-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

Posts from Khodnevis for 03/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



از جنس دیگر: ماهی نخریم!

 

اگرچه به لحاظ محیط زیستی و حیوان دوستی بسیاری در مورد نخریدن ماهی قرمز، نوشته‌های فراوان دارند، اما من می‌خواهم به موضوع دیگری اشاره کنم. اغلب ما، به دلیل حضور بیشتر کودکان در خانه و حتی اصرار آنها در این ایام، ماهی قرمز را می‌خریم، بدون آنکه مسئولیت نگهداری آنها را هم خریداری کنیم و متاسفانه همراه خرید آنها از فروشنده کتابچه‌ی راهنما نیز نمی‌خواهیم. ماهی قرمز، نه گوشی تلفن همراه است که فقط نیاز به شارژ داشته باشد و نه خودرو که فقط نیاز به بنزین و آب و روغن. عمدتا هم این ماهی ها که صدا و یا زبانی برای عدم رضایت از نحوه‌ی نگهداری ندارند، به دلیل شرایط بد نگهداری در هنگام فروش، مریضی و عدم مراقبت در زمانی کمتر از تعطیلات عید میهمان خانه ها هستند. مثلا این ماهی ها عمدتا گرمابی هستند و با درجه حرارت بین ۲۲ تا ۲۸ درجه‌ی سلسیوس قادر به حیاتند و یا آب شهری لوله‌ها که حاوی کلر است، محیط زندگی آنها را اسیدی می‌کند؛ مانند این که شما روزانه  به جای آب آشامیدنی، جوهر لیموی حل شده در آب بنوشید.

 

با خریدن و نگهداری اشتباه آنها، اولا درس «بی مسوولیتی» به کودکان خودمان می‌دهیم، حتی اگر فکر کنیم برای چند روز می‌توانیم دل آنها را به دست آورده باشیم. این بی‌مسوولیتی سال‌های بعدی زندگی آنها در جامعه، شکل دیگری به خود خواهد گرفت که امروزه با آن مواجهیم. ثانیا معمولا پس از مرگ آنها به خصوص در مقابل دیدگان کودکانمان، به راحتی آنها را در کیسه‌ی زباله‌ی خانه جای می‌دهیم و انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است. این برخورد نیز تربیت غلطی در ادامه‌ی بی‌مسئولیتی است و عادی شدن گرفتن «زندگی» از یک موجود دارای حیات است. شما هم شنیده‌اید، «تخم مرغ دزد، عاقبت شتر دزد می‌شود». ایده‌ی تحویل این ماهی‌ها نیز به استخر برخی از پارک‌ها هم، بدون تعارف کمی احساسی گرایی (سانتیمانتالیسم) است و بیشتر به ادا درآوردن می‌ماند تا راه حل. چراکه آب استخرهای پارک ها هم عوض می‌شوند و عموما راه آب آنها به چاه و جوی‌های شهری است و یا محیط زندگی این ماهی‌ها با استخرها و آبگیرهای بزرگ داخل شهر (مثل آبگیر پارک ملت) کاملا متفاوت است.

 

اگر برای خودمان حق حیات را می‌پسندیم، این حق را نه تنها به «هم نوع» دیگر، بلکه به «غیرهم نوع» نیز باید داد. مسئولیت پذیری و دادن حق به دیگری (حتی یک حیوان و غیر هم نوع) یک شبه در کسی ظهور نمی کند و خلق نمی شود. از کودکی باید ذره ذره در نهادمان شکل بگیرد. مسئولیت پذیری، فقط دادن بیانیه و منشور بی سر و ته نیست.

 

موضوع را نیز با این بحث خاتمه می‌دهم که در فرهنگ پارسی تنگ بلورین و ماهی قرمز جایگاهی نداشته است. هفت «سین»های اصلی بنا به مستندات باید ریشه گیاهی داشته باشند. اگر شما هم مانند بسیاری به حضور تنگی از آب به عنوان روشنایی و پاکی و صداقت در سال آینده اعتقاد دارید، کاسه‌ی آبی به همراه یک نارنج نیزهمان کارکرد ماهی قرمز بی نوا را خواهد داشت، زیباتر و ایرانی تر. حتی می‌توانید پوست نارنج را هم به شکل ماهی ببرید و در آب شناور کنید. 

 

وقتی در فرهنگ باستانی ما، علامت ورود به سال نو، برعکس فرهنگ‌های دیگر که با زمستان و قطع درخت همراه است، با بهار و کاشتن سبزه و تولد همراه است، چرا نباید کمی «سبزتر» ولی از نوع واقعی فکر کرد؟

 


 

 


 


نیاز به یک عمل جمعی‌ حقوقی برای پایان دادن به بی‌ قانونی‌های جمهوری اسلامی

سالهاست گروه اندکی‌ از ایرانیان ناامیدانه در تلاش‌اند تا به «جامعه بین المللی» به باورانند که اقدامات «پلیسی» و «امنیتی» جمهوری اسلامی در دستگیری و بازداشت افراد، در  بهترین شکل مصداق «بازداشت‌های خودسرانه» و در عادی‌ترین آن ( نه بدترین شکل) عین «آدم ربایی» است.


هم زمان در فاصله همین سال‌ها افرادی مانند «فرخ نگهدار»، «علی‌ رضا نامور حقیقی‌» و ... بهمراه پاره‌ای از حقوق دانان ایرانی‌ که در غرب  زندگی‌ می‌کنند نیز در تلاشند که این اقدامات  «غیر قضایی» جمهوری اسلامی را به عنوان اعمال حق «حاکمیت ملی‌» توجیه کنند.


ربایش و بازداشت «خودسرانهٔ» آقایان کروبی و موسوی و همسرانشان که تنها گوشه کوچکی ازقدامات «جنایت کارانه» جمهوری اسلامی است آنچنان بازخوردی منفی‌ در سپهر بین المللی به دنبال داشته است که حتی اعضا "کلوب مادرید " که تشکلی پراکنده از جمعی از سیاستمداران بازنشسته و روسای دولت‌هاست است نتوانسته اند از اظهار نگرانی در این باره خودداری کنند و در نامه‌ای «تند» و «کنایه آمیز» به حجت الاسلام خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی از او خواسته‌اند تا  مستقیما «مداخله» کرده و به این «آدم ربایی» پایان دهد.


این نکته که اعضای  «کلوب مادرید» دقیقا از واژه «آدم ربایی» و نه «حبس خانگی» در تشریح وضعیت فعلی‌ آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان استفاده کرده‌اند هرچند به خودی خود «بار اجرایی» بهمراه ندارد اما متضمن «بار حقوقی» چشمگیر  و به تبع آن  واجد اهمیت شایانی است.


این اولین بار است که جمع نسبتا قابل توجهی از سران کشورها که در میان آنان حقوق دانان و وکلای  برجسته‌ای مانند «بیل کلینتون» و «خوزه ماریا ازنار» نخست وزیر پیشین اسپانیا نیز به چشم میخورند از واژه «آدم ربایی» برای تبین دقیقتر آنچه بر سر سران جنبش سبز آمده است استفاده کرده‌اند که این امر هرچند به معنای تاسیس  یک «رویه قضائی» نیست اما آن را  باید به
مثابه آغاز فصل جدیدی در  تعریف و تعیین  یک نوع  «رویه» در حقوق بین الملل به فعالان حقوق بشر یادآور شد و تهنیت گفت.



امروزه دیگر  ارتکاب  اقدامات سیستماتیک توسط دولت‌ها در نقض حقوق انسانی‌ اتباع خود - آدم ربایی، بازداشت خودسرانه، شکنجه و امثال آن -  بخشی از اعمال حق حاکمیت ملی‌ تلقی‌ نمی‌شود. روشن است این گونه اقدامات با  عمل  ضابطین قضایی، حقوقی و امنیتی مانند دادستان و یا  پلیس در مقام اجرا قانون  تفاوت اساسی‌ دارد و بکلی ناشی‌ از تسلط بی‌ قانونی و بی‌
ضابطگی در سیستم قضایی کشور‌هایی‌ مانند جمهوری اسلامی ایران است.


اکنون که راهی‌ هر چند باریک گشوده شده و جمهووری اسلامی نیز در عمل ثابت کرده است که نه تنها فاقد یک دستگاه قضائی بی‌طرف و کار آمد است بلکه خودسری کامل بر تمامی سیستم قضایی، حقوقی و پلیسی‌ آن حکم فرماست، وظیفه فعالان حقوق بشر و حقوق دانان مؤمن و معتقد به نص قانون است تا در اولین گام برای جلوگیری از بی‌قانونی هر چه بیشتر در جمهوری اسلامی، خودسری، ولنگاری و نفوذ تعصبات شدید حکومتی در سیستم قضایی ایران را به جهانیان بهتر به شناسانند.






 


 


برای سال جدید گوشت خریده‌ای؟

 

«دیگه غر نزن. نداریم. نیست. می‌فهمی؟»

سرچشمه تهران، شلوغ است و مردم ماهی می‌خرند و به خانه می‌برند.ایستاده‌ام منتظر که جعفر ماهی فروش مورد اعتمادم ماهی سفیدی را که برایم کنار گذاشته بگیرم و بروم خانه. دخترک پا می‌کوبد و زن دستش را می‌کشد.«نداریم. پول نداریم ماهی بخرم.»

چشمانم روی صورت زن درجا می‌زند.او رنگ پریده و درمانده است. انگار سال‌هاست چیزی نخورده است. دست دخترش را می‌کشد و دختر بچه زار می‌زند

جلو می‌روم .خودم را خبرنگار معرفی می‌کنم. زن چادرش را می‌کشد توی صورتش و می‌گوید:«فرمایش؟»

«چند وقت است گوشت نخورده‌اید؟»این را بدون هیچ مقدمه و موخره‌ای  می‌گویم. زن سعی می‌کند از جلویم رد شود. بعد ناگهان برمی‌گردد و می‌گوید:« شش ماه است. آخرین بارهم خانه زنی گوشت خوردم که خانه شان کار می‌کردم.

«حتی برای عید نوروز گوشت نخریده‌اید؟ خوراکی‌های عید چی؟»

« شما شکم‌تان سیر است که این حرف‌ها رو می‌زنید. یک قدم بیایید جنوب شهر ، حول و حوش قلعه مرغی، خانی آباد، مثل ما زیادند. گوشت که سهل است نان هم ندارند بخورند.»

مرد ده تا ماهی سفید می‌گیرد. دست در جیبش می‌کند و پنج هزاریها را می‌دهدبه جعفر آقا.«حاجی سال خوبی داشته باشی. به حاج خانم هم سلام برسون. ان شالله همیشه با برکت باشه سفره ات.»

حاجی دستی به ته ریشش می‌زند و می‌گوید:« در پناه حق باشی»

از جعفرآقا می‌پرسم:« این حاجی کی بود؟» جعفرآقا می‌گه:« یکی از معاون شهرداری منطقه دوازده است.» نمی‌شناسیش؟خیلی وضعشون توپه. با این سپاهی‌ها هم کار می‌کنه و کار و بار تجارتش بد نیست.

ماهی سفیدم را از جعفر آقا می‌گیرم. دو کیلو ماهی می‌شود سی هزار تومن.باورم نمی‌شود.برای من که از طبقه متوسط جامعه هستم این مبلغ زیاد است. چه برسد به زنی که دست دختر خود را می‌کشید و سرش داد می‌کشید

عذاب وجدان گرفته‌ام. سوار ماشین می‌شوم و به سمت محله قلعه مرغی می‌روم. حال و هوای  شمال تهران و تجریش در این کوچه خیابان‌ها نیست.بعضی جاها، تشت‌های قرمز ماهی قرمز ها و ماهی سیاه‌ها است. مردم مثل شمال شهر با سرعت از ا ین سو به آن سو نمی‌روند. مجید تورش را در تشت قرمز می‌اندازد و یک ماهی سرخ برای پسری هفت هشت ساله می‌گیرد.«چند ساله‌ای پسر جان؟»

«هشت ساله.»

«سبزی پلو ماهی می‌خورید؟» این را که می‌پرسم انگار سوالی غریب پرسیده‌ام.

«من تا بحال ماهی نخورده‌ام. مادرم همیشه از سبزی پلو ماهی شب عید برایمان گفته اما هیچ وقت نشده که سبزی پلو بخوریم.»

می‌پرسم:«پدرت چه کاره است؟»

پدرم کارگر کارخانه است.امسال حقوقش سه ماهی است عقب افتاده. اوضاع خوبی نیست. مادرم هم  دست راستش دیگه کار نمی‌کند و در بستر افتاده‌است  و من  بجایش عصرها بعد از مدرسه آدامس می‌فروشم.»

«عید برایت چه معنایی دارد؟»

«گاهی چند تا اسکناس قرمز پانصد تومانی عیدی. همین بقیه‌اش غر و اندوه و دعوای مادر و پدرم است. همش اینکه ما نداریم. که فقیریم و لباس نو برایمان نیست.»

«ماهی که سهل است ما مدت‌هاست گوشت آشغال هم نخوردیم . دلتان خوش است شما سر سال نویی ازاین سوال ها می‌پرسید. شکم بچه‌های غریبه سیر باشد شکم بچه‌های ایران چه ارزشی دارد.»

این را مردی می‌گوید که بساطش را چیده و در حال فروش تخم مرغ رنگ کرده است.« اینها را زنم رنگ کرده.می‌دانم که قیمیتی ندارد .اما خب یه پولی می‌شود برای شکم بچه‌هایم»

سال به زودی نو می‌شود.فقر اما روز به روز بیشترمی‌شود و تعداد بیکاران، زیادتر.در میان همهمه آجیل و شکلات و خوراکی و عیدی و سبزی پلو ماهی کودکان کار و خیابان، کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند.خانواده‌های بی‌سرپرست و...اما هیچ تعریف مشخص و شادی از نوروز و عید ندارند.آنها در همان تعابیر ساده و همان غذاهای خالی از رنگ و طعم سال نو را آغاز خواهد کرد

 

 


 


سال نو مبارک



به فرض داشتن اختلاف، حتی اختلاف جدی با نیک‌آهنگ ما نباید رسانه‌ای را که به شکل آزاد مطالب نویسندگان جوان را منتشر می‌کند نابود کنیم. فرض بگیریم فردا خودنویس تعطیل شود. از این تعطیلی، مخالفان مدیر خودنویس -که اغلب خواهان برقراری دمکراسی و آزادی بیان در کشورمان هستند- چه طَرْفی خواهند بست؟ در صورت ادامه‌ی این تهاجم‌ها فرض بر این خواهد بود که مبارزان آزادی‌خواهِ ما، به خاطر مسائل شخصی و برای به کرسی نشاندن حرف خود حاضرند رسانه‌ای آزاد را فدا کنند و عده‌ای نویسنده‌ی جوان را از داشتن جایگاهی مناسب برای نشر عقایدشان محروم سازند. من به نوبه‌ی خود امیدوارم دوستان، برای ضربه زدن به شخص، به رسانه ضربه نزنند و این دو مقوله را جوانمردانه از هم تفکیک کنند.

چند روز پیش مدیران خودنویس با افتتاح سایت «خودِتونْز» امکان دیگری برای طرح نظر به وجود آوردند. اگر صفحات سفید خودنویس مکانی برای نوشتن نویسندگان است، صفحات سفید خودتونز مکانی برای به تصویر کشیدن ایده‌های طنز است که می‌تواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند.

به نکته‌ی دیگری اشاره کنم و مطلب را خاتمه دهم. شهروندروزنامه‌نگاران ما، نه تنها باید از رویدادها و حوادث سیاسی و اجتماعی خبر و گزارش تهیه کنند بل‌که باید در مورد رویدادهای فرهنگی و هنری که هر روز در شهرهای بزرگ ایران اتفاق می‌افتد اطلاع‌رسانی کنند. اهمیت فرهنگ وهنر، کم‌تر از موضوعات سیاسی نیست. گزارش از نمایشگاه‌های نقاشی و عکاسی و کنسرت‌های موسیقی و اجراهای تئاتر و اکران فیلم ها و تازه های نشر همراه با اظهار نظر در مورد خوب و بدِ آن‌ها می‌تواند ذهن خوانندگان، بخصوص خوانندگان خارج از کشور را در مورد واقعیت‌های جاری روشن کند و در اظهار نظر و تصمیم‌گیری آنان موثر باشد.

برای بچه‌های خودنویس و خودتونز در سال جدید، آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.


 


مصوبهٔ شورای امنیت؛ نوشدارو با تاخیر

به گزارش بی‌بی‌سی، نمایندگان کشورهای عضو شورای امنیت  سازمان ملل متحد، دیشب دومین قطعنامه تنبیهی را علیه حکومت لیبی تصویب کردند که برای اولین بار اجازه توسل به «گزینه نظامی» برای دفاع از غیرنظامیان را داده است.

تصویب این قطع‌نامه در حالی انجام گرفت که نیروی هوایی لیبی تا آن زمان مشغول بمباران مخالفان و شورشیان علیه حکومت قذافی بود. همه قدرت‌های بزرگ به جز چین و روسیه به قطع‌نامه رای مثبت دادند. این دو کشور با رای ممتنع خود مانع تصویب این قطع‌نامه نشدند.

با این حال، به نظر می‌رسد با تصویب این قطع‌نامه، مجوز حمله نظامی نیز به نیروهی سرهنگ قذافی صادر شده باشد. فرانسه از جمله کشورهایی است که حمله نظامی را به عنوان یک راه حل معرفی کرده است.

با این حال، بسیاری در واشینگتن، تعلل دولت را زیر سوال برده‌اند، اما سوزان رایس، نماینده دائمی آمریکا در سازمان ملل دیروز گفت که تدابیر کشروها علیه لیبی باید از حد منطقه پرواز ممنوع هم بالاتر رود.

به‌نظر می‌رسد برخی سران کشورهای عربی با نگرانی وضعیت لیبی و بحرین رو دنبال می‌کنند، چون موقفیت مردم این دو کشور نمی‌تواند نویدبخش وضعیت بهتری در کشورهایی باشد که عملا دیکتاتوری به‌حساب می‌آیند.

 

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته