-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/
کلمه: دو سال از بازداشت پیمان (امیر رضا )عارفی، زندانی سیاسی می گذرد، اما او حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است . او نوروز امسال را هم مانند سال گذشته در زندان گذراند اما این بار نه در زندان اوین و در کنار هم بندانش در بند ۳۵۰، که کیلومترها دورتر در زندان مسجد سلیمان، چرا که اوچند ماه قبل به این زندان تبعید شده است . زینب، همسر پیمان( امیر رضا)عارفی بعد از تبعید همسرش فقط یک بار توانسته او را در این زندان ملاقات کند اما از دی ماه سال گذشته تاکنون او هیچ تماس و ملاقات دیگری با همسرش نداشته است. زینب آرزو دارد که بار دیگر بتواند در کنار همسرش زندگی کند. او و همسرش در ابتدای زندگی مشترک شان این گونه از هم جدا شده اند . او آرزو می کند که بتواند دوباره در لحظه تحویل سال در کنار همسرش باشد و به او بگوید که دوستش دارد اما به قول خودش به جای همه این حرفها ماه هاست که از این زندان به آن زندان و از این شهر به آن شهر فقط تقاضای یک ملاقات بیست دقیقه ای با همسرش را دارد. او از مسوولان قضایی به ویژه دادستان تهران درخواست می کند که به خواسته های قانونی خانواده ها توجه کنند و یک زندانی و خانواده اش را این گونه از حقوق قانونی شان محروم نکنند. عارفی از سوی دادگاه انقلاب به اتهام عضویت در یک گروه غیرقانونی محاکمه شده است،اتهامی که توسط او و وکلایش بارها تکذیب شده است.درحالی که عارفی دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده بود، اما در دادگاههای نمایشی پس از انتخابات به عنوان یکی از بازداشت شدگان حوادث انتخابات محاکمه قرار گرفت و تحت فشار به دروغ اعتراف کرد که در زمان انتخابات در روند برگزاری انتخابات اخلال کرده است در حالی که او دو ماه پیش از انتخابات بازداشت شده بود، بازجوها پرونده او را با اعترافات ساختگی به ماجراهای انتخابات پیوند زدند .روند پرونده و اعترافات ساختگی وی شباهت زیادی با حامد روحی نژاد و احمد کریمی دیگر زندانیان در تبعید دارد.
گفتگوی خبرنگار کلمه را با زینب صادق زاده، همسر این زندانی سیاسی بخوانید :
خانم صادق زاده ! آخرین باری که با همسرتان ملاقات داشتید چه زمانی بود ؟
آخرین دیدار من با پیمان در دی ماه و در زندان مسجد سلیمان بود و از آن زمان تا کنون هیچ ملاقات و تماسی با همسرم نداشته ام .
همسر شما از زندان اوین به زندان مسجد سلیمان تبعید شده است علت این تبعید چه بوده است ؟
همسر من در ابتدا و طبق حکمش به زندان ایذه تبعید شده بود اما ظاهرا چون در ایذه زندانی وجود ندارد، طی پی گیری مجدد دادستان او را آذر ماه سال گذشته به زندان مسجد سلیمان منتقل کردند.
علت این پافشاری دادستان تهران در تبعید همسرتان را در چه می دانید؟
راستش خودم هم نمی فهمم علت تصمیم دادستان تهران، آقای دولت آبادی مبنی بر تبعید همسرم علیرغم تلاشهای زیادی که کردیم چه بوده است . تا جایی هم که ما می دانیم همسرم در اوین مشکلی ایجاد نکرده بود که بخواهند تبعیدش کنند .
در پرونده همسر شما پس از تبعید ذکر شده که او حق ندارد در زندان با کسی مراوده داشته باشد علت این حکم دادستانی چیست ؟
ما خیلی پی گیر پرونده پیمان بوده ایم ولی تا حالا هیچ چیزی دستگیرمان نشده است . به دلیل همین جمله ای که در پرونده اش آمده است زندان مسجد سلیمان حتی اجازه ملاقات کابینی را به ما نمی دهند . اما در پرونده ممنوع الملاقاتی درج نشده است هیچ توضیحی هم بابت این دستور به ما نمی دهند که بدانیم به چه دلیل او چرا حتی نباید با خانواده اش ملاقات داشته باشد .
آیا تا کنون برای پی گیری این وضعیت و اجازه ملاقات با همسرتان دیداری هم با مقامات قضایی داشته اید ؟
در طی این سه ماهی که پیمان را تبعید کرده اند تقریبا هر روز پی گیر پرونده اش بوده ایم . دادستان که به هیچ وجه اجازه ملاقات نمی دهد . ما بارها مراجعه کرده ایم که یا بی پاسخ بوده یا می گویند شماره تلفن بگذارید، بررسی می کنیم و با شما تماس می گیریم که هیچ تماسی هم تا کنون نگرفته اند . بعد از مدتی هم گفتند به دادستانی مربوط نیست بروید اجرای احکام زندان اوین . اجرای احکام اوین هم می گوید پرونده دست ما نیست و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم . مسوولان زندان مسجد سلیمان هم می گویند به دادگستری خوزستان مراجعه کنید و باید دادگستری دستور ملاقات بدهد .مسوولان دادگستری خوزستان هم می گویند دستور از تهران بوده آنها باید تغییرش بدهند و با یک نامه اجازه ملاقات را صادر کنند .یعنی برای ملاقات با همسرم در تبعید آن هم کیلومترها دورتر از محل زندگی مان در تهران سه ماه از این اداره به آن اداره و از این زندان به آن زندان می روم که تا حالا هم بی نتیجه بوده است .
شرایط همسرتان در زندان مسجد سلیمان چگونه است ؟آیا وضعیت روحی و جسمی مناسبی دارند ؟
زندان مسجد سلیمان شرایط نامناسب وامکانات بسیار محدودی دارد و واقعا غیر قابل تحمل است، در این زندان اصلا بند سیاسی وجود ندارد و همسرم در بند عمومی و پیش زندانیان خطرناک نگهداری می شود و این موضوع شرایط را برایش سخت تر کرده است .
نوروزسال گذشته را هم مثل امسال بدون همسرتان گذراندید ؟
بله -واقعا هم دوران سختی است .من آنقدردر این مدت تحت فشار روحی بوده ام که مرتب دارو مصرف می کنم . انقدر فشار روحی به من وارد شده که مدام از داروهای آرام بخش استفاده می کنم . لکنت زبان پیدا کرده ام و همیشه استرس دارم و گاهی دچار فراموشی می شوم
اگر بخواهید لحظه تحویل سال جمله ای به هسرتان بگویید، آن جمله چیست ؟
واقعا دوست داشتم می توانستم از دادستان درخواست کنم که بگذارند لحظه تحویل سال پیش همسرم باشم . اما اگر بخواهم به او جمله ای بگویم این است که دوستش دارم و اگر همه پانزده سال دوره زندانش هم در زندان بماند باز هم من منتظرش خواهم ماند و می خواهم دوباره با او زندگی کنم و روزهای کوتاه خوب زندگی مشترک مان را دوباره تکرار کنم و همان آرامش به زندگی ما برگردد.
چه درخواستی از دادستان تهران و دیگر مسولان قضایی دارید ؟
واقعا درخواستم این است که با توجه به اینکه پیمان را به مسجد سلیمان تبعید کرده اند و ما هر بار باید بیست ساعت راه را برویم و بیست ساعت هم برگردیم حداقل اجازه بدهند ما بتوانیم ملاقات حضوری داشته باشیم . فکر نمی کنم این درخواست زیادی باشد . حق هر خانواده ای است که بتواند زندانی اش را حداقل ماهی یک بار ملاقات کند .همچنین پاسخگوی درخواست های قانونی ما باشند . حتی بعد از دو سال که از زمان دستگیری امیر رضا می گذرد و حکم صادر شده و به اجرا در آمده وسائل شخصی منزل ما را که در زمان دستگیری ضبط کرده اند پس نداده اند .
وضعیت روحی خانواده همسرتان چطور است ؟
پدر همسرم فوت کرده است .همسرم در واقع سر پرست دو خانواده بود . مادرش به پیمان خیلی وابسته بود و در این دو سال واقعا شکسته شده . خیلی عذاب می کشد . همیشه با گریه و دعا به خواب می رود .
و کلام آخر ؟
با توجه به اینکه حکم همسرم پانزده سال است امیدوارم شرایطی به وجود بیاید تا او بتواند زودتر به کنار من و خانواده اش برگردد . ما تازه ازدواج کرده بودیم که من و همسرم را بازداشت کردند .من بعد از چند هفته آزاد و در دادگاه تبرئه شدم . امیدوارم بتوانم زندگی کردن در کنار همسرم را دوباره تجربه کنم .
محسن صفایی فراهانی، بعد از پنج ماه مراقبت ویژه ی امنیتی و پزشکی امروز به منزل خود انتقال یافت.
به گزارش خبرنگار کلمه، مهندس محسن صفایی فراهانی، که از پاییز سال گذشته در بیمارستان قلب تحت حفاظت نیروهای امنیتی بستری بود، امروز به منزل خود منتقل شد.
این نماینده مجلس ششم بعد از حدود پنج ماه که در بیمارستان بستری بود اجازه ی مرخصی یافت و امروز پس از بهبودی نسبی برای تعطیلات نوروز به خانه آمد.
وی که از شاکیان پرونده ی سردار مشفق و کودتای انتخاباتی است تابستان گذشته، علیرغم شرایط بحرانی جسمی به زندان بازگردانده و سپس به بیمارستان منتقل شده بود.
محسن میردامادی، دبیر کل دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی، عصر امروز به مرخصی نوروزی آمد.
به گزارش خبرنگار کلمه، دکتر محسن میردامادی نماینده مجلس ششم و استاد دانشگاه تهران، عصر امروز به مرخصی نوروزی آمد.
میردامادی، که نامش در لیست مرخصی های روز ۲۹ اسفند بود به دلایل نامعلوم نتواست آن روز آزاد شود و سال را در کنار دیگر زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ تحویل کرد.
کلمه: یک سال قبل در همین روزها، شیخ مهدی کروبی در پیام نوروزی خود اعلام کرد حاضر است جانش را هم برای برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی بدهد؛ اما نظامی که همه اندیشهها را در خود جای دهد.
کروبی به شیوه همیشگی خود، با زبانی صریح گفت که اگر نظام جمهوری اسلامی به جای یک کشتی با ظرفیت وسیع که همه ۷۵ میلیون نفر ایرانی را در خود جای دهد، به قایقی تبدیل شود که فقط چند نفر معدود در آن حضور داشته باشند، با چنین نظامی مخالف است.
در این روزها که کروبی و همسرش، به مانند میرحسین و همسرش، در حبس خانگیاند و امکان ارسال پیام تبریک نوروز برای ایرانیان را ندارند، بازخوانی و مشاهده پیام کروبی در نوروز سال ۱۳۸۹ غنیمت است:
بسم الله الرحمن الرحیم
سال جدید و نوروز باستانی را به هموطنان در سراسر جهان، ایرانیان عزیز، پارسی زبانان و به کل آنهایی که نوروز را برگزار می کنند، تبریک می گویم و از خداوند منان،بزرگی عظمت، استقلال، آزادی، عدالت و رفاه همه را خواستارم.
متاسفانه سال جاری سال خوبی نبود، سالی بود همراه با مشکلات، دشواریها سختی ها تلخیها، هم از نظر اقتصاد و تورم که مردم با همه وجودشان دشواریها و تنگناهای اقتصادی را احساس کردند و از طرف دیگر به خاطر یک انتخابات پرشوری، به جای اینکه از آنها سپاس و تقدیر بشود، وقتی سرنوشت انتخابات را – که نظارت و اجرا برای اولین بار کاملا با هم هماهنگ بودند – را دگرگون کردند، مردم متین و ساکت به صورت ملیونی اعتراض کردند و به جای اینکه به خواسته های آنها رسیدگی کنند، با آنها برخورد کردند، جمعی به شهادت رسیدند، برخی زیر شکنجه کشته شدند، به طور بی سابقه ای، هزاران انسان زندانی شدند. از مسئولین جمهوری اسلامی در سطوح بالا عده زیادی زندانی شدند. مطبوعات و روزنامه ها تعطیل شدند، خبرنگاران به طور بی سابقه ای روانه زندان شدند. همه متاسف شدند و به خواسته ها عمل نشد.
اساس این قضیه و ماجرا و حادثه تلخ به خاطر این بود که جمعی تن به قانون ندادند و به مصالح نظام فکر نکردند و پافشاری کردند بر اینکه اگر کسی غیر از آن چیزی که ما می گوییم بگوید، فتنه گر است، آشوبگر است و وابسته به بیگانه است. در حالی که خود آنها هم می دانستند که خواسته ، خواسته های مردم و مشروع است و همه این افراد چهره و شخصیتشان در راه نظام و جمهوری اسلامی هستند. متاسفانه با این کار نظام را تضعیف کردند و تازه متهم کردند که شما بر علیه نظام کار می کنید.
ما می گوییم، نظام یعنی چه؟ اول نظام را معنا کنیم. آیا نظام به معنی ارزشها، نظام یعنی ۷۵ میلیون جمعیت ، نظام یعنی قانون اساسی، نظام یعنی جمهوری اسلامی است؟ ما مطمینا طرفدار نظام هستیم و فدایی نظام و برای منافع ملی و کشور و اسلام و جمهوری اسلامی حاضریم جان خود را هم بدهیم. و ما معتقدیم ظرفیت قانون اساسی وسیع است و همه را در بر می گیرد وکشتی نجاتی است که ۷۵ میلیون در آن سوارند. این را نظام می گوییم.
اما اگر منظور از نظام، فرد یا دسته خاصی است که یک جمع کوچکی را درون خودش جا می دهد، مثلا روحانیونش آقای جنتی، یزدی، مصباح، شجونی، طائب، رسایی، حسینیان، سید احمد خاتمی ، حسنی امام جمعه ارومیه، … باشند، یا نفراتش قاضی مرتضوی، محمود احمدی نژاد، الهام، نقدی، مرندی، جلال الدین افغانی، … باشند، اگر منظور از نظام این است، ما مخالف این جور نظام هستیم، مخالف نظامی که در حد یک قایق است. آن موقع کشتی نظام را باید یک قایق کوچک بنامیم که جمع کوچکی را درون خودش جا داده است. ولی جمهوری اسلامی ، جمهوری وسیع و گسترده است و قابل اینکه همه جمعیت ها با همه اندیشه های گوناگون پذیرایش باشند و در آن زندگی کنند.
من در همین جا عرضم را خاتمه می دهم و توفیق همه را از خداوند خواستارم.
همزمان با سالروز تولد کیانوش آسا از شهدای جنبش سبز ایران (مصادف با ۲۹ اسفند ماه) وب سایت “یادمان شهید کیانوش آسا” راه اندازی گردید.
به گزارش دانشجونیوز، همزمان با سالروز تولد، کیانوش آسا، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت، از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات مخدوش سال ۸۸ وبسایتی با تحت عنوان طراحی شده است.
بر اساس این گزارش، این سایت به پوشش مطالب مرتیط با کیانوش آسا می پردازد. از قسمت های سایت می توان به آرشیو فیلم ها و عکس ها، زندگینامه، مصاحبه های خانواده و… اشاره نمود.
همچنین گردانندگان این وب سایت در معرفی و خبر آغاز به کار این سایت هدف از راه اندازی این وبسایت را این چنین توصیف نموده اند:
“وب سایت "یادمان کیانوش آسا" در جهت هر چه بیشتر زنده نگهداشتن نام و یاد شهید کیانوش آسا و همچنین آشنایی هر چه بیشتر با جنبه های مختلف زندگی این شهید راه آزادی و حقانیت راه اندازی گردیده است و قصد گردانندگان این وبسایت جمع آوری تمامی مطالب مرتبط با شهید کیانوش آسا می باشد که به مرور بر روی وب سایت قرار خواهند گرفت.”
طبق گفته مدیران این وب سایت، قصد گردانندگان این وب سایت جمع آوری تمامی مطالب مرتبط با شهید کیانوش آسا می باشد که به مرور بر روی وب سایت اضافه خواهد شد.
فلذا از تمامی بینندگان و به خصوص کسانی که از نزدیک با این این شهید گرانقدر آشنایی داشتند درخواست می گردد مطالب و نقطه نظرات خود را با این سایت در میان بگذارند.
کلمه: سال ۱۳۹۰ در حالی آغاز میشود که میرحسین موسوی در بازداشت خانگی است، همچون مهدی کروبی و همسران آن دو، و امکان ارتباط آنها با بیرون وجود ندارد. بیشک اگر وضع چنین نبود، در این روزها باید پیام تبریک نوروزی میرحسین را منتشر میکردیم تا با تصویر و کلام خود، سال جدید را به ملت سبز ایران تبریک بگوید.
اما حال که این امکان وجود ندارد، به بازنشر پیام سال قبل او میپردازیمکه همچنان برای ما و همه سبزاندیشان زنده است و حاوی همان مهر و امیدی است که اکنون در دلهای میر ما و نیز همه مردم ما شعلهاش زبانه میکشید.
میرحسین در آن پیام خواستار گسترش دامنه امواج جنبش سبز به همه اقشار، قومیتها و استانها شده بودمهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید کرده بود: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
متن کامل پیام مهندس موسوی در نوروز ۸۹ را بار دیگر میبینیم و میخوانیم:
برای دریافت فایل صوتی پیام نوروزی مهندس موسوی می توانید در اینجا کلیک کنید
برای دریافت نسخه موبایل پیام نوروزی اینجا کلیک کنید.
قافله ی به هم پیوسته ی شهدا
فرا رسیدن موسم سبز بهاری و عید ملی نوروز را به همه ملت تبریک میگویم. جا دارد به ویژه از خانواده شهدا و رزمندگانی که برای استقلال کشور دفاع کردند و از خانواده جانبازان و همه کسانی که آسیب دیدند، یاد کنم و شهدا و آسیبدیدگان سال ۸۸، چون این قافله به هم پیوسته است و سرنوشت این شهدا را در طول تاریخ کشور به هم پیوسته میدانم. اگر امروز ایرانی سرافراز و ملتی آزاد داریم ناشی از این فداکاریها و رنجها است. شهدا زندگان واقعی هستند. نزد خدا روزی می خورند و در سرنوشت ما تاثیر می گذارند. طبیعی است که مردم خواستار حفظ حرمت این خانواده ها باشند.
تبریک به ایرانیان داخل و خارج از کشور ایرانیانی با هویت همبسته
جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.
در سال جدید یاد و یار خانواده شهدا و آسیب دیدگان باشیم
تا جایی که من اطلاع دارم نسل سوم و چهارم ایرانیان خارج از کشور درست مثل جوانان داخل ایران، در حال فعالیت هستند و در این فرصت سال جدید را به همه آنان تبریک میگویم. خانوادههای آسیبدیدگان و شهدا در این باره نقش والایی داشتهاند و جا دارد ملت عزیز ما در سال جدید، به ویژه در روزهای اول سال یار این خانوادهها باشند و به طور مناسب، در دیدارها امکان دلگرمی آنان را فراهم آورند.
سالی که بر ما رفت…
سالی که گذشت برای ملت ما سال ویژهای بود. ملت عزیز ما شاهد شور و هیجان وسیعی به خاطر انتخابات بودند و آنچه زیبا بود محبت مردم به یکدیگر و صفوف متحد مردم از همه جناحها بود که دراین سال شاهد بودیم. این انتخابات میتوانست به یک جشنواره بزرگ برای ملت تبدیل و سرآغاز حرکت جدید در تاریخ کشور شود. این حرکت منجر به حضور گسترده مردم در پای صندوقهای رأی شد و شما به طور وسیع و بیسابقه در این انتخابات شرکت کردید و عزم خود را برای تغییر، دگرگونی و استقلال کشور و حاکمیت عدالت و آزادی نشان دادید. اما پاسخی که به این حضور داده شد متأسفانه منجر به این شد که در فاصله کوتاهی پس از انتخابات مردم با شعار «رأی من کجاست» و یا «رأی من را پس بده» به خیابانها آمدند. ریشه این مسئله از روز ۲۲خرداد شروع شد. هنوز ساعت ۵ نشده بود که یکی از ستادهای مهم انتخاباتی بنده مورد حمله قرار گرفت و ساعت ۸ شب ستاد مرکزی انتخابات اینجانب نیز مورد حمله قرار گرفت و تا فردا صبح چند بار تیتر روزنامه کلمه سبز با حضور نیروهای امنیتی عوض شد.
پاسخی از سوی حاکمیت که در شان ملت ایران نبود
وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاههای دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.
اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل میشد و مردم باید اقناع میشدند و به مردم توضیح میدادند. اما اینگونه نشد و پاسخها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنیترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیینکنندهای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.
مردم چه می خواستند؟
مردم به صورت مسالمتآمیز در حالی که شعارهای ملی و اسلامی میدادند و بدون ایجاد هیچگونه تنش، رأی و نظر خود را اعلام کردند و ما انتظار داشتیم پاسخی درخور این روحیه لطیف ملت داده شود اما اتفاقات بعدی آن را نشان نداد و ما شاهد برخوردهایی از نوع دیگر بودیم که مسئله را دشوار کرد.
در ۲۲ خرداد مردم میخواستند با شرکت در انتخابات آزاد در سرنوشت خود سهیم باشند و آینده را خود شکل بدهند اما اتفاقاتی که بعداً افتاد منجر به بیداری در میان ملت ما شد. ملت اشکالات و انحرافاتی را کشف کردند و مطالبات جدیدی با طیفی وسیع شکل گرفت. این روند از خواستههایی مثل رأی و تعیین تکلیف انتخابات آغاز و به مطالبات دیگر رسید. آنچه جنبش عظیم سبز با تعاملی که بین افراد شکل داد نتیجهگیری کرد که همه مطالبات در تحقق اهداف قانون اساسی و آن هم بدون تنازل باید تجلی یابد و این امر تبدیل به شعار گستردهای شد که اکثریت هم آن را قبول کردند.
نادیده گرفتن بخشی از قانون اساسی بی معنا کردن همه آن است
حقیقت این است که این شعار اهمیت فوقالعادهای برای سرنوشت کشور ما دارد. قانون اساسی یک میثاق ملی است. بدون آن ما وحدت نداریم بلکه هرج و مرج داریم و دورنمای تاریکی داریم. قانون اساسی مجموعهای به هم پیوسته است و باطل کردن یا تضعیف بخشی از آن به مثابه بیمعنا ساختن آن است.
قانون اساسی را باید یکپارچه دید. زمانی که قانون اساسی تدوین شد، حتی آن کسانی که آن عناصر را تدوین میکردند برای آن که انسجام قانون آسیب نبیند، مقدمهای برای آن تهیه کردند که اهمیت آن هم زیاد است. در تمام اینها اصول به یک مجموعه از ارزشها، خواستها و مطالباتی یکپارچه تأکید میشود که نمیتوانند از هم جدایی بگیرند. اکنون هم مردم که مشکلات اجرایی، سیاسی و انتخاباتی و .. را دیدند راه حل را در این میبینند که راه گشودن به آینده درخشان برای ملت بازگشت به قانون اساسی آن هم بدون دخالت دادن سلایق سیاسی است.
عقب نشینی از اجرای بی تنازل قانون ؛ خیانت به ایران و اسلام
مطالبه ای که از آن کوتاه نمی آییم…
اگر اصلی از قانون اساسی ایراد هم دارد باز هم راه اصلاح آن معلوم است و باید با نظر مردم و مطابق سازوکارهای موجود در قانون اساسی اصلاح شود. اینگونه نیست ما بتوانیم حق داشتن رسانههای آزاد و یا آزادیهای مطرح در قانون اساسی، یا انتخابات آزاد، غیرگزینشی و رقابتی، عدم تجسس بر احوال مردم و وارسی نامههای مردم را بنا به مصلحت خود و برخلاف قانون اساسی در کشور جاری کنیم و فکر کنیم میتوانیم یک نظام منظم داشته باشیم و مشکلات را حل نماییم.
سال ۸۹ با مسائل و مشکلاتی روبرو هستیم. بخشی از آن به شکلگیری این مطالبات بازمیگردد که مطالبات به حقی است و راه عظمت ملت، رستگاری تمامی جناحها و مسیر پیشرفت ملت است و این مطالبات ادامه خواهد یافت و سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقبگرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا میدانیم. ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمیتوانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.
با همه مشکلات کاش نظام اجرایی کار آمد بود
در کنار این مسئله، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که قبلاً هم بود و امسال تشدید میشود که امیدوارم اینگونه نشود. دورنمای اقتصادی کشور دورنمای روشنی نیست و من از این مسئله خشنود نیستم. دوست میداشتم که علیرغم تمام مسائل و مشکلات یک کارآمدی را در نظام اجرایی برای حل مشکلات میدیدم ولی آن را نمیبینم. پیشبینی رشد اقتصادی در سال ۸۹، رشد بسیار کمی است معنای این روند در کنار کاهش سرمایهگذاری، به معنای بیکاری و فقر وسیع است و انبوه قشرهای مستضعف و لاغر شدن طبقات میانی که پیش روی ما است. از طرف دیگر به دلیل نبود سیاستهای روشن، ماجراجویی و بیتدبیری وضعیت پیرامونی ما، وضعیت خوبی نیست و یک وضعیت تهدیدکننده علیه ما شکل گرفته است. ما بدترین حالت را در سیاست خارجی و روابط بینالملل داریم و به نظر میرسد سایر تحریمها و فشارهای بیشتری را شاهد باشیم.
جنبش سبز دامنه امواج خود را گسترش دهد
در این شرایط جا دارد جنبش سبز اول فکر کند که دامنه امواج خود را به همه اقشار، قومیتها و استانها بکشاند و در عین حال اصل جاودان تکافل اجتماعی–اسلامی را زنده کند. به مردم، همسایگان و محلات باید با تولید کار، اشتغال و کمک رسیدگی کنیم و انواع راههای دیگری که در این ارتباط پیش روی مردم قرار دارد.
ساده تر زندگی کنیم به همنوعان کمک کنیم مشکلات مردم را کم کنیم
زندگیها را سادهتر کنیم و با کم کردن تشریفات بیشتر به فکر مردم باشیم و بتوانیم مقدار زیادی از مشکلاتی که تصور میشود مردم با آن روبرو میشوند را کم کنیم. رسیدگی به خانواده شهدا و آسیبدیدگان و رفت و آمد با آنها، یقیناً هم موجب رضایت حضرت حق خواهد بود و هم باعث میشود نور امیدی بتابد.
راهی که گریزی از آن نیست…
اراده ملت باید تجلی کند بترسید از پشت کردن به خواست مردم
من اعتقاد دارم راه عظمت ملت ما از این مسیر میگذرد و یقیناً ملت امیدوار است که این راه را برود و چارهای نداریم تا این راه را برویم و انشاءالله خداوند ما را به نتیجه قطعی خواهد رساند چرا که ملت خواسته غیرعادی ندارد. یک انتخابات درستی که گزینشی نباشد که عدهای درجه دو انتخاب کنند و عدهای از روی انتخاب آنها، انتخاب کنند درخور شأن ملت ایران نیست. ملت ایران، ملتی بزرگ، پیشرفته و متمدن است و درست نیست مثل یک ملت غیرمتمدن و نادان با آن برخورد شود و برای او تعیین تکلیف کنند. اجازه دهید افکار و اندیشههای ملت و اراده ملی آنان حضور تجلی یابد و یقیناً اسلامی خواهد بود و نتایجی خواهد داشت و ایران پیشرفته و آباد توأم با عدالت و آزادی را برای ما به ارمغان میآورد.نباید بترسیم، باید از پشت کردن به خواستههای ملت هراس داشته باشیم .
نیایش روح الله از زبان فرزند روح الله
این سخنان را با یک دعا از حضرت امام(ره) پایان میبرم که مناسبتی با وضعیت کنونی ما هم دارد.
حضرت امام(ره):
بارالها، تو خود شهدای ما را در جوار رحمت خود جای گزین. و معلولان ما را شفا و مفقودان و اسیرانمان را به دامان خانوادههایشان بازگردان و به همه ما صبر و توفیق عنایت فرما.
تاریکاندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف درهمفشردهمان را متفرق کنند. اما تجربه ۲۵ بهمن امسال نشان داد که جنبش سبز حقطلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست. (+)
یک روز پس از آنکه منابع عربی اعلام کردند کاردار سفارت ایران در بحرین، در حال تحویل یک دستگاه اطلاعاتی به عوامل خود، بازداشت شده و وی نقش جدی در نقل و انتقال سلاح برای مخالفین حکومت آن کشور داشته، سفارت ایران در بحرین، دست داشتن یکی از کارمندان این سفارتخانه در نقل و انتقال اسلحه را تکذیب کرده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت جمهوری اسلامی، سفارت این کشور در منامه، پایتخت بحرین، در بیانیه ای گزارش های اخیر منابع عربی را که گفته بودند یکی از کارمندان این سفارتخانه هنگام اقدام در خارج کردن اسلحه و تجهیزات از بیمارستان سلمانیه در منامه، بازداشت شده را تکذیب کرده است.
روزنامه الایام، چاپ منامه، در گزارشی به نقل از نیروهای امنیتی بحرین نوشته بود که این بیمارستان به محلی برای انبار اسلحه هایی تبدیل شده بود که در جعبه های تجهیزات پزشکی به این محل حمل می شد.
این روزنامه افزود کارمند سفارت ایران علاوه بر اسلحه، در صدد خارج ساختن تجهیزات ارتباط رادیویی هم بود و افزود که از این تجهیزات برای ارسال گزارش و خبر به “طرف ایرانی” استفاده می شده است.
بحرین پس از اخراج کاردار ایران در این کشور تاکید کرده است که این اقدام به دخالت در امور داخلی بحرین و انجام ماموریت های اطلاعاتی در پوشش دیپلماتیک پایان داده است.
همزمان سامانۀ «شیعه آنلاین» گزارش داده است که گروه زیادی از ایرانیان، از کشور بحرین اخراج شده و به ایران یا کشورهای دیگر رفته اند.
بر اساس گزارش سایت رسمی دولت ایران، سفارت جمهوری اسلامی روز سه شنبه در اطلاعیه خود این گزارش را بی پایه و اساس خوانده و افزوده است که متن تکذیبیه ای در این زمینه برای روزنامه الایام و سایر روزنامه های بحرینی ارسال شد اما هیچیک از این روزنامه ها، این متن را منتشر نکرد.
پایگاه اطلاع رسانی دولت جمهوری اسلامی می افزاید که سایت تلویزیون العربیه هم در خبر مربوط به اخراج یک دیپلمات ایرانی از بحرین، در صدد بزرگنمایی این واقعه برآمده و با معرفی کارمند اخراج شده به عنوان کاردار سفارت، خبر چاپ شده در روزنامه الایام را هم تکرار کرده است.
رویدادهای اخیر در بحرین باعث تیرگی روابط این کشور و ایران شده و فراخوانی سفیران دو کشور از پایتخت های یکدیگر را به دنبال داشته است.
در حالی که خبرگزاری های دنیا هر روز از درگیری های معترضان در بحرین با ارتش را مخابره می کنند و منابع خبری رسمی گزارش از سرکوب مردم معترض را ارائه می دهند، پادشاه بحرین بدون نام بردن از کشوری، گفته است که این کشور یک توطئه خارجی را ” که به مدت بیست تا سی سال علیه بحرین بکارگرفته شده” خنثی کرده است.
به گزارش العربیه، شیخ حمد بن عیسی در دیدار با فرماندهان نیروی “سپرجزیره ” که ادعا شده برای “همکاری در برقراری امنیت وارد بحرین شده اند” تاکید کرد : وجود نیروهای سپر جزیره برای شرکت در نظم داخلی نیست بلکه این نیروها بر اساس دفاع از منافع عمومی کشورهای عضو شورای همکاری تشکیل شده است.”
در حالیکه حملات نیروهای ائتلاف به مراکز استراتژیک و نظامی تحت تسلط حکومت لیبی همچنان ادامه داشته و بر سر اهداف این حملات میان سیاستمداران آمریکا و اروپا اختلاف نظرهائی بروز کرده، باراک اوباما گفته است که آمریکا نقش رهبری خود در اجرای قطعنامه پرواز ممنوع شورای امنیت سازمان ملل متحد در لیبی را طی چند روز آینده کاهش می دهد.
به گزارش جرس، خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که نیروهای ائتلاف، روز دوشنبه برای سومین روز، اهدافی در لیبی را هدف حمله هوایی قرار دادند و شورای امنیت نیز درخواست لیبی برای برگزاری نشست اضطراری را رد کرده است.
بر اساس این گزارش، موسی ابراهیم، سخنگوی دولت لیبی گفته است از روز شنبه، “ائتلاف دشمن به شهرهای طرابس، زواره، مصراته، سرت و سبها حمله هوایی کرده و این حملهها بیشتر بر روی فرودگاهها متمرکز بوده است.”
دولت قذافی از شورای امنیت درخواست کرده بود که با برگزاری نشستی فوقالعاده به تهاجم نظامی فرانسه و ایالات متحده به این کشور پایان بخشد.
شورای امنیت روز دوشنبه پشت درهای بسته جلسه تشکیل داد تا نامه موسی کوسه، وزیر خارجه لیبی، را بررسی کند؛ این نامه در روز شنبه به شورای امنیت تسلیم شده بود.
آسوشیتدپرس نیز گزارش میدهد در این نامه، موسی کوسه، فرانسه و ایالات متحده را متهم کرده است که چندین منطقه غیرنظامی را بمباران کردهاند که به گفته وی نقض منشور سازمان ملل است.
شورای امنیت سازمان ملل شامگاه پنجشنبه، قطعنامه ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای حفاظت از غیر نظامیان لیبیایی را به تصویب رساند و روز شنبه فرانسه، ایالات متحده و بریتانیا حمله به این کشور را آغاز کردند.
روز دوشنبه ژنرال کارتر هام، فرمانده آمریکا در منطقه، اعلام کرد که نیروهای ائتلاف در نظر دارند منطقه پرواز ممنوع را بر فراز طرابلس، پایتخت لیبی، نیز برقرار کنند.
از سوی دیگر، باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، که از شیلی دیدار میکند اعلام کرد که این کشور در نظر دارد ظرف چند روز و نه چند هفته هدایت عملیات در لیبی را به دیگر کشورها واگذار کند.
باراک اوباما تصریح کرد که واشینگتن طرفدار برکناری معمر قذافی است اما به گفته او هدف عملیات نیروهای ائتلاف تنها برقراری منطقه پرواز ممنوع و حفاظت از غیرنظامیان است.
برپایه گزارشهای منتشر شده، در طول سه روز گذشته ایالات متحده نزدیک به ۱۵۰ موشک کروز به سوی لیبی شلیک کرده که یکی از آنها به محل اقامت قذافی در طرابلس برخورد کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز دوشنبه در اروپا نیز بحث و جدلهای داغی درباره لیبی در جریان بود، که ترکیه رهبری ناتو در عملیات لیبی را مشروط کرده و ایتالیا نیز تهدید کرده است که اگر ناتو هدایت این عملیات را در دست نگیرد ممکن است، این کشور پایگاههای خود را در اختیار نیروهای ائتلاف قرار ندهد.
ترکیه با اینکه عضو ناتو است از سوی نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه به نشست پاریس دعوت نشده بود و به گفته برخی از دیپلماتها آنکارا از این اقدام پاریس خشمگین است.
اقدام نظامی ناتو علیه لیبی منوط به تایید ۲۸ عضو این سازمان است؛ رجب طیب اردوغان، نخستوزیرترکیه میگوید کشورش تنها هنگامی از عملیات ناتو در لیبی پشتیبانی میکند که به اشغال این کشور منجر نشود.
به گفته دیپلماتها، ترکیه تنها مانع برای عملیات ناتو نیست و شماری دیگر از کشورها نیز از نقشی که فرانسه میخواهد در این عملیات برعهده بگیرد ناراضی هستند.
گفتنی است آلمان نیز به صراحت عملیات نظامی علیه لیبی را زیر سئوال برده و نخستوزیر روسیه، ولادیمیر پوتین، آن را به جنگهای صلیبی تشبیه کرده است.
به گزارش خبرگزاری آلمان، همزمان با این تحولات، نخستوزیر بریتانیا به خبرگزاریها گفته است که در جریان عملیات نظامی سهروز اخیر، پدافند هوائی لیبی کاملا از کار افتاده است. اتحادیه اروپا نیز سفر نزدیک به ۳۰ شخصیت حقیقی دولت قذافی به اروپا را ممنوع و اموال آنها را توقیف کرد. علاوه بر این افراد حقیقی، اسامی ۹ شرکت دیگر لیبیائی نیز به فهرستی اضافه شد که اموال آنها در اروپا بلوکه میشود.
عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب که دیروز نسبت به تلفات غیرنظامیان در عملیات نظامی غرب ابراز نگرانی کرده بود، امروز (سه شنبه) در قاهره با بان کیمون دبیرکل سازمان ملل متحد دیدار و مذاکره کرد. وی در این دیدار گفت:”ما قطعنامه شماره ۱۹۷۳ شورای امنیت را میپذیریم و مخالفتی با آن نداریم. اما این قطعنامه نه حمله به لیبی را تایید کرده و نه اشغال این کشور را.”
طبق آخرین گزارش ها، نیروهای حکومتی لیبی، برای دومین بار طی روزهای اخیر، و در پی حملات غافلگیر کنندۀ نیروهای ائتلاف، اعلام آتش بس کرده اند و هنوز مشخص نیست مانند روزهای پیش تر به حملات خود به مردم و معترضان ادامه داده یا به آتش بس اعلامی خود پایبند خواهد بود.
در حالی که رسانههای حامی دولت احمدی نژاد حتی حاضر نیستند اخبار اعتراضات مردمی در سوریه را نیز منتشر کنند، این متحد منطقهای دولت ایران، در مخالفتی آشکار با سیاست خارجی ایران، در نخستین واکنش رسمی به لشکرکشی نیروهای عربستان به بحرین، ضمن حمایت از حضور این نیروها در بحرین، تاکید کرد که این نیروها اشغالگر نیستند.
ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط در باره ورود نیروهای موسوم به “سپر جزیره” به بحرین گفت: توافقنامه هایی که براساس آن نیروهای سپر جزیره تشکیل شده است وهمچنین توافقنامه های مشترک شورای همکاری خلیج فارس مبنای قانونی دارد، و همچنین موافقت بحرین با ورود این نیروها به آن مبنای قانونی مشروعیت می بخشد، و درنتیجه این نیروها، اشغالگر نیستند بلکه درقالب یک طرح اعزام شده اند.
معلم درباره احتمال تاثیر منفی این موضعگیری سوریه بر روابط با ایران، خاطرنشان کرد: اولا، روابط سوریه و ایران روابطی راهبردی است و دوما، ما معتقدیم که این روابط درخدمت امنیت و ثبات منطقه است و سوما، ما بخشی از امت عربی هستیم و در راستای روابط بهتر بین ایران و جهان عرب کار می کنیم و این امر بیان روشن موضع سوریه، و همزمان احترام به موضع ایران را ایجاب می کند.
معلم که پنجشنبه گذشته در سفری به ایران با شماری از مسئولان ایرانی درباره تحولات منطقه بحث و تبادل نظر کرد، درپاسخ به سوالی درباره این سفر و نتایج مذاکرات انجام شده، گفت که او پیام اسد درباره تحولات کنونی بویژه بحرین را برای دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران منتقل کرده است.
المعلم افزود که این موضوع در جریان جلسه مذاکراتش با سعید جلیلی مشاور امنیت ملی ایران در وزارت خارجه این کشور بحث و بررسی شده است. وزیر امور خارجه سوریه این مذاکرات را “سازنده و نشات گرفته از بستر روابط راهبردی” برشمرد.
وی افزود: شکی نیست که سوریه به برقراری امنیت و ثبات در بحرین اهتمام می ورزد، لذا در مذاکرات خود بر این موضوع تمرکز کرد، و معتقدم که به یک بستر مشترک رسیدیم که می توان براساس آن آینده ای را ساخت که در بیانیه مطبوعاتی مشترک تجلی یافت، و در آن بر التزام سوریه و ایران به حاکمیت و استقلال کشور برادر بحرین، حمایت از امنیت و ثبات در آن و همچنین دعوت به گفتگوی سازنده به عنوان راه درست برای پاسخ به انتظارات مردم بحرین و تقویت وحدت ملی آنها تاکید شد.
وی در پاسخ به سوالی درباره منظور از “گفتگو” در بیانیه یاد شده چه نوع گفتگویی است، اظهار داشت: منظور گفتگویی است که پادشاه بحرین خواهان آن شد، و ولیعهد خود را مامور اجرای آن با رهبران مخالف بحرینی کرد.
وزیر امور خارجه سوریه درباره نقشی که سوریه می تواند در سایه تضاد زیاد بین موضع اعراب و ایران درباره وضعیت بحرین بازی کند، گفت: ما همه تلاش ممکن را برای ایحاد بستری محکم از تفاهم بین اعراب وایران انجام می دهیم.
ولید المعلم درباره سفر هفته گذشته عبدالعزیز بن عبدالله مشاور پادشاه سعودی به سوریه و پیام ملک عبدالله برای بشار اسد گفت: بی شک سفر عبدالعزیز بن عبدالله بیانگر عمق روابط سوریه و عربستان است.
وی روابط سوریه وعربستان را “راهبردی” توصیف کرد و گفت: بیماری پادشاه عربستان تماس ها را کم کرد، و درنتیجه برخی گمان کردند که رکودی (در تماسها) صورت گرفته است اما باید یادآور شوم که تماس های تلفنی گاهی اوقات در آن دوره انجام می شد.
وی افزود: روابط سوریه و عربستان راهبردی است و تفاهم موجود بین بشار اسد رئیس جمهوری سوریه و عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان سنگ زیربنای ثبات منطقه به شمار می
بهار ۱۳۹۰ چهارمین سال متوالی است که مجید توکلی عید نوروز را در زندان به سر میبرد. مادر مجید توکلی از شرایط سخت زندان برای وی و عدم ملاقات حضوری با وی درتمام مدت بازداشت می گوید و با تشکر از کسانی که در این مدت به یاد مجید و خانواده ی وی بوده اند می گوید: به دیدار ما می آیند خیلی زحمت می کشند. تعداد زیادی کارت پستال به مناسبت های مختلف برای ما فرستاده اند. از همه این عزیزان تشکر می کنم. از کسانی که از راههای دور می آیند. اینها همه برای من مجید هستند اگر مجید من در بند است، اینها مجید هایی هستند که بیرون از زندان به مادر مجید زنگ می زنند و به دیدارش می روند و من به صدا و دیدار این مجید ها زنده هستم.
وب سایت دانشجو نیوز، به مناسبت فرا رسیدن سال نو، با مادر مجید توکلی، فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر گفت و گویی را در مورد وضعیت وی در زندان و محدودیت در ملاقات حضوری و تماس های تلفنی وی انجام داده است که می خوانیم:
خانم توکلی ضمن تبریک فرا رسیدن سال نو و ارزوی سالی سر شار از شادمانی، آخرین باری که با مجید توکلی ملاقات حضوری داشتید یا تلفنی با ایشان صحبت کردید کی بود؟
با اینکه نزدیک ۱۶ ماه از دستگیری مجید می گذرد و من و پدر بیمار مجید، حتی یک بار هم موفق به دیدار مجید نشده ایم. آخرین بار،شهریور سال ۸۹ بردار مجید با او ملاقات کرده است. من و پدر مجید هر دو بیمار هستیم و نمی توانیم به ملاقات مجید برویم و فقط از طریق تلفن با هم ارتباط داشتیم که آنهم از اول بهمن ماه تلفن ها را قطع کرده اند.من از اول اسفند ماه هر روز، چند بار به زندان رجائی شهر زنگ می زدم و تقاضای صحبت با مجید را می کردم که پنجشنبه هفته گذشته فقط برای سه دقیقه با هم حرف زدیم و توانسیم یک احوالپرسی مختصر بکنیم و حتی وقت نشد با پدرش صحبت کند.
مجید گفت که حالش خوب است و با شرایط زندان می سازد، و وقت برای هیچ حرف دیگری نبود.
از پرونده ی جدیدی که علیه مجید افتتاح شده است خبر دارید؟
راستش به ما که هیچ اطلاعی راجع اینکه علیه مجید پرونده جدیدی باز شده یا دادگاه دارد نداده اند، و ما از طریق دوستانی که انجا بوده اند شنیدیم که دادگاه داشته به دادگاه انتقال داده شده است چون ما نه با مجید ملاقات داشتیم و نه امکان ارتباط تلفنی داریم.
شما در این مدت آیا توانسته اید دیداری با مقامات قضایی داشته باشید؟
نه، ما هیچ گونه ارتباطی نتوانسته ایم با مقامات داشته باشیم، زنگ هم که می زنیم جوابی به ما نمی دهند. نامه ای به آقای صادق لاریجانی نوشتیم که ایشان هم جوابی به ما ندادند.
در این مدت رفتار مردم و فعالین جنبش های اجتماعی چگونه بوده است؟ آیا با شما تماس دارند؟
بله ارتباط دارند. تماس می گیرند. به دیدار ما می آیند خیلی زحمت می کشند. تعداد زیادی کارت پستال به مناسبت های مختلف برای ما فرستاده اند. از همه این عزیزان تشکر می کنم. از کسانی که از راههای دور می آیند. اینها همه برای من مجید هستند اگر مجید من در بند است، اینها مجید هایی هستند که بیرون از زندان به مادر مجید زنگ می زنند و به دیدارش می روند و من به صدا و دیدار این مجید ها زنده هستم.
خانم توکلی چه سخنی با مسئولان قضایی دارید تا از طریق این مصاحبه بتوان به گوششان رساند.
ما انتظار آزادیش را می کشیدیم که آزادش نکردند. انتظار داشتیم مرخصی بدهند که ندادند. ما توقع زیادی نداریم. انتظار داریم نه فقط مجید، که همه ی زندانی هایی که پدر و مادر بیمار دارند این روز عید اجازه داشته باشند یک تلفن به خانه بزنند که با پدر و مادر بیمارش حرف بزنند. ما امروز خیلی چشم انتظار بودیم و توقع خیلی زیادی هم نبود. آخر زندانی ها و خانواده ها هم حق و حقوقی دارند. چهار سال میگذرد که ما سفره هفت سین در منزل پهن نکرده ایم و مقامات قضائی هم مجید را از حق مرخصی در ایام عید محروم کرده اند. امسال عید، حتی اجازه تماس تلفنی هم به مجید ندادند.
خانم توکلی در پایان اگر فرمایش خاصی دارید بفرمایید.
سلام مرا به همه برسانید، من از شما تشکر می کنم که به فکر ما هستید و به ما زنگ می زنید. انشاالله خداوند همه زندانی ها را ازاد کند.
حجت قندی در وبلاگ شخصی اش، اقتصادانه، با زیر سوال بردن آمارهای مورد ادعای احمدی نژاد نوشت:
احمدی نژاد در آمار نوروزی اش اعلام کرده که سال گذشته یک میلیون و ششصد هزار شغل در ایران ایجاد شده و امسال هم قرار است که دو میلیون و نیم شغل ایجاد شود. یا معجزه ای در حال رخ دادن است یا که جملات به این ترتیب می باید اصلاح می شد که: کاش سال گذشته یک میلیون و ششصد هزار شغل در ایران ایجاد شده بود و کاش امسال هم دو میلیون و نیم شغل ایجاد شود.
چرا من نمی توانم این آمار را باور کنم؟ دلیلش این است که این آمار با هیچ آمار دیگری نمی خواند. مثلا آمار نرخ بیکاری در ایران، که توسط مرکز آمار اعلام می شود افزایش پیدا کرده است و نه کاهش. یا اینکه اگر این آمار را با جمعیت فعال ایران که حدود ۲۴ میلیون است مقایسه کنید می بینید که این آمار به هیچ وجه نمی تواند درست باشد. اضافه کردن ۴٫۱ میلیون نفر به بازار کار ایران در طی دو سال، علاوه بر اتخاذ سیاستهای درست و خوش شانسی، نیاز به معجزه هم دارد. سوال دیگر این است که با چنین افزایش اشتغالی، چرا نرخ رشد اقتصادی ایران چنین پائین است؟ خلاصه اینکه این آمار اشتغال به هیچ آمار دیگر اقتصادی موجود نمی خواند.
یک منبع لیبیایی از فرار دیکتاتور لیبی از شهر طرابلس و زخمی شدن دو نفر از پسران وی خبر داد. منابع خبری روسیه هم ادعا کردند که یکی از پسران قذافی کشته شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رسانه های عرب، همزمان با تاکید انقلابیون بر اینکه هدف نهایی آنها، آزادی طرابلس و سرنگونی دیکتاتور لیبی است، منابع لیبیایی اعلام کردند جنگنده های کشورهای غربی منطقه باب العزیزیه مقر دیکتاتور لیبی را بمباران کردند که بر اثر آن بخشی از اقامتگاه قذافی ویران شد.
روز گذشته انقلابیون از سیطره مجدد خود بر شهر اجدابیا خبر دادند؛ از سوی دیگر شهر مصراته به طور کامل تحت محاصره نظامیان رژیم قذافی قرار دارد و آنها از ورود مواد غذایی و دارویی به این شهر جلوگیری می کنند و مردم بی دفاع این شهر را مجبور به در دست گرفتن پرچمهای رژیم قذافی می کنند. آب شهر مصراته نیز از چند روز پیش همچنان قطع است و مزدوران قذافی دست کم هفت نفر از شهروندان را به قتل رساندند.
در این حال عبدالمنعم الحر یک منبع لیبیایی از فرار دیکتاتور لیبی از طرابلس در پی بمباران منطقه باب العزیزیه که اقامتگاه وی در آن قرار دارد، خبر داد. عبدالمنعم الحر در گفتگو با العالم ادعا کرد : بر اثر بمباران منطقه باب العزیزیه، خمیس و الساعدی از فرزندان قذافی زخمی شده اند و دیکتاتور نیز به جنوب لیبی گریخته است.
به گفته وی، کمیته هایی که خود را انقلابیون وابسته به قذافی می نامند، همان کسانی هستند که هم اکنون در حال حمله به مردم و انقلابیون لیبی هستند، ولی انقلابیون لیبی و گروه های مخالف تلاش می کنند اعتماد جامعه جهانی را کسب کرده تا شورای ملی انتقالی لیبی را به رسمیت بشناسد برای این که پس از رفتن قذافی خلا سیاسی در کشور ایجاد نشود. این استاد لیبیایی حقوق در دانشگاه قاهره با استقبال از اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی تاکید کرد: برای سرنگونی رژیم قذافی، باید این رژیم را از نظر سیاسی و اقتصادی در تنگنا قرار داد، ولی انقلابیون با هرگونه حمله زمینی، اشغال و ورود نظامیان خارجی به خاک لیبی مخالفند.
همچنین به گزارش ایرنا از مسکو، منابع خبری روسیه از جمله ریانووستی امروز دوشنبه اعلام کردند: یکی از پسران قذافی در جریان یک حادثه هوایی در طرابلس بشدت مجروح شده و در یکی از بیمارستان های این شهر جان سپرد. تاریخ وقوع این حادثه اعلام نشده و احتمالا در روزهای اخیر رخ داده است.
برپایه این گزارش ، یک خلبان لیبیایی با جنگنده خود پناهگاه پسر قذافی و خانواده اش را مورد حمله قرار داد. در جریان این حادثه که در محدوده پایگاه نظامی ‘باب العزیزیه’ بوقوع پیوست، ‘خمیس’ ۳۲ ساله که ششمین فرزند قذافی بود بشدت مجروح شد و در بیمارستان جان سپرد. گزارش مزبور حاکی است که پسر ۳۲ ساله قذافی به دلیل شدت جراحات ناشی از سوختگی جان خود را از دست داده است.
در اولین روز سال نو، خبر درگذشت آیتالله محمد صادقی تهرانی منتشر شد. این مجتهد نوگرا که به فقیه قرآنی معروف بود، به برخی فتاوای متفاوت و دیدگاه منتقدانهاش معروف است. از جمله آخرین موضعگیریهای این فقیه و مفسر قرآن دربارهی مسائل مهم کشور، پاسخ ایشان به نامه دادخواهی طلاب و شاگردان آیت الله دستغیب بود که شش ماه قبل در کلمه منتشر شد و اکنون بازخوانی آن، به شناخت بیشتر دیدگاههای این فقیه قرآنی کمک میکند:
آیت الله صادقی تهرانی در پاسخ به نامه دادخواهی گروهی از طلاب و شاگردان آیت الله دستغیب، ضمن محکوم کردن "هتک مقدّسات و علمای راستینِ حق بین و حق گوی قرآنی"، نوشت: مدتی است هر از چند گاه، فتنه ای با نام دیانت و ولایت، در گوشه و کنار ایران برپا می شود، و به یک عالِم، مسجد یا یک مجلس درس و وعظ اسلامی ـ که در آن کلمه حقّی گفته شده است ـ حمله و یورش می برند و… ! عجیب است که رنگ و بوی اسلامی هم به آن می دهند، و در نهایت اسلام عزیز را وارونه جلوه می دهند!
به گزارش کلمه، این عالم قرآنپژوه درباره حملهکنندگان به مسجد قبا پرسیده است: آیا اینها خود را شیعه مؤمن می دانند و آنها را منافق؟! آیا اینها اصلاً معنای ایمان و نفاق را دریافته اند، یا اینکه در فتنه سقوط کرده اند ؟! آیا منطق قرآن و سنّت و سیره معصومان (علیهم السلام) این است ؟! آیا واقعاً پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله سلم) و مولای متّقیان علی بن ابی طالب (صلوات الله علیه) و سایر معصومان محمدی (علیهم السلام) این نوع حرکات را تأیید می کنند ؟!
در نامه آیت الله صادقی که در سایت منتشر کننده آثار ایشان درج و با عبارت "إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلَیهِ راجِعوُن" آغاز شده، شعری با این مضمون نقل شده است: آنجا که جایگزیـن عــدالت ستـم شود / مرد خدا به حق طلبی متّهم شود / با نام دین به ریشه دین تیشه می زنند / جمعی که کاش ریشه آنان قلم شود.
در بخش دیگری از این نامه، وی نوشته است: اینجانب که حدود هفتاد سال تدبّر و تفکّر در قرآن کریم و سنّت قطعیه را روش زندگی خود قرار داده ام و همواره خود را خادم کوچک قرآن می دانم و عمر خود را صرف این راه نموده ام، هرگز توجیهی برای این قبیل کارها نیافته ام. به فرموده مولایمان امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) این اعمال را جز پیروی از هواهای نفسانی نمی دانم که: "إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتابُ اللهِ، وَیتَوَلَّى عَلَیهَا رِجَالٌ رِجَالاً عَلَى غَیرِ دِینِ اللهِ : شروع فتنه ها تنها، هواهایی [نفسانی] است که پیروی می گردد و احکامی است که بدعت گذاشته می شود، که بدانها با کتاب خدا مخالفت می شود، و بر [اجرای] آن مردانی، مردان دیگر را ـ بر غیر دین خدا ـ یاری می دهند."
این عالم دینی تصریح کرده است: قطعاً این اعمال نتیجه دوری از قرآن کریم و عمل نکردن به فرامین الهی است و از همین روست که قرآن کریم شکایت رسول الله (صلی الله علیه و آله سلم) به درگاه خدای متعال را این گونه بیان می کند: "وَقَالَ الرَّسولُ یا رَبِّ إنَّ قَومِی إتـَّخَذوُا هذَا القرآنَ مَهجُوراً" (فرقان/۳۰)
وی سپس پرسیده است: آیا زمان آن نرسیده است که دست از آزار و اذیت رسول و آل رسول (صلوات الله علیهم اجمعین) برداشته شود و تفکّر و تعقّل، جایگزین تحجّر و تحمّق گردد؟ آیا براستی آقا و مولایمان، ولی أمر مسلمین جهان حضرت بقیة الله الأعظم (روحی له الفداء) اهل خشونت و درگیری و خونریزی اند، یا اهل منطق و موعظه ؟! آنچه براساس سنّت قطعیه به دستمان رسیده، خلاف این بوده و بیانگر آن است که منجی عالَم (علیه السلام) طبق روش جدّشان رسول الله (صلی الله علیه و آله سلم) عمل می کنند و روش موعظه را در پیش می گیرند و در نهایت که معاندان علیه آنحضرت (صلوات الله علیه) سلاح برمی گیرند؛ آنحضرت هم سلاح برمی دارند و به دفاع برمی خیزند.
این استاد حوزه همچنین نوشته است: حال که مسلمان و بلکه بالاتر از آن، کسی که خود را شیعه و محبّ اهل بیت (علیهم السلام) میداند؛ اینچنین به قرآن و مقدّسات بی حرمتی و دهن کجی می کند؛ از کشیش آمریکایی و شخصی که اصلاً اعتقادی به قرآن ندارد چه انتظاری می رود؟! آنها قبل از این هم به مقدّسات ما توهین کرده اند.
آیتالله صادقی تهرانی در بخش دیگری از نامه خود نوشته است: کفار که تکلیفشان مشخص است؛ سؤال دردناکی وجود دارد و آن این است که چرا اینگونه اعمال، در کشور ما نیز انجام می شود؛ آن هم به دست عده ای مسلمان و شیعه نما، ولی به سادگی از کنار آن عبور می شود؟ اگر واقعاً این هیاهو و راهپیمایی ها در کشورمان برای دفاع از قرآن مظلوم است؛ پس چرا در برابر این اعمال وقیح در کشور سکوت می شود و نه علما و نه مردم هیچ اعتراضی نمی کنند و فریاد «وا اسلاما» سر نمی دهند ؟! آری، کماکان قرآن در بین مسلمین مهجور مانده و شکایت نبی (صلی الله علیه و آله سلم) بی پاسخ، و إلی الله المشتکی !
ایشان در پایان نامه خود نیز آورده است: اینجانب تمام حرکاتی را که به هر نحو منجر به اهانت ظاهری و یا عملی به قرآن کریم، هتک مقدّسات و علمای راستینِ حق بین و حق گوی قرآنی، و وارونه جلوه دادن اسلام شود، محکوم نموده و به درگاه الهی از آن شکوه می کنم و همه دردمندان از این حوادث شوم را به صبر و پایداری بر عقاید و اعمال حقه دعوت می کنم که ((إنَّمَا یوَفَّی الصَّابِروُنَ أجرَهُم بِغَیرِ حِسَابٍ)) (زمر/۱۰) و إن شاء الله با تلاش صادقانه و خالصانه مجاهدان فی سبیل الله هر چه سریعتر زمینه ظهور مولایمان ولیّ عصر، حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) فراهم شده و وعده الهی محقق خواهد شد.
در نخستین روز سال ۹۰ براثر واژگونی یک دستگاه اتوبوس حامل کاروان دختران راهیان نور دانشگاه پیام نور کهنوج در حدفاصل محور کرمان جیرفت ۱۱ نفر کشته و ۳۷ نفر نیز مجروح شدند.
به گزارش ایرنا، ابراهیم محمدی معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی جیرفت گفته که حال دو تن از مجروحان نیز وخیم بود که به کرمان اعزام شدند.
رییس پاسگاه پلیس راه جیرفت نیز گفته این حادثه در ۵۰ کیلومتری محور کرمان به جیرفت در منطقه ساردوئیه رخ داده است.
سروان نصیری علت این حادثه را «عدم توانایی راننده در کنترل وسیله نقلیه ناشی از تخطی در سرعت مطمئنه» اعلام کرده است.
این اتوبوس حامل دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور کهنوج بود که در حال بازگشت از مناطق عملیاتی جنگ عراق علیه ایران بودند.
سوانح رانندگی یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در ایران به شمار میرود. در ایران همه ساله با آغاز تعطیلات نوروزی آمار سوانح جادهای افزایش چشمگیری پیدا میکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر