حامد روحی نژاد به سلول دو نفره در بازداشتگاه نزدیک زندان مرکزی زنجان منتقل شده و ممنوع الملاقات است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این زندانی سیاسی که به 10 سال حبس در تبعید محکوم شده است از بیماری ام اس رنج می برد و وضعیت وی پس از تبعید به زندان مرکزی زنجان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی و محدودیت امکانات پزشکی رو به وخامت گذاشته است.
حامد روحی نژاد و خانواده اش بارها به مسئولین مختلف دستگاه قضایی نامه نگاری کرده و وضعیت اسفبار این زندانی را به مسئولین از جمله دادستانی تهران و قاضی پرونده اطلاع داده اند اما تا کنون موافقتی در خصوص مرخصی استعلاجی برای این زندانی صورت نگرفته است.
حامد روحی نژاد به صورت محسوسی در حال فلج شدن است و تا کنون 50% بینایی و شنوایی خود را از دست داده است و می بایست تحت مراقبت پزشکی قرار گیرد.
خانواده این زندانی می گوید پس از تبعید وی به زندان زنجان ملاقات با فرزند بیمارشان نیز سخت تر شده است و از هفته گذشته نیز به دلیل انتقالش به یک بازداشتگاه در نزدیکی زندان ممنوع الملاقات شده است.
علت انتقال این زندانی به سلول انفرادی هنوز مشخص نشده است اما نامبرده در آخرین ملاقات با خانواده اش اعلام کرد در اعتراض به وضعیت جسمی اش اعتصاب غذا خواهد کرد.
زندانی سیاسی محکوم به اعدام سید سامی حسینی که در زندان مرکزی ارومیه بسر می برد در نامه ای به شرح شکنجه های خود و روند حقوقی طی شده برای محکومیت وی به اعدام پرداخته است.
وی در بخشی از نامه اش به افشای شکنجه های خود پرداخته و می گوید، ساعت ها با مشت و لگد و آویزان کردن از پا و شک الکتریکی شکنجه شده است و در اثر این شکنجه ها 18 روز در بی هوشی بسر برده است.
متن این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
اتهام و جرم سیاسی دو واژه کلیشهای و در ضمن عمیق و دردسرساز. البته دردسرساز در کشوری که ادبیات حقوقی آن چنان گند نوشته شده است که در شرایطی خاص اتهام با جرم تفاوتی که ندارد هیچ، بلکه در یک معنا تلقی میشوند. در حالیکه تفاوت این دو واژه هم در ظاهر(نوشتار) و هم در باطن (معنی) میباشد. بنده جوشکاری روستازاده و روستانشین بودم. ولی بخاطر همین ماجرای در یک کفه قرار دادن دو کلمه اتهام و جرم، تبدیل به مجرمی با حکم اعدام شدم.
حال اینجانب ایرادهای مراحل بازجویی، بازپرسی و دادگاهی را در این نامه ذکر میکنم تا هر گوش شنوایی در این گیتی هست آنرا بشنود. یا اگر هنوز در این قرن بیست و یکم وجدانی بیدار و نهادی حقوقی بر پا هست که ندای مظللومی را بشنود و حس کند و بلرزه درآید. و اگر در مورد ناعدالتی که در حق من روا داشتهاند را بر طرف نکنند، حداقل صدای تظلم خواهی مرا به تمامی بشریت رسانده و عمق فاجعه انسانی و ضد حقوق بشری موجود در ایران را به سمع و نظر ابنای بشر برسانند. حال آن ایرادهای قانونی موجود در پروندهسازی بنده عبارتند از:
-در جریان بمبگذاری روستای حاجی جفان سلماس پس از درخواست حکم بازداشت بنده از سوی اداره اطلاعات سلماس در تاریخ 14. 3 . 87 دستور قضایی در مورخه15 ،3 ،87 صادر گردیده و بنده در ساعت 5/4 صبح آنروز در ایست بازرسی شهید شیرازی دستگیر شدهام و این در حالیست که منزل بنده در روستای هفتوان سلماس با اداره اطلاعات سلماس حدود 1800 الی 1900 متر یعنی کمتر از 2 کیلومتر فاصله دارد. پس چرا به محض شناسایی من و دریافت حکم قضایی مرا در منزل دستگیر نکردند و هیچوقت جهت دستگیری و بازداشت به منزلم مراجعه نشد؟
-بنده و آقای جمالالدین محمدی در ایجاد تور بازرسی دستگیر نشدیم، بلکه در ایست بازرسی شهید شیرازی که قریب 40 سال در آن محل واقع گردیده، دستگیر شدیم در حالیکه هنوز 24 ساعت از صدور حکم بازداشتمان نگذشته بود. در صورتیکه فاصله ایست بازرسی و اداره اطلاعات سلماس بیش از 10 برابر فاصله منزل من با اداره اطلاعات سلماس میباشد. پس اگر اطلاعات سلماس این اندازه به موضوع (بمبگذاری) اهمیت میدادند چرا در منزلم مرا دستگیر ننمودند؟
-به هنگام دستگیری من تنها دو عدد گوشی تلفن همراه با خطوط مربوطه ضبط گردیده و آنها را مجددآ در دادسرا به پدرم تحویل دادند و چیز دیگری در بازرسی از من و رفیقم و اتومبیلم کشف نشد.
-دستگاه ریموت ادعایی اداره اطلاعات در هنگام دستگیری کشف و ضبط نگردید که هیچ، اصلآ همچنین چیزی در پرونده نیست، یعنی ادعا میشود که هست ولی موجودیت خارجی ندارد، که در دادگاه حداقل نشان میدادند تا ببینیم این ریموت چیست و چگونه است؟
-از بدو دستگیری نه منزل من و نه منزل آقای جمالالدین محمدی هم جرم بنده بازرسی نشده، در کجای پرونده ضبط و درج گردیده است، حال آنکه در پرونده ادعا شده است که ریموت دستگاه کنترل از راه دور برای انفجار بمب در بازرسی از منزل بنده کشف شده است.
-بنده در مورخه15 .3 .87 دستگیر شدهام و در صفحه 1 پرونده ذکر شده که مورخه16 .3 .87 در بازپرسی شعبه اول حضور داشتم، حال آنکه بنده در آن زمان در اداره اطلاعات سلماس بودم و 6 الی 7 روز زیر سختترین شکنجههای جسمانی اداره اطلاعات سلماس بودم که بخاطر شدت شکنجه قادر به تکلم نشدم و مرا به بیمارستان امام خمینی ارومیه اعزام کردند .پس با این وضعیت چطور من در 16 .3 .87 در بازپرسی شعبه اول دادگاه سلماس بودم؟ بنده از 16 .3 .87 تا 3 .6 .87 در شعبه بازپرسی حاضر نبودهام و کاملآ در اختیار اداره اطلاعات سلماس و اداره کل اطلاعات ارومیه بودم و در این مدت یعنی در ایام شکنجه در اداره کل اطلاعات استان آذربایجان غربی به مدت 18 روز به حالت بیهوشی کامل رفته و در بیمارستان خصوصی اداره اطلاعا ت بستری بودم.
-بنده سامی حسینی و رفیقم جمالالدین محمدی هیچ موقع با شهود ادعایی اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب اسلامی خوی مواجهه حضوری نشدیم، در حالیکه با استناد به شهادت شهود فرضی محکوم به اعدام شدهایم.
-برابر صورت جلسه مورخه2 .6 .87 فرماندهی پاسگاه خوناوین صفحه 229 پرونده و گزارش فرماندهی هنگ مرزی سلماس صفحه249 پرونده بر حسب تحقیقات بعمل آمده از آن 2 مرجع انتظامی که بیش از سایر مراجع به منطقه آشنایی و تسلط دارند، تاریخ انفجار بمب را 29 .4 .87 تأیید کردهاند، در حالیکه بنده و رفیقم 44 روز قبل از زمان بمبگذاری تحت اختیار اداره کل اطلاعات ارومیه بودیم .
-بنده و رفیقم هیچ اقرار و اعترافی به اتهام انتصابی نه شفاهی و نه کتبی نکردهایم. نه در مراحل بازجویی و نه در دادسرا و نه در دادگاه.
-درخواست توقف حکم عدم اجرای اعدام از سوی شعبه بدوی یعنی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی خوی که در آن به2مورد ایراد اساسی و قانونی استناد شده است که همان ایرادها از طرف خود قاضی صادر کننده حکم آقای نوروزی به دیوان عالی کشور گوشزد شده است.
-عدم امضای حکم محاربه صادره از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی خوی توسط نماینده دادستان .
-مغایرت استناد مواد قانونی با جرم انتصابی و اعتراف قاضی صادر کننده حکم به مغایرت جرم و حکم صادره.
-ارجاع پرونده به هنگام اعتراض به رأی اولیه به دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی، حال آنکه احکام صادره که منجر به صدور حکم اعدام میشوند طبق آیین داد رسی کیفری پس از اعتراض متهم مستقیمآ به دیوان عالی کشور ارسال میگردند، نه به دادگاه تجدید نظر استان. حال پرونده بنده چرا این روال غیر معمول و غیر قانونی را طی نموده است؟
-در پرونده 260 صفحهای بنده فقط دو جلسه یکی در مورخه20 .7 .87 در بازپرسی شعبه اول و دیگری در وقت رسیدگی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی خوی مورخه14 .9 .87 تشکیل جلسه دادگاه گردید. در واقع تمامی این تصمیمات در اداره اطلاعات سلماس و اداره کل اطلاعات ارومیه انجام پذیرفته بود.
اکنون به نحوه بازجویی مسئولان اداره اطلاعات سلماس و ارومیه توجه نمائید:
برخورد فیزیکی از قبیل ساعتها با مشت و لگد بنده را میزدند،_ آویزان کردن بوسیله طناب از ناحیه مچ دستها_ استفاده از جریان برق یعنی با جریاندهی برق به بدنم کل سیستم عصبی بنده را به هم میریختند_ پارگی کتف به حدود 20 سانتی متر در اثر شکنجه که هنوز با گذشت 2 سال آثار آن موجود است و خود قاضیهای دادگاه تجدید نظر استان این آثار را در جلسه دادگاه تجدید نظر استان مشاهده و تأیید کردند _ شلاق زدن از ناحیه کف پا و ران _ در زیر این شکنجههای فیزیکی اعمال شکنجههای روحی و استرسزا که شدت شکنجههای فیزیکی به حدی شد که به مدت 18 روز به حالت بیهوشی کامل رفته بودم و مدت یک هفته بعد از هوشیاری قادر به خوردن غذا نبودم بلکه از طریق سرم تغذیه میکردم و حال آنکه مسئولان بازجویی این وضعیت بنده را در پرونده به عنوان اعتصاب غدا در بازداشتگاه ذکر کردهاند_ عدم ملاقات با خانواده و حتی تماس تلفنی به مدت 3 ماه و نیم_ ساعتهای بازجویی که بعضی مواقع حدود 48 ساعت بیدار نگه میداشتند تا کاملآ تعادل فکری و روحی و فیزیکی بنده به هم بخورد تا هر چیزی را که دوست دارند به من بقبولانند _ حال برگردیم به مطلبی که در شروع نامهام ذکر کردم: آری الان میبینم که همان مساوی انگاشتن اتهام با جرم چقدر راحت انجام میپذیرد و ماحصل آن میشود فاجعهای که هیچ اسمی نمیتوان بر آن گذاشت. البته در این میان فعالیت وزارت اطلاعات ایران در راستای پوشش گذاشتن بر عدم توانایی پرسنلش و عدم دستیابی به اطلاعات درست را میتوان مشاهده کرد. چرا سیر روند طبیعی پرونده و نحوه برخورد ایشان نمایانگر آن بود که ایشان در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتهاند که بایستی به نحوی عامل یا عاملان ساختگی آنرا معرفی کنند و در غیر این صورت پرنسیب اطلاعاتیشان خدشهدار میگردد. حال این مسئله چقدر به افراد معمولی جامعه آسیب میرساند و زندگیشان را تباه میسازد. توجهی که ندارند هیچ، علاقهای هم به فکر کردن به این مسائل نشان نمیدهند. البته جای تعجب نیست، که این اداره اطلاعات دستگاه امنیتی رژیمی است که خود را وابسته به ایدئولوژی میداند که در جهان بینیاش هیچ نوع حقی برای آزاد اندیشی وجود ندارد. بایستی در یک چارچوب خاص و در یک خط ترسیمی طی طریق نمایید و چون متفاوت اندیشیدن باعث تغییر در نوع نگاه و در نتیجه دگرگونی ساختار فکری و اجتماعی میشود و آن باعث پیشرفت فکری، اجتماعی فرهنگی سیاسی میگردد و این پیشرفت رفته رفته پردههای تعصب و تحجر را به هم میزند و در نتیجه جایی برای عرض اندام سیستمهای استبدادی و واپسگرا نمیماند که با پوشش دین و تقدس بخشی به خود و اطرافیانش دژی غیر قابل نفوذ بر خودشان درست نمودهاند. وجود منافع شخصی چنین افراد و گروههایی مستقیم با زور ، جهالت و تزویر در ارتباط تنگاتنگ میباشد. حال چه انتظاری از چنین نظامی میتوانیم داشته باشیم؟ منظور اساسی کلام بنده سیستم حاکم فعلی در ایران میباشد که به اندک توصیف محدودی که از این سیستم برایتان نوشتم خواستم بدانید که واقعآ در جامعه فعلی ایران چه در زندانها و چه در متن جامعه که به ظاهر افراد آن آزاد هستند این تحجر و فشار و سرکوب چه بلاها که بر سر مردم ایران نیاورده است؟ در آخر از تمامی مجامع و محافل حقوق بشری، دبیر کل سازمان ملل متحد، سازمان دیدهبان حقوق بشر، دادگاه عالی حقوق بشر اروپا تقاضا مندم که نسبت به پرونده سازی که علیه بنده و رفیقم نمودهاند و با آنکار شنیعشان ما را به اعدام محکوم کردهاند، اعتراض خود را اعلام نمائید و مقدمه تشکیل دادگاهی علنی و بی طرف حتی بوسیله خود قضات دستگاه قضایی ایران را فراهم نمائید. با توجه به همه این تناقضهای آشکار در پرونده که تیتروار نوشتهام بیگناهی خودمان را ثابت کنیم.
با عرض احترام
زندانی سیاسی سید سامی حسینی زندان ارومیه بند12
امروز: در طی نیمسال اول سالجاری 1630 نفر از فعالین سیاسی و مدنی و شهروندان معترض بازداشت شدند.
به گزارش واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، در طی نیمسال اول 25 فعال رسانه ای، فرهنگی و مطبوعاتی 140 نفر از اقلییت های مذهبی که شامل بهائیان، مسیحیان، اهل سنت و دراویش هستند بازداشت شدند.
در شش ماه نخست سالجاری هم چنین 119 نفر از فعالین سیاسی و مدنی و 28 تن از فعالان حقوق بشر و حقوق زنان بازداشت شدند.
در ادامه این گزارش آمده است، 86 تن از فعال دانشجویی و 45 فعال صنفی و کارگری که اکثرا معلمان را شامل می شود بازداشت شدند.
دست کم 1172 تن از شهروندان نیز در تجمعات مختلف اعتراضی توسط ارگان های انتظامی و امنیتی بازداشت شدند و 13 نفر نیز تنها به دلیل ارتباط خانوادگی با فعالین بازداشت و یا به گروگان گرفته شده اند.
لازم به ذکر است 1172 تن از بازداشت شدگان که به صورت فله ای بازداشت شده اند به دلیل عدم وجود اسامی ایشان در این لیست لحاظ نشده است.
برای دانلود لیست زندانیان به صورت PDF روی تصویر کلیک کنید
لیست 321 تن از بازداشت شدگان که توسط واحد آمار، نشر و آثار جمع آوری شده است به قرار زیر است:
1 . آبتین پگاه ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در کرمانشاه بازداشت شد.
2 . آتنا علوی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
3 . آرام ویسی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 23 اردیبهشت در مریوان بازداشت شد.
4 . آرتین غضنفری ؛ شهروند بهایی در تاریخ 23 فروردین در تهران بازداشت شد.
5 . آزاد خواجه زر ؛ فعال سیاسی و مدنی در تاریخ 20 تیر در سنندج بازداشت شد.
6 . آزاد کمانگر ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 12 شهریور در سنندج بازداشت شد.
7 . آمانج زیبایی ؛ فعال سیاسی در تاریخ تیر ماه در مهاباد بازداشت شد.
8 . آیت کریمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 شهریور در روانسر بازداشت شد.
9 . آیدین خواجه ای ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 29 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
10 . ابراهیم رشیدی ؛ روزنامه نگار و وبلاگ نویس در تاریخ 24 خرداد در تبریز بازداشت شد.
11 . اجلال قوامی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 23 اردیبهشت در سنندج بازداشت شد.
12 . احسان دشتی ؛ درویش در تاریخ 16 تیر در کرج بازداشت شد.
13 . احسان رمضانی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
14 . احسان میرزا پور ؛ درویش در تاریخ 25 مرداد در الشتر بازداشت شد.
15 . احمد قلی پور ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
16 . احمد محمد نیا ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 10 خرداد در بابل بازداشت شد.
17 . احمد میری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 8 فروردین در بابل بازداشت شد.
18 . احمد نجف زاده ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن88 در تهران بازداشت شد.
19 . احمد والایی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
20 . اختیار کاوه ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در مریوان بازداشت شد.
21 . ارسلان زارعی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
22 . اسماعیل احمد زاده ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 تیر در مهاباد بازداشت شد.
23 . اسماعیل افشین ؛ فعال سیاسی در تاریخ 8 خرداد در مهاباد بازداشت شد.
24 . اسماعیل عبدی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 29 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
25 . اشکان مسببیان ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 11 خرداد در کرمانشاه بازداشت شد.
26 . اعظم ویسمه ؛ خبرنگار در تاریخ 10 خرداد در تهران بازداشت شد.
27 . افروز ؛ شهروند بهایی در تاریخ 17 مرداد در اصفهان بازداشت شد.
28 . اکبر آزاد ؛ نویسنده و روزنامه نگار در تاریخ 4 خرداد در تهران بازداشت شد.
29 . اکبر غلامی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 شهریور در روانسر بازداشت شد.
30 . امیر امانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
31 . امیر امانیان ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
32 . امیر جلالیان ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
33 . امیر کاوه ؛ فعال سیاسی در تاریخ 9 شهریور در مریوان بازداشت شد.
34 . امین عزیزی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 1 تیر در اردبیل بازداشت شد.
35 . امین فرید یحیایی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 21 خرداد در تبریز بازداشت شد.
36 . امير احسان تهراني سخاوت ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 17 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
37 . ایرج جوادی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
38 . ایرج ملک شاهی ؛ درویش در تاریخ 25 مرداد در الشتر بازداشت شد.
39 . ایرج نصیر زاده ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 شهریور در تبریز بازداشت شد.
40 . ایمان زاده ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
41 . بابک ساران ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
42 . بابک غیاثی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در کرمانشاه بازداشت شد.
43 . برومند رستمی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 16 فروردین در قصر شیرین بازداشت شد.
44 . برهان خسروی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در مریوان بازداشت شد.
45 . برهان درخشان ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در مریوان بازداشت شد.
46 . بریار کاوه ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در مریوان بازداشت شد.
47 . بهرام چگینی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 1 خرداد در اراک بازداشت شد.
48 . بهزاد باقری ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 8 خرداد در اصفهان بازداشت شد.
49 . بهزاد حیدری ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
50 . بهزاد کردستانی ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 3 شهریور در مریوان بازداشت شد.
51 . بهمن خدادی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 18 اردیبهشت در اصفهان بازداشت شد.
52 . بهمن فتاح زاده ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در مریوان بازداشت شد.
53 . بهمن نصیر زاده ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 1 خرداد در ماکو بازداشت شد.
54 . بهنام ابراهیم زاده ؛ فعال کارگری در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
55 . بهنام ایرانی ؛ شهروند مسیحی در تاریخ 25 فروردین در کرج بازداشت شد.
56 . بهنام روحانی فرد ؛ شهروند بهایی در تاریخ 9 فروردین در یزد بازداشت شد.
57 . پدر علی پرویز ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 17 مرداد در تهران بازداشت شد.
58 . پرویز ملک شاهی ؛ درویش در تاریخ 12 مرداد در لرستان بازداشت شد.
59 . پژمان روشن کوهی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 5 خرداد در ساری بازداشت شد.
60 . پشتکوهی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 3 خرداد در نامعلوم بازداشت شد.
61 . پوپک ناظمی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن 88 در تهران بازداشت شد.
62 . پیام صالحی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
63 . پیمان حاجی زاده ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
64 . پیمان نودینیان ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 19 اردیبهشت در سنندج بازداشت شد.
65 . تاری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 21 فروردین در بابلسر بازداشت شد.
66 . تراب ذاکری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 14 تیر در هرمزگان بازداشت شد.
67 . توجید رحیمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 شهریور در تبریز بازداشت شد.
68 . توفیق پرتوی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 23 اردیبهشت در مریوان بازداشت شد.
69 . توفیق مرتضی پور ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
70 . تهمینه مومنی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 13 اسفند 88 در ساری بازداشت شد.
71 . جاوید نظمی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
72 . جعفر پناهی ؛ کارگران در تاریخ 11 اسفند88 در تهران بازداشت شد.
73 . جعفر یاوری ؛ فعال مدنی در تاریخ 10 مرداد در تبریز بازداشت شد.
74 . جلال رنجبری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 مرداد در سالار دیوان دره بازداشت شد.
75 . جلیل بداقی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
76 . جمال جلایی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 تیر در مهاباد بازداشت شد.
77 . جمال رحمتی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 9 خرداد در تهران بازداشت شد.
78 . حاج احمد یزدان فر ؛ محافظ ارشد میر حسین موسوی در تاریخ 28 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
79 . حافظ سردار پور ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 27 اردیبهشت در موغان بازداشت شد.
80 . حامد شفیعی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ تیر ماه در تبریز بازداشت شد.
81 . حامد صابر ؛ عکاس خبری در تاریخ 1 تیر در تهران بازداشت شد.
82 . حامد کرمی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 20 خرداد در قم بازداشت شد.
83 . حجت الله نیکوئی ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 27 تیر در تهران بازداشت شد.
84 . حجت کلاشی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 شهریور در تهران بازداشت شد.
85 . حجت منتظری ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 13 اسفند 88 در کرج بازداشت شد.
86 . حسن بالایی ؛ فعال مدنی در تاریخ 13 شهریور در پارس آباد مغان بازداشت شد.
87 . حسن رحمانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در لون صادات بازداشت شد.
88 . حسن رحیمی بیات ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 12 تیر در تبریز بازداشت شد.
89 . حسن لاهوتی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 فروردین در تهران بازداشت شد.
90 . حسین حسین زاده ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن 88 در تهران بازداشت شد.
91 . حسین رئیسیان ؛ استاد دانشگاه در تاریخ 13 ارديبهشت در قزوین بازداشت شد.
92 . حسین سرشومی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 7 مرداد در اصفهان بازداشت شد.
93 . حسین شهریاری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 شهریور در اصفهان بازداشت شد.
94 . حسین کاوه نوش آبادی ؛ درویش در تاریخ 9 تیر در کاشان بازداشت شد.
95 . حسین مرعشی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 29 اسنفد 88 در تهران بازداشت شد.
96 . حسین نبی زاده ؛ فعال دانشجویی در تاریخ خرداد در مهریز یزد بازداشت شد.
97 . حسین نصیری ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
98 . حسین نوجوان ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 تیر در مهاباد بازداشت شد.
99 . حسینی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
100 . حسين محمدي الوار ؛ فعال مدنی در تاریخ 14 اردبیهشت در تبریز بازداشت شد.
101 . حمزه بنام ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در شیراز بازداشت شد.
102 . حمزه ملک شاهی ؛ درویش در تاریخ 12 مرداد در لرستان بازداشت شد.
103 . حمید حسین زاده ؛ رئیس شورای شهر اهواز در تاریخ 9 شهریور در اهواز بازداشت شد.
104 . حمید رضا مسببیان ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 11 خرداد در تهران بازداشت شد.
105 . حمید محسنی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 شهریور در تهران بازداشت شد.
106 . حمید نادری ؛ درویش در تاریخ 12 مرداد در لرستان بازداشت شد.
107 . حمید والایی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
108 . حمیده فرج زاده ؛ فعال حقوق زنان در تاریخ 4 خرداد در تبریز بازداشت شد.
109 . حمیده مردای ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
110 . حیدر کریمی ؛ روزنامه نگار و فعال مدنی در تاریخ 18 خرداد در همدان بازداشت شد.
111 . خانم باد پر ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
112 . خسروی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 12 ارديبهشت در نامعلوم بازداشت شد.
113 . دانا لنجاوایی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 23 اردیبهشت در مریوان بازداشت شد.
114 . دانیال شهری ؛ شهروند مسیحی در تاریخ 22 فروردین در اصفهان بازداشت شد.
115 . دانیال صبحی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند88 در تهران بازداشت شد.
116 . داود خدا کرمی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 28 فروردین در زنجان بازداشت شد.
117 . داود روشنی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
118 . داور عباسی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن 88 در تهران بازداشت شد.
119 . دیاکو ستاری ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
120 . رئیس زاده ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
121 . راضیه عالمی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 13 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
122 . رامین پشتکوهی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 9 مرداد در شاهین شهر بازداشت شد.
123 . رامین جباری ؛ روزنامه نگار در تاریخ 27 اردیبهشت در اردبیل بازداشت شد.
124 . ربین نبردی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 27 خرداد در مهاباد بازداشت شد.
125 . رحمت الله باستانی ؛ استاد دانشگاه در تاریخ 8 فروردین در قم بازداشت شد.
126 . رستم ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 فروردین در کرمانشاه بازداشت شد.
127 . رشید بازباز ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
128 . رضا شهابی ؛ فعال کارگری و حقوق بشر در تاریخ 11 خرداد در تهران بازداشت شد.
129 . رضا عبدی ؛ فعال مدنی در تاریخ 21 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
130 . رضا فرید یحیایی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 21 خرداد در تبریز بازداشت شد.
131 . رضا کرمانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 شهریور در اصفهان بازداشت شد.
132 . رهبر اسماعیلی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
133 . زارع ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 19 اردیبهشت در سنندج بازداشت شد.
134 . زندی نیا ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 19 اردیبهشت در سنندج بازداشت شد.
135 . زهرا شمس ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 16 اردیبهشت در مشهد بازداشت شد.
136 . زهرا فرج زاده ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 29 خرداد در تبریز بازداشت شد.
137 . زینال زاده ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
138 . ژینوس جوشنیان ؛ شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد در ویلا شهر اصفهان بازداشت شد.
139 . سارا محبوبی ؛ دانشجوی محروم از تحصیل بهایی در تاریخ 3 تیر در ساری بازداشت شد.
140 . سالار شباهنگ ؛ فعال سیاسی در تاریخ خرداد در مهاباد بازداشت شد.
141 . سالار قهرمانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 تیر در مهاباد بازداشت شد.
142 . سامان زندی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 23 اردیبهشت در مریوان بازداشت شد.
143 . سپهر صوفی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 13 اسفند 88 در کیش بازداشت شد.
144 . سجاد اکبری ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
145 . سجاد بنام ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در شیراز بازداشت شد.
146 . سجاد عالم زاده ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن 88 در تهران بازداشت شد.
147 . سرور سروریان ؛ شهروند بهایی در تاریخ 4 خرداد در همدان بازداشت شد.
148 . سعید بیدخت ؛ فعال مدنی در تاریخ 26 خرداد در تبریز بازداشت شد.
149 . سعید ترابیان ؛ فعال کارگری در تاریخ 19 خرداد در تهران بازداشت شد.
150 . سعید جهان آرا ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 4 اردیبهشت در همدان بازداشت شد.
151 . سعید دشتی ؛ درویش در تاریخ 16 تیر در کرج بازداشت شد.
152 . سعید فدایی اصل ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
153 . سلمان حسینی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 14 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
154 . سلمان سیما ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
155 . سمیه اجاقلو ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 13 اسفند 88 در اصفهان بازداشت شد.
156 . سوران خضری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 25 تیر در بوکان بازداشت شد.
157 . سوری ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
158 . سوسن تبیانیان ؛ شهروند بهایی در تاریخ 9 تیر در سمنان بازداشت شد.
159 . سهیل روحانی فرد ؛ شهروند بهایی در تاریخ 9 فروردین در یزد بازداشت شد.
160 . سیامک قادری ؛ روزنامه نگار فعال حقوق بشر در تاریخ 14 مرداد در تهران بازداشت شد.
161 . سید احمد میری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 8 فروردین در مازنداران بازداشت شد.
162 . سیمین گرجی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 15 اردیبهشت در قائمشهر بازداشت شد.
163 . سینا پارسیان ؛ فعال سیاسی در تاریخ 21 شهریور در شیراز بازداشت شد.
164 . سینا چگینی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
165 . شراره صبحی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند88 در تهران بازداشت شد.
166 . شریفی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
167 . شعله منصوری ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 17 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
168 . شکرالله قهرمانی فرد ؛ فعال مدنی در تاریخ 1 تیر در کلیبر بازداشت شد.
169 . شهرام شکوفائیان ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند88 در تهران بازداشت شد.
170 . شهناز رنجبر ؛ شهروند بهایی در تاریخ 17 خرداد در قائمشهر بازداشت شد.
171 . شیرکو سبیلی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 10 خرداد در مهاباد بازداشت شد.
172 . شیرین فیروزی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 30 خرداد در قم بازداشت شد.
173 . شیرین قرچه داغی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 6 فروردین در تهران بازداشت شد.
174 . شیورانی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
175 . صابر محمدی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 شهریور در روانسر بازداشت شد.
176 . صالح کریمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 شهریور در روانسر بازداشت شد.
177 . صدیق خضری اقدم ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در بوکان بازداشت شد.
178 . صدیقی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
179 . صهبا خادمی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 4 خرداد در همدان بازداشت شد.
180 . عابد توانچه ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 1 شهریور در اراک بازداشت شد.
181 . عباس احمدلو ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 18 تیر در اراک بازداشت شد.
182 . عباس صالحیان برزکی ؛ درویش در تاریخ 9 تیر در گلپایگان بازداشت شد.
183 . عبدالله خضری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 مرداد در سردشت بازداشت شد.
184 . عبدالله علی مدد کاشی ؛ درویش در تاریخ 9 تیر در کاشان بازداشت شد.
185 . عبدالهادي ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 فروردین در کرمانشاه بازداشت شد.
186 . عدنان زاهدی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 تیر در پاوه بازداشت شد.
187 . عزیز ناصری ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 16 شهریور در مریوان بازداشت شد.
188 . عسگر صدوقی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
189 . عسگر فروتنی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
190 . علی اکبر باغانی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
191 . علی باغبانی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
192 . علی بدرقه ؛ رئیس دانشگاه آزاد در تاریخ 26 خرداد در تهران بازداشت شد.
193 . علی بهزادیان نژاد ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ نامعلوم در تهران بازداشت شد.
194 . علی تاری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 17 خرداد در بابلسر بازداشت شد.
195 . علی رستمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 تیر در بوکان بازداشت شد.
196 . علی رضا حسین زاده ؛ فعال مدنی در تاریخ 21 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
197 . علی رضا هاشمی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ تیرماه در تبریز بازداشت شد.
198 . علی ناظری ؛ فعال سیاسی و حقوق بشر در تاریخ 8 تیر در تهران بازداشت شد.
199 . علی نجفی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 4 اردیبهشت در همدان بازداشت شد.
200 . علیرضا اخوان ؛ فعال کارگری در تاریخ 14 خرداد در تهران بازداشت شد.
201 . علیرضا شیرازی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 23 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
202 . علیرضا عبداللهی ؛ فعال مدنی در تاریخ 1 خرداد در ارومیه بازداشت شد.
203 . علیرضا هاشمی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
204 . عليرضا رهنمايی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ نامعلوم در گرگان بازداشت شد.
205 . عماد بهاور ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 فروردین در تهران بازداشت شد.
206 . غلامعباس زارع حقیقی ؛ متصدی مزار سلطانی بیدخت در تاریخ نامعلوم در بيدخت بازداشت شد.
207 . فخرالدین صمیمی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 10 خرداد در قائم شهر بازداشت شد.
208 . فراز روحی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد در ویلا شهر اصفهان بازداشت شد.
209 . فرج الله زنده دلان ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 خرداد در کردستان بازداشت شد.
210 . فرزانه رضوی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 14 شهریور در بانه بازداشت شد.
211 . فرشته حایمی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 2 مرداد در تهران بازداشت شد.
212 . فرشید رضا زاده ؛ فعال سیاسی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
213 . فرقانی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
214 . فرهاد فتحی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 10 خرداد در قزوین بازداشت شد.
215 . فواد مرادی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 23 اردیبهشت در مریوان بازداشت شد.
216 . فیصل ضرغامی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 خرداد در هرمزگان بازداشت شد.
217 . قادر شیری ؛ فعال فرهنگی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
218 . قدرت محمدی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 خرداد در کرمانشاه بازداشت شد.
219 . قوام الدین ثابتیان ؛ شهروند بهایی در تاریخ 27 تیر در ساری بازداشت شد.
220 . قیصری ؛ فعال دانشجویی در تاریخ شهریور در تهران بازداشت شد.
221 . کامبیز ابراهیم زاده ؛ فعال سیاسی در تاریخ 23 تیرماه در مهاباد بازداشت شد.
222 . کامران آسا ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 10 خرداد در کرمانشاه بازداشت شد.
223 . کامیل سالم ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سالار دیوان دره بازداشت شد.
224 . کامیل قادری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 تیرماه در پاوه بازداشت شد.
225 . کاوه گل محمدی ؛ فعال کارگری در تاریخ 13 خرداد در کامیاران بازداشت شد.
226 . کوروش جنتی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در تهران بازداشت شد.
227 . لطیف حسنی ؛ فعال مدنی در تاریخ 3 خرداد در کرج بازداشت شد.
228 . لقمان احمدیان ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سقز بازداشت شد.
229 . مادر آرمان رضا خانی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 7 تیرماه در تهران بازداشت شد.
230 . متین فتاحیان ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
231 . مجتبی بیات ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 13 اسفند 88 در قم بازداشت شد.
232 . مجتبی لطفی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 28 فروردین در قم بازداشت شد.
233 . مجید اسلامی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 9 اردیبهشت در یزد بازداشت شد.
234 . مجید شفیعی ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در سالار دیوان دره بازداشت شد.
235 . محبوبه خوانساری ؛ خبرنگار در تاریخ 10 خرداد در تهران بازداشت شد.
236 . محسن آرمین ؛ فعال سیاسی در تاریخ 26 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
237 . محلا معین زاده ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 22 بهمن 88 در تهران بازداشت شد.
238 . محمد اصلانی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ تیرماه در تبریز بازداشت شد.
239 . محمد بهشتی لنگرودی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
240 . محمد تاج دهی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
241 . محمد تقی فلاحی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
242 . محمد خانی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 4 اردیبهشت در همدان بازداشت شد.
243 . محمد رضا جلایی پور ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 خرداد در تهران بازداشت شد.
244 . محمد رضایی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
245 . محمد سلام جوشن ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 5 خرداد در تهران بازداشت شد.
246 . محمد علی برزگر ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 فروردین در کرمانشاه بازداشت شد.
247 . محمد علی شاهدی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 5 خرداد در یزد بازداشت شد.
248 . محمد علی شیرازی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 2 خرداد در یزد بازداشت شد.
249 . محمد غزنویان ؛ فعال حقوق کودک و زنان در تاریخ 16 فروردین در قزوین بازداشت شد.
250 . محمد فرجیان ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 29 اردیبهشت در پارس آباد(مغان) بازداشت شد.
251 . محمد فیض ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 2 خرداد در مشهد بازداشت شد.
252 . محمد کرمی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 20 خرداد در قم بازداشت شد.
253 . محمد محمدلو ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
254 . محمد مروی ؛ درویش در تاریخ 15 شهریور در گناباد بازداشت شد.
255 . محمد ملک شاهی ؛ درویش در تاریخ 12 مرداد در لرستان بازداشت شد.
256 . محمدی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
257 . محمود باقری ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 8 تیرماه در تهران بازداشت شد.
258 . محمود صادقی اشرافی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ تیرماه در اردبیل بازداشت شد.
259 . محمود فضلی ؛ فعال مدنی در تاریخ 18 خرداد در ارومیه بازداشت شد.
260 . مختار اسدی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 7 تیر در تهران بازداشت شد.
261 . مختار افرا ؛ فعال سیاسی در تاریخ 9 شهریور در مریوان بازداشت شد.
262 . مختار هوشمند ؛ فعال مدنی در تاریخ 2 خرداد در مریوان بازداشت شد.
263 . مراد حسن لو ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 15 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
264 . مرتضی عوض پور ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
265 . مریم عباسی نژاد ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 12 ارديبهشت در تهران بازداشت شد.
266 . مژگان عبادی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 3 شهریور در اصفهان بازداشت شد.
267 . مسعود حیدری ؛ روزنامه نگار در تاریخ 26 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
268 . مسعود شمس ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
269 . مسعود علوی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 8 تیرماه در ارومیه بازداشت شد.
270 . مسعود کدخدایی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ خرداد در تهران بازداشت شد.
271 . مشتاق سمندری ؛ شهروند بهایی در تاریخ 18 خرداد در بابل بازداشت شد.
272 . مصطفی پاپی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 10 تیر ماه در تهران بازداشت شد.
273 . مصطفی جمشیدی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 28 اردیبهشت در مغان بازداشت شد.
274 . مصطفی شعار ؛ استاد و مفسر قران در تاریخ 16 اردیبهشت در تبریز بازداشت شد.
275 . مصلح بدخش ؛ فعال سیاسی در تاریخ 9 شهریور در مریوان بازداشت شد.
276 . معتمدیان ؛ فعال صنفی در تاریخ 15 تیرماه در نامعلوم بازداشت شد.
277 . ملا محسن حسینی ؛ امام جمعه اهل سنت در تاریخ 22 شهریور در کامیاران بازداشت شد.
278 . ملکی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 19 اردیبهشت در سنندج بازداشت شد.
279 . منت رحمانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در لون صادات بازداشت شد.
280 . منتجبی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 12 ارديبهشت در ابن باویه بازداشت شد.
281 . منصور سیفی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
282 . مهدی زینالی ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 28 اردیبهشت در اردبیل بازداشت شد.
283 . مهدی فرحی شاندیز ؛ فعال کارگری در تاریخ 11 خرداد در تهران بازداشت شد.
284 . مهدی کامرانی ؛ ارتباط خانوادگی در تاریخ 17 خرداد در تهران بازداشت شد.
285 . مهرداد رزم جویی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
286 . مهرنوش رزقی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 22 خرداد در نامعلوم بازداشت شد.
287 . مهناز کریمی ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 28 اردیبهشت در مغان بازداشت شد.
288 . میلاد یوسفی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 24 تیرماه در پاوه بازداشت شد.
289 . نادر احسنی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 30 فروردین در تهران بازداشت شد.
290 . نادر درویشی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 22 تیرماه در مهاباد بازداشت شد.
291 . نادر عزیزی ؛ فعال فرهنگی در تاریخ 27 اردیبهشت در مغان بازداشت شد.
292 . ناصر خضری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 25 تیرماه در بوکان بازداشت شد.
293 . ناصر رحیمی ؛ دراويش گنابادي در تاریخ 9 تیرماه در کاشان بازداشت شد.
294 . ناصر نبی زاده ؛ فعال دانشجویی در تاریخ خرداد 89 در مهریز یزد بازداشت شد.
295 . نجمه ستوده ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 20 خرداد در شیراز بازداشت شد.
296 . نرگس محمدی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 20 خرداد در تهران بازداشت شد.
297 . نسرین ستوده ؛ وکیل دادگستری فعال حقوق زنان در تاریخ 13 شهریور در تهران بازداشت شد.
298 . نسیم روحی ؛ شهروند بهایی در تاریخ 14 مرداد در ویلا شهر اصفهان بازداشت شد.
299 . نعمت اسدی ؛ فعال صنفی معلمان در تاریخ 1 تیر در سنندج بازداشت شد.
300 . نفیسه مجتهدی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 15 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
301 . نورا نبیل زاده ؛ شهروند بهایی در تاریخ 1 تیر در مشهد بازداشت شد.
302 . نیلوفر مهرابی ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند در تهران بازداشت شد.
303 . نيما گلزاري ؛ فعال حقوق بشر در تاریخ 18 اسفند 88 در تهران بازداشت شد.
304 . واحد رحمانی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 شهریور در روانسر بازداشت شد.
305 . وحید اسماعیل زادگان ؛ شهروند بهایی در تاریخ 11 اردیبهشت در تنکابن بازداشت شد.
306 . وحید طلایی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 14 اردیبهشت در تهران بازداشت شد.
307 . وهاب خاتمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 8 خرداد در مهاباد بازداشت شد.
308 . هادی خدابنده ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
309 . هادی شیر پور ؛ فعال سیاسی در تاریخ 11 شهریور در تهران بازداشت شد.
310 . هاوژین رنجبری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 مرداد در سالار دیوان دره بازداشت شد.
311 . هژیر رنجبری ؛ فعال سیاسی در تاریخ 12 مرداد در سالار دیوان دره بازداشت شد.
312 . هومن هوربد ؛ شهروند بهایی در تاریخ 23 تیرماه در ساری بازداشت شد.
313 . هیوا خضری اقدم ؛ فعال سیاسی در تاریخ مرداد در بوکان بازداشت شد.
314 . هیوا غزال ؛ فعال سیاسی در تاریخ 1 تیر در مهاباد بازداشت شد.
315 . یاسر ترکمن ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 18 تیرماه در تهران بازداشت شد.
316 . یاور جمالی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
317 . یحیی صمدی ؛ روزنامه نگار در تاریخ 5 مرداد در سنندج بازداشت شد.
318 . یعقوب جوانی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
319 . یعقوب رمضانی ؛ فعال محیط زیست در تاریخ 13 فروردین در ارومیه بازداشت شد.
320 . یونس رستمی ؛ فعال سیاسی در تاریخ 19 خرداد در آبدانان بازداشت شد.
321 . یونس سلیمانی ؛ فعال دانشجویی در تاریخ 27 خرداد در اردبیل بازداشت شد.
منبع: هرانا
"بر همه ملت غیور و دانشجویان عزیز روشن است که دانشجویان، این فرزندان فرهیخته ملت ایران هیچگاه اخلال گر نبوده و تفکیک صفوف آنان از سایرین برای حفظ ساحت مقدس علم ضروری است."
این جملات بخشی از بیانیه دانشگاه تهران است که در تاریخ 25/3/88 یعنی کمتر از 24 ساعت پس از حمله وحشیانه به کوی دانشگاه و انتقال دانشجویان به منفی چهار وزارت کشور منتشر شده است.
اهمیت توجه به این اطلاعیه از آنجا است که اکنون پانزده ماه پس از آن حادثه در حالی که رسانه های رسمی سخن از شناسایی و محاکمه عوامل حادثه کوی می گویند، هیچ کس به این نکته توجه نمی کند که تاکنون تعداد قابل توجهی از دانشجویان به اتهام مشارکت در اغتشاشات کوی به دادسرای قضایی نیروهای مسلح واقع در چهارراه شهید قدوسی احضار شده اند، جمعی دیگر در وزارت اطلاعات و همچنین دادگاه به کرات مورد بازجویی قرار گرفته اند و برای تعدادی احکام زندان صادر شده و برخی چ.ن عباس کاکایی اکنون به همین اتهام در حال تحمل یک سال زندان هستند و حتی در طول 300 روز بازداشت از مرخصی هم برخوردار نشده اند.
شهادت رئیس دانشگاه تهران تنها ساعاتی پس از حادثه به عنوان یک نیروی با سابقه امنیتی نباید دست کم گرفته شود و می تواند به عنوان یک سند مهم حقوقی در پرونده های دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
اما از سوی دیگر رئیس دانشگاه تهران که در روزهای پس از حادثه اعلام می کرد "ما ایستاده ایم و از حقوق دانشجویان دفاع می کنیم و تا روشن شدن کامل حوادث کوی و مجازات مسببین آن این موضوع را پیگیری خواهیم کرد."(خبرگزاری مهر - 27/3/88) به فاصله کوتاهی خود اقدام به احضار دانشجویان به کمیته انضباطی به اتهام مشارکت در حوادث کوی و صدور احکام طولانی مدت محرومیت از تحصیل برای دانشجویان نمود.
کمیته پیگیری مجلس نیز پس از آنکه اعلام گزارش خود در پرونده کهریزک را بی اثر یافت، ترجیح داد در قضیه کوی ورود جدی نداشته باشد.
به هر حال این روزها و در سکوت خبری 15 ماه پس از حادثه ای که آیت الله خامنه ای آن را "جنایت" خواند این دانشجویان دانشگاه تهران هستند که در راهروهای محاکم قضایی و سلولهای زندان اوین و دفاتر کمیته انضباطی و حراست به عنوان "جنایتکاران حادثه کوی" محاکمه می شوند و رفتار دوگانه مسئولین دانشگاه تهران بیش از پیش برای آنها آشاکار می گردد
امروز: انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به مناسبت شروع سال تحصیلی بیانیه ای را منتشر کرده است که متن کامل آن در پی می آید:
یرفع الله الذین امنوا منکم والذین اوتوالعلم درجات
سال تحصیلی جدید درشرایطی اغاز می شود که نهادعلم در ایران با چالش ها و مسائل بنیادین فراروی خود روبرو گردیده است.امروزه برکسی پوشیده نیست که مهمترین سرمایه اجتماعی هر کشوری یعنی توسعه منابع انسانی در گرو تقویت جایگاه مراکزعلمی ودر راس آن دانشگاه است. اقتدار ملی وابسته به توسعه علمی است وتوسعه پایدار در کشور جز بر پایه دانایی حاصل نمی گردد.لازمه چنین امری فراهم سازی شرایطی است که درآن نهاد دانشگاه ومراکز پژوهشی بتوانند با کسب اختیارات ومسئولیت های لازم،تعامل ودادوستد با نخبگان جامعه ونیروهای شایسته وکارآمد علمی وارتباط روزافزون با نهادهای علمی جهان به تامین نیازمندی های علمی وتوسعه کشور بپردازند.
نهاد دانشگاه به عنوان یک نهاد واسط فرهنگی،علاوه بر تامین نیروی انسانی متخصص ومتعهد به آرمان ها، نقش اساسی ومهمی در عرصه تولید فکری وارزشها وخلق الگوی اجتماعی مناسب ومشارکت در فرهنگ سازی وترسیم افق های آینده ایفا می کند. از این رو توجه به منزلت وجایگاه رفیع دانشگاه درتحولات اجتماعی وفرآیند توسعه متوازن وهمه جانبه کشور اهمیتی حیاتی دارد.امروزه علی رغم تلاشهای سی ساله مسئولین آموزش عالی ،این نهاد سرنوشت ساز با سیاست ها و رویه های ناموزون،سطحی اندیشانه وغیر نظام مند روبرو گردیده است که استمرار حیات مولد وموثر آنرا با تهدیدات جدی مواجه کرده است.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها به عنوان یک تشکل علمی-سیاسی که دغدغه اصلی آن ارتقاء جایگاه نهاد علم در فرآیند رشد وتعالی همه جانبه جامعه اسلامی ایران است خود را موظف می داند در خصوص اهم اینگونه نابسامانی ها به شرح زیر اعلام هشدار نماید.
1-کاهش بیش ازحد استقلال دانشگاه ها وتبدیل دانشگاه از نهاد پیشرو به یک نهاد منفعل ونیازمند دخالت وقیمومیت دیگر نهادها.این رویکرد متاسفانه جایگاه مدیریت دانشگاهی ومدیران گروه های علمی را تا حد کارگزار منفعل ومجری اوامر فرماندهان بالا دستی تقلیل داده است .این امر بویژه در سازوکارهای جذب هیات علمی وپذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی که شاکله وهویت علمی دانشگاه هارا رقم می زند به نحو نگران کننده ای مدیران وگروه های علمی را با انفعال وبی اثری روز افزون مواجه کرده است.
2- تحدید مهمترین کارویژه دانشگاه برای ماموریت خود یعنی آزادی علمی اکادمیک خصوصا درعر صه علوم انسانی.آزادی علمی ارزشی بنیادین در ماموریت دانشگاه واز مهمترین الزامات ساختاری وکارکردی آن است .محدودیت های کنونی به تضعیف نقش دانشگاه در عرصه خلاقیت های علمی،نقدعلمی دیدگاه ها وسیاست ها،تبیین علمی مسائل اجتماعی ونهایتا فقدان شرایط مناسب یرای ایفای نقش کارشناسی وپشتیبانی عالمانه از برنامه های توسعه ملی منجر شده است.
3- انقلاب اسلامی در درجه اول یک انقلاب فرهنگی است از این رو علوم انسانی باید بتوانند نقش بسیار مهم واساسی در رشدوگسترش عالمانه پیامها وارزشهای ان ایفا نمایند.این در حالی است که به رسمیت شناختن مشروعیت وجودی این علوم در دانشگاه ها در حال حاضراز مسائل ابتدایی نظام اموزش عالی کشور به حساب می آید ومتاسفانه هر روز با نغمه هایی نا موزون در این زمینه مواجه هستیم. فلسفه، روان شناسی ،جامعه شناسی، علوم سیاسی، حقوق ،اقتصاد ،مدیریت وبعضی از رشته های دیگر از جمله متهمانی هستند که باید برای استمرار وجود خود از نا آشنایان به ظرایف این رشته ها کسب مجوز کنند . امروزه متاسفانه از زبان برخی مسولین نظام اموزش عالی کشور اینگونه شنیده می شود که انها این علوم را عناصر تهدید آمیز برای کشور تلقی می کنند .دراین شرایط است که امید وچشم انداز روشن ،که لازمه ارتقای تولیدات وخلاقیت اساتید وجذب وپرورش استعداد های برجسته است از این عرصه ها گرفته می شود وتسلسل بی انتهای ضعف در عرصه علوم فرهنگی را دامن می زند .
4- بازنشسته کردن خارج از رویه سرمایه های علمی کشور،اساتید ممتاز،دردمند ونخبه بویژه درعلوم انسانی واجتماعی واستفاده از این ابزار اداری برای رهایی از حضور نقادان وبه حاشیه راندن آنها ونیز اتخاذ شیوه های نا مناسب برای ورود وپذیرش نیروهای جدید بدون توجه به ملاک ها واستانداردها و معیارهای علمی لازم ، نگرانی های بسیاری را موجب شده است.
5- اظهارات بسیار عجیب ولحن باورنکردنی برخی از مسئولین ومدیران ارشد نظام آموزش عالی کشور مبنی برلزوم خراب کردن سقف دانشگاه ها بر سر ناقدان وتعطیلی برخی از رشته ها ، جامعه علمی کشور را با بهت وناباوری روبرو ساخته است.ادبیات کلامی والفاظ مطرح شده در این اظهارات ،صرف نظر ازمضامین ومحتوای آن نشان دهنده اوج نا پختگی وفاصله شگرفی است که بین شئون ذاتی نقش های مدیریتی این مراکز ومتصدیان فعلی ان ایجاد شده است.
6-دانشگاه علاوه برکارویژه های علمی -پژوهشی ،همواره عرصه دفاع ازعدالت اجتماعی ونقادی وآسیب شناسی حوزه عمومی وسیاست های رایج بوده است . متاسفانه افزایش برخورد های امنیتی وانظباطی با اساتید وبویژه دانشجویان وتشکل های منتقد وایجاد انواع محدودیت ها ومحرومیت های تحصیلی برای فعالان دانشجویی ،دانشگاه ها را با نوعی رکودوسکون سیاسی،فرهنگی وصنفی روبرو ساخته است .این امرعلاوه برآنکه جامعه وکشور را ازبرکت نقادی های آرمان خواهانه محروم می کند ،امید به اصلاح ورفع نابسامانی ها ازطریق انتقاد وفعالیت های قانونی وآشکار را کاهش داده خطر افزایش رویکرد های رادیکال را تقویت می کند.تداوم حبس استاد عالی مقام وشخصیت وارسته چون دکتر داوود سلیمانی از بارز ترین نشانه های برخورد ناموجه با اساتید خدوم ودلسوخته ایست که تاوان کم تحملی وفقدان فضای نقد را می پردازند.
7- سیاست های رایج نظام اجرایی کشورحکایت از ان دارد که دست اندرکاران وبرنامه ریزان،نیازی به نقش کارشناسی وظرفیت های اساسی نهاد دانشگاه احساس نمی کنند.نادیده گرفتن هشدارهای دانشگاهیان در زمینه های اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی وممانعت یا کاهش دادن حضور دانشگاهیان نقاد وجسور در سیاست گذاری های کلان توسعه بخصوص برنامه پنجم،ضعف های اساسی را در این گونه برنامه ها موجب شده وآینده کشور را با مشکلات این گونه سهل انگاریها مواجه خواهد کرد.
8- نابسامانی شرایط درونی دانشگا ها وکم اعتنایی یا بی اعتنایی به جایگاه علم وعالمان بویژه صاحبان اندیشه های خلاق ونقاد درعرصه های عمومی کشور، موجبات تشدید فرار مغزها ومهاجرت نخبگان را فراهم آورده است واین امر خسارت های مادی ومعنوی فراوانی به روند توسعه وتعالی جایگاه کشور در مناسبات بین المللی وارد خواهد کرد.
مرور دلسوزانه و دردمندانه نکات فوق مارا وامی دارد که این گونه جمع بندی کنیم که توسعه، استقلال ، امنیت واقتدار کشور بیش از هر چیز در گرو توسعه علمی است وآن هم باعزم ملی وبرنامه ریزی ومدیریت توسعه دانایی محور دست یافتنی است.این امر بزرگ حاصل نمی شود مگر با اعتماد اساسی به کارآمدترین نهاد تولید علم یعنی دانشگاه وتوجه به نقش کلیدی دانشگاه در گرو به رسمیت شناختن آزادی علمی،استقلال مالی - اداری دانشگاه هاوتامین امنیت ناقدان وناصحان است.رعایت منزلت وشئون دانشگاهیان وبه رسمیت شناختن حق آنان در تشخیص وتعیین سیاست ها ومشارکت دادن آنها در اداره امور جامعه بویژه اداره دانشگاه ها وتاکید بر نقش وتعامل فزاینده بانهاد های علمی بین المللی ،شرط لازم برای توسعه متوازن ودانایی محور است.امید واریم این آموزه امام خمینی که فرمود: "دانشگاه مبداء همه تحولات است" جدی گرفته شود ودر پرتو آن نابسامانی هایی که بخشی از آن در سطور فوق گفته آمد کاهش یابد.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها
مهر ماه یکهزاروسیصدوهشتادونه
دادگستری زنجان مهدی جلیلخانی نویسنده، منتقد ادبی و روزنامهنگار مستقل زنجانی را به سه سال حبس محکوم کرده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، جلیلخانی در محاکمهی نخستین در شعبهی اول دادگاه انقلاب زنجان مورخ 23 مردادماه که به ریاست قاضی صادقی و بدون حضور هیأت منصفه به اتهام "توهین به رهبری" محاکمه شده بود، به دو سال حبس تعزیری با تعلیق پنج ساله محکوم و در دومین جلسهی رسیدگی به اتهاماتاش، در 29 شهریور ماه در شعبهی 102 دادگاه عمومی جزایی دادگستری زنجان به ریاست قاضی خانمحمدی، به اتهام "تشویش اذهان عمومی" به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
مهدی جلیلخانی فرزند نمایندهی مردم زنجان در مجلس پنجم است که پس از انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 88 و در پی حمایت از مردم و مهدی کروبی نامزد معترض و از مخالفان دولت، بارها توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته است.
جلیلخانی در 28 دیماه سال گذشته نیز در مراجعهی نیروهای امنیتی به منزلش ضمن تفتیش وسایل شخصی و توقیف کامپیوتر و برخی لوازم شخصی بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.
اولین برخورد با برگزاری نماز جمعه در زمان حیات آیت الله غروی در سال 59 بود که در اطراف شهر در عاشق آباد اصفهان حاج آقا نماز برگزار می کردند در یکی از نمازها مامورین لباس شخصی به نماز حمله کردند و آقای سید محمد حسین احمدی برادر آیت الله غروی در حین صحبت های پیش از خطبه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در اثر ضربه های وارده به سرشان مدتی بعد در گذشتند."
خانم علیزاده همسر دکتر سید علی غروی در گفت و گویی با سایت تحول خواهی با بیان این خاطره و نحوه بازداشتهای اخیر در اصفهان، آرزوی آزادی برای همه زندانیان دارد و می گوید: سفارش من به جوانان میهن این است که در راه استیلای آزادی و وطن خود از هیچ گونه فداکاری و گذشتی دریغ نکنید و هرگز نا امید نشوید.
ابراهیم یزدی، دبیر کل و هاشم صباغیان، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی به همراه علی اصغر غروی، غفار فرزدی و احد رضایی، مسولان شاخه های اصفهان، تبریز و زنجان این تشکل سیاسی، ظهر جمعه در شهر اصفهان بازداشت شدند. ماموران امنيتي علت اين بازداشت ها را برگزاري نماز جمعه غير قانوني عنوان کرده بودند.
علیزاده در مورد وضعیت جسمی بازداشت شدگان می گوید: دکتر غروی دیسک کمر دارند تا حدی که نماز یومیه شان هم نشسته بجا می آورند آقای مهندس صباغیان که قلبشان باطری دارد و آقای دکتر یزدی هم عمل قلب باز انجام داده.
وی در خصوص علت بازداشت ادامه می دهد: یکی از ماموران اعلام کرد: برگزاری نماز غیر قانونی.
علیزاده در مورد سابقه یازداشت و درگیری قبلی هم در مورد برگزاری نماز می افزاید: اولین برخورد با برگزاری نماز جمعه در زمان حیات آیت الله غروی در سال 59 بود که در اطراف شهر در عاشق آباد اصفهان حاج آقا نماز برگزار می کردند در یکی از نمازها مامورین لباس شخصی به نماز حمله کردند و آقای سید محمد حسین احمدی برادر آیت الله غروی در حین صحبت های پیش از خطبه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در اثر ضربه های وارده به سرشان مدتی بعد در گذشتند.
بار بعدی در آبان 78 مامورین با حکمی از طرف دادگاه ویژه روحانیت به نمازی که دکتر غروی می خواندند حمله کردند و آقای دکتر بازداشت شدند در همان مورخ به منزل آیت الله غروی هم حمله شد و ایشان را می خواستند بازداشت کنند و آنقدر این حمله وحشیانه و سبع منشانه بود که همسر آیت الله که بیمار و در منزل بستری بودند به حالت کما رفتند و فردا صبح همان روز هم فوت کردند و شاید هم به همین دلیل از بازداشت حاج آقا منصرف شدند. در همین موقع به نماز جمعه در نائین حمله شد و آقای فرامرزی و علیزاده پدر اینجانب بازداشت شدند.
موعد آخر در 12/5/86 بود که به امامت آقای مصلحی برگزار می شد که به طرز ددمنشانه ای حمله شد و آقای مصلحی بازدداشت شدند و در پایان از همه تعهد گرفتند که در نماز غیر قانونی شرکت نکنند.
علیزاده علت حمله به نماز را چنین توضیح می دهد: می گویند که آقای دکتر غروی مجتهد نیستند ولی ما علت حمله به نماز آیت الله غروی را هم نمی دانیم ایشان که مجتهد بودند. و بعد هم با حکم دادگاه ویژه روحانیت به نماز دکتر حمله بردند که این هم به تناقض عدم مجتهد بودن آقای دکتر است. ضمنا می گوینداز طرف مقام رهبری مجوز نماز ندارند.
خانم عليزاده در خصوص چگونگی بازداشت ها می گوید: روز جمعه 10/7/89 مجلس ختمی به مناسب وفات دختر آقای مسکین در اصفهان برگزار شدکه به همین دلیل آقای دکتر یزدی,آقای مهندس صباغیان,آقای دکتر فرزادی از تبریز و آقای احمد رضایی از زنجان, آقای مصلحی و یکسری از دوستان از نائین و سایر شهرستان ها وارد اصفهان شده بودند و در این مراسم شرکت کرده بودند. بعد از اتمام مراسم ختم برای استراحت و عیادت از یکی از دوستان آقایان یزدی, صباغیان و دکتر غروی و جند تن دیگر از اطرافیان به منزل ایشان رفته و اتفاقا این دوست قدیمی در بستر بیماری بودند و رفتن به منزل ایشان فقط و فقط در جهت عیادت از بیمار بوده و هیچگونه برنامه ای در رابطه با برگزاری نماز تدارک دیده نشده بود.
وی در ادامه می افزاید: طبق فرمایش آیت الله غروی پدر بزرگوار آقای دکتر که از مراجع تقلید زمان خود بودند; مسلمین موظف اند در هر شرایط و مکانی هرجا تعدادشان به حداقل 5 نفر رسید به عنوان امر واجب و نه مستحب نماز جمعه را برپا دارند. پیرو همین فرمایش ایشان نماز جمعه برپا گردید و در هنگام خروج از منزل آقای دکتر غروی با ماموران لباس شخصی مواجه شدند و آنها بدون حکم قضایی و فقط با ارائه یک کارت شناسایی وارد منزل گشته, بعد قشونی از نیروهای انتظامی و بسیج که طبق گفته ی ناظرین محلی حدود 200 نفر بودند وارد شدندو ابتدا و انتهای خیابان طالقانی را مسدود کرده و به مردم محلی اعلام می شد که تصادف رخ داده.از تمام منزل فیلم برداری شد و دکتر غروی و مهندس صباغیان را کشان کشان روی زمین بردند.
یکی از حاضران در صحنه ی بازداشت دبیر کل و اعضای نهضت آزادی در روایت خود از بازداشت های روز جمعه از برخورد زننده ماموران لباس شخصی با دکتر غروی و مهندس صباغیان و ضرب و شتم ایشان خبر داده است.
به گزارش «میزان خبر» این شاهد عینی در مورد شروع حمله ی نیروهای لباس شخصی می گوید: عد از مراسم وفات دختر جناب آقای مصطفی مسکین در مسجد لنبان اصفهان، به همراه آقایان دکتر یزدی، مهندس صباغیان، دکتر فرزدی، آقای رضایی و جمعی از اعضا و دوستداران نهضت آزادی ایران و همچنین برخی افراد عادی برای برپایی نماز و به منزل یکی از دوستان رفتیم. بعد از نماز متوجه حضور نیروهای امنیتی درب منزل شدیم که اجازه خروج از منزل را ندادند.
این شاهد عینی از تلاش نیروهای امنیتی برای ورود به منزل علیرغم نداشتن حکم قضایی و مقاومت عده ای از اهالی منزل در برابر این نیروها خبر می دهد و می گوید: نیروهای امنیتی ابتدا با مقاومت شدید اعضا مواجه شدند ولی با ضرب و شتم و تهدید و ارعاب و دشنام و در آوردن گاز اشک آور و اسپری فلفل و نیز ورود نیروهای نظامی بر جمع فائق آمدند."
پیش یک منبع آگاه به «میزان خبر» گفته بود نیروهای لباس شخصی که به محل اقامه نماز حمله کرده بودند از نیروهای امنیتی اصفهان بودند که با دستور اطلاعات تهران به ای عمل دست زده بودند.
این شاهد عینی در گزارش خود از برخورد زننده نیروهای امنیتی با دکتر غروی خبر داد و گفت: "برخورد نیروهای امنیتی با شخص دکتر غروی و اقوام و شاگردانشان بسیار زننده بود. به گونه ای که دکتر غروی را که مدت ها به علت بیماری ستون فقرات در استراحت مطلق بودند و اکنون نیز به آهستگی و عصا به دست راه می روند را با زور و مشت و وحشی گری از بالای پله ها به پایین کشانده و بردند. چند تن از دوستان ایشان را نیز که معترض به این رفتارها بودند با خشونت تمام بر روی زمین کشیده و داخل خودروهای امنیتی انداختند."
همچنین در ادامه روایت این شاهد عینی از ضرب و شتم مهندس هاشم صباغیان از بلند پایه ترین اعضای نهضت آزادی ایران در هنگام بازداشت گزارش می دهد: "مهندس صباغیان نیز که خواستار توضیح مأموران در مورد حکم و هویتشان و محل بازداشت بودند با برخورد تندی مواجه شدند. به گونه ای که علی رغم تذکر شخص ایشان و اطرافیان مبنی بر مشکلات کهولت سن و بیماری قلبی این مبارز قدیمی، به زور و خشونت و با نیروی فیزیکی، ایشان را به بیرون از منزل بردند."
اگرچه حملات خشن به تجمعات در اصفهان پیشینه ی طولانی دارد، اما به گفته ی شاهدان و فعالان قدیمی اصفهانی، خشونت نیروهای امنیتی در این برخوردها بی سابقه بوده است.
گفتنی است دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل و مهندس هاشم صباغیان، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی به اتفاق دکتر علی اصغر غروی، دکتر غفار فرزدی و احد رضایی، مسولان شاخه های اصفهان، تبریز و زنجان نهضت آزادی، ظهر جمعه پس از اقامه نماز و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیر قانونی در شهر اصفهان بازداشت شدند.
دادگاه مهندس سید امیر خرم، 26 مهرماه برگزار خواهد شد.
به گزارش «میزان خبر» این عضو شواری مرکزی نهضت آزادی در شعبه 26 دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی پیرعباسی محاکمه خواهد شد.
گفتنی است مهندس خرم در دی ماه سال گذشته بازداشت و پس از 50 روز زندان در بند 209 زندان اوین با قید کفالت آزاد شد.
هم اکنون دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل و مهندس هاشم صباغیان، دکتر علی اصغر غروی، دکتر غفار فرزدی، مهندس محمد(فرید) طاهری، مهندس عماد بهاور و امیر حسین کاظمی از اعضای نهضت آزادی در زندان به سر می برند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با ارسال نامه ای به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب به این کمیسیون اعلام کرد که براساس رای دادگاه رای این کمیسیون مبنی بر توقیف پروانه جبهه مشارکت لغو شده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دبیر محترم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب
با سلام
مستحضر هستید که به دنبال تصمیم آن کمیسیون دائر بر توفیف پروانه فعالیت حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی و دستور توقف همه فعالیتهای حزبی ، شکایتی از سوی حزب بر اساس تبصره ۲ ماده ۱٥ قانون" فعالیت احزاب ، جمعیتهای سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای شناخته شده" (که مشروعیت آن کمیسیون وابسته به همین قانون است) ، علیه تصمیم ان کمیسیون در محاکم دادگستری اقامه شد.
اینک شعبه بیست و هفتم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران رای قطعی خود را به شماره دادنامه ٨٩۰٩٩۷۰۲۲٨۷۰۰۴۱٩ صادر نموده است. به موجب این حکم تصمیم مورخ ۲٣/۱/۱٣٨٩ آن کمیسیون ابطال شده است.
علیهذا خواهشمند است به همه مراجع ذیربط که به دنبال رای آن کمیسیون تضییقات زیادی برای حزب ایجاد کرده و با اقدامات خود فعالیت طبیعی یک حزب قانونی را مختل کرده اند ابطال آن تصمیم را ابلاغ فرمایید و با به رسمیت شناختن همه حقوق مصرح در قانون اساسی و قانون احزاب ، به رای دادگاه تمکین کنید.
جبهه مشارکت ایران اسلامی
امروز: میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و یکی از همراهان جنبش سبز در گفت و گویی با کلمه، به تشریح ویژگی های جنبش سبز پرداخته و این جنبش را ما حصل مطالبات معطل مانده یکصد ساله اخیر و جنبشی سر زنده، آزادی خواه و رهائی بخش و معاصر با نگاه به سنت و گذشته توصیف کرده است که روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود.
موسوی در این مصاحبه که به تازگی انجام شده، خطاب به اقتدارگرایان گفته است که «فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم، شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید.»
میرحسین در همین مصاحبه از دولتمداران پرسیده است که «چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضع اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید؟ و در ادامه به آنها گفته که خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید تا ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟»
موسوی آبروی امروز نظام را در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هایی چون فجایع کهریزک و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه و پیگیری نامه های زندانی های مظلوم سیاسی از جمله عبدالله مومنی و حمزه کرمی و آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی دانسته است.
نخست وزیر دوران جنگ در این گفت و گو به مشکلات اقتصادی کشور نیز پرداخته و گفته است که گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی که کشور در معرض آن قرار دارد، یک مشکل اساسی امروز«کوتاه شدن دست کشور در استفاده ازنیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و احتماعی است.نیروهای کارآمدی که به عوض انکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای اقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا.»
مشروح مصاحبه کلمه با میرحسین موسوی را در ادامه می خوانید.
یکی از بحثهای حساس در فضای ملی وضعیت جنبش سبز در شرایظ کنونی است . تحلیل شما از وضعیت کنونی جنبش چیست و آینده انرا چگونه پیش بینی می کنید؟
جنبش سبز سر زنده است و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر بویژه مطالبات بر آمده از انقلاب اسلامی است . ازهمه مهمتر یک جنبش مدرن و متناسب با شرایط و ضروریات جهان امروزی است. اگر دقت کنید شعار ها و مطالبات در جنبش به گونه ای بیان شده است که مخالفت علنی با آن را برای اقتدار طلبان مشکل می کند.
دقیقتر بفرمایید که چه شعار و مطالبه ای است که مخالفت علنی با آن را برای جناح اقتدارگرا دشوار می کند ؟
چه کسی می تواند آشکارا با آزادیخواهی و عدالت طلبی و یا انتخابات غیر گزینشی آزاد و رقابتی مخالفت کند. یا چه کسی می تواندتکیه بر ارزشهای فرهنگهای متنوع قومی را رد کند و یا به به راحتی و باصدای بلند بگوید که کرامت ذاتی انساتها را قبول ندارد و یا نمی خواهد مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و یا بگوید باز تولید استبداد آن هم به قول مرحوم علامه نائینی بد ترین نوع استبداد امر مطلوبی است؟
ما می دانیم درضمیر و باطن انسانی هیچ کس حتی در میان نیروهای امنیتی، نظامی و بسیجیان سیاهپوش امروزی راضی به کشتن و سرکوب ومحبوس کردن فرهیختگان، معلمان، کارگران و زنان و مردان نیست، مگر یک عده بیمار و یا وابستگان به قدرت و سودبرندگان از غارت منابع ملی. به همین دلیل وقتی مخالفان جنبش نمی توانند با خواسته های جنبش مقابله کنند دشمن تراشی می کنند. دشمن تراشی هایی از جنس آنچه در نوار سردار مشفق بود. از این نظر نوار سردار مشفق به عنوان یک سند تاریخی دارای اهمیت هم هست.
برای چندمین بار است که شما به اهمیت نوار سخنان سردار سردار مشفق اشاره می کنید، همان سخنانی که موجب شکایت هفت اصلاح طلب علیه کودتای انتخاباتی نیز شد، اولا اهمیت آن سخنان در چیست ؟ ثانیا به نظر شما دلیل عصبانیت اقتدارگرایان از شکایتی که بر پایه سخنان سردار مشفق استوار بود، چیست؟
سخنان سردار مشفق علاوه برآنکه سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی است برای نشان دادن انحطاط فکری دشمنان مردم بسیار مهم است. دلیل عصبانیت اقتدار طلبان از شکایت بر پایه سخنرانی کذائی همین است.
اما ما در مقابل این عصبانیت می توانیم بگوییم که فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید.
شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟
مهم ترین ویژگی های جنیش سبز را در شرایط فعلی چگونه بیان می کنید؟
در خلاصه ترین حالت باید بگویم جنبش سبز یک جنبش آزادی خواه و رهائی بخش کاملا معاصر است و نگاه به سنت و گذشته درآن به شیوه ای است که دست و پای آنرا نبسته و امید به آینده هم به نوعی نیست که آنرا دچار خیالپردازی کرده باشد. سیاستهای ویرانگر دولتمداران هم البته نقش اساسی در توجه دادن مردم به شعارها جنبش داشته است و بتدریج انرا بصورت تنها بدیل برای وضعیت موجود در آورده است
می شنویم که آقایان در تبلیغات رسمی خود می گویند که جنبش سبز را جمع کرده اند البته برخی اوقات خیلی راحت هم از لفظ «سرکوب» استفاده می کنند؟ نظر شما در باره این ادعا چیست؟
امتحان این ادعاخیلی ساده است. بگذارند بدون پر کردن خیابانها از نیروهای سیاهپوش و مسلح در مراسمی مثل شانزده آذر و یا بیست پنچ خرداد مردم نظر خود را با استفاده از حقوقشان که در اصل بیست و هفت قانون اساسی آمده است، نشان بدهند.
با دلخوشی به تجمعاتی که با حاضر غایب کردن در ادارات و یا تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکلهای پادگانی ترتیب داده می شود، مشکل حل نمی شود. همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهائی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد.
بنده به اختصار در پاسخ این ادعا بگویم که اثراتی که جنبش سبز تاکنون داشته جمع کردنی نیست. شما به ترک هائی که در بدنه آلوده به فساد و ظلم ایجاد شده نگاه کنید. این ترکها در جاهایی به شکافهای غیر قابل ترمیم تبدیل شده است. آنها برای پوشاندن این شکافها بطور مرتب به دروغگوئی وادار می شوند.
آبروی نظام امروز در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هائی چون فجایع کهریزک و یا نامه های زندانی های مظلوم سیاسی و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه درآمده است و کاملا مشهود است که دولتمداران راه حلی را در این زمینه ندارند و برای همین دروغ ها هر روز درحال افزایش است و هر روز بیشتر از روز پیش مشت اینان در مقابل مردم ایران و جهانیان باز می شود.
به نظر من تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال. اینها نه تنها از تجمع ها و راهپیمایی های خیابان که حتی از مچ بند سبز هنرمندان و ورزشکاران و جوانان نیز می ترسند.
باید به یاد داشته باشیم که در نبود جنبش این فساد و ظلم ساختاری و خودرایی ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند ودر آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیر قرار دهد.
خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می خواسته اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود وبه همین دلیل بسط آگاهی ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد. نیروهای مسلحی که درآستانه روز قدس برای ترساندن مردم به خیابانها آورده شدند نشان می دهد که اقتدار گرایان از سرزندگی جنبش اطلاع کامل دارند. حالا اگر یک وزیر بی اختیاری تعادل خودرا در مقابل مچ بند سبز سینماگرها از دست می دهد نباید آنرا جدی گرفت.
به مساله ی اقتصادی بپردازیم. در کشور علاوه بر بحران سیاسی نشانه های آشکاری از بحران اقتصادی دیده می شود. نرخ ارز و طلا و توقف گشایش اعتبارها و کم شدن فروش نفت و اعتصاب ها در چند ماه اخیر در بازارهای کشور اتفاق افتاده است وبیکاری، تورم ومشکلات روز افزون معیشتی نیز کاملا برای مردم ملموس است. اما در مقابل گفته می شود این تحریم ها به نفع کشور است و ما تحریم ها را دور می زنیم و از این قبیل بحثها. نظر شما به عنوان کسی که در هشت سال از بحرانی ترین دوران کشور دولت را اداره کردید در باره بحران های فعلی اقتصادی و ادعاهای دولت چیست؟
بنده بلافاصله بعد از قطعنامه ۱۹۲۹ در یاداشتی گفتم که این قطعنامه و قطعنامه های قبلی قابل اجتناب بودند و گزافه گوئی هاو ماجراجوئی ها در سیاست خارجی برای استفاده داخلی منجر به صدور این قطعنامه و پیامدهای آن شد و متاسفانه هنوز هم رویه سابق ادامه دارد.
می شود سخنرانی هاو مواضع اخیر در نیو یورک را از زاویه تامین منافع ملی بین استادان و صاحبنظران و حتی کارشناسان زبده وزارت خارجه به بحث و گفتگو گذاشت تا معلوم شوداین مواضع چقدر به نفع مصالح ملی ما بوده است. البته ممکن است در قهوه خانه های بعضی از کشور های عربی به به و چه چه هم بشنویم. ولی اثرات واقعی این مواضع درسفره های محرومان و مستضعفان جامعه و بازار و اقتصاد ملی روز بروز بیشتر حس خواهد شد.
گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی در داخل هم ما مشکل اساسی تری داریم که ممکن است در نگاه اول به نظر نیاید و آن کوتاه شدن دست کشور در استفاده از نیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.
نطام امروز دچار توهمات خطرناکی است و مشغول خراب کردن همه پلهای کوچک و بزرگ پشت سر است و گرنه در داخل این معرکه بزرگ به فکر حذف روز گفتگوی تمدنها از تقویم های کشور نمی افتادند.همین اقدام به ظاهر کوچک به خوبی نگاه کوتاه نگرانه و جناحی را که کشور دچار آن شده است، بخوبی نشان می دهد.
حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سر گذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.
در این بین فریاد شعارهای ارزشی و دینی بیش از همیشه بلند است و من میگویم اگر واقعا اسلام و ایران برای ما اهمیت داشت این همه نیروهای نخبه را از نظام نمی رماندیم آیا امروز جای امین زاده باید در زندان باشد یا وزارت خارجه ؟ و آیا امروز صفائی فراهانی در زندان و بیمارستان باید باشد و یا در وزارت اقتصاد و دارایی؟
اقتدارگرایان خواه خوششان بیاید و یا بدشان بیایداکثریت نیروها و مدیرانی که امروز می توانستند در این بحران نقش آفرین باشند درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران واعتماد ملی و سایر تشکلهای مشابه هستند و در این بین مساله عمده دادستان کشور و سخنگوی قوه قضائیه و در حقیقت سخنگوی کل نظام اعلام غیر قانونی بودن این تشکیلات ها و دستگیری اعضای آنهاست.
بنده متاثر می شوم وقتی می بینم مدیران برجسته کشور عوض آنکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای آقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا. همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی از این مدیران در سطح اجرا چه معجزاتی آفریده اند. امروزهمه زنان و مردانی که گمنام و یا مشهور تحت تعقیب و یا در زندان هستند می توانستند گره های بسیار ازمشکلات کشور باز کنند.
بنده از روی دلسوزی توصیه میکنم که این روزهای سخت که سختتر هم خواهدشد تاجائی که میتوان آن هزاران مدیر و نیروی کار امدی که از همه دستگاهها تصفیه شدند مورد توجه قرار گیرند و از تجربیات آن ها استفاده شود. گرچه می دانم که نباید انتظار داشته باشم که میخ آهنین رود در سنگ.
در مورد ادعاهای رسمی در مورد حل مشکلات کشور که زیاد این روزها از رسانه های رسمی شنیده می شود ،چه نظری دارید؟
در این باره باید بگویم شفافیت و اذعان بوجود بحران بخشی جدائی ناپذیر از راه حل است. با پوشاندن مسائل و رجزخوانی نفتی نخواهیم داشت که آنرا بر سر سفره های مردم ببریم و یا امنیت ایران عزیز را تامین کنیم.
دروغ و وارونه سازی حقایق باید متوقف شود تا ما همه مردم را پشت نظام داشته باشیم. باید بدانیم در دراز مدت برای مردم مهم تر از اسم حکومت تامین حقوق حقه آنان و احترام به کرامت ذاتی آنهاست. اگر می خواهید اسلام را حفظ کنید بطور عملی باید نشان بدهید که اسلام از تامین حقوق مردم و حق حاکمیت انان بر سرنوشت خود وحل مشکلات کشور عاجز نیست ومخالف ظلم وفساد و زورگوئی وفامیل بازی و اختناق است.
هیچ دولت و نظام سیاسی نمی تواتد جز با ایجاد وحدت بین ملت خود در خطرات جدی از خود دفاع کند. راه حل جذب مردم در این است که به آنها اطمینان داده شود که رای آنها دزدیده نخواهدشد و آنها خواهند بود که باید تصمیم بگیرند نماینده اشان در سازمان ملل چگونه سخن بگوید و با کدام کشور دوست باشد و با کدام دشمن. ونمایندگان آنها خواهند بود که تصمیم بگیرند چه زمانی ازدولتمداران حمایت کنند و چه زمانی استیضاح. وگرنه با دادن دو اطلاعیه متناقض دریک روز در مدح و ذم دولت مردم از جنبش سبز جدا نخواهند شد.
به تازگی یکی از سخنگویان موتلفه گفته است که باید بدنه مردم را از موسوی و خاتمی و کروبی جدا کنیم تا مشکل فتنه حل شود. به نظر می رسد این استراتژی تازه آقایان باشد. ارزیابی شما از استراتژی تازه شان چیست؟
به نظر من استراتژی عاقلانه ای است ولی مردم جذب تشکلهایی می شوند که مردم را بخاطر منافع خودشان با دگر سازیهای بی مورد خودی و ناخودی نکنند واز حقوق مردم دفاع کنند.
چه اشکالی دارد موتلفه هم از رسیدگی به نامه های حمزه کرمی و عبدالله مومنی و به دفاعیه آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی توجه و رسیدگی کند و هم مخالفت صریح خود را با شکنجه و اعتراف گیری و تواب سازی اعلام کند. و یا بعنوان یک حزب قدیمی به دستگیری غیر قانونی اغضای نهضت آزادی که آن هم یک تشکل و حزب قدیمی است اعتراض کند؟ مشکل موقعی حل می شود که ما چشممان را به تمایزهائی که خودی و ناخودی کردن ایجاد می کند ببندیم و از حق دفاع کنیم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد. من یقین دارم اگر شهید بزرگوار عراقی امروز زنده بود از حق وعدالت دفاع می کرد حتی اگر به ضررخود ویا دوستانش بود.
با تشکر از فرصتی که در اختیار کلمه قرار دادید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر