-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

Latest News from Mizan Khabar for 03/21/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



Khorram-Amir

 

باغ، سرشار سکوت

بلبلان خسته و ماتم‌ زده چون روز عزا

زاغکان در آواز

باد با سوز و گداز

 

روزها سرد و غمین

شام، افسرده و تار

باغبان خسته ز بیداد زمان

خاک، دلمرده‌‌ترین خاک زمین

 

پیرمرد اما

به هزاران فروخفته و افسرده باغ

بانگ در داد

که مهمانی ایام طرب نزدیک است

قاصدک در بغل باد

خبر آورده است

آسمان باز پر از خوشه نور

و زمین سبز‌تر از سبزی سوگند خدا

خواهد شد

دولت باطل بیداد و ستم، خواهد رفت

شاخه بید پر ز شعر و غزل خواهد شد

 

و ندا داد

که باغ

رویش سرخ شقایق‌ها را

باز بر چهره خود خواهد دید

و نسیم

عطر امید و صفا در حرم باغ

بیافشاند باز

 

 

 

 

 

و صنوبر دیگر

ترمه سبز به تن خواهد کرد

و چکاوک‌ها را

در غزل‌خوان سحرگاه نسیم

میزبان خواهد شد

 

پیرمرد

لحظه‌ای ساکت شد

و بیاد گل سرخ

گل پرپر شده بر خاک سیاه

چشم نمناکش را

به افق دوخت، همانجا که سحر می‌روید

وز پس پرده اشک

زیر لب زمزمه کرد

که سحر نزدیک است

و بهاران در راه

شب کجا طاقت ماندن دارد

و زمستان که حدیثی است دراز

دیگر اما، دیری است

شب پرستی، دل سرمازده‌ای

با خود همراه ندارد در باغ

 

پیر ما

در فراق گل سرخ،

از غم لاله، شقایق، شبنم

یا که از شوق فروریختن قلعه یخ

یا حضور نفس سبز بهار

آسمان دلش امشب ابری است

چشم او بارانی است

 

 

 

 

 

کاش ای کاش که در باغ، گل سرخی بود

تا که می‌دید نسیم

تا  که می‌دید بهار

تا که می‌دید که دی آخر شد

و زمستان طی شد

کمر دیو شکست

باز بر شاخه بید

بلبل مست نشست

... کاش ای کاش

.

.

.

پیرمرد اشکش را

با پر شال چهل تکه زدود

 

 

سید امیر خرم

نوروز 1389

 


 


ebyazdi

میزان: خانوادهٔ دکتر ابراهیم یزدی با ارسال نامه‌ای از تمامی کسانی که برای آزادی وی و تمامی زندانیان سیاسی تلاش کرده، تشکر کردند.
دکتر ابراهیم یزدی، بعد از تحمل حدود شش ماه زندان و خانهٔ امن روز ۲۹ اسفند آزاد شد.
دادگاه وی تا کنون سه بار به دلیل فشار نهادهای خاص لغو شده است.
متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدا وند بخشنده و مهربان

امروز، ساعاتی چند قبل از شروع سال ۱۳۹۰، صدای شیرین و پر احساس پدرمان، دکتر ابراهیم یزدی، را شنیدیم. ایشان پس از تحمل ۱۸۵ روز بازداشت آزاد شدند و در منزل خودشان در تهران هستند.

ما خدای رحمان را شکر می‌کنیم برای آزادی پدرمان. همچنین، برای وجود هزاران انسان آزاد که در سراسر جهان برای آزادی ایشان و صد‌ها زندانی سیاسی در ایران تلاش کرده و می‌کنند خدا را شکر می‌کنیم. اجر همه شما با خدا باشد.

دعای ما در سال جدید بازگشت تک تک اسیران به خانواد‌هایشان است، و اینکه در ایران عزیز ما مساله زندانی سیاسی به تاریخ سپرده شود.

با احترام و تشکر

خانوادهٔ ابراهیم یزدی

 


yazdi-3

خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی همزمان با آخرین روز سال ۸۹، از آزادی ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در صبح روز یکشنبه خبر داد.

بر اساس گزارش این خبرگزاری آقای یزدی همچنین به هنگام آزادی با انتشار بیانیه کوتاهی از دبیرکلی نهضت آزادی ایران کناره‌گیری کرده است.دوستان نزدیک آقای یزدی هنوز موفق به دیدار با وی نشده‌اند.

مرتضی کاظمیان در مورد خبر کناره‌گیری ابراهیم یزدی از دبیرکلی نهضت آزادی، این موضوع را «خبری مهم» ارزیابی کرد چرا که به گفته وی «آقای یزدی در نهایت هوشیاری و زیرکی از نهضت آزادی ایران کناره‌گیری نکرده» و به رغم فشاری که بر وی بوده «فقط از پست دبیرکلی نهضت آزادی کنار رفته است».

وی افزود که با توجه به کهولت سنی آقای یزدی و درگیری وی با بیماری سرطان و اینکه طیفی از نیروهای سیاسی نزدیک به وی تحت شدیدترین فشارهای سیاسی قرار دارند و طیفی از هواداران نهضت آزادی نیز بازداشت شده‌اند، به نظر می‌رسد که وی در نهایت هوشیاری پس از فشارهای ماه‌های اخیر استعفای خود را از مقام دبیرکلی منتشر کرده است.

آقای کاظمیان بیانیه کوتاه آقای یزدی را مهر تأییدی بر ادامه فعالیت‌های نهضت آزادی ارزیابی کرد که به گفته وی پنج دهه در فضای سیاسی ایران فعال بوده است.

نهضت آزادی ایران از قدیمی‌ترین تشکل‌های ملی و مذهبی در کشور است که سابقه تأسیس آن به سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بر می‌گردد و در بدو پروزی انقلاب اسلامی نیز مهندس مهدی بازرگان، عضو برجسته آن از سوی آیت‌الله خمینی مأمور تشکیل دولت موقت شد.

آقای یزدی که در زمان حضور آیت‌الله خمینی در پاریس از همراهان وی بود، در دولت مهندس بازرگان عهده‌دار سمت وزارت خارجه شد اما به زودی با کناره‌گیری دولت موقت، همچون دیگر اعضای نهضت آزادی مورد قهر جمهوری اسلامی قرار گرفت.

جمهوری اسلامی از زمان بروز اختلافات میان آیت‌الله خمینی و مهندس بازرگان در سال‌های اولیه انقلاب، نهضت آزادی را غیرقانونی می‌داند و در ده‌های اخیر همواره با توسل به احضار، بازداشت و زندانی کردن اعضای این تشکل دیرپای ملی مذهبی، به مانع‌تراشی برای فعالیت‌های آن پرداخته است.

آقای یزدی که از سالخورده‌ترین زندانیان سیاسی در ایران است، تا کنون چندین بار توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است که تنها سه دوره بازداشت وی در دوران پس از انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ روی داده است.

تکرار ادعا در مورد برگزاری «نماز جمعه غیرقانونی»

خبرگزاری جمهوری اسلامی در خبر خود در مورد آزادی ابراهیم یزدی مدعی شده است که وی در زمان دستگیری «در منزل یکی از اعضای سابقه‌دار وهابی» در اصفهان، در حال برگزاری «نماز جمعه غیرقانونی» بازداشت شده است.

گذشته از این موضوع که دستگیری آقای یزدی به هنگام اقامه نماز جمعه بوده است، این نخستین بار نیست که خبرگزاری دولتی ایرنا، از دستگیری این چهره ملی مذهبی در «منزل یکی از اعضای وهابی» خبر می‌دهد.

این ادعا پیشتر هم در زمان دستگیری آقای یزدی در مهرماه امسال از سوی این خبرگزاری تکرار شده بود و با استناد به همین گزارش همین خبرگزاری در گزارش دیگر منابع نیمه‌رسمی و غیررسمی حامی دولت راه یافت.

با این حال مرتضی کاظمیان، به رادیو فردا گفت که نماز جمعه مورد نظر در منزل دکتر علی‌اصغر غروی برگزار شده بود که «فرزند آیت‌الله [سید محمدجواد موسوی]غروی و از نخبگان فکری و اندیشمندان گفتمان شیعه در ایران است و مانند پدر خود نماز جمعه‌ای به شکل سنتی در اصفهان برگزار می‌کند.»

وی اضافه کرد که کاملاً مشخص است که اتهام وارد شده و بازداشت ایشان به خاطر شرکت در نماز جمعه، «اتهامی سخیف و دور از حقیقت» است و «اصل اتهامی که متوجه آقای یزدی است فعالیت‌های سیاسی وی و اعلام نظر نهضت آزادی در مورد ضرورت نظارت نهادهای بین‌المللی در انتخابات ایران و بیانیه‌های چهره‌های مستقل نزدیک یا همسو با نهضت آزادی در ماه‌های پس از انتخابات است.»

«اقتدارگرایان به دنبال سکوت اجباری نیروهای سیاسی هستند»

آقای کاظمیان همچنین در مورد استعفای ابراهیم یزدی از دبیرکلی نهضت آزادی گفت که «حاکمیت اقتدارگرا در ایران عملاً نیروهای سیاسی را به سکوت اجباری در داخل کشور می‌رساند و به این معنا آقای دکتر یزدی تصمیم گرفتند از مقام دبیرکلی کنار بکشند.»

وی اضافه کرد «کناره‌گیری آقای یزدی از دبیرکلی نهضت آزادی پیام بسیار مهمی دارد و نشانگر دور جدیدی از فضای سیاسی در ایران است که در آن تمامیت‌طلبی به اوج خود رسیده است.»

آقای کاظمیان این موضوع را با کناره‌گیری اجباری اکبر هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان و اعترافات تلویزیونی طاهر احمدزاده، احسان طبری و عزت‌الله سحابی قابل قیاس دانست.

نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی پیشتر هم با اعمال فشار بر اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی از آنها خواسته بودند که فعالیت‌های این تشکل دیرپای سیاسی را به حالت تعلیق در آورند.

آن طور که امیر خرم، از اعضای دفتر سیاسی و شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، در آذرماه ۸۸ به رادیو فردا گفته بود، مقامات امنیتی ایران در آن زمان با احضار پنج عضو دفتر سیاسی این تشکل سیاسی از آنها خواسته بودند که کلیه فعالیت‌های نهضت آزادی را متوقف کنند.

این موضوع همزمان با دور دوم بازداشت ابراهیم یزدی، پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ بود.

آقای یزدی در آخرین روزهای خردادماه ۸۸ نیز به همراه تعداد زیادی از فعالان سیاسی و مدنی بازداشت شده بود.

اعضای نهضت آزادی که دبیرکل پیشین آن در آستانه پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ از سوی آیت‌الله خمینی مأمور تشکیل دولت موقت شد، پس از ماجرای اشغال سفارت آمریکا در تهران در آبان ۵۸ از عضویت در دولت کناره گرفتند و پس از آن که با آزادی خرمشهر و ادامه جنگ مخالفت کردند، مغضوب آیت‌الله خمینی و مقامات جمهوری اسلامی شدند.

این در حالی بود که پایه‌گذاران این تشکل سیاسی از جمله مهدی بازرگان، آیت‌الله محمود طالقانی و یدالله سحابی از حامیان اولیه آیت‌الله خمینی در مبارزاتی بودند که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران شد.

این اختلافات تا آنجا پیش رفت که  در سال ۶۶ آیت‌الله خمینی خواستار برخورد قاطع با این تشکل سیاسی شد و گفت که «نهضت به اصطلاح آزادی و افراد [آن] چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی‌اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند می‌گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.»

از آن پس و با استناد به این اظهار نظر آیت‌الله خمینی، مسئولان وزارت کشور جمهوری اسلامی در دوره‌های مختلف فعالیت این گروه را غیرقانونی دانسته و شورای نگهبان در دوره‌های مختلف انتخاباتی اعضای این تشکل سیاسی را رد صلاحیت کرده است.

منبع:رادیو فردا


 


به گزارش جرس، این زندانیان با فواصل زمانی گوناگون از صبح امروز اجازه مرخصی از زندان را یافتند در حالی که تعداد بسیاری از زندانیان سیاسی همچنان در زندان‌های ایران محبوس هستند و حتی برای عید نوروز نیز اجازه استفاده از مرخصی را نیافتند.
گفتنی است، محسن امین زاده ۲۶ خرداد ماه سال ۸۸ در جریانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد. وی ۲۱ بهمن همان سال پس از ۲۳۸ روز زندانی با وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمد و پنجم مرداد ۸۹ بار دیگر به زندان بازگشت. وی در دادگاه به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده است.

Zendan-01

فیض‌الله عرب سرخی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸ بازداشت و روانه زندان اوین شد. عرب‌سرخی ششم فروردین ماه برای ۵ روز به مرخصی آمد و در دادگاه به تحمل شش سال حبس محکوم شد.
هدی صابر فعال ملی مذهبی دوم مرداد ماه ۱۳۸۹بازداشت و به پنج سال و نیم حبس محکوم شد.
علی جمالی مسئول کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، ۳۱ مرداد ماه ۱۳۸۹ بازداشت شد. وی در دادگاه بدوی به ۴ سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال کاهش یافت.
میلاد اسدی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از هشتم آذرماه سال گذشته در بازداشت به‌سر می‌برد، بر اساس رای دادگاه بدوی به به اتهام "اجتماع و تبانی علیه نظام" به ۵ سال حبس، به دلیل توهین به رهبری به 2 سال حبس و به دلیل توهین به رئیس‌جمهوری به یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است.
مهدی کریمیان اقبال در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۸۸ بازداشت شد و در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ گزارش شد حکم چهار سال حبس تعزیری برای مهدی کریمیان اقبال دردادگاه تجدید نظر تایید شده است.
لیلا توسلی فرزند محمد توسلی، عضو ارشد حزب نهضت آزادی و خواهرزاده ابراهیم یزدی، یکی از شاهدان زیر گرفته شدن شهدای روز عاشورا توسط ماشین نیروی انتظامی، پنجم دی ماه ۸۸ بازداشت و پس از دو ماه آزاد دشد. وی طبق حکم دادگاه به تحمل دو سال حبس محکوم شد و به همین خاطر ۱۴ آذر ماه ۱۳۸۹ برای گذراندن دوران محکومیت به زندان بازگردانده شد.
زهرا جباری ۲۷ شهریور ماه ۱۳۸۸ در تظاهرات اعتراضی روز قدس که در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران برگزار شده بود بازداشت شد. وی در دادگاه به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.
محمدرضا مقیسه روزنامه نگار و سردبیر مجله "بیست ساله‌ها" ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۸۹ بازداشت و به تحمل ۶ سال حبس محکوم شد. وی در اسفند ماه با تامین قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد و در تاریخ دوم آبان ماه سال ۱۳۸۹ بار دیگر بازداشت شد.
آرش علایی، روز پنجم تیرماه ۱۳۸۷ بازداشت و به اتهام ارتباط با بیگانگان به ۶ سال زندان محکوم شد.
پروین جوادزاده نوجوانی که ششم دی ماه ۱۳۸۸ در حوادث عاشورا بازداشت و در دادگاه به تحمل دو سال و دو ماه حبس محکوم شد. جوادزاده  ۱۷ مهر ماه ۱۳۸۹ با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی به مرخصی آمد و با پایان گرفتن دوران مرخصی به زندان بازگشت.
حمزه کرمی در ۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. وی بر اثر فشارها مجبور شد در دادگاه اعترافاتی علیه خود و دیگران مطرح کند. وی در دادگاه به ۱۶ سال زندان و ۶ میلیارد ریال جریمه محکوم شد. ۲۸ تیرماه حمزه کرمی با موافقت دادستان تهران برای معالجه به مرخصی پنج روزه آمد.
فرید طاهری، از اعضای نهضت آزادی، در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و در دادگاه به سه سال حبس محکوم شد. این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد.
بابک داشاب از بازداشت شدگان حوادث عاشورای ۸۸، در دادگاه انقلاب به شش سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به پنج سال کاهش یافت.

 


ابراهیم یزدی فرد شناخته شده ای است. در دورانی که آیت الله خمینی در پاریس اقامت داشت، نقشی کلیدی در کنار او ایفا کرد. از نجف با آیت الله خمینی به طرف پاریس حرکت کرد و از پاریس با او به تهران بازگشت. آیت الله خمینی پیش از حرکت به سوی تهران، طی نامه ای از خدمات او در طی آن مدت تشکر کرد. چنین نامه ای فقط برای دکتر یزدی صادر شد.

به تهران که رسیدند، دولت موقت تشکیل شد و یزدی وزیر خارجه ی دولت موقت انقلاب شد. بازرگان "مرد نابهنگام" بود و در آن فضای به شدت انقلابی کسی صدای او را نمی شنید. همه(مذهبی ها و مارکسیست ها، امتی ها و... ) به طور یکپارچه به او حمله بردند که "لیبرال" و "جاده صاف کن امپریالیسم" است. دولت موقت استعفا داد و کار به دست آنها افتاد که باید می افتاد. یعنی انقلابیون واقعی، نه بازرگان که به صراحت می گفت انقلابی نیست. یزدی و بازرگان با نظام قهر نکردند و به عنوان عضو شورای انقلاب باقی ماندند. آیت الله خمینی ابراهیم یزدی را به سرپرستی روزنامه ی کیهان منصوب کرد و به عنوان نماینده ی خود جهت سرکشی و بازرسی به استان ها اعزام کرد. بازرگان و یزدی و چند تن دیگر از نهضتی ها در انتخابات اولین دوره ی مجلس شورای اسلامی شرکت کرده و به مجلس راه یافتند. اختلافات در سال 59 بالا گرفت و در سال 60 با عزل بنی صدر و فاز نظامی سازمان مجاهدین خلق در سی خرداد 60 و عملیات تروریستی سازمان به اوج خود رسید. زمامداران هم به شدت مخالفان را سرکوب و روزانه دهها تن را اعدام می کردند. مهدی بازرگان در آن دوران خونین همچنان به دنبال آن بود که به طرفین که انقلابی بودند و انقلابی عمل می کردند، "میانه روی" و "سازش" بیاموزد[1]. این نوع گفتار/رفتار هیچ یک از طرفین را راضی نمی کرد. هر طرف، خواستار موضع گیری بازرگان و همفکرانش به سود طرف خود بود[2]. با پایان مجلس اول، بازرگان و نهضتی ها از حکومت رانده شدند و به عنوان یک گروه مذهبی منتقد به فعالیت خود ادامه دادند.

آنان ولایت فقیه را نقد کرده  و آن را خلاف قرآن و سنت و عقل نشان می دادند. ادامه ی جنگ ایران و عراق را هم به زیان منافع ملی ایران قلمداد کرده و دائماً بیانیه هایی خلاف آن می دادند[3]. از نبود آزادی در ایران سخن می گفتند. مهدی بازرگان در 20/5/62 در نطق پیش از دستور آزادی انتخابات در ایران را رد کرد. هاشمی رفسنجانی با هماهنگی احمد خمینی و علی خامنه ای پاسخی به سخنان بازرگان نوشت[4]. هاشمی سخنان بازرگان را "حیله" خواند و از وجود "آزادی کامل" در ایران سخن گفت[5]. بازرگان نسبت به بازداشت ها و اعتراف گیری ها هم اعتراض داشت. طاهر احمد زاده در مرداد سال 1362 بازداشت شد و پس از شکنجه های فراوان وی را برای اعتراف به تلویزیون آوردند. هاشمی رفسنجانی دراین باره در 21/6/ 1362 نوشته است:

"شب به مصاحبه ی طاهر احمد زاده گوش دادم؛جالب است، این گونه مصاحبه ها، قدرت عظیم انقلاب را نشان می دهد"[6].

همین "قدرت عظیم انقلاب" بود که مهدی بازرگان را می ترساند. قدرتی که در زندان و شکنجه و اعدام و سرکوب همه جانبه تجلی می یافت. هاشمی که در پاسخ بازرگان از وجود "آزادی کامل" در ایران سخن می گفت، در خاطرات 2مرداد 1364 نوشته است که در جلسه ی سران قوا(هاشمی، خامنه ای، موسوی اردبیلی، احمد خمینی، میر حسین موسوی) موضوع رد صلاحیت مهندس مهدی بازرگان از سوی شورای نگهبان برای انتخابات ریاست جمهوری طرح شد[7]. در خاطرات 7/5/64 نوشته است:

"آقای خامنه ای شخصاً احتیاج به تبلیغ ندارند و رقیبی هم نیست. شورای نگهبان همه ی نامزدها به جز سه نفر- آقایان خامنه ای، حبیب الله عسگراولادی و محمود کاشانی- را رد صلاحیت کرده است. حذف مهندس مهدی بازرگان بی مسأله نخواهد بود"[8].

هاشمی در پاورقی همان صفحه توضیح داده است که شورای نگهبان صلاحیت 50 نفر- از جمله ابراهیم یزدی و احمد صدر حاج سید جوادی- را رد کرده است. انتخابات بدون رقیب، همان انتخابات  "کاملاً آزاد" مد نظر هاشمی رفسنجانی است[9]. همین مسائل نشان می دهد که محل نزاع طرفین بر سر چه بود؟ با توجه به همین مسائل، آیت الله خمینی رفته رفته مواضع اش نسبت به بازرگان و نهضت آزادی تند و تندتر شد تا آنجا که رسماً اعلام کرد نهضت آزادی و همفکران بازرگان صلاحیت هیچ پست حکومتی ندارند.

در تمام این مدت، یزدی در کنار بازرگان بود. بازرگان که درگذشت، یزدی جانشین او شد(بهمن 1373). نهضت آزادی همچنان به مشی میانه روانه ی خود ادامه داد. نمی دانم چرا، ولی آن مشی خریدار زیادی نداشت. پس از دوم خرداد 1376 اوضاع تا حدودی دگرگون شد. اصلاح طلبان همچنان اکراه داشتند که رابطه ای با نهضتی ها داشته باشند، اما احمدی نژاد که آمد و اصلاح طلبان که از ساختار سیاسی رانده شدند، نزدیکی ها آغاز شد. انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 88 نزدیکی ها را بیشتر و بیشتر کرد. حالا همه ی آنها در زندان ها اسیر دست سلطان ستمگرند.

حالا ابراهیم یزدی هشتاد ساله(متولد 1310) و بیمار است و نه تنها حقوق که انسانیت هم در این رژیم محلی از اعراب ندارد. آزادی یزدی سالخورده با جسمی بیمار چه خطری برای جمهوری اسلامی می تواند داشته باشد؟ آیا جز این است که سلطان علی خامنه ای کینه ورزانه از مخالفان انتقام می گیرد؟ خامنه ای که اینک خود را در اوج قدرت می یابد، به طور قطع نباید هراسی از آزادی یزدی داشته باشد. مسأله، مسأله ی نخوت و کینه و انتقام است. کینه ی او علل بسیاری دارد. یکی از علل آن، بیانیه ی نهضت آزادی در سال 1386 بود که خواستار نظارت سازمان ملل بر انتخابات مجلس هشتم شد. علی خامنه ای در  19دی 1386 طی سخنانی به اطلاعیه ی نهضت آزادی این گونه پاسخ گفت:

"بعضيها حتى شرم نكردند، گفتند ناظرين بين‏المللى بيايند نظارت كنند بر اين انتخابات؛ بيگانه‏ها، دشمنها كه با اصل انتخابات و با اصل ملت ايران مخالفند؛ با هر چيزى كه به نفع ايران است مخالفند، اينها بيايند بشوند قاضى! اين، بزرگترين جسارت به ملت ايران است"[9].

یک بار که از زندان به مرخصی آمده بودم، دکتر یزدی به منزل ما آمد. از هر دری حرف زده شد، ولی آنچه توجه مرا به خود جذب کرد این مدعای او بود که آمریکایی ها از حرکت های تجزیه طلبانه در ایران حمایت به عمل می آورند. چند سال بعد که از زندان آزاد شدم، دکتر یزدی دوباره به منزل ما آمد. خیلی صریح از او پرسیدم: "آقای دکتر، دفعه ی قبل که شما را دیدم نگران تجزیه ی ایران بودید، آیا همچنان نگران تجزیه ایران هستید و چه شواهدی برای مدعای خود دارید". دکتر یزدی هم خیلی روشن گفت:"آری، همچنان نگران تجزیه ی ایران هستم". بعد هم مفصل دلایل مدعای خود را توضیح داد. می گفت آمریکا از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می کند:از احتمال حمله ی نظامی آمریکا به ایران سخن گفت و از اینکه آمریکا از برخی افراد و گروه ها نیز در راه اهداف خود استفاده می کند. البته در آن زمان جرج بوش رئیس جمهور آمریکا بود و همه نگران حمله ی نظامی آمریکا به ایران بودند. یزدی نگاهی کاملاً ناقدانه به سیاست های دولت آمریکا داشت و آن را به زیان منافع ملی ایران به شمار می آورد.

ذکر این خاطره دلیلی دو سویه دارد. از یک سو، رژیم سرکوبگری که ابراهیم یزدی را از ابتدأ به "آمریکایی" بودن متهم می کرد، از سوی دیگر، در شرایط استیصال، بسیاری ذهنشان به سوی دخالت هایی مشابه عراق/افغانستان/لیبی می رود. به عنوان یک ناظر، شاهد نوعی "تغییر سرمشق" هستم. استقبال زیاد از مصوبه ی شورای امنیت درباره ی لیبی نمودی از این تغییر سرمشق است. مسائل ایران بسیار پیچیده است و چنین ساده سازی هایی پیامدهای فاجعه باری می تواند به دنبال داشته باشد. گذار ایران به دموکراسی، وظیفه ی ایرانیان است، نه دول غربی، آن هم به روش تهاجم نظامی به ایران. البته همه ی دولت های جهان موظفند که از حقوق بشر دفاع کنند و نقض حقوق بشر در هر کشوری را محکوم نمایند. اگر موازنه ی قوا موجود نباشد- یعنی مردم از طریق سازمان یابی متنوع و متکثر قدرتمند نشوند- دموکراسی هم وجود نخواهد داشت. رفتن علی خامنه ای و ولایت فقیه شرط لازم گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است، اما شرط کافی ایجاد چنان نظامی نیست. بمباران ایران به وسیله ی آمریکایی ها و دیگر دول غربی، ضمن نابودی زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی ایران، شاید موجب سرنگونی رژیم مستقر شود، اما معلوم نیست به نظام دموکراتیک منتهی شود.

با شناختی که من از دکتر یزدی دارم، سخنانی که بی واسطه از او شنیده ام، و نظراتی که او بارها بیان کرده است، می دانم که او به شدت نگران "حفظ تمامیت ارضی ایران" بود و هست. با هرگونه تهاجم خارجی به ایران مخالف بود و هست. همکاری مخالفان با دول خارجی را هم بر نمی تابید و بر نمی تابد. یک بار در شهر واشنگتن در جلسه ای خصوصی با چند تن از دوستان همین نظرات را خیلی صریح تر و منتقدانه تر بیان کرده بود.

یزدی فردی متدین و آزادی خواه است. حتی شب عید هم نتوانست وی را از اسارت سلطان جبار رها سازد. در این روز آخر سال چه آرزویی جز سلامتی، طول عمر و آزادی ابراهیم یزدی و کلیه ی زندانیان سیاسی می توان داشت. دل ما پیش شماست. چشمان ما گریان است. در آن لحظه که سال نو می شود، نبود شما را با تمام وجود احساس می کنیم. کاش پیش ما بودید و شما را در آغوش می گرفتیم. کاش فرزندان و همسر و والدین و خواهران و برادران شما می توانستند شما را در آغوش کشند. شما فخر ایرانید و ایرانیان به وجود همه ی شما افتخار می کنند.

 

پاورقی ها:

1- بازرگان در مقاله های "مبارزه ی قانونی و مبارزه ی مسلحانه"(میزان، 9اردیبهشت 60) و "فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم"(میزان، 12 اردیبهشت 60) چنین خطی را دنبال می کرد. بازرگان در نطق نیمه کاره ی  15 مهر 60 مجلس اعلام کرد که به دنبال راهی برای سازش بود تا به "بحث و جدال های آزاد پارلمانی" منتهی شود، نه حرکات تروریستی "نفرت زایی نظیر اتوبوس شیراز، [انفجار]دفتر حزب جمهوری یا نخست وزیری و همچنین اعدام های ده تا ده تا و صد تا صد تا". وی افزود که هیچ کدام از طرفین آمریکایی، مرتجع یا منافق نیستند. همه فرزندان ایرانند که به راه نادرست می روند:

"با کمال تأثر و با توسل به درگاه ذوالجلال، باید اقرار کنیم که آتش هولناک در کشور عزیزمان شعله کشیده، خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده، کمتر کسی است که در صدد خاموش کردن آن برآید. بعضی می کوشند آتش را افروخته تر ساخته بر خرمن طرف مقابل بیندازند، همه بلعیده می شوند. حوزه های علمیه از گل های سرسبد خود خالی می شوند که "اذامات العالم ثلم فی الاسلام، ثلمه لایسدها شی ء" براداران ارزنده و غیر قابل جبرانی از مسئولین دولتی و لشکری و از سپاه و کمیته به شهادت می رسند، به همراه جان ها اثاث و دارایی ها از بیت المال و از ملت به هدر می رود، افرادی بی گناه در معابر و منازل کشته و معلول می شوند و همچنین نونهالان دختر و پسر و کسان وابسته و هوادار یا برکنار که در درگیریهای خیابانی و دادگاه های انقلابی، قربانی التقاط، انحراف و یا انتقام می گردند. نونهالانی که هر چه باشد، "جگرگوشگان" و "پرورش یافتگان" امید این مملکت بوده، عاشق وار یا دیوانه وار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده ای افتاده اند. در حالی که هر دو طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضد اسلام یا عامل امپریالیسم می خواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبی های غیرتمندمان از آمریکا وارد شده اند و نه جوانان جانباز در خانواده های آمریکایی زاییده و بزرگ گشته اند که بتوان مزدورشان خواند. پس چر اینان ریختن خون جگر یکدیگر را مباح و بلکه واجب می شمارند؟ مصیبت بارتر از همه و حاصل خشونت ها و بی رحمی ها، افزوده شدن نارضی ها و انتقام خواهان و برگشت کنندگان انقلاب و دین است و حیثیت و حقانیت اسلام که در دنیا لکه دار می شود"(روزنامه ی کیهان، 26مهر 1360).

ابرهیم یزدی هم گفته است که در خرداد ماه شصت، کمی پیش از 30 خرداد، مسعود رجوی، موسی خیابانی و محمد صدیقی(خواهر زاده ی یزدی) به دیدار او رفته اند تا به اصطلاح وی را از بازرگان جدا سازند و به سوی سازمان جذب کنند. آنان با اتکا به میلیشیای خود به یزدی می گویند که "ما تجربه ی انقلاب را تکرار می کنیم". یزدی به آنها می گوید:

"شما اشتباه می کنید... امروز بدنه ی جامعه با شما نیست. شما یک گروه کوچک و اقلیتی هستید و اگر بخواهید این کارها را بکنید با شما برخورد می کنند و شما تاب مقاومت در مقابل آنها را ندارید. بنابراین به شدت آسیب خواهید دید و متلاشی خواهید شد"(ماهنامه ی چشم انداز ایران، شماره ی 32، ص 49).

2- به عنوان نمونه، سید محمد خاتمی طی چند نوبت(16 و 18 و 19 و 26 مهر 1360)، در سرمقاله های روزنامه ی کیهان، به تندی به نطق و مواضع مهدی بازرگان پاسخ گفت. هاشمی رفسنجانی هم در خاطرات خود به همین ماجرا به صراحت اشاره کرده است:

13 اردیبهشت 60: "آقای مهندس بازرگان آمد و از انحصارطلبی جریان حاکم(حرف غلط همیشگی مخالفان)صحبت داشت و از من می پرسید از ما چه می خواهید؟ و من گفتم کارشکنی نکنید، کافی است" (عبور از بحران، ص 82).

هاشمی رفسنجانی در 4 خرداد 60 طی یک سخنرانی می گوید:"ریشه ی اختلافات ما ولیبرال ها[بازرگان و... ]همین جا است که آنها فقه ما و ولایت فقیه را قبول ندارند"(عبور از بحران، ص 108).

13 تیر60: "بعداز ظهر مهندس مهدی بازگان، دکتر یدالله سحابی و دکتر کاظم سامی آمدند، برای چاره جویی در همین زمینه و کم کردن فشار اجتماعی. توقع داشتند امام چیزی بگوید و یا من از آنها تعریف کنم. من گفتم امام راه را باز گذاشته اند و پیشنهاد کردم موضعشان را در مقابل ضد انقلاب صریحاً اعلان نمایند. قرار شد چیزی بنویسند"( عبور از بحران، ص 160).

سپس نهضت آزادی با ارسال تلگرافی به آیت الله خمینی نوشت:

"تشنجات و تجاوزات خیابانی به ضرر جمهوری اسلامی و به نفع بیگانگان است. هر فرد یا گروهی که موجبات تشنج و تجاوز و ارعاب را فراهم آورد، آب به آسیاب دشمنان انقلاب اسلامی ریخته است".

با این همه فشارها ادامه می یابد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات 30 تیر60 نوشته است:

"آقایان دکتر یدالله سحابی و مهندس مهدی بازرگان و دکتر کاظم سامی آمدند و خواستار آزاد شدن روزنامه ی میزان بودند... به آنها گفتم، موضعتان را باید مشخص کنید. این درست نیست که با گروه های محارب بسازید و با آنها هم صدا باشید و تقاضای آزادی کنید. از اینکه در جلسه ی فاتحه خانم آقای شریعتی، به آنها از طرف حزب الله اهانت شده، شکایت داشتند و از من می خواستند که حزب الله را از این اعمال منع کنیم و من گفتم این حرکات حزب الله، عکس العمل طغیان نیروهای دوست شماست"( عبور از بحران، ص 175).

3- هاشمی رفسنجانی در خاطرات 13مهر 1363 خود نوشته است:

"در ساعت نه صبح این روز(تاسوعا)مراسم عزاداری و سخنرانی از سوی نهضت آزادی در خیابان استاد مطهری تهران برگزار شد. در این مراسم حدود 200 نفر شرکت داشتند و بعد از تلاوت قرآن  و زیارت وارث، دکتر ابراهیم یزدی و مهندس مهدی بازرگان سخنرانی کردند. بازرگان در قسمتی از سخنان خود ابراز داشت:"امروز در جامعه ی ما هر برنامه ای رخ دهد می گویند توطئه ی آمریکا و انگلیس است. عیب از خود ما است نه توطئه ی آنها. امام حسین(ع) نگفت بیایید مرا بکشید یا شعار جنگ جنگ تا پیروزی بدهد، بلکه با عمر سعد مذاکره کرد و آنها قبول نکرده و جنگ رخ داد". پس از سخنرانی بازرگان، حدود 90 نفر موتورسوار و عده ای پیاده، در جلوی ساختمان برعلیه نهضت آزادی شعار مرگ بر لیبرال و مرگ بر بازرگان سر دادند که توسط مأموران انتظامی از محل متفرق شدند"( کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1363، به سوی سرنوشت، ص 225).

4- هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1362، آرامش و چالش، ص 277.

5- هاشمی می گوید:

"نهضت آزادی که فکر می کند در انتخابات رأی کافی ندارد و شکست می خورد، به حیله ای دست زده است"(پیشین، ص 432).

6- هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1362، آرامش و چالش، ص 210.

7- هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، امید و دلواپسی، ص 199.

8- هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، امید و دلواپسی، ص 205.

9- هاشمی رفسنجانی در نامه ای که با تأیید خامنه ای و احمد خمینی در پاسخ مهدی بازرگان نوشته بود، آورده است:

"شما خوب می دانید که انتخابات از گذشته تا به امروز همیشه آزاد و کاملاً آزاد برگزار شده و مطمئن هستید که در انتخابات آینده همان آزادی گذشته محفوظ است و هر کس که مورد اعتماد مردم باشد، سر از صندوق ها بیرون خواهد آورد و مسئولان کشور هیچ گونه نیازی به سلب آزادی و تحمیل رأی نمی بینند. به جای این گونه کارها در فکر پیدا کردن افراد صالح و وجیه برای کاندیدا کردن در انتخابات باشید و موقع تبلیغات که رسید، کار تبلیغ را با مراعات مقررات کشور و موازین دینی و اخلاقی آغاز فرمایید" (هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1362، آرامش و چالش، ص 277).

آری، با رد صلاحیت همه ی رقبای علی خامنه ای، انتخابات ریاست جمهوری همچون "همیشه آزاد و کاملاً آزاد" برگزار شد و مهدی بازرگان و ابراهیم یزدی فقط باید به فکر "افراد صالح و وجیه" می بودند.

9- رجوع شود به لینک

منبع: روزانلاین


 


karoubi_mosavi
فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در آستانه سال جدید،  پیامی تبریکی خطاب به مردم ایران فرستادند. در این پیام آمده است:"این سال به پایان می‌رسد همچون تمام سال‌های بدی که رنگ خون داشت اما بهارش سبز بود."

ایشان در پیام تبریک نوروزی خود نوشته‌اند:"هفت سین ما امسال کنار آب و آیینه و قرآن و سبزه و گلی به یاد همه همپیمانان و همرزمان، مزین به عکس والدینمان نیز هست، که چون انبوه یاران خویش، زن و مرد و پیر و جوانی که لحظه‌های بهار شدن این سرما را پشت درهای فراق و میله ‌های جدایی می‌گذرانند یا به جور قدرت پرستان (فرعون پرستان) خشم آیین، خفته و گلگون کفن در تیره خاک‌های سردند. اما بهار می‌آید و زمین می‌گردد و باران خواهد بارید و ترنم لطیفش زمانه رویش را باور پذیر خواهد کرد. پایان زمستان زندان وبند، دشنام و افترا، اتهام و بازجویی، تهدید و تفتیش و شکستن قلم و زنجیر کردن اندیشه‌ها را بهار مهر و ایمان وعشق و صلح و نور و پاکی، به خاطرات دورسرزمینمان بدل خواهد کرد."

متن این پیام که توسط سایتهای رسمی میر حسین موسوی و مهدی کروبی ،کلمه و سحام نیوز، به شرح زیر است:

به امید، نام و یاد خدا

ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

برما بسی کمان ملامت کشیده‌اند تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

همراهان، هم دردان، یاوران ما

سال ۱۳۸۹ به پایان رسید، سال صبر و استقامت، سال پشت در ایستادن‌ها و انتظار کشیدن‌ها، سال دلنگرانی برای عزیزی در بند، گم گشته‌ای را جستن و هروله‌ای از درزندانی به در زندانی دیگر کردن.

سالی حماسی بود برای همه ما. سالیکه، روزگارمان نیز، به اشک نشست از سوگ فرزندان و برادران و خواهرانی که خونشان جان سبزمان را سرخ کرد و سنگینی غبار ابهام‌هایمان را تطهیر.

خاطره سال ۸۹ طعم تلخ زمستان طولانی و سرد است که با ایستادگی پدران و مادران و ایستاده جان سپردن همرزمانمان رنگ و بویی دگر گرفت.

هفت سین ما امسال کنار آب و آیینه و قرآن و سبزه و گلی به یاد همه همپیمانان و همرزمان، مزین به عکس والدینمان نیز هست، که چون انبوه یاران خویش، زن و مرد و پیر و جوانی که لحظه‌های بهار شدن این سرما را پشت درهای فراق و میله ‌های جدایی می‌گذرانند یا به جور قدرت پرستان (فرعون پرستان) خشم آیین، خفته و گلگون کفن در تیره خاک‌های سردند. اما بهار می‌آید و زمین می‌گردد و باران خواهد بارید و ترنم لطیفش زمانه رویش را باور پذیر خواهد کرد. پایان زمستان زندان وبند، دشنام و افترا، اتهام و بازجویی، تهدید و تفتیش و شکستن قلم و زنجیر کردن اندیشه‌ها را بهار مهر و ایمان وعشق و صلح و نور و پاکی، به خاطرات دورسرزمینمان بدل خواهد کرد.

چه استوار و پرغرور ایستاده‌ای ایران! هرچند خسته و رنجور از تازیانه‌های تاریخ. ای سرزمین امیرکبیر بزرگ با رگهای بریده! خاک ستارخان و باقرخان و دیگر آزادیخواهان نامدار! ایرانِ مصدقی دشنام شنیده و تبعید کشیده و غل و زنجیر برشانه‌های توانایش دیده و خمینی های حبس و تبعید کشیده، ایران جوانان خداجوی جانباخته در جبهه‌ها که مرز‌ها را به جان و خون پاس داشته. سرزمین سرداران وسربداران خونین بال!

وطن! فراموش کن فریادهای مرگ خواهی و نفرت برای یارانت را در خانه ملتت! پرتاب سنگ و تیر و دشنام نوشتن وگفتن به ساکنین و در و دیوار خانه مردی که تنها جرمش هویدا کردن اسرار فجایع زندان‌ها بود و افتخار بزرگش عزیز داشتن فرزندان شهید چو جان خویشتن. سالهای سال مرامش نواختن نوای دوستی در بلوای اختلاف افکنان و جسم و جانش زخمی شلاق‌های بیرحم ظالمان بود. بانویی شجاع که سالهای سال زخم و عفونت بدنهای مجروحان وجانبازان مظلوم شیمیایی را زینب وار پرستار و همدم دلهای مجروح فرزندان شهید بود. کاش می‌شد فراموش کنی پاسخ دردناک حرمت شکنان بی‌درد را به روزهای بیتابی و شبهای بی‌خوابی مردی را که به عشق ذره ذره وجود تو‌ای وطن خود و جان و روحش را درهزارتوی کوههای سربرکشیده غرب کشور و دشتهای تبدار و زخمی جنوب گم کرده بود و در نگاه سبزش تنها آینده روشن تو ثبت می‌شد. که امین و دلنگران فرهنگ غریب مانده وبه یغما رفته کشور بود ویا زنی را که گویی عهدی داشت با خود که شمع وار بسوزد و فضای دانش و علم را روشن کند و درد همنوع را برجان خویش ببرد و مهر بورزد و مهر را لطیف و پاک ومحکم به دنیای سیاست بپیوندد. از یاد ببر ننگ حبس و حصر و ربودن پدر و مادرانمان را که تنها جرمشان ایستادگی بر خواست مطابق با سرشت آدمی و خلقت الهی، آزادی بود!

برادران خواهران ما

تسلای دلهای دردمند و نگران ما در لحظات تحویل سال حضور گرم شما در قلبهای ماست. آن حس پرشکوه و غرور انگیزی در چشم و جان پرشرر والدینمان است که همچون همه فرزندان پاکشان درکشور، ایستاده‌اند. آرزو داشته و دارند آزاده باشند و ایستاده بمیرند. اینک هرچند درهای دیدار و تماس به ناحق به روی آن‌ها بسته شد اما هزار پنجره نورانی دعا ی شما و ما به روی آن‌ها گشوده گشت. خداوندا شکرت هزاران هزار بار شکرت به آنکه مارا در ایران و در آغوش پر از حق و عدالت و ایمان و صداقت چنین پدران و مادرانی پروراندی.

این سال به پایان می‌رسد همچون تمام سال‌های بدی که رنگ خون داشت اما بهارش سبز بود.

این زمستان جان سخت، اما، یادمان داد چگونه می‌توان با صبری زیبا و ایمانی راسخ و استقامت کنار پدران و مادران، کنار یاران و هموطنان ایستاد. به ما آموخت که گرمای دلهای پرمحبت ازفرسنگ‌ها دور یا نزدیک چه سان امید سبزمان را به فرداهای دور دست روشن آبیاری می‌کند. اندوخته و تجربیاتی که تا پیروزی نهایی همراه‌مان خواهد بود. این سرمای سیاه که می‌رود نه ظلم می‌ماند و نه زنجیر. زمستان که می‌رود کرامت غبار آلوده انسانیمان را از غبار خواهیم زدود. می‌دانیم که در ‌‌نهایت فروردین لطیف خواهد آمد، در این همهمه لطف و شور و سرمستی آوای پرندگان را بیرون از بند میله ها خواهیم شنید که پرندگان آزادند و در این بزم پرامید همه ما شکفتن رنگارنگ شکوفه‌ها را خواهیم دید. رویش ناگزیر جوانه‌ها که سرزمینمان را سبز خواهد کرد.

خداوندا حال ما را، دوستدارانت و سرزمین پارسایان را همان گونه که خود می‌پسندی بهتر کن که به راستی تو حقی و یاری دهنده تمام حق جویان این سرزمین.

منصور عشقم و ترسم که عاقبت این پایداریم، بکشاند به پای دار

منصور وار اگر ببرندم به پای دار مردانه جان دهم که جهان نیست پایدار

فرزندان موسوی و کروبی


 


economy

سال هدفمند سازی یارانه ها در حالی آغاز شد که قیمت بسیاری از کالاها گران شده و بسیاری دیگر هم با روش هایی چون ذخیره سازی و کنترل قیمت ها هنوز کاهش نداشته است. برخی دولت را متهم می کنند که با آلودگی و عدم شفافیت، نمی تواند در جراحی بزرگ اقتصادی کامروا شود.

کارشناسان اقتصادی می گویند: به نظر نمی رسد با اجرای این قانون که قرار بود نقش یارانه ها ی دولتی را دراقتصاد کم کند بخش خصوص قدرتمند شده باشد بلکه این دولت است که با پرداخت کمتر یارانه و دریافت بیشتر از مردم تواناتر شده است. در این میان، دولت خود را موفق میداند.

مهم ترین رخداد اقتصادی سال 89 هدفمندسازی یارانه ها بود که هم سوژه دعوای اول سال دولت با مجلس بود و هم دعوای آخر سالش؛سال 89 با این درخواست دولت از مجلسی ها آغاز شد که "دست دولت را در اجرای قانون هدفمند سازی باز بگذارید".

این در حالی بود که به گزارش خبرآنلاین، پس از آنکه محمود احمدی‎نژاد نتوانست نمایندگان مجلس را به ارائه درآمد 40 هزار میلیارد تومانی از محل هدفمند کردن یارانه‎ها قانع کند، از آنها خواست دست او را برای زمان اجرای این قانون باز بگذارند.

این درخواست با کش وقوس های بسیار بالاخره تصویب شد ومجلس، اجرای قانونی راکه خود تصویب کرده بود به تعویق انداخت تا دولت هر وقت که بخواهد آن را اجرا کند واین "هر وقت" نه ماه طول کشید و دولت هم که قرار بود  قیمت ها را در یک سال افزایش دهد در طول سه ماه افزایش داد تا تمام درآمد پیش بینی شده را کسب کند.

تحول مهم دیگری که در روزهای ابتدایی سال 89 رخ داد وبعد ها نتایج خود را نشان داد خبر عزل وزير كشور بحرين بود که رسانه های منطقه، علت این اقدام را همكاري منصور بن رجب با سپاه پاسداران در عمليات پول شويي گزارش کردند. در این پرونده از علي جنتي سفير ايران در كويت و فرزند آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان، نيز نامی به میان آمد اما حسین امیرعبداللهیان، سفیر ایران در بحرین گفت که سپاه پاسداران در پرونده پول‌شویی وزیر کشور بحرین نقشي نداشته است.

پس از هفته ها هنگامی که آگهی "بانك انصار در خدمت شهروندان" از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد گمانه هاي منفي عليه فعاليت اقتصادي سپاه مطرح شد؛ گمانه هایی که تسلط بیشتر نظامیان بر حوزه بانکی کشور را به میان کشید با این نتیجه که تشکیل بانک هایی این چنین از سوی سپاه، شکل دادن نهادهایی برای پول شویی راحت تر و انتقال ارز به خارج کشور است.

بانک انصار يك موسسه مالي بود كه با مجوز بانك مركزي به يك بانك خصوصي بدل شد. به گزارش بي بي سي، بانک جدید انصار حدود بیست سال پیش و بعد از پایان جنگ هشت ساله با عراق به عنوان صندوق قرض الحسنه انصارالمجاهدین فعالیت خود را آغاز کرد و در دولت محمود احمدی نژاد به موسسه مالی و در نهایت به بانک تبدیل شد.

علاوه بر این، یک نهاد مالی دیگر وابسته به سپاه پاسداران نیز در حال بانک شدن است؛ موسسه مالی و اعتباری مهر وابسته به بسیج، مقدمات تبدیل به بانک را فراهم کرده و به زودی این موسسه نیز تبدیل به بانک می شود.

 

میلیاردهای مبهم، خزانه خالی

سال 89 سال گزارشات دیوان محاسبات بود.مهم ترین این گزارش ها آنهایی بود که خبر می داد دولت احمدی نژاد میلیاردها دلار را به خزانه واریز نکرده است. در بهار 89 سومين گزارش ديوان محاسبات از عملكرد بودجه اي دولت احمدي نژاد منتشر و روشن شد که دولت وی، بیشترین میزان تخلف و انحراف از بودجه راداشته و760 میلیارد تومان را به خزانه کشور واریز نکرده است. اين گزارش، عملكرد بودجه اي دولت در سال 87 است كه 72درصد انحراف از بودجه را نشان می دهد. پيش از اين در گزارش بودجه سال 86، 54درصد انحراف ثبت شده وبراي سال 85 نيز دو هزار مورد تخلف به ضبط رسيده بود.

بر پایه گزارش ديوان محاسبات، دولت مانند هر سال در بخش نفت وبنزين عملكرد غير قانوني دارد، چرا كه نه بدهي 2هزار ميلياردي شركت نفت به خزانه ـ كه از گذشته مانده ـ پرداخت شده نه آنكه واردات بنزين طبق قانون وتا سقف 3ميليارد دلار صورت گرفته است. مهم ترين  مورد عدم واريز، 556 ميليارد تومان مابه تفاوت قيمت گازبود كه طبق گزارش ديوان محاسبات به خزانه واريز نشده است.

در گزارش های دیگری که مجلسی ها در خصوص فعالیت های دولت تهیه کردند مشکل، سود سهام عدالت بود؛ در این گزارش که از سوی مخبر کمیسیون نظارت بر اصل 44 قرائت شد، آمده است: "سود سهام عدالت که تا پایان سال مالی منتهی به تیرماه 1389 مبلغ 19.6 هزار میلیارد ریال است از شرکت سرمایه پذیر دریافت گردد و از سوی دیگر اقساط باقیمانده سهام که تا پایان سال مالی منتهی به تیر ماه 1389 مبلغ 5.5 هزار میلیارد ریال است به خزانه واریز شود."

ینا بر گزارش آفتاب، پس از قرائت گزارش مذکور، حمیدرضا فولادگر و نادر قاضی‌پور رئیس و عضو کمیسیون نظارت بر اصل 44، خواستار رای‌گیری شدند که با ارائه 129 رای موافق، 7 رای مخالف و 22 رای ممتنع، به تصویب رسید.

این در حالی بود که نمایندگان مجلس هنگام قرائت گزارش سود سهام عدالت، خواستار برخورد قوه قضاییه با دولت برای تخلفات در توزیع این سود شدند. در طول چند سال گذشته سود سهام عدالت یکبار توزیع شده، آنهم درست در زمان انتخابات که شائبه خرید رای را به ذهن بسیاری آورد. این در حالی بود که دولت میگفت این سود را بعدا نیز توزیع میکند اما چند ماه بعد از انتخابات، این صحبت ها فراموش واعلام شد سودسهام عدالت توزیع نمیشود. مجلس تاکنون دوبار با تهیه گزارش نسبت به این موضوع واکنش نشان داده است اما مراجع ذی صلاح دیگر مانند قوه قضاییه تاکنون ورودی به این موضوع نداشته اند. مجلس رسما رفتار دولت را تخلف می داند.

گزارش دیوان محاسبات  ومجلس تمام چهره اقتصادایران را در بر نمیگرفت.در خارج از راهروهای دیوانی مجلس و دولت ایلنا گزارش داد که "نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در پايان سال گذشته(سال 88) به 10.7 درصد رسيد. اين نسبت در 30 سال گذشته بي‌سابقه است".

بنا بر اين گزارش وبراساس آخرين آمار منتشر شده در سايت  بانك مركزي "در سال گذشته 47 میلیون و 468 هزار چك مبادله شده كه از اين ميزان 5 میلیون و 87 هزار برگ چک برگشت داده شده است. بنابراين نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در سال گذشته به 10.7 درصد مي‌رسد. به ديگر بيان تقريبا از هر 9 چك مبادله شده يكي از آنها برگشت داده مي‌شود".

به موجب اين گزارش "بررسي آمارهاي موجود از نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده نشان مي‌دهد اين نسبت در سي سال گذشته بي سابقه بوده است. از سال 1357 تاكنون بيشترين نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در همان سال57 رخ داده است. پس از آن بيشترين نسبت تعداد چك‌هاي برگشتي به مبادله شده در سال 1358 به ميزان 10.9 درصد رخ داده است. از اين سال تاكنون نسبت چك‌هاي برگشتي به مبادله شده همگي زير 10 درصد و در 10 سال گذشته حدود 5 درصد بوده است". با وقوع ركود در اقتصاد ايران كه نشانه‌هاي آن از اواخر سال 86 پديدار شد، نسبت چك‌هاي برگشتي به چک های مبادله شده سير صعودي به خود گرفت و از 5 درصد در سال 86 به 7، 8درصد در سال 87 رسيد. هم‌اكنون اين نسبت به 10.7 رسيده است.

 

نفت شهر یا مکزیک؟

آغاز تابستان  بود که فرمانده قرارگاه خاتم اعلام كرد اگر آمريكايي ها وانگليسي ها از ايران تقاضاي كمك كنند، سپاه پاسداران فوران نفت در خليج مكزيك را مهار می کند.  داستان این بود که تا ان روز یک چاه نفت متعلق به شرکت بی پی در خلیج مکزیک  می سوخت ودر همان حال  هم یک چاه نفت در نفت‌شهر ایران؛ ولی فرمانده قرارگاه خاتم، مکزیک را بر نفت‌شهر، ترجیح داد و خواهان کمک به مکزیک شد.اين در حالي بود كه خليج مكزيك به جهت عمق زيادش ـ 2000 متر ـ  جزو ميادين نفتي عميق محسوب ميشود و خاموش کردن چاه نفتی در آن، فناوري خاص وپيچيده اي را مي طلبد؛ در حاليكه خليج فارس در بيشترين ميزان 300عمق فوت يعني 90 متر عمق دارد. اما سرداری که در عمق کم هم کارآیی نداشته ادعا کرد که می تواند  آتش سوزی در چاهی عمیق تر را نیز مهار کند؛ وی گفت: "سپاه پاسداران در مهار فوران‌هاى نفتى داراى توان انحصارى و بومى است. تجربه حضور ایرانی‌ها در مهار فوران‌های نفتی در برخی کشورهای همسایه در خلیج فارس مانند کویت از قابلیت‌ها و مهارت‌های آنان خبر می‌دهد".

کم توجهی به مسایل داخلی و بلوف زنی در حالی بود که در سالی که گذشت چند فقره دیگر اتش سوزی نیز در میادین نفتی رخ داد ولی صنعت نفت کشور از تخصص پیچیده سپاه در این امر بی بهره ماند.

 

بحران مالیات

یکی از مهم ترین رخدادهای سال 89 که  تا هفته ها محافل سیاسی اقتصادی را به خود مشغول داشت اعتصاب بازاری ها در اعتراض به نحوه پرداخت مالیات بر ارزش افزوده بود  که تیرماه و در مقطعی از مهر ماه، چند هفته و سپس چند روزی بازار تهران و دیگر شهرستان های مهم را به تعطیلی کشاند.

نیویورک تایمز در تحلیل این رویداد نوشت: "پس از سرکوب موفقیت آمیز مخالفان به دنبال انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال گذشته، محمود احمدی‌نژاد درنظر دارد مخالفانش در جناح محافظه کار سنتی را نیز از میان بردارد. مخالفان محافظه‌کار وی نیز بیکار ننشسته و وی را به منزوی ساختن روحانیون و مجلس متهم می‌کنند و به خاطر تلاش برای دردست گرفتن تمام اهرم های قدرت از طریق ایدئولوژیک محکومش می‌نمایند؛ به گفته مرتضی نبوی در مصاحبه روز جمعه با هفته نامه پنجره (متعلق به محافظه کاران) "حالا که اصلاح طلبان از صحنه قدرت خارج شده‌اند احمدی‌نژاد رقبای اصول‌گرای خود رانیز نشانه رفته وقصد دارد آنها را از صحنه قدرت خارج نماید. اعتصابات هفته گذشته در بازار که در اعتراض به افزایش مالیات‌ها انجام گرفت نمایانگر عمق اختلاف میان انشعاب‌های مختلف محافظه‌کاران بود که در آن بازاریان متمایل به سنت‌گرایان هستند".

 

توطئه داخل، تحریم خارج

"می خواهند دولت را زمین بزنند. ستادی هم برای این کار تشکیل داده اند که من نام رئیس اش را هم می دانم اما نمی گویم تا به وقتش... "

این سخنان 27شهریور احمدی نژاد  در گفت وگوی با روزنامه ایران، وزیر اطلاعات هم در این خصوص دوبار سخن گفت. غیر از حیدر مصلحی، استاندار تهران نیز این خط وجریان را پیش برد. به گزارش فارس ابتدا  شنبه 27 شهريور، مرتضی تمدن استاندار تهران از تشکیل اتاقی برای فعالیت علیه هدفمند سازی یارانه ها خبرداد و افزود: "این اتاق توطئه فعال شده و مخالفان دولت و دشمنان خارجی در آن حضور دارند."

از میانه تابستان سئوال مهم افکار عمومی و مجلسی ها از دولت این بود که بالاخره هدفمند سازی یارانه ها را کی اجرا می‌ کند؟ حتی  یکبار محمد رضا باهنر گفته بود: "بعید میدانم دولت این قانون را اجرا کند" اما به گفته منتقدان، دولت به جای شفاف سازی در این حوزه کشف توطئه ودسیسه می کرد.

اما سایت بولتن نیوزوابسته به دولت هم پیرو این سخنان گزارشی با این عبارات منتشر ساخت: "رسانه‌های مخالف دولت و ستادهایی که برای سنگ‌اندازی در مسیر اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها بسیج شده‌اند، ‌بر چه اساسی قصد دارند این تفکر را در جامعه به وجود بیاورند که دولت عزمی برای اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها ندارد؟ نخستین گروه از کسانی که این ادعا را مطرح می‌کنند، ‌افرادی هستند که از همان ابتدا هم موافقتی با اجرای این قانون نداشته و حتی در زمان بررسی این لایحه در صحن مجلس نیز در خفا و آشکارا اعلام می‌کردند دولت نباید دست به جراحی اقتصاد کشور بزند."

اما به جای آنکه این رقبای سیاسی احمدی نژاد باشند که او را زمین بزنند این شرکت های خارجی بودند که از پی تحریم های چهارم  شورای امنیت ایران را ترک کردند. اواخر تابستان خبر آمد که شرکت کره ای کیا موتورز ایران را تحریم کرد. پیش از این دیگر شرکت مطرح خودروسازی جهان، تویوتا نیز ایران را تحریم کرده بود. اهمیت تحریم کیا موتورز آنجابودکه  که 40 درصد اتوموبیل های تردد کننده در ایران ـ پراید ـ از محصولات این شرکت است که خط تولیدش به ایران واگذار شده.

تحریم  ایران توسط این شرکت در حالی رخ داد که در سالهای گذشته روابط خوبی با این خودرو ساز برقرار وبازار انحصاری خودروی ایران به روی این خودرو ساز کره ای باز شده بود؛ ولی این شرکت نیز در راستای اقدامات دولت کره جنوبی در تحریم ایران به این تحریم ها پیوست.حدود یک هفته پس از وضع تحریم‌های تازه از سوی کره جنوبی علیه ایران، شرکت خودرو سازی کیاموتورز متعلق به این کشور اعلام کرد یک ماه است که صادرات خود به ایران را به حالت تعلیق در آورده است.

به نوشته خبرگزاری فرانسه، "کیاموتورز سال 88  ۴۲۱۰ دستگاه خودروی کیا مونتاژ شده و همچنین قطعات مجزای ۱۷۰۴۰ دستگاه خودروی کیا را برای مونتاژ در ایران، به تهران" فرستاده بود.

 

لایحه استبدادی

برنامه پنجم توسعه هم با فراز و فرودهای بسیار به تصویب رسید. برنامه ای که احمد توکلی طی بررسی آن در مجلس گفته بود که استبداد در این لایحه نهادینه شده است.

به گفته توکلی، یکی از مصداق های استبداد این بود که دولت هیچ جا خود را موظف به کاری نکرده و جملات "دولت باید..." به جملات "دولت میتواند..." بدل شده است. مکلف نبودن دولت در برنامه پنجم در حالی است که این دولت در چهار سال گذشته گزارش اجرای برنامه چهارم را به مجلس نداده ودر برنامه پنجم نیز این تکلیف را از سر خود باز کرده است.

تصویب لایحه برنامه پنجم در شرایطی صورت گرفت که دولت در اجرای  برنامه پنجم، بالای 75 درصد از خود انحراف نشان داده بود  تا جایی که رییس مجلس نیز زبان به انتقاد گشود.

لاريجاني ضمن انتقاد از عدم اجراي برنامه چهارم، خواهان باز شدن فضاي نقد شده و گفته بود: "خصوصی سازی کشور خصوصی سازی نيست، صادرات صنعتی کشور طبيعی نيست، نرخ رشد پايين است، عدالت با شيوه سوسياليستی به دست نمی آيد و واردات کشور چهار برابر صادرات است." لاريجاني با خطاب قراردادن دولت گفته بود: "وقتي شما جدولي به ما ارائه مي‌دهيد كه 350 پروژه در آن است و 350 ميليارد هم پول براي آن در نظر گرفته‌ايد، اين درحاليست كه يك پروژه 50 ميليارد هزينه دارد، اين برنامه درستي نيست. بعضا تصور مي‌شود كه همه كارهاي عمراني را دولت بايد انجام بدهد، درحالي كه اين طور نيست".

 

خودکفایی آلوده

از دیگر رخدادهای مهم سال 89 مساله ای به نام بنزین خود کفایی بود که دولتی ها معتقد بودند از واردات بنزین دیگر کشورها بی نیاز شده اند هر چند بعدها گزارش های خلاف این موضوع منتشر شد. بنزینی که در مجتمع های پتروشیمی تولید میشد  به خاطر صادرات پتروشیمی کشور متوقف شده بود اما این موضوع وقتی بحرانی شد که در آذرماه، تهران آلودگی بسیار شدیدی را تجربه کرد و چند روزی تهرا ن به خاطر این موضوع تعطیل شد. آن روزها صدای اینکه الودگی  اخیر تهران به خاطر این بنزین های تازه است بسیار بالا گرفت و در مجلس هم صدای اعتراض بلندشد.

در همین اوان بود که یک مدیر شهری، در وبلاگ خود از مرگ بیش از دو هزار و ۵۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا در تهران خبر داد. وحید نوروزی، مدیر عامل ستاد مرکزی معاینه فنی خودروهای تهران  نوشت: "حداقل فوتی در اثر ذرات معلق در سال در تهران ۲۶۵۸ نفر، منوکسید کربن ۱۵ نفر، ازون ۷۲ نفر و دی اکسید گوگرد ۸۹۶ نفر است."

خبرگزاری فارس نیز تصریح کرد: "نگرانی از افزایش آلودگی هوای تهران در حالی عمیق‌تر می‌شود که از دیدگاه برخی کارشناسان شهری احتمال بروز فاجعه 1952 لندن در تهران وجود دارد. در این حادثه به علت ساکن شدن هوا در شهر لندن، بیش از چهار هزار شهروند در عرض سه روز جان خود را از دست دادند، با توجه به تعدد آلاینده و موقعیت جغرافیایی تهران از نظر قدرت پالایندگی، کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند پایتخت نیز دچار فاجعه‌ای مشابه شود.

سرانجام در28 اذرماه با نطق تلویزیونی احمدی نژاد، قانون هدفمندسازی یارانه ها شروع به کار کرد. این درحالی بود که  از چند روز پیش در شهر  شایع بود که اجرای قانون هدفمند سازی نزدیک است ودر برخی نقاط تهران هم نیروهای پلیس حضوربیشتری داشتند؛ محمود احمدی‌نژاد با حضور دریک برنامه زنده تلویزیونی، گفت: بخش مهمی از طرح هدفمند كردن یارانه‌ها كه به منزله بزرگ‌ترین طرح اقتصادی تاریخ ایران محسوب می شود، از فردا(امروز) آغاز می‌شود.

وی در این برنامه تلویزیونی گفت پولی که در حساب مردم است متعلق به امام زمان است ودر قسمتی دیگر از آیت الله خامنه ای تشکر کرد که به رییس مجلس گفته حتما با دولت همکاری کنید.

اما فردای آن روز با افزایش 20 برابری قیمت گازوییل، خبرها از کاهش شدید مصرف گازوییل حکایت داشتند؛ این به معنای اعتصاب خاموش کامیون داران ایران بود ولی دولت در اقدامی سریع به کامیون داران وحمل ونقل کنندگان جاده ای امتیاز داد تا از اعتراض وانتقاد این قشر فعلا جلوگیری کند.

گام اول امتیاز دادن و عقب نشینی دولت آنجا بود که  برای کامیون داران 80 میلیارد تومان کمک بلاعوض تخصیص داد ودر گام دوم سهمیه گازوییل انها افزایش یافت.

 

بیکاران در راهند

اگرچه دولت مدعی است آمار بیکاری کشور  پایین است ولی مشخص نیست چرا آمار آن را اعلام نمی کند،تا اینکه ناگهان در مجلس پرده برافتاد و یک  نماینده مجلس فاش ساخت برنامه های دولت برای رفع بیکاری موفق نبوده است.

همان روز، وزارت کار در بیانیه ای مدعی شد از اول سال 89 تاکنون ششصد هزار شغل ایجاد کرده است؛ آماری که برای بسیاری، بخصوص نمایندگان مجلس جای ابهام وتردید بسیار دارد.

در روشن شدن ابعاد مساله بیکاری واشتغال زایی دولت، وزارت كار و امور اجتماعی در جوابیه ای به خبرگزاری فارس این خبرگزاری را مورد انتقاد قرارداد كه چرا آمار بیكاری در كشور را بزرگ نمایی می كند. در این جوابیه آمده بود: "خبرگزاری فارس به نقل از معاون سرمایه انسانی و توسعه اشتغال وزارت كار و امور اجتماعی تعداد بیكاران را سه میلیون و 900 هزار نفر اعلام كرده است. در حالی كه جناب آقای فروزان مهر در همایش سرمایه گذاران علاقمند به سرمایه گذاری در استان خراسان شمالی گفته‌اند: تحولات جمعیتی در دهه 60 باعث شده است اكنون بااوج تقاضای اشتغال روبرو باشیم. این در حالی است كه براساس نتایج طرح آمارگیری نیروی كار كه از سوی مركز آمار ایران اعلام شده، در حال حاضر دو میلیون و 839 هزار و 973 نفر در كشور بیكار هستند.

این موارد در حالی رقم خورد که دولت به افزایش حقوق کارگران تنها 30 هزار تومان مجال داد با این استدلال که "یارانه میدهیم واین قدرت خرید کارگران را بلا میبرد ونیازی به افزایش دست مزد نیست."

 

گسترش اعتصاب‌ها

این در حالی بود که تمام نهادهای کارگری به این سیاست اعتراض داشتند و خواهان توجه بیشتر دولت بودند اما چنین نشد. در سال 89 موج اعتصابات کارگری از پالایشگاه آبادان تا پالایشگاه تبریز از کیان تایر تهران تا ایران خودرو کشیده شد و این موج در سال 90 با توجه به اجرای کامل هدفمند سازی و افزایش چندین برابر قیمت ها پیش بینی میشود که گسترده تر شود.

بودجه 89 هم مانند دیگر بودجه های دولت احمدی نژاد با حاشیه رو به رو شد و با 70 روز تاخیر به مجلس رسید. رییس دولت هم به جای اینکه دلایل این تاخیررا برای نمایندگان توضیح دهد با خنده وشوخی از آنان خواست  بودجه را تصویب کنند تا نوروز را کنارخانواده خود باشند! اما انها فقط برای دوماه تنخواه در اختیار دولت گذاشتند و تصویب بودجه را به سال 90 موکول کردند؛ این اولین بار است که کشور با تنخواه آغاز به کار می کند.

منبع:روزآنلاین/اردلان صیامی


 



هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شما

درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.

 

سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با  آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را  یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.

 

 

آری! در سال 1389 همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از 25 خرداد 88 آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال  ۱۳۹۰  پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.

 

 

ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.

 

 

سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم.

 

 

اللهم حول حالنا الی احسن الحال

 

 

 

سایتهای کلمه، سحام، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا


 



Zendan-01

سال 89 که از سوی میرحسین موسوی سال "استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قانونی ملت ایران" نامیده شده بود به سال سرکوب و استقامت مردمی تبدیل شد و رهبران جنبش سبز که با تاکید بر ایستادگی بر مطالبات مردمی سال 89 را آغاز کرده بودند در روزهای پایانی سال به بند کشیده شدند.

سال 89 با پیام میرحسین موسوی و مهدی کروبی آغاز شد اما با بازداشت خانگی آنها، و با پیام فرزندان  رهبران جنبش سبز به پایان رسید.

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با این پیش بینی که  "سال 89 با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم" به استقبال سال 89 رفتند و مهدی کروبی که سال قبل را سال خوبی نمیدانست اعلام کرد: "مخالف نظامی هستیم که در حد یک قایق است".

رهبران جنبش سبز در آغاز سال 89 "عقب گرد و عقب کشیدن از مطالبات مردم را خیانت به مردم، اسلام و خون شهدا" دانسته و اعلام کرده بودند: "باید از پشت کردن به خواسته‌های مردم هراس داشته باشیم".

آنها ایستادند و سال 89، سال استقامت آنها در کنار مردم معترضی شد که ابتدا به انتخابات مخدوش 22 خرداد 88 اعتراض داشتند اما با سرکوب و کشتارهای حکومتی، رهبر جمهوری اسلامی را نشانه گرفتند و خواهان رفتن "دیکتاتور" شدند. و بدین ترتیب سال 89 در حالی به پایان رسید که فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به جای پدران و مادران خود به مردم پیام دادند: "خاطره سال 89 طعم تلخ زمستان طولانی و سرد است که با ایستادگی پدران و مادران و ایستاده جان سپردن همرزمانمان رنگ و بویی دگر گرفت.... والدینمان همچون همه فرزندان پاکشان درکشور، ایستاده‌اند... ".

 

سال اعدام

اگر چه بازداشت های فله ای فعالان سیاسی، مطبوعاتی، مدنی و مردم معترض از 9 ماه قبل از آغاز سال 89 شروع شده بود اما این سال را باید سال اعدام و سال پرکاری بازجویانی دانست که به جای قاضی، حکم محکومیت را صادر میکردند.

89 با صدور حکم اعدام خانوادگی برای 5 عضو یک خانواده شروع شد. 5 عضوی که روز عاشورای قبل بازداشت و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند. حکم اعدام مطهره بهرامی، ریحانه حاج ابراهیم و هادی قائمی در دادگاه تجدید نظر به 10 سال حبس در تبعید تبدیل شد و آنها برای سپری کردن دوران محکومیت خود به زندان رجایی شهر منتقل شدند اما دو عضو دیگر خانواده، احمد و محسن دانش پور مقدم با تایید حکم اعدامشان در دادگاه تجدید نظر سالی پر از هراس را پشت سر گذاشتند. این پدر و پسر به همراه عبدالرضا قنبری، معلم بازداشت شده پس از عاشورای 88 همچنان در خطر اعدام هستند.

اردیبهشت اما اعدام مخفیانه 5 زندانی سیاسی افکار عمومی ایران و جهان را بهت زده کرد. فرزاد کمانگر، معلم کرد به همراه شیرین علم هوئی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان 19 اردیبهشت و به صورت مخفیانه اعدام شدند و این سرآغازی بود بر سایر اعدام های مخفیانه در این سال. خانواده های این 5 فعال سیاسی از برگزاری هرگونه مراسم ختمی منع شدند،  پیکرهای آنها به خانواده هایشان تحویل داده نشد و برخی از اعضای خانواده های انها برای مدتی بازداشت شدند.

علی صارمی، به اتهام محاربه و علی اکبر سیادت، به اتهام جاسوسی دو زندانی سیاسی دیگری بودند که مخفیانه و بدون ابلاغ به وکلا و خانواده هایشان در سال گذشته اعدام شدند. پیکرهای آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشد و خانواده علی صارمی به "روز" گفتند که ماموران امنیتی، پیکر او را در روستایی در نزدیکی بروجرد دفن کرده اند.

اما اعدام های مخفیانه به همین موارد ختم نشد. جعفر کاظمی و محمد حاج آقایاری، حسین خضری و زهرا بهرامی دیگر زندانیان سیاسی بودند که مخفیانه دفن شدند و پیکرهای آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشد.

و همین اعدام های مخفیانه بود که نگرانی شدید سازمان های حقوق بشری و خانواده های زندانیان سیاسی را برانگیخت؛خانواده هایی که فرزندانشان با حکم اعدام در زندان ها به سر می برند.

سعید ملک پور که به گفته همسرش، پیش از رفتن به دادگاه، قاضی پرونده به وکیلش گفته بود برای او حکم اعدام صادر خواهد کردبه همراه حمید قاسمی شال همچنان در خطر اعدام هستند. اجرای حکم اعدام آقای قاسمی شال یکبار متوقف شده است.

زینب جلالیان، حبیب الله گلپری پور، زانیار و لقمان مرادی، حبیب الله لطیفی، شیرکو معارفی، دیگر زندانیان سیاسی هستند که سال گذشته احکام آنها تایید شده و در خطراجرای حکم قرار دارند. در این میان حبیب الله لطیفی و شیرکو معارفی یکبار حکم اعدامشان متوقف شده است.

اما تنها زندانیان سیاسی نبودند که به طو ر مخفیانه اعدام شدند. بسیاری از زندانیان غیر سیاسی نیز، بخصوص در مشهد به صورت دسته ای و مخفیانه اعدام شدند و این امر نگرانی بسیاری را در مجامع بین المللی بر انگیخت.

 

سال زندان

سال 89 در حالی بازداشت و صدور حکم های سنگین برای فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی و مطبوعاتی بیش از پیش ادامه یافت که نهادهای مدنی و احزاب و گروههای سیاسی، همچون انجمن صنفی روزنامه نگاران، انجمن دفاع از حقوق زندانیان، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، کانون مدافعان حقوق بشر، دفتر تحکیم وحدت، نهضت آزادی ایران... بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته و اکثر آنها توسط حکومت منحل اعلام شده بودند.

همچون سال قبل "اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی، محاربه، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب، ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات، اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد بلوا و آشوب، مشارکت در تخریب و احراق اموال عمومی، و ایجاد ترس و وحشت، تلاش برای براندازی نرم و...." اتهاماتی بودند که در سال 89 محکومیت های بسیاری را به دنبال داشتند.

در این سال بازداشت کارمندان سفارت خانه های خارجی، روزنامه نگاران، فعالان مدنی، وکلای دادگستری، فعالان سیاسی، مطبوعاتی و مدنی و چهره های سرشناس درون حاکمیت که از پایه گذاران جمهوری اسلامی بوده اند به رویه ای عادی تبدیل شد و تا بدانجا پیش رفت که بازداشت های فعالان سیاسی اصلاح طلب  به صورت خانوادگی در آمد چنانچه در حال حاضر، مصطفی تاج زاده به اتفاق همسرش فخرالسادات محتشمی پور در بازداشت به سر می برند.

اکثر این زندانیان از حقوق طبیعی خود به عنوان یک زندانی نیز محروم شدند، حق استفاده از مرخصی نداشتند، از ملاقات حضوری با خانواده هایشان محروم شدند و حق تلفن نیز از آنها گرفته شد. اما با همه این ها مقالات و نامه هایی که از سوی زندانیان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی به بیرون از زندان درز کرده و منتشر شده نشان از ایستادگی آنها در درون زندان ها دارد.

نامه هایی که برای نویسندگان آنها از جمله مصطفی تاج زاده، محمد نوری زاد، مجید توکلی، بهاره هدایت، عیسی سحرخیز و بسیاری دیگر، فشارها و محدودیت های بیشتر در زندان را به دنبال داشته است.

در این سال احکام اعدام، تبعید، حبس های طولانی و محرومیت از حقوق اجتماعی و سیاسی همه این زندانیان امضای سه قاضی معروف شعب 15، 25 و 28 دادگاه انقلاب، یعنی ابوالقاسم صلواتی، محمد مقیسه و پیرعباسی را برخود داشت؛ هرچند به گفته اکثر وکلای حقوق بشری و زندانیان سیاسی و مطبوعاتی، این احکام توسط بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه انشا شده اند.

شاید سنگین ترین احکام پس از احکام اعدام، متعلق به جعفر پناهی، نسرین ستوده، ژیلا بنی یعقوب، احمد زیدآبادی، عماد بهاور، حسین رونقی ملکی و حسین درخشان باشد که این دو نفر اخر به 15 و 19 سال ونیم حبس تعزیری مکوم شده اند و بقیه علاوه بر محکومیت های سنگین حبس، از حقوق اجتماعی و سیاسی خود نیز محروم گشته و ممنوع الکار شده اند.

در این سال "خانه های امن" بار دیگر رونق یافتند و ابراهیم یزدی، مسن ترین زندانی سیاسی ایران به "خانه های امن" وزارت اطلاعات منتقل شد.

 

وحشت از سنگ قبرها

سال 89 نیز همچون سال 88، حکومت از حضور مردم و خانواده ها بر مزار جانباختگان اعتراضات مردمی جلوگیری کرد. براساس  سنتی دیرین، خانواده ها آخرین پنج شنبه سال را بر مزار عزیزان خود می روند، اما پنج شنبه آخر سال همچون سال قبل، نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها از حضور مردم بر مزار جانباختگان جلوگیری کردند و به خانواده ها تنها اجازه دادند دقایقی بر سر مزار عزیزان خود بایستند. براساس گزارش های خبرنگاران "روز" ماموران امنیتی حتی از گذاشتن گل و شستن سنگ مزار جان باختگان در این روز جلوگیری کرده اند.

اما خانواده های بسیاری از جان باختگان دو سال گذشته، علیرغم همه تهدیدها و فشارهای امنیتی شکایت کرده و خواهان معرفی قاتل فرزندانشان شده اند. شکایت هایی که تاکنون مسکوت مانده ویا در نهایت از خانواده ها خواسته شده دیه بگیرند.

حکومت تاکنون مسئولیت کشتار معترضان را برعهده نگرفته و کشتارها را به "منافقین و اغتشاشگران" نسبت داده است.

اما جان باختگان بازداشتگاه کهریزک، تنها جان باختگانی بودند که دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات عاملان مرگ آنها در دادگاه نظامی تشکیل و منجر به صدور حکم اعدام برای دو نفر و محکومیت های حبس و انفصال از خدمت برای 9 نفر دیگر شد. حکم اعدامی که خانواده های روح الامینی، جوادی فر و کامرانی اعلام گذشت از قصاص کردند و خواستار محاکمه آمران شدند اما تاکنون هیچ دادگاهی در این زمینه تشکیل نشده است.

در این میان مادران عزادار هم که نام خود را به مادران پارک لاله تغییر داده اند از بازداشت و تهدید مصون نماندند.

مادران سعید زینالی و حسام ترمسی در حالی بازداشت شدند که پی گیر وضعیت فرزندان خود بودند. سعید زینالی 23 تیر ماه 88 در مقابل چشم های مادرش بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست. حسام ترمسی نیز از بازداشت شدگان بعد از انتخابات مخدوش سال گذشته است که بعد از آزادی از زندان، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، بیماری کلیه و کبد و افسردگی شدید در بیمارستان بستری شد.

این دو مادر که از مادران عزادار هستند با قرار وثیقه آزاد شدند اما حکیمه شکری و ندا مستقیمی، دو حامی مادران عزادار به همراه پدر رامین رمضانی، ار جان باختگان روز 25 بهمن 88 در بهشت زهرا بازداشت و به جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی متهم شدند.

آنها نیز با قرار وثیقه آزاد شدند اما احضار و تهدید مادران عزادار و خانواده های جان باختگان همچنان ادامه دارد.

 

ادامه اعتراض علیرغم سرکوب

مردم معترض اما علیرغم همه سرکوب ها، بازداشت ها، کشتار و تهدیدها، سال 89 نیز همچون سال 88 بارها به خیابان ها آمدند و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند.

در 22 خرداد مردم ایران سالگرد انتخابات مخدوش 22 خرداد را با پیامک های وزارت اطلاعات آغاز کردند؛پیامک های تهدید آمیزی که  مضمون آن چنین بود: "شهروند گرامی، شما مورد فریب رسانه‌های بیگانه قرار گرفته اید و برای آنها فعالیت می‌کنید. در صورت تکرار مجدد این عمل از سوی شما بنابر قوانین مجازات اسلامی با شما برخورد خواهد شد". کاری که وزارت اطلاعات پیش از این هم کرده بود اما این بار هم باعث نشد تا معترضان به تقلب انتخاباتی 22 خرداد به خیابان نیایند.

در این روز تهران و سایر شهرهای ایران، برای چندمین بار در یک سال شاهد درگیریهای پراکنده میان مردمی بود که خشم یکساله خود را با شعار "مرگ بر دیکتاتور" فریاد می زدند و نظامیانی که تلاش داشتند مانع تجمع مردم شوند.

25 بهمن ماه دیگر روزی بود که مردم به خیابان ها آمدند و رهبر جمهوری اسلامی را دیکتاتور خواندند و اعلام کردند بعد از حسنی مبارک و بن علی، نوبت سید علی است که برود.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای تجمع در این روز فراخوان داده بودند. در این روز، رهبران جنبش سبز به دلیل بازداشت خانگی موفق به حضور در میان مردم نشدند و محمد مختاری و صانع ژاله جان باختند.

یک اسفند، هفتمین روز جانباختن این دو دانشجو بار دیگر مردم به خیابان ها آمدند و این بار خواستار سرنگونی سیدعلی خامنه ای شدند. آنها شعار میدادند: "اسفند دونه دونه، سیدعلی سرنگونه".

11 اسفند مردم در خیابان ها و میادین مختلف شهر تهران با فریاد های "یا حسین، میرحسین" و "یا مهدی، شیخ مهدی" حمایت خود را از رهبران جنبش سبز اعلام کردند و خوستار آزادی آنها شدند.

18 اسفند و مصادف با روز جهانی زن، مردم بار دیگر به خیابان ها آمدند و همزمان با خواسته های خود، خواهان برابری حقوق زنان و مردان شدند و 24 اسفند، مراسم چهارشنبه سوری، رنگ و بوی اعتراض به خود گرفت و همزمان با رقص و شادی مردم، فریادهای مرگ بر دیکتاتور نیز سر داده شد.

منبع:روزآنلاین/فرشته قاضی


 


http://www.dw-world.de/image/0,,6436198_1,00.jpg

هفته‌نامه معتبر «اکونومیست» در تحلیلی پیرامون سیاست برخی از حکومت‌های عربی در واکنش به اعتراضات سیاسی در منطقه می‌نویسد که برخی از دولت‌ها با اختصاص پول بیشتر سعی دارند مانع گسترش بحران شوند، ولی این سیاست در ‌‌نهایت ممکن است بحران در منطقه خاورمیانه را به جای درمان تشدید کند.

اکونومیست در مقدمه تحلیل خود خاطرنشان می‌کند که رژیم‌های حاکم بر کشورهای عربی که از حمایت افکار عمومی در کشورهای خود برخوردار نیستند سعی دارند با دادن پول وفاداری مردم را هر چند برای زمانی کوتاه کرایه کنند. درست مثل نیروهای پلیس مصر که در آغاز اعتراضات مردم در میدان تحریر قاهره به روی آن‌ها آب و گاز اشک‌آور می‌پاشیدند، حکومت‌های دیگر منطقه سعی دارند با پخش پول و انواع و اقسام امتیازات مردم معترض را آرام کنند و به خانه‌های‌شان بفرستند.

در بسیاری از این کشور‌ها بهای کالاهای اساسی مثل نان با تکیه بر یارانه‌های سرسام‌آور از محل بودجه دولتی پایین نگاه داشته می‌شود. برای مثال، حکومت حسنی مبارک سالانه حدود دو میلیارد دلار صرف این کار می‌کرد و بعید است که دولت جدید مصر جرات کند این یارانه‌ها را کاهش دهد.

سوخت و بنزین عرصه دیگر دریافت یارانه‌های کلان دولتی در منطقه خاورمیانه است. برای مثال، در سال ۲۰۰۹ در سراسر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا دولت‌های منطقه رقمی حدود ۱۵۰ میلیارد دلار را به این یارانه اختصاص داده‌اند. با توجه به افزایش بهای نفت و فراورده‌های نفتی از آن زمان تاکنون انتظار می‌رود که برای حفظ قیمت سوخت در سطح فعلی دولت‌های عربی امسال ناگزیر شوند حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای یارانه سوخت هزینه کنند.

به نوشته هفته‌نامه اکونومیست، به طور متوسط حدود هفت درصد از تولید ناخالص ملی کشورهای عربی صرف یارانه سوخت می‌شود. تنها راه کاهش این حجم عظیم از یارانه دولتی افزایش بهای سوخت در بازار داخلی است، ولی تاکنون هیچ یک از کشورهای منطقه غیر از ایران و قطر شهامت چنین کاری را نداشته‌اند.

درست در نقطه مقابل، اکثر کشورهای عربی بر حجم یارانه‌ها و پرداختی‌های مستقیم و غیرمستقیم به مردم افزوده‌اند. در این میان متداول‌ترین شیوه افزایش حقوق است. عربستان سعودی با اختصاص بودجه‌ای ۳۶ میلیارد دلاری ۱۵ درصد به حقوق مردم افزوده است. کشورهای مصر، اردن، عمان، لیبی و سوریه نیز هر یک درصدی به حقوق کارمندان و کارگران افزوده‌اند.

برخی کشور‌ها از جمله لیبی، بحرین و کویت علاوه بر این برای ساکت کردن تظاهرکنندگان و مخالفان وعده داده‌اند که به هر شهروند چند هزار دلار خواهند پرداخت. در کویت این مبلغ حدود ۴ هزار دلار برای هر نفر و در بحرین حدود دو هزار و پانصد دلار است. علاوه بر این کویت و بحرین امتیازات دیگری مثل یک سال مواد غذایی مجانی یا کمک هزینه صد دلاری برای هر خانوار را نیز در دستور کار خود قرار داده‌اند.

هفته‌نامه اکونومیست سپس تاکید می‌کند که درشت‌ترین رقم اختصاص بودجه برای مقابله با موج ناآرامی‌های سیاسی طرح دولت‌های عربی برای افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مربوط به صنایع نفت و گاز است. عربستان سعودی اعلام کرده است که حدود پانصد میلیارد دلار در این زمینه سرمایه‌گذاری خواهد کرد. الجزایر قرار است ۱۵۶ میلیارد دلار را تا سال ۲۰۱۴ در این صنایع سرمایه‌گذاری کند. امارات متحده نیز در نظر دارد با اختصاص ۴۰ میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی کشور نرخ بهره را کاهش داده و زمینه را برای رونق اقتصادی فراهم کند.

به تاخیر انداختن بحران و نگرانی‌های ناشی از آن

برای سنجش میزان تاثیرگذاری این اقدامات هنوز بسیار زود است، ولی برای دولت‌های عربی نتایج سیاسی کوتاه‌مدت اولویت اصلی است. ولی در موفقیت سیاسی این اقدامات باید شک کرد. ابتکارهای مشابه توسط دولت حسنی مبارک نتوانست مانع سرنگونی وی شود. و بر اساس واکنش رسانه‌های عربستان و جهان عرب می‌توان دید که حتی در این کشور که سخاوتمندانه‌ترین ریخت و پاش‌های مالی را آغاز کرده این اقدامات روشی منسوخ تلقی می‌شود.

هفته‌نامه اکونومیست خاطرنشان می‌کند که این گونه اقدامات ممکن است برای برخی از حکومت‌ها مثل سوریه، اردن و بحرین مفید واقع شده و در مقابله با خطر گسترش ناآرامی‌های سیاسی برای این رژیم‌ها مدتی زمان بخرد.

ولی از نظر اقتصادی هر یک از این کشور‌ها توانایی و ظرفیت متفاوتی دارند. کشورهای ثروتمند صاحب ذخایر نفت خواهند توانست تا مدت‌های طولانی این ولخرجی‌ها را ادامه دهند. اما کشورهایی نظیر تونس و مصر که تحت تاثیر ناآرامی‌های اخیر بخشی از درآمد خود را از محل صنعت گردشگری از دست داده‌اند با محدودیت‌های اقتصادی بیشتری مواجه‌اند.

اکونومیست یادآوری می‌کند که این اقدامات در عین حال بر نقش دولت در اقتصاد خواهد افزود، عاملی که از دهه‌ها پیش همواره مشکل ساختاری و زمینه‌ساز فساد مالی و بی‌عدالتی در این کشور‌ها بوده است. تحت تاثیر این حوادث بسیاری از دولت‌های عربی اصلاحات در ساختار اقتصادی را که از چندین سال پیش به کندی آغاز کرده بودند متوقف کرده‌اند.

اکثر حکومت‌های عربی در حال حاضر با تهدید جدی علیه موجودیت خود روبه‌رو هستند و به همین خاطر به پیامدهای اقدامات خود توجه چندانی ندارند. اما شکی نیست که پیامدهای این اقدامات به شکل بحرانی دیگر بالاخره دامن آن‌ها را خواهد گرفت.

 

منبع:رادیو فردا


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به mizankhabar-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به mizankhabar@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته