
لقمان را گفتند حکمت از که آموختی، گفت از نابینایان که تا جائی نبینند قدم ننهند. "پروژه الماس فریب" قصه کسانی است که ناخواسته بسوی سراب گام برداشتند، و با گندم نمای جوفروش "معامله" کردند. "الماس را فقط می توان با الماس بـُرید"، این ادعای سردار سید محمد رضا مدحی (حسینی) سرباز گمنام امام زمان بود که برخی از چهره های مشتاق اپوزیسیون وی را از ژرفنای گمنامی در سواحل تایلند نجات داده و بعنوان "مـحـقـق" به اروپا آوردند، و ناخواسته همانند مار افعی در آستین پروراندند و نوازش دادند تا در فرصت مناسب نیش زهرآگین خود را در بدن اپوزیسیون فرو برد. این نه اولین "عملیات نفوذی اطلاعات" است و نه احتمالا ً آخرین آن خواهد بود. گذشته از اینکه چه کس و یا کسانی و با چه انگیزه هایی درب دژ اپوزیسیون برونمرزی را بر روی این "اسب تراوا" باز کردند؛ براستیً چه درس های را می توان از این پروژه غم انگیز و عبرت آور "الماس فریب" آموخت؟ متعاقب مصاحبه نگارنده با جناب آقای حسین مـُهری در رادیو صدای ایران در بامداد امروز شنبه، ایمیل های بدستم رسید که مرا بر آن داشت تا مباحث مطروحه و مربوطه و درس های آموزنده از "پروژه الماس فریب" را بصورت مکتوب اما مختصر به رشته تحریر درآورم، تا تجربه اینگونه "از هول حلیم تو دیگ افتادنها" چراغی باشد برای راه آینده اپوزیسیون. البته همه ما انسانهای لغزش پذیر و جایزالخطاء هستیم ـ الانسان کثیرالهفوات. هـُنر ما نه در تمایز نـُخبگی و کبر کاذب بلکه در تواضع و فروتنی ما و حتی شهامت عذرخواهی در مقابل مردم می باشد. بخصوص اکنون که ثابت شده است آن "دریای اطلاعات ارزشمند" سرابی بیش در برهوت فریب نبوده است. سرابی که بر تشعشع امواج وهم انگیز و تلالو الماس گونه آن سربازان گمنام امام زمان به کمین عقل و هوش اپوزیسیون ِ عطش زده نشسته بودند.
ادعاهای اغراق آمیز و به دور از واقعیت تلویزیون جمهوری اسلامی در مورد گــُنده گویی های مدحی و ادعای ملاقات خصوصی وی با هیلاری کلینتون و وزیر خارجه عربستان سعودی و مسائلی نظیر کنفرانس گوادالـُپ ۲ و غیره ارزش بازتاب نوشتاری و تجزیه و تحلیل کارشناسنانه را ندارند، و جزو تبلیغات گوبلزوار رژیم جمهوری اسلامی محسوب می شوند، زیرا همه می دانیم مگسی را که جمهوری اسلامی پرواز دهد شـاهـین است! اما چند نکته سوال برانگیز و جدی در مورد کل این ماجرا، از جمله اهداف تبلیغاتی و مقاصد عملی رژیم از "پروژه الماس فریب" و نقش محتمل مدحی در پروژه تشکیل "دولت در تبعید" در جلسه منعقد شده در سالن فرهنگ ها در پاریس، وجود دارد که در خور تعمق بیشتر و واکاوی ریشه ای می باشند. نگارنده نیز به این جلسه دعوت شده بود که به دلیل "ابهامات موجود" و مخالفت با تشکیل "دولت در تبعید"، در آن شرکت نکردم. در این مورد توضیحات بیشتری خواهم داد. اینک اینگونه به نظر می رسد که الماس های مدحی طعمه ای بودند برای برخی از صاحبان تلویزیون های ماهواره ای و جذب "طماعین" در اپوزیسیون که برای نشستن بر کرسی های وزارت عجله داشتند. البته بر برخی از میهمانان آن جلسه حرجی وارد نیست. حال قرار است که ادامه جلسه پاریس، دو هفته دیگر با جلسه دیگری در لندن ادامه یابد. حال با توجه به افشاء شدن پروژه الماس فریب و جنجال تبلیغاتی حول آن، مشخص نیست آیا در چنین فضای متلاطم و جنجالی جــلـسـه لــنـدن تشکیل خواهد شد یا نه ! باید منتظر ماند و دید.
کالبد شکافی این موضوع که آیا مطرح کردن و در "حلقه یاران خودی" وارد کردن مدحی امری عمدی بوده است یا سهوی نیز از حوصله این مقاله کوتاه خارج است. اما من تا حدی با مکانیسم کار "حلقه یاران خودی" یا بعبارت انگلیسی (Mutual Appreciation Society) در لندن و پاریس آگاهی نسبی دارم . مدحی بیش از سه سال پیش بر روی رادار اپوزیسیون برونمرزی نمایان شد، و علیرغم انتشار عکس های وی در جمع حمله لباس شخصی ها به دانشگاه تهران و هشدارهای جدی بعضی از فعالان سیاسی و عقبه امنیتی ـ اطلاعاتی مدحی، و ادعاهای غلوآمیز وی، ظاهرا عده ای مایل به وصلت زود بهنگام "حلقه یاران خودی" در لندن و پاریس با "جنبش جمع یاران" در تهران بودند. و اینگونه شد که امواج وهم انگیز سبز برای تشکیل دولت در تبعید "حلقه یاران خودی" را به تلاطم درآورد. همانگونه که اشاره کردم نگارنده سال پیش با امتناع از شرکت جستن در جلسه پاریس صادقانه نگرانی جدی خود را نسبت به تبعات و عواقب اینگونه پروژه های غیر شفاف و نامناسب به مسئولین آن نشست گوشزد کردم ـ امری که باعث کدورت شدید خاطر آنها در آن زمان شد. برنامه تلویزیونی شبکه خبر جمهوری اسلامی پرسش هایی را مطرح کرده است که در خور کاوش می باشند. آیا همسنگری و هم آوایی در کنفرانس مطبوعاتی و عهد اخوت بستن در پشت درهای بسته با یک عنصر مشکوک، و حتی ضبط یک جلسه بسیار حساس و خصوصی بر روی ویدئو حاکی از ناهنجاری در دوراندیشی سیاسی و فقدان مداقه لازم نیست؟ ما که کورکورانه عصاها میزنیم / لاجرم قندیلها را بشکنیم. اگر حقیقتا ً بپذیریم که در صداقت این افراد، که به گفته خویش هر کدام حدود ۴۰ سال تجربه سیاسی در سطح بین المللی دارند شکی نیست؛ در مورد صلاحدید، توانایی قضاوت و بصیرت سیاسی آنها چه می توان گفت؟ علیرغم حضور در کنفرانس مطبوعاتی و مصاحبه های رادیو تلویزیونی ماهواره ای در کنار این افراد، چرا اصرار مدحی بر گرفتن "فیلم یادگاری" در پشت درهای بسته برای اقناع به اصطلاح دوستانش در داخل کشور شک برانگیز نبوده است؟ از اینگونه سوالات بدیهی فراوان هستند که آنها را میگذارم و میگذرم چون چرخ گردشها نماید کان نیاید در خیال.
اگرچه نفوذ و تعامل مدحی بعد از سه سال تلاش و هزینه های فراوان فقط به یک حلقه نسبتا کوچک در بین اپوزیسیون، یعنی کمتر از یک درصد از اپوزیسیون برونمرزی، محدود می شود، اما متاسفانه تاثیرات تبلیغاتی به اصطلاح "اقتدار اطلاعاتی" سربازان نه چندان گمنام امام زمان در ناکام کردن "دولت در تبعید" می تواند تبعات و و نتایج نامطلوب و پیامد های نامناسبی در روند همکاری و اعتمادسازی بین اپوزیسیون برونمرزی و درونمرزی داشته باشد. اگرچه بعقیده نگارنده، این برنامه نشان دهنده اقتدار و سلطه اطلاعاتی حکومت جمهوری اسلامی بر اپوزیسیون برونمرزی نیست، و نباید لحافی را برای یک شپش بیرون افکند. اما ممکن است باعث تقویت روحیه بسیجی ها و اطلاعاتی های داخل کشور و منشاء تاسف بخشی از اپوزیسیون که شفافیت در عمل و کار علنی خود را صرف حمایت از جنبش مردم ایران در داخل کشور می کند، بشود. این برنامه تلویزیونی تلاش نموده است تا از طریق ترویج توهم توطئه و سناریوسازی و تحریف حقایق جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران، و استقامت ملت را به تلاش بیگانگان و به اصطلاح استکبار جهانی منتسب کند. جمهوری اسلامی تبلیغ می کند که خیزش های مردمی در کشورهای منطقه خودجوش، دمکراتیک و آزادیخواهانه هستند، بجز قیام مردم سوریه و جنبش سبز ملت ایران که بخشی از نقشه استکبار جهانی بر علیه اسلام می باشند. ظاهرا ً پاشیدن بذر یاس و سوءظن بین مخالفان رژیم یکی دیگر از اهداف این پروژه می باشد. هم اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران پرسش هایی را مطرح می کنند که محدود مخالفان مرتبط به مدحی را بطور جدی به چالش می کشند. نظرات و سوالات فراوانی در سایت های اینترنتی توسط کاربران و خوانندگان مطالب مطرح شده است که مستحق جواب مناسب می باشند. عده ای می پرسند چه تضمینی وجود دارد که عوامل نفوذی جمهوری اسلامی مانند سردار مدحی تحت عناوین مختلف اما ظاهرا ًمخالف حکومت در بین اپوزیسیون فعال نیستند؟
حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است. در نتیجه برای بقای آن و نابودی دشمنان و مخالفان نظام هیچگونه قـُبح و ممنوعیتی وجود ندارد. پروژه اسب تراوای الماس فریب نیز آخرین نمایش به اصطلاح اقتدار نفوذ اطلاعاتی در اپوزیسیون برونمرزی نخواهد بود. تنها راه واکسیناسیون اپوزیسیون در مقابل عوامل نفوذی و "ورودی" های نامطلوب، پیشه نمودن شیوه مستقل، شفاف و علنی مبارزه و احتراز از پنهان کاری محفلی و "آلترناتیوسازی" در تبعید و نفی باند های کهنه کار خودشیفته و خودمحور می باشد. آنهایی که می خواهند با هدفمندی خاصی از طریق خصوصی سازی مبارزه ملت ایران خود را نماینده خودگماشته بخش یا بخش هایی از مردم معرفی کنند، جایگاهی در بدنه اپوزیسیون صادق ندارند. سرنوشت حکومت جمهوری اسلامی در خیابان های تهران و دیگر شهرهای ایران بطور علنی و با حضور میلیونی مردم داخل کشور رقم خواهد خورد و بـــس! عهد بستن در پشت اتاق های دربسته و یا قرار و مدار های خصوصی برای تشکیل شورای رهبری و دولت در تبعید و تقسیم پست های وزارت و کالت بین خودی ها در محفل های بسته و سپس ظاهرآرائی آنها در جلسات عمومی سی یا چهل نفره نه تنها کاری سترون وعقیم، بلکه غم انگیز می باشد.
عبدالستار دوشوکی
ندای سبز آزادی: جنبش سبز تبریز در اطلاعیه ای نکاتی را برای برگزاری مطلوب راهپیمایی 22 خرداد در تبریز منتشر کرد.
متن این اطلاعیه که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذیل است:
پيرو اطلاعيه ي شماره ي 1نكات زير براي برگزاري مطلوب راه پيمايي سكوت تبريز اعلام مي شود :
1-راه پيمايي هم زمان با ساير شهر ها از ساعت 18 برگزار خواهد شد .
2-محل راه پيمايي فلكه ي دانشگاه (آبرسان )تا تقاطع 13 آبان مي باشد .
3- راه پيمايي در قالب حضور با خودرو در همان مسير قابل انجام است .
4-خضور با گروه دوستان و خانوادگي موثر و مورد تاكيد است .
5-خبر رساني تا شروع مراسم به طرق مقتضي و مطمن مورد تاكيد است .
6-دعوت از برزگان و پيشكسوتان سياسي و اعضاي فعال ستاد ها مورد تاكيد است .
وعده ي ما يكشنبه 22 خرداد 90ساعت 18در محل فلكه دانشگاه تا تقاطع 13آبان
جنبش سبز تبريز
سایت اعتدال در گزارشی به تحلیل یک مطلب روزنامه دولت(ایران) پرداخته و نوشته است :
در ضمیمه ایران سیاسی امروز ، تحت عنوان آنچه که “گزارش تحقیقی” نامیده شده است ، ذیل بررسی مساله جن گیری ، ادعای “جنگ روانی” علیه دولت مطرح شده است.
در حالی که کمتر از یک هفته است که محمود احمدی نژاد، اعلام کرد موضع او و به تبع وی دولت دهم درباره، جریان انحرافی سکوت است، روزنامه ایران که تحت مدیریت علی اکبر جوانفکر است، به این سکوت پایان داده و تقریبا تمامی گروهها و جریانات سیاسی را به فضا سازی علیه دولت محکوم کرد.
ایران در ابتدای گزارش خود، میرحسین موسوی را اولین فردی میداند که دولت احمدی نژاد را به بکارگیری رمالها و جن گیرها متهم کرده است و در ادامه گزارش خود که تقریبا کپی برداری از گزارش دو هفته پیش بیبیسی فارسی است، بیانات رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه بهار سال ۸۸ را ذکر میکند و مدعی میشود این خطبهها در جواب سخنان سبزها در آن موقع بوده است.
در ادامه، علی اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد تقی مصباح یزدی دو تن از روحانیونی هستند که، ایران آنها را افشاکنندهگان موضوع رمالی در بدنه دولت و پناه بردن مدیران ارشد به دامن جنگیرها بر میشمارد. هر چند این موضوع گیری ارگان رسمی دولت در برابر، آیت الله هاشمی امری بدیهی به شمار میرود و بارها این روزنامه و مدیران دولتی به ایشان بی حرمتی کرده اند، اما و این سوال اساسی مطرح است که چرا بعد از گذشت اندک مدتی روحانی ایدئولوگ دولت نهم و دهم در روزنامه ایران تخطئه می شود و با پررنگ کرد جمله ای از ایشان بدین مضمون که :« البته اینها همه مسموعات هستند و بنده به چشم خودم ندیدهام » سعی در این دارد تا در خواننده خود القاء کند، موضعگیری ایشان بر اساس اطلاعات اطرافیان است… .
از دیگر نکات دیگر این گزارش قابل تامل، تاختن تمام عیار این روزنامه به رسانههای حامی احمدی نژاد – فارس، جهان نیوز، صراط، مشرق و … – است، که اولا زنگ خطری است، برای حامیان فعلی احمدی نژاد، که فردا نیز دولت ممکن این دولت آنها را از جرگه، حسودان و مزدوران بیگانه بخواند، روشی که برخی از رسانهها و افرادی که در گزارش مذکور مورد حمله قرار گرفتهاند، زمانی در حمایت از دولت، هر رسانه و فردی را بدون در نظر گرفتن واقعیات، عامل بیگانه و مزدور اجانب و یا فریب خورده قلمداد میکردند.
از جمله این رسانهها می توان به هفتهنامه ۹ دی اشاره کرد. این هفتهنامه متعلق به حمید رسایی نماینده افراطی مجلس است، در ایامی که سینه خود را برای حمایت از همین دولت چاک میکرد، از نسبت دادن هر ناروایی به اشخاص سیاسی و مذهبی و وکیل و وزیر هیچ ابایی نداشت و امروز روزنامه دولت نام نشریه رسایی را در کنار رسانههای صهیونیستی قرار می دهد. روزنامه ایران در توصیف هجمههایی که علیه دولت، ایجاد میشود، مینویسد: «سایتهای زنجیرهای: به تازگی شبکههای اقماری وابسته به رژیم صهیونیستی که برنامههای خود را بر روی کشورهای اسلامی متمرکز کردهاند، برنامههای تبلیغی فراوانی با محوریت اجنه، فالگیری و رمالی پخش مینمایند.»
ایران در ادامه این گزارش خود، برای یاران سابق از جمله کیهان سنگ تمام گذاشته و تحت عنوان «یک جریان سیاسی آخرین نسخه های تاکتیک های عملیات روانی را به میدان می آورد»، مینویسد: «خبرگزاری فارس،سایتهای خبری مانند برهان ، نقد نیوز، نیسم آنلاین، جهان نیوز، ندای انقلاب، مشرق نیوز، جوان آنلاین ،الف، صراط نیوز، تبیان و … و همچنین روزنامه هایی مانند کیهان، جوان، تهران امروز و جام جم نشریاتی مانند پنجره، ۹دی و … که زنجیره رسانه های منسوب به دیگر محافل سیاسی خاص را تشکیل می دهند در یک عملیات پیچیده تبلیغاتی و برگرفته شده از آخرین نسخه های تاکتیک جنگ روانی مهندس مشایی و هر کسی که به نحوی با او ارتباط دارد را مورد آماج حملات سنگین خود قرار می دهند.در این بین رسانه هایی مانند تابناک،خبرآنلاین و روزنامه هایی چون ملت ما،روزگار و شرق که منسوب به دیگر محافل رسانه ای هستند در اتحادی نانوشته با رسانه های اقتدارگرا پا در میدان به مسلخ بردن دولت می گذارند»
جدای این بی اخلاقی که در رسانه دولت و در اختیار همراهان احمدنژاد، جای سوال دارد، چه شده است که، روزنامه دولتی ایران اینبار؛ رسانههایی همچون کیهان، فارس و جهان نیوز و اشخاصی همانند شریعتمداری، مصباح یزدی و زاکانی را با چنین الفاظ و تعبیراتی مورد خطاب قرار میدهد؟
البته پیش از این بسیاری از دلسوزان نظام ورسانهها همراهان سابق دولت را از این اتفاق، خبر داده بودند و پیش بینی کرده بودند، که هتک حرمتهایی که به ساحت برخی مراجع روا داشته میشود، به همان جا متوقف نمیشود و دایره این توهینها از این فراتر خواهد رفت و اگر تا دیروز حضرات آیاتی چون جوادی آملی، موسوی اردبیلی و بیات زنجانی و … مورد بی حرمتی واقع می شوند، امروز ایاتی همچون، مصباح یزدی مورد جسارت قرار می گیرند.
امروز، شیوه دولت در تئوری «هدف، وسیله را توجیه می کند»، برای دوستان و منتقدان دولت بیش از پیش نخ نما شده است، و مسلما اگر لازم باشد، دوستان و منتقدان بیشتری را برای رسیدن به مقاصد غیرقانونی خود، به مسلخ خواهند برد و «هر کس که با این دولت نیست، علیه آنها فرض میشود.»
از دیگر مسایلی که در این گزارش به آنها اشاره شده است عبارتند از:
«هاشمی رفسنجانی: تدوین قانون مبارزه با خرافههای دینی ضروری است
آیتالله مصباح یزدی: شخص مسئلهدار، این آقا را مُسحر کرده، البته همه مسموعات هستند و بنده به چشم خودم ندیدهام!
محمدرضا باهنر: من اینها را اصولاً اهل شریعت نمیدانم، بیشتر آنها اهل طریقت و عرفان انحرافی هستند. میگویند اگر ما بتوانیم با خود آقا امام زمان(عج) ارتباط بگیریم، دیگر کاری به این واسطهها نداریم
میرحسین موسوی در ۱۳ خرداد ۱۳۸۸: رفتارهای قهرماننمایی و شعاری، خیالبافی و خرافهگرایی و… من بقیه بحثها را در این چارچوب پیش خواهم برد
سایتهای زنجیرهای: به تازگی شبکههای اقماری وابسته به رژیم صهیونیستی که برنامههای خود را بر روی کشورهای اسلامی متمرکز کردهاند، برنامههای تبلیغی فراوانی با محوریت اجنه، فالگیری و رمالی پخش مینمایند
نگاهی به برخی اظهارات چهرههای جریان انحرافی، نشانگر غوطهور بودن آنها در یک فرقه خاص است»
نکته جالب اینجاست که در این گزارش ناشیانه ، سخنان آیت الله مصباح یزدی ، نائب رییس مجلس و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و صحبت میرحسین موسوی پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری ، جمع آوری شده و ضمن ذکر مطالب سایتهای خبری اصولگرا ، این سایتها ، از سوی نشریه آقای جوانفکر ، که نقش گسترده ای را در روزهای جاری در پروژه مظلوم نمایی جریان انحرافی به عهده گرفته است ، “سایت های زنجیره ای” نامیده شده اند ، که شاید شنیدن اتهام از چنین جریانی ، مایه افتخار سایت های اصولگرا هم محسوب شود .
این گزارش درحالی امروز تهیه و منتشر شده است که بی بی سی فارسی چندی پیش، گزارشی این چنینی را پخش کرده بود.
ریزگردها، سوختهای فسیلی، پسماندهای خانگی و صنعتی و همچنین امواج ماکروویو، باعث افزایش چشمگیر شیوع سرطان شده است.
می گویند کار آلودگی هواست، میگویند ریزگردها و سمومی که در هوای کلانشهرهای بزرگ کشور موج می زند، سرطانزاست. حالا یکی از مسئولان رسمی می گوید این آلودگی ها، باعث جهش ناگهانی در ابتلای مردم به سرطان شده، هر چند او هم آمار دقیقی درباره افزایش شیوع سرطان نمی دهد.
به گزارش خبرآنلاین مدیرعامل مراکز معاینه فنی خودروهای تهران گفته: “به دلیل افزایش آلایندههای هوا متاسفانه آمار بیمارهای سرطانی عجیب و غریب به صورت وحشتناکی رشد یافته است به طوری که پزشکان در این عرصه دچار شوک شدهاند.”
صدرالدین علی پور که امروز در مشترک اعضای شورای شهر و مسئولان مرکز معاینه فنی خودروها در مرکز معاینه فنی نیایش سخن می گفت، اضافه کرد: ” سالها زحمت کشیدیم برای محیط زیست اما، به یکباره با تغییر قانون معاینه فنی در صدد از بین بردن اقدامات ما هستند. با توجه به آمار سال گذشته که ۴ هزار نفر بر اثر آلودگی هوا و ۴ هزار نفر بر اثر نقص فنی خودرو جان خود را از دست دادند لازم است اقدامات مستمری در این حوزه صورت گیرد.”
علی پور همچنین با انتقاد از افزایش سن عدم معاینه خودروهای صفر کیلومتر به ۵ سال، گفت: “تعجب من از افرادی است که خود در این محیط زندگی می کنند اما، قانون افزایش سن معاینه فنی را تصویب می کنند.”
حالا این که چگونه یک مسئول ترافیکی درباره شیوع انفجاری سرطان در شهرها سخن بگوید، جای حرف دارد، ولی مسئولان پزشکی مانند رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سال گذشته به خبرآنلاین از مرگ نزدیک به ۴ هزار نفر از تهران نشینان به خاطر آلودگی هوا خبر داده بودند.
آماری که هیچگاه کسی گردن نگرفت
محمد حسین شهریاری سال گذشته در روزهای اوج آلودگی و تعطیل شدن پایتخت گفته بود نزدیک به ۴ هزار نفر از پایتخت نشینان به خاطر سموم موجود در هوا، مرده اند. این آمار، البته از سوی مراکز مستقل و برخی دیگر از نمایندگان مجلس مانند انوشیروان محسنی بندپی نیز تایید شد. ولی در همان روزها وزارت بهداشت و درمان و وزارت کشور، با زیر سئوال بردن این آمار، گفتند اعتقادی به مرگ اشخاص به خاطر آلودگی هوا ندارند.
وزیر بهداشت در گفتگو با خبر آنلاین اعلام کرد با وجودی که مراجعان به مراکز اورژانس قلب و ریه در روزهای آلوده افزایش می یابد، ولی رابطه اثبات شده ای بین مرگ افراد و آلودگی وجود ندارد.
معاون عمرانی استاندار تهران نیز نظر مشابهی داشت. محمدرضا محمودی، در کافه خبر گفت: “اگر کسی بتواند اثبات کند شخصی به دلیل آلودگی هوا از دنیا رفته، جایزه دارد، زیرا آلودگی هوا به خودی خود کشنده نیست، بلکه باعث برخی از بیماریها می شود و ممکن است در تعدادی از موارد، بیماریهای قلبی و عروقی را تشدید کند، ولی عامل اصلی مرگ به شمار نمی رود.”
اکنون به آلودگی ناشی از سوختهای فسیلی در تهران و دیگر شهرهای کشور، ریزگردهای عربی نیز اضافه شده اند. ریزگردهایی که استانهای غرب و شمال غرب و جنوب غرب را درنوردیده اند و پایشان این روزها به شهرهای مرکزی کشور و همینطور پایتخت هم باز شده.
ریزگردها، امواج پارازیت، پسماندهای صنعتی و خانگی
اکنون به جز آلاینده های هوا، که از سالهای دور به عنوان تهدید زیست محیطی برای کلانشهرهای ایران مطرح بوده، پسماندهای صنعتی و خانگی و امواج پارازیت ماهواره ای نیز جای ثابتی را در لیست بلندبالای مشکلات محیط زیست شهرهای بزرگ ایران، برای خود پیدا کرده اند.
تولید پسماندهای خانگی و صنعتی، رشد صعودی داشته. بر اساس آخرین آمار ارائه شده از سوی محمدی زاده،رئیس سازمان محیط زیست، در کشور روزانه ۴۵ هزار تن زباله تولید میشود که حدود ۷ هزار و ۵۰۰ تا ۸ هزار تن از این میزان متعلق به تهران است.
این مقام مسئول که امروز در نشست هفته محیط زیست سخنرانی می کرد، درباره افزایش پسماندهای صنعتی و شمیایی تولید شده در کشور افزود: “تنها ۲۵ درصد پسماند شرکتهای صنعتی پس از تصفیه وارد طبیعت میشود، با وزارت صنایع به منظور حل این مشکل توافقاتی صورت گرفته و مقرر شده در یک برنامه پنج ساله کنترل این پسماندها به سطح استاندارد برسد.”
به بیان دیگر، تا ۵ سال آینده، پسماندهای صنعتی نیز مانند آلاینده های هوای تهران و سایر کلانشهرهای ایران، عامل افزایش بیماریهای خطرناکی مانند سرطان می شوند. البته تا ۵ سال دیگر، معلوم نیست روند رو به صعود رشد این بیماریها به کجا رسیده باشد.
ریزگردهای عربی نیز قرار است تا ۵ سال دیگر، مهمان ایران باشند. سرپرست حفاظت محیط زیست کردستان امروز در سخنان پیش از نماز جمعه سنندج، گفت: “برطرف شدن مشکل گرد و غبار در کشورمان مستلزم همکاری کشورهای عربی از جمله، عراق، عربستان، سوریه، و ایران و ترکیه است. ”
ناصح قادری با خوش بینی به فرصت ۵ ساله کشورهای همجوار برای کنترل این ریزگردها اشاره می کند: “در دو سال گذشته تاکنون پیگیریهای مقامات ایرانی منجر به انعقاد توافقنامههای زیست محیطی شده است و تا پنج سال آینده کانون گرد و غبار مهار میشود.”
به بیان دیگر، حداقل در ۵ سال، ریزگردها، همچنان نفس مردم را در شهرهای بزرگ و کوچک ایران به شماره خواهند انداخت و منشا بیماریهایی خواهد شد که برای اولین بار توسط مسئولان مختلف، از جهت عجیب آنها، اظهار تعجب می شود.
اعلام افزایش نرخ رشد سرطان در تهران برای اولین بار از سوی منابع رسمی در حالی اعلام می شود که همچنین پیش از این بسیاری از پزشکان و کارشناسان نسبت به عواقب استفاده از پارازیت بر روی شبکه های ماهواره ای و سرطان زا بودن آنها هشدار داده بودند. به نظر می رسد افزایش آلاینده های هوا در کنار این عوامل خطر ابتلا به سرطان را در میان شهروندان تهرانی افزایش داده است.
سرطان، سومین علت مرگ در ایران است. روزانه حدود ۱۰۵ نفر به دلیل سرطان فوت می کنند. سال های عمر از دست رفته به دلیل مرگ ناشی از سرطان به ۶۵۰۰۰۰ سال می رسد وحداقل هزینه های این بیماری ۶۰۰۰ میلیارد دلار در سال است. در سال حدود ۵۷۰۰۰ مورد جدید سرطان در کشور پیدا می شود که توزیع آنها برحسب تنوع بیماری در جغرافیای کشور متفاوت است.
ندای سبز آزادی: جواد اطاعت علت توسعه نیافتگی ایرانیان حرکت غیر ممتد و ناپیوسته عنوان کرد .
جواد اطاعت استادیار دانشگاه شهید بهشتی با حضور در کافه خبر ضمن بررسی دلایل توسعه نیافتگی ایرانیان اظهار داشت : مردم ایران همانند افرادی هستند که به سمت قله حرکت می کنند اما به سرعت خسته می شوند و از حرکت بازمی ایستند .این توقف در عرصه سیاسی و عدم پیگیری مطالبات بستر ساز عقب ماندگی شده است .
وی افزود : مردم ایران در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دفاع جانانه ای از مصدق کردند و با بذل جان خود قوام را کنار گذاشتند اما همین مردم در کودتای ۲۸ مرداد در خانه خود نشستند و موجب شدند که مصدق بازداشت شود و دولت وی ساقط شود.
تا زمانی که آگاهی عمومی افزایش نیابد دموکراسی محقق نمی شود
جواد اطاعت آگاهی عمومی را بستر ساز حرکت به سوی دموکراسی دانست.
وی اظهار داشت : در گذشته تصور می کردند که میزان سواد مردم، برخورداری از ذخایر زیرزمینی ،استعمار در توسعه یافتگی نقش داشته باشند اما در نهایت مشخص شد که مردم وقتی به آگاهی عمومی دست پیدا کنند عملا توسعه پیدا کرده اند.
وی افزود: اگر آگاهی عمومی مردم ارتقا پیدا کند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد در غیر اینصورت حرکت به سمت توسعه میسر نمی شود.
اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، به مناسبت سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در برنامه ویژه نوبت شما به سوال های شما جواب می دهد.
با گذشت بیش از سه ماه از حبس خانگی میر حسین موسوی و مهدی کروبی، هنوز خبر دقیقی از وضعیت آنها در دست نیست و معدود خبرهایی که از وضعیت آنها منتشر می شود، محدود به گفتگوهایی با فرزندان آنهاست.
آقای امیرارجمند در برنامه زنده نوبت شما به سوالات جواب خواهد داد.
برنامه نوبت شما در روز شنبه، ۲۱ خرداد (۱۱ ژوئن)، به این موضوع اختصاص دارد.
مدیر مسئول روزنامه اعتماد از انتشار دوباره این روزنامه خبر داد.
الیاس حضرتی در گفت و گو با خبرآنلاین، با بیان اینکه تمام مشکلات حقوقی و قضایی حل شده گفت: انشاالله تا پایان خرداد ماه یعنی شنبه یا یکشنبه آینده روزنامه اعتماد منتشر خواهد شد.
شایان ذکر است این روزنامه دهم اسفند ۱۳۸۸ به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف موقت شد. علت توقیف «تخلف از حدود مطبوعات» و تکرار و اصرار بر تخلفات قانونی اعلام شده بود.
دکتر صادق طباطبائی از نزدیکان امام خمینی (برادر زن حاج احمد خمینی)، طی گفت و گویی خواندنی در باب موضوعات مهم فقهی و موسیقایی، به ذکر خاطراتی از حضرت امام پرداخته است.
به گزارش انتخاب؛ طباطبایی میگوید: در همان سال های اول انقلاب؛ شبی در حضور امام خمینی بودیم که از دفتر آمدند و پیامی را از طرف یکی از مراجع وقت آوردند. مرجع مذکور گفته بود؛ همین فیلمی که در حال حاضر از تلویزیون پخش میشود؛ من پیر مرد را تحریک می کند؛ چه رسد به جوانان را. به دستور امام تلویزیون را روشن کردند؛ قسمتی از یک سریال بود به نام پائیز صحرا. امام با مشاهده آن فیلم؛ در پاسخ پیام چنین گفتند: شما باید در تقویت نفس خود بکوشید تا به این آسانی تحریک نشوید. من در این فیلم نشانههائی از خلاف عفت یا عوامل انحراف و تحریک نمی بینم.
وی می گوید: وقتی امام خمینی از ترانه ای که در سوگ شهید مطهری ساخته و اجرا شده؛ به عنوان موسیقی مجاز و سازنده روح انسانی نام می برند؛ درمی یابیم که حکم حرمت و یا حلّیت این نوع موسیقی ( ترانه سازی و ترانه سرائی )؛ عام نیست، بلکه توجه اصلی به محتوای شعر و رسالت آهنگ و کلام معطوف است.
صادق طباطبایی در بخش دیگری از سخنانش، می گوید: زمانی که از قول امام این فتوا در مورد موسیقی در یکی از روزنامه های آن زمان منتشر شد؛ من می دانستم که نظر امام خمینی در باره موسیقی به درستی بیان نشده است؛ زیرا همان زمان در برنامه های رادیو و تلویزیون موسیقی پخش می شد و مورد اعتراض امام هم قرار نمی گرفت. گرچه بودند مراجع و فقهائی که همان اندازه موسیقی را هم بر نمی تافتند و اصولا” نسبت به کل موسیقی فتوائی قاطع داشتند و انواع موسیقی را از هم تفکیک نمی کردند.
مصاحبه کننده می گوید: ولی مرداد سال ۵۸ امام انواع موسیقی ها را حرام دانسته و گفته بودند از صدا و سیما هم موسیقی پخش نشود، این گفته ها در روزنامه ی اطلاعات آن زمان هم منتشر شده است، این جریان چطور است؟ بالاخره امام، موسیقی را در سال ۵۸ حرام می دانسته اند و جلوی پخش موسیقی را از صدا و سیما را می گیرند یا خیر؟
وی پاسخ می دهد: اتفاقا” در یکی از همان روزها شادروان مرتضی حنانه به دفترکار من در نخست وزیری آمد و یک کاست از کارهای بدون کلام خود را برایم هدیه آورد. چند روز بعد آن کاست را نزد امام بردم و از ایشان خواستم آن را گوش دهند. ایشان بعد از شنیدن آن چند قطعه گفتند؛ این آثار اشکال شرعی ندارد.
طباطبایی می افزاید: بعدها که در مورد انواع موسیقی نظیر قطعه ای که در رثای شهید مطهری اجرا شده بود و حتی در مورد موسیقی حماسی و مشوق روحیه سلحشوری و نیز موسیقی عرفانی از ایشان سوال شد؛ آن نظر معروف خود را اعلام کردند که به آن اشاره کرده اید.
وی اضافه می کند: در پی این موضوع در دیداری دیگر که با ایشان داشتم؛ چند سوال دیگر از جمله تک خوانی زن و مرد، از ایشان پرسیدم که در هر مورد نظر فقهی خود را دادند که در نوشته های دیگرم به تفصیل آورده ام.
طباطبایی در پاسخ به اینکه “نظر امام در مورد تک خوانی زن و مرد”، پاسخ می دهد: به طور مشخص از ایشان (امام) پرسیدم تفاوت حکم تک خوانی مرد با تک خوانی زن در نظر ایشان چیست. در جواب نوشتند این ها با هم فرقی ندارند و مشمول همان حکم کلی موسیقی لهو و موسیقی سازنده می باشد.
وی می افزاید: در مورد کل موسیقی هم ایشان حکم کلی بر حرام بودن مطلق موسیقی ندادند؛ کما این که دیدید و امروز هم می بینید که همه نوع موسیقی، با کلام و بی کلام و حتی متأسفانه موسیقی پاپ – به نسبت بسیار نامتجانس با موسیقی اصیل – پخش می شود.
طباطبایی که با “موسیقی ایرانیان” گفت و گو کرده، افزود: من مخالف موسیقی پاپ نیستم ولی نگرانی ام از پخش همه گونه آثار پاپ با این وسعت و میزان این است که؛ ذائقه جوانان ما را از موسیقی ملی و مقامی مان دور می کند. و این خیلی حیف است.
وی اضافه می کند که آنچه امروز از سیما و صدای جمهوری اسلامی پخش می شود؛ که قاعدتا” نمی تواند بر خلاف نظرات فقهی آیت الله خامنه ای باشد، چنین استنباط می کنم که تفاوتی بین آراء ایت الله خامنه ای و فتاوی امام خمینی وجود ندارد.
طباطبایی در بخش دیگری از سخنانش در مورد “ممنوعیت نشان دادن ساز از تلویزیون” می گوید: البته من به خاطر ندارم که در زمان امام منعی برای نشان دادن آلات موسیقی از تلویزیون وجود داشت.
وی در این مورد به ذکر خاطره ی دیگری از امام اشاره می کند : همان سال های صدر انقلاب، روزی مسئولان اصناف از امام کسب تکلیف کردند که با فروشندگان آلات موسیقی چه باید کرد؟ امام در پاسخ قریب به این مضمون جواب دادند که سازها و ادوات موسیقی فی نفسه مشمول حکم حرمت قرار ندارند. نوع استفاده و موارد مصرف و شرایط جانبی است که تعیین کننده نوع حکم می شود. مانند تخته و مهره های شطرنج و بازی شطرنج که اگر به قصد قمار نباشد مشمول تحریم فقهی نمی گردد؛ بلکه هدف و نوع استعمال است که تعیین کننده است.
وی اضافه می کند: حتی به یاد دارم که گروهی از نظامیان در حضور ایشان با ارگ به اجرای سرود پرداختند و یا این که در روز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی؛ ارکستر سمفونیک تهران در جایگاه هیئت رئیسه مجلس، قطعاتی را اجرا کرد؛ در حالی که برنامه به طور زنده از تلویزیون پخش می شد و فقهای سخت گیر شورای نگهبان همگی در آن مجلس حضور داشتند و امام خمینی هم آن را مشاهده می کردند و آن را منع نکردند.
طباطبایی در پایان می گوید: نمی فهمم چرا می توان در سالن اجرای یک کنسرت در تهران یا در شهرستانها، شاهد اجرای نوازندگان بود ولی نشان دادن آن کنسرت از سیمای جمهوری اسلامی با اشکال شرعی مواجه است؟
ندای سبز آزادی: عباسعلیکدخدایی سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی از تشکیل هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی متشکل از آیتالله جنتی، آیتالله یزدی، محمدرضا علیزاده، محمدرضا میرشمسی و عباسعلی کدخدایی خبر داد.
به گزارش فارس ، وی همچنین گفت که آیتالله احمد جنتی رئیس هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس نهم شد.
ندای سبز آزادی: رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: اینکه احمدی نژاد اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند.
به گزارش مهر، احمد توکلی با اشاره به نشست خبری هفته گذشته احمدی نژاد با رسانه ها گفت :آقای احمدی نژاد ۳ موضوع مهم و قابل بحث در مصاحبه خود داشتند که اولین آن در مورد قانون گرایی دولت بودبه طوریکه وی مدعی شده است که قانون گراترین دولت تاریخ ایران دولتهای نهم و دهم بوده است.
وی با بیان اینکه موارد مکرر و متعددی از نقض قانون در دولتهای نهم و دهم وجود داشته است ، اظهار داشت: اگر مجری به نحوی اجرا کرد و مجلس یا قاضی طبق قانون اساسی قضاوت کرد که خلاف قانون صورت گرفته است ، دیگر ادعای مجری مسموع نیست و لذا اینکه ایشان خود را قانونمندترین دولت از زمان مادها بداند فایده ای ندارد.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در کشور ما حکومت مردم سالاری حاکم است و طبق قانون مجلس، قوه قضائیه و کمیسیون اصل نود قضاوت می کنند و رئیس مجلس بر قانونی بودن مصوبات دولت نظارت دارد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه احمدی نژاد به حدی بر این تصور غلط اصرار داشت که خودش را به عنوان مجری قانون اساسی در مقامی می دید که اعلام کرد مصوبات مجلس با قانون اساسی سازگار نیست، تاکید کرد: البته رئیس جمهور این خطا را چند سال پیش مرتکب شد که شورای نگهبان بیانیه رسمی داد و به احمدی نژاد اعلام کرد که حق اظهار نظر در مورد تطبیق قوانین با قانون اساسی را ندارد.
توکلی تاکید کرد: همچنین در اواخر سال ۸۸ رئیس جمهور نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری نوشت و ادعا کرد که حیطه اختیاراتش از چیزی که در قانون اساسی مرسوم است، باید بیشتر باشد و حتی چند مورد را نیز ذکر کرد و رهبر معظم انقلاب به دلیل اینکه تفسیر قانون بر اساس قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است به آیت الله جنتی حکمی دادند که عده ای از دولت و عده ای از مجلس جلسه ای را با یکدیگر برگزار کنند و بر روی مواردی که رئیس جمهور مدعی است بحث کنند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی ادامه داد: آیت الله جنتی از رئیس مجلس درخواستی مطرح کرد و لاریجانی نیز آقایان ابوترابی، باهنر، دهقان و بنده را مامور کردند و از طرف دولت نیز آقای میرتاج الدینی و خانم بداغی و آقای الهام و عزیزی مطرح شدند که البته آقای الهام در این جلسات شرکت نمی کرد و عزیزی به ندرت در جلسات شرکت می کرد و تنها خانم بداغی و میرتاج الدینی در این جلسات شرکت می کردند و ۱۸ جلسه در مدت ۶ ماه و در هر جلسه به مدت ۳ ساعت با حضور برخی از اساتید حقوق عمومی دانشگاه های تهران و سه تن از اعضای شورای نگهبان برگزار شد و تقریبا تمامی ادعاهای دولت رد شد.
وی تاکید کرد: شورای نگهبان در نهایت به صورت رسمی نظر خود را به رهبر معظم انقلاب اعلام کرد و احمدی نژاد نتوانست ادعاهای غلط خود را تعقیب کند.
نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه همچنین احمدی نژاد نامه ای خطاب به نمایندگان نوشت و دعاوی نادرستی مطرح کرد و نمایندگان نیز جواب وی را دادند و سپس رهبری وی را از تکرار کارهای مشابه منع نمودند تاکید کرد: در این شرایط اینکه رئیس جمهور اعلام کند قانونی ترین دولت تاریخ ایران بوده است و از خودش تعریف کند هنری نیست و باید مراجع قانونی و رسمی قانونگرا بودن دولت را تایید کنند.
توکلی تصریح کرد: معتقدم قانون شکن ترین دولت بعد از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده است و تکرار ادعاهای وی نفعی به حال کشور ندارد و وی باید به قانون عمل کند.
وی به دیگر شاخص های قانون گریزی دولت اشاره و افزود: آخرین مورد آن سرپرستی وزارت نفت بود که با فشار مجلس و بعد از مدتها تمرد، بالاخره شخصی را معرفی کرد و یا اتفاقی که در قضیه ادغام ها پیش آمد و کار به حکمیت رهبر انقلاب انجامید که بر اساس بند ۷ اصل ۱۱۰ قانون اساسی ایشان جلسه ای تشکیل دادند و احمدی نژاد را وادار کردند که به قانون تمکین کند ولی باز هم در آن تمکین اختلالاتی بوجود آوری که مورد اعتراض مجلس واقع شد.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به نشست خبری احمدی نژاد تصریح کرد: موضوع دیگری که در این نشست خبری مطرح شد این بود که احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که اگر اطرافیان تعقیب شوند شما چه اقدامی انجام می دهید ادعا کرد که برای چندمین بار میگوید اگر نزدیکان من و بستگان من تخلفی انجام دادند باید به صورت جدی به آن رسیدگی شود.
توکلی ادامه داد: باید در پاسخ بگویم این حرف واقعیت ندارد و هنگامی که رحیمی مورد تعقیب واقع شد، احمدی نژاد مقاومت زیادی انجام داد و حتی تهدید کرد در مقابل این اقدام ایستادگی می کند و در جلساتی که با وی برگزار شد اعلام کرد که این توطئه بر علیه دولت است .
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: سه قاضی با سابقه آقایان اژه ای، رئیسی و خلفی که قضات با سابقه و خوشنام کشورمان هستند پرونده رحیمی را مطالعه کردند و یک سال پیش به نزد احمدی نژاد رفتند و به وی گفتند ما سه قاضی به اتفاق آرا تایید می کنیم که توجه اتهام به آقای رحیمی قطعی است و باید تعقیب شود اما احمدی نژاد ۱۰۰ دقیقه برای این ۳ نفر سخنرانی کرد و از توطئه علیه دولت یاد کرد و به صورت قاطع از معاون اول خود حمایت کرد.
وی خاطرنشان کرد: در این زمینه باید به صورت شفاف مشخص شود که رئیس جمهور خلاف می گوید یا درست، در عین حال اگر احمدی نژاد راست می گوید من به صورت جدی استقبال می کنم و معتقدم فردی متهم مانند رحیمی نباید حتی یک ساعت معاون رئیس جمهور باشد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی بیان کرد: هم اکنون با اظهارات احمدی نژاد توپ در زمین ریاست قوه قضائیه است و باید سریعا قوه قضاییه رحیمی را تحت تعقیب قرار دهد و تمام ضوابط آیین دادرسی را در خصوص وی اجرا کند تا معلوم شود اگر ما اسم خود را حکومت حضرت علی (ع) می گذاریم حداقل ذره ای شبیه آن هستیم.
وی به بخش دیگری از نشست رئیس جمهور نیز اشاره کرد و اظهار داشت: در قسمتی دیگر از این نشست احمدی نژاد مطرح کرد که در قبال اتهامات به نزدیکان خود سکوت وحدت آفرین اتخاذ کرده ام اما در حال حاضر اطرافیان وی به انحراف یا فساد متهم هستند و سکوت دولت یا سخن گفتن دولت جزو حقوق دولت نیست بلکه از وظایف دولت است در جایی که هنگام سخن گفتن است، دولت وظیفه دارد این کار را انجام دهد و جایی که وظیفه سکوت دارد باید این کار را انجام دهد.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: معتقدم دولت وظیفه دارد در خصوص جریان انحرافی سخن بگوید و وظیفه ندارد سکوت کند و این سکوت وحدت آفرین نیست.
توکلی در خصوص اینکه چرا رئیس جمهور حق سکوت در برابر انحرافات را ندارد افزود: وقتی اطرافیان احمدی نژاد به انحراف فکری و استفاده از قدرت سیاسی و جلب رای افراد موثر اجتماع و یا نمایندگان متهم می شوند اگر در این هنگام سکوت انجام بگیرد نتیجه آن پایین آمدن مشروعیت دولت است و به تبع آن کارایی دولت تا حد زیادی پایین می آید و اگر این کارایی به حد پایینی برسد مصالح ملی و منافع مردم آسیب می بیند و لذا به دلیل اینکه آسیب به منافع ملی و مردم حق دولت نیست دولت حق ندارد سکوت کند و باید دفاع کند.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از احمدی نژاد می خواهم مرحمت کند سکوت خود را کنار بگذارد و از انحرافات امثال مشایی و اطرافیانش دفاع نکند تا معلوم شود چه کسانی مشغول رانت خواری و خرج بیت المال برای اغراض سیاسی هستند، احمدی نژاد باید در باره انحرافاتی که ارتباط با جن گیران فاسد یکی از آن هاست و از آن مهمتراتهامات فساد مالی است پاسخ دهد.
وی ادامه داد: اگر مردم اطرافیان احمدی نژاد را افراد منزهی بدانند وحدت در ارکان حکومت امکان پذیر خواهد بود اما اگر مردم اطرافیان رئیس جمهور را منحرف و فاسد بدانند، از طریق کاهش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی، منافع ملی دچار آسیب زیادی می شود بنابراین رئیس جمهور باید رسما از قوه قضائیه بخواهد پرونده آقایان رحیمی، مشایی، بقایی و ملک زاده که اتهامات مالی وغیر مالی بسیاری و سوء استفاده از قدرت متوجه آنها است رسیدگی شود.
توکلی در پایان اظهار داشت: ضروری است دستگاه قضایی بیش از این مماشات به خرج ندهد و آقای دکتر احمدی نژاد بیش از این در خصوص اطرافیان منحرف و متهم خود طفره نرود، سکوت وی وحدت آفرین نیست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر