-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

Latest News from 30Mail for 08/12/2011

این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

1390/5/20

بابک معصومی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال ایران، روز چهارشنبه بر اثر سکته مغزی در سن ۳۹ سالگی از دنیا رفت.

بابک معصومی از سه سال پیش به سرطان خون مبتلا شده بود و با این بیماری مبارزه می‌کرد. او توانسته بود سال گذشته به میادین ورزشی باز گردد و سرمربیگری تیم فوتسال پرسپولیس و مدیریت فنی تیم فوتسال استیل آذین را نیز برعهده بگیرد.

این ورزشکار فقید که از نسل طلایی فوتسال ایران بود، با تیم ملی ایران شش دوره قهرمانی فوتسال آسیا را در کارنامه داشت.

به گفته‌ی نایب رییس موقت کنفدراسیون فوتبال آسیا، که در پیامی درگذشت این ورزشکار را تسلیت گفت، بابک معصومی «یکی از عوامل درخشش فوتسال ایران در سال‌های اخیر» بوده است.

کاپیتان سابق تیم ملی با پیراهن ایران در دو جام جهانی فوتسال نیز حضور داشت.

پیکر این ورزشکار، صبح روز جمعه در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده خواهد شد.

منابع: مهر (+ و + و +)


 
 

نامه به احمد شهید:
1390/5/20

مسیح علی نژاد
تهران ریویو

جناب آقای احمد شهید،

با سلام و آرزوی کامیابی در مسئولیت بزرگ انسانی و اخلاقی که بر عهده گرفته اید.

۲۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۹ در ایران و موج اعتراضات مسالمت آمیز مردم نسبت به نتیجه اعلام شده توسط حکومت می گذرد. اعتراضاتی که پاسخ حکومت به آنها، انسداد اطلاع رسانی آزاد، توقیف و سانسور مطبوعات مستقل، انحلال احزاب منتقد و سرکوب شدید شهروندان معترض بود تا آنجا که ده ها هزار نفر از فعالان سیاسی، سران احزاب، و اعضای انجمنهای غیردولتی صنفی قانونی بویژه انجمنهای روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان و کارگران در تهران و شهرستان های ایران احضار، بازداشت و زندانی شده اند.

بنابر گزارش های رسمیِ جمهوری اسلامی ۳ نفر پس از شکنجه در زندان و بنابر گزارش های رسانه های معتبر فارسی زبان بیش از ۱۰۰ نفر پس اعتراضات و تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی کشته شده اند.

بسیاری از خبرنگاران ایرانی نیز گواهی می دهند که شمار کشته شدگانِ پس از انتخابات بیش از آماری است که تا کنون در رسانه ها مطرح شده است، آنچنان که تاریخ کشتار و تجاوز به زندانیان و معترضان و منتقدانِ حاکمیت نیز منحصر به این دو سالِ پس از انتخابات نیست.

ایران نیز مانند بسیاری از دولت ها عضو جامعه بین المللی است و بر این اساس، مکلف به رعایت و احترام به موازین عرفی و قراردادی حقوق بین الملل به شمار می رود. به موجب بند یک ماده ۷ اساسنامه دیوان کیفری بین المللی حمله سازمان یافته علیه جمعیت غیر نظامی که در تعقیب یا پیشبرد سیاستهای یک دولت انجام می پذیرد، جنایت علیه بشریت است.

جرایم علیه بشریت هیچ گاه مشمول مرور زمان نمی شوند و نیز ارتکاب آنها حتی در زمان صلح و نبود یک مخاصمه مسلحانه می تواند مبنای تعقیب کیفری بین المللی قرار گیرد. کشتار شهروندان معترض به نتایج انتخابات، از مصادق آشکار جنایت علیه بشریت است.

بر این اساس بسیاری از خانواده های این قربانیان امیدوار هستند حالا که سازمان ملل متحد “احمد شهید” وزیر امورخارجه سابق مالدیو را به عنوان گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد، وی صدای آنها شود. مبادا جای سکوتِ این خانواده ها با سکوتِ مجامعِ بین المللی عوض شود. سکوت، این روزها تنها واژه ی غریبِ ایران هم نیست. دریای خونی که در سوریه راه افتاده است نیز آنگونه که باید در جهان فریادی را بلند نکرده است. مبادا سکوت مجامع بین المللی در برابر دادخواهیِ خانواده های کشته شدگان، این تئوری را در اذهان بیش از همیشه تقویت کند که «مرگ یک انسان، تراژدی است و مرگ میلیون ها انسان یک آمار».

آقای احمد شهید،

در طول دو سالی که از انتخابات پر اما و اگرِ ریاست جمهوری سال ۸۸ گذشت، بسیاری از خانواده های جان باختگانِ انتخابات در ایران، علی رغم تمامیِ تهدیدات، سکوت خود را شکستند و با رسانه ها در مورد رنجی که متحمل شده بودند، به صورت رسمی مصاحبه و خبر رسانی کرده اند. حداقل سه خانواده ی سه تن از این کشته شدگان در مصاحبه ای که با آنها انجام داده ام خواستار دیدار با گزارشگر ویژه حقوق بشر در سازمان ملل و پیگیری پرونده ی قضایی قتل خانواده ی خود از طریق نهادهای قانونی بین المللی هستند که مشخصات این سه جان باخته ی پس از انتخابات را در انتهای نامه تقدیم می کنم.

خبررسانانِ واقعی که در مورد خشونت و کشتار در این کشورها از جمله ایران اطلاع رسانی کرده اند، در واقع خود این خانواده ها هستند که علی رغمِ همه ی تهدیدات و فشارها در زمینه ی انتشار اخبارِ مربوط به شمار و نحوه ی جان باختنِ شهروندانِ ایرانی خبررسانی کرده اند.

در میان کشته شدگان پس از انتخابات، خانواده هایی بودند که در همان روزهای نخست با مراجعه به کمیته ای که در داخلِ ایران برای پیگیری وضیعتِ قربانیانِ انتخابات تشکیل شده بود، در مورد وضعیت کشته شدگان اطلاع رسانی کردند.

این کمیته نیز اسامی بیش از هفتاد تن از کسانی که در جریان اعتراضات جان باخته بودند را منتشر و اعلام کرد که در مورد صحت و سقم و آمارِ واقعی مربوط به قربانیانِ انتخابات به پاسخگویی نهادهای امنیتی و همکاریِ قضاییِ مسولان نیاز دارد تا در مورد شبهات و موارد مطرح شده در گزارش این کمیته به نتیجه روشنی برسد. اما به جای پیگیری و پاسخگویی، بعد از ظهر روز دوشنبه شانزدهم شهریور ماه سال ۸۸، ماموران امنیتی به دفتر کمیته ی پیگیری آسیب دیدگان می روند و تمام اموال و اسناد آن را با خود می برند و اعضای کمیته را نیز بازداشت می کنند.

بلافاصله پس از حمله ی ماموران امنیتی به این کمیته، حاکمیت از طریق صدا و سیما و رسانه های حامیِ خود، به سرعت اعلام به تکذیبِ کشته شدن برخی از افرادی که در این لیست از آنان نام برده شد، کرد.

رسانه های دولتی و منابع حکومتی بعدها تعداد کشته شدگان انتخابات را تنها ۳۶ نفر اعلام کردند. از جمله ی آنها سعید قاسمی یکی از فرماندهانِ سپاه پاسداران ایران است که در دومین سالگردِ انتخاباتِ جنجال برانگیزِ ایران اعلام کرد بیش از ۳۰ نفر در حوادث بعد از انتخابات کشته شده اند که همه ی آنها بسیجی بوده اند. این در حالیست که خانواده های بسیاری از کشته شدگان در مصاحبه با روزنامه نگاران، بسیجی بودن فرزندان خود را از اساس کذب و نوعی «جنازه دزدی» عنوان کرده اند.

اما از طرف دیگر روندی که در داخل ایران برای ورود به این عرصه پیدا، طی شده است منجر به تحمیلِ سکوت بر بسیاری از خانواده هایی شد که به هر دلیلی آرام آرام از پیگیریِ پرونده ی قضاییِ جان باختگانِ خود کنار کشیدند. این سکوت برای بسیاری از ایرانیان آشناست. تاریخِ جمهوری اسلامی خانواده های بسیاری را به خود دیده است که در مورد اعدام ها، کشته شدن ها و شکنجه های شهروندان ایرانی هیچ گاه فرصتی نیافتند تا در رسانه ها نسبت به وضعیت و نحوه ی قربانیانِ سیاسی اطلاع رسانی کنند اما این بار اینترنت و شبکه های مجازی به یاریِ خانواده ها آمدند تا سکوت آنها نیز همانند سکوت قربانیان سال های گذشته طولانی نشود.

اما هنوز هم خانواده هایی هستند که احساس امنیت نمی کنند و درمواردی ترجیح می دهند به جز نزدیکان خود، دیگران را نیز نسبت به نحوه ی کشته شدن فرزندان خود مطلع نسازند.

با این همه پیشتر خانواده ی بیش از ۴۰ تن از کشته شدگان پس از انتخابات به صورت رسمی با رسانه ها مصاحبه کرده و کشته شدن عزیزان خود را مورد تایید قرار داده بودند. خانواده های دیگری هستند که پس از گذشتِ دو سال از انتخابات تازه قادر شده اند سکوتِ خود را بشکنند و به جمع خانواده هایی بپیوندند که حاکمیت آنها را انکار می کرد.

پدر یکی از این جوانان که در راهپیمایی ۳۰ خرداد روبروی مسجد لولاگر هدف گلوله قرار گرفته است از جمله کسانی است که در مواجهه با این پرسش که چرا سکوت کرده بودند، می گوید، فرزندم را همه ی امیدم را از دست داده بودم، فشارهای روحی و معنوی بسیاری کشیدیم که دیگر قابلِ گفتن نیست، اهل مصاحبه نبودیم و فکر می کردیم مگر با حرف زدن بچه ی ما به ما بر می گردد.

تعبیرِ « مگر با مصاحبه (یا پیگیریِ قضایی) فرزند ما زنده می شود» را بسیاری دیگر از خانواده ها هم به کار می برند. به نظر می رسد نوعی یاس از عدم پاسخگویی ها و آگاهی از بی فرجامیِ پیگیری ها برخی از آنها را دعوت به سکوت می کند. خصوصا برخی از این خانواده ها معمولا از لحاظ امنیتی نیز خود را در حاشیه ی امن نمی بینند که پیگیری های خود را رسانه ای کنند، به همین دلیل سکوت را بر می گزینند اما خانواده های دیگر دلایل دیگری دارند.

مادر رامین آقا زاده ی قهرمانی جوان دیگری که ضرب و شتم و شکنجه در کهریزک جان او را ستاند، به سایتِ سرخ سبز که سایت اطلاع رسانی در مورد کشته شده های پس از انتخابات به شمار می رود، می گوید: از اینکه با دست های خودم بچه ام را پس از احضار تحویل قانون داده بودم، عذاب وجدان داشتم و این عذاب وجدان در این دو سال دیوانه ام کرد، وقتی بچه ام را تحویل قانون دادم جنازه تحویلم دادند. دیگر کجا می رفتم برای پیگیری … ما که سیاسی نبودیم، بچه های جوان دیگری داشتم که نگران بودم.

این مادر یک سال پیش هم با خبرنگار شرق که در داخل ایران منتشر می شود به گفتگو نشست اما باز هم نگرانی اش برای فرزندان دیگرش، مانع شده بود تا آن زمان اجازه ی نشر گفته هایش را به این رسانه بدهد. خانواده های زیادی پس از مصاحبه های رسمی اعلام کردند که فرزندان دیگرشان تهدید شده اند و این دلیلِ بسیاری دیگر از خانواده هاست که سکوت را به گرفتار شدن فرزندانِ دیگر خودشان به سرنوشتی مشابه ترجیح دادند.

حس ترس و ناامنی در سخنان خانواده ی حسین اختر زند جوان اصفهانی که در ۲۵ خرداد ۸۸ با پرتاپ از ساختمان یک کلینیک پزشکی در اصفهان جانش را از دست داد نیز وجود دارد و این خانواده نیز حاضر نشدند تا کنون هیچ مصاحبه ای با رسانه ها انجام دهند. بر همین اساس خانواده ی او خیلی کوتاه و مختصر به جرس می گویند: پیگیری های ما هیچ نتیجه ای نداشت و برای زندگی کردن در یک شهرستان آیا چاره ای جز ادامه دادن به این سکوت مانده است؟

اینکه این خانواده ها می گویند «برای زندگی کردن در یک شهرستان چاره ای جز سکوت مانده است؟» و یا بیانِ این نکته که «به ما گفته اند حرف نزنید …» نشان از سکوتِ اجباری دارد که خانواده ها ناگزیر به پذیرشِ آن شده اند و باز هم قادر نیستند با صراحت اشاره کنند چه کسانی به آنها گفته اند که باید سکوت کنند.

فشارهای رسانه های حکومتی نیز دلایل دیگری است که خانواده ها توانشان را برای پیگیری از دست می دهند. به عنوان مثال خانواده حمید حسین بیک عراقی جوان دیگری که در راهپیمایی ۳۰ کشته شده بود، از طریق یکی از روزنامه های هوادار حکومت در ایران به نام روزنامه کیهان و نیز خبرگزاری سپاه پاسداران به نام فارس به عنوان بسیجی معرفی شده بود. خانواده ی وی خیلی زود در مصاحبه ای به جرس اعلام می کنند که اینها دروغ های رسانه های هوادار حکومت است و فرزند ما یک شهروند معمولی بود.

علاوه بر این جوان، تاکنون خانواده های کشته شدگان دیگری به نام های داوود صدری، صانع ژاله، کاوه سبزعلی پور و میثم عبادی که از طریق رسانه های حکومت بسیجی معرفی شده بودند نیز با رسانه های مختلف مصاحبه کرده و گفته اند که فرزندان آنها شهروندان معمولی بوده اند و رسانه های حکومتی راست نمی گویند.

اما این شرایط برای همه ی خانواده های کشته شدگانِ انتخابات در ایران یکسان نیست برخی ها در مصاحبه های غیر رسمی می گویند که حتی فرزند نه ساله ی آنها را در همان روزهای نخست اعتراضات تهدید به مرگ کرده اند تا مبادا حرفی به رسانه ها بزنند. برخی از آنها ناگزیر می شوند بعد از دو سال پرده از واقعیت بردارند اما در کلام شان همچنان هراس و نا امنی مشهود است.

دلایل دیگرِ خانواده ها برای سکوت نیز غیر سیاسی بودنِ آنهاست. شهروندانِ زیادی بودند که هرگز به عنوان فعال سیاسی یا وابسته به یک گروه و حزب سیاسی نبوند اما به راهپیمایی های اعتراضی پیوستند. برخی دیگر نیز به گفته ی خانواده هایشان به عنوان رهگذارانی بودند که در شلوغی های مربوط به راهپیمایی های خیابانی قربانیِ رفتار خشونت آمیز ماموران امنیتی شدند. در میان این خانواده ها کسانی بودند که علاقه ای نداشتند پیگیری های آنها وارد یک روند سیاسی شود و خانواده ها را دچار مشکلاتِ بعدی کند.

سکوت خانواده ی لطفعلی یوسفیان کارمند ۵۰ ساله ایرانی که بر اثر استنشاق گاز اشک آور جان خود را از دست داده است شاید از این جنس باشد. وقتی او نیز همانند سایر خانواده هایی که در بالا شرح شان آمده است در آستانه ی دومین سالگرد اعتراضات انتخاباتی در مورد این سکوت به جرس می گوید: حتی مسوولان بیمارستان ابن سینا که پدرمان پس از استنشاق گاز اشک آور در آنجا بستری بود هم برای اینکه خانواده ما دچار مشکل نشود، همان زمان به ما گفتند؛ ما علت فوت پدرتان را «ایستِ قلبی» اعلام می کنیم، چرا که در غیر این صورت ممکن است جسد را به خانواده تحویل ندهند و دردسر های بعدی آغاز شود.

برخی دیگر از خانواده ها نیز برای اینکه جسد ها را آزادانه تحویل بگیرند در همان روزهای نخست برگه های تعهد نامه نیز امضا کرده اند و بعدها هیچ گاه سکوت شان را نشکستند چون دردسرهایی که مسئولان بیمارستان ابن سینا به خانواده ی یوسفیان گفته اند را خانواده های زیادی از نهادهای امنیتی هم شنیده اند.

دیر نیست که خانواده های دیگری نیز پرده از واقعیت های تلخ دیگری بردارند اما آنچه جای تامل دارد این است که آیا رنجِ سکوت برای این خانواده بیشتر است یا هزینه ی افشای حقایق؟

جمهوری اسلامی و مقامات قضایی در ایران در حالی از رسیدگی به این قتلها استنکاف می ورزند و از پذیرش مسئولیت حکومت در این خصوص طفره می روند که حتی در برگه های پزشکی قانونی که در اختیار خانواده های کشته شدگان قرار گرفته است، تاکید شده بسیاری از این جوانان با اسلحه گرم کشته شده اند.

تغافل قوه قضائیه نسبت به این پرونده ها و بعضا انکار آنها در حالی صورت می گیرد که در همین مدت دو سال، برخی از وکلا مانند نسرین ستوده که وکالت خانواده ی برخی از زندانیان سیاسی و کشته شدگان را به عهده گرفته بود نیز خودش روانه ی زندان و محروم از وکالت شده است.

جناب آقای احمد شهید،

پس از آنکه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد شما را به عنوان گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد، چشم امید بسیاری از خانواده های جان باختگانِ پس از انتخاباتِ خونین ۸۸ به این است که روزنه ی امیدی برای شنیدن صدای آنها نیز گشوده شود.

در میانِ خانواده های جان باختگانِ پس از انتخابات توجه شما را جلب می کنم به درخواست سه خانواده که پیش از نوشتن این نامه در مصاحبه ای تاکید کرده اند همچنان خواستار رسیدگی جدی پرونده های بی پاسخ خود توسط نماینده ویژه سازمان ملل در ایران هستند و امید دارند که صدایشان به شما نیز برسد.

سهراب اعرابی جوان ۱۹ ساله ای بود که در راهپیمایی ۲۵ خرداد کشته شد. مادر او ۲۶ روز فکر می کرد فرزندش مثل هزاران جوان دیگر زندانی شده است، اما سرانجام جسد فرزندش را به او تحویل دادند. پروین فهیمی در مصاحبه ای که با او پیش از نوشتن این نامه انجام داده ام برای چندمین بار تاکید کرده است: برای پیگیری پرونده ی قتل فرزند خود از تمامی نهادها و مراجع قانونی که خود جمهوری اسلامی نیز این نهادها را قبول دارد درخواست رسیدگی دارم و امیدوارم صدای ما به گوش کسی که در سازمان ملل مسوول بررسی حقوق بشر در ایران شده است، برسد.

علی حسن پور مرد ۴۸ ساله ای که پدر دو نوجوان بود در راهپیمایی ۲۵ خرداد کشته شد و لادن مصطفایی همسر وی بارها در مصاحبه ها گفته است مگر جواب اعتراض گلوله است که همسر مرا فقط برای اینکه دنبال رای خود رفته بود، کشته اند و در هیچ یک از مراجع قضایی کشورِ خودم پاسخ نمی دهند که قاتل همسرم کیست؟ خانم مصطفایی نیز تا ۱۰۵ روز فکر می کرد همسرش زندانی شده است. حتی مسئولان به او می گفتند ممکن است همسرش از ایران فرار کرده باشد او نیز سرانجام جسد همسرش را تحویل گرفت و بارها به دادگاه مراجعه کرد تا قاتل همسرش را شناسایی کند اما پاسخی نگرفت. لادن مصطفایی نیز در مصاحبه ای که برای نوشتن این نامه با او صورت گرفت گفته است که خواستار دیدار با نماینده ی ویژه حقوق بشر در ایران است و امیدوار است حالا که در داخل ایران کسی جواب پیگیری های قضایی او را نمی دهد شما صدای او را نیز بشنوید و آنها را در شناسایی قاتلان یاری کنید.

مصطفی کریم بیگی جوان ۲۷ ساله ای بود که همانند هزاران جوان ایرانی در راهپیمایی اعتراضی هشتم دی ماه که مصادف با روز عاشورای شیعیان است شرکت کرد اما پس از آنکه گلوله ای به پیشانی او اصابت کرد از بالای پل عابر پیاده به پایین پرتاپ شد. جسد او را وقتی به خانواده اش تحویل دادند، به آنها اجازه ی برگزاری مراسم داده نشد و در نهایت خانواده ناگزیر شدند جسد را شبانه با حضور نیروهای امنیتی به خاک بسپارند. شهناز اکملی مادر مصطفی که بارها اعلام کرده است سازمان های حقوق بشری و سازمان ملل صدای آنها را بشنوند این بار نیز مایل است نماینده ویژه حقوق بشر سازمان ملل پرونده مربوط به فرزند او را رسیدگی کند.

پی نوشت:

اسامی ۴۷ تن از کشته شدگان پس از انتخابات که خانواده های آنها به صورت رسمی با رسانه های داخل و خارج ایران مصاحبه کرده و جان باختنِ آنها در جریان حوادث پس از انتخابات را مورد تایید قرار داده اند به شرح زیر است:

امیر جوادی فر ـ محمد کامرانی ـ محسن روح الامینی ـ رامین پوراندرزجانی ـ رامین آقازاده قهرمانی ـ علی حسن پور ـ سهراب اعرابی ـ احمد نعیم آبادی ـ محرم چگینی ـ رامین رمضانی ـ داوود صدری ـ سرور برومند ـ فاطمه رجب پور ـ حسام حنیفه ـ کیانوش آسا ـ محمد رییسی نجفی ـ مصطفی غنیان ـ علی فتحعلیان ـ لطفعلی یوسفیان ـ بهمن جنابی ـ ناصر امیرنژاد ـ حسین اخترزند ـ میثم عبادی ـ احمد نجاتی کارگر ـ اشکان سهرابی ـ ندا آقا سلطان ـ مسعود خسروی دوست محمد ـ کاوه (سجاد) سبزعلی پور ـ محرم چگینی ـ مسعود هاشم زاده ـ عباس دیسناد ـ محمد بروایه ـ بهزاد مهاجر ـ محمد جواد پراندخ ـ مصطفی کیارستمی ـ فاطمه سمسار پور ـ حمید حسین بیک عراقی ـ محمد حسین فیض ـ حسین غلام کبیری ـ سید علی موسوی ـ مصطفی کریم بیگی ـ شبنم سهرابی ـ شهرام فرج زاده ـ مهدی فرهادی ـ صانع ژاله ـ محمد مختاری ـ بهنود رمضانی


 
 

1390/5/20

وزارت خارجه آذربایجان با احضار سفیر ایران، یادداشت اعتراض‌آمیز دولت آذربایجان را در ارتباط با سخنان اخیر حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایران، به وی تسلیم کرد.

آقای فیروزآبادی روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته بود که «بعضی کشورهای همسایه و مسلمان، ملاک‌های دوستی را حفظ نمی‌کنند و دست صهیونیست‌ها را بر کشور خود باز می‌گذارند و امروز بخشنامه می‌دهند که احکام الهی را در میان مردم مسلمان ممنوع کنند».

این فرمانده ارشد نظامی در ادامه گفته بود که «امیدوارم جناب آقای الهام علی‌اف به این امور که ارکان استحکام دولت اوست توجه کند وگرنه عاقبتی سیاه خواهد داشت و بیداری مردم اران قابل سرکوبی نیست».

اظهارات سرلشکر فیروزآبادی اشاره به طرح اخیر «ممنوعیت حجاب» در مدارس آذربایجان و بازداشت تنی چند از اعضای حزب غیرقانونی «اسلام» به رهبری محسن صمداف به اتهام « نگهداری و حمل سلاح و فعالیت بر علیه امنیت ملی» است.

بهمن ماه سال گذشته، وزارت تحصیل آذربایجان طی اعلامیه‌ای از طرح «لباس فرم مدارس» خبر داد، طرحی که آذربایجان می‌گوید برای یک‌دست سازی لباس دانش آموزان ابتدایی تا دبیرستان آماده کرده است، اما ایران می‌گوید که هدف اصلی از این طرح ممنوعیت حجاب در مدارس است.

اکنون، واحد مطبوعاتی وزارت خارجه آذربایجان طی گزارشی اعلام کرده است که در واکنش به سخنان «بی‌ربط» سرلشکر فیروزآبادی درباره «مردم و رئیس‌جمهور آذربایجان»، محمدباقر بهرامی سفیر ایران در باکو به وزارت خارجه احضار شده است.

در متن یادداشت اعتراض‌آمیز دولت باکو به ایران آمده است که «آذربایجان به افتراهای غیرمسئولانه مقامات ایرانی اعتراض دارد... انتشار بیاناتی از این دست در رسانه‌های ایران، و تحریف سیاست خارجی و داخلی آذربایجان در رسانه‌های ایران، خلاف منافع ملی آذربایجان، و تعهدات دوستانه و برادرانه دو کشور آذربایجان و ایران است.»

وزارت خارجه آذربایجان در متن اعتراض خود از ایران خواسته است که جلوی انتشار «افتراهایی از این دست» را هر چه زودتر بگیرد تا تکرار نشود. همچنین از ایران خواسته شده است که در مورد اظهارات سردار سپاه توضیح دهد.

منبع: رادیو فردا


 
 

مادر کوهیار گودرزی:
1390/5/20

پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی که در زندان مرکزی کرمان نگهداری می‌شود در ملاقاتی که با مادر و خواهرش داشته، گفته است که صبح روز دهم مرداد در حالی که در حمام بوده، ۴ مامور از دیوار وارد منزلش شده و او را دستگیر کرده‌اند.

علی قلی زاده، از دوستان کوهیار گودرزی نیز با تایید این خبر گفته است که افراد لباس شخصی از خانم گودرزی خواسته‌اند که لباس بپوشد و با آنها برود: «آنها به مادر کوهیار گفته اند که پسرش هم بازداشت شده و در اوین است. ماموران گفته اند تو را هم می گیریم که دیگر مصاحبه نکنی و پسرت را آزاد نکنی.»

وی افزوده از آنجایی که هیچ دستور قضایی برای بازداشت کوهیار در دادستانی تهران موجود نیست و همه مسئولان قضایی از بازداشت احتمالی وی اظهار بی اطلاعی می کنند، معلوم نیست گفته ماموران استان کرمان مبنی بر بازداشت کوهیار در اوین درست بوده باشد.

کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس از هفته ی گذشته مفقود شده و هیچ اطلاعی از وضعیتش در دست نیست. مقامات قضایی و دادستانی از بازداشت وی اظهار بی اطلاعی می کنند.

کوهیار گودرزی، وبلاگ نویس، تک فرزند خانواده است و پدرش نیز در ایران زندگی نمی‌کند. او در حوادث پس از انتخابات بازداشت و به مدت یکسال را در زندان اوین گذراند.

منبع: کلمه


 
 

1390/5/20

خبرگزاری مهر با انتشار گزارشی نوشته است که پایین بودن میزان ساعات مفید کاری روزانه در ادارات دولتی و بخش خصوصی کشور، سهم کار مفید هر روز را به شدت کاهش داده است.

بر پایه این گزارش و «بر اساس آمار به دست آمده»، میزان کار مفید هفتگی در ایران هم اکنون ۶ تا ۷ ساعت است، همچنین متوسط کار روزانه مفید در بخش دولتی ایران یک ساعت و چهار دقیقه و در بخش خصوصی دو ساعت و شش دقیقه است.

این در حالی است که دولت موضوع مربوط به حل معضل اشتغال و بیکاری را طی سال‌های گذشته در دستور کار خود قرار داده و برای امسال نیز به دنبال تحقق هدف بزرگ ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفری در اشتغالزایی است.

علاوه بر این، آمارها نشان می‌دهد که سرانه کار مفید در ایران سالانه ۸۰۰ ساعت است.

براساس آمارها ساعت کار مفید هفتگی در ژاپن هم اکنون ۴۰ تا ۶۰ ساعت و در کره جنوبی ۵۴ تا ۷۲ ساعت است.

بنابراین ایران در رده سوم کمترین ساعات کار مفید سالانه در جهان پس از کویت با ۶۰۰ ساعت و عربستان با ۷۲۰ ساعت کار مفید قرار دارد.

این میزان در ژاپن ۲ هزار و ۴۲۰ ساعت، در کره جنوبی ۱۹۰۰ و در چین هزار و ۴۲۰، آلمان هزار و ۷۰۰، در آمریکا هزار و ۳۶۰، در ترکیه هزار و ۳۳۰، در پاکستان هزار و ۱۰۰ و در افغانستان ۹۵۰ ساعت است.

منبع: مهر و کلمه


 
 

واکنش بریتانیا به اظهارات احمدی‌نژاد:
1390/5/20

یک روز پس از انتقاد محمود احمدی‌نژاد از نحوه برخورد پلیس بریتانیا با ناآرامی‌ها در شهرهای مختلف این کشور، سفارت بریتانیا در تهران خواستار صدور اجازه ورود نماینده حقوق بشر سازمان ملل به ایران شد.

محمود احمدی‌نژاد روز چهارشنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران، آنچه را که «برخورد خشن و ضد انسانی مسئولان و پلیس انگلیس» خواند را محکوم کرد و گفت: «به دولتمردان انگلستان توصيه می‌‌كنم حرف ملت خود را بشنوند و مطالبات آنها را بپذيرند.»

جین ماریوت، کاردار سفارت بریتانیا در تهران، روز پنجشنبه، ۲۰ مرداد در واکنش به این اظهارات با ارسال نامه ای به رامین مهمانپرست گفت که امیدوار است این «فتح باب» موجب شود که تهران به نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر اجازه دهد تا با سفر به ایران موضوع نقض حقوق بشر در این کشور را بررسی کند.

وی در نامه خود با اشاره به درخواست آقای احمدی نژاد برای محکومیت بریتانیا در سازمان ملل گفته است: «مایلم یادآوری کنم که بریتانیا میزبان گزارشگران ویژه سازمان ملل بوده است و آنها طی سال‌های اخیر بارها از این کشور دیدار کرده‌اند.»

کاردار بریتانیا افزوده است: «دولت ايران را ترغيب می نمايم اجازه ای مشابه در اختيار احمد شهيد، گزارشگر  ويژه سازمان ملل متحد، برای سفر به ايران قرار دهد تا او بتواند نگرانی های شديد جامعه بين الملل در مورد نقض های ادامه دار حقوق بشر در ايران را مورد بررسی قرار دهد.»

شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه مارس سال جاری و در پاسخ به نگرانی کشورهای عضو این شورا و سازمان‌های بین‌المللی، احمد شهید را به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران انتخاب کرد.

آقای احمد شهید وظیفه دارد تا درباره نقض حقوق مخالفان در ایران، سرکوب معترضان پس از معرفی محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور، اعدام‌های فزاینده و وضعیت حقوق بشر در زندان‌های ایران گزارش‌هایی تهیه و به شورای حقوق بشر ارائه کند.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران بویژه صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه، تأکید کرده‌اند که اجازه ورود گزارشگر ویژه سازمان ملل را به ایران نخواهند داد.

بریتانیا از جمله کشورهای غربی است که بارها نقض حقوق بشر در ایران بویژه پس از سرکوبی معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را محکوم کرده است. در جریان اعتراض‌های ایران ده‌ها نفر کشته شدند و هزاران تن نیز از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت گردیدند.

منبع: بی‌بی‌سی و رادیو فردا


 
 

1390/5/20

رئیس کل دادگستری استان اصفهان از صدور رای اعدام در ملأعام برای چهار تن از متهمان اصلی پرونده تجاوز گروهی به تعدادی از زنان در خمینی‌شهر اصفهان خبر داد.

به گزارش ایسنا، آقای انصاری در یک نشست خبری صبح امروز پنج‌شنبه این خبر را اعلام کرده و افزوده که حکم متهمان ردیف اول تا چهارم در یکی از میادین اصلی شهر خمینی‌شهر اجرا خواهد شد.

وی گفته است که مطابق رای صادره، متهمان ردیف اول تا هشتم، به «مشارکت در آدم‌ربایی با وسیله نقلیه نسبت به شش نفر خانم، حبس غیرقانونی نسبت به هشت نفر آقا، ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به کلیه شکات که ۱۴ نفر هستند، سرقت مقرون به آزار و زنای به عنف و اکراه» متهم شده‌اند.

این مقام قضایی افزوده است که متهمان ردیف اول تا ششم با موضوع اتهامی حبس غیرقانونی هرکدام به سه سال حبس تعزیری محکوم شدند.

در مورد اتهام سرقت مقرون به آزار از جنبه عمومی آن نیز متهمان ردیف اول تا ششم به ۱۰ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و در مورد مشارکت در آدم‌ربایی با وسیله نقلیه متهمان تا ردیف ششم به ۱۵ سال حبس محکوم شدند.

متهم ردیف هفتم نیز به یک سال حبس تعزیری و در مورد سرقت مقرون به آزار به سه سال حبس و ۵۰ ضربه شلاق و در موضوع مشارکت در آدم‌ربایی با وسیله نقلیه به ۵ سال حبس محکوم شده است.

متهم ردیف هشتم نیز تبرئه شده است.

حکم متهمان تجاوز دسته‌جمعی به شماری از زنان در یک مهمانی خصوصی در خمینی شهر اصفهان در حالی اعلام شده که مقام‌های قوه قضائیه پیش از این گفته بودند رسانه‌ها باید از انتشار چنین اخباری خودداری کنند.

منبع: ایسنا


 
 

1390/5/20

وزیر آموزش‌وپروش می‌گوید که هیچگاه اعتیاد دانش‌آموزان را تکذیب نکرده است اما این آمار‌ها را نباید اعلام کرد.

به گزارش جرس و به نقل از خبرآنلاین، حمیدرضا حاجی ‌بابایی می‌افزاید که نمی‌تواند با اعلام این مسائل، کار آموزش و پرورش را زیر سئوال ببرد.

آقای حاجی ‌بابایی تصریح می‌کند: «من از کیان خانواده بزرگ آموزش و پرورش دفاع می‌کنم که بگویم مدرسه امن است. اگر بگویم امن نیست، چه چیزی دیگر برای آموزش و پرورش می‌ماند؟»

وزیر آموزش‌وپروش سال گذشته نیز از خبرنگاران خواسته بود تا از اعلام آمار اعتیاد در مدارس ایران خودداری کنند و تنها به بیان این جمله بسنده کرده بود که «آمار اعتياد در مدارس بيش از اعتياد در پادگان‌ها است.»

آقای حاجی ‌بابایی از افرادی که «میزان کجی» در آموزش‌وپرورش را اعلام کرده‌اند خواسته تا برای حرف‌هایشان استدلال بیاورند.

وزیر آموزش‌وپروش همچنین درباره تازه‌ترین آماری که درباره روابط دختر‌ها و پسرهای دبیرستانی اعلام شده‌است، می‌گوید: «۷۰ درصد دانش آموزان دختر ما در شهر‌ها و ۳۰ درصد در روستا هستند. وقتی گفته می‌شود ۸۰ درصد دختران، دوست پسر دارند، یعنی تمام دختران شهری و یک سوم دختران روستایی، چنین روابطی دارند. من عقلم نمی‌رسد چرا عده‌ای این حرف‌ها را می‌زنند.»

آقای حاجی ‌بابایی در پایان صحبت‌هایش گفت: «فکر می‌کنم مراجع ذی‌صلاح در این مورد تحقیقات خواهند کرد، ولی ما خودمان را در مقام پاسخ‌گویی به این سخنان نمی‌بینیم.»

منبع: جرس

مرتبط:

بودجه پیشگیری از اعتیاد دانش آموزان در ایران پایین است

گسترش اعتیاد در مدارس و تکذیب وزیر آموزش و پرورش


 
 

همسران شهیدان همت و باکری درخواست کردند:
1390/5/20

فاطمه چهل امیرانی همسر شهید حمید باکری و ژیلا بدیهیان همسر شهید ابراهیم همت در پیامی از مهدی خزعلی درخواست کردند به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

به گزارش کلمه، در این پیام آمده است: «چشم به راه فردایی هستیم که تو همچنان برای ما بنویسی و روشنگری کنی. مباد ما را از این فردای شورانگیز بی‌نصیب سازید.»

در این پیام کوتاه که در سایت محمد نوری‌زاد منتشر شده، افزوده شده است: «برادر گرامی، دکتر مهدی خزعلی، آسیب بس است. رنج بس است. درد بس است. تو را بخدا دست از اعتصاب غذا بکش. همسر مهربانت چشم به راه توست. فرزندانت چشم به راه تواند»

مهدی خزعلی، نویسنده و پزشک یکی از وبلاگ نویسان منتقد دولت است که روز دوشنبه هفته جاری به بند ۳۵۰ اوین منتقل شده است. وی سه هفته پیش از این با ضرب و جرح از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد.

وی فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی از اعضای مجلس خبرگان است و برای سومین بار در دو سال اخیر توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده است.

این فعال سیاسی در جریان انتقال از بازداشتگاه به دادگاه، خطاب به مقامات قضایی گفته است: «دست به اعتصاب غذا می‌زنم و جنازه‌ام را بر دوشتان می‌گذارم.»

بر اساس گزارش‌ها وی کماکان در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

منبع: کلمه


 
 

1390/5/20
خلع لباس
سایت جوان آن‌لاین -وابسته به سپاه- اعلام کرد طرحی از سوی یکی از نهادها در حال بررسی توسّط برخی مقامات است که طیّ آن اسدالله بیات زنجانی، سیّدمحمّد خاتمی، محمّد موسوی خویینی‌ها، مجید انصاری، محمّدعلی ابطحی و عبدالواحد موسوی لاری که از سوی این سایت «روحانیون فتنه‌گر» نامیده شده‌اند خلع لباس شوند.
 
مجاهدین تروریست هستند
۳۷ روشن‌فکر، فعّال حقوق بشر و استاد دانش‌گاه ایرانی و آمریکایی با امضای نامه‌ای خواستار باقی‌ماندن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان‌ها و گروه‌های تروریستی شدند و هش‌دار دادند که خارج‌کردن نام این سازمان از لیست گروه‌های تروریستی به جنبش سبز -جنبش دموکراسی‌خواهی مردم ایران- صدمه خواهدزد [تحوّل سبز به نقل از روز].
 
در پی نامه‌ی بیش از ۹۰ تن از ۱۰۰ سناتور مجلس سنای آمریکا به باراک اوباما و درخواست آنان از وی برای تحریم بانک مرکزی ایران، کمیته‌ی روابط عمومی آمریکا و اسراییل (آیپاک) از اوباما خواست با این درخواست موافقت کند. تحریم بانک مرکزی ایران، ایران را از نظام اقتصادی جهان جدا کرده و دولت آمریکا از افزایش بهای نفت، ناتوانی برای خرید نفت از ایران و عدم رعایت این تحریم از سوی کشورها در صورت اجرایی‌شدن آن نگران است [بی‌بی‌سی].
 
ترور
عبّاس جعفری دولت‌آبادی -دادستان تهران- از تکمیل مدارک و ارسال پرونده‌ی ترور مسعود علی‌محمّدی -دانش‌مند هسته‌ای که در دی‌ماه ۸۸ ترور شد- به دادگاه خبر داد. وی هم‌چنین قتل داریوش رضایی‌نژاد -دانش‌جوی مهندسی برق دانش‌گاه خواجه‌نصیر- را یک ترور خواند و در همین حال حیدر مصلحی -وزیر اطّلاعات- ضمن اعلام این‌که هنوز دست‌داشتن اسراییل در این ترور قابل تأیید نیست، ابراز داشت وزارت اطّلاعات به سرنخ‌های تازه‌ای در این رابطه دست پیدا کرده‌است [رادیو فردا؛ این‌جا و این‌جا].
 
کینه‌ی خامنه‌ای
مهدی سحرخیز -فرزند عیسا سحرخیز؛ زندانی سیاسی محبوس در رجایی‌شهر که اخیرن ۲ سال به محکومیت ۳ ساله‌ی او افزوده شده‌است- ضمن اعلام وضعیت جسمی نامناسب آقای سحرخیز و امتناع او از امضای توبه‌نامه برای به‌ترشدن شرایط، دلیل این محکومیت تازه را کینه‌ی خامنه‌ای از عیسا سحرخیز به دلیل انتقادهای آقای سحرخیز از وی عنوان کرد و به خامنه‌ای توصیه کرد از وضعیت حسنی مبارک -که به تازگی نخستین جلسه‌ی محاکمه‌اش را گذراند- عبرت بگیرد [کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران].
 
زندانیان
کیوان صمیمی -فعّال ملّی‌مذهبی که محکوم به ۶ سال حبس و ۱۵ سال محرومیت از فعّالیت‌های سیاسی و اجتماعی و محبوس در رجایی‌شهر است- از ناحیه‌ی کبد دچار عارضه‌ای شده که در صورت عدم رسیدگی می‌تواند برای جان آقای صمیمی بسیار خطرناک باشد. مسئولان زندان نسبت به وضعیت آقای صمیمی توجّهی ندارند [جرس].
سیّدمحمّد ابراهیمی -زندانی سیاسی متّهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور- از بند ۳۵۰ زندان اوین به بند ۲۰۹ این زندان منتقل شد. آقای ابراهیمی که ۲۲ آذر سال گذشته بازداشت شد به دلیل فشارهای وارد در سلّول‌های انفرادی بندهای امنیتی ۲۰۹ و ۲۴۰ و حین بازجویی، یک ماه را در آسایش‌گاه روانی امین‌آباد گذرانده‌بود [رهانا به نقل از بامداد خبر].
رضا جوشن -زندانی سیاسی که در ۱۰ آذر سال ۸۸ بازداشت شد و در رجایی‌شهر زندانی‌ست- روز ۱۲ امرداد سال جاری دچار حمله‌ی قلبی شد و مدّتی در کما بود ولی مسئولان زندان به جای رسیدگی به وضعیت وی او را در روز ۱۵ امرداد پس از توهین به سلّول انفرادی منتقل کردند [رهانا].
وضعیت جسمی قاسم شعله‌سعدی -حقوق‌دان، استاد دانش‌گاه و نماینده‌ی پیشین مجلس که از ۵ ماه پیش به اتّهام تبلیغ علیه نظام و توهین به ره‌بری در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی‌ست- وخیم گزارش می‌شود و دست چپ او به واسطه‌ی آسیب‌های بازداشت پیشینش در سال ۸۱ که موجب ضایعه‌ی نخاعی در وی شد در معرض فلج کامل قرار دارد [کلمه].
علی عجمی -دانش‌جوی زندانی که ۲۱ بهمن ۸۸ بازداشت شد و محکوم به ۴ سال حبس است و تاکنون حتّا یک روز هم به مرخصی نیامده‌است- در زندان رجایی‌شهر دچار میگرن و نوسان فشار خون است و به دلیل عدم رسیدگی پزشکی وضعیت خوبی ندارد [هرانا].
حسن عبداللّهی و علی مینایی -زندانیان سیاسی اهل پیران‌شهر که در زندان رجایی‌شهر زندانی‌اند- به اتّهام هم‌کاری با گروه‌های مذهبی کرد هر یک به تحمّل ۲۰ ماه حبس محکوم شدند [جرس].
موسا ساکت -دبیر شعبه‌ی آذربایجان شرقی سازمان ادوار تحکیم وحدت- برای اجرای حکم ۷ ماه حبس خود که به اتّهام عضویت در نهضت آزادی و فعّالیت تبلیغی علیه نظام صادر شده‌است به زندان فراخوانده‌شد [تحوّل سبز به نقل از ادوار نیوز].
 
اخراج
امیر رضایی -فعّال دانش‌جویی دانش‌گاه ارومیه- به دلیل اعتراض به هم‌آیش ولایت فقیه از این دانش‌گاه اخراج شد. وی در جریان اعتراض‌های پس از انتخابات نیز چند نوبت بازداشت شده‌بود [کمیته‌ی گزارش‌گران حقوق بشر].
 
تخریب منزل اعتصام‌الملک؟
خانه‌ی پدری پروین اعتصامی -واقع در بافت تاریخی عودلاجان- و خانه‌ی اتّحادیه (خانه‌ی امین‌السّلطان) -محلّ ساخت سریال دایی جان ناپلئون، واقع در خیابان لاله‌زار- به حکم دیوان عدالت اداری از فهرست آثار ملّی خارج شده و احتمال تخریب آن‌ها توسّط مالکان‌شان وجود دارد [بی‌بی‌سی].
 
 
طنز آماده
 
کاف
محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه‌ی نماز: «حضرت محمّد تنها پیام‌بری‌ست که پروردگار با حرف «ک» به اعضای بدن ایشان در قرآن اشاره کرده‌است» [رسا نیوز].
۱۵۰ میلیون
خامنه‌ای، در دیدار با مسئولان نظام: «من معتقدام كه كشور ما با امكاناتى كه داريم، می‌تواند ۱۵۰ میلیون نفر جمعيت داشته‌باشد. من معتقد به كثرت جمعيت‌ام، هر اقدام و تدبيرى كه می‌خواهد براى متوقّف‌كردن رشد جمعيت انجام بگيرد، بعد از ۱۵۰ ميليون انجام بگيرد» [پای‌گاه اطّلاع‌رسانی دفتر ره‌بر].
 
تهیه و تنظیم: بامداد راد

 


شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به 30mail-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به 30mail@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته