اولین خبرنگار خارجی که در اثنای اشغال «کابل» توسط طالبان به قتل رسید یک خبرنگار ایرانی بود. شبهنظامیان طالبان در بدو ورود به پایتخت افغانستان به قتلعام گستردهای دست زدند که در این میان یک خبرنگار ایرانی در محل کار خود به جوخه اعدام سپرده شد. شهادت خبرنگار ایرانی بازتاب گستردهای در سطح جهان داشت.
این روز به دلیل اهمیت موضوع در شورای فرهنگ عمومی به عنوان «روز خبرنگار» تصویب و اعلام شد. از آن زمان سالروز قتل آقای صارمی، روز نمادین در بزرگداشت ضرورت آزادی مطبوعات و نقش بیبدیل روزنامهنگاران و خبرنگاران در این فرآیند است. در سالروز این روز مهم در جامعه مطبوعاتی کشورمان فرصتی مغتنم است تا شرایط و زمینههای رشد و گسترش حرفه خبرنگاری و روزنامهنگاری اجمالا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. مطبوعات مستقل در سالهای پس از انقلاب فراز و فرودهای بسیاری را پشت سرگذاشته است. میتوان گفت نسبت مستقیمی بین اعتماد عمومی به رسانهها و میزان آزادی و استقلال آنان وجود دارد. در این میان تعداد و کمیت روزنامهها کارساز نیست، بلکه تنوع و تکثر آنان بیشتر مورد عنایت است و این تنوع بر مبنای استقلال آنها شکل میگیرد.
رسانههای دولتی بنا بر فعالیت تعریفشده خود عموما ماموریت تبلیغ و تشریح دستگاههای اجرایی را برعهده دارند از اینرو نمیتوانند در نقش منتقدان جدی برای عملکرد دستگاه اجرایی رفتار کنند و کمتر قادر به جلب اعتماد مخاطبان هستند. حضور روزنامههای پرتیراژ دولتی در سالهای گذشته که بیشتر عمر کوتاهی داشتند، بیانگر همین فرآیند اعتمادسازی میان مردم و جامعه رسانهای بوده است تا جاییکه در میان اینگونه روزنامهها رسم شده بود که گاهی تیراژ خود را افزایش ندهند چراکه شمارگان بالا زمینهای برای محدودیتهای بعدی به وجود میآورد.
این روند در شرایطی که رسانههای دولتی و عمومی در چارچوب رسمی عمل میکنند به رویکرد دیگری منجر میشود که در این سالها به تدریج شاهد شکلگیری آن هستیم. گرایش به شبکههای اطلاعرسانی خارجی که در این دوره به شدت افزایش یافته ناشی از همین خلأ آزادی اطلاعرسانی در داخل است. از یاد نبریم که تا همین چندی پیش هرگونه نقد و ارزیابی بر عملکرد برخی آمار دستگاههای اجرایی سیاهنمایی تلقی میشد. نمونههای مکرری که روزنامهها را وادار کردند که پاسخ دستگاههای اجرایی در صفحه نخست روزنامه درج کنند، از همین قبیل است. تنوع و تکثر رسانهها و مطبوعات نهتنها خلاف مصالح ملی نیست بلکه لازمه مقوم آن است.
از اینرو شاهد بودیم که در شرایط آزادی مطبوعات هرچند بیشترین انتقادها صورت میگرفت اما سلامت دستگاههای اجرایی بیشتر از مواردی بود که اجازه طرح سوال و عملکرد به مطبوعات داده نمیشد. به خاطر دارم در یکی از جلسات معمول که با سردبیران روزنامهها داشتم گزارشی عرضه شد که حاکی از نسبت معکوس تخلفات دستگاههای اجرایی و میزان آزادی مطبوعات بود. به این معنی که هرچه روزنامهها در بیان مسایل و تحلیل شرایط آزادانه عمل میکردند شفافیت افزایش یافته، پاسخگویی جدیتر شده و در نهایت تخلفات کاهش مییافت و بدینترتیب تا افزایش نظارت عمومی از تراکم خواستها و بحرانی شدن آنها پیشگیری میشد. از این رو در دستگاههای اجرایی نیز نشریات رسمی آوردگاه نقد و بررسی عملکردها بود.
این امر هرچند در ظاهر به زیان نظام اجرایی بود اما در واقع به سلامت آن کمک میکرد. به خاطر دارم که چند بار وزرای دولتهای پیشین در جلسات پارلمان در بررسی عملکرد دستگاههای خود به روزنامه دولتی ایران و ایرنا اعتراض کردند ولی این اعتراضات مانع ادامه این روال نمیشد. هرچند امکان پاسخگویی برای دستگاه اجرایی فراهم بود و این به روند افزایش ظرفیت گفتوگو در بین مردم، دستگاهها و صاحبنظران کمک میکرد. این خطمشی در عمل به شرایطی انجامید که ادبیات پرخاشگری و بعضا غیراخلاقی کاهش مییافت، به هر حال روز خبرنگار روزی است که باید نقش و جایگاه این گروه ممتاز در جامعه بازشناسی شده و روز بزرگداشت آنان به عنوان شاخص آزادی در جامعه مورد ارزیابی و تقدیر قرار گیرد. قدر مسلم این است که در این سالها در حق خبرنگاران و روزنامهنگاران مستقل جفاهایی شده است و امید میرود که این قبیل مناسبتها زمینهای برای جبران آن خسارتها فراهم شود.
منبع: شرق
شرق نوشت: پیشنهاد علی مطهری مبنی بر برگزاری انتخابات از سوی سه قوه به مذاق محمدرضا باهنر هم خوش آمد؛ پیشنهادی كه تا به حال چندان جدی گرفته نشده بود و گمان میرفت اصولگرایان روی خوشی به آن نشان ندهند، گویا به دل اصولگرای پرنفوذ مجلس چنان نشست كه او روز گذشته از آن استقبال كرد. از همین رو بود كه اگرچه آقای دبیركل شایبه به وجود آمده در میان اصولگرایان مبنی بر دخالت دولت در انتخابات پیش رو را رد كرد، اما در پی آن توضیح داد كه: اتفاقا قانون اساسی اشارهای به این ندارد كه دولت مجری انتخابات باشد و تنها نظارت بر انتخابات را به شورای نگهبان سپرده است. آن طور كه دبیركل جامعه اسلامی مهندسین در نشست مطبوعاتیاش با خبرنگاران گفت: «اینكه اجرای انتخابات بر عهده دولت و وزارت كشور است، صرفا در قوانین عادی آمده كه قابل تجدید نظر است و از همین رو است كه چون دولت خودش محصول انتخابات است، بهتر است مجری انتخابات نباشد. همچنین چون مجلس محصول دیگر انتخابات است، بهتر است به اصلاح قانون انتخابات نپردازد و این كار در دسترس قوه مقننه و نمایندگان نباشد تا انتخابات سالمتر برگزار شود.»
به اعتقاد معاون نظارتی مجلس اگرچه این مسایل جنبه تئوریك دارند، اما اینكه به جای دولت، چه مرجعی مجری انتخابات باشد، جای بحث دارد. باهنر، درحالی كه از این مساله استقبال كرد كه اجرایی شدن چنین طرحی را برای انتخابات پیش رو میسر ندانست، اما طبق آنچه به شرق گفت: این طرح قابل بررسی است و به مركز پژوهشهای مجلس اعلام میكنیم كه آن را بررسی كند. باهنر همچنین نگرانیهای اصولگرایان در مورد دخالت دولت در انتخابات مجلس و حضور جریان انحرافی در انتخابات آتی را تذكرات معمولی خواند كه نشانهای از دخالت نیز در آن وجود ندارد. طبق گفته دبیركل جامعه اسلامی مهندسین، صلاحیت گروه انحرافی و وابستگان آنها به صورت جدی بررسی میشود. وی با بیان اینكه رقابت انتخاباتی با وظایف حاكمیت در انتخابات متفاوت است، اضافه كرد: «اگر كسی مشكل اخلاقی، اعتقادی، مالی یا مفسده داشته باشد و شرایط لازم برای حضور در انتخابات را نداشته باشد، توسط هیاتهای اجرایی و نظارت بررسی میشود و ما پس از بررسیهای انجامشده با هم رقابت میكنیم، البته نه از طریق اهرم حاكمیتی، بلكه با تبلیغات و تبیین مسایل.»
اما دیروز محور تمامی سوالها از نماینده تهران وحدت اصولگرایان بود همان كه در قالبهای مختلف 8+7، كمیته وحدت و... مطرح شده است و البته چندی است جبهه پایداری و جبهه ایستادگی هم به آن اضافه شده است و چنین بود كه او این روزها از سوی برخی از اعضای جبهه پایداری به اصولگرا نبودن متهم شده است، در مقام دفاع برآمد و اگرچه گفت این جبهه قصد بر هم زدن وحدت را ندارد، اما نتوانست پیكان انتقاداتش را به سوی جبهه پایداری نشانه نرود. چنین بود كه تلویحا از نوع نگاهش به جبهه پایداری اینطور پرده برداشت: «بعضیها تصوراتشان درباره خلوص اصولگرایی یك مقدار تند و افراطی است و اگر گرایشهای اصولگرایی بر مبنای آرای آنان باشد، عده معدودی در آن چارچوب قرار خواهند گرفت. باید بسیاری از این توهمات را كنار گذاشت. اگر بخواهیم دو طرف این تفكر را تعریف كنیم، یك طرف قضیه كه جبهه پایداری هستند، مدعی هستند اصولگرایی هر چه نابتر و خالصتر، بهتر و بعد خلوص را به زعم خود تعریف میكنند. هنگامی كه این مساله مطرح میشود آنان میگویند تعداد برای ما مهم نیست. اما طیف مقابل تعریفی از اصولگرایی ارایه میدهد و میگوید كه به جز افراد رسمی ضد انقلاب، همه رگههایی از اصولگرایی دارند.»
به گفته باهنر با توجه به دیدی كه آقایان دارند، مجموعه اصولگرایی حتی 20 نفر را هم شامل نمیشود و با این دید تنگ و بسته طبیعی است كه باهنر و امثال باهنر در مجموعه آنان نمیگنجد. وی آنگاه به این اعضا توصیه كرد دیدشان را باز و واقعگرایانهتر عمل كنند و تصور نكنند وقتی خودشان را خیلی محدود كردند قدرتمند میشوند و افكار عمومی تحت تاثیر قرار میگیرد.
خبرگزاري پانا نوشت: شنيدهها حاكي از آن است كه «سيدمحمد خاتمي» رئيسجمهور سابق كشورمان يكشنبه شب به ديدار «محمدرضا عارف» معاون اول خود در دوران رياستجمهوري رفت.
گفته ميشود در اين ديدار خاتمي و عارف با يكديگر افطار كرده و به بحث و بررسي اوضاع سياسي كشور پرداختند.
دولت بحرین ۱۰۰ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر این كشور را آزاد كرد. دو نماینده سابق پارلمان این كشور نیز از زندان آزاد شدهاند.
به گزارش روزنامه الوطن چاپ عربستان، دولت بحرین ۱۰۰ تن از بازداشتشدگان تظاهرات اخیر این كشور از جمله یكی از اعضای جمعیت الوفاق، بزرگترین گروه مخالف شیعه در بحرین و یك وكیل سرشناس این كشور را آزاد كرد.
به گفته عبدالرحمان السید، مسئول حقوقی بحرین، دستور آزادی تعدادی از بازداشتشدگان این حوادث در چارچوب قوانین این كشور و به این دلیل صادر شده است كه مدت بازداشت موقت این افراد در واقع بیشتر از حكم حبسی است كه پیشبینی میشود برای آنها صادر شود.
در همین حال خبرگزاری مهر هم به نقل از الجزیره گزارش داد كه در میان زندانیان سیاسی آزاد شده، دو نماینده پارلمان این كشور به نامهای "مطر مطر" و "جواد فیروز" كه در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شده بودند، نیز حضور دارند. این دو نماینده عضو فراكسیون پارلمانی جمعیت الوفاق، بزرگترین گروه شیعی در بحرین، هستند كه دو ماه پیش به اتهام دعوت برای تغییر نظام حاكم و انتشار شایعات درباره قیام مردمی این كشور توسط نیروهای حكومت آل خلیفه بازداشت شدند.
نمایندگان عضو جمعیت الوفاق كه ۱۸ كرسی از ۴۰ كرسی پارلمان بحرین را در اختیار داشتند، حدود چهار ماه قبل در اعتراض به نحوه برخورد دولت با معترضان اقدام به استعفای دستهجمعی كردند.
رييس اتحاديه كشوري بنكداران از كاهش به يكباره قيمت برنج داخلي از روز گذشته خبرداد و گفت: نرخ برنج ايراني حدود 15 درصد كاهش يافته و به طور ميانگين درهر كيلوگرم 450 تومان افت قيمت داشته است.
'قاسمعلي حسني' روز سه شنبه در گفت وگو با ايرنا اظهار داشت: از روز جاري (سه شنبه) برنج داخلي با نرخ جديد به تدريج وارد بازار مي شود . وي علت كاهش قيمت برنج داخلي را برداشت محصول برنج سال زراعي جاري عنوان كرد . رييس اتحاديه كشوري بنكداران همچنين در خصوص وضعيت قيمت برنج خارجي نيز گفت: به دليل ممنوعيت واردات تا 15 آذرماه ، بعيد به نظر مي رسد كه بازار برنج خارجي تغيير قيمت خاصي داشته باشد وهم اكنون قيمت هر كيلوگرم برنج خارجي به طور ميانگين يكهزار و 800 تا 2 هزار تومان در نوسان است .
روزنامه خراسان نوشت:
پس از حكم رییس جمهور مبنی بر فعالیت بقایی به عنوان مسئول كمیته خرید و فروش ساختمانهای دولتی در تهران، شنیده شده رحیمی معاون اول رییس جمهور نیز طی نامهای به تمام وزارتخانهها و نهادهای انقلابی طی ماه جاری، خواستار ارائه گزارش وضعیت ساختمانهای مازاد آنها به حمید بقایی شده است.
رئیس دولت دهم ضرورت تقویت بورس نفت برای دور زدن سلطه دلار گفت و با بیان اینكه از زمان ملی شدن صنعت نفت تاكنون ( 60 سال گذشته) سهم مردم از درآمدهای نفتی حداكثر یك سوم بوده است، گفت: بدهیهای خارجی ایران به ته خط رسیده است.
به گزارش مهر محمود احمدی نژاد امروز در مراسم تودیع و معارفه وزیر جدید نفت در باشگاه صنعت نفت با بیان اینكه هنوز انجام ماموریتهایی برای تكمیل ملی شدن حلقه های صنعت نفت باقی مانده است، گفت: یك محاسبه ساده نشان می دهد كه با وجود ملی شدن صنعت نفت از 60 سال گذشته تا كنون حداكثر سهم مردم از درآمدهای نفتی یك سوم بوده و مابقی این درآمدها توسط سلطه گران غربی غارت شده است.
رئیس جمهور با تاكید بر اینكه در سالهای گذشته تا كنون فشارهای سیاسی منجر به ایجاد فاصله ای بین قیمت واقعی نفت با نفتی كه در بازار معامله شده، گردیده است، تصریح كرد: با در نظر گرفتن اینكه قیمت گذاری نفت توسط بنگاه های غربی انجام می شود باید سهم مردم از درآمدهای نفتی پس از ملی شدن صنعت نفت را یك پنجم اعلام كرد.
احمدی نژاد با بیان اینكه در شرایط فعلی در اكثر كشورهای نفت خیز مراحل اكتشاف، استخراج، بازاریابی، ساخت كالا و تجهیزات، فروش نفت و تعیین قیمت نفت در بازارهای جهانی توسط كشورهای غربی انجام می شود، بیان كرد: خارجی ها در سالهای گذشته برای سرمایه گذاری یك تا 2 میلیارد دلاری در صنعت نفت و اجرای یك فاز پارس جنوبی 8 تا 9 سال وقتكشی می كردند.
وی با اعلام اینكه سال گذشته برای نخستین بار با واگذاری قرارداد 8 فاز جدید پارس جنوبی به پیمانكاران داخلی یك گام بلند برای ملی شدن صنعت نفت كشور برداشته شده است، تاكید كرد: واگذاری پروژه های نفت و گاز به پیمانكاران داخلی كار بزرگی بوده است كه باید با بومی سازی تجهیزات صنعت نفت این كارهای بزرگ ادامه یابد.
رئیس جمهور با بیان اینكه هم اكنون با وجود اعمال سخت ترین تحریمهای به اصطلاح فلج كننده اما به خوبی توانسته ایم صنعت نفت را مدیریت كنیم، تبیین كرد: در همین شرایط تحریم ظرفیت تولید نفت حفظ شده و حتی ظرفیت تولید گاز ایران افزایش یافته است.
احمدی نژاد از فرآوری به منظور ایجاد ارزش افزوده و بازاریابی برای فروش نفت خام به عنوان دو گام اساسی برای ملی شدن كامل صنعت نفت ایران یاد كرد و گفت: هم اكنون بخش عمده ای از ارزش افزوده نفت خام به جیب خارجی ها می رود.
رئیس قوه مجریه با یادآوری اینكه در حال حاضر به طور متوسط روزانه 2 تا 2.5 میلیون بشكه نفت خام و میعانات گازی توسط ایران به بازارهای جهانی صادر می شود، اظهارداشت: باید فرآوری بیشتر و ایجاد ارزش افزوده به جای خام فروشی محصولاتی با ارزش افزوده صادر شود اما این به منزله صفر شدن صادرات نفت كشور نیست.
وی با بیان اینكه در حال حاضر بحران اقتصادی در جهان توسط غربی ها به نوعی مدیریت می شود، تاكید كرد: حدس می زنم برخی از قدرتهای غربی با مدیریت بحران اقتصادی به دنبال كسب منافع خود در این بازار آشفته هستند به طوریكه برخی از بورسهای اصلی جهان توسط استعمارگران غربی مدیریت و شاخصها بالا و پایین می شود.
احمدی نژاد با اشاره به افزایش حجم ذخایر استراتژیك نفت خام در كشورهای مختلف جهان و همچنین وجود نفت فراوان بر روی آبها، تصریح كرد: هم اكنون قیمت گذاری نفت تابع عرضه و تقاضا نبوده و این كشورهای غربی بوده است كه با سیاسی كاری برای نفت قیمت تعیین می كنند.
رئیس جمهور با تاكید بر اینكه باید با ایجاد بورسهای موازی در كشور و تقویت بورس نفت، سلطه غرب در قیمت گذاری نفت شكسته شود، ادامه داد: هم اكنون آمریكا بیش از یكهزار و 600 میلیارد دلار كسری بودجه دارد اما با خلق اعتبارات كاغذی این كسری را به نوعی جبران می كند.
وی از انتشار بیش از 32 هزار میلیارد دلار دارایی های كاغذی توسط آمریكا در سالهای اخیر خبر داد و افزود: هدف از انتشار این اعتبارات كاغذی حفظ سیطره و سلطه دلار در بازار جهانی بوده است.
احمدی نژاد با اعلام اینكه همواره درآمدهای حاصل از فروش نفت خام ایران در بانكها و بازارهای سرمایه غربی ذخیره شده است، گفت: اكثر این بنگاه ها توسط صهیونیسم و آمریكا مدیریت می شود و خود این كشورها به راحتی وامهای كلان 14 هزار و 500 میلیارد دلاری از بازارهای جهانی می گیرد اما ایران باید برای دریافت یك میلیارد دلار وام كلی منت بكشد.
رئیس جمهور با بیان اینكه استعمار فرانویی در سطح جهان برای چپاول و غارت ثروت ملتها ایجاد شده است، تاكید كرد: باید با راه اندازی بورس نفت قوی به نوعی سلطه دلار را دور بزنیم و انجام معاملات پایاپای با سایر كشورها به سیطره چندین ساله دلار در بازار جهانی سرمایه پایان بدهیم.
رئیس دولت دهم با بیان اینكه هم اكنون ایران در فهرست كشورهای بدهكار جهانی در ته خط قرار گرفته است، خاطر نشان كرد: كل دولت باید برای تعیین قیمت نفت وارد كار شود.
احمدی نژاد در پایان با اشاره به روند قابل توجه افزایش اكتشافات نفت و گاز و افزایش حجم ذخایر هیدرو كربنی در كشور از خودكفایی از واردات بنزین به عنوان یك دستاورد ملی یاد كرد و گفت: واردات 20 میلیون لیتر بنزین در اقتصاد ایران عدد بالایی نیست اما با واردات بنزین اقتصاد كشور به خودكفایی رسید.
«امیریفر را آزاد کردند که ببینند با چه کسی ارتباط دارد؟»،«در مراسم ختم امام جمعه یزد اگر پلیس نبود، خاتمی را کشته بودند»، «اصولگرایانی که ضد انحراف پیروز انتخابات ریاست جمهوری بعد هستند»، «همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت»، «دخترانی که با لباس خواب به خیابان میآیند جوانان عزب ما را آتش میزنند»، «احمدینژاد که بنیصدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم»، «در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمیگیرد»، «آدم با کلفت خانهاش اینطور برخورد نمیکند که احمدینژاد با متکی کرد!»، «اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است».
اینها تنها بخشی از تیترهایی بود که برای مصاحبه با حجتالاسلام جعفر شجونی می توان برگزید.
«حیف شد»؛ این عبارتی است ک حجتالاسلام شجونی 77 ساله چهار بار در طول گفتوگو وقتی سوالهای درباره رئیس جمهور از وی میپرسیم، آن را بیان میکند.
به نسبت دو سال قبل وقتی با او در یک بعد از ظهر گرم در مرداد ماه 90 در کافه خبر گفتوگو کردیم او را متفاوت از گذشته یافتیم. اگر سال 88 حامی 100 درصدی رئیس جمهور بود، حالا بعد از خانه نشینی رئیس جمهور، با اینکه میگوید همچنان حامی اوست ولی به اندازه گذشته از رئیس جمهور دفاع نمیکند و پاسخ سوالها را با تامل بیشتری میدهد.
ویژگی این گفتوگو پراکندگی آن است که به جهت اظهارنظرهای جالب و گاه شاذ این عضو جامعه روحانیت مبارز در متن گنجاندهایم. از جمله آنکه وجود پارلمان در حکومت اسلامی را نمی پذیرد و میگوید امام هم به این خاطر که متهم به دیکتاتوری نشود، آن را قبول کرد.
آینده جریان سیاسی رئیس جمهور، نسبت پارلمان با حکومت اسلامی، موضوع عفاف در جامعه و دلیل عمل نکردن دولت به این مصوبه قانونی، دیدگاه جامعه روحانیت مبارز درباره بازگشت خاتمی به عرصه سیاسی و در نهایت ترکیب مجلس آینده محورهای این گفت وگو است که مشروح آن در ادامه میآید:
آقای شجونی! بار قبل که با شما گفت وگو کردیم شما به جد از آقای احمدینژاد حمایت میکردید، ولی در اظهارنظرهای اخیرتان...
الان هم حمایت میکنم. اما ایشان الان نمره منفی در کارنامهاش دارد. منتها به کلی به آرمان امام خیانت نکرده است. لذا ما آن جور که نسبت به بنی صدر تاختیم، ایشان را نمیکوبیم. منتها عملکرد ایشان زیر سوال است. ایشان به این سوال که 11 روز کجا بوده، جواب نمیدهد و به ما درس ولایت فقیه میدهد!
شما فکر میکنید حامیان مردمی آقای احمدینژاد بعد از خانه نشینی یازده روزه رئیس جمهور کم شدهاند؟
بله که شده است.
حتی در قشر مذهبی و متدین؟
بله، من هر جایی ایران که منبر میروم سوالاتی که مردم از ما میکنند، نصفش از همین جنس است. مسلم است که حامیان احمدینژاد فروکش کردهاند. ما دیگر از احمدینژاد نمیخواهیم 4 نفر اصولگرا به ما معرفی کند.
یعنی پیش بینی میکنید در انتخابات آتی مجلس، اگر گروهی بخواهند با آرم آقای احمدینژاد وارد عرصه بشوند، رای لازم را کسب نکنند؟
باور نکنید کسانی که با آرم احمدینژاد به انتخابات بیایند رای بیاورند. البته حیف شد ما دلمان می سوزد. چون ما در جامعه هستیم و وقتی با دانشجویان یا مردم در مساجد صحبت میکنم یا کاغذ به من میدهند، نصف سوالها در رد آقای احمدینژاد است. میگویند چرا ایشان نسبت به رهبری بیاعتنایی کرده است.
عزیز من! ما یک قله داریم که اگر آن لق شود، همه ما لق میشویم. دائر مدار این نظام، ولایت فقیه است. امام (ره) چطور برای ما شاخص بود و کسی بالای حرف ایشان حرف نمیزد. میخواست بازرگان باشد یا بنی صدر باشد. ولایت فقیه هم در تورات و انجیل هست. در قرآن هست؟
کجای تورات هست؟
بروید غزلهای سلیمان برای دختران اورشلیم را در تورات ببینید.
تا جایی که بنده میدانم ولایت فقیه نظریه امام خمینی (ره) است که در درسهای نجف ایشان شکل میگیرد؟
نه بابا! امام جرات کرد، این حرف را بیان کرد. این حرف شما معنی اش این است که ولایت فقیه تازه پیدا شده است.
مگر آنچه ما امروز به عنوان تئوری ولایت فقیه میشناسیم، نظریه امام نیست؟
این دروغ محض است. این خلاف عقل و دین ما است. امام جگرش را داشت و آن را مطرح کرد. سایر علما جرات نمیکردند با طاغوت در بیفتند. این اصل از اول اسلام بوده است. لذا فتحعلی شاه به ملااحمد نراقی میگوید شما اجازه بدهید ما از طرف شما سلطنت کنیم.
اما در دوران صفوی و قاجار، ما به دو شان فقاهت و سلطنت مواجه هستیم که از یکدیگر جدا بوده است.
آن سلطان با اجازه حاکم شرع حکومت میکرد. شما ببینید در دوران امام موسی کاظم، علی بن یقطین به امام میگوید «من شرعا نمیتوانم در دستگاه هارون کارمند باشم. اگر شما اجازه میدهید من در این مسئولیت باشم». یعنی برای کار خودش اجازه میگیرد والا آن حکومت باطل است. بنابراین بعد ازاهل بیت، علما دین هستند. امام حسین( ع )میفرماید: «الامور به یدل علما بالله» کارها باید دست علما بالله باشد.
شما از دوسال باقی مانده دولت تحلیلتان چیست؟ فکر میکنید بعد از این دوسال، آینده سیاسی آقای احمدینژاد چگونه سپری خواهد شد؟ چهرهای مثل آقای سلیمینمین معتقد است ایشان به استمرار دوران بعد از قدرت خود فکر میکند.
اولا این حرفها کهنه شده است. من از آن آقایی که از ما جدا شد چهار برگ پرینت دارم که نوشته است: « احمدینژاد یعنی مشایی و مشایی یعنی احمدینژاد و بعد از احمدینژاد هم رئیس جمهور مشایی است». این حرفهایی است که او زده است. تکرار این مطالب را هم برای خودم قبیح میدانم. اینها همه حرف است. وقتی یک فیلتری به اسم شورای نگهبان هست، ما برای خودمان حرف بزنیم که چه بشود؟
این سوال را از این جهت پرسیدم که شما فکر می کنید دولت بعدی بخشی از بدنه انقلاب اسلامی است یا اینکه ممکن است کسی از اطرافیان فعلی رئیس جمهور هم بتواند وارد عرصه شود؟
من عقیده دارم اصولگرایانی که ضد انحراف هستند، مملکت را به دست میگیرند و در انتخابات ریاست جمهوری آینده رای آنها، رای بالایی خواهد بود. برای اینکه برای مردم جا افتاد که فتنه چه بوده است. هر کدام از رئیسجمهورهای ما کنارش یک آفتی پیدا شده است. زمان آقای هاشمی آن کارگزاران، زمان آقای خاتمی اصلاح طلبها و مشارکتیها و زمان آقای احمدینژاد هم این انحرافیها. برای مردم ما جا افتاده است، مردم میفهمند.
به نظر من رئیس جمهور بعدی باید مثل احمدینژاد کابینه اش را داخل دهاتها و روستاها ببرد والا یخ دولتش نمیگیرد.
یعنی شما معتقدید دولت بعدی باید روشهای این دولت را ادامه بدهد تا موفق باشد؟
همین جور است. ببین! احمدینژاد یک آدم مسلمانی است. مثل شهید رجایی فکر میکند. میخواهد امانی کار کند. یک بار در مجلس اول شهید رجایی زمانی که رئیس جمهور شده بود، آمد پیش من و گفت: «من حالم از این شکل و قیافه این سازمان برنامه و بودجه بد میشود». گفتم چرا؟ گفت: «اینها باید سه تا چهار میلیون حقوق بگیرند تا 7 میلون برای من بودجه تصویب بکنند!» این حرفها که به شما میگویم مال 25 سال پیش است. بعد به او گفتم حالا تو چطوری میخواهی حکومت کنی؟ گفت:امانی. مثلا به من گزارش دادند وضع فلان نقطه کشور خراب است. من ده گونی پول به یک فرد امینی میدهم تا او مشکلات آن نقطه را حل کند. به این میگویند حکومت اسلامی.
این چیزی که شما میفرمایید خیلی با ساختار حکومت کردن امروز همخوان نیست.
الان نیست. زمان امام زمان هست.
یعنی معتقدید این شیوه که ما الان داریم، غلط است؟
بالاخره بدون محاسبه که نمیشود، اما به شما بگویم که حکومت اسلامی پارلمنتاریسم نیست. شایسته سالاری است. امام خمینی برای اینکه متهم به دیکتاتوری نشود پارلمانتاریسم را قبول کرد. ما الان 32 سال است که 32 انتخابات داریم ولی چون نوکر آمریکا نیستیم ما را دیکتاتور میدانند.
یعنی می گویید ما در حکومت اسلامی پارلمان نداریم؟
من اصل پارلمان را در حکومت اسلامی قبول ندارم.
مگر خدا به پیامبرش نمیفرماید در امور با مردم شورا کن؟ خوب حال شکلش در یک جامعه بزرگ 75 میلیونی در قالب مجلس نمود پیدا میکند.
امرهم شورا بینهم درست است. ولی این شیوه که الان پولها هدر میرود و بیخود خرج میشود، درست نیست. ائمه سلام الله علیها این راه طولانی را طی نمیکنند. شایسته سالاری میکنند. این قدر هزینههای بی در و پیکر برای اینکه بین آنها «امرهم شورا» بینشان باشد، نیست. فکر نمیکنم این نحو پارلمانتاریسم را معصوم علیه السلام بیاید قبول کند.
این حرفهای شما در شرایطی است که شما خودتان مجلس را تجربه کردید!
بله، ما این کار را کردیم و باید هم بکنیم. منتها این غیر از حکومت اسلامی است. ولی اگر پارلمان نداشته باشیم به ما دیکتاتور میگویند. همین چیزی را که من گفتم آل خلیفه انجام میدهد و کسی هم کاری به کارش ندارد! چون نوکر آمریکا است؛ دنیای دنیای غلطی است. آمریکا غلط است، پدر جان!
شما فرمودید آرا آقای احمدینژاد کم شده است. فکر میکنید چه شد که آرای آقای احمدینژاد تغییر کرده است؟
همان بلایی که سر پیشینیان آمد، سر ایشان هم آمد.
ولی آقای احمدینژاد همان سال 84هم می گفت که مشکل ما زلف دختران نیست ولی همین مردمی که میگویید الان منتقد ایشان هستند به آقای احمدینژاد رای دادند. بنابراین سیاست های فرهنگی ایشان خیلی هم فرق نکرده است.
من میگویم درباره همان هم احمدینژاد اشتباه کرد. آقای احمدینژاد میترسد که زلف دختران را برایش بهانه کنند و بعد یک پوست موزی زیر پایش بیندازند و کله پایش کنند! آن وقتها هم خودش حرف درستی نزد. ما درباره حجاب قانون داریم، کی باید آن را اجرا کند؟ دولت.
قانون برای حجاب هم نصحیت دارد و هم شلاق. این قانون را چه کسی باید اجرا کند؟ بنده شجونی یا دولت؟ دولت اشتباه میکند که مدام می گوید ما باید فرهنگ سازی کنیم. 1400 سال است که فرهنگسازی کردیم. یعنی مردم نمیدانند حجاب واجب شرعی است؟ قمار حرام است؟ دولت بهانه میآورد. نمیدانم این دولت با همه سلامتش چه مشکلی دارد که قانون را اجرا نمیکند. باید بررسی کرد. من عقیدهام این است که همان طور که زورکی رضاخان چادر مردم را برداشت باید زورکی سر زنها چادر گذاشت.
این حرف را کسی قبول میکند؟
این حرف ملی، ایرانی و مذهبی است.
زورکی که نمیشود مردم را دین دارد کرد!
زورکی باید گذاشت. دختری که با لباس خواب! در خیابان آمده، دارد جامعه ما را آتش میزند. او جوانهای عذب ما را آتش میزند و تحریک میکنند. جوان هم که نمیتوانند ارضا شود دیوانه میشود و یک کارد برمیدارند! صفحات حوادث روزنامهها را شما انگار نمیخوانید؟! برخی از فیلمهای محرمانه را به من، آقای مهدوی کنی و امام کاشانی دادند که شما ببینید خوابتان نمیبرد.
ولی ناهنجاریهای اجتماعی چند عاملی است و نباید یک جانبه به آن نگاه کنیم.
چند عاملی هست. من هم قبول دارم. من اروپا هم رفتهام. ولی به خدا این جور که برخی از دخترهای ما در خیابان راه میروند، آنجا ندیدم!
این فرمایش اول شما کمی تند نیست؟ فکر نمیکنید کسی در لباس شما باید زبان موعظه طلبانهتری داشته باشد و این قدر تند حرف نزند؟ در سوالهای کاربران ما هم هست که از شما به خاطر ادبیاتتان انتقاد کردند.
من این را قبول ندارم. بنده 30 سال است این طور حرف میزنم. این حرفها بی خود است. باید حالی این دخترها کرد که عزیز من تو اگر مثل یک جواهری، نباید این جور خودت را عرضه کنی. ما زورنمیگویم. ما فرهنگی حرف میزنیم. منتها اگر کسی بخواهد جامعه را به گند بکشاند، ما میایستیم. من کی گفتم این دختر 18 سالهای که مدرسه میرود را به زور چادری کنیم؟ برخیها با اسلام مبارزه میکنند. آدم میفهمد که چه کسی به دین دهن کجی میکند.
کاربران خبرآنلاین از شما سوال کردند اگراین سیاست تعمیر و نگهداری درباره آقای رئیس جمهور جواب نداد، چه؟
دارد جواب میدهد. در مورد ایشان نباید بیانصافی بود. احمدینژاد که بنیصدر یا منتظری نیست که بخواهیم ردش کنیم. این آدم خدمت کرده، منتها جواب ملت را درباره آن یازده روز نداده است. مردم منتظرش هستند.
فکر میکنید اصولگرا ها در چه مواردی باید به آقای احمدینژاد تذکر میدادند، ولی از این مساله غفلت کردند؟
اصولگرایانی مثل آقای عسگراولادی یا حبیبی به آقای احمدینژاد تذکر میدادند، منتها ایشان با کسی مشورت نمیکند. میگوید من حزبی نیستم. باشد، اما طوری حرف نزن که به سایر احزاب توهین شود. این موتلفه حزب امام است و تا حالا سهمخواهی هم نکرده است.
این را هم به شما بگویم که در مملکت ما تا مراجع تقلید هستند، یخ حزب نمیگیرد. چون مرجع تقلید یک فتوا میدهد و زیرآب هر چی حزب است را میزند! اینجا که آمریکا نیست که دو حزب به جان هم بیفتند. در ایران پاگرفتن احزاب شدنی نیست. چون بالاترین و قویترین حزب در ایران حزب توده بود که همه را ناراحت میکرد.
آقای رئیس جمهور به هر حال قدرت دارد. شما بدانید که بعد از این خانه نشینی احمدینژاد، عکسهایش را در لبنان که این همه در سفرش از او استقبال کردند، پائین کشیدند. این احمدینژاد با همه خوبیهایی که دارد، دیگر آن احمدینژاد دوسال پیش نیست.حیف شد.
تغییرات آقای احمدینژاد در چیست؟ نگاهش به ولایت فقیه تغییر کرده است؟
ما در قرآن داریم که «یسلمو تسلیما». نسبت به ولایت فقیه باید تسلیم شد. اینکه آقای احمدینژاد بگوید من میتوانم فلانی را نخواهم، به خدا درست نیست. ایشان 12 تا مشاور داشت به یکباره همه را بر کنار کرد. یک دلیلی بیاورد، یک تودیعی بکند! چرا وزیر امور خارجهاش را اینگونه برداشت؟ آدم با کلفت خانهاش این جور برخورد نمیکند. این چه اخلاقی است؟ این اخلاق اسلامی نیست.
دوره اول که ما نماینده مجلس بودیم، این آقای متکی هم دانشجو و فارغ التحصیل شبه قاره بود. وقتی که نماز خواندن را مسخره می کردند، اینها بچه مسلمان بودند. چرا با آبروی افراد بازی میکنید؟ همه این کارها را هم به مشایی نسبت میدهند. من میگویم انشاء الله دروغ است. من نمیگویم مشایی آدم ضد انقلاب، منافق، مال مردم خور و.. است، ولی حیف شد، برای خودش هم بد شد. من عقیدهام این است که مشایی نماز شبش هم ترک نمیشود ولی کارهایی کرد که رهبری فرمودند انحراف. رهبری دیگر حامی 100 درصدی آقای احمدینژاد نیست و از برخی حرکات ایشان دلخوری دارد.
به آن خواننده شما که از من خواسته بود درباره تعمیر و نگهداری توضیح بدهم، باید بگویم تعمیر یعنی اینکه منحرفین را از دور و برش دور کنیم. چه کسی منحرفین را رد بکند؟ دستگاه قضایی.
آقایی بقایی اخیرا در گفت وگویی گفته بود که در خلوتمان به کسانی که دولت را متهم به جریان انحرافی بودن میکنند میخندیم. در مقابل آقای توکلی اخیرا در نطق خودش در مجلس تاکید کرد موضوع جریان انحرافی فقط بحث چند رمال و جن گیری نیست. تحلیل شما از این جریان و زمینههای شکل گیری آن چیست؟ به دنبال چی هستند؟ با چه ویژگیهای این جریان را باید بشناسیم؟
اطلاعات من به قدر اطلاعات شما است. من هم چیز پشت پردهای نمیدانم. همه ما منتظریم ببینیم که دستگاه قضایی که میگوید یک تعدادی را گرفتیم، کارش به کجا میرسد. این را باید دستگاه قضایی پاسخ دهد. یکی میگفت جن اینها، انگلیسی است! یکی میگفت ایرانی است. من هم مثل شما هستنم واطلاعاتی ندارم.
درباره لیدر اینها اسم مشایی را میآورند. چون آن آقا حرفهایی را می زد که درشان او نبود. الان چرا مراجع با آقای احمدینژاد لج هستند؟ به خاطر حرفهایی این آقا است. برادر عزیز من. وقتی رهبری میگویند تا هستم، اجازه نمیدهم انقلاب از آرمانهایش منحرف شود، پس معلوم است یک انحرافی هست. اگر کسی بودجه فرهنگی ریاست جمهوری را خرج ریاست جمهوری آینده خودش بکند والله این انحراف است.
آقای شریعتمداری معتقد است جریان انحرافی از اصلاحطلبان خطرناکتر است. نماینده مشهد هم اخیرا در گفتوگو با خبرآنلاین جریان انحرافی را برانداز دانستند.
برانداز؟ والله بعضی میگویند اینها (جریان انحرافی) در نفاق هستند و سعی دارند در شهرستانها به صورت اصولگرا کاندیدا بشوند و بعد بگویند ما مخالفیم. ولی اینها آن 150 کرسی را هم که به دست بیاورند، نمیتوانند برانداز یا ضد ولایت فقیه باشند. چون ملت ما ولایت فقیه را قبول کرده است. اینها میخواهند کجا بروند؟ ملت منتظر این حرفها نمیماند.
کاربران ما از شما ما سوال کردند درباره پشت پرده آقای مشایی بگوئید چون شما بعد از جدایی آقای امیریفر از جامعه وعاظ، ایشان را به ارتباط با آقای مشایی متهم کردید.
ما که از پشتپرده آقای مشایی خبر نداریم. ما به عنوان دبیر جامعه وعاظ از ایشان دعوت کردیم. حتی از من خواستند از ایشان بپرسم که سنی است یا شیعه؟ از کی تقلید میکند؟ گفت من از آقای شجونی تقلید میکنم! فردا بی بی سی و رادیو فردا گفتند شجونی مرجع تقلید شده است!
آقای مشایی میگفت رئیس جمهور گفته این حرفها را بزنم. به ایشان گفتیم که به مدیریت انبیا چه کار دارید؟ به احمدینژاد کمک کنید کارها را جلو ببرد. متاسفانه یکی از روحانیون ما را هم جدا کرد و با خود برد و البته او هم بدش نمیآمد. بعد هم شورای مرکزی ما هم آن آقا را اخراج کرد. بعد هم که انشعاب کردند، رفتند علیه روحانیت صحبت کردند. به آیتالله بهجت اشکال کردند. به آقای مهدویکنی اشکال گرفتند. این حرفهایی که من میزنم یکی از اعضای آن مجموعه که بعدا ازآن جمع استعفا داد، میگفت.
وقتی به آن آقایی که از ما انشعاب کرد، گفتیم چرا انشعاب کردی؟ گفت آقای شجونی 6 تا مغازه در فلان جا داشت. اشکال ما به او این بود که چرا انشعاب کردی و زیر بلیط مشایی رفتی و طلبههای صفر کیلومتر و تازه طلبه را از جامعه وعاظ جدا کردی؟ چون روحانی سابقهدار و وارسته که در جمع آنها نمیرفت.
از کجا فهمیدید ایشان با رئیس دفتر رئیس جمهور مرتبط شده است؟
خودش گفت.
البته ما زمانی که با ایشان صحبت کردیم این حرفها را تکذیب کردند.
بله، تکذیب کرد. منتها ما مدرک داریم. اول که زیر بار نمیرفت و گفت که پشت جریان ما شخصیتهایی است که نمیتوانم بگویم. اما بعد گفت. شما از آقایانی که آنجا حضور داشتند بپرسید.
این جلسه کجا برگزار شد؟
منزل آقای شجاعی واعظ بود. آقای بیرجندی بود، آقای فرقانی بود، رضویقمی بود، اسدیان بود. اینها همه واعظان تهران هستند. ایشان در آن جلسه گفت که مشایی هفتهای 5 میلیون تومان به من میدهد؟
هفتهای 5 میلیون؟!
بله، هفتهای 5 میلیون. و بعد به هر روحانی که به آنجا ببرم ماهی 100 هزار تومان میدهد. بعد هم در آن جلسه دست من را بوسید و یک نسخه از سی دی مشایی را به ما داد.
آقا! ما پایمان لب گور است. ما که نمیرویم دروغ بگوییم. ولی او بعدا رفت این حرفها را تکذیب کرد. این آدم دنبال شهرت بود. مثلا میگفت که چرا آقای باهنر در هیات رئیسه مجلس رای نیاورد؟ خوب باهنر سال قبلش چها رای کم آورد، ولی امسال که دوباره انتخاب شد. یا دنبال این بود که چرا آقای علوی را از ارتش کنار زدند؟ و... . خوب این جور با آبرو مردم بازی کردن و تهمت زدنها باعث میشود آدم دست آخر یکجا گیر کند.
من به او گفتم ما گوشته نشین هستیم، تو مثل یک مشعل سوزان. ولی چون مشعلت، ماده ندارد زود فروکش میکند و فروکش هم کرد. بعد از دستگیریاش هم به برخیها گفته از من معذرت خواهی کرده است. ولی آن وکیل دادگاه ویژه روحانیت میگفت ایشان پرونده دارد و باید به اتهماتش رسیدگی و محاکمه شود. حالا هم که آزادش کردند میخواهند ببیند با چه کسی ارتباط دارد.
کاربران ما سوال کردند که موضع جامعه روحانیت درباره آقای خاتمی چیست؟ فکر میکنید امکان برگشت ایشان به عرصه سیاسی کشور هست؟
بنده که سخنگوی جامعه روحانیت نیستم.
یعنی به عنوان عضو جامعه روحانیت تا به حال در این زمینه صحبت نکردید؟ در جامعه روحانیت درباره ایشان بحث نشده است؟
ببینید. من منبری هستم. یک بار می خواهم بروم شیراز سخنرانی کنم، ولی باید بفهمم کسی مرا برای سخنرانی دعوت کرده است یا نه. بالاخره یکی مرا بخواهد و دعوت کند دیگر. حالا کی آقای خاتمی را میخواهد؟
بالاخره بخشی از جامعه ما اصلاحطلب است و مشی فکری ایشان را بیشتر قبول دارد.
من خیال نمیکنم. اینها ریزش کردند.
یعنی معتقدید در مجلس نهم تعداد اصلاحطلبان کمتر میشود؟
ریزش میکنند. مگر با مکر و حیله داخل مجلس بروند که نمیتوانند. کسی منتظر اصلاحطلبان نیست و شما خبرنگارها هم دلتان برای اصلاح طلبان نسوزد! فکر میکنی الان کسی منتظر آقای خاتمی و کروبی است؟ نشانهای هم که گفتم کسی منتظرش نیست این است که با لنگ کفش از او استقبال میکنند! در مراسم ختم امام جمعه یزد اگر پلیس نبود، خاتمی را کشته بودند. پس عزیز من مردم منتظر اینها نیستند.
پیش بینی شما از ترکیب مجلس بعدی چیست؟
اصولگراها دنبال هم هستند و نمیخواهند انشقاق کنند.
فکر میکنید مجلس بعدی ما کیفیت بهتری از مجلس کنونی خواهد داشت؟
مطمئنا بهتر میشود.عقیده من این است که ناخالصیها از بین میرود. من خلوص بیشتری در مجلس آینده میبینم.
روزهای ماه رمضان در گذر است و علیرغم تشدید بازرسیهای گرانفروشی در برخی از اقلام به ویژه تخممرغ مشاهده میشود بهطوری که هر عدد تخممرغ 250 تومان و هر شانه هفت هزار تومان فروخته میشود. این در حالی است که تمام فروشندههایی که تخممرغ را با قیمت بیش از پنج هزار تومان میفروشند، گرانفروش و متخلف هستند.
مهدی کرمی ـ معاون بازرسی اصناف تهران با تاکید بر اینکه تخممرغ را در نهایت شانهای پنج هزار و 200 تومان میتوان فروخت، گفت: بیش از این میزان از نظر بازرسان سازمان بازرسی و نظارت شورای اصناف تخلف گرانفروشی محسوب میشود.
وی با تاکید بر اینکه با گرانفروشی برخورد میشود، اظهار کرد: تخممرغ به میزان کافی در نمایشگاههای ضیافت به قیمت چهار هزار و 300 تومان عرضه میشود.
کرمی ادامه داد: در صورت مواجهه با گرانفروشی، مشتریان میتوانند با سامانه 124 تماس بگیرند و حداکثر تا نیم ساعت بازرسان به محل رفته و در صورت تخلف مطابق با قانون نظام صنفی برخورد میکنند.
وی در مورد قیمت شکر نیز گفت: بستههای 900 گرمی در نمایشگاه ضیافت با قیمت هزار و 250 تومان عرضه میشود و در سطح شهر نیز حداکثر تا هزار و 500 تومان باید فروخته شود و در صورت عرضه شکر با نرخ بیش از هزار و 500 تومان برخورد میشود.
کرمی تاکید کرد: سازمان حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان دستورالعمل لازم را به همه کارخانهها داده است و بستهبندیهای 900 گرمی شکر نباید با قیمت بیش از هزار و 500 تومان عرضه شود.
يك انديشكده آمريكايي در گزارشي به سياست تركيه عليه سوريه و نزديكي آن به آمريكا اعلام كرد كه تركيه پنج راهكار براي تحت فشار قرار دادن سوريه در اختيار دارد.
به گزارش فارس، اندكي پس از آغاز ناآراميها در سوريه در ماه مارس گذشته كه با فعاليت گروهكهاي مسلح در شهر درعا در جنوب سوريه آغاز شد، تركيه با نزديك شدن به آمريكا، سياستي متفاوت از ماههاي قبل در قبال دمشق در پيش گرفت.
اكنون پس از گذشته بيش از چهار ماه از اين ناآراميها آنكارا بدون اشاره يا محكوم كردن فعاليت گروهكهاي مسلح كه تاكنون بيش از 500 نيروي امنيتي، پليس و انتظامي سوريه را كشتهاند، به طور يكجانبه اقدام دولت سوريه در مقابله با اين گروهكها را سركوب تظاهرات مردمي ميخواند و محكوم ميكند.
بسياري از كارشناسان سياست اخير تركيه مقابل سوريه را سياستي نزديك به كشورهاي غربي بهويژه آمريكا عليه دولت بشار اسد رئيس جمهوري سوريه ميدانند.
امروز نيز احمد داود اوغلو وزير خارجه تركيه وارد سوريه شد تا پيام كتبي رجب طيب اردوغان نخست وزير كشورش را تسليم مقامات سوريه كند. اردوغان اعلام كرد كه داود اوغلو موضع قاطع تركيه را در اين سفر اعلام خواهد كرد. بثينه شعبان مشاور بشار اسد نيز يك روز بعد پاسخ داد كه در اين صورت تركيه پاسخي قاطعانهتر از دمشق خواهد شنيد.
انديشكده "واشنگتن " در گزارشي به قلم "سونر جاگاپتاي " و "اندرو. جِي. تبلر " به بررسي گزينههاي تركيه مقابل سوريه و نحوه استفاده آمريكا و غرب از اين موقعيت در جهت تحت فشار قرار دادن حكومت سوريه پرداخت.
بنا بر اعلام اين انديشكده، سياستگذاران تركيه در حال مطالعه چند اقدام بالقوه براي اعمال فشار بر سوريه هستند كه به ترتيب محتمل بودن در ذيل مشخص گرديدهاند:
1- تماس با مخالفان: در 13 ژوئيه، آنكارا به چهرههاي تبعيدي مخالف سوريه اجازه داد تا در تركيه ملاقات كنند. جلسه بعد براي 16 جولاي برنامه ريزي شده است. اين جلسات دنباله گردهمايي برجسته 19 ماه مِي در آنتالياي تركيه و همچنين جلسات منظم استانبول با مديريت "كميته اجرايي گردهمايي آنتاليا " است. در همين حال آنكارا سعي دارد تا همچنان اسد و نخست وزير تركيه، رجب طيب اردوغان به طور مشترك به بررسي مسائل بپردازند كه منجر به علني شدن (گاها چشمگير) اختلافات فيمابين ميگردد.
*راهبرد دوسويه تركيه در قبال سوريه
به نظر ميرسد اين رويكرد براي متزلزل نمودن هرچه بيشتر اسد طراحي شده است تا از يكسو او را به يك سازش بزرگتر وادار كند و از سوي ديگر ميزان تقاضاي او را كاهش دهد. همچنان راهبرد دوسويه آنكارا در كنار كاهش اقتدار اسد، راهي براي نشان دادن اين نكته به مردم سوريه است كه تركيه به دنبال رابطه پايدار با كشور و مردم سوريه است، نه با رژيم اسد.
* اجتناب از اقدام نظامي براي حفظ قدرت نرم تركيه در جهان عرب
2- ايجاد منطقه حايل در داخل سوريه در صورت خارج شدن خشونت از كنترل: تركيه به احتمال زياد از مداخله نظامي اجتناب خواهد نمود و در عوض به ايجاد يك منطقه حائل در داخل سوريه براي ارائه امداد رساني به مردم روي خواهدآورد. اجتناب از اقدام نظامي به حزب عدالت و توسعه كمك خواهد كرد تا قدرت رو به رشد نرم خود را در جهان عرب كه از سال 2002 به دست آورده است حفظ كند.
* آنكارا درپي اعمال قدرت در منطقه حايل
هنگامي كه صدام خشونت عليه جمعيت كُرد كشور را آغاز كرد، تركيه منطقه مشابهي را در عراق در سال 1991 ايجاد كرد. تنها در عرض چند هفته، حدود يكونيم ميليون كُرد به اين منطقه فرار كرده بودند. در آوريل همان سال، آمريكا عمليات خود را آغاز نمود كه هدف آن ايجاد پايگاههايي در تركيه براي رساندن كمكهاي بشردوستانه به پناهندگان، ارسال نيروهاي ائتلاف به شمال عراق براي ايجاد يك منطقه غيرنظامي و ساخت مناطق اسكان مجدد بود. تركيه در صورت برخورداري از پشتوانه بينالمللي (به عنوان مثال، قطعنامه سازمان ملل) ممكن است چنين منطقهاي را در داخل سوريه ايجاد نمايد. با اين حال بهخلاف سال 1991، آنكارا احتمالا خواهان اعمال قدرت خويش در منطقه حايل خواهد بود.
* تحريمهاي اقتصادي براي فشار بر سوريه
3- تحريمهاي اقتصادي: بخشي از سياست "مشكلات در سطح صفر " حزب عدالت و توسعه تكيه بر تجارت بوده است. به منظور تقويت موافقت غيركتبي سوريه در واگذاري منطقه مرزي مورد مناقشه "هاتاي " به تركيه پس از رفراندوم سال 1939، در ژانويه 2004 آنكارا و دمشق يك توافقنامه تجارت آزاد امضا كردند. پس از اجرايي شدن توافق در سال 2007، تركيه تمام عوارض گمركي بر محصولات سوريه را لغو نمود، در حالي كه سوريه كه داراي صنايع بسيار ناكارآمدتري است، توافق نمود تا عوارض گمركي بر كالاهاي تركيه را به تدريج در طول يك دوره دوازده ساله كاهش دهد. با وجود اين اختلاف، سيل كالاهاي تركيه وارد بازار سوريه شدند كه باعث ركود 15 درصدي در صنعت سوريه در چند سال اول اجراي قرارداد شد. براي جبران، تعدادي از بازرگانان تركيه اقدام به راهاندازي و ايجاد كارخانه در حلب واقع در امتداد مرز دو كشور كردند.
با توجه به قدرت نرم تركيه و نيز بحران عميق اقتصادي سوريه، تركيه (احتمالا با پشتيباني سازمان ملل يا يك ارگان بينالمللي ديگر) ميتواند از قطع و يا محدوديت فعاليت تجاري خود به عنوان يك اهرم فشار براي توقف سركوبها استفاده نمايد و با توجه به اختلاف تعرفههاي گمركي، آنكارا از اقدام متقابل سوريه در وضع تحريمهاي تجاري ترس كمي خواهد داشت. علاوه بر تاثير مستقيم بر رژيم، تحريمها باعث حذف كالاهاي تركيه از بازار سوريه خواهد شد كه باعث ترديد درصد زيادي از مردم طبقه متوسط و مرفه در حمايت از اسد خواهد شد. علاوه بر اين، هرگونه بسته شدن موقت كارخانههاي تحت پوشش مالي تركيه در سوريه موجب صدمه شديد به طبقات كارگر، ايجاد تنش با آنها و افزايش مشكلات بيكاري رژيم خواهد شد.
* توسل به گزينه سياست بازدارندگي
4- بازدارندگي نظامي: در صورت افزايش بيش از حد پناهندگان در منطقه حائل و عدم توانايي دولت در كنترل آن يا در صورت ادامه قتلعام توسط اسد در شهرهاي بزرگ مانند حلب، حزب عدالت و توسعه ممكن است همدردي عمومي با برادران مسلمانش را به خاطر آزار و اذيت تحميلي غير قابل چشمپوشي بداند. چنين تحولاتي ميتواند آنكارا را متقاعد كند تا از تهديد نظامي به عنوان يك اهرم پيشگيري از سركوب بيشتر استفاده نمايد. تاريخ گواه موفقيت اين روش است. همانطور كه قبلا ذكر شد، تحت فشار تركيه، دمشق (ظاهرا) با اعزام نيرو به مناطق مرزي در سال 1998 از حملات پ.ك.ك. جلوگيري نمود. در صورتي كه آنكارا به اين باور برسد كه اقدام نظامي تنها گزينه موفقيتآميز است، ممكن است گزينه بازدارندگي را دوباره استفاده كند.
*احتمال مداخله مستقيم نظامي بدون دخالت غرب
5- مداخله نظامي: در صورت عدم كارايي سياست بازدارندگي و يا در صورت سقوط سوريه به هرج و مرج، مداخله محدود نظامي گزينه بعدي تركيه خواهد بود. در اين سناريو، آنكارا احتمالا سعي خواهد كرد تا ناتو و آمريكا را خارج گود نگه دارد، الگوي سياست خارجي تركيه در طول دهه گذشته تغيير كرده است و آنكارا نميخواهد به عنوان "عنصر غرب " در منطقه تلقي شود. با اين وجود رابطه رئيس جمهور اوباما با نخست وزير اردوغان ميتواند به رفع اين مشكل كمك نمايد، به عنوان مثال، در طول تماسهاي اخير و ظاهرا دوستانه بين اين دو، اوباما اردوغان را متقاعد نموده است تا از مخالفت با سياست خاورميانهاي آمريكا در مورد ليبي دست بردارد.
احمدی نژاد به عنوان رابط اردبیلی های مجمع خود در جلسات آقای ناطق نوری شرکت می کرد/ در مجلس هفتم ما در مجموعه اصولگرایان در تلاش بودیم جریان اصولگرا با آقای هاشمی دچار اصطکاک نشود/خاتمی با جریان ارزشی و اصولگرا جدال داشت/ اصلاح طلبان معتدل باید در عرصه سیاسی فعال شوند ...
حجت الاسلام علی عسگری نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم و مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی اعتدال، گفت: اتفاق بدی که در این سالها پیش آمد کرد، این بود که آقای احمدی نژاد به نام ارزش مداری و عدالت خواهی، روحانیت و مرجعیت را تضعیف کرد.
عسگری ادامه داد: احمدی نژاد مجلس یعنی نهاد قانون گذاری را با نوع موضع گیری خود که "مجلس در راس امور نیست" و موارد مشهود دیگر تضعیف کرد؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام را تضعیف کرد، حضور در مجمع طبق قانون و حکم مقام معظم رهبری وظیفه ایشان است ولی حضور به هم نمی رساند و تازه طلب کارانه در برابر مصوبات آن موضع می گیرد.
وی گفت: روحیات آقای احمدی نژاد را از زمان استانداری اردبیل می شناسم، ایشان به عنوان رابط اردبیلی های مجمع، خود در جلسات آقای ناطق نوری شرکت می کردند و بنده از خراسان. آقای احمدی نژاد یک نحو خودشیفتگی در انجام کارها دارند؛ بلند پرواز است و در تصیم گیری عجول است، به نحوی که کارهای شتاب زده اش زبانزد واقع شده است؛ عزل وزرا نمونه اینگونه اقدامات وی است.
مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: ایشان استاندار آقای هاشمی رفسنجانی در اردبیل بود؛ در جلسات آقای ناطق به جد پای کار ریاست جمهوری آقای ناطق بود؛ که بعد ها آقای ناطق ایشان را وارد بازی های سیاسی کرد و به تهران آورد؛ احمدی نژاد با تمهیدات آقای ناطق شهردار شد و افرادی مثل آقای باهنر، ناطق و لاریجانی از وی حمایت کردند تا ایشان بتواند شهردار تهران شود.
عسگری ادامه داد: بعد از شهردار شدن آقای احمدی نژاد، آقای ناطق در پایان مراحل تصمیم گیری وحدت اصولگرایان برای ریاست جمهوری تلفنی به ایشان گفت که شما بهترین جای خدمتان در شهرداری است و اینجا بمانید که ایشان مخالفت کرد و گفت شما چه کاره اید برای من تعیین تکلیف می کنید!
رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در مجلس هفتم ما در مجموعه اصولگرایان در تلاش بودیم جریان اصولگرا با آقای هاشمی دچار اصطکاک نشود. حدود 160نماینده اصولگرا همگرایی نشان دادیم و به دیدار شان رفتیم و جلسه ای قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذاشتیم. آقای ولایتی، جلسه انتخابات ریاست جمهوری با نمایندگان مجلس هفتم را در خانه من برگذار کرد، آنجا من گفتم: آقای هاشمی اگر بیاید احترام بزرگتر را داریم و اگر بیاید از آقای هاشمی حمایت می کنیم، که ولایتی نیز گفت من هم اگر هاشمی بیایید نخواهم ماند و بعدا کناره گیری هم کردند.
عسگری تصریح کرد: آقای هاشمی به آقای باهنر در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب پیام داد و گفتند که اگر با آقای ولایتی اتفاق کنند من کنار می روم و تبلیغ هم می کنم و با لاریجانی هم اگر اتفاق کنند، حمایت می کنم ولی شاید برای ایشان تبلیغ نکنم، اما می دانم لاریجانی شاکله اش برای ریاست جمهوری مناسب است و تدبیر و آینده نگریش با چنین مقامی تناسب دارد اما اگر بخواهند کسی مثل احمدی نژاد بماند، می مانم و موضع گیری می کنم، زیرا احمدی نژاد از دید آقای هاشمی در شرایط ریاست جمهوری نبود؛ مبنای تفکر عالمانه هاشمی این بود که اگر احمدی نژاد رییس جمهور شود، همین وضع پیش می آید، که ْآمد. باید دید مشکل از ناحیه احمدی نژاد است یا هاشمی، ایشان بعد از مناظره انتخاباتی به احمدی نژاد گفتند که به ما تهمت زدی یا اثبات کنید یا بنده پی جویی می کنم.
وی افزود: آقای هاشمی بر عکس چیزی که دولتی ها فضا سازی می کنند به عنوان یکی از افراد موثر و پیشگام در شکل گیری نظام اسلامی هستند و یکی از چهره ها و شاخص هایی هستند که هم در زمان امام (ره) و هم در زمان کنونی اثرگذاری خود را در پیشبرد انقلاب به اثبات رساندند و هیچگاه هم در صدد دفاع از خود بر نیامدند؛ با این فضای شانتاژ و تهمتی که بر علیه ایشان بود در همان آخرین نماز جمعه هم از خود دفاع نکردند و تنها راهکاری بنا به تفکر سیاسی خودشان ارائه دادند.
عسگری گفت: در انتخابات پیش رو آنچه که مسلم است، حامیان دولت بزرگترین دغدغه شان از فعال شدن آقای هاشمی است، دیداری که ایشان با موتلفه داشت و عکس العمل هایی که ابراز شد حاکی از این مساله است، اما آقای هاشمی کسی نیست که تسلیم فضای شانتاژ شود و به وظیفه و تکلیفش عمل نکند و تا اینجا هم همین روند را در هر مقطعی نشان داده است.
مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت: برای موضوع انتخابات هم آنچه هاشمی مطرح کرده دور از دسترس نیست. ایشان چهره های معتدل اعم از اصلاح طلب، مستقل، اصولگرا را برای شرکت در انتخابات فراخوان خواهند داد و تحریم و قهر را ایشان هیچ وقت بر نتابیده است.
وی تاکید کرد: با توجه به خطاهای متعددی که دولت انجام داد از جمله عزل وزیر اطلاعات و خانه نشینی احمدی نژاد ، بحث شتاب زده ادغام ها و نوع موضع گیری های آقای احمدی نژاد که انجام می دهد از جمله هزار متر زمین برای هر خانواده؛ این مسائل چون ایجاد توقع و یاس در مردم می کند، آقای هاشمی سعی خواهد کرد معتدل در برابر این رفتارها موضعگیری کند.
نماینده مجلس هفتم افزود: هر سال دولت بودجه مجمع تشخیص مصلحت را کم و زیاد می کند و هر سال ما به مجلس می رویم تا بودجه را به شرایط خودش برگردانیم ،گاهی یک حامی دولت در مجلس داد می زد که کاهنان معبد دیگر بودجه ندارند و من می گفتم اینگونه نگویید، مجمع تشخیص مصلحت نظام نهاد برخواسته از اندیشه های امام و رهبری و با ابلاغ رهبریست، چرا جفا کارانه و سیاست کارانه رفتار می کنید.
نماینده اصولگرای مردم مشهد در مجلس هفتم در ادامه با اشاره به مباحث پیرامون وحدت اصولگرایان و جریان انحرافی گفت: موضع گیری آقای هاشمی در برابر جریان انحرافی در سایتش موجود است. خود من به عنوان فردی که سعی کردم در حمایت از آقای هاشمی افراط پیشه نکنم و تفریط گر هم نباشم، برداشتم این است که برخی در جریان اصولگرا به همان دامی افتادند که برخی افراطیون اصلاحات رفتند و سرشان به سنگ خورد، جریان انحرافی هم قطعا سرش به سنگ خواهد خورد. البته جریان انحرافی را نباید بیش از حد بزرگ کرد؛ قوه قضاییه به موقع خودش به پرونده آنها جدی رسیدگی می کند.
اصولگرایی مقید به اصول بودن است؛ نمی شود موج سواری کنیم و اصولگرایی را ابزاری برای جریانهای مختلف قرار داد. اصولگرایی منهای اصلاح طلبی تحجر است و اصلاح طلبی منهای اصولگرایی ولنگاری است، راه درست اصولگرایی اصلاح طلبانه است. آنچه که امام و رهبری روی آن تاکید دارند اصل مهم اعتدال است و بی شک جریان های افراطی برای نظام مضرند.
مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: آقای خاتمی با جریان ارزشی و اصولگرا جدال داشت؛ سخنرانی روشنفکرانه می کرد، اما هرگز نخواست از دستور رهبری تخطی کند؛ من این را در تایید موضع خاتمی نمی گویم و کلی هم نقد به وی کرده ام؛ انصاف و آینده نگری خاتمی بد نیست؛ و الان می تواند جریان اصلاحات را به کمک افرادی چون عارف تجدید حیات دهد.
باید اشاره کرد که اصلاحات قابل حذف نیست، زیرا یک جریان فکری سیاسی است؛ به جز نیروهای افراطی، در داخل آدمهای اصلاح طلب، افراد ارزشی ای می شناسم که می توانند در پیش برد نظام و انقلاب نقش داشته باشند.
عسگری در خاتمه گفت: کافی است بگوییم ما اشتباه کردیم، شما هم اشتباه کردید، حالا بیاییم در پیشبرد نظام با هم باشیم، این راهی بود که ناطق نوری پیشه کرد ولی افراط گرایان نگذاشتند کار آقای ناطق منجر به نتیجه شود. باید کمک کنیم تا همه به اعتدال برسیم.
رييسجمهور گفت: بر اساس عدالت، محبت و كرامت، آزادي بيان بايد در حداكثر ممكن باشد و همه بتوانند حرف بزنند و صحبت خود را بيان كنند و رسانهها بايد اين فضا را باز كنند.
دكتر محمود احمدينژاد، صبح امروز(سهشنبه) در مراسم تجليل از طلايهداران عرصه خبر با ابراز خرسندي از حضور در جمع اهالي رسانه و تبريك روز خبرنگار و با بيان اينكه مطالب خوبي را اهالي رسانه در اين جمع مطرح كردند، تاكيد كرد كه ما همه يك خانواده هستيم و كار را بايد با هم انجام دهيم.
وي با بيان اينكه بايد بررسي كنيم و ببينيم نقطه مشترك ما كجاست، گفت: آنچه را كه بايد روي آن كار كنيم، نقطه مشترك است و بايد پيدا كنيم كه نقطه مشترك ما كجاست.
احمدينژاد با بيان اينكه نقطه مشترك اين است كه همه انسان هستيم، ادامه داد: انسان مهمترين موضوع هستي است و اگر انسان مهم شمرده شود، همه ما مهم شمرده شدهايم و اگر حقيقت انسان شكوفا نشود حق انسان ادا نشده است و همه ما شكست خوردهايم و مهم نيست كجا باشيم.
رييسجمهور ادامه داد: همه اين هستي براي انسان خلق شده است و خداوند همه عالم را در اختيار انسان قرار داده كه انسان خود را بالا بكشد و متعالي شود و حقيقت انسان شكوفا شود و در واقع انسان خدايي شود.
وي در ادامه افزود: حضرت مسيح خدايي ميكرد و هركس به حضرت مسيح نگاه ميكرد خداوند را در او ميديد. تمام انبياء الهي نيز اينگونه بودند و بالاترين جلوه آن در پيامبر عزيز اسلام حضرت محمد (ص) بود.
احمدينژاد با بيان اينكه خداوند راه را باز گذاشته كه انسانها به سمت خدايي شدن حركت كنند و همه خليفةالله شوند، ادامه داد: هر كسي در جهت تحقق اين هدف از آفرينش حركت كند به هر مقداري كه حركت و تلاش كرده، موفق است و هركس در جهت ديگري حركت كند به هر ترتيب شكست خورده است؛ حتي اگر در بالاترين كرسي حكومت بر كل دنيا نيز قرار بگيرد.
رييسجمهور با طرح اين پرسش كه تعالي انسان به چه چيزهايي است؟ گفت: عوامل گوناگوني وجود دارد و اگر بخواهيم آن را خلاصه كنيم، ميتوان به سه مورد اشاره كرد كه مورد اول عدالت است. عدالت نباشد انسان كرامت پيدا نميكند و به همين جهت است كه خداوند ماموريت تمام انبياء الهي را نيز تلاش در جهت تحقق عدالت قرار داده است؛ چرا كه در يك فضاي عادلانه استعدادهاي انساني شكوفا ميشود.
وي با اشاره به تاثير عدالت در شكوفا شدن استعداد انسانها گفت: وقتي پايمان را از مسير عدالت دور بگذاريم و در واقع در اين مسير حركت نكنيم، شرايط را براي رشد انسانها محدود كردهايم و در واقع انسان را له كردهايم و له كردن انسان يعني له كردن خداوند و تمام حقيقت.
احمدينژاد در ادامه به موضوع محبت در اين زمينه اشاره كرد و گفت: انسان براي محبت كردن آفريده شده است و روابط انسانها بايد بر اساس محبت باشد.
رييسجمهور همچنين به تاثير محبت بر عدالت و رابطه اين دو موضوع اشاره كرد و گفت: محبت نباشد زندگي معنا ندارد. محبت نباشد ماندگاري نيست.
وي با بيان اينكه خداوند خود را با صفات رحيم و رحمان معرفي كرده و در واقع بر اين دو صفت تاكيد كرده است، گفت: اين تاكيد بيجهت نيست و شايد اگر بخواهيم تشبيه كنيم، اسماء الهي و اين صفات همه يك حقيقت هستند و اگر بر اساس مراتب هستي طبقهبندي كنيم، بايد بگوييم ريشه و پايه اصلي تمام اسماء الهي، رحمانيت و رحمت خداوند است و در واقع ديگر اسماء منشق از اين دو صفت هستند.
احمدينژاد در ادامه با بيان اينكه هر كاري كه ميخواهيد انجام دهيد، بايد بر اساس محبت باشد، ادامه داد: كاري كه از روي كينه باشد، ابتر است.
رييسجمهور در ادامه به اهميت كرامت انساني اشاره كرد و گفت: همه عالم براي كرامت انساني خلق شده است و در واقع همه هستي خلق شده كه انسان بزرگ داشته شود. عدالت و محبت نيز براي بزرگداشت انسان است.
وي با بيان اينكه اگر كارها در مسير عدالت، محبت و كرامت انساني باشد موفق هستيم، گفت: مهم نيست كه چه كار انجام ميدهيم و چه منصبي داريم و همانطور كه گفتم اگر كارها در مسير عدالت، محبت و كرامت انساني باشد، موفق خواهيم بود.
رييسجمهور در بخش ديگري از صحبتهاي خود خطاب به اهالي رسانه گفت: شما همه با فضاي مجازي و با شبكه آشنا هستيد. شبكه يعني مجموعهاي از عوامل كه دست به دست هم ميدهند و هركدام از اين عوامل نيز ماموريتي دارند و همه تلاش ميكنند كه يك خروجي بدهند.
احمدينژاد در ادامه با ذكر مثال شبكه برق گفت: شبكه برق كار ميكند تا چراغها روشن شود و ما استفاده كنيم. صدها قطعه با يكديگر براي تحقق اين مسير كار ميكنند و اگر از بين اين صد قطعه، يك قطعه عيب پيدا كند و يا فعاليتش در راستاي انجام ماموريت نباشد ميبينيم كه چه مشكلي پيش ميآيد.
وي ادامه داد: ارتباطات انساني نيز مثل يك شبكه هستند و اين شبكه بايد بر اساس عدالت و كرامت كار كند و هركجا بر اساس عمل انساني، نقصي ايجاد شود كل شبكه مشكل پيدا ميكند و ميشود وضع كنوني زندگي بشر. خداوند شر و بدي نيافريده است. اينها حاصل عملكرد انسانهاست.
رييسجمهور با بيان اينكه جامعه بشري يك مجموعه است كه بايد به صورت شبكه كار كند، ادامه داد: همه مكمل هستند و ما در فضاي ارتباط با ديگران ميتوانيم انسان باشيم و كمال پيدا كنيم.
احمدينژاد ادامه داد: يكي از عوامل اصلي تنظيمكننده روابط شبكه انساني عبارت است از اطلاعرساني درست. انسان بدون خبر و اطلاع درست از محيط نميتواند حركت كند. انسانها متناسب با دريافتهايشان از محيط تصميم ميگيرند و عمل ميكنند و انسان منقطع از محيط معنا ندارد.
وي با اشاره به مقدس بودن كار اطلاعرساني و خبرنگاري گفت: اين كار به اين جهت ارزشمند است كه فضاي لازم را براي رشد انسانها فراهم ميكند و البته خود كار نيز بايد از اصول عدالت، محبت و كرامت پيروي كند و اگر اينگونه نباشد اخلال ايجاد ميشود.
رييسجمهور با انتقاد از انديشه مادي و با بيان اينكه انديشه مادي تمام ارزشها را از بشريت گرفت، گفت: كار خبري بايد در جهت استقرار عدالت و تقويت محبت باشد.
احمدينژاد افزود: خبري كه منجر به تبعيض، ظلم و باعث بيعدالتي شود، محبتها را ضايع كند و كرامت جمعي را تخريب كند ارزشي ندارد.
وي با اشاره به ارزشهاي خبري در انديشه غرب و نگاه مادي گفت: آنها ارزشهاي خبري را رديف و بمب خبري را مطرح كردهاند و مثلا اگر يك خبر چندين جا تيتر شود آن را خبر موفق ميدانند و من اين را قبول ندارم.
رييسجمهور با بيان اينكه جامعه خبري ما به فضل الهي از سالمترين جوامع خبري در دنياست و خبرنگاران ما جزو پاكترين خبرنگاران هستند، گفت: ولي در برخي از لايهها مشكلاتي پيش آمده است. مثلا به خبرنگار ميگويند كه اين را در بياور يا خروجي اين باشد كه مثلا فلاني بالا برود يا پايين و اسم آن را ميگذارند نقد. اين نقد نيست، نسيه هم نيست.
احمدينژاد با بيان اينكه ما بايد به دنبال برپايي جامعهاي نمونه باشيم، گفت: چه كسي گفته است در عرصه اطلاعرساني بايد از انديشه مادي و غربي پيروي كرد؟ مگر آنها خود موفق هستند؟ نيستند. سلطه آنها در حال فروپاشي است. ممكن است در دورهاي با برخي كارها روي دور باشند ولي اكنون در حال سقوطند.
وي با بيان اينكه اگر موقعي به ذهنمان رسيد كه عزت خود را در تخريب ديگران جستوجو كنيم اين نقطه اول سقوط است، ادامه داد: بر اساس عدالت، محبت و كرامت، آزادي بيان بايد در حداكثر ممكن باشد و همه بتوانند حرف بزنند و صحبت خود را بيان كنند و رسانهها بايد فضا را باز كنند. خبرنگاران نيز بايد در جهت عدالت، كرامت و محبت حركت كنند.
رييسجمهور با انتقاد از طبقهبندي حزبي، طايفهاي و دستهجات گفت: اين صحبتهاي طبقهبندي حزبي، طايفهاي و دستهجات حريص براي قدرت براي ما نيست، براي انسان نيست. ما اين سخن را بهخصوص بعد از انقلاب زياد شنيدهايم كه اگر به شما مسووليتي پيشنهاد شد و ميبينيد كسي بهتر از شما براي پذيرش اين مسووليت وجود دارد ولي شما آن مسووليت را پذيرفتيد، اين امر خيانت است. اين فرهنگ را بايد گرفت و در برابر فرهنگ مبتني بر دنياي غرب و انديشه مادي قرار داد. آنها جنگ راه مياندازند براي كسب آرا و اينكه بروند در كاخ سيا. بازي در بورس ايجاد ميكنند، مثلا 25 درصد ارزش بورس سقوط ميكند و ثروت همه را ميكشند در جيبهاي خودشان. براي قدرت دروغ ميگويند و تخريب ميكنند. اينها براي ما نيست.
احمدينژاد خطاب به اهالي رسانه با بيان اينكه من با شما درددل ميكنم، گفت: ميبينيد كه بعضا سناريو تنظيم ميكنند كه يك حرف ناحق را در جامعه جا بيندازند و قدم به قدم براي تحقق هدف خود پيش ميروند.
وي با اشاره به مصاحبههاي خود با رسانههاي غربي ادامه داد: من با رسانههاي غربي صحبت ميكنم و بعضا ميبينيد طراحي ميكنند و ميآيند يك سوالي را ميپرسند و با خودشان ميگويند كه فلان سوال را طوري طراحي كنيم و بپرسيم كه مثلا احمدينژاد نتواند جواب بدهد.
رييسجمهور در بخش ديگري از صحبتهاي خود با بيان اينكه موقعي برندهايم كه تلاش كنيم همه برنده شوند، گفت: اگر كسي تلاش كند كه يك عده ببازند و خود ببرد، خود او بازنده است.
احمدينژاد با بيان اينكه از اصحاب رسانه متواضعانه خواهش ميكنم كه در اين دام نيفتند، به موضوع جنگ نرم اشاره كرد و گفت: مهمترين موضوع در اين قضيه تحميل روش كار، مباني كار و انديشه است و در واقع اگر مباني كار و انديشه آنها را بپذيريم در ريل آنها قرار گرفتهايم و در واقع اگر در آن فضا قرار بگيريم و آن مباني را بپذيريم در همان مسير حركت كردهايم؛ حتي اگر 365 شب احيا بگيريم و 24 ساعته ذكر بگوييم. بايد مباني را درست انتخاب كرد. نبايد بر اساس مباني آنها حركت كرد و اگر اين اتفاق رخ داد تمام است.
وي با بيان اينكه خبرنگاران مرزبان كرامت انساني، عدالت و حريم انديشهها هستند، گفت: خوب مرزباني كنيد، گرچه ميدانم كار سختي است.
رييسجمهور با بيان اينكه در عرصه كار رسانه و خبر كار زيادي شده است، گفت: البته موانع نيز هست. بحث آگهي را مطرح كردهاند، قيمت را بالا ببريد من مخالف نيستم. مسكن و بيمه نيز بايد فراهم شود و مسائل مربوط به آن بايد حل شود و ما در خدمت شما هستيم اما بايد بدانيم زماني همه موفق هستيم كه باور كنيم يك خانواده هستيم. عزت و پيروزي ما در رفاه و آرامش و شادي ديگران است.
احمدينژاد با اشاره به فضائل ماه مبارك رمضان و با تاكيد بر اينكه اين ماه، ماه تمرين همزيستي انساني است، گفت: بياييم براي ديگران زندگي كنيم، به عشق ديگران تلاش كنيم و محبت و كرامت انساني را پاس بداريم. انسان هرچه كماليافتهتر باشد از خود فارغتر و به ديگران پيوستهتر است.
وي با بيان اينكه بياييم همه دست به دست هم بدهيم و يك الگوي مبتني بر محبت را در اين ماه مبارك ارايه دهيم، گفت: من به عنوان يك خادم به شما عرض ميكنم هرجا ديديد قدمي از عدالت دور ميشود فرياد بزنيد.
رييسجمهور با اشاره به اينكه يكي از جنبههاي تحمل انتقاد اين است كه عدالت را بپذيريم، گفت: بايد كرامت انساني را براي همه حفظ كنيم.
احمدينژاد با بيان اينكه من تعدادي از خبرنگاران عزيز را ميشناسم، خبرنگاران ما افرادي فداكار، دلسوز و پايبند به عدالت و كرامت انساني هستند، گفت: ما بايد الگوي متعالي را به ديگران معرفي كنيم و ميتوانيم و اين كار شدني است. خوشبختانه جامعه خبري ما نيز جامعهاي جوان است. متوسط سن آن پايين و اميدبخش است كه ما ميتوانيم الگوي متعالي خود را در اين زمينه داشته باشيم. اگر ما در درون خود كمال پيدا نكنيم هرگز نميتوانيم جامعه را اصلاح كنيم و اثر ماندگاري به جا گذاريم.
وي گفت: به خودم و ديگران توصيه ميكنم كه در هر مسووليت اجتماعي مراقب خودمان و حقيقت انساني خودمان باشيم و اگر حقيقت انساني شكوفا شود آثار بسيار خوبي را در جامعه به همراه خواهد داشت.
رييسجمهور بار ديگر با تاكيد بر اينكه در عرصه اطلاعرساني و خبر كارهاي زيادي انجام شده است، گفت: در بحث اطلاعرساني از فعاليتهاي دولت نيز كارهاي خوبي انجام شده و مجموعه خبري خوب فعاليت كردهاند و من از صدا و سيما، روزنامهها و سايتها تشكر و قدرداني ميكنم.
احمدينژاد در پايان سخنان خود ياد شهداي خبرنگار را نيز گرامي داشت و همچنين خبر داد كه هديه پارسال كه به خبرنگاران داده شد امسال نيز بايد تكرار شود.
پيش از صحبتهاي رييسجمهور تعدادي از خبرنگاران به ايراد سخن پرداختند.
همچنين وزير ارشاد نيز گزارشي از وضعيت رسانهها و مشكلات خبرنگاران و تلاشهاي صورت گرفته در جهت رفع آنها اشاره كرد.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به اقدامات خلاف شئونات اسلام در جمهوری آذربایجان گفت: امیدواریم جناب آقای الهام علیاف به این امور که ارکان استحکام دولت اوست توجه کنند و گرنه عاقبتی سیاه خواهد داشت و بیداری مردم اَران قابل سرکوبی نیست.
به گزارش خبرگزاری مهر، سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به برخی اقدامات خلاف دین در کشور آذربایجان اظهار داشت: بعضی کشورهای همسایه و مسلمان که با هم روابط خوبی هم داریم متاسفانه ملاکهای دوستی را حفظ نمیکنند و دست صهیونیستها را بر کشور خود باز میگذارند و امروز بخشنامه میدهند که احکام الهی را در میان مردم مسلمان ممنوع کنند.
عضو شورایعالی امنیت ملی کشور تاکید کرد: بنده یک بار دیگر نیز هشدار داده بودم که در رگهای مردم اَران خون ایرانی جاری است و قلبهای آنها به عشق اسلام و قرآن و به آهنگ علی (ع) میتپد.
فیروزآبادی همچنین تصریح کرد: امیدواریم جناب آقای الهام علیاف به این امور که ارکان استحکام دولت اوست توجه کنند و گرنه عاقبتی سیاه خواهد داشت و بیداری مردم اَران قابل سرکوبی نیست.
گفتنی است، چندی پیش مردم اسلامگرای جمهوری آذربایجان به تأسی از تحولات منطقهای و در اعتراض به سیاستهای ضد دینی دولت آذربایجان از جمله منع حجاب دست به اعتراض گسترده ای زده بودند که با سرکوبگری دولت آذربایجان مواجه شدند.
مهدی خزعلی، نویسنده و پزشک یکی از وبلاگ نویسان منتقد دولت است که به گفته ی فرزندش امروز خبردار شده اند که به بند ۳۵۰ اوین منتقل شده است.
فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی از اعضای مجلس خبرگان برای سومین بار در دو سال اخیر توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده است.
محمد صالح خزعلی، فرزند مهدی خزعلی، شاهد ضرب و شتم شدید پدرش هنگام بازداشت بوده، و در اولین دیدار پس از بازداشت نیز شاهدان اعلام کردند که وی از ناحیه گردن دچار آسیب دیدگی شدید شده است.
این فعال سیاسی در جریان انتقال از بازداشت به دادگاه، خطاب به مقامات قضایی گفته است "دست به اعتصاب غذا می زنم و جنازه ام را بر دوشتان می گذارم."
مهدی خزعلی، در سالهای اخیر، انتقادات تندی علیه محمود احمدینژاد در وبلاگ شخصی خود مطرح ساخت که در پاره ای اوقات بازتابهایی در رسانههای جهانی و داخلی داشته است.
وی در اولین بازداشتش، در پاسخ به انتقاد پدرش، آیت الله خزعلی، گفته بود: "میفرمایند: اگر پدر راضی نباشد روزهٔ مستحبّی حرام است" میگویم "بلی؛ امّا جهاد واجب را میشود به امر پدر ترک کرد؟ مسئلهٔ رفع ظلم و استبداد است و بر همگان واجب و اذن پدر شرط نیست."
گفتگوی کلمه را با محمد صالح، فرزند دکتر مهدی خزعلی با هم می خوانیم:
آخرین خبری که از آقای خزعلی دارید چیست؟
ما خودمان هم بی اطلاعیم از ایشان فقط امروز خانواده ی زندانیان دیگر در تماس به ما اطلاع دادند که پدر را منتقل کردند بند ۳۵۰ اوین. البته از طریق وزارت اطلاعات هم امروز خبر دار شدیم که پدرم را از ۲۰۹ بردند اما نگفته بودند که کجا برده اند.
در این سه هفته با ایشان ملاقاتی هم داشتید؟
پنج شنبه ی دو هفته ی پیش که ۲۰۹ بود، ما دیدیمشان. روحیه شان هم خیلی خوب و قوی بود و همچنان در اعتصاب غذا بودند و به زندانبان ها گفته بودند که یا از دست همسرم غذا میخورم یا ساقی کوثر. گفته بودند مگر خون من از خون سید الشهدا رنگین تر است که ایشان ایستاد در مقابل آنها؟ پس من هم می ایستم. امروز بیست و دومین روز اعتصاب بود و ما شنیدیم که هنوز نشکستند.
دلیل بازداشت به طور قانونی چی بود؟
همان ابتدا هم گفتند که دادسرای فرهنگ و رسانه با ۴ تا اتهام ایشون رو خواسته. یکی از آنها که اهانت به آیت الله مهدوی کنی بود مختومه شد. برای سه تای دیگر ۶۰ میلیون وثیقه صادر شد.
خب اگر وثیقه صادر شد پس ماجرای جلب چیست؟
۲۷ تیرماه جلوی در ساختمان مرکزی وزارت اطلاعات یک ماشین از داخل وزارت بیرون آمد و سه نفر با نشان دادن یک حکم خواستند که بابا را ببرند. پدر گفت من برای این حکم وثیقه گذاشته ام و با شما نمی آیم مگر اینکه خودتان من را ببرید. آنها گفتند ما شما را می بریم پیش قاضی. اما پدرم یادآوری کرد که ساعت ۳ بعد از ظهر قاضی نیست چون قاضی های دادستانی تا ساعت ۲ بیشتر نیستند. و چون بابا قبول نکردند که با آنها بروند ناگهان سه نفری به زور بابا رو بلند کردند و انداختند داخل ماشین و با زانو آمدند تو گردن بابا برای اینکه دستبند بزنند و ایشان را بردند و حتی به ما نگفتند که کجا میبرند.
شما پیگیری نکردید از دادستانی و قاضی این ناهماهنگی را؟
فردای آن روز ما رفتیم دادستانی و قاضی تا قبل از آمدن بابا میگفت که اینها اشتباه گرفتند و ایشان با قید وثیقه آزاد بوده و من یادم رفته که نامه ی آزادی را بزنم که اگر گرفتندشان نامه را نشان بدهند.
پس چرا آزاد نشدند؟
بابا بعد از اینکه با قاضی صحبت کرد گفت که این ها می خواهند من را نگه دارند و دنبال بهانه هستند تا یک چیزی درست کنند و مرا بازداشت کنند.
نهایتا هم گفتند که پدر من تکذیب ارتکاب جرم کردند و محکم روی جرمش ایستاده و پشیمان نیست و بیم تبانی هم میرود. به این دلایل قرار بازداشت موقت صادر شد.
با توجه به سوابق تلخ این مدت شما چه تلاشی کرده یا می کنید که ایشون اعتصاب خود را بشکنند؟
ما اگر پدرم را ببینیم قطعا پیغام ها را خواهیم رساند گرچه با شناختی که داریم از شخصیتشان تقریبا مطمئن هستم که کوتاه نمی آید از حرفش.
پدر آقای دکتر یعنی آیت الله خزعلی چه واکنشی داشتند به این بازداشت و اعتصاب؟
خب ایشان که ظاهرا موافق هستند با این برخوردها. یعنی حاج آقای ما با این رفتارها که با پدرم می شود مخالفتی ندارند. ما هیچ کداممان این مدت با ایشان حرفی نداشته ایم. ایشان هم از ما سراغی نگرفته اند.
به هر حال آقای خزعلی بازداشت شدند، پیگیری قضایی بعدی شما چه خواهد بود؟
پیگیری خاصی وجود ندارد. چون اصلا بحث قضایی نیست. چیزهایی هم هست که ما نمیخواهیم فعلا پخش شود، یعنی صلاح نبوده منتشر شود. اگر آن ها گفته شود معلوم میشود که اصلا این ها تنها ظاهر ماجرا است نه کل واقعیت. مسائل دیگری وجود دارد...
به هر حال بابا کوتاه نمی آید تا آزاد شود. چون معتقد است که جرمی مرتکب نشده.
منابع آگاه سوریه چند ساعت بعد از تعیین وزیر دفاع جدید این کشور از پیدا شدن جسد وزیر دفاع سابق سوریه در منزلش خبر دادند.
به گزارش سایت اینترنتی البشایر، منابع آگاه سوریه اعلام کردند که جسد علی حبیب، وزیر دفاع سابق سوریه در منزلش پیدا شده است.
تلویزیون رسمی سوریه نیز اعلام کرد که مرگ وی کاملاً طبیعی گزارش شده است.
تلویزیون این کشور همچنین گزارش داد که وزیر دفاع سابق سوریه از چندی قبل مریض بوده و شرایط جسمانی وی اخیراً وخیمتر شده بود.
جسد علی حبیب روز دوشنبه در منزلش پیدا شد.
بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه با صدور حکمی داوود راحجه را به عنوان وزیر دفاع جدید سوریه به جای علی حبیب که از سال 2009 تاکنون در این پست مشغول به فعالیت بود، تعیین کرد.
برخی تحلیلگران معتقدند که کشته شدن وزیر دفاع سابق سوریه و یا آنچه که نظام حاکم این کشور آن را "مرگ طبیعی" میخواند، بیانگر وجود شکاف درون نظام حاکم این کشور است.

کیوان صمیمی
کیوان صمیمی روز ۲۳ خرداد ۸۸ بدون ارائه هیچ دلیلی از سوی وزارت اطلاعات در منزل شخصی اش بازداشت شد.
به گفته بازداشت کنندگان ابتدا به جهت پیشگیری بازداشت، اما اکنون بیش از دو سال است که در زندان به سر می برد و ۴ ماه از این زمان را در انفردای سپری کرده است.
نکته مبهم در پرونده بازداشت صمیمی این است که با وجود بازداشت وی در نیمه شب 23 خرداد ، دادگاه انقلاب زمان بازداشت وی را 26 مرداد اعلام کرده است که به گفته وکیل وی این به آن معناست که در این دو ماه یعنی فاصله خرداد تا مرداد، مشخص نیست پرونده و بازداشت او توسط چه کسانی صورت گرفته و در این دو ماه مرجع بازداشتکننده مشخص نبوده است.
کیوان صمیمی بهمن ماه ۱۳۸۸ به 6 سال حبس تعزیری و 15 سال محرومیت از فعالیت های سیاسی-اجتماعی-فرهنگی-مطبوعاتی محکوم شد.
وی از فعالین سیاسی-اجتماعی-مطبوعاتی و حقوق بشری در ایران و عضو "شورای فعالان ملی-مذهبی" می باشد.
فواد شمس
منابع حقوق بشری گزارش داده اند که فواد شمس، دانشجوی دانشکدهٔ جغرافیای دانشگاه تهران، صبح روز دوشنبه، دهم مردادماه، پس از مراجعه به زندان اوین، جهت حکم حبس بازداشت شد.
این روزنامهنگار و فعال دانشجويی به ۶ ماه حبس تعزيری و ۶ ماه حبس تعليقی محکوم شده بود.
فواد شمس، طبق احضار مسئولان قضایی- امنیتی ملزم شده بود که به منظور گذراندنِ هشتاد چهار روزی که از حکمش باقی مانده بود، خود را به زندان اوین معرفی کند.
این روزنامه نگار و فعال دانشجویی چپ که چند روز قبل از مراسم ۱۶ آذر سال ۱۳۸۸ توسط ماموران امنیتی دستگیر شده بود، مدت ۹۷ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر برد.
وی سپس به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود.
این فعال دانشجویی، همانند تعدادی از دانشجویان، طی سالهای اخیر بارها مورد تهدید و احضار قرار گرفته و از تحصیل محروم شده بودند.
عماد بهاور
بیش از یک سال از دوران حبس عماد بهاور رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران می گذرد اما وی همچنان از حق مرخصی و تماس تلفنی محروم است.
این فعال اصلاح طلب به ده سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در فضای احزاب، رسانهها و فضای سایبری محکوم شده است.
بهاور در مدت زمان بازداشت، با نگاشتن نامه به دادستان تهران و انتشار دفاعیت خود، بر مشی اصلاح طلبانهاش تاکید ورزیده و از آن دفاع کرد.
عماد بهاور، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی با ۴ بار بازداشت رکورد تعداد بازداشت بعد از انتخابات ریاست جمهوری را شکست و زمانی که ده سال حکم نا عادلانه اش را از مادرش پشت همان شیشه های کثیف دوجداره ملاقات کابینی شنید گفت: همیشه در عمل به چارچوب قانون اساسی تاکید کرده ام و اصلاح طلب خواهم ماند. من در خط بازرگان مانده ام و خواهم بود.
عماد بهاور در نامه ای به همسرش می گوید: وضعیتی که من و تو در آن قرار داریم، حاصل یک «انتخاب» بوده است نه یک «تحمیل» یا یک «اتفاق». انتخابی که سال ها پیش در پی یک «تصمیم» صورت گرفته است. نه از آن جنس تصمیماتی که دیگران فکر می کنند؛ تصمیم به «بودن» و «زندگی کردن».
عماد بهاور که اینک در بند ۳۵۰ اوین روزگار می گذراند از بین آزادی و یا مصاحبه علیه مهندس موسوی، جنبش سبز و نهضت آزادی ده سال را برگزید.

جمعی از فعالین فرهنگی، مدنی، خبرنگاران و اصحاب مطبوعات زنجان و نیز برخی فعالان فرهنگی و مدنی دیگر شهرهای آذربایجان، به مناسبت روز خبرنگار با حضور در منزل پدری سعید متینپور ضمن بزرگداشت مقام خبرنگار، از خبرنگاران دربند و زندانیان عقیده به ویژه «سعید متینپور»، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی، تجلیل کردند.
در این دیدار که عصر روز یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۰ به مناسبت روز خبرنگار صورت گرفت، در ابتدا «مرتضی متینپور» (پدر سعید متینپور) از آخرین وضعیت وی چنین سخن گفت: سعید در ابتدا هفت ماه در بدترین شرایط در انفرادی بود و از اثرات زندان و شکنجههای این مدت است که اکنون مشکلات و بیماری متعدد جسمی، وی را آزار میدهد. سعید دچار رماتیسم مفصلی شده است و مفاصل گردنش درد میکند. سردرد و سرگیجههای شدید به وی دست میدهد، ناراحتیهای قلبی و گوارشی پیدا کرده است و نیاز شدید به درمان توسط پزشکان متخصص دارد. او با بیان وضعیت جسمی فرزندش، تنها خواستهاش را مرخصی برای فرزندش عنوان کرد و گفت: سخن من است که حداقل چند روزی به سعید مرخصی دهند تا بتواند به پزشک متخصص مراجعه کند.
در مدت بیش از دو سالی که از اجرای حکم هشت ساله متینپور میگذرد، حتی اجازه ارتباط تلفنی وی با همسرش «عطیه طاهری» نیز ممکن نبوده و تنها ارتباط آنها به ۲۰ دقیقه دیدار از پشت شیشههای کابین و شنیدن صدا از سیمهای تلفن در دقایق کوتاه ملاقاتهای روز دوشنبه محدود است. عطیه مقاومتر و استوارتر از قبل در مورد همسرش سخن میگوید: مسئولان امنیتی هر آنچه را که میخواستند در برابر سعید انجام دادهاند و بیشتر از این نمیتوانستند یک نفر را مورد اذیت و شکنجه قرار دهند و بلاهایی که نباید بر سر سعید میآمد، آمده است و اکنون ستون فقرات، معده و قلب سعید مشکل شدید پیدا کرده است، طی دو سال گذشته سه بار حمله قبلی داشته است و تلاش ما برای گرفتن مرخصی برای سعید از بابت این است که بیماریها و مشکلات جسمی مشکلات اساسیتری برای سعید ایجاد نکنند. آنها برای مرخصی سعید، یک میلیارد تومان وثیقه خواستند، هر چند که ما حاضر شدیم این وثیقه را تامین کنیم ولی در نهایت گفتند برای سعید متینپور هیچ گونه کاری انجام نخواهیم داد چنانچه اکنون نیز با مرخصی وی شدیداً مخالفت میکنند و حتی از معاینه پزشک متخصص در زندان نیز مانع میشوند.
سپس علی محمدبیانی (مدیرمسئول ماهنامه بایرام) با تبریک روز خبرنگار به خبرنگاران، از سعید متینپور به عنوان خبرنگار دربند و اهل قلم یاد کرد و گفت: سعید خبرنگار و اهل قلمی است که زندانی بودنش به خاطر فرهنگ و کارهای فرهنگی اوست نه چیز دیگر و میتوان گفت که زندان سعید، تاوان عشق به فرهنگ، مردمی بودن و جریمه عاطفه انسانی اوست.
وی با بیان اینکه روز خبرنگار، روز قلم، روز نوشتن و روز اهل تفکر و فرهنگ است، ضمن قرائت شعر «ایش دوشوبدور اوخومازلار الینه/ اوخویانلار الی قالیب بئلینه» گفت: ما باید وضعیت سعید و نیز افکار سعید را به عنوان یک خبرنگار، اهل قلم و نویسنده در همه جا با صراحت بیان کنیم.
محمدبیانی با ذکر این نکته که خانواده متینپور خانواده همه اهالی قلم است، با قرائت شعری از حکیم هیدجی (کؤنلوم توتولوبدور، بیری یوخ دیل بیلن اولسون/ آچ بو قاپینی، منزله شاید گلن اولسون...) و نیز شعری از خودش که به خانواده سعید متینپور تقدیم کرده بود (تبریز-زنگان آراسیندا هر گول بیتر سنه بنزر/ اورکله جان آراسیندا هر گول بیتر سنه بنزر...)، به سخنان خویش پایان داد.
در ادامه هوشنگ جعفری(شاعر زنجانی) با تقدیم قطعه شعری به سعید متینپور، گفت: سعید همواره در یادهاست و در یادها خواهد ماند. ملت همواره انسانهای والا و متفکر را تشخیص میدهد و اینگونه انسانها هستند که ماندگارند و فکر آنها مانند چراغی، راهنمای ما و آیندگان خواهد شد. وی نیز به مناسبت روز خبرنگار شعری با عنوان «قلم» را خواند. (الیمی قویدوم تئز اورک باشینا/ دئدیم یارالییام، یارام دریندی...)
سپس علیرضا اسکندریون(روزنامهنگار زنجانی) با تاکید بر این نکته که سعید متینپور یک روزنامهنگار واقعی است، گفت: ویژگی بارز این روزنامهنگار صداقت اوست چنانکه در جریان اعتراضات به کاریکاتور روزنامه ایران در سال ۸۵، وی از جمله افرادی بود که برای آزادی مانا نیستانی تلاش کرد و این نشان دهنده منش انسانی و روح مهربان اوست.
وی در ادامه با آرزوی آزادی برای سعید و همه زندانیان افزود: امیدوارم آنهایی که سعید را به بند کشیدهاند، بیدار شوند و بفهمند که این راه صحیحی نیست و بتوانیم چهره همیشه خندان سعید را دوباره ببینیم.
در ادامه مراسم بزرگداشت روز خبرنگار در زنجان، ابراهیم رشیدی(ساوالان) روزنامهنگار آذربایجانی ضمن تبریک روز خبرنگار، سخنانش را با شعر «اودلار وطنی، بابکی- ستاری بجرمیش قوجاغیندا/ ایللر بویو اولساندا آزادلیق سوراغیندا/ یوخ ایندی آدین، ائللرین عصیان واراغیندا» آغاز کرد و گفت: اگر آنها سعید را زندانی میکنند و به صورت فیزیکی او را از ما دور نگه میدارند، باکی نیست، نام سعید بر فراز سبلان(اشاره به اجتماع عظیم مردمی در ششم مرداد ۹۰) و در سرتاسر آذربایجان گرامی داشته میشود و اندیشه سعید در بین جوانان آذربایجان تقویت میگردد.
وی حقوق ملی تورکهای ایران، سعید متینپور و خبرنگاری را سه بحث به هم تنیده و غیر قابل تفکیک دانست و گفت: بعضاً وقتی از حقوق ملی سخن گفته میشود، عدهای بر این تصورند که انگار از موضوع کوچک و پیش پا افتادهای سخن گفته میشود طوری که وانمود میگردد مسائل مهمتر، چیزهای دیگری است و مسئله حقوق ملی از اهمیت کمتری برخوردا میباشد و هنوز زمان پرداختن به این گونه مسائل غیر مهم نیست.
وی با ارائه آمارهای بینالمللی به اهمیت موضوع اشاره کرد و افزود: اینک در دنیا، دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفر از انسانها در کشورهایی زندگی میکنند که زبان، فرهنگ و هویتی غیر از فرهنگ خودشان بر آنها حاکم است و این تعداد افراد، انسانهای درجه دوم به حساب میآیند و بدتر اینکه ۶۰۰ میلیون نفر از این تعداد هنوز در تلاش برای اثبات موجودیت و به رسمیت شناخته شدن هستند. این آمارها نشان میدهد که حقوق ملی امری بسیار مهم و حیاتی در جهان کنونی است.
رشیدی با مثال فوق از حقوق ملی در ایران سخن گفت و افزود: درد این انسانها، درد سه چهارم از جمعیت ایران نیز هست. یعنی در ایران فرهنگ، تاریخ، باورها و داشتههای یک چهارم، بر اکثریت سه چهارم حاکم شده است.
وی با بیان این آمارها و تشریح وضعیت موجود ایران، به بیان این پرسش پرداخت: آیا درک اهمیت مسئله حقوق ملی در ایران کار سختی است؟ و سپس خودش پاسخ داد: اینک پاسخ ما منفی است ولی ۱۸ سال قبل و در شرایط سیاسی- اجتماعی آن روز ایران، درک حقوق ملی تورکها و دیگر ملل غیرفارس ایران مشکل بود و دقیقا اهمیت فعالیتهای سعید متینپور نیز در این نکته نهفته است که وی آن روز به اهمیت مسئله پی برد و از آن زمان بیوقفه در راستای حقوق ملی و انسانی جامعه آذربایجانی تلاش نمود.
وی با تشریح وضعیت اسفناک موجود برای اتنیکهای غیرفارس گفت: ۸۰ سال است که مردم آذربایجان را از حق آموزش به زبان خویش محروم کردهاند، ۸۰ سال است که آنان از حق داشتن صدا و سیما، مدرسه و مهد کودک محرومند، ۸۰ سال است که آنان را از صحنه دور نگه داشتهاند و نام آنان را پنهان نگه میدارند و از هر گونه آموزش بیبهرهاند.
این فعال آذربایجانی سخنانش را چنین ادامه داد: ۱۸ سال است که سعید متینپور از انسانهایی که در پس پردهها در خفا نگه داشته شدهاند، سخن میگوید، انسانهایی که فریادهاشان فراتر از کنج خانهشان نمیرود، انسانهایی که از بیان نامشان و تبارشان شرم دارند و برای بیان کوچکترین عواطف انسانی به زبان مادری خویش خجالت میکشند و از بدیهیترین حقوق انسانی محروم گشتهاند. سعید متینپور خبرنگار این انسانها است. انسانهایی که در دایرههای رسمی جایی نداند و در تلاش برای پوشیده و پنهان نگه داشته شدن هستند. که امروز خود سعید نیز به یکی از این انسانها تبدیل شده است لذا همین انسانها نیز مدافع سعید گشتهاند.
رشیدی با بیان این نکته که به دلیل فعالیتهای چشمگیر سعیدها، امروز حقوق ملی برای خیلیها در ایران اثبات گشته، افزود: امروز اکثر انسانها به حقوق ملل غیرفارس و مسئله هویت آنان و تاثیر غیر قابل انکار مسئله هویت بر همه امورات و تفکرات این انسانها واقفند و اذعان دارند که همه مشکلات اجتماعی- فرهنگی و سیاسی آنان به طور مستقیم با مسئله هویت پیوند خورده است و حل آنها نیز در گرو پرداختن به مسئله هویت و حقوق ملی غیرفارسها میباشد.
در ادامه رئوف طاهری فعال سیاسی- اجتماعی زنجانی به ابعاد شخصیتی سعید اشاره کرد و ضمن یادآوری حکم هشت سال زندان وی، گفت: برای جاسوسان به نام موساد نیز چنین حکمی صادر نمیکنند، بارها و بارها توریستهای انگلیسی یا آمریکایی را در خاک ایران به اتهام جاسوسی دستگیر میکنند ولی بلافاصله مشمول رأفت اسلامی قرار میدهند و با احترام و سلام و صلوات آزاد میکنند. پس دلیل حکم سنگین سعید چه میتواند باشد؟ یا چرا برای وی حتی از دادن مرخصی چند روزه نیز دریغ میکنند؟
طاهری ضمن گرامیداشت یاد برخی زندانیان از جمله میردامادی، عرب سرخی، تاجزاده، بهاره هدایت و زیدآبادی، به بیانیه جوانان اصلاح طلب در دفاع از سعید و زیدآبادی در روز اول ماه رمضان اشاره کرد و گفت: این بیانیه ناشی از تاثیر شخصیت و تفکر والای انسانی سعید متینپور است و ادامه داد: شاید آنان تا کنون برخی دروغپراکنیهای بخش مغرض اطلاعاتی را در مورد فعالیتهای سعید و سعیدها باور میکردند ولی این گونه بیانیهها نتیجه رفتار، گفتار، کردار و پندار سعید در زندان است که توانسته افکار و اندیشه خود را بیان کند و اصلاحطلبان را به حمایت از اعتقادات خویش متقاعد سازد و همین ویژگی سعید است که عدهای را چنان خشمگین میکند که برخوردهای احمقانهای با وی میکنند و به تکرار، سخنان دروغ و کذبی که لایق خودشان است را متوجه جوان با شرافتی چون سعید میکنند.
در ادامه این دیدار رضا عباسی(از فعالان مدنی زنجان و فعال سابق دانشجویی) با اشاره به حکم هشت سال زندان سعید متینپور، آن را خارج از چهارچوبهای قانونی قوه قضاییه دانست و گفت: تا کنون هیچ گونه توجیه حقوقی برای هشت سال زندان بیان نکردهاند و این حکم حتی بر اساس قوانین خودشان نیز، هیچ توجیه، تفسیر و جایگاه حقوقی ندارد.
این مراسم با خواندن نوشتهای از خود سعید متینپور توسط یکی از حاضرین، با عنوان «تورکجه» که در دوم شهریور ۱۳۸۹ در بند ۳۵۰ اوین نوشته شده بود، دنبال شد. در این نوشته متینپور با بیان لطافتها و زیباییهای زبان ترکی به بیان این پرسش میپردازد که «چرا خواندن و نوشتن زبان ترکی آموزش داده نمیشود؟ چرا تاریخ ملتی که به این زبان سخن میگویند، گفته نمیشود؟»
سپس متن ادبی ترکی که در تجلیل از مقام قلم به صورت لوح یادبود آماده گشته بود، قرائت گشت و این لوح توسط علیرضا اسکندریون از طرف جمع حاضر به پدر متینپور اهدا گردید.
در خاتمه برخی شاعران زنجانی که به یاد سعید و دیگر زندانیان اشعاری سروده بودند، به خواندن اشعار خود پرداختند و ضمن آرزوی آزادی همه زندانیان آذربایجانی و دیگر زندانیان راه آزادی، با گرفتن عکس دسته جمعی به مراسم پایان دادند.
ساوالان سسی
جمعی از فعالین سیاسی و کنشگران مدنی در نامه ای خطاب به دکتر احمد شهید، گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در رسیدگی به وضعیت حقوق بشر ایران، ضمن اعلام نگرانی نسبت به وضعیت دکتر مهدی خزعلی از وی خواستند تا پیش از آنکه اتفاق ناگوار دیگری رخ دهد به موضوع اعتصاب غذای این زندانی سیاسی رسیدگی نماید.
در این نامه خطاب به احمد شهید آمده است: "ما از شما تقاضا می کنیم که به عنوان نماینده ویژه شورای حقوق بشر در امور ایران از هر طریقی که می توانید، به این موضوع رسیدگی کنید و نگذارید جان یک انسان بی گناه و یک شخصیت شناخته شده فرهنگی و علمی و سیاسی ایران در معرض خطر قرار گیرد."
متن کامل این نامه که در اختیار تحول سبز قرارگرفته است در پی می آید:
جناب آقای دکتر احمد شهید گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در رسیدگی به وضعیت حقوق بشر ایران
با ابراز خرسندی از انتخاب جنابعالی به امر رسیدگی به وضعیت حقوق بشر ایران
می دانیم که کار شما در انجام بایسته به وظایف قانونیتان در این مأموریت بسیار دشوار است و به ویژه عدم همکاری دولت مستقر در ایران عرصه را بر شما سخت تر خواهد کرد، اما با توجه به اطلاعات دقیق و کافی که با کمک ایرانیان قربانی نقض مکرر حقوق بشربه دست خواهید آورد، می توان امیدوار بود که شما در انجام مسئولیت تان موفق و کامیاب خواهید شد.
قطعآ شما به خوبی آگاهید که در میهن ما تحت حاکمیت جمهوری اسلامی اجرای حقوق بشر نه تنها هیچوقت رعایت نمی شود، بلکه اکنون بی توجهی و نقض سیستماتیک اصول و مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و دیگر کنوانسیون های بین المللی در وضعیت بسیار وخیمی قرار دارد. از جمله زندانیان سیاسی و خانواده هایشان در شرایط بسیار نامناسب و در پاره ای موارد در وضعیت خطرناکی هستند و در مورد آنان نه تنها حقوق بشر که حتی قوانین جمهوری اسلامی نیز دقیقآ رعایت نمی شود. از این روست که برخی از زندانیان سیاسی برای احقاق حقوق تضییع شده خود و به انگیزه رساندن صدای دادخواهی خود به گوش مسئولان و به ویژه به گوش جهانیان و نهادهای حقوق بشری به ناگزیر دست به اعتصاب غذا زده اند.
همانگونه که می دانید، اعتصاب غذا آخرین ابزار اعتراض به تظلم یک زندانی است و استفاده از این ابزار نشانه ناگزیری زندانی و وخامت وضعیت اوست. در سالیان اخیر بارها زندانیان سیاسی ایران دست به اعتصاب غذا زده و در برخی از موارد نیز بر اثر بی توجهی مسئولان قضائی و سیاسی، اعتصاب غذا منجر به مرگ زندانی شده که آخرین نمونه آن مرگ زندانی سیاسی هدی صابر در دو ماه قبل است.
اکنون یکی دیگر از زندانیان سیاسی، دکتر مهدی خزعلی از روز ۱۸ جولای در زندان امنیتی سپاه پاسداران دست به اعتصاب غذا زده است. طبق اطلاع، انگیزه او اعتراض به بازداشت غیر قانونی و اعمال انواع فشارهای روانی و جسمانی بر او و نقض حقوق انسانی و قانونی اوست. او فرزند آیت الله خزعلی از روحانیون وابسته به حاکمیت و خود پزشک و روزنامه نگار، از فعالین جنبش مدنی سبز، از منتقدان رهبری آیت الله خامنه ای و از مخالفان جدی و استوار دولت کودتائی محمود احمدی نزاد است و در دو سال اخیر بارها تحت تعقیب و بازداشت و آزار قرار گرفته است.
موضوع اتهامات و مسائل حقوقی و قضائی دکتر خزعلی داستان دیگری است، اما آنچه موجب شده اکنون از شما استمداد بخواهیم، این است که اعتصاب غذای مهدی خزعلی به شدت نگران کننده است و سوابق بی مبالاتی مسئولان زندان و دستگاه های قضائی و امنیتی ایران در چنین مواردی بیش از پیش بر این نگرانی می افزاید.
ما از شما تقاضا می کنیم که به عنوان نماینده ویژه شورای حقوق بشر در امور ایران از هر طریقی که می توانید، به این موضوع رسیدگی کنید و نگذارید جان یک انسان بی گناه و یک شخصیت شناخته شده فرهنگی و علمی و سیاسی ایران در معرض خطر قرار گیرد.
از اقداماتی که می کنید سپاسگزاریم.
امضاء کنندگان:
گروه ها:
۱) اتحاد برای ایران کلن - بن
۲) انجمن پویا کلن
۳) انجمن دیفا آخن
۴) انجمن همبستگی با مبارزات مردم ایران - آخن
۵) پشتیبانان حقوق بشر و دموکراسی در ایران- اسن
اشخاص:
۱) ابراهیم نبوی
۲) احسان بداغی
۳) احمد عبدلی
۴) احمد مدادی
۵) اردوان اصحابی
۶) اشرف میرهاشمی
۷) امیر بهبودی
امیر رشیدی
۹) امیر صحتی
۱۰) امیر قاسمی
۱۱) آرش حسینی پژوه
۱۲) آزاده پورمالک
۱۳) آیدا قجر
۱۴) بابک عباس زادگان
۱۵) بالی صداقت
۱۶) بهزاد مهرانی
۱۷) بیت الله بی نیاز
۱۸) پروانه وحید منش
۱۹) پویا جهاندار
۲۰) پویا غلامرضایی
۲۱) حامد تهرانی
۲۲) حسن یوسفی اشکوری
۲۳) حمیدرضا ظریفی نیا
۲۴) حنیف مزروعی
۲۵) داوود افتخار
۲۶) راضیە (پری) نشاط
۲۷) رامین آشتیانی
۲۸) رحیم محمدی
۲۹) رضا سیاوشی
۳۰) رضا صدیق
۳۱) رضا مبین
۳۲) زهرا محمد حسین پور
۳۳) ژولیا کلاین
۳۴) سارا حقیقت
۳۵) ساجده عرب سرخی
۳۶) سجاد علوی
۳۷) سعیده راوندی
۳۸) سلمان سیما
۳۹) سولماز ایکدر
۴۰) سهراب رزاقی
۴۱) سهیل پرهیزی
۴۲) سید کوهزاد اسماعیلی
۴۳) سیاوش هنری
۴۴) شاهین نوربخش
۴۵) شهرام گودرزی
۴۶) شیدا سالاری
۴۷) شیوا نوجو
۴۸) صدرا سمنانی رهبر
۴۹) عارفه سادات تاج زاده
۵۰) عطا هودشتیان
۵۱) علی افشاری
۵۲) علی اکبر موسوی خوئینی
۵۳) علی پرسان
۵۴) علی پور واحدی
۵۵) علی ساعدی
۵۶) علی طباطبایی
۵۷) علی فاتحی
۵۸) علی واحدی
۵۹) علی هنری
۶۰) فاریا بارلس
۶۱) فائزه احیا
۶۲) فرشته قاضی
۶۳) فرشید یاسایی
۶۴) فریبا داودی مهاجر
۶۵) کاران صدر
۶۶) کاظم نجفی
۶۷) کامیار بهرنگ
۶۸) کاویان صادق زاده میلانی
۶۹) کبری اسماعیل زاده
۷۰) کبری سلیمی دافساری
۷۱) کتی پزشکی
۷۲) کیوان فروزان
۷۳) کاوه رضائی شیراز
۷۴) گیو زندی
۷۵) م.بهار
۷۶) ماکان اخوان
۷۷) مجید نیکنام
۷۸) محمد رضا نیکفر
۷۹) محمد صادقی
۸۰) محمد متاجی
۸۱) مریم اهری
۸۲) مریم صارمی
۸۳) مریم نایب یزدی
۸۴) مزدک عبدی پور
۸۵) مسیح علینژاد
۸۶) مصطفی خسروی
۸۷) مهران مصطفوی
۸۸) مهرداد عمادی
۸۹) مهدی یارمحمدی
۹۰) نادره اصلی نیا
۹۱) ناصر کاخساز
۹۲) نصرالله حقیقت
برای اطلاع بیشتر رجوع شود به مقاله فرشته قاضی د ر روز آنلاین تاریخ انتشار ۰۳٫۰۸٫۲۰۱۱
فارسی انگلیسی آلمانی
درخواست جمعی از فعالین سیاسی و کنشگران مدنی از دکتر شهید
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر