
ندای سبز آزادی: مهسا امرآبادی که همسرش مسعود باستانی بیش از یک سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می برد در نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه از او خواست که به سوالات بی جواب خانواده زندانیان سیاسی پاسخ دهد و مشخص کند که همسر او دیگر زندانیان مطبوعاتی و سیاسی به چه جرمی در زندان هستند. امر آبادی در این نامه خطاب به صادقی آملی لاریجانی نوشت: ” گفته اید کسانی که پس از انتخابات بازداشت شدند و اکنون هم در زندان هستند، اقدامات مجرمانه انجام داده اند. می خواهم بپرسم به خاطر کدام اقدام مجرمانه همسر من، مسعود باستانی و چندین نفر از روزنامه نگاران دیگر از جمله بهمن احمدی امویی، احمد زیدآبادی، عبدالرضا تاجیک، مهدی محمودیان، هنگامه شهیدی، رضا رفیعی فروشانی، علی ملیحی، عیسی سحرخیز، محمد نوری زاد و چندین تن از روزنامه نگاران در زندان هستند؟ آیا تنها انتقاد از نحوه عملکرد مسئولین دولتی و یا بیان دیدگاه ها و ابراز عقایدشان جرمی بزرگ محسوب می شود که باید آنها را به حبس های طولانی مدت و تبعید محکوم کرد؟”
به گزارش کلمه متن کامل این نامه به شرح زیر است:
آقای صادق آملی لاریجانی
در سخنرانی اخیرتان در گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور، از برخورد جدی با مفسدان سیاسی و اقتصادی سخن به میان آورده اید . گفته اید، مفسدان سیاسی که همان فتنهگران حوادث پس از انتخابات بودند، هزینه بزرگی به کشور ما وارد کردند و اگر نخواهیم امروز چشم خود را ببندیم و خودمان را به خواب بزنیم باید بگوییم همگی آنها مجرم هستند.
من به حکم انجام رسالت روزنامه نگاری و لزوم پاسخ دهی مسئولین می خواهم از شما که کمی بیشتر در این مورد توضیح دهید، چرا که اگر قرار باشد سنت سوال و جواب و پرسش گری از ورطه روزنامه نگاری رخت بر بندد و روزنامه نگاران نتوانند انتقادات خود را مطرح کنند، بهتر است فاتحه این حرفه را نیز همانند تحزب در کشور بخوانیم.
آقای قاضی القضات!
گفته اید کسانی که پس از انتخابات بازداشت شدند و اکنون هم در زندان هستند، اقدامات مجرمانه انجام داده اند. می خواهم بپرسم به خاطر کدام اقدام مجرمانه همسر من، مسعود باستانی و چندین نفر از روزنامه نگاران دیگر از جمله بهمن احمدی امویی، احمد زیدآبادی، عبدالرضا تاجیک، مهدی محمودیان، هنگامه شهیدی، رضا رفیعی فروشانی، علی ملیحی، عیسی سحرخیز، محمد نوری زاد و چندین تن از روزنامه نگاران در زندان هستند؟ آیا تنها انتقاد از نحوه عملکرد مسئولین دولتی و یا بیان دیدگاه ها و ابراز عقایدشان جرمی بزرگ محسوب می شود که باید آنها را به حبس های طولانی مدت و تبعید محکوم کرد؟
شما از مجرم بودن همه آنان که پس از انتخاباتت بازداشت شده اند سخن گفته اید اما آیا تا کنون پرونده یکی از آنان را مطالعه کرده اید؟ آیا وقت دارید با خود این مجرمان! ملاقات کنید و حرف های آنان را گوش دهید؟
دولت احمدی نژاد همسر و همکاران من را تنها به دلیل انتقاد از شرایط موجود و شیوه اداره کشور بازداشت کرده و من از شما می پرسم آیا نباید اجازه داد که حتی مخالفین ما نظراتشان را مطرح کرده و به جای برخورد و حبس و حصر آنان با سعه صدر به پاسخ گویی و روشن گری افکار پرداخت؟
آیا این درست است که هر منتقدی را برچسب خارجی زد و با القاب و عناوین مجرمانه آنها را از میدان بیرون کرد؟ پرونده این روزنامه نگاران را بخوانید. هرچند که طبق قانون، تجمعات مسالمت آمیز جرم نیست اما پرونده ها را بخوانید و ببینید کدام یک از این عزیزان زندانی در تجمعات حضور داشته و یا اموال عمومی را تخریب کرده اند. البته از اتهاماتی نظیر اقدام تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی، توهین به رییس جمهور و غیره می توان پی برد که حکم های سنگین روزنامه نگاران و فعالین سیاسی به دلیل انتقادات و ابراز عقیده شان به دولت و شخص رییس جمهور است.
شما به عنوان رییس دستگاه قضا می توانید نقدهای ما را بشنوید و خود قضاوت کنید که آیا ما واقعا مستحق چنین مشکلاتی هستیم یا نه؟
آقای لاریجانی
جناب عالی که اکنون درکسوت ریاست قوه قضاییه هستید آیا می دانید در این یک سال و نیم چه بر سر ما آمده است؟ شما که ادعای اجرای قانون و رعایت عدالت را دارید، می دانید چه کارهای خلاف قانونی از سوی برخی از زیر دستان شما و مسئولین دولتی انجام شده است؟
روزنامه نگاران منتقد که به خاطر سرنوشت کشور و آنچه بر مردم می رود دل می سوزانند و با توجه به دانسته ها و اطلاعاتشان، دیدگاه های خود را مطرح می کنند، نعمتی برای مدیریت بهتر هستند و نه مجرم. به جای اینکه از نقد و ارائه راهکارهای مناسب از سوی روزنامه نگاران و فعالین سیاسی استقبال کنید، آنان را به بند کشیده اید و آیا می دانید نتیجه آن چه خواهد شد؟
آقای لاریجانی
گویا سرنوشت تلخی برای من و همکارانم رقم خورده است. در کار مطبوعاتی، منفعت مالی برای هیچ یک از روزنامه نگاران مستقل وجود ندارد و تنها عشق به این حرفه است که ما را در روزنامه ها و خبرگزاری ها و سایت ها نگه می داشت اما اکنون بخشی از روزنامه نگاران در زندان هستند و بیشترین فشارها و محرومیت ها بر آنان می رود، تعدادی دیگر به ناچار به تبعید خودخواسته تن داده اند و تعدادی از همکاران حرفه ای این حرفه را بوسیده اند و شغل های دیگری را به این کار فرهنگی ترجیح داده اند.
به نظر شما چه سرنوشتی در انتظار مدیرانی است که بدون هیچ دغدغه و بدون ترس از چشمان ناظر، می خواهند کارهای اجرایی را جلو ببرند؟ طبیعی است که مدیران دل خوشی از منتقدین خود نداشته باشند اما آیا می توان به راحتی همه منتقدان را مغرض و وابسته به آمریکا و اسراییل معرفی کرد؟
شما حتما بهتر می دانید که سنت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تا چه حد در شکل گیری عدالت موثر است اما لطفا توضیح دهید که در غیاب روزنامه و روزنامه نگاران منتقد چگونه می توان به اجرای عدالت و نظارت دقیق بر همه ارکان دولتی و اجرایی کشور امید داشت؟
آیت الله لاریجانی
شنیده ایم که در پاسخ بزگواری که شما را از حضور در کسوت ریاست قوه قضاییه منع کرده اند، گفته اید اگر نتوانید عدالت را اجرا کنید، از آن کناره خواهید گرفت، پس تا دیر نشده وارد عمل شوید و منتقدین را که به خاطر ابراز عقاید و انتقاداتشان گرفتار هستند را از قفس رها کنید زیرا که خود بهتر می دانید آنان می توانند بزرگ ترین یاری دهندگان عدالت باشند و اگر توان این اجرای عدالت را ندارید با مردم شفاف صحبت کنید. به نظر می رسد اکنون دیگر زمان عمل به قول و قرارهایتان باشد.
نمی دانم از آنچه در این کشور بر سر جوانان، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و حقوق بشری می آید مطلع هستید یا نه. اگر می دانید و عمل نمی کنید بگویید تا داد خود را به جایی بالاتر از شما ببریم و اگر این مسایل را نمی دانید و از آن اطلاع نداری پس وای به حال کشوری که قاضی القضات آن از وجود این همه ظلم و جور و ستم در کشور بی خبر باشد.
مهسا امر آبادی همسر اسیر در بند مسعود باستانی
ندای سبز آزادی: پروین تاجیک، خواهر عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار دربند برای بار دوم به دادسرای اوین احضار شد.
به گزارش “تا آزادی روزنامه نگاران زندانی” طبق احضاریه ای که به دست خانم تاجیک رسیده است، وی باید روز شنبه به یکی از شعب دادسرای اوین مراجعه کند. هنوز از علت این احضار خبری در دست نیست.
پیش از این پروین تاجیک خواهر عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، به دلیل پاره ای توضیحات در خصوص پرونده برادرش، به شعبه ۵ بازپرسی زندان اوین احضار شده بود که در این جلسه بازپرسی اتهاماتی همچون نشر اکاذیب، اجتماع و تبانی و اقدام تبلیغی علیه نظام به او تفهیم شد. همچنین در این جلسه قرار کفالت برای خانم تاجیک صادر شد.
گفتنی است عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار برای بار سوم در تاریخ ۲۲ خرداد بازداشت شد و برخی اخبار از هتک حرمت وی در زندان حکایت داشت که انتشار این خبر باعث احضار و فشار بر خواهر این فعال حقوق بشر شده است.

ندای سبز آزادی: اخبار تکان دهنده ای از قتل برادر علیرضا ناصری شهردار سابق عنبران در زندان و توسط نیروهای امنیتی به دست آمده است.
به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی علی رضا ناصری (ائل دایاغی) فعال سیاسی آذربایجان و شهردار سابق عنبران سال پیش توسط لباس شخصیها در محل کارش دستگیر شد و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
دلیل دستگیری او ظاهرا یک سخنرانی درباره آذربایجان بوده است. با این حال وی پیش از انتخابات سال 84 از مخالفان احمدی نژاد بود و سوابق و عملکرد منفی احمدی نژاد در دوران استانداری اردبیل را بهانه سخنرانی های متعدد قرار داده بود
گفتنیست تاکنون هیچ خبری از وی در دست نیست ولی گفته شده که به ده سال زندان و انفصال دائم ازخدمات دولتی محکوم شده است

در همین حال خبرنگار ندای سبز آزادی کسب اطلاع کرد که برادر ناصری به نام غلامحسین ناصری پس از پیگیری وضعیت برادر خود، دستگیر و در زندان به قتل رسیده است
وی در جریان پیگیری ها ، 5 ماه پیش توسط اداره اطلاعات دستگیر شد و چندی بعد به خانواده وی اطلاع دادند که غلامحسین ناصری در زندان درگذشته است. سپس این خانواده را تهدید کردند که از بیان هر خبری امتناع کنند در غیر این صورت برادر دیگر یعنی علی رضا ناصری در خطر اعدام قرار میگیرد.

این در حالی است که بر اساس گزارش پزشکی قانونی مشخص شده که وی در اثر شکنجه و شوک الکتریک در بازداشتگاه اداره اطلاعات فوت کرده است.
جرم این شخص این بوده که میخواسته بداند برادر دستگیر شده اش (علیرضا ناصری) کجاست مرده است یا زنده و در کدام زندان به سر می برد.

اخبار سیزده ام مهر ماه
رسا ، رسانه سبز ایران
ندای سبز آزادی: دادگاه مهندس سید امیر خرم، 26 مهرماه برگزار خواهر شد.
به گزارش «میزان خبر» این عضو شواری مرکزی نهضت آزادی در شعبه 26 دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی پیرعباسی محاکمه خواهد شد.
گفتنی است مهندس خرم در دی ماه سال گذشته بازداشت و پس از 50 روز زندان در بند 209 زندان اوین با قید کفالت آزاد شد.
هم اکنون دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل و مهندس هاشم صباغیان، دکتر علی اصغر غروی، دکتر غفار فرزدی، مهندس محمد(فرید) طاهری، مهندس عماد بهاور و امیر حسین کاظمی از اعضای نهضت آزادی در زندان به سر می برند.
ندای سبز آزادی: یکی از حاضران در صحنه ی بازداشت دبیر کل و اعضای نهضت آزادی در روایت خود از بازداشت های روز جمعه از برخورد زننده ماموران لباس شخصی با دکتر غروی و مهندس صباغیان و ضرب و شتم ایشان خبر داده است.
به گزارش «میزان خبر» این شاهد عینی در مورد شروع حمله ی نیروهای لباس شخصی می گوید: عد از مراسم وفات دختر جناب آقای مصطفی مسکین در مسجد لنبان اصفهان، به همراه آقایان دکتر یزدی، مهندس صباغیان، دکتر فرزدی، آقای رضایی و جمعی از اعضا و دوستداران نهضت آزادی ایران و همچنین برخی افراد عادی برای برپایی نماز و به منزل یکی از دوستان رفتیم. بعد از نماز متوجه حضور نیروهای امنیتی درب منزل شدیم که اجازه خروج از منزل را ندادند.
این شاهد عینی از تلاش نیروهای امنیتی برای ورود به منزل علیرغم نداشتن حکم قضایی و مقاومت عده ای از اهالی منزل در برابر این نیروها خبر می دهد و می گوید: نیروهای امنیتی ابتدا با مقاومت شدید اعضا مواجه شدند ولی با ضرب و شتم و تهدید و ارعاب و دشنام و در آوردن گاز اشک آور و اسپری فلفل و نیز ورود نیروهای نظامی بر جمع فائق آمدند."
پیش یک منبع آگاه به «میزان خبر» گفته بود نیروهای لباس شخصی که به محل اقامه نماز حمله کرده بودند از نیروهای امنیتی اصفهان بودند که با دستور اطلاعات تهران به ای عمل دست زده بودند.
این شاهد عینی در گزارش خود از برخورد زننده نیروهای امنیتی با دکتر غروی خبر داد و گفت: "برخورد نیروهای امنیتی با شخص دکتر غروی و اقوام و شاگردانشان بسیار زننده بود. به گونه ای که دکتر غروی را که مدت ها به علت بیماری ستون فقرات در استراحت مطلق بودند و اکنون نیز به آهستگی و عصا به دست راه می روند را با زور و مشت و وحشی گری از بالای پله ها به پایین کشانده و بردند. چند تن از دوستان ایشان را نیز که معترض به این رفتارها بودند با خشونت تمام بر روی زمین کشیده و داخل خودروهای امنیتی انداختند."
همچنین در ادامه روایت این شاهد عینی از ضرب و شتم مهندس هاشم صباغیان از بلند پایه ترین اعضای نهضت آزادی ایران در هنگام بازداشت گزارش می دهد: "مهندس صباغیان نیز که خواستار توضیح مأموران در مورد حکم و هویتشان و محل بازداشت بودند با برخورد تندی مواجه شدند. به گونه ای که علی رغم تذکر شخص ایشان و اطرافیان مبنی بر مشکلات کهولت سن و بیماری قلبی این مبارز قدیمی، به زور و خشونت و با نیروی فیزیکی، ایشان را به بیرون از منزل بردند."
اگرچه حملات خشن به تجمعات در اصفهان پیشینه ی طولانی دارد، اما به گفته ی شاهدان و فعالان قدیمی اصفهانی، خشونت نیروهای امنیتی در این برخوردها بی سابقه بوده است.
گفتنی است دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل و مهندس هاشم صباغیان، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی به اتفاق دکتر علی اصغر غروی، دکتر غفار فرزدی و احد رضایی، مسولان شاخه های اصفهان، تبریز و زنجان نهضت آزادی، ظهر جمعه پس از اقامه نماز و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیر قانونی در شهر اصفهان بازداشت شدند
ندای سبز آزادی: خانواده زندانیان سیاسی در بیانیه سی ام خود از مسئولین قوه قضاییه خواستند تا برای نشان دادن استقلال خود حقوق اولیه زندانیان سیاسی رعایت کنند ، در گوشه ای از این بیانیه آمده است « که به جای ایجاد فشار بر روی خانواده های مظلوم که پی گیر امور عزیزان تحت ستم شان هستند و دادن احضاریه های مکرر برای آنان و تلاش برای بازداشتن آن ها از هرگونه اطلاع رسانی دقیق و شفاف، برای نشان دادن استقلال این قوه و تطهیر همه زشت کاری ها و اقدامات غیرقانونی که تاکنون صورت گرفته، هرچه سریع تر حقوق اولیه زندانیان سیاسی را که تاکنون از آن ها دریغ شده است، به آنان بازگردانند و اجازه ندهند بیش از این زندانیان سیاسی و خانواده ها و وکلایشان تحت فشار و زحمت و اذیت قرار گیرند ، بدیهی است ما همچنان مردم را محرم دانسته و خطاهای حقوقی صورت گرفته را از این پس به صورت دقیق و مستمر اعلام خواهیم کرد»
متن کامل این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است :
بسم الله الرحمن الرحیم
ولله غیب السموات والارض و الیه یرجع الامرُ کلّه فاعبده وتوکّل علیه وما ربک بغافل عما تعملون
ما خانواده های زندانیان سیاسی بیانه سی ام خود را در حالی می نویسیم که روند بازداشت های غیر قانونی، بی منطق و لجوجانه یک سال و نیم است که ادامه دارد . از فردای انتخابات کودتایی و کودتای نظامی و دستگیری فعالان سیاسی به بهانه ایجاد اغتشاش با هجوم به منازل و دفاتر کار آنها تا دستگیری های خیابانی زنان و مردان و جوانانی که با سؤال «رای من کجاست؟» از خانه ها بیرون آمده بودند که عموما با ضرب و شتم و خشونت همراه بود و در ادامه باز هم هجوم به منازل و محل کار افراد به بهانه های واهی دیگر و در مناسبت های مختلف چون 18تیر ، 13آبان ، 16آذر ، نمازجمعه سبز ، روز قدس تا هجوم به مراسم کمیل سبز در منزل خانواده یک زندانی سیاسی برای طلب آزادی اش از خدای ظالم و مظلوم و به اسارت درآوردن بیش از 70 نفر از شرکت کنندگان در این مراسم که تنها جرمشان لب گشودن به دعا و یا غیاث المستغیثین گفتن بود، تا فردای عاشورای 88 که برای سرپوش گذاشتن بر جنایت هایی که انجام داده بودند، تعداد بیشماری از شهروندان را بازداشت کرده و نهایت بدرفتاری و بی ادبی را نسبت به آنان و خانواده هایشان اعمال کردند ، و بالاخره تا همین دیروز که اقامه جماعت در منزل یکی از اعضای نهضت آزادی منجر به دستگیری نمازگزاران مومن و حق شناس شد ، روند دستگیری ها ادامه دارد و نمی دانیم آقایان برای فردا و فرداهای این مردم بزرگ و ظلم ستیز چه نقشه ها و برنامه هایی دارند. جای بسی تأسف است که تا خانواده بزرگ زندانیان سیاسی پس از ماهها انتظار می آیند تا شکرانه آزادی عزیزی را به درگاه رب جلیل ادا کنند، به ناگهان با رسیدن خبر دستگیری های جدید ، مبهوت و حیران استمرار بی درایتی ها و بی خردی ها می شوند و آه از نهادشان بر می آید . این در حالی است که نماینده رسمی جمهوری اسلامی با حضور در سازمان ملل، جلوی چشم جهانیان که به معجزه عصر ارتباطات، از کوچکترین اتفاق و رخداد مثبت و منفی در هر گوشه دنیا به طرفةالعینی با خبر می شوند و تلاش برای پوشاندن ظلم و جنایت و اقدامات ضد حقوق بشری از آنان نشان گر بلاهت و سفاهت و یا جسارت است، بزرگترین دروغ قرن را می گوید و ادعا می کند که مخالفان سیاسی ما در کشورمان درکمال آزادی به فعالیت های خود مشغولند و در ایران زندانی سیاسی نداریم و حیرت آورتر آن که در داخل کشور، این دروغ و گزاف گویی مورد بازخواست و نکوهش و تقبیح قرار نمی گیرد .
بیانیه سی ام خانواده های زندانیان سیاسی در حالی نگارش می شود که ماه مهر ، ماه مهربانی دارد به نیمه می رسد در حالی که دانشجویان ، معلمان و اساتید دانشگاه به ستم در بند به سر می برند. محرومیت از تحصیل برای دانشجویان ستاره داری که در همان دوره دروغ های تبلیغاتی و انتخاباتی وجود خودشان و ستاره های اهدایی دولت احمدی نژاد، توسط کاندیدای کودتاگران انکار شد ، تنها تاوان حق طلبی و انتقاد و اعتراضاتشان نبود ، بلکه به جرم شرکت در انتخابات و حمایت از کاندیدای اصلاح طلبان ، محکوم به جابرانه ترین احکام اعم از سنوات طولانی حبس ، تحمل ضربات شلاق و حبس در تبعید شدند.
مهرماه ، ماه مهربانی دارد به نیمه می رسد در حالیکه نیمکت های دانشجویان سبز و کرسی های اساتید سبز در دانشگاه ها خالی است و پرسش همکلاسی من کجاست ، معلم من کجاست ، استاد من کجاست ؟ جز تحمل هزینه های سخت، پاسخی در پی ندارد . اوین در روزهای نخستین پاییز و در نیمه اول ماه مهربانی همچنان با میهمانان خود نامهربان است .
بند نسوان که ماهها است زنان آزاده ، شریف و نجیبی را تنگ در آغوش گرفته ، از عهده پاسبانی و حراست تن عزیز و روح بزرگ آنان بر نیامده و کارنامه ای سیاه از خود به جای گذاشته است .
بند 209 و 240 به بدنام ترین بندهای اوین تبدیل گشته و روزهای سیاه و بدسیرتی زندان بان ها و بازجوهایش بر سینه تاریخ ثبت شده است . بند 350 که مدتی است اقامت گاه زندانیان سیاسی، اعم از مشاهیر عالم سیاست و فرهنگ و اجتماع و اقتصاد و زندانیان گمنام و فرزندان سبز گرفتار بند ظلم و جور مدعیان مسلمانی است به سختی آنها را در خود جای داده و شرمساری از عدم رعایت شأن و جایگاه این عزیزان برای همیشه با نام این بند، پیوند خورده است . و دیگر زندان ها چون رجایی شهر و زندان های دیگر شهرستان هایی که فرزندان پاک ایران به آن تبعید می شوند، بر دیوارهایشان نام و ننگ زشتی ها و نامردمی هایی ثبت شده که درنوع خود بی سابقه بوده اند.
بی صفتی و بی سیرتی زندان بانانی که بجای تعذیر از هتک حرمت آنان و خانواده هایشان زور شمشیر را به رخشان کشیدند و ناز شصتشان را با افکندن تعدادی از آنان به انفرادی نشان دادند و چهچه مستانه شان در اوج قدرت در سلول های انفرادی پیچید غافل از اینکه نظامیان مستبد می توانند بر سرنیزه تکیه کنند ، اما نمی توانند بر نوک تیز آن بنشینند .
قطع تلفن ها ، قطع ملاقات های حضوری ، و یا محدودیت شدید آن و نیز دیگر تصمیمات از جمله ممانعت از برگزاری کلاس ها و نشست های درون و بیرون بند ، و تهدید به تبعید و دیگر تمهیداتی که صرفا از سر به نمایش گذاردن زور و قدرت رئیس زندان و زندان بان هاست ، همگی نشانگر ضعف قوه قضاییه در برابر نیروهای امنیتی و نظامی است ، که این مساله هم برای زندانیان سیاسی و هم برای خانواده هایشان که اصل استقلال قوا در قانون اساسی را تا کنون باور داشته اند بسیار دشوار است .
ما خانواده های زندانیان سیاسی ضمن سپاس از تشکیل کمپین حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی که بی تردید با نیت خیر و برای ابراز هم دردی با ما و بزرگ داشت استواری ها و پایداری های عزیزانمان آغاز به کار کرده است و اعلام سپاس و قدردانی از همه ملت شریف و قدرشناس ایران برای همه هم دلی ها و حمایت هایشان که موجب دلگرمی ما بوده و هست، از مسئولین قوه قضایی می خواهیم که به جای ایجاد فشار بر روی خانواده های مظلوم که پی گیر امور عزیزان تحت ستم شان هستند و دادن احضاریه های مکرر برای آنان و تلاش برای بازداشتن آن ها از هرگونه اطلاع رسانی دقیق و شفاف، برای نشان دادن استقلال این قوه و تطهیر همه زشت کاری ها و اقدامات غیرقانونی که تاکنون صورت گرفته، هرچه سریع تر حقوق اولیه زندانیان سیاسی را که تاکنون از آن ها دریغ شده است، به آنان بازگردانند و اجازه ندهند بیش از این زندانیان سیاسی و خانواده ها و وکلایشان تحت فشار و زحمت و اذیت قرار گیرند. بدیهی است ما همچنان مردم را محرم دانسته و خطاهای حقوقی صورت گرفته را از این پس به صورت دقیق و مستمر اعلام خواهیم کرد، باشد که همه حق جویان آزادی طلب در سراسر گیتی شاهدی براین مظالم باشند و تاریخ همه این تعدی و تجاوزها به حقوق اساسی ملت را برای آیندگان ثبت کند.
والله المستعان
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
13/7/1389
ندای سبز آزادی: جبهه مشارکت ایران اسلامی با ارسال نامه ای به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به این کمیسیون اعلام کرد که براساس رای دادگاه رای این کمیسیون مبنی بر توقیف پروانه جبهه مشارکت لغو شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دبیر محترم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب
با سلام
مستحضر هستید که به دنبال تصمیم آن کمیسیون دائر بر توفیف پروانه فعالیت حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و دستور توقف همه فعالیتهای حزبی ، شکایتی از سوی حزب بر اساس تبصره ۲ ماده ۱٥ قانون" فعالیت احزاب ، جمعیتهای سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای شناخته شده" (که مشروعیت آن کمیسیون وابسته به همین قانون است) ، علیه تصمیم ان کمیسیون در محاکم دادگستری اقامه شد.
اینک شعبه بیست و هفتم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران رای قطعی خود را به شماره دادنامه ٨٩۰٩٩۷۰۲۲٨۷۰۰۴۱٩ صادر نموده است. به موجب این حکم تصمیم مورخ ۲٣/۱/۱٣٨٩ آن کمیسیون ابطال شده است.
علیهذا خواهشمند است به همه مراجع ذیربط که به دنبال رای آن کمیسیون تضییقات زیادی برای حزب ایجاد کرده و با اقدامات خود فعالیت طبیعی یک حزب قانونی را مختل کرده اند ابطال آن تصمیم را ابلاغ فرمایید و با به رسمیت شناختن همه حقوق مصرح در قانون اساسی و قانون احزاب ، به رای دادگاه تمکین کنید.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
فرزانه روستایی: سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني که زندان هاي کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسي را داشت که براي اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتي بيرون در زندان اوين کسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها کسي که به او محبت کرد، سربازي بود که دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بکشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا کرد که مامن زجرکشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.
سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي که هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارک هاي ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه کردي و لباس هايي بود که به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه کثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي که فرزند ناخواسته يي را حمل مي کرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي کشيدن فرزند دلبندش را نداشت.
وقتي وکيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد که بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زير بار نرفت و باز تاکيد کرد من عاشق کودکم بودم زيرا به غير از او کسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري که در دادگاه تکرار مي کرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن کودک بي پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.
اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي کند که گناه ولگردي و هرزگي يک انسان فقير و بي پناه و راه گم کرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي که براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي کند. قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينکه کسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينکه در لابه لاي کوچه پس کوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد که براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري کند. حال که از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينکه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري کند. فرجام سهيلا قديري و کودک پنج روزه اش ثمره يک بي عدالتي و يک ظلم غدار اجتماعي است که براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه کنيم، درمي يابيم بسياري از کشورها راه حل هايي را تجربه کرده اند. کشورهاي اروپايي مراکزي را داير کرده اند که هدف از سازماندهي آن پناه دادن به کساني است که براي مدت کوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در کشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني که در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مکان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.براي جامعه يي که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يکديگر رقابت مي کنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي کمرشکني محسوب نمي شود.
اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير که از يکي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبي کجاي نظام قضايي ما را اقناع مي کند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه کشور ايران به خاطر محروميت و فلاکتي که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي کرد يا حکم اعدام. يک هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران که بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يک حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي که بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت کرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امکان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان کسي که نتوانست از هيچ امکاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي کرد. و نيز به خاطر محروميت هايي که به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي کرد.
به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقي را اجاره کند، کار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شايد او مي توانست خانواده يي تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي کرد و نيز فرصت مي يافت به جاي کشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي کودکانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي کشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي کند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
منبع: تابان نت
ندای سبز آزادی: اولین برخورد با برگزاری نماز جمعه در زمان حیات آیت الله غروی در سال 59 بود که در اطراف شهر در عاشق آباد اصفهان حاج آقا نماز برگزار می کردند در یکی از نمازها مامورین لباس شخصی به نماز حمله کردند و آقای سید محمد حسین احمدی برادر آیت الله غروی در حین صحبت های پیش از خطبه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در اثر ضربه های وارده به سرشان مدتی بعد در گذشتند.
به گزارش تحول خواهی ابراهیم یزدی، دبیر کل و هاشم صباغیان، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی به همراه علی اصغر غروی، غفار فرزدی و احد رضایی، مسولان شاخه های اصفهان، تبریز و زنجان این تشکل سیاسی، ظهر جمعه در شهر اصفهان بازداشت شدند. ماموران امنيتي علت اين بازداشت ها را برگزاري نماز جمعه غير قانوني عنوان کرده بودند. در اين رابطه مصاحبه اي با خانم علیزاده همسر دکتر سید علی اصغر غروی داشته ايم
خانم عليزاده بازداشت ها در چه تاریخی و در کجا رخ داده است؟
روز جمعه 10/7/89 مجلس ختمی به مناسب وفات دختر آقای مسکین در اصفهان برگزار شدکه به همین دلیل آقای دکتر یزدی,آقای مهندس صباغیان,آقای دکتر فرزادی از تبریز و آقای احمد رضایی از زنجان, آقای مصلحی و یکسری از دوستان از نائین و سایر شهرستان ها وارد اصفهان شده بودند و در این مراسم شرکت کرده بودند. بعد از اتمام مراسم ختم برای استراحت و عیادت از یکی از دوستان آقایان یزدی, صباغیان و دکتر غروی و جند تن دیگر از اطرافیان به منزل ایشان رفته و اتفاقا این دوست قدیمی در بستر بیماری بودند و رفتن به منزل ایشان فقط و فقط در جهت عیادت از بیمار بوده و هیچگونه برنامه ای در رابطه با برگزاری نماز تدارک دیده نشده بود.
حادثه چه موقعی از روز و چگونه رخ داد؟
طبق فرمایش آیت الله غروی پدر بزرگوار آقای دکتر که از مراجع تقلید زمان خود بودند; مسلمین موظف اند در هر شرایط و مکانی هرجا تعدادشان به حداقل 5 نفر رسید به عنوان امر واجب و نه مستحب نماز جمعه را برپا دارند. پیرو همین فرمایش ایشان نماز جمعه برپا گردید و در هنگام خروج از منزل آقای دکتر غروی با ماموران لباس شخصی مواجه شدند و آنها بدون حکم قضایی و فقط با ارائه یک کارت شناسایی وارد منزل گشته, بعد قشونی از نیروهای انتظامی و بسیج که طبق گفته ی ناظرین محلی حدود 200 نفر بودند وارد شدندو ابتدا و انتهای خیابان طالقانی را مسدود کرده و به مردم محلی اعلام می شد که تصادف رخ داده.از تمام منزل فیلم برداری شد و دکتر غروی و مهندس صباغیان را کشان کشان روی زمین بردند.
شنیدیم که آقایان وضعیت جسمی خوبی هم ندارند؟
دکتر غروی دیسک کمر دارند تا حدی که نماز یومیه شان هم نشسته بجا می آورند آقای مهندس صباغیان که قلبشان باطری دارد و آقای دکتر یزدی هم عمل قلب باز انجام داده.
علت بازداشت را چه چیزی بیان کردند؟
یکی از ماموران اعلام کرد: برگزاری نماز غیر قانونی
آیا سابقه یازداشت و درگیری قبلی هم در مورد برگزاری نماز وجود داشته است؟
اولین برخورد با برگزاری نماز جمعه در زمان حیات آیت الله غروی در سال 59 بود که در اطراف شهر در عاشق آباد اصفهان حاج آقا نماز برگزار می کردند در یکی از نمازها مامورین لباس شخصی به نماز حمله کردند و آقای سید محمد حسین احمدی برادر آیت الله غروی در حین صحبت های پیش از خطبه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در اثر ضربه های وارده به سرشان مدتی بعد در گذشتند.
بار بعدی در آبان 78 مامورین با حکمی از طرف دادگاه ویژه روحانیت به نمازی که دکتر غروی می خواندند حمله کردند و آقای دکتر بازداشت شدند در همان مورخ به منزل آیت الله غروی هم حمله شد و ایشان را می خواستند بازداشت کنند و آنقدر این حمله وحشیانه و سبع منشانه بود که همسر آیت الله که بیمار و در منزل بستری بودند به حالت کما رفتند و فردا صبح همان روز هم فوت کردند و شاید هم به همین دلیل از بازداشت حاج آقا منصرف شدند. در همین موقع به نماز جمعه در نائین حمله شد و آقای فرامرزی و علیزاده پدر اینجانب بازداشت شدند.
موعد آخر در 12/5/86 بود که به امامت آقای مصلحی برگزار می شد که به طرز ددمنشانه ای حمله شد و آقای مصلحی بازدداشت شدند و در پایان از همه تعهد گرفتند که در نماز غیر قانونی شرکت نکنند.
علت حمله به نماز را چه می دانید؟
می گویند که آقای دکتر غروی مجتهد نیستند و لی ما علت حمله به نماز آیت الله غروی را هم نمی دانیم ایشان که مجتهد بودند.
و بعد هم با حکم دادگاه ویژه روحانیت به نماز دکتر حمله بردند که این هم به تناقض عدم مجتهد بودن آقای دکتر است. ضمنا می گوینداز طرف مقام رهبری مجوز نماز ندارند.
در پایان ممنون از همکاری و وقتی که برای ما گذاشتید و با امید به آزادی آقای دکتر و سایر اسرای سبز اگر صحبتی باقی مانده بفرمایید.
من هم آرزویم آزادی برای همه ی زندانیانی هست که به جهات مختلف در بند به سر میبرند. اما سفارش من به جوانان میهن این است که در راه استیلای آزادی و وطن خود از هیچ گونه فداکاری و گذشتی دریغ نکنید و هرگز نا امید نشوید.
ندای سبز آزادی: جمع كثيري از سينماگران با انتشار نامهاي؛ حمايت گسترده خود را از محمدمهدي عسگرپور بهعنوان مديرعامل خانهسينما اعلام كردند. در متن یک خطی اين بیانیه آمده است: "براي حفظ سينماي ارزشمدار ايران و جامعهي اصناف سينمايي دركنار مديرعامل منتخب خود(خانه سينما) ايستادهايم"
اين نامه را هنرمنداني همچون:
داريوش مهرجويي – بهرام بيضايي - ناصر تقوايي - رخشان بني اعتماد – مجيد مجيدي – كامران شيردل – نورالدين زرين كلك -پرويز پرستويي – كمال تبريزي – محمدرضا موئيني – منوچهر محمدي – مرتضي شايسته- مجتبي راعي – تهمينه ميلاني – رضا كيانيان – غلامرضا موسوي - رضا ميركريمي – همايون اسعديان – محمد رحمانيان – عبدالحسن برزيده - منوچهر شاهسواري– محمدرضا دلپاك – محمدرضا مقدسيان – هايده صفي ياري – كامبوزيا پرتوي – حسن حسندوست – محسن شاه ابراهيمي – كامران قدكچيان – بهرام دهقاني – رويا نونهالي – امير اثباتي – مازيار ميري – يداله نجفي – فرشته صدرعرفائي – محمدعلي سجادي – مونا زندي – مهرداد ميركياني – داريوش فرهنگ – بهرام بدخشاني – ژيلا ايپكچي – مصطفي احمدي – عليرضا شجاع نوري – بهمن اردلان – نغمه ثميني – آتوسا قلمفرسايي – مسعود ميمي – مهران ملكوتي– مهتاب نصيرپور - بهروز شعيبي – مهدي ميامي – ايرج تقيپور – رضا بختياري – محمد جعفري – شيوا رشيديان – رويا جاويدنيا – فرهاد آئيش – غزاله معتمد – مجيد كريمي – پارسا پيروزفر – پويان شاهرخي – ايرج شهرزادي - مائده طهماسبي – بهرام عظيمپور – مريم بوباني – بيژن ميرباقري – رضا بهرامينژاد – مصطفي خرقهپوش – حبيب رضائي – مهرداد زاهديان – محبوبه هنريان – محسن عبدالوهاب – پيروز كلانتري – شيرين وحيدي – فرهاد اصلاني – شادمهر راستين– بهمن كيارستمي – رضا حائري – محمد تهامينژاد- محمد رسولاف – فردين خلعتبري – ياور تورنگ - پريوش نظريه – كيوان عليزاده كياني – عليرضا قاسمخان – همايون امامي – افشين هاشمي – رخساره قائم مقامي – مهدي گنجي – پدرام اكبري – معصومه شاهنظري – رضا شيرواني – جعفر پناهي - رضا فياضي – مريم فخيمي – مجيد برزگر – محسن ملكي – معصومه ميرحسيني – حسين قناعت – محمود جعفري – اميررضا دلاوري – منوچهر مشيري – رضا مهرابي – محمد احساني – شراره عطاري – مريلا زارعي- محمدرضا منصوري – مستانه مهاجر – فرامرز هوتهم – ارد زند – هوشنگ آزاديور – مهناز محمدي – حسين دلير – اسماعيل امامي - ماني حقيقي – سعيد رشتيان – مرتضي رزاق كريمي – مهناز افضلي -كتايون شهابي – علي علايي – بهناز نازي – محمد آلادپوش – محمدصادق آذين – ابراهيم مختاري – امين تارخ – كامران ملكي – مرتضي رزاق كريمي – نازنين مفخم- محمد سرير - مهرداد حجتي – رعنا اميني - بيژن محتشم – نويد فرح مرزي – ناهيد علامي – پروين صفري –– علي نيك رفتار – منوچهر مشيري – شاليزه عارف پور -ناصر صفاريان – حسن فتحي - سهراب ميرسپاسي – نظام الدين كيايي- سارا قراچه داغي – مريم هژيروند – پريسا گرگين – آيدا پناهنده – منيژه حكمت – باران كوثري - فرهاد توحيدي- مجتبي ميرطهماسب- پگاه آهنگراني – مهوش شيخ الاسلامي - علي واجد سميعي – غلامرضا بابائي نامي – كتايون ارسنجاني – كيوان كثيريان – جواد طوسي – محمدرضا سكوت - كارن همايونفر – اصغر هاشمي – اميرحسين علم الهدي – سپيده عبدالوهاب- فرشيد موتمني آذر – امير شهاب رضويان - محمد صابري – آناهيد آباد – اصغر همت - مازيار شيخ محبوبي و زهرا مشتاق
امضا كردهاند. ازآنجاكه برتعداد اسامي امضاكنندگان اين نامه افزوده ميشود، در اين نامه اعلام شد: متعاقبا نام سينماگران ديگري بر اين سياهه افزوده خواهند شد.
ندای سبز آزادی: اولین جلسه رسیدگی به پرونده حمله به کوی دانشگاه در شعبه دوم دادگاه نظامی یک تهران برگزار شد. این محاکمه، با هشدار قاضی دادگاه به حضار در خصوص عدم انتشار اسامی متهمان آغاز شد.
به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سازمان قضایی نیروهای مسلح، متعاقب اطلاعیه مورخ ۹/۴/۸۹ سازمان قضایی نیروهای مسلح پیرامون صدور کیفرخواست در مورد اتهامات ۲۷ نفر از متهمان حوادث کوی دانشگاه، اولین جلسه دادگاه رسیدگی به این پرونده صبح امروز ـ سهشنبه ـ برگزار شد.
در این جلسه که ۲۳ نفر از متهمان حوادث کوی دانشگاه و وکلای آنان و تعدادی از شکات حضور داشتند، رییس دادگاه با اشاره به روند رسیدگی به این پرونده و بیان برخی از مقررات آیین دادرسی کیفری، با تاکید بر ضرورت رعایت ماده ۳۲۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۲۹۰ اعلام کرد که مطابق قانون، انتشار اسامی متهمان پس از قطعی شدن حکم دادگاه میسر خواهد بود.
در ادامه، کیفرخواست صادره علیه متهمان پرونده قرائت شد و موضوع اتهامات و دلایل آن توسط رییس دادگاه به متهمان تفهیم شد.
سپس شاکیان و وکلای آنان و نماینده حقوقی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری و نماینده حقوقی دانشگاه تهران شکایت خود را مطرح کردند، یکی از متهمان و وکیلش به دفاع پرداختند و نماینده دادستان نیز از کیفرخواست دفاع کرد.
جلسات بعدی دادگاه جهت رسیدگی به اتهامات متهمان در روزهای بعد برگزار خواهد شد.
گفتنی است علاوه بر رسیدگی به اتهامات ۲۷ نفر از متهمان که رسیدگی به اتهام آنان در دادگاه آغاز شده است، تحقیقات در مورد ۱۷ متهم دیگر پرونده نیز در دادسرای نظامی پایان یافته و پرونده این متهمان به زودی با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.
ندای سبز آزادی: محمود احمدی نژاد با ادعای اینکه از همان روز اول اجرای هدفمند کردن یارانه ها، تغییر وضعیت در زندگی آحاد مردم آغاز می شود و وضعیت آنها بهبود پیدا می کند”، خاطرنشان کرد هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست و مردم هیچ نگرانی نداشته باشند.”
احمدی نژاد همچنین مدعی شد “دولت بر اوضاع مسلط می باشد” و با بی اهمیت خواندن بحران های اخیر بازار ارز کشور، اظهار عقیده کرد “اگر تقاضای ارز در بازار پنجاه برابر امروز هم شود، آنقدر ذخیره وجود دارد که سالها کشور به خوبی اداره خواهد شد. ”
رئیس دولت مجددا حوادث تروریستی یازده سپتامبر را مورد تشکیک و چالش قرار داد و خواستار کمیته های حقیقت یاب و یافتن رد پا و نقش دولتمردان آمریکایی در آن حوادث شد.
به گزارش ایسنا، محمود احمدینژاد روز سه شنبه دوازدهم مهرماه، در هفتاد و پنجمین سفر استانی هیئت دولت و سومین دور از سفر استانی به استان گلستان، در جمع مردم آن شهر، با اشاره به اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها از مردم خواست هوشیار باشند و اظهار عقیده کرد که مردم از بابت اجرای این قانون هیچ نگرانی نداشته باشند.
تا آغاز شود، وضعیت مردم بهبود پیدا می کند
رییس دولت مدعی شد: بدانید که هدف دولت این است که در راستای اجرای این قانون نه تنها کوچکترین مشکلی در زندگی عمومی مردم به وجود نیاید، بلکه از همان روز اول اجرای این قانون وضعیت در زندگی آحاد مردم آغاز شود و وضعیت مردم بهبود پیدا کند.
احمدینژاد همچنین گفت: دیدهام که اخیرا برخی با اطلاعات و پیشفرضهای غلط و برخی نیز با اندیشههای غلط حرفهایی را میزنند که مردم را نگران کنند و موضوعاتی را به هم پیوند میدهند که به هم ربط ندارد.
وی ادامه داد:با تبلیغات سعی کردند در بازار ارز اخلالاتی ایجاد کنند و مسئلهی بازار ارز صد تومان گرانتر شود و به بهانه آن بازار صادرات و واردات دچار مشکل شود. من از همین جا به مردم میگویم که ذخایر ارزی و پولی امروز ایران در طول تاریخ کشور بینظیر بوده و این را خطاب به کسانی نیز میگویم که سعی میکنند از آب گلآلود ماهی بگیرند و یا آب را گلآلود کنند که ماهی بگیرند.
وی با بیان اینکه دولت بر اوضاع مسلط است، گفت: اگر تقاضای ارز در بازار ۵۰ برابر امروز هم شود، الحمدالله آنقدر ذخیره وجود دارد که سالها کشور به خوبی اداره خواهد شد.
هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست
احمدینژاد همچنین با بیان اینکه در یک برنامهی تلویزیونی جزییات اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها را به مردم توضیح خواهد داد، گفت: به مردم میگویم هوشیار باشید. هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست و اگر کسانی فکر میکنند با پنهان کردن اجناس میتوانند در بازار خللی ایجاد کنند بدانند که اشتباه میکنند و این کار به ضرر آنها خواهد بود.
وی خطاب به مردم، گفت: اگر دیدید هر فرد و گروهی تلاش میکند که در بازار اخلال ایجاد کند، به ستادهایی که در تمام استانها هستند، اطلاع بدهید و آنها با کسانی که به بهانههای واهی میخواهند حقوق ملت را تضییع کنند، برخورد خواهند کرد و در برابر چشم ملت دست آنها را از منافع ملت کوتاه خواهند کرد.
تغییر قیمت ها را محاسبه کرده ایم
وی همچنین در مورد تغییرات قیمتها نیز، گفت: در مورد تغییرات قیمتها نیز برای گروههای مختلف مردم به صورت دقیق محاسبه کردهایم و اگر فرض کنید که بنزین بیست تومان قیمت آن تغییر کند ،حساب کردهایم که این بیست تومان در زندگی مردم در گروههای مختلف چقدر اثر میگذارد و هزینه اضافه میکند و در گام اول بیش از آن مقدار در حسابهای مردم قرار خواهیم داد.
احمدی نژاد گفت: هیچ نگرانی از جهت اینکه مشکلی در زندگی مردم در تامین کالاهای مورد نظر مردم ایجاد شود وجود ندارد. ملت نیز هوشیار باشند و آن چند نفری که به قول خودشان طراحی کردهاند و به تصور خام خودشان در زمان اجرای کامل قانون هدفمند کردن یارانهها به ملت لطمه بزنند انشاءالله مایوس خواهند شد و دستشان از سر ملت ایران برای همیشه کوتاه میشود.
القا کردند که خطر عظیمی دنیا را تهدید میکند
احمدی نژاد در ادامه سخنان خود، مجددا حوادث تروریستی یازده سپتامبر را مورد چالش قرار داده و گفت “صحنهی جهان را نگاه کنید، یک آقایی مثل رییسجمهور سابق آمریکا پیدا میشود که دچار مشکل شده است… دچار مشکل اقتصادی شدند و بحران اقتصادی و شکستهای سنگین اقتصادی بر پیکره جامعهی آمریکا نمایان میشود و طراحی و برنامهریزی میکنند برای نجات اقتصاد آمریکا.
از طرف دیگر میبینند که حرکت انقلاب ایران به مانند یک سیل عظیم فرهنگی نه تنها منطقه خاورمیانه و جنوب غربی آسیا بلکه تمام قارههای جهان را دارد، فتح میکند و ملتها یکی پس از دیگری به کاروان عدالتخواهی میپیوندند و برای شکست آن تصمیم گرفتند راهی منطقه شوند.
وی اضافه کرد: یک روزی تمام ملتها وقتی که رادیو تلویزیونشان را باز کردند ،دیدند و شنیدند که به برجهای دوقلو حمله شده و تبلیغات در این راستا شروع شد. تبلیغات آنقدر شدید بود که کسی در مورد علت و اصل این حادثه سوال نکرد و …آنها با تبلیغاتشان اینگونه القا کردند که خطر عظیمی دنیا را تهدید میکند و جو وحشت را در دنیا حاکم کردند. … و کسی جرأت نکرد بگوید و بپرسد چگونه از میان لایههای تودرتوی پیچیدهی امنیتی آمریکا، چند نفر از افغانستان توانستهاند، در این لایه نفوذ کنند و قادر شدهاند در مرکز اقتصادی آمریکا نفوذ کرده و برجهای دوقلو را که نماد نظام سرمایهداری است را مورد هجوم قرار دهند و اثری از خود نگذارند…”
سکینه آشتیانی و …
احمدی نژاد با اشاره به فشارهای جهانی در مورد سکینه آشتیانی، متهم محکوم به اعدام که حکمش از سنگسار به اعدام تبدیل شده ادامه داد: در سفر اخیر دیدید که چگونه آنها تمام ارزشهای انسانی را بازیچهی تسلط بر ملتها قرار دادند. یک خانمی در گوشهای از ایران اشتباهی کرده است و گذرش به دادگاه افتاده است و شما میبینید که در دنیا چه تبلیغات و سر و صدایی در این ارتباط ایجاد کردند. در یکی از سایتهای جستوجوگر وقتی که در این مورد جستوجویی انجام دهید ۴ میلیون صفحه به بهانهی این موضوع علیه ایران درست کردهاند. پشت صحنهی این اتفاقات چه کسانی هستند؟ همان کسانی هستند که پشت صحنهی آمریکا و اسراییل هستند. همان کسانی که در عراق و افغانستان جنگ ایجاد کردند … و با فشار تبلیغاتی میخواستند ما را منفعل و وادار به عقبنشینی کنند و روحیهی ملت ایران را بشکنند…”
ملتهای منطقه یقه شما را خواهند گرفت
احمدینژاد در ادامه سخنان خود، از جانب ملتهای منطقه خطاب به غرب گفت: از زبان شما مردم خطاب به آنها میگویم اگر شما این نصیحتها را نشنوید و راه حل انسانی را نپذیرید ملتهای منطقه یقه شما را خواهند گرفت و شما را از منطقه به بیرون پرتاب خواهند کرد.
احمدینژاد با بیان اینکه ما به آنها نصیحت می کنیم که دست از جنایت بردارند، تصریح کرد: آنها آنقدر پررو هستند، با آنکه میدانند قادر نیستند، کوچکترین آسیبی به ایران بزنند، باز هم دائم تهدید میکنند و میگویند گزینههای متعدد روی میز است. از ملتها خجالت نمیکشند؟
تحریم ها بی اثر است
احمدی نژاد ادامه داد “گفتند ایران را تحریم میکنیم. شما میدانید و خود آنها نیز میدانند که تحریم و صحبت از تحریم اثرگذار نخواهد بود. آنها میخواهند در این راستا با فشار روانی و تبلیغات در داخل کشور و مسوولان ما سستی ایجاد کنند. در سفر اخیرم در مصاحبهها رسانههای آنها دائم میخواستند اینگونه القا کنند که تحریمها اثر داشته است و ما نیز تاکید کردیم که چنین چیزی رخ نداده و تحریمها اثری نداشته است. وقتی میخواستند در مورد صحبتهایشان سندی ارایه دهند، برخی از صحبتهای برخی از آدمهای بیتوجه در داخل کشور را به عنوان سند به ما ارایه میدادند.
وی گفت: آنها در واقع طراحی کردند و گفتند که ۵/۱ الی ۲ سال تحریم میکنیم و اگر اثر نکرد فشارهای بیشتری وارد میکنیم و در این سفر خبرنگاران آنها دائم اصرار داشتند که بگویند تحریمها اثر داشته است و من تاکید کردم که تحریمها اثری نداشته است و هر غلطی که دو سال دیگر میخواهید بکنید، اکنون انجام دهید تا ببینیم چند مرده حلاج هستید…”
رئیس دولت همچنین مدعی آن شد که “دوران نفاق، فریبکاری، دروغگویی، کینهورزی در لباس طرفداری از حقوق بشر و دلسوزی از انسانها به پایان رسیده است و دشمنان نیز در حال نزول و افول هستند… روحیه و اعتماد به نفس خود را از دست دادهاند و در حال عقبنشینی و اضمحلال می باشند.”
ندای سبز آزادی: حسین رسام در خرداد سال گذشته، در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت و به «جاسوسی برای دولت بریتانیا و اقدام علیه امنیت ملی» شد.
به گزارش برخی سایتهای خبری، دادگاه بدوی، آقای رسام را به تحمل چهار سال حبس محکوم کرده بود اما روز یکشنبه دادگاه تجدید نظر این حکم را به یک سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از اشتغال در سفارتخانههای خارجی تبدیل کرد.
ندای سبز آزادی: میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و یکی از همراهان جنبش سبز در گفت و گویی با کلمه، به تشریح ویژگی های جنبش سبز پرداخته و این جنبش را ما حصل مطالبات معطل مانده یکصد ساله اخیر و جنبشی سر زنده، آزادی خواه و رهائی بخش و معاصر با نگاه به سنت و گذشته توصیف کرده است که روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود.
موسوی در این مصاحبه که به تازگی انجام شده، خطاب به اقتدارگرایان گفته است که «فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم، شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید.»
میرحسین در همین مصاحبه از دولتمداران پرسیده است که «چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضع اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید؟ و در ادامه به آنها گفته که خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید تا ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟»
موسوی آبروی امروز نظام را در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هایی چون فجایع کهریزک و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه و پیگیری نامه های زندانی های مظلوم سیاسی از جمله عبدالله مومنی و حمزه کرمی و آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی دانسته است.
نخست وزیر دوران جنگ در این گفت و گو به مشکلات اقتصادی کشور نیز پرداخته و گفته است که گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی که کشور در معرض آن قرار دارد، یک مشکل اساسی امروز«کوتاه شدن دست کشور در استفاده ازنیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و احتماعی است.نیروهای کارآمدی که به عوض انکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای اقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا.»
مشروح مصاحبه کلمه با میرحسین موسوی را در ادامه می خوانید.
یکی از بحثهای حساس در فضای ملی وضعیت جنبش سبز در شرایظ کنونی است . تحلیل شما از وضعیت کنونی جنبش چیست و آینده انرا چگونه پیش بینی می کنید؟
جنبش سبز سر زنده است و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر بویژه مطالبات بر آمده از انقلاب اسلامی است . ازهمه مهمتر یک جنبش مدرن و متناسب با شرایط و ضروریات جهان امروزی است. اگر دقت کنید شعار ها و مطالبات در جنبش به گونه ای بیان شده است که مخالفت علنی با آن را برای اقتدار طلبان مشکل می کند.
دقیقتر بفرمایید که چه شعار و مطالبه ای است که مخالفت علنی با آن را برای جناح اقتدارگرا دشوار می کند ؟
چه کسی می تواند آشکارا با آزادیخواهی و عدالت طلبی و یا انتخابات غیر گزینشی آزاد و رقابتی مخالفت کند. یا چه کسی می تواندتکیه بر ارزشهای فرهنگهای متنوع قومی را رد کند و یا به به راحتی و باصدای بلند بگوید که کرامت ذاتی انساتها را قبول ندارد و یا نمی خواهد مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و یا بگوید باز تولید استبداد آن هم به قول مرحوم علامه نائینی بد ترین نوع استبداد امر مطلوبی است؟
ما می دانیم درضمیر و باطن انسانی هیچ کس حتی در میان نیروهای امنیتی، نظامی و بسیجیان سیاهپوش امروزی راضی به کشتن و سرکوب ومحبوس کردن فرهیختگان، معلمان، کارگران و زنان و مردان نیست، مگر یک عده بیمار و یا وابستگان به قدرت و سودبرندگان از غارت منابع ملی. به همین دلیل وقتی مخالفان جنبش نمی توانند با خواسته های جنبش مقابله کنند دشمن تراشی می کنند. دشمن تراشی هایی از جنس آنچه در نوار سردار مشفق بود. از این نظر نوار سردار مشفق به عنوان یک سند تاریخی دارای اهمیت هم هست.
برای چندمین بار است که شما به اهمیت نوار سخنان سردار سردار مشفق اشاره می کنید، همان سخنانی که موجب شکایت هفت اصلاح طلب علیه کودتای انتخاباتی نیز شد، اولا اهمیت آن سخنان در چیست ؟ ثانیا به نظر شما دلیل عصبانیت اقتدارگرایان از شکایتی که بر پایه سخنان سردار مشفق استوار بود، چیست؟
سخنان سردار مشفق علاوه برآنکه سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی است برای نشان دادن انحطاط فکری دشمنان مردم بسیار مهم است. دلیل عصبانیت اقتدار طلبان از شکایت بر پایه سخنرانی کذائی همین است.
اما ما در مقابل این عصبانیت می توانیم بگوییم که فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید.
شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
مهم ترین ویژگی های جنیش سبز را در شرایط فعلی چگونه بیان می کنید؟
در خلاصه ترین حالت باید بگویم جنبش سبز یک جنبش آزادی خواه و رهائی بخش کاملا معاصر است و نگاه به سنت و گذشته درآن به شیوه ای است که دست و پای آنرا نبسته و امید به آینده هم به نوعی نیست که آنرا دچار خیالپردازی کرده باشد. سیاستهای ویرانگر دولتمداران هم البته نقش اساسی در توجه دادن مردم به شعارها جنبش داشته است و بتدریج انرا بصورت تنها بدیل برای وضعیت موجود در آورده است
می شنویم که آقایان در تبلیغات رسمی خود می گویند که جنبش سبز را جمع کرده اند البته برخی اوقات خیلی راحت هم از لفظ «سرکوب» استفاده می کنند؟ نظر شما در باره این ادعا چیست؟
امتحان این ادعاخیلی ساده است. بگذارند بدون پر کردن خیابانها از نیروهای سیاهپوش و مسلح در مراسمی مثل شانزده آذر و یا بیست پنچ خرداد مردم نظر خود را با استفاده از حقوقشان که در اصل بیست و هفت قانون اساسی آمده است، نشان بدهند.
با دلخوشی به تجمعاتی که با حاضر غایب کردن در ادارات و یا تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکلهای پادگانی ترتیب داده می شود، مشکل حل نمی شود. همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهائی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد.
بنده به اختصار در پاسخ این ادعا بگویم که اثراتی که جنبش سبز تاکنون داشته جمع کردنی نیست. شما به ترک هائی که در بدنه آلوده به فساد و ظلم ایجاد شده نگاه کنید. این ترکها در جاهایی به شکافهای غیر قابل ترمیم تبدیل شده است. آنها برای پوشاندن این شکافها بطور مرتب به دروغگوئی وادار می شوند.
آبروی نظام امروز در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هائی چون فجایع کهریزک و یا نامه های زندانی های مظلوم سیاسی و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه درآمده است و کاملا مشهود است که دولتمداران راه حلی را در این زمینه ندارند و برای همین دروغ ها هر روز درحال افزایش است و هر روز بیشتر از روز پیش مشت اینان در مقابل مردم ایران و جهانیان باز می شود.
به نظر من تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال. اینها نه تنها از تجمع ها و راهپیمایی های خیابان که حتی از مچ بند سبز هنرمندان و ورزشکاران و جوانان نیز می ترسند.
باید به یاد داشته باشیم که در نبود جنبش این فساد و ظلم ساختاری و خودرایی ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند ودر آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیر قرار دهد.
خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می خواسته اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود وبه همین دلیل بسط آگاهی ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد. نیروهای مسلحی که درآستانه روز قدس برای ترساندن مردم به خیابانها آورده شدند نشان می دهد که اقتدار گرایان از سرزندگی جنبش اطلاع کامل دارند. حالا اگر یک وزیر بی اختیاری تعادل خودرا در مقابل مچ بند سبز سینماگرها از دست می دهد نباید آنرا جدی گرفت.
به مساله ی اقتصادی بپردازیم. در کشور علاوه بر بحران سیاسی نشانه های آشکاری از بحران اقتصادی دیده می شود. نرخ ارز و طلا و توقف گشایش اعتبارها و کم شدن فروش نفت و اعتصاب ها در چند ماه اخیر در بازارهای کشور اتفاق افتاده است وبیکاری، تورم ومشکلات روز افزون معیشتی نیز کاملا برای مردم ملموس است. اما در مقابل گفته می شود این تحریم ها به نفع کشور است و ما تحریم ها را دور می زنیم و از این قبیل بحثها. نظر شما به عنوان کسی که در هشت سال از بحرانی ترین دوران کشور دولت را اداره کردید در باره بحران های فعلی اقتصادی و ادعاهای دولت چیست؟
بنده بلافاصله بعد از قطعنامه ۱۹۲۹ در یاداشتی گفتم که این قطعنامه و قطعنامه های قبلی قابل اجتناب بودند و گزافه گوئی هاو ماجراجوئی ها در سیاست خارجی برای استفاده داخلی منجر به صدور این قطعنامه و پیامدهای آن شد و متاسفانه هنوز هم رویه سابق ادامه دارد.
می شود سخنرانی هاو مواضع اخیر در نیو یورک را از زاویه تامین منافع ملی بین استادان و صاحبنظران و حتی کارشناسان زبده وزارت خارجه به بحث و گفتگو گذاشت تا معلوم شوداین مواضع چقدر به نفع مصالح ملی ما بوده است. البته ممکن است در قهوه خانه های بعضی از کشور های عربی به به و چه چه هم بشنویم. ولی اثرات واقعی این مواضع درسفره های محرومان و مستضعفان جامعه و بازار و اقتصاد ملی روز بروز بیشتر حس خواهد شد.
گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی در داخل هم ما مشکل اساسی تری داریم که ممکن است در نگاه اول به نظر نیاید و آن کوتاه شدن دست کشور در استفاده از نیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.
نطام امروز دچار توهمات خطرناکی است و مشغول خراب کردن همه پلهای کوچک و بزرگ پشت سر است و گرنه در داخل این معرکه بزرگ به فکر حذف روز گفتگوی تمدنها از تقویم های کشور نمی افتادند.همین اقدام به ظاهر کوچک به خوبی نگاه کوتاه نگرانه و جناحی را که کشور دچار آن شده است، بخوبی نشان می دهد.
حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سر گذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.
در این بین فریاد شعارهای ارزشی و دینی بیش از همیشه بلند است و من میگویم اگر واقعا اسلام و ایران برای ما اهمیت داشت این همه نیروهای نخبه را از نظام نمی رماندیم آیا امروز جای امین زاده باید در زندان باشد یا وزارت خارجه ؟ و آیا امروز صفائی فراهانی در زندان و بیمارستان باید باشد و یا در وزارت اقتصاد و دارایی؟
اقتدارگرایان خواه خوششان بیاید و یا بدشان بیایداکثریت نیروها و مدیرانی که امروز می توانستند در این بحران نقش آفرین باشند درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران واعتماد ملی و سایر تشکلهای مشابه هستند و در این بین مساله عمده دادستان کشور و سخنگوی قوه قضائیه و در حقیقت سخنگوی کل نظام اعلام غیر قانونی بودن این تشکیلات ها و دستگیری اعضای آنهاست.
بنده متاثر می شوم وقتی می بینم مدیران برجسته کشور عوض آنکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای آقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا. همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی از این مدیران در سطح اجرا چه معجزاتی آفریده اند. امروزهمه زنان و مردانی که گمنام و یا مشهور تحت تعقیب و یا در زندان هستند می توانستند گره های بسیار ازمشکلات کشور باز کنند.
بنده از روی دلسوزی توصیه میکنم که این روزهای سخت که سختتر هم خواهدشد تاجائی که میتوان آن هزاران مدیر و نیروی کار امدی که از همه دستگاهها تصفیه شدند مورد توجه قرار گیرند و از تجربیات آن ها استفاده شود. گرچه می دانم که نباید انتظار داشته باشم که میخ آهنین رود در سنگ.
در مورد ادعاهای رسمی در مورد حل مشکلات کشور که زیاد این روزها از رسانه های رسمی شنیده می شود ،چه نظری دارید؟
در این باره باید بگویم شفافیت و اذعان بوجود بحران بخشی جدائی ناپذیر از راه حل است. با پوشاندن مسائل و رجزخوانی نفتی نخواهیم داشت که آنرا بر سر سفره های مردم ببریم و یا امنیت ایران عزیز را تامین کنیم.
دروغ و وارونه سازی حقایق باید متوقف شود تا ما همه مردم را پشت نظام داشته باشیم. باید بدانیم در دراز مدت برای مردم مهم تر از اسم حکومت تامین حقوق حقه آنان و احترام به کرامت ذاتی آنهاست. اگر می خواهید اسلام را حفظ کنید بطور عملی باید نشان بدهید که اسلام از تامین حقوق مردم و حق حاکمیت انان بر سرنوشت خود وحل مشکلات کشور عاجز نیست ومخالف ظلم وفساد و زورگوئی وفامیل بازی و اختناق است.
هیچ دولت و نظام سیاسی نمی تواتد جز با ایجاد وحدت بین ملت خود در خطرات جدی از خود دفاع کند. راه حل جذب مردم در این است که به آنها اطمینان داده شود که رای آنها دزدیده نخواهدشد و آنها خواهند بود که باید تصمیم بگیرند نماینده اشان در سازمان ملل چگونه سخن بگوید و با کدام کشور دوست باشد و با کدام دشمن. ونمایندگان آنها خواهند بود که تصمیم بگیرند چه زمانی ازدولتمداران حمایت کنند و چه زمانی استیضاح. وگرنه با دادن دو اطلاعیه متناقض دریک روز در مدح و ذم دولت مردم از جنبش سبز جدا نخواهند شد.
به تازگی یکی از سخنگویان موتلفه گفته است که باید بدنه مردم را از موسوی و خاتمی و کروبی جدا کنیم تا مشکل فتنه حل شود. به نظر می رسد این استراتژی تازه آقایان باشد. ارزیابی شما از استراتژی تازه شان چیست؟
به نظر من استراتژی عاقلانه ای است ولی مردم جذب تشکلهایی می شوند که مردم را بخاطر منافع خودشان با دگر سازیهای بی مورد خودی و ناخودی نکنند واز حقوق مردم دفاع کنند.
چه اشکالی دارد موتلفه هم از رسیدگی به نامه های حمزه کرمی و عبدالله مومنی و به دفاعیه آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی توجه و رسیدگی کند و هم مخالفت صریح خود را با شکنجه و اعتراف گیری و تواب سازی اعلام کند. و یا بعنوان یک حزب قدیمی به دستگیری غیر قانونی اغضای نهضت آزادی که آن هم یک تشکل و حزب قدیمی است اعتراض کند؟ مشکل موقعی حل می شود که ما چشممان را به تمایزهائی که خودی و ناخودی کردن ایجاد می کند ببندیم و از حق دفاع کنیم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد. من یقین دارم اگر شهید بزرگوار عراقی امروز زنده بود از حق وعدالت دفاع می کرد حتی اگر به ضررخود ویا دوستانش بود.
ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون امنیتملی و سیاستخارجی مجلس، نسبت به مبهم بودن وضعیت برنامه پنجم و شیوه اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها انتقاد کرد.
به گزارش ایلنا، مهدی سنایی نماینده نهاوند، طی تذکری اظهار داشت: با توجه به آنکه مهلت تمدید برنامه چهارم تا پایان شهریورماه بوده است، کشور در حال حاضر بدون برنامه جلو میرود.
وی همچنین در بخش دیگری از تذکر خود با اشاره به نامشخص بودن شیوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها، گفت: مردم سوالات زیادی در ارتباط با اجرای این قانون دارند و مجلس نیز از شیوه اجرای این قانون بیخبر است.
به گفته سنایی این طرح یک طرح اساسی است که تحولاتی را در اقتصاد کشور ایجاد میکند. ولی مشخص نیست تکلیف قانونی که مجلس تصویب کرده است چیست و سازوکار اجرای این قانون نیز چیست؟
سیدشهابالدین صدر که ریاست جلسه علنی را برعهده داشت در پاسخ به این تذکر، یادآور شد: نزدیک به ۵۰ نفر از نمایندگان عضو کمیسیون تلفیق هستند که پس از منتفی شدن بحث استرداد این لایحه از سوی دولت، در حال بررسی مفاد باقیمانده این برنامه هستند.
ندای سبز آزادی: شهرام ناظری، خواننده پیشکسوت و نامدار ایرانی، با بیان اینکه محمدرضا شجریان، یک پیشکسوت، یک استاد بزرگ و به حق یک استثنا در موسیقی ایرانی است، تصریح کرد: ایشان پیشکسوت من و بسیاری از هنرمندان ایران زمین است و بخش بزرگی از هنر ایران زمین به ایشان مدیون است.
ناظری در گفت و گو با آژانس خبری تحلیلی هنر «آرت نا»، با اشاره به سکوت خبری خود گفت: اجازه دهید من دیگر حرفی نزنم زیرا من حرف هایم را با موسیقی خود بیان میکنم و دیگر نیازی به ایجاد سوء تفاهم های بیشتر نمیبینم.
این هنرمند برجسته موسیقی سنتی ایران گفت: متاسفانه اکنون هر قدمی در راه حسن نیت برمیداری، با بدی پاسخ میگیری، بنابراین به عنوان یک هنرمند کُرد زبان ایرانی ترجیح میدهم در خانه مانده و تنها و با کمترین حاشیهای کار کنم.
وی درباره چرایی کنسرت برگزارنکردن در ایران گفت: وقتی مسئولان فرهنگی کشور و به ویژه وزارت کشور نمیخواهند، چه کاری از دست من بر میآید؟
ناظری افزود: طبق قرار قبلی قرار بود که هفته اول مهرماه در تالار بزرگ کشور کنسرت برگزار کنم، اما متاسفانه مسئولان وزارت ارشاد و کشور، از در اختیار قرار دادن این تالار طفره رفته و در حالی که بهترین تالارها را در کشورهای دیگر در اختیار من قرار میدهند، متاسفانه در کشور خودم زمین بازی تنیس را برای کنسرتی مردمی به من پیشنهاد میدهند.
وی با بیان این که زمین تنیس، سالن کنسرت نیست، گفت: در چنین شرایطی من ترجیح میدهم سکوت کنم و حرف های خودم را با موسیقیام بیان کنم، زیرا هر قدمی که بر میداری، ده قدم به عقبت میرانند.
ندای سبز آزادی: یک بمب صوتی در بیمارستان الغدیر تهران منفجر شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، ساعت ۸:۳۰ امروز سه شنبه ۱۳ مهر یک بمب صوتی در بیمارستان الغدیر تهران واقع در میدان رسالت خیابان هنگام منفجر شد.
برپایه این گزارش، انفجار این بمب صوتی که در سالن ورودی بیمارستان الغدیر جاسازی شده بود خسارت جانی نداشته و تنها شیشههای منطقه محل بمبگذاری شکسته شده است.
با حضور عوامل نیروی انتظامی در چک و خنثی سازی بمب، انفجار این بمب صوتی تأیید شده و در اینباره نیروی انتظامی یک مظنون را نیز بازداشت کرده است.
دانشجویان موچ سبز
سه عکس اول را ببینید. اینها تصاویر پسرانی هستند که در تمسخر دختران و زنان پیشگام جنبش سبز، در مانور امنیت! اخیر نیروی انتظامی، با لباس و آرایش زنانه و در پوششی موهن به خیابان آمده اند. این سه تصویر را خوب ببینید و آنها را به خاطر بسپارید. بعد می رویم سراغ تصاویر بعدی و یک مقایسه ساده انجام می دهیم.



پوشش هر انسان جزو آزادی های فردی اوست و هیچ کس را نباید به خاطر نوع پوششی که اختیار می کند، برخود و یا حتی تمسخر کرد. اما می خواهیم یک مقایسه بسیار ساده انجام دهیم.
شش تصویر بعدی مربوط به زنان شجاعی هستند که در زیر همه سرکوب ها به خیابان آمدند و خواسته های به حق خود را بیان کردند. از دید حاکمیت، اینها زنان بد جامعه ما هستند و باید به خاطر زن بودنشان و پوششان و همه چیزشان تمسخر و تحقیر شوند. نمونه ای از این تمسخر را در تصاویر اولیه دیدیم.





یکبار دیگر به یکی از تصاویر تمسخر زنان مبارز و آگاه جنبش سبز نگاه کنید

آیا این تصاویر برایتان آشنا نیستند؟
سه تصویر نهایی را ببینید. از دید حکومت، اینها زنان خوب جامعه ما هستند. چون اینها تصاویری از فرشته رحمت و مهرورزی را در دست گرفته اند. همه این تصاویر مربوط به خبرگزاری های رسمی حکومت هستند.




یک سوال: به نظر شما 3 تصویر اول به تصاویر آخر شبیه تر هستند یا به تصاویر میانی؟
كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران با انتقاد از عملكرد مسوولان استاني و كشوري ميگويند: از قرار معلوم نه از مناقصه خبري است و نه قرار است فكري به حال پرداخت ماهها مطالبات معوقه بشود.
يكي از كارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران در گفتگو با خبرنگار ايلنا گفت: نزديك به يك ماه از ماجراي حذف شدن نام كارخانه از ليست متقاضايان شركت در يكي از مناقصه هاي دولتي مي گذرد و در اين مدت هيچ اقدامي در خصوص اجراي مصوبه هيات دولت انجام نشده است.
ماه گذشته پس آنكه اعلام شد نام كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران از ميان متقاضيان شركت در يكي از پروژههاي وزارت ارتباطات حذف شده است؛ كارگران اين كارخانه حركت هاي اعتراضي خود را از سرگرفتند.
به گفته كارگران براساس مصوبه هيات دولت مسوولان وزارتخانههاي صنايع، ارتباطات، دفاع و نفت موظف هستند تا نيازهاي الكترونيكي و مخابراتي خود را با سفارش دادن به اين كارخانه تامين كنند.
در همين رابطه شمشيري از اعضاي شوراي اسلامي كار كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران به ايلنا يادآورشد: هيات دولت در آخرين سفر به استان فارس اين مصوبه را تصويب كرد تا از ادامه توليد اين واحد خصوصي سازي شده حمايت و پشتيباني كرده باشد.
وي افزود: همچنان منتظر تحقق وعدههاي داده شده در خصوص راه اندازي كارخانه و پرداخت مطالبات كارگران هستيم.
تعداد كارگران كارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران به 700 نفر ميرسد كه هر كدام مدعي هستند از حدود 16 ماه قبل حقوق ومزايا دريافت نكردهاند.
اين كارگران در گفتگو با خبرنگار ايلنا، يادآور شدند به دليل نداشتن استطاعت مالي در سال تحصيلي جديد فرزندان خود را دستخالي راه مدارس، دانشگاهها و ساير موسسات آموزشي كرده اند.
ندای سبز آزادی: در حالی که محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی با شتابی فزاینده در حال پایین آوردن نرخ تورم در ایران است، گروهی از کارشناسان در یک بررسی جامع، بخشی از شگردهای تیم جدید بانک مرکزی را برای پایین نشان دادن نرخ تورم افشا کردند.
به گزارش “آینده” شیوه بانک مرکزی برای پایین نشان دادن نرخ تورم به شکل دستوری در حالی صورت می گیرد که به دلیل کسری بودجه هنگفت دولت، عدم افزایش قیمت نفت در دو سال اخیر و تشدید تحریمها، سیر قیمتها در ماه های اخیر بویژه در سال جدید به شکل فزاینده ای افزایش یافته است.
بانک مرکزی در حالی در آخرین گزارش تفصیلی خود از نرخ تورم، این عدد را برای مردادماه ۹٫۶ درصد اعلام کرده و برای شهریور نیز بدون انتشار ارقام تفصیلی ۸٫۸ درصد اعلام کرده است که بررسی های کارشناسی نشان می دهد مسئولان بانک مرکزی بار کاهش تورم را بر گروه مسکن، سوخت و انرژی استوار کرده اند و در این گروه نیز با استفاده از برخی ترفندهای پیش پا افتاده، اقدام به پایین نمایی نرخ تورم می کنند.
بر اساس بررسی ها، کاهش شدید سهمیه بنزین به ۶۰ لیتر درماه مصرف بنزین آزاد را طی یک سال اخیر از ۲ میلیون لیتر به ۲۰ میلیون لیتر در روز رسانیده و عملا قیمت یک سوم بنزین مصرفی مردم را ۳۰۰ درصد افزایش داده یا به عبارت دیگر متوسط قیمت بنزین را ۱۰۰درصد افزایش داده است. همچنین بهای برق برخی نقاط نیز در تابستان به صورت غیر رسمی ۳۰۰ درصد افزایش یافته است، اما بانک مرکزی به دلیل عدم تغییر قیمت رسمی، شاخص قیمت سوخت و انرژی در مردادماه امسال نسبت به سال گذشته را صفر اعلام کرده است!
در گروه مسکن نیز با وجود آنکه مطابق با آمار رسمی وزارت مسکن و مرکز آمار، اجاره بهای مسکن نسبت به سال گذشته ۲۰ درصد افزایش یافته است و در شرایطی که در سبد بانک مرکزی در بخش مسکن، شاخص اجاره بهای ملک غیرشخصی قرار دارد، مسئولان بانک مرکزی با تردستی و استفاده از رکود بازار مسکن، افزایش اجاره را تنها ۶ درصد اعلام کرده اند.
در گروه مواد خوراکی نیز بانک مرکزی در ادامه اعلام ارقام شگفت انگیز خود و با وجود افزایش قیمت برنج در دو ماه اخیر اعلام کرده است که برنج ایرانی در مهرماه امسال نسبت به سال گذشته نه تنها گرانتر نشده، بلکه ۳درصد ارزانتر نیز شده است.
در ارزیابی بانک مرکزی حمل ونقل نیز با وجود افزایش قیمت بلیط مترو و کرایه تاکسی و سفرهای بین شهری کماکان بدون تغییر مانده و تنها سه درصد افزایش داشته است.
بانک مرکزی با وجود اعتراف به افزایش ۳۰ درصدی در قیمت گوشت، ۲۷درصدی در قند و شکر و ۳۱درصدی در سبزیجات معتقد است شاخص کل خوراکیها تنها ده درصد افزایش یافته و در این راه از دو روش نادیده گرفتن افزایش شدید نانوایی های آزادپز مانند بنزین آزاد برای ثابت نگه داشتن قیمت نان و همچنین ارزان اعلام کردن قیمت سس وادویه استفاده کرده است.به نحوی که قیمت سس و ادویه جات از نظر بانک مرکزی در طول یک سال گذشته نه تنها گران نشده، بلکه ارزان نیز شده است. در حالیکه تمامی شرکتهای تولیدکننده، قیمت محصولات خود در امسال را نسبت به سال گذشته ۱۰ تا۲۰درصد افزایش داده اند.
به نظر می رسد مسئولان بانک مرکزی به جای این فعالیت طاقت فرسا و بازی با اعداد برای نشان دادن ارزانی در کشور، بهتر است به مردم اعلام کنند از مغازه های منطقه مسکونی آنان که احتمالا اجناس را هروز ارزانتر از دیروز می فروشند، خرید کنند. البته در صورتی که آدرس محل سکونت آنان قابل اعلام باشد.
ندای سبز آزادی: عضو فراکسیون خط امام (ره)مجلس گفت: اگر بنا باشد تغییری در رفتار و عملکرد صدا وسیما ایجاد شود هیچ راهی جز اینکه رسانههای مشابه صدا وسیما که تحت سیطره حاکمیت نباشد اجازه فعالیت پیدا کنند و با صدا وسیما رقابت داشته باشند وجود ندارد.
جمشید انصاری در گفتوگو با پارلماننیوز با اشاره به عملکرد صدا و سیما بخصوص رفتار این رسانه در برابر مجلس گفت: از آنجا که صدا وسیما رسانه حکومت تلقی میشود بیانگر دیدگاههای حکومت است و آنچه که توسط برنامههای سیاسی از این رسانه پخش میشود به نوعی ترجمان دیدگاههای حاکمیت است.
وی در همین ارتباط خاطرنشان کرد: اگر نسبت به جریانی در دیدگاههای صدا و سیما نقدی دیده میشود ناشی از نقدی است که حاکمیت نسبت به آن جریان دارد و زیاد نمیشود اینگونه مسائل را با تعارفات همراه کرده و آن را با بعضی از لودگیها مخلوط کنیم.
به گفته انصاری صدا وسیما دستگاه عریض و طویلی است و برنامه سازان متعددی در آن وجود دارند و اینگونه نیست که مدیران آن بتوانند بر تمامی آنچه که از این رسانه پخش میشود کنترل داشته باشند و بعضا در بخشی از برنامههای سیاسی شاهد نوعی رفتارهای سبک و لودگی هستیم.
وی با ذکر نمونهای از این گونه برنامهها گفت: نمونه آن در برابر مجلس اتفاق افتاد که بیشتر از آنکه نقدی بر عملکرد مجلس باشد ناراحتی و نارضایتی سبک و سخیف تهیه کننده بخش خبری ۲۰:۳۰ بود از اینکه انتظار داشت مجلس ۲ روز تعطیلی برایش اعلام کند که اینگونه نشد.
عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس همچنین در خصوص احتمال تحقیق و تفحص از عملکرد صدا و سیما گفت: تحقیق و تفحص در دو دوره انجام شد یکی در زمان ریاست آقای محمد هاشمی و دیگری در زمان ریاست آقاب لاریجانی که در هر دو مورد انتقادات جدی به عملکرد مدیریتی و موضع گیریها و همچنین مسائل مالی مطرح شد ولی هیچکدام از این گزارشها به نتیجه خاصی نرسید.
وی همچنین درباره عملکرد شورای نظارت بر صدا و سیما نیز گفت: شورای نظارات بر صدا و سیما هم بعد از اصلاحی که در قانون اساسی در جایگاه صدا و سیما و نقش و جایگاه شورای نظارات ایجاد شد طبعا این شورا اختیار چندانی برای تاثیر گذاری بر صدا و سیما ندارد به عبارت دیگر اینگونه نباید تصور شود که شورا میتواند بر جهت گیری های کلی صدا وسیما اثر گذار باشد.
انصاری در پایان تاید کرد: اگر بنا باشد تغییری در رفتار و عملکرد صدا وسیما ایجاد بشود هیچ راهی جز اینکه رسانههای مشابه صدا وسیما که تحت سیطره حاکمیت نباشند اجازه فعالیت پیدا کرده و با صدا وسیما رقابت کنند وجود ندارد و در یک فضای رقابتی اگر هریک از این رسانه ها نتوانند مخاطبین خود را حفظ کنند مجبور می شوند برای جذب مخاطبین تغییر رویه دهند.

ندای سبز آزادی: زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی با بیان این خبر به رهانا گفت: «ابتدا قرار بود حکم حسین را در چهارم مهر ماه اعلام کنند، اما بعد گفتند که در ۱۱ مهر ماه حکم اعلام خواهد شد. در ۱۱ مهر ماه او را بدون اطلاع ما و وکیل به دادگاه آوردند و اجازه دیدن وی را هم به ما ندادند.»
به گزارش رهانا مادر این وبلاگنویس که با نام بابک خرمدین وبلاگنویسی میکرد، ادامه داد: «این حکم از طرف منشی دادگاه به حسین گفته شده است و حتا اجازه ندادند که خود حسین حکم را ببیند. فقط به او گفته شده که ۱۵ سال حبس دریافت کرده است.»
این حکم از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس صادر شده و حکم شفاهی از طریق منشی دفتر «ستاری» به حسین رونقی اعلام شده است.
رونقی در تماسی با منزل خود گفته است: «فقط منشی و سردفتر آقای ستاری در آنجا حضور داشتند که به من گفتند که حکم تو باید اعدام باشد و حکم اعدام به شما داده شده بود و ما آن را به زندان تغییر دادیم. آقای ستاری اجازه نداد وکیلم حضور پیدا کند و گفتند باید وکیل خود را عزل کنی وگرنه بد خواهی دید و بعد از نوشتن حکم صادره مرا با فشار و کتک مجبور کرد تا حکم را امضا کنم و حتی اجازه خواندن حکم را نیز به من نداد و مجبور به امضای آن بدون قرائت حکم کرد.»
ستاری همچنین به این وبلاگنویس گفته است چون اتهامات را قبول نکرده و مصاحبه و اعتراف ننمودهای ما هم حکمشترا سنگینتر بریدیم و اگر به اتهامات اعتراف میکردی تخفیف میدادیم .
امروز محمدعلی دادخواه وکیل حسین رونقی که برای پیگیری و اطلاع از چگونگی حکم به دادگاه مراجعه کرده بود گفت: «من امروز رفتم دادگاه و بسیار هم منتظر ماندم، تا ساعت ۱۱ نه مدیر دفتر آمد و نه قاضی؛ در نتیجه من نتوانستم اطلاع جدید کسب کنم. من هم از خانواده حسین رونقی شنیدم که وی به ۱۵ سال زندان محکوم شده و این مساله را خودش از تماس تلفنی زندان به منزل اعلام کرده است.»
حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس از ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲ الف سپاه منتقل شده است. این وبلاگنویس در طول ۱۰ ماه بازداشت در سلولهای انفرادی به شدت تحت فشارهای روحی و جسمی برای اعتراف و مصاحبه تلویزیونی قرار گرفته بود. بازجویان پرونده تهدید کرده بودند، در صورت عدم اعتراف و مصاحبه به حبس سنگینی محکوم خواهد شد.
ندای سبز آزادی: آیت الله بیات زنجانی در تماس تلفنی با علیرضا بهشتی شیرازی ،مشاور ارشد میرحسین موسوی که به تازگی با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی از زندان آزاده شد ،از وی دلجویی کرد و صبر و استقامت اش را در دوران زندان ستود.
به گزارش کلمه، علیرضا بهشتی شیرازی مشاور ارشد میر حسین موسوی و سردبیر روزنامه کلمه سبز به همراه جمع دیگری از مشاوران موسوی در هفتم دی ماه سال گذشته بازداشت شد.
گفته می شود علیرضا بهشتی شیرازی در دوران بازداشت خود در بند ۲۰۹ به شدت برای اعتراف علیه میرحسین موسوی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات تحت فشار بوده است. اما وی به خواسته های بازجوها تن نداده است.
وی ماههای نخست بازداشت خود را در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ اوین گذراند و پس از آن به بند عمومی هفت و سپس به همراه دیگر مشاوران ارشد موسوی، عرب مازار و بهزادیان نژاد به بند ۳۵۰ این زندان منتقل شد .هر سه مشاور موسوی اکنون به طور موقت و با قرار وثیقه آزاد هستند.
ندای سبز آزادی: زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه در یادداشتی کوتاه نسبت به اجرای احکام حبس در تبعید برای زندانیان سیاسی از جمله ضیا نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل که به تازگی به زندان کارون اهواز تبعید شده ،اظهار نگرانی کرده است.
به گزارش کلمه ،متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
تمام درخواست خانواده های زندانیان سیاسی آزادی بدون قید و شرط عزیزان شان بوده است. تولدها ،سوگواری ها و جشنهای مذهبی و ملی همچون مهرگان در آغاز سال تحصیلی جدید هر یک فرصتی است برای دعا و نیایش به درگاه الهی که “الهی فک کل اسیر” .
تمام دلخوشی و درخواست خانواده های زندانیان سیاسی آزادی بدون قید و شرط زندانیان بوده است که ناگهان خانواده ها با ابتکار جدیدی از سوی دست اندرکاران مربوطه روبرو شدند. مجازات جدیدی که به صورت زندان در تبعید است .طبق این رویه زندانیانی سر فراز و مقاوم چون شیوا نظر آهاری،ضیا نبوی ،احمد کریمی ،حامد روحی نژاد ، مجید دری و دیگران یا یه زندانهای دیگر تبعید یا به آن محکوم شده اند و هر لحظه انتظار تلخی خود و خانواده هایشان را آزار می دهد.
ضیا نبوی ،فعال دانشجویی بارها گفته است که هیچ وابستگی به گروههای خارج از ایران ندارد و تنها گناهش دفاع از حق تحصیلی است که در دولت نهم از او و دوستانش گرفته شده بود.هم بندان ضیا بسیار در باره سجایای اخلاقی وی بویژه روحیه مقاوم و صبر شگفت انگیزش نوشته و گفته اند .آنها می گویند ضیا آنقدر بی کینه است که حتی کمترین کینه و خشمی نسبت به قاضی ای که او را به پانزده سال حبس در تبعید محکوم کرده ، ندارد و این را به خوبی می توان در نامه ای که به تازگی برای قاضی پرونده اش نوشته ،حس کرد.جای چنین انسانی زندان ،آن هم زندان در تبعید نیست.
این اقدام نه تنها مجازات زندانی بلکه مجازات خانواده هایی است که ناچارند مشقت طی کردن راه های دور را تحمل کنند ،مادران پیر ،زنان بچه دار ،و حتی خانواده های تهیدست . برای هر یک از آنها طی کردن این مسافتها برای ملاقاتی کوتاه و چند دقیقه ای سخت و غیر قابل تحمل است .به عنوان مثال پدر رنجدیده ضیا نبوی اخیرا در نامه ای به دیوانعالی کشور نوشته است که «خانواده من جزء طبقات پایین اقتصادی جامعه و از صنف دهقانی- کارگری ساده روستایی هستند و من تمام عمر با زحمت وتلاش کار کرده ام تا لقمه حلالی برای فرزندانم کسب کنم. اکنون در سن پنجاه وپنج سالگی تقریبا ناتوان از کارکردن هستم و چشم امید ما بعد از خدا همین پسرم است و این در حالی است که نه تنها او در کنار ما نیست بلکه ما حتی توان مالی کافی برای رفتن به ملاقاتش در جای دور افتاده ای چون اهواز را هم نداریم.»
خوب است مسوولان قضایی خدا را ناظر و شاهد بگیرند و برای همیشه به این گونه ظلم ها پایان دهند . نه تنها زندانی در تبعید بلکه همه زندانیان را بدون قید و شرط آزاد کنند و مطمئن باشند دل امام زمان را شاد کرده اند .
ندای سبز آزادی: مریم شربتدار قدس در دلنوشته ای خطاب به ضیاء نبوی از ظلم ها و ستم هایی که این روزها در حق دانشجویان و مردم می رود گله کرده و از این دانشجوی دربند خواسته نگران نباشد که مردم ایران اجازه نمی دهند که خانوادۀ نبوی و همۀ فرزندان تبعیدی اتفاقات اخیر، بار هزینه و عسرت ملاقات با عزیزشان را به تنهائی بر دوش کشند و او نیز سهمی در این امر مهم خواهد داشت. همسر فیض الله عرب سرخی نوشت: « تاریخ ، چنین اقداماتی را از روزگاری نه چندان دور در زمان رژیم طاغوت نیز هنوز به خاطر دارد و شگفتا که اگر آنان ، افراد شهیر و سرشناس را به تبعیدگاه منتقل می کرد که مبادا کسی آنان را بشناسد ، اینان اما جوانان نه چندان مشهور را تبعید می کنند ، غافل از اینکه اگر اوین دانشگاه شد و عزتکده ، اینک ایذه و هر تبعیدگاه دیگر نیز شعبه ای از آن شده و اعتبار و آبروئی کسب خواهد کرد»
متن این دلنوشته که نسخه ای از آن نیز در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته به شرح زیر است:
چه نفس گرم و حقی داشت سخنران در روز شهادت بنیانگذار مذهب تشیع و در مکان مقدس مسجد. از ارادۀ پلیدان برای منزوی کردن ائمۀ هدی و پوشاندن حق و حقیقت می گفت. از ترور شخصیت خداجویان به دست ابلیسان، سخن راند و تلاش هائی ناسالم جهت خارج کردن اهل معرفت از دائرۀ مدیریت جامعه. چه آشناست این الفاظ و چه مکرر است این وقایع!
بی دلیل نیست امامان معصوم ، اسوه های همۀ دوره ها و زمان ها هستند و بی علت نیست که باید یاد و خاطرۀ آنان زنده بماند . گویا تا دنیا دنیاست و فلک به چرخش است، ظلم و ستم با استفاده از شیوه های ناپسند و مذموم بدنبال اهداف پلید خود بوده و محقان نیز با تأسی به امامان معصوم و مظلوم ، به مبارزه با ظلم می پردازند.
دلم گرفته بود از خبرهای دستگیری و تبعیدهای ناعادلانه ، و سخنران با هر کلامش گویی داغی تازه بر آن می نهاد.
مگر همین دیروز نبود که سید ضیاء نبوی این جوان دلاور دانشجو را به جرم حق خواهی و احقاق حقوق دانشجوئی، به زندانی در شهری کوچک و دورافتاده تبعید کردند و دیگرانی را نیز در نوبت قرار داده اند؟
خدایا چه بر سر ما آمده که باید نخبگان و بیداران و مسلمانانمان را به بهانه های واهی و اتهاماتی بی اساس تا دیاری دور بدرقه نمائیم؟
تاریخ ، چنین اقداماتی را از روزگاری نه چندان دور در زمان رژیم طاغوت نیز هنوز به خاطر دارد و شگفتا که اگر آنان ، افراد شهیر و سرشناس را به تبعیدگاه منتقل می کرد که مبادا کسی آنان را بشناسد ، اینان اما جوانان نه چندان مشهور را تبعید می کنند ، غافل از اینکه اگر اوین دانشگاه شد و عزتکده ، اینک ایذه و هر تبعیدگاه دیگر نیز شعبه ای از آن شده و اعتبار و آبروئی کسب خواهد کرد.
مگر برای پرنده ای بال و پر بسته ، این قفس یا آن دیگری تفاوتی دارد و مگر جز این است که تنها مغبون این احکام ناعادلانه آنانند که با غفلت از خدا حکم راندند و عقوبت حکم محتوم الهی را نادیده انگاشتند.
باور دارم که ملت مسلمان و هوشیار ایران همانطور که هرگز به بیگانگان ، اجازۀ دخالت در امور کشورشان را نمی دهند ، همواره برائت خود را از زورگویان و ستمکاران داخلی نیز با هر شکل و پوششی اعم از چماقداران شعبان صفتی یا نیروهای خودسر و یا هرعنوان و لباسی در هر برهه از تاریخ ، اعلام داشته اند.
ایمان دارم این قبیل تصمیمات و اقدامات نه تنها به صلاح جمهوری اسلامی نبوده بلکه نتایجی کاملأ در جهت خواست بد خواهان این مرز و بوم در پی خواهد داشت.
پس مردم نوعدوست و حق طلب ما هرگز نخواهند گذاشت خانوادۀ نبوی و همۀ فرزندان تبعیدی اتفاقات اخیر، بار هزینه و عسرت ملاقات با عزیزشان را به تنهائی بر دوش کشند و من نیز در این روز عزیز با یادآوری بیعت خود با بزرگترین تبعیدی قرن اخیر تاریخ وطنمان ” امام خمینی (ره) ” سوگند یاد می کنم سهمی اگرچه اندک در حمایت مالی و معنوی این رفت و آمدهای پر مشقت ، تقبل خواهم نمود.
و اینک با تو میگویم ، تو که نامت ضیاء نبوی باشد یا مجید توکلی و یا هر اسمی دیگر، آسوده باش که زمان به سرعت می گذرد، بسیار سریع تر از آنچه که دلبستگان به دنیا می پندارند اما آنچه می ماند حق خواهی و عمل به وظایف شرعی و انسانی است و بس.
ندای سبز آزادی: در پی واکنش مهدی خورشیدی -داماد محمود احمدی نژاد-به مصاحبه قدرت الله علیخانی با سایت تابناک که این عضو فراکسیون خط امام(ره)به طرح مباحثی درباره سفر احمدی نژاد به نیویورک پرداخته بود،نماینده مردم قزوین در پاسخ به این اظهارات مجددا بر مواضع خود تاکید کرد.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس متن جوابیه حجت الاسلام علیخانی بدین شرح است:
اتخاذ موضع موثر و کارساز آن نیست که سخنانی برزبان بیاوریم که به جز تحریک افکار عمومی جهان و کمک به تبلیغات سو صهیونیسم علیه جمهوی اسلامی، نتیجه دیگری ندارد اما متاسفانه به نظر می رسد حلقه نزدیک به رییس دولت که بارها سخنان نسنجیده آنان مورد اعترض و انتقاد مراجع و شخصیت های دلسوز سیاسی قرار گرفته است ، اکنون عزم خود را جزم کرده است که منافع شخصی خود را از کیسه ملت و تریبون دولت دنبال کند حال آنکه شاید اگر مشاورین معتدل و معقولی طرف مشورت رییس دولت قرار میگرفتند ایشان به خوبی می توانستند از مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند بدون انکه این مساله هزینه ای را برای کشور ایجاد کند زیرا عزتمندی تنها این نیست که ما هرچه می خواهیم بر زبان بیاوریم و اسم آن را هم شجاعت بگذاریم عزتمندی یعنی ایراد سخن حق به گونه ای که نتیجه آن به دستاوردهای مادی ومعنوی برای کشور منجر شود نه اینکه بهانه لازم به دست دشمنان ایران و اسلام بیفتد.
البته این طبیعی است که آقای خورشیدی داماد اقای احمدی نژاد به دلیل نسبت خانوادگی با رییس دولت و طبع جوان خود هیجان زده شوند وحرفی را بزنند که به طور قطع حتی پدر بزرگوار ایشان هم اگر بشنود آنرا به حساب ناپختگی ایشان میگذارد اما اگر ایشان قصد دارند کسی را قانع کنند شاید بهتر بود پدر محترمشان را قانع میکردند که خود از جمله دلسوزان و منتقدین است وی ا بهتر است اقای داوود احمدی نژاد را اقناع کنند که اخیرا به درستی به اثر منفی مشاوران رییس دولت اشاره کره بودند. ضمن آنکه شاید لازم به تذکر نباشد که بنده نماینده مردم هستم نه وکیل الدوله و نماینده مردم هم در هر زمینه ای که لازم بداند در جهت منافع مردم و مصالح نظام اظهار نظر می کند.ضمن آنکه اگر اظهارنظرها و انتقادهای بنده پاسخ منطقی داشت ، بزرگترهای ایشان پیش از این به آن جواب می دادند و نوبت به ایشان نمی رسید. اگرچه چندان هم از نوع ادبیات مهدی خورشیدی نباید تعجب کرد چون از یاد نبرده ایم که احمد خورشیدی پدر محترم ایشان که به طور قطع شناخت بهتری هم دارند در مورد داماد آقای احمدی نژاد گفته بودند: پسر با ادبم را تقدیم آقای احمدی نژاد کردم، اما او پسری را برگردانده که به پدرش توهین می کند جالب تر اینکه در زمان انتخابات وقتی حاج احمد خورشیدی پدر آقای مهدی خورشیدی منتقد دولت بود آقای مهدی خورشیدی پدر را متهم می کرد که تحت تاثیر القائات دوستانش قرار گرفته است اما اکنون خود منکر تاثیر مشاوران رییس دولت بر اوست .
البته خوشبختانه بسیاری از اهل فن که نگاه عاقلانه و دلسوزانه ای به وقایع دارند همگی متفق القولند که بهتر است ریس دولت از مشاورین با تجربه و صادق تری استفاده کند و روش بهتری را درپیش بگیرند که در این صورت مطمئن باشند همه گروه های سیاسی و شخصیت ها را هم پشتوانه اقدامات معقول و قابل دفاع خود خواهند یافت. آقای مهدی خورشیدی البته اشاره ای هم به ابهاماتی در خصوص حوزه انتخابیه بنده کرده اند که اتفاقا اشاره خوبی است و من محض اطلاع ایشان چند نمونه از این ابهامات را بیان میکنم تا اگر خواستند چند نمونه دیگر را هم بگویم تا متوجه باشند این بار که قصد مصاحبه داشتند اینقدر ناشیانه صحبت نکنند. یکی از ابهامات مردم حوزه انتخابیه من بیمارستان جدید التاسیس مینودر است . که یکی از مصوبات هیات دولت در سفراستانی اردیبهشت ماه سال گذشته چارت تشکیلاتی بیمارستان مینودر برای راه اندازی آن بود اما تا این لحظه هیچ اقدامی از سوی دولت صورت نگرفته است و برغم آنکه در دو نطق پیش از دستور ، دیدار با وزیر بهداشت ، مکاتبات مکرر با ریاست جمهوری و در تذکرات پی در پی این موضوع را پیگیری کرده ام ، اما دولت همچنان نسبت به مصوبه خود بی توجه است . ابهام دیگر برای مردم استان قزوین آن است که قرار بود با احداث سد شاهرود- الموت بین 500 تا 700 میلیون متر مکعب از نیاز کشاورزی استان به آب تامین شود اما دولت نه تنها سدی را احداث نکرده است بلکه در سفر اخیر هیات دولت به استان تهران مصوب شده است تا بخش دیگری از سهمیه 310 میلیون متر مکعبی کشاورزی قزوین از آب سد طالقان(بدون تامین جایگزین آن برای قزوین) برداشت شود تا به سهمیه 150 میلیون متر مکعبی استان تهران از این سد افزوده شود . ابهام دیگر مردم حوزه انتخابیه اینجانب ان است که دولت قول داده بود که کد و بودجه اختصاصی هقتاد میلیاردی را ظرف چندسال برای کشاورزی استان قزوین اختصاص دهد اما تا این لحظه هیچ خبری از این کد و وبودجه اختصاصی نشده است و هیچ پولی تخصیص داده نشده است و این سوای دهها ابهام دیگر همچون بیکاری جوانان و مشکلات کارخانجاتی همچون فرنخ و مه نخ و پوشینه بافت است که در ارتباط مستقیم با مصوبات استانی دولت است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر