-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 03/20/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



همه ساله دو میلیون عربستانی به بحرین می آیند. این گردشگران در پادشاهی کوچک مقابل ساحل عربستان همۀ آن چیزی را می جویند که در وطن خشکه مقدس خود نمی یابند: کلوپ های شبانه و سینما و کازینو و الکل. بحرین برای اینان در زمانۀ عادی لاس وگاس کوچکی است. اما برای نیروهایی که در آغاز هفته از جادۀ شاه فهدِ عربستان به جزیره سرازیر شدند اینگونه نیست. طبق برخی از گزارش ها ۱۰۰۰ سربازند، منبع های دیگر حتی از ۲۴۰۰ سرباز صحبت می کنند. آنها امنیت منطقه ای را که کاخ پادشاهی در آن واقع شده تأمین می کنند و کمتر آفتابی می شوند. اما با این کار دست نیروهای زیرفشار امنیتی حمد بن عیسی آل خلیفه باز می شود که اکثریت مردم شیعه مذهب را سرکوب کنند.

نیروهای بحرینی به این منظور ابتدا روز چهارشنبه میدان لولو را از مردم تظاهر کننده خالی کردند. این میدان گلوگاه آمد و شد در پایتخت منامه است که جنبش اعتراضی در آنجا طبق الگوی میدان التحریر قاهره از هفته های پیش چادر زده بود. پلیس و نیروهای نظامی با زره پوش و گاز اشک آور علیه صدها تظاهرکننده وارد عمل شدند و در این حال هلیکوپترها بر فراز آسمان منطقه در پرواز بودند. از چادرهای در حال سوختِ اشغال کنندگانِ میدان دود سیاهی به هوا برخاسته بود. صدای تیراندازی به گوش می رسید. دست کم دو تظاهرکننده کشته شدند.

دو پلیس نیز زیر خودروی کسی که در حال فرار بودند جان خود را از دست دادند. عبدالجلیل خلیل از بلوک مخالف وفاق که مهم ترین صدای شیعیان بحرین در مجلس این کشور است از «جنگ نابود کننده» علیه هم مذهبان غیرمسلح خود صحبت کرد. به گفتۀ وی اینان جز چوب چیزی برای دفاع از خود نداشتند. ده ها مجروح به بیمارستان برده شدند که پلیس بعداٌ تماس با آنها را ممنوع کرد. همچون برخوردهای گذشته از مأموران امدادی گزارش شد که به گفتۀ خود پلیس جلوی آنها را گرفته یا کتکشان زده است. روز قبل از آن وضعیت فوق العاده اعلام شده بود. برگزاری تجمعات ممنوع است. مغازه ها بسته بودند. جلوی دستگاه های خودپرداز صف تشکیل شده بود. پل های منتهی به فرودگاه را بسته بودند.

رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد سرکوب اکثریت شیعۀ بحرین را «غیرقابل قبول» خواند. تقریباٌ همۀ نمایندگان مجلس ایران بیانیه ای را منتشر کردند که در آن به دولت سعودی نسبت به «پیامدهای جدی» هشدار داده می شود. وزیرخارجه علی اکبر صالحی با همتایان خود در قطر و ترکیه و نیز با دبیر کل اتحادیۀ عرب عمرو موسی گفتگوی تلفنی کرد. سفیران عربستان و سوئیس، که حافظ منافع آمریکا در ایران است، به وزارت خارجۀ ایران فراخوانده شدند.

«استان چهاردهم ایران»

تازه در آخرهفته وزیر دفاع آمریکا رابرت گیس بعد از دیدار از منامه خاطر نشان کرده بود طولانی شدن بحران به ایران امکان دخالت خواهد داد. این حرف به یک پیش بینی تبدیل شد که زود محقق شد. وارد شدن نیروهای سعودی به بحرین در کشمکش های منطقه ای آشکارا علیه ایران است. بر اثر تحولات اخیر منطقه سعودی ها در این مبارزۀ قدرت وضعیت نامناسبی پیدا کرده بودند. سقوط رئیس جمهور مصرحسنی مبارک برای عربستان به معنای از دست دادن مهم ترین متحد در برابر ایران بود. نیز کنار رفتن سعد حریری از نخست وزیری لبنان که مورد حمایت آنها بود به دست اکثریت به رهبری حزب الله، ضربه ای برای ریاض بود.

ایران بدون اینکه فعال شود از این رویدادها بهره برد. اعزام سربازان سعودی اکنون ایران را به موضع گیری واداشته است. از آنجا که بحرین در قرن هجدهم برای مدتی تحت حاکمیت ایران قرار داشت آخرین پادشاه ایران در آخرهای دهۀ هفتاد ادعاهای ارضی نسبت به جزیره کرد و آن را «استان چهاردهم» خواند. برخی از ملی گرایان افراطی چند سال قبل نظیر این ادعاها را کرده بودند که ایران مجبور به عذرخواهی شد.

شیعیان که دو سوم جمعیت بحرین را تشکیل می دهند از نوادگان ایرانی های مهاجر نیستند. اصلیت اینها از عراق است – مانند شیعیان استان نفت خیز الأحساء در عربستان واقع در ساحل شرقی خلیج فارس که با آنها نسبت خویشاوندی دارند. مرکز مذهبی برای بحرین عمدتاٌ نجف در عراق است. اعتراض شیعیان بحرین به ده ها سال تبعیض توسط خاندان خلیفۀ سنی است. سمت های مهم را در کشور سنیان به دست دارند. خلیفه تاکنون نیروهای پلیس و ارتش را از کشورهای همسایه و پاکستان گرفته است. بخش ثروتمند منامه سنی نشین است، شیعیان در محله های حاشیۀ شهر زندگی می کنند. گرچه شیعیان اکثرین جمعیت را تشکیل می دهند اما در مجلس انتخابی این کشور تنها ۱۸ کرسی از ۴۰ کرسی نمایندگی را در اختیار دارند.

* از: رودلف کیمِلی / در: زود دویچه تسایتونگ

عکس از: رویترز


 


این طور گفته می شود که پرزیدنت اوباما، همواره برای قیام های خاورمیانه، استراتژی ویژه همان کشور را تعیین می کند. ایالات متحده به جای این که با مهارت طرحی منطقه ای تهیه کند، در مورد معترضان خواهان دمکراسی و آزادی در هر کشوری با توجه به شرایط خودشان اقدام می کند؛ رویکردی ناقص هم به این مبارزات و هم به فرصت های بوجود آمده از این آشفتگی سیاسی.

این رویکرد دولت در منتهای مراتب تا رسیدن به نتایج مختلف فاصله زیادی داشته است. با طرفداری مثبت از این رویکرد، دیکتاتورهای تونس و مصر به صورت صلح آمیز از بین رفتند. به نظر می رسد که گذار ثابت و پیوسته به سوی دمکراسی در جریان است، هرچند که وضعیت هر دو کشور در حال تغییر مداوم است. در بحرین، فشار ایالات متحده در ابتدا پادشاهاهی این کشور را ترغیب کرد تا از حملات دست بردارد و اپوزیسیون را از لحاظ سیاسی وارد کار کند (هرچند معلوم نیست که این رژیم تا چه اندازه آزادیخواه خواهد شد).

این وقایع در جای دیگر در حال ایجاد مشکلات بزرگ تری است. اعتراض ها علیه شرکای آمریکا در یمن، الجزیره، عربستان سعودی، مراکش، اردن و تعدادی دیگر از کشورهای حوطه خلیج فارس در حال افزایش است. مشخص نیست که آیا این رژیم ها قادر خواهند بود با جنبش های اپوزیسیون کشورهایشان بدون مداخله بیشتر آمریکا به تفاهم برسند. ورود نیروهای عربستان سعودی به بحرین اشاره به این دارد که دولت اوباما در حال از دست دادن تاثیر خود بر آن دسته از کشورهای حوزه خلیج فارس است که از سرکوب طرفداری می کنند.

علاوه بر این، دولت اوباما در ارائه حمایت های کافی برای غلبه جنبش های اپوزیسیون در کشورهای دارای رژیم های ضدآمریکایی- مشخصا لیبی- ناموفق بوده است. دولت اوباما همچنین تمایل کمی به استراتژی حمایت جامع و فراگیر از اپوزیسیون ایران و سوریه نشان داده است.

استراتژی مخصوص برای هر کشور، باعث حفظ انعطاف پذیری ایالات متحده می شود و با تصویر «مداخله» آمریکا در خاورمیانه مقابله می کند و همان طوری که پرزیدنت اوباما توصیف کرده؛ طبع «کاملا ارگانیک» این قیام ها حفظ می شود. با این حال باز هم این تفکر دارای دو نقص عمده است.

اول این که با این استراتژی، سیاست اتخاذ شده از سوی ایالات متحده در یک موقعیت و نتایج آن در جای دیگر با هم ارتباط چندانی ندارند. همان طور که اعتراض هایی که از تونس شروع شد، الهام بخش قیام در سراسر خاورمیانه شد، این رویکرد آمریکا نسبت به هر قیامی، نتایج مختلفی در کشورهای دیگر خواهد داشت.

دوم این که این استراتژی همیشه با واکنش همراه است. این استراتژی به ما اجازه می دهد که جلوگیری از گسترش وقایع را مدیریت کنیم ولی توانایی مان را برای شکل دهی به وقایع قبل از گسترش آن تحلیل می برد، چون حتی رژیم ها و اصلاح طلبان در حال مشاهده اقدامات ما و درس گرفتن از آنها هستند. اگر ما می خواهیم از بی ثباتی پیشگیری کنیم در همان حالی که رژیم های متخاصم را به حالت تدافعی درآورده ایم، به استراتژی ای نیاز داریم که به ما اجازه می دهد که ابتکار عمل را در دست بگیریم.

ایالات متحده باید یک استراتژی منطقه ای دارای ابتکار تغییر اتخاذ کند که بین دولت های انتقالی، دولت های استبدادی دوست و خودی و دیکتاتوری های ضدآمریکایی فرق قائل شود.

ایالات متحده باید در عراق، تونس و مصر جریان گذار را به سمت تحکیم دموکراسی هدایت کند. در عراق ما باید در اجرای توافقنامه اخیر مشارکت در قدرت شرکت کنیم و دولت را ترغیب کنیم تا اقداماتی در مورد فساد انجام دهد و خدمات دهی را بهبود دهد. در مصر و تونس، ما می توانیم شانس ظهور دمکراسی های پایدار را از طریق همسطح کردن زمین بازی بین میانه روها، سکولار دمکرات ها و مخالفان فرقه ای و اسلامگرایشان افزایش دهیم. ما می توانیم این کار را با اطمینان از این که قانون های انتخاباتی خوب وضع می شود و کمک به احزاب لیبرال و گروه های جامعه مدنی انجام دهیم تا تلافی کمک های ایران و دیگران به احزاب اسلامگرا باشد.

ایالات متحده باید رژیم کشورهای خودی و دوست ولی سرکوبگر را به سمت بازکردن فضا برای حضور افراد مسئول و سرپرستی اصلاح طلبان سیاسی هل دهد. ما باید این رژیم ها را در مراکش و حوزه خلیج فارس تشویق کنیم تا به پادشاهی های قانونی برسند و به رهبران الجزایر و یمن فشار بیاوریم تا پارلمان هایشان را قوی کنند، اپوزیسیون را وارد کار کنند و محدودیت های قانونی را در مورد خود به اجرا بگذارند و به آن پایدار بمانند. بدون چنین گذارهایی، در این کشورها ریسک افزایش بی ثباتی وجود دارد.

آن دسته از قیام های خاورمیانه که بیشترین احتمال موفقیت را دارند، در کشورهای دیکتاتوری ضدآمریکایی هستند. چالش های فوری برای اطمینان از خروج معمر قذافی- رهبر لیبی- از قدرت است. مراحلی که به عملی شدن این امر کمک می کند شامل؛ استقرار منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی، حمایت و مساعدت از صاحبان قدرت در مناطق آزاد شده، کمک های بشر دوستانه و نظامی برای شورشیان خودی، و دسترسی به عناصری در داخل ائتلاف ها و متحدان قذافی از جمله قبیله ها می شود. درخواست اتحادیه عرب برای منع پرواز بر فراز لیبی باید برای اتخاذ اقدامی شدیدتر با حمایت های شورای امنیت سازمان ملل تقویت شود. با حرکت سریع از تمام این جبهه ها، ایالات متحده و هم پیمانانش می توانند به تفاهم رسیدن با لیبیایی های مخالف قذافی را شروع کنند.

احتمال دارد که با نبود حمایت های بیشتر خارجی، رژیم قذاقی اپوزیسیون را شکست دهد و احتمال دارد که لیبی به عنوان یک آواره منفور ظاهر شود که بوسیله قذافی کینه جو و اهل انتقام اداره می شود. پس از این، دیگر دیکتاتورها نسبت به سرکوب مخالفان دمکراتیک خود مطمئن تر می شوند و مانع آزادیخواهی می شوند. ناتوانی اکنون ما برای اقدام در این زمینه، در پایان خط ما را وادار به مداخله ای با هزینه بیشتر خواهد کرد.

در مقابل، سرنگونی قذافی و تحکیم یک رژیم لیبرال طرفدار آمریکا، دورنمای اصلاحات در ایران و سوریه را برخلاف پروپاگاندای ایران مبنی بر این که قیام های اخیر، کاراکتر اسلامی دارند و فقط متوجه کشورهای دوست و شریک ایالات متحده هستند، تقویت می کند.

ما می توانیم اقدامات بعدی را از طریق مراحل گوناگون پیگیری کنیم تا باعث تحریک قیام های دمکراتیک علیه تهران و دمشق شویم که با خواسته مشخص تغییر شروع می شوند. این مراحل شامل؛ آموزش و حمایت از نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور؛ فشار مستقیم شامل تحریم های هدف دار و ارجاع به دادگاه های بین المللی برای آن دسته از مقامات رژیم که به مردم حمله می کنند؛ آژانس های پخش اخبار و دیگر پیغام های طرفدار دمکراسی؛ اعتبار مالی برای کارگران در اعتصاب؛ و تلاش های مخفی برای اغوای افراد برای کنار کشیدن از رژیم و مقامات امنیتی می شوند.

ما در یک بحران کلیدی قرار داریم. کارایی ناقص خاورمیانه امروز- همانند اروپای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم- بیشترین چالش های تهدید آمیز را برای جامعه بین المللی ایجاد می کند. قیام های دمکراتیک سراسر منطقه که تا حدود زیادی صلح آمیز و متمایل به جوانان هستند، موقعیتی برای تسریع دگرگونی بنیادی در منطقه فراهم کردند. ما باید با شراکت با دیگر بازیگران معتبر و مسئول این جریان، گام های معقولی برای تسهیل و تحکیم این دگرگونی در خاورمیانه برداریم.

* از: زلمای خلیلزاد /در: واشنگتن پست

خلیلزاد، مشاور مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی است. او سفیر آمریکا در افغانستان و عراق و نماینده این کشور در سازمان ملل در دوره ریاست جمهوری جورج دبلیو واشنگتن بود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته