-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

Latest News from Iran Green Voice for 10/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ندای سبز آزادی: کمپین صلح و گفتگو در بیانیه دوم خود پیشنهاد نام گذاری روز شانزدهم مهر ماه به عنوان روز «صلح و گفتگو» را در دستور کار خود قرار داد. متن کامل این بیانیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است :

جشن مهرگان , جشن بزرگ ایرانیان وجشن مهر ودوستی است , کمپین صلح وگفتگو؛ با پیشنهاد نام گذاری روز شانزدهم مهر ماه به عنوان روز" صلح وگفتگو" با الهام از فرهنگ کهن ایران تقویت، همبستگی ملی ودفاع از راستی وپرهیز از دروغ ورواج فرهنگ درستکاری را در دستور کار خود قرار داده است ,همان گونه که دربیانیه نخست نیز مورد تأکید قرار گرفت هر پیشنهاد ویا اقدام سازنده ای که به پیشبرد این هدف انسانی کمک کند نمایانگر رشد وتوانایی جامعه چند صدایی است .پس از بیانیه نخست کمپین صلح وگفتگو پیشنهادهایی از سوی همراهان جنبش سبز برای برگزاری هر چه با شکوه تر " روز صلح وگفتگو" داده شده است .با احترام به همه پیشنهاد دهندگان برخی از این پیشنهادها وراه کارهای عملی ارائه می شود , همراهی وهمکاری اعضای خانواده بزرگ جنبش سبز به گسترش واجرایی شدن این راه کارها کمک کرده وراه ها وروش های نوینی را دربرابر ما قرار می دهد .
- رواج دروغ بزرگترین آسیب را به ارزش های اخلاقی جامعه ایرانی زده است , گسترش دروغ چون موریانه ای برجان فرهنگ این مرز وبوم افتاده است .هنجار شدن دروغ سبب شده است که این نا هنجاری احساس نگرانی را دامن نزند واین موضوع پدیده ای طبیعی تلقی شود. با یاد آوری ارزش راستی در فرهنگ ایران زمین وباورهای دینی ، باید زشتی دروغ به هر شیوه ممکن به نمایش گذاشته شود , با توزیع پوستر , نوشتن مقاله , سرودن شعر , وساختن آهنگ وموسیقی ,
پوستر" دروغ ممنو ع" را درهمه جا توزیع کنیم
-جنبش سبز سهمی دررسانه های دولتی وصدا وسیما ندارد, هرچند که در تأمین منابع مالی این رسانه ها از بودجه بیت المال ومالیات تأمین کننده بخش بزرگی از منابع این رسانه ها ست.درسالی که گذشت گروه های گوناگون از هواداران وپشتیبانان جنبش سبز در داخل وخارج کشور وبا نگرش ها ودیدگاه ها مختلف برای ایجاد رسانه تصویری مستقل حرکت هایی را آغاز وبرنامه هایی را تدارک دیده اند که از آن میان تلویزیون رسا موفق به پخش برنامه های ماهواره ای شده است .
تا آنجا که ما می دانیم دست اندرکاران این رسانه سبز به دلیل تنگناهای مالی قادر به گسترش برنامه وپوشش مناسب برنامه های تدوین شده نیستند
پیشنهاد می شود که هریک ازهمراهان جنبش سبز در داخل وخارج کشور معادل ده هزار تومان برای توسعه وبهبود برنامه های این رسانه یا مستقیم به حسابی که اعلام شده است واریز نمایند ویا جمع آوری کمک های مردمی مبالغ گرد آوری شده را در اختیار فعالان شناخته شده جنبش درشهرها ومناطق مختلف کشور قرار دهند .ادامه این کمک ها جنبش سبزرا دارای رسانه ای مستقل واثر گذار خواهد ساخت .بیایید باهم به" سوی رسانه سبز ملی" برویم
-انتشارروزنامه کلمه با برنامه ریزی دست اندرکاران سایت کلمه برای گسترش اطلاع رسانی درسطح جامعه گام مهمی در مخالفت با سانسور می باشد .توزیع گسترده روزنامه کلمه به ویژه درشهرهای کوچک ومناطق روستایی نیاز به عزم جدی وهمراهی اعضای جنبش سبز دارد .بیایید در روز شانزدهم مهر ماه گام بلندی در راه توزیع گسترده این روزنامه انجام دهیم ونشان دهیم که "کلمه کلمه ماست "
-منشور ارانه شده از سوی نماینده برگزیده جنبش سبز جناب آقای مهندس میرحسین موسوی به عنوان منشور جنبش سبز در محافل ومجالس به عنوانی موضوعی اساسی مورد گفتگو قرار گیرد وبا ارائه پیشنهاد وراه حل به تکمیل این منشور کمک نماییم ."منشور جنبش سبز راهنمای عمل "به درک واحد وبرنامه ای هماهنگ بین همراهان جنبش سبز تبدیل شود .
پیشنهاد می شود که رسانه های سبز با انتشار دوباره این منشور راه را برای گفتگوهای سازنده وفراگیر پیرامون آن هموار نمایند
-سازماندهی وایجاد نهادهای مدنی از مهمترین وظایف کنونی جنبش سبز می باشد با آگاهی از مخالفت با سازمان های سیاسی همراه جنبش سبز وفشارهای مضاعف براحزاب وسازمان های سیاسی هوادار جنبش , پیشنهاد می شود که هر یک از همراهان جنبش با استفاده از امکانان وموقعیت ها وارتباطات به نهاد سازی وفعالیت های گروهی همت گمارد .ایجاد سازمان ها ونهادهای مدنی به گسترش آگاهی وگفتگو وتدوین راه کارها وبرنامه ها ی عملی منجر خواهد شد .
حرکت به سوی "نهادهای خود بنیاد" راهنمای عمل هواداران جنبش سبز خواهد شد
-با زنده نگه داشتن یا د وخاطره شهیدان وآسیب دیدگان جنبش سبز گامی دیگر در تقویت پیوندهای دوستی وهماهنگی برداریم
پیشنهاد می شود که در روز شانزده مهر ماه دیدار با خانواده شهدا وآسیب دیدگان را در برنامه کار خود قرار دهیم .واین همراهی وهماهنگی را با صدای رسا اعلام کنیم که "شهیدان جنبش سبز شهیدان ما " هستند
-گفتگو پیرامون نارسایی های اقتصادی واجتماعی وفرهنگی وپیامدهای سیاست های زیان بار داخلی وخارجی به گسترش آگاهی از روند جاری در کشور کمک خواهد کرد , دانستن وآگاهی از زمینه نارسایی ها نشان خواهد داد که در پشت شعارهای به ظاهر ارزشی چه ویرانی برای کشور به ارمغان آمده است .همه ما باید به ارائه تصویر درست از آنچه هست ونه آنچه گفته می شود کمک کنیم .
- نماد سبز نماد هویت ماست , پیشنهاد می شود که در روز شانزدهم مهر به شکل گسترده از نماد سبز استفاده کنیم ونشان دهیم که جنبش سبز توانمند وبا قدرت برای رسیدن به هدف های روشن وانسانی وآزادیخواهانه خود به پیش می رود .
- پیشنهاد می شود که دوستان وهمراهان خارج کشور با تنوع دیدگاه وسلیقه برای هماهنگی وهمراهی گامی بلند در مسیر گفتگو وتدوین برنامه عملی برای هماهنگی وهمراهی بردارند وپیام صلح خواهی مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند.
کمپین ملی صلح وگفتگو مهرماه 89 تهران

 


 


ندای سبز آزادی: به دنبال انتشار مصاحبه حجت الاسلام حسینی بوشهری عضو محترم مجلس خبرگان رهبری با شبکه ایران و اظهار تعجب ایشان از سکوت آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری در برابر نامه "استیضاح رهبری" کدیور ، کوشیدیم عکس العمل محسن کدیور را در این زمینه جویا شویم.

حسینی بوشهری در گفتگوی خود با شبکه دولتی ایران که در سامانه خبری مشرق نیز منتشر شده است "با اشاره به سکوت آقای هاشمی رفسنجانی در برابر شبهه افکنی های محسن کدیور درباره ولایت فقیه و رهبری انقلاب اسلامی" گفته است "آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس خبرگان باید در اولین فرصت پاسخ ادعاهای کدیور را بدهد". به نظر این عضو مجلس خبرگان رهبری:‌ "با توجه به اینکه متن نامه خطاب به رئیس مجلس خبرگان بوده است، آقای هاشمی باید پاسخ این نامه را می داد". وی با ابراز تعجب از اینکه آقای هاشمی تاکنون پاسخ نامه را نداده است، تصریح کرد: "متنی که کدیور تنظیم کرده بود کلیت نظام را زیر سوال برده است. نظامی که مجلس خبرگان باید با جدیت حافظ آن باشد". آیت الله بوشهری تاکید کرد: "آقای هاشمی باید در اولین فرصت به عنوان رئیس مجلس خبرگان پاسخ مستدلی به نامه کدیور بدهد و اجازه ورود دیگر مخالفان نظام را به این عرصه ندهد".

محسن کدیور در نامه سرگشاده ٢۶ خرداد ۸۹ خود به حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی پرسشهای زیر را با وی مطرح کرده بود:
"اگر اراده ملی (یا نظر اکثریت مردم) بر خلاف رأی ولی فقیه بود، آیا باز هم میزان رأی ملت است؟ اگر ولی امر دیکتاتوری کرد، در حالی که شرعا از ولایت ساقط شده است، اگر با زور مردم را سرکوب کند و با تهدید یا تطمیع مجلس خبرگان را ساکت کند و به قوای نظامی و امنیتی برای بقای قدرتش متوسل شود، چه باید کرد؟ به کدام دلیل شرعی یا عقلی حکومت مادام العمر فقیه به دیکتاتوری منجر نمی شود؟ (مادام الشرائط که با پرسش قبلی تعارفی بیش نیست). بالاخره پرسش نهایی این است با توجه به تجربه عملی دو دهه اخیر ایران، آیا تصور ولایت مطلقه فقیه باعث تصدیق به بطلانش نمی شود؟ ... از آنجا که اصل ولایت فقیه و مصداق فعلی آن (بنا به شهادت مرحوم پدر شما و سه نفر دیگر از سران نظام در آن زمان) مورد رضایت آیت الله خمینی بوده است، آیا علاوه بر براهین نظری، ارزیابی منصفانه دو دهه اخیر بالاترین دلیل بر بی اعتباری این نظریه نیست؟ پرسش جدی این است: خط امام این "خطای فاحش" را چگونه می خواهد اصلاح کند؟"

کدیور در نامه سرگشاده مورخ ٢۶ خرداد ۸۹ به رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان به دلایل زیر خواستار "استیضاح رهبری" شده بود:
"من به عنوان یکی از شهروندان ایرانی، رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله آقای سید علی حسینی خامنه ای را به استبداد، ظلم، قانون شکنی، براندازی جمهوری اسلامی و وهن اسلام متهم می کنم.

اولا، معتقدم ایشان با تجاوز به حقوق شهروندی مردم ایران به صورت نهادینه، در قامت یک دیکتاتور تمام عیار، حکومت مطلقه شاهنشاهی را با ظاهر اسلامی بازآفرینی کرده است.
ثانیا، بر این باورم که ایشان با نقض استقلال قضات و قوه قضائیه، سیاسی کردن قضاوت و ظلم آشکار در حق منتقدان و ذوی الحقوق، "ولایت جائر" را محقّق کرده است.
ثالثا، معتقدم که وی با نقض مکرّر اصول متعدد قانون اساسی بویژه در حوزه تقنین و اجرا، بزرگترین قانون شکنی را دو دهه اخیر مرتکب گردیده، و با استحاله و فروپاشی قانون اساسی، بزرگترین برانداز جمهوری اسلامی بوده است.
رابعا ، از آنجا که این استبداد و ظلم و قانون شکنی و براندازی را بنام اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و جانشینی رسول الله (ص) و ائمه (ع) و حکومت اسلامی مرتکب شده، بزرگترین ضربه را به اسلام و تشیع و خدا و پیامبر (ص) و ائمه اهل بیت (ع) وارد کرده، با دولتی کردن دین، مایه وهن اسلام و شَین مذهب شده است.
و بالاخره، با توجه به از دست دادن شرائط لازم ضمن عقد، ولایت ایشان ساقط است، بی آنکه نیازی به عزل داشته باشد. "

دو نامه سرگشاده اخیر کدیور، پرسشها و نکات تأمل برانگیزی را مطرح ساخته و در محافل فرهنگی و سیاسی بخصوص قم، تهران و شیراز گفتگوهائی را برانگیخته است. در این گفتگوی کتبی علاوه برآن، پرسشهائی درباره پاسخ منتشره در هفته نامه پنجره و نیز مسائل بعد از نامه وی به حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی را مطرح کردیم.

توجه شما را به متن این گفتگو جلب می کنیم:

آیا شما حجت الاسلام سید هاشم حسینی بوشهری را می شناسید؟ نظرتان درباره ورود ایشان به بحث "استیضاح رهبری" چیست؟

ضمن تسلیت ایام سوگواری امام جعفر صادق (ع) که منادی بزرگ گفتگو بود، ابتدا از حساسیت جناب آقای سیدهاشم حسینی بوشهری تشکر می کنم. بله ایشان را می شناسم. در حد اطلاع من ایشان صاحب سمتهای متعددی هستند، از جمله: استاد حوزه علمیه قم، امام جمعه موقت شهر قم، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو مجلس خبرگان رهبری، عضو کمیسیون تحقیق مجلس خبرگان رهبری، عضو مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و مدیر سابق این مرکز، عضو هیأت رئیسه مرکز جهانی علوم اسلامی و رئیس سابق هیأت رئیسه آن.
اینکه ایشان به دلیل هر یک از سمتهای یاد شده در بحث "استیضاح رهبری" وارد شده اند را باید به فال نیک گرفت. بیشک ایشان به دلیل عضویت در مجلس خبرگان رهبری بویژه عضویت در کمیسیون تحقیق آن – که وظیفه قانونی نظارت بر رهبری در اجرای اصل 111 قانون اساسی را به عهده دارد - لازم بود درباره نامه "استیضاح رهبری" رسما اظهار نظر کنند.

ایشان از سکوت ریاست مجلس خبرگان دربرابر نامه من گلایه کرده اند. اما مخاطب آن نامه سرگشاده منحصرا آقای هاشمی رفسنجانی نبود. در جملات ابتدائی نامه 26 تیر 1389 به صراحت سه بار تکرار شده است که تک تک اعضای مجلس خبرگان رهبری مخاطب "استیضاح رهبری" هستند:
اول: "این نامه سرگشاده (در یک مقدمه، پنج بخش، یک خاتمه و ضمائمی در پاورقی) در استیضاح مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران آیت الله سید علی حسینی خامنه ای به جنابعالی و نمایندگان محترم مجلس خبرگان رهبری تقدیم می شود."

دوم. "مخاطب این نامه مردم، ریاست مجلس خبرگان رهبری و نمایندگان آن هستند. این نامه را سرگشاده برای شما ارسال می کنم، تا مردم ایران – مخاطبان واقعی این نامه - نیز شاهد این دادخواهی باشند. "

سوم. "این نامه ی یک شهروند جمهوری اسلامی به رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان در خصوص استیضاح مقام رهبری است".
بنابراین جناب آقای حسینی بوشهری و دیگر نمایندگان مجلس خبرگان مخاطب این نامه بوده اند. از اینکه ایشان لازم دیدند چند کلمه ای درباره نامه استیضاح رهبری سخن بگویند تشکر می کنم.

آیا انتظار پاسخ از آیت الله هاشمی رفسنجانی را نداشتید؟ از حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی چطور؟ بعلاوه اخیرا در برخی خبرگزاریهای وابسته به حکومت خبر "پاسخ محکم هاشمی به نامه جنابعالی" منتشر شد، البته در دل خبر هیچ اشاره ای به این موضوع نشده بود و به نظر می رسید که تیتر خبر، گویای فشارههایی ست که قرار است بر هاشمی برای دادن پاسخ اعمال شود. نظر شما در این مورد چیست؟

در هیچکدام از دو نامه ام انتظار جواب فوری نداشته ام. اما هر دو نامه تاثیر خود را گذاشته است. من نفس طرح پرسشهای بنیادی و دعوت متنفذان را به اندیشه موفقیت می دانم. مبارزه با استبداد دینی مبارزه ای درازمدت و فرسایشی است. هر دو شخصیت یاد شده زیر فشار سنگین حکومت برای پاسخ دندان شکن به نامه ها بوده اند و هیچکدام حاضر نشده اند از دیدگاه رسمی حمایت کنند. سکوت آنها در شرائط خفقان و سرکوب قابل درک است. اخبار واصله از ایران بر نفوذ سوالات و انتقادات مطرح در این دو نامه به بیوت علما و محافل فکری حوزوی و دانشگاهی دلالت دارد.
دست و پا زدن مراکز خبری نزدیک به حکومت در این زمینه – از جمله خبری را که اشاره کردید - بهترین قرینه این تاثیر است. موضع ریاست مجلس خبرگان از ظرافت و حساسیت بیشتری برخوردار است و به تناسب وی تحت فشار بیشتری است. اگرچه سخنان افتتاحیه وی با برآیند خبرگان متفاوت بود، اما بیانیه منتشره از سوی مجلس خبرگان رهبری در اجلاسیه شهریور نیشتری بر قلب خونین ملت ایران و سندی بر ناکارآمدی "خبرگان منصوب" بود. البته باید توجه داشت جلوه بیرونی این مجلس (نطقها و بیانیه های منتشر شده) لزوما همه عمکرد این مجلس نیست. امیدوارم آقای هاشمی بتواند در این موقعیت به غایت خطیر، فراتر از سخنرانی و گفتار، به وظائف شرعی، اخلاقی، قانونی و تاریخی خود عمل کند.

نظرتان درباره اظهارات حجت الاسلام حسینی بوشهری چیست؟ ایشان مدعی شده اند شما در این نامه "کلیت نظام" را زیر سوال برده اید و رئیس مجلس خبرگان باید مستدلا به شما پاسخ دهد.

نظر جناب آقای حسینی بوشهری در اینکه مجلس خبرگان باید به این نامه مستدلا پاسخ دهد، صائب است. در اینکه امر مهمی زیر سوال برده شده، باز حق با ایشان است. اما آنچه زیر سوال رفته،"کلیت استبداد دینی" است. آیا نظام جمهوری اسلامی با استبداد دینی تلازمی دارد؟ اگر جمهوری اسلامی و استبداد دینی ملازمند، حق با جناب حسینی بوشهری است.

من با صراحت و بر اساس مبانی فقه استدلالی (مندرج در آثارم از جمله کتب حکومت ولائی و حکومت انتصابی) ادعا کرده ام ولایت انتصابی مطلقه فقیه آنگونه که جناب آقای سید علی حسینی خامنه ای اجرا کرده است، مصداق بارز استبداد دینی، دیکتاتوری تمام عیار، حکومت مطلقه، ولایت جائر، استحاله قانون اساسی، براندازی جمهوری اسلامی، وهن اسلام و شین مذهب است.
این ادعایی ستبر است و من از اهمیت، عمق و گستره آن آگاهم. جناب آقای حسینی بوشهری نیز خوشبختانه متوجه اهمیت مسئله شده اند و به حق خواستار پاسخگوئی هستند. اما تعجب اینجاست که چرا خود ایشان قلم بر نمی گیرند و از حریم ولایت مطلقه دفاع نمی کنند. تا آنجا که به یاد دارم ایشان قلمی روان دارند و دفاع منطقی از حریم نظامِ پنداری شایسته ایشان است.
ایشان مستحضر هستند که اکنون محل نزاع در اصل نظام است. در این نامه مدعی شده ام نظام از شاکله اصلی خود که عدالت، آزادی، اسلام رحمانی و رعایت رأی شهروندان بوده کاملا منحرف شده است و احیانا ایشان مدعی هستند منتقدان حاکمیت و سیاستهای رهبری فتنه گرند و از اجرای رهنمودهای مقام ولایت خارج شده اند. در این نامه استدلال و مستندات خود را بر مدعایم با شفافیت و وضوح ارائه کرده ام. از نمایندگان مجلس خبرگان امثال آقای حسینی بوشهری انتظار می رود آنان نیز با منطق و استدلال کاستی های بیان مرا متذکر شوند و اثبات کنند که این منتقد اشتباه کرده است و مقام رهبری از وظائف قانونی و شرعیش تخلفی نکرده است.

آیا شما حاضرید با ایشان درباره ادعایتان مناظره کنید؟

با صراحت اعلام می کنم با هر یک از نمایندگان مجلس خبرگان بدون هیچ شرطی در محورهای مطرح شده در نامه "استیضاح رهبری" حاضر به مناظره هستم. هر یک از نمایندگان محترم مجلس خبرگان که در خود توانائی پاسخ به انتقادات مطروحه در این نامه را می بیند، به آن پاسخ دهد. یقینا انتقادهای ایشان بی جواب نخواهد ماند. به نظرم جرس می تواند در ایجاد این فضای گفتگو پیش قدم باشد. از فرصت استفاده کرده از جناب آقای حسینی بوشهری دعوت می کنم دیدگاههای مکتوب خود را درباره "استیضاح رهبری" مطرح فرمایند. در صورت آمادگی ایشان و هر یک از اعضای هیأت رئیسه، اعضای کمیسیون تحقیق، و بطور کلی نمایندگان مجلس خبرگان رهبری ،من از نقد علنی دیدگاههای منتشر شده ام درباره استیضاح رهبری بشدت استقبال می کنم و مناظره را نیز در این زمینه مفید می دانم.

نظرتان درباره پاسخ آقای مسعود رضائی در هفته نامه پنجره چیست؟

از ایشان هم سپاسگزارم که زحمت پاسخی مطول بر خود هموار کرده اند. متاسفانه انتقادهای حقوقی مطروحه در نامه همچنان بی پاسخ مانده است. وی تنها در ابتدا به ذکر ناقص چند واقعه تاریخی مربوط به خبرگان اکتفا کرده ،بدنه اصلی مطلبش را به توجیه سیاسی "استبداد دینی" اختصاص داده است. مطلب منتشره فاقد اعتبار علمی است. این مطلب در عداد یک کار توجیهی تبلیغی به درد کلاسهای بسیج یا پخش از برنامه هشت و سی صدا و سیما می خورد.

اصول گرایان تنظیم کننده مصاحبه با آقای حسینی بوشهری مدعی شده اند شما به غرب پناهنده شده اید. پاسختان چیست؟

پناهندگی همانند دیگر دروغهای کیهان ساز، کذب محض است. زندگی موقت در غرب معادل پناهندگی نیست. من سومین سال تدریسم را در دانشگاههای آمریکا پشت سر می گذارم. هر زمان هم فرصت تدریس و تحقیقم به پایان رسید به ایران باز خواهم گشت. جالب اینجاست که بعد از نوشتن و انتشار هر مطلب تازه ، ماشین دروغ بکار می افتد و اتهام بی پایه جدیدی ساز می شود. از نظامی که خود را موظف به رعایت ضوابط اخلاقی، دینی، قانونی و حقوق بشری نمی داند، چنین اتهاماتی دور از انتظار نیست. فَذَرهُم فِی خَوضِهِم یَلعَبوُنَ. بگذار در آرزوهای خود غوطه زنند و به بازی خود سرگرم باشند.


امیدواریم جرس امکان برگزاری مناظره پیشنهادی شما را در زمینه "استیضاح رهبری" داشته باشد. ما کوشش می کنیم با نمایندگان مجلس خبرگان و دیگر صاحب نظران در قالب مصاحبه زمینه لازم مناظره را فراهم کنیم.

موفق باشید

 

منبع: جرس


 


ندای سبز آزادی: حدود دو هفته از آخرین تماس تلفنی نسرین ستوده، وکیل پیگیر حقوق بشر می‌گذرد. و این در حالی است که اخبار نگران‌کننده‌ای در خصوص وضع جسمی وی شنیده می‌شود. چنان که گفته می‌شود وی حدود دو هفته است در اعتصاب غذا بسر می‌برد. ستوده در آخرین تماس تلفنی خود تاکید کرده بود چنان‌چه اجازه تماس تلفنی منظم (هر چهار روز یک‌بار) به وی داده نشود، اعتصاب غذا خواهد کرد.
بیش از یک ماه از بازداشت خانم ستوده، وکیل مدافع جمعی از فعالان سیاسی و مطبوعاتی و مدنی می‌گذرد. وی ازجمله وکلای برجسته‌ی مدافع حقوق بشر ایران در چند سال اخیر بوده است.
ستوده کارشناس ارشد حقوق و مادر دو کودک 3 و 10 ساله است و از هنگام بازداشت تاکنون، نتوانسته با پسر خردسالش صحبت کند

 


 


ندای سبز آزادی: اهالی تهیدست رباط طرق مشهد که خانه‌هایشان در حال تخریب از سوی شهرداری مشهد و نیروی انتظامی است، روز گذشته پس از دو روز تجمع، با خباز و تعداد دیگری از نمایندگان مجلس دیدار کردند.

به گزارش خبرنگار تحول سبز، اهالی رباط طرق مشهد که از روز شنیه برای پیگیری حقوق و جلوگیری از تخریب خانه هایشان در مقابل مجلس و نهاد ریاست جمهوری تجمع کرده بودند، روز گذشته موفق به دیدار با خباز و تعداد دیگری از نمایندگان مجلس شدند و در ادامه، مقابل ساختمان وزارت کشور تجمع کردند.

آنها در دیدار با نمایندگان مجلس مشکلاتشان را مطرح کردند. خانه‌های فقرای رباط طرق مشهد در حال تخریب از سوی شهرداری مشهد و نیروی انتظامی است. شهردای مشهد در راستا ی اجرای طرح تفصیلی قصد تخریب خانه های این افراد را دارد. شهرداری مشهد به کمک نیروی انتظامی تا کنون ده ها خانه را تخریب کرده و خانواده های ساکن آنها را آواره کرده است.

گفتنی است منطقه رباط طرق مشهد در حاشیه شهر مشهد است و تا چند سال گدشته روستا محسوب می‌شده و دارای ده‌داری بوده است و از دو سال پیش به محدوده شهری شهرداری مشهد اضافه شده است. اکنون شهرداری مشهد در اقدامی غیرقانونی قصد تخریب بیشتر از ۲۰۰ خانه و تصرف یک هزار قطعه زمین کشاورزی این منطقه را دارد و در هفته گذشته ۱۰ خانه از این ۲۰۰ خانه را به زور و با کمک نیروی انتظامی مشهد تخریب کرده است و هم اکنون حکم تخریب باقی خانه ها را به پاسگاه محل ابلاغ کرده است.

در صورت تخریب این ۲۰۰ خانه، صدها تن از ساکنان آنها که همگی کشاورز و کارگر هستند، بی خانمان خواهند شد

 


 


ندای سبز آزادی: با آنکه احمدی‌نژاد از همه نمایندگان مجلس برای شرکت در جلسه روز یکشنبه دعوت کرده بود، اما تنها اعضای فراکسیون حامیان دولت موسوم به فراکسیون انقلاب اسلامی به همراه چند نماینده دیگر به این جلسه رفتند و از رئیس مجلس و نایبان وی و حدود ۲۰۰ نماینده دیگر مجلس خبری نبود.
به گزارش کلمه، روز یکشنبه قرار بود در سالن شهید بهشتی در خیابان پاستور، جلسه مشترک مجلس و دولت به میزبانی احمدی‌نژاد برگزار شود. اما خبرگزاری‌های وابسته به دولت که تا قبل از برگزاری این جلسه از آن به عنوان جلسه مشترک دولت و مجلس نام می‌بردند، خبر این جلسه را با عنوان “جلسه فراکسیون انقلاب اسلامی با رئیس‌جمهور” منتشر کردند؛ چرا که حدود ۲۰۰ نماینده غیر وابسته به دولت از شرکت در این جلسه خودداری کرده بودند.
این در حالی است که طبق گفته حسن نوروزی، عضو فراکسیون انقلاب اسلامی، احمدی‌نژاد از همه نمایندگان برای شرکت در جلسه مذکور دعوت کرده بود. نوروزی در گفت‌وگو با ایسنا تصریح می‌کند که “کل نمایندگان مجلس برای حضور در این دیدار دعوت شده بودند” و البته خاطرنشان می‌کند که این ملاقات تنها با حضور نمایندگان عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس برگزار شد.
با این حال کوثری عضو دیگر فراکسیون حامی دولت اذعان می‌کند که حتی همه اعضای فراکسیون مذکور هم در جلسه شرکت نداشتند، و در گفت‌وگو با خبرآنلاین خاطرنشان می‌کند که حسینیان و آقاتهرانی، دو نماینده شاخص حامی دولت، در این جلسه حضور نیافتند.
بدین ترتیب جلسه‌ای که آنچنان که در سخنان احمدی‌نژاد آمده، بنا بود گامی در مسیر حل مشکلات چندجانبه دولت و مجلس باشد، با عدم حضور اکثریت مجلس، در رسیدن به این هدف ناکام ماند.
اما سخنان همین جمع حامی دولت نیز حاوی انتقادات قابل تاملی نسبت به عمنلکرد دولت بود؛ از جمله علی‎محمد بزرگواری نماینده سبزوار که از ابهام در اجرای هدفمند کردن یارانه‏‌ها گلایه کرد و از لزوم هوشیاری مردم در قبال عواقب احتمالی اجرای این طرح سخن گفت؛ و علی‎اکبر آقایی رئیس کمیسیون عمران که از عدم تخصیص اعتبارات پروژه‏‌های عمرانی علی‎رغم گذشت بیش از ۶ ماه از سال جاری گلایه کرد.
ولی اسماعیلی از نمایندگان حامی دولت هم به خبرآنلاین گفته که علاوه بر سخنان رسمی منتشر شده در رسانه‌های دولتی، احمدی‌نژاد در این جلسه از نمایندگان خواسته است که: “با حضور در حوزه‎های انتخابیه خود از مردم بخواهند که در اجرای این قانون با دولت همکاری کنند.”
در این حال طبق گزارش منابع خبری، معاون پارلمانی در پایان این جلسه اعلام کرد که از این پس جلسات مشترک دولت و مجلس به صورت ماهانه برگزار می‌شود تا تعامل این دو نهاد افزایش و اختلافاتشان کاهش یابد؛ تعاملی که از طرف مجلس، کمتر از یک‌سوم نمایندگان در آن حضور می‌یابند.

 

منبع: کلمه


 


ندای سبز آزادی: علی مطهری نماینده تهران در پاسخ به شکایت قضایی احمدی‌نژاد، با انتشار یک نامه سرگشاده، به اتهامات خود پاسخ داد. او در این نامه، احمدی‌نژاد را به تحریک مردم در قبل و بعد از انتخابات، تحریم حضار مراسم ۱۴ خرداد علیه سید حسن خمینی و نیز موارد بسیار زیاد قانون‌گریزی متهم کرد.
علی مطهری همچنین خواستار آن شد که قوه قضاییه احمدی‌نژاد را به عنوان متهم در ایجاد فتنه محاکمه کند و نیز تصریح کرد که بی‌حرمتی به سید حسن خمینی در روز ۱۴ خرداد ناشی از تحریک حضار توسط احمدی‌نژاد بود.
متن کامل دفاعیه آقای مطهری را – هرچند حاوی سخنان نادرستی در خصوص آقایان موسوی و کروبی نیز هست و به این جهت پیشاپیش از خوانندگان پوزش می‌طلبیم – به نقل از «تابناک» در ادامه می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
سرپرست محترم دادسرای کارکنان دولت
با اهداء سلام، در خصوص شکایت نامه شماره ۷۹۵۰ -۸۹/م/۰۱۰۹۷ مورخ ۲۲/۳/۸۹ آقای احمدی نژاد رئیس جمهور از اینجانب که به واسطه معاونت حقوقی ریاست جمهوری به آن دادسرا ارسال شده است به عرض می رساند:
۱٫ اصل ۱۱۳ قانون اساسی مفید مصونیت رئیس جمهور از انتقاد نیست و الا جمهوری اسلامی با یک نظام حکومتی دیکتاتوری تفاوتی نخواهد داشت.
۲٫ در شکایت نامه مذکور انتقادات اینجانب به آقای احمدی نژاد بدون هرگونه مستند عقلی و قانونی مصداق بارز نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا معرفی شده است ، که این خود می تواند پیگرد قانونی داشته باشد. سه مورد را ذکر کرده اند:
الف. جمله ای از مطلب اینجانب در سایت تابناک به تاریخ ۱۵/۳/۸۹ به این عبارت: « حادثه ممانعت از سخنرانی حجة الاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) یک حادثه تلخ و مخالف آرمان های انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور نقش اساسی در آن داشت.»
در ادامه آن مطلب، اینجانب به برخی دلایل این مدعا اشاره کرده ام:
«نوع سخنان رئیس جمهور که به جای وحدت، تفرقه انگیز بود، اصرار بر طولانی کردن سخنان خود تا وقتی برای سید حسن باقی نماند و نیز جمله آخر ایشان که «اکنون به سخنان رهبری گوش فرا می دهیم» دلیل بر این مدعاست.
توضیح:
۱٫ مضمون نطق آقای احمدی نژاد تشویق مردم به طرد افرادی مانند سید حسن خمینی از انقلاب بود، خصوصاً که وی در سالروز رحلت امام (ره) و با حضور نوه ایشان بر بی اعتبار بودن انتساب به بزرگان تأکید داشت و طبعاً سید حسن در اذهان حضار تداعی می شد. این امر نوعی تحریک مردم از طرف رئیس جمهور بود.
۲٫ علی رغم تذکرات متوالی آقای محمدعلی انصاری مبنی بر اتمام وقت، آقای احمدی نژاد به سخنان خود ادامه می داد و در نهایت نیز آقای انصاری را با جمله ای زننده و تحقیرآمیز، به طوری که حضار نیز شنیدند، طرد نمود.
۳٫ این یک امر بدیهی است که وقتی رئیس جمهور کشور در پایان آن نطق خود می گوید «اکنون به سخنان رهبری گوش فرا می دهیم» یعنی «مردم! من راضی به سخنرانی سید حسن خمینی نیستم، اجازه سخنرانی به او ندهید.» این کار یک تحریک آشکار بود.
۴٫ دیر آمدن آقای احمدی نژاد به مرقد امام (ره) در حالی که ایشان می دانست همه ساله سید حسن خمینی قبل از رهبر انقلاب سخن می گوید و برنامه مصوب ستاد نیز همین است، مؤیدی است بر اینکه وی مصمم بوده است که سید حسن سخنرانی نکند. مفاد نامه مورخ ۱۸/۳/۸۹ آقای محمد علی انصاری (دبیر ستاد بزرگداشت مراسم ۱۴ خرداد) به حجة الاسلام سید حسن خمینی نیز این مطلب را تأیید می کند.
اینها ثابت می کند که شخص رئیس جمهور مصمم به حذف سخنرانی آقای سید حسن خمینی بوده و نقش اساسی در حادثه ۱۴ خرداد ۸۹ داشته است.
ب. در شکایت نامه آمده است که اینجانب رئیس جمهور را عامل ایجاد زمینه فتنه معرفی کرده ام که می بایست به طور همزمان با عوامل دیگر فتنه انتخاباتی یعنی آقایان موسوی و کروبی توسط قوه قضائیه محاکمه و مجازات گردد.
توضیح:
۱٫ در این مورد، آقای احمدی نژاد به عنوان یک شخص حقیقی و یک کاندیدای ریاست جمهوری مطرح بوده است نه یک شخص حقوقی یعنی رئیس جمهور.
۲٫ عبارات اینجانب درباره این موضوع در مواقع مختلف همواره مفید این معنی بوده است که آقای احمدی نژاد با نحوه مناظره خود و گفتار و رفتارش در جشن پیروزی ـ شاید ناخودآگاه ـ زمینه فتنه را فراهم کرد و البته اتهام ایشان قابل قیاس با اتهام آقای موسوی یا کروبی نیست زیرا آنها به تعبیر رهبر انقلاب «ظلم بزرگتر را مرتکب شدند». ولی گرچه اتهام ایشان سبک تر است، اما عدالت و حکمت حکم می کند که برای پایان یافتن این فتنه هر سه نفر به طور همزمان محاکمه شوند تا همه اطراف این بحران راضی گردند و مردم احساس کنند واقعاً عدالت و انصاف حکمفرماست و حتی به اتهام کاندیدایی که بعداً رئیس جمهور شده است نیز رسیدگی می شود، و یادآور شده ام که مجازات احتمالی آقای احمدی نژاد به بعد از دوره ریاست جمهوری ایشان موکول شود.
شاکی تجاهل کرده و به گونه ای سخن گفته است که گویی اینجانب مدعی شده ام آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد با هماهنگی و توافق با هم بحران اخیر را آفریده اند و باید به طور همزمان محاکمه شوند!
آن مناظره کذایی جامعه را دو قطبی کرد و پرده حرمت میان مردم و حکومت را درید و نظام جمهوری اسلامی را قبل از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، نظامی فاسد و دزد و مظهر پیوند قدرت و ثروت برای غارت بیت المال و استثمار مردم معرفی کرد و به جای کنترل هیجان دوره تبلیغات انتخابات، آن را تشدید کرد و مردم این گونه برداشت کردند که یک دعوای بزرگ بین سران کشور وجود دارد، لذا ادعای تقلب آقای موسوی و تشویق ایشان به حضور مردم در خیابانها ـ که یک خطای بزرگ و نابخشودنی بود ـ زمینه پذیرش پیدا کرد و در واقع آقای موسوی جرقه آتش را بر هیزمی که آقای احمدی نژاد فراهم کرده بود زد و آن را شعله ور کرد و شد آنچه که نباید می شد.
اگر آقای احمدی نژاد به انگیزه عدالت خواهی آن مسائل را در مناظره خود مطرح کرد، چرا در چهار سال دوره اول ریاست جمهوری خود به عنوان رئیس جمهور و مدعی العموم علیه فرزندان آقایان هاشمی و ناطق نوری اعلام جرم نکرد تا صحت و سقم اتهامات آنها از طریق قانونی برای مردم روشن شود؟ آیا این کار همین یک راه را داشت و فقط باید در شب انتخابات به صورت یک پروژه انجام می شد و در مقابل چشم بیش از پنجاه میلیون بیننده تلویزیون خانواده های هاشمی و ناطق نوری بدون آنکه جرم آنها در دادگاه صالح ثابت شده باشد متهم به غارت بیت المال شوند و آنگاه به آنها اجازه دفاع در تلویزیون هم داده نشود؟ آیا رئیس جمهور نباید در آن مناظره به جای این کارها و استفاده از وسیله نامقدس برای افزایش آراء خود، به ارائه و شرح برنامه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود می پرداخت؟ اگر این کارها موجد زمینه فتنه نبوده است پس چه بوده است؟
قطعاً اگر آن مناظره به شکل طبیعی انجام می شد بحران و فتنه ای با آن وسعت در کشور پیدا نمی شد. تعصب و کوردلی مانع از درک این مطلب بدیهی است .
علاوه بر این، آقای احمدی نژاد در مراسمی که در روز یکشنبه ۲۴/۳/۸۸ در میدان ولیعصر تهران به عنوان جشن پیروزی بپاکرد به گونه ای سخن گفت که طرف مقابل را به شدت تحریک کرد و موجب جدی تر شدن راهپیمایی معترضان در روز دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ گردید که در انتهای آن چند نفر کشته شدند.
این موارد ثابت می کند که آقای احمدی نژاد در ایجاد زمینه این فتنه لااقل به طور ناخودآگاه نقش داشته است.
ج. در بخش دیگر شکایت نامه مذکور آمده است که اینجانب با انتقاد نادرست و بی اساس از سیاست های فرهنگی دولت، رئیس جمهور را در تضعیف غیرت دینی قشر متدین و حزب اللهی مؤثر دانسته ام. همچنین آمده است که اینجانب در نامه ای سرگشاده خطاب به آقای میر حسین موسوی که بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در رسانه های خبری انتشار یافت، آقای احمدی نژاد را به قانون گریزی و لیبرالیسم فرهنگی متهم نموده ام.
توضیح:
امروز نادرستی سیاست های فرهنگی دولت بر همگان آشکار شده است. اگر تا چند ماه پیش فقط اینجانب و چند نفر دیگر از آن سخن می راندیم اکنون مراجع تقلید، ائمه جمعه، نمایندگان روحانی و غیر روحانی مجلس و بسیاری از حامیان دولت نیز فریادشان بلند است. همین یک ماه پیش بود که آقای احمدی نژاد با علم به اینکه اعلام مخالفت رئیس جمهور با اجرای قانون عفاف و حجاب در تلویزیون منجر به تشدید بدحجابی و بی حجابی می شود، در کمال بی تعهدی اعلام کرد که من با اجرای این قانون مخالفم و زحمات فراوانی را ضایع کرد و از آن تاریخ وضعیت پوشش اسلامی بسیار وخیم تر شده و به عقیده من تا زمانی که این شخص بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده است این وضعیت قابل اصلاح نیست و خدا کند که منجر به بی حجابی کامل نشود.
عجیب است که آقای احمدی نژاد این سخنان را در برنامه زنده تلویزیونی در حالی گفت که از تأکید رهبر انقلاب بر اجرای قانون عفاف و حجاب در ملاقات نمایندگان روحانی مجلس با ایشان اطلاع کامل داشت. آیا این نشانه ای از عدم پایبندی وی به ولایت فقیه نیست؟
عجیب تر این است که پس از مخالفت مراجع تقلید و ائمه جمعه و نمایندگان مجلس و بسیاری از شخصیت های سیاسی و ناراحتی مردم متدین از موضع لیبرالیستی رئیس جمهور در برنامه زنده تلویزیونی، وی در مصاحبه زنده با رسانه ها که حدود بیست روز بعد انجام شد بر این موضع خود پافشاری کرد و گفت نظر من همان است که در آن برنامه گفتم.
مواضع دیگر فرهنگی ایشان مانند دستور حضور بانوان در ورزشگاه های مردان و تسامح و تساهل در مسائل شرعی ورزش بانوان و بی تفاوتی نسبت به رواج کلمات لاتین در سطح کشور و حمایت از اقدامات رئیس دفتر خود در تلاش برای ورود خوانندگان لس آنجلسی به کشور و حمایت مادی و معنوی غیر معمول و خلاف عدالت از برخی ستاره های سینمای کشور دلایل دیگری بر عقیده لیبرالیسم و رهاسازی فرهنگی ایشان است.
اما قانون گریزی
این نیز مانند مسائل قبلی روشن و بدیهی است. در مواردی مانند قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهرها ایشان در جمع اعضای کمیسیون اصل ۹۰ به صراحت اعلام کرد که من این قانون را قانون نمی دانم و اجرا نمی کنم. حجة الاسلام نکونام رئیس کمیسیون اصل ۹۰ این سخن رئیس جمهور را در جلسه علنی مجلس تأیید کرد. همچنین چند ماهی است که دولت از ارسال مصوبات خود به اداره تطبیق قوانین مجلس خودداری می کند.
در مورد قانون پذیرش دانشجو در آموزشکده های فنی و حرفه ای نیز دولت با مصوبه شورای عالی اداری مبنی بر تأسیس «سازمان ملی مهارت» این قانون را دور زد و بی اثر کرد، در حالی که شورای مذکور مجاز به قانونگذاری نیست.
همچنین سازمان تامین اجتماعی از وزارت رفاه بدون مجوز قانونی جدا شد و زیر نظر رئیس جمهور قرار گرفت و از حوزه نظارت مستقیم مجلس خارج گردید. جالب است که پس از تصویب قانونی در مجلس مبنی بر ادغام دوباره این سازمان در وزارت رفاه، بار دیگر این سازمان منفک شد. مقاومت در مقابل اجرای قانون عفاف و حجاب نیز اظهر من الشمس است.
ممانعت رئیس جمهور از رسیدگی به اتهامات معاون اول خود توسط قوه قضائیه، گواه دیگری بر قانون گریزی وی است. و البته موارد قانون گریزی ایشان بسیار زیاد است که این مقام مجال آن نیست. نامه رئیس جمهور به دبیر شورای نگهبان مبنی بر غیر قانونی بودن برخی مصوبات مجلس و پاسخ انتقادآمیز دبیر این شورا، به تنهایی قانون گریزی آقای احمدی نژاد را ثابت می کند.
نتیجه اینکه تمام اتهامات وارد به اینجانب باطل و صحت همه ادعاهای این بنده بدیهی و روشن است، در عین حال براهین متقن نیز وجود دارد که به برخی از آنها اشاره شد.
گذشته از همه اینها طبق اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید و طبق اصل هشتاد و ششم قانون اساسی نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملا آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.
ترکیب این دو اصل مفید این معنی است که هیچ نماینده ای را نمی توان به سبب اظهار نظر درباره هر مسئله داخلی یا خارجی تعقیب یا توقیف کرد.
علی هذا اساسا شکایت فوق الذکر وجاهت قانونی ندارد و دفاعیه اینجانب نیز تنها برای بازگشت شاکی به وجدان و فطرت انسانی خود است، شاید تسلیم حق و عدالت گردد.
با تقدیم احترام
۴/۵/۸۹
علی مطهری

 


 


ندای سبز آزادی: موسسه جهانی آزادی مطبوعات اعلام کرد که در مراسم روز چهارشنبه 16 اکتبر ، قلم طلایی آزادی سال 2010 را به احمد زید آبادی روزنامه نگاری که در زندان جمهوری اسلامی ایران به سر می برد، اهدا خواهد کرد.

به گزارش العربیه دادگاه انقلاب تهران 23 – 11 – 2009 احمد زیدآبادی که سمت دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران ( ادوارتحکیم وحدت ) را نیز عهده دار است، به 5 سال حبس وتبعید به گناباد محکوم کرده بود.

او درموج دستگیری های روزنامه نگاراهن و فعالان سیاسی پس از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری ایران بازداشت شد.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، اعتراض های گسترده ای به نتایج این انتخابات که محمود احمدی نژاد را پیروز اعلام کرد در گرفت که در پی آن شمار زیادی از فعالان سیاسی ، مدنی ، روزنامه نگاران و شرکت کنندگان در تظاهرات بازداشت شدند.

به نقل از مهدیه گلرو، زیدآبادی در زندان توسط تیم بازجویی به شدت کتک زده می شد و مهم ترین اتهام او نگارش نامه سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی ایران آیت الله علی خامنه ‌ای است.

احمد زید آبادی آوریل 2007 نامه ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای نوشت و در آن به طرح دو پرسش پرداخت؛ اول این که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ ها و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟ و دوم این که چرا علیرغم تمام بحران ها و فشارها جمهوری اسلامی باید به برنامه اتمی خود ادامه دهد؟

وبلاگ اکبر گنجی روزنامه نگار ایرانی که خبر اعطای جایزه آزادی سال 2010 به زید آبادی را منتشر کرده نوشت این موسسه در سال 1948 تأسیس شده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران 122 کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر 1800 نفر است.

اهداف اصلی این موسسه عبارت است از؛ "دفاع وارتقاء آزادی مطبوعات وکمک به استقلال مالی آنها، توسعه رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان، همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی."

این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند.

تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی برنده ی قلم طلایی این موسسه شده اند؛ فرج سرکوهی در سال 1999 زوریخ، اکبر گنجی در سال 2006 در مسکو، و احمد زیدآبادی در سال 2010 در هامبورگ.

 


 


ندای سبز آزادی: بنا به اخبار رسیده از منابع آگاه در مازندران طی روزهای اخیر دادگاه چند تن از فعالین سیاسی سرشناس استان مازندران تشکیل شد. به گزارش ندای سبز آزادی این دادگاه دومین جلسه رسیدگی به پرونده متهمین حوادث پس از انتخابات بوده است. جلسه دادگاه در شعبه 101دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ریاست قاضی باقریان تشکیل شده بود. منابع آگاه گزارش می دهند که در این دادگاه علیرضا شهیری، دکتر احمد میری، دکتر علی اکبر سروش، آریا آرام نژاد، علیرضا فلاحتی، محمدرضاکربلائی آقاملکی، محمد معصومیان و مصطفی ابراهیم تبار حضور داشتند و ازخود دفاع کردند.
در ابتدای جلسه معاون دادستان اتهام هر یک از فعالین سیاسی را اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ و تبانی علیه نظام عنوان کرد و سپس هر یک از این متهمین به دفاع از خود پرداختند. گفتنی است اغلب متهمین دادگاه روزهای اخیر از اعضای ستاد مهندس میر حسین موسوی در استان مازندران بوده اند که در بهمن و اسفند 88 توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و دوران بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی کلای بابل سپری کرده بود.
دفاعیات هر یک از متهمین حوادث پس از انتخابات در دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ترتیب زیر می باشد:

عليرضا شهيري : " با پيشكسوتان نظام به گونه اي برخورد نكنيد كه بگويند روزهاي خوب همه خواب بود "
یکی از متهمین سرشناس این پرونده علیرضا شهيري رئيس ستاد انتخاباتي مهندس موسوي در بابل بوده كه در اظهارات خود عنوان داشت : " فردی که در مقابل شما ایستاده در حقیقت زندانی ۲ نظام است یک بار در رژیم شاه و به جرم پیروی از امام و دیگری درعصر جمهوری اسلامی ای که خودم برای استقرار آن تلاش و جان فشانی کرده ام. " مسئول سابق روابط عمومي استانداري مازندران افزود : " آیا مسوولان و متولیان امنیتی کشور شرایط بعد از انتخابات ۲۲ خرداد را به دقت و هوشمندانه آسیب شناسیکرده و فهمیده اند که چرا بعد از گذشت ۳۲ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فرزندان انقلاب اینگونه محاکمه می شوند؟ آیا این نظریه که انقلاب فرزندان خود را میخورد صحیح است؟ آیا از کارآمدی یا ناکارآمدی مسئولان نظام و دولت در حل مشکلات و ... باخبرند؟ و می دانند در زیر پوست شهر بابل و شهرهای دیگر کشور چه میگذرد؟ آیا می خواهند با پیشکسوتان انقلاب به گونه ایبرخورد کنند که دیگران عطای انقلاب و سیاست را به لقایش بخشیده و از خیر همه چیز بگذرند و بگویند آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود! "
سپس شهیری اجمالا به معرفیخود پرداخت و به التزام خود به امام و راه او اشاره کرد و حضور مردم در صحنه و مشارکت آنان در تعیین سرنوشت شان را برگرفته از همین تفکر و تضمین کننده حیات جامعه دانست و اذعان داشت که اگر امثال بنده و سایر فعالان سیاسی نبودند شور و حالی در جامعه ایجاد نمیشد، آنوقت بزرگان نظام نمی توانستند از بلندای نماز جمعه تهران حضور میلیونی مردم را در صحنه انتخابات به رخ جهان بکشند.
رئيس سابق اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل در ادامه گفت : " بگذارید همین جا بگویم که شرط انصاف نیست که از وجود من و امثال من برای به صحنه آوردن مردم استفاده نمائید اما بعد به بهانههای عجیب برخی را دستگیر و زندانی کنید. "
شهیری در رد اتهامات خود که برگزاری جلسات قرآن در منزلشان بود خطاب به قاضي باقريان گفت : " از کی تا به حال خواندن قرآن و تفسیر و ذکر خاطرات دوران انقلاب و صحبت در مورد مسائل روز جرم محسوب می شود؟ "

احمد ميري : " اگر راه اصلاحات بسته شود راه انقلاب هموار مي شود "
متهم ديگر اين پرونده احمد ميري از اعضاي ستاد مهندس مير حسين موسوي بود كه در ابتداي اظهارات خود عنوان داشت:
" تمام بازجویی ها در زیر زمین اطلاعات مازندران را ساخته و پرداخته سناریو از پیش تعیین شده آن اداره میدانم که با القاء فرضیات خود در صدد اثبات آن بوده است و هیچ اعتبار حقوقی و قانونی برای آن قائل نیستم و قابل استناد هم نمی دانم زیرا در فشار روحی و روانیو در شرایط خاص قرار داشتم.
فرماندار سابق رامسر و بابلسر خطاب به قاضي باقريان گفت : " آیا کسیکه از خانواده ایبرخواسته است که مجموعا ۱۷ سال در جبهههای جنگ علیه اشغال گران مبارزه کرده اند و بارها در راه استقرار نظام جان فشانی کرده اند، می تواند امنیت کشور را تهدید کند؟ آیا کسیکه ۱۵ ماه در جبهههای ایران - لبنان حضور داشته، به نظام وفادار نیست؟ کسیکه دوران جوانی، دانشگاه و زندگیرا رها و ۵ ماه در جنوب لبنان در سختترین شرایط علیه صیهونیستیها مبارزه کرده، می تواند امنیت ملیرا تهدید کند؟ "
دكتر احمد ميري از اينكه بعد از انتخابات از تدريس در دانشگاه محروم شد انتقاد كرد و وفادارترين افراد را در حال حاضر به نظام، راحت طلبان دانست و افزود : " آیا هیچ نظامی با فرزندان خویش که در سختترین شرایط در راه آن ، جانبازی و جان فشانی کرده اند و دهها بار عملا وفاداری خود را به نظام ثابت کرده اند ، چنین برخورد می کند ؟ آیا این است مزد مایی که در بحرانیترین شرایط ، به نظام خدمت کردیم ؟ امروز رقبا ما را متهم به مخالفت به نظام میکنند؟ مردم خواهند پرسید نظامی که با فرزندانش این گونه برخورد میکند با دیگران چه میکند؟ آیا این به نفع نظام است؟ انقلابیون دیروز ، مخالفان امروز؟"!
قائم مقام جبهه مشاركت مازندران خاطرنشان كرد: " اگر راه اصلاح بسته شود، راه انقلاب هموار می گردد. این به نفع نظام و آینده کشور نیست. "

دکتر علی اکبر سروش: " آقای قاضی! اگر شما هم تحت فشار و شکنجه و سلول انفرادی قرار می داشتید علیه مسئولین ارشد نظام هم اعتراف می کردید."
در ادامه دکتر علی اکبر سروش عضو ستاد مهندس میر حسین موسوی در اظهارات خود خطاب به قاضی گفت: "من یک کنشگر سیاسی هستم، جرمی را مرتکب نشده ام لذا قضاوت شما امروز بسیار مهم است و در تاریخ این کشور و این شهرستان ثبت خواهد شد و مردمان روی آن نظر خواهند داد.
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت مازندران عنوان کرد: " آقای قاضی! من نمی دانم شما با چه روحیه ای این پرونده را پذیرفته اید. خداوند در امر قضاوت بسیار دقیق است. در مرحله ای از تاریخ می بینیم که مساله ای بین یهودیان و مسلمانان پیش آمده است و طوری جلوه گر شد که گویا پیامبر در این امر می خواهد یک طرفه به نفع مسلمانان رای بدهد. خداوند به او نهیب می زند و هشداری جدی می دهد."
رئیس سابق اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل پس از اشاره تاریخی قضاوت در صدر اسلام خاطرنشان کرد:
" آقای باقریان! شما فرض کنید که ما همه یهودیم اما عدالت و وجدان خود را زیر پا مگذارید."
این استاد دانشگاه در بخشی از دفاعیات خود در حالی که قاضی پرونده سوالات مکرر از متهمین می پرسید، افزود: " آقای قاضی اگر شما هم تحت فشار و شکنجه و سلول انفرادی قرار می داشتید علیه مسئولین ارشد نظام هم اعتراف می کردید."
وی در پایان خاطرنشان کرد که هیچ گونه اتهامی در پرونده اش وجود ندارد و تمامی کارهای انجام گرفته توسط خود و دوستانش را شایسته تقدیر خواند و نه مجازات.
محمد رضا ملكي : " اگر با عاملین حمله به آقای کروبی برخورد می شد شاید فجایعی همچون حمله به بیت آیت الله صانعی اتفاق نمی افتاد "
يكي ديگر از متهمان اين پرونده محمد رضا كربلائي آقا ملكي بود كه در اظهارات خود به مواردی در کیفر خواست، دادستان و گزارش اداره اطلاعات اشاره کرد و افزود : " نكات اشتباهي در پرونده بنده وجود داشته كه در بازجوئي هاي بنده نبوده است. به عنوان مثال او به مورد شهادت خانم سمسارزاده اشاره کرد که اداره اطلاعات در گزارش خود به اشتباه نوشته بودند سمسار پور و محل دفن او را هم اشتباه ذکر کرده بودند!! اداره ای که در این سطح اشتباه می کند چگونه در مورد جریان پرونده نظر داده و ادعای اشراف کامل برشهر و امور آن را دارد؟! "
از اتهامات دیگر محمد رضا ملكي ارسال فیلم حمله به مهدی کروبی در روز 22بهمن به سایت جرس و انتشار آن در اینترنت بود که کربلایی ملکی ضمن پذیرفتن آن اشاره کرد : " اگر با عاملین حمله به آقای کروبی برخورد می شد شاید فجایعی همچون حمله به بیت آیت الله صانعی اتفاق نمی افتاد. "
وي خواستار توضیح قاضی در مورد چرایی غیر قانونی بودن این حرکت شد و خاطرنشان كرد : " چرا باید او به جای حمله کنندگان، 25 روز را در بدترین شرایط زندان متی کلای بابل در کنار بیماران ایدزی و معتادان سپری کند؟! "
او در ادامه به فشارهای اداره اطلاعات بابل بر او و دوستانش برای اعتراف بر علیه آقایان شهیری سروش و میری اشاره کرد که وقتی با مقاومت او روبرو شدند با برگزاری جلسه شبه بازجویی دیگر در دفتر رییس زندان متي كلاي بابل "ناصر بابازاده" اشاره کرد و خطاب به قاضي باقريان گفت:
" بابازاده سعی کرد با روبرو کردن بنده با خانواده ام، مرا وادار به اعتراف علیه آقایان سروش و ميري و شهيري كند تا آزاديم را به دست بياورم كه بايد عرض كنم در اين امر موفق نشد. "
آریا آرام نژاد: " آيا وزارت اطلاعات تبديل به وكيل مدافع معاويه و يزيد گرديده است؟!"
آريا آرام نژاد فعال هنري شهرستان بابل در مجموع دفاعيات خود عنوان داشت: " بنده درتاريخ 26 بهمن طي يورش نيروهاي امنيتي در منزل شخصيم دستگير شدم و مدت 44 روزه دوران بازداشت خود را در بند انفرادي زندان متي كلا سپري كردم. نيروهاي وزارت اطلاعات پس از برهم زدن اسباب و اثاثيه كليه وسايل شخصي و كاري مرا ضبط كردند."
وی در ادامه از مصداق های فشاری که در دوران بازداشت متحمل شد، خطاب به قاضی گفت:
0- توهین به برادر جانبازم، بنده و خانواده ام از سوی مقامات امنیتی – ایجارعب و هراس بنده مبنی بر بازداشت همسرم – تهدید به اعدام از سوی مقامات زندان متی کلای بابل – نگهداری ام در سلول انفرادی 5/1 در 2 بدون کوچکترین امکانات – سهل انگاری در دادن داروهای قلبی - همجواری در کنار سلول کسی که مبتلا به بیماری ایدز بود و وادار نمودن برای عبور پا برهنه از روی خونهای که به واسطه خود زنی آن شخص در کف سلول ریخته بود - عریان کردن بدن به بهانه بازرسی در حالی که ماموری در دستش دوربین عکاسی بود ٬ وی در جواب اعتراض مکرر و امتنای من، وقیحانه و با خنده می گفت : " میترسی" - ضرب و شتم بسیار شدید و غیر انسانی توسط مامور زندان متی کلا در جواب درخواست ملاقاتم با پزشک ٬ بگونه ای که تا مدتها آثارش روی بدنم قابل مشاهده بود - بستن دست و پایم با زنجیر به هم برای مدت طولانی در زندان متی کلا از مصداق های بارز شکنجه بنده در دورا ن بازداشت بوده است."

وی در ادامه دفاعيات خود گفت : " بنده پس از حوادث عاشورا که منجر به کشته شدن تعدادی از هموطنان عزیزمان گردید و پس از دیدن تصاویر تکان دهنده و جانسوزش ٬ احساس وظیفه کردم که ضمن محکوم کردن این عمل غیر انسانی ـ رسالت هنری ام را به بجای آورم ٬ لذا دست به انتشار ترانه و آهنگی زدم که به " علی برخیز" معروف گرديد. محتوای این آهنگ اشاره دارد به سو استفاده عده ای دغل باز از نام خدا و قرآن و ائمه برای رسیدن به مقاصدی شیطانی و استمداد خواستم از ائمه برای برچیدن و خشکاندن ریشه های دروغ و نیرنگ و ریا . عجبا که امروز گویا توسل به دین و ایمان نیز در کشور ما جرم محسوب می شود !"
من رئیس جمهور را به رسميت نمي شناسم. آیا این جرم است؟ !
آرام نژاد در ادامه گفت: " باید روشن شود که نقش قانون اساسی ما چیست ؟ قانون به من اجازه انتقاد می دهد ، قانون به من اجازه تجمع بدون حمل سلاح میدهد ، قانون به من آزادی بیان و عقیده می دهد و من به بواسطه همین قانون که پدران ما به آن رای داده اند آزادم که نسبت به سرنوشت کشورم و ملتم بی تفاوت نباشم . متاسفانه در گزارش اداره اطلاعات امده است كه شعري توهين آميز خطاب به معاويه در وبلاگ قرار داده ام ! آيا وزارت اطلاعات تبديل به وكيل مدافع معاويه و يزيد گرديده است؟"
آريا آرام نژاد در پايان دفاعياتش خطاب به قاضي باقريان افزود: " نگرانی بنده امروز از قضاوت شماست ! زیرا بازجوهایم قاطعانه گفتند که شما مهره آنها می باشید و هر آنچه آنها بخواهند شما اجرا می کنید ! امیدوارم که خداوند به شما حقیقت را آشکار نماید تا خدایی ناکرده در دنیای دیگر مجبور به پاسخگویی آنچه دیگران از شما خواسته اند، نشوید.

عليرضا فلاحتي: " بازجويم مي گفت كه قاضي پرونده ام مهره و بازيچه دست آنهاست "

ديگر متهم اين پرونده عليرضا فلاحتي مسئول شاخه جوانان جبهه مشاركت مازندران بود كه در دفاعيات خود عنوان داشت: " جناب آقاي قاضي !اداره اطلاعات شهرستان بابل در نامه ایخطاب به دادستان که در آن تقاضای دستگیری مرا داشت، و بنده را از عوامل اصلی فتنه در قبل و بعد از انتخابات دانستند. جناب آقای قاضی! تمام نکته در همین یک خط خلاصه می شود!! عوامل اصلیدر قبل و بعد از انتخابات ؟!! در قبل از انتخابات مگر فتنه ایبود ؟ و یا اتفاقی افتاده بود؟ قبل از انتخابات ما چه کردیم جز تلاش شبانه روزی برای گرم تر کردن فضای انتخاباتی کشور؟ اداره ا طلاعات دولت احمدی نژاد که ستاد انتخاباتی رقیب و عوامل آن را فتنه گر می داند، نمیتواند ارگان بیطرفی در رسیدگی و تنظیم این پرونده باشد."
دبير ستاد 88 استان مازندران بخشي از فعاليت هاي خود در قبل از انتخابات را فریاد اصل دوم قانون اساسی، که درآن نفی هر گونه ستمگری و ستمکشی و سلطه پذیریست دانست و افزود : " گویا حضور امیدوارانهٔ ۸۵% مردم در انتخابات برای برخیمایه دردسر شده که اینگونه فعالیت قبل از انتخابات را فتنه می خوانند. "
وي در اظهارات خود انتقاد از دولت را حق مسلم خود دانست و خاطرنشان كرد: " اقدام علیه امنیت ملی را کسانیانجام می دهند که سرنوشت دولت را به تار و پود این نظام گره می زنند و نقد دولت را مساوی براندازی نظام می دانند تا به این وسیله به تسویه نیروهای وفادار به انقلاب بپردازند. "
عليرضا فلاحتي نسبت به برخوردهاي بازجويان اداره اطلاعات استان مازندران خطاب به قاضي باقريان گفت : " بازجویم به گونه ایدر مورد قوه قضاییه صحبت می کرد که گویی قاضی مهره و بازیچهٔ اوست. اقدام علیه امنیت ملیرا کسانی انجام می دهند که رسانه به اصطلاح ملی را در چنگال گروهی اندک قرار داده اند به گونه ای که بازجویانم آن را حیاط خلوت خود می دانستند و می گفتند اگر در صدا و سیما اعتراف کنی کار و آینده ات را تامین میکنیم. "
اين فعال سياسي استان مازندران در پایان تمام دفاعياتش اعتراف بر علیه خود و دیگران را در شرایط سخت شکنجه روحی دانست و گفت : " به عنوانه یک ایرانی اصلاح طلب تمام بازجویین و کسانی که این شرایط را به وجود آوردند می بخشم که در راه اصلاح طلبی، گذشت حرف اول را می زند. "
از نکات حاشیه ای دفاعیات علیرضا فلاحتی این بود که به موارد دیگری از بی قانونی ها در دوران بازجویی خود اشاره کرد! او گفت در اواسط بازجویی ها رییس اطلاعات بابل شخصا به سراغ او آمد و از او خواست که برعلیه آقایان شهیری سروش و میری اعتراف کند و وقتی که با مقاومت او در مقابل دادستان و معاون او اکبرزاده مواجه شد در حضور دادستان با عصبانیت گفت که او را به انفرادی برگردانند، فلاحتی خواستار توضیح شد که این چه قانونیست که رییس اطلاعات در حضور دادستان خواستار اعتراف بر علیه دیگران است!

محمد معصومیان: " اگر صلاح آقایان و مملکت این است که ما جوانان به زندان برویم من و دوستانم خود را برای آن آماده کردیم."
در ادامه دادگاه محمد معصومیان با رد درخواست قاضی مبنی بر نوشتن اظهارات خود در برگه صورت جلسه با تشبیه خود به یک بیمار اختلال پس از آسیب عنوان کرد: " آقای قاضی! من با دیدن این برگه ها یاد برگه های بازجوئی «انجاه فی الصدق» و دوران سخت انفرادی می افتم. خواهشا مرا از نوشتن آن معذور بدارید."
او در ابتدای دفاعیات خود با حالتی بغض آلود گفت: " آقای باقریان! ما که در دوران بازجوئی و انفرادی برای تخفیف در حکم خود برای بازجوها هر طور که می خواستند رقصیدیم، حال شما بفرمائید که برای شما چگونه برقصیم که در احکاممان تخفیف به عمل بیاورید؟!! "
وی با رد تمامی اتهامات خود افزود: " ما تحت فشار روحی و روانی شدید مجبور به اقرار گفته هائی شده ایم که اکنون ابدا آنرا نمی پذیریم. "
محمد معصومیان در ادامه گفته های خود خاطرنشان کرد: " اگر صلاح آقایان و مملکت این است که ما جوانان به زندان برویم من و دوستانم خود را برای آن آماده کردیم."
وی در جواب سوال قاضی باقریان مبنی بر نقش وی در روز عاشورا و حوادث بابل گفت: " این حرکت کاملا خود جوش و مردمی بود."

 

مصطفی ابراهیم تبار : " این اعترافات در شرایط بد زندان انفرادی و تحت فشار شدید روحیو روانینوشته شده است. "
ديگر متهم اين پروند مصطفی ابراهیم تبار با رد اتهامات وارد اعترافات خود را در دوران بازجویی و زندان انفرادی فاقد ارزش قانونی دانست و با اشاره به اين نكته که در کیفر خواست نیز این اعترافات را اقرار گونه خوانده اند به غیر قانونی بودن این اعترافات پا فشاری کرد. وي نسبت به شرايط نامناسب دوران بازجوئي گفت:
" این اعترافات در شرایط بد زندان انفرادی و تحت فشار شدید روحیو روانینوشته شده است. "
از نکات حاشیه ای این دادگاه دفاع شجاعانه آریا آرام نژاد آهنگ ساز و خواننده بود که دادگاه را تحت تاثیر قرار داد به طوری که دکتر احمد میری خطاب به قاضی باقریان گفت: " اگر شما به آهنگ او گوش دهید حکم برائت او را می دهید." همچنین جملات و دفاعیات بغض آلود و احساسی محمد معصومیان باعث تاثر حاضرین شد.همچنین احمد میری قائم مقام جبهه مشارکت خواستار شکایت از اداره اطلاعات و لباس شخصی ها شده بود.
گفتنی است حضور نیروهای امنیتی و انتظامی در راهروهای دادگاه انقلاب شهرستان بابل در حین جلسه بسیار محسوس بود به طوری که از ورود همراهان و خانواده های فعالین سیاسی جلوگیری به عمل آمده است.


 


ندای سبز آزادی: سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) مجلس با اشاره به درخواست تعدادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی برای دیدار با نمایندگان عضو این فراکسیون، از ابراز تأسف اعضای شورای مرکزی فراکسیون اقلیت از بی‌نتیجه بودن پیگیری‌های برای حل موضوع زندانیان خبر داد و خاطرنشان کرد که این فراکسیون در جلسات آتی با برخی از خانواده‌های زندانیان که درخواست ملاقات کرده‌اند، دیدار خواهد داشت.
داریوش قنبری در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه انتخابات اعضای شورای مرکزی به دلیل عدم انتخاب روسای کمیته‌ها به تعویق افتاده بود، اظهار کرد: اولین جلسه شورای مرکزی فراکسیون با ترکیب جدید اعضای شورای مرکزی برگزار شد. در این جلسه سخنگو، کارپرداز و دبیران فراکسیون خط امام(ره) انتخاب شدند و بر اساس آن، ترابی به عنوان کارپرداز، نصیری و سازدار به عنوان دبیران ، قنبری به عنوان سخنگو و هاشمیان به عنوان رییس شورای مرکزی فراکسیون اقلیت انتخاب شدند.
وی افزود: آقایان تابش، هاشمیان، خباز،علیخانی ،کریمی (نماینده کرمان)، قنبری، ترابی، انصاری، کواکبیان، نصیری، مقیمی، سازدار و اولیا به عنوان ترکیب جدید اعضای شورای مرکزی فراکسیون اقلیت انتخاب شدند و تابش، که در جلسه مجمع عمومی به عنوان دبیرکل انتخاب شده بود، در این سمت ابقا شد.
قنبری خاطرنشان کرد: در جلسه روز گذشته نیز به مباحث مهمی از جمله بحث بی‌ثباتی در بازار ارز و طلا پرداخته شد و به دلیل اینکه این موضوعات امنیت روانی و امنیت اقتصادی مردم را دچار خدشه می‌کند، عنوان شد که دولت باید بازار را به گونه‌ای تنظیم کند تا شاهد این حجم زیاد بی‌نظمی در بازار ارز و طلا آن هم در یک هفته نباشیم.
وی با بیان اینکه در این جلسه به بحث قتل پزشکان نیز پرداخته شد، ‌گفت: در این خصوص با توجه به جنبه‌های امنیتی و روانی قضیه ابراز نگرانی شد.
سخنگوی فراکسیون خط امام(ره) افزود: موضوع دیگر نیز بحث درخواست دیدار تعدادی از خانواده‌های زندانیان با فراکسیون اقلیت بود. در این زمینه نیز در گذشته پیگیری‌هایی برای حل موضوع زندانیان از طریق روسای قوای مقننه و قضائیه صورت گرفته بود که به دلیل به نتیجه نرسیدن این پیگیری‌ها، اعضای شورای مرکزی ابراز تاسف کردند؛ اما به احتمال زیاد در جلسات آتی با تعدادی از خانواده‌های این زندانیان، که درخواست ملاقات کردند، دیدار خواهیم داشت.
سخنگوی فراکسیون اقلیت گفت: در این جلسه رییس کمیته‌های فراکسیون اقلیت نیز انتخاب شدند که عبارتند از انصاری رییس کمیته سیاسی، کواکبیان رییس کمیته اطلاع‌رسانی، نصیری رییس کمیته فرهنگی و اجتماعی، مقیمی رییس کمیته زیربنایی، سازدار رییس کمیته طرح و برنامه و اولیا رییس کمیته اقتصادی.
قنبری خاطر نشان کرد: اعضای شورای مرکزی فراکسیون اقلیت متشکل از ۱۳ نفر هستند که ۱۲ نفر به صورت انتخابی مشخص می‌شوند، یعنی شش نفر مستقیما توسط مجمع عمومی و شش نفر هم به عنوان رییس کمیته‌ها انتخاب می‌شوند و یک نفر هم به عنوان دبیرکل که مجموعا ۱۳ نفر می‌شود.

 


 


ندای سبز آزادی: معصومه ابتکار در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) با ذکر خاطره ای از کنفرانسی که در خصوص تذکر و “یادآوری تغییرات آب و هوایی و آب شدن یخ های قطبی به عنوان نشان بارزی از تخریب محیط زیست” تشکیل شده بود از خصوصیات بارز علمی این امام بزرگوار نوشت. او در بخشی از این نوشته با یاد آوری آنکه در آن کنفرانس از ویژگی های علمی امام صحبت شده و تاکید شده است که در زمانی که اروپاییان و کلیسا هنوز به باورهای علمی نرسیده بودند شخصیت های دینی و علمی ایرن جهان اسلام به پیشرفت های چشم گیری نایل شده بودند نوشت: ” امام صادق پایه گذار بزرگ ترین دانشگاه زمان خود بودند. دانشگاهی که هزاران دانشجو داشت و در آن موضوعات مختلف از جمله مباحث دینی در فضایی آزاد و سالم مطرح می شد و مشتاقان دانش پاسخ های خود را در فضایی باز دریافت می کردند. شک در اصول، اشکال در مبانی استدلالی، زیر سؤال بردن بسیاری از مسلمات با هدف آموختن و کنکاش صورت می گرفت. کسی هم از این شرایط برای به کار بردن اتهاماتی چون ارتداد و نفاق استفاده نمی کرد. چرا که امام صادق با سعه صدر و بزرگواری حتی در مقابل برخوردهای تند و یکسویه، احترام و عزت مخاطب را در نظر داشتند.”
متن کامل این یادداشت به نقل از ابتکار سبز به شرح زیر است:
حدود دو سال پیش کنفرانسی در نزدیکی قطب شمال برگزار شد که هدف اصلی آن تذکر و یادآوری تغییرات آب و هوایی و آب شدن یخ های قطبی به عنوان نشان بارزی از تخریب محیط زیست بود. از آنجا که محور اجلاس را «دین، علم و محیط زیست» قرار داده بودند، یک جلسه به موضوع نسبت علم و دین اختصاص یافته بود.
در این جلسه یکی از اساتید دانشگاه ضمن ارایه تحلیلی در مورد تاریخ علم و تحولات علمی دنیا طی هزاره گذشته، منحنی را بررسی کرد که نشان می داد در قرون وسطی رشد علم بدترین وضعیت را داشته و تولید علم به صفر رسیده بود.
در فرصت پرسش و پاسخ، وقت گرفتم و توضیح دادم که این منحنی ویژه وضعیت اروپا در آن دوران است. چرا که در همان زمان نقاط دیگری در شرق جهان مانند چین یا جهان اسلام اینگونه نبوده و در میان ملل مسلمان علوم جربی یا علوم انسانی مثل فلسفه، منطق و علوم کلامی پویایی و رشد داشته است. به طوری که بعد از رنسانس، این علوم مبنای بسیاری از پیشرفت های علمی غرب و دنیای صنعتی قرار گرفت.
حضار و از جمله سخنران، این اشکال را وارد دانسته و اذعان کردند که ما گاهی تاریخ اروپا را با تاریخ جهان اشتباه می گیریم.
در آن جلسه به شخصیت هایی مانند ابوعلی سینا و رازی درعلوم تجربی و ملاصدرا و فارابی در فلسفه اشاره کرده و گفتم رهبران بزرگ دینی مانند جعفر بن محمد الصادق به همراه پدر بزرگوار خود امام محمد باقر پایه گذار نگرش و تفکری بودند که به ایجاد نظام های آموزش عالی در شکل مترقیانه و پیشرو منتهی شد.
در واقع امام صادق پایه گذار بزرگ ترین دانشگاه زمان خود بودند. دانشگاهی که هزاران دانشجو داشت و در آن موضوعات مختلف از جمله مباحث دینی در فضایی آزاد و سالم مطرح می شد و مشتاقان دانش پاسخ های خود را در فضایی باز دریافت می کردند. شک در اصول، اشکال در مبانی استدلالی، زیر سؤال بردن بسیاری از مسلمات با هدف آموختن و کنکاش صورت می گرفت. کسی هم از این شرایط برای به کار بردن اتهاماتی چون ارتداد و نفاق استفاده نمی کرد. چرا که امام صادق با سعه صدر و بزرگواری حتی در مقابل برخوردهای تند و یکسویه، احترام و عزت مخاطب را در نظر داشتند. به طوری که افراد، متفکرین و دانشمندان از هر دین و فرهنگی ترغیب می شدند حتی از نقاط دور دست و دیگر سرزمین ها در جلسات ایشان شرکت کنند.
امروز وقتی می خواهیم در بزرگداشت امام صادق بگوییم باید با تاسی به رویه بزرگوارانه و عزت مدارانه ایشان بر ضرورت آزادی اندیشی و آزادی بیان در عمل و نه در شعار تاکید کنیم. این چنین رویه ای بود که سبب شد پایه های رشد علمی در شرق و غرب بگونه ای شکل گیرد که تا امروز بماند. اساسا روش امام صادق و پدر ایشان، آزادی مخالف و منتقد برای بیان سخن و عقیده و سپس بحث و استدلال برای رشد تفکر و تعقل بود.
شاگردان امام صادق نیز می آموختند که اینچنین رفتار کنند. هشام بن حکم از شاگردان ممتاز ایشان به برگزاری مناظره های اعتقادی شهره است. استفاده از شیوه مناظره هم به این جهت رواج داشت که مخالف سخن بگوید و حتی اگر مخالفی در جلسه حضور نداشت عده ای استدلال مخالفین را مطرح می کردند تا بحث ها علمی و مستدل شود.
بی شک هر نظام آموزشی پویایی نیازمند شیوه های مبتنی بر آزاداندیشی است که در غیر این صورت رشد علمی در سطح شعار باقی خواهند ماند. خوبست در آغاز سال تحصیلی رفتار خویش را در قبال دانشگاه محک بزنیم تا ببینیم چقدر فاصله است بین آن روش و سیاست هایی که امروز در برخورد با استاد و دانشجو و نیز در محدود و امنیتی کردن فضای دانشگاه به اجرا گذاشته شده است.

 


 


ندای سبز آزادی: احمدی‌نژاد گفت: تحولات بزرگی در جهان در حال وقوع است و باید نگاه خود را به افق‌های دور دست بدوزیم و کاروانی که به راه افتاده است به فضل الهی تمام توطئه و فتنه‌های دشمنان و بدخواهان را زیر چرخ‌های خود خواهد گرفت و با استحکام به راه خود ادامه خواهد داد. آفتاب: احمدی نژاد با بیان اینکه مجلس و دولت باید خودشان را در فضای حاکمیت جهانی و اثرگذاری در تحولات جهانی تعریف کنند تاکید کرد که نباید خودمان را به مسایل پیش پا افتاده مشغول کنیم.
احمدی‌نژاد یکشنبه شب در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تسلیت سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) اظهار کرد: اگر آرزو داریم که ای کاش در زمان ائمه اطهار(ع) بودیم امروز بی‌تردید همه در محضر امام قرار داریم از این رو باید قدر حضور در محضر امام را دانست و مراقب بود که در دایره لطف امام باقی بمانیم.
وی در ادامه با اشاره به تقویت هر چه بیشتر وحدت و همدلی بین دولت و مجلس گفت: بی‌تردید نمایندگان هرچقدر که نسبت به طرح‌ها و لوایح اشراف و احاطه کاملی پیدا کنند قوانین مترقی‌تر و سازنده‌تری به تصویب خواهد رسید و این موضوع به نفع دولت و کشور است و دولت از آن حمایت می‌کند.
احمدی‌نژاد با بیان اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران و تمام ارکان نظام اعم از مجلس و دولت باید خودشان را در فضای حاکمیت جهانی و اثرگذاری در تحولات جهانی تعریف کنند، اظهار کرد:‌ نباید خودمان را به مسایل پیش پا افتاده مشغول کنیم باید با موج عظیمی که به راه افتاده همراه شد تا در آینده عالم جایگاهی داشته باشیم.
وی در ادامه با اشاره به بی‌تأثیر بودن تحریم‌های نظام سلطه علیه ملت ایران، خاطرنشان کرد: مستکبران تمام قدرت مادی خود را بسیج کرده و چنین تصور می‌کنند که با اقدام جدید آن‌ها در ایران تزلزلی ایجاد خواهد شد اما به فضل الهی و به واسطه خود باوری و ایستادگی ملت ایران اقدامات آن‌ها هیچ تأثیری نداشته، ملت ایران نه تنها هیچ جایگاهی برای ابرقدرت‌ها قائل نیست بلکه از آنها هراسی هم ندارد.
وی وجود روحیه خودباوری در ملت ایران را سرمایه بسیار ارزشمندی دانست و گفت: امروز در ایران خودباوری ملی و اعتماد به نفس ملی گسترده‌ای بوجود آمده که در طول تاریخ بی‌نظیر است و اتفاقات بزرگ بعد از احساس اعتماد به نفس و خودباوری ملی ایجاد می‌شود.
وی افزود: اثرگذاری ملت ایران در جهان، بواسطه یگانه‌پرستی، توسل به اهل بیت(ع) و اعتماد به نفس بوجود آمده است به نحوی که همان کسانی که می‌خواستند برای ملت ایران نقش و جایگاه تعیین کنند امروز از ملت ایران نقش می‌پذیرند.
احمدی‌نژاد با اشاره به سخنان خود در مجمع عمومی سازمان ملل و در جریان سفر به نیویورک، گفت: با صحبت درباره حادثه ۱۱ سپتامبر علامت سئوال بزرگی در برابر همه اندیشه نظام سرمایه‌داری و رفتار دولتمردان غربی گذاشته شد و آنان از هرگونه عکس‌العمل نسبت به این موضوع ناتوان هستند.
احمدی نژاد از وقوع دو اتفاق بزرگ در جهان خبر داد و گفت: امروز قدرت‌طلبان و فاسدین هر چه بیشتر به یکدیگر نزدیک‌تر و کوچکتر می‌شوند و در نهایت در یک صف قرار می‌گیرند و در طرف مقابل عدالت‌طلبان و خداجویان نیز در صف مقابل قرار خواهند گرفت و هر چقدر جبهه حق و عدالت فعال‌تر و شفاف‌تر و اثرگذارتر ‌شود به همان نسبت جبهه دنیاپرستان و مستکبرین ضعیف‌تر و شکننده‌تر خواهد شد.
وی افزود: تحولات بزرگی در جهان در حال وقوع است و باید نگاه خود را به افق‌های دور دست بدوزیم و کاروانی که به راه افتاده است به فضل الهی تمام توطئه و فتنه‌های دشمنان و بدخواهان را زیر چرخ‌های خود خواهد گرفت و با استحکام به راه خود ادامه خواهد داد.
احمدی‌نژاد با تأکید بر اینکه باید در تحولات عظیمی که در دنیا اتفاق می‌افتد حضور و مشارکت فعال داشت، گفت: هیچ مکتبی غیر از مکتب ولایت نمی‌تواند نیاز بشریت امروز را پاسخ داده و جهان را اداره کند.
وی خاطرنشان کرد: در صد سال اخیر هیچ‌گاه جبهه استکبار به اندازه شرایط کنونی در انفعال قرار نگرفته بود و امروز انتظار برای شنیدن پیام ملت ایران گسترده و چشم‌گیر است.
وی گفت: به فضل الهی به همان اندازه که در ایران خودباوری ملی شکوفا و گسترش پیدا کرده است به همان نسبت نظام سلطه هیمنه و آرایش سیاسی خود را از دست داده است. مواضعی که رئیس‌جمهور آمریکا در روزهای اخیر از طریق رسانه انگلیسی علیه جمهوری اسلامی ایران گرفت موضع بسیار سطح پایینی بود و معلوم شد که آنان به کلی تسلط بر اعصاب خود را از دست داده‌اند.
در ابتدای این دیدار بزرگواری نماینده کهگیلویه و بویراحمد، آقایی نماینده سلماس، زارعی نماینده تهران و آلیا نماینده تهران در سخنانی مواضع رئیس‌ دولت را در جریان سفر به نیویورک قاطع، پرصلابت و شجاعانه دانستند و با قدردانی از آن حمایت از مواضع دولت را مورد تاکید قرار دادند.

منبع: سحام نیوز

 


 


عبدالکریم سروش

یکم. سوءظن حاکمان کنونی ایران به علوم انسانی یک دلیل بیشتر ندارد و آن اینکه این علوم سکولارند. آنان توقع دارند که علوم انسانی در مقام تحلیل و تبیین احوال فرد و اجتماع انسانی، مفاهیمی چون اراده خدا و روح، و نیز آموزه های درون دینی را به کار گیرند و چون چنین نمی کنند مورد بی مهری حاکمان و عالمان دین قرار می گیرند.

امروزه علماء اقتصاد فی المثل، برای توضیح کمی و فزونی نرخ ارزاق، به اراده باری توسل نمی جویند اما متکلمان پیشین رسما در کتابهای کلامی از " اسعار" (نرخ ها) یاد می کردند و آنها را در زمره مسائل کلامی در می آوردند. همچنین مورخان سکولار در تحلیل ظهور انبیاء، هیچگاه پای اراده الهی را به میان نمی آورند، و بدون اینکه در نفی و اثبات دخالت خدا سخنی بگویند، رویه زمینی، مادی، تاریخی و علمی (و سکولار) آن حادثه را باز می کاوند. بدیهی است که با این کار ذائقه ی دینداران را شیرین نمی کنند.

آیت الله خمینی اصرار داشت که انقلاب اسلامی سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت" کار خدا" بود و این درست همان چیزی است که یک جامعه شناس مدرن آنرا در نمی یابد و برنمی تابد. یکی از جامعه شناسان و استادان بنام دانشگاه تهران برای من می گفت که در لندن خطابه علمی مبسوطی در باب عوامل دخیل در بسیج نیروهای مردمی در انقلاب ایراد کرده و همه فنون و رموز را به کار گرفته تا کیفیت وقوع آن قیام بزرگ را تبیین کند. پس از پایان خطابه، روحانی جوانی برخاسته و به او گفته است، با همه اینها، انقلاب ما یک "انقلاب الهی" بود، یعنی نهنگی بود که در تور خرد تحلیل جامعه شناسان نمی افتد.

فیلسوفان متافیزیسین شاید بتوانند مقوله اراده الهی را سامانی فلسفی دهند و در کنار تبیین علمی از انقلاب، تبیینی متافیزیکی هم بنشانند، اما این مقدار، خاطر حاکمان و عالمان دین را ابدا راضی نمی کند. آنان بسی بیش از این می خواهند، آنان به علم انسانی عقلی و تجربی بدگمان اند، و خواهان بناکردن علوم انسانی نقلی اند. یعنی علومی که از دل متون مقدس استخراج شوند و احوال فرد و جامعه را برای همیشه و بنحو صادق بازگویند.

آیت الله جوادی آملی دیری است که درین وادی گام میزند. و به بانگ بلند می گوید اگر ما از یک حدیث "لا تنقض الیقین بالشک" ( یقین خود را با شک مشکن) توانسته ایم باب عظیمی بنام استصحاب را در اصول فقه باز کنیم و آن همه دقایق و ظرائف فقهی و اصولی از آن بیرون آوریم، چرا نتوانیم از یک حدیث در باب زراعت ، علم کشاورزی را بیرون آوریم و یا از آیات مربوط به کشتی نوح، علم کشتی سازی را، و یا از احادیث دیگر ، علوم تربیتی را و قس علیهذا.

کرسی های نظریه پردازی _ که از بدایع ابداعات جمهوری اسلامی اند_ منظور و مقصدی غیر از این نداشتند و ندارند و می خواهند با همین شیوه هاعلم های نو بسازند و نظریه بپردازند تا چشم دشمنان را کور و دل دوستان را مسرور سازند!

حتی اگر کار به همین جا ختم می شد باز قابل تحمل بود: که قومی بنشینند و علوم انسانی نقلی بنا کنند و قوم دیگر علوم انسانی تجربی و عقلی. اما گویا عطش حاکمان بدین مقدار هم فرو نمی نشیند. آنان خواستار طرد قاطع علوم انسانی عقلی وتاسیس علوم انسانی نقلی اند وهمین علوم انسانی نقلی است که نام علوم انسانی اسلامی و بومی را به خود گرفته است.

دوم .نقلی کردن علوم انسانی، آخرین سنگر مقاومت در برابر سکولاریزاسیون است. فلسفه یونانی اززمانی که وارد سرزمینهای اسلامی شد، سکولار(غیر دینی) بود وغیر دینی ماند. نه مبانی اش(مانند اصل علیت و ...) برگرفته از دین بود نه مسائلش، نه فروعش و نه اصولش. و سرّ سرّ مخالفت فقیهان و عارفان با فلسفه، همین بود که آنرا مهمانی بیگانه و ناخوانده می یافتند، و هرچندگاه با آن به ستیز برمیخاستند . (حساب علم کلام البته از فلسفه جدا است). معتزله هم که علم اخلاق مستقل از دین (سکولار) بنا کردند هرگز مقبول عامه مسلمین نیفتادند. تعبیر "فلسفه اسلامی" را فیلسوفان مسلمان نساختند و بکار نبردند. این ترکیب دست پخت مستشرقانی بود که برای طبقه بندی دستاوردهای شرقیان، جعبه هایی ارزان و آسان می خواستند.

علوم طبیعی – تجربی هم از ابتدای تولدشان سکولار بودند و سکولار ماندند. علماء دین اگر گاه هوس "اسلامی" کردن فلسفه را در سر می پروراندند، در مورد علوم طبیعی هیچگاه بدین وسوسه نیفتادند. کسی از نجوم اسلامی یا فیزیک بومی یا زمین شناسی نقلی دم نزد و به دفاع از آنها برنخاست. لکن علوم انسانی از این بخت برخوردار نبودند. عالمان دین همواره می پنداشتند که این علوم پا در کفش آنان کرده اند و دور را از دست آنان گرفته اند و رقیب ایشان شده اند. بخصوص مارکسیسم " کافر" که جوانان را در کشور شکار می کرد و بر بدگمانی عالمان دین می افزود.

بر اثر این رقابت ها، دشمنی ها و بدگمانی ها بود که در انقلاب فرهنگی سالهای پنجاه و هشت ‑ پنجاه و نه، غریوهای استغنا برخاست که: ما که "فلسفه اسلامی" داریم به علوم انسانی غربی حاجت نداریم. هنوز صدای آیت الله جوادی آملی در گوش من است که در ستاد انقلاب فرهنگی می گفت هر چه علوم انسانی می گویند بالقوه القریبه من الفعل در فلسفه اسلامی هست. و دلیلش هم یکی این بود که بوعلی گفته است مرد و زن دو صنف اند از یک نوع، نه دو نوع ( !) و دلیل دیگرش هم این بود که رابطه نماز استسقا با باران را فلسفه می تواند توضیح دهد نه علوم انسانی .

این غریوها و داعیه ها عاقبت به آنجا انجامید که چند جلد کتاب در "روانشناسی اسلامی" و "جامعه شناسی اسلامی" و... در قم نوشته شد و چون چاه معرفتشان خشکید، دیگر از این مقوله دم نزدند و کار را به کاردانان سپردند. انصاف باید داد که ستاد انقلاب فرهنگی هم در فرونشاندن آن شعله های دانش سوز و آن یاوه های دانش ستیز نقش عظیمی داشت . اکنون که علوم انسانی را دوباره به صحنه آورده اند و از هر کرانه تیر طعن بر آنها می بارد، لاجرم علتی تازه در کار است:

اگر علوم انسانی سکولار (غیر دینی) باشد، علم سیاست هم سکولار خواهد شد و از سکولار شدن علم سیاست تا سکولار شدن خود سیاست نیم ذراع بیش راه نیست. برخاستن این غوغاها و غریوها ناگهان پس از زندانی کردن و محاکمه ی فرمایشی و فرسایشی سعید حجاریان گواهی گویا بر این تحلیل است.

حکومت دینی، سیاست شرعی و علم نقلی می خواهد. و این مهم با علم سکولار بر نمی آید. راز اینکه رهبر جمهوری اسلامی سردمدار و پرچمدار بومی کردن یعنی نقلی کردن علوم انسانی شده است همین است. این علوم آشکارا به جایگاه او حمله میبرند واز اینروست که دایره ی دشمنان ولایت فقیه در چشم او توسعه یافته است و از عامیان وعالمان و مومنان و کافران گذشته، خود علم را هم در کام کشیده است.

سوم.
در تدوین و تاسیس علم انسانی نقلی (روانشناسی نقلی، اقتصاد نقلی، تاریخ نقلی ... یعنی برگرفته از متون دینی) با عالمان دین نزاع نباید کرد. و به نحو پیشینی از امتناع آن سخن نباید گفت. بگذار آنها هم قرعه تجربت به نام علم انسانی بیفکنند و بخت خود را بیازمایند. تیزبینان شاید در این آزمون حاصلی و فایدتی نبینند و آن را سقف زدن بر تفکر و در قفس نهادن مرغ خرد بشمارند، اما چه فایده از این بیشتر که توانایی این طایفه در ترازوی تحقیق توزین شود و حدیث فضل و آدابشان به گوش ها برسد و

به بانگ چنگ بگویند آن حکایت ها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش

تا همگان در حقشان داوری کنند و نمره از دست خلایق بگیرند. من این را از سر نیکخواهی می گویم و ذره ای قصد تخفیف ندارم.

اما توصیه من به عالمان علم پرور این است که اولا این کار را به دست خردمندان و کاردانان بسپارند و غوغائیان و سودائیان را در جمع خود راه ندهند و از ابرهای خشک انتظار باران نبرند. ناپختگان و خامانی چون فلانی و فلانی ...( در شواری انقلاب فرهنگی و ...) که حقا و انصافا جز نقش باطل زدن و مشق بطالت کردن و درس جهالت دادن، هنری ندارند اندک اعتبار آن طرح و برنامه را هم زایل خواهند کرد.

ثانیا، علم دوستان علم پرور ، با دامن در کشیدن از سیاست، چندی به جد، فلسفه و تاریخ علم را در مطالعه گیرند و از کیفیت تکوین و تولد علوم، نیک با خبر شوند. و زایمان دردناک دانش را از مادر تجربه، شهود، ریاضیات، نقد، تفکر، بخت و اقبال مشاهده کنند تا شتاب زده و نا آزموده در این دریای پرتلاطم جهش نکنند و بی گدار به آب نزنند و مویز را قبل از غوره نخواهند. بل فروتنانه و قدرشناسانه دستآوردهای دیگران را به دیده تامل بنگرند و مقراض به احتیاط بزنند مبادا شاهبال خرد را ببرند.

ثالثا، از میدان مسابقه نگریزند و درعین آزاد نهادن علوم وعالمان دیگر، علوم نقلی خویش را عرضه کنند. از ابتدا بنا را بر حذف و طرد دیگر عالمان نهادن و میدان مسابقه را از رقیب خالی کردن و خود را برنده مسابقه اعلام نمودن، شرط معرفت و مروت نیست و نام نیک بر جای نخواهد نهاد. دانشگاهها و حوزه های کشور زیان نمی کنند اگر رقابت این دو گونه علم انسانی : عقلی و تجربی / نقلی و بومی را ببینند و بیازمایند. وحدت حوزه و دانشگاه که سالهاست از آن سخن می رودو به قصه ی بلند بی حاصلی بدل شده است، به گمان من راهی غیر از این ندارد که این دو نهاد با حریت و جدیت به نقد یکدیگر بپردازند و در این نقادی از یکدیگر بیاموزند و یکدیگر را بپالایند آنگاه آنکه از نقد شدن می گریزد برگه ی عجز و مرگ خود را امضا می کند.

چهارم.
سالها تدریس و تحقیق در فلسفه علوم انسانی و تجربی و آشنایی با راز و ناز این فنون ، و موضوع و مناهج و مبانی آنها به من می گوید که عزم بر بنا نهادن "علوم انسانی دیگر" آن هم بر پایه متن مقدس، بی باکی بی نهایت لازم دارد. لذا در اینجا می خواهم تنها یک نکته فنی و تحقیقی را با بانیان علوم بومی در میان بگذارم:

چنانکه در "قبض و بسط تئوریک شریعت" به تفصیل آورده ام، معرفت دینی (یعنی فهم جمعی ما از متون دینی) مستقل و مستغنی از معارف بشری نیست. بنابراین حتی استخراج "مبانی علوم انسانی از قرآن کریم"، ( چنانکه رهبر کشور می خواهد) فقط با مدد علوم انسانی میسر است . این دور منطقی را تنها با قبول تقدم علوم انسانی بر علوم دینی می توان از میان برداشت. فی المثل تحقیق در تاریخ اعراب و زبان و فرهنگشان (که شرط درک درست آموزه های دینی است) جز از طریق آنتروپولوژی و جامعه شناسی تاریخی که مستقل از دین است، ممکن نخواهد شد.

توجه به این دقیقه، نشان می دهد که دستاوردهای علوم انسانی سکولار به هیچ روی بیهوده و نا کار آمد نیستند و در گشودن قفل معرفت دینی، چون کلیدی زرین و اجتناب ناپذیر به کار می آیند.

ابن خلدون که پیشرو و موسس علم تاریخ سکولار بود و بنای فهم تاریخ را نه بر فهم اراده الهی و نه بر معجزات نادر و نامتیقن، بل بر تعامل و تقابل نیروهای جمعی نهاد، نیک می دانست که حتی برای فهم دین هم حاجت به درکی غیر دینی از تاریخ داریم.

حوزه های علمیه، اگر بخواهند علم انسانی بومی بنا کنند، پیشنهاد من این است که از علم تاریخ بیآغازند یعنی بکوشند یک "علم تاریخ بومی شده" پدید آورند و روش و بینش خود را ( در باب انسان و جهان و ...) در این علم بیازمایند و به دیگران عرضه کنند. از ابتدا سراغ علوم تجربی چون جامعه شناسی و اقتصاد رفتن کار را بر آنان دشوارتر خواهد کرد. آنگاه خواهند دید که فلسفه بوعلی یا روایات کافی یا عرفان ابن عربی، چه قدر آنان را در فهم تاریخ یاری خواهد کرد و از "مبانی ماتریالیستی" دیگران بی نیاز خواهد نمود. شنای در این دریا ، مقدمه شناگری در دریاهای دیگر خواهد بود:

زین روش بر اوج انور می روی
ای برادر، گر بر آذر می روی

عبدالکریم سروش
مهر ماه 1389

 

منبع: جرس


 


 ندای سبز آزادی: دفتر آیت الله بیات زنجانی با صدور بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به مسدود شدن پایگاه خبری این مرجع عالی قدر اعلام کرد ، در گوشه ای از این بیانیه آمده است « عصر کنونی، عصر اطلاعات است و به یقین کسی نخواهد توانست مانع آگاهی مردم و دستیابی عمومی به معارف حقیقی اهلبیت علیهم السلام شود. بی‌تردید این قبیل اقدامات هم نتیجۀ معکوس برای آمران آن به بار خواهد آورد »

متن کامل این بیانیه به شرح ذیل می باشد: 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
متن بیانیۀ دفتر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانیمدّ ظلّه العالی
در پی مسدود شدن پایگاه اطلاع رسانی دفتر

در کمال شگفتی شاهدیم که از روز گذشته، پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی دفتر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانیمدّظله العالی مسدود شده و دسترسی کاربران ایرانی به این سایت قطع شده است. طرفه آن است که این اقدام برای مسدود ساختن پایگاه اطلاع رسانی یک مرجع تقلید شیعه، در آستانۀ سالروز شهادت رئیس مذهب تشیّع حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و به عاملیت دولتی انجام شده است که مدعی مهرورزی با خلق خداست و اخیراً هم به منشور مدارا و رواداری کوروش افتخار می‌کند.
ضمن تقبیح و نکوهش این قبیل اقدامات در مسدود کردن یک پایگاه اطلاع رسانی شیعی که ناشی از ناتوانی مسئولان امر از برگرفتن توجه و اقبال متدیّنان و مقلدان این مرجع عالیقدر است، مشاوران و آمران این اقدام ناشایست را به توجه و تفطّن به آیۀ شریفۀ «إنّ ربّک لبالمِرصاد» هشدار می‌دهیم و روزی را خواهیم دید که فریاد متضرّعانه آنان در پیشگاه عدل الهی بلند شود و دادگستر ابدی به حسابشان رسیدگی کند.
عصر کنونی، عصر اطلاعات است و به یقین کسی نخواهد توانست مانع آگاهی مردم و دستیابی عمومی به معارف حقیقی اهلبیت علیهم السلام شود. بی‌تردید این قبیل اقدامات هم نتیجۀ معکوس برای آمران آن به بار خواهد آورد.

حسبُنا الله و نِعم الوکیل
دفتر مرجع عالیقدرحضرت آیت الله العظمی بیات زنجانیمدّظله العالی
12 مهر 1389 مطابق با 25 شوال 1431


 


ندای سبز آزادی: به گفته مخبر کمیسیون آموزش، تعداد امضاهای موافق استیضاح حمیدرضا حاجی‌بابایی به زیر حد نصاب رسیده و منتفی است.
به گزارش خبرآنلاین، بنا به گفته سلیمی، مخبر کمیسیون آموزش، تعداد امضاهای موافق استیضاح حمیدرضا حاجی‌بابایی به زیر حد نصاب رسیده و در اولین روز کاری آینده مجلس، خبر منتفی شدن استیضاح رسما اعلام می‌شود.
علیرضا سلیمی، نماینده محلات و دلیجان همچنین به توضیح داد: از تعداد ۲۶ امضای موافق برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش، تعداد ۱۹ نماینده، درخواست خود را پس گرفتند و به دلیل عدم رسیدن به حد نصاب، استیضاح منتفی است.
این چنین که پیداست ماجرای استیضاح وزیر آموزش و پرورش نیز به طرح‌های منتفی شده استیضاح وزرای کشاورزی، صنایع، راه و امور خارجه پیوست و ختم شد.

 


 


ندای سبز آزادی: رئیس و یک عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام(ره) مجلس معتقدند که صدا و سیما نقش اساسی در ایجاد اختلاف در کشور دارد و در عین حال به دلیل اینکه رسانه‌ای انحصاری است، به هیچکس هم پاسخگو نیست.
حجت الاسلام حسین هاشمیان در گفت‌وگو با پارلمان نیوز با اشاره به نحوه رفتار صدا و سیما در برابر مجلس گفت: متاسفانه آنچه که اکنون از فضای کشور استنباط می‌شود، این است که اراده‌ای برای تحقق وحدت وجود ندارد و حتی این اراده برخلاف وحدت حاکم است.
وی افزود: کسانی که نانشان در اختلاف است، می‌خواهند در کشور اختلاف ایجاد کنند و صدا و سیما متاسفانه نقش موثری در ایجاد اختلاف در جامعه دارد که همیشه به مسائل اختلافی دامن می‌زند.
هاشمیان تاکید کرد: صدا و سیما عامل بسیاری ار اختلاف است و در ایجاد اختلاف هدفمند عمل می‌کند.
نصرالله ترابی عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس نیز در گفت‌وگو با پارلمان‌نیوز با اشاره به رفتار صدا و سیما در برابر مجلس گفت: اینکه صداوسیما برخلاف رسانه‌ها بتواند هرچه دلش بخواهد پخش کند و جوابگو نباشد، از اساس مشکل دارد علتش هم انحصاری بودن و عدم پاسخگو این رسانه است.
وی افزود: این نقیصه باعث می‌شود که صدا و سیما هر جا که تشخیص بدهد باید به یک جریانی فشار بیاورد، با یک هجمه حساب شده و تبلیغی این کار را انجام می‌دهد.
به گفته ترابی صدا و سیما باید به شکلی در برابر اشخاص حقوقی، حقیقی و دستگاه ‌های حکومتی پاسخگو باشد. البته این بدان معنا نیست که نقدی از جانب صدا و سیما صورت نگیرد.
این عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در بیان نحوه انتقاد نیز گفت: انتقاد باید با یک ادبیات متین باشد. حتی ما در برابر کشورهای دیگر و دشمنان خود هم باید به عنوان یک کشور اسلامی ادبیات موقری در برابر آنها داشته باشیم. بنابراین در داخل کشور دیگر معلوم است که چگونه باید انتقاد کرد.
وی در پایان تاکید کرد: صدا و سیما به خاطر اینکه یک رسانه انحصاری است و قدرت انحصاری دارد، پاسخگو به هیچکس نیست و متاسفانه حتی مجلس شورای اسلامی را هم مورد هجمه قرار می‌دهد.

 


 


ندای سبز آزادی: هدف محمود احمدی‌نژاد از سفر به لبنان در میانه مشکلات داخلی و خارجی کشور چیست؟ و این سفر و نیز سفر اخیر بشار اسد، چه نسبتی را با تحولات اخیر خاورمیانه برقرار می‌کنند؟
سایت دیپلماسی ایرانی در این باره با محمد شریعتی دهاقان، نماینده سابق مجلس و کارشناس مسائل خاورمیانه، گفت‌وگو کرده است. شریعتی دهاقان معتقد است که احمدی‌نژاد به سفر لبنان نیاز دارد تا با مانور دادن و تبلیغات بر روی این سفر، بر مشکلات داخلی به خصوص در حوزه مسائل اقتصادی و سیاسی، سرپوش بگذارد.
او خاطرنشان می‌کند: استقبال مردمی به خصوص در جنوب لبنان برای دولت و شخص آقای احمدی نژاد بسیارمهم است و از موضع‌گیری‌هایی که انجام می دهند بسیار روشن است که می خواهد این سفر حتما انجام شود. مثلا وقتی در نیویورک از ایشان درباره نظرشان در مورد دادگاه بین المللی رفیق حریری سوال شد، ایشان برخلاف مصاحبه ای که پیش از آن دکتر ولایتی در بیروت درباره این دادگاه انجام داده بود و این دادگاه را عامل اسرائیل و آمریکا و صهیونیسم دانسته بود، آقای احمدی نژاد این دادگاه را امر داخلی لبنان دانست و گفت ایران در این مسئله دخالت نمی کند.
مشروح مصاحبه محمد شریعتی دهاقان با «دیپلماسی ایرانی» را در ادامه می‌خوانید:

همانطور که مطلع هستید روند جدید مذاکرات خاورمیانه حدود یک ماه پیش با فشار آمریکا آغاز شد. روز گذشته نیز بشار اسد در صدر هیئتی بلند پایه وارد تهران شد. به نظر شما در این سفر چه بحث هایی در مورد مذاکرات خاورمیانه شکل گرفته است؟
همچنان که تحلیلگران پیش بینی می کردند روند جدید مذاکرات صلح خاورمیانه به نتیجه خاصی نرسید و این گفتگوها در ابتدای راه به بن بست رسید. به خصوص این که نتانیاهو دولتی افراطی و راستگرا تشکیل داده و قصد دارد با مانور سیاسی از تعهداتی که برعهده اش بوده است شانه خالی کند.
در مورد سوریه نیز باید گفت به نظر می رسد در این سفر سوریه موضعی خاصی نسبت به گفتگوهایش با اسرائیل اتخاذ نکرده است. چرا که تلاش های زیادی در حال انجام است تا مذاکرات سوریه و اسرائیل را دوباره برقرار کنند. حتی گفته می شد که سوریه می خواهد ایران را نسبت به شروع این گفتگوها اقناع کند. با این وجود با توجه به سرنوشت بد این گفتگوها در حال حاضر وعدم احتمال به نتیجه رسیدن آن به خصوص در دولت نتانیاهو، به نظر نمی رسد در آینده نزدیک این موضوع به طور جدی مطرح باشد. فقط سوریه از آن به عنوان مانور سیاسی از آن استفاده می کند که نشان دهد که از تندروی خاصی که قبلا به آن مشهور بود فاصله گرفته است.
پس سفر بشار اسد با چه هدفی صورت گرفته است؟
در مورد سفر بشار اسد به ایران دلایل مختلفی مطرح شده است. مهم ترین مسئله ای که در این موارد می توان اشاره کرد این است که مدتی است در رسانه ها به خصوص رسانه های غربی این بحث به راه افتاده که سوریه و ایران از هم فاصله گرفته اند و تلاش غرب به خصوص آمریکا برای دور کردن سوریه از ایران دارد به نتیجه رسیده است. این سفر برای ایران و سوریه از این جهت مهم بود که دربرابر این شایعات بر روابط دو جانبه تاکید کنند.
علاوه بر از بین ، این سفر برای گفتگو در مورد مسائل عراق و نیز مذاکره در مورد لبنان که در شرایط حساسی قرار دارد، انجام شد. با این حال به نظر می رسد این سفر بیشتر برای اعطای نشان لیاقت و شجاعت به بشار اسد بود.
به هر حال با این که این سفر کوتاه بود اما به این جهت که درموقعیت حساسی صورت گرفت به خصوص در آستانه سفر احمدی نژد به لبنان از اهمیت خاصی برخوردار است.
در رسانه ها آمده است که بشار اسد به جهت موضوع عراق و بن بست سیاسی این کشور به ایران آمده است. تا چه حد این مسئله در این سفر مطرح بوده است؟
یکی از مسائلی که موجب فاصله گرفتن سوریه از ایران شده بود مسئله عراق بود. آقای متکی در سفرهای قبلی از سوریه خواسته بود که از نخست وزیری مالکی حمایت کنند ولی سوریه زیر بار این موضوع نمی رفت. عربستان و مصر و برخی از کشورهای عربی خطی را نسبت به عدم حمایت از مالکی دنبال می کردند و سوریه هم با توجه به تبلیغات صورت گرفته این خط را دنبال می کرد و با ایران در این موضوع اختلاف داشت. ولی با توجه به بهبود روابط سوریه و عراق و ملاقات وزرای خارجه عراق و سوریه در نیویورک به نظرمی رسد روابط سوریه و نوری مالکی بهتر شده است. با این حال هنوزمسائل دیگر در این زمینه وجود دارد.
تحلیل گران معتقدند که نقش ایران در اقناع گروههای مختف شیعیان در رای دادن به مالکی عمده بوده است ولی با توجه به این که گروه حکیم هنوز حاضر به حمایت از مالکی نشده اند به نظر می رسد هنوز دشواریهایی در سر راه نخست وزیری مالکی وجود دارد.
در حال حاضر سوریه به خاطر رایزنی ها و فشاری که ایران در این راستا داشته در مورد حمایت از مالکی کمی نرم شده است.علاوه بر این به نظر نمی رسد غیر از مالکی گزینه دیگری مطرح باشد. به خصوص این که گزینه های دیگری که شیعیان مطرح کردند گفته می شود که به ایران نزدیک تر هستند مثلا کاندیدای مجلس اعلای انقلاب اسلامی یعنی عادل عبدالمهدی گفته می شود که به ایران نزدیک تر است.در مورد ایاد علاوی نیز با توجه به عدم روابطش با ایران مشکلات زیادی برای رسیدن به قدرت در پیش رو خواهد داشت . بنابر این به نظر می رسد که مالکی واقعی ترین گزینه موجود است. مالکی با توجه به استقلالی که از خود نشان داده به نظر می رسد که گزینه ای ست که حتی آمریکا مشکل جدی با نخست وزیری او نداشته باشند. به نظر می رسد حل مسئله عراق از گردنه اصلی گذشته باشد ولی هنوز راه هموار نیست. به خصوص این که سوریه و ایران به صورتی نمی خواهند رفتار کنند که دخالتی در کار عراق به شمار آید.
با توجه به دیدار ایاد علاوی و بشار اسد پیش از سفر بشار اسد به ایران و اعتراض ایاد علاوی به دخالت ایران در عراق، فکر نمی کنید سوریه به دنبال رایزنی در این جهت بوده است؟
حضور ایاد علاوی در سوریه مسئله عجیبی نیست و طبیعی است. به خصوص آنکه مقتدی صدر هم پیش از آن در سوریه بوده و قرار بوده ملاقاتی بین مقتدا صدر وایاد علاوی در آنجا صورت گیرد. ولی به این دلیل که مقتدی صدر موضعش را نسبت به مالکی تغییر داد و با نخست وزیری نوری مالکی موافقت کرد دیگر این ملاقات صورت نگرفت.علاوه بر این سوریه هم حدود دو هفته پیش به خاطر بازگشت سفرا روابطش را با مالکی بهتر کرده بود.
ولی یقینا سوریه نسبت به شریک شدن علاوی در دولت آینده حساس است و فشار بیشتری وارد می کند که گرایشات مختلف سنی دردولت آینده شریک باشند. منتها با توجه به تبلیغات تند این گروهها علیه یکدیگر در عراق، در آینده نسبت به کار کردن باهمدیگر مشکل دارند و باید منتظر بود و دید که در آینده آیا این ها به عنوان یک اقلیت قوی کار می کنند یا با فشارهای مختلف با توجه به امتیاز دادن های مالکی به ایاد علاوی، او را وادار می کند که در حکومت باشد.
برخی رسانه ها سفر بشار اسد را با سفر محمود احمدی نژاد به لبنان مرتبط دانسته اند و حتی برخی این بحث را مطرح کرده اند که سوریه از احمدی نژاد خواسته است که سفر خود را به لبنان به تعویق بیندازد. به نظر شما این سفر تا چه حد از اهمیت برخوردار است؟
سفر آقای احمدی نژد به لبنان سفرحساسی است به خصوص این که آقای احمدی نژاد به این سفر نیاز دارد تا با مانور دادن و تبلیغات بر روی این سفر بر بسیاری از کمبودها و مشکلات داخلی به خصوص در حوزه مسائل اقتصادی و سیاسی، سرپوش بگذارد. استقبال مردمی به خصوص درجنوب لبنان برای دولت و شخص آقای احمدی نژاد بسیارمهم است و از موضع گیری هایی که انجام می دهند بسیار روشن است که می خواهد این سفر حتما انجام شود. مثلا وقتی در نیویورک از ایشان درباره نظرشان در مورد دادگاه بین المللی رفیق حریری سوال شد، ایشان برخلاف مصاحبه ای که پیش از آن دکتر ولایتی در بیروت درباره این دادگاه انجام داده بود و این دادگاه را عامل اسرائیل و آمریکا و صهیونیسم دانسته بود آقای احمدی نژاد این دادگاه را امر داخلی لبنان دانست و گفت ایران در این مسئله دخالت نمی کند. به این معنی برخورد آقای احمدی نژاد با این مسئله بسیار با ملاحظه بود.
همچنین گفته می شود حزب الله تنش را از نظر تبلیغاتی کم کرده است که سفر انجام بگیرد و اگرتنش یا در مورد تبلیغاتی علیه گروه مستفبل و ۱۴ آذار است را به بعد از این سفر موکول کرده اندتا بتوانند با همدیگر تفاهمی داشته باشند.
ولی به نظر من لحن تبلیغات در این چند روزه برای سفر آقای احمدی نژاد تعیین کننده است. اگر تبلیغات علیه این سفر بالا گرفت یقینا این سفر انجام نمی گیرد و اگر تشدید نشد و مقداری آرامش برقرار شد این سفر انجام می شود. به نظر می رسد دولت آقای احمدی نژاد حاضر است فشارهایی به حزب الله بیاورند که درگیری های خود را فعلا منتفی کنند یا به تعویق بیندازند.
موضع سوریه در این مورد چیست؟
بعید است که سوریه با کلیت سفر آقای احمدی نژاد مخالف باشد اما یقینا اگر مخالف باشد می تواند از راههای دیگری این مخالفت را ابراز کند چرا که از نفوذ خوبی در سوریه برخوردار است و می تواند از این نفوذ استفاده کند.
سوریه در موردلبنان با توجه به روابط خوبی که با حریری داشته در حال حاضر یک موضع نسبتا میانه شده است. اما در مجموع حمایتش از حزب الله همانند ایران است، یعنی در عین حال که از حزب الله حمایت می کند نمی خواهد در این زمان لبنان آرامشش را از دست دهد.

 


 


ندای سبز آزادی: پدر ضیاء نبوی دانشجوی ستاره دار و عضو انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابِل که دو هفته پیش به زندان اهواز تبعید شد، با نگارش نامه ای به رئیس دیوان عالی کشور هرگونه ارتباط و وابستگی ضیاء، به گروه های مخالف جمهوری اسلامی را به شدت تکذیب کرده و می نویسد: “خانواده من جزء طبقات پایین اقتصادی جامعه و از صنف دهقانی- کارگری ساده روستایی هستند و من تمام عمربا زحمت وتلاش کار کرده ام تا لقمه حلالی برای فرزندانم کسب نمایم. اکنون در سن پنجاه وپنج سالگی تقریبا ناتوان از کارکردن هستم و چشم امید ما بعد از خدا همین پسرم است و این در حالی است که نه تنها او در کنار ما نیست بلکه ما حتی توان مالی کافی برای رفتن به ملاقاتش در جای دور افتاده ای چون اهواز را هم نداریم.”
به گزارش دانشجونیوز، لازم به ذکر است که پدر این دانشجوی در بند بعد از تبعید پسرش به زندان اهواز، بارها به تهران آمده تا با مقامات قضایی ملاقات کند اما او را به دیوان عالی دادرسی راه نداده اند.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی
ریاست محترم دیوان عالی دادرسی
سلام علیکم،
با احترام به استحضار می رساند که این جانب سید علی اکبر نبوی چاشمی پدر سید ضیاء الدین نبوی چاشمی هستم. سید ضیاء در تاریخ بیست و پنجم خرداد ماه ۱۳۸۸ دستگیر شده بود حدود دو هفته ای است که به زندان اهواز منتقل (تبعید) شده است. تقریبا هیچ یک از اتهاماتی که فرزند من به خاطرآن ها محاکمه و محکوم شده است درست نیستند، به خصوص اتهام “ارتباط و همکاری با گروهک منافقین” که صد در صد نادرست ونابجا می باشد. من پسرم را به خوبی می شناسم و حاضرم به خدا سوگند یاد کنم که او هیچ ارتباط و وابستگی نه تنها به این سازمان بلکه به هیچ سازمان وگروهی ندارد. تاآنجا که من می دانم فرزندم جزء فعالین دانشجویی برای احقاق حق تحصیل خودشان بوده است و فعالیت هایش حتی اگر رنگ و بوی سیاسی هم گرفته باشد هرگز مخل نظم عمومی ویا اقدامی علیه امنیت کشور و…نبوده است. کلا ایشان هم جزء کسانی است که می خواهد به شکل مدنی ومسالمت امیز و از راه های قانونی در اصلاح امور کشور دخیل باشند و…
گذشته از این مسایل سید ضیاء تنها پسر من است وبعد از توکل وامید به خدا تنها تکیه گاه و امید آینده خانواده است.خانواده من جزء طبقات پایین اقتصادی جامعه و از صنف دهقانی- کارگری ساده روستای هستند و من تمام عمربا زحمت وتلاش کار کرده ام تا لقمه حلالی برای فرزندانم کسب نمایم.اکنون در سن پنجاه وپنج سالگی تقریبا ناتوان از کارکردن هستم و چشم امید ما بعد از خدا همین پسرم می باشد و این در حالی است که نه تنها او در کنار ما نیست بلکه ما حتی توان مالی کافی برای رفتن به ملاقاتش در جای دور افتاده ای چون اهواز را هم نداریم. اکنون امیدواریم که با عنایت خداوند و توجه شما فرزندمان به آغوش خانواده باز گردد.
به همین دلیل از شما در خواست اعاده دادرسی و اجرای ماده ۲۷۲ را داشته و امیدوارم که با یک محاکمه عادلانه فرزندمان را ازاتهامات ناروایی که به او نسبت داده شده تبرئه نموده و به آغوش خانواده بازگردانید و با این کار خداپسندانه از خدا پاداش بگیرید.
به عنوان اخرین کلام باید بگویم که خدا شاهد است که فرزند من هیچگونه وابستگی سیاسی به هیچ گروه خارج از کشور ندارد واگر هم کاری کرده باشد با عقل و درک خودش انجام داده است که امیدوارم به چشم اغماض به آنها نگریسته شده وبه جوانی وپاک نهادی او رحم کنید تا انشاءالله رحمت خدا شامل همه ما بشود.

با تشکر و سپاس
سید علی اکبر نبوی چاشمی
 

 


 


ندای سبز آزادی: شعر 350 محبس ما بود ،سروده یکی از زندانیان بند 350 است که در داخل زندان گفته و در اختیار خانواده اش گذاشته ،هر چند از گفتن این شعر چند ماهی می گذرد و دیگر برخی از زندانی هایی که نامشان در این شعر آمده ،در این بند نیستند ،یا آزاد شده اند یا به زندان رجایی شهر یا دیگر زندان های کشور تبعید شده اند ، یا حکم اعدام برخی از آنها شکسته شده و یا حکم برخی دیگر مانند فرهاد وکیلی فعال سیاسی کرد هم اجرا شده است، اما با این همه این شعر تا حدودی حال و هوای این بند سیاسی زندان اوین را نشان می دهد .بندی که در آن بسیاری از متهمان حوادث پس از انتخابات در آن نگهداری می شوند .

این شعر که به تازگی در اختیار سایت رای ما کجاست ،به شرح ذیل است:

350 مهد دلیران/ کاوه و رستم عاشق ایران

350پر زعشق منطق آقا باتوم و تیغ

350 بند سیاسی / زهر گروهی گرفته آهی

350در دل هر کس / طرلانی ،ماهان ، علی بی کس

350 محروم ز تحصیل / نبوی ، دری ،فشار و تحمیل

350 شاد و زنده / مومنی ، امویی ، لطیفه ،خنده وشاد

350 جای بزرگان / احمد زید ابادی و یاران

350آخر طاقت / محسن افغان باتور ازبک

350پر رمز و رازه /رفیعی رجبی قصه درازه

350شورش و غوغا / پیمان عارف ، رئیس و دعوا

350مجلس شورا / آقایی ، سلیمانی ، خانجانی اینجا

350قصه مهره /علی پرویز و سهیل و غیره

350مال قدیمهاست / سیدی نیا و ملک هم اینجاست

350 اتاق پنج / مرکز زندان صاحب گنج

350شلوغ و پلوغ / تلفن و فروشگاهش ،کشک و دوغ

350 شبهاش درازه / م- ل و باستانی کتابها یاره

350سایت خبرها / حسین زاده ، نوربخش ، خبرنگارها

350دولت قدیمی / ترابی ،کریمی ، اقدامی و صمیمی

350خانه عبرت / کرمی ،رزاقی اسیر غفلت

350شعر و ترانه / ورشویی می خونه چه عاشقونه

350پر ز جوونه / سهراب پور ،جهانزاد داد از زمونه

350دوربین بسته / توالت حمام سر پا نشسته

350خاموشی هر شب / دلستر و کمپوت سیگارها برلب

350قاضی سرکش / ماده یکصد و هشتاد و شش

350 اعدامی داره / کریمی ، خادمی، زاهد و داره

350رفیق مظلوم / رضا تقوی بی گناه محکوم

350کردهای سر سخت / وکیلی ،کبود وند نشسته بر تخت

350 ملاقات حضوری / شش هفته یک بار انهم چه جوری

350 کارگر تنها / یار اسانلو و مددی اینجا

350 کسب و کاره / فردیچه ، ایوب و قلانی اره

350 خلاف سنگین / ام . پی تری خلاف سنگین

350 معلم غمگین / بداقی ،حیدری فضای سنگین

350 بهایی داره / شهرام چینیان چه عزمی داره

350 جیره دولت / عدسی ، راگو ، لوبیا ذلت

350 توقف در کار / جلال نبوی ، اطلسی بیکار

350 بیت العباس / نماز جماعت همیشه برپاس

350 فیلم های نصفه / ساعت ده و نیم خاموشی بسه

350 مردهای کم حرف / جمشید و بهزاد قصه سر و برف

350 خصم و شقاوت / فرامرز ، باستانی بسه نجابت

350 مشت سرا /اصلانی، اجدادی جنبش نو پا

350 سعید متین پور / آذری کیشی فتاده در تور

350 رفته رو آنتن / مرزی نداره عشق به موطن

350 حرفا بزرگه / میون گله شغال و گرگ

350 پر از مجاهد / حاج آقایی ، کاظمی ،مددزاده ،حامد

350 صدای فریاد / جعفری ،عبدالحسینی ، مقیمی دریاد

350مرد کلیمی / شایولیان فدای جنگ قدیمی

350 شعر و احساس / اسماعیل زاده ،علی پی مردهای حساس

350 انجمنیها / روحی نژاد ، صفری سلطنتیها

350 درهای بسته / مردهای خسته ،دلا شکسته

350 سنی و شیعه / القاعده ، آذرنگ بحث عقیده

350 تشنه خون / قاسمی دردشو و خدا می دونه

350 رفتن یاران / این ور و اون ور هر کی یه زندان

350 حبس توی حبس / رئیس و قانون و نامش نحس

350 حرف زیادی / بزرگ نیا ،اعزام به انفرادی

350 با غم قرینه / بند سیاسی زیر زمینه

350 خاطره من / شمع تو، یاد زندگی من

350 تماس کوتاه / پنج دقیقه در روز با اشک وبا آه

350 کارت فشاری /طبقه بالا کابین خالی

350 حدیث آمار / به صف بشینید سالم و بیمار

350 دکتر و درمان / نسخه و دارو اما کو وجدان

350 دوری فرزند / همسر تنها ،حسرت لبخند

350 امید واهی / مرخصی ، امضای فرمهای خالی

350 میوه حرومه / غذای سالم دیگه کدومه

350 افسر خسته / کشتی بختش به گل نشسته

350 دادگاه صوری / اتهام ، بازجویی ،اعتراف زوری

350 بازی قضات / پیر عباس ، صلواتی ،مقیسه هیهات

350 حبس های سنگین / دستهای قاضی به خون رنگین

350 راوی ظلم / حرف و حدیثش قد یه عمره

350 اول راهه / آزادی و خوشبختی تو راهه

قسمت عاشق رنج وبلا بود

350 محبس ما بود

 


 


 رسا ، رسانه سبز ایران 

اخبار یازدهم مهر ماه  


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته