-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

Latest News from Kaleme for 08/09/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



دولت بحرین ۱۰۰ تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر این کشور را آزاد کرد. دو نماینده سابق پارلمان این کشور نیز از زندان آزاد شده‌اند.

به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه الوطن چاپ عربستان، دولت بحرین ۱۰۰ تن از بازداشت‌شدگان تظاهرات اخیر این کشور از جمله یکی از اعضای جمعیت الوفاق، بزرگترین گروه مخالف شیعه در بحرین و یک وکیل سرشناس این کشور را آزاد کرد.

به گفته عبدالرحمان السید، مسئول حقوقی بحرین، دستور آزادی تعدادی از بازداشت‌شدگان این حوادث در چارچوب قوانین این کشور و به این دلیل صادر شده است که مدت بازداشت موقت این افراد در واقع بیشتر از حکم حبسی است که پیش‌بینی می‌شود برای آنها صادر شود.

در همین حال خبرگزاری مهر هم به نقل از الجزیره گزارش داد که در میان زندانیان سیاسی آزاد شده، دو نماینده پارلمان این کشور به نامهای “مطر مطر” و “جواد فیروز” که در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شده بودند، نیز حضور دارند. این دو نماینده عضو فراکسیون پارلمانی جمعیت الوفاق، بزرگترین گروه شیعی در بحرین، هستند که دو ماه پیش به اتهام دعوت برای تغییر نظام حاکم و انتشار شایعات درباره قیام مردمی این کشور توسط نیروهای حکومت آل خلیفه بازداشت شدند.

نمایندگان عضو جمعیت الوفاق که ۱۸ کرسی از ۴۰ کرسی پارلمان بحرین را در اختیار داشتند، حدود چهار ماه قبل در اعتراض به نحوه برخورد دولت با معترضان اقدام به استعفای دسته‌جمعی کردند.


 


کلمه – بامداد راد:

خبری در روزهای اخیر منتشر شد که بسیار آموزنده بود، ولی توجه چندانی به آن نشد:

«۸۰۰ تن از کارگران شرکت آهنگری تراکتورسازی تبریز، برای رسیدن به حقوقی نظیر پرداخت به موقع حق بیمه‌ی کارگران، محسوب‌کردن شرایط سخت و زیان‌آور هنگام بازنشستگی، اضافه‌کردن مدت قرارداد کارگران و کارکنان قراردادی شرکت، پرداخت بهره‌وری‌های معوق و پرداخت کامل حقوق در پایان هر ماه، اعتصاب کردند و دست از کار کشیدند.

پس از گذشت یک هفته از اعتصاب، رضا رحمانی – نماینده‌ی تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس – در جمع اعتصاب‌کنندگان حاضر شد و قول پی‌گیری مطالبات کارگران را داد و اعتصاب آنان خاتمه یافت. کارگرانی هم که در پی این اعتصاب بازداشت شده‌بودند، به قید وثیقه آزاد شدند.»

بدون هیچ مقدمه‌چینی و تحلیلی، ۳ نکته از این قضیه قابل برداشت است:

۱. هیچ‌یک از کارگران با حبس‌های طویل‌المدت، اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» یا سرکوب‌های غیر قانونی دیگر مواجه نشدند. آن عده از کارگران هم که بازداشت شده‌بودند، با قرار وثیقه‌ای احتمالا نه‌چندان زیاد آزاد شدند.

۲. نماینده‌ی مجلسی که ما فرمایشی‌اش می‌خوانیم و در بسیاری از موارد گوشش به فرمانی‌ست که از بالا می‌آید، در جمع کارگران حاضر می‌شود و مطالبات‌شان را پی‌گیری می‌کند. احتمالا به وساطت هم‌اوست که کارگران بازداشت‌شده آزاد می‌شوند.

۳. مطالبات کارگران قابلیت مذاکره داشتند؛ آن‌ها خواستار این بودند که حقوق کمینه‌ی‌شان به رسمیت شناخته شود، نه این‌که از اساس با ساختار کارخانه مشکل داشته‌باشند.

یکم) هر حکومتی تا حدی با مردمش هم‌پوشانی دارد، کم یا زیاد. اگر دولت و ملت را چون دو دایره در نظر بگیریم، ایده‌آل‌ترین حالت، که هم‌پوشانی کامل ِ دو دایره‌ی دولت و ملت است، شاید یافت نشود، ولی اگر دو دایره‌ی دولت و ملت کاملا از یکدیگر جدا شوند، وضعیتی پدید می‌آید که وقوع انقلاب حتمی خواهدبود؛ نظیر آن‌چه در سوریه شاهد هستیم که ملت دیگر دولتش را نمی‌خواهد و حاضر است حتی با وجود اصلاحات دیرهنگام اسد در ساختار دولت، برای برانداختن آن هر هزینه‌ای را پرداخت کند.

جمهوری اسلامی سنجنده‌های نیرومندی دارد و با آنان اوضاع را رصد می‌کند. هرگاه نزدیک است که دو دایره‌ی یادشده کاملا از هم جدا شوند، آزادی‌هایی فراهم می‌شود و هم‌پوشانی بیش‌تر می‌شود. آن‌گاه، در حالی که نگرانی برای حاکمیت کامل مردم و از دست رفتن ماهیت و منافع پدید می‌آید، محدودیت بیش‌تر می‌شود و از هم‌پوشانی کاسته می‌شود.

مثال‌ها برای فهم آن‌چه اشاره شده فراوان‌اند، از اصلاحات دوم خرداد که با هدف افزایش هم‌پوشانی دولت و ملت رخ داد و وقتی هم‌پوشانی در حال گذر از نقطه‌ی بحرانی بود فاجعه‌ی ۱۸ تیر به وقوع پیوست، تا پیش از انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری، که آزادی‌های پیش از انتخابات به فجایع پس از آن ختم شد.

پس با وضعیتی مواجه هستیم که نظام تا مرز رسیدن به فروپاشی از هر دو سو آزادی‌ها را مجاز می‌داند، و برای بقای خود هم که شده حقوقی را رعایت می‌کند. ایده‌ی اصلی این جستار این است که می‌توان از این فرصت استفاده کرد و گام به گام به آن‌چه می‌خواهیم نزدیک شد؛ نظیر آن رفتاری که کارگران تراکتورسازی انجام دادند و به مطالبات‌شان هم رسیدند، بی آن‌که خون از دماغ کسی بیاید. این، یک الگوی عالی از رویکرد مسالمت‌آمیز در مبارزه برای رسیدن به مطالبات است. [۱]

دوم) برای اجرای چنین راهبردی، نیاز به «چهار میم» داریم:

مطالبه
هرچه سطح مطالبه پایین‌تر باشد، پی‌گیران آن بیش‌تر خواهندبود و هرچه پی‌گیران یک مطالبه بیش‌تر باشند، امکان رسیدن به آن بیش‌تر می‌شود. اگر کارگران خواهان برچیده‌شدن مدیریت یا خواسته‌های سطح بالای دیگری بودند، علاوه بر این‌که به زودی و شدیدا سرکوب می‌شدند و به خواسته‌های‌شان نمی‌رسیدند، اساسا پی‌گیران کم‌تری نسبت به عدد قابل توجه ۸۰۰ نفر وجود می‌داشتند تا این قدرت برای نیل به اهداف‌شان وجود داشته‌باشد.

مدیریت
وجود یک هیئت راهبری مشروع و یک سازمان‌دهی کارا، که امکان پاسخ‌گویی سریع و شایسته را به کنش‌های طرف مقابل فراهم آورد، در پیروزی یک جنبش اجتماعی نقشی تعیین‌کننده دارد. قطعا کارگران تبریزی سازمانی با مشروعیت کافی داشتند که هم کنش‌ها و واکنش‌های‌شان را مدیریت می‌کرد و هم در زمان مذاکره وظیفه‌ی دفاع از حقوق کارگران را به دوش کشید.

مقاومت
کارگران اعتصاب‌کننده شجاعانه روی خواسته‌های‌شان ایستادند. این، درس بزرگی‌ست، که حتی در این شرایط که همه می‌دانیم اوضاع از چه قرار است، می‌شود اعتصاب کرد و به خواسته‌های خود هم رسید. اگر کارگران روز اول که احتمالا مدیریت کارخانه تهدیدشان کرده‌بود، یا بعدا که چند نفرشان بازداشت شدند، پی‌گیری را رها می‌کردند، هرگز به موفقیت نمی‌رسیدند. شجاعت و تداوم از اساسی‌ترین درس‌هایی هستند که می‌توان از اعتراض مدرن این کارگران آموخت.

مسالمت
اعتصاب‌کنندگان تبریز هیچ حرکت خشونت‌آمیزی از خود نشان ندادند؛ با آن‌که می‌توانستند کارخانه را آتش بزنند که اعتراض‌شان زودتر مورد توجه قرار بگیرد و در عوض احتمالا شدیدا سرکوب شوند، با آن‌که می‌توانستند با عده‌ی مناسب‌شان دامنه‌ی اعتراض را به بستن خیابان و کنش‌های این‌چنینی برسانند، مسیر آهسته و پیوسته را برگزیدند و ضمن این‌که سرکوب نشدند، به خواسته‌های‌شان رسیدند. آن‌ها به خوبی می‌دانستند یکی از اصلی‌ترین زمینه‌های سرکوب، کنش‌های خشونت‌آمیز است و در نتیجه خشونت‌پرهیز باقی ماندند.

این‌جا می‌خواهم گریزی به روز عاشورای ۸۸ بزنم. یادم هست به ویژه پس از رویدادهای عاشورای ۸۸ و در واکنش به سرکوب خشن اعتراض مردم، انتقاداتی به رویکرد مسالمت‌آمیز وارد می‌شد، بدون توجه به این‌که اگر خشونتی در اندازه‌ی تغییر راهبرد مبارزه از مسالمت‌آمیز به خشونت‌آمیز از جانب معترضان رخ می‌داد، سرکوب در رد شدن از روی مردم با وانت و تیراندازی و چماق و بازداشت محدود نمی‌شد و به جای وانت، نفربر و تانک در خیابان‌ها می‌بود و مانند ۱۷ شهریور ۵۷ مردم به رگبار بسته می‌شدند.

سوم) در کشور استبدادزده‌ی ایران هم می‌توان کارهایی کرد و با پایین‌آوردن ضریب خطر، گام‌هایی در جهت رسیدن به اهداف برداشت، کافی‌ست از آن نوسان بین هم‌پوشانی‌های کمینه و بیشینه‌ی دولت و ملت بهره برد. این، همان معنای مبارزه‌ی مسالمت‌آمیز در چارچوب قانون اساسی‌ست که آهسته و پیوسته ما را به اهداف‌مان، که همانا جاری‌شدن ارزش‌هایی چون حاکمیت قانون، آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی و اقتصادی و مردم‌سالاری‌ست، نزدیک خواهد کرد.

 

[۱] انتقادی که این‌جا ممکن است مطرح شود، این است که با روند ایجاد محدودیت برای مردم از سوی حکومت، که پس از برقراری آزادی‌هایی صورت می‌گیرد، وضعیت به حالت پیشین و یا حتی بدتر از آن برمی‌گردد. نگاه به نمونه‌هایی چون بی‌اثر بودن طرح‌های پرتعداد امنیت اخلاقی، سرمایه‌گذاری اقتدارگرایان در رسانه که در آخرین نمونه‌ی آن وب‌سایت رهبر جمهوری اسلامی اقدام به نظرسنجی درباره‌ی مسائل کشور کرده، رشد بلوغ سیاسی- اجتماعی مردم که خود را در اعتراضات پس از انتخابات به نمایش گذاشت و فضای اینترنتی که با وجود تمام محدودیت‌ها اکنون یکی از بزرگ‌ترین معضلات دستگاه سرکوب است، صحت ادعای این جستار را ثابت می‌کند.


 


کلمه – گروه سیاسی: امروز هم حملات ارتش و نیروهای امنیتی سوریه به برخی شهرهای این کشور ادامه یافت و روند تحولات دیپلماتیک نیز به ضرر حکومت بشار اسد ادامه یافت. نشانه هایی از اختلاف در درون حکومت سوریه نیز امروز آشکار شد، آنجا که بشار اسد وزیر دفاع را از کار برکنار کرد.

به گزارش کلمه، پس از یک هفته اخیر که خونین ترین هفته‌ی اعتراضات چند ماه اخیر در سوریه بود، امروز هم شهرهای دیرالزور و حماه آماج حملات ارتش و نیروهای امنیتی بود. توپخانه ارتش پس از کشتار دهها نفری دیروز، امروز هم به شهر دیرالزور در شرق سوریه حمله کرد. حماه هم تا ساعتی پیش در اشغال نیروهای ارتشی قرار داشت.

به گفته فعالان سوری، امروز در دیر الزور صدها نفر و در شهر حماه حدود ۱۵۰۰ نفر بازداشت شده‌اند. نیروهای دولتی بامداد امروز در شهر شمالی معرةالنُعمان واقع در استان ادلب هم به معترضان حمله کرده‌اند. بی بی سی به نقل از ساکنان دیرالزور خبر داد که انفجارها و تیراندازی‌ها از صبح روز دوشنبه ادامه یافته و تانک‌ها دوباره وارد شهر شده‌اند.

ساکنان محله الجوره، در کنار رود فرات، هم خبر داده اند که تک‌تیراندازها در پشت بام ساختمان‌ها در این منطقه مستقر شده‌اند. گزارش‌هایی هم از سرپیچی شماری از سربازان از دستور تیراندازی به سوی غیرنظامیان منتشر شده است.

به گفته عبدالکریم ریحاوی رئیس اتحادیه حقوق بشر سوریه در جریان عملیات دیروز ارتش سوریه در شهر دیر الزور ۴۲ غیر نظامی کشته و بیش از یکصد تن زخمی شدند. همچنین دست کم ۱۰ غیر نظامی نیز در استان حمص به شهادت رسیدند و احتمال ازدیاد تعداد کشته شدگان به خاطر ادامه عملیات نظامی وجود دارد.

وی افزود که این عملیات با موج گسترده بازداشتها نیز همراه بود و جمع کثیری از مردم و اهالی دیر الزور از بیم این حملات به سوی منطقه الحسکه در شمال کشور سرازیر شده اند.

برخی منابع دیگر هم خبر می دهند که روز گذشته در اثر عملیات ارتش در محله الجوره ۲۸ تن و در محله الحویقه ۱۴ غیر نظامی کشته شدند.

این در حالی است که به گفته رامی عبدالرحمن دیده بان حقوق بشر، تانکها و زره پوشهای ارتش سوریه سحرگاه یکشنبه به چندین منطقه از شهر دیر الزور یورش بردند بطوریکه صدای انفجارهای مهیب و رگبار گلوله بگوش می رسید. وی تاکید کرد که ۲۵۰ عدد از ماشین الات نظامی در چندین محور بسوی مرکز دیر الزور حرکت کرده و مناطق الحویقه و الکنامات در اطراف شهر را گلوله باران کرده اند.

امتداد خارجی بحران‌های داخلی

سوریه از سویی به سرعت در حال غرق شدن در تنش های امنیتی داخلی است و از سوی دیگر در حال تغییر وضعیت به سمت نوعی محاصره در یک وضعیت متشنج بی سابقه در سطح بین المللی است. بعد از اعمال فشار غرب بر نظام سوریه، کشورهای عربی نیز به عنوان طرف ذی نفع وارد شده اند و یکی پس از دیگری به موضع گیری علیه حکومت سوریه می پردازند.

بعد از بیانیه اخیر شورای همکاری خلیج فارس که کاملا شفاف و خالی از لفاظی های معمول دیپلماتیک بود، کار برای بشار سخت تر شده است. این بیانیه برای دعوت از سوریه به متوقف کردن خون ریزی ها صادر شد. صدور این بیانیه، با تحرکات مردمی جسته و گریخته ای در کشورهای عضو شورای همکاری و به ویژه مشخصا در کویت همراه بود. تظاهرکنندگان در این کشور برابر سفارت سوریه در کویت خواستار اخراج سفیر سوریه شدند.

عربستان نیز برای نخستین بار خود را در این بحران وارد کرد. پادشاه این کشور تاکید کرد که: رویدادهای سوریه مورد قبول عربستان نیست و حادثه جاری، بزرگتر و مهیب تر از آن است که بتوان آن را توجیه کرد. عبدالله از نظام سوریه خواست تا «ماشین کشتار و خون‌ریزی» خود را متوقف سازد و اصلاحات فراگیر را عملا کلید بزند.

پادشاه عربستان امروز سفیر این کشور در دمشق را هم برای رایزنی در مورد پیامدهای بحران جاری در سوریه فرا خواند؛ کاری که چند ساعت بعد از سوی کویت و بحرین هم تکرار شد. وزیر امور خارجه کویت هم اعلام کرد که وزرای خارجه کشورهای حاشیه خلیج فارس به زودی نشستی را برای بررسی اوضاع سوریه برگزار می‌کنند.

اتحادیه عرب در تکمیل مضمون بیانیه صادر شده از سوی شورای همکاری خلیج فارس، طی بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از روند وقایع در سوریه، از مسئولان این کشور دعوت کرده است تا اعمال خشونت علیه معترضان سوری را متوقف سازند.

این تغییر مواضع در حالی صورت گرفته که ترکیه هم بعد از یک ماه سکوت در برابر رویدادهای سوریه بار دیگر وزیر خارجه خود را مامور ابلاغ این پیام به سوری ها کرده که ترکیه دیگر قادر نیست بعد از این در قبال اوضاع جاری ساکت بماند. هرچند سوریه هم در مقابل این تغییر سیاست آشکار ترکیه، ساکت نماند.

مواضع امروز احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، که در مطبوعات این کشور منتشر شد، نشان داد که سفر او به سوریه که احتمالا فردا انجام شود، حاوی مذاکرات خصمانه ای در دو طرف خواهد بود. به گزارش مطبوعات ترکیه، داود اوغلو قصد دارد به بشار اسد یادآوری کند که در برابر او دو راه بیشتر وجود ندارد: یا می‌تواند مانند میخائیل گارباچف، با وجود فروپاشی نظام، با مردم معترض همراه شود و برای خود حیثیت و احترام کسب کند، یا این که سرنوشتی مانند صدام حسین، رهبر پیشین عراق، در انتظار اوست.

دیروز هم بشار اسد با تماس‌های هشدارآمیز دبیرکل سازمان ملل، رهبر کاتولیک‌های جهان، دبیرکل اتحادیه‌ی عرب و بدتر از همه موضع تند و غیرمنتظره‌ی نخست‌وزیر ترکیه روبه‌رو شد که وضعیت سرکوب را «آن هم در ماه رمضان»، فاجعه‌بار دانست و گفت که صبر کشورش در برابر سرکوب خونین مردم سوریه تمام شده و سکوت را بیش از جایز نمی‌داند.

بدین ترتیب سوریه اکنون در وضعیتی شبیه محاصره از جهات گوناگون منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است. اما بشار اسد در ملاقات روز گذشته خود با عدنان منصور وزیر امور خارجه لبنان بر ادامه‌ی سرکوب «قانون‌شکنان و راهزنان و کسانی که امنیت شهرها را هدف قرار داده‌اند» تاکید کرد و در عین حال خواستار ادامه‌ی اصلاحات سیاسی شد؛ تا نشان دهد قرار نیست در روند سرکوب‌ها در سوریه، چیزی عوض شود.


 


سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان در پیامی با تبریک روز خبرنگار اظهار امیدواری کرد که در هیچ کجای عالم هیچ انسانی به جرم باور و اندیشه و بیان آزاد در هیچ بند پیدا و پنهانی گرفتار نباشد .

در بخشی از این پیام که توسط سایت سید محمد خاتمی منتشر شده آمده است: در جهان امروز حتی امکان محدود کردن اندیشه و جلوگیری از انتقال داده ها و اطلاعات برای هیچ قدرتی وجود ندارد و سانسورها و محدودیت های که احیاناً اعمال می شود فقط دلسوزانی را که نه آشوبگر اند و نه در عین حال ناروایی را بر می تابند در تنگنا قرار می دهد.

متن کامل این پیام به شرح زیر است:

به نام خدا

اگر روزی مطبوعات رکن چهارم مشروطیت دانسته شد و آزادی نشر روزنامه و مجله و کتاب، نماد آزادی اندیشه و بیان به حساب آمد و این آزادی عامل مهم مهار قدرت و حتی نیرومندتر از نهادهای نظارتی رسمی برای پاسخگو کردن قدرتی بود که باید از مردم باشد و در برابر آنان مسؤول، امروز که ارتباطات و گسترش و گستره آن به حق منشاء تحولی بنیادین در جان و جهان مردم روزگار شده است، باید رسانه را جدی تر از دیروز گرفت و میزان مطلوبیت و مقبولیت یک حکومت را در نگاهی که به رسانه و اصحاب آن و بالاتر به اندیشه و آزادی آن دارد جستجو کرد.

هر چند که در جهان امروز حتی امکان محدود کردن اندیشه و جلوگیری از انتقال داده ها و اطلاعات برای هیچ قدرتی وجود ندارد و سانسورها و محدودیت های که احیاناً اعمال می شود فقط دلسوزانی را که نه آشوبگر اند و نه در عین حال ناروایی را بر می تابند در تنگنا قرار می دهد؛ ولی ارتباطات به گونه ای که در کنترل هیچ قدرت سیاسی و امنیتی نیست سبب رسیدن داده ها و اطلاعات (اعم از درست یا نادرست) به نهایی ترین گوشه های زندگی افراد در همه نظام ها و کشورها می شود.

روز خبرنگار را گرامی می داریم.

خبرنگاری و اطلاع رسانی کاری است بس دشوار و به همان اندازه ارزشمند؛ به شرط اینکه خبرنگار، اطلاع رسان، تحلیل گر و نویسنده خود را در گرو هیچ امری جز حقیقتی که به آن ایمان دارد و انسانهایی که او رسالت آگاه کردن و بالابردن بینش و منش آنان را به عهده گرفته است – بخصوص تذکر آنان به حقوق اساسی که دارند و باید از آن پاسداری کنند- نبیند و باید آفرین گفت به اصحاب رسانه و خبرنگاران مؤمن، متعهد و دلیری که بر سر پیمانی که با این حقیقت دارند هزینه های فراوانی پرداخته اند.

به امید روزی که در هیچ کجای عالم هیچ انسانی به جرم باور و اندیشه و بیان آزاد در هیچ بند پیدا و پنهانی گرفتار نباشد و در پناه آزادی مطلوب، همگان احساس امنیت و برخورداری کنند

سید محمد خاتمی

هفدهم مردادماه ۱۳۹۰

روز خبرنگار

 


 


کلمه- گروه معارف:‌ از قدیم همیشه می گفتند که دعای مظلوم بالا می رود و خدا صدای مظلوم را می شنود.

پس ما هم همصدا می شویم با خانواده هایی که ماههاست رنج نامه هایشان جز در بارگاه الهی و دل های مردم جایی ندارد و قاضیان و دادرسان به حکم قانون نشنیده و ندیده می گیرند.

در این ماه رحمت و برکت زمزمه می کنیم؛ اللهم فک کل اسیر… اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین…

دعای امروز را با  صدای مهسا امرآبادی همسر مسعود زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج همنوا می شویم:

خدایا تنها بودن یکی از صفات توست و ممنونم که در این دوسال بسیاری از شبها و روزها اندکی به این صفت زیبایت نزدیک بودم.

خدایا شکر که تنها بودم اما تنهایی را احساس نکردم.

خدایا ممنون که همیشه با من هستی و هوای من رو داری.

خدایا ممنونم که دوستم داری و فراموشم نکردی.

خدایا ممنون که در این دو سال و دوماه اینقدر من و مسعود و دوستانم را عزیز کردی.

خدایا از این به بعد را هم مانند دو سال گذشته همسرم، زندانیان و خانواده هایشان را به خودت واگذار میکنم که مطمئنم بهترین ها را برایمان میخواهی.

خدایا خیلی دوستت دارم.

جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک نمایید.

چنانچه در دریافت فایل مشکل دارید ابتدا بر روی لینک دانلود کلیک راست نمایید و از منوی باز شده گزینه “Save Link as” در مرورگر های فایرفاکس و کروم و “Save as target” در اینترنت اکسپلورر را انتخاب کنید.

منبع: تلوزیون رسا


 


مجید نیری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روز شنبه برای اجرای حکم خود به زندان اوین بازگشت.

به گزارش خبرنگار کلمه، مجید نیری، از مدیران وزارت کشور دولت سید محمد خاتمی که در جریان بازداشت های پس از انتخابات سال ۸۸ بازداشت شده بود روز شنبه برای گذراندن دوره ی حبس خود به زندان اوین رفت.

حکم وی ۵ سال تعلیقی و ۶ ماه تعزیری اعلام شده که سه ماه آن را در سال ۸۸ گذرانده است.


 


سید مصطفی تاجزاده در پیامی از زندان، راه اندازی وب سایت آیت الله موسوی خوئینی ها را به ایشان و مخاطبان آن وب سایت تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که حضور این چهره شاخص نسل انقلاب در فضای مجازی، برای نسل جوان به فرصتی برای دانستن آنچه امکانش در فضای جاری کشور نیست، تبدیل شود.

وب سایت «آهنگ راه» ماه گذشته از سوی آیت الله موسوی خوئینی ها راه اندازی شده و ایشان بیشتر مطالب سایت خود را به پاسخگویی به سؤالات مخاطبان اختصاص داده است. این وب سایت که مطالب آن در همین مدت کوتاه، انعکاس قابل توحهی در مطبوعات و رسانه ها داشت، چند روز قبل به سرنوشت اکثر سایتهای اصلاح طلب گرفتار و فیلتر شد.

متن پیام تاجزاده که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

فضای مجازی همیشه و به ویژه در شرایط حاضر روزنه و بلکه راهی است برای بی اثر کردن انسداد فضای اطلاع رسانی و سیاسی و شکل گیری شبکه های اجتماعی. راهی که بخواهند و نخواهند راهش گشوده خواهد شد و بر تاریکی اختناق و بی خبری و فقدان شفافیت نور افشانی خواهد کرد.

این روزها آیت الله موسوی خویینی ها هم به جمع بزرگ و پرنشاط فضای مجازی پیوسته و آهنگ راه کرده است، بابت این حضور و مسوولیت شناسی به ایشان و جامعه مجازی کشور تبریک می گویم. وب سایت «آهنگ راه» در روز مبعث پیامبر رحمت راه اندازی شده، محتوای سایت بازتابی از همان روش و مشی آرام و قاطع آقای موسوی خویینی ها است. معتقدم آشنایی نسل جوان و نوخواه کشورمان با نسل اول جمهوری اسلامی و دانستن آنچه آنها به آن اعتقاد داشتند و فکر می کردند، جدا از آنچه امروز بر سر آن جمهوریت و اسلامیت افتاده، ضروری است؛ که به کمک فضای مجازی، بی واسطه، آسان و سریع رخ می دهد. به ویژه آنکه در «آهنگ راه»، آقای خویینی ها امکان پرسش و پاسخی کوتاه را نیز فراهم کرده است.

به جوانان عزیز و همراهان جنبش سبز ایران پیشنهاد می کنم حضور یک نسل اولی جمهوری اسلامی در عرصه مجازی را به فرصتی برای دانستن آنچه امکانش در فضای جاری کشور نیست، بدل کنند. همچنین بازدید و پرسش های صریح و ارائه دغدغه های مخاطبان فرصتی برای آیت الله خویینی ها است تا در این عرصه، حوصله و قدرت گفت و گو و پاسخگویی خود را بسنجند. باز هم این اتفاق مبارک در فضای وب را به فال نیک می گیرم. امیدوارم آهنگ راه، راهی بگشاید برای ارتباطی صادقانه و صریح و صمیمی با نسل نوخواه و فهیم ایران.

سید مصطفی تاجزاده


 


تاریخ دادگاه محسن آرمین عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای ۱۹ مرداد ماه اعلام شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، محسن آرمین نماینده مردم تهران در مجلس ششم بلافاصله پس از مصاحبه با روزنامه اعتماد و انتشار آن از سوی سایت های سبز برای حضور در دادگاه احضار شد.

وی مانند دیگر اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی در دادگاهی با ریاست قاضی صلواتی محاکمه خواهد شد.

این قرآن پژوه و استاد دانشگاه تابستان سال گذشته بازداشت و پس از ۷۰ روز بازجویی در بند دوالف سپاه با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.

 


 


احمد مسجدجامعی:

اولین خبرنگار خارجی که در اثنای اشغال «کابل» توسط طالبان به قتل رسید یک خبرنگار ایرانی بود. شبه‌نظامیان طالبان در بدو ورود به پایتخت افغانستان به قتل‌عام گسترده‌ای دست زدند که در این میان یک خبرنگار ایرانی در محل کار خود به جوخه اعدام سپرده شد. شهادت خبرنگار ایرانی بازتاب گسترده‌ای در سطح جهان داشت.

این روز به دلیل اهمیت موضوع در شورای فرهنگ عمومی به عنوان «روز خبرنگار» تصویب و اعلام شد. از آن زمان سالروز قتل آقای صارمی، روز نمادین در بزرگداشت ضرورت آزادی مطبوعات و نقش بی‌بدیل روزنامه‌نگاران و خبرنگاران در این فرآیند است. در سالروز این روز مهم در جامعه مطبوعاتی کشورمان فرصتی مغتنم است تا شرایط و زمینه‌های رشد و گسترش حرفه خبرنگاری و روزنامه‌نگاری اجمالا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. مطبوعات مستقل در سال‌های پس از انقلاب فراز و فرودهای بسیاری را پشت سرگذاشته است. می‌توان گفت نسبت مستقیمی بین اعتماد عمومی به رسانه‌ها و میزان آزادی و استقلال آنان وجود دارد. در این میان تعداد و کمیت روزنامه‌ها کارساز نیست، بلکه تنوع و تکثر آنان بیشتر مورد عنایت است و این تنوع بر مبنای استقلال آنها شکل می‌گیرد.

رسانه‌های دولتی بنا بر فعالیت تعریف‌شده خود عموما ماموریت تبلیغ و تشریح دستگاه‌های اجرایی را برعهده دارند از این‌رو نمی‌توانند در نقش منتقدان جدی برای عملکرد دستگاه اجرایی رفتار کنند و کمتر قادر به جلب اعتماد مخاطبان هستند. حضور روزنامه‌های پرتیراژ دولتی در سال‌های گذشته که بیشتر عمر کوتاهی داشتند، بیانگر همین فرآیند اعتمادسازی میان مردم و جامعه رسانه‌ای بوده است تا جایی‌که در میان این‌گونه روزنامه‌ها رسم شده بود که گاهی تیراژ خود را افزایش ندهند چراکه شمارگان بالا زمینه‌ای برای محدودیت‌های بعدی به وجود می‌‌آورد.

این روند در شرایطی که رسانه‌های دولتی و عمومی در چارچوب رسمی عمل می‌کنند به رویکرد دیگری منجر می‌شود که در این سال‌ها به تدریج شاهد شکل‌گیری آن هستیم. گرایش به شبکه‌های اطلاع‌رسانی خارجی که در این دوره به شدت افزایش یافته ناشی از همین خلأ آزادی اطلاع‌رسانی در داخل است. از یاد نبریم که تا همین چندی پیش هرگونه نقد و ارزیابی بر عملکرد برخی آمار دستگاه‌های اجرایی سیاه‌نمایی تلقی می‌شد. نمونه‌های مکرری که روزنامه‌ها را وادار کردند که پاسخ دستگاه‌های اجرایی در صفحه نخست روزنامه درج کنند، از همین قبیل است. تنوع و تکثر رسانه‌ها و مطبوعات نه‌تنها خلاف مصالح ملی نیست بلکه لازمه مقوم آن است.

از این‌رو شاهد بودیم که در شرایط آزادی مطبوعات هرچند بیشترین انتقادها صورت می‌گرفت اما سلامت دستگاه‌های اجرایی بیشتر از مواردی بود که اجازه طرح سوال و عملکرد به مطبوعات داده نمی‌شد. به خاطر دارم در یکی از جلسات معمول که با سردبیران روزنامه‌ها داشتم گزارشی عرضه شد که حاکی از نسبت معکوس تخلفات دستگاه‌های اجرایی و میزان آزادی مطبوعات بود. به این معنی که هرچه روزنامه‌ها در بیان مسایل و تحلیل شرایط آزادانه عمل می‌کردند شفافیت افزایش یافته، پاسخگویی جدی‌تر شده و در نهایت تخلفات کاهش می‌یافت و بدین‌ترتیب تا افزایش نظارت عمومی از تراکم خواست‌ها و بحرانی شدن آنها پیشگیری می‌شد. از این رو در دستگاه‌های اجرایی نیز نشریات رسمی آوردگاه نقد و بررسی عملکردها بود.

این امر هرچند در ظاهر به زیان نظام اجرایی بود اما در واقع به سلامت آن کمک می‌کرد. به خاطر دارم که چند بار وزرای دولت‌های پیشین در جلسات پارلمان در بررسی عملکرد دستگاه‌های خود به روزنامه دولتی ایران و ایرنا اعتراض کردند ولی این اعتراضات مانع ادامه این روال نمی‌شد. هرچند امکان پاسخگویی برای دستگاه اجرایی فراهم بود و این به روند افزایش ظرفیت گفت‌وگو در بین مردم، دستگاه‌ها و صاحب‌نظران کمک می‌کرد. این خط‌مشی در عمل به شرایطی انجامید که ادبیات پرخاشگری و بعضا غیراخلاقی کاهش می‌یافت، به هر حال روز خبرنگار روزی است که باید نقش و جایگاه این گروه ممتاز در جامعه بازشناسی شده و روز بزرگداشت آنان به عنوان شاخص آزادی در جامعه مورد ارزیابی و تقدیر قرار گیرد. قدر مسلم این است که در این سال‌ها در حق خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مستقل جفاهایی شده است و امید می‌رود که این قبیل مناسبت‌ها زمینه‌ای برای جبران آن خسارت‌ها فراهم شود.

منبع: شرق


 


اسماعیل علوی

صاحبنظران اعمال انسان را به دو دسته عادی و فوق عادی تقسیم می کنند. افعال عادی ، کارهای روزمره و واکنش های طبیعی در برابر کنش های معمول را شامل می شوند و اعمال فوق عادی، افعال شرافتمندانه و درخور تحسین مانند کمک به همنوع، ایثار و …را گویند.

برخی از اندیشمندان منشأ اینگونه رفتار را عاطفه و محبت انسانی می دانند، بعضی از جنس عقل و فهم، عده ای از نوع اراده برتر انسان، گروهی نشأت گرفته از وجدان آگاه و جمعی، دلیل رفتار فوق عادی انسان را حس زیبایی دوستی بشری می دانند. اما دانشمندان اسلامی منشأ اینگونه اعمال را حس پرستش ناآگاهانه و خداپرستی ناخودآگاه برمی شمرند و اینگونه افعال اخلاقی را نوعی عبادت ناخواسته می شناسند.

اندیشمندان غیراسلامی در توجیه اعمال فوق عادی انسان می گویند: چون زیبایی منحصر به زیبایی محسوس نیست و زیبایی معقول هم در زمره زیبایی هاست. آنکه کاری اخلاقی انجام می دهد درواقع زیبایی عقلی کار خوب را درک می کند و این زیبایی، انسان را به سوی خود می کشد. همچنان که زشتی و قباحت کار غیراخلاقی انسان را متنفر و از خود دور می کند. به عبارت دیگر در کارهای خوب جاذبه و درکارهای بددافعه ای وجود دارد که انسان رابه سوی خود می کشاند و یا از خود می راند.

در مقابل اندیشه ورزان الهی معتقدند حتی آن کس که در شعور آگاه خویش خدا را نمی شناسد و به وجود خدا اعتراف ندارد و یا حتی اعتراف دارد ولی در شعور آگاه خویش کار خیر و اخلاقی رابرای رضای خدا انجام نمی دهد به نوعی خداپرستی و پرستش ناآگاهانه روی آورده است.

خداشناسی و پرستش ناآگاهانه یعنی پاسخگویی به فطرت که در ضمیر ناخودآگاه هر فرد نهفته است و تفاوت آن با خداشناسی و عبودیت آگاهانه این است که در خداشناسی آگاهانه شعور ظاهر نیز در عبادت دخالت مستقیم دارد.

شعور ناخودآگاه و شعورخودآگاه هر دو از جنس اطلاع و آگاهی اند و به اعتقاد علمای روانشناسی بیشترین قسمت شعور انسان را شعور ناخودآگاه تشکیل می دهد. به عنوان مثال در بطن هر انسانی احساسات وتمایلاتی نهفته که خود فرد هم نسبت به آنها بی خبر است و در موقعیتها و بزنگاههای حساس من دیگری غیر از آنچه که خودمان می شناسیم در درون ما جلوه گر می شود. همچون کوه یخی که تنها بخش محدودی از آن آشکار ومابقی زیر آب پنهان است.

تعبیر انسان موجود لایتناهی ناظر به این معناست و شاید بتوان تعبیر قرآنی عالم غیب و شهادت را به این مصداق هم تعمیم داد.

حال با این مقدمه بازمی گردیم به این مفهوم که معنای افعال خیر و نیک انسان پرستش ناآگاهانه است، چیست؟

انسان به حسب فطرت کارهای اخلاقی را شریف و شرافتمندانه می داند. برخی از افعال با آنکه با منطق طبیعی سازگار نیست و مستلزم از خودگذشتگی و ایثار است مع ذلک انسان آنها را انجام می دهد.

چون انسان در اینگونه اعمال نوعی شرافت، عظمت، علو و بزرگی حس می کند. فطرت انسان با شامه ای مخصوص همانگونه که خدا را می شناسد، رضای خدا را می شناسد، بالفطره در راه رضای خدا گام برمی دارد و اخلاق الهی را پیشه خود می سازد. بنابراین افعال اخلاقی از مقوله عبادت و پرستش است ولو آگاهانه و از روی شعور آگاه نبوده باشد.

خبر داری که سیاحان افلاک‎
چرا گردند گرد مرکز خاک

چه می خواهند از این منزل بریدن‎
که می جویند از این مهمل کشیدن

در این محرابگه، معبودشان کیست‎
از این آمد، شدن، مقصودشان چیست

همه هستند سرگردان چو پرگار‎
پدیدآرنده خود را طلبکار


 


صادق زیباکلام:

سخنی به گزاف نرفته اگر گفته شود همانطور ک حزب توده به عنوان واردکننده مارکسیسم بانی و معمار فضای گفتمان سیاسی مدرن در ایران است، از نظر شیوه و نحوه پاسخگویی سیاسی به مخالفان و منتقدان هم مارکسیست‌ها همان نقش را برعهده دارد. حزب توده در دهه ۱۳۲۰ نه‌تنها یک امکان جدید در اندیشه و نگاه سیاسی و تاریخی در ایران به وجود آورد (نگاهی که همچنان مبنا و اساس نگرش اصولگرایان به عرصه بین‌المللی را تشکیل می‌دهد)، بلکه در عرصه پاسخگویی و مقابله با مخالفان سیاسی هم یک تحول جدید و یک راه و روش و دنیای جدید به وجود آورد.

تا قبل از مارکسیسم، یا به هر حال مارکسیسم با روایت و قرائتی که حزب توده در ایران از آن به وجود آورد، پاسخ و جواب دادن به مخالفان و منتقدان سیاسی، خلاصه می‌شد در پرداختن به موضوعات و مطالب مطرح شده. فی‌المثل اگر صاحبنظری معتقد بود حکومت بر اساس تفکر مشروطه، اندیشه و نظری درست نیست، و یک مشروطه‌خواه می‌خواست به وی پاسخ دهد، به تعبیر امروزه دیالوگ شان عمدتاً محدود می‌شد به موضوع حکومت و جایگاه آن از نظر مشروطه‌خواهان و مسائلی از این دست. یا اگر یک فعال سیاسی عمل و اندیشه سیاسی رقیبش را می‌خواست مورد مخالفت یا انتقاد قرار دهد به عملکرد وی و ویژگیهای اندیشه اش می‌پرداخت. به بیان دیگر، محل نزاع کنش و اندیشه سیاسی مخالف، منتقد، معترض یا رقیب بود. اما حزب توده این قاعده کلی را برهم زد. مارکسیست‌ها سنت و روش جدیدی ابداع کردند.

در شیوه‌ای که آن‌ها پایه‌گذاری کردند، به جای پرداختن و محاجه با اندیشه، صاحب اندیشه بود که هدف قرار می‌گرفت. اگر کسی با حزب توده، با مارکسیسم، با اتحاد شوروی و در یک کلام با آرا و اندیشه‌های چپ به مخالفت می‌پرداخت یا انتقادی می‌کرد، مارکسیست‌ها به جای پرداختن به انتقاد و دیدگاه‌های فرد معترض، منتقد یا مخالف، به خود وی می‌پرداختند. بدون اینکه اشارهای به مطالب و موضوعات فکری و نظری داشته باشند، یکراست می‌رفتند به سروقت گوینده یا نویسنده و به زعم خودشان نشان می‌دادند گوینده فردی “وابسته”، “مرتجع”، “خائن”، “مزدور”، “عامل بیگانه”، “پادوی سفارت انگلستان”، “حقوق‌بگیر شرکت نفت”، “مامور سازمان سیا”، “فراماسون”، “امریکایی” و “غربزده” است.

به جای پاسخ به انتقادات و دلایل مخالفت فرد معترض، توده‌ای‌ها به خود فرد می‌پرداختند و سعی می‌کردند با بی‌اعتبار کردن شخصیت وی، تکلیف حرف‌هایش را هم روشن کنند. کمترین و محترمانه‌ترین واکنش و پاسخ حزب توده به مخالفش، آن هم مخالفتی که تا حدودی برای وی احترام قائل بود، آن بود که وی تحت تاثیر تبلیغات امپریالیست‌ها، استعمارگران، مرتجعان و دشمنان زحمتکشان و رنجبران قرار گرفته. به بیان دیگر، او حقوق‌بگیر سفارت انگلستان یا “عامل سازمان سیا و پادوی سفارت امریکا” نیست اما در عین حال تحت‌تاثیر القائات و تبلیغات دشمن یا غربی‌ها و مدافعان سرمایه‌داری قرار گرفته است.

بالطبع کسی هم که تحت تاثیر القائات و تبلیغات سرمایه‌داری و رسانه‌های غربی قرار گرفته بود، تکلیف حرف‌ها و مطالبش روشن بود. اینکه آن مطالب جدی گرفته شوند و رهبران حزب توده به آن‌ها پاسخ دهند، ارزشی نداشت. مارکسیست‌ها خود را مقید به پاسخ دادن، بحث کردن و محاجه با مزدوران و وابستگان امریکا و انگلستان نمی‌دانستند. فقط کافی بود ماهیت مخالفان و منتقدان را برای مردم، طرفدارانشان، اقشار و لایه‌های مترقی، میهن‌پرستان و خلاصه مردم شریف و آزاده ایران و در راس آنان زحمتکشان و طبقه کارگر، نجیب و شجاع کشور برملا کنند.

مارکسیست‌ها در ایجاد این فرهنگ کم و بیش موفق می‌شوند و آن را عملا در پایان دهه ۱۳۲۰ در کشور برقرار کرده بودند. حزب توده و مارکسیست‌ها سمبل شجاعت اخلاقی، درستی، پاکی، فداکاری، میهن‌پرستی، عدالت‌طلبی و همه صفات اخلاقی و آرمانی بشریت بودند و در مقابل مخالفان آنان مرتجع، وابسته، عوامل استکبار جهانی، مزدوران قدرتهای بیگانه، غربزده، وطن‌فروش، نوکر استعمار، حقوق‌بگیر سفارت انگلستان، انگلوفیل (و بعد‌ها عوامل امریکا و امریکایی)، ترسو، بیگانه‌پرست، طرفداران اشراف و مالکین و همه صفات منفی و رذیلانه بشری بوده. توده‌ای بودن و مارکسیست بودن افتخار بود، چون توده‌ای‌ها مدافع منافع کارگران، توده‌های زحمتکش و خلقهای ستمدیده، روشنفکر، مترقی، تحصیلکرده و انقلابی بودند و در مقابل مخالفان آنان در خدمت ارتجاع، فاشیسم، بورژوازی و امپریالیسم امریکا بودند.

حزب توده از اواخر دهه ۱۳۲۰ و ظهور مرحوم دکتر مصدق، جبهه ملی و نهضت ملی شدن بخشی از آن جذابیت و تلالو فوق‌العاده‌اش را از دست داد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲مارکسیست‌ها بیشترین تلفات را دادند. رژیم کودتا ده‌ها تن از رهبران حزب توده و سازمان نظامی حزب را اعدام و به حبسهای طویل‌المدت محکوم کرد. بسیاری از رهبران حزب توده مجبور به فرار از کشور و پناه بردن به اتحاد شوروی، آلمان شرقی و آذربایجان (شوروی) شدند. اما نکته اینجا بود که گفتمان یا درست‌تر گفته باشیم شیوه و رویکردی که حزب توده در بیش از یک دهه عمر خود در پارادایم سیاسی کشور ایجاد کرده بود نه‌تنها باقی ماند که به مرور زمان رشد و گسترش بیشتری هم یافت.

همان تقسیم‌بندی که مارکسیست‌ها میان خودشان و مخالفانشان کرده بودند عیناً میان مخالفان رژیم شاه با آن رژیم برقرار شد. به این معنا که مخالفان رژیم شاه (ابتدا ملیون و طرفداران دکتر مصدق در سالهای نخست بعد از کودتا، و سپس نهضت آزادی و سایر مخالفان اسلام‌گرای رژیم شاه) خود را کامل، آزاده، فداکار، مستقل، میهن‌پرست، شجاع، مترقی، مبارز و در مقابل رژیم شاه را نوکر، مزدور، سرسپرده به اجانب، نوکر انگلستان، غلام امریکا، وطن‌فروش، بی‌دین، خائن، مرتجع، رو به زوال و ظالم می‌دانستند. هر فکر و اندیشه‌ای که مخالفان رژیم شاه (اعم از ملی‌گرا یا اسلام‌گرا یا مارکسیست‌ها) داشتند مثبت و در جهت ترقی، عمران، آبادانی و پیشرفت مملکت بود و متقابلا هر اقدام و حرکت رژیم شاه در جهت وابستگی بیشتر، خدمت به اربابان امریکایی و اروپایی‌اش و استکبار بود.

اما نکته مهمی که بیشتر مورد نظر ماست‌‌ همان رویکردی است که مارکسیست‌ها در قالب حزب توده نسبت به مخالفان و منتقدانشان در پیش گرفتند. آن رویکرد که به جای پرداختن به انتقاد و دلیل مخالفت، به خود منتقد و مخالف می‌پرداخت تا نشان دهد او از اساس بی‌اعتبار و فاسد است، بعد‌ها همچون ارث و میراثی گرانبها به سایر گروه‌های مبارز و ترقی‌خواه رسید. مارکسیستهای بعد از حزب توده به کنار (چریکهای فدایی خلق و جریانات مشابهی که در دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ تا دوران انقالب ظهور کردند)، این شیوه به طور کامل و بی‌کم وکاست به جریانات اسلام‌گرای رادیکال مخالف رژیم شاه هم انتقال یافت. از جمله این خلق و خو را به بهترین و کامل‌ترین وجه در سازمان مجاهدین خلق می‌توان مشاهده کرد. دقیقاً عین مارکسیستهای حزب توده، مجاهدین هم به جای پاسخ دادن و بررسی موضوع انتقاد و مخالفت یک‌راست به سروقت خود منتقد و مخالف رفته و او را متهم می‌کردند به “مرتجع بودن”، “وابستگی”، “داشتن روحیات خرده‌بورژوازی”، “سازشکاری”، “فرصت‌طلبی” (یا در اصطلاح مجاهدین اپورتونیسم)، “خستگی و بریدن از مبارزه”، “عافیت‌طلبی” و در موارد جدی‌تر به “همکاری و ارتباط با امریکایی‌ها”.

این میراث از مجاهدین به گروههای رادیکال و چپ اسلامی که در دهه ۱۳۶۰ قدرت را در دست داشتند، رسید و از آن‌ها هم نهایتاً به اصولگرایان. به‌‌ همان سهولت، سادگی و شگفتی که مارکسیستهای دهه ۱۳۲۰ مخالفان و منتقدان خود را مزدور، وابسته، عامل سفارت انگلیس و… خطاب می‌کردند، اصولگرایان بالاخص جریانات تندرو‌تر و به اصطلاح انقلابی‌تر آنان هم ۶۰ سال بعد از حزب توده، مخالفان و منتقدان خود را به‌‌ همان سهولت و سادگی متصل امریکا، صهیونیسم، جورج سوروس و انگلستان می‌کنند.

ممکن است برخی از مخاطبان ملول و دلسرد شوند که پس چه امیدی به پیشرفت، ترقی و توسعه سیاسی در ایران می‌توان داشت وقتی‌‌ همان گفتمان و شیوه‌های سیاسی ۶۰ سال پیش در ایران امروز رایج است؟

در پاسخ باید گفت اتفافاً امید زیادی باید داشت چرا که تغییرات و تحوالت مهمی ظرف این نیم قرن در پارادایم سیاسی ایران معاصر رخ داده است. از جمله و مهم‌ترین آن این است که در گذشته‌ها، در دوران حزب توده، یا حتی در دهه ۱۳۵۰ و دوران انقلاب که دوران شکوه و عظمت مجاهدین بود، یا حتی در دهه ۱۳۶۰ که چپ اسلامی جلودار و سرمشق و الگو بود، بالطبع آنان شاخصه انقلابی بودن، پیشرو و مترقی بودن بودند. بنابراین دیگران مجبور بودند در برابر مخالفت‌ها و موضع‌گیری‌های آنان از خود دفاع و ثابت کنند که “لیبرال” نیستند، “وابسته” نیستند، “امریکایی” نیستند، “مرعوب غرب نشده‌اند”، “مدافع سرمایه‌داری و مرفهین بی‌درد و بی‌دردهای مرفه نیستند” و سایر اتهاماتی که حزب توده در دهه‌های ۱۳۲۰ – ۱۳۳۰، مجاهدین در دهه‌های ۱۳۴۰ – ۱۳۵۰ و چپ اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در دهه ۱۳۶۰ به مخالفانشان وارد می‌کردند، به آن‌ها وارد نیست اما آن ارث و میراث که از دهه ۱۳۸۰ به اصولگرایان رسید، از بخت بد آنان مصادف با زمانی شد که خیلی از معیار‌ها تغییر کرده بود.

روزگاری بود که حزب توده ستاره و الگو بود بنابراین به هر که داغ وابستگی و مزدوری را می‌زد، فرد داغ‌شده بود که باید ثابت می‌کرد وابسته نیست، امریکایی نیست، انگلیسی نیست و از شرکت نفت انگلیس حقوق نمی‌گیرد. روزگاری بود که مجاهدین مظهر اسلامی‌گری بودند بنابراین به هر که می‌گفتند “مرتجع” و “خرده‌بورژوا” باید از خود به دفاع برمیخاست. زمانی بود که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با متوسط سن بیست و اندی سال شخصیتی مثل مرحوم مهندس بازرگان را که نزدیک به ۷۰ سال داشت و به اندازه وزن آنان مبارزه کرده بود، زندان رفته بود، قرآن و تاریخ مطالعه کرده و کتاب نوشته بود مثل آب خوردن متهم به امریکایی بودن می‌کردند و ملت هم به پیروی از آنان “مرگ بر لیبرال” و “مرگ بر امریکا” می‌گفتند. اما در دهه‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ دیگر اینگونه نیست. در حالی که اصولگرایان همچون مارکسیست‌ها، مجاهدین یا دفتر تحکیم وحدت دهه ۱۳۶۰ مخالفان، معترضان و منتقدان خود را به امریکا، انگلیس، صهیونیسم، وابستگی، مزدوری و غیره نسبت می‌دهند، مخالفان دیگر مجبور نیستند ثابت کنند آن اتهامات به آنان وارد نیست. مجبور نیستند ثابت کنند مزدور، عامل بیگانه، نوکر امریکا و غالم سفارت انگلستان نیستند.

فی‌الواقع تحول مهمی که از ۱۳۲۰ تا ۱۳۹۰ به وقوع پیوسته آن است که اساساً نه طرفدار غرب و امریکا بودن ننگ و عار است و متهم باید در قبال این اتهامات از خود به دفاع برخیزد و نه مهم‌تر از آن ضدامریکایی بودن، ضدغربی بودن، ضدانگلیسی بودن مثل دوران حزب توده، مجاهدین یا دانشجویان خط امام و دفتر تحکیم وحدت طیفی دیگر در سطح جامعه از پرستیژ، اعتبار و افتخار برخوردار است. برعکس ارزشهایی که مارکسیست‌ها، مجاهدین و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و اعضای دفتر تحکیم وحدت سعی کردند آن‌ها را زیر پا گذاشته و له کنند همچون آزادی، آزادی بیان، آزادی اندیشه و دموکراسی است که هر روز بیش از پیش از اعتبار بیشتری در جامعه ایران برخوردار می‌شد.

منبع: روزنامه روزگار


 


رئیس سازمان زندان های کشور حاضر به ارائه آمار زندانیان کشور نشد و وجود شکنجه در زندان‌های ایران را نیز به شدت انکار کرد، اما به وجود سلول انفرادی که در زندان‌های ایران اقرار کرد.

غلامحسین اسماعیلی که با خبرگزاری مهر گفت‌و‌گو می‌کرد، «ایران را از معدود کشورهایی دانست که هر ساله آمار زندانیان خود را به‌روز می‌کند» و در «ارائه آن صداقت کامل دارد» اما در عین حال حاضر نشد آماری از تعداد زندانیان کشور بدهد.

رئیس سازمان زندان‌ها در این گفت‌و‌گو، به گروههای انفورماتیک در کشورهایی که آمار زندانیان در آنها ثابت است، اعتراض کرده و گفته است: “چرا آمار زندانیان کشورهای جهان به طور میانگین ثابت مانده و آمار ایران روز به روز در حال تغییر است؟”

اسماعیلی همچنین در این مصاحبه، وجود شکنجه در زندان‌های ایران را تکذیب کرده و آن را دروغ شاخدار نامیده است و در عین حال در همین مصاحبه، به وجود «زندان انفرادی » در زندان‌های ایران اقرار کرده است. این در حالی است که بسیاری از مراجع تقلید و حقوقدانان، زندان انفرادی را مصداق شکنجه می دانند.

رئیس سازمان زندان ها همچنین در پاسخ سوالی در خصوص اعتصاب غذای زندانیان گفته است اعتصاب غذا یک امر تبلیغی است و «ما در درون زندان اعتصاب غذا به آن صورت که رسانه‌های بیگانه می گویند نداریم.»

اما هنگامی که خبرنگار مهر از او پرسیده است: «برخورد با اعتصاب کنندگان غذا در زندانها چگونه است؟» استفاده از روش‌های گوناگون برای شکستن اعتصاب غذا را توضیح داده است و یکی از موفقیت‌آمیزترین آنها را «استفاده از خانواده زندانی» ذکر کرده و گفته است: «هیچ‌گاه غذا را به زور به زندانی نمی‌دهیم ولی اگر زندانی معتصب به مرحله درمانی رسید، به سرعت رسیدگی می‌کنیم.»

البته رئیس سازمان زندان ها در این مصاحبه از ارائه‌ی هرگونه توضیحی در خصوص شهادت هدی صابر بر اثر اعتصاب غذا در اوین سکوت کرده است.

وی همچنین در پاسخ به سؤالی درباره‌ی «زندان‌های مخفی» گفت که «هیچ‌گونه زندان و بازداشتگاه اعلام‌نشده‌ای در ایران که تحت پوشش سازمان زندان‌ها باشد وجود ندارد» و بدین ترتیب از توضیح درباره بازداشتگاههای مخفی متعددی که پس از انتخابات ۸۸ نام آنها فاش شد و طبعا ممکن نیست تحت پوشش سازمان زندان‌ها باشند، سر باز زد.


 


نتایج یک نظرسنجی حکومتی که در سایت آینده منتشر شده، نشان می‌دهد که بیش از نیمی از مردم با آزاد شدن ماهواره موافق‌اند و تنها ۳۵ درصد از پاسخگویان این نظرسنجی به دیدن برنامه‌های ماهواره‌ای علاقه ندارند.

این سایت گزارش داد که چندی پیش یکی از مراکز مهم نظرسنجى کشور، نظرسنجی مبسوطی درباره «برنامه ‏هاى شبکه‏ هاى ماهواره ‏اى» در ۳۱ شهر مرکز استان کرده که نتایج نگران کننده آن باعث شده تا برخی مسوولان کشور و به ویژه صداوسیما تا اندازه ای به تکاپو بیفتند.

۴۲ درصد پاسخگویان اظهار کرده اند بیننده برنامه ‏هاى ماهواره هستند و در هر شبانه روز به‏ طور متوسط حدود ۳ ساعت برنامه‏ هاى ماهواره را تماشا مى کنند. در عین حال ۵۸ درصد دیگر اصلاً شبکه ‏هاى ماهواره ‏اى را تماشا نمى‏ کنند. همچنین ۵۲ درصد پاسخگویان در این نظرسنجی در حد زیاد و خیلى زیاد و ۴۰ درصد در حد کم و خیلى کم برنامه ‏هاى تلویزیون داخلى را تماشا مى‏ کنند.

از نظر پاسخگویان، مهم‏ترین انگیزه کسانى که شبکه‏ هاى ماهواره ‏اى را تماشا مى کنند به ترتیب عبارتند از: تنوع، جذاب‏ بودن فیلم ‏ها، شاد و سرگرم‏ کننده بودن و سرعت پوشش اخبار. ۳۳ درصد در حد زیاد و خیلى زیاد و ۳۲ درصد در حد کم و خیلى کم به تماشاى برنامه‏ هاى ماهواره ابراز علاقه کرده ‏اند. ۳۵ درصد نیز اصلاً علاقه ‏اى به تماشاى این شبکه‏ ها ندارند.

مهم‏ ترین قالب ‏هاى مورد علاقه بینندگان ماهواره به ترتیب عبارتند از: فیلم و سریال، شوى تلویزیونى، مسابقات و سرگرمى، برنامه‏ هاى ورزشى، خبر و تحلیل سیاسى، موسیقى و هنر و برنامه ‏هاى علمى.

از میان بینندگان شبکه ‏هاى ماهواره ‏اى، ۴۰ درصد گفته‏ اند در مقایسه با سال گذشته همانند قبل به تماشاى ماهواره مى ‏پردازند. در حالى که ۲۸ درصد بیشتر از قبل و ۲۷ درصد کمتر از قبل ماهواره تماشا مى ‏کنند. این امر نشان می دهد که مشتریان این رسانه از حالت هیجانی و مقطعی نوعی ثبات را تجربه می کند.

مهم‏ترین دلایل کسانى که بیننده شبکه‏ هاى ماهواره ‏اى نیستند، عبارتند از: نداشتن ماهواره، نداشتن علاقه، آثار سوء و بدآموزى، عدم انطباق با فرهنگ ایرانى و نداشتن وقت. از نظر پاسخگویان، مهم‏ترین آسیب‏ هاى ماهواره براى جوانان عبارتند از: بدآموزى، تضعیف اعتقادات دینى، انحرافهاى فکرى، و جذب جوانان به فرهنگ غربى. در عین حال ۱۱ درصد اظهار داشته ‏اند برنامه‏ هاى ماهواره براى جوانان ضررى ندارد.

در خصوص اثرات مثبت و منفى برنامه ‏هاى ماهواره، پاسخگویان با گزینه‏ هاى زیر موافق و کاملاً موافق هستند: گرایش جوانان به فرهنگ غربى را زیاد مى‏ کند، گرایش به بى ‏بند و بارى را در مردم زیاد مى ‏کند، پایبندى مردم به دین را تضعیف مى ‏کند، عامل بروز ناآرامى و اغتشاش در کشور است، روحیه مردم را شاد مى‏ کند و اخبار واقعى از ایران را در اختیار مردم مى‏ گذارد.

در مجموع ۵۱ درصد پاسخگویان با آزاد شدن ماهواره موافق و ۴۹ درصد مخالف هستند.

آینده همچنین نوشت: کارشناسان معتقدند یکی از عوامل مهم که حتی در میان خانواده های مذهبی قبح استفاده از ماهواره را از میان برده، رویکرد غیرحرفه ای و یکسویه صداوسیما در حوادث بعد از انتخابات بوده که باعث شده مخاطبان این رسانه برای دسترسی به اخبار به کانالهای ماهواره ای خبری رجوع کنند. با این حال، بعد از آرامتر شدن فضا و گسترش ورود ماهواره به منازل ایرانیان، موضوع به شبکه هایی با محتوای فرهنگی غیردینی تغییر یافته است.


 


جمعی از روزنامه نگار زندانی در زندان های اوین و رجایی شهر به مناسبت فرا رسیدن ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، بیانیه ای را خطاب به ملت ایران صادر کردند. این روزنامه نگاران که تنها به دلیل نوشتن و گزارش کردن واقعیت های حاکم بر جامعه ایران هم اکنون در بندند، در ابتدای این بیانیه با تحلیل شرایط و وضع فعالان رسانه ای زندانی و همچنین جو حاکم بر مطبوعات تاکید کرده اند: «هم اکنون بیش از ۴۰ نفر از روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای کشور در زندان به سر می برند. تعدادی از آنها با احکام غیر قانونی برای همیشه و یا برای چندین ده سال از ادامه کار بازمانده اند و برخی نیز با نا امن بودن فضای کار حرفه ای زندگی در غربت و تبعید خود خواسته را به رغم میل خویش در پیش گرفتند. در دو سال گذشته دادگاه های جمهوری اسلامی دست کم ۴۰ سال حکم زندان برای روزنامه نگاران و فعالان عرصه رسانه ها صادر کرده است »

این روزنامه نگاران زندانی همچنین در ادامه بیانیه خود با اشاره به تعطیلی دو روزنامه کلمه سبز” و” اعتما د ملی” که آنها این دو روزنامه را به عنوان دو روزنامه شاخص جنبش سبز ایران عنوان کرده اند نوشته اند: «تعطیلی دو روزنامه اعتماد ملی و کلمه سبز به عنوان دو روزنامه شاخص جنبش سبز ایران و دستگیری و در حصر خانگی قرار دادن مدیران مسوول و سیاستگذاران این دو روزنامه که از رهبران جنبش نیز هستند، اوج فشارهایی بوده که بر فضای جامعه ایران سنگینی کرده و آن را به سوی یک استبداد همه جانبه سوق داده است.»

آنها در ادامه بار دیگر نسبت به وضعیت سلامت رهبران جنبش سبز و همسران شان ابراز نگرانی کرده و به مسوولان جمهوری اسلامی حفاظت از جان آنان و دیگر فعالان جتماعی و سیاسی را هشدار داده اند.

متن کامل این بیانیه که در اختیار سایت کلمه قرار گرفته را می خوانید:

در ۱۰۵ سال گذشته ملت ایران چندین گام و خیز بلند تاریخی برای قانون گرایی، آزادی خواهی و دمکراسی طلبی برداشته است، اما دو سال اخیر را می توان نقطه عطفی در این مبارزات تاریخی دانست ، دو سالی که با انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ و تولد جنبش سبز آغاز و سر فصلی شد برای تعیین روند جدید کوشش های مسالمت جویانه و عاری از خشونت مردم ایران برای دستیابی به رویای دیرین آزادی و قانون گرایی.

در دو انقلاب و چهار جنبش اصلاحی صورت گرفته در این ۱۰۵ سال، روزنامه نگاران ایران یکی از گروه های پیشرو و خط شکن مبارزه با استبداد، جهل، فساد و زیاده خواهی های حکومتها و صاحبان قدرت بوده اند. طی دو سالی که از آغاز جنبش سبز می گذرد و همچنانکه انتظار می رفت، روزنامه نگاران ایران از یک آزمون سخت دیگر نیز سر بلند بیرون آمدند.

هم اکنون بیش از ۴۰ نفر از روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای کشور در زندان به سر می برند. تعدادی از آنها با احکام غیر قانونی برای همیشه و یا برای چندین ده سال از ادامه کار بازمانده اند و برخی نیز با نا امن بودن فضای کار حرفه ای زندگی در غربت و تبعید خود خواسته را به رغم میل خویش در پیش گرفتند.

در دو سال گذشته دادگاه های جمهوری اسلامی دست کم ۴۰ سال حکم زندان برای روزنامه نگاران و فعالان عرصه رسانه ها صادر کرده است. تعدادی دیگر نیز در انتظار صدور حکم برای خود هستند.

انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بدون برگزاری هیچ دادگاهی تعطیل شده است و طی این مدت چند تن از اعضای هیات مدیره آن نیز زندانی شده اند.

روزنامه ها، هفته نامه ها و سایتها و وبلاگ های بسیاری توقیف، تعطیل و فیلتر شده اند.

نشریات غیر فارسی زبان در مناطقی چون آذربایجان و کردستان وضعیت شان به جایی رسیده که تقریبا دیگر اثری از آنها دیده نمی شود و تقریبا همه ی این نشریات با اعمال فشار به محاق رفته اند .اقدامی که صریحا بر خلاف اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی است .

احضار، تهدید و بازداشت روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای کشور در طول این دو سال هرگز متوقف نشده و همچنان هم ادامه دارد.

با تعطیلی روزنامه ها و مراکز اطلاع رسانی و تعطیلی دفاتر خبرگزاری های خارجی و اخراج خبرنگاران و روزنامه نگارانی که قادرند واقعیت های موجود ایران را در داخل و خارج از کشور منعکس کنند ،عملا جریان آزاد اطلاعات و حق دسترسی شهروندان به اطلاعات مسدود شده است.

تعطیلی دو روزنامه اعتماد ملی و کلمه سبز به عنوان دو روزنامه شاخص جنبش سبز ایران و دستگیری و در حصر خانگی قرار دادن مدیران مسوول و سیاستگذاران این دو روزنامه که از رهبران جنبش نیز هستند ، اوج فشارهایی بوده که بر فضای جامعه ایران سنگینی کرده و آن را به سوی یک استبداد همه جانبه سوق داده است.

این دو رهبر جنبش سبز و همسران گرامی شان در ۱۷۵ روز گذشته در حصر خانگی قرار دارند، زندانی که به مراتب بدتر از زندانی است که ما روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای امضا کننده این بیانیه در آن قرار داریم . اخبار رسیده حاکی از شرلیط بد جسمانی آنهاست .شرایطی که برخی پزشکان و دیگر آزادی خواهان کشور را بر آن داشته که نسبت به سلامت آنها به مقامات جمهوری اسلامی هشدار دهند.

ما روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای امضا کننده این بیانیه با گرامی داشت روز خبرنگار و تبریک آن به اهالی رسانه اعتراض خود را نسبت به در حصر قرار دادن آقایان موسوی ،مهدی کروبی و خانمها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی اعلام و از نحوه نگهداری آنها در حصر که بی شباهت به زندان بدون برگزاری هیچ دادگاه صالحه ای نیست ابراز تاسف کرده و خواهان آزادی آنها هستیم . بدیهی است جمهوری اسلامی ایران مسوول مستقیم جان رهبران جنبش سبز و تمامی زندانیان سیاسی و مطبوعاتی کشور و معترضان اجتماعی و سیاسی است.

امضا کنندگان بیانیه:

۱-سید علیرضا بهشتی شیرازی

۲-علی ملیحی

۳-سیامک قادری

۴-علیرضا رجایی

۵- بهمن احمدی امویی

۶-مسعود باستانی

۷- مسعود لواسانی

۸- نادر کریمی جونی

۹- سعید متین پور

۱۰-محمد صدیق کبود وند

۱۱-محمد داوری

۱۲-سام محمودی سرابی

۱۳-کیوان صمیمی

۱۴-عیسی سحرخیز


 


خبرآنلاین از احتمال جیره‌بندی آب در تهران خبر داد و نوشت:

در حال حاضر به دلیل افزایش دما طی روزهای گذشته مصرف آب تهرانی ها از مرز هشدار گذشته و این احتمال قوت گرفته است که در صورت ادامه روند فعلی جیره بندی آب اعمال شود.

این در حالی است که براساس گزارش روابط‌ عمومی آبفای استان تهران در روز گذشته مصرف آب به رقمی بیش از ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار متر مکعب رسید که با توجه به ظرفیت تصفیه، ذخیره و شبکه آبرسانی پایتخت، در صورت ادامه روند فعلی مصرف توسط شهر‌وندان تهرانی با مصرف بیش از توان آبرسانی این شرکت مواجه خواهیم شد.

بر این اساس گزارش مصرف آب شرب شهروندان تهرانی به میزان ۱۰ درصد نسبت به مشابه سال قبل از افزایش داشته است، و در صورتی که مصرف شهروندان در روزهای آتی به همین نحو ادامه داشته باشد به طور قطع شهروندان تهرانی با مشکل قطع آب و کممود آن مواجه خواهند شد.

شرکت آب و فاضلاب استان تهران از کلیه شهروندان تقاضا کرده است در مصرف آب صرفه جویی کنند.


 


محمدعلی کشاورز در بخش آی سی یوی بیمارستان آتیه بستری شده است.

به گزارش ایلنا، یکی از مسولان بخش آی سی یوی بیمارستان آتیه با اعلام این مطلب افزود: محمدعلی کشاورز به دلیل شکستگی پا در بخش آی سی یوی بیمارستان آتیه بستری شده است و حال عمومی وی نه خوب و نه بد بلکه نامشخص است.

کشاورز روز پنجشنبه ۱۳ مرداد به دلیل بیماری قلبی در بیمارستان آتیه بستری شد و روز جمعه با رضایت خود از بیمارستان مرخص شده و به منزل می‌رود اما روز شنبه عصر به دنبال زمین خوردگی و شکستگی پا ابتدا در بخش سی سی یو و سپس در بخش آی سی یوی بیمارستان آتیه بستری می‌شود. ‌

همچنین ایرج راد(مدیرعامل خانه تئاتر) در گفتگو با ایلنا با اشاره به پیگیری حال کشاورز از سوی همکاران وی در حوزه‌ی تئاتر افزود: جمعه شب متوجه شدیم که کشاورز عصر همان روز زمین خورده و در بیمارستان آتیه بستری شده است. از آنجا که وی تنها زندگی می‌کند؛ لذا پیگیری و خبرگیری از وی مشکل است اما ما همچنان پیگیر حال وی هستیم.


 


اعتصاب صنف قماش و پارچه‌فروشان در بازار تهران امروز در حالی وارد دومین هفته شد که مطبوعات و خبرگزاری‌ها در این باره آشکارا سکوت کرده‌اند.

به گزارش خبرنگار کلمه، کسبه و بازاریان صنف قماش و پارچه در بازار تهران که از دوشنبه هفته گذشته – دهم مردادماه – در اعتراض به شیوه‌ی اجرای مالیات بر ارزش افزوده دست به اعتصاب زده بودند، همچنان مغازه‌های خود را بسته نگه داشته‌اند.

بخش‌های مختلف صنف پارچه از جمله تولیدکنندگان و فروشندگان پارچه‌های پرده‌ای، لباس‌کار، روپوش مدارس و مانتو، پارچه‌های ملحفه‌ای، جین، فاستونی، چادری، آستری و پارچه‌های خارجی که در پاساژها و سراهای مختلفی در بازار فعالیت دارند، در این اعتصاب مشارکت کرده‌اند.

خبرنگار کلمه همچنین گزارش می‌دهد که با بسته شدن مغازه‌های طاقه‌فروشی، اعتصاب گسترده‌تر از قبل شده و پیش‌بینی می‌شود که در صورت حل نشدن موضوع در چند روز آینده، دامنه‌ی اعتصاب به شهرستان‌های بزرگ کشور نیز گسترش یابد.

این اعتصاب در واکنش به ابلاغ دستور اداره مالیات برای ثبت نام کسبه فعال در این صنف جهت پرداخت ۴ درصد مالیات بر ارزش افزوده صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش، امروز وقتی رئیس اتحادیه در جمع بازاریان معترض حاضر شد تا آنها را به شکستن اعتصاب خود راضی کند، با فریادهای اعتراضی و هو کردن آنها روبه‌رو شد و در نتیجه مسئولان اتحادیه بدون هیچ نتیجه‌ای بازار را ترک کردند.

اعتصاب صنف پارچه و قماش اما در هفته‌ی گذشته انعکاسی در رسانه‌ها نداشت؛ جز یک گزارش کوتاه از روزنامه آسیا که روز شنبه در مطلب با عنوان «پارچه فروشان کرکره‌ها را پایین کشیدند» نوشت: «هنوز خاطره تعطیلی راسته طلافروشان در اعتراض به دریافت مالیات بر ارزش افزوده از ذهن بازار تهران پاک نشده است که پارچه فروشان با اقتدا به همان روش همسایگان راسته خود را به تعطیلی کشاندند و قفل های فولادین بر کرکره های خود زدند تا شاید با توسل به شیوه های اعتراضی، سازمان امور مالیاتی را قانع کنند تا از دریافت ۴ درصد مالیات بر ارزش افزوده پارچه فروشان صرف نظر کند، غافل از اینکه سازمان امور مالیاتی با مدیریت عسکری همانگونه که طلافروشان را مجبور به عق بنشینی از موضع خود کرد، پارچه فروشان را نیز وادار به تسلیم می کند.»

روزنامه آسیا پیش‌بینی کرد که پارچه‌فروشان نیز همانند طلافروشان وادار به عقب‌نشینی شوند، حال آنکه فعالان صنف پارچه در بازار تهران در توجیه علت مخالفت خود با شکل اخذ این مالیات، می‌گویند مالیات بر ارزش افزوده باید از اصنافی گرفته شود که به صورت نقدی جنس می‌فروشند و بنکداران و پارچه‌فروشان بازار تهران در شرایطی که به صورت مدت‌دار و به وسیله‌ی چک با مشتریان خود کار می‌کنند، باید از این مالیات معاف گردند.

بر اساس این گزارش، در بازار پارچه‌فروشان معاملات غالبا با چک‌های مدت‌دار ۴ تا ۹ ماهه‌ی مشتریان انجام می‌شود و در نهایت هم، با توجه به مشکلات اقتصادی موجود، به طور قطعی و صددرصدی مشخص نیست که چه مقدار از این چک‌های دریافتی در تاریخ سررسید پاس می‌شوند.

اعضای این صنف می‌گویند در شرایطی که هیچ تضمینی برای پاس شدن چک‌ها وجود ندارد، چگونه اداره مالیات می‌خواهد از درآمدی که مشخص نیست بعد از به طور متوسط شش ماه وصول شود یا نه، مالیات اخذ کند.

این در حالی است که اداره مالیات در اقدامی جداگانه، مالیات بر درآمد حاصل از فروش را نیز از بازاریان می‌گیرد و گرفتن مالیات بر ارزش افزوده به صورت جداگانه، فقط باعث تورم مضاعف و افزایش قیمت‌های تمام شده خواهد شد.

روزنامه آسیا به نقل از ارسلان فتحی پور، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس هم نوشت: تاکنون هیچ نامه و اعتراضی از سوی پارچه فروشان به کمیسیون اقتصادی مجلس نرسیده است و اگر اعتراضی دارند ، دلایل تعطیلی بازار را عنوان کنند، تا راه حلی برای آن پیدا شود.

این در حالی است که به نوشته‌ی همین روزنامه، محمدرضا جعفریان، مشاور مالیاتی جامعه انجمن های اسلامی اصناف و بازار می‌گوید: رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس برای شنیدن و حل کردن مشکل اصناف پارچه اعلام آمادگی کرده، اما واقعیت این است که نامه ای از سوی اتحادیه بنکداران برای مجلس در بیان مشکلات این صنف ارائه شده و هنوز هیچ جوابی دریافت نشده است.


 


محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس و چهره شاخص اصولگرایان، از اصلاح طلبان خواهش کرد که در انتخابات شرکت کنند! وی در عین حال درباره مواضع انتخاباتی سید محمد خاتمی نیز جوابی مبهم داد و گفت: برخی اصول قانون اساسی ما به هیچ عنوان تجدید پذیر نیست و از این رو برخی از این شرط گذاشتن‌ها مانند شوخی است.

به گزارش ایلنا، باهنر پیش از ظهر امروز در یک نشست خبری، در خصوص حضور اصلاح طلبان در عرصه انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی گفت: قطعا اصلاح طلبانی که قانون اساسی را قبول داشته و معتقد به نظام جمهوری اسلامی ‌هستند، می‌توانند و باید هم در انتخابات شرکت کنند و اصلا ما از این اصلاح طلبان خواهش می‌کنیم که درانتخابات شرکت کنند.

وی همچنین اظهار داشت: اصلاح طلبان طیف وسیعی هستند که تفکرات مختلفی را شامل می‌شوند ، عده‌ای از آنها معتقدند باید انتخابات را تحریم کرد و عده‌ای می‌گویند ما به هر صورت ممکن در انتخابات شرکت می‌کنیم.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس اضافه کرد: پیشنهاد من به اصلاح طلبان این است که همانند اصولگرایان یک تعریف جامع از اصلاح طلبی خود ارایه کنند و این همان کاری است که اصولگرایان انجام داده اند.

باهنر در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا احتمال می‌دهید اعضای جبهه پایداری با وجود تمام رایزنی‌ها باز هم در انتخابات لیست جداگانه ارایه کنند، اظهارکرد: موسسین جبهه پایداری اعلام کرده‌اند قصد ارایه لیست جداگانه در انتخابات را ندارند، اما رایزنی‌ها ادامه دارد.

دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین تصریح کرد: متاسفانه یکی از مشکلات اصولگرایان تفکرات برخی از آنهاست که اصولگرایی را منحصر در خود می‌بیند و از این رو حرکت‌های تند و افراطی دارند.

نایب ریس مجلس شورای اسلامی‌، افزود: آنها احساس کردند که هنوز هم می‌توانند چانه زنی کنند حال آن که دوره چانه زنی گذشته است.

وی در خصوص برخورد تند برخی از اصولگرایان با برخی دیگر از اصولگرایان از جمله خود، گفت: در مجموعه اصولگرایان، نحله‌های فکری مختلفی وجود دارد که نمی‌توان آن را انکار کرد .

باهنر در همین راستا اضافه کرد: یک سوی اصولگرایان اعضای جبهه پایداری هستندکه معتقدند اصولگرایی هرچه ناب‌تر بهتر و البته این افراد تعریف خاص خود را از اصولگرایی دارند و خلوص افراد را نیز تنها از منظر خود و نگاه خود قبول دارند؛ از طرف دیگر کسانی نیز می‌خواهند اصولگرایی را به گونه‌ای تعریف کنند که تمام افراد سیاسی غیر ضد انقلاب در آن جای بگیرند که البته هر دوی این نگاه‌ها غلط است.

دبیرکل جامعه اسلامی‌مهندسین، با بیان اینکه مدتی دنبال این بودیم که اصولگرایی را در چارچوب خاصی تعریف کنیم، گفت: خوشبختانه جامعتین با منشور اصولگرایی فعالیت‌ها و نبایدهای اصولگرایی را تعریف کردند و ما نیز آن را پذیرفتیم .

وی خاطرنشان کرد: بعضی‌ها به اصطلاح شاخص اصولگرایی شان خیلی ریز است، که در نتیجه بسیاری از اصولگرایان در آن جای نخواهند گرفت که اگر این گونه باشد در حال حاضر در مجلس ۲۰ نفر هم اصولگرا نداریم، حال آن که فراکسیون اصولگرایان جمعیتی حدود ۲۰۰ نفر در خود دارد.

باهنر تصریح کرد: این دید بسیار تنگی است که به باهنر اجازه نمی‌دهد در درون دایره اصولگرایی قرار بگیرد و از این رو ما به افراد توصیه می‌کنیم که دیدشان را بازتر کرده و دید و تصورشان را محدود نکنند، چرا که هر قدر خود را محدودتر کنند به همان میزان در جامعه محدود خواهند شد نه اینکه قدرتمند شوند.

وی افزود: اصولگرا بودن اعضای جبهه پایداری قطعی است و البته آنها طرفدارانی هم دارند اما نکته مهم این است که از مواضع شان از افراط و تفریط دور کنند.

باهنر همچنین با اشاره به پیشنهادات علی مطهری مبنی بر اینکه برگزار کننده انتخابات صرفا دولت نباشد، گفت: در رابطه با مساله انتخابات سالم و بدون حاشیه معمولا همه طیف‌های درگیر در انتخابات توصیه‌هایی دارند که لازم است در وقت مناسب به آن‌ها پرداخته شود.

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس، افزود: البته این به معنای یک حرکت سازمان یافته برای نشان دادن ناسالم بودن انتخابات نیست، بلکه این موارد تذکراتی است که اجرا کننده انتخابات را ترغیب می‌کند که انتخاباتی با دقت بیشتر برگزار کند.

وی خاطرنشان کرد: برخی معتقدند چون دولت ممکن است در برخی از انتخابات، نتیجه انتخابات باشد، خوب است که مجری آن نباشد؛ براین اساس حتی اگر مجلس هم قانون انتخابات را تصویب نکند شاید اولی باشد.

باهنر گفت: حرف‌هایی آقای مطهری حرفهای تئوریک است که باید در مورد آن بحث و بررسی صورت گیرد، که قطعا در این دوره محقق نخواهد شد.

وی در خصوص فعالیت‌های گروه موسوم به انحرافی برای انتخابات آینده مجلس، ابراز داشت: این گروه مشخصه‌هایی دارد که اگر کاندیدایی مشکلاتی در این خصوص و به صورت آشکار داشته باشد، قطعا در تهیه صلاحیتش مورد بررسی قرار خواهد گرفت، اما اینکه نامزدهایی تحت عنوان انحرافی رد صلاحیت شوند تقریبا غیر ممکن است کما اینکه کسی تحت عنوان اصلاح طلبی رد صلاحیت نخواهد شد.

باهنر در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه هنوز حضور و یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مشخص نیست رقیب اصولگرایان در انتخابات پیش رو چه جریانی خواهد بود، اظهار کرد: اصلاح طلبان هیچ منعی برای شرکت در انتخابات ندارند، ولی مهم این است که اصلاح طلبی را به صورت دقیق تعریف کند، چرا که ممکن است کسی خود را اصلاح طلب بنامد و بگوید کل قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ عوض شود و از طرفی ممکن است کسی خود را اصلاح طلب بنامد و در امور مختلف جامعه را به سمت اصلاح امور پیش ببرد.

نایب رییس مجلس شورای اسلامی ‌با اشاره به برخی نظریه‌ها مبنی بر اینکه ممکن است در انتخابات پیش رو، اصولگرایان با چند لیست متفاوت در انتخابات به رقابت یکدیگر بپردازند، گفت: البته ممکن است لیست‌های زیادی تحت عنوان اصولگرایی ارایه شوند، اما تمام تلاش ما این است که تنها یک لیست سنگین و صاحب نفوذ اصولگرایی وجود داشته باشد.

وی در پاسخ به این سوال که نظر شما راجع به اینکه برخی معتقدند بعد از ورود جامعتین برای تشکیل کمیته وحدت اصولگرایان به نوعی اختیارات آقای احمدی‌نژاد حذف شده و او به نوعی در سکوت انتخاباتی به سر می‌برد چیست؛ گفت: آقای احمدی‌نژاد علاقه‌ای به حضور این چنینی در انتخابات نداشتند و در ابتدای امر نیز به کمیته سه نفره گفته بود خود من به کارها نمی‌رسم و شما پیگیر امور باشید بعد از اینکه مدتی آقای احمدی‌نژاد در سر کار خود حاضر نشد قاعدتا آن سه نفر پیش جامعتین رفتند و گفتند که ما دیگر ماموریتی نداریم و انتخابات را واگذار به شما می‌کنیم.

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس در خصوص سخنان اخیر سید محمد خاتمی ‌که شروطی را برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات تعیین کرده بود نیز گفت: چیزی که باید بسیار مورد توجه قرار گیرد این است که برخی اصول قانون اساسی ما به هیچ عنوان تجدید پذیر نیست و از این رو برخی از این شرط گذاشتن‌ها مانند شوخی است.

وی افزود: معتقدیم اصلاح طلبان باید مواضع شان را مشخص و برای حضور در انتخابات هم فعالیت کنند، اما اگر به دنبال بهانه‌ای هستند تا بگویند چون آنها محقق نشدند در انتخابات شرکت نمی‌کنیم به ما بگویند تا بهانه‌های دیگری را هم به آنها یاد بدهیم.


 


هنوز سه روز از حادثه آتش سوزی در یک خط لوله نفتی نمی گذرد که خبر از حادثه ای دیگر در عسلویه و آماده باش کارکنان برخی از واحدهای پتروشیمی این منطقه می رسد.

براساس گزارش مهر و خبرآنلاین، امروز ساعت ۵:۳۰ دقیقه بامداد به علت پارگی یکی از مخازن ذخیره سازی آمونیاک فاز اول مجتمع پتروشیمی پردیس حالت آماده باش کامل در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس (عسلویه) اعلام شده است.

در حال حاضر با حضور تیم های امداد، آتش نشانی، فنی و پشتیبانی تخلیه مخازن آمونیاک شروع شده اما با این حال به منظور جلوگیری از هر گونه حوادث احتمالی تخلیه کارکنان مجتمع پتروشیمی زاگرس، پردیس یک و دو در این منطقه صنعتی آغاز شده است.

۱۳ مرداد ماه سال گذشته هم به دلیل آتش سوزی و انفجار در مجتمع پتروشیمی پردیس حداقل ۶ نفر از کارکنان شاغل در این واحد کشته و یا دچار سوختگی شدید شدند.

براساس اخبار منتشرشده در خبرگزاری ها؛ علت اصلی این اتفاق افزایش فشار مخازن آمونیاک به دلیل بالا بودن دمای آمونیاک تزریق شده به مخازن بوده که منجر به پاره گی حدود ۳ سانتی متری مخازن این مجتمع پتروشیمی شده است.

این درحالی است که مدیر ایمنی، بهداشت و محیط زیست‌ شرکت ملی صنایع پتروشیمی درگفت وگو با خبرآنلاین تاکید کرد: در حال حاضر عملیات مهار به بهترین شکل ممکن صورت می گیرد و هیچ جای نگرانی وجود ندارد.

براساس اظهارات نصیری، درحال حاضر تخلیه آمونیاک مخزن پاره شده به دو مخزن کناری و تولید اوره آغاز شده و همچنین یک کشتی به صورت آماده باش برای تخلیه اوره در نظر گرفته شده است.

به گفته او، عملیات با موفقیت در حال انجام است و آماده باش کارکنان تنها در جهت ایمنی بیشتر صورت گرفته است.


 


گروهی از انجمن های دانشجویی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، به تک جنسیتی شدن برخی رشته های و گروههای آموزشی در دانشگاههای کشور واکنش نشان دادند و در بیانیه ای خواستار تجدیدنظر در این “تصمیمات عجولانه و خلق الساعه و غیرکارشناسی” شدند.

در بیانیه این دانشجویان که در روزنامه شرق منتشر شده، آمده است “سعی در آگاه ساختن مسئولان نسبت به پیامدهای ناگوار چنین تصمیم‌گیری‌های به دور از اندیشه و خلق‌الساعه در مسایل کلان آموزش عالی کشور داشته و به آنها صریحا هشدار می‌دهیم که با چنین روندی نه‌تنها ایران به افق‌های ترسیم شده در برنامه چشم‌انداز توسعه نخواهد رسید؛ بلکه از رقبای اصلی خود در خاورمیانه نظیر ترکیه که در این زمینه تخصصی گوی سبقت را از کشورهای صاحب سبک غربی نیز ربوده است به شدت عقب خواهد ماند و در پایان به مسوولان این امر متذکر می‌شویم که بار دیگر با تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسانه خود به یک فاجعه علمی دیگر در کشور منجر نشوند و هرچه سریع‌تر نسبت به اصلاح این مهم اقدام کنند. ”

متن این بیانیه به شرح زیر است:

متاسفانه انتشار دفترچه انتخاب رشته آزمون سراسری ١٣٩۰ توسط سازمان سنجش آموزش کشور در تاریخ سیزدهم امرداد ماه که در تناقض آشکار با نظرات اعلام شده مسوولان آموزش عالی در رسانه‌های رسمی در ماه‌های اخیر است، موجب بهت و حیرت فراوان دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشکده‌های مهندسی معدن کشور شد.

این در حالی است که این امر در مغایرت با نامه ریاست جمهور به وزیر علوم در تاریخ پانزدهم امرداد در مخالفت با تک‌جنسیتی شدن رشته‌های دانشگاهی بوده است.

با کمال تاسف در این دفترچه شاهد تک‌جنسیتی شدن رشته مهندسی معدن در تعدادی از دانشگاه‌های معتبر کشور از جمله دانشکده فنی دانشگاه تهران به عنوان مهد مهندسی کشور بوده‌ایم. در این راستا موارد زیر قابل تامل است:

١- آیا تفاوت قابل ملاحظه‌ای بین فرصت‌های شغلی و تحقیقاتی بانوان فارغ‌التحصیل در رشته مهندسی معدن با رشته‌هایی نظیر مهندسی نقشه‌برداری و عمران و همچنین رشته‌های زمین‌شناسی، نفت و… وجود دارد؟!

٢- آیا سرفصل‌های تصویب شده توسط شورای‌عالی انقلاب فرهنگی برای تدریس رشته‌های مهندسی، به تفکیک دانشگاه‌ها انجام شده است که اینک شاهد تک‌جنسیتی شدن یا کاهش شدید سهمیه داوطلبان ورودی رشته‌ها فقط در بعضی دانشگاه‌های معتبر کشور به صورت موردی شده‌ایم؟! ۳

٣- از سویی چنین تصمیم‌گیری‌های‌غیرکارشناسانه‌ای با ایجاد دید منفی کاذب نسبت به دشواری رشته مهندسی معدن باعث کاهش تمایل داوطلبان، در ورود به این رشته می‌شود.

۴- چنین تصمیم‌گیری‌های نابخردانه‌ای در تک‌جنسیتی کردن یا کاهش شدید سهمیه ورود بانوان به رشته‌های خاص باعث به وجود آمدن جو عدم امنیت روانی و بلاتکلیفی در مورد ادامه تحصیل دانشجویان دختر فعلی و آتی این رشته در مقاطع بالاتر خواهد شد.

۵- با توجه به اینکه دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی امیرکبیر از سرمایه‌های ملی ما محسوب می‌شوند، شرایط عدالت آموزشی ایجاب می‌کند که حق تحصیل در این دانشگاه‌ها به صورت عادلانه و به دور از هر محدودیتی برای تمامی داوطلبان ورود به دانشگاه امکان‌پذیر باشد.

۶- اگر با دید کارشناسی به این موضوع نگریسته شود متوجه می‌شویم که مهندسی معدن همانند سایر رشته‌های مهندسی دارای فرصت‌های شغلی و تحقیقاتی گسترده‌ای است که این گستردگی مانع از لزوم وجود شرایط جنسیتی خاص محصلان این رشته می‌شود. بنابراین ما دانشجویان مهندسی معدن دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشگاه‌های صنعتی امیرکبیر، بین‌المللی امام خمینی قزوین، باهنر کرمان و صنعتی سهند تبریز با این بیانیه سعی در آگاه کردن مسوولان ذی‌ربط از پیامدهای ناگوار چنین تصمیم‌گیری‌های به دور از اندیشه و خلق‌الساعه در مسایل کلان آموزش عالی کشور داشته و به آنها صریحا هشدار می‌دهیم که با چنین روندی نه‌تنها ایران به افق‌های ترسیم شده در برنامه چشم‌انداز توسعه نخواهد رسید؛ بلکه از رقبای اصلی خود در خاورمیانه نظیر ترکیه که در این زمینه تخصصی گوی سبقت را از کشورهای صاحب سبک غربی نیز ربوده است به شدت عقب خواهد ماند. در پایان به مسوولان این امر متذکر می‌شویم که بار دیگر با تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسانه خود به یک فاجعه علمی دیگر در کشور منجر نشوند و هرچه سریع‌تر نسبت به اصلاح این مهم اقدام کنند.

امضا‌کنندگان:
دانشجویان و انجمن‌های علمی دانشکده‌های مهندسی معدن در دانشگاه‌های تهران، صنعتی امیرکبیر، کرمان، بین‌المللی امام خمینی قزوین، سهند تبریز، بیرجند، انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته