حنا قذافی نه تنها نمرده بلكه روزهای نوجوانی را در لندن گذرانده است.
به گزارش خبرآنلاین و به نقل از تایم؛ پس از آنكه هواپیماهای امریكایی در چهاردهمین روز از ماه آوریل سال 1986 طرابلس را بمباران كردند، وزارت اطلاعات لیبی اعلام كرد كه دخترخوانده قذافی كه كمتر از یك سال سن داشته در این حادثه كشته شده است. نام این دختر از سوی مقام های لیبی "حنا" اعلام شد. این خبر را رادیو و تلویزیون لیبی و البته تمامی جراید مكتوب با آب و تاب فراوان پوشش دادند. تا آن زمان هیچ كس حتی نامی هم از حنا نشنیده و همگان گمان می كردند كه عایشه كه در سال 1977 متولد شد تنها دختر سرهنگ باشد.
این داستان دهان به دهان گشت تا چندی پیش كه برخی نزدیكان به خانواده قذافی مساله وجود حنا را زیر سوال بردند و یا تاكید كردند كه اگر حنا یی هم وجود داشته در عملیات نظامی فوق توسط امریكایی ها كشته نشده است. در همان زمان به یك خبرنگار آمریكایی جنازه دختربچه ای زیر یك سال را نشان دادند و تاكید كردند كه وی دخترخوانده قذافی است. اما همواره این سوال وجود داشت كه آیا آن جسد واقعا متعلق به حنا مورد ادعای خانواده قذافی بود و یا تنها بدن دختری مرده بود كه از آن برای به راه انداختن هیاهوی تبلیغاتی استفاده شد.
با این همه ماشین تبلیغاتی دولت در لیبی به جریان و داستان سازی های خود ادامه داد و در بیستمین سالگرد این حمله بود كه دولت لیبی فستیوال آزادی و صلح حنا را به یاد وی به راه انداخت.
در نهایت در فوریه سال 2011 میلادی بود كه دولت سوئیس از روی یك سند محرمانه لیست اعضای خانواده قذافی را برای بلوكه كردن اموال درآورد. نكته تعجب آور ماجرا اینجا بود كه هفتمین نام از این لیست 23 نفره نام حنا قذافی بود. یك مقام رسمی دولت سوئیس این پرسش را مطرح می كند كه اگر حنا قذافی در آن حادثه كشته شده چه دلیلی برای ذكر نام وی در طبقه بندی خانوادگی قذافی وجود دارد؟ در این لیست تاریخ تولد حنا یازدهم نوامبر 1985 اعلام شده است. بر این اساس وی باید زمان حمله ایالات متحده به طرابلس تنها شش ماه می داشته است.
برخی سرنخ های دیگر نیز در این خصوص وجود دارد. در ششمین روز از ژوئن 1999 خبرگزاری چینی شینهوا اعلام كرد كه همسر قذافی و دخترانش عایشه و حنا با رئیس جمهوری افریقا نلسون ماندلا ناهار را صرف كرده اند. در عكسی كه از ین دیدار منتشر شد هم تصویر دختری جوان دوشادوش عایشه و مادرش دیده می شود.
تازه ترین اطلاعات نیز حاكی از این است كه حنا قذافی زنده است و بسیاری از روزهای نوجوانی خود را در لندن گذرانده و به زبان انگلیسی كاملا تسلط دارد. با این همه دولت بریتانیا اعلام كرده كه در حال حاضر دلیلی برای افشای شجره نامه خاندان قذافی در رسانه های عمومی ندارد!
در لیبی این شایعه مطرح است كه حنا تحصیلات خود را در رشته پزشكی به پایان رسانده است و البته در تمامی محافل هم با محافظان شخصی حاضر می شود. مردی كه همسن و سال حنا قذافی است در گفتگویی ادعا می كند كه با حنا در كلاس های پزشكی در دانشكده همكلاس بوده و یك بار كه از یكی از محافظان وی هویت او را پرسیده وی پاسخ داده است كه او حنا قذافی ذخترخوانده سرهنگ است كه گفته شده بود در بمباران های امریكا كشته شده است.
منابع نزدیك به دولت در لیبی هم ادعا می كنند كه حنا زنده است و دارای منصبی مهم در وزارت بهداشت كشورش است. با بالا گرفتن ناآرامی ها در لیبی و از مشروعیت و مقبولیت افتادن دولت قذافی اكنون مشخص شده است كه قذافی از تظاهر به كشته شدن اعضای خانواده خود برای جلب محبت و توجه بین المللی و هموطنان خود هم اندك ابایی ندارد.
اكنون سوالی كه مطرح است این است كه شاید خاندان قذافی به دروغ اخیرا خبر كشته شدن فرزندان معمر در حملات ناتو را مطرح می كنند. در ماه می وزارت اطلاعات لیبی اعلام كرد كه سیف العرب قذافی 29 ساله فرزند سرهنگ به همراه سه نوه وی كشته شده اند. مراسم تشییع جنازه آنها نیز چند روز پس از اعلام این خبر برگزار شد و رژیم قذافی اعلام كرد كه یك پزشك فرانسوی هویت انها را تایید كرده است. با این همه نخست وزیر ایتالیا سیلویو برلوسكونی در برنامه ای در تلویزیون این كشور ، صحت این خبر و كشته شدن فرزندان قذافی را زیر سوال برد. وی تاكید كرد كه بر اساس اطلاعات موثق به دست آمده سیف العرب در زمان این حملات در داخلی لیبی نبوده است.
حدادعادل با پرهیز دادن از خطر روح قبیلگی و تجربه تلخ مجلس ششم گفت: رهبری معظم انقلاب مایل نیستند كه (از سوی ما اصولگرایان) در انتخابات مجلس نهم بیش از یك فهرست ارائه شود.
به گزارش فارس، غلامعلی حدادعادل رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و عضو كمیته 7 نفره وحدت اصولگرایان كه شب گذشته در جمع اعضای جامعه اسلامی مهندسین در دانشگاه امام صادق(ع) سخن میگفت، با یادآوری برخی از شرایط كشور در قبل از انقلاب اظهار داشت: ما قبل از انقلاب به دنبال رطوبت بودیم و با پیروزی انقلاب سیل آمد، لذا ما باید بر اساس تذكر آیه قرآن، نعمتها و دستاوردهای بزرگ انقلاب را كه خداوند به ما ارزانی داشت، بیان كرده، شكرگذار باشیم و بدانیم كه كجا بودهایم و به كجا رسیدهایم و قدر این نعمت بزرگ را دانسته و ارزیابی درستی را از انقلاب اسلامی ایران داشته باشیم.
وی گفت: البته انقلاب اسلامی ایران بزرگتر از آن است كه در ارزیابی ما بگنجد، زیرا ممكن است پردهها و جلوههای ازآن در نگاه ما پنهان بماند، لذا باید شكر و سپاسگزاری ما نیز باید متناسب با نعمت بزرگ انقلاب باشد.
حدادعادل با بیان اینكه "ما كشوری با مردم و امام و رهبری بسیار خوبی هستیم و خداوند رهبران بسیار خوبی را به ما عنایت كرده است كه در طول تاریخ سابقه نداشتهاند "، خصوصیات رهبرمعظم انقلاب را برشمرد و گفت: رهبری كه اینچنین پاك، خبیر، دلسوز و بصیر، اختیار و رهبری كشور ما را داشته باشد، وجود نداشته است، چراكه شیوه زندگی ایمان، زهد، فكر و شناخت مقام معظم رهبری از اوضاع داخل كشور، مسائل اجرایی نظامی، سیاسی روحانی، مسائل بین المللی، تاریخ كشورهای دیگر، اوضاع جاری دنیا و... بسیار جامع و كمنظیر است، بنابراین ما باید قدرشناس این نعمت بزرگ انقلاب باشیم.
حدادعادل با اشاره به پیشرو بودن انتخابات مجلس نهم خاطرنشان كرد: ما در سال 90 امتحان بزرگی را در پیش داریم و وظیفه داریم فرصتها و تهدیدات این انتخاب را بشناسیم، چراكه در این انتخابات فرصتها تهدیدها و نگرانیهای وجود دارد.
وی تهدید اول را طبق فرمایش مقام معظم رهبری "روح قبیلگی " عنوان كرد و گفت: مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود به صراحت اشاره كردند كه ما نباید روح قبلگی داشته باشیم، یعنی گمان نكنیم هر كسی كه عضو جامعه، انجمن، تشكل و یا حزب ما بود، خوب است و هر كه نبود، بد است؛ این خطری است كه همه ما را تهدید میكند.
رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس تهدید دوم را "دل بستن به دنیا " دانست و افزود: اینكه گمان كنیم نماینده مجلس شدن مایه آرامش ما خواهد شد، صحیح نیست، چراكه این دلبستگیها مانند آب شور است كه هر چه از آن بنوشیم، هرگز سیری ندارد.
وی تهدید سوم را "اختلاف و تنازع و به جان هم افتادن " عنوان كرد و گفت: اینكه هر گروهی برای خود علمی بر پا كند و اسمی و تشكلی را درست كند و با مصاحبه كردن و پول خرج كردن به جان هم بیفتند، تهدید بزرگی است كه باید از آن به خدا پناه برد تا شیطان به ما چنگ نیندازد.
حدادعادل ادامه داد: من كمتر به كسی برخورد كردم كه بگوید من برای خدا برای انتخابات نمیآیم، مثلا شخصی كه اصولگراست، بگوید كه اگر آمدن من موجب شكسته شدن رای مجموع اصولگرایان میشود، پس من به خاطر خدا نمیآیم.
وی در ادامه سخنان خود انتخابات نهم را متفاوت از انتخابات دورههای هفتم و هشتم دانست و افزود: در مجلس هفتم و هشتم اصولگرایان یك رقیب به نام اصلاح طلبان داشتند، ولی در این مجلس گویا باید با 2 جبهه كه یكی همان اصلاحطلبان و یا اصحاب فتنه و دیگری جریان انحرافی مقابله كنیم و بنابراین باید به گونهای اوضاع را مدیریت كنیم و مراقب این دو جریان باشیم.
رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: ما باید مراقب باشیم كه بازی نخوریم چراكه یكی از اشتباهاتی كه ممكن است ما انجام دهیم، این است كه در مخالفت ما با هر یك از این گروه از آن دیگری غافل شویم.
حدادعادل با انتقاد از كسانی كه به بهانه پرداختن به جریان انحرافی، جریان بزرگ فتنه را فراموش كردهاند، گفت: زمانی كه صحبت جریان انحرافی پیش آمد، اصحاب فتنه بدشان نیامد كه تمام نیرو و توان ما صرف نقد جریان انحرافی شود تا در این اوضاع فتنهگران مصون بمانند و اعمالی را كه در فتنه 88 و قبل از آن میكردند، فراموش شود.
حدادعادل ادامه داد: برخی اصحاب فتنه در این اوضاع میگویند كه دیدید شما از فلان شخص و جریان تعریف و تمجید میكردید، در نهایت چه شد، لذا این حرف آنها برای این است كه خودشان مصون بمانند و پرونده سیاهشان را سفید كنند.
وی یادآور شد: دشمنان از یك سو با رسانههای خود و از سوی دیگر با هزینههای سنگین به دنبال اهداف خود هستند، بنابراین ما باید در حوزههای انتخاباتی هوشیار باشیم، به خصوص در حوزههای كه تك نفره هستند، این حساسیت بیشتر است، لذا نباید كاری كرد كه جریان غیراصولگرا امور را به دست بگیرد.
حدادعادل تأكید كرد: عنوان اصولگرایان باید مثل گذشته محترم بماند، چراكه این دستاورد به یكباره به وجود نیامده است، لذا بعد از آن دوران تلخ دوم خرداد، اصولگرایی با زحمات زیاد پدید آمد، بنابراین باید احترام اصولگرایی را حفظ كنیم و به شاخص اصولگرایی كه رهبر معظم انقلاب كه به تفصیل آن را بیان داشتند، توجه جدی كنیم.
رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس با تاكید بر اینكه ما راهی جز وحدت نداریم، گفت: در صورت وحدت كمك خداوند نصیب ما خواهد شد، بنابراین باید رفیق بازی و روح قبیلگی را كنار بگذاریم، نباید تعصب ورزی به جریان خود بكنیم تا خدایی نكرده مجلسی مانند مجلس ششم تكرار نشود.
حدادعادل تأكید كرد: همیشه نزدیك به عرصه انتخابات افراد ممكن است حرفهای زیبایی بزنند و پولهایی هم خرج كنند، اما باید حرفهای امروز آنها را با حرفهای دیروز و در مقاطع حساس انقلاب سنجید و دید كه اینها در آن شرایط حساس چه سخنانی میگفتند.
حدادعادل همچنین به بحران مالی بزرگ غرب اشاره كرد و گفت: این ركود اقتصادی و این بحرانهای اجتماعی در غرب بیسابقه بوده است كه این شرایط جدید جهانی و منطقهای را نباید فراموش كرد.
وی ادامه داد: عنوان اصولگرایی كه عنوان سیاسی نیروهای پیرو خط امام و رهبری است، اگر در انتخابات شكست بخورد، این بهترین هدیه برای دشمنان انقلاب و اسلام است كه در اوضاع تحولات بسیار حساس منطقه تقدیم به دشمن شده است، لذا امروز چشم جهان و ملتها با حساسیت جریان انقلاب اسلامی را تحلیل میكند و باید به این نكته توجه داشت كه دشمنان ما همیشه به دنبال بهرهبرداری از انتخابات در كشور ما بوده است.
رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه دلیل فشار زیاد استكبار به سوریه را به دلیل نزدیكی این كشور به ایران دانست و گفت: ایران و سوریه و برخی كشورهای دیگر منطقه كه جبهه مقاومت را تشكیل دادهاند، در مقابل رژیم صهیونیستی ایستادهاند بنایراین هرچه در كشور ما رخ میدهد، در حوادث منطقه تأثیرگذار است.
بی بی سی به نقل از فعالان سوری خبر داد: «ارتش سوریه موج تازه ای از سرکوب گسترده در مناطق شمال و شرق آن کشور را آغاز کرده و نیروهای امنیتی و نظامی در مناطق دیرالزور در شرق و خان شیخون در شمال وارد عمل شده اند.»
شاهدان عینی از شدید بودن آتشباری نیروهای ارتش اسد بر مردم معترض و سرکوب خونین آنان گزارش داده اند. ارتش سوریه معمولا از تانک علیه اهداف شهری استفاده می کند و تک تیراندازان هم با استقرار روی بلندی علیه افراد وارد عمل می شوند.
به گفته فعالان سوری نظامیان سوری به روی هزاران تن در آن مناطق آتش گشوده اند.
در دور تازه عملیات یاد شده ارتش سوریه از تانک و خودروهای زرهی استفاده کرده است.عبدالرحمان، سرپرست گروه نظارت بر حقوق بشر سوریه که در لندن مستقر است به خبرگزاری فرانسه گفته که ارتش در ساعات بامدادی در حجمی گسترده وارد شهر خان شیخون شد.
به گفته وی در این عملیات ده ها تانک، نفربر زرهی و اتومبیل های غیرنظامی مورد استفاده قرار گرفته است.
طبق روال ماه های اخیر، تظاهرات مردمی پس از پایان مراسم نماز جمعه امروز هم برگزار شده است.
جیم میور، خبرنگار بی بی سی در بیروت گفت تلویزیون دولتی سوریه به برپایی تظاهرات پس از نماز جمعه اذعان کرد اما آن را تظاهراتی کوچک خواند. به گفته جیم میور این درحالی است که مخالفان حجم تجمعات را بسیار بزرگتر از ادعای تلویزیون دولتی توصیف کرده اند.
به گفته فعالان حقوق بشر، حداقل یک نفر در بیرون مسجدی در شهر حماة کشته شد. به گفته این فعالان، دو نفر غیرنظامی دیگر هم پس از نماز صبح در نقاط دیگر سوریه کشته شدند.
فشارهای بین المللی روی حکومت سوریه، تحت رهبری بشار اسد تشدید شده است. افزون بر پیام «قاطعانه» ترکیه، و واکنش اتحادیه عرب ، برخی کشورهای غربی نیز نسبت به خشونت علیه معترضان سوری و سرکوب خونین اعتراضات آنان، واکنش های تند نشان داده اند. در جدیدترین مورد، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا برای بالا بردن فشارها روی حکومت دمشق از چین و روسیه که با سوریه ارتباطات نزدیک سیاسی و اقتصادی دارند خواست با دیگر کشورهای جهان همگام شده و خواهان تغییر رویه دولت سوریه شوند.
طی روزهای اخیر چند کشور عربی، از جمله عربستان سعودی، سفرای خود را از دمشق خارج کرده و خواهان تغییر رویه دولت بشار اسد در مقابل معترضان شده اند.
بیش از هزار و هفتصد نفر در ناآرامی ها و سرکوب های سوریه کشته، چندین هزار نفر مجروح و زخمی، و ده ها هزار نفر بازداشت شده اند. دیروز هم ۲۴ نفر دیگر کشته شدند.
شب گذشته معترضان در بحرین بار دیگر در شهر منامه، پایتخت بحرین، و همچنین شهر سترا به خیابانها آمدند و تظاهرات کردند. نیروهای دولتی هم با شلیک گاز اشکآور سعی کردند تظاهرکنندگان را متفرق کنند.
به گزارش کلمه، پایتخت بحرین دیشب بار دیگر صحنه درگیری معترضان و نیروهای امنیتی بود و آنطور که الجزیره گزارش داده، نیروهای امنیتی برای جلوگیری از حضور معترضان در میدان لؤلؤ منامه، نماد اعتراضات در بحرین، تمام راههای ورودی به این میدان را بستند. برخی منابع گفتهاند که نیروهای دولتی برای بستن این راهها علاوه بر خودروهای پلیس، از تانک و خودروهای نظامی هم استفاده کرده است.
در همین حال برخی گزارشها حاکی از این است که دولت بحرین قصد دارد از میان ۴۲۸ کارمندی که به علت شرکت در تظاهرات اخراج شده بودند، ۲۰۰ تن را به سرکارشان بازگرداند و همزمان، از احتمال اخراج ۲۳ کارمند وزارت بهداشت این کشور سخن به میان آمده است.
تاکنون صدها کارمند دولت به علت شرکت در اعتراضات، از محل کار خود اخراج شدهاند. اما ماه قبل هم وزارت بهداشت بحرین ۱۱۵ کارمند اخراجی را به کار بازگرداند. گروههای مخالف بحرینی تاکنون گزارشهای متعددی را دربارهی اخراج کارمندان از دولت و تعداد آنها منتشر کردهاند.
همچنین جمعیت الوفاق، مهمترین جریان مخالف شیعی، بای جمعآوری اسناد نقض حقوق بشر در بحرین فراخوان داد. چند روز قبل دو نماینده بازداشتی این حزب به همراه بیش از ۱۰۰ نفر دیگر از زندان آزاد شده بودند.
آیتالله محمد مهدوی کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز روز پنجشنبه 13 مرداد ماه در نشست شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان (7+8) سخنانی ایراد کرد که متن کامل سخنان به این شرح است:
در آغاز، حلول ماه مبارک رمضان را به برادران بزرگوار تبریک عرض میکنم. رسول خدا در این خطبه شریف- که بخشی از آن ذکر شد- ماه رمضان را ماه برکت، رحمت و مغفرت معرفی کرده اند.
نکته قابل توجه اینست که برکت از نظر لغوی به معنای خیر کثیر است اما مصادیقی که از برکت در قرآن کریم ذکر شده، مواردی است که برای عامه مردم (ناس) مفید باشد. برای مثال در وصف قرآن میفرماید:وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (انعام،155)
در مورد حضرت عیسی (علیهالسلام) میفرماید: وَجَعَلَنِی مُبَارَکاً أَینَ مَا کُنتُ (مریم،31)
در جای دیگر درباره باران میفرماید: وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَکاً (ق،9)
مقصود بنده در اینجا اینست که اگر چه معنای لغوی این کلمه خیر کثیر است، اما از نظر قرآن کریم آن چیزی مبارک است که برای همه مردم مفید بوده و مربوط به دسته، گروه و صنف خاصی نباشد.
قرآن کریم، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، حضرت عیسی (علیهالسلام)، کعبه و باران که با عنوان مبارک توصیف شده اند، همگی جهان شمول بوده و اختصاص به دسته و گروه خاصی ندارند.
در این خطبه نیز خطاب پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) به عموم مردم است. از این خطاب شریف میتوان استفاده کرد که برکت ماه رمضان برای همه مردم چه مؤمن وچه کافر بوده و سفره الهی برای همه مردم گسترده است. لیکن چنانچه در مورد هدایت الهی نیز بیان میشودکه یک هدایت عام(هدیً لِلنّاس) و یک هدایت خاص(هدیً للمُتََّقِین) وجود دارد، در مورد ماه مبارک رمضان نیز میتوان گفت که این ماه برای همه مردم منشأ خیر و برکت بوده و همه مردم از برکات عامه آن بهره میبرند اما مؤمنین مشمول برکات خاصه آن خواهند بود.
تبریک ماه مبارک رمضان و آغاز به کار کمیته وحدت
ما هم از کلام نورانی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) الهام میگیریم و این ماه مبارک را به شما، همه مؤمنین و همه مردم تبریک گفته و امیدواریم بتوانیم از برکات این ماه به خوبی استفاده کنیم.
بنده آغاز نشست این کمیته و شورا را در این ماه شریف، به فال نیک گرفته و امیدوارم که این حرکت، حرکتی خدایی، معنوی و با برکت بوده و نتیجه مبارکی برای انقلاب و اسلام داشته باشد.
تشکر از پاسخ به دعوت جامعتین
نکته بعدی تشکر از شما برادران عزیزی است که از گروههای مختلف (البته اگر استفاده از لفظ گروههای مختلف صحیح باشد) به ندای جامعتین (جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز) پاسخ گفتید. این پاسخ به نشانه تعهد شما به انقلاب، نظام و رهبری است. چرا که جامعه روحانیت و جامعه مدرسین همواره در مسیر امام، انقلاب و رهبری حرکت کردهاند.
تدوین منشور اصولگرایی
در ملاقاتی که با عده ای از دوستان اصولگرا داشتیم، درخواست کردند که ما انتظار داریم که مجموعه روحانیت شروع کننده و دعوت کننده حرکت برای انتخابات باشد. این موضوع در جامعه روحانیت، طرح و مورد پسند واقع شد، در جلسه با جامعه مدرسین در قم نیز مطرح شد و مورد قبول قرار گرفت.
این پیشنهاد منشأ تدوین منشور اصولگرایی، طی نشستها و جلسات متعددی در قم و تهران شد که مورد تصویب همه برادران قرار گرفت.
منظور از این مطلب، بیان این سابقه است که طبق وصیت حضرت امام خمینی، که میفرمایند "بهجامعةمحترمروحانیت، خصوصاً مراجعمعظم، وصیتمیکنمکهخود را از مسائلجامعه، خصوصاً مثلانتخابرئیسجمهور و وکلایمجلس، کنار نکشند و بیتفاوتنباشند(وصیت نامه حضرت امام). " لذا این جلسه به پیشنهاد و درخواست برادران اصولگرا تشکیل شده است.
سالگرد مشروطیت و آسیبشناسی حضور روحانیت
تاریخ نشان داده است که در هرجا که روحانیت با بصیرت و وحدت وارد شده است، نتیجه خوبی داشته و در مواقعی که وارد قضایا نشده یا اگر وارد شده، نیمهراه کار را رها کرده است، نتیجه مطلوبی برای کشور نداشته است.
فردا چهاردهم مرداد و روز آغاز مشروطیت است. مشروطیت آغاز خوبی داشت، لیکن در میانه راه اشکالات فراوانی پیدا شد. متاسفانه در آن مقطع زمانی علما هم با یکدیگر مخالفت کردند و کار تا حدی پیش رفت که مرحوم آیت الله شیخ فضل الله نوری را دار زدند. پای چوبه دار او کف زدند و عدهای هم اظهار خوشحالی کردند. در حالیکه آن زمان بعضی علما هم سکوت کردند و نتیجه کار چنان شد که مشروطیت به آن صورت به انحراف کشیده شد.
لزوم درس گرفتن از دوره مشروطیت
ما این روز را به اعتبار روز مشروطیت الهام بخش قرار میدهیم، تا از گذشته درس بگیریم. مبادا ما دوباره آنچه دیگران کردند را تکرار کنیم و قیامیکه بزرگانی از علما و فقها برای خدا شروع کردند، به انحراف کشیده شود.
بنده اینجا نکتهای را متذکر میشوم تا دیگر دوستان (که در جلسه حضورندارند) نیز بشنوند.
ما در زمان حساسی قرار داریم. بیش از سی سال از انقلاب عظیم اسلامی میگذرد و ما در در داخل و خارج دشمنانی داریم که علیه انقلاب فعالیت میکنند. آنها از جهات گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مقام براندازی نظام بوده و هستند. لیکن اگر ما با هم باشیم، کاری از پیش نمیبرند.
راز ماندگاری و سلامت انقلاب در کلام امام راحل
حضرت امام در روزهای آخر عمرشان از بزرگان نظام (اهل حل و عقد)، دعوت فرمودند. در آن جلسه امام فرمودند که این انقلاب راه خودش را باز کرده و چرخ آن به حرکت افتاده است. من از دشمنان ترسی برای انقلاب ندارم و آنان کاری نمیتوانند بکنند، إلّا أذی. یعنی ممکن است کارهای ایذایی بکنند، ولی انقلاب صدمهای نخواهد دید. اما به شرطها و شروطها! به شرط اینکه شما با هم اختلاف نکنید، اگر شما با هم باشید، این انقلاب مسیر خود را به سلامت ادامه خواهد داد.
این توصیه امام راحل، امری عقلانی، عقلایی و دینی است. ما نیز باید به توصیه امام توجه داشته باشیم.
هدف از تشکیل چنین جلساتی نیز همین مسأله است که افراد و گروههایی که در اصول انقلاب با هم مشترک هستند و آن را پذیرفتهاند، دور هم جمع شوند تا مبادا اختلافسلیقهها ما را از هم جدا کند. باید با حفظ سلیقهها نشست و گفتوگو کرد تا به یک نقطه و تصمیم جمعی برسیم.
محور وحدت
بعضی از دوستان میپرسند محور وحدت چیست؟ باید گفت مسأله وحدت که همیشه در اینگونه موارد گفته میشود، به معنای فلسفی آن نیست. مقصود ما از وحدت در مسایل سیاسی و اجتماعی، ائتلاف و تقریب آراء و افکار است.
در فکر جمعی، کار جمعی لازم است و مقصود آن نیست که همه گروهها، یک فکر واحد داشته باشند. این مسأله اصلاً شدنی نیست. حتی در یک خانواده نیز چند برادر از جمیع جهات با هم وحدت پیدا نمیکنند اما اگر بخواهند با هم زندگی کنند، باید به اصولی پایبند باشند. در جامعه نیز اگر بخواهیم با هم زندگی کنیم، عقل، خرد و دین اقتضا دارد که با هم بنشینیم، نزدیک شویم و فکر جمعی را مورد قبول و پذیرش قراردهیم.
البته در مورد احکام دینی این بحث تفکر جمعی قابل پیروی نیست. بلکه چنانچه گفته شد، محدوده آن مسایل سیاسی و اجتماعی است. معنای وحدت از نظر ما اینست که در این محدوده با حفظ اصول و احکام شرع، پس از شنیدن نظرات و سلایق، جمع بندی کنیم و به یک نظر جمعی برسیم. معنای وحدت در میان مسلمانان یا گروه ها نیز همین است.
جمعبندی مسایل بر محور منشور اصولگرایی
تدوین اصول در منشور اصولگرایی که مورد قبول اغلب برادران اصولگرا قرارگرفت، نیز با همین هدف انجام شد. البته در مقام تطبیق یا مصادیق ممکن است اختلافنظر وجود داشته باشد، که با گفتوگو قابل حل است.
بنده گمان ندارم کسی در این جمع، این اصول را قبول نداشته باشد. حتی معتقدم شاید برخی مخالفین نیز این اصول را قبول داشته باشند، اما صریحاً اعتراف نکنند. لذا ما باید بر محور این اصول تدوین شده، پس از بحث و گفتوگو در مصداقها و جزئیات، در مسایل و حوادث مختلف انقلاب به یک جمع بندی رسیده و در مقام تصمیم و اجرا به یک نظر برسیم.
عضویت افراد در گروهها به معنای سهمخواهی نباید باشد
باید توجه کنیم که اگر چه افراد حاضر در این دو کمیته (که به عنوان 8+7 مقبول واقع شده) همچنین ما و آقایانی که در مقام اجرا مسئولیت بیشتری خواهند داشت، به حسب ظاهر نماینده گروهها هستند، اما شاخص و معیار عملکرد همه ما اصول منشور اصولگرایی باید باشد.
اگر ما از این نمایندگی تفسیر گروهی انجام دهیم، ممکن است بحث سهمخواهی مطرح شود که درست هم نیست. ما در این جمع، گروه گرا نیستیم، بلکه اصولگرا هستیم. هدف ما از گردهم آیی رسیدن به همان فکر جمعی است. نه اینکه به دنبال افزایش نفوذ خود و کاهش نفوذ دیگران باشیم. اگر اینگونه فکر کنیم، اصلاً اصولگرا نیستیم. معنای اصولگرایی آن بود که شاخص اقدامات ما این اصول باشد، نه افکار گروهی و خصوصی ما. بنا بر این اگر دو نفر از طرف یک گروهی آمدند، معنایش این نیست که فقط منعکس کننده نظرات آنها باشند.
بنده، آیتالله یزدی و دیگر دوستانی که در این گروه هستند نیز نمیخواهیم خواستهها و نظرات خود را به دیگران تحمیل کنیم.
فرض بر این است که این افراد اگرچه منسوب به گروهی هستند، اما بیطرف هستند.
سوءظن و عدم اعتماد به یکدیگر موجب ضربه خواهد شد
بعضی از دوستان میگویند در جمع این هفت نفر، یک نفر هم از گروههای دیگر اضافه بشود. بنده فکر میکنم این برخورد ناشی از سوءظن است. یعنی فکر میکنند که ممکن است ما افکار و نظرات خود را تحمیل کنیم. اینکه بگوییم در داوری یک نفر هم از ما باشد که خواستههای ما را نیز بگوید، نشان از عدم اعتماد به یکدیگر دارد و با این تصور، تا آخر مسأله حل نخواهد شد.
جامعه روحانیت حزب یا حتی صنف نیست
بنده عضو جامعه روحانیت هستم، لیکن همیشه گفتهام ما نمیخواهیم مثل یک حزب، از افراد حزب خودمان نامزد انتخاب کنیم و به مجلس بفرستیم. ما مانند احزاب به دنبال به دست آوردن قدرت نیستیم. برخی از کسانی که انتخاب میکنیم، حتی آنها را در طول دوره چهار ساله نمایندگی، نمیبینیم. آنها هم نظرات ما را در خصوص مسایل مختلف نمیپرسند. نمی گویند حال که ما را انتخاب کردهاید، نظر شما در این مسأله چیست؟ (البته این مسأله به نظر من چندان خوب هم نیست)
ما حتی مانند یک صنف هم نیستیم. هر صنفی در مسیر مصالح و منافع خودش عمل میکند، اما ما هیچگاه به دنبال مصالح جامعه روحانیت نبودهایم. فرض ما اینست که مصالح نظام را در نظر داشته باشیم. اگر غیر از این باشد، این جامعه دیگر جامعه روحانیت یا جامعه مدرسین نیست.
افرادی که اینجا گردآمدهاند، خودشان را نماینده همه افراد بدانند
افراد و گروههایی هم که اینجا گردآمده اند(چه آن هفت و چه این هشت)، باید مصالح و شاخص ها را طبق همان اصول منشور اصولگرایی که تدوین شده و اصول قانون اساسی در نظر بگیرند و در نظر داشته باشند که در واقع نماینده یک جریان خاص نیستند و خودشان را نماینده همه افراد بدانند.
آقای محسن رضایی روزی تشریف آوردند دفتر بنده و گفتند بالاخره من هم اصولگرا هستم یا نه؟
نکند میخواهید من را از اصولگرایی حذف کنید؟ پس یک نفر را هم برای ما بگذارید به عنوان نماینده. به ایشان عرض کردم، بالاخره دوستان زیادند، افرادی که در این انقلاب خدمت کردهاند و هرکدام جایگاه خاص خودشان را دارند. از طرفی افزایش جمعیت در اینگونه امور باعث دشواری تصمیمگیری میشود و اگر ما بخواهیم اینطور از افراد دعوت کنیم، به حَدِّ یَقِف نخواهیم رسید. شما نظراتتان را بفرمایید، بنده و اعضای گروه هشت نفره، بیانکننده نظرات شما نیز خواهیم بود. ایشان هم قبول کردند و حتی در مصاحبهای نیز این مطلب را عنوان کردند. من از بیان و رفتار ایشان خوشحال شدم و از این برخورد تقدیر میکنم. اما از طرفی برخی دوستان دیگر کملطفی کردند و در نامهای که ارسال کردهاند، آمرانه وارد میدان شدهاند. مطالبی که در آن نامه نوشته شده، خیلی خوب نیست. البته امیدواریم آنان نیز در جلسات دیگر حاضر بشوند. چرا که بنای جامعتین این بود که ما دعوتکننده و هادی به وحدت باشید. محور این وحدت هم که مورد پرسش برخی بزرگان قرار گرفته، همان اصولی است که همه قبول داریم.
رعایت شئونات اخلاقی در فعالیت سیاسی
تذکر دیگر بنده اینست که ما بایستی در کارهای سیاسی و اجتماعی شئونات اخلاقی را کاملاً رعایت کنیم و از دایره انصاف بیرون نرویم. طبق فرمایشات امام و مقام معظم رهبری مواظب باشیم که مبادا حرفی را به یکدیگر و حتی به گروههایی که با آنها مخالفیم، نسبت بدهیم که مخالف شرع و اخلاق باشد.
در برخورد با مخالفین هم باید با منطق و استدلال نظراتشان را رد کرد. اما توهین کردن به افراد کار درستی نیست. فرموده اند إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِین (نهج البلاغه: دارالهجره قم: 323)؛ بنای ما توهین و تحقیر دیگران نیست. بنابراین باید روشی در پیش بگیریم که با موازین شرعی و اخلاقی سازگار باشد.
نسبتهای ناروا، غیبت، تهمت (که متاسفانه در مسایل سیاسی رواج دارد)، تحلیلهای نادرست و سوء ظن منشاء بسیاری از سخنان بیمبناست و بنده جداً عرض میکنم که اگر انقلاب را به این امور آلوده بکنیم، صدمه خواهد دید.
کار خلاف به اسم دین و خدمت به مردم، به انقلاب ضربه میزند
ما معتقدیم علاوه بر این عوامل ظاهری و مادی که همه دنیا قبول دارند، عوامل دیگری هست که در حوادث این عالم و به خصوص برای مؤمنین مؤثر است. ما که به عنوان دین، خدا، پیامبر، امام زمان و خدمت به مردم یک حرکتی انجام میدهیم، اگر کار خلافی در این میان انجام شود، ناسپاسی از انقلاب است. وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ (ابراهیم، 7)
ممکن است خود انقلاب را همین کارها از بین ببرد. باید دقت داشته باشیم که حفظ حدود شرع، برای حفظ انقلاب بسیار مهم است.
بقای انقلاب وابسته به صفا و صمیمیت است
بقای این انقلاب تا امروز وابسته به صفا و صمیمیت آنهایی بوده که فدارکاری کردهاند. ما نیز باید راه آنان را ادامه بدهیم. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید:
فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَینَا النَّصْر (نهج البلاغه:دارالهجره قم: ص92)
یعنی در زمان پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) چون خداوند صدق و صفای ما را دید، از آسمان برای ما نصرت و یاری فرستاد.
آمادگی گروه 8+7 برای پذیرش نظرات و پیشنهادهای اصولگرایان
ما دست نیاز به سوی گروههای خارج از این جمع دراز میکنیم و پذیرای نظرات و پیشنهادات آنان هستیم. باید به صورت واقعی نظرات همه گروههای اصولگرا مورد توجه قرار گرفته شود و در تصمیم سازی ها مشارکت داشته باشند.
رعایت قانون عامل پیشرفت
باید توجه داشته باشیم که قوانین و مقررات را سرلوحه فعالیتمان قرار دهیم. اماممان تأکید داشتند که قوانین جمهوری اسلامیکه مورد پذیرش قرار گرفته، لازم الاجرا است و باید به آن عمل شود. نادیده گرفتن قوانین و مقرراتی که مورد قبول مجلس و تأیید شورای نگهبان قرار گرفته خلاف نظام اسلامی ماست. بنده معتقدم توجه به این مسأله میتواند در پیشرفت فعالیتهای ما تأثیر زیادی داشته باشد.
پرهیز از جنجالهای رسانهای
توجه داشته باشید که مصاحبهها و سخنرانیها نباید طوری باشد که دشمنان را خوشحال کند. در حاضر که کمی بحث جدایی (که انشاء الله رفع میشود) مطرح شده، میبینید که رسانههای بیرونی و داخلی چقدر جنجال به پا کردهاند که این گروه شرکت کرده و آن گروه شرکت نکرده است.
ممکن است در مواردی مصلحت نباشد که ما اظهار نظر کنیم، دشمنان ما سخنانی که ما نگفته ایم را در بوق و کرنا میکنند، چه برسد به سخنانی که میگوییم.
اسلام و نظام منهای روحانیت خواسته دشمنان است
بنده در روزنامهای دیدم که نوشته بود، "جامعه روحانیت چه جایگاه رسمی و قانونی دارد که مطالبات مردم را بیان کند؟" براساس آموزههای امام، ما معتقدیم که اصولاً روحانیت باید مطالبات مردم را بیان کند.
بعضی فکر میکنند که جامعه روحانیت باید محلی در قانون اساسی داشته باشد، تا یک نهاد رسمی باشد. درحالیکه روحانیت یک نهاد دینی و مردمی بوده و در نظام ما جایگاه رفیعی دارد. اگر ما در یک نظام اسلامی هستیم و اسلامیت آن را پذیرفتهایم، باید بپذیریم که روحانیت در این نظام دارای جایگاهی والا است.
در تمام دنیا نیز نهادهایی وجود دارد که مورد قبول مردم هستند و کارهای بزرگی انجام میدهند. اینطور نیست که حتما این جایگاه باید در جایی تصویب شده باشد.
روحانیت به معنای عامش در کشور، نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده و باید این نعمت را حفظ کرد. کنار گذاشتن این نعمت ظلم به انقلاب است. اسلام منهای روحانیت و نظام منهای روحانیت، خواسته دشمنان اسلام و انقلاب است. ما باید روحانیت را حفظ و تقویت کنیم.
بنده خودم را هیچ میدانم، اما روحانیت را باید حفظ کنیم. این نهادی است که 1400سال روی آن کار شده تا به اینجا رسیده است. اینکه ما این نهاد و نقش آن را، آن هم در یک روزنامه رسمیدولتی نادیده بگیریم، ظلم است. اینها مصیبت است که انسان میشنود که میگویند روحانیت اصلاً چه کاره است؟ اینها کم لطفی است و باعث سوء استفاده دشمن میشود.
اینکه برخی بزرگان نمیخواهند وارد مسایل جزیی بشوند، به خاطر حفظ شئون روحانیت است، اما ما طبق نظر حضرت امام در مسایل سیاسی در آن حدی که صلاح باشد باید حضور داشته باشیم.
مثالی هم از اتحاد و احترام روحانیت به ذهنم آمد. مرحوم پدرم نقل میکرد که در زمان ناصرالدین شاه در تهران دو روحانی بزرگ، مورد احترام مردم بودند. یکی حاج ملا علی کنی که نفوذ بیشتری داشت و دیگری حاج ملا صادق که در خیابان مولوی ساکن بود. ظاهراً این دو عالم با هم قدری هم اختلاف مشرب داشتهاند.
از قضا حاج ملا صادق یکی از درباریها را که شراب خورده و بد مستی کرده بود، در وسط خیابان مولوی حد میزند. این خبر به ناصرالدین شاه میرسد. میگوید این شیخ که بوده و بالاخره دستور میدهد او را به عراق تبعید کنند. ایشان هم حرکت میکند به سمت حضرت عبدالعظیم که از آنجا برود به سوی عراق.
پدرم میگفت وقتی خبر به گوش مرحوم حاج ملا علی کنی میرسد، میگوید به مردم اعلام کنید که ما هم از ایران میرویم. منزل ایشان در بازار بوده (اکنون هم سرایی به نام ایشان است) و به محض حرکت ایشان، بازار تعطیل میشود. خبر به خیابان ها میرسد، مردم هم حرکت میکنند به سوی حرم حضرت عبدالعظیم و شهر تعطیل میشود.
میگویند حتی درباریها و مأمورین هم اسلحه ها را میاندازند و به دنبال حاجی راه میافتند. خبر به گوش شاه میرسد. شاه به صدراعظم دستور میدهد که بروید و حاجی را برگردانید.
صدراعظم با عجله خود را به حاج ملاعلیکنی میرساند و تقاضای شاه را به عرض ایشان میرساند. ایشان میگوید موضوع اصلی تبعید حاج ملا صادق است، هروقت آن آقا برگشت، من هم برمیگردم.
صدراعظم مجبور میشود برود و از حاج ملا صادق عذرخواهی کند، حاج ملا علی میگوید، من اینجا میمانم، شما بروید آقا را از حرم حضرت عبدالعظیم برگردانید تا با هم به تهران برگردیم.
غرض آنکه علما اینگونه حریم یکدیگر را نگه میداشتند. ما نیز باید الان حریم خودمان را حفظ کنیم، وقتی ما احترام یکدیگر را حفظ نمیکنیم، میخواهید دشمنان، احترام ما را حفظ کنند؟
مبنای انتخاب افراد صلاحیت نه وابستگی
نکته قابل ذکر دیگر توجه به انتخاب افراد برای نمایندگی در مجلس است. ما باید به گونهای انتخاب کنیم که تمام گروههایی که در کشور مؤثر هستند از اصناف مختلف، خانمها، دانشگاهیان و... در مجلس حضور داشته باشند و اگر بتوانیم ترکیبی از همه گروهها داشته باشیم بسیار مناسبتر است.
خلاصه اینکه به جای اینکه بر مبنای وابستگیها گزینش کنیم، مبنای ما انتخاب اصلح بر اساس اصول و شایستگیها باشد.
پرهیز از اسراف در تبلیغات
موضوع دیگر که باید نامزدها و گروههای شرکت کننده در انتخابات به آن توجه کنند، صرفه جویی و پرهیز از اسراف است. در شرایطی که مردم گرفتاریهای اقتصادی دارند، تبلیغات پر زرق و برق باعث اثر منفی در ذهن آنان خواهد بود.
نکته دیگر اطلاع رسانی صحیح و به موقع است. تصمیماتی که این کمیته 8+7 میگیرند، حتماً به اطلاع مردم برسد.
تبعیت از رهنمودهای رهبری در خصوص انتخابات
آخرین نکته که بسیار اهمیت هم دارد، توجه و دقت نسبت به رهنمودهای مقاممعظمرهبری در خصوص انتخابات است. توجه داشته باشیم که حفظ ولایت و نظام، همچنین متأثر نشدن از مواضع و مواقع قدرت و ثروت که ایشان فرمودند، سرلوحه قرار گرفته و بیانات و پیامهای ایشان همیشه مورد توجه باشد.
امیدوارم که این جلسه منشاء خیر باشد.
حجه الاسلام والمسلمین زائری از روحانیون شناختهشده و سردبیر سابق روزنامه همشهری در برنامه زندهای که جمعهشب و پس از افطار از شبکه دوم تلویزیون پخش شد بهشدت از ماجرای دستگیری افرادی که آبپاشی کرده بودند انتقاد کرد.
آقای زائری در صحبتهای خود گفت: من آزار میبینم وقتی میبینم 4 تا جوان را بهخاطر آبپاشی دستگیر کردهاند. آنهایی که طرفدار چنین دستگیرکردنهایی هستند نظام جمهوری اسلامی را کوچک میبینند.
وی در ادامه گفت: نظام جمهوری اسلامی آنقدر بزرگ است که سالهاست مقابل قدرتهای بزرگ و کشورهای استکباری ایستاده است.
حجه الاسلام زائری در بخشهای دیگری از این برنامه بر اهمیت ترویج کتابخوانی در ایران پرداخت و گفت: میتوانیم قرارهای فیسبوکی با دوستان بگذاریم و برویم کتاب بخوانیم.
روزنامه ابتكار نوشت: عباس امیریفر از متهمان آنچه اصولگرایان «جریان انحرافی» میخوانند و مدتی را نیز در بازداشت بهسر برد، در مراسم افطار سیاسی اصولگرایان حضور یافت.
به گزارش تعامل، این مراسم افطار سیاسی به میزبانی جامعه اسلامی مهندسین در دانشگاه امامصادق(علیهالسلام) برگزار شد و چهرههای مختلف سیاسی اصولگرا در این مراسم شركت كردند.
اما آنچه بیش از حضور برخی مدیران ارشد دولتی جالب توجه بود، حضور عباس امیریفر، دبیر جامعه وعاظ ولایی و مسئول فرهنگی نهاد ریاستجمهوری و امام جماعت مسجدسلمان نهاد ریاستجمهوری بوده است.
نكته درخور توجه، حضور امیریفر تا پایان این برنامه بود. حاضران در جلسه اعلام كردند كه در حین سخنرانی دكتر حدادعادل در این مراسم و اشارات وی به جریان انحرافی، امیریفر زبان به اعتراض گشوده و به سخنان حدادعادل معترض گشته است.
اردشیر امیر ارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، با تاکید بر این که «زندانی کردن رهبران جنبش سبز خلاف موازین حقوق بشری و نیز قوانین داخلی جمهوری اسلامی است» اظهار داشت: «ما آزادی آقایان موسوی و کروبی را گدایی نمی کنیم ؛ آزادی ایشان را می بایست به حاکمیت تحمیل کرد.»
به گزارش جرس، اردشیر امیرارجمند در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی فارسی، در ابتدای صحبتهای خود به بحث های مربوط به ماهیت شورای هماهنگی راه سبز امید پرداخت و با بیان اینکه به دلایل امنیتی از ذکر نام و تعداد اعضای این شورا معذور است، گفت: "در جنبش سبز طیف های متفاوت و متکثری وجود دارند و در زمینه های مختلف هم، با هم اختلاف عقیده دارند. یکی از نکات مهمی که در زمان تشکیل این شورا مورد تایید رهبران جنبش بود، وجود تکثر در جنبش سبز بوده است و اینکه باید دیدگاه های مختلف در داخل این شورا عرضه شود. به این نکته نیز توجه شده که افرادی که در شورا هستند باید بتوانند استعداد بیان نقطه نظرات گوناگون را داشته باشند."
سخنگوی شورای هماهنگی می گوید در زمان تشکیل شورا این ایده مطرح بود که "اگر ما نمی توانیم شورایی را تشکیل دهیم که از لحاظ وسعت همانند یک شورای ملی باشد، اما باید بتوانیم نوعی از افراد را در این شورا داشته باشیم که بتوانند بیشترین میزان توانایی در ارایه ی دیدگاه های مختلف را داشته باشند."
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با تایید این نکته که هدف شورا بیان برایند دیدگاه های مختلف است در پاسخ به سئوال مجری برنامه در این مورد که " چگونه می توان فهمید که پس از دو سال از تولد جنبش سبز برایند خواست های مردم چیست؟" گفت: "برای اینکه شورا دارای یک چهارچوب حداقلی باشد، مبنای تشکیل شورا، منشور جنبش سبز تعیین شد و شورا سعی دارد تا ضمن در نظر گرفتن تحولات، در چهارچوب مواضع رهبران جنبش مواضع خود را اتخاذ نماید."
مشاور ارشد میرحسین موسوی تصریح کرد: "کشور در حال تحولات روزمره است و به طبع دیدگاه های مختلفی ارایه می شود. طیف های مختلف دارای دیدگاه ها و تحلیلات مختلفی نسبت به وقایع روز هستند. اینها همه باید در نظر گرفته شود و برآیند آنها به عنوان تصمیم شورا مطرح شود."
در ادامه بحث پیرامون ماهیت شورای هماهنگی راه سبز امید این بحث و پرسش مطرح شد که در خیابان ها شاهد بودیم معترضان علیرغم اینکه رهبران جنبش سبز در دوران آزادی شان خواهان اعمال تحولاتی در چهارچوب قانون اساسی بودند، شعارهایی سر دادند که اصل و کلیت نظام را زیر سوال برد. کسانی در جنبش سبز هستند که با حکومت جمهوری اسلامی مخالفند و پایبند به قانون اساسی کنونی نیستند. آیا نظرات چنین طیفی در شورای هماهنگی راه سبز امید نماینده دارد؟
امیرارجمند در پاسخ به این نظر و سوال با اشاره به وجود طیف ها و تفکرات گوناگون در میان اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید، گفت: "قطعا می بایست که نظرات و دیدگاه های تمامی اعضای جنبش در این شورا مطرح گردد؛ ما در شورا جناح هایی داریم که معتقد هستند تنها می بایست در نفرات تغییراتی حاصل شود و قانون اساسی کنونی عیب و نقصی ندارد. عده ای دیگر معتقدند که سیستم و نهادها و همچنین قانون اساسی دارای ایراد و مشکل است. عده ای اصل ولایت فقیه را قبول دارند و عده ای بر این عقیده هستند که اصل ولایت فقیه باید برداشته شود. بنابراین جنبش سبز جنبشی متکثر است. اما شورا بر اساس قدر مشترک عمل می کند؛ این قدر مشترک عبارت است از حرکت در چهارچوب قانون اساسی (و حرکت در چهارچوب قانون اساسی به آن معنی نیست که هدف، قانون اساسی باشد) به سمت انتخابات آزاد که خود مرحله ای است برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت به دست خود مردم ایران به صورت واقعی و تمام عیار. "
امیرارجمند با حتمی دانستن وجود گروهی از مردم که خواهان روی کار آمدن حکومتی سکولار هستند و جمهوری اسلامی را قبول ندارند، تاکید کرد: "در شورا نظرات تمامی طیف ها مطرح می شود و ما از تمامی طیفها مشاورانی داریم. ما وجود بخش های گوناگون در جنبش سبز را تکذیب نمی کنیم و تمامی طیفها باید مورد توجه قرار بگیرند و مورد توجه قرار گرفتن هم تنها به تعداد و پایگاه مردمی نیست، چرا که هیچگاه به صورت رسمی رای گیری و انتخاباتی برای سنجش میزان پایگاه مردمی طیف ها و گروه های مختلف برگزار نشده است."
وی افزود: "وجود طیف سکولار هم مسئله ای حتمی است و حتما می بایست نقطه نظرات آنها هم در تمامی تصمیم گیری ها مورد توجه قرار بگیرد. ما می بایست تا آنجا که می توانیم از همه ی گروه ها نماینده داشته باشیم . من به دلایل معذوریت هایی که دارم نمی توانم تمامی طیف هایی که در شورای هماهنگی راه سبز امید نماینده دارند را خدمت شما نام ببرم. ما خواستار رسیدن به روزی هستیم که با برداشته شدن محدودیت ها تمامی طیفها بتوانند آزادانه و به صورت واضح نمایندگی خود را داشته باشند."
اردشیر امیرارجمند در ادامه سخنان خود به مسئله ی منشور جنبش پرداخته و با بیان اینکه لازم نیست تا "کار تهیه ی ویرایش سوم منشور جنبش سبز حتما پس از آزادی رهبران جنبش سبز صورت بپذیرد"، گفت: "منشور جنبش سبز هم همانطور که ویرایش دوم آن منتشر شد، می تواند دارای ویرایش های بعدی هم باشد و گروه های مشورتی و طیف های گوناگون می توانند کار لازم را برای تدوین ویرایش سوم منشور جنبش سبز شروع نمایند. اما همانطور که در مورد دو ویرایش قبلی این اتفاق صورت گرفته در مورد ویرایش سوم هم تایید آن بر عهده ی رهبران جنبش سبز خواهد بود که اینکار می بایست بعد از آزادی ایشان صورت بپذیرد. اما به هرحال ما می توانیم از هم اکنون زمینه را فراهم نماییم تا پس از آزادی این دو بزرگوار، ویرایش سوم را برای تایید به آنها ارایه نماییم."
مشاور ارشد میرحسن موسوی در خصوص وضع رهبران جنبش سبز گفت: "ما امیدواریم که رهبران جنبش سبز آزاد بشوند. زندانی شدن رهبران جنبش سبز علاوه بر اینکه برخلاف موازین حقوق بشری است، برخلاف قوانین داخلی خود کشور هم می باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد که این دو بزرگوار در حصر باشند."
وی تاکید کرد: "ما می دانیم که شرایط موجود برای آقایان موسوی و کروبی حتی از زندانیان معمولی هم بدتر است و حتی برخی حقوق اولیه که زندانیان دارند از این آقایان نیز سلب شده است. به عنوان مثال آقای میرحسین موسوی دارای پزشک نیستند و یا حتی آقای کروبی حق هواخوری عادی را ندارند. در مورد آقای کروبی تمامی دستگیره های پنجره ها را برداشته اند تا مبادا ایشان اقدام به بازکردن پنجره ها برای هواخوری نمایند!"
وی تصریح کرد: "اما در عین حال ما آزادی رهبران جنبش سبز را گدایی نمی کنیم ؛ آزادی ایشان را می بایست به آنها تحمیل کنیم. ما باید تمامی فعالین را بسیج نماییم و اقدامات لازم را صورت دهیم تا حاکمیت مجبور به عقب نشینی شود."
امیرارجمند در خصوص بخش خارج از کشور جنبش سبز اظهار داشت: "جنبش سبز هنگامی موفق است که همچنان بر داخل کشور اتکا داشته باشد، و دوستانی که در خارج کشور هستند می بایست به عنوان یک آینه بازتاب دهنده ی نظرات مردم داخل کشور باشند و از امکاناتشان به نفع مردم داخل کشور استفاده کنند. باید دوستان خارج از کشور توجه داشته باشند که همگام با جنبش سبز در داخل ایران پیش بروند و مراقب باشند که فاصله ای بین افراد داخل کشور و خارج از آن ایجاد نشود."
امیرارجمند همچنین با رد انفعال جنبش سبز می گوید: "ما می بایست اکسیون هایی را به اجرا در آوریم که با توجه به شرایط داخل کشور باشد و از گذشته درس بگیریم. فقدان تظاهرات خیابانی به معنای اینکه عدم وجود جنبش نیست."
وی افزود: "جنبش در مطالبات مردم است که این مطالبات مردم همچنان وجود دارد و عمیق تر هم شده است. فعالیت جنبش اکنون در شکل گیری و قدرتمند تر شدن جنبش در شبکه های اجتماعی است و نکته ای که همیشه مورد تاکید بوده بحث آگاهی و آگاهی بخشی بوده است."
مشاور میرحسین موسوی گفت، علیرغم ادعای مرگ جنبش سبز از سوی حاکمان، پاسخ میلیونی به فراخوانی که در ۲۵ بهمن رهبران جنبش سبز صادر نمودند، دستگاه های اقتدار گرا را متعجب کرد. وی تاکید کرد: "زنده بودن جنبش سبز را می توان از عکس العمل حاکمان دید. اگر حتی مواضع مقامات ارشد را قرار دهیم متوجه خواهیم شد که خود آنها به پویایی جنبش سبز معترفند."
امیرارجمند گفت: "اگر جنبش تمام شده این سرکوب ها، گرفتن و زندانی کردن ها برای چیست؟ حکومتی که برای ادامه ی حیات خود از سرکوب استفاده می کند یعنی دیگر اقتدار و مشروعیت ندارد. الان هم وضعیت به همین شکل شده است."
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در ادامه با اشاره به وجود دو باند قدرت وابسته به احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی می گوید: "در تقلب انتخاباتی سال ۸۸ دو جناح با یکدیگر متحد شدند و امروز خود آن دو یکدیگر را به تقلب در انتخابات متهم می کنند و هر کدام می گوید که در انتخابات بعدی، دیگری قصد تقلب دارد. بنابراین خود آنها اصل وجود امکان تقلب در انتخابات را پذیرفته اند."
امیرارجمند در ادامه بحث پیرامون شکاف و بحران مشروعیت دربین گروه های حاکم، به استفاده ی ابزاری از دین توسط حاکمان اشاره کرد و گفت: زمانی که گروه احمدی نژاد ادعای ارتباط با امام زمان می کند، طرف مقابل مجبور است تا برای ایستادگی در جلوی این گروه از طرف خدا صحبت کند و می بینیم که آقایان امروز از طرف خدا هم صحبت می کنند. اقتدارگرایان به سمت مقدس کردن و مطلق کردن قدرت رفته اند.
وی تاکید کرد: حکومت به یک بن بست تئوریک رسیده است، ما می بینیم که مسئولین صحبت های جالبی می کنند و به "فاصله ی مردم و حکومت"، "اختلاف بین طرفداران نظام با رهبری" و "شکاف بین اصول گرایان" اشاره می شود.
امیرارجمند با اشاره به دستاورد های جنبش سبز در بوجود آوردن شکاف در درون حاکمیت، حکومت را از لحاظ مشروعیت در وضع و سطحی بسیار پایین ارزیابی کرد و افزود: اگر امروز می بینیم که عده ای، دوستان قبلی خود را برادران قاچاقچی صدا می کنند و یکدیگر را به فساد متهم می کنند، اینها همگی تاثیر فعالیت های جنبش سبز است.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید ابراز عقیده کرد که راه حل برون رفت از شرایط کنونی برگزاری یک انتخابات آزاد و سالم و بدون وجود نظارت استصوابی است.
مشاور میرحسین موسوی در بخش پایانی صحبت های خود به مسائله ی انتخابات پرداخت و تاکید کرد که انتخابات برای جنبش سبز که جنبشی مسالمت آمیز محسوب می شود، هم یک استراتژی و هم یک تاکتیک است. استراتژی از آن جهت که جنبش سبز جنبشی مسالمت آمیز و معتقد به راه حل های دموکراتیک است ، و تاکتیک از آن جهت که برای شرکت در انتخابات حاکمان را ملزم به رعایت خواست های معترضین می کند.
وی گفت: در صورتی که حاکمان بخواهند انتخاباتی صوری برگزار نماید، ما نیز اقدام به افشاگری و آگاهی بخشی خواهیم کرد.
امیرارجمند در پاسخ به این موضوع که احتمال دارد عده ای از اصلاح طلبان در انتخابات آتی مجلس شرکت کنند، گفت: ما باید بینیم که چه کسانی واقعا اصلاح طلب هستند. اینکه عده ای بخواهند تحت نام اصلاح طلبی و بدون وجود انتخاباتی آزاد، تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت نمایند مسئله ی خودشان است و به اصلاح طلبان واقعی ارتباطی ندارد.
سخنگوی شورای هماهنگی تصریح کرد: لازم نیست تا ما در هر انتخاباتی شرکت نماییم، انتخابات آزاد به معنای دادن امتیازهای جزیی همانند تایید صلاحیت عده و یا گروهی خاص نیست . انتخابات آزاد برای ما تا زمانی که رهبران جنبش سبز و دیگر رهبران و مردم اقشار و طیف های گوناگون در زندان ها هستند، همچنین تا زمانی که اجازه ی فعالیت آزادانه ی احزاب، سندیکاها و روزنامه ها داده نشود معنا پیدا نخواهد کرد؛ و در صورت عدم رعایت مسایل مذکور و حذف نکردن نظارت استصوابی و ندادن تضمینهای لازم برای عدم تقلب در انتخابات، ما در انتخابات آتی شرکت نخواهیم کرد.
آیتالله خامنهای جزء معدود رهبران و صاحبان قدرت در جهان است که حاضر به مصاحبه و گفتوگو با هیچ رسانهای نیست، و تمایل ندارد در معرض نقد و پرسش قرار گیرد. رهبر جمهوری اسلامی از این جهت خود بهخود در کنار حاکمانی چون کیم جونگ ایل رییس جمهور کره، و ملک عبدالله، پادشاه عربستان قرار میگیرد. رهبرانی که خود را فرازمینی میدانند و برای خود شأن پاسخگویی قائل نیستند.
از نیمهی خردادماه 1368 که حجتالاسلام خامنهای، آیتالله شد و رهبر جمهوری اسلامی، دیگر کسی شخص اول نظام سیاسی را «پاسخگو» ندید، و هیچ خبرنگاری امکان پرسش و پاسخ با رهبر را نیافت. اگر هم جایی میکروفونی مقابل رهبر نهاده شده و سئوالی مطرح، همهچیز حکم استفاده از محضر مقام ولایت داشته، و پرسشی به قصد نقد یا رفع ابهام از ذهن مخاطبان مطرح نشده است. میکروفون و خبرنگار هم گزینش شدهترین موارد از جمع صدا و سیمای حکومتی بوده، که مبادا مصاحبهکننده دست از پا خطا کند و هرچند اندک، خاطر مبارک را بیآزارد. پای صندوق رأی یا در نمایشگاه کتاب و بازدید «سرزده» از فلان منطقه، رهبر جمهوری اسلامی تنها به نصیحت و ارشاد «بینندگان و شنوندگان عزیز» پرداخته و تبیین دیدگاههای ویژهی خویش: توضیح فهمی از واقعیت که روایت برتر است و یگانه.
از این جهت، آیتالله خامنهای حتی در مقایسه با محمدرضا پهلوی، شاه خودکامهی ایران نیز وضعی ناگوار دارد. «شخص نخست» نظام سلطنتی حتی با خبرنگاران برجستهای چون اوریانا فالاچی و مایک والاس حاضر به گفتوگوی انتقادی شد و در برابر پرسشهای آنان وادار به موضعگیری و شفافسازی مواضع و عملکرد خویش. شاه مجبور بود وضع دموکراسی و آزادی بیان و اختلاف طبقاتی و زندانیان سیاسی را در قلمرو حکومتاش توضیح دهد و به انتقادها و پرسشهای حقیقتجو، پاسخ گوید. رهبر جمهوری اسلامی اما، در جایگاه و مقام و موقعیتی که اجل از مصاحبه و نقد است، حاضر نشده در برابر هیچ خبرنگاری قرار گیرد، تا حتی بهقدر احمدینژاد هم که شده، بیپروا تحریف حقیقت کند و چشم در چشم خبرنگار و مخاطبان گزارش ناصحیح و خلاف واقع دهد.
کاش اگر آیتالله خامنهای، به مصالحی با خبرنگاران پرسشگر روبرو نمیشود، در جایی دیگر مورد سئوال و نقد قرار میگرفت؛ مشکل اینجاست که بالاترین مقام حقوقی جمهوری اسلامی در هیچ جای دیگری مورد بازخواست واقع نمیشود. وقتی مصباح یزدی، عضو ارشد مجلس خبرگان رهبری، تاکید میکند که «مخالفت با وليفقيه مخالفت با ائمه و در حد شرك بالله است»، و محمد یزدی، نایب رییس مجلس خبرگان تصریح مینماید که «ولی مطلق فقیه در تصمیمات خود هیچگاه اشتباه نمیکند»، تکلیف نهادی بهنام «مجلس خبرگان» که مطابق قانون اساسی باید پرسشگر و نقاد رهبری و ناظر بر عملکرد وی باشد، مشخص میشود.
قابل تأمل آنکه صلاحیت اعضای مجلس خبرگان مطابق قانون انتخابات و آییننامهی این مجلس، یا توسط فقهای شوراي نگهبان تأیید و گواهی میشود (که جملگی خود منصوبان شخص رهبر هستند) و یا «كساني كه رهبر معظم انقلاب صريحا يا ضمنا اجتهاد آنها را تاييد كرده باشد، از نظر علمي نياز به تشخيص فقهاي شوراي نگهبان نخواهد داشت.»
قابل پیشبینی است که از این دور باطل (رهبری نظام- فقهای شورای نگهبان- خبرگان رهبری) آبی برای نقد و پاسخگویی، گرم نمیشود.
این درحالی است که «نظارت» و «نظارت پذیری» یکی از مهمترین ملاکهای سنجش کیفیت و ماهیت نظامهای سیاسی در جهان مدرن است. این، اصلی اساسی در علم سیاست است که هرچه قدرت مطلقتر باشد، در معرض آسیب و فساد بیشتری است. تلاش برای نظارت دائمی بر ارکان قدرت، حاصل تجربه و دانش بشری است. چنانکه قوه مقننه در نظامهای دموکراتیک، افزون بر نقش تقنینی، وظیفهی نظارت بر عملکرد قوای مجریه و قضاییه را داراست؛ که مبادا خارج از نظارت و نظر نمایندگان مردم، اقدامی اجرایی صورت گیرد یا جرم و مجازاتی تعریف شود. حتی در نظام حکومتی ریاستی آمریکا (اگر آن را قویترین دولت و شخص نخست آن را صاحب قدرتترین فرد بدانیم) رییسجمهور نه تنها در برابر خبرنگاران قرار میگیرد که بهعنوان متهم مورد مواخذه و سئوال واقع میشود.
اینجا، در ایران نفتی اما، رهبری با وجود اختیارات گستردهای که دارد (مطابق اصل 110 قانون اساسی: فرماندهي كل نيروهاي مسلح؛ نصب و عزل و قبول استعفاء: فقه هاي شوراي نگهبان، عاليترين مقام قوه قضاييه، رييس سازمان صدا و سيما، رييس ستاد مشترك، فرمانده كل سپاه پاسداران، فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي؛ و ...) و با وجود دایرهی اقتدار غریب رهبری در حوزههای اقتصاد و فرهنگ و مدیریت کلان امور، نه «نظارت»ی وجود دارد و نه «پاسخگو»یی.
رهبر جمهوری اسلامی همیشه از «جایگاه»ی بالاتر، در موقعیت وعظ و نصیحت و امر و نهی و صدور فرمان و تعیین تکلیف برای شهروندان خود و دیگر ساکنان جهان قرار میگیرد. او که باور کرده (یا همراه با دیگر باورمندان به «ولایت مطلقه فقیه» تلاش میکند به مخاطبان بباوراند) «نمایندهی خدا بر زمین» است، بهگونهای قابل تحلیل، نه حاضر به پاسخ گفتن به سئوال نمایندگان افکار عمومی داخل است و نه خبرنگاران خارجی.
تا هنگامی که «در» مدیریت نظام سیاسی در ایران بر این «پاشنه» میگردد و رهبر جمهوری اسلامی در مقام و موقعیت «شخصیت غیرپاسخگو» قرار دارد، هر ادعا و سخنی در مورد «جمهوریت» نظام، به طنز میماند و تنها مایهی فریب بیش از پیش هواداران سینهچاک نظام است.
دیروز، رهبر نظام مبتنی بر ولایت فقیه مدعی شد که انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی محسوب میشود که از مسیر آرمانهای خود منحرف نشده است. اگر فقط یک شاهد برای نفی این ادعای آیتالله خامنهای کافی باشد، همین سامان غیردموکراتیک و مواجههی غیرمسئولانه و پاسخگو نبودن شخص رهبر جمهوری اسلامی، با وجود آرمانهای انقلاب است؛ انقلابی که فعالان و پیگیرانش در پی «جمهوریت» و مقید و مشروط و پاسخگو کردن حاکمیت سیاسی و ایجاد فضای باز و آزاد و امن برای نقد قدرت بودند.
منبع: جرس
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: پیشكسوت صادرات كشور كه مدتی قبل گفته بود اگر به او اجازه میدادند تمام نمایشگاه بینالمللی را میخرید، پس از اعلام دولت مبنی بر واگذاری 80 درصد سهام شركت نمایشگاههای بینالمللی عنوان كرد: من علاقهمند به خرید سهام نمایشگاه نیستم اما اگر ملک آن را به قیمت مناسب عرضه كنند میخرم.
به گزارش ایسنا، اواخر سال 88 زمانی كه نمایشگاه بینالمللی ابتدا به سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح واگذار و سپس این واگذاری لغو شد، اسدالله عسگراولادی در یكی از نشستهای هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران وقتی از واگذاری نمایشگاه بینالمللی صحبت شد، با لحنی گلایهآمیز گفته بود: اگر میگذاشتید تمام نمایشگاه بینالمللی را خودم میخریدم.
حال كه پس از گذشت حدود دو سالی از آن زمان، هنوز نمایشگاه بینالمللی واگذار نشده و طی هفته اخیر دولت اعلام كرده 80 درصد سهامش را واگذار كرد، عسگراولادی این بار نیز برای خرید آن اعلام آمادگی میكند، منتها وی تاكیدش بر این است كه خریدار ملک نمایشگاه است نه سهام آن.
در حالیکه ترکیه با اعلام مهلتی ده روزه خواسته هایی را از سوریه برای خروج از بحران مطرح کرده که یکی از آنها عقب نشینی از حماه بود و این عقب نشینی به سرعت عملی شد، اما چند ساعت طول نکشید که نیروهای بشار اسد این بار به سمت حمص و مرز ترکیه لشکرکشی کردند و قتل عامی تازه به راه انداختند.
به گزارش خبرنگار کلمه، منابع آگاه سیاسی و دیپلماتیک در آنکارا فاش کردهاند که بر اساس مفاد توافق مطرح شده بین اسد و وزیر خارجه ترکیه، اردوغان ده روز برای آغاز اصلاحات در سوریه فرصت داده است. اما امروز باز هم از سوریه خبر رسید که در نتیجه تیراندازی نیروهای امنیتی سوریه در شهر حمص ۱۵ نفر کشته شده اند و احتمال اینکه این آمار افزایش پیدا کند زیاد است.
منابع خبری مختلف بین المللی اعلام کردند که ارتش با مسلسل، تانک و ضدهوایی به سوی ساکنان این شهر در مرکز سوریه آتش گشوده است. این در حالی است که درخواست های بین المللی از بشار اسد برای پایان دادن به سرکوب خونین معترضان در سوریه همچنان ادامه دارد.
به گزارش کلمه و به نقل از خبرگزاری های بین المللی، رامی عبدالرحمن، مدیر گروه نظارت بر حقوق بشر سوریه، گفته است در جریان تیراندازی نیروهای امنیتی به سوی ساکنان منطقه باب عمرو در شهر حمص در روز چهارشنبه ۱۵ نفر کشته شده اند. رامی عبدالرحمن می گوید: «یک قتل عام در این منطقه به وقوع پیوست.»
طبق این گزارش، نیروهای امنیتی از سه ماه پیش در این شهر مستقر شده اند و میدان های اصلی شهر را در کنترل خود دارند. شهر حمص در ۱۶۵ کیلومتری شمال دمشق طی هفته های اخیر شاهد تظاهرات ضددولتی بوده است.
رامی عبدالرحمن همچنین می گوید، روز چهارشنبه دو نفر در محله های حاشیه ای دمشق کشته اند و یک زن نیز در جریان اعزام تانک ها و زره پوش به یک شهر شمالی سوریه نیز جان خود را از دست داده است.
جستوجوی خانه به خانه و شلیک به سوی هرکس که اقدام به فرار کند!
یک فعال ناراضی هم در حمص نیز می گوید: نیروهای امنیتی دست به عملیات بزرگی در این شهر زده اند که با دستگیری ها، جستوجوی خانه به خانه و شلیک به سوی کسانی که می خواهند فرار کنند همراه است.
گروه فعال «کمیته همکاری محلی» در صفحه فیسبوک خود نیز نوشت: نیروهای امنیتی اقدام به ربودن اجساد کردند و به سوی اتومبیلی که یک غیرنظامی زخمی را حمل می کرد شلیک کردند که باعث توقف آن شد. بعد از آن تانکی این ماشین را زیر گرفت و له کرد.
واکنش تند سوریه به درخواست های بین المللی
با افزایش هشدارها و تهدیدات بینالمللی علیه سوریه، نماینده این کشور در سازمان ملل، بشار جعفری، روز چهارشنبه، اعلام کرد که حق حاکمیت در هر کشوری خط قرمز آن کشور محسوب میشود که نباید از آن گذشت. به گزارش الجزیره، وی اظهار داشت: «ما اکنون تعهدات و وظایف خود را به خوبی میدانیم اما ما در مسیر درست قرار داشته و به هیچ کشوری اجازه دخالت در امور داخلی خود را نمیدهیم.»
وی در نشست سازمان ملل از کشته شدن ۵۰۰ نیروی ارتش و امنیتی سوریه گزارشی را ارایه کرده بود. وی پس از بازگشت از نیویورک در جلسهای هیت دولت با بشار اسد دیدار کرد و در آن به توضیح جزییات نشست وی در سازمان ملل پرداخت. همزمان مخالفان حکومت سوریه از کشتهشدن دستکم ۲۰ تن توسط ارتش این کشور در روز چهارشنبه، ۱۰ اوت، خبر دادهاند.
واکنش متقابل سوریه به عربستان، کویت، بحرین و قطر
دولت سوریه در واکنش به اقدام عربستان، کویت، بحرین و قطر که اخیرا سفرای خود را از دمشق فراخواندهاند؛ سفیران خود را از این کشورها فراخواند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی شبکه العالم به نقل از منابع آگاه سوری ادعا کردند که این اقدام سوریه در اعتراض به حمایت این کشورها از گروههای سلفی وهابی، و افراطیهای مسلح صورت گرفته است.
از سوی دیگر روز گذشته ارتش سوریه به شهرهایی در شمال آن کشور حمله کرد. به گزارش الجزیره، فعالان سوری گفتهاند تانکها و خودروهای زرهی به مناطقی در نزدیکی مرز سوریه با ترکیه وارد شدهاند.
بر اساس گزارشها در حملات روز چهارشنبه که در ۳۰ کیلومتری مرز ترکیه با سوریه رخ داد دستکم یک زن کشته و ۱۳ نفر زخمی شدهاند.
فعالان مخالف دولت دمشق میگویند نیروهای حکومتی روز چهارشنبه به شهرهای "تفتناز" و "سِرمین" در نزدیکی مرز ترکیه حمله کردند. شهر "دیرالزور" در غرب سوریه نیز برای چهارمین روز پیاپی، در زیر آتش نیروهای دولتی قرار داشت.
همچنین این نیروها روز پنج شنبه در ادامه سرکوب اعتراضات مخالفان، وارد شهر سراقب در شمال غربی این کشور شدند.
بر اساس گزارش سازمان های حقوق بشری سوریه، نیروهای ارتش سوریه مجهز به نفربر و تانک پس از ورود به شهر، اقدام به بازداشت ها ده ها نفر کرده اند. همزمان صدای تیراندازی و انفجار از این شهر شنیده شده است.
شهر سراقب در استان ادلب نزدیک مرز ترکیه واقع شده است. این منطقه در ماه های اخیر شاهد درگیری های گسترده مخالفان و ارتش سوریه بوده است.
خروج تانک های ارتش از حما
در همین حال خبر رسید که تانک های ارتش سوریه روز گذشته از شهر «حما» خارج شدند. رجب طیب اردوغان نخست وزیرترکیه علت خروج نیروهای سوری از «حما» را نتیجه تلاشهای دولت خود میداند. روز سه شنبه وزیر خارجه ترکیه، با تعیین ضرب الاجلی ده روزه، پیام شدیداللحنی به حکومت دمشق ارایه داد تا به سرکوبی ها پایان دهد.
براساس گزارشهای خبری روند عقب نشینی نیروهای ارتش سوریه از حماه روز گذشته با مشارکت ۶۰ خبرنگار انجام شد که طی آن ۴۰ زره پوش و تانک و نفر بر ارتش سوریه در حالیکه خدمه آن شعارهائی در حمایت از اسد سر میدادند، از این شهر خارج شدند. نیروهای ارتش همچنین از استان ادلب عقب نشینی کرده و روستای اریحا واقع در جنوب این استان را ترک گفتند.
سفیرترکیه در سوریه نیز با دیدار از حما، در نماز جماعت ظهرچهارشنبه مردم این شهر شرکت کرد.
در عین حال منابع آگاه سیاسی و دیپلماتیک در آنکارا مفاد توافق مطرح شده بین اسد و وزیر خارجه ترکیه را فاش کردند که در پی آن اردوغان تصریح کرد اسد ده روز برای آغاز اصلاحات فر صت دارد.
محورهای این توافق شامل تغییر کابینه در سوریه در مدت دو هفته، مذاکره ترکیه با بخشی از اپوزیسیون(مقیم ترکیه) در مورد مشارکت آنها در کابینه، آغاز اجرای اصلاحات اساسی و در راس آنها اجرای انتخابات ریاست جمهوری در مدت ۲۴ ماه که قبل از آن باید اصلاحات بر مبنای قانون جدید انتخابات و قانون احزاب و انتخابات پارلمانی صورت بگیرد، عقب نشینی تانکهای ارتش از حماه برای نشان دادن حسن نیت به این هدف که طرف ترک مذاکرات خود را با اپوزیسیون آغاز کند بوده است.
ترکیه اعلام کرده است که اگر طرف سوری این توافق را ظرف ده روز عملی ساخت، آنها نیز به نوبه خود تلاشها و تماسهائی را برای حمایت از سوریه در سطح بین المللی و در مورد تحریمها و یا در سطح تحرک نظامی آغاز خواهد کرد.
این در حالی است که به گفته منابع مذکور، امریکا با مفاد پیام اوغلو برای اسد موافق نیست زیرا توافق بدست آمده میان کلینتون و اوغلو شامل موارد فوق الذکر نبود بلکه شامل بیرون کشیدن تانکها و نظامیان از خیابانها در تمامی پهنه سوریه، متوقف کردن خشونت علیه تظاهر کنندگان، آزادی بیان و آزادی تظاهرات و انتقال حاکمیت به شکل دموکراتیک و مسالمت آمیز و مشارکت دادن تمامی اطراف اپوزیسیون مقیم در اروپا و امریکا و نه فقط اپوزیسیون مقیم در ترکیه در آینده سیاسی کشور بوده است.
اعتراف به خطای اسد در مقابله با دشمنان خود و بیرون کشیدن تانکها از شهر حماه نتوانست از فشار شدید و روز افزون بین المللی و منطقه ای و عربی بر رژیم وی بکاهد زیرا چنین به نظر می رسد که اوباما با اعلام این موضعگیری که "سوریه بدون اسد بسیار بهتر خواهد بود" ، خود را برای بالا بردن کیفی فشارها و در منگنه قرار دادن اسد و نظامش آماده می سازد.
ادعای یک روزنامه لبنانی به نقل از اسد: اشتباهاتم را می پذیرم
اما امروز شایعه ای توسط روزنامه «دیلی استار» چاپ لبنان منتشر شد که به نقل از بشار اسد عنوان شده که وی در دیدار با هیأت سه نفره ای که متشکل از هند، برزیل و آفریقای جنوبی ـ که از سوی شورای امنیت سازمان ملل به این کشور رفته اند ـ اعتراف کرده برخی از رفتارهای وی و نیروهای امنیتی این کشور، اشتباه بوده است.
بنا بر این گزارش، وزاری خارجه این سه کشور، روز چهارشنبه به همراه دیدار با «ولیدالمعلم»، وزیر خارجه این کشور، خواهان پایان خشونت های اخیر در این کشور شده اند.
نماینده هند در سازمان ملل متحد نیز درباره این دیدار گفت: بشار اسد تصدیق کرده که برخی از رفتارهای وی و نیروهای امنیتی اشتباه بوده و تلاش ها بر این است که از انجام کارهای این چنینی در آینده جلوگیری شود.
این گزارش می افزاید: اسد همچنین اعلام کرده است که تجدیدنظر اساسی در قانون و فعالیت مخالفان تا ماه مارس و فوریه ۲۰۱۲ نهایی و تکمیل خواهد شد که بسیاری از فعالان سوری با دیده تردید به این موضوع می نگرند.
ادعای یک روزنامه لبنانی به نقل از اسد: اشتباهاتم را می پذیرم
در آستانه تصمیم نهایی دولت ایالات متحده آمریکا جهت خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست تروریستی، و در واکنش به معرفی آن سازمان بعنوان "اپوزیسیون اصلی ایران"، جمعی از محققین، نویسندگان و استادان ایرانی و غیر ایرانی دانشگاههای اروپا و آمریکا، طی بیانیه مشترکی خواستار توقف این امر شده و از این موضوع ابراز نگرانی کردند.
این کارشناسان ایرانی و آمریکائی، در بیانیه مشترک خود در باره سازمان مجاهدین خلق ایران، همچنین آورده اند " ما موکدانه از دولت آمریکا در خواست می کنیم که از خلط هویت این سازمان شناخته شده تروریستی با کیان "جنبش سبز" ایران خود داری کرده تا مردم ایران به مبارزه خود برای نیل به دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهند."
متن این بیانیه مشترک که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:
11 مرداد 1390 (2 اوت 2011)
ما امضا کنندگان این اعلامیه نگرانی خویش را از احتمال بالقوه خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از لیست "سازمانهای تروریستی خارج از آمریکا" ابراز کرده، و دعاوی نادرست آنها مبنی بر اینکه "اپوزیسیون اصلی ایران" را تشکیل می دهند و در ایران از حمایت مردمی برخوردارند را تکذیب می نمائیم.
سازمان مجاهدین خلق پایگاه سیاسی در ایران نداشته و از هیچگونه حمایت اصیلی در میان ایرانیان بهره مند نیست. این سازمان از هنگامی که مرکز خود را به عراق منتقل کرد و از حمایت صدام حسین برخوردار شد، و در جنگ 1367-1359 علناً از جانب عراق با ایران جنگید، همه پشتیبانان خود را در ایران از دست داد.
نفرت عمومی مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق با عملیات تروریستی بیشمار این سازمان بر علیه مردم بیگناه غیر نظامی ایران هر چه بیشتر ریشه دوانیده است. از زمان سقوط صدام حسین قدرت مانور سازمان مجاهدین خلق در واشنگتن و عراق تماماً به عدم اجرای یکدست و بدون استثنای قوانین جاری آمریکا در مورد "سازمانهای تروریستی خارجی" وابسته بوده است.
مراجع معتبر حقوق بشر - از جمله سازمان دیده بان حقوق بشر - سازمان مجاهدین خلق را به عنوان سازمانی فرقه ای می شناسند که ساختارها و راهکارهای عملی آن کاملاً با دعاوی آن مبتنی بر طرفداری از "روند گذار به دموکراسی" مغایرت دارند.
هنگامی که حرکت مردمی بعد از انتخابات 1388 در ایران آغاز شد سازمان مجاهدین خلق بسرعت تلاش کرد که خود را با موج مردمی اپوزیسیون در ایران همراه و همکار نشان دهد تا حرکت دموکراتیک مردم ایران را امتیازی به نفع خویش قلمداد کند.
سازمان یادشده با این اقدام خویش به حکومت ایران کمک کرده تا به تظاهر کنندگان مسالمت جوی ایرانی برچسب هواداری از سازمان منفور مجاهدین خلق زده سرکوب بیرحمانه آنها را توجیه کند و "جنبش سبز" را بی اعتبار نماید.
از هنگامی که سازمان مجاهدین تلاش خود را برای غصب عنوان "اپوزیسیون اصلی در ایران" آغاز کرد، سران واقعی جنبش سبز از جمله آقای مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد بلافاصله و به صراحت این ادعا را تکذیب کردند. آقای کروبی اظهار داشت: "حکومت ایران می خواهد آنهائی که براستی کشور خویش را دوست دارند (یعنی جنبش سبز) را با سازمان مجاهدین خلق مرتبط قلمداد کند تا از این راه حیات تازه ای در آن سازمان منافق و مرده بدمد".
خارج کردن سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست "سازمانهای تروریستی" و نادیده گرفتن عدم سابقه دموکراتیک و عدم پایگاه مردمی در داخل آثار وخیمی بر مبارزات مشروع اپوزیسیون اصیل در ایران خواهد داشت.
ما موکدانه از دولت آمریکا در خواست می کنیم که از خلط هویت این سازمان شناخته شده تروریستی با کیان "جنبش سبز" ایران خود داری کرده تا مردم ایران به مبارزه خود برای نیل به دموکراسی و حقوق بشر ادامه دهند.
امضا کنندگان (به ترتیب الفبای انگیسی):
1. دکتر اروند آبراهامیان (مولف کتاب "مجاهدین ایران")
2. دکتر علی انصاری، دانشگاه سن اندروز
3. رضا اصلان (مولف کتاب "هیچ خدائی نه، جز خدا")
4. دکتر شائول بخاش، دانشگاه جرج میسن، (مولف کتاب "حکومت آیت الله ها")
5. دکتر مهرزاد بروجردی، دانشگاه سیراکیوز
6. دکتر خوان کول، دانشگاه میشیگان
7. جیمز دابینز، معاون وزارت کشور سابق آمریکا
8. دکتر فریده فرهی، دانشگاه هاوائی در مانوا
9. دخی فصیحیان، فعال حقوق بشر
10. هادی قائمی، فعال حقوق بشر
11. دکتر فاطمه حقیقت جو، عضو پیشین اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی
12. دکترکوین هریس، دانشگاه جان هاپکینز
13. دکترنادر هاشمی، دانشگاه دنور
14. دکتررامین جهانبگلو، دانشگاه تورنتو
15. دکترمحسن کدیور، دانشگاه دوک
16. دکترمهران کامروا، دانشگاه جرج تاون
17. دکتراستفان کینزر (مولف کتاب "همه مردان شاه")
18. سفیر جان لیمبرت، معاون سابق وزارت خارجه و گروگان سابق آمریکا در ایران
19. دکتراسکات لوکاس، دانشگاه بیرمینگهام
20. فیروزه محمودی، سازمان اتحاد برای ایران
21. رضا مرعشی، عضو سابق میز ایران در وزارت خارجه آمریکا و مدیر پژوهش در سازمان نایک
22. آزاده معاونی (مولف کتاب "جهاد و ماتیک")
23. دکتررسول نفیسی، دانشگاه استریر
24. سحر نمازیخواه، روزنامه نگار
25. دکتر تریتا پارسی، (مولف کتاب اتحاد دشوار: بده بستان پنهان میان اسرائیل، ایران و آمریکا)
26. دکتر پل پیلر، دانشگاه جرج تاون، مقام سابق سازمان سیا
27. دکتر نسرین رحیمیه، دکتردانشگاه کالیفرنیا در ایرواین
28. دکتر ر.ک. رمضانی، دانشگاه ویرجینیا
29. جیسن رضائیان، روزنامه نگار مقیم ایران
30. دکتر احمد صدری، دانشگاه لیک فورست
31. دکتر محمود صدری، دانشگاه تگزاس ومن
32. دکتر محمود سهیمی، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
33. الهه شریف پور- هیکس، متخصص حقوق بشر
34. ساسان شعاع منش، سر دبیر "چکیده جهان"، معتبر ترین نشریه روابط بین الملل در کانادا
35. دکتر گری سیک، دانشگاه کلمبیا
36. دکتر جان تیرمن، مدیر کل مرکز مطالعات بین المللی دانشگاه ام آی تی
37. وین وایت، انستیتوی خاور میانه، مدیر کل سابق اطلاعات وزارت خارجه آمریکا
فرید مدرسی- آینده نیوز: آیتالله محمدتقی مصباح یزدی بار دیگر تشكیلاتی جدید به راه انداخت و اینبار برخی از اصولگرایان در جبهه منتقدان قرار گرفتند؛ تشكیلاتی به نام «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» كه نامش نیز مدیون آیتالله است: «نام جبهه پایداری انقلاب اسلامی با الهام از دیدگاه آیتالله مصباح انتخاب شد، به طوری كه وی در دیداری با یادآوری آیه شریفه "ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا..." تاكید كرد كه پس از دولتهای نهم و دهم برخی از افراد به عنوان مصداق بخش اول این آیه خوب ظاهر شدند اما در بخش پایداری و استقامت در مسیر حق دچار خطا و كوتاهی شدند. بنابراین جبههای كه قرار است بخش قابل توجهی از رویشهای انقلابی را زیر یك پرچم جمع كند، باید روی مقوله "پایداری" حتی در عنوان و تابلوی خود تصریح داشته باشد.» (رجانیوز)
البته این تشكیلات همچنان كه مدنظر آیتآلله است «حزب» نیست؛ مرتضی آقاتهرانی، شاگرد آیتالله مصباح و عضو ارشد جبهه پایداری میگوید: «در دیدار با آیتالله مصباح یزدی، استاد نكاتی را به ما گوشزد كردند و گفتند: تشكل و نشست و برخاستهای خود را داشته باشید؛ اما مبادا حزب تشكیل دهید.» روحالله حسینیان، دیگر عضو ارشد این تشكیلات هم از «تشكلی غیرحزبی» برای ساماندهی نیروها سخن گفته است و صادق محصولی عضو دیگر این تشكیلات نیز اینگونه آن را تشریح میكند: «این جبهه یك حزب نیست و در واقع این جبهه یك گفتمان است و تحتنظر فقهای بزرگوار فعالیت میكند و در واقع دغدغه اصلی اعضای جبهه تبعیت از نظرات ولی امر مسلمین حضرت آیتالله خامنهای است.» آقاتهرانی هم در ترسیم این تشكیلات ادامه میدهد: «همانطور كه دوستان گفتند ما حزب نیستیم. ثبتنام نیز نمیكنیم. اصولی داریم كه هركس به این اصول پایبند باشد، با ماست.» او در جای دیگر نیز از دیدارشان با آیتالله خامنهای، رهبری جمهوری اسلامی ایران خبر داده و از قول ایشان گفته بود: «آقا فرمودند حزبی نشوید، تشكل داشته باشید، نظم داشته باشید و وحدت داشته باشید.»
اما آیتالله مصباح یزدی از گذشتههای دور مخالف تحزبگرایی بود. او خود بر این مسئله تصریح كرده و روزهای آغازین شكلگیری حزب جمهوری اسلامی را به یاد آورده است: «عضویت در یك حزب یا گروه یا دسته وابستگی فكری و علاقه غیرعقلانی میآورد. برای همین در همان اوایل انقلاب كه شهیدبهشتی همراه دوستانش حزب جمهوری اسلامی را تشكیل دادند، چون تعهد حزبی را مغایر با ارزشها و باورهای دینی میدانستم، به عضویت آن در نیامدم.»
اما این حزبگریزی آیتالله، با «تشكلسازی» او مغایرت ندارد. آیتالله یكی از فعالترین روحانیونی است كه در دو دهه اخیر و حتی پیش از آن به تشكلسازی روی آورده است. او منتقد حوزویان است كه كمتر به جمعگرایی و تشكلسازی توجه میكنند و البته تشكیلاتی ناب را میپسندد؛ تا جایی كه حلقه حقانی (برخی از دانشآموختگان مدرسه حقانی كه پس از انقلاب اسلامی در مناصب قضایی، اجرایی و امنیتی به ایفای نقش پرداختند) نیز به مذاقش خوش نمیآید: «احتیاج به یك گروه متشكل یا به تعبیری به یك شبكه فرهنگی داریم. حقیقتش این است كه ما در حوزه عادت نكردهایم به اینكه یك چنین تشكلهایی با اهداف فرهنگی برای فعالیتهای درازمدت داشته باشیم... البته یك تشكلی از فارغالتحصیلان مدرسه منتظریه [حقانی] هست كه بعد از انقلاب تشكیل شد و گویا جلسات ماهیانه دارد و دارای بركاتی است. ولی آن نیز اساسا برای یك هدف فرهنگی خالص تشكیل نشده است.» (19 آذر 79، اولین نشست انجمن فارغالتحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) او همچنین گفته بود: «هر قدر ارتباط، اتحاد، همبستگی و پیوستگی بین كسانی كه به كارهای اجتماعی میپردازند، بیشتر باشد، با توجه به كمیت و كیفیت افراد شركتكننده، ارزش كار به صورت تصاعدی بالا میرود.» (18 اردیبهشت 83، هشتمین نشست انجمن فارغالتحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) چراكه به روایت «محمود رجبی» شاگرد آیتالله، او گفته بود كه «هر استادی باید تكثیر شود تا كارهای ناتمام وی ادامه یابد و نیروی كافی برای پر كردن خلأهای آینده تربیت شود.» (عربی، حسینعلی، اندیشه ماندگار، زلال كوثر، ص 145)
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز او اینگونه میاندیشید كه برخی برنامههایش را درك نمیكردند. محمود رجبی در این باره میگوید: «قبل از پیروزی انقلاب... در اوج مبارزات... برخی از برادران گاهی اعتراض میكردند كه حالا در این موقعیت، این درس خواندن چه برنامهای است. البته همه در تظاهرات شركت میكردیم، ولی این برادران توقع داشتند، درس را به طور كلی كنار بگذاریم؛ ولی حضرت استاد مكرر تاكید میكردند كه این هم وظیفه است...» (اسلامی، محمدتقی، زندگینامه حضرت آیتالله محمدتقی مصباح یزدی، پرتو ولایت، ص 258)
البته آیتالله مصباح یزدی در تشكل جمعی از طلاب و فضلای دهه 40 كه بعدها نام «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» را گرفت، حضور یافت و همچنین در همان دوران به همراه برخی، عضو گروه ولایت جهت مطالعه جمعی درباره «حكومت اسلامی» شد. در همان سالها نیز در شكلگیری مدرسه علمیه حقانی (مدرسهای با قالبی برنامهریزی شده و منظم و دارای گزینشهای اولیه و حتی در دوره تحصیل) حاضر بود. از این مدرسه هم كه به «موسسه در راه حق» رفت، برخی از شاگردانش را با خود برد و در آنجا نیز به تدوین برنامه آموزش و عضویت در كمیته گزینش طلاب جهت تحصیل در این موسسه پرداخت.
***
آیتالله مصباح یزدی در سال 66 به سوی تشكیل مجموعهای مستقل تحت مدیریت خود گام برداشت كه «بنیاد فرهنگی باقرالعلوم» نام داشت و از «موسسه در راه حق» جدا شد. این موسسه سنگ بنای مجموعهای شد كه در سال 74 با مجوز رسمی وزارت علوم تاسیس شد؛ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی. این مجموعه اگرچه یك موسسه آموزشی تلقی میشد، اما براساس باور موسس آن تمام تار و پودش به گونهای طراحی شده بود تا یك «تشكیلات» را بیافریند؛ چرا كه آیتالله معتقد بود: «اگر روحیه جمعگرایی و كار گروهی در حوزه حاكم شود، آثار و بركات این حوزه علمیه صدها و بلكه هزارها برابر خواهد شد و دشمنان بسیار مشكلتر خواهند توانست در آن نفوذ كنند یا آن را از هم بپاشند... (اندیشه ماندگار، ص 146-145) امروز شیاطین جن و انس كه دشمن فكر و اندیشه ما هستند، در همه جا گرد ما هستند، برخی از آنها ممكن است حتی در لباس روحانیت باشند... (عربی، حسینعلی، حقیقت شرق، زلال كوثر، ص 205)»
اینگونه است كه «گزینش» جایگاهی اساسی در این موسسه دارد و نه تنها در آغاز ورود دانشآموختگان، بلكه «در خلال دوره آموزشی از طرق مختلف» ادامه مییابد، به گونهای كه در نهایت فارغالتحصیل شدن، شناخت تفصیلی از قابلیت و تواناییهای فرد حاصل میشود. مدیران این موسسه نه تنها به ارتقای آموزشی دانشآموختگان توجه دارند، بلكه به دنبال «ارتقای سطح فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دانشپژوهان و تعمیق باورهای دینی و انقلابی و حفظ ارزشهای دینی» هستند. كارمندان این موسسه هم از این برنامهها به دور نیستند و تحت آموزشهای لازم قرار میگیرند. اینچنین است كه به قول آیتالله «استاد تكثیر میشود».
در كنار این موسسه، مجموعههای دیگر نیز طراحی شده است كه سبقه تشكیلاتی بودن موسسه را دوچندان میكند؛ انجمن فارغالتحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، كانون طلوع و... .
انجمن فارغالتحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی:
این انجمن در سال 1377 به صورت غیررسمی براساس نظر عالیترین مقام این موسسه یعنی آیتالله مصباح یزدی تاسیس شد. او گفته بود: «من فكر میكنم اگر این تشكیلات (انجمن فارغالتحصیلان) پا بگیرد و سیر تكاملی خود را طی كند، راه بسیار خوبی برای انجام مسئولیت بزرگ مقابله با تهاجم فرهنگی میشود. كسی كه میتواند در مقابل این توفان كوبنده و ویرانگر مقاومت كند و اینبار را به دوش بگیرد و این مسئولیت را عهدهدار شود، امثال شما هستید و گمان نمیكنم، جایی كه بتواند یك جمع متشكلی را با شناخت و اعتماد متقابل نسبت به همدیگر فراهم كند، بهتر از اینجا وجود داشته باشد.» این تشكل اگرچه در عنوان همچون نهادهای صنفی ـ آموزشی به نظر میآمد، اما مجوزش در 12 آبان 1380 از سوی «كمیسیون ماده 10 احزاب وزارت كشور» در قالب یك تشكل سیاسی صادر شد. از منظر مالی بخش اعظم بودجه از سوی موسسه آیتالله مصباح تامین میشود كه هدف از تاسیس آن را اینگونه ذكر كردهاند: «ارتباط مستمر میان فارغالتحصیلان تا در این راستا، حضور فعال در مسائل كشور داشته باشند و در برابر مسائل مربوط به مبانی اسلام، نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و مسائل مهم جهان اسلام موضعگیری كنند.» این انجمن از سه ركن مجمع عمومی، شورای مركزی و دبیركل تشكیل شده كه تمامی تصمیمات آن باید به تایید ریاست موسسه (آیتالله مصباح یزدی) برسد تا اجرایی شود. اگرچه مركزیت این انجمن قم است، اما در سراسر كشور نمایندگی دارد و در قالب مناطق دهگانه تقسیمبندی شده است؛ «1ـ اصفهان 2ـتهران 3ـ خراسان و سمنان 4ـ یزد، كرمان، سیستان و هرمزگان 5ـ قم 6ـ مركزی، همدان، كرمانشاه، ایلام و كردستان 7ـ مازندران، گیلان و گلستان 8ـ شیراز، بوشهر، لرستان، كهگیلویه و بویراحمد، اهواز و چهارمحال و بختیاری 9ـ آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، قزوین و اردبیل 10ـ فارغالتحصیلان بینالمللی»
شاید بتوان گفت كه اولین ظهور سیاسی انجمن فارغالتحصیلان در انتخابات ریاستجمهوری سال 84 بود كه در قالب بیانیهها و سخنرانیهایی به دفاع از «محمود احمدینژاد» پرداختند. اگرچه پیش از آن، در نهادهایی همچون سپاه، بسیج، نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاهها، هیاتهای مذهبی و... به بیان دیدگاهها و نشر افكار خود پرداخته بودند. فعالان این انجمن افرادی همچون مرتضی آقاتهرانی، سیداحمد رهنمایی، قاسم روانبخش، محمدناصر سقای بیریا، حسین جلالی، علی و مجتبی مصباح یزدی، محمود دهقانی، ابوالحسن حقانی، سیدمحمود نبویان، احمد و علی ابوترابی، احمد رهدار و... هستند.
دفتر پژوهشهای فرهنگی:
این دفتر كه زیرمجموعه موسسه آیتالله مصباح یزدی قرار دارد، در منزل قدیمی آیتالله راهاندازی شد. آیتالله خود درباره دلیل راهاندازی آن گفته بود: «مدتهاست بهخصوص بعد از رحلت حضرت امام (قدسسره) احساس میشد كه تدریجا دستاندركاران، اعم از مسئولین رسمی و سایر كسانی كه نقشی در فعالیتهای سیاسی كشور دارند، از مسیر اصلی انقلاب، كمابیش دارند زاویه باز میكنند و به سمتوسوهای دیگر میروند... چند نفری از طلبهها به فكر افتادند كه یك حركتی در جهت انجام این وظایف اجتماعی انجام دهند... به این نتیجه رسیدند كه در تمام شهرهای كشور، مردم نقاط مختلف به اسلام و انقلاب بسیار علاقهمندند... كه پراكنده هستند. اگر این نیروهای متعهدی كه در اطراف كشور و در همه اقشار وجود دارند، اینها همدیگر را بشناسند و با هم ارتباط برقرار كنند و فعالیتهایشان را متمركز كنند و جهت دهند، در مقابل قدرتهای دیگر، دست بالا را خواهند داشت... منظور این است كه یك نخ رابطی بین آنها (گروههای سیاسی) باشیم.» قاسم روانبخش نیز درباره راهاندازی این مجموعه گفته بود: «توسط تعدادی از طلاب و فضلای برخی از موسسات به همراه دانشجویان موسسه تاسیس شده است كه به كارهای فرهنگی و سیاسی میپردازند.»
گویی این مجموعه بیشتر در راستای تشریح و تفسیر نظرات آیتالله مصباح یزدی به فعالیت میپردازد. سخنرانیهای آیتالله در نشستهای دفتر پژوهشهای فرهنگی هم غالبا اهمیتی سیاسی دارد و به مسائل روز پرداخته میشود؛ به گونهای كه طرح تشكیل «دولت اسلامی» در قالب كتابی تشریح شد و در آذر 83 نشستی توسط این مجموعه برگزار شد. تاكنون 14 نشست دفتر پژوهشهای فرهنگی برگزار شده است كه غیر از آیتالله مصباح، میتوان از افرادی همچون ذوالنور، غلامحسین الهام، حسین شریعتمداری، حسن عباسی و... به عنوان سخنرانهای این نشستها نام برد. آخرین نشست این مجموعه با عنوان «حساسیت مجلس نهم و نقش آن در روند تحولات آینده ایران» برگزار شد كه در آن درباره «جریانشناسی انتخابات مجلس نهم، حكم حكومتی و نقش آن در سلامت نظام جمهوری اسلامی و بررسی جریان فراماسونری در ایران» به بحث و بررسی پرداختند. آنان در این نشست گفته بودند: «شكلگیری جریانی انحرافی كه به نام دین و بهرهگیری از همه تجربههای جریانهای فكری و سیاسی معارض و مخالف نظام و با خیمه زدن در بین نیروهای مذهبی و انقلابی و بعضا افراد تاثیرگذار در كشور به دنبال اهداف خویش است، نیازمند مجلسی است كه با شناخت درست از جریانهای سیاسی و فرهنگی و متعبد نسبت به فرامین رهبری، از برنامههای پوششی این جریان انحرافی و نفوذ در مراكز فرهنگی جلوگیری نماید....»
كانون طلوع:
این تشكیلات از زیرشاخههای دفتر پژوهشهای فرهنگی است كه «درون موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی راهاندازی شده است و جمعی از اساتید و اعضای هیات علمی موسسه به صورت هفتگی جلساتی را برگزار میكنند. در این جلسات مباحث روز توسط یكی از اعضا مورد بحث قرار میگیرد و از سوی اعضا سوالاتی پرسیده میشود كه از سوی آن فرد پاسخ داده میشود. آیتالله مصباح نیز گاهی در این جلسات شركت میكند و به بیان نظرات خود میپردازد.» یكی از اعضای این جلسات درباره تاثیرگذاری این جلسات میگوید: «فایده آن این است كه اعضای موسسه نسبت به مسائل روز آشنایی كامل پیدا میكنند و اشكالات احتمالی مرتفع میشود...»
البته یكی دیگر از شاگردان آیتالله ـ سیداحمد رهنمایی ـ به گونهای دیگر كانون طلوع و كاركردش را تشریح میكند: «كانون طلوع یكی از شاخههای دفتر پژوهشهای فرهنگی است كه با اجتماع گروهی از دانشآموختگان و اعضای هیات علمی موسسه در محضر شریف حضرت آیتالله مصباح یزدی و به ریاست معظمله در موسسه هر هفته در زمینه مباحث و بررسیهای علمی و فرهنگی تشكیل جلسه میدهد. آثار و بركات كانون طلوع در سراسر كشور به ویژه در سطوح دانشگاهی در دانشگاهها مشهود است... مراكزی مستقل از موسسه، متقاضی كمك هستند؛ از جمله دفاتر نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها جهت تدریس یا ایراد سخن و یا پرسش و پاسخ در دانشگاهها و دبیرخانه ائمه جمعه به منظور تصدی امر امامت جمعه در مراكز استانی و شهرستانی و سایر نهادها از جمله بسیج، سپاه و ارتش از موسسه تقاضای همكاری داشته و دارند.»
***
موسسه آیتالله مصباح یزدی و اقمار آن به گونهای به فعالیت پرداخته اند كه سیداحمد رهنمایی در اینباره میگوید: «یك حركت پیشرونده ایجاد شده است كه به صورت تصاعد هندسی ضریب خودش را دارد. امروز به جرات میتوان گفت هركدام از دوستان در هر مركزی حضور داشتهاند، حضورشان یك بر ده و صدها است...»
شكلگیری دولت نهم و دهم اگرچه به نوعی میدان تبلور سیاسی تشكیلات آیتالله مصباح یزدی بود و برخی از فعالان این تشكیلات در جایگاه مقامات و صاحبمنصبان دولتی قرار گرفتند اما از سوی دیگر رخنمایی و عرضه برخی نظرات و برنامهها از سوی اسفندیار رحیممشایی و برخی حواریون دیگر محمود احمدینژاد، برنامهها و دغدغههای آیتآلله را جامه عمل نپوشاند. اگرچه مواجهه در ابتدا با انتقاداتی نرم كه از آنها به عنوان «خودانتقادی» یاد میكردند، شروع شد، ولی پایان آن به جدایی كامل انجامید. همانطور كه پیش از آن مشخص بود، آیتالله نهتنها عقبنشینی نكرد، بلكه گوی سبقت در مواجهه با این جریان را از دیگران ربود و خود پرچمدار مبارزه با این جریان شد. او در این راستا و همچنین مقابله با جریانهای معترض در انتخابات 88 محور شكلگیری دو تشكیلات شد؛ تشكیلاتی كه اگرچه وابسته به موسسهاش نبودند، اما جدا از آیتالله نیز قلمداد نمیشدند. او در مراسم شكلگیری هر دو تشكیلات سخنران بود و مورد تكریم اعضا و تابع نظراتش؛ تشكیلات اول «قرارگاه فرهنگی عمار» و دیگری «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» بود.
قرارگاه فرهنگی عمار:
این تشكیلات را میتوان مجموعهای دانست كه در مواجهه با حوادث پس از انتخابات 88 راهاندازی شد و شاید كاركردش در برخورد با «غیرخودیها» تفسیر میشود؛ چرا كه رسانههای حامی این جریان درباره اعضای این تشكیلات نوشتهاند: «چهرههای آشنای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی كه وجه مشترك همه آنها عملكرد روشنگرانه در ماجرای فتنه اخیر در جامعه بود». اولین گردهمایی رسمی این تشكیلات كه نام دیگر آن «مركزی راهبردی جبهه اهل ولاء» است، در «قم» و در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی با سخنرانی آیتالله مصباح یزدی برگزار شد. در میان اعضای این تشكیلات میتوان از مجری تلویزیون و كارگردان دید تا نماینده مجلس و واعظ كه اعضای شورای مركزی آنان عبارتند از: مهدی طائب، علیرضا پناهیان، سعید قاسمی، وحید جلیلی، محمدمهدی ماندگاری، مهدی كوچكزاده، حمید رسایی، نادر طالبزاده، حسین یكتا، حسن عباسی،قاسم روانبخش، علی ثمری، سعید حدادیان، حسین اللهكرم و حسین روشن.
علیرضا پناهیان كه نایب رئیس است، اعضای فعلی این مجموعه را 70 نفر عنوان كرده است كه در آینده افزایش مییابند. او نیز این مجموعه را غیرحزبی عنوان میكند و میگوید: «تلاش ما در قرارگاه عمار این است كه از ایفای نقش حزبی پرهیز كرده... ما حزب نیستیم ولی در سیاست و امور سیاسی تاثیرگذار خواهیم بود.» قاسم روانبخش، دیگر عضو شورای مركزی این تشكل درباره استفاده از عنوان «قرارگاه» در نام این تشكیلات میگوید: «به این خاطر از لفظ قرارگاه استفاده شده كه باور كنیم در جنگ قرار داریم؛ نه جنگ نظامی، بلكه جنگ نرم و فرهنگی... به همین دلیل ستاد مبارزه با عملیات جنگ نرم را با عنوان قرارگاه عمار تشكیل دادیم و هدف این است كه فرامین مقام معظم رهبری را در این زمینه اجرا كنیم.» گویی این تشكیلات به دنبال دریافت مجوز از كمیسیون ماده 10 احزاب است كه روانبخش اینگونه میگوید: «اساسنامه این قرارگاه تدوین و به وزارت كشور ارسال شده است و منتظر تصمیم وزارت كشور در این ارتباط هستیم.» اما در ادامه به گونهای دیگر سخن میگوید: «این قرارگاه مجموعه فرهنگی و اجتماعی است و قرار بر این ندارد كه سیاسی عمل كند؛ گرچه سیاست ما عین دیانت ماست و مباحث سیاسی از مباحث فرهنگی جدا نیست.» او حتی وابستگی این مجموعه را به آیتالله مصباح یزدی رد میكند: «این قرارگاه به موسسه امام خمینی وابستگی ندارد و زیرنظر آیتالله مصباح یزدی نیست. قرارگاه عمار، قرارگاهی مستقل است و اعضای هیات موسس آن عضو موسسه نیستند و تنها عضو شورای مركزی این قرارگاه كه عضو موسسه نیز هست، من هستم.» او حتی بهانه برگزاری مجمع عمومی این تشكیلات در موسسه آیتالله مصباح و سخنرانی او برای آنها را اینگونه توجیه میكند: «دلیل برگزار شدن این مجمع عمومی در قم، ایام فاطمیه بود و اینكه اعضا میخواستند از نظرات آیتالله مصباح یزدی نیز استفاده كنند و به علت اینكه سالن موسسه امام خمینی نیز سالن مناسبی بود، جلسه در آنجا برگزار شد.» این سخنان روانبخش، حاوی این اطلاعات است كه به دلیل تفاوت فعالیتهای این مجموعه با فعالیتهای موسسه آیتالله و تشكلهای اقماری آن كه بیشتر در مرحله اجرایی نمایان خواهد شد، آیتالله تمایلی به پذیرش و تایید تمامی رفتارهای این تشكل ندارد. از سوی دیگر به دلیل تغییر فضای سیاسی كشور، آیتالله نمایندهای همچون روانبخش را در مقام عضو شورای مركزی میبیند. این مسئله در جبهه پایداری هم مشاهده میشود كه تنها عضو موسسه در آن تشكیلات «مرتضی آقاتهرانی» است.
جبهه پایداری انقلاب اسلامی:
این جبهه همانطور كه در ابتدای گزارش به آن اشاره شد، با «حزب» تفاوتهایی دارد و موسسین آن هم بر این مسئله تاكید كردهاند. كاركردش نیز بیشتر در مواجهه با جریان اسفندیار رحیممشایی و برخی از حواریون محمود احمدینژاد و برنامهریزی جهت انتخابات مجلس نهم قلمداد میشود. سخنرانی آیتالله مصباح یزدی در مراسم مجمع عمومی این تشكل در تهران و روابط اعضای این تشكل با آیتالله هم از وابستگی این تشكل به آیتالله خبر میدهد. اغلب اعضای این تشكل از همفكران آیتالله هستند و مرتضی آقاتهرانی شاگرد آیتالله. روابط با آیتالله به گونهای است كه خبرنگار خبرگزاری مهر در حاشیهنویسی مراسم نوشته است: «پس از پایان سخنرانی آیتالله مصباح یزدی، صادق محصولی وزیر سابق رفاه و تامین اجتماعی و یكی از اعضای ارشد جبهه پایداری، دست آیتالله مصباح را بوسید و از حضور و سخنرانی او تشكر كرد.»
اعضای این تشكل جدید را «افرادی از همكاران قبلی دولت نهم و دهم، برخی اعضای فراكسیون انقلاب اسلامی مجلس و برخی اعضای قرارگاه عمار» تشكیل میدهند كه اعضای ارشد این مجموعه «روحالله حسینیان، مرتضی آقاتهرانی، غلامحسین الهام، صادق محصولی، باقر لنكرانی و علیاصغر زارعی» و دیگرانی همچون «حمید رسایی، مهدی كوچكزاده، كوثری و...» هستند.
هواداران این جبهه معتقدند كه «جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی ساختار مرسوم احزاب سیاسی را ندارد و قرار نیست كه با ایجاد ساختارهای حزبی گرفتار آفتهای آن نظیر الیگارشی، ساختار عمومی و سهمخواهی شود... مرز جبهه پایداری را سه ضلع تبعیت كامل از ولایت فقیه و مرزبندی با جریانهای فتنه و انحرافی تعیین میكند... جبهه پایداری با پرهیز از ساختار حزبی درصدد است كه یك مدل كار تشكیلاتی تحت نظارت فقیهان ارائه كند... تشكیلات در این مدل باید درصدد باشد كه با امام جامعه در اجرای شئونات امامت كند: تشكیلات میتواند مشاور ولی باشد، تشكیلات میتواند مصادیق آن را شناسایی و به مردم معرفی كند، در حوزه مردمی به جریانسازی اجتماعی رو میآورد و نوع اعتقاد و رفتار مردم را مبتنی بر اعتقاد نسبت به امام رشد دهد.» در جایی دیگر به روشنی از بستر پیشین اینگونه تشكیلات پرده برمیدارد و مینویسند: «این ظرفیت گسترده مردمی، یك امر تاسیسی نیست كه در روز پنجشنبه (روز برگزاری مجمع عمومی جبهه پایداری) اعلام شود، بلكه تبیین و اعلامی است؛ از موجودیت یك تفكر زنده و پویا در كشور كه ساختار انتخاباتی اصولگرایان وجود آن را در انتخابات پذیرفته است. بنابراین جبهه پایداری نه انشعاب است، نه حزب تازه؛ بلكه مردم هستند، یعنی حماسهسازان فتنهشكن و فداكاری كه هویت خود را اعلام میكنند؛ نه موجودیتشان را.» (رجانیوز) این تشكیلات به گونهای است كه یكی از هوادارانشان به صراحت مینویسد: «یكی از مهمترین نقاط قوت جبهه پایداری انقلاب اسلامی كه به نوعی متمایزكننده آن با همه جریانهای دیگر است، پایگاه اجتماعی آن است. تردیدی نیست كه نه مؤتلفه، نه جمعیت ایثارگران، نه اصولگرایان تحولخواه، نه رهپویان انقلاب اسلامی و نه هیچ گروه و تشكل دیگری به لحاظ پایگاه و بدنه اجتماعی قابل قیاس با جبهه پایداری نیستند و اصلیترین پایگاه این جریان نیز «امت حزبالله» است؛ خودمانیترش: نمازجمعهایها، بچه هیاتیها و خیلی از مردم عادی كه نه علاقهای به عضویت در احزاب خلقالساعه دارند و نه دنبال بازیهای سیاسی و دردسرهای آن هستند... جریان حزبالله منسجمتر از همیشه شده است... نه با انحراف جریان نفوذی كنار میآیند، نه با امتحان پسدادههایی چون قالیباف و لاریجانی و رضایی و توكلی و...»
***
میتوان گفت كه موسسه آیتالله مصباح یزدی و تشكلهای اقماری آن بستر تئوریزه و اجرایی شدن نظرات و دغدغههای آیتالله را فراهم كرده است و شكلگیری دو تشكل دیگر كه زیرمجموعه موسسه نیستند اما همفكر آنان هستند، گام دوم را برداشته و آن، فراتر از بسترسازی، ورود به میدان سیاست است، دیروز اصول و روشها ترسیم میشد، امروز خودشان میخواهند آن را عملی كنند. اگر در سال 84 از احمدینژاد و جریانش حمایت كردند، امروز از ابتدا بر سر آینده بحث میكنند و به تفاهم میرسند. آیا با ورود آشكار آیتالله مصباح یزدی در رقابتهای انتخاباتی و معرفی كاندیداهایی برای مجلس در قالب تشكلهای جدید، خواستههایش اجرایی میشود یا بار دیگر اتفاقات دولت نهم و دهم به گونهای دیگر تكرار میشود؟!
نماینده مجلس خبرگان رهبری با انتقاد از كنار گذاشتن برخی اصطلاحات اصیل فرهنگی، فرهنگ موجود در جامعه را در برخود با فرهنگهای الحادی آسیب پذیر دانست.
به گزارش مهر، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، شامگاه چهارشنبه در جلسه تفسیر شرح نصایح امام محمد باقر(ع) به جابر بن یزید جعفی كه به مناسبت ماه مبارك رمضان در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد، در سخنانی با بیان اینكه فرهنگ ما در برخورد با فرهنگهای الحادی آسیب پذیر است افزود: در آیات مختلفی در قرآن پیروی از هوای نفس در ردیف شرك آمده است و در واقع هوای نفس در حكم شرك و بسیار خطرناك است.
وی ادامه داد: فرهنگی كه امروز در بین نسل جدید ریشه گرفته است گفتن لفظ دلم میخواهد و همچنین دوست دارم است كه این واژهها در فرهنگهای غربی وجود داشته و دارد و آنها در فیلمهایشان آن را به جوانان آموزش میدهند.
انتقاد از كنار گذاشتن اصطلاحات فرهنگی اصیل
عضو جامعه مدرسین حوزه با انتقاد از كنار گذاشتن برخی از اصطلاحات اصیل فرهنگی در بین نسل جدید افزود: امروز میبینیم كه وقتی جوانان میخواهند از هم جدا شوند به جای خداحافظی جملههای دیگری همچون "مواظب خودت باش" و یا "بعد میبینمت" به كار میبرند كه این گرایشها مربوط به دوره مدرنیته است كه بشر در پی تأمین صد در صدی منافع خود است و كاری به تكلیف ندارد.
آیت الله مصباح یزدی اظهار داشت: تنها چیزی كه میتواند در برای هوای نفس، ما را مقاوم كند و مانع از غافلگیری شود، استفاده از نیروی عقل است.
گاهی از كارهای مباح هم باید اجتناب كرد
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: عقل انسان قابل تقویت است و انسان باید خود را برای استفاده از نیروی عقل و همچنین از تجربیاتی كه در طول زندگی از غرایز بدست آورده است آماده كند.
مصباح یزدی با بیان اینگه حكم عقل فاصله گرفتن از پرتگاهها و مرز سقوط است افزود: اگر میخواهیم از سقوط و لغزش محفوظ بمانیم باید از موارد گناه فاصله بگیریم و گاهی باید از چیزهایی كه حرام هم نیست اجتناب كنیم.
عضو مجلس خبرگان رهبری عنوان كرد: به عنوان مثال نگاه اول در فقه اسلامی مانعی ندارد و حرام نیست ولی اگر ادامه یابد، هوس در انسان زنده میشود و موجب نزدیكی به پرتگاه سقوط خواهد شد.
در مبارزه با نفس باید عقل و علم در كنار هم باشند
وی در ادامه با بیان اینكه در مباررزه با هوای نفس حكم عقل به تنهایی كافی نیست افزود: كسب علم در كنار استفاده از عقل لازم است تا بفهمیم اعمال مختلف حكم شرعی آنها چیست و با این آگاهی عمل كنیم.
گاهی غیبت كردن واجب است
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: به عنوان مثال گاهی اوقات غیبت كردن واجب میشود مثلا در زمان تحقیق برای ازدواج و یا اگر نهی از منكر متوقف بر غیبت كردن باشد این امر واجب میشود كه در این موارد عقل انسان به تنهایی نمیتواند قضاوت كند بلكه باید حكم شرعی در این زمینهها را هم دانست.
وی با بیان اینكه ارضای هر تمایلی حرام نیست افزود: مباهات زیادی وجود دارد كه مطابق با هوای نفسانی است اما حرام نیست كه نكته مهم در این است كه باید بدانیم در كدام موارد هوای نفس غالب و باعث رخ دادن گناه میشود.
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به رابطه موجود بین عقل و علم افزود: وقتی صحبت از علم میشود به معنای به كارگیری علم در عمل خالص است.
بسیاری افراد معارف دین را درك نكردهاند
وی عنوان كرد: بسیاری از ما آنگونه كه باید و شاید معارف دین، ضرورت و نیاز به عمل احكام اسلام را درست درك نكردهایم.
رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینكه امروز در جامعه تصور غلطی از دین و اخلاق وجود دارد افزود: رابطه بین دین و اخلاق مسئله بسیار مهم است كه در این خصوص كتابها نوشته شده و در سطح بالای فلسفه اخلاق، در مورد آن بحث میشود كه اخلاق با دین ارتباط مستقیم دارد و اینكه داشتن اخلاق بدون دین ممكن نیست.
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح كرد: داشتن فضیلت اخلاقی به معنای داشتن اعتقادات محكم دینی و رعایت مسائل فقهی است كه اگر بخواهیم قضاوت صحیحی در زمینه دین و اخلاق داشته باشیم باید عمیقتر به این بخشها نگاه كنیم.
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامهای خطاب به سازمان جوانان حزب بعث سوریه نسبت به رفتارهای حاکمان سوریه در قبال مردم آزادیخواه این کشور واکنش نشان داده و از آنان خواستهاند که به حمایت از آزادیخواهان بپردازند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:
اعضای محترم سازمان جوانان حزب بعث سوریه
با سلام
ضمن تبریک ماه مبارک رمضان و نظر به شرایط حساس و ویژه ای که در این مقطع حساس تاریخی، ملت سوریه و دیگر ملتهای خاورمیانه درگیر نبردی سخت با حکومتهای خود میباشند، بر خود لازم دانستیم از باب دوستی و برادری و به احترام روابط دیرینه و حسنه ی دو ملت ایران و سوریه نکاتی را به شما دوستان جوان خود یادآوری کنیم.
حق تعیین سرنوشت و حاکمیت بر خویشتن یکی از حقوق غیرقابل سلب هر ملت است. اکنون دهه هاست که حزب بعث سوریه این حق مردم سوریه را نادیده گرفته و بدون برگزاری هرگونه انتخابات آزاد و در سایه نقض آزادی بیان، آزادی احزاب و برخورد با مخالفان به حاکمیت خود ادامه داده است. اینک ما وجدانهای شما را به قضاوت می طلبیم؛ آیا آنچه که طی دهه های اخیر چه در زمان مرحوم حافظ اسد و چه در زمان فرزندش آقای بشار اسد در سوریه حاکم بوده چیزی جز خفقان و استبداد است؟ حکومت سوریه اکنون بیش از هر زمان دیگری به صورت نظامی موروثی و حاکمیتی فرقه ای درآمده که کشور سوریه را به حیات خلوت خود تبدیل کرده است.
خواهران و برادران عزیز
ما به عنوان اعضای شاخه جوانان بزرگترین تشکیلات اصلاح طلب و دموکراسی خواه ایران که با موانع و فشارهای بسیاری مواجه شده است و دبیرکل و اعضای شورای مرکزی آن به زندان رفته اند، توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که به رغم تمامی سرکوبها، عصر حکومتهای جبار گذشته است. نظامهای غیر دموکراتیک در جهت عکس تاریخ ایستاده اند و می کوشند بر خلاف جریان تکامل جوامع بشری شنا کنند، اما سرانجام جریان تند رودخانه ی دموکراسی آنها را غرق خواهد کرد.
دوستان عزیز
اکنون مدتی است که ملت سوریه در رستاخیزی سراسری علیه حاکمیت فعلی سوریه شوریده است. خواستهای مردم ابتدا اصلاح طلبانه و در چارچوب نظم موجود بود اما رفتار تند حکومت در برخورد با معترضان، اکنون وضع را به جایی رسانده که مردم جز به سرنگونی رژیم بشار اسد رضایت نمی دهند. اگر حاکمان سوریه به ندای اصلاح طلبانه و اعتراضات مدنی مردم خود توجه کرده بودند اکنون با مردمان خشمگینی مواجه نبودند که یک صدا فریاد می زنند: الشعب یُرید اسقاط النظام.
ما با تمام وجود شجاعت و پایداری ملت سوریه را در راه احقاق حقوق مسلم خود ستایش می کنیم و در عین حال متحیریم که چرا و چگونه دوستان جوان ما در حزب بعث سوریه در برابر این همه نقض حقوق شهروندان و فعالان سیاسی و اجتماعی از سوی رهبران حزب خود سکوت کرده اند؟ آیا کشتار هر روزه ی مردم و آوارگی آنها را نمی بینید؟
خواسته ما در این مقطع حساس این است که به تبلیغات رسانه های دولتی توجه نکنید، رسانه های حکومتهای خودكامه تنها در پی کتمان واقعیت اند. حکومتهای جبار در تبلیغات رسمی خود همواره می کوشند مخالفان خود را تروریست، آشوب طلب یا عامل بیگانه جا بزنند، این در حالی است که حقیقت بر مردم جهان پوشیده نیست.
برادران و خواهران عزیز
شما هم مثل ما جوانید؛ جوانان در فعالیتهای سیاسی خود آرمانهایی دارند و بنابه طبع انسانی نمی توانند دنباله رو محض جنایتکاران باشند. آنچه اکنون در سوریه جریان دارد جنایت علیه بشریت است. دیگر سکوت جایز نیست. اگر نمی توانید بر تصمیمات رهبری حزب خود تاثیر بگذارید لااقل صدای اعتراض خود را بلند کنید.
اکنون دنیا شاهد رفتار بی رحمانه دولت سوریه است و مطمئن باشید که جامعه جهانی و مردم سوریه این سکوت را بر شما نخواهند بخشید. نگذارید در تاریخ نامتان اینگونه ثبت شود که این همه جنایت و خیانت در حق ملت خود را دیدید و دم بر نیاوردید. بر اعضای دیگر حزب بعث فشار بیاورید و به این سکوت و انفعال پایان دهید.
برادران و خواهران عزیز
دولت سوریه می کوشد با توسل به اشغالگری نامشروع و شرارتهای دولت اسرائیل برای خود مشروعیت کسب کند؛ این البته قاعده تاریخ است که اشرار خواسته یا ناخواسته همدیگر را تقویت می کنند. شما اما بدانید که یک دولت دموکراتیک خیلی بهتر و بیشتر می تواند تامین کننده منافع ملی یک کشور باشد. مطمئن باشید مردم سوریه در سایه ی یک حکومت دموکراتیک می توانند طعم آبادی و آزادی را بچشند، استقلال ملی را پاس دارند و در عین حال اسرائیل را از قبل منزوی تر کنند و به این ترتیب خاک اشغال شده ی خود را بازپس بگیرند.فراموش نکنید آینده خاور میانه از آن ملت ها خواهد بود. هر کس در این مسیر با خواست به حق مردم همراهی کند ماندگار خواهد شد و هر که در مقابل ان بایستد دیر یا زود محکوم به شکست خواهد بود
در پایان به عنوان برادران و خواهران ایرانی شما که آرزومند سربلندی و سرافرازی ملت سوریه هستند مصرانه از شما می خواهیم که پیام مردم خود را بشنوید و در راه دفاع از حق و حرمت انسانی با این مردم همراه شوید، به این ترتیب شک نکنید که آینده از آن شما و ملت سوریه خواهد بود.
« به نام یگانه خالق آزادی»
اخیرا ریاست مادم العمر!!! دانشگاه آزاد اسلامی جناب آقای دکتر عبدالله جاسبی بر اینکه دانشگاه آزاد در تفکیک جنسیتی و جدا سازی دختران و پسران در دانشگاه پیش گام بوده است تأکید و افتخار ورزیده اند. همچنین به اینکه در پذیرش دانشجویان، به نفع بسیجی ها تبعیض قائل شده اند اعتراف نموده اند و از تبدیل بر خی از واحد های دانشگاهی به گورستان و سوء استفاده ابزاری از شهدا به نیکی یاد کرده اند.
با کمال تا سف باید عرض کنیم که هیچ یک از این اقدامات افتخار ندارد که هیچ؛ بلكه مايه شرمندگی است و افتخار ورزیدن به آن اوج وقاحت و عقب ماندگی است.
آقای جاسبی! مردم ایران فراموش نخواهند کرد که به واسطه خوش رقصی جنابعالی نزد اربابان قدرت بسیاری از جوانان این سر زمین که شایستگی علمی ادامه تحصیل را در دانشگاه داشتند از ادامه تحصیل باز ماندند و جایشان به بسیجی ها داده شد و به واسطه سیاست غلط تبعیض و تفکیک جنسیتی این امر بر دختران دشوارتر آمد. همانطور که حضور شما در مراسم تنفیذ رئیس دولت کودتا را نیز فراموش نخواهند کرد.
دانشگاه نه تنها پادگان نیست که حوزه علميه هم نیست. حال که نتوانسته اید دختران را در پستوی خانه نهان کنید با افکار تاریخ مصرف گذشته خود می خواهید حضور نیمی از جمعیت این کشور را در دانشگاه ها محدود کنید.
شاید یک مرحله از طرح سیاه تفکیک و تبعیض جنسیتی دانشگاه آزاد در دست شما باشدتا در هنگام پذیرش دانشجو با تک جنسیتی کردن رشته های دانشگاهی آن را اعمال کنید، ولی اینکه بگذاریم به دختران دانشجو نوع خاصي از پوشش تحميل شود،اينكه بگذاريم درب های ورود و خروج دانشجویان را جدا کنید، اینکه بگذاریم کتابخانه ها و بوفه ها و غذا خوری ها را جدا کنید، اینکه بگذاریم ورود و خروج دانشجویان را زوج و فرد کنید، خیالتان راحت كه اين اجازه را به شما و همكارانتان نخواهيم داد.
حال که حتی رئیس دولت کودتا هم برای فریب افکار عمومی از تفکیک جنسیتی دانشجویان سر باز می زند شما براي خود شیرینی نزد اربان قدرت مي خواهيد بیش از این بر دانشجویان و خصوصا دختران دانشجو افکار پوسیده و طالبانی خود را اعمال کنید كه قطعا ما سکوت نخواهیم كرد.
و اما آنچه که باید دفن شود نه پیکر های شهدای این سرزمین بلکه افکار پوسیده شما و امثال جنابعالی است که بدون در نظر گرفتن صلاحیت های علمی،دانشگاه را به محل آمد و شد نیروهای امنیتی و بسیجی تبدیل نموده اید و برای آن هایی که در کوچه و خیابان بر روی دختران و مادران ما چماق و با توم فرود آورده اند سهمیه های انچنانی قائل شده اید و مدارک آنچنانی داده اید ولی بدانید که این دودی است که آتش آن اول از همه در چشمان خود شما خواهد رفت. کما اینکه وقتی همین اربابانی که امروز شما به مدح آن ها روی آورده اید اشاره ای کنند شما را نیز آماج حملات قرار خواهند داد.
در پایان ما جمعی از دانشجویان واحد های مختلف دانشگاه ازاد ضمن محکوم کردن شدید اظهارات اخیر شما اعلام می داریم نخواهیم گذاشت افکار قرون وسطایی و طالبانی در دانشگاه آزاد پیاده شود و در جهت برابری جنسیتی و رفع هر گونه تبعیض و تفکیک جنسیتی در محیط های دانشگاهی و همچنین در کشور عزیزمان ایران کوشا خواهیم بود.
جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد واحد هاي :
تهران مركز، كرج، تهران شمال، قزوين، تهران جنوب، تبريز، شهركرد، ساري، تهران شرق، اسلام شهر، رودهن، شهر ري، علوم تحقيقات، رشت، قائمشهر، دزفول، اهواز، مشهد، شاهرود، زنجان، گرمسار، اراك، تهران غرب، ورامين، اروميه، رباط كريم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر