-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

Latest New from Green Correspondents for 03/20/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

تقويم تاريخ ورق خورد. ۲۲ خرداد ۸۸ فرا رسيد. روزی که تاريخ قضاوت خواهد کرد که ميزان رای ملت بود. همان رايی که وقتی جمعی تنها برای بازشماری دوباره آن به خيابان آمدند به جای پاسخ، گلوله و باتوم نثارشان شد. در ذهنِ جوان و رنج ديده من شايد همان کودتايی که حريم خانوادگی مرا ويران کرد بزرگترين بود، اما می ديدم که وسعت اين کودتا اين بار نه يک خانواده ، نه يک حزب، بلکه کل کشور را نشانه رفته بود.
خبرنگاران سبز/جامعه:
آرمان رضاخانی، را اولين بار محمد نوری زاد، طی يکی از نامه هايش که به رهبری نوشته بود، به ديگران معرفی کرد.از استعداد، هوش و نخبه بودنش گفت و ازاينکه جلال الدين فارسی، اين قاتل مصون از محکوميت قضايی حکومت، پدرش را با جنون تمام،به قتل رساند. اما وی که چندی است از کشور خارج شده،در نامه‌ای خطاب به مردم ايران، از سرگذشت زندگی خود بعد از کشته شدن پدر و دوران زندانی شدن خود، گفته است

 کلمه آورده است:

 محمد نوری‌زاد، جهادگر و کارگردانی که به اتهام انتقاد از رهبری زندانی شده، در پنجمين نامه خود به رهبری که در چهاردهم خرداد ۸۹ با عنوان "مراقب فتنه‌ها باشيد؛ فتنه‌هايی که بانيان آن در اطراف شما آرايش يافته‌اند" به هم‌بند بودن با آرمان رضاخانی اشاره کرده و نوشته بود: "من اين روزها، با جوان نوزده ساله ای هم نشين و هم بند هستم که مجموعه ای از خردمندی ها ودرستی ها با اوست. اين جوان با همين سن و سال اندک خود، دو فرمول بديع رياضی را که ازدسترس همۀ دانشمندان ورياضی دانان جهان دور بوده است، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است. اين جوان، با همين سن وسال اندک خود، چهار اختراع غرور آفرين دارد. المپيادی است. برندۀ جشنوارۀ خوارزمی است. به زبان های انگليسی وايتاليايی مسلط است. اين جوان اما به اتهام متداول توهين به رييس جمهور و تبليغ عليه نظام، پنج ماه و نيم است که در زندان است. اتهامی که مردمان جهان، به ميزان ارتفاع آن غش غش ميخندند."
محمد نوری‌زاد همچنين خطاب به رهبری نوشته بود: "اين جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده وتوسط بازجو های تند وبی ادب خود کتک خورده وتهديد شده است. اين جوان، همان است که آقای جلال الدين فارسی، پدرش را به ضرب گلولۀ تفنگ شکاری خود کشته است. اين جوان، اکنون، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق وعدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلال الدين فارسی قاتل را به پرداخت يک ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلال الدين فارسی قاتل را آزاد گذارده، وخود او را که به ابراز نشاط سياسی اش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا وضرب وشتم در انداخته است. من معتقدم راز شکست اسلام اختراعی ما، در همين خصلت های گزينش گری وخاصه پروری ونخبه گريزی و فريب کاری و عوام پروری است. و اختلاط غليظ حق و باطل در او. کارايی سرکوب سران فتنه، در اين بوده است که نگاه منتقدين ما را از امثال آقای جلال الدين فارسی که قاتل اما آزاد است، به اين جوان گستاخ اما بی گناه، معطوف کند."

اين جوان نخبه که در بازداشتگاه های سپاه تحت بازجويی‌های سنگين قرار گرفته، برگزيده‌ی دوم جشنواره خوارزمی، نخبه رياضيات ممتاز کشوری در المپياد رياضی، مکتشف قانونی در رياضی به نام قانون مربعات و مثلثاث رضا خانی و مخترع جوان در زمينه هايی چون سازه های معماری و کمک آموزشی پيکتال است. او به زبان های انگليسی و ايتاليايی تسلط دارد و با زبان های روسی و اکراينی آشنا است.

متن کامل نامه اين نخبه جوان به ملت ايران را در ادامه بخوانيد:

نامم را آرمان گذاشت. شايد آرمان های به زمين مانده اش را در فردای کودکش می ديد. پدرم را می گويم: محمدرضا رضاخانی. فردی که ۱۹ سال پيش در حمايت از جان پرندگان جان خود را فدا کرد. پدری که سينه ی خود را در برابر گلوله های خشم نامزد نخستين دوره انتخابات رياست جمهوری قرار داد. او که حتی به مرگ پرندگان هم راضی نبود، شايد آرزو داشت هيچ گاه شاهد خرد شدن مادری در سوگ فرزند، يا ناله فرزندی برای پدر نباشد. اما بيشتر از اين جدايی ابدی، تکرار ترکيب «مصلحت نظام» بود که کمر ما را خم کرد. ترکيب ناميمونی که به واسطه آن سناريوی دادگاه های نمايشی و فرمايشی دوباره کليد خورد؛ ما را غمگين و دل شکسته کرد.
من از نسلی بودم که هزاران اميدِ خفته در دلم بود. خاطره تلخ دادگاه ها و به فرجام نرسيدنِ پرونده ی قتلِ پدر زمينگيرم نکرد. برای ساختنِ دوباره ی وطنم، نگذاشتم بی فرجامیِ آن پرونده که دلِ ما را شکسته بود اين بار زانوی مرا نيز بشکند. ايستادم مثل ميليون ها جوانِ ايرانی که خرداد سال ۱۳۸۸ ايستادن را سرودی دوباره کردند. با جوانه سبزی که برای ساختن روييده بود همراه شدم و خيلی زود گذرم به گذرگاهِ سربلندِ اين روزهای ايران افتاد. اوين را می گويم.
اوين چهره هايی را ميزبانی می کرد که سبب می شد در همان روزهای بازجويی و فشار و اضطراب، گاهی آرام و در انزوا احساسِ غرور کنم که با بزرگمردان و سربلند جوانانی از اين سرزمين همبند شده ام. انگار بايد چندين واحدِ درسی را در يک دانشگاه اجباری می گذراندم.
برای منی که هميشه فکر می کرد زندان جای قاتلانِ پدر من است، دشوار بود پسوندِ زندانی را در کنارِ نام خود پذيرفتن. اما همانگونه که محمد نوری زاد مردِ مقاوم زندان پيش از اينها و درست در روزهايی که من با او هم سلول بودم طی نامه ای نوشت: «حکومت اينگونه رقم زد که قاتل آزاد بماند و فرزند مقتول در بند».
با در نظر نگرفتن چندين شاهدِ صحنه قتل، گزارشهای پزشک قانونی و اسناد و شواهد ديگر، حتی پيش از صدور حکم آزادی، آن مدعی انقلاب فرهنگی برخلاف قانون به مرخصی سال نو می رفت. در حالی که طبق قانون تمام زندانيان می توانند با سپردن قرار وثيقه به مرخصی نوروزی بروند بجز زندانيان متهم به قتل. با اين حال جناب فارسیِ متهم به قتل، حتی برای اين مرخصی خلاف قانونش وثيقه هم قرار نمی داد.
چه اميدها به برپايی عدالت که يکی پس از ديگری بر باد می رفت و همچنان بی دادگاهی پس از بيداد پيشين به پا می شد. پرونده ترور دکتر کاظم سامی، پرونده ناتمام قتل فروهرها، مختاری ها، پوينده ها و … ۱۸ سالی از آن بی عدالتی ها و از شکل گيری نخستين کودتای قضايی گذشت.
تقويم تاريخ ورق خورد. ۲۲ خرداد ۸۸ فرا رسيد. روزی که تاريخ قضاوت خواهد کرد که ميزان رای ملت بود. همان رايی که وقتی جمعی تنها برای بازشماری دوباره آن به خيابان آمدند به جای پاسخ، گلوله و باتوم نثارشان شد. در ذهنِ جوان و رنج ديده من شايد همان کودتايی که حريم خانوادگی مرا ويران کرد بزرگترين بود، اما می ديدم که وسعت اين کودتا اين بار نه يک خانواده ، نه يک حزب، بلکه کل کشور را نشانه رفته بود. خانه ام را، اميد و فردايم را. ايرانِ مان را همه ی آرمان مان را …
جگرها پاره پاره بود از فشار دندان های خشم. از اين همه دروغ که ناگهان بر سر صندوق انتخاباتی و خانه شان آوار شده بود. من و توهای بيشماری بر ضد ديکتاتوری؛ ضد بی عدالتی و ضد دروغ و ظلم به پا خاستيم. در برابر استبداد قد علم کرديم و به بيداد «نه» گفتيم. نامزد منصوب شده و حاميان وی که از حمايت مردمی محروم تر شده و خود را تنهاتر يافتند، راهی جز انکار مردم نداشتند، معترضان را «اراذل و اوباش»، «خس و خاشاک» و در نهايت «ميکروب و ويروس» ناميدند. شايد هم خرده ای بر اين حاکمان نبايد گرفت زيرا دنيای هرکسی را به وسعت و بزرگیِ انديشه ی او می سنجند.
جسارت روز به روز بيشتر و بيشتر می شد. اوين، کهريزک، تجاوز، قتل و سرکوب واژه های آشنا و روزمره مردم شدند. من و خانواده ام نيز از اين قاعده مستثنا نبوديم روزگار ما هم با: بازجو، انفرادی، ۲-الف، کاخ جوانان، بند ۷ و ۸، ۲۴۰ و ۳۵۰ (در کل؛ دولت عدالت محور) پيوند خورد. با اين حال همه آنچه گذشت تلخی نبود. به قول شاعر «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد». آشنايی با «محمد نوری زاد» و هم سلول شدن با ايشان و ديگر دوستانی مانند: قربان بهزاديان نژاد، حسين مرعشی، محسن ميردامادی، مجيد توکلی، عبدالله مومنی، عماد بهاور، شهيد جعفر کاظمی و ديگر مبارزانِ بی صلاحِ اين ميدان بود. دوستانی بهتر از آب روان. دوستانی که شايد نوری زادها بايد همانند و چه بسا زيباتر از نامه ای موسوم به نامه پنجم؛ برايشان بنگارد.
سال هاست در نظام جمهوری که اسلام اختراعی آقايان آن را يدک می کشد، دانستن جرم است و مجرم محکوم به ندانستن. اين محروميت برای من سنگين و دردناک است چون باور دارم آگاهی کارآمدترين سلاح در مبارزه با استبداد است. من برای کسب اين آگاهی راهی جز خروج از کشور پيش پای خود نديدم. رفتنی که نه من نخستينِ آن هستم و نه شايد آخرين. رفتنی که شايد به طول انجامد، اما اميدوارم دستاوردش چراغ کوچکی باشد برای ريشه کنی تاريکی استبداد. همه می دانيم که استبداد در حال فروپاشی است و من نيز که اکنون از زندان بزرگی به اسم جمهوری اسلامی خارج شدم گواهی می دهم: «اندکی صبر سحر نزديک است».
در پايان تنها پيام آقايان کروبی و موسوی را بازگو می کنم که اولی در پيام نوروزی و ديگری در يکی از بيانات خود قاتل پدر را خطاب قرار دادند و آيه مبارکه ۳۲ سوره شريفه مائده يادآور شدند:
من قتل نفسا بغير نفس اوفساد فی الارض فکانما قتل الناس جميعا

هر کس نفسی را بی آنکه فسادی در زمين کند به قتل رساند مثل آن باشد که همه مردم را کشته باشد.(ترجمه آفای جلال الدين فارسی)
ساحل افتاده گفت:

گر چه بسی زيستم

هيچ نه معلوم شد

آه که من کيستم؟
موج ز خود رفته ای،

تيز خراميد و گفت:

هستم اگر می روم

گر نروم نيستم.
و در آخر نمی نويسم خدانگهدار؛ چون تا اميد هست می نويسم به اميد ديدار و به اميد آزادی ايران.
آرمان رضاخانی
 

 
 

خبرنگاران سبز/ایران در جهان:

 
 

ايرانيان، لبخندهای ديرآمده گوارای چهره هايتان. ما را نيز در اين غربت زندان ياد کنيد. ما نيز در زندان ، سفره ی هفت سينی خواهيم چيد و قرآن خواهيم خواند و دعا خواهيم کرد.
خبرنگاران سبز/جامعه/اخبار زندانیان سیاسی:
محمد نوری‌زاد، نويسنده و روزنامه نگاری که در بين مردم به " حـُر زمان " معروف شده است، پس از نامه های انتقادی به رهبری و مقامات قوه قضاييه، به سه سال و نيم حبس محکوم شد. وی امسال دومين سالی است که لحظه سال تخويل را در زندان سرد و تاريک اوين، آغاز ميکند. وی امسال نيز همانند سال گذشته در پيامی نوروزی خطاب به مردم سرزمينش گفته است: هفت سين ما تماشايی است؛ روی هفت تکه کاغذ جداجدا می نويسيم: سپاس شايسته ی خدا و مردم است، سرمايه ی ما، آزادگی تاريخی و سربلندی، گره خورده ی طبع والای ماست، سلامتی جسم از آنِ ماست، اگر قرين سلامت روح باشد، سازندگی، آنچنان که يک کشور را شايسته ی زيستن کند، به دست ماست، سحر نزديک است و سبزينگی با ماست؛ به يقين نوروز گوارايتان.

به گزارش سايت رسمی محمد نوری‌زاد، وی همچنان در بند دوالف به سر می برد و خانواده ی نوری زاد پس از سه هفته بی خبری از وی، عصر ديروز، جمعه ۲۷ اسفند با او ملاقات کردند.

خانواده ی وی اگرچه از روحيه ی عالی او خبر دادند، ولی يادآور شدند که اين آزاده ی دربند بدليل وضعيت وخيم دندانها، اگزمای پوستی و سنگ کليه، بايد از ماهها پيش تحت درمان جدی قرار ميگرفت. محمد نوری زاد همچنين در چندخط ، فرارسيدن نوروز را به مردم ايران تبريک گفته است.

متن کامل اين پيام از زندان اوين، به شرح زير است:

ايرانيان، لبخندهای ديرآمده گوارای چهره تان… نوروز از راه رسيد. عيدتان مبارک. روزی که فريدون، اين شاهزاده ی اساطيری ايران زمين، ضحاک را در دامنه ی دماوند به بند کشيد و با گرز گاوپيکرش بر سر او کوفت و سلطه ی ظالمانه و هزارساله ی او را برانداخت، شادمانی رفته، بازآمد. لب ها به خنده باز شد و چهره های به ماتم نشسته را تبسم پرکرد. و ما مردمان ايران زمين، چقدر به اين تبسم و شادمانی ملی محتاجيم. کجا خدای متعال، گِلِ ما را با اندوه خواری سرشته است؟ خدا با هر پديده اش بشر را به شادمانی فراميخواند.

با شکوفه های بهاری اش. با طلوع و غروب شکوهمند خورشيدش. با دانه های برف و زوزه ی بادش. با تولد يک کودک. با بارش بارانش. و حتی در زلزله ها و طوفان ها و مرگ و مير خدا، آنچه که برآمدنی است، "عبرت" است. و اين عبرت، هرگز به پافشاری اندوه، اصرار ندارد.

ايرانيان، لبخندهای ديرآمده گوارای چهره هايتان. ما را نيز در اين غربت زندان ياد کنيد. ما نيز در زندان ، سفره ی هفت سينی خواهيم چيد و قرآن خواهيم خواند و دعا خواهيم کرد.

هفت سين ما اما تماشايی است؛ روی هفت تکه کاغذ جداجدا می نويسيم: سپاس شايسته ی خدا و مردم است، سرمايهی ما، آزادگی تاريخی و سربلندی، گره خورده ی طبع والای ماست، سلامتی جسم از آنِ ماست، اگر قرين سلامت روح باشد، سازندگی، آنچنان که يک کشور را شايسته ی زيستن کند، به دست ماست، سحر نزديک است و سبزينگی با ماست؛ به يقين نوروز گوارايتان.
محمد نوری زاد- زندان اوين- اسفند۸۹

 
 

اگر تا روز دوشنبه اجازه ملاقات با تاجزاده، داده نشود دست به اعتصاب غذا خواهم زد
خبرنگاران سبز/اخبار زندانیان سیاسی:
به گزارش تحول سبزفخرالسادات محتشمی پور که در روز ۱۰ اسفند، بازداشت شده بود،در تماس تلفنی با علم نگرانی شديد خود از وضعيت جسمی‌ تاجزاده که کماکان در قرنطينه نگهداری ميشود و با وجود تاکيد پزشکان بر ضرورت انجام ام آر آی، که مسئولين زندان از اين امر خودداری ميکنند، خواستار ملاقات فوری خود يا اعضای خانواده با تاجزاده شد. وی تصريح کرده است که اگر تا روز دوشنبه اجازه ملاقات با تاجزاده به وی داده نشود دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

لازم به ذکر است که سيد مصطفی تاجزاده ، پس از اولين مرخصی خود از زندان مورد عمل جراحی کمر قرار گرفت و مدتی را در بيمارستان بستری بود، پزشکان وی توصيه کرده بودند که او بايد تحت نظر پزشک باشد و گردنش نير مورد معاينه و ام آر آی قرار گيرد ، ولی متاسفانه مقامات امنيتی با تمديد مرخصی وی موافقت نکرده و او را به زندان باز گرداندند.مقامات امنيتی تمديد مرخصی وی را منوط به باز پس گيری شکايت تاجزاده از کودتاگران اعلام کرده بودند.



 
 


طبق گزارش های مستند کارشناسان ایران سبز 32 مقام حقیقی و اشخاص حقوقی در این قرارداد سهم دارند که 9 مورد اشخاص حقوقی و مابقی افراد حقیقی هستند. این افراد در طول مدت قرارداد از حداقل 498 میلیون دلار تا حداکثر 15 میلیارد و 567 دلار را دریافت خواهند کرد که اولین پرداخت ها به آنان از ماه جون 2012 آغاز می شود.



خبرنگاران سبز/ کارشناسان ایران سبز:

در پی افشای گزارشی در آبان ماه 1389 که نشان می داد قرارگاه خاتم الانبیاء با هماهنگی وزارت نفت قرارداد خفت باری را با دولت چین به امضاء رسانده و منابع ملی کشور را به تاراج داده است ، پیگیریهای کارشناسان ایران سبز نشان از انعقاد قرارداد نفتی ذلت بار دیگری دارد که با دولت چین به امضا رسیده و دومین قرارداد نفتی امضا شده علیه منافع ملی ایران از سال گذشته تا کنون به شمار می آید.

بر اساس این گزارش مدت اجرای این قرارداد 37 سال خواهد بود و موضوع قرارداد توسعه وسرمایه گذاری برای تولید و توزیع نفت و گاز در حوزه نفت و گاز پارس جنوبی است طبق این قرارداد در سال نخست (1390) از محل صندوق ذخیره ارزی 17 میلیارد دلار به طرف چینی پرداخت خواهد شد وزیر نفت ایران روز 13 مارس در جلسه شورای عالی امنیت ملی گفت که رهبر جمهوری اسلامی موافقت خود را با امضاء این قرارداد و واگذاری مدیریت این پروژه به چینی ها اعلام کرده است.

این قرارداد تاکنون گرانترین قرارداد نفتی بین دو کشور است که در آغاز به سرمایه گذار خارجی 17 میلیارد دلار پرداخت می کند. تاریخ پایان این قرارداد سال 2048 میلادی خواهد بود .این درحالی است که طبق برآوردهای کارشناسان منابع نفتی پارس جنوبی در سال 2051 میلادی به اتمام می رسد. ارزیابی کارشناسان نفتی نشان می دهد طی مدت 37 سال قرارداد مذکور درآمدی حدود 9 هزارمیلیارد دلار به دست می آید که بیشترین بخش آن نصیب چینی ها خواهد شد. طبق این قرارداد سهم چینی ها از مالکیت اسکله ها و بناها و سکوها75درصد و سهم آنان در بازاریابی و صادرات و توزیع نفت و گاز و درآمدهای حاصل از آن 9/53 خواهد بود. طبق این توافق نامه 65 درصد نخست بهره برداری های نفتی این منطقه بطور کامل متعلق به چینی ها خواهد بود و بازاریابی و فروش را آنان مدیریت می کنند. بعلاوه چینی ها حق دارند که هرگاه لازم بدانند شریک سومی را نیز به قرارداد وارد نمایند .

بر همین اساس نخست وزیر چین مذاکراتی را با ولادیمیر پوتین انجام داده و احتمالا روسیه هم از سال 2014 میلادی به این کنسرسیوم می پیوندد . نقطه اختلاف این دو کشور نیز به سهم آنها از منابع نفتی ایران! باز می گردد که چینی ها سهم روسیه را 9/8 پیشنهاد می کنند اما روسها با سهمی کمتر از 4/11 موافقت ندارند. شرکتهای نفتی سینوتک و پتروچاینا که همزمان در خلیج فارس و دریای خزر به فعالیت های نفتی مشغول هستند رایزنی های خود با روسیه را به عنوان نمایندگان دولت چین در این قرارداد ادامه می دهند. در صورت قطعی شدن توافق بین چین و روسیه شرکت نفتی گازپروم روسیه هم به نمایندگی از طرف دولت آن کشور سهمی از نفت ایران را برای مدت 35 سال به خود اختصاص خواهد داد.

شرکت پتروچاینا در دریای خزر و سینوپک در منطقه پارس جنوبی دو تن از مدیران قرارگاه خاتم الانبیاء را به عنوان مشاور به خدمت گرفته تا مشارکت روسها را در این قرارداد جلب کنند! کنسرسیوم ایرانی طرف قرارداد در این پروژه بزرگ ضد ملی که تحت هدایت قرارگاه خاتم الانبیاء انجام شده و مشارکت نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی در آن غیر قابل انکار است به این قرار می باشند: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء ؛ وزارت نفت ؛ ساتا ؛ شرکت مهر ایران و کنسرسیوم توسعه اعتماد مبین .طبق گزارش های مستند کارشناسان ایران سبز 32 مقام حقیقی و اشخاص حقوقی در این قرارداد سهم دارند که 9 مورد اشخاص حقوقی و مابقی افراد حقیقی هستند این افراد در طول مدت قرارداد از حداقل 498 میلیون دلار تا حداکثر 15 میلیارد و 567 دلار را دریافت خواهند کرد که اولین پرداخت ها به آنان از ماه جون 2012 آغاز می شود.

...................................................................................................................................................

جالب توجه اینکه قرارداد انجام فعالیت در فازهای 15 تا 21 پارس جنوبی نیز در دل قرارداد عظیم نفتی با چینی ها نهفته است. در حالی که قرارگاه خاتم الانبیاء پیش از این طی دو مرحله بیش از 3 میلیارد دلار از منابع صندوق ذخیره ارزی را برای این فازهای نفتی دریافت کرده بود ، در مرحله سوم به دلیل نداشیتن هیچگونه بیلان کاری و مخالفت مجلس در پرداخت یک میلیارد دلار دیگر ، از انجام تعهدات اجرایی خود در پارس جنوبی سر باز زد و اکنون انجام این فعالیت را نیز به چینی ها سپرده است. ( شرکت توتال در سال 2002 میلادی هزینه انجام پروژه فازهای 15 تا 21 پاری جنوبی را کمتر از یک میلیارد دلار محاسبه کرده بود که به دلیل مخالفت قرارگاه خاتم الانبیاء و گران دانستن این برآورد از این پروژه حذف شد

 
 

ازآنجاييکه طبق تازه‌ترين گزارش سازمان شفافيت بين‌الملل، ايران در زمينه فساد دولتی در ميان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۶۸ قرار گرفته است، به گفته کارشناس سرويس خبری خبرنگاران سبز، يک نوع ترس برای شفاف سازی مقدار دارايی ها و رشوه گيری مسئولين نظام، وجود دارد

خبرنگاران سبز/کارشناسان ايران سبز:
شورای نگهبان ‌طرح رسيدگی به دارايی مقامات، مسؤولان و کارگزاران جمهوری اسلامی ايران را مغاير شرع و قانون اساسی دانست.اما چه می شود که اين چنين تصميمی بر خلاف ادعاهای رئيس دولت و مسئولين، اتخاذ می شود. احمدی نژاد با شعار اينکه آمده است تا با مفاسد اقتصادی و دانه درشت ها مبارزه کند، پا بر عرصه سياست گذاشت. چيزی که تنها در زمان تبليغات انتخابات، در رسانه به ظاهرملی، توسط احمدی نژاد عنوان شد که با توجه به نبود دو نفر نام برده شده در کوران انتخابات، يک نوع بداخلاقی را از رئيس دولت شاهد بوديم .

اما اين اتهام زنی رئيس دولت در آن مقطع زمانی، به باور اکثر کارشناسان، تنها برای افزايش رای بوده است چرا که محمد رضا رحيمی، معاون اول رئيس دولت ،به گزارش مجلس، ديوان عالی کشور، دادستانی و قوه قضائيه، يکی از بزرگ ترين مفسدين اقتصاد دولتی ايران است و اگر احمدی نژاد قصد مبارزه با افرادی را داشت که بيت المال را چپاول ميکنند، بايد در ابتدا، به پرونده معاون اول خود و سپس به پرونده صادق محصولی وزير کنونی رفاه اش، رسيدگی می کرد.

ازآنجاييکه طبق تازه‌ترين گزارش سازمان شفافيت بين‌الملل، ايران در زمينه فساد دولتی در ميان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۶۸ قرار گرفته است، به گفته کارشناس سرويس خبری خبرنگاران سبز، يک نوع ترس برای شفاف سازی مقدار دارايی ها و رشوه گيری مسئولين نظام، وجود دارد که بر خلاف ادعاهای آقايان، طرح رسيدگی به دارايی مقامات، مسئوولان و کارگزاران جمهوری اسلامی، توسط شورای نگهبان، مغاير بر شرع و قانون اساسی اعلام می شود.

توصضيح اينکه به گزارش ايرنا، به نقل از اداره کل روابط شورای نگهبان ، اين نهاد طی نامه ای به مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: '‌طرح رسيدگی به دارايی مقامات، مسؤولان و کارگزاران جمهوری اسلامی ايران که با اصلاحاتی در جلسه مورخ هشتم اسفند‌ماه يکهزاروسيصدوهشتادونه به تصويب مجلس شورای اسلامی رسيده است، در جلسه مورخ ۲۵/۱۲/۱۳۸۹ شورای نگهبان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و با توجه به اصلاحات بعمل آمده نظر شورا به شرح زير اعلام می‌گردد:

۱_ ماده (۲) جديد به معنای الغاء حصر مستفاد از اصل ۱۴۲ قانون اساسی است بنابراين اشکال سابق اين شورا کماکان به قوت خود باقی است. علاوه بر اين شمول آن نسبت به اشخاص و مقامات انتخابی شاغل فعلی مبهم است پس از رفع ابهام اظهار نظر خواهد شد. همچنين اعلام فهرست اموال اشخاص و مقامات مذکور در اين ماده به رئيس قوة قضائيه ورسيدگی توسط وی نيز مغاير اصول۱۴۲،۱۵۸و۱۵۹ قانون اساسی شناخته شد.

۲_اطلاق ماده (۱۳) جديد در خصوص واگذاری اختيارات رئيس قوه قضائيه به شخص ديگر نسبت به مقامات مذکور در اصل ۱۴۲ قانون اساسی مغاير اصل مذکور است و نيز از آنجا که انفصال موقت از خدمات دولتی و عمومی در اين ماده، شامل مسؤولان و مقاماتی می‌شود که برای مدت معين انتخاب يا منصوب می‌شوند و اشخاصی که برکناری آنها مطابق قانون اساسی نيازمند تصميم گيری از سوی مراجع و مقامات مخصوص می باشد، مغاير اصول متعدد قانون اساسی است.

همچنين انفصال در غير موارد عمدی، خلاف موازين شرع شناخته شد.'

 
 

بعد از شش ماه دليل قانع کننده ای از سوی قاضی برای نگهداشتن پدرم گفته نشده است تنها دليل بازداشت شرکت ايشان در نماز جماعت اصفهان که دليل نامفهمومی هست، بوده. به گفته خودشان هنوز بايد "تحقيق" کنند که پدرم را به چه دليل بازداشت کرده اند؟ به چه دليل به زندان برده اند؟ و به چه دليل وی را در خانه امن نگهداری می کنند؟
خبرنگاران سبز/سياست/اخبار زندانیان سیاسی:
دکتر ابراهيم يزدی دبير کل سازمان نهضت آزادی ايران در جريان حوادث پس از انتخابات مهندسی شده رياست جمهوری يکی از معترضان نتايج انتحابات بود که در اين مدت سه بار توسط ماموران امنيتی بازداشت و به زندان اوين منتقل شد.
وی که از کهولت سن و سرطان پروستات رنج می‌برد و بايد تحت درمان باشد،
هم اکنون به دليل شرکت در نماز جماعتی در اصفهان، توسط ماموران حفاظت اطلاعات،
در خانه ای به اسم خانه امن اطلاعات، که به گفته دکتر سحابی، شرايط اش حتی بدتر از زندان اوين است، نگهداری می شود.

سايت جرس گفتگويی را با خليل يزدی فرزند دکترابراهيم يزدی انجام داده که بخشهايی از آن در پی می آيد:

بعد از شش ماه دليل قانع کننده ای از سوی قاضی برای نگهداشتن پدرمان نياورده اند. با تصميم خود مسئولان، غير از دليل نامفهمومی که در اصفهان دکتر را بازداشت کردند يعنی "شرکت در نماز جماعت غير قانونی" دليلی نياورده اند. به گفته خودشان هنوز بايد "تحقيق" کنند که پدرم را به چه دليل بازداشت کرده اند؟ به چه دليل به زندان برده اند؟ و به چه دليل وی را در خانه امن نگهداری می کنند؟

و هنوز دليلی برای عدم برگزاری دادگاه پدرم برای برای بار سوم نياورده اند. در همه جای دنيا قاضی مسئوليتی دارد مبنی بر اينکه اگر اتهام بيان نمی شود متهم را بايد آزاد کنند يا اينکه دليل دارند اما در خصوص عدم برگزاری دادگاه برای پدرم آن هم برای بار سوم هيچ دليلی ارائه نمی شود!

خبری که داريم اين است که نسبتا وضعيت جسمی اشان خوب است و روحيه اشان "قوی و خوب" است. الحمد الله پدرم به طور کلی انسان قوی و با ايمانی است و توکلش به خداست و در ياد او روحيه خودش را قوی نگهداری می کند.

مسئولان گفته اند که پدرمان سالم است. نمی دانيم نسبت به چه دليلی به اين نتيجه رسيده اند. آيا منظور اين است که اگر منزل خودشان باشند حالشان بهتر نخواهد بود؟! مگر می شود که دور از همسر، بدون تماس با اولاد و نوه و نتيجه، محروم از وجود برادران و خواهران و دوستان، يک انسان در سلامت باشد؟ً! البته که چنين چيزی امکان ندارد، نه برای پدرمان و نه برای ساير زندانيان سياسی در ايران.

البته هر انسانی که در چنين "شرايطی" نگهداری شود تحت فشار روحی و روانی و جسمی خواهد بود چه برسد به يک مرد کهنسال و هشتاد ساله که دچار سرطان پروستات بوده و جراحی قلب باز داشته و هر چهار ساعت قرص مخصوص برای بيماری اش بخورد.ما اميدوريم. بطور کلی بخاطر اينکه دستگيری پدرم و دوستانشان هيچ منطقی نداشته است بنابراين زندان نگهداشتن آنها نيز بی منطق می باشد. اميدواريم يکی از انسانهای با منطق در اين سيستم که قدرت اجرايی دارد، بگويد باشد و اينکه بپرسد چرا اين کارها را با اين مرد محترم و "خدمتگذار" ايران می کنيد؟ً!

البته من نمی توانم بجای پدرم نظر بدهم اما همانطور که از سخنرانی ها و نوشته های ايشان مشخص است، ايشان شصت سال از زندگی خود را برای اينکه ايران يک کشور "آزاد" و با انتخابات "سالم" باشد، صرف کرده است و در اين مسير تلاشهای زيادی انجام داده است.

همچنين در سالهای قبل از انقلاب، خانه ما در آمريکا، پايگاهی برای رساندن صدای زندانی های سياسی در ايران به تمام دنيا بود. شب و روز پدرم در فکر و تلاش برای آزادی اين زندانيان بود. پوستر و عکس راهبران امروز ايران مثل رفسنجانی و خامنه ای جزو اينها بود. تظاهرات، اعتصاب غذا، نامه نگاری، تحصن و هر کار مثبتی که می شد در اين راه انجام داد از تمام فعاليت های فوق العاده زياد نهضت در دفاع از زندانيان سياسی زمان شاه از جمله خامنه ای، بازرگان، طالقانی و....بوده است.

البته که حکم " تشکل نهضت آزادی" را عملا رد کرده اند با عدم برگزاری دادگاهشان، اما خود اين مسئله که چنين حکمی اعلام شد، نشانه از نظر خاصی است که نسبت به "نهضت آزادی" وجود دارد.
چه دردناک است که در قرن بيست و يکم کشور ما هنوز زندانی سياسی دارد!

الحمدالله مادرم مثل پدرم انسان قوی است و با روحيه خيلی مثبت روز را شروع می کند. از سن بيست سالگی گام به گام، در خوشی ها و سختی ها و هر پيش آمدی، در کنار پدرم بود. ماه عسلشان در شيراز با پخش اطلاعيه عليه شاه همراه بود. با هم در راه مبارزاتشان به آمريکا، لبنان، مصر و آلمان رفتند. امروز هم مادرم برای تقويت همسرش دوری شش فرزند و شانزده نوه و يک نتيجه را تحمل می کند. امروز روز تولد مادرم است، اما در خانه تنها است... به چنين وضعيتی و برای چنين دلايلی چه بايد گفت؟!

خداوند به مادرمان، عمه ها و دختر عمه ها و به همه همسران زندانيان سياسی ايران کمک کند و انشالله در اين سال جديد عزيزانشان آزاد و در کنار آنها باشند.

سيستم قضايی کشور بايد "حقانيت" خودش را حفظ کند، اين وظيفه مهمی برای هر سيستم قضايی در هرکشوری است.اگر مردم به عدالت سيستم قضايی کشور اعتماد نداشته باشند، کل حاکميت در چشم مردم بی اعتبار می شود. در چنين سيستمی هيچکس در امان نيست حتی آنهاييکه امروز بر سرقدرت هستند. بيش از اين، اثرات منفی اجتماعی و اقتصادی هم در پی دارد. اطمينان رفتار عادلانه در سيستم قضايی در آينده، چه دور و چه نزديک، زيربنای رشد جامعه است.

عجيب نيست که علمای شيعه بر مسئله عدالت در سيستم قضايی تاکيد می کنند. مسئله عدالت اجتماعی و قضايی در تاريخ قبل از اسلام هم بوده است. کشور شيعه و جمهوری ايران بايد نمونه باشد نه اينطور که مثلش در عربستان وهابی و چين کمونيست باشد. مگر غربی ها اهميت عدالت اجتماعی و قضايی را از چه کسانی ياد گرفته اند؟



 
 

تسلای دلهای دردمند و نگران ما در لحظات تحويل سال حضور گرم شما در قلبهای ماست. آن حس پرشکوه و غرور انگيزی در چشم و جان پرشرر والدينمان است که همچون همه فرزندان پاکشان درکشور، ايستاده‌اند. آرزو داشته و دارند آزاده باشند و ايستاده بميرند.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه و مواضع/رهبران سبز/:
فرزندان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی در حاليکه پدر و مادرانشان، در بازداشت افرادی قرار گرفته اند که هيچ پاسخگوی اين عمل خودسرانه خود نيستند، در آستانه سال جديد با صدور پيامی خطاب به همراهان، هم‌دردان و ياوران سبز، تاکيد کردند که همه ما شکفتن رنگارنگ شکوفه ها را خواهيم ديد. رويش ناگزير جوانه ها که سرزمينمان را سبز خواهد کرد.

آنها همچنين در پيام تبريک نوروزی خود نوشته‌اند: تسلای دلهای دردمند و نگران ما در لحظات تحويل سال، حضور گرم شما در قلبهای ماست. آن حس پرشکوه و غرورانگيزی در چشم و جان پرشرر والدينمان است که همچون همه فرزندان پاکشان در کشور، ايستاده اند. آرزو داشته و دارند آزاده باشند و ايستاده بميرند. اينک هرچند درهای ديدار و تماس به ناحق به روی آنها بسته شد، اما هزار پنجره نورانی دعای شما و ما به روی آنها گشوده گشت.


فرزندان موسوی و کروبی همچنين در پيام خود، از زندانيان و شهدای جنبش سبز ياد کرده‌اند.به گزارش کلمه متن کامل پيام نوروزی فرزندان ميرحسين و کروبی به شرح زير است:

به اميد، نام و ياد خدا

ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ايم              همراز عشق و همنفس جام باده‌ايم

برما بسی کمان ملامت کشيده‌اند             تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ايم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشيده‌ای            ما آن شقايقيم که با داغ زاده‌ايم

همراهان، هم دردان، ياوران ما
سال ۱۳۸۹ به پايان رسيد، سال صبر و استقامت، سال پشت در ايستادن‌ها و انتظار کشيدن‌ها، سال دلنگرانی برای عزيزی در بند، گم گشته‌ای را جستن و هروله‌ای از درزندانی به در زندانی ديگر کردن.

سالی حماسی بود برای همه ما. ساليکه، روزگارمان نيز، به اشک نشست از سوگ فرزندان و برادران و خواهرانی که خونشان جان سبزمان را سرخ کرد و سنگينی غبار ابهام‌هايمان را تطهير.

خاطره سال ۸۹ طعم تلخ زمستان طولانی و سرد است که با ايستادگی پدران و مادران و ايستاده جان سپردن همرزمانمان رنگ و بويی دگر گرفت.

هفت سين ما امسال کنار آب و آيينه و قرآن و سبزه و گلی به ياد همه همپيمانان و همرزمان، مزين به عکس والدينمان نيز هست، که چون انبوه ياران خويش، زن و مرد و پير و جوانی که لحظه‌های بهار شدن اين سرما را پشت درهای فراق و می‌له‌های جدايی می‌گذرانند يا به جور قدرت پرستان (فرعون پرستان) خشم آيين، خفته و گلگون کفن در تيره خاک‌های سردند. اما بهار می‌آيد و زمين می‌گردد و باران خواهد باريد و ترنم لطيفش زمانه رويش را باور پذير خواهد کرد. پايان زمستان زندان وبند، دشنام و افترا، اتهام و بازجويی، تهديد و تفتيش و شکستن قلم و زنجير کردن انديشه‌ها را بهار مهر و ايمان وعشق و صلح و نور و پاکی، به خاطرات دورسرزمينمان بدل خواهد کرد.

چه استوار و پرغرور ايستاده‌ای ايران! هرچند خسته و رنجور از تازيانه‌های تاريخ.  ای سرزمين اميرکبير بزرگ با رگهای بريده! خاک ستارخان و باقرخان و ديگر آزاديخواهان نامدار! ايرانِ مصدقی دشنام شنيده و تبعيد کشيده و غل و زنجير برشانه‌های توانايش ديده و خمينی های حبس و تبعيد کشيده، ايران جوانان خداجوی جانباخته در جبهه‌ها که مرز‌ها را به جان و خون پاس داشته. سرزمين سرداران وسربداران خونين بال!

وطن! فراموش کن فريادهای مرگ خواهی و نفرت برای يارانت را در خانه ملتت! پرتاب سنگ و تير و دشنام نوشتن وگفتن به ساکنين و در و ديوار خانه مردی که تنها جرمش هويدا کردن اسرار فجايع زندان‌ها بود و افتخار بزرگش عزيز داشتن فرزندان شهيد چو جان خويشتن. سالهای سال مرامش نواختن نوای دوستی در بلوای اختلاف افکنان و جسم و جانش زخمی شلاق‌های بيرحم ظالمان بود. بانويی شجاع که سالهای سال زخم و عفونت بدنهای مجروحان وجانبازان مظلوم شيميايی را زينب وار پرستار و همدم دلهای مجروح فرزندان شهيد بود. کاش می‌شد فراموش کنی پاسخ دردناک حرمت شکنان بی‌درد را به روزهای بيتابی و شبهای بی‌خوابی مردی را که به عشق ذره ذره وجود تو‌ای وطن خود و جان و روحش را درهزارتوی کوههای سربرکشيده غرب کشور و دشتهای تبدار و زخمی جنوب گم کرده بود و در نگاه سبزش تنها آينده روشن تو ثبت می‌شد. که امين و دلنگران فرهنگ غريب مانده وبه يغما رفته کشور بود ويا زنی را که گويی عهدی داشت با خود که شمع وار بسوزد و فضای دانش و علم را روشن کند و درد همنوع را برجان خويش ببرد و مهر بورزد و مهر را لطيف و پاک ومحکم به دنيای سياست بپيوندد. از ياد ببر ننگ حبس و حصر و ربودن پدر و مادرانمان را که تنها جرمشان ايستادگی بر خواست مطابق با سرشت آدمی و خلقت الهی، آزادی بود!

برادران خواهران ما
تسلای دلهای دردمند و نگران ما در لحظات تحويل سال حضور گرم شما در قلبهای ماست. آن حس پرشکوه و غرور انگيزی در چشم و جان پرشرر والدينمان است که همچون همه فرزندان پاکشان درکشور، ايستاده‌اند. آرزو داشته و دارند آزاده باشند و ايستاده بميرند. اينک هرچند درهای ديدار و تماس به ناحق به روی آن‌ها بسته شد اما هزار پنجره نورانی دعا ی شما و ما به روی آن‌ها گشوده گشت. خداوندا شکرت هزارن هزار بار شکرت به آنکه مارا در ايران و در آغوش پر از حق و عدالت و ايمان و صداقت چنين پدران و مادرانی پروراندی.

اين سال به پايان می‌رسد همچون تمام سال‌های بدی که رنگ خون داشت اما بهارش سبز بود.

اين زمستان جان سخت، اما، يادمان داد چگونه می‌توان با صبری زيبا و ايمانی راسخ و استقامت کنار پدران و مادران، کنار ياران و هموطنان ايستاد. به ما آموخت که گرمای دلهای پرمحبت ازفرسنگ‌ها دور يا نزديک چه سان اميد سبزمان را به فرداهای دور دست روشن آبياری می‌کند. اندوخته و تجربياتی که تا پيروزی نهايی همراه‌مان خواهد بود. اين سرمای سياه که می‌رود نه ظلم می‌ماند و نه زنجير. زمستان که می‌رود کرامت غبار آلوده انسانيمان را از غبار خواهيم زدود. می‌دانيم که در ‌‌نهايت فروردين لطيف خواهد آمد، در اين همهمه لطف و شور و سرمستی آوای پرندگان را بيرون از بند می‌له‌ها خواهيم شنيد که پرندگان آزادند و در اين بزم پراميد همه ما شکفتن رنگارنگ شکوفه‌ها را خواهيم ديد. رويش ناگزير جوانه‌ها که سرزمينمان را سبز خواهد کرد.

خداوندا حال ما را، دوستدارانت و سرزمين پارسايان را همان گونه که خود می‌پسندی بهتر کن که به راستی تو حقی و ياری دهنده تمام حق جويان اين سرزمين.

منصور عشقم و ترسم که عاقبت                 اين پايداريم، بکشاند به پای دار

منصور وار اگر ببرندم به پای دار             مردانه جان دهم که جهان نيست پايدار

فرزندان موسوی و کروبی





 
 

اين در شرايطی است که فيلم " اخراجی های ۳ "، تنها در تهران، در ۳۰ سالن و فیلم " جدایی نادر از سیمین "، در تهران در 25 سینما، بر روی پرده رفته است.
خبرنگاران سبز/فرهنگ و هنر/از ديگر رسانه ها:
مسعود دهنمکی کارگردانی که به لطف حمايت های بيشمار اقتدارگرايان، شروع به فعاليت در حوزه سينما کرده است،در آخرين سه گانه خود، با پيش کشيدن مسئله انتخابات، که بخش وسيعی از جامعه به دليل مسائل روی داده در آن، حساس به اين موضوع هستند، قصد داشت تا همانند اخراجی های ۲ ، که به دليل مسائل مختلف فروش بی سابقه ای داشت، تمامی گيشه ها را از آن خود کند اما به دليل حمايت شفاف وی از رئيس دولت در قبل و بعد از انتخابات و همسان سازی منحرف کننده وی در خلق شخصيت در فيلم اخراجی های ۳، نه تنها در هنگام جشنواره فيلم فجر، فيلم اش مورد نظر مردم و هيت داوران که از خود دولت انتخاب شده بودند، قرار نگرفت، بلکه، در ۳ روز از اکران نوروزی اين فيلم، از نظر استقبال مردمی نیزناموفق بوده است.

اين در شرايطی است که فيلم اخراجی های ۳، فقط در شهر تهران، در ۳۰ سالن ، روی پرده رفته است و فيلم " جدايی نادر از سيمین " که برنده سه جايزه از شصت و يکمين دوره جشنواره فيلم برلين و همچنین جايزه خرس طلای بهترين فيلم جشنواره برلین را کسب کرده بود، تنها در پايتخت، در ۲۵ سينما، نمايش داده می شود که به نسبت تعداد سینما نیز، با فیلم حمایت شده مسعود دهنمکی برابر نیست.

به گفته فريدون جيرانی فيلم " جدايی نادر از سيمين، در ۳ روز فروش خود، با رقم قابل توجه ای نسبت به فيلم اخراجی های ۳ ، در صدر فروش نوروزی، قرار گرفته است و طبق مشاهدات خبرنگار بخش هنری خبرنگاران سبز، صف های فيلم " جدايی نادر از سيمين " در سينماهای آزادی، فرهنگ، اريکه ايرانيان، پرديس ملت و سپيده و فلسطين ( سينماهايی که خبرنگار ما از آنها خبر تهيه کرده است)، به نسبت فيلم اخراجی های ۳، به تناوب زمانی مختلف، طولانی ترين صف ها را داشته است.

طبق گفته فريدون جيرانی، فيلم اخراجيهای ۳، گويا طی دو روز تنها ۳۰ميليون تومان فروخته وبرای فيلمی که دوسال پيش روزانه صد ميليون تومان فروش داشته رقم خوبی محسوب نمی شود.البته خود مسعود ده نمکی در تازه ترين گفت وگوی خود با خبر گزاری مهر عنوان کرده است که انتظار رکورد شکنی از قسمت سوم اخراجيها نداشته و فروش اخراجيهای ۲، يک استثناء بوده است.

"جدايی نادر از سيمين" با بازی ليلا حاتمی، شهاب حسينی، پيمان معادی، ساره بيات، سارينا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کريمی، شيرين يزدان بخش، کيميا حسينی و با حضور مريلا زارعی روايت می‌شود. اين فيلم در جشنواره فيلم فجر و برلين هم مورد توجه قرار گرفت.


 
 

او هم مثل هر دختر جوان ديگری دوست داشت ادامه تحصيل دهد. دوست داشت زندگی کند و دوست داشت مادر بودن را تجربه کند. شايد اين روزها دلش می خواست که سفره هفت سين برای سال تحويل در خانه اش پهن کند، ولی متاسفانه اين سومين سال تحويل هست که می بايست در زندان سر کند، و با حکم سنگينی که گرفته و شرايط موجود، همه ی اين اميدها و آرزوها از او سلب شده و از فرصت آزادی و جوانی و مادری محروم.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر/اخبار زندانيان سياسی:
همسر بهاره هدايت سخنگوی دفتر تحکيم وحدت، که توسط قاضی به سنگين ترين و طولانی‌المدت ترين حکم زندان( ۹ سال و نيم حبس تعزيری )، محکوم شده است، پس از گذشت بيش از ۳ ماه ممنوع الملاقات بودن، موفق به ديدار با همسر خود امين احمديان شد.

به گزارش دانشجو نيوز، پس از ملاقات وحيد لعلی پور همسر مهديه گلرو، امين احمديان همسر بهاره هدايت نيز موفق به انجام ملاقات با همسر خود شد.اين ملاقات به مدت تقريباً ۱۵ دقيقه، و در محل دفتر دادستانی انجام شده است.امين احمديان در گفتگوی کوتاهی به دانشجو نيوز گفت که حال عمومی خانم بهاره هدايت خوب بوده و در مقابله با شرايط سخت زندان، روحيه بالايی دارند.گفتنی است بهاره هدايت، مجيد توکلی و مهديه گلرو بيش از ۳ ماه است که از ملاقات با خانواده خود محروم بوده اند.بهاره هدايت سخنگوی دفتر تحکيم وحدت، در زمستان سال ۸۸ به ۹سال و نيم حبس تعزيری محکوم شده است که هم اکنون در زندان اوين در حال سپری کردن دوران محکوميت خود می باشد.

خبرنگار کلمه با امين احمديان فعال سياسی و عضو سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی که بعد از ۳۲۰ روز با همسرش بهاره هدايت ديدار داشته است گفتگو کرده است که با هم می خوانيم.

در خبرها آمده که بالاخره شما موفق شديد با همسرتان بهاره هدايت ملاقات داشته باشيد، ديدارتان حضوری بوده ؟

بله. عصر پنج شنبه از دفتر سرپرستی دادسرای اوين با من تماس گرفتند و گفتند که سريع به به آنجا مراجعه کنم، وقتی که رسيدم بهار توی اتاق سر پرست دادسرا نشسته بود. بعد از اينکه با معاون دادستان صحبت کرديم دقايقی هم اجازه دادند توی همان دفتر و در حضور خودشان با هم ملاقات داشته باشيم.

دو روز قبل از اين ديدار، ملاقات کابينی داشتيد و گفته بودند که ممنوع الملاقات هستند، فکر می کنيد چرا آن ساعت

روز پنج شنبه يک دفعه اين ملاقات را به شما دادند؟

ما هم درست نمی دانيم چه اتفاقی افتاد و خيلی غير منتظره بود. روز سه شنبه که مختص ملاقات بند نسوان هست به اتفاق همسر خانم مهديه گلرو به اوين مراجعه کرديم طبق معمول، ولی گفتند که هر دو کماکان ممنوع الملاقات هستند، ولی چهار شنبه شب به همسر خانم گلرو به همين صورت اجازه ی ملاقات در همون محل را دادند و روز بعدش هم با من تماس گرفته شد برای ملاقات. نمی دانم که چرا در يک وقت غير اداری اين ملاقات انجام شد ولی خب صحبت هايی معاون دادستان کردند مبنی بر اينکه خبر ممنوع الملاقات بودن اين دو نفر در اين مدت تکرار و برجسته شده و از اين موضوع اظهار نارضايتی کردند، ايشان اين مسئله را به نفع زندانی ها نمی دانستند.

آخرين ملاقات حضوری شما چه زمانی بود؟

امروز ۴۴۴ روز از زندانی بودن بهار می گذرد. آخرين ملاقات حضوری که با مجوز دادستان داشتيم روز ۱۳ ارديبهشت ماه بود. يعنی حدود ۳۲۰ روز پيش! الان ۵ – ۶ ماهی هم هست که تلفن ها قطع شده و امکان تماس با زندانی ها فراهم نيست. فقط هفته ای يکبار فرصت ملاقات کابينی بود که برای اين دونفر سه ماه ممنوع اعلام شده بود.

همسرتان آماده ی اين ديدار بود؟

بله فکر کنم که او هم آنجا منتظر من بود. تصورش خيلی سخت نيست که چه حسی به آدم دست می دهد وقتی بعد از ۳۲۰ روز می توانی دست همسرت را توی دست هات لمس کنی و از نزديک به او بگويی که دوستش داری و تا هر وقت که لازم است در کنارش می مانی و حس عجيبی ست، اينکه از طرفی کمترين حقوقت يعنی فقط گرفتن دست او می شود بزرگترين آرزويت و از سويی ميدانی ممکن است که دوباره تا ماه ها نتوانی گرمای زندگی بيرون از زندان را به او منتقل کنی.

خانم هدايت در اين مدت تغيير کرده بود؟

خب طبيعی هست که تغيير کند بالاخره زندان هست و فشارهای خاص آنجا با همه ی حاشيه های پيرامونيش. بهار هم لاغر شده بود و چهره اش ديگر اون بشاشيت و طراوت قبل را نداشت و کمی تکيده و شکسته به نظر می رسيد. ولی خب روی هم رفته خوب بود

به لحاظ روحی و جسمی حالش چطور بود؟

در اين چند سال بهار با مشکلات زيادی مواجه بوده است احضار و تهديد. اخراج از کار. پنج بار بازداشت و اين آخر هم که اين حکم سنگين. همه ی اين ها برای دختر جوانی که هنوز سی سالش هم نشده است. بالاخره او هم مثل هر دختر جوان ديگری دوست داشت ادامه تحصيل دهد. دوست داشت زندگی کند و دوست داشت مادر بودن را تجربه کند. شايد اين روزها دلش می خواست که سفره هفت سين برای سال تحويل در خانه اش پهن کند، ولی متاسفانه اين سومين سال تحويل هست که می بايست در زندان سر کند، و با اين حکم سنگين و شرايط موجود همه ی اين اميدها و آرزوها از او سلب شده و از فرصت آزادی و جوانی و مادری محروم. طبيعی ست که اينها هر کسی را از پا دربياورد ولی خوشبختانه هنوز روحيه مقاومی دارد و صبور و اميدوار حرف می زند. اين خيلی کمکش می کند در گذراندن اين مشکلات.

در حال حاضر در کجا و با چه کسانی همبند هست؟

الان حدودا پنج ماه هست که به بند قرنطينه متادون زندان اوين منتقل شدند وتا جايی که من می دانم الان با ۲۳ نفر ديگر در بند متادون همبندند. تعدادی دانشجو، فعال مدنی، متهمين سايبری، فعالان زن اقليت های دينی و بهايی و تعدادی هم به اتهام ارتباط و هواداری مجاهدين خلق(منافقين).

موضع گيری های تحکيم در قبال سازمان مجاهدين خلق در گذشته مشخص بوده است، الان آنجا به عنوان سخنگوی دفتر تحکيم براش مشکلی پيش نمياد؟

البته واضح است کسی که در جايی مثل دفتر تحکيم وحدت فعاليت داشته قطعاهيچ قرابت فکری با کسانی که هوادار يا سمپات آن ها باشد ندارد و به طور حتم زاويه جدی ای هم دارد از لحاظ فکری و منش سياسی. گاهی هم اين زاويه و اختلاف عقيده باعث اصطکاک می شود آنجا. اين امر مسبوق به سابقه و طبيعی است. کما اينکه تا جايی که می دانم در طول اين مدت چندين بار اختلاف ها و بحث های جدی به وجود آمده است. ولی خب زندان قبل از اين بحث ها يه کلونی کوچک انسانی هست که زندانيان مجبورند در کنار هم زندگی کنند و حبس بکشند و امور روزمره خودشان را اداره کنند. بايد خارج از بحث های عقيدتی و ايدئولوِيک با هم زندگی کنند. به نظر می رسد که سعی می کنند اين فضا ها را تفکيک کنند.

فکر می کنيد به همسرتان برای ايام نوروز مرخصی بدهند؟

نه. چون ديروز در جواب سوالم برای مرخصی صراحتاٌ گفته شد که به اين زودی ها منتظر نباشيد.

آن لحظه ای که زنگ پايان ملاقات می خورد چه حسی داريد؟

درست است که ملاقات برای زندانی تنها فرصتی ست که می تواند از بيرون مطلع شود و تنها کانال ارتباطی ست با خانواده، ولی اينکه هر بار می روی و عزيزت را آن هم بی گناه، در بند و محصور و محدود می بينی اصلا حس خوشايندی برای خانواده نيست. اين حسی ست که هر بار بعد از هر ملاقات برايت تجديد می شود و زخم ناسور جدايی و با هم نبودن و محروميت، دوباره تازه می شود. خيلی تجربه تلخی ست ولی خب به خاطر زندانی نمی شود از آن صرف نظر کرد.

من هر بار لحظه ی آخر ساکت می شوم، لحظه ی آخر هزار حرف و قول می آيد توی ذهنم که بگويم و اميدوارش کنم. و هر بار بيشتر احساس ميکنم کاری از دستم بر نمی آيد تا برايش انجام دهم جز صبوری. جز احترام به تصميمش. جز توکل و انتظار برای حل اين مشکل

 
 

حال آقای کروبی خوب بوده و گفته است که حتی اگر آزاد شود، مواضع خود را محکمتر از قبل پيگری می‌کند؛ اما خانم کروبی بسيار لاغر شده است.
خبرنگاران سبز/سياست/رهبران سبز:
هرچند که محمدتقی کروبی فرزند شيخ مهدی کروبی، اطلاعات بيشتری از وضعيت پدر و مادرش در ديدار با آن‌ها در وب سايت شخصی خودش، ننوشته اما مجتبی واحدی، يکی از مشاوران مهدی کروبی طی تماسی به بی‌بی سی فارسی گفت است که ملاقات محمدتقی کروبی با پدر و مادرش چهارشنبه شب در منزل مسکونی آن‌ها «که توسط مأموران حکومتی تصرف و به يک زندان تمام عيار تبديل شده» انجام گرفته است.

آقای واحدی به بی‌بی سی فارسی گفت که آقا و خانم کروبی در مدت بازداشت خانگی به راديو، تلويزيون و روزنامه دسترسی نداشته‌اند و داروهای آن‌ها به مدت دو هفته به آن‌ها داده نمی‌شده است.با اين حال، به گفته آقای واحدی، حال آقای کروبی خوب بوده و گفته است که حتی اگر آزاد شود، مواضع خود را محکمتر از قبل پيگری می‌کند؛ اما خانم کروبی بسيار لاغر شده است.

چند روز پس از آغاز حصر خانگی آقای کروبی و همسرش، فرزندان آن‌ها گفته بودند که در مراجعه به منازل مسکونی والدينشان اجازه ورود پيدا نکرده‌اند و نشانه‌ای از حضور آن‌ها در خانه نديده‌اند.

فرزندان آقای کروبی گفته بودند که چراغ‌های خانه در طول شب خاموش و بعضی شيشه‌های مجتمع مسکونی آن‌ها شکسته شده بود و هيچ پاسخی به در زدن آن‌ها داده نشده است.اکنون آقای واحدی می‌گويد که تمام پنجره‌های آپارتمان محل سکونت آقای کروبی و همسرش مسدود شده است «به طوری که نور از آن‌ها عبور نمی‌کند».

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته