته شود.

حال باید از خود پرسید که از نظر هدایت، راه اصلاح نژادی چیست و نژاد برتر ایرانی ـ رومی چگونه می‌تواند خود را از دست نژاد پست عرب ـ یهودی نجات دهد؟ در اینجا سخن از پالایش خونی است و نه پالودگی فرهنگی یا حتی ملی. علت تباهی ناشی از آمیزش نژادی است (صفحه‌ ی 95). این نسل نیمه ایرانی ـ نیمه عرب است که در همه جا پاکیزگی ایرانی را از میان برده و باعث سلطه‌ ی عرب و اسلام شده است (صفحه‌ ی 11). حتی اگر یک فرد از جانب یکی از والدین خود تباری مسلمان داشته باشد رذالت عرب را پیدا کرده است. (صفحه‌ ی 116). هدایت این کتاب را وقتی نوشته که در آلمان، سیاست یهودی‌ کشی آغاز شده بوده است.

البته هدایت در کنار آرمان هیتلری “برتری نژادی” خود، نسبت به دوران مازیار از دو دیدگاه برتری فرهنگی و ملی نیز استفاده می ‌کند. به عنوان مثال او دین زردشتی را “دین سفید” و دین سامی را “دین سیاه” می ‌خواند. (صفحه ‌ی 98) و سخن از “سیل مرگبار اسلام” (صفحه‌ ی 9) و “یاجوج ماجوج تازی” (صفحه‌ی 11) می ‌زند. اعراب و مسلمانان دشمن صنعت و تمدن هستند (صفحه‌ ی 118). مسلمانان حتی ساختمان مساجد خود را از ایرانیان تقلید کرده ‌اند. دین آنها پر از موهومات است. عرب پست و پابرهنه است (صفحه ‌ی 130). پوشاک آنها، چپی اگال، یک توبره ‌ی اختراعی ‌ست برگرفته از توبره‌ ی چارپایان (صفحه ‌ی 110). اگر آنها ایران ساسانی را شکست می ‌دهند نه به خاطر مهارت های جنگی یا دلبستگی مردم به وعده های برابری خواهانه ‌ی آنان است، بلکه ناشی از مکر و توطئه دینی آنها می ‌باشد (صفحه‌ ی 11 و 108). با وجود نیرنگ کاری، آنها کم هوش و احمق هستند (صفحه‌ ی 123). در بیرحمی همتا ندارند و کارشان تنها بریدن دست و پا و شکنجه است (صفحه‌ ی 106 و 131). عرب ها مارخواران اهریمن نژاد (صفحه ‌ی 10)، موشخوار (صفحه‌ ی 100)، سوسمارخوار، شترچران (صفحه ‌ی 98) و گداگشنه (صفحه‌ ی 105) معرفی می ‌شوند. آنها ریاکار و دین باز هستند. چنانکه حسن بن حسین پنهان از چشم همکارانش با مازیار شراب می ‌نوشد (صفحه ‌ی 115). بدین ترتیب اعراب، یهودیان و مسلمانان از هرگونه خصلت انسانی تهی می‌ شوند و به صورت شیاطینی درمی ‌آیند که کشتن و انهدام قومی آنها برای پیروان برتری نژادی آسان می ‌گردد.

وقتی که با جهان بینی نژادپرستانه و سامی ستیزانه ‌ی هدایت در کتاب “مازیار” آشنا می ‌شویم از خود می ‌پرسیم چگونه می ‌شود مردی که رساله‌ ی “فوائد گیاهخواری” و داستان سگ ولگرد را نوشته و تا این حد نسبت به کشتن و آزار جانوران حساس است، می ‌تواند در کتاب “مازیار” نسبت به سرنوشت تلخ میلیون ها انسان، تنها به این دلیل که با او تفاوت دینی یا زبانی دارند این قدر بی اعتنا باشد؛ به باور من مشکل در نابردباری فکری است. آدولف هیتلر یک گیاهخوار بود و با این وجود آرمان برتری نژادیش موجب مرگ میلیون ها انسان شد. این گونه تعصبات فکری تنها در کتاب “مازیار” به چشم نمی‌ خورد و اصول ایرانیگری افراطی یکی از وجوه اصلی کار ادبی هدایت را در دوره ‌ی اول نویسندگی او تشکیل می ‌دهد که می ‌توان نمونه ‌های آن را در نمایشنامه ‌ی “پروین دختر ساسان” 1309، داستان های “سایه مغول” 1310 و “آخرین لبخند” ، “متون طنزآمیز”، “بعثت السلامیه الی البلاد الافرنجیه” 1309 و “توپ مرواری”، و کارهای تحقیقی “اوسانه” 1310، “نیرنگستان” 1312، “ترانه های خیام” 1313 و سفرنامه ی “اصفهان نصف جهان” 1311 مشاهده کرد. در آثار دسته اخیر، الحاد عمر خیام به عنوان نمونه ‌ی قیام روح آریایی علیه اعتقادات سامی معرفی شده، خرافه‌ های مردم ایران نتیجه ‌ی آمیزش آنان با اعراب و یهودیان به حساب آمده و رشد صنعت و معماری در اصفهان دوره‌ ی صفوی معلول بازگشت به ایران ساسانی دانسته شده است.

پس از برکناری رضا شاه از سلطنت به دلیل همکاریش با آلمان در شهریور 1320، هدایت نیز مانند بسیاری دیگر از هم نسلان خود به سوی حزب توده گرایش پیدا کرد. او به نگارش داستان هایی اجتماعی چون “حاجی آقا” و “فردا” پرداخت و حتی به دعوت رسمی مقامات شوروی به تاشکند مرکز ازبکستان سفر کرد. با این وجود هدایت در طول دوره‌ ی دوم حیات ادبی خود هیچگاه رسما نسبت به جهان بینی برتری نژادی مستتر در کتاب هایی چون “مازیار” برخورد نکرد.

اخیرا پژوهشگر و دوست ارجمند ناصر پاکدامن در شماره 14 “دفترهای کانون نویسندگان ایران در تبعید” به چاپ مقاله ‌ی ناشناخته ‌ای از صادق هدایت دست زده به نام “اشک تمساح” که به امضای مستعار “ز” در شماره‌ی اول روزنامه ‌ی “رهبر” ارگان حزب توده ایران در دهم بهمن 1321 به چاپ رسیده است. ناصر پاکدامن در مقدمه ویرایش خود می ‌نویسد:”اهمیت دیگر “اشک تمساح” در این است که از احساسات “ناسیونالیستی” صادق هدایت روایت دیگری به دست می‌ دهد. اوست که اینجا می ‌نویسد:”ما هیچ تافته‌ ی جدابافته ‌ای نیستیم و ملتی هستیم مثل همه‌ ی ملت های دیگر جهان. و بعد هم در صحنه‌ ی امروز جهان “داشتم، داشتم”حساب نیست “دارم دارم” حساب است. باید دید امروز چه داریم و چه می ‌خواهیم بکنیم.” (صفحه‌ی 183).

به علاوه هدایت در مقاله‌ ی فوق به “قلتشن‌ های دوران بیست ساله” (صفحه‌ ی 190) رضا شاهی طعنه می ‌زند و حتی به “دجالی که از برلین سر برآورده است” (صفحه‌ ی 193) اشاره می‌ کند. او برخلاف نظریات میهن پرستان دروغین، ایران را تنها میراثدار تمدن جهان نمی ‌شمارد (صفحه‌ی 188) و به سهمی که ملت های دیگر چون یونانیان، رومیان و هندیان در پیشرفت جامعه ‌ی بشری داشته‌ اند اعتراف می‌ کند. با وجود این نویسنده‌ ی “اشک تمساح” هیچگاه از اعراب و یهودیان نامی نمی‌ برد و به نقشی که نژاد سامی در رشد دانش و فرهنگ داشته نمی ‌پردازد. به این دلیل چنین مقاله ‌ای را نمی ‌توان یک برخورد صادقانه و ریشه ‌ای به نظریه ‌ی نژادپرستانه ‌ی هدایت در دوره‌ی اول نویسنده نیز به حساب آورد.

اگر صادق هدایت حتی در سال های آخر عمر خود دست به انتقاد از نظریات سامی ستیزانه ‌ی خود در گذشته نزده، چرا ما امروزه نیازمند آن هستیم که پس از گذشت تقریبا هفتاد سال از انتشار کتاب “مازیار” به چنین کاری روی آوریم؟ آیا بهتر نیست که مانند برخی از هدایت شناسان، گناه نژادپرستی او را به گردن شرایط اجتماعی و سیاسی دوران رضاشاه بیندازیم و به نقشی که بسیاری از روشنفکران سرشناس آن دوره چون مجتبی مینوی، بزرگ علوی، شین پرتو، ذبیح بهروز و ابراهیم پورداوود در رواج این گونه بدآموزی ‌ها داشته‌ اند، بی اعتنا باشیم؟ یکی از این هدایت شناسان، پژوهنده‌ ی گرامی محمدعلی همایون کاتوزیان است که در کتاب “صادق هدایت: از افسانه تا واقعیت” درباره هدایت و همکارانش می ‌نویسد:”بنابر این مقایسه آنها با نازی ها و فاشیست های اروپایی و همتاهای ایرانی شان خطا خواهد بود. در واقع حرفهایشان تند و افکارشان ساده دلانه و اعوجاج یافته بود، لیکن انگیزه‌ هاشان بی آلایش بود و رفتار سیاسی آنها جای سرزنش نداشت و سرآمد غالب مردانی بودند که از حیث زمان و مکان و موقعیت اجتماعی در شرایطی مشابه به سر می‌ بردند.” 

اگر جامعه‌ ی روشنفکری ایران پس از سپری شدن دوران رضاشاهی بلافاصله به نقد و بررسی دیدگاه‌ های سامی ستیزانه و آریاپرستانه‌ ی خود پرداخته بود بی شک کل جامعه از آن سود می‌ برد و گام بزرگی در راه طرد نظریات تمامیت گرا و استبدادی برداشته می‌ شد و اندیشه‌ ی آزادی در میهن خفقان زده‌ ی ما قوام بیشتری می‌ گرفت. امروزه نیز در اثر نفرت مردم از استبداد دینی، بدبینی نسبت به عرب و عربیت بیشتر شده و ایرانگری و آریاپرستی قوت یافته است. به همین دلیل برای روشنفکری که راه مبارزه با استبداد دینی را در ترویج آزادی اندیشه و بیان می ‌بیند، برخورد با نکبت برتری نژادی و تجربه ‌ی دوران رضاشاه اهمیت بیشتری می ‌یابد.

* متن برای بازنشر در سی میل اندکی کوتاه شده است. برای متن مفصل تر و ارجاعات به متن انتشار یافته در ایرانیان مراجعه کنید


 
 

1390/1/19

آیت‌الله مصباح‌یزدی گفت افرادی که بی‌شرمانه مکتب ایران را به جای مکتب اسلام معرفی می‌کنند، خودی نبوده بلکه غیرخودی‌اند.

به گزارش آفتاب محمد تقی مصباح‌یزدی، در جمع فرماندهان و مسئولان نیروی زمینی سپاه با اشاره به برخی اظهارنظرها در زمینه مکتب ایرانی گفت: «شما که ادعای خط امام می‌کنید، امام راحل در کدام سخنرانی خود از اسلام 10 بارسخن نگفت و از ایران نام برد؛ ما که پیرو او هستیم باید همان روش را ادامه دهیم. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و از کسی حمایت می‌کنیم که حامی اسلام و تابع رهبری باشد.»

این عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه «آنچه به ما عزت بخشیده، اسلام است و در این مسیر با کسی عقد اخوت نبستیم، هرکس از اسلام کج برود، ردش می‌کنیم»، تصریح کرد: «ایران در زمان رژیم پهلوی هم بود، آنها طرفدار ناسیونالیسم و ملی‌گرایی مثبت بودند؛ حالا ما باید همان شعارها را زنده کنیم؟ پس اسلام و انقلاب چه شد؟»

وی ادامه داد: «باید حواسمان جمع شود چرا که انحراف از اینجا شروع می‌شود، اصول فراموش نشود، اصول یعنی تابع رهبر و ولایت فقیه و در این اصول شرایط زمان و تصمیمات سیاسی نمی‌تواند تغییر ایجاد کند و تا ظهور امام زمان این اصول خواهد بود.»

فتنه جدید در کلاس‌های بالاتر است

رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت: «امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه دیگر و آزمایشی جدید در کلاس‌های بالاتر است، نباید خیال کنیم کسی که چند روزی برای اسلام و کشور زحمت کشید تضمین شده است، باید تا آخر پشت سر رهبری باشیم تا منحرف نشویم.»

وی محور انقلاب اسلامی را ولایت فقیه دانست و افزود: «ما اگر بخواهیم در مقابل فتنه‌های آینده آماده باشیم باید افکار خود را قوی کنیم که محور آن ولایت فقیه است. باید مواظب باشیم که نفوذ‌ها در نیروها اثر نکند تا زاویه‌ای در دورن نظام باز نشود.»

بسیاری از مسئولین و طیف اصول‌گرایان در جمهوری اسلامی بارها به طرح مکتب ایرانی که توسط اسفندیار رحیم مشایی، رییس دفتر احمدی نژاد مطرح شده حمله کرده‌اند. آنها همچنین بارها گفته اند که فتنه جدیدی در راه است و همه باید آماده باشند.

جمهوری اسلامی حوادث بعد از انتخابات را فتنه می‌نامد.

منبع: آفتاب


 
 

1390/1/19

در ادامه اعتراضات کارگری در استان خوزستان، روز پنجشنبه ١٨ فروردین ماه، یکصد تن از کارکنان حراست طرح‌های ساختمانی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، در محل فرمانداری این شهرستان با در دست داشتن پلاکاردهایی از جمله «ما را اخراج نکنید»، دست به تجمع و تحصن زدند.

به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر، این تجمع آرام و مسالمت آمیز با دخالت ماموران یگان ویژه به خشونت کشیده شد تا جایی که استاندار خوزستان، رییس منطقه ویژه اقتصادی، فرماندار، رییس اداره اطلاعات، امام جمعه و فرمانده نیروی انتظامی ماهشهر به محل مراجعه نموده و برای پیگیری مشکلات کارگران به متحصنین قول مساعد دادند.

پیش از این در روز دوشنبه، ۱۴ فروردین نیز ده‌ها کارگر اخراجی دو شرکت ساختمانی در آبادان جهت بازگشت به کار در مقابل درب پالایشگاه این شهر تجمع کردند که یورش عوامل حراست و نیروی انتظامی به تجمع کنندگان را در پی داشت.

این تجمع در پی آن صورت گرفته که مسئولان پالایشگاه آبادان اخیرا در راستای تعدیل نیرو اقدام به تصفیه حساب با برخی کارگران نموده‌اند.

از سویی، کارگران فضای سبز، کارگران قسمت تعمیرات و خدمات و هم چنین برخی از رانندگان که با شرکت‌های پیمانی در پالایشگاه آبادان کار می‌کنند، بین سه تا شش ماه حقوق خود را دریافت نکرده‌اند و علیرغم وعده‌های وزارت نفت و مقامات مسئول، هنوز حقوق این کارگران پرداخت نشده است.

منبع: جرس و کلمه


 
 

1390/1/19

هزاران قطعه ماهي درآب‌هاي درياچه بي‌نظير زريبار مريوان در استان كردستان تلف شدند.

به گزارش ایلنا براي چندمين سال پي درپي، در روزهاي ابتدايي بهار، اهالي و گردشگران شهر مريوان در استان كردستان شاهد مرگ و مير مرموز هزاران قطعه ماهي در درياچه زريبار بودند.

معروف قادري، سرپرست اداره محيط زيست شهرستان مريوان در گفتگو با ايلنا گفته است که طي نامه اي مراتب اين واقعه به مسئولين استاني گزارش شده و تاکنون تنها اداره كل دامپزشكي اعلام كرده كه علت مرگ دسته جمعي این ماهيان، کمبود اکسیژن، تغییرات ph و تغييرات محيطي است و سایر مسئولین پاسخی در این زمینه نداده‌اند.

وی با بيان اينكه ماهيان تلف شده همگي نوعي ماهي به نام «كاراس» هستند و حداكثر اندازه‌هاي آن به 10سانتي‌متر مي‌رسد، گفته است: «هرساله با شروع فصل بهار و سرازير شدن آب رودخانه‌هاي فصلي به درياچه زريوار، به ميزان زيادي گل و لاي وارد درياچه مي‌شود كه موجب كدورت شديد آب درياچه و به دنبال آن کمبود اکسیژن و تغییرات ph را درپي دارد.»

ايرج قادري از فعالان انجمن سبز هم در مورد مرگ مرموز ماهيان درياچه گفته است که سال گذشته نيز تلف شدن ماهي ها در اطراف اسكله هاي قايقراني صورت گرفت كه عامل آن نيز به درستي مشخص نشد.

تالاب زريبار از مهمترين جاذبه هاي توريستي استان كردستان است.

منبع: ایلنا


 
 

1390/1/19

بر اساس یکی از تازه‌ترین اسنادی که ویکی‌لیکس منتشر کرده، اسرائیل ترکیه را به «کمک فعالانه» به ایران برای دور زدن تحریم‌های سازمان ملل متهم کرده است.

بنابر این سند تازه افشاشده، مقامات اسرائیل بر این باورند که ترکیه علاوه بر کمک به ایران در زمینه تحریم‌ها، مسئله قاچاق اسلحه و مهمات از ایران به سوریه «از طریق ترکیه» را نیز نادیده می‌گیرد.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص که روز جمعه این سند را منتشر کرده، نوشته است که ترکیه از قاچاق تسلیحات ایرانی از طریق سوریه و ترکیه برای حزب‌الله لبنان حمایت نمی‌کند، اما «چشم خود را بر آن می‌بندد.»

همچنین در این سند در مورد قاچاق تسلیحات ایرانی آمده است که آنکارا تنها زمانی در این امر دخالت می‌کند که «تحت فشارهای خاص بین‌المللی باشد.»

به گزارش این روزنامه اسرائیلی، مقامات ارشد دولت اسرائیل این مسئله را با مقامات آمریکایی در میان گذاشته‌اند که ترکیه «به دلیل نیازش به منابع انرژی در ایران» هر چه بیشتر به ایران نزدیک شده است.

مقامات اسرائیلی دلیل دیگر نزدیکی هر چه بیشتر ترکیه به ایران را «بازبینی مقامات ترک در استراتژی جهانی خود» ذکر کرده‌اند.

در کمتر از یک ماه گذشته دو هواپیمای ایرانی به مقصد سوریه مجبور به فرود در فرودگاهی در ترکیه شده‌اند که یکی از آنها حامل مقادیری اسلحه بود.

در همان زمان روزنامه ترک‌زبان آخشام نوشت که این دو هواپیما بنا به درخواست ایالات متحده و به ظن حمل «مواد هسته‌ای و اسلحه» متوقف شده‌اند.

از زمان تصویب دور چهارم تحریم‌های اقتصادی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل در تابستان گذشته، آمریکا و متحدانش چندین کشور و سازمان از جمله چند بانک بین‌المللی را به کمک به مقامات تهران در دور زدن این تحریم‌ها متهم کرده‌اند.

منبع: رادیو فردا


 
 

همسر تقی رحمانی خطاب به دادستان تهران:
1390/1/19

نرگس محمدی همسر تقی رحمانی در نامه‌ای به دادستانی تهران، «بی‌توجهی به قانون و اخلاق و منش انسانی» از جانب برخی مسئولان را ظلمی آشکار در حق شهروندان دانسته و نسبت به «نقض مکرر قانون در مورد بازداشت همسرش و اعمال فشار بر وی در زندان» ابراز نگرانی کرده است.

وی در نامه خود به مواردی از قبیل «قطع تماس و ملاقات با خانواده، عدم دسترسی به وکیل، عدم ابلاغ بازداشت موقت به متهم، عدم برخورداری از هواخوری، بازداشت بدون ارائه حکم قانونی و با شکستن در منزل و نگهداری همسرش در سلول انفرادی» به عنوان نمونه‌هایی از نقض قانون اشاره کرده است.

محمدی اتهام همسر خود را به عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار، «قلم و زبان او» عنوان کرده و در بخشی از نامه خود به تشریح چگونگی بازداشت تقی رحمانی در حضور فرزندانش پرداخته است.

او در ادامه خطاب به رییس قوه قضاییه و همچنین دادستان تهران نوشته: «ما و همه عزیزان در بند و خانواده ایشان انسان و هموطنان شما هستیم و شما حافظان حقوق شهروندان و پاسخگو به درخواست‌های آنان هستید. میثاقی بین ما و شما حاکمان است که ملتی شریف، بهایی سنگین برای آن پرداخت کرده‌اند. بهای این قانون، خون انسان‌هایی پاک بوده و اکنون چه دشوار است که شاهد نقض این قانون توسط برخی مسوولان باشیم.»

همسر تقی رحمانی همچنین یادآور شده که «بی‌توجهی به قانون و اخلاق و منش انسانی توسط برخی مسئولان ظلمی آشکار در حق شهروندان است؛ به خصوص آنکه شهروندی ظالمانه و به دور از قانون به زندان افکنده شود و دست او و خانواده او از اعمال هر راهی برای احقاق حقوق کوتاه باشد.»

به نوشته وی، این نامه دادخواهی یک خانواده ایرانی‌ست که عزیزی در بند دارد و چون هر خانواده دیگر ایرانی آرزوی یک زندگی امن و پرمحبت دارد.

منبع: جرس

پیشینه:

تقی رحمانی بازداشت شد

نهادهای قضایی به دستور خامنه‌ای به ابزاری برای بازداشت روزنامه‌نگاران تبدیل شده است


 
 

1390/1/19

تیراندازی نیروهای امنیتی عراق به اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در اردوگاه اشرف در عراق، شماری کشته و زخمی بر جای گذاشته است.

در ساعات اولیه بامداد جمعه، 19 فروردین، نیروهای امنیتی عراق به اردوگاه اشرف، محل اقامت شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، حمله کردند و براساس گزارش های رسیده، بین آنان و ساکنان این اردوگاه درگیری هایی روی داد.

در مورد تلفات این درگیری گزارش های متفاوتی مخابره شده است. خبرگزاری آلمان اعلام کرده که حمله امروز یازده کشته و ۲۰۰ مجروح برجای گذاشته است.

این در حالی ست که سایت سازمان مجاهدین خلق، با متهم کردن نیروهای عراقی به اقدامات خشونت آمیز و دست زدن به «کشتار» تعداد قربانیان این واقعه را بیش از سی نفر ذکر کرده و گفته است که حال تعدادی از زخمی های این واقعه وخیم است.

یکی از فرماندهان عراقی نیز به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است که دستور حمله به اردوگاه اشرف پس از دو روز سنگ پرانی ساکنان این محل به سوی سربازان عراقی، که در نزدیکی این محل مستقر شده بودند و اقدام آنان در انداختن خود در برابر خودروهای نظامی صادر شد.

از این عملیات چند فیلم ویدیوئی، با نشان سازمان مجاهدین خلق، در شبکه یوتیوب منتشر شده که گروهی از نظامیان مسلح را هنگام ورود به اردوگاه اشرف نشان می دهد در حالی که شعارهای ساکنان و صدای شلیک به گوش می رسد هر چند مشخص نیست که آیا این صدا مربوط به شلیک گاز اشک آور است یا گلوله. (یکی از این ویدیوها را از اینجا ببینید.)

در جریان جنگ ایران و عراق در دهه 1980 میلادی، گروهی از اعضای سازمان مجاهدین خلق و رهبران این سازمان به عراق پناهنده شدند تا به فعالیت مسلحانه علیه جمهوری اسلامی مبادرت کنند اما پس از حمله نیروهای خارجی و سقوط حکومت صدام حسین، رئیس جمهوری عراق در سال 2003، ساکنان این اردوگاه به عنوان خارجیان مسلح غیر متخاصم، تحت حفاظت نیروهای آمریکایی قرار گرفتند و بعدا خلع سلاح شدند.

این نخستین بار نیست که گزارشی از برخورد نیروهای دولتی عراق با ساکنان اردوگاه اشرف مخابره می شود.

گزارش جدیدترین مورد حمله به اردوگاه اشرف یک روز پس از آن انتشار می یابد که یکی از سخنگویان مجاهدین خلق در آمریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت که مدارکی در اختیار این سازمان قرار دارد که نشان می دهد دولت ایران یک تاسیسات مخفی تولید قطعات سانتریفیوژ را در نزدیکی تهران به کار انداخته است.

منبع: بی‌بی‌سی و دویچه ووله

 


 
 

1390/1/19

سفارت جمهوری اسلامی در واکنش به خودسوزی یک ایرانی در هلند اعلام کرد: «هلند باید در قبال پناهندگان مسئولیت پذیر باشد.»

روز گذشته رسانه‌های هلندی گزارش دادند که یک مرد سی و شش ساله ایرانی که درخواست پناهندگی اش از هلند هفته پیش رد شده بود و باید هلند را ترک می کرد در میدان دام در آمستردام خود را به آتش کشید و در بیمارستان درگذشت.

اکنون سفارت جمهوری اسلامی ایران در لاهه در واکنش به این خبر در بیانیه‌ای اعلام کرده است که هلند به عنوان «کشور مهاجران» باید در قبال مهاجرانی که «برای زندگی بهتر در این کشور تلاش می‌کنند» مسئولیت‌پذیر باشد.

سفارت جمهوری اسلامی در بیانیه خود از اینکه یک ایرانی دور از وطن و در شرایط سخت مجبور به خودکشی شده «ابراز تاسف» کرده است.

سفارت ایران در این بیانیه همچنین تاکید کرده است که بنا به درخواست خانواده فرد کشته شده، تلاش خود را برای انتقال جسد این شخص به ایران خواهد کرد.

سفارت ایران در این بیانیه اشاره‌ای به علت پناهندگی این فرد نکرده است.

بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی هزاران نفر از ایرانیان به دلایل سیاسی مجبور به خروج از کشور شدند. اما بسیاری از آنها هم‌اینک در خطر بازگرداندن به ایران قرار دارند.

منبع: سفارت ایران در هلند

پیشینه:
یک ایرانی در هلند که درخواست پناهندگی‌اش رد شده بود خودش را سوزاند و جان سپرد

 


 
 

1390/1/19

صبح امروز سه خط لوله اصلی انتقال گاز طبیعی ایران در منطقه ای در استان قم منفجر شد.

مسئولیت اصلی این خطوط لوله انتقال بخشی از گاز طبیعی تولید شده در پالایشگاه‌هایی همچون مجتمع گازی پارس جنوبی، پارسیان و فجرجم به استان‌های شمال و شمال غربی است.

به گزارش خبرگزاری مهر این انفجار در ۷۴ کیلومتری جاده دلیجان به قم رخ داده است و در اولین اقدام پس از وقوع آن، مسئولان شرکت ملی گاز اقدام به تخلیه گاز از خطوط لوله آسیب‌دیده کرده‌اند.

مجید بوجارزاده، سخنگوی شرکت ملی گاز ایران اظهار نظر درباره دلیل این حادثه را به مشخص شدن نتایج تحقیق گروه‌های کارشناسی موکول کرد.

آقای بوجارزاده از امکان بازسازی لوله‌ها در مدت ۴۸ ساعت خبر داد و گفت که با اقدامات انجام‌شده «مشکلی در تامین گاز مشترکان وجود ندارد.»

خبر این انفجار در حالی منتشر می شود که دو ماه پیش هم سه خط لوله انتقال گاز در نزدیکی منطقه سلفچگان در استان قم منفجر شد. در آن زمان سخنگوی شرکت ملی گاز ایران گفت که علت انفجار مسائل فنی نبوده است.

منبع: مهر و بی‌بی‌سی

پیشینه:
انفجار در خط لوله انتقال گاز به قم


 
 

1390/1/19

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در پیامی اعلام کردند که از روز یکشنبه دست به اعتصاب غذا می زنند.

به گزارش وب‌سایت جرس این زندانیان در پیام خود اعلام کرده‌اند که در اعتراض به احضارها، بازداشتها، تهدیدات و فشارهای وارد بر خانواده های زندانیان، فشارها و محدودیتهای غیر قانونی و غیر انسانی تحمیل شده بر صدها زندانی سیاسی و غیرسیاسی اعتصاب غذا خواهند کرد.

در این پیام همچنین آمده است: «ما در همبستگی با خانم محتشمی پور و همگام با سایر کنشگران صنفی، سیاسی، حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده و شجاعی که در داخل و خارج کشور به این طریق از ایشان اعلام حمایت می‌نمایند همراهی کرده و از روز یکشنبه تا زمان تغییر رفتار کارگزاران امنیتی و قضایی با زندانیان و خانواده های آنها دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.»

این بیانیه به امضای منصور اسانلو، رسول بداقی، عیسی سحر خیز، حشمت طبرزدی، مهدی محمودیان، کیوان صمیمی، رضا رفیعی، جعفر اقدمی، علی عجمی، مجید توکلی، بهروز جاوید و برخی دیگر از زندانیان زندان رجایی شهر رسیده است.

برخی از این زندانیان همچون مجید توکلی، عیسی سحرخیز و رسول بداقی تاکنون در چندین نوبت اعتصاب غذا کرده‌ بودند.

منبع: جرس


 
 

1390/1/19

سازمان مجاهدین خلق ایران می گوید یک مجتمع صنعتی را در کرج شناسایی کرده است که در آن قطعات سانتریفیوژ تولید می شود.

علیرضا جعفرزاده از سخنگویان این سازمان مخالف جمهوری اسلامی روز پنجشنبه در کنفرانسی خبری در واشنگتن مدعی شد که مجتمع «تابا» برای چهار سال و نیم مشغول تولید «جدار آلومینیومی، مغناطیس، پمپ های ملکولی، لوله های کامپوزیت و پایه سانتریفیوژ» بوده است.

سازمان مجاهدین خلق که می گوید این سایت توسط جاسوسان آن شناسایی شده، تعدادی عکس هوایی از این تاسیسات صنعتی ارائه کرد اما هیچ سندی در تایید این ادعا نداد.

این سازمان گفت که ایران قطعات ساخت «ده ها هزار سانتریفیوژ» که در غنی سازی اورانیوم به کار می رود را در آنجا تولید کرده است.

سخنگویان سازمان مجاهدین خلق همچنین جزئیاتی درباره سه انبار فولادی در این مجتمع ارائه و نام های چندین نفر که گفتند مدیران ارشد و دانشمندان این مرکز هستند را اعلام کردند.

آقای جعفرزاده گفت که مجتمع تابا بزرگترین تولیدکننده قطعات سانتریفیوژ در ایران است و دولت این کشور طی سالیان اخیر قطعات لازم برای ساخت 100 هزار سانتریفیوژ را تولید کرده است.

سازمان مجاهدین خلق از سال 2002 به این سو در چند مورد اطلاعاتی در مورد آنچه می گوید اسرار برنامه اتمی ایران است ارائه کرده که بعضی از آنها موثق بوده و بعضی از آنها نیز تایید نشده است.

منبع: بی‌بی‌سی

 


 
 

1390/1/18
شبکه بی‌بی‌سی فارسی در برنامه صفحه دو با آلن اير سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا که تازه منصوب شده و به زبان فارسی مسلط است گفتگو کرده است. آلن ایر در مورد مسائل ایران از جمله وضعیت حقوق بشر در این کشور سخن می‌گوید.

 
 

1390/1/19

به دنبال ادامه روند افزایش قیمت طلا و سکه در بازار ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی اعلام کرده است، علاوه بر فروش سکه، اقدام به حراج حضوری شمش طلا خواهد کرد.

روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی اعلام کرده است، فروش شمش طلا از طریق حراج حضوری از روز شنبه بیستم فروردین ماه در بانک کارگشایی آغاز می‌شود.

بر اساس اعلام محمد کشتی‌آرای، رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر ایران، بهای هر قطعه سکه بهار آزادی طرح قدیم در روز پنجشنبه، ۱۸ فروردین (۷ آوریل)، با ۱۰ هزار تومان افزایش نسبت به روز قبل، به ۴۵۵ هزار تومان رسید.

قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار هم در بازار ایران ۴۰ هزار تومان اعلام شده است.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی علت حراج شمش‌ طلا را در کنار فروش سکه «پاسخگویی به نیاز بازار طلا و ایجاد تعادل درمعاملات» اعلام کرده است.

همچنین رئیس اتحادیه کشوری طلا و جواهر نسبت به ادامه روند رو به افزایش قیمت سکه و طلا در روزهای آینده هشدار داده و با اشاره به اقدام بانک مرکزی برای کنترل بازار در هفته آینده گفته است: «در صورت آغاز حراج سکه در بازار، قیمت‌ها در این بخش کاهش خواهد یافت و روند افزایشی آن متوقف می‌شود.»

خبرگزاری مهر به نقل از فعالان بازار سکه و طلا علت افزایش کنونی قیمت طلا در بازارهای ایران را ناشی از افزایش قیمت جهانی طلا و نیز افزایش قیمت دلار در بازارهای داخلی اعلام کرده است.

بر اساس این گزارش قیمت هر دلار آمریکا در روز چهارشنبه با ۱۰ تومان افزایش به ۱۱۲۵ تومان رسیده است.

همچنین گزارش‌های دیگر حاکی از آن است که همزمان با روند رو به افزایش قیمت طلا در ایران بانک کارگشایی از اعلام قیمت‌ رسمی برای سکه خودداری کرده که این امر نیز دلیل دیگری برای افزایش قیمت سکه به شمار می‌آید.

منبع: مهر، بی‌بی‌سی و رادیو فردا


 
 

1390/1/19

رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی و گروه تروریستی القاعده را متهم کرده است، که در پی سواستفاده از شرایط منطقه برای گسترش نفوذ خود هستند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا،‌ روز پنج‌شنبه در سخنانی در یکی از پایگاه‌های نظامی آمریکا در بغداد با اشاره به ناآرامی‌های جاری در برخی از کشورهای عربی، نسبت تلاش ایران و گروه‌های بنیادگرا برای سواستفاده از این وضعیت ابراز نگرانی کرده است.

وی با بیان این که ایالات متحده آمریکا باید از نزدیک مراقب اوضاع باشد، در این باره اظهار داشته است: «اکنون شرایطی وجود دارد که ممکن است، بنیادگرایان و همین طور ایران برای گسترش نفوذ خود تلاش کنند.»

وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا همچنین گفته است، کشورش باید از این امر اطمینان حاصل کند که چنین گروه‌هایی نتوانند در سایه تحولات منطقه به اهداف خود دست یابند.

گفتنی است اعزام نیرو از سوی چند کشور عربی از جمله عربستان سعودی و امارات به بحرین برای مقابله با اعتراض‌های اکثریت شیعه در این کشور، اعتراض شدید جمهوری اسلامی را به دنبال داشته است که این اعتراض‌ها نیز به نوبه خود با واکنش تند کشورهای عربی روبرو شده که تهران را به دخالت در امور داخلی خود متهم کرده‌اند.

مقام‌های جمهوری اسلامی و رسانه‌های حکومتی در ایران رویکردی دوگانه در قبال تحولات در منطقه در پیش گرفته‌اند و در حالی که اعتراض‌های مردمی در کشورهایی مانند مصر، تونس یا بحرین را «پس‌لرزه‌های انقلاب اسلامی» یا «خیزش اسلامی» توصیف می‌کنند، درباره اعتراض‌های ضد حکومتی در سوریه سکوت کرده‌اند.

منبع: رادیو فردا


 
 

1390/1/18

سازمان عفو بين الملل روز چهارشنبه دربيانيه ای خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط حشمت الله طبرزدی، فعال سياسی، شد.

در این بیانیه آمده است: «حشمت الله طبرزدی يک زندانی عقيدتی است و تنها به خاطر فعاليت های مسالمت آميزش برای حق آزادی بيان زندانی شده است و می بايست بي‌درنگ و بدون قيد و شرط آزاد شود.»

عفو بين الملل در ادامه بيانيه خود به تشريح روند بازداشت حشمت الله طبرزدی پرداخته و نوشته است: «حشمت الله طبرزدی ۵۳ ساله، رهبر جبهه دموکراتيک ايران، يکی از احزاب مخالف در ايران، در ششم دی ماه ۱۳۸۸ در خانه‌اش در تهران توسط چهار نفر که مدعی بودند از طرف دفتر دادستانی هستند، و با يک حکم نامعتبر بازداشت شد.»

عفو بين الملل می گويد، حشمت الله طبرزدی در دادگاه خود گفته بود که «در طول دوران بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به تجاوز تهديد شده و شديداً برای اعتراف به دريافت پول از بيگانگان تحت فشار قرار داشته است.»

حشمت الله طبرزدی در مهرماه سال ۱۳۸۹ به اتهام «توهين به رهبر»، «فعالیت تبليغی عليه نظام»، «اجتماع و تبانی» و «برهم زدن نظم و آسايش عمومی از طريق شرکت در تجمعات» به ۹ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

محکوميت حشمت الله طبرزدی در دادگاه تجديدنظر و پس از برائت از اتهام «برهم زدن نظم عمومی» و «فعاليت تبليغی عليه نظام» به ۸ سال زندان کاهش يافته و محکوميت شلاق لغو شد. آقای طبرزدی همچنين به مدت ۱۰ سال از شرکت در هرگونه فعاليت اجتماعی محروم شده است.

منبع: رادیو فردا


 
 

مجله تایمز اعلام کرد:
1390/1/18

جعفر پناهی، کارگردان سرشناس ایرانی از سوی مجله تایم به عنوان یکی از ۱۰ هنرمند برجسته ای که از سوی حاکمیت کشورها مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند، معرفی شد.

به گزارش تایم جعفر پناهی به هماره پیر پائولو پازولینی، رابرت مپلتورپ، آندره تارکوفسکی، اون ماسیکو، کاراواجیو، چارلی چاپلین، پال کله، م.ف. حسین و آی وی وی در این لیست جای دارند.

بنابر این گزارش، جعفر پناهی، کارگردان ایرانی فیلم بادکنک سفید، برنده جوایز بین المللی متعددی شده است. «دایره» فیلمی است که به نقد رفتار با زنان در ایران پرداخته است و فیلم «آفساید» نیز در سال ٢۰۰۶ به شکل مخفیانه ای ساخته شد. آفساید برنده خرس نقره ای در جشنواره بین المللی فیلم برلین در سال ٢۰۰۶ و همچنین فیلم منتخب جشنواره فیلم تورنتو و نیویورک در سال ٢۰۰۶ بود.

پس از اعتراضات در پی انتخابات سال ٢۰۰۹ ایران، جعفر پناهی به دلیل ساخت فیلمی درمورد این موضوع و به دلیل اقدام علیه حاکمیت و فیلمبرداری بدون کسب مجوز بازداشت و به شش سال زندان محکوم شد. وی هم چنین از تولید هرگونه فیلم و انجام مصاحبه تا ٢۰ سال منع گشته است.

چهره های سرشناس هالیوود مانند مارتین اسکورسیزی، هاروی وینستین، شان پن، پل هگیس برای درخواست آزادی وی به کمپین سازمان عفو بین الملل پیوستند، اما جعفر پناهی همچنان در انتظار آزادی است.

منبع: جرس


 
 

1390/1/18

سیزده تن از اعضای هیات دولت اصلاحات درپیامی  درگذشت میراسماعیل موسوی را به مهندس موسوی تسلیت گفتند.

در این پیام خطاب به موسوی آمده است: «درگذشت والد ماجد مرحوم حاج سید اسماعیل موسوی که عمری را در عشق به پیامبر و اهل بیت مکرم ایشان سپری نمود، خدمت جنابعالی و خاندان معزز موسوی که خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام ،انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند، تسلیت می گوییم.»

عبدالواحد موسوی لاری، بیژن زنگنه، اسحاق جهانگیری، حبیب الله بیطرف، صفدر حسینی، محمود حجتی، احمد معتمدی، پزشکیان، ناصرخالقی، احمد خرم، معصومه ابتکار، علی صوفی و محمد ستاری فر افردای هستند که این پیام را امضا کرده‌اند.

پیش از این نیز شماری از زندانیان سیاسی به همراه آیت‌الله یوسف صانعی، هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، بیت آیت‌‌الله حسینعلی منتظری، خانواده آیت‌الله طالقانی و شماری از تشکل‌های دانشجوئی و جوانان در پیام‌های جداگانه‌ای درگذشت پدر میرحسین موسوی را به وی و خانوده‌اش تسلیت گفته بودند.

منبع: جرس

پیشینه

پیام تسلیت هاشمی برای خاندان موسوی

پیام تسلیت آیت‌الله صانعی، محمد خاتمی و بیت آیت‌الله منتظری به موسوی

پیام تسلیت آیت‌الله دستغیب، آیت‌الله بیات زنجانی، و خانواده‌ی شهید بهشتی به میرحسین موسوی

پیام تسلیت آیت‌الله اردبیلی، خانواده آیت‌الله طالقانی و جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت به میرحسین موسوی

پیام تسلیت همسر شهید همت و همسر شهید باکری به میرحسین موسوی

پیام تسلیت امام جمعه اهل سنت زاهدان به مناسبت درگذشت پدر میرحسین موسوی


 
 

1390/1/18

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران از اختصاص بودجه‌ای در این وزارت‌خانه برای تسویه حساب با کارمندانی که «به اسلام اعتقاد ندارند» خبر داده است.

محمد حسینی در دیدار با کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به ایجاد فضای غیر اسلامی در این وزارت‌خانه و زیرمجموعه های آن هشدار داده و گفته است: «کسی که به اسلام اعتقاد نداشته باشد، باید با او تسویه حساب کرد و امسال هم پولی را گذاشته ایم برای همین کار.»

حسینی افزوده است: «کسانی که نمی‌خواهند با حرکت اسلامی در وزارتخانه همراهی داشته باشند، بیایند تسویه کنند. ما هم همه حق و حقوق آنها را تمام و کمال پرداخت می‌کنیم. من این را خیلی صریح و شفاف می‌گویم که کارها در فضایی شفاف انجام شود.»

موضع گیری صریح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حالی انجام می‌شود که پیش ازاین هم مقام های بلندپایه جمهوری اسلامی بارها از لزوم اسلامی شدن فضای علمی و فرهنگی در این کشور سخن گفته‌اند.

 از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ دهها استاد دانشگاه به بهانه «اسلامی شدن دانشگاهها» اخراج و یا به طور اجباری بازنشسته شده‌اند.

منبع: مهر و بی‌بی‌سی


 
 

1390/1/18

سعد حريری، نخست‌وزير لبنان با انتقاد از از سياست‌های خارجی جمهوری اسلامی در منطقه، ايران را به «دخالت وقيحانه» در امور کشورهای عربی متهم کرد.

آقای حريری که روز پنجشنبه در مراسم گشایش نشست اقتصادی عربستان سعودی و لبنان سخن می‌گفت، تاکید کرد: «ايران در امور لبنان، بحرين و کويت دخالت می‌کند اما اين دخالت‌ها ديگر به هيچ وجه قابل قبول نيست.»

وی  افزود: «لبنان و شماری از کشورهای منطقه خلیج فارس، و احتمالاً کشورهایی خارج از این منطقه متحمل دخالت‌های وقیحانه ایران در مسائل داخلی جهان عرب هستند.»

آقای حريری که در حال حاضر رياست دولت موقت و انتقالی در لبنان تا زمان تشکيل دولت جديد را به عهده دارد، هشدار داده که «لبنان تحت قيموميت و سرپرستی ايران نخواهد رفت.»

تنش‌ میان ایران و کشورهای عربی پس از اعتراض‌های پی در پی جمهوری اسلامی به اعزام سربازان عربستانی و اماراتی به بحرین بالا گرفت. این دو کشور به ایران هشدار دادند که در امور داخلی کشورهای حاشیه خلیج فارس مداخله‌ نکند.

منبع: رادیو فردا

پیشینه:
عربستان و امارات: ایران در امور کشورهای حاشیه خلیج فارس دخالت نکند
بحرین کاردار جمهوری اسلامی ایران را اخراج کرد

هشدار کلینتون به ایران درباره مداخله در بحرین
بحرین سفیر خود را از تهران فراخواند

 


 
 

1390/1/18

سازمان یونسکو اعلام کرد که جایزه جهانی آزادی مطبوعات ٢٠١١ خود را به احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار زندانی اهدا کرده است.

دیانا سانگور (Diana Senghor) رئیس هیات داوران در این باره اعلام کرده که «اهدای این جایزه به احمد زیدآبادی ارج گذاری به شجاعت استثنایی، مقاوت و تعهد این روزنامه‌نگار در جهت آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر، تساهل و انسانیت است.»

به گفته خانم سانگور «اهدای این جایزه ورای شخصیت احمد زیدآبادی جایزه به بسیاری از روزنامه‌نگاران ایرانی است که هم اکنون در زندان بسر می‌برند.»

ارینا بوکوا (Irina Bokova) مدیرکل یونسکو نیز با تائید تصمیم هیات داوران از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته هر چه زود‌تر احمد زید‌آبادی را آزاد کنند.

خانم بوکوا گفته است: «احمد زیدآبادی در همه مدت فعالیتیش همواره و شجاعانه از آزادی مطبوعات و آزادی بیان، حق بنیادین بشر که پایه‌ دیگر آزادی‌ها مدنی و عنصر کلیدی برای جوامع باز و روامدار است دفاع کرده است.»

جایزه جهانی آزادی مطبوعات سازمان یونسکو و گیارمو کانو (Guillermo Cano) در سال ١٩٩٧ از سوی کمیته اجرایی یونسکو تاسیس و هر سال در روز جهانی آزادی مطبوعات (٣ می‌-١٣ اردیبهشت) به یک فرد یا سازمان و نهاد که از آزادی مطبوعات دفاع کرده و به ویژه در این راه خطر کرده است، اهدا می‌شود.

احمد زیدآبادی در ٢۴ خرداد ١٣٨٨ بازداشت شد و در آذر ماه ١٣٨٩ از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان و تبعید در گناباد و ممنوعیت دائم از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی محکوم شد.

در سال ٢٠١٠ نیز احمد زیدآبادی برنده جایزه قلم زرین آزادی از انجمن جهانی مطبوعات شده بود.

منبع: سازمان گزارشگران بدون مرز و یونسکو


 
 

1390/1/18

رضا علیجانی
روزآنلاین
به نقل از چشم انداز ایران

وقتی دوستان خواستند درباره سالی که گذشت و سالی که پیش روست، چیزی بنویسم، حالت استیصالی به من دست داد! فکر کردم چه چیز قابل "عرضه"ای می‌توانم بنویسم، آن هم برای نشریه وزین چشم‌انداز که همچون دوستی عزیز دوستش داریم و همواره برایش آرزوی سلام و "سلامتی" داریم.

اما وقتی با دوستی در خیابان با او مواجه شدم و در طی مسیری مشترک از این در و آن در گپ می‌زدیم، سخن به وضع زندگی و امور روزمره و بالطبع قیمت‌ها، یارانه‌ها، تحریم و... رسید، چیزی که معمولاً و بویژه در این روزها بسیاری از عامه مردم درباره آن حرف می‌زنند، مثال و مدل ساده‌ای از شیوه تدبیر و چرخاندن اقتصاد کشور زدم، که دیدم شاید بتوان همین مطلب را عریضه‌ای کرد بر مجله‌ای که دوستش داریم.

شیوه تدبیر اقتصاد ایران در سال‌های اخیر به زبان خیلی ساده این است که نفت می‌فروشیم و پولدار (ارزدار!) می‌شویم، حالا هم نفت خیلی گران شده پس خیلی پولدار می‌شویم، حال تنها مشکل این است که چگونه این "درآمد"مان را به معنی واقعی کلمه (یعنی از "در"آمد برای ما، آن هم از آن سوی "در") را خرج کنیم!

حل مشکل خیلی ساده است. هر دانشجوی اقتصاد هم می‌داند که چرخه اقتصاد بر اساس تولید و توزیع و مصرف، صادرات و واردات، صنعت و کشاورزی و خدمات، تنظیم امور مالی و پولی، نرخ ارز، تعرفه‌های واردات، میزان مالیات و از این حرف‌ها قرار داد. اما همه اینها بر اساس یک مدل ساده‌تر به این شکل قابل فهم است که باید یک انباشت و سرمایه اولیه‌ای وجود داشته باشد که بتواند به عنوان محرک و انرژی اولیه برای چرخش این نهادها و زنجیره‌های اقتصادی عمل کند. این سرمایه و محرک اولیه را معمولا منابع طبیعی، سرمایه‌های داخلی و یا خارجی، کار و توان مولد زحمتکشان و یا مجموعه و ترکیبی از این‌ها می‌سازد.

اما مدل مدیریت کنونی ایران زیاد به ترکیب و تألیف (چه مادی‌اش و چه معنوی‌اش از نوع تألیف قلوب!) فکر نمی‌کند پس مدل ساده‌تر و سیاست‌ها و صف‌های مبتنی بر آن باز ساده‌تر می‌شود. به این شکل: ما نفت داریم (همان سرمایه و محرک اولیه)، آن را می‌فروشیم، نیازهای‌مان را برای زندگی روزمره و چرخش امور "وارد" می‌کنیم که در این مورد آدم‌های "وارد" هم زیاد داریم. بعد این واردات را به "همه" عرضه می‌کنیم، چون به "همه" (همه و همهمه، حال روشنفکرها هر اسمی می‌خواهند رویش بگذارند، از این اسم‌های غرب‌زده مثل پاپیولار و پوپولیستی و اینها) علاقه زیادی داریم. از این "همه" عده‌ای پول دارند یا به نحوی از همین "در"آمد نفت، البته "علی قدر مراتبهم" در نظام اداری و سیاسی‌مان به آنها می‌دهیم که بتوانند "درآمد" این واردات را به از "در" آمد منزل‌شان تبدیل کنند و به قول معروف گوارای وجود (و یا احیاناً "موجودی"شان) سازند.

به عده‌ای هم که ندارند تا از این واردات افراد وارد بهره ببرند، برای آنکه به "همه" علاقه‌مندیم، کمکی می‌کنیم. البته باز علی قدر مراتبهم یا بر اساس ساعاتی که در ادارات معطل‌اند، حقوق‌شان می‌دهیم و یا اصلاً اگر از کار افتاده و یا بیکار و محروم در گوشه‌ای از شهرها (البته جنوب آنها) و یا روستاها؛ که باز ما علاقه خاصی به آنها داریم، سهم و سهام و سهمیه‌ای می‌دهیم تا جیب‌جنوبی‌ها هم کمی البته باز علی قدر مراتبهم ورم کند (حال باز روشنفکرها هر چه می‌خواهند از این حرف‌های غربی‌‌ها برایش بزنند مثلا بگویند کلاینتالیسم و حامی‌پروری و از این جور...!)، و خلاصه آنها هم از زحمات آدم‌های وارد، در واردات بهره بگیرند و زنده بمانند و نفس تازه کنند. ما به نفس آنها هم چون قد و قدم و...! آنها هم علاقه زیادی داریم.

حال باز به طور ساده صف‌بندی بهره‌مندی از این وضع اقتصادی کشور به همین روشنی دو دسته می‌شود یک طرف ما قرار داریم یعنی قدرت و در کنارمان افراد وارد (واردکننده‌ها) و در کنار آنها هم عامه‌ای که به هر حال مشکلات زندگی‌اش اقتضا می‌کند طرفدار ارزانی باشد و بیشتر به امروزش بیندیشد و ساده‌ترین طریق برای این کار هم همین کاری است که ما می‌کنیم: واردات و الا اگر بخواهیم معطل تولید و بهبود وضع و قیمت جنس ایرانی بمانیم که نمی‌توان ارزانی را ارزانی عامه مردم کنیم. پس بالطبع در اقتصاد (البته نه سیاست و فرهنگ و...)، مثلث قدرت، وارد کننده و عامه مردم (در مصلحت‌اندیشی برای زندگی روزمره‌شان) در یک صف قرار می‌گیرند.

حال حساب صف دیگر هم روشن است. در آن صف تولیدکننده‌ها قرار دارند و عده‌ای از این اقتصاد خوانده‌های غربی و برخی هم سیاسیون ملی و مصدقی! البته به شایعات عده‌ای یا جاهل یا مغرض هم نباید گوش داد که می‌گویند سیاست‌ها و تدبیرهای ما را هم عده‌ای غرب‌زده و با فرمول‌های آنها نسخه‌پیچی کرده‌اند. اینها مرعوب غرب‌اند و توانایی‌ها و ما می‌توانیم‌های ما سرشان نمی‌شود و خود را به خواب زده‌اند و اگر خوابیده‌ها را بتوان بیدار کرد، اینها را نمی‌توان. آهسته باید گفت که متهم به نقض حقوق این زائده‌ها نشویم؛ اما این‌ها را فقط باید جاروی‌‌شان کرد!

از قدیم هم عده‌ای از افراد وارد در واردات‌ گفته بودند، بعضی اقتصاددان‌های دلسوزمان هم، که اصلاً کی گفته باید اقتصاد متکی به تولید باشد؟ این حرف‌ها یا مال چپ‌هاست و یا بیشتر مال همین ملی - مصدقی‌های منحرف و مغرض. تازه برخی پست‌مدرن‌ها که دوستان خیلی باسواد ما تازگی‌ها بعضی حرف‌های آنها را تلمذ کرده و یاد گرفته‌اند نیز می‌گویند که همه چیز نسبی است و هیچ فرمول مطلق (به قول آنها فراروایتی) مثل لزوم اتکای اقتصاد ملی به تولید داخلی وجود ندارد.

ما هم طبق همین عقیده عمل می‌کنیم. می‌ماند سیاست‌های ارزی که در مورد آن هم مدیریت ما دارای سیاستی منسجم با همان سیاست "نفت – واردات" است. ما قیمت ارز (مخصوصا این دلار لعنتی‌ دشمن‌مان را) پایین نگه می‌داریم تا واردات برای آدم‌های وارد صرف کند و جنس ارزان به دست عامه مردم که دوستشان داریم برسد و البته این به مصلحت خود ما هم هست تا نارضایتی به وجود نیاید و قدرت‌ ما هم در این وسط بر اساس "رضایت" همین افراد وارد و عامه مردم حفظ شود. آن طرف هم البته عده‌ای این سیاست‌ها را غلط می‌دانند و ناراضی‌اند. اما کدام کشور در روی کره زمین است که همه راضی باشند و ناراضی نداشته باشد؟! ما (قدرت)، راضی‌ایم، افراد وارد هم راضی، عامه هم راضی؛ حال گور پدر ناراضی! ناراضی‌ها هم باید راضی شوند و راضی‌شان می‌کنیم! مگر ندیدند در حالی که گلوی کل جهان را بحران اقتصادی فشار می‌داد، ما سالم ماندیم. حال اصلا به تدریج بخش‌های مختلف تولید تعطیل شود، چه اشکالی دارد؟ چرا عده‌ای از این درس‌خوانده‌ها و آن منحرف‌ها، این حرف را کفر می‌دانند. در بالاترین حالت، اصلاً تولید نداشته باشیم؛ مگر چه می‌شود؟ می‌گویند صنعت نساجی، چای و... به همین حالت درآمده. مگر چه اتفاقی افتاده؟ مثلث طلایی (قدرت – واردات – عامه مردم) که سر جایش است، حال در جایی هم تولید نباشد چه می‌شود؟! ما طبق عقاید خودمان زندگی می‌کنیم (مگر ندیدید در حالی که همه دنیا و حتی برخی سیاسیون و مدیران مرعوب قبلی سیاست کاهش جمعیت را در پیش گرفتند به چه خوبی حساب شمردن با انگشتان دست را یادشان دادیم!).

هم چنین کی گفته که سیاست و برنامه‌ریزی باید درازمدت باشد؟ این هم از همان حرف‌های غلطی است که باید جلویش ایستاد. از قدیم در فرهنگ ایرانی‌مان، که تازگی‌ها علاقه‌مان به آن زیادتر هم شده، داشته‌ایم که فکر امروز باش، فردا را کی دیده و در فرهنگ مذهبی‌مان هم همه گفته‌اند که هر روز ممکن است آخرالزمان باشد و دنیا کن‌فیکون شود. پس ملی – مذهبی واقعی ما هستیم. دلسوز ملت هم که می‌خواهیم امورات امروزش را بگذرانیم هم ما هستیم.

النهایه اقتصاد ما به زبان ساده بر مبنای منافع عاجل قدرت – واردات، مصلحت روزمره عامه قرار دارد. این به "مصلحت" همه ماست و در صف دیگر هم تولیدکننده‌های اشرافی و مرفه بی‌درد و لجستیک عناصر مزدور قرار دارند و عده‌ای هم درس‌خوانده‌های غرغرو و عده‌ای هم فسیل‌های ملی و مصدقی که مغرضانه می‌گویند ما به خاطر "حال" (به همه معانی‌اش!) داریم آینده مملکت را  از بین می‌بریم و تازگی‌ها از روی دست ما تقلب می‌کنند و می‌گویند این کارتان ایران‌براندازی است!. اینها هم سرجمع عددی نیستند. اقتصاد سال 89 الحمدلله این طوری گذشت، سال 90 را هم همینطور خواهیم گذراند. فکر حال باش که آینده آب است.  اگر خرده مشکلات اقتصادی هم پیش بیاید با همین سیاست مثلثی حل‌اش خواهیم کرد تا نظر "مردم" چه باشد. اگر فرصتی دست دهد این سیاست و مدیریت‌مان را به جهان هم صادر خواهیم کرد.

از: چشم انداز ایران، ویژه نوروز


 
 

1390/1/18

پلیس مالزی اعلام کرد اعضای یک باند ایرانی قاچاق موادمخدر را بازداشت و بیش از ۷۰ کیلوگرم مخدر از اعضای باند ضبط کرده است.

پلیس مالزی اعلام کرده است که ۷۰ کیلوگرم مت‌آمفتامین که در ایران به «شیشه» معروف و از روان‌گردان‌های رایج است را در محل سکونت این باند قاچاق مواد مخدر کشف و مصادره کرده است.

نور رشید ابراهیم، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر مالزی اعلام کرده که مواد مخدر مصادره شده از این باند، ارزشی معادل دومیلیون و ۳۰۰ هزار دلار دارد.

این مقام مبارزه با مواد مخدر در مالزی اعلام کرده که اعضای این باند در شهر کوالالامپور شناسایی و بازداشت شده‌اند، اما او از ذکر جزئیات دستگیری و محل دقیق اختفای مواد مخدر کشف شده خودداری کرده است.

خبرگزاری فرانسه گزارش کرده که چهار زن ایرانی نیز علاوه بر ۹ عضو دیگر باند به اتهام همکاری بازداشت ‌شده‌اند که اعضای باند و این چهار زن همگی بین ۲۵ تا ۳۸ سال سن دارند.

به گفته‌های رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر مالزی جز ۷۰ کیلوگرم «شیشه» تعداد پنج دستگاه خودرو، دو لپ‌تاپ و ۲۶ ساعت گران‌قیمت نیز در محل سکونت اعضای این باند کشف و توقیف شده است.

در سال ۲۰۱۰ میلادی ۹۰ ایرانی به اتهام حمل و قاچاق مخدر در مالزی بازداشت شده‌اند.

منبع: دویچه‌له٬ رادیو فردا و خبرگزاری فرانسه


 
 

1390/1/18

به گزارش‌ رسانه‌های هلندی، یک مرد سی و شش ساله ایرانی در میدان دام در آمستردام خود را به آتش کشید و در بیمارستان درگذشت.

این پناهنده ایرانی دیروز ظهر خود را در مرکز آمستردام به آتش کشید. پلیس آتش را خاموش و او را به بیمارستان منتقل کرد اما امروز صبح درگذشت. هویت این فرد روشن نیست اما درخواست پناهندگی اش از هلند هفته پیش رد شده بود و باید هلند را ترک می کرد.

(ویدیوی این حادثه دلخراش را می‌توانید از اینجا ببینید.)

مقامات مسئول می گویند پس از این حادثه با خانواده او در ایران تماس گرفته اند.

همزمان گزارش‌های غیر رسمی‌ای نیز از وضعیت دشوار پناهندگان ایرانی در شهر باکو،‌ پایتخت آذربایجان منتشر شده است. بر اساس این گزارش‌ها ایرانیان پناهجو به دلیل مشکلات پناهندگی با دوختن، پلک و لبها دست به اعتصاب غذا زده اند.

 این پناهجویان در اعتراض به وضعیت پناهندگی خود و عدم پاسخگویی مسولین در اعتصاب غذا بسر می‌برند.

بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری اسلامی هزاران نفر از ایرانیان به دلایل سیاسی مجبور به خروج از کشور شدند. اما بسیاری از آنها هم‌اینک در خطر بازگرداندن به ایران قرار دارند.

منبع: وب‌سایت هلندی NOS و وب‌سایت همبستگی ملی
 


 
 

سایت کلمه خبر داد:
1390/1/18

سایت کلمه گزارش کرد زندانیان بند سیاسی زندان اوین می‌توانند در طول سال تنها سه دقیقه تماس تلفنی داشته باشند.

این سایت اعلام کرده که رشته احمدی معاون دادستان تهران دستور داده که «زندانیان بند ۳۵۰ اوین در طول سال تنها سه دقیقه و آن هم با حضور یک نفر از ماموران حفاظت اطلاعات تماس تلفنی داشته باشند.»

این در حالی است که زندانیان غیرسیاسی در سایر بند‌ها در طول شبانه روز دسترسی نامحدود به تلفن دارند.

همچنین زندانیان سیاسی در سایر زندان‌ها به خصوص در زندان رجایی شهر نیز همانند زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از حق تماس تلفنی محرومند.

تلفن‌های بند سیاسی ۳۵۰ از چهارم مرداد ماه سال ۸۹ در حالی که روزانه چهار تا پنج دقیقه به هر یک از زندانیان سیاسی اختصاص داشت، قطع و تاکنون وصل نشده است.

این تصمیم در امتداد مجازات‌های غیر قانونی و تشدید فشار‌ها بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنهاست که پس از انتخابات ۲۲ خرداد بازداشت شده‌اند.

منبع: کلمه


 
 

سروش در پیامی به مناسبت تولد بهاره هدایت:
1390/1/18

عبدالکریم سروش در پیامی تولد بهاره هدایت فعال دانشجویی دربند را تبریک گفت. در متن این پیام آمده که «خزان صفتان جز بهار سوزی و گلستان ستیزی چه در انبان دارند و جز زردی و سردی برای خلایق چه ارمغان آورده‌اند؟»

در این پیام که در صفحه فیس بوک بهاره هدایت قرار گرفته، آمده است: «بهاره گرامی، سالگرد زاد روز تو است. تو را که‌زاده بهاری و فریاد گر آزادی، به زندان افکندند و بهار و آزادی را از تو دریغ کردند و ندانستند که بهار در جان توست، همچنان که در نام توست.»

آقای سروش در بخش دیگری از پیام حود خطاب به بهاره هدایت نوشته است: «دور نیست روزی که جفای ظالمان خاتمت پذیرد و شیفتگان آزادی قدر‌شناس آزادی خواهانی چون تو باشند که از راحت و عافیت خود گذشتند و ترک کام خود گرفتند تا کام خلق بر آید.»

وی در پایان پیام خود خطابه همه زندانیان سیاسی نوشته که «ای بندیان ستم در بندید اما سربلندید و ما در مقابل قامت پر استقامت شما سر خم می‌کنیم.»

بهاره هدایت، روز ۱۰ دی ۸۸ و در موج بازداشت‌های بعد از وقایع عاشورای تهران بازداشت شد و در حال حاضر در زندان اوین زندانی است.

بهاره هدایت در مجموع به هفت سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده و حکم او در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شده است.

حکم بهاره هدایت یکی از سنگین‌ترین حکم‌های متهمان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری است.

منبع: تحول سبز

پیشینه
اوضاع نامساعد جسمی بهاره هدایت پس از یک هفته اعتصاب غذا
بهاره هدایت: آذر همیشه ماه ماست


 
 

یک عضو عضو هیات رئیسه مجلس:
1390/1/18

عضو هیات رئیسه مجلس با اشاره به تاخیر دولت در ایجاد وزارت ورزش و جوانان گفت که در حال حاضر تصرفات سازمان ملی جوانان و تربیت بدنی در بیت‌المال «وجاهت شرعی و قانونی» ندارد.

به گزارش خیرگزاری مهر٬ محمد دهقان گفته که ما انتظار داریم دولت به قانون پایبند بوده و هر چه سریع‌تر قانون مصوب مجلس و شورای نگهبان را اجرا کند.

آقای دهقان افزوده که دولت نه‌ تنها تاکنون این مصوبه مجلس را اجرا نکرده، بلکه در بودجه سال ۱۳۹۰ نیز برای سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان بودجه پیش‌بینی کرده است.

وی اظهار داشت: «دولت در لایحه خود بودجه را به شکل سابق ارائه کرده است ولی مجلس قطعا آن را تغییر داده و تا زمانی که وزیر برای این دو سازمان معرفی نشود تخصیص بودجه بدان وجاهت قانونی ندارد.»

در هفته جاری نیز علی لاریجانی، رئیس مجلس در پی عدم تشکیل وزارت ورزش و جوانان و معرفی وزیر پیشنهادی برای تصدی این وزارتخانه از سوی دولت، در نامه‌ای به محمود احمدی‌نژاد تذکر داده است.

طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان از ترکیب دو سازمان تربیت بدنی و ملی جوانان در دی ماه سال گذشته توسط مجلس به تصویب رسید.

تصویب تشکیل وزارت ورزش با واکنش منفی دولت مواجه شده و بر اختلافات بین قوه‌های مجریه و مقننه افزوده است.

منبع: خبرگزاری مهر


 
 

1390/1/18

حمیدرضا کاتوزیان، رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد که کمیته ویژه‌ای موضوع انتقال سوخت از نیروگاه اتمی بوشهر و به تعویق افتادن تولید برق در این نیروگاه را بررسی خواهد کرد.

آقای کاتوزیان، روز چهارشنبه، ۱۷ فروردین، تأکید کرد که این کمیته به ریاست محمد حسن غفوری فرد، نماینده مردم تهران تشکیل خواهد شد و وظیفه دارد «گزارش کارشناسی و علمی در مورد نیروگاه، مشکلات فنی و مالی، هزینه‌ها، خروج سوخت و قرار داد» تهیه کند تا معلوم شود که «اشکالات ناشی از چیست».

وی افزود که این گزارش پس از آماده شدن به کمیسیون انرژی مجلس و پس از آن به رئیس مجلس شورای اسلامی ارائه خواهد شد.

جمهوری اسلامی بارها تاریخ دقیق تولید برق هسته‌ای در نیروگاه بوشهر را به تعویق انداخته است و این در حالی است که انتقال سوخت به قلب رآکتور نیز بارها با تأخیر و مشکل مواجه شد.

رئیس کمیسیون انرژی مجلس گفته است که اگر کمیته ویژه نیروگاه بوشهر در زمینه ساخت و راه‌اندازی نیروگاه بوشهر به تخلفاتی دست یابد طبق آئین‌نامه داخلی مجلس، این تخلفات را به قوه قضائیه ارجاع خواهد داد.

وی پيش‌بينی كرده است كه كميته ویژه نیروگاه بوشهر درمدت دو ماه بررسی‌های خود را نهايی كرده و گزارش آن را تهیه خواهد کرد.

سابقه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۴ شمسی) بازمی‌گردد که پس از انقلاب اسلامی این طرح کنار گذاشته شد اما در سال ۱۹۹۵ قرارداد نهایی ساخت این نیروگاه با شرکت روسی طرف قرارداد امضا شد.

منبع: ایرنا، مردمک و رادیو فردا


 


شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته