
رادیو کوچه
با توجه به اطلاعرسانی مردمی و ارزشهای شهروند خبرنگاری، رادیو کوچه جهت وقایع 25 بهمن صفحهای را با هدف انتشار و به مشارکت گذاردن دیدههای مردم در سطح شهرهای ایران به راه انداخته است. این صفحه منعکس کننده دیدهها و شنیدههای شماست. اگر با موضوعی بر میخورید میتوانید برای کوچه ارسال کنید.
جهت ارسال مطالب، گزارش و خبر میتوانید با این آدرس در تماس باشید: contact@koochehmail.com
……………………………………………
«بازداشت برخی معترضان در تجریش و پارکوی»
تهران / 19:30 (هرانا): برخی از معترضان در مناطقی چون تجریش، پارک وی، خیابان جمالزاده و ولیعصر بازداشت شدهاند. در خیابان جمالزاده جمعی از شهروندان بازداشتی که در یک دستگاه ون متعلق به نیروهای انتظامی نگهداری میشدند به مکان نامعلومی منتقل شدند.
Click here to view the embedded video.
……………………………………………
«آتشزدن یک ساختمان در شریعتی»
تهران / ساعت 19 (گزارش مردمی): همین الان در هفت حوض نارمک درگیری شدید شده، گاز اشکآور زده شده، منطقه اکباتان درگیری است و درشریعتی نیز یک ساختمان آتش زده شده است، مردم با شعارهای مرگ بر دیکتاتور به مقابله با مامورین و مزدوران حکومت مشغولند.
……………………………………………
«افزایش جمعیت در اطراف زاینده رود»
اصفهان / ساعت 17 (گزارش مردمی): جمعیت پیادهروهای اطراف رودخانه زاینده رو و خیابان چهارباغ رو به افزایش است.. ترافیک سنگینی خیابان مطهری و اطراف میدان انقلاب و خیابان چهارباغ را فرا گرفته است.
……………………………………………
«برخورد ماموران با مردم در میدان انقلاب تا ولیعصر»
تهران / 18:30 (گزارش مردمی): همین الان از بیرون اومدم. از آزادی تا چهار راه ولیعصر با بیآرتی رفتم. به چشم خودم تراکم ماموران وحشت زده را که توده توده بر سر هر گذری جمع بودند را دیدم. مردم هم بدون که با هم آشنا باشند ولی با حس عجیبی از همیاری با هم در جمعهای 100 نفره یا بیشتر با هم در حال قدم زدن آرام بودند. در برخی جاها (بیشتر حد فاصل میدان انقلاب تا ولیعصر) برخورد ماموران با مردم دیده میشد.
……………………………………………
«درگیری و ضرب و شتم شهروندان در میدان آزادی»
تهران / 18:30 (هرانا): نیروهای امنیتی مستقر در میدان آزادی تهران با ضرب و شتم شهروندان با ایشان درگیر شده و تجمعات پراکندهای در حوالی میدان آزادی شکل گرفته است.
لحظاتی پیش بر اساس گزارشات شاهدان عینی نیروهای امنیتی و انتظامی با باتوم به شهروندان در پیادهروها حملهور شده و اقدام به ضرب و شتم ایشان کردند.
در این درگیریهای پراکنده جمعی از شهروندان معترض با سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور به مقابله با اقدامات خشونتآمیز این نیروها پرداختند.
بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی برای متفرق کردن مردم اقدام به شلیک گاز اشکآور به سمت تجمعکنندگان کردند.

این در حالیست که مبنای راهپیمایی امروز بر اساس فرخوان معترضان و منتقدین «راهپیمایی سکوت» بوده است.
هم چنین بنا برگزارشات دیگر چند تن از رهگذاران در میدان انقلاب از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند در این منطقه درگیری گزارش نشده است.
خیابان شیراز، تخت طاووس و وزارت کشور نیز حضورنیروهای امنیتی چشمگیر گزارش شده است، بر اساس این گزارش در مقابل ساختمان وزارت کشور نیروهای ضد شورش در داخل چندین اتوبوس مشاهده شدهاند.
……………………………………………
«استقرار نیروهای بسیج و امنیتی در میادین تهران»
تهران / 13.30 (ایرانپرس نیوز) امروز سه شنبه 25 بهمن ماه با نزدیک شدن به ظهر و زمان برگزاری تظاهرات، نیروهای امنیتی و لباس شخصیها به تدریج در میادین و تقاطعهای اصلی شهر تهران در حال استقرار هستند. از ساعت 12 یکی از این یگانهای پلیس ضد شورش و تعداد زیادی از خودروهای نیمه زرهی و بین 50 تا 60 دستگاه موتور سیکلت در پادگان عشرتآباد (حوزه نظام وظیفه) استقرار یافتند. در همین حال از میدان امام حسین تا میدان آزادی در تقاطعهای اصلی و میادین فردوسی و انقلاب خودروهای نیروی انتظامی رفت وآمد شهروندان را زیر نظر گرفته که هر لحظه بر تعداد آنها افزوده میشود.
طبق معمول این روزها پایگاه بسیج مقداد به عنوان مرکز اصلی استقرار یگانهای بسیج و لباس شخصیهاست و از صبح امروز رفت و آمدهای زیادی در این پایگاه صورت میگیرد. گشتهای لباس شخصیها با موتورهای سنگین و پوششهای مشخص در مسیر خیابان انقلاب به چشم میخورد و به کلیه کتاب فروشیها و مغازههای خیابان انقلاب و آزادی ابلاغ شده است که در صورت شلوغ شدن خیابان بلافاصله پس از اخطار نیروی انتظامی باید مغازههای خود را تعطیل کنند.
از دانشگاه تهران، صنعتیشریف و امیرکبیر نیز خبر میرسد که دانشجویان تصمیم گرفتهاند کلاسهای نوبت بعداز ظهر را تعطیل کنند اما معاونت دانشجویی نسبت به این تصمیم اخطار داده است! موتورهای حامل لباس شخصیها اطراف دانشگاه تهران ویراژ میدهند و سعی دارند با ایجاد رعب و وحشت فضا را کاملن کنترل شده نشان دهند.
اما در مسیر خیابان ولیعصر به ویژه تقاطع تخت طاووس و میدان ولیعصر حضور نیروهای امنیتی محسوس است. ضلع شرقی میدان هفت تیر روبروی مسجد الجواد محل استقرار نیروهای بسیج است و بلوار کشاورز هم چنین وضعیتی دارد. سرعت اینترنت به شدت پایین است و ارسال ایمیل به سختی میسر می شود.
……………………………………………
«دانشجویان سبز دانشگاه تهران در انتظار 25 بهمن»
تهران / 24 بهمن (گزارش مردمی): از صبح چهارشنبه و درپی فراخوان شورای هماهنگی راه سبز برای تظاهرات در 25 بهمن و همچنین فراخوان دانشجویان سبز دانشگاه تهران برای تظاهرات در روز 24 بهمن نیروهای وزارت اطلاعات و حراست دانشگاه تهران را در محاصره خود گرفته و با کنترل شدید ورود و خروج به دانشگاه تهران به گشتزنی در محوطه دانشگاه با موتورسیکلت و ایجاد صداهای ناموزون توسط موتورهایشان جهت ایجاد جو ارعاب در این دانشگاه مشغولند. همچنین عوامل وزارت اطلاعات از طبقات فوقانی ساختمانهای اطراف دانشگاه تهران را تحت رصد خویش قرار دادهاند. با این وجود «دانشجویان سبز دانشگاه تهران» اعلام داشتهاند که با وجود فضای فوق امنیتی تجمع و تظاهرات اعتراضی اعلام شده را برگزار خواهند نمود.
……………………………………………
آنچه پیشتر گذشت
اردوان روزبه / رادیو کوچه
ardavan@koochehmail.com
همیشه با خودم می گفتم چرا ما باید هزینه سنگین یک باور را بدهیم. میپرسیدم اگر عموی من، خاله یا پدر من میخواست شاه برود چرا امروز من باید هزینه آن را بپردازم. درست وقتی که دستگیرم میکنند. وقتی مامور مبارزه با مفاسد اجتماعی روسری عقب رفتهام را از مصداقهای فساد میداند. وقتی یک مامور با پیراهن روی شلوار به من میگوید: «دختره هرزه لب هایت رو پاک کن» بیشتر به جانم زخم میزند. راستی چرا این سوال مرا رها نمیکند که چرا من باید هزینه زنده باد و مرده باد شما را بدهم.
—
نمیدانم چرا من وقتی سن و سالی نداشتم -شاید شش یا هفت سال- شبها از ترس صدای موشکهای عراقی خودم را خراب میکردم. شاید خیلیها به این صدا عادت کرده بودند، اما من نکردم. من از خودم میپرسیدم من چه کردهام که آنها میخواهند مرا بکشند. عمویی داشتم که با حرارت در حین این بمبارانها شعار میداد. مادرم میگفت بریم جای امن و او پاسخ میداد: «انقلاب نکردیم که از مبارزه فرار کنیم…» عمو از مبارزه میگفت. اما بعدها وقتی بزرگتر شدم دایم از خودم میپرسیدم: «تو خواستی مبارزه کنی اما از من هم پرسیدی؟»
—
آرمانها. این همان چیزی بود که همه ما خواستیم بیشتر به آن فکر کنیم. این چیزی بود که میخواستیم با رسیدن به آن زندگی خودمان، بچههایمان و جامعه و نسلها را تغییر دهیم. باید شاه میرفت و ما برای رسیدن به آمال و آرزوها باید مبارزه میکردیم. باید سختی میکشیدیم و نشان میدادیم که چقدر ایمان داریم. نه! من پشیمان نیستم چون آن کاری را که باید میکردم را انجام دادم… حتا بعد گذشت سی و سه سال باور میکنم که کاری که کردم درست بود. حتا…
—
صحبت از اختلاف نگاه بین دو نسل است. نسلی که برای تغییر شعار داد و نسلی که شاید به اعتراض این تغییر به خیابانها آمد. نسلهایی که نتوانستند شاید در طول سه دهه بعد انقلاب پنجاه و هفت یک دیگر را درک کنند.

راستی آرمانها چه بود که جوانان سال پنجاه و هفت را به خیابانها کشید. چرا امروز آن آرمانها زیر سوال هستند. آیا درست نبود یا آرمانگرایان دل از رسیدن به آنها کندند و یا شاید این ایدهآلها را تحقق یافته دانستهاند.
شاید به قول جوانی که یک روز مرا در یک فروشگاه بزرگ به بحث گرفت، انقلابیها آرمانگرا بودند اما حاضر نشدند آرمانهایشان را با نسل بعدی قسمت کنند.
روز یکشنبه دوازدهم فوریه در دانشگاه تورنتو میزگردی با عنوان «چرا انقلاب» با روی کرد گفتوگویی میان دو نسل و نگاهی دیگر به انقلاب برگزار شد. این میزگرد که به همت گروهی از فعالان مدنی در شهر تورنتو به راه شده بود، در پی چالش کشیدن و به بیان آوردن حرفهای دو نسل در برابر هم بود. نسلی که انقلاب کرده بود و نسلی که بعد این انقلاب بنا بود زندگی کند. چهار نفر از نسل انقلاب و چهار نفر از نسل بعد انقلاب در این میزگرد به بیان آرا و نظرها پرداختند.
آن چه در پی میآید گزارشی از این میزگرد است در گفتوگویی با «مهرداد حریری» گرداننده این برنامه:
خبر / رادیو کوچه
مهدی خزعلی، فعال سیاسی وبلاگنویس منتقد دولت جمهوری اسلامی، فرزند آیتاله خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری و مدیر انتشارات حیان، که هم اکنون در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده، به چهارسال و نیم حبس و ده سال تبعید در شهرستان برازجان محکوم شد.
به گزارش رادیو فردا، محمدحسین آقاسی، وکیل مدافع آقای خزعلی، ضمن اعلام این خبر گفت این اولین حکمی ست که دربارهی موکلش به طور کتبی به او ابلاغ شده و حکم قبلی به طور شفاهی بوده است.
به گفتهی وکیل مهدی خزعلی، او برای شش مورد توهین به مقامهای جمهوری اسلامی نیز به پرداخت جزای نقدی محکوم شده است.
آقای آقاسی گفته است که به این رای اعتراض خواهد کرد.
لازم به اشاره است پیشتر گفته شده بود وی به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم کرده است.
بیشتر بخوانید:
«۱۴ سال حبس و ۱۰ سال تبعید حکم مهدی خزعلی»
خبر / رادیو کوچه
روز چهارشنبه، 14 فوریه، پلیس تایلند اعلام کرد فردی که به ظن آنها ایرانی است، در پی انفجار بمبی که قصد داشت به سوی پلیس پرتاب کند، دو پای خود را از دست داده است.
به گزارش بیبیسی، به گفته یک سخنگوی پلیس تایلند این مرد که به بیمارستان منتقل شده یکی از پنج نفری است که در جریان سه انفجار در یک منطقه پررفتوآمد تجاری در بانکوک زخمی شدهاند.
انفجار نخست در خانهای که بنا بر گزارشها سه ایرانی آن را اجاره کرده بودند رخ داده است.
به گفته پلیس بعد از این انفجار دو مرد از این خانه فرار کرده و و بمب دیگری را به سوی یک تاکسی که حاضر به توقف برای آنها نشده پرتاب کردهاند.
بمب سوم زمانی منفجر شده که مرد سوم تلاش کرده آن را به سوی پلیس پرتاب کند، اما موفق به انجام این کار نشده و انفجار بمب، خود او را به شدت زخمی کرده است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، معاون فرمانده پلیس بانکوک گفته است که یک کارت شناسایی ایرانی همراه فرد بمبگذار بوده است.
پلیس بانکوک یک وسیله انفجاری دیگر را که در خانه تحت اجاره سه ایرانی یافته، خنثا کرده است.
این انفجارها یک روز بعد از حمله به دیپلماتهای اسراییلی در هند و گرجستان صورت گرفت. نخست وزیر اسراییل، ایران و حزباله لبنان را به دست داشتن در این حملات متهم کرد.
چندی پیش سفارت آمریکا در بانکوک نسبت به احتمال وقوع حمله تروریستی در این شهر هشدار داده بود.
بعد از این هشدار پلیس تایلند یک مرد لبنانی را در پی یافتن مواد شیمیایی مورد استفاده در ساخت بمب دستگیر کرد.
بیشتر بخوانید:
«طرح ترور دیپلماتهای اسراییل در هند و گرجستان»
نهال نوریان/ رادیو کوچه
در مقدمه، مترجم هدف از نشر این کتاب را گشایش دو جبههی مبارزاتی میداند.
امین قضایی چنین مینویسد:
«توسعهی نشر الکترونیکی به منزلهی شکستن سد سانسور و سرکوب رژیم حاکم از یکسوی و معرفی و بسط اندیشهی Queer به جامعهی اندیشمندان مبارز و ترقیخواه فارسیزبان، شکستن مرزبندی و محدودیتهای جنسیتی که انگیزهی نوشتن این کتاب توسط مولف بود با انگیزهی شکستن مرزبندی و محدودیتهای حاکم بر آزادی بیان نزد مترجم تقویت شده است.» [1]
«آشفتگی جنسیتی» (Gender Trouble) برای نخستین بار در سال ۱۹۹۰ میلادی در آمریکا به چاپ رسیده و بیش از صدهزار نسخه از آن در کشورهای دیگر و به زبانهای مختلف منتشر شده است. «جودیت باتلر» (Judith Butler) نویسندهی این کتاب، فیلسوفی پساساختارگرا و منتقد فمینست آمریکایی است. اندیشهها و نوشتار او در حوالی نظریهی فراهنجار، نظریهی کوییر، فلسفهی سیاسی و علم اخلاق در تردد است. جودیت، استاد ادبیات در دانشگاه برکلی کالیفرنیا است. مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ییل دریافت کرد و با نگاهی به عنوان پایاننامهی او، دغدغههای اندیشگانیاش را میتوان مرور کرد؛ پایاننامهاش متنی با عنوان «مباحث شهوت، بازتاب اندیشههای هگل در قرن بیستم فرانسه» بود. نخستین کتاب جودیت، آشفتگی جنسیتی (Gender Trouble) بوده است. این کتاب در پاییز 1385 بهکوشش امین قضایی به فارسی برگردانده شد و بهصورت کتاب الکترونیکی در وبگاه مجلهی شعر در هنر نویسش www.PoetryMag.info به چاپ رسیده است.

اینکه این کتاب را از متنهای پایهگذار نظریهی Queer میدانند بیراه نیست. شاید گفتهی خود جودیت، گویای این نکته باشد. آنجا که میگوید: «حیات متن از نیات من فراتر رفته است.» [2] این متن بخشی از سنت فمنیسم است که سعی در بازنگری دستهبندیهای تعاریف در حوزهی جنسیت دارد و از این منظر به بازتولید مفاهیم فمنیستی یاری میرساند. آشفتگی جنسیتی زمینهای از امکانها را برای جنسیت باز میگشاید و انتقاد از خود است؛ پرسش از خود. نقدی از درون که بهزعم جودیت، نویدبخش زندگی دموکراتیکتر و مشمولتر برای جنبش است.
آشفتگی جنسیتی، در جستوجوی راههایی است تا نشان دهد همین تفکر «چهچیزی ممکن است» در زندگی «جنسیتیشده» با فروض قاهرانه و عادیشده، مسدود گشته است. کتاب همچنین به دنبال از میان بردن تمامی تلاشهایی است که گفتمانی از حقیقت را به کار میگیرند تا کنشهای جنسی و جنسیتی اقلیت را مشروعیتزدایی نمایند. این بدان معنا نیست که تمامی کنشهای اقلیت مورد اغماض یا ستایشاند، بل بدین معنی است که ما باید قادر باشیم پیش از هر نوع نتیجهگیری دربارهی آنها، به آنها بیاندیشیم». [3] و این همه بدان معنا نمیتواند باشد که جودیت در این کتاب هنوز به انگارههای دوآلیتهی واپسگرا و فلجکننده پایبند است. «جنسیت میتواند مبهم ارایه شود بیآنکه موجب آشفتگی یا جهتگیری مجدد تمایلات جنسی هنجارین گردد.» [4] حتا اگر از سمتو سوی دوگانههای مرد/زن، دگرجنسگرا/همجنسگرا و… سربرگردانیم. چراکه ساز و کار قدرت بر مبنای استراتژی جاگیرشدن در یکسوی دوآلیتهی فرسایشی و فرمایشی است. قدرت ظاهرن چیزی بیش از معاوضه میان سوژهها یا رابطهی واژگونی ساده میان سوژه و دیگری است؛ «بهواقع، قدرت در عمل تولید همین چارچوب دوگانه برای تفکر در باب جنسیت ظاهر میگردد». [5] حال آنکه سوال این است: چه تعریف جدیدی از قطبهای ناهمگون، موازنهی جدید قدرتها (نه لزومن در دوآلیتهی نرینگی و مادینگی) به دست میدهیم تا به تقابل بهینهای از رویارویی و زیست فرد با پیرامونش برسیم؟
این کتاب مدعی آن است که برای کمک به همگرایی سیاسی دیدگاههای فمینیسم، گی، لزبین در باب جنسیت با نظریهی پساساختارگرایی، وقوع یافته است. [6] جودیت میگوید که مسئلهاش حاشیهای ماندن نیست، «بلکه سهیمشدن در هر منطقهی حاشیهای و شبکهای است که از مراکز انضباطی روییده و سبب جایگزینی متکثر این اتوریتهها میشوند.» [7] او میگوید برای نشاندادن ناتوانی عاملیت سیاسی، در جهت جدایی از پویههای متشکل قدرت برسازندهاش تلاش کرده است. [8] او نگران بوده است، نگرانی جودیت از هراس بوده است. «آیا نابودی دوتاییهای جنسی، چونان عظیم و وحشتانگیز است که باید تعریفن غیرممکن باشد و مکاشفهی آن از هر اندیشهای دربارهی جنسیت حذف شود؟» [9] جودیت نگرانی خود را داشت. نگران بود؛ ترس از کنش بهسبب هراس از آن، بر خوانش کتاب و خواندنیبودن آن سایه بیاندازد. معنای جنسیت اگر محدود به پیشانگارههای کنش جنسی غالب شود فمینیسم به گوشهای انحصارگرایانه تبعید میشود. اشاره به انسان، آرامش تعقل را به این کتاب برمیگرداند.
افتخار باتلر، خروج کتاب از معنای آکادمیک آن و گستردگیاش در متن جامعه و دردسرهای جنسیتی آن است. با وجود اینکه آشفتگی جنسیتی را یک متن آکادمیک میداند. «بیشک عجیب و برای برخی دیوانهکننده است که کتابی بهآسانی مصرف نشود اما مطابق استانداردهای آکادمیکی «عامهپسند» باشد.» [10] او از اینکه کتابش از فضای آکادمیک پا فراتر گذاشته و به پیکرهبندی زندگی ورود کرده شادمان است و از این تجربه به نیکی یاد میکند. اینها دقیقن به این خاطر است که آنچه مهم مینماید، میتواند فرد را به دردسر بیاندازد.
گوشهای از متن را در صفحهی 253 کتاب «آشفتگی جنسیتی» میخوانیم:
«شالودهشکنی هویت، شالودهشکنی سیاست نیست بلکه بهصورت امری سیاسی همان شرایطی را ایجاد میکند که از طریق آن هویت بیان میشود. این نوع نقد موجب به چالش کشاندن چارچوب بنیادگرایانه میشود که در آن فمنیسم بهمثابه سیاست هویتی بیان گشته است. تناقض درونی این بنیادگرایی این است که همان سوژهای را فرض گرفته، تثبیت کرده و مقید میکند که امیدوار به بازنمایی و آزادسازی این سوژه است.»
—————————–
- ص 7- مقدمهی مترجم
- ص 9- پیشگفتار 1999
- ص 10- پیشگفتار 1999
- ص 18- پیشگفتار 1999
- ص 37- پیشگفتار 1990
- ص 41- پیشگفتار 1990
- ص 41- پیشگفتار 1990
- ص 29- پیشگفتار 1999
- ص 10- پیشگفتار 1999
- ص 23- پیشگفتار 1999
فایل پی دی اف کتاب را از این جا دانلود کنید.
مهشب تاجیک/ رادیو کوچه
کار خوب کدام است؟ کار بد کدام؟ حق چیست و حقیقت را نزد چه کس و یا چه کسانی میتوان یافت؟
شاید قدمت این پرسشها به اندازهی درازای تاریخ تمدن بشر باشد، به سن و سال بشریتی که اهمیت اخلاق را وارد روزمرگیهای خود کرد و قضاوت در تمامی گوشهها و کنارههای زیست او ریشه دوانید. اکنون در این زمان که بشر متمدن، بیشمار پیامبر و تعداد زیادی مکتب اندیشگانی و فیلسوف و اندیشمند را پشت سر گذاشته است و از همه مهمتر و اضافه بر اینها، حجم عظیمی از تجربه و خرد اجتماعی را در چنته دارد، پاسخ به چیستی و موقعیت خوبی و بدی کار سادهتری باشد و امید به رسیدن به پاسخ، پررنگتر.
ولی واقعیت چیز دیگری است، اگر ماهیت خیر و شر، بستهای فرمایشی و سنگ شده و باثبات بود، شاید میتوانستیم به آسانی، تعاریف را ارایه بدهیم ولی واقعیت این است که هر تعریف در حوزهی علوم معرفتی، به بیشمار مولفه بازگشت میکند که اگر بخواهیم هم همهی آنها را برای بازنمود تعریف مورد نظر لحاظ کنیم، بیش از فهم موضوع به پیچیدهتر شدن آن یاری رساندهایم.

با این وجود در مورد سنجههای اخلاقی و تربیتی، قضیه متفاوتتر هم هست، تعریف ما از خوبی و بدی در هر فرد و هر موقعیت میتواند تفاوت پیدا کند اگرچه گروهی از ادیان و اندیشهها و همین طور افراد به این مقوله اعتقادی ندارند ولی واقعیت چیز دیگری است. دستهای از کیفیات رفتاری نسبت به بقیهی آنها از ثبات بیشتری در تعریف برخوردارند، ما گروهی از کیفیتهای رفتاری را قهرن و همواره در میزانهای کم و یا زیاد و در موقعیتهای متفاوت خوب و یا بد میدانیم و اینها به موقعیتهای صفر و یکی مرسوم هستند ولی میان این صفر و یک، طیفی خاکستری وجود دارد از کسرهای رفتاری مقید به زمان و مکان و هر آنچه در آن حال بر آن رفتار موثر خواهد بود.
سوال اینجا است که در هر موقعیتی سنجهی رفتاری در دست چه کسی است تا بتواند کیفیت یک عمل را در جایگاه اخلاقی ارزیابی کند؟ آیا فردی که خود در درون یک ماجرا و متاثر از آن نوع رفتار دست به عمل میزند، میتواند گزینهی خوبی برای قضاوت در اینباره باشد؟ بهتر است سوال را به گونهای دیگر بپرسیم، آیا هر عمل انسانی احتیاج به ارزیابی کیفی از سوی افراد دیگر اجتماع در حیطهی دسترسی به عمل دارد؟
شاید با پذیرش این پیش فرض که خوب و بد و درست و نادرست مگر در مواردی، وابسته به موقعیت عملکردی خود هستند، بتوان رفتار انسانی را از حیطهی استیلای شریعت و توسل به قضاوت آسمانی، به جایگاه گفتمانی زمینی و تسلط حقوق شهروندی و انسانی بر رفتار کشاند. در این جایگاه است که به جای اینکه رفتار قضاوت شود، به چیدمان گفتمانی و تقابل کنش و واکنشی پای میگذارد و این، موجب میشود تا کیفیت ارزیابی هر رفتار از شکل مطلق خیر و شر به حیطهی کارآمدتری انتقال یابد.
سهشنبه 25 بهمن 90/ 14 فوریه 2012
اجرا: اعظم
استودیو: مهدی
تقویم تاریخ
گزیده اخبار مطبوعات سهشنبه ایران
پسنشینی تند- «آب در لانهی مورچگان»- اکبر ترشیزاد
بخش اول خبرها
گفتوگوی روز- «شما انقلاب کردید ما هزینه دادیم»- اردوان روزبه
بخش دوم خبرها
کتابخانه ی کوچک من- «خشونت هنجارهای جنسیتی»- نهال نوریان
زن ایرانی- «نخستین شاعر زن عارف فارسیگوی»- سایه کوثری
بخش سوم خبرها
گردونه مهر- «اسطوره آفرینش در ایران باستان» (بخش نخست)- پیمان عابدی
دایرهی شکسته- «اندامهای عقل عملی»- مهشب تاجیک
بخش چهارم خبرها
خبر / رادیو کوچه
روز دوشنبه، 13 فوریه، غلامحسین محسنی اژهای، دادستان کل جمهوری اسلامی و سخنگوی قوه قضاییه خبر از منع قرار تعقیب سعید مرتضوی دادستان پیشین تهران توسط دستگاه قضایی داد.
به گزارش مهر، محسنی اژهای در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران گفت که تصمیم دادگاه، در پی اعتراض سعید مرتضوی به قرار صادر شده علیه وی اتخاذ شده است.
این خبر در حالی از سوی دادستان کل کشور اعلام میشود که آقای مرتضوی، ۷ ماه پیش از تبرئه خود در دستگاه قضایی خبر داده اما محسنی اژهای این خبر را تکذیب کرده بود.
در آن زمان دادستان پیشین تهران، ضمن اشاره به حکم منع تعقیب صادر شده از سوی دادگاه برای قضات درگیر در پرونده بازداشتگاه کهریزک، صدور این حکم را به معنی «برائت» خود و دو قاضی دیگر این پرونده دانسته بود.
در پاسخ به این اظهارات، محسنی اژه ای گفته بود: »قبلن شکایتی نسبت به قضات پرونده کهریزک به دادسرا وصول شده بود که دادسرا قرار منع تعقیب صادر کرد. [اما] به قرار منع تعقیب اعتراض شد و دادگاه پرونده را با اعلام نقص دوباره به دادسرا ارجاع داد.»
سخنگوی قوه قضاییه در توضیح نقص پرونده اظهار داشته بود: «باید یک مرجع قانونی در باره یک اتهام، استعلامی را به دادگاه ارایه کند و چون جواب این استعلام نیامده پرونده این قاضی [مرتضوی] همچنان مفتوح است.»
لازم به اشاره است سعید مرتضوی از سوی کمیسیون ویژه مجلس در باره حوادث بعد از انتخابات، به عنوان صادر کننده دستور انتقال بازداشتشدگان روز ۱۸ تیر به بازداشتگاه کهریزک معرفی شده بود.
بیشتر بخوانید:
«پرونده سعید مرتضوی باز است، آهنگرانی و وفامهر آزاد میشوند»
خبر / رادیو کوچه
موسسه اعتبارسنجی «مودی»، روز سهشنبه، 14 فوریه، اعلام کرده که اعتبار شش کشور اروپایی کاهش یافته است. بر اساس اعلام این موسسه اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، اسلواکی، اسلونی و مالت کشورهایی هستند که شامل این کاهش شدهاند.
به گزارش این موسسه اعتبار سنجی، بریتانیا، فرانسه و اتریش هم دورنمای رتبه اعتباریاشان پایین آمده است.
این موسسه آمریکایی میگوید که بحران بدهی اروپا و نداشتن برنامه برای از بین بردن مشکلات اقتصادی، باعث پایین آمدن رتبه اعتباری این کشورها شده است.
در همین هفته پارلمان یونان با تصویب طرحهای ریاضت اقتصادی مورد نظر اتحادیه اروپا توانست کشورهای حوزه یورو و صندوق بینالمللی پول را متقاعد کند تا به آنها وام دهند.
بیشتر بخوانید:
«تصویب سیاستهای ریاضت اقتصادی در پارلمان یونان»
محمد ایرانی
در یک سال اخیر آنچه در بین بخشی از ایرانیان مهاجر کشورهای غربی شدت یافته ، ایجاد بدیلی برای نظام جمهوری اسلامیست تا پس از تغییر یا سقوط بتواند نقش بلاواسطه قدرت را در داخل کشور بعهده بگیرد . این موضوع پس از فروکش کردن تظاهرات خیابانی که از خرداد ۱۳۸۸ آغاز شده بود ، با توجیه محوری اینکه بدلیل سرکوب شدید در داخل کشور امکان ایجاد بدیل عملی نیست ، توسط بعضی از افراد و گروههای سیاسی مقیم خارج مطرح و دنبال گردید . البته ایجاد بدیل در سالهای قبل نیز عنوان میگشته ولی بدلیل نقش کمرنگتر ایرانیان برون مرزی هیچگاه از حد اپوزیسیون چند گروه سیاسی و چند تجمع فراتر نمیرفته است و اینکه خود آنها درک میکردند که صدایشان برد چندانی در داخل کشور ندارد . البته آمار مهاجرت ایرانیان به کشورهای مختلف از آغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی نسبت به زمان سلطنت بسیار فزونی یافت و تا سال ۱۳۸۸ تعداد ایرانیان در خارج کشور به میلیونها نفر رسید که بیشتر شامل کسانی بود که آینده خود و فرزندانشان را در زیر سلطه نظام جمهوری اسلامی شایسته نمیدانستند و بخش کوچکتری که در شمار مخالفان سیاسی رژیم محسوب میگشتند که فضای سیاسی خارج کشور را کنترل میکنند .
در چند سال گذشته بسیاری از تکنوکراتها ، دانشجویان ، خبرنگاران ، خانواده هایی عادی با فروش دارایی خود ، بخشی بیشتری از سیاسیون وابسته به افکار مختلف و از جمله اصلاح طلبان که قادر به تامین هزینه خود بوده و یا توانسته بودند بطریقی از مرز عبور کرده و تحت حمایت سازمان ملل قرار گیرند که عمدتا نیز به کشورهای غربی وارد شدند . آنچه شدت مهاجر را افزایش داده بود ، درک این موضوع بوده و هست که نظام حاکم بهیچوجه قصد کوتاه آمدن در مقابل مردم را نداشته و حاضر بهیچ انعطاف و رفرمی نیست و در نتیجه کسانیکه زندگی در زیر سلطه رژیم را قبول کرده و یا اصلاح طلبانی که در حاکمیت نیز نقش داشتند را مجبور به مهاجرت نمود که این امر موجب تنوع بیشتری از نظر افکار ایرانیان برونمرز گردید . باید گفت بسیاری از وابستگان حکومت برای لابی گری ، تامین آینده مبهم و خارج کردن بخشی از سرمایه رانتی و حتی تحصیل خانواده های خود به تابعیت دوگانه و سه گانه نیز دست زدند که اینروزها در حال افشاگری است و دولتهای بزرگ نیز برای جذب سرمایه های آنها ترجیح به سکوت گرفته اند .
بدیهی است که جنبش خرداد سال ۸۸ که به جنبش سبز معروف گشت و محورش احترام به رایی بود که داده است ، اولین زمینه ای شد که امکان دگرگونی و تغییر رژیم را نوید میداد و این موضوع نه تنها برای مردم داخل کشور و جناحهای مختلف حاکمیت روشن گردید ، بلکه برای ایرانیان برونمرز و همچنین دولتهای بزرگ نیز آشکار گردید . جناح اصولگرا که حاکمیت را از اصلاح طلبان و سایر همکاران قدیمی گرفته بود ، تنها راه حفظ خود را در سرکوب هرچه بیشتر مخالفان سیاسی ، صنفی ، اجتماعی و مدنی میدید و لذا بر همین روال پیش رفته و خواهد رفت . طول کشیدن مقاومت جنبش سبز که طیف وسیعی از همه اقشار جامعه با افکار متفاوت بود و شدت سرکوب حاکمیت برهبری ولایت فقیه با بازوی سپاه و نیروهای انتظامی و بسیجی موجب گردید که بخش بیشتری از طیف جنبش سبز باور کنند تا زمانیکه نظام جمهوری اسلامی حتی با اشکال متفاوت قدرت را در دست داشته باشند ، امکان برقراری آزادی و دموکراسی وجود نخواهد داشت و تند شدن شعارها مبنی بر سقوط نظام ناشی از این موضوع بوده است .
آنچه تا اواخر سال ۱۳۸۹ در داخل و خارج کشور قابل تصور و تایید بود اینکه نظام با این جنبش مجبور به تغییر و یا سقوط خواهد گردید بطوریکه حتی بخشی نقش بدیل را توسط این جنبش پذیرفته بودند و بخشی دیگر نیز که این جنبش را نماینده افکار متفاوت جامعه نمیدانستند ایجاد بدیل را در خارج کشور عمده نمیکردند . ایجاد بدیل توسط اپوزیسیون خارج کشور از ابتدای سال ۱۳۹۰ شدت گرفت و افراد و گروههای سیاسی از سلطنت طلب ، جمهوریخواه ، سکولار ، مجاهد ، گروههای چپ ، لیبرال و اصلاح طلبان مهاجر که تا چندی پیش خود را اپوزیسیون و احزاب مخالف حکومت میپنداشتند ، همگی مدعی ایجاد بدیل گردیدند . تاریخ جنبشها و انقلابات کشورها ورق خورد تا نمونه هایی مبنی بر تشکیل بدیل آنها در خارج کشور بعنوان مدرک مورد استناد قرار گیرد و در این میان بعضی با تفسیر و توجیه غلط و تحریف از آن تجربیات ، تا آنجا پیش رفتند که حکم دادند ؛ بدیل تنها در خارج کشور امکان پذیر است .
موضوع دیگری که در یکسال گذشته بر ایجاد بدیل و آلترناتیو حکومت در خارج کشور تاثیر مهمی گذاشت ، جنبشهای کشورهای عربی بود که بدلایل گوناگون برخلاف جنبش سبز ، توانست حکومت دیکتاتوری وقت را در چند کشور تغییر دهد . درنتیجه بخشی از اپوزیسیون خارج کشور جنبه ای از مکانیزمها را در نظر گرفتند که راههایی برای سقوط دیکتاتوری وجود دارد ، گرچه بخش دیگر اپوزیسیون ضمن بررسی مسائل همچنان به اهمیت جنبش داخلی پرداختند و اینکه سقوط دیکتاتور تنها از آن طریق امکان پذیر است . تجربه گرانبهایی که ایرانیان ۳۳ سال پیش آنرا با سقوط دیکتاتوری سلطنت و به حکومت رسیدن نظام جمهوری اسلامی موضوع بدیل در داخل کشور را ثابت میکرد که به بهای از دست دادن بسیاری از هموطنان چه در سرکوب توسط حکومت و چه در جنگ با عراق ویا دلایل دیگر منجر گردید . البته کسی نمیتواند منکر باشد که چه جنبش سال ۱۳۵۷ و چه جنبشهای کشورهای عربی بعنوان بدیل در داخل شکل گرفته و به دلایل گوناگون شکست خورده و یا باید منتظر تحولاتی در آینده بود .
جنبشی که در روز عاشورای مذهبی ، سقوط نظام اسلامی را فریاد زدند ، حال توسط بخشی از اپوزیسیون خارج کشوری تحریف شده و آنها همچون ۳۳ سال پیش تنها به سقوط دیکتاتور راضی شده اند ، گرچه این بخش از اپوزیسیون منشورها و قطعنامه های بیشماری مبنی بر تغییر نظام و ایجاد دموکراسی و غیره در بوق و کرنا کرده اند . متاسفانه اکثر روشنفکران و گروههای سیاسی که جنبش سبز را بدون توجه به طیف وسیعش وابسته به اصلاح طلبانی میدانستند که بیجهت خود را رهبر جنبش معرفی مینمودند ، بیکباره در ابتدای آغاز جنبشهای کشورهای عربی آنها را دموکراتیک ، انقلابی و ضد امپریالیستی نامیدند . بتدریج که نقش کشورهای غربی در استفاده از جنبشهایی که از درون جوشیده بودند ، روشن و اکثر احزاب اسلامی راست در انتخابات زودرسی که انجام شد را بقدرت رسانید ، بخشی از افراد و گروههای سیاسی ایرانی در خارج کشور را نسبت به تحولات آنها ناامید نمود . بقدرت رسیدن گروههایی مخالف دیکتاتورهای عربی که گاها جزو مسولان حکومت بودند و یا نقش اپوزیسیون خارج کشوری را داشتند با کمک باقیمانده مسولان نظامهای قبلی در راس حکومت و کمک قدرتهای غربی ، موجب گردید همچنان بخشی از اپوزیسیون خارجی ایرانی به این راه حل علاقمند گردند .
مبنای مهمی که در تفکر ایجاد بدیل نقش دارد ، باور داشتن به تغییر یک نظام از طریق جنبش داخل کشور و اینکه بدیل توسط آنها باید صورت گیرد و یا عدم قبول قدرت جنبش داخل کشور است که منجر به تفکر ایجاد بدیل در خارج کشور میگردد . کسی منکر این نیست که بسیاری از افراد و گروههای سیاسی معتقد به ایجاد بدیل در خارج کشور دارای صداقت هستند ، اما بی تردید اکثر آنها در پروسه این فعالیت دررابطه با مکانیزمهایی که در مقابلشان قرار میگیرد ، صداقت خود را از دست خواهند داد اگر بهمان باور بدیل در خارج کشور باقی بمانند . کسی منکر ایجاد گروه ، سازمان ، حزب و یا جبهه مخالف نظام جمهوری اسلامی در خارج کشور نیست و اینکه استراتژی و تاکتیکهای آنها نیز متفاوت باشند ، اما زمانیکه آنها خود را بدیل و آلترناتیو حکومت نامیده و بخواهند با سران دولتهای غربی برای تعیین آینده کشور مذاکره و نقش دولت بعدی را ایفا نمایند ، مورد سوال قرار میگیرند .
چگونه است که میلیونها نفر در یک همبستگی در تظاهرات خیابانی برعلیه حکومت شعار داده و خواهان تغییر آن بودند از طرف اپوزیسیون خارج بعنوان نماینده کشور محسوب نگردیدند ، اما صدها نفر بنمایندگی حداکثر چند هزار نفر در خارج کشور میتوانند رل بدیل را داشته باشند ! اینکه جنبش سبز با کل طیفش نماینده تنوع موجود کشور از نظر جنسیتی ، شغلی ، قومی ، مذهبی و غیره نبود امر درستی است ، اما این نمایندگی بهیچوجه توسط بخش برونمرزی ایرانیان نیز قابل تصور نیست . عامل بعدی بدیل خارج کشوری سخنان زیرکانه خانم کلینتون بود که همچون کشورهای عربی ، در گذشته اپوزیسیون ایرانی از امریکا و غرب کمک نخواسته بود و این موضوع بخشی از اپوزیسیون را هشیار کرد که باید از این مکانیزم برای سقوط دیکتاتوری استفاده نمود و این چنین بود که بعضی بطور شفاف و بعضی دیگر با پرده استتار تلاش کردند به وحدت گروهی دست یافته و لابیهای خود را برای مذاکره روانه نمایند و هرگروه یا جبهه ثابت کند از دیگری صلاحیت بیشتری برای گرفتن قدرت دارد .
فرهنگ سیاسی ایجاد بدیل در خارج یک کشور قدمت طولانی ندارد و شاید بتوان گفت که در ۵۰ سال اخیر که امکان مهاجرت برای سیاسیون مخالف یک کشور در کشورهای دیگر امکان پذیر گردید ، آغاز گردید . در ابتدا نیز گروههای سیاسی مخالف یکدیگر در یک کشور که تا جنگ مسلحانه با هم پیش میرفتند ، منجر به مهاجرت بخشی از گروه سیاسی شکست خورده به کشور همسایه و یا دورتر جایی که قابل پذیرش بودند ، گردیده که در ادامه تلاش کردند تا با کمک دیگر نهادها و دولتهای سایر کشورها بقدرت برگردند و گاها موفق گردیدند . شاید بتوان گفت که کشورهای آفریقایی و بعضی از کشورهای شرق آسیا بیشتر در این زمره محسوب میگردند ، گاها قدرتهای بزرگ که امکان پذیرش مخالفان سیاسی را در کشور خود داشتند ، برای بهره بردن از نزاع مخالفان ، نقشی اساسی در مورد تغییر حکومتها و انتقال قدرتی به قدرت دیگر بازی کردند .
در کشور ایران حتی زمانیکه دولتهای ضعیف قاجار حکومت میکردند و بخشهای وسیعی از ایران را از کشور جدا کردند ، هیچگاه فرهنگ سیاسی تشکیل بدیل در خارج کشور شکل نگرفت و همواره افراد و نیروهای سیاسی از درون کشور با مکانیزمهایی که در اختیار گرفتند ، تغییر دولتها و حکومت را عملی ساختند . بررسی تاریخ سایر کشورها نیز برخلاف کسانیکه مدعی هستند بدیل تنها در خارج کشور شکل میگیرد ، حاکی از آنستکه همواره بدیل سیاسی در داخل کشور شکل گرفته است . انقلابات و تغییر حکومتها در شوروی ، چین ، ویتنام ، کوبا ، کامبوج ، ترکیه ، اندونزی ، غنا ، آفریقای جنوبی ، لیبی ، عراق ، امریکا ، مجارستان ، چکسلواکی ، رومانی و غیره همگی این موضوع را اثبات میکنند و حتی در بعضی از آنها که جنگ مسلحانه بین نیروی سیاسی مخالف و دولت حاکم حتی با وجود نیروهای قدرتهای متجاوز امپریالیستی درگرفت نیز همواره قدرت یابی اپوزیسیون بشکل بدیل در داخل صورت گرفته است و تنها بخش کوچکی از آنها بعنوان سفیر و انتشار اخبار جنگ در کشور دیگر بسر برده اند .
در دوران سلطنت پهلوی که مهاجرت ایرانیان به کشورهای غربی و شرقی آغاز شد ، بتدریج نیروهای اپوزیسیون توانستند گروهها و سازمانهایی را برعلیه سلطنت سازماندهی کنند ، البته گروههای چپ مهاجر نیز بدلیل وجود فشار و محدودیت در کشورهای شوروی و اروپای شرقی کم کم راهی کشورهای غربی شدند . در تمام دوران سلطنت نه اپوزیسیون ایرانیان در خارج کشور از چنان نیروی کمی و کیفی برخوردار بود که نقش بدیل را عهده دار گردد و نه روابط محکم شاه با غرب و شرق چنین اجازه ای را میداد . با برقراری نظام جمهوری اسلامی و سیل مهاجرت ایرانیان به کشورهای غربی و عمدتا امریکا و اروپای غربی ، که بخشی از آنها دارای تمایلات سیاسی بودند ، شکل گیری اپوزیسیون هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی تفاوت نمود . ابتدا سلطنت طلبان و سپس مجاهدین و نیروهای چپ و بتدریج نیروهای دموکرات و لیبرال و جمهوریخواه به ایجاد گروهای سیاسی و تحکیم اپوزیسیون پرداختند ، اما هیچکدام از آنها با وجود ادعای رهبرانشان قادر به ایجاد احزاب قدرتمند نشدند که بتوانند بخشی مهمی از مهاجران را سازماندهی کنند .
وجود جنبش سبز و سپس سرکوب آن و دلایل دیگری که ذکر شد ، عاملی گردید تا اپوزیسیون موضوع بدیل و آلترناتیو نظام جمهوری اسلامی را بطور جدی دنبال کند . بسیاری از تحلیلها دلیل شکست جنبش سبز را علاوه بر سرکوب شدید حاکمیت ، عدم وجود رهبری و فراگیر نبودن جنبش میدانست و این موضوع کاملا درست بود چراکه جنبش سبز از طیفی تشکیل میشد که از هم قابل تفکیک نبوده و حقوق اقشار مختلف از جمله کارگران ، زنان ، اقوام ، مساله جدایی دین از حکومت ، آزادی بیان و مذهب و موارد دیگر را مشخص نکرد و اصولا نمیتوانست این توانایی و نمایندگی را داشته باشد . بهرحال دلایل ذکر شده خود نیز بر این امر دلالت میکند که اپوزیسیون خارج کشور نیز نه توانایی و نه نمایندگی چینین کاری را داشته و نه چنانچه گفته شد از طریق خارج کشور قادر است که دگرگونی در نظام کشور ایجاد کند .
عامل مهم دیگری که بر معادلات فوق افزوده گشت ، مساله تحریم اقتصادی و سیاسی و انرژی هسته ای حکومت از طرف قدرتهای غربی است که ابعاد جدیدی را در فضای بین المللی گشود . موضوع تحریم اقتصادی تا چند ماه پیش چنان بود که رژیم آنچه را که از نظر سلاح ، دستگاههای کنترل شنود و فضای مجازی ، نیاز انرژی هسته ای و احتمالا نیروی اتمی و موارد دیگر لازم داشت از طریق هزینه بیشتر ، واسطه و دور زدن فروشنده اصلی ، مهیا میکرد و در این زمینه چه کشورهای غربی و چه شرقی و چه دلالان بین المللی آماده دریافت چنین سود بالایی بودند . اما تحریم بانکها و سپس بانک مرکزی عملا حتی دریافت ارز حاصل از فروش نفت را غیرممکن گردانده بطوریکه کشورهای اصلی خریدار همچون چین ، هند ، کره جنوبی و سایرین امکان پرداخت را نداشته و با هوشیاری خواستار معاملات پایاپای نفت با کالای خود شده اند و رژیم نیز چاره ای جز پذیرفتن پیشنهادات آنها ندارد .
تحریمهای اقتصادی گرچه بر حکومت فشار میآورد ، اما بسیار بیشتر و مستقیما بر مردم اعمال میگردد و برخلاف آنچه بخشی از سیاسیون خارج کشوری اعتقاد دارند که مردم بهرحال این تحریمها را که تازگی ندارد باید تحمل کنند ، باید در داخل کشور بود تا نتیجه فشار بیشتر را حس کرد و دید که چگونه این فشارهای اقتصادی ، بیشتر از سرکوب سیاسی موجب انفعال مردم از سیاست و تغییر حکومت میگردد . اما تحریم سیاسی مسولان رژیم و سپاه و مسدود کردن حسابهای بانکی آنها و افراد فامیلشان در حقیقت ضربه سخت تری بر آنها بوده و آنها را به واهمه انداخته است ، چرا که در طی سالهای قبل بخشی از آنها وبستگانشان موفق به گرفتن اقامت در کشور دیگر شده و اموال رانتی و باد آورده خود را در آن کشورها بگردش در آورده اند . فساد رانتی و دلالی که در این مسولان سیاسی و نظامی عمیق بوده ، آنها را وادار نکرده که برای حفظ کشوری که حکومتش را در دست دارند ، راه حلی پیدا کنند و لذا با تحریم بانک مرکزی فروش سکه و ارز که سود سرشاری را نصیب پشت پرده ایها میکند را افزایش داده و با بالا بردن ارزش آنها بحران اقتصادی را موجب شده اند . البته نیاز مالی بالا برای خریده رای و تقلب برای جنگ قدرتی در انتخابات نیز عاملی برای گرفتن منابع اقتصادی همچون فروش ارز و سکه و ریاست دانشگاه آزاد بوده است . بهرحال ممنوعیت واردات مواد غذایی همچون گندم ، چای ، روغن ، مواد دارویی ، مواد و قطعات اولیه صنعتی و غیره وضعیت مردم را بی اندازه مشکل خواهد نمود .
سقوط دیکتاتورهای تونس ، مصر ، لیبی و یمن که هرکدام بدلایل تفاوت جنبشها و مکانیزم خارجی در شرایط متفاوتی انجام شد ؛ تونس با استفاده و کنترل احزاب مذهبی از درون و به آرامی مشابه جنبش سال ۱۳۵۷ ایران ، مصر با دخالت ارتش و نفوذ احزاب مذهبی از درون که تکلیفش با پیروزی اخوان مسلمین در انتخابات مشخص میگردد ، لیبی با دخالت مستقیم ناتو و نیروی مسلح و بخشی از اپوزیسیون مرکب از مسولان سابق که منجر به کشته شدن بسیاری از مردم شده با انتقادات فراوانی روبرو گشته و تردیدهایی را در درستی بدیل خارجی ایجاد کرده است و یمنی که با کمک کشورهای ثروتمند عربی و همچنین احزاب مذهبی آینده مبهمی دارد . جنبش بحرین که حکومتش مشابه عربستان و کویت است کنترل شد و سوریه که مانند غده سرطانی و باجگیر بین کشورهای عربی است تلاش میگردد دیکتاتورش با کمک شورای امنیت و کشورهای عربی و ترکیه خواهان سود منطقه به سقوط منجر گردد . سایر کشورهای منطقه از جمله مراکش ، الجزایر ، اردن و حتی عربستان از ترس جنبشهای دموکراتیک در حال اجرای رفرمهایی هستند تا افکار سکولار و چپ را خنثی و یا تا مدتی در کنترل داشته باشند ، اما دیر یا زود این آتش در کشورهای آنها نیز شعله خواهد کشید .
آنچه بتدریج در حال روشن شدن است که دموکراسی و آزادی باین سادگی و سرعت جای دیکتاتوری سابق را پر نمیکند ، همانطور که ۳۳ سال پیش در ایران بدلیل عدم وجود و رهبری جنبشهای کارگری و دموکراتیک این اتفاق نیافتاد . ایجاد بدیل توسط بخشی از اپوزیسیون خارج کشوری ایران باین دلیل فضای بیشتری در آنها یافت که دانست تاثیرو نفوذ غرب در سقوط دیکتاتوریهائی که تا چندی پیش بهترین روابط را با آنها داشتند ، چنانچه این رابطه در بهترین صورتش با شاه سابق نیز برقرار بود ! تردیدی نیست که عامل اصلی تغییر هر نظام از درون آن باید صورت گیرد و قدرتهای بزرگ بدلیل ترس از کم شدن و یا ازبین رفتن منافع سرشارشان با جانشین شدن جنبشهای دموکراتیک و یا چپ در یک کشوری ، از طریق مکانیزمهایی وارد کارزار شده و تلاش دارند معادله را بسود خود پایان دهند . آن بخش از اپوزیسیون خارج کشوری اگر به وسوسه ایجاد بدیل خارجی چشم بسته و همراه بخش دیگری که کم کردن محدودیت های داخل کشور را الویت داده ، فشارهای باین المللی را بر حکومت بیشتر کنند ، موجب سرعت بخشیدن به گسترش جنبشهای کارگری و دموکراتیک میگردند تا از طریق نهادهای خود قدرت را در دست گیرند که در مقالات قبلی که پیوست است شرح بیشتری داده شده اند .
کشورهای شوروی و سپس چین که از تغییر دیکتاتورهای آفریقایی سودی نبردند ، در مورد کشورهای ایران و سپس سوریه که دارای منافع سرشاری هستند ، چه از طریق وتو و چه از طریق سیاسی و اقتصادی حاضر به تغییر این دو حکومت نشده اند . البته تجارت و منافع همچون سیاست پدر و مادر نمیشناسد و لذا دیپلوماسیها بین کشورهای قدرتمند غربی با شوروی و چین براه افتاده است تا آنها را با شرکت در منافع همراه سازند ، تاریخ همواره پر از توافقهایی است که از کنار آمدن کشورهای قدرتمند بر علیه جنبشها حکایت دارد و تاریخ صد سال گذشته ایران نیز بخوبی گویای این مطلب است . اخیرا شوروی و چین با آتوی حمایت از حکومتهای ایران و سپس سوریه در شورای امنیت و سازمان ملل در پی سود بیشتر در خرید نفت و یا فروش اسلحه و موارد دیگر شده اند و نظام جمهوری اسلامی با همه شعارهای مسولان سیاسی و نظامی که نه از تحریم میترسند و نه از جنگ با قدرتها ، در خفا به دادن امتیازات مشغولند و این امر تا راضی شدن شوروی و چین توسط قدرتهای غربی در منافع آتی پس از سقوط دو دیکتاتور ادامه خواهد یافت .
دولتهای شوروی و چین که حکومتهای آنها در اثر سرکوب و فشار بر مردم خود سرپا هستند و هیچگاه به انتخابات واقعی تن نداده اند و همواره در صورت اجرا به تقلب دست زده اند که انتخابات اخیرا حاکی از آنست شوروی ، برای حفظ دیکتاتورها سرکوب مردم آنها را نادیده میگیرند . اخبار و فیلمهای رسیده از ایران ، سوریه و سایر کشورها و حتی گزارش نمایندگان کشورهای عربی در مورد کشتار مردم سوریه ، حقیقتی را که مسولان شوروی و چین نمیخواهند ببینند را گویاست بطوریکه حضور مسول دولت شوروی در سوریه به کشتار موقت مردم آن کشور پایان نداد و تنها به حمایت از رفراندم اسد منتهی گردید . قدرتهای غربی با تکیه بر دموکراسی نسبی خود و حمایت از مردم کشورهای منطقه ، نقش مدافع حقوق بشری ملتها را بازی میکنند ، گرچه بقول معروف پته دموکراسی آنها نیز با جنبش ما ۹۹ درصدیم زیر سوال رفته است . آنچه روشن است کنترل انرژی و سوخت موضوع قدرت یابی کشورهای بزرگ در آینده خواهد بود ، چین بزرگترین نیازمند سوخت و انرژی در حال حاضر و آینده است و شوروی دومین سازنده سلاح نظامی در جهان و لذا امریکا برای ابر قدرتی باید که کنترل سوخت و انرژی را در دستان خود داشته باشد و سهم کشورهای منطقه از نظر تولید سوخت بسیار بالاست و این دلیل اصلی است برای تغییر نظامهای کشورهای انرژی خیز از جهت اینکه کنترل جهان امکان پذیر گردد .
ولایت فقیه که با حمایت از جناح تندرو و سپاه توانست دست رفسنجانی و اصلاح طلبان را از قدرت کوتاه کند ، برای ماندن در راس حکومت چاره ای جز ادامه راه تندش ندارد و لذا ضمن سرکوب هرنوع مخالفتی میبایست جناح باقیمانده حاکمیت را نیز مدام الک نماید تا سرسپردگی مسولان راس نظام بوی ثابت گردد . بنظر رهبری میرسید که با حذف جناح مخالف اصولگرایان از قدرت دیگر روال حکومتش بر طبق برنامه ریزیش دوام داشته باشد ، اما همانطور که تضاد طبقاتی بدون حذف طبقات پایان نمیپزیرد ، اختلاف جناحی نیز برای کسب قدرت سیاسی و اقتصادی هیچگاه تمام نمیشود . باین ترتیب بود که دو شکاف پشت سرهم در بین اصولگریان صورت گرفت و آنها را چهار پاره کرد ؛ بخشی از دفتر رهبری و بخشی از فرماندهان بالای سپاه و روحانیون وابسته همراه بدنه آنها ، بخشی از دفتر رهبری و موتلفه و روحانیون وابسته بهمراه بازار و بدنه آنها ، رییس جمهور و بخشی از دولت بهمراه بخشی از رده میانی سپاه و روحانیون و بدنه آنها و بالاخره بخشی از دولتمداران اصولگرا و روحانیون برهبری مصباح بهمراه بدنه آنها که رقابت بین آنها برای گرفتن قدرت مجلس و دولت بعدی در حال حاضر به اوج خود رسیده است . گرچه جناحهای کوچکتری نیز مابین اصولگرایان شکل گرفته و خواهد گرفت نشان از اختلاف شدید جناحها دارد ، اما فعلا همه جناحها خود را پیرو رهبری دانسته و هرچند در سایه این تظاهر ، به قدرت پس از رهبری میاندیشند و افزایش نقد ولایت فقیه نیز بدلیل ترس از آغاز جنگ است که بخشی از اصولگرایان را به نزدیکی با رفسنجانی و حمایت از موسوی و کروبی وادار کرده است .
سپاه که بنظر بسیاری یکپارچه بوده و هر آن امکان کودتا را دارد ، ثابت کرده که از یک سری فرماندهان تشکیل شده که منافع فردی را ترجیح داده و به تغییرات رهبری برای کاهش قدرت آنها تن میدهند و گاها نقش تیمسارهای حلقه بگوش شاه سابق را یادآوری مینمایند . لاف سپاه که قدرت دارد تا تاسیسات اسراییل و غرب را در تمام جهان نابود کند ، با توجه به قدرتی که خود باور ندارد ، شعاری است و در صورت حماقت تندروان حکومت که موجب جنگی گردند با خفت تن به سازش خواهد داد . تبلیغات بخشی از تندروان مسولان اسراییلی و غربی مبنی بر قدرت سپاه قدس بیشتر دامیست که برای تحریک تندروان رژیم برای ایجاد بهانه برای حمله مینمایند . در حقیقت تحلیل سپاه اینستکه غرب دیگر حاضر نیست ریسک وارد شدن به کشور دیگر را از نظر اینکه دارای بحرانهای اقتصادی است بپذیرد و لذا از بمبارنهای از راه دور نیز هراسی به خود نمیدهد ، گرچه این امر موجب میگردد با اجرای حکومت نظامی ، جلوی کنترل و گسترش جنبشهای دموکراتیک را بگیرد . سخنان ضد و نقیض فرماندهان سپاه در مورد آمدن نیروی دریایی قدرتهای غربی ناشی از اختلافات جناحی و دستوری است که از طرف رهبری میگیرند ، آنچه روشن است این فرماندهان سپاه هم از نظر فیزیکی خیلی فربه شده اند و هم از نظر اقتصادی خیلی سنگین و برای حفظ آنها حاضر به جنگیدن نیستند .
رهبری نیز که قدرت خود را در سایه اختلافات جناحی و توازن جناحها میبیند ، محور اصلیش در داخل کشور پیگیری انرژی هسته ای و احتمالا نیروی اتمی برای تبدیل شدن به قدرت منطقه همچون شاه سابق بوده و سرکوب شدید مخالفین را تنها راه جلوگیری از گسترش جنبشها میداند . محور خارجی رهبر به چانه زدن با قدرتهای بزرگ برای تثبیت قدرت و ایجاد بحران در منطقه از طریق مزدوران بین المللی و حمایت از سوریه برای ادامه نقش در منطقه است . سقوط احتمالی سوریه دست حکومت را در ایفای نقش در منطقه بسیار کاهش میدهد ، نزدیکی حماس با فتح برای تشکیل دولت و همچنین خارج شدن رهبران حماس از سوریه و نزدیکی آنها با ترکیه و اردن و عربستان موجب میگردد که از زیر نفوذ حکومت ولایتی بیرون آید ، حضور هنیه در تهران بیشتر یادآوری گرفتن آخرین باج یاسر عرفات از خمینی در سفر آخرش به تهران است تا شعار تا آخر کوتاه نمیآییم که بلندگوهای رژیم پخش کردند . تنها حزب الله لبنان که شیعه زائیده حکومت اسلامیست در دست رژیم میماند که قادر نیست مستقیما نقش سوریه را برای حضور سپاه قدس در منطقه فراهم نماید ، بخشی از القاعده نیز که در ایران و زیر نظر امنیتی رژیم هستند تنها برای باج گیری از غرب و احیانا استفاده از نفوذ آنها در کشورهای منطقه است . با محدویت های مالی و نظامی که حکومت در آینده درگیر خواهد شد و نظر به پز مخالفی که غرب و کشورهای ثروتمند منطقه و نقش جدید ترکیه ، بخشی از مسولان کشورهای عراق ، پاکستان ، لبنان و افغانستان بدلیل نرسیدن کمکهای اقتصادی از زیر نفوذ رهبری خارج خواهند شد .
لابیهای رژیم سالهاست در کشورهای بزرگ در حال لابی کردن برای حفظ نظام هستند و در این مورد هزینه سنگینی نیز به رژیم متحمل کرده اند ، در یک سال گذشته لابی کردن اصلاح طلبان ، مجاهدین و بخشی از اپوزیسیون خارج کشوری که معتقد به سقوط نظام هستند نیز افزایش یافته است . لابیهای رژیم که ابتدا برای رییس جمهور فعالیت میکردند ، الان برای حفظ نظام بسیج شده و تلاش دارند تا کشورهای بزرگ را از آمدن بدیل غیرقابل کنترل آنها بترسانند و در این راه حتی با سران اصلاح طلب و بخشی از اپوزیسیون نیز همکاری میکنند که مهمترین فعالیت این گروه جلوگیری از تحریم بیشتر و جنگ است . بخشی از جناح اصولگرایان ، سپاه ، دولت و روحانی که باهم نیز در مورد غصب قدرت اختلاف دارند ، نیز دریافته اند که کشورهای غربی مصمم به حذف حکومت هستند در صورتیکه رژیم به ادامه تولید انرژی هسته ای و اتمی پرداخته و در بحرانهای منطقه دخالت کند. رفتار ضد و نقیض وزارت خارجه و تسریع در آمدن نمایندگان آژانس هسته ای به کشور و یا سخنان متناقض فرماندهان سپاه در مورد ورود ناوهای امریکا و انگلیس همه ناشی از اختلاف نظر دولت و جناح تندرو است که نشان از اثر تحریم داشته و واهمه ایست که در مورد آغاز جنگ دارند .
سران اصلاح طلب که امیدشان گرفتن قدرت از طریق تظاهرات خیابانی و حمایت بین المللی و سپس انتخابات مجلس بود ، اکنون با نبود تظاهرات و حذف از انتخابات امیدشان به لابیها و ایجاد اپوزیسیون خارجی تحت حمایت خارجی و لابی رفسنجانی در داخل هستند . طیف بخش خارج نشین آنها همچون گنجی ، کدیور ، مهاجرانی ، امیر ارجمند و غیره با تکیه بر سکولاریسم فلسفی و اخلاق مذهبی و اینکه هنوز مردم ایران به مذهب اعتقاد راسخ دارند ؛ از یکطرف خود را با نوعی جدایی دین از حکومت با تکیه بر مذهب توجیه میکنند و لذا حربه اصولگرایان و سران اصلاح طلب در رد جدایی مذهب از حکومت باید افشا گردد و از طرف دیگر آنها بدلیل ترس از سقوط حکومت با جنگ و دخالت خارجی مخالفت مینماید . اینکه مذهب در افراد کشور نفوذ دارد ربطی به اینکه دولت نباید طبق قوانین دینی عمل کند ، نه تنها در ایران همواره سابقه داشته ، بلکه تنها در دوران بسیار محدودی از حکومت صفویه مذهب حاکم بوده است که بازهم همچون ۳۳ سال گذشته قدرت محوری نبوده است . انتخابات که حتما با تقلب و براساس مدارکی که گروههای اصولگرا از یکدیگر دارند ، همراه خواهد بود تا جناح بندی جدید شکل گیرد ، اما آنچه اهمیت دارد اینکه نقد رهبری از طرف بعضی از مسولان نظام و فرماندهان سابق سپاه که تا چند ماه قبل تمام سرکوبها را نادیده میگرفتند ، نباید این نتیجه را دهد که آنها در جهت منافع مردم و آزادی عمل میکنند ، در حالیکه ترس آنها بیشتر سقوط نظام چه بدلیل شورش مردم ناراضی و چه بدلیل آغاز جنگ است .
اکثر گروههای چپ و بخشی از اپوزیسیون جمهوریخواه ، جبهه ملی و سایرین نه تنها تحریم اقتصادی را به ضرر جنبش دموکراتیک و کارگری میدانند ، بلکه پشتیبان واقعی ضد جنگ نیز هستند . اصولا اپوزیسیون خارج کشوری با همکاری سایر گروهای حقوق بشری با فشاری که بدرستی برای آزادی زندانیان سیاسی و برعلیه اعدام با همدیگر متحد شده و جوامع بین المللی را تحت فشار قرار دادند موجب توقف در اعدام زندانیان سیاسی شدند ، هرچند حکومت در سرکوب بیشتر و زندانی کردن مخالفین بیشتر کوتاه نیامده و اعدام زندانیان عادی را افزایش داده است . اپوزیسیون خارج کشوری باید که ضمن نقد از یکدیگربه وحدت گروهی با یکدیگر پرداخته و با همبستگی که ایجاد میکنند خواهند توانست جوامع بین المللی را بیشتر در افشای جنایات رژیم آگاه کرده و بر حکومت فشار افزونتری بیآورد . اپوزیسیون تغییر نظام باید که عدم شرکت در انتخابات فرمایشی و لابیهای رژیم و هدفی که سران اصلاح طلب و سایر گروهها و جناحها برای باقی ماندن نظام دنبال میکنند را ترویج کرده و نقد افراد و گروههایی که در گذشته کمک به تثبیت نظام کرده اند را افشا کند . جلوگیری از تحریم اقتصادی ، جنگ و بمباران نقاط حساس کشور کار مهم اپوزیسیون خارج کشوری است که اکنون با افزایش قیمتها و ممنوعیت ورود کالاهای غذایی ، صنعتی و دارو و مشابه ، وضعیت اسفناکی را برای کارگران و سایر اقشار ایجاد کرده است و دولت فریبکاری که بتدریج قصد کم کردن و یا حذف یارانه را دارد که بر مشکلات خواهد افزود . طبل جنگی که توسط تندروان داخل کشور برای یافتن راهی از بن بست کنونی و برای بخش جنگ افروزان کشورهای بزرگ و اسراییل ، بعید است آغاز گردد مگر آنکه افراد خودسر و نادانی از سپاه موجب درگیری گردند ، هرچند با نتیجه مثبتی که غرب از تحریمها گرفته جنگ بیشتر بصورت بمباران مناطقی دنبال خواهد شد و احتمالا رهبری و سپاه با توسل به بهانه هایی حتی با ذلت از ادامه جنگ جلوگیری نمایند ، چه خود از تناسب قوا و امکان سقوط آگاهند .
بخش اپوزیسیون خارج کشوری پس از اصلاح طلبان که دنبال ایجاد بدیل است بیشتر از گروههای سلطنت طلب ، بخشی از جمهوری خواهان ، سکولارها و غیره هستند که البته مجاهدین نیز هستند که خود را از ابتدا جزو بدیل میدانستند ولی همچون اصلاح طلبان ، بنی صدر و سایر ملی مذهبی و وابستگان هنوز مذهب را با توجیه اخلاقی و فرهنگی و غیره یدک میکشند . بخشی از احزاب قومی بخصوص کردها نیز هستند که برخلاف تناسب نیروها و اقشار یک جامعه ، بدلیل باور به تشکیلات و کثرت عددی فعال آنها در خارج کشور ، در همه کنگره ها و همبستگی گروهها حاضر بوده و گاها یک سر بدیل را تشکیل میدهند . اما همانطور که گفته شد بخش فعال کوچکی از جمعیت چند میلیونی خارج کشوری را نمیتوان نماینده اقشار گوناگون جامعه شناخت ، بخصوص که نماینده ۳۰ میلیون کارگر و خانواده هایشان بدلیل عدم امکان مهاجرت اصلا حضوری در خارج کشور ندارند . گرچه همه گروههای اپوزیسیون خارج کشوری از آزادی و دموکراسی و حتی جدایی دین از حکومت صحبت دارند ، چنانچه خمینی نیز پای درخت سیب حرفهای شیرین آزادی و دموکراسی را میزد ، باید دید با گرفتن قدرت آن سخنان یادشان میآید یا نه و بهمین دلیل افراد و گروههای داخل کشور که زیر فشار عقاید خود را اعلام میدارند را باید بیشتر باور کرد . سخنان امثال خاتمی ، موسوی ، کروبی و افراد مجاهدین انقلاب اسلامی که همچنان از دیدگاه حکومت مذهبی و انقلاب خمینی ، به اقشار گوناگون جامعه تفهیم خواهد کرد که اگر فردایی آنها قدرت را در دست گیرند ، تغییری در کشور ایجاد نخواهد شد . در حالیکه هستند که چه در زندان و چه پس از آزادی آشکارا از جدایی دین از حکومت سخن گفته و ترسی از فشار و سرکوب ندارند و خوشبختانه اینگونه افراد اکثریت فعالین در کشور را تشکیل داده و از همه اقشار جامعه نیز هستند و میدانند که ایجاد بدیل حق طبیعی آنهاست و میبایست ابتدا آن دموکراسی و سکولایسمی که مدعی هستند در پروسه حرکت ایجاد کنند ، وگرنه آنها از آسمان نخواهند بارید .
ایجاد بدیل در خارج کشور با دلیل سرکوب داخلی و عدم امکان تشکیل آن در داخل کشور و یا بدلیل امکان تماس آسان در خارج کشور با جوامع بین المللی و دولتهای بزرگ ، همه سرپوشی بر ادعا و اجرای تفکریست که بعهده گرفتن نقشی در آینده کشور را هدف دارند . همچنانکه گفته شد ایجاد گروه ، سازمان و یا حزب بهر صورت که افرادش بخواهند و حتی اگر کیفیت سازمانی و حزبی را نداشته باشند و تنها افراد محدودی نمایندگی کنند ، آزاد بوده و اگر با شفافیت برخورد کنند ، موجب رشد خود و سایرین میگردند . اما چگونه است تحمل سرکوب و فشار بعهده افراد و گروههای داخلی از هر قشر و طبقه باشد ، زندانی شدن و شکنجه و یا اعدام توسط داخلی ها باشد ، نقد حاکمیت و افشای جناح حاکم و نامه نگاریها حتی از داخل زندان بعهده داخلی ها باشد ، محرومیتها و فشار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی سهم داخلی ها باشد ، و موارد دیگر منتهی تشکیل بدیل و آلترناتیو تنها بدلیل نشستن آزاد در خارج کشور فقط از عهده آنها بر میآید ! برفرض که کنگره ها و تجمع ها توسط گروهها و سازمانها و احزاب صورت گیرد که با وجود تنوع آنها در پاریس و کلن و هلسینکی و نقاط دیگر ، بیشتر افراد شرکت کننده مشترک هستند ، اما امید آنها چیست که اگر خوشبختانه پس از ۳۳ سال بخشی از آنها با همدیگر به وحدتی برسند قادر باشند برای تعیین و تکلیف کشور با سازمانهای بین المللی و دولتهای بزرگ به مذاکره بنشینند ! مگر نه اینکه باید نشان دهند که نماینده افکار و اقشار گوناگون داخل کشور هستند و امید دارند که مثلا با درخواست آنها ، اقشار مختلف کشور جانشان را سر تیر گذاشته و به خیابانها ریخته ، به اعتصاب پرداخته و نافرمانی مدنی نموده و تحمل شکنجه و زندان و اعدام شدن را داشته باشند ، تا دوستان خارج نشین امتیاز بگیرند ! اگر قرار است که حکومت براثر فشار بین المللی و دولتهای بزرگ زندانیان سیاسی را در پروسه ای آزاد کند ، دست از اعدام بردارد ، فضای نسبی دموکراسی برقرار کند ، که آنزمان بدیل نیز براحتی در داخل ایجاد خواهد گردید ، پس چه بهتر که نیروها برای تعدیل فشار کوشا باشند . برخلاف ظاهر امر قدرت حکومت رو به نزول است و ترس آنها از آتش زیر خاکستری که هر لحظه سر به طغیان بگذارد بیشتر از واهمه ایست که بر فضای سیاسی جامعه حاکم است .
سرانجام چه فشارهای بین المللی حقوق بشری وارد گردد و چه دولتهای بزرگ بدلیل منافع خود تغییراتی را در دستور کار نظام جمهوری اسلامی قرار دهند و چه بدون این حمایتها که جنبش ۱۳۸۸ شکل گرفت ، اقشار مختلف جامعه ناچارند برای بدست آوردن آزادی و تغییر رژیم مبارزه کنند و با ایجاد جنبشهای دموکراتیک و کارگری به جامعه دلخواهی که آرزو دارند تحقق بخشند . در حال حاضر بدلیل فشاری که به اقشار گوناگون از نظر تبعیض جنسیتی ، فرهنگی ، شغلی ، قومی ، مذهبی ، آزادی بیان ، آزادی مدنی و اجتماعی ، آزادی سیاسی و موارد دیگر وارد میآید ، آنها مجبورند بار فساد مالی و سرکوب را در این موقعیت بحران اقتصادی و سیاسی و سایه جنگ و نداری تحمل کنند . کارگران با حداقل ۳۰ میلیون جمعیت با احتساب خانواده هایشان که اگر بخشهای سایر کارکنان نیز به آنها افزوده گردد ، جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون را شامل میگردد که علاوه بر تحمل مواردی که گفته شد باید با بیکاری و هزینه های سنگین تحمل کنند ، بدون داشتن پس اندازی که قادر باشند سکه یا ارز بدلیل افزایش قیمتهای آن خریداری کنند . روزی نیست که خبر از تعطیلی یک کارخانه ، بیکاری تعدادی کارگر ، نگرفتن ماهها حقوق عقب افتاده ، حذف قرارداد رسمی و تن دادن به قرارداد موقت و سفید امضا ، مردن و نقص عضو پیدا کردن براثر فقدان ایمنی کار ، تحمل شرایط کثیف و حقوق کمتر بدون مزایا و بیمه کارفرما برای زنان و کودکان کارگر ، قانون کاری که مدام بیشتر برضد کارگران اصلاح میگردد و صدها مورد دیگر که حتی سایتهای وابسته به دولت و حامیان فریبکار خانه های کارگری آنها را اعلام میکنند . کارگران دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند و یا نگران حفظ آنها باشند ، تا چنین حکومتهایی برقرار است هیچ تغییری در زندگی آنها ایجاد نخواهد شد ، بنابراین چرا باید بازهم خود دست بکار نشده و منتظر مدعیان دیگری از خارج کشور باشند ، آینده نشان خواهد داد که چنین نخواهد شد !
———————————————
این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است
اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه
نزدیک به دو سال پیش بود که برای نخستین بار و پس از گفتوگویی مفصل با دختر و پسری اهل «جده» به حقایقی درباره تغییرات تدریجی و پنهانی پی بردم که در زیر پوست جامعهی به شدت سنتی و محافظهکار عربستان سعودی در حال به وقوع پیوستن است. این زوج جوان که در ابتدا و از ظواهر امر گمان میبردم باید اهل سوریه و یا لبنان باشند، به خوبی و با لهجهای روان انگلیسی حرف میزدند و از همه عجیبتر اینکه هیچ نسبت شرعی نیز با یکدیگر نداشتند. من که از بیحجابی دختر و رفتار آزادمنشانه و راحت پسر با دوست دخترش تعجب کرده بودم پس از چند دقیقه گفتوگو با آنها دریافتم که تا چه اندازه شناخت ما و جامعهی جهانی از سویهی دیگر و دیده نشدهی کشور عربستان ضعیف است.
عربستان سعودی که خود به نوعی از صادر کنندگان تفکر سلفی، عقبمانده و متحجر وهابیت به دیگر کشورهای اسلامی است و در حقیقت تمامی تندرویان و علمای متعصب مسلمان در دیگر کشورهای اسلامی از دستپروردگان مدارس علوم دینی این کشور هستند، حالا چند سالی است که کم کم و اندک اندک خودش را با تفکرات و رفتارهایی روبهرو میبیند که همیشه از منتقدین جدی وجودش در دیگر کشورهای اسلامی بوده است. گرچه که شروع این تحولات از مباحثی بود که به نظر ستیز جدی با باورهای سنتی و مذهبی این کشور نداشت اما در حقیقت این حرکات نشان از حرکت گام به گام قشر دگراندیشی در این کشور بود که سالها با شدیدترین شکل ممکن سرکوب و صدایشان در نطفه خفه شده بود. تلاش برای به دست آوردن حق رانندگی زنان در کشوری که بانوان به عنوان نیمی از جامعه در عمل نادیده گرفته میشوند و با آنها همچون حیوانات برخورد میشود در نوع خود حرکتی رادیکال به شمار میآمد.

گزارش خبرگزاری «آسوشیتدپرس» از حضور زنان بیحجاب و اختلاط و روابط آزادانهی مردان و زنان در برخی از شرکتهای خصوصی در شهر «جده» پایتخت عربستان و انتشار تصاویری از زنان زیبا و خوشپوشی که ناباورانه در برابر دوربین ظاهر شده بودند همه را انگشت به دهان گذاشته بود. پس از آن بود که کم کم تصاویر دیگری نیز از تفریحگاههای ویژهای در عربستان به بیرون درز کرد و نشان داد که بخشی از جامعهی این کشور به رغم تمام موانع موجود در این جامعهی سنتی و دینزده با هر سختی که شده و با وجود تمام ممنوعیتها سعی بر از پیش رو برداشتن این موانع و دستیابی به حداقل آزادیهای ممکن دارند. نباید فراموش کرد که این حرکات در کشوری صورت میگیرد که هر اقدام و رفتاری میتواند بر اساس رای یک مفتی سلفی ضدیت با احکام شریعت اسلام تلقی شده و مجازاتهای سنگینی را مانند اعدام به روش قطع سر در پی داشته باشد.
در تمامی این سالها اما هر نوع حرکت اعتراضی که در درون عربستان صورت گرفته از حد انتقاد به برخی از محدودیتهای اجتماعی بالاتر نرفته بوده است. هفتهی گذشته اما روزنامهنگار و وبلاگنویس جوان اهل جده پایش را از تمامی این خطوط قرمز فراتر گذاشت و به نوعی به جای پرداختن به حاشیهها ریشهی تمام این سختگیریها، نابرابریها و عدم مدارای مذهبی، فرهنگی و اجتماعی در عربستان را مورد هدف قرار داد. «حمزه کاشغری» که با کمال تاسف و در پی اقدام زشت و غیرقانونی مقامات کشور «مالزی» در بازپس فرستادن او به کشورش اکنون در خطر محکومیت به اعدام قرار دارد آب را به لانهی مورچگان ریخته است. اقدام او چنان برای جامعهی سنتزده و بستهی عربستان و در راس آن مفتیان وهابی سنگین تمام شده است که به سرعت برایش تقاضای مجازات سنگین اعدام کردهاند. دلیل این همه ترس رهبران سلفی را هم میشود به آسانی دریافت، آنها از این بیم دارند که حرکت این جوان الگویی شود برای دیگر منتقدینی که تاکنون جرات نمیکردند کوچکترین نقدی را بر دین اسلام و احکام عقبماندهی شریعت ابراز کنند. اعدام «حمزه کاشغری» اما گرهای از مشکلات این جامعه باز نخواهد کرد و بالاخره دیر یا زود سطح مطالبات جامعهی جوان سعودی آنقدر بالا خواهد رفت که مقامات مذهبی و سیاسی این کشور ناچار به بازتر کردن فضا شوند، آن روز دور نخواهد بود.
پیمان عابدی/ رادیو کوچه
بر اساس «گاتها»، اهورامزدا هم آفریننده روشنایی و هم تاریکی است. بر اساس کتاب «بندهشن» که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالف اهورامزدا و زایندهی بدیها را «اهریمن» (انگره مینیو) معرفی میکند که نص صریح گاتها است. در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توان ذاتی برای مقابله با قدرت اهورامزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست بلکه اهریمن همان اندیشهی بد است اما در باور «زروانیان»، اهریمن برادر و رقیب اهورا مزدا و پسر زروان و دارای هویتی جداگانه از اهورامزدا است. زرتشتیان امروزی نیز خود را یکتاپرست میدانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدیها مینامند نه یک خدا. این شایبه به احتمال، بهدلیل تغییر مفهوم و ماهیت «انگره مینو» در دین مربوط میشود که این قطب مخالف «سپنته مینو» با اهریمن یکی شده است.
اسطوره آفرینش در اساس به صورت مجموعهای بههم پیوسته به اسطوره فرجام جهان میپیوندد. در زمانی کرانمند آفرینش مادی آغاز میشود، آنگاه در مدت زمانی، رخدادهایی رخ میدهد و سپس جهان با اسطوره دیگری پایان میپذیرد. در این میان آنچه پررنگتر است، نبرد میان راستی و دروغ، خیر و شر، شیطان و خدا یا خدایان است. گویی انسان در اندیشه خود این دو نیروی کژی و راستی را آنقدر پررنگ میبیند که همواره در پی نسبت دادن رخدادها به آنهاست. در اسطورههای آفرینش، جهان با تقابل این دو آغاز میشود و پایان جهان نیز اغلب با پیروزی نیکی همراه است.
از دیدگاه زرتشتیان بین اهورامزدا و اهریمن، خلا وجود دارد که «وای» (vayu) نام دارد. وای، خلا میان روشنی بیکران و تاریکی بیکران، آمیزهای از هر دو را، در خود دارد و مرز آن دو بهشمار میرود. بنابراین اورمزد و اهریمن از یک سو بیکرانه و از سویی دیگر کرانهمندند.
اورمزد از وجود اهریمن آگاه بود و میدانست که او یورش خواهد آورد و جهان در سیطرهی رشک فرو خواهد شد. بنابراین اورمزد برای مقابله با اهریمن، آفریدگان مینویی (غیر مادی) را آفرید. آفریدگان مینویی سه هزار سال بیاندیشه، بیجنبش و ناملموس بودند. اهریمن نادان که از هستی اورمزد آگاه نبود از ژرف پایه برخاست و به مرز روشنایی آمد. به اورمزد و روشنایی ناملموس تاخت، چون چیرگی را از آن روشنایی دید، پس به جهان تاریکی بازگشت و سبب مبارزه با اورمزد، دیوان مرگآور آفرید.
اورمزد به اهریمن، با شرط یاری اهریمن به آفریدگان اورمزد، پیشنهاد آشتی داد، اما اهریمن نپذیرفت. پس اورمزد پیشنهاد کارزار در 9 هزار سال کرد و چون اهریمن بدان پیمان همداستان شد، «اهونور» را سرود و فرجام پیروزی خویش، شکست اهریمن و دیوان و رستاخیز را به اهریمن نشان داد. اهریمن از بیم، سه هزار سال به گیجی فرو افتاد.
برای پیروزی بر اهریمن، اورمزد مجبور به آفرینش شد. او نخست، «زمان درنگ خدای» یا کرانهمند را از «زروان» (زمان بیکرانهی ازلی ابدی) پدید آورد. زیرا آفریدگان در زمان رواج مییافتند. در زمان، آفریدگان اهریمن نیز رواج مییافتند، از سوی دیگر اما، همچون آفریدگان اورمزد میرا میشدند.
پیش از حملهی اهریمن خورشید و ماه و ستارگان ایستاده بودند. زمان پاک و همواره نیمروز بود. به هنگام تاخت اهریمن آنان به جنبش درآمدند و تا فرجام جهان نمیایستند.
در دین زرتشتی، جهان به دوازده هزار سال ختم میشود. سه هزارهی نخست دورهی آفریدگان مینوییست، دومین سه هزاره، دورهی آفریدگان مادی است. در سومین سه هزاره نیک و بد به هم میآمیزند و در آخرین سه هزاره، اورمزد بر اهریمن پیروز میشود. با پایان دوازده هزار سال و پیروزی اورمزد، زمان بیکرانه و ابدی برقرار میشود و اورمزد به همراه آفریدگانش جاویدان میشود.
خبر/ رادیو کوچه
روز سهشنبه، 14 فوریه، سخنگوی جبهه پایداری، منسوب به اصولگرایان، از نهایی شدن لیست تهران این تشکل به سرلیستی آقاتهرانی خبر داده است. این در حالی است که پس از بروز اختلاف میان اعضای جبهه متحد اصولگرایی و پایداری این دو تشکل دو فهرست جداگانه ارایه کردند.
به گزارش فارس، کامران باقریلنکرانی، سخنگوی جبهه پایداری با اشاره به اینکه سر لیست این تشکل آقاتهرانی است دیگر اعضای آن را حسینیان، زارعی، نبویان، حداد عادل، سقای بیریا، میرکاظمی، سلیمانی، کوثری، کوچکزاده، رسایی، روانبخش، آلیا، طیبزاده، لاجوردی، نامجو، حمیدزاده، نوباوه، مهدی هاشمی، خطیبی، کفایتی، مرندی، خلیلیان، باباپور، طلا، جوانمردی، دهقانی، استادآقا، محمدی و صفارزاده اعلام کرده است.
این در حالی است که اصلاحطلبان در مجلس شورای اسلامی اعلام کردند که روز چهارشنبه، لیست نهایی شده خود را ارایه خواهند کرد.
نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که تاکنون هیچگونه لیستی تهیه نشده و روز چهارشنبه، 26 بهمن این فهرست ارایه خواهد شد.
بیشتر بخوانید:
«مطهری و کاتوزیان از جبهه متحد اصولگرایان خط خوردند»
سیاوش بری رانی
از این هفته برنامه ی جدیدی به نام «پارازیط با ت دسته دار» به تهیهکنندگی و اجرای «سامان اربابی» پخش خواهد شد. «کامبیز حسینی» مسوولیتی در محتوا این برنامه نخواهد داشت. برنامه ی «پارازیت» به نویسندگی و اجرای کامبیز حسینی چند ماه دیگر از نیویورک به خانههای شما خواهد آمد. پایان پیام
این آخرین خبر اعلام شده در مورد تغییرات به وجود آمده در برنامهی پارازیت است. برنامهای که از صدای آمریکا پخش میشود و حدود هشتصد و بیست هزار عضو در فیسبوک و میلیونها بیننده در سرتاسر جهان دارد. شاید برنامهی پارازیت از نخستین کارهای گروهی ایرانی برونمرزی است که با وجود این تعداد مخاطب، مجبور به تغییر، انشعاب در تفکرات گردانندهگانش و روبرو شدن با آیندهای نه چندان مشخص میشود اما یقینن جزو آخرین کارهای گروهی نافرجام و چند دسته شدهی ایرانی نیست.
تقریبن مهم نیست ایرانیها در کجای دنیا زندگی کنند، سنشان چقدر باشد، ثروتمند و تحصیلکرده باشند یا نه، مشهور یاشند یا گمنام ، روشنفکر باشند یا نه، آنها در کارهای گروهی معمولن موفق به نظر نمیرسند و رسیدن آنها به یک جمعبندی و برنامهی مشخص و توافق شده بسیار دشوار است. حتا در صورت موفق بودن یک گروه ایرانی و رسیدن آن به اهداف از پیش تعیین شده، عمر این موفقیت چندان طولانی نخواهد بود و اعضای گروه هر کدام تلاش میکنند به حفظ هر چه بیشتر منافع فردی و پر رنگ کردن نقش خود در آیندهی گروه بپردازند. کمتر پیش میآید که آنها اهداف فردی خود را در درجهای پایینتر از منافع و اهداف گروه در نظر بگیرند.
صدها و یا شاید هزاران فروشگاه و شرکتهای ایرانی بسیارموفق را میتوان پیدا کرد که در بازارهای اروپا و آمریکا سرآمد و ممتاز محسوب میشوند اما انگار باید برای مدیریت موفق فردی، خانوادگی و فامیلی آنها نفش بارزتری قایل شد تا فعالیتی برساخته از فرهنگ کار گروهی ایرانی. به عنوان مثال در بحران زلزله اخیر ژاپن، چیزی که بیشتر از همیشه ثابت شد، حفظ نظم، شکیبایی و ادامهی بینقص کارهای گروهی توسط ژاپنیها بود. فعالیتهایی بسیار حیاتی و عظیم برای نجات محیط زیست و جان انسانها در مقابل تشعشعات اتمی نیروگاههای آسیبدیده، در زمانی کوتاه و فشرده انجام شدند اما در ایران در صورت وقوع و پیش آمد حادثهای مشابه، به نظر نمیرسد کارهای گروهی، منظم، هدفمند و موفق به پیش روند. حفظ سود و منفعت فردی با ایجاد احتکار، بازار سیاه ، قاچاق و چند نرخه شدن کالاهای ضروری از اتفاقات احتمالی در ایران در موردی مشابه خواهد بود.
تفاهم در بین روشنفکران و نخبهگان ایرانی کیمیاست. عدم تفاهم، مجادله، اتهامزنی به طرف مقابل و ارایهی اطلاعاتی ثابت نشده و بیمدرک از جمله اتفاقات معمولی هستند که در اکثر مناظرهها و مباحثههای ایرانی به چشم میخورند. چه مناظرهای رسمی بین روشنفکران و چه بحثی خودمانی بین چند دوست. آستانهی تحمل ایرانیها در مورد پذیرش نظر مخالف و استفاده از نظر و رای او بالا نیست.
مشاغل دولتی در ایران از کم بازدهترین فعالیتهای گروهی در دنیا به حساب میآیند چرا که کارمندان تنها سعی میکنند ساعتهای اداری را با حضور خود در اداره به نحوی پر کنند و برای آنها کیفیت کاری که انجام میدهند چندان اهمیتی ندارد. رضایت مردم و چگونهگی انجام کار، تاثیر چندانی در میزان دریافتی کارمندان دولتی ایران ندارد و آنها خود را محق به کندکردن روند امور اداری میبینند. فساد اداری و ناکارآمدی فعالیتهای گروهی دولتی در ایران چشمگیر است.
مربیان ورزشی برجستهای از سراسر جهان به ایران دعوت شدند برای مدیریت تیمهای ورزشی. قراردادهای کلانی با آنها بسته شد و تعارفهای زیادی رد و بدل شد اما اکثر آنها پس از مدت کوتاهی دل آزرده و پشیمان از ایران رفتند و از سیستم مدیریت ورزش ایران و فساد گستردهی موجود در آن شکایتها داشتند. همچنین عمر مدیریتهای دولتی و کارهای گروهی در ایران پایین است پس آنها نهایت تلاش خود را صرف به دست آورن منافع حداکثری از جایگاه خود در زمانی کم میکنند.
اشخاص موفق ایرانی فراوانند اما فعالیتهای گروهی موفق در بین ایرانیها فراوان نیست. ایران کشوری است با هفتادو پنجمیلیون تیم یک نفره و هفتادوپنج میلیون کاپیتان.
خبر / رادیو کوچه
مخالفان حکومت سوریه روز سهشنبه، 14 فوریه، اعلام کردند تعداد کشتهشدگان روز گذشته در مناطق مختلف این کشور به 43 تن رسیده است. سازمان مردمی انقلاب سوریه تاکید کرده است 5 تن از قربانیان کودک بودند.
به گزارش الجزیره، فعالان سیاسی در حما نیز از گلولهباران بخشهایی از این شهر خبر دادند. این در حالی است که بمباران مناطق مختلف حمص وارد دهمین روز خود شده است.
تعداد زیادی از نیروهای ارتش نیز در منطقه الزبدانی متمرکز شدند و ایستگاههای بازرسی به فاصله 50 متر از یکدیگر برپا کردند.
مخالفان اعلام کردهاند نیمی از این شهر تحت کنترل ارتش آزاد و بخش دیگر در اختیار نیروهای دولتی است و مردم این شهر از وقوع عملیات کشتار جمعی بیم دارند.

در درعا نیز نیروهای ارتش در همه مناطق شهر حضور دارند و اوضاع ادلب نیز بسیار ناامن گزارش شده است.
نیروهای امنیتی همچنین برخی از شهروندان دیرالزور را در منازلشان بازداشت کردند.
از سوی دیگر نوای پیلاری کمیسرعالی حقوق بشر روز دوشنبه اعلام کرد دولت سوریه در سرکوب اعتراضهای جاری در این کشور دست به جرایم ضد بشری زد.
این در حالی است که حکومت سوریه اعلام میکند گلولهباران این مناطق بهوسیله «گروهکهای تروریستی» انجام میشود.
از سوی دیگر نماینده سوریه در سازمان ملل تاکید کرد این کشور به همکاری کشورهای جهان برای انجام اصلاحات نیازمند است.
بیشتر بخوانید:
«تشکیل نیروی حافظ صلح برای سوریه اقدامی تنشزاست»
خبر / رادیو کوچه
به گزارش رسانههای داخلی ایران، حکم یکی از پروندهها در خصوص علیاکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی محمود احمدینژاد، رییس جمهوری اسلامی، قطعی شده که بر اساس آن وی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش مهر، غلامحسین محسنی اژهای، سخنگوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در مورد پرونده علیاکبر جوانفکر مدیرمسوول روزنامه ایران گفت: «حکم قطعی صادر و وی به ۶ ماه حبس محکوم شده است.»
غلامحسین محسنی اژهای بعدازظهر دوشنبه در بیست و ششمین نشست خبری خود همچنین در خصوص اخبار منتشر شده در خصوص راهپیمایی مردم در روز ۲۵ بهمن گفت: «هر فرد و گروهی بخواهد امنیت و آسایش مردم را برهم بزند قانون جلوی آنها میگیرد. مردم هم دیگر فریب نمیخورند.»
وی افزود: «دادستانهای کشور و دادستان تهران حواسشان جمع است و پیشبینیهای لازم را انجام میدهند. دادستان تهران هم اقداماتی را انجام داده است.»
محسنی اژهای در مورد اصلاحات قانون مجازات اسلامی و حذف حکم سنگسار در این قانون گفت: «این قانون اصل ۸۵ است و تنها سه سال به صورت آزمایشی اجرا میشود. وقتی هم تصویب و ابلاغ شد باید به آن عمل کنیم.»
وی در پایان مدعی شد: «عدهای که قصد اخلال در روند انتخابات را داشتند شناسایی شدند ولی اینکه قصد قبلی داشتند باید بررسی شود.»
بیشتر بخوانید:
«شکایت مشاور احمدینژاد از قاضی صلواتی»
«حمایت برخی اعضای شورای ملی سوریه از راهپیمایی ۲۵ بهمن»
«مطهری و کاتوزیان از جبهه متحد اصولگرایان خط خوردند»
خبر / رادیو کوچه
به گزارش رسانههای حقوق بشری، در روزهای اخیر، سه شهروند تبریزی به نامهای اسماعیل برزگری، رسول حیدرزاده و جواد زادکام با صدور احکامی جداگانه از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۷ سال حبس محکوم شدهاند.
به گزارش هرانا، این سه شهروند تبریزی در اردیبهشت ماه سالجاری در تبریز بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند و پس از هفت ماه نگهداری در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ از دی ماه سالجاری تاکنون در بند ۳۵۰ بهسر میبرد.
اسماعیل برزگری، دندانپزشک، رسول حیدرزاده، موسیقیدان، و جواد زادکام، صاحب باشگاه ورزشی در تبریز، بدون داشتن وکیل در شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام جاسوسی محاکمه و دو نفر نخست به هفت سال حبس تعزیری و آقای جواد زادکام نیز به سه سال حبس تعزیری محکوم شدهاند.
سایه کوثری/ رادیو کوچه
«رابعه بلخی»، ملقب به «زینالعرب» نخستین شاعر زن عارف فارسیگوی است. او دختر کعب، امیر بلخ و معاصر رودکی در دوران حکومت سامانیان بود. براساس منابع موجود، شرح زندگی او را عطار در 428 بیت شعر در الهینامه خود آورده است. روایت عطار به بخشی از زندگی رابعه بعد از دوران مرگ پدرش تا مرگ تراژیک خود رابعه میپردازد.
رابعه داستان زنی ایرانیست که در یک مثلث مردانه پدر، برادر و معشوق اسیر میشود:
رابعه آنقدر زیبا و لطیف بود که وصف چشمان سیاهش تا دوردستها رفته و اشعار زیبایی به شهرت زیبایی خود میسرود. پدرش مدام در خیال رشد و بالندگی او و در فکر آینده دختر رنجورش بود.
چون مرگش فرا رسید، پسر خود حارث را پیش خواند و دختر را بدو سپرد و گفت: «چه شهریارانی که این در گرانمایه را میخواستند و من هیچکس را لایق نشناختم. اما تو چون کسی را شایسته او یافتی خود دانی تا به هر راهی که میدانی روزگارش را خرمسازی.» پسر گفتههای پدر را پذیرفت و پس از او بر تخت شاهی نشست و خواهر را چون جان گرامی داشت. اما روزگار بازی دیگری پیش آورد.
روزی حارث به مناسبت پادشاه شدنش جشنی برپا داشت. رابعه به بام قصر رفت تا از نزدیک آن همه شادی و شکوه را به چشم ببیند. ناگهان نگاهش به بکتاش افتاد که به ساقیگری در برابر شاه ایستاده بود. بکتاش گاه میگساری میکرد، گاه آواز میخواند و گاه رباب مینواخت. رابعه که بکتاش را دید آتش عشق به جانش افتاد و سراپایش را فراگرفت. از آن پس خواب شب و آرام روز از او رخت بربست و بیقرار او شد.
پس از یک سال، رنج و اندوه چنان ناتوانش کرد که او را یکباره از پای درآورد و بر بستر بیماری افکند. برادر بر بالینش طبیب آورد تا دردش را درمان کند. اما چه سود؟
چنان دردی کجا درمان پذیرد
که جان درمان هم از جانان پذیرد
رابعه دایهای داشت دلسوز و غمخوار و هم زیرک و کاردان. با هزار ترفند قفل دهان رابعه را گشود و عشق دختر به غلام از سوی او گفته شد.
چنان عشقش مرا بی خویش آورد
که صد ساله غمم در پیش آورد
چنین بیمار و سرگردان از آنم
که میدانم که می قدرش ندانم
سخن چون میتوان زان سرو من گفت
چرا باید ز دیگر کس سخن گفت
رابعه از دایه خواست که ماجرای این عشق را برای بکتاش بازگو کند و خود نامهای برای او نوشت:
الا ای غایب حاضر کجایی
به پیش من نه ای آخر کجایی
بیا و چشم و دل را میهمان کن
وگرنه تیغ گیر و قصد جان کن
اگر پیشم چو شمع آیی پدیدار
و گرنه چون چراغم مرده انگار
بکتاش با خواندن نامه عاشق نگارنده آن شد و با فرستادن پاسخ، مهر رابعه را جواب داد. رابعه وقتی از عشق محبوبش خبردار شد، از جا برخاست و دیگر کارش شده بود روز و شب در وصف معشوق سرودن. بکتاش هم پس از خواندن هر شعر عاشقتر و دلدادهتر میشد.
مدتها گذشت. روزی بکتاش رابعه را در محلی دید و شناخت و همان دم به دامنش آویخت. اما به جای آنکه از دلبر نرمی و دلداگی ببیند با خشونت و سردی روبهرو شد. چنان دختر از کار او برآشفت و از گستاخیاش روی درهم کشید که با سختی او را از خود راند:
که هان ای بی دب این چه دلبریست
تو روباهی ترا چه جای شیریست
که باشی تو که گیری دامن من
که ترسد سایه از پیراهن من
عاشق ناامید برجا ماند و گفت: «ای بت دلفروز، این چه حکایت است که در نهان شعرم میفرستی و دیوانهام میکنی و اکنون روی میپوشی و چون بیگانگان از خود میرانیم؟»
دختر با مناعت پاسخ داد که: «از این راز آگاه نیستی و نمیدانی آتشی که در دلم زبانه میکشد و هستیم را خاکستر میکند، نزدم چه گرانبهاست. چیزی نیست که با جسم خاکی سروکار داشته باشد. جان غمدیده من طالب هوسهای پست و شهوانی نیست. ترا همین بس که بهانه این عشق سوزان و محرم اسرار باشی. دست از دامنم بدار که با این کار چون بیگانگان از آستانهام دور میشوی.»
پس از این سخن، رفت و غلام را شیفتهتر از پیش برجای گذاشت و خود همچنان به شعر گفتن پرداخت و آتش درون را با طبع چون آب تسکین میداد.
روزی دختر عاشق تنها میان چمنها میگشت و میخواند:
الا ای باد شبگیری گذر کن
زمن آن ترک یغما را خبر کن
بگو کز تشنگی خوابم ببردی
ببردی آبم و آبم ببردی
و چون دریافت که برادر شعرش را میشنود کلمه ترک یغما را به سرخ سقا تبدیل کرد. اما حارث از آن روز نسبت به خواهر بدبین شد.
از این واقعه مدتی گذشت و دشمنی بر حارث پادشاه حمله کرد و سپاهی بیشمار بر او تاخت. حارث هم پگاهی با سپاهی جوان از شهر بیرون رفت. خروش کوس گوش فلک را کر کرد و زمین از خون دشمنان چون لاله رنگین شد.
حارث سپاه را به سویی جمع آورد و خود چون شیر بر دشمن حمله کرد. از سوی دیگر بکتاش با دو دست شمشیر میزد و دلاوری میکرد. سرانجام چشم زخمی به او رسید و سرش از ضربت شمشیر دشمن زخم برداشت. اما همینکه نزدیک بود گرفتار شود، شخص روبسته سلاح پوشیدهای سواره پیش صف درآمد و چنان خروشی برآورد که از فریاد او ترس در دلها جای گرفت. سوار بر دشمن زد و سرها به خاک افکند و یکسر به سوی بکتاش رفت. او را برگرفت و به میان صف سپاه برد و به دیگرانش سپرد و خود چون برق ناپدید شد. هیچکس از حال او آگاه نشد و ندانست که کیست.
این سپاهی دلاور رابعه بود که جان بکتاش را نجات داد. اما به محض آنکه ناپدید شد، سپاه دشمن چون دریا به موج آمد و چون سیل روان شد و اگر لشگریان شاه بخارا به کمک نمیشتافتند دیاری در شهر باقی نمیماند. حارث پس از این کمک پیروز به شهر برگشت و چون سوار مردافکن را طلبید نشانی از او نجست.
همینکه شب فرا رسید، رابعه که از جراحت بکتاش دلخون بود، نامهای به او نوشت:
چه افتادت که افتادی به خون در
چو من زین غم نبینی سرنگونتر
همه شب همچو شمعم سوز دربر
چو شب بگذشت مرگ روز بر سر
چنان گشتم ز سودای تو بی خویش
که از پس میندانم راه و از پیش
دلی دارم ز درد خویش خسته
به بیتالحزن در بر خویش بسته
اگر امید وصل تو نبودی
نه گردی ماندی از من نه دودی
نامه مانند مرهم درد بکتاش را تسکین داد و سیل اشک از دیدگانش روان ساخت و به دلدار پیغام فرستاد که:
جانا تا کیم تنها گذاری
سر بیمار پرسیدن نداری
چو داری خون مردم چون لبیبان
دمی بنشین به بالین غریبان
اگر یک زخم دارم بر سر امروز
هزارم هست بر جان ای دل افروز
ز شوقت پیرهن بر من کفن شد
بگفت این وز خود بی خویشتن شد
چند روزی گذشت و زخم بکتاش بهبود یافت
رابعه روزی در راهی به رودکی شاعر برخورد. شعرها برای هم خواندند و سوال و جوابها کردند. رودکی از طبع لطیف دختر در تعجب شد و چون از عشقش آگه شد، راز طبعش را هم دانست و چون از آنجا به بخارا رفت به درگاه شاه بخارا که به کمک حارث شتافته بود، رسید.
از قضا حارث هم برای عذرخواهی و سپاسگزاری همان روز به دربار شاه رفته بود. جشن شاهانهای برپا شد و بزرگان و شاعران بار یافتند. شاه از رودکی شعر خواست، او هم بر پا خاست و چون شعرهای دختر را به یادداشت همه را برخواند. مجلس سخت گرم شد و شاه چنان مجذوب شد که نام سراینده شعر را از او پرسید.
رودکی هم مست می و گرم شعر، بیخبر از وجود حارث زبان گشاد و داستان را چنانکه بود بیپرده نقل کرد و گفت شعر از دختر کعب است که مرغ دلش در دام غلامی اسیر شده است. چنانکه نه خوردن میداند و نه خفتن و جز شعر گفتن و غزل سرودن و نهانی برای معشوق نامه فرستادن کاری ندارد. راز شعر سوزانش جز این نیست.
حارث داستان را شنید و خود را به مستی زد. چنانکه گویی چیزی نشنیده است. اما چون به شهر خود بازگشت دلش از خشم میجوشید و در پی بهانهای میگشت تا خون خواهر را بریزد و ننگ را از دامان خود بشوید.
بکتاش نامههای رابعه را یکجا جمع کرده و در صندوقی نگهداری میکرد. رفیقی داشت ناپاک که از دیدن آن صندوق از حرص اینکه نکند در آن گوهری باشد، مخفیانه در آن را باز کرد و همه نامهها را خواند و بعد برای شاه برد. حارث نامهها را که خواند آتش خشم چنان سراسر وجودش را دربرگرفت که در همان دم کمر به قتل خواهر بربست. ابتدا بکتاش را اسیر و در چاهی زندانی کرد. سپس نقشه قتل خواهر را کشید.
دستور داد تا حمامی آماده کنند و آن سیمین تن را به آنجا ببرند و سپس رگزن هر دو دستش را رگ بزند و آن را باز بگذارد. دژخیمان چنین کردند. رابعه را به حمام بردند و از سنگ و آهن در را محکم بستند. دختر فریادها کشید و آتش به جانش افتاد، اما نه از ضعف و دادخواهی بلکه از آتش عشق، سوز طبع، شعر سوزان، آتش جوانی، آتش بیماری و غم رسوایی.
آهسته خون از بدنش میرفت و دورش را فرا میگرفت. دختر شاعر انگشت در خون فرو میبرد و غزلهای پرسوز بر دیوار نقش میکرد. همچنان که دیوار با خون رنگین میشد، چهرهاش بیرنگ میشد و هنگامی که در گرمابه دیواری نانوشته نماند، در تن او هم خونی نماند. دیوار از شعر پر شد و آن ماه پیکر چون پارهای از دیوار برجای خشک شد و جان شیرینش میان خون و عشق و آتش و اشک از تن برآمد.
فردا که به سراغش رفتند، دیوار گرمابه را سراسر پوشیده از این شعر دیدند:
نگارا بی تو چشمم چشمهسار است
همه رویم به خون دل نگار است
ربودی جان و در وی خوش نشستی
غلط کردم که بر آتش نشستی
چو در دل آمدی بیرون نیایی
غلط کردم که تو در خون نیایی
چون از دو چشم من دو جوی دادی
به گرمابه مرا سرشوی دادی
منم چون ماهی بر تابه آخر
نمیآیی بدین گرمابه آخر
نصیب عشق این آمد ز درگاه
که در دوزخ کنندش زنده آنگاه
سه ره دارد جهان عشق اکنون
یکی آتش یکی اشک و یکی خون
به آتش خواستم جانم که سوزد
چه جای توست نتوانم که سوزد
به اشکم پای جانان می بشویم
به خونم دست از جان می بشویم
بخوردی خون جان من تمامی
که نوشت باد ای یار گرامی
کنون در آتش و در اشک و در خون
برفتم زین جهان جیفه بیرون
مرا بی تو سرآمد زندگانی
منت رفتم تو جاویدان بمانی
چون بکتاش از این واقعه آگاه شد، نهانی فرار کرد و شبانگاه به خانه حارث رفت و سرش را از تن جدا کرد و هم آنگاه بر سر قبر دختر شتافت و با دشنه دل خویش شکافت.
نبودش صبر بی یار یگانه
بدو پیوست و کوته شد فسانه
همزمان با تجمع اعتراضی روز دوشنبه 13 فوریه به دعوت فدارسیون سراسری پناهندگان ایرانی در سوئد در اعتراض به حکم اخراج یک پناهجو و بازداشت پناهجویی دیگر برابر اداره مهاجرت سوئد چهار فعال حقوق بشر بیانیهای را منتشر کردند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
خطاب به ادارهی مهاجرت کشور سوئد اعلام میکنیم که ما چهار فعال حقوق بشر ایرانی و معترض به سیاستهای نژادپرستانهی دولت سوئد در حق جامعهی پناهجویی به شدت تصمیم غیرانسانی ادارهی مهاجرت سوئد را مبنی بر اخراج محمد رضا حامدی در تاریخ 15 فوریه 2012 محکوم میکنیم و از ادارهی مهاجرت این کشور میخواهیم در اسرع وقت برای آزادی فعالین سیاسی پناهجو در این کشور «محمد علی هدایی» و «یاسین الیاسی» اقدام نماید.

ضمن اینکه باید به دولت ناشفاف سوئد اخطار کنیم که رفتارهای غیر انسانی نژادپرستانه این کشور در سال 2011 در حق پناهندگان ایرانی و غیرایرانی موجب شده است دیدگاه جامعهی جهانی دربارهی دموکراسی بودن کشور سوئد به کلی تغییر کند.
به همین جهت از دولت این کشور میخواهیم سیاستهای انسانیتری را دربارهی مسالهی پناهندهپذیری خود در پیش بگیرد و دولت سوئد باید به تعهدات خود نسبت به حقوق پناهجویان پایبند باشد. ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی کشور امنی نیست و نباید هیچ پناهجویی به ایران بازگردانده شود.
با احترام :
1- دکتر محمد محمدی/فعال حقوق بشر/ مرتبط با سندیکاهای اسراییل وآلمان/موسس کمیتهی مرکزی گزارشگران پناهجو در ترکیه
2- دکتر مریم محمدی /فعال حقوق بشر/عضو کمیتهی مرکزی گزارشگران پناهجو در ترکیه
3- گلاویژ رحمانی/فعال در بخش پناهندگ/خبرنگار ارشد سایت جنبش دموکراتیک یارسان
4- سیروان عنایتی/فعال در بخش پناهندگی/روزنامهنگار پناهجو در ترکیه/خبرنگار رادیو وب سایت کوردانه
تاریخ تنظیم بیانیه : دوشنبه 13 فوریهی 2012
خبر / رادیو کوچه
روز سهشنبه، 14 فوریه، نیروهای امنیتی بحرین به سوی معترضانی که در آستانه سالگرد اعتراضهای دموکراسیخواهانه، به طرف میدان مروارید منامه در حرکت بودند، گاز اشکآور شلیک کرد.
به گزارش الجزیره، معترضان میخواستند در میدان مروارید منامه، پایتخت بحرین مرکز تجمعهای سال گذشته تجمع کنند.
هزاران نیروی ضد شورش و نیروهای امنیتی دیگر بحرین در سراسر این کشور پخش شدهاند.
از یک سال پیش تا کنون، در اعتراضهای بحرین دستکم ۶۰ تن کشته شدهاند.
معترضان در بحرین از اکثریت شیعه مذهب این کشور هستند. آنها خواهان نظام پادشاهی مشروطه در کشور هستند.
این در حالی است که خانواده سلطنتی بحرین، سنی هستند.
هرچند حکومت بحرین می گوید که تغییراتی در سیستم کشور داده شده است اما مخالفان این تغییرات را کافی نمیدانند.
لازم به اشاره است سال گذشته معترضان در میدان مروراید بحرین دست به اعتراض زدند و در آخر، نیروهای موسوم به سپر جزیره از عربستان و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج پارس معترضان را از آنجا بیرون کردند.
بیشتر بخوانید:
«آزادی دو فعال مدنی در بحرین»
رادیو کوچه
1389 خورشیدی- در شهرهای مختلف ایران در روزی چون امروز تظاهرات حامیان جنبش موسوم به «جنبش سبز» برای اعلام همبستگی با اعتراضات مردم تونس و مصر، بعد از راهپیمایی حامیان حکومت جمهوری اسلامی در ۲۲ بهمن صورت گرفت. در ابتدا تظاهرات به صورت آرام و پراکنده بود اما پس از آن با حملهی نیروهای پلیس ضد شورش، لباس شخصیها و گارد ویژه به تظاهرکنندگان، این اعتراضات به خشونت کشیده شد. این تظاهرات با اعلام میرحسین موسوی و مهدی کروبی مبنی بر دریافت مجوز از وزارت کشور چند روز پیش از آن برنامهریزی شده بود.
«مهدی کروبی» یکی از سران مخالفان دولت در 20 بهمن و همچنین «میرحسین موسوی» در 25 بهمن در حصر خانگی قرار گرفتند. به نقل از خبرگزاری کلمه این اقدامات برای جلوگیری از حضور میرحسین موسوی در راهپیمایی همبستگی با مردم تونس و مصر صورت گرفته بود.
در درگیریهای این روز یک دانشجوی رشتهی هنر بهنام «صانع ژاله» در تهران بر اثر اصابت گلوله کشته شد. منابع خبری معترضان، ژاله را یکی از تظاهراتکنندگان معرفی کردند که توسط نیروهای امنیتی کشته شده و از طرفی دیگر رسانههای حکومتی ادعا کردند که ژاله از اعضای بسیج بوده و توسط «عوامل فتنهگر و گروهک مزدور و تروریستی منافقین» به قتل رسیده است.
همچنین آن روز خبرها حاکی از کشته شدن افراد دیگری به نامهای «محمد مختاری»، «امیرحسین تهرانچی» بود. لازم به اشاره است که «رامین پرچمی» بازیگر ایرانی نیز بازداشت شد و به زندان اوین انتقال یافت.
1966 میلادی- اولین بار دلار استرالیا معرفی شد و سال بعد از «استرلینگ» پیشی گرفت. در همان زمان ارزش هر یک دلار استرالیا معادل ۱٫۱۲ دلار آمریکا مبادله میشد.
دلار استرالیا که به اختصار «ای یو دی» (AUD) نامیده میشود، ششمین ارز مبادلات تجاری در بازار بورس جهانی است که پس از دلار آمریکا، یورو، ین، پوند استرلینگ، و فرانک سویس در مبادلات ارزی جهانی کاربرد دارد.
اولین سری دلارها در همان اندازه اسکناسهای سابق پوند به چاپ رسید. اسکناس پنج دلاری در سال 1967 به بازار آمد. اسکناس یک دلاری جای خود را در سال 1984 به سکه داد و چهار سال بعد سکه دو دلاری جایگزین پول پلاستیکی شد و اسکناس یکصد دلاری به منظور پاسخ به تورم و سهولت در انجام معاملات بزرگتر به بازار آمد.
2005 میلادی- در یک انفجار در بیروت «رفیق حریری» نخست وزیر سابق لبنان به قتل رسید. وی طی دو دوره نخست وزیر لبنان بود و در 2004 از این سمت استعفا داد.
تحقیقات درباره قتل وی همچنان ادامه دارد و زیر نظر سازمان ملل متحد پیگیری میشود. مخالفان لبنانی سوریه و دولتها و رسانههای غربگرا ادعا کردهاند دولت سوریه و متحدین لبنانیاش با این انفجار در ارتباط هستند ولی دمشق این ادعا را رد کرده است. از سوی دیگر برخی این ترور را سناریویی از پیش تعیین شده توسط قدرتهای منطقهای مخالف مقاومت لبنان (اسراییل) و قدرتهای فرامنطقهای (آمریکا، فرانسه و….) ارزیابی میکنند. آخرین گزارشها حاکی از آن است که DNA جمعآوری شده از صحنه جنایت نشان میدهد که انفجار منجر به قتل حریری احتمالن به وسیله یک مرد جوان و به صورت انتحاری انجام گرفته است.
———————————————–
برخی از رویدادهای دیگر
روز والنتین- روز عشاق و یا عشقورزی است. امروز در فرهنگ مسیحی سدههای میانه و سپس فرهنگ مدرن غربی، روز ابراز عشق است. سابقه تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار میشد، باز میگردد. روز والنتین برگرفته از سنن روم باستان و مسیحیت است. این ابراز عشق معمولن با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام میشود.
1779 میلادی- کاپیتان «جیمز کوک» انگلیسی در سفر خود به منطقه اقیانوس آرام کشته شد. جزیره هاوایی که کوک در خاطراتش آن را جزایر «ساندویچ» نوشته است در آن زمان یک کشور مستقل و متمدن و دارای پادشاه بود.
1815 میلادی- زادروز «کریستوفر شولز» (Christopher Latham Sholes) مخترع ماشین تحریر است. ماشینهای تحریر امروزی شکل تکامل یافته ماشین ساخت وی هستند.
1989 میلادی- از سوی «آیتاله خمینی» برای سر «سلمان رشدی» نویسنده کتاب آیههای شیطانی جایزه تعیین شد.
منبعها:
ویکیپدیا (انگلیسی و فارسی)
بیبیسی
History Iranians
As a supporter of democracy and social justice in Iran and around the world, we are asking you to add your name to the list of signatories to an open letter to the authorities of the Islamic Republic of Iran, urging them to end the illegal imprisonment of Iran's opposition leaders and activists, who have committed no crime but to demand respect for the civil, political and human rights of the Iranian people.
The imprisoned leaders of the Iranian people's Green Movement, Mir Hossein Mousavi, Mehdi Karroubi, and Zahra Rahnavard, have been put under house arrest for almost a year and all their communication with the outside world has been cut off. Their house arrest was in response to their call for the Iranian people's massive demonstrations in support of the struggles the people of Tunisia and Egypt on February 14, 2011. No one except a number of their family members has heard from them since, and all Iranians are deeply concerned about their health and possible threats to their lives.
Mir Hossein Mousavi was Iran's Prime Minister during the most difficult eight years of Iraq-Iran war and has gained the people's deep respect and admiration for his effective leadership. Mehdi Karroubi was the Speaker of the Iranian Parliament, and a presidential candidate during the last two elections. He has proven his dedication to the democratic rights of the Iranian people. Zahra Rahnavard is one of the most prominent leaders of the Iranian women's movement and an articulate advocate of people's rights.
In protest to their arrest, Iranian people have staged two peaceful demonstrations across the country on February 20th and March 1st 2011, and have vowed to continue their protests until these leaders and all other political prisoners are freed. Recently, 39 political prisoners in Iran, in a joint statement issued from inside prison, demanded respect for the Iranian people's rights and freedoms and called for immediate release of the imprisoned leaders of the Iranian people's Green Movement.
These leaders' lives, as well as the lives of thousands of other political prisoners in Iran, are in grave danger. We respectfully request that you join this international campaign to secure their freedom and defend the basic civil and human rights of the Iranian people by signing this petition.
Thank you for considering this urgent matter
Campaign Reference
سیامک حیدری/برگردان
منبع: 20minutes.fr
«علی لاریجانی»، رییس مجلس شورای اسلامی، روزیکشنبە بە رسانەها گفت: ایران کشورهای حاشیەی خلیج فارس را نخواهد بخشید، اگر آنها از توطئەها ایالات متحدەی آمریکا علیە تهران پشتیبانی نمایند.
«مابە برخی از کشورهای منطقە کە از دیکتاتور عراق، «صدام حسین» و «حسنی مبارک» پشتیبانی میکردند و اکنون از توطئەی آمریکا علیە ایران دفاع میکنند توصیە میکنیم کەسیاست خود را تغییر دهند.»
لاریجانی در ادامە با کنایەی آشکار رو بە کشورهای حوزهای خلیج فارس گفت: «ملت ایران دفعەی دیگر عذر آنان را نخواهد پذیرفت و اگر توطئەهای آمریکا علیەایران بە واقعیت بپیوندد، منطقە عواقب آنرا خواهدپرداخت. لازم بە ذکر است کە در طول جنگ ایران و عراق کشورهای عربستان سعودی وکویت طی سالهای ١٩٨٠ تا ١٩٨٨ ازلحاظ مالی و سیاسی صدام حسین را در مقابل ایران یاری دادند.
هشدار رییس مجلس شورای اسلامی ایران، شخصیت با نفوذ در اردوگاە محافظەکاران، درحالی دادە میشود کە ایالات متحدەی آمریکا و کشورهای اتحادیەی اروپا با تحریم بانک مرکزی و خرید نفت، ازماە ژانویە تحریمهای خود علیە ایران را تشدیدکردەاند.
روابط دشوار میان ایران شیعی با کشورهای سلطنتیسنیمذهب
اعلام آمادگی ریاض کە گفتە بود آمادە است کمبود نفت ایران در بازار را با بالا بردن تولید خود جبران نماید، خشم ایران را برانگیخت و آنرا «غیردوستانە» خواند. ازسال ١٩٧٩ روابط ایران شیعە با کشورهای سلطنتی حوزەی خلیج فارس دشوار بودە است و این باپشتیبانی نظامی عربستان سعودی از خاندان سنی کشورکوچک بحرین در ماە مارس ٢٠١١ کە اکثریت ساکنان آنرا شیعیان را تشکیل میدهند، این روابط بە سختی متشنج شدە است.
ایراناینسرکوبها را بە شدتتقبیحکرد تا بە نوبەی خود اتهامی را کە از سوی شورای همکاری خلیج مبنی بر دخالت در امورکشورهای منطقە وارد میشد را متوجە خود آنان نماید.
آمریکا در ماە اکتبر سال گذشتە اعلام کردە بود کە توطئە ترور سفیر عربستان سعودی درآن کشور را کشف و خنثی نمودە است کە بە خصومت میان دو کشور منجر شد.
همچنین عربستان سعودی ایران را متهم میکندکە از شیعیان آن کشور برای بە راه اندختن تظاهرات پشتیبانی میکند.
لازم بەذکر است کەطی ماههای گذشتە مقامات ایران چند بار در مورد همکاری کشورهای حوزەی خلیجفارس با طرحهای ایالات متحدەی آمریکا و کشورهای غربی در مورد حملەی نظامی بەایران هشدار دادەاند و اعلام نمودەاند کە عواقب چنین تصمیمی دامن منطقە و کشورهای حامی غرب را خواهدگرفت.
خبر ویژه / رادیو کوچه
روند غرق شدن پناهجویان که برای رسیدن به استرالیا تلاش مینمایند ادامه دارد، زیرا قاچاقچیان انسان آنها را در قایقهای شکسته، کوچک و بدون تجهیزات ایمنی انتقال میدهند.
هفته گذشته دو قایق قبل از رسیدن به آبهای استرالیا در آب غرق گردیدند.
در دوم فوریه سال روان میلادی، یک قایق که پناهجویان را انتقال میداد در سواحل مالزی غرق شد که در نتیجه دستکم هشت تن جانهایشان را از دست دادند.
یکی از مسافرین که نجات یافته بود یک مرد 22 ساله افغان بود. او گفته است که قایق 11 متری مذکور برای انتقال آن تعداد پناهجویان بسیار کوچک بود، اما قاچاقچیان از مصونیت و امنیت قایق مذکور به آنها وعده داده بودند.
او همچنان اظهار داشت: «سفر به آرامی آغاز گردید، اما تقریبن دو ساعت بعد دریا به خروش آمد و من دیدم که آب به داخل قایق آمد. قایقران با دیدن این حالت دست و پایش را گم کرد و موتور قایق را خاموش کرد و همه سرنشینان قایق نیز دست و پاچه شدند. قایق دفعتن شروع به غرق شدن کرد، همه ما به داخل آب خود را پرتاب کردیم.»
در این زمان گروهی دیگری از پناهجویان از سوی یک ماهیگیر محلی در سواحل اندونزی از غرق شدن نجات یافتند.
این قایق 54 پناهجو از کشور برمه را حمل میکرد و ماهیگیر مذکور زمانی پناهجویان مالی را نجات داد که قایق مذکور شکست و در اثر موجهای شدید پارچه پارچه گردید.
یکی از ماهیگیران که در روند نجات شامل بود گفت که قایق تخریب گردیده بود و ماشین آن نیز شکسته بود.
قاچاقچیان انسان اغلبن برای انتقال پناهجویان از قایقهای ماهیگیری مربوط به ماهیگیران اندونیزیایی استفاده میکنند.
ماهیگیران مذکور فقیر میباشند و به پول نیاز دارند و به همین دلیل از قایقهای که برای ماهیگیری ساخته شده و توان انتقال گروهی از پناهجویان را ندارد استفاده میکنند.
در حالی که قاچاقچیان انسان پولی زیادی به دست میآورند، اما به ماهیگیران پولی کمی حتا 60 دلار میپردازند.
بر بنیاد گزارش رسانههای استرالیایی قاچاقچیان از هر مسافر بین 2000 الی 10000 دلار آمریکایی دریافت میکنند.
قاچاق انسان در استرالیا جرم محسوب میشود و هرکسی که به جرم قاچاق انسان دستگیر شود به 5 سال حبس محکوم میگردد.
در حال حاضر بیش از 300 تن به خاطر قاچاق انسان در بازداشتگاههای استرالیا زندانی میباشند.
بیشتر بخوانید:
«با پناهجویان فاقد اسناد شناسایی برخورد جدی شود»
رادیو کوچه
مهمترین عنوانهای مطبوعات امروز ایران:
رسالت
1) انتخاب حدادعادل و ابوترابی به عنوان سرلیستهای جبهه متحد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=92441
دکتر علیاکبر ولایتی در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی جبهه متحد اصولگرایان، با اشاره به جلسه شورای مرکزی جبهه متحد گفت: «آقایان دکتر غلامعلی حداد عادل و حجتالاسلام محمدحسن ابوترابی فرد به عنوان سرلیستهای جبهه متحد اصولگرایان در تهران برگزیده شدند.» وی افزود: «سرلیستهای جبهه متحد اصولگرایان نشانه، علامت و مظهر تمام ارزشهای مورد قبول اعضای فهرست و پرچمی برای شناخت مردم نسبت به خطوط مشی ایجابی و سلبی فهرست هستند.»
سخنگوی جبهه متحد همچنین اضافه کرد: «سر لیستهای جبهه متحد اصولگرایان نسبت به بقیه افراد لیست امتیازات بیشتری داشتند و بدون تردید سابقه این افراد، به لحاظ جایگاه اجتماعی، اعتقادی و سیاسی و همچنین مقبولیت در نظر مردم که بر اساس نظرسنجیها مشخص شده نسبت به دیگران در جایگاه بالاتری قرار دارد.»
2) عربستان با تامین مالی اپوزیسیون به مقابله با الگوی ایران میاندیشد
http://www.resalat-news.com/Fa/?code=92445
عضو کمیته امنیت داخلی مجلس شورای اسلامی در خصوص خبر کمک 18 میلیارد دلاری عربستان به اپوزیسیون خارج نشین گفت: «عربستان تلاش میکند با تامین مالی اپوزیسیون ایران و حمایت از عناصر داخلی آنها از ادامه روند گسترش نهضتهای اسلامی و آزادیخواهانه با مدل ایران جلوگیری کند.»
آفرینش
1) سخنگوی قوه قضاییه: اولین جلسه دادگاه فساد اقتصادی 29 بهمن به صورت علنی برگزار میشود
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=16747#96239
سخنگوی قوه قضاییه از برگزاری اولین جلسه دادگاه پرونده فساد اقتصادی اخیر به صورت علنی در روز شنبه 29 بهمنماه خبر داد. او همچنین درباره پروندههای قاضی مرتضوی، مجتمع سبحان، فائزه هاشمی، جوانفکر، خاوری، بانکهای ملی و صادرات و انتخابات پیشرو سخن گفت و تاکید کرد که برخی از اخلالگران انتخاباتی شناسایی شدهاند.
2) ایران آماده مذاکرات جدی و بدون پیششرط است
http://www.afarinesh-daily.com/afarinesh/Article.aspx?AID=16747#96243
سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل گفت: «ملت ایران علارغم تهدیدهای مکرر دشمنان و تحریمها هر روز مستحکمتر و استوارتر از قبل، در مسیری که انتخاب کرده گام برمیدارد.» خزاعی در خصوص مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 تصریح کرد: «جمهوری اسلامی ایران پاسخ نامه خانم اشتون را ارسال خواهد کرد و آماده مذاکرات جدی و بدون پیش شرط است.»
ابتکار
1) احتمال تغییر تیم مذاکره با هاشمی
http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=94486
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از برگزاری یک جلسه مذاکره دیگر با رییس هیت امنای دانشگاه آزاد اسلامی خبر داد و گفت: «قرار است برخی دیگر از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به تیم مذاکره پیوسته و بار دیگر برای رسیدن به تفاهم با آیتاله هاشمی در مورد حکم ریاست دانشگاه آزاد، دیدار و گفتوگو کنند.»
2) افزایش حقوق کارمندان بیش از 10 درصد
http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=94497
معاون بودجه معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاستجمهوری از افزایش بیش از 10 درصدی میزان پرداختی کارکنان دولت در سال 91 نسبت به سال جاری، براساس لایحه بودجه سال آینده کل کشور خبر داد و گفت: «برحسب نظر رییسجمهوری در لایحه بودجه سال 91 به پرداختیهای کارکنان دولت توجه شده به طوری که پیشبینی شدهاست میزان پرداختی به کارکنان دولت در سال 91 بیش از 10 درصد باشد. این در حالی است که دستمزد و حقوق سال 90 کارمندان با رشد 6 درصدی اعتبار حقوق و دستمزد، 6 درصد بالا رفت و پیشبینی میشود با افزایش بیش از 10 درصدی این اعتبار در لایحه بودجه سال 91، میزان افزایش حقوق و دستمزد برای سال آینده بیش از 10 درصد باشد.»
مردمسالاری
1) مشکلی در تامین امنیت انتخابات نداریم
http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=19855#126921
فرمانده ناجا گفت: «با توجه به اینکه تمام برنامههای دشمن برای ایجاد ناامنی روانی در جریان انتخابات متمرکز است، اجازه بروز حادثهای در برگزاری انتخابات نمیدهیم.»
2) سند دفاع سایبری کشور تدوین خواهد شد
http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=19855#126924
رییس سازمان پدافند غیرعامل کشور اظهار کرد: «اولویت فعلی کشور، تدوین سند دفاع سایبری در حوزه غیرنظامی است تا دستگاههای مختلف وظایف خود را در برابر تهدیدات سایبری بشناسند.»
به گزارش ایسنا، سردار غلامرضا جلالی در نشست همایش ملی دفاع سایبری که در دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی برگزار شد، در رابطه با موضوع بررسی امنیت سایبری گفت: «از سال 2002 تا 2012 و در سه سال گذشته، شیب فعالیتهای سایبری بالا رفته و در سطح دنیا تهدیدات سایبری رشد جدی داشته است.»
دنیای اقتصاد
1) 6 ماه حبس قطعی برای جوانفکر
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=289797
شعبه 32 دیوان عالی کشور با نقض حکم دادگاه کیفری تهران در مورد پرونده اتهامی نشریه خاتون (روزنامه ایران) یک فقره مجازات شش ماه حبس تعزیری علیه علیاکبر جوانفکر را حذف و شش ماه حبس تعزیری دیگر علیه وی را قطعی کرد.
2) قابلیتهای نظامی ایران را باید جدی گرفت
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=289764
مارک فاکس، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین تاکید کرد: «قابلیتهای نظامی ایران را باید جدی گرفت، اما به هر حال نیروهای آمریکایی نیز برای تقابل با ایران در منطقه آماده هستند.» همزمان با این اظهارات، امیر دریادار حبیباله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش کشورمان نیز گفت که این نیرو توانمندی حضور در هر نقطهای از آبهای آزاد و بینالمللی از جمله اقیانوس اطلس را دارد.»
همشهری
1) مهمانپرست دخالت ایران درحمله به سفارتخانههای رژیم صهیونیستی را ردکرد
http://www.hamshahrionline.ir/news-160395.aspx
سخنگوی وزارت خارجه کشورمان اتهام رژیم صهیونیستی مبنی بر دخالت ایران در حمله به سفارتخانههای این رژیم در هند و گرجستان را رد و محکوم کرد و گفت: «این اتهامزنی در چارچوب یک جنگ روانی صورت گرفته است.»
2) سکه تمام طرح جدید 815 هزار تومان شد
http://www.hamshahrionline.ir/news-160360.aspx
رییس اتحادیه کشوری طلا و جواهر قیمت هر قطعه سکه طرح قدیم را روز دوشنبه 24 بهمن 820 هزار تومان و سکه طرح جدید را 815 هزار تومان اعلام کرد.
خبر / رادیو کوچه
بسام القوتلی، عضو شورای ملی سوریه، روز دوشنبه، 13 فوریه، به مناسبت 25 بهمن، برابر با اولین سال گرد راهپیمایی جنبش مردمی ایران در حمایت از انقلابهای مصر و تونس، اقدام به انتشار بیانهای کرده است.
به گزارش جنبش سبز دانشجویی ونکوور، این عضو شورای ملی سوریه در این بیانیه که به امضای 71 نفر از اعضای این شورا رسیده است اعلام کرد: «14 فوریه (25 بهمنماه) نخستین سالگرد راهپیمایی جنبش سبز به حمایت از انقلابهای عربی است. ما امضاکنندگان این بیانیه، حمایت این جنبش آزادیخواه از انقلابهای صورت گرفته را ارج مینهیم.»
در ادامه این بیانیه بسام القوتلی تاکید کرد: «نکته مهم برای همه ما در این منطقه اشتراک در مبارزه و آزادیخواهی مردم است که ما را به هم نزدیک کرده و ارتباط میدهد. حکومتهای سوریه و ایران در این سالها سعی کردهاند تا مردم آزادیخواه خود را آزار دهند و منطقه را ناامن کنند. تنها راه موفقیت مردم در این دو کشور این است که با هم همکاری داشته و به آرمانهای گذشته، حال و آینده یکدیگر احترام بگذارند.»
این بیانیه در حالی منتشر میشود که برخی گروهها و فعالان سیاسی، دانشجویی، و مدنی از روزهای گذشته تاکنون اقدام به انتشار فراخوانهایی برای برگزاری راهپیمایی در این روز کردهاند.
لازم به اشاره است استاندار تهران در روزهای اخیر در واکنش به این فراخوانها اعلام کرده است که تدابیر امنیتی را برای کنترل آنچه وی «فتنهگران و حامیان آنها» خوانده بهکار خواهند گرفت.
بیشتر بخوانید:
«اجازه راهپیمایی مسالمتآمیز ۲۵ بهمن را بدهید»
————————————
متن بیانیه شورای ملی سوریه در پی آمده است:
Today February the 14th 2012, marks the first anniversary of Iran's Green Movement's big rallies in support of the Arab spring. We the undersigned, members in the Syrian National Council would like to extend our thanks and support to the Iranian people in their quest for freedom.
It is important for all of us to know that we share one region and that our struggle and freedoms are connected. The Syrian and Iranian regimes have cooperated very closely throughout the years to oppress their own people and to destabilize the region around them. We believe that the only way that our people can prosper is by cooperation and mutual respect to each other's past, presence and future aspirations.
Bassam Al-Kuwatli
Zein Al Malazi
Serdar Murad
Mohamed Hazem Faisal
Mouna Moustafa
Shadi Adel AlKhesh
Samir Sattouf
Ahmad Kamel
Alia Mansour
Yara Nseir
Ahmad Hissou
Shaysh Meteb AlMolhem
Murhaf Jouejati
Khaled Saleh
Rasha Khaled
Khaled Kamal
Rasha Qass Yousef
Muhamad Aloush
Osama Kadi
Dima Moussa
Rami Nakhla
Mania Alkhatib
Tawfik Dunia
Rasheed Alkafri
Marah Bukai
Laila Safadi
Bilal Daoud
Louay Safi
Abdulrhman Abbara
Catherine Altalli
Ahmad Altahhan
Salem Abdul Aziz Almuslet
George Gouriye
Mouayad Chozlan
Musef Hilfawi
Habib Saleh
Abdulrrhman Alshardoob
Awad Al Suleiman
Imad Ahmad Al-Naddaf
Fawaz Zakri
Saleh Mubarak
Oussama Chourbaji
Omar Edelbi
Maher Sulaiman AlIssa
Abdulrahman Alhaj
Radef Moustafa
Suliman Alhiraki
Hozan Ibrahim
Mustafa Hamitoglu
Jamal AlWadi
Fraj Alhamoud
Mohammad Al Abdallah
Mohammad Enad Suliman
Thamer Shlash
Assaad Al Achi
Ibrahim Yousef
Omar Shawaf
Fadel Al Salim
Wael Merza
Adib Shishakly
Hammam A. Yousef
George Stifo
Mulhem AlKaeet
Ghassan AlMufleh
Bassam Al Immadi
Hassan Hachimi
Musab Tahan Al Ngemy
Samer El Keilani
Ghalia Kabbani
Jean Abdallah
Haval Al Jaddaan
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر