-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

Latest New from Green Correspondents for 06/12/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

این راهپیمایی پیش رو برای حکومت ملاک است و مشخص می کند آیا نظام به فکر آشتی ملی هست یا خیر.بهتر است عملکرد شورا را ملاحظه نمایید اگر مناسب نظر افراد نبود میتوان فاصله گرفت.اگر جنبشی در خارج از کشور وجود دارد، باید آینه داخل کشور باشد. به بنده ماموریتی دادند که در خارج از کشور آینه داخل کشور باشم. قبول ولایت فقیه یک نظر شخصی است.منشاء حاکمیت مردم است. اگر هر قدرتی دارای قدرتی نامحدود باشد، قابل قبول نیست. در مورد قانون اساسی، مردم باید بتوانند دوباره در مورد قانون اساسی اظهار نظر بکنند و حتی آنرا کنار بگذارند . نباید در برابر نظر و رای مردم ایستاد.( تاکید بر تغییر قانون اساسی از طریق همه پرسی )
خبرنگاران سبز/سیاست:
پخش مستقیم میزگرد دکتر امیر ارجمند و مجتبی واحدی در دانشگاه جرج واشنگتن با عنوان نگاهی به تحولات پیش روی جنبش سبز با همت وب سایت بالاترین بطور مستقیم در حال پخش است.این نشست پرسش و پاسخ که در آستانه راهپیمایی سکوت جنبش سبز برگزار شده بود، با هوشیاری توسط شورای هماهنگی راه سبز امید، برنامه ریزی شد تا اخبار مرتبط با سردار مدحی که نظام عمدا برای منحرف کردن تمرکز فعالین جنبش سبز، به راه انداخته بود را تحت پوشش خود قرار داد.

بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است که به مرور به روز خواهد شد:

آقای کروبی و موسوی ادعای رهبری ندارند آنها گفته اند که پیرو و همراه مردم هستند.
بسیاری از افرادی که به سرکوب کمک کرده اند، قربانی شستشوی مغزی هستند.
ما بنا نداریم اقشار مردم را از هم جدا کنیم همانند حکومت.
با شرایط فعلی ورود به انتخابات مجلس کاملا غلط است که در آینده توضیح داده خواهد شد.

کشورهای جهان به دلیل دروغگویی های مداوم حکومت در مورد بازداشت رهبران جنبش سبز در شوک هستند چرا که حکومت میگوید اصلا آنها بازداشت نشده اند.

این جنبش ریشه در مطالبات تاریخی مردم ایران دارد.

امیرارجمند کلامش را از روز 25 بهمن 89 شروع کرد.
حکومت ادعا کرده بود جنبش سبز تمام شد اما 25 بهمن تمام معادلات آنها را برهم ریخت
هر راهی را انتخاب میکنیمباید مبتنی بر واقعیات داخل کشور باشد

بعد از انتخابات آزاد حق تعیین سرنوشت مردم بیرون میاید

حضور مردم در خیابان ها برگ برنده اساسی برای جنبش سبز است . میتوان بدون شعار و راهپیمایی سکوت برای بسیج شدن مردم اانجام شود

باید از اعتصاب استفاده کرد و یا حرکت اعتراضی ترکیبی یعنی هم اعتصاب و هم راهپیمایی.

راهکارهای جدید باید از پایین و از شبکه های اجتماعی مطرح شود.

تنها نباید صحبت کرد باید برای محقق شدن برنامه هایمان عملیاتی حرکت کنیم و باید از کلی گویی فراتر برویم

کار شورای راه سبز امید هماهنگی است فعالین سایت ها باید راهکارهای بحث شده را عملیاتی کنند .

ما راه حل دیگری به غیر از مبارزات بدون خشونت نداریم . باید در مقابل تحریک حکومت به فکر مبارزات مدنی بدون خشونت برویم .

شورای راه سبز امید نمیتواند نظر خود را نظر جمع بداند و نمیتوان دیگران را از خود دور کند . تکثر گرایی هدف اصلی جنبش است.

در ادامه سوالات کاربران سایت بالاترین در این گفتگو برای پاسخ خوانده شد:

بحث ولایت  فقیه :

واحدی: طبق تجربه سالهای گذشته در کشور، تئوری ولایت فقیه جواب نخواهد داد .

امیرارجمند : قبول ولایت فقیه یک نظر شخصی است.منشاء حاکمیت مردم است. اگر هر قدرتی دارای قدرتی نامحدود باشد، قابل قبول نیست. در مورد قانون اساسی، مردم باید بتوانند دوباره در مورد قانون اساسی اظهار نظر بکنند و حتی آنرا کنار بگذارند . نباید در برابر نظر و رای مردم ایستاد.( تاکید بر تغییر قانون اساسی از طریق همه پرسی )

مجموعه ای که نقشش هماهنگی است، نمیتواند از نظر جمع نظر بدهد. در منشور جنبش سبز آمده است که " مشروعیت حاکمیت از آن مردم است ".

بحث شعار دادن یا ندادن در مراسم فردا و روزهای آینده :

اگر مردم در خیابان احساس کردند که باید شعار دهند، مشکلی ندارد. باید خودشان تصمیم بگیرند . ضربه ای که حکومت از جنبش سبز خورده، مفتضحانه بوده است .

شورای هماهنگی راه سبز امید :

آقای کروبی مشخصا کسی را در شورای راه سبز امید معرفی نکردند.اما با بنده مشورت میشود.

شورای مشورتی جنبش سبز، چند روز پس از 25 خرداد، تشکیل شد که قرار بر این شده است نام اعضای آن معرفی نشود . بنده هم تنها سخنگوی این شورا هستم .قبول داریم که شورایی که افرادش معرفی نشده اند میتواند مورد تردید قرار بگیرد اما در نقطه مقابل شرایطی وجود دارد که نمیتوان در حال حاضر به آن پاسخ دادو نام اعضای آنرا رسانه ای کرد.

در ادامه تعدادی از حضار از خط مشق پیش گرفته شورای هماهنگی راه سبز امید، به دلیل معرفی نکردن نام اعضاء و مشخص نکردن برنامه این شورا اعتراض تندی کردند که با متانت و صبوری دکتر امیرارجمند و مجتبی واحدی همراه شد.

امیرارجمند در پاسخ به خانمی که گفته بود شما حق ندارید از جانب مردم صحبت کنید گفت :  مطالبه شما برحق است که در شرایط حاضر نمی توانیم پاسخ دهیم . بهتر است عملکرد شورا را ملاحظه نمایید اگر مناسب نظر افراد نبود میتوان فاصله گرفت.
اگر جنبشی در خارج از کشور وجود دارد، باید آینه داخل کشور باشد. به بنده ماموریتی دادند که در خارج از کشور آینه داخل  باشم. یکی از نقاط ضعف شورای هماهنگی راه سبز امید، فراهم نکردن سریع مکانیزمهای مشورتی است که باید بگوییم این نقیضه در سطح داخل و خارج در حال انجام است که از اقوام و قومیت ها نیز در آن وجود خواهد داشت.

مجتبی واحدی نیز با زیرکی جواب سوال کنندگان را بدین صورت پاسخ داد :  همه نظرات را بگذارید حد وسط آنرا بگیرید. کسی حق ندارد مقدسات اسلامی را برای حکومت داری به بازی بگیرد.با تلفیق دین با حکومت مخالف هستم و به باور حضار با سکولاریسم موافق هستم .

در ادامه همه حضار و مدعوین به احترام برادر شهید مجید مختاری یک دقیقه ایستاده سکوت کردند.

نیک آهنگ همچنین این سوال را پرسید که چرا شما با بی بی سی فارسی مصاحبه میکنید با صدای آمریکا امتناع میکنید ؟

یکی دیگر از حضار پرسید: برنامه این شورا برای هماهنگی با دیگر احزاب سیاسی ( اپوزیسیون ) چیست ؟

مجتبی واحدی پاسخ داد : ما نباید کاری کنیم کسی گروهی از بدنه جنبش جدا شود حتی افراد مذهبی و علمای قم نیز نباید از بدنه جنبش جدا شوند. در مورد آقای رفسنجانی نیز همینطور ایشان الگوی جنبش سبز نیستند. در مورد جنگیری و رمالی زیاد گفته شده است. اما دلایل پایداری نظام اسلامی چه بوده اینکه : اینها هزار و چند سال سرمایه مذهبی اسلام را خرج نظام کردند که پایدار بودنش هیچ جای تعجب ندارد. به باور اکثریت مردم ، جمهوری اسلامی ضد دین ترین حکومت در تاریخ است برای همین است که افرادی که تا دیروز از حکومت حمایت می کردند امروز پشت این حکومت را خالی کردند.

سپس امیرارحمند نیز به سوالات مطرح شده پاسخ دادند. وی دوباره بر گفته های قبلی خود تاکید کرد و گفت : باید آینه جنبش داخل کشور باشیم. اگر قبول داریم که تکثرگرایی در جنبش وجود دارد که به دلیل اینکه عده ای منش و روش گفتگو را رعایت نمیکنند راه برای گفتگو را دشوار می کنند. راهپیمایی 25 بهمن هرگز فعل حرام نبوده چرا که راهپیمایی حق مدنی در قانون اساسی است. در مورد سوال نیک آهنگ که پرسیده بود چرا با بی بی سی فارسی مصاحبه می کنید ولی با صدای آمریکا مصاحبه نمی کنید . ببیند : دلیل حرفه ای بودن رسانه است که شاید در دیگر رسانه مورد نظر شما، خط قرمزهای ما رعایت نشود. ما نه درصدد شیطانی کردن کسی هستیم و نه در فکر پاک کردن دست نهاد یا رسانه ای . برای ما کسی رئیس کس دیگری نیست. هر دو قدرت آمریکا و انگلیس بدهکار ملت ایران هستند و هردو تاریخ ما را تغییر داده اند.

در مورد تداوم راهپیمایی و برنامه های بعدی برای روزهای آینده سوال شد و اینگونه پاسخ داده شد :

واحدی:  پتانسیل اعتراضی  که در مصر و تونس وجود داشته در ایران به دلیل تجربه یک انقلاب که سی و دو سال پیش انجام شد، وجود ندارد همچنین تصمیم گیری و مسئولیت وجدانی و اخلاقی در مورد امنیت تظاهر کنندگان برایمان بسیار دشوار است. درمورد آقای خاتمی پرسیده شد که باید بگویم: آقای خاتمی، امروز با صحبت هایشان که فرمودند" اگر ما کوتاه بیاییم مردم کوتاه نخواهند آمد " در حد مطلوبی گفته های قبلی اشان را جبران کردند.

دکتر ارجمند نیز در مورد آشتی ملی اظهار داشت :

ما هیچگاه مخالف آشتی ملی نبوده ایم حتی ما میتوانیم آنهاییکه به ما نیز ظلم کردند را نیز ببخشیم و در کنار خود داشته باشیم. حکومت لازم نیست با ما مذاکره کند زمینه آشتی ملی را با آزادی زندانیان، آزادی مطبوعات و احزاب و اجازه تظاهرات دادن، باز کنید. حکومت باید زمینه اولیه را فراهم نماید . مواضع شورا هرگز تغییر نکرده. نمونه بعدی مراسم هاله سحابی که یک مراسم عادی بوده.

امیرارجمند اظهار داشت: این راهپیمایی پیش رو برای حکومت مکلاک است و مشخص می کند آیا نظام به فکر آشتی ملی هستند یا خیر.

هیمچنین در مورد شکاف پیش آمده در حکومت اظهار داشت: مسئله اختلاف اصلن ساختگی نیست و همیشه در بین افراد قدرت طلب وجود داشته که هر دو طرف در قدرت حامیان رهبری و دولت احمدی نژاد به دنبال ماندن در قدرت هستند که ما وارد بازی قدرت آنها نمیشویم. ما هر چی گفتیم که از منابع دولتی استفاده کردید، با جن گیری و رمالی دولت را می گردانید ، که امروز این حرف ها را خود آقایان میزنند. اینها برای منافع شخصی است . ما باید در نیروهای حکومت ریزش ایجاد کنیم.

مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفته های پایانی این مصاحبه در مورد قانون اساسی و انتقادات فراوان به آن اینگونه توضیح دادند : 

" قانون اساسی یک روز میثاق ملی مردم بوده چه درست چه نادرست که ما اکنون به عنوان چارچوب از آن استفاده میکنیم. قابل اساسی قابل اصلاح است که اگر قرار است اصلاح بشود باید با همکاری همه نیروهای دموکراتیک انجام شود. شما می توانید مواضع رادیکال را اتخاذ نمایید اما امکان سرکوب را برای آنها (  حکومت ) فراهم می کند. در جنبش تفکرات متفاوتی درمورد قانون اساسی وجود دارد. تنها قانون اساسی نیست که دموکراسی را می سازد بلکه روش اجرای قانون دموکراسی میسازد. قانون اساسی خوب برای ما دموکراسی نمیسازد همراهی، حضور و احساس مسئولیت مداوم مردم باعث داشتن دموکراسی می شود ".

در ادامه و پس از پایان مصاحبه دکتر امیرارجمند و مجتبی واحدی، قرار است برادر شهید مجید مختاری چند دقیقه ای به نمایندگی از جوانان جبنش سبز، به اظهار نظر بپردازد.

پایان نشست پرسش و پاسخ مشاور ارشد میرحسین موسوی و نماینده نزدیک به مهدی کروبی .

نسخه نهایی .

 
 

فريبرز رئيس دانا به اتهام عضويت در کانون نويسندگان ايران، تنظيم بيانيه‌های "جريان فتنه‌ی ٨٨"، بيانيه عليه نظام و تبليغ چهره‌های وابسته به گروهای چپ و مارکسيست همانند صمد بهرنگی و خسرو گلسرخی، شرکت در مراسم سالگرد محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، صدور بيانيه عليه سانسور، مصاحبه با رسانه‌های بی بی سی و صدای آمريکا، متهم کردن جمهوری اسلامی به آزار و تجاوز و شکنجه زندانيان و فرمايشی قلمداد کردن دادگاههای جمهوری اسلامی، به يک سال حبس محکوم شد.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
فريبرز رئيس دانا، اقتصاد دان و پژوهشگر اقتصادی و عضو کانون نويسندگان ايران که نيمه شب (۲۸ آذرماه) سال گذشته در منزلش بازداشت شده بود، به دليل انتقاد از طرح حذف یارانه های دولتی و تبعات آن در زندگی مردم، توسط شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب به رياست قاضی محمد مقيسه، به يک سال حبس محکوم شد.

فريبرز رئيس دانا به اتهام عضويت در کانون نويسندگان ايران، تنظيم بيانيه‌های "جريان فتنه‌ی ٨٨"، بيانيه عليه نظام و تبليغ چهره‌های وابسته به گروهای چپ و مارکسيست همانند صمد بهرنگی و خسرو گلسرخی، شرکت در مراسم سالگرد محمد مختاری و محمد جعفر پوينده، صدور بيانيه عليه سانسور، مصاحبه با رسانه‌های بی بی سی و صدای آمريکا، متهم کردن جمهوری اسلامی به آزار و تجاوز و شکنجه زندانيان و فرمايشی قلمداد کردن دادگاههای جمهوری اسلامی، به يک سال حبس محکوم شد.

فريبرز رئيس دانا طی مصاحبه اش با صدای آمريکا و بی بی سی فارسی با اعتراض به تحميل طرح حذف يارانه ای بر دوش قشر فقير و متوسط جامعه، اينگونه گفته بود: " عملکرد احمدی نژادعملکردش پ.پ.ليستی بوده است .دولت آقای احمدی نژاد از طريق شوک درمانی وارد نشده و از طريق توهم درمانی وارد شده است. به تدريج و قطعه قطعه يارانه ها را حذف کردند مقداری هم پول به حساب ها ريخته اند و از توهم پولی مردم محروم استفاده کردند."

آقای رئيس دانا در بخش ديگری از سخنانش سياست اعمال شده توسط دولت آقای احمدی نژاد را "آرزوی قلبی" هشت سال دولت آقای هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی عنوان کرده و گفته بود که" اين دولت ها همه عاشق اين کار بودند اما توان و نيروی نظامی را نداشتند. آقای رئيس دانا گفت که اين طرح پيامد مثبتی برای رفاه همگانی ندارد، مسئله هدفمند سازی نيست و تنها می خواهند يارانه را حذف کنند" .

گفتنی است اين حکم در تاريخ ۲۱/٣/۹۰ ابلاغ شده است و رئيس دانا به مدت ۲۰ روز فرصت دارد خود را معرفی کند و يا اعتراض خود را نسبت به حکم، اعلام نمايد.



 
 

 برای فعالين سايت ها تنها کمتر از يک نصف روز فرصت باقيست تا مراسم فردا را بطور کلام به کلام تبليغ کنند.
خبرنگاران سبز/جامعه:
در حاليکه کمتر از ۱۸ ساعت به سالروز کودتای انتخاباتی نظام در روز ۲۲ خرداد باقی مانده است، صدای الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور حاميان جنبش سبز، در بسياری از مناطق پايتخت شنيده شده است. به گزارش خبرنگاران سبز امشب صدای شعارهای اعتراضی مردم بر پشت بام های منازل در حالی به گوش رسيد که مناطق مرکزی و پايينی شهر تهران نيز همنوا با ديگران خود را آماده حضوری سبز در خيابان کردند.

امشب فرياد الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور، مناطقی از جمله شهرک های اکباتان و آپادانا و تهرانسر و همچنين مناطق گيشا و اميرآباد و آذربايجان و سلسبيل ، عباس آباد، فاطمی، يوسف آباد و ونک بالغ بر يک ساعت است که ممتد و متناوب به گوش می رسد.در خوابگاههای دانشگاه صنعتی شريف، تهران، علم و صنعت و اميرکبير نيز، غريو مرگ بر ديکتاتور و الله اکبر و "جنبش ما نمرده"، سر داده می شد.در مناطقی از شمال تهران از جمله قيطريه، بلوار کاوه، خيابان دولت نيز، از ساعت ده شب،اين دست شعارها شنيده شد.

صفحه فيس بوک موسوم به ٢۵ بهمن نيز، از فريادهای ممتد در شرق و مرکز تهران و همچنين مناطقی چون سعادت آباد، قيطريه، تجريش، بلوار فردوس، هفت تير، ستارخان، فرشته، زعفرانيه، اقدسيه،، يوسف آباد، ونک، ميرداماد، گيشا، حافظ و بهار حکايت می کند.

در شهرهای همدان و شيراز و مشهد نيز، شاهدان عينی از ندای شبانۀ الله اکبر و مرگ بر ديکتاتور خبر داده اند.

حضور مجدد جنبش سبز در خیابان در حالی فردا شکل خواهد گرفت که رهبران جنبش سبز صد و شانزده روز است که در حصر خانگی هستند و نظام نیز به دلیل محبوبیت و پایگاه اجتماعی آنان، به فکر تلطیف فضای کشور و برگرداندن آرامش به جامعه نیست. برای فعالين سايت ها تنها کمتر از يک نصف روز فرصت باقيست تا مراسم فردا را بطور کلام به کلام تبليغ کنند.

 
 

اردشیر امیرارجمند با حضور در برنامه نوبت شما به سوالات بینندگان این برنامه پاسخ داد. این خبر در حال پخش این برنامه تهیه شده و لحظه به لحظه به روز خواهد شد
خبرنگاران سبز/سیاست:
امیرارجمند مهمترین فعالیت طرفداران جنبش سبز در خارج از کشور را این دانست که «صدای جنبش در داخل کشور» باشند

به ما اجازه برگزاری یک دعای کمیل ساده و یک مراسم مذهبی در قالب هیات مذهبی را هم نمی‌دهند.

متاسفانه الان سنگر نمازجمعه مصادره شده است.

آقای محمد خاتمی بخشی از جنبش سبز هستند. باید به محتوی سخنان ایشان  پرداخته شود

آشتی ملی به معنی پاسخگویی حکومت به مردم است. آزادی مطبوعات،  آزادی زندانیان، آزادی احزاب موجب آرامش جامعه خواهد بود. راه آشتی ملی این نیست که دست ما بسته باشد و فتنه باشیم و شما عین بصیرت باشید

قانون اساسی فعلی تا زمانی که به طرق دموکراتیک تغییر نکند، مبنای حرکت خواهد بود

حکومت باید پاسخ دهد که آیا به حقوق مصرح مردم در قانون اساسی فعلی اعتقاد دارد؟ تا بعد ما در خصوص اصل ولایت فقیه نظر دهیم

 بحث قومیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی یک مسئله حقوق بشری است که باید مورد توجه قرار بگیرد

اختلاف بین دولت و رهبر اختلاف بر سر انحصار قدرت و منابع اقتصادی است و به روش حکومت داری ارتباط ندارد. روش حکومت داری هر دو جناح اقتدارگرایانه است

استراتژی ما آگاهی بخشی است. همه ادعاهای جنبش سبز درباره رمالی، فساد اقتصادی، .... دولت ثابت شده است

کارشکنی ها و سوء استفاده از منابع دولتی از مدت ها قبل از انتخابات آغاز شده بود.

هیچکس نتایج واقعی انتخابات را در دست ندارد. چون اساسا آرا شمرده نشد.

الان وقت پیش شرط گذاشتن در انتخابات پایان سال نیست. یک فرد یا گروه به تنهایی حق پیش شرط گذاشتن ندارد

انتخابات برای ما حائز اهمیت است. نفی مطلق انتخابات معنی ندارد. ما نباید در هر انتخاباتی شرکت کنیم

حکومت می خواهد یک انتخابات صوری برگذار کند

آزادی مطبوعات، آزادی احزاب، آزادی زندانیان سیاسی و حذف نظارت استصواب حداقل‌‌های خواسته ماست

لازم است در تظاهرات فردا حضور داشته باشیم.

پیروزی ما روزی است که مردم بر حق سرنوشت خویش حاکم شوند

پایان خبر/ش 

 
 

  -- می‌خواهيم بتوانيم به تاريخ و به فرزندانمان پاسخ بدهيم
نمی‌گذاريم ۲۲ خرداد به لکه‌ی ننگی همچون ۲۸ مرداد تبديل شود که يک عده چماق بدست سرنوشت کشور را برای هميشه تغيير دادند و ايران را از مصدق و مصدق‌ها محروم کردند. --
-- کاری از انديشه سبز -- 

 
 

اين نيرو انتظار راه پيمايی اعتراضی در روز بيست و دوم خرداد ماه را ندارد. هرچند برای برخورد با اغتشاش گران هميشه آماده است.
خبرنگاران سبز/سیاست:
فرمانده نيروی انتظامی، خبرهای منتشر شده در مورد آمادگی اين نيرو برای برخورد با مردم را رد کرد و گفت اگر قرار باشد گروهی در پياده روها راه پيمايی کنند دليلی برای ترس نيروی انتظامی و نظام وجود ندارد.
اسماعيل احمدی مقدم، رئيس پلس کشور در مصاحبه با صفحه فيس بوک شخصی خود در عين حال گفت که اين نيرو انتظار راه پيمايی اعتراضی در روز بيست و دوم خرداد ماه را ندارد. هرچند برای برخورد با اغتشاش گران هميشه آماده است.

سردار رادان جانشين فرمانده نيروی انتظامی هفته گذشته از آغاز طرح برخورد با بدحجابی در نيمه دوم خرداد ماه خبر داده بود. مبارزه با بدحجابی از دو سال گذشته، اسم مستعار آمادگی نيروی انتظامی در برخورد با جنبش سبز بود، اما از آنجا که در ادبيات رسمی نظام، تلاش می شود جنبش سبز خاموش و از بين رفته تلقی گردد، از عناوين ديگر برای برخورد با سبزها استفاده می شود.

گفتنی است صفحه طرفداران فرمانده نیروی انتظامی در فیس بوک تا امروز فقط 15 عضو دارد.

 
 

من هم مثل شما عزيزان معتقدم و اميدوارم که هر چه زودتر شاهد رفع حصر بزرگواران آقايان مهدی کروبی و ميرحسين موسوی و همسرانشان و نيز آزادی همه زندانيان باشيم که همين امر موجب لطافت فضا خواهد بود و گامی است بلند برای گذر از وضعيت امنيتی به فضای سالم سياسی که هم نظام و هم حکومت و هم مردم از آن بهره خواهند برد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
 سيد محمد خاتمی با جمعی از خانواده های شهدای خرمشهر و فعالان سياسی اين شهر ديدار و گفت و گو کرد. به گزارش کلمه، در ابتدای اين ديدار حاضران به بيان ديدگاههای خود پيرامون مسائل گوناگون پرداختند.

استقبال از مواضع و سخنان اخير رئيس جمهوری سابق ايران با تأکيد بر حفظ آرمانها و مطالبات به حق مردم، شرح مشکلات و عقب ماندگی های خرمشهر و نياز مردم مقاوم و شريف اين شهر به عنايت بيشتر برای حل مشکلات، بررسی آخرين وضعيت جامعه و مواضعی که در خصوص انتخابات بايد اتخاذ شود و نيز انتقاد از وضع موجود و شيوه های جاری، بخصوص درخواست آزادی زندانيان سياسی و نيز رفع حصر آقايان ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و همسران اين دو عزيز اهم مسائلی بود که مورد توجه و خواست حاضران در اين نشست قرار داشت.

سيد محمد خاتمی در اين ديدار از حضور اين افراد ابراز خوشحالی کرد و گفت: از اينکه جلسه ما متبرک است به نام و ياد خرمشهر عزيز که نماد مقاومت، مظلوميت و در عين حال سرافرازی ملت ايران است. بخصوص جايگاه والايی که در جريان جنگ تحميلی داشته است.

وی با زنده نگه داشتن ياد شهدا گفت: به روان پاک همه شهيدان قبل و بعد از انقلاب و شهيدان جنگ تحميلی و جريانات اخير در کشور درود می فرستيم و ياد و خاطره زنان و مردان مقاوم و فداکار خرمشهر و شهيدان والامقام آن بخصوص سرداران شهيد جهان آرا و موسوی و بسياری ديگر که نام بردنشان مجال و زمان فراوان می خواهد گرامی می داريم.

خاتمی آزادسازی خرمشهر را دروازه فتوحات و پيروزی های پياپی دانست و گفت: اين اقدامات باعث شد تا دشمن وادار به عقب نشينی شود و در نهايت ملت ما بدون اينکه يک وجب از خاک خود را از دست بدهد بر اين جنگ خانمان سوز نقطه پايان نهاد و دشمن تجاوزگر و پشتيبانان او را در رسيدن به هدفهای خطرناک خود ناکام کرد.

مشکلات آبادان و خرمشهر بعد از جنگ هم ادامه دارد

به گفته رئيس جمهور سابق کشورمان ، همه شهرها و آباديهايی که در خط مقدم جنگ بودند و حتی همه ايران در جنگ آسيب فراوان ديدند ولی خرمشهر و آبادان بيش از همه با مشکلات مواجه بودند و مشکلات آنان بعد از جنگ هم بيش از ديگران است.


جنگ بيش از صلح مورد توجه قرار می گيرد

به اعتقاد خاتمی ، در تمدن ها و فرهنگ های قديم، از صلح کمتر می شنويم و اين جنگ است که بيشتر مورد توجه و ستايش قرار می گيرد. سلحشوری، قدرت برخورد با ديگران و پهلوانی و قهرمانی که نوعاً در جنگ آشکار می شود از فضيلت های انسانی به حساب می آيد.

حبس ها و حصرها برداشته شود و فضای آزاد سياسی بوجود آيد

به اعتقاد رئيس جمهور سابق کشورمان، دوستداران انقلاب و ايران هيچگاه دعوت به خشونت نمی کنند، بلکه خواستار وضع امن و آرام هم برای حکومت و هم برای مردم اند و اين کار در صورتی ميسر می شود که فشار و تنگناها برای حبس ها و حصرها برداشته شود، فضای آزاد سياسی در پناه قانون بوجود آيد.

آزادی همه زندانيان سياسی جامعه را از وضع امنيتی گذر می دهد

وی بار ديگر درخواست خود را مبنی بر پايان حصر مهدی کروبی ، ميرحسين موسوی و همسرانشان را تکرار کرد و گفت : من هم مثل شما عزيزان معتقدم و اميدوارم که هر چه زودتر شاهد رفع حصر بزرگواران آقايان مهدی کروبی و ميرحسين موسوی و همسرانشان و نيز آزادی همه زندانيان باشيم که همين امر موجب لطافت فضا خواهد بود و گامی است بلند برای گذر از وضعيت امنيتی به فضای سالم سياسی که هم نظام و هم حکومت و هم مردم از آن بهره خواهند برد.

اگر بپنداريم همه عالم دشمن اند بدبينی و نفرت تشويق می شود

به اعتقاد خاتمی ، اگر کسانی بپندارند که همه عالم با ايشان دشمن اند و بايد با آنان جنگيد و از اين بالاتر در درون امت و ملت مرزبنديهای موهوم به وجود آيد و بدبينی و نفرت تشويق و تقويت شود چقدر از اسلام و عقل سليم دور افتاده اند؟!

وی افزود: در حالی که با نگاه عميق اسلامی و الهی و به اقتضای عقل سليم بشری همه آنان که در درون يک نظام با مسالمت می زيند و ستيزگری نمی کنند خودی هايی هستند که بايد حق و حرمتشان نگاه داشته شود و مشمول همه برکاتی باشند که در کشور وجود دارد يا بايد داشته باشد، بخصوص رعايت اين ديد از سوی حکومت که امکانات و قدرت در دست او است بيشتر بايد باشد.

حکومت مطلوب اسلام حکومت صلح گرا است

وی مثالی از دوران حضرت علی (ع) زد و گفت : مگر امام علی عليه السلام به حاکم منصوب خود سفارش نمی کند که دل و جان خود را سرشار و آکنده از مهربانی و دوستی با مردمان کن، چه هم کيشانت که برادران و خواهران دينی تو هستند و چه صاحبان عقايد و گرايش های ديگر که همسانان تو در آفرينش اند. حکومت مطلوب اسلام نيز حکومت صلح گرا است، چه با مردم خود چه با ديگران که برنامه و اقدام ستيزگرانه و جنگ افروزانه ندارند.

نه تنها شاهد دروغ و تهمتيم بلکه ناسزايی گويی در تربيون های مقدس هم ترويج می شود

به گفته خاتمی ، شعار مسلمانان در مواجهه با يکديگر "سلام" است، يعنی نثار صلح و آشتی و درود، نه ستيز و تجاوز و مقابله و بسيار متأسفيم که شاهد نه تنها دروغ و تهمت، بلکه ناسزاگويی در محافل و رسانه های رسمی و حتی تريبونهای مقدس هستيم و البته ادب و انصاف از همه طرف بايد باشد.

خاتمی بار ديگر به روايتی اشاره کرد و گفت : خداوند به پيامبر اکرم می فرمايد "نرمش و مهربانی تو با مردم رحمت و برکت خدا است که به تو روی آورده است اگر چنين نبود مردم از اطراف تو پراکنده می شدند" و به دنبال آن توصيه ای دارد که بايد روح حکومت هايی باشد که نسبتی با اسلام دارند. می فرمايد: اگر مردم تندی و بدی هم کردند تو عفو کن، مگر نه اينکه عفو در جايی است که زشتی و جرمی بوده باشد. به اين هم اکتفاء نمی کند و ادامه می دهد که علاوه بر عفو برايشان استغفار کن و با همين مردم مشورت کن و زمينه مشارکت آنها را در عرصه حيات اجتماعی فراهم آور و می دانيم که صلح علاوه بر اينکه پايه امنيت پايدار است خود نيز به نحوی متکی بر امنيت جامعه است. البته برای تحقق صلح بايد امنيت را درست معنی کنيم، يعنی امنيت فقط در امنيت حاکمان ديده نشود، بلکه حاکمان هم در سايه امنيت جامعه و يکايک افراد می توانند امنيت داشته باشند و اين در صورتی ميسر است که حکومت ها بتوانند دلها را فتح کنند و دلها با رضايت مردم و تأمين حق و حرمت آنان جلب می شود و فتح مبين فتح دلها است.

به اعتقاد خاتمی ، "جمهوری اسلامی" که از آن دفاع می کنيم همين را می خواست. جمهوری اسلامی يعنی مردم از هر نژاد و قبيله و گرايش در پيروزی انقلاب و استقرار نظام سهيم بوده اند و در راه بردن نظام نيز بايد مشارکت داشته باشند.اگر بخش هايی از جامعه در برابر هم قرار گرفتند و نيز اگر مردم يا بخش هايی از آنان در مقابل حکومت قرار گرفتند بايد دريابيم که عيبی در کار است و در صدد درمان برآييم.

وی افزود: صلح مورد نظر و مطلوب در درون يک کشور و نظام اينکه همه مردم به حقوقشان برسند و امکانات مملکت در اختيار همه قرار گيرد.صلحی که در آن حکومت برآمده از رأی مردم و مسؤول در برابر آنان باشد. مردم به حکومت ها بدهکار نيستند و اگر بنا است طلبکاری باشد طلب مردم از حکومت است و حکومت بايد براساس پيمانی که با مردم بسته است بدهيش را به مردم اداء کند. تنها بدهی مردم هم اين است که در چارچوب قانون حرکت کنند.

دعوت به صلح به معنای دست کشيدن از خواسته ها نيست . مگر می شود از حقوق مردم کوتاه آمد

وی در عين حال معتقد است دعوت به صلح و آشتی به معنی دست برداشتن از خواستهای ملت و آرمانهايی که سعادت ما در گرو آن است نيست. مگر می شود از حقوق مردم کوتاه آمد و اگر هم کسی کوتاه بيايد، خود مردم کوتاه نخواهند آمد.




 
 

دکتر اطاعت نيز عينا گفته و باور ميرحسين موسوی را مبنی بر رشد خودآگاهی در جامعه تکرار و تاکيد کرده است . جواد اطلاعت می گويد:آگاهی عمومی بستر ساز حرکت به سوی دموکراسی است تا زمانی که آگاهی عمومی افزايش نيابد دموکراسی محقق نمی شود.اگر آگاهی عمومی مردم ارتقا پيدا کند بسياری از مشکلات حل خواهد شد در غير اينصورت حرکت به سمت توسعه ميسر نمی شود.
خبرنگاران سبز/سیاست:
جواد اطاعت استاديار دانشگاه شهيد بهشتی است که در برنامه «ديروز، امروز و فردا» در مناظره با عليرضا زاکانی يک تنه در رسانه ملی که سرقفلی اش را به نام اقتدارگران زده اند از مظلوميت جنبش سبز دفاع و برای اولين بار با مطرح کردن جنايات نيروهای امنيتی و نظامی جمهور اسلامی بی پروا به خاکريز حاميان رهبری زد. ازفردای آن روز مردم در کوچه و خيابان از يکديگر درباره سوابق اين چهره اصلاح طلب پرسش می کردند؛ چه اينکه نوع ادبيات و پاسخ های وی در برابر نماينده وضع موجود، اثر خود را گذاشته بود. اگر چه نام و عملکرد اطاعت در مجلس ششم و سپس در فضای سياسی و دانشگاهی کشور برای اهالی سياست و رسانه آشنا بود اما کمتر به عنوان چهره ای رسانه ای شناخته می شد.

دکتر اطاعت که تقريبا کم در رسانه ها مصاحبه می کند، طی گفتگويی با خبر آنلاين، ضمن بررسی دلايل توسعه نيافتگی ايرانيان اظهار داشته است : مردم ايران همانند افرادی هستند که به سمت قله حرکت می کنند اما به سرعت خسته می شوند و از حرکت بازمی ايستند .اين توقف در عرصه سياسی و عدم پيگيری مطالبات بستر ساز عقب ماندگی شده است .

وی در گفته ای اشاره ای ناامیدی مردم و عدم حمایت مردم از دکتر مصدق را با وضعیت حال یکسان دانسته است که این بی تفاوتی مضر را اکنون نیز مشاهده می کنیم. دکتر اطلاعت می گوید : مردم ايران در ۳۰ تير ۱۳۳۱ دفاع جانانه ای از مصدق کردند و با بذل جان خود قوام را کنار گذاشتند اما همين مردم در کودتای ۲۸ مرداد در خانه خود نشستند و موجب شدند که مصدق بازداشت شود و دولت وی ساقط شود.

دکتر اطاعت نيز عينا گفته و باور ميرحسين موسوی را مبنی بر رشد خودآگاهی در جامعه تکرار و تاکيد کرده است . جواد اطاعت می گويد: آگاهی عمومی بستر ساز حرکت به سوی دموکراسی است تا زمانی که آگاهی عمومی افزايش نيابد دموکراسی محقق نمی شود. اگر آگاهی عمومی مردم ارتقا پيدا کند بسياری از مشکلات حل خواهد شد در غير اينصورت حرکت به سمت توسعه ميسر نمی شود.

وی اظهار داشت : در گذشته تصور می کردند که ميزان سواد مردم، برخورداری از ذخاير زيرزمينی ،استعمار در توسعه يافتگی نقش داشته باشند اما در نهايت مشخص شد که مردم وقتی به آگاهی عمومی دست پيدا کنند عملا توسعه پيدا کرده اند.

در نهایت ما نیز هم عقیده با دکتر اطاعت هستیم باید این عادت مرگ بار را با اتحاد و همبستگی ملی تغییر دهیم چرا که بی تفاوتی جامعه را به سمت و سوی دیکتاتوری سوق می دهد که شاهد آن هستیم.

 
 

 
خبرنگاران سبز/سیاست:
صفحه فيسبوک ۲۵ بهمن که از دل مردم و فعالين جنبش سبز برای هماهنگی و مشورت با اتکا بر خردجمعی به سفارش ميرحسين موسوی برای اطلاع رسانی فعاليت می کند، در نوشتار نکات بسيار مهمی را برای مراسم ۲۲ خرداد در تهران، به تمامی حاميان جنبش سبز پوش زد کرده است که توصيه ميشود قبل از ورود به مراسم فردا و حضور در خيابان در مسير برنامه ريزی شده، اين نکات را خوانده و به ديگران نيز اطلاع رسانی شود.

علاوه بر اهميت نمادين ميدان التحرير از دلايل ديگری آن را به مکانی مناسب برای تجمع تبديل می کرد وجود وزارت خانه ها، تلويزيون مصر، موزه ملی مصر و... در اطراف آن بود. از سويی ديگر بر خلاف ميدان آزادی در ايران اين ميدان يکی از پرترددترين (پياده و سواره) ميادين مرکزی قاهره است. همچنين وجود کوچه ها و خيابانهای بسيار در اطراف التحرير بر بار استراتژيک آن در برگزاری اعتراضات مردمی می افزود.

با اين تفاصيل می توان نتيجه گرفت که در تهران ميدانی که مشخصه های بالا را داشته باشد عملا وجود ندارد. در چنين شرايطی است که اهميت انتخاب درست مسير راهپيمايی بيش از پيش آشکار می شود. بررسی چينش نيروهای سرکوب در روز ۲۵ بهمن و روزهای پس از آن نشان می دهد مسير انقلاب-آزادی کاملا برای آنها شناخته شده و کنترل آن ساده تر است. اگر چه تغيير مسير انقلاب به آزادی که برای بسياری آشنا بود می تواند ريسک بزرگی باشد اما نکات مهمی است که اهميت معرفی مسير جديدی و درستی اين تصميم را در برهه کنونی آشکار می کند. لطفا به نکات زير توجه و آنها را هر چه سريعتر به دوستان و آشنايان خود ارسال نماييم.

۱-مسير خيابان ولی عصر برای نيروهای سرکوب ناشناخته مانده است. اين موضوع فرصت خوبی را برای ما فراهم می کند زيرا نيروهای سرکوب بدون تمرين نمی توانند کارائی تام داشته باشند.

۲- خيابان های فرعی بسياری از ولی عصر منشعب می شوند. اين خيابان ها در صورت بروز خطر می توانند به عنوان مسيرهای جايگزين مورد استفاده قرار گيرند. خيابان مطهری و عباس آباد از جمله اين مکان ها می باشند که علاوه بر ارتباط با خيابان شريعتی با فرعی های بسياری به همديگر وصل می شوند. در اطراف ميدان ونک نيز به سمت شرق خيابان گاندی و جردن قرارمی گيرند. اين دو مکان پرتردد با فرعی های بسيار و پارک هايی که در آنها قرار دارد بسيار مناسب اند. همچنين خيابانهايی مانند بهار شيراز از طريق خيابان ملاصدرا در غرب نيز می تواند جزو مسيرهای جايگزين مورد استفاده قرار گيرند. علاوه بر خيابان های ياد شده مسير ميدان ولی عصر تا ونک پر از خيابان ها و کوچه های فرعی در دو سو می باشد. (تصاوير ۱ تا ۳)

۳- از ساکنين اين مناطق (مسير اصلی و خيابان های منتهی) خواهشمنديم درب های منزل خود را برای دوستان سبز باز نگه دارند تا امکان دستگيری کمتر شود. در روزهای قبل نمونه های بسياری از اين کمک های بی شائبه را شاهد بوديم پس نگران نباشيم.

۴- عليرغم ترافيک سنگين چون بخش وسيعی از اين مسير در طرح ترافيک نيست، ورود به آن با اتوميبل راحت تر از مسير انقلاب-آزادی می باشد. می توانيم در يکی از مسيرهای منتهی به اين خيابان اتوميبل خود را پارک کرده به جمع دوستان بپيونديم يا با وسايل نقليه عمومی خودمان را تا جايی در نزديک مسير مورد نظر برسانيم. ما گزينه دوم را پيشنهاد می کنيم.

۵- شرکتهای داخلی و خارجی مهم بسياری در خيابان های منتهی به ولی عصر (مانند مطهری، بهشتی، جردن و...) قرار دارند و اين مسير را از اهميت استراتژيک بالايی برخوردار می کنند. هر گونه برخورد با ما، می تواند هزينه بسيار سنگينی برای دولت کودتا داشته باشد.

۶- علاوه بر شرکتها، ادارات، وزارت خانه ها و مراکز کليدی بسياری در اين مسير قرار دارند. از وزارت کشور در فاطمی تا فرمانداری تهران در بهشتی و صدا و سيما در شمال ميدان ونک مثالهايی از اين مکان های می باشند. به دليل وجود اين گره ها، نيروهای سرکوب نمی توانند به راحتی پخش شوند و پيوسته بايد تعدادی از نيروهای خود را در اطراف آنها متمرکز کنند.

۷- مساله ديگر وجود چندين پارک در اطراف خيابان ولی عصر و مسيرهای منتهی به آن می باشد. علاوه بر اينکه برخورد با معترضين در اين پارک ها به سادگی خيابان نيست (مخصوصا پارک ملت) پدر بزرگ ها و مادر بزرگهای سبز ما که حضور پر رنگی در تظاهرات اخير داشته اند می توانند در آنها استراحت کنند.

۸- ساختمان ها بلند و برج های زيادی که در اين مسير قرار دارند فيلمبرداری از راهپيمايی را سهل تر می کنند. ترس از فيلم برداری نيروهای کودتا را در سرکوب دودل خواهد کرد. از عزيزانی که به اين مکانها دسترسی دارند خواهشمنديم از حضور پرشکوه مردم تصويربرداری کرده آن را به سرعت در اينترنت قرار دهند.

۹- اين راهپيمائی در پياده روهای عريض خيابان وليعصر انجام می شود ولذا هيچگونه اخلالی در حرکت اتومبيل ها و حمل و نقل بوجود نمی آورد .مواظب جوب های آب های عريض خيابان ولی عصر باشيم.

علاوه بر نکات بالا به توصيه های زير نيز دقت کنيم:

قدم اول: همواره به ياد داشته باشيم که درصد کمی از نيروهای سرکوبگر توانايی برخورد دارند و قسمت بيشتری از آرايش نظامی آنها به جهت ايجاد ترس در ميان افراد است.

قدم دوم: مهم‌ترين و مهاجم‌ترين نيروی سرکوب لباس شخصی‌های جوان و ميان‌سال هستند. از ميان اين نيروها، تنها تعداد معدودی از اين نيروها انگيزه برای درگيری دارند و تنها وظيفه‌شان هدايت حرکت جمعيت به کوچه‌ها است که به اين ترتيب جمعيت را متفرق کنند. با اين حال، توانايی بازداشت معترضان را دارند.

قدم سوم: هدف استراتژيک تجمع در ميادين اصلی مسير حرکت هست. سعی کنيم بدون درگيری و در سريع ترين زمان ممکن خود را به ميادين اصلی در مسير خيابان ولی عصر برسانيد.

قدم چهارم: نيروهای سرکوب به شدت از سد معبر و جمع شدن جمعيت هراسانند و تلاش می‌کنند به هر قيمتی که شده ما را به مسير فرعی هدايت کنند. تنها چند دقيقه ايستادن کافی است.

قدم پنجم: تا جايی که می توانيم تنها و منفرد در راه‌پيمايی شرکت نکنيم در صورت حمله سرکوب‌گران با معترضان در صورتی که بيش از ۵ يا ۶ نفر به اين حرکت اعتراض کنند، مهاجمان عقب می‌نشينند.

قدم ششم: موتور، مهم‌ترين رسانه حمل و نقلی سرکوب‌گران است. با ايجاد ترافيک می‌توانيم هم آنان را در رسيدن به مقصدشان باز داريم و هم فرسوده و خسته‌شان کنيم.

قدم هفتم: در صورت بازداشت توجه داشته باشيم که ما تنها رهگذر بوديم. هيچ شاهدی مبنی بر اينکه شما قصد شرکت در تظاهرات داريد وجود ندارد. در صورت دستگيری هر نوع اتهامی را رد کنيد. وارد بحث سياسی با سرکوب‌گران نشويم. هدف آنان منفعل کردن و جدا کردن افراد فعال‌تر است. در صورتی که در زمان بازداشت صبور باشيم به ترساندنمان اکتفا و بعد از مدت کوتاهی ما را آزاد خواهند کرد.

قدم هشتم:   اين راهپيمائی روی سه خواسته مشخص يعنی آزادی زندانيان سياسی ، انتخابات آزاد و مقابله با بيکاری و گرانی که مورد تقاضای آحاد مردم است انگشت می گذارد. اين خواسته ها نه خلاف قانون اساسی است و نه خلاف اسلام . بنابراين حاکميت نمی تواند خدشه ای در مشروعيت و قانونيت مطالبات راهپيمايان وارد نمايد .

هر ايرانی سبز يک رسانه
با هر ابزاری که داريم تکثير کنيم
فيس بوک ۲۵ بهمن

 
 

ما دانشجويان، دانش آموزان و مردم مشهد در ٢٢ خرداد ۱٣٩۰، هم پيمان با رئيس جمهور در حصر و اسيران جنبش، به خيابان ها خواهيم آمد تا بار ديگر اعتراض قانونی، مدنی و مسالمت آميز و خواست تغيير را به اين ساختار ستم پيشه و ناکارآمد اعلام کنيم.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
 گروهی از دانشجويان و دانش آموزان شاغل به تحصيل در مشهد نيز، با صدور بيانيه ای در همين زمينه، ضمن اعلام حمايت از اين مراسم، حضور اعتراضی خود در اين روز را اعلام کردند.

به گزارش دانشجو نيوز، در قسمتی از اين بيانيه آماده است: ما دانشجويان، دانش آموزان و مردم مشهد در ٢٢ خرداد، هم پيمان با ميرحسين موسوی رئيس جمهور در حصر و اسيران جنبش، به خيابان ها خواهيم آمد تا بار ديگر اعتراض قانونی، مدنی و مسالمت آميز و خواست تغيير را به اين ساختار ستم پيشه و ناکارآمد اعلام کنيم.

متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:

در آستانه دومين سالگرد کودتای انتخاباتی و تولد جنبش سبز، بزرگ ترين جنبش دموکراسی خواه و خشونت گريز حال حاضر، ما دانشجويان، دانش آموزان و مردم مشهد همگام با ديگر شهرهای سبز ايران عزيزمان به خيابان ها خواهيم آمد و دور جديد حضور خيابانی جنبش سبز را آغاز خواهيم کرد.

اينک کف بی کفايت استبداد دينی رو شده و گريزی جز نبرد با انديشه و ساختار استبداد در ايران نمانده است. تنها کارنامه ده روز گذشته حاکميت، از شهادت هاله سحابی و ضرب و شتم اسير سرافراز جنبش در برابر ديدگان مادر گرفته تا تجاوز در محيط دانشگاهی که هماره زير ضرب و ذره بين نهادهای امنيتی است و سپس تکذيب رذيلانه اين فاجعه، مجوزی است برای سربرتافتن و خيزش ما ايرانيان.

ما دانشجويان، دانش آموزان و مردم مشهد در ٢٢ خرداد ۱٣٩۰، هم پيمان با رئيس جمهور در حصر و اسيران جنبش، به خيابان ها خواهيم آمد تا بار ديگر اعتراض قانونی، مدنی و مسالمت آميز و خواست تغيير را به اين ساختار ستم پيشه و ناکارآمد اعلام کنيم.

وعده ما: چهارراه آزاد شهر، ساعت شش عصر

جمعی از دانشجويان ساکن پرديس دانشگاه فردوسی
جمعی از دانشجويان سبز دانشگاه فردوسی
جمعی از دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد
جمعی از دانشجويان دانشگاه خيام
جمعی از دانش آموزان دبيرستان های فرزانگان، شهيد هاشمی نژاد، بعثت، دخترانه امام رضا، آزادگان، مولوی، تکتم، انديشه علامه طباطبايی و سميه

 
 

تجمع راس ساعت ۶ بعد از ظهر از مسير پياده روهای خيابان مطهری حد فاصل چهار راه ميکائيل تا ميدان صيقلان و در راستای مسير حرکت خوردروها ، از چهارراه به صيقلان از سمت راست خيابان و از صيقلان به چهارراه از سمت چپ خيابان ، آغاز و راس ساعت ۸ شب به پايان خواهد رسيد.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
 جنبش سبز گيلان در بيانيه ای از مردم دعوت کرده است که در راهپيمايی سکوت شرکت کنند و افزوده است: "از تمامی آنها که معترض به وضع موجودند دعوت می کنيم تا همراه با مردم سراسر ايران و برای تحقق سه خواست اوليه ، " آ‍زادی رهبران جنبش و زندانيان سياسی " ، اقدام فوری برای رفع معضل بيکاری و گرانی " و "برگزاری انتخابات آزاد " مطابق با بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد درتجمع سکوت ٢٢ خردادماه شرکت کنند."


به گزارش سايت " جنبش سبز گيلان " متن این فراخوان بدین شرح است:

"دو سال قبل و در چنين روزهايی مردم ايران شاهد شور و شعف وصف ناشدنی برای تعيين سرنوشت خويش و اصلاح و تغيير در آنچه گريز از قانون می پنداشتند بودند . شوری که با شعور آميخته شد و حماسه ای به ياد ماندنی خلق کرد . اما دريغ که اين حماسه از سوی عده ای بدخواه به يغما رفت و در پی آن اعتراض حماسه سازان نيز پاسخی جز " خشونت و سرکوب " نيافت .

اکنون و در آستانه ٢٢ خرداد ماه ، روز تجلی اراده ملی برای برچيدن قانون گريزی و دروغ و فريبکاری ، بيش از ۱۱۰ روز از حبس خانگی رهبران نمادين جنبش سبز مردم ايران ، " ميرحسين موسوی " و " شيخ مهدی کروبی " می گذرد . بازداشت های خودسرانه همچنان ادامه دارد و صدور احکام ناعادلانه قضايی به روالی عادی تبديل شده است . از تشييع پيکرهای مردمی جلوگيری ميشود و حتی از کشتن دختر در مراسم خاکسپاری پدر نيز ابايی نيست .

شايد نيازی به بيان اين مطلب نباشد که تمامی هزينه های داده شده، برای پاسداشت عدالت و برابری و برای يادآوری اين مهم بوده است که :
رسيدگی و حل و فصل مشکلات و موانع اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تنها در بستر حکومتی مردمی و دموکراتيک محقق خواهد شد و وعده های دروغين و پوشالی برای فريب مردم کارساز نيست .

حل معضل بيکاری با جا به جايی تعريف مشاغل ممکن نيست همانطور که مشکل گرانی و تورم با سخن راندن از واقعی شدن قيمت ها و وعده های کاهش آن حل نخواهد شد .همانطور که مشکلات فرهنگی و آموزشی با انحصاری کردن رسانه ها و توقيف روزنامه ها و نشريات و اخراج اساتيد و دانشجويان از دانشگاه ها برطرف نمی شود ، همانطور که جرم ها و هنجارشکنی های موجود با صدور احکام دوران جاهليت از ميان نخواهد رفت درست به همان گونه که دينداری با تعريفات و تفسيرات دلبخواهی و جعلی و سوء استفاده از آن به بدنه جامعه تزريق نخواهد شد و …
اينها تنها بخشی از معضلات و مشکلات متعدد مردم کشوری با تمدن چند هزارساله است که يکی از ثروتمندترين کشورهای جهان از لحاظ منابع طبيعی و ثروت های خدادادی است و براستی سهم مردم ايران از اين سرمايه ها چيست ؟ چگونه است که کشوری در ثروت غوطه ور باشد و همزمان بيش از نيمی از جمعيت آن زير خط فقر زندگی کنند ؟ آيا جز با مال اندوزی ها و تماميت خواهی های عده ای بدخواه ؟

هموطنان عزيز

زندگی در آسايش و بدور از تنش های روزانه حق طبيعی و قانونی همه ماست و حق همواره ستاندنی بوده و هست و اين حقوق ميسر نخواهد شد جز با اعتراض به نابسامانی های موجود که در اين بين تجمعات خيابانی و راهپيمايی ها يکی از جلوه های بارز اعتراض محسوب ميشود و تاثير فراوانی در روند بهبود شرايط خواهد داشت.

لذا از تمامی آنها که معترض به وضع موجودند دعوت می کنيم تا همراه با مردم سراسر ايران و برای تحقق سه خواست اوليه ، " آ‍زادی رهبران جنبش و زندانيان سياسی " ، اقدام فوری برای رفع معضل بيکاری و گرانی " و "برگزاری انتخابات آزاد " مطابق با بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد درتجمع سکوت ٢٢ خردادماه شرکت کنند . با سکوت در تجمع ٢٢ خرداد ماه شاهد انفعال روحی و جسمی نيروهای سرکوبگر در برابر مردم خواهيم بود که اين امر مقدمه ای برای تجمعات بعدی که قطعا در سکوت نيستند محسوب می شود ، بنابراين مصرانه تاکيد ميکنيم که در مقابل اعمال تحريک برانگيزانه نيروهای سرکوبگر ، آرامش خويش را حفظ کنيد تا تک ابزار سرکوبگران ، " خشونت " ، برای به آشوب کشاندن اعتراضات حدا و به نهايت خنثی گردد . تجمع راس ساعت ۶ بعد از ظهر از مسير پياده روهای خيابان مطهری حد فاصل چهار راه ميکائيل تا ميدان صيقلان و در راستای مسير حرکت خوردروها ، از چهارراه به صيقلان از سمت راست خيابان و از صيقلان به چهارراه از سمت چپ خيابان ، آغاز و راس ساعت ۸ شب به پايان خواهد رسيد.

لازم به ذکر است تجمعات خرداد ماه تا تحقق اهداف اوليه ادامه دار خواهد بود ، شما عزيزان می توانيد برای اطلاع از نوع ، ساعت و مکان تجمعات بعدی به سايت " جنبش سبز گيلان " مراجعه فرماييد."
 

 
 

واى بر من كه چقدر ساده بودم و خوش باور. امروز كه از بالاى منبر ها به پشت ميز رياست و حكمرانى آمده ايد، امروز كه جنس عبا و عمامه تان نيز از بهترين پارچه ها و مركبتان از ماشين هاى آخرين مدل اروپايى است، امروز كه خود را و مردم را فراموش كرده ايد و بنده قدرت شده ايد چهره واقعى تان را ديگر من خوش باور ساده لوح نيزبخوبى ميبينم.
خبرنگاران سبز/ جامعه:
سه روز پیش خبری مبنی بر ضرب و شتم یک روحانی جوان که بنابر گفته‏ها قصد برخورد با مزاحمان به یک خانم را داشته است در رسانه‏ها منتشر شد. بدنبال این خبر, آیات صافی گلپایگانی, نوری همدانی و مکارم شیرازی که معمولا با مواضع ج.ا. هماهنگی دارند و بخصوص آقاین نوری همدانی و مکارم شیرازی از مدافعان سرسخت نظام هستند با انتشار بیانیه‏های تندی با ابراز تاسف از مجروح شدن یک هم‏لباسی جوان, خواستار برخورد شدید با عوامل ضرب و شتم او شدند و حتی آقای مکارم شیرازی آن‏ها را مفسد فی‏الارض خواند. این واکنش تند علما در صورتی منتشر شد که آن‏ها در برابر شکنجه‏ها و کشتارهای فراوان نظام ج.ا. در دو سال گذشته هیچ واکنشی نشان نداده‏اند. حسین زمان, خواننده شناخته شده ایرانی, در نامه‏ای سرگشاده که در تحول سبز منتشر شده است ناباوری خود از این برخوردها بیان کرده است. متن کامل این نامه را در زیر بخوانید.

------------------------------------------
روى صحبتم با جمع كثيرى از شماست كه خود را از علماى دين ميدانيد و به تعبير خودتان لباس پيامبر به تن داريد .ديگر باورتان ندارم. شك دارم . به صحت حرف هايتان و به كردارتان شك دارم . امروز مى فهمم كه چه دكانى باز كرده بوديد و در تمامى اين سالها چگونه با صداقت و سادگى من و امثال من بازى كرده ايد . از خود شرم دارم كه سالها در دوران نوجوانى و جوانى از روى احساس و بدون دقت نظر شما را بعنوان راهبران و دلسوزان اين نظام و مردم ميشناختم.

هر روز كه گذشت بيشتر شناختمتان . هر روز كه گذشت بيشتر از شما فاصله گرفتم . يك عمر پاى منبرتان نشستم و برايم از جوانمردى و ايمان و صداقت و راستگويى گفتيد. يك عمر پاى حرف هايتان نشستم و شجاعت و مردانگى حسين ابن على (ع) را برايم مثال زديد. و من چه ساده بودم كه باورتان ميكردم. و چه مظلوم بود حسين كه ابزار كسب و كارتان شده بود. اگر نبودند امثال معلم شهيد دكتر شريعتى چه بسا به تعبير آن شهيد بزرگوار زينب را در همان گودال قتلگاه و فاطمه را مابين در و ديوار رها كرده بودم و به فراموشى سپرده بودم.

واى بر من كه چقدر ساده بودم و خوش باور.
امروز كه از بالاى منبر ها به پشت ميز رياست و حكمرانى آمده ايد، امروز كه جنس عبا و عمامه تان نيز از بهترين پارچه ها و مركبتان از ماشين هاى آخرين مدل اروپايى است، امروز كه خود را و مردم را فراموش كرده ايد و بنده قدرت شده ايد چهره واقعى تان را ديگر من خوش باور ساده لوح نيزبخوبى ميبينم.

از ساده زيستى و مردم دوستى على گفتيد و خود را از تبار او معرفى كرديد و من از اين رو مريدتان شدم . اما امروز كه ميبينم از اصحاب زر و زيوريد و پاى بر شانه هاى مردم مظلوم اين ديار نهاده ايد و بر اريكه قدرت تكيه زده ايد بر خود ميخندم و بر مظلوميت على اشك مى ريزم كه چگونه نام و آبرويش را وسيله رسيدن به اهداف جاه طلبانه خود كرده ايد . با نام على و حسين نان به كف آورديد، با روزى چندين نوبت به مسلخ كشاندن حسين و ياران حسين و بعضا خوار و خفيف كردن عظمت شهداى كربلا من را كه عشق حسين در دل داشتم به گريه انداختيد و فريبم داديد و خود امروز خداى حسين را بنده نيستيد . حتى هنوز به ياد دارم كودكى بودم در مجلس عزاى اهل بيت با همه صداقتم اشك مى ريختم اما نميفهميدم كه چرا حتى يك قطره اشك از چشمان تو جيره خوار عزاى حسين جارى نميشود.

اين همه ظلم وستم بر مردم وارد شده است. اين همه انسان بى گناه به حبس رفته اند و خانواده هايشان در حسرت يك ملاقات ميسوزند و مى سازند. شكنجه و قتل در زندان حد اقل در ماجراى كهريزك براى شما نيز به اثبات رسيده. جنازه مسلمان را حرمت نگاه نميدارند و به دخترى مؤمنه در زير تابوت پدر پرخاش ميكنند و ستم روا ميدارند تا به مرگش ختم ميشود. اين همه دروغ و تهمت از مسئولين نظام را ميشنويد و شاهد هستيد چگونه با آبروى اسلام بازى ميكنند.

اين همه را ميبينيد و ميشنويد و دم نميزنيد ولى آنگاه كه يك نفر از هم لباسى هايتان را مورد ضرب و جرح قرار ميدهند كه البته اين كار بسيار نكوهيده و ناپسند و غير انسانى است ، فريادتان از مساجد و حوزه هاى علميه بلند ميشود كه اسلام در خطر است ؟ چرا خون برخى از نظر شما رنگين تر از ديگران است ؟ ندا مظلوم نبود ؟ سهراب مظلوم نبود؟ چگونه ميخواهيد باور كنم عدالتتان را ؟ من شما را عادل نميدانم . شما تنها ژست آدم هاى با تقوا و با ايمان و عدالت پيشه را ميگيريد . من به اسلام شما كافرم ، به خداى شما ايمان ندارم من رو به قبله شما نماز نميخوانم و گرد كعبه شما طواف نميكنم . من تسليم خداى محمدم ، همان محمدى كه پيامبر صلح و دوستى و مهربانى و بخشندگى بود ، همان پيامبرى كه به عدالت حكم ميراند و خود را خدمتگزار امت و نه ولى نعمت ايشان ميدانست.

در شب آمال و آرزوها با دلى شكسته و با قلبى محزون از خداوند بزرگ بابت همه خطاهايى كه كرده ام طلب عفو و بخشش كردم از خطاهايى كه بزرگترين آنها سالها همراهى با شما دغل بازان دين فروش بوده است.

 
 

در آستانه ٢٢ خرداد و دعوت فعالان جنبش سبز برای حضور همگانی در راهپیمایی سکوت، سازمان مجاهدین انقلاب نیز طی بیانیه ای، از همگان دعوت کرد تا «با شرکت در راه پیمایی ۲۲ خرداد، امید استبداد را به یأس تبدیل کنند.»
خبرنگاران سبز/ جامعه:
 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی (شاخه خارج کشور)، همزمان با فرارسيدن خردادماه و در آستانه سالگرد انتخابات رياست جمهوری و آغاز جنبش سبز بيانيه ای صادر نمود و در آن ضمن گراميداشت اعتراضات مدنی و پايداری مردم و دعوت به راهپيمايیِ بيست و دوم خرداد، به ادامه مسير جنبش سبز بدون خشونت و همراه با پايداری بيشتر تاکيد کرد.


متن اين بيانيه به نقل از وبگاه امروز به شرح زير است:
------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
«والذين قالو ربنا الله ثم استقاموا»
ملت شريف و آگاه ايران!
خردادی ديگر فرا رسيده و مجددا حماسه های بيشمار شما را در اين ماه پر حادثه را در اذهان زنده کرده است. حماسه هايی چون قيام ضد استبدادی پانزدهم خرداد سال ۴٢ آزادی خرمشهر در سوم خرداد ۶۱، وانتخابات شکوهمند دوم خرداد ٧۶ تنها گوشه ای از مبارزات درخشان شما ملت بزرگوار در جهت نيل به استقلال و آزادی ميهن بوده است که هيچگاه فراموش نخواهد شد. و اما آخرين برگ زرين دفتر افتخارات شما در اين ماه، به حضور حماسی در انتخابات ٢٢خرداد ٨٨ باز می گردد که طی آن بار ديگر بر خواست تاريخی خود برای استبداد زدايی از عرصه حکومت پا فشرديد و صدای رسای خود را به گوش حاکمان رسانديد.

خروش شکوهمند شما در خرداد ٨٨ از آن جهت حائز اهميت می نمايد که تلاش هايی را که طی دو دهه گذشته در راه قبضه قدرت در انحصار گروهی معدود صورت گرفت، نقش بر آب کرد و سيمای حقيقی استبداد را برای همگان تمام عيار آشکار نمود.

جريانی با استفاده از تمامی امکانات کشور و با در دست داشتن کنترل تمام نهادهای انتصابی نهايت تلاش خود را کرد تا اصلاحات را به بن بست بکشاند. اين جريان قدرت طلب، ميخ نخست بر تابوت جمهوريت نظام را در انتخابات مجلس هفتم کوباند و عملا مجلسی را که می بايد «عصاره فضائل ملت» باشد به مجلسی گوش به فرمان و بله قربان گوی خود بدل کرد. حاکميت مستبد، برای جلوگيری از هرگونه تکرار حرکت اصلاحی قصد آن داشت که قوه مجريه را نيز به طور کامل در اختيار بگيرد و در نتيجه گام بعدی برای انتصاب فردی بی ريشه و گوش به فرمان در راس دولت را در سال ٨۴ برداشت و دولت نهم را با حمايت ها و دخالت های آشکار و نهان نهادهای امنيتی و اطلاعاتی بر سر کار آورد.

از ابتدای آغاز به کار دولت نهم، اجرای سياستهای انحصارطلبانه ی مورد نظر استبداد طلبان حاکم که در طول دوران سازندگی و اصلاحات مجال اجرايی شدن پيدا نمی کرد در دستور کار قرار گرفت. سياستهای تهاجمی و نابخردانه در عرصه بين المللی، تصميمات غيرواقع بينانه و بی منطق در زمينه مسائل هسته ای، بستن فضای داخلی و سرکوب سيستماتيک احزاب، مطبوعات، نهادهای مدنی و دانشگاهها، رفتارهای به شدت عوام فريبانه در عرصه اقتصادی که منجر به تورم لجام گسيخته و گرانی، بيکاری و کاهش توليد و قرار گرفتن نظام بانکی کشور تا مرز ورشکستگی و اتلاف صدهاميليارد دلار درآمدهای نفتی تنها گوشه ای از اثرات مخرب سياستهای اعمالی حاکمانی است که سرمست از انحصار و يکدست شدن حاکميت سياست و اقتصاد و فرهنگ اين کشور را عرصه تاخت و تاز خود قرار دادند.

دورانديشی و تحليل های حازمانه و همچنين هشدارهای تمامی عقلا، کارشناسان و دلسوزان انقلاب و کشور نسبت به ادامه روند فعلی و مسير آينده کشور در سالهای اخير به روشنی «پرتگاه سقوط و فروپاشی» را تبيين می نمود و بنا بر همين احساس خطر و حس مسووليت نسبت به آينده کشور و ملت اصلاح طلبان به روند وارد انتخابات شدند و مردم هم با توجه به تجربه چهار سال قبل و با مشاهده فجايع و ادامه اين وضعيت به دعوت اصلاح طلبان پاسخ مثبت دادند و برای نجات کشور و اصلاح امور و استيفای حقوق و آزادی های مشروع خود به صحنه آمدند. لذا اميد آن بود که با حضور گسترده مردم، حکومت مجالی برای تقلب تاثيرگذار در انتخابات نيابد؛ کما اينکه در دوم خرداد ۷۶ قصد داشت با کودتايی انتخاباتی نتيجه را به سود نامزد و جريان مورد حمايت خود تحريف کند، ولی رای ۲۰ ميليونی مردم به خاتمی جرات و ميدان چنين جسارتی را از حاکمان گرفت.

اما متاسفانه و با کمال تاثر، همگان شاهد بودند حکومتی که چهار سال طعم قدرت مطلقه را چشيده بود، به هيچ روی حاضر نشد به رای مردم گردن نهد و به جای عقب نشينی از مطالبات زياده خواهانه خود، يک گام بلند ديگر در جهت بسط استبداد برداشت و نقشه ی پيشين کودتای انتخاباتی را در بيست و دوم خرداد ٨٨ سازماندهی و پياده نمود.

در روزهای منتهی به انتخابات تمامی شواهد و قرائن حکايت از آن داشت که حکومت اهدافی ورای انتخاب مجدد احمدی نژاد در سر می پروراند. حمله به ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی در روز انتخابات، دستگيری صدها فعال سياسی-مدنی که سابقه فعاليتهای انقلابی و مذهبی ايشان از سن احمدی نژاد بيشتر می نمود ساعاتی پس از پايان رأی گيری، اشغال روزنامه ها، اختلال در پايگاه ها و مجاری اطلاع رسانی به مردم و ممانعت از انتشار اخبار تقلبات و تخلفات انتخاباتی عملاً از کودتايی عريان عليه جمهوريت و مظاهر آن نظير انتخابات آزاد حکايت می کرد. کودتايی که در مسير حرکت به سمت نقض حقوق اساسی و آزادی های شهروندی ملت و ايجاد حکومتی استبدادی نقطه عطفی سرنوشت ساز به شمار می آمد. اما اشتباهات محاسباتی حکومت در دست کم گرفتن عزم راسخ و اراده عظيم شما ملت بزرگ در دستيابی به اهدافشان بود.

ملت شهيدپرور و آزاده ايران!
حضور حماسی شمادر ٢۵ خرداد ٨٨ و ايستادگی های پياپی پس از آن خواب آسوده را از حاکمان استبدادطلب و اذنابشان برگرفته است و خيال خام آنان در باز سازی مناسبات سلطانی در کشور و باز گشت به دوران سلطنت مطلقه را نقش بر آب کرده است. حضور بيش از ۳ ميليون شهروند ايرانی در تهران در اعتراض به دزديده شدن آرايشان توسط حکومت و ايستادگی های پس از آن اندک مشروعيت حاکمان را در پيش چشم حاميان داخلی و خارجی زدوده و ماهيت قانون گريز و ديکتاتور مآبانه آنها را بر همگان آشکار ساخته است.

در اين مسير سرکوب وحشيانه ی مسالمت آميز ترين مدنی ترين اعتراضات تاريخ کشورمان توسط بخشی از نيروهای سپاه و بسيج لکه ننگ ديگری بود که بر پيشانی حکومت نشست و بنيان سست آن را حتی در بين هواخواهانش متزلزل تر از هميشه نمود.

ملت هوشيار و صبور ايران!
جنبش سبز، زاييده ی حرکت مدنی و آگاهانه و به دور از خشونت شما مردم متمدن و با فرهنگ در راه دستيابی به آزادی و عدالت، حرکتی عميق و ريشه دار است که با سرکوب و خفقان و سانسور از بين رفتنی نيست. حکومتی که پس از بيست و دوم بهمن ٨٨ همچون کبک سر خود را در برف فرو برده بود و به خيال خود قدرت خود را واکسينه می پنداشت ناگاه با خيزش مجدد و عظيم شما در بيست و پنجم بهمن ٨٩ مواجه شد و سراسيمه به جای پيدا کردن ريشه مشکلات و بازگشت به عقلانيت، بار ديگر با تکيه بر اشتباهات گذشته اين بار در يک اقدام ناشيانه ی ديگر دست به دستگيری رهبران جنبش سبز زد.

ملت آگاه و مقاوم ايران!
نيک بدانيد که تمامی سرکوب ها و تنگناهايی که حکومت در عرصه های سياسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آورده تنها از ضعف مفرط در مواجهه با مخالفان بر می آيد.

آگاه باشيد که طی دو سال گذشته به علت برخوردهای سبعانه ی حاکميت با جوانان اين مرز و بوم و فجايعی چون کهريزک و کشتار سی خرداد و عاشورای ٨٨، بخش قابل ملاحظه ای از حاکميت دچار انفعال و اصطکاک شده است. صحبتهای غير مستقيمی که از افرادی چون فرمانده سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات مبنی بر ريزش در درون اين ارگان ها وجود دارد را بايد بسيار جدی تلقی کرد.تحليل اين شرايط و چشم انداز آينده نيازمند سخنی ديگر است و ما در روزهای آينده در اين باره با شما سخن خواهيم گفت.

ملت شريف ايران!
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، به عنوان تشکلی که هزينه های بسياری را در راه جنبش آزاديخواهانه و سبز شما مردم پرداخته است و بسياری از اعضای ارشد آن نيز به اسارت حاکميت در آمده اند، بار ديگر شما را به صبر، استقامت و ادامه طريق در مسير متعالی و آزاديخواهانه ای که گام نهاده ايد فرا خوانده و از شما می خواهد با شرکت در راه پيمايی اعلام شده از سوی شورای هماهنگی سبز اميد در روز ٢٢خرداد اميد حاکمان استبداد طلب به امکان ادامه وضعيت موجود را به یأس تبديل کنيد. همچنين بر اين عقيده ايم که پافشاری بر خواسته های حداقلی جنبش سبز که در منشور سبز توسط آقای موسوی بيان شده است، تنها راه برون رفت از اين بن بست کنونی کشور می باشد ( و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا). ما هم چنين دلسوزانه و از سر خير خواهی به حکومت هشدار می دهيم که شهامت اعتراف به اشتباه را از خود نشان دهد و از لجاجت بيشتر در برابر خواست و اراده ملت دست بردارد.

در پايان از تمامی عقلای اصولگرا و دلسوزان واقعی نظام انتظار می رود به جای مدح و ثنای قدرت و پيشی گرفتن از يکديگر درتقرب به آن، پيش از آنکه بيشتر دير شود، دلسوزانه حاکمان را متقاعد به بازگشت از راه پر مخاطره و باطلی که در آن گام گذاشته اند کنند و اجازه ندهند ميراث انقلاب شکوهمند ۵٧ و ثمره خون شهيدان هزينه ی قدرت طلبی اقليتی کوچک شود که جز حفظ قدرت خويش هيچ شاخصی را برای اداره کشور مد نظر قرار نمی دهند.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی
شاخه خارج از کشور
بيست و يکم خرداد

 
 

راهپیمایی یا تجمعات اعتراضی یا گفت‌وگویی اعتراضی یا یک مقاله اعتراضی، همه برای اعلام مخالفت با یک حرکت خلاف یا درخواست اصلاح یک مسیر منحرف شده است. قطعا اگر آقایان کروبی و موسوی امروز به رسانه‌ها دسترسی داشتند، بیش از گذشته بر برگزاری یک تجمع اعتراضی تاکید داشتند.
خبرنگاران سبز/سیاست:
مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دويچه وله به محتوای "فراخوان راه‌پيمايی سکوت ۲۲ خرداد" پرداخته است. در روزهای گذشته اردشير اميرارجمند، مشاور ارشد ميرحسين موسوی، درباره چرايی اعلام راه‌پيمايی ۲۲ خرداد در "سکوت مطلق" به دويچه وله گفته بود: «راهپيمايی‌های بعد از ۲۲ خرداد، راهپيمايی سکوت نخواهد بود»

"شورای هماهنگی راه ‌سبز اميد" سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، با انتشار "فراخوان راهپيمايی سکوت ۲۲ خرداد" از شهروندان خواسته بود، ظهر ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ در پياده‌روهای خيابان وليعصر، حد فاصل ميدان وليعصر تا ميدان ونک در سکوت مطلق راهپيمايی کنند.

دويچه وله: آقايان کروبی و موسوی، بعد از انتشار فراخوان برگزاری راهپيمايی ۲۵ بهمن زندانی شدند. فکر می‌کنيد اگر آقای کروبی امروز در حصر نبود، در آستانه‌ی ۲۲ خرداد، همچون ۲۵ بهمن، فراخوان راهپيمايی مسالمت‌آميز منتشر می‌کرد؟


مجتبی واحدی: راهپيمايی يا تجمعات اعتراضی يا گفت‌وگويی اعتراضی يا يک مقاله اعتراضی، همه برای اعلام مخالفت با يک حرکت خلاف يا درخواست اصلاح يک مسير منحرف شده است. قطعا اگر آقايان کروبی و موسوی امروز به رسانه‌ها دسترسی داشتند، بيش از گذشته بر برگزاری يک تجمع اعتراضی تاکيد داشتند.

چون نسبت به زمانی که آقايان کروبی و موسوی وارد زندان شدند، نه تنها مفاسد کم نشده بلکه آن قدر گسترده شده که بخش عمده‌ای از حاکميت هم ناچار شده به آن اعتراف کند. حتی مواردی که از دو، سه سال پيش توسط منتقدان گفته می‌شد، امروز خيلی صريح توسط اعضای حکومت گفته می‌شود.

به همين جهت يقين دارم که اگر آقای کروبی و موسوی امروز حضور داشتند، به همان دليلی که در آستانه‌ی ۲۵ بهمن درخواست راهپيمايی دادند، در آستانه ۲۲ خرداد نيز درخواست راه‌پيمايی می‌دادند. البته موضوع آن  راهپيمايی حمايت از مردم مصر و تونس بود، اما همين قدر که جدا از راهپيمايی حکومتی قرار شد راهپيمايی ۲۵ بهمن برگزار شود، نشان می‌داد که آن‌ها خط حاکم بر روابط بين‌المللی و مسائل داخلی را قبول ندارند.

نهادهای امنيتی جمهوری اسلامی ايران ادعا می‌کنند که بين مشاوران آقای موسوی و آقای کروبی اختلافاتی وجود دارد. تا به حال رسانه‌های دولتی ايران همچون روزنامه‌ی کيهان و... روی اين موضوع مانور داده‌اند. اين‌که مثلا مشاور آقای کروبی تا به‌حال درباره‌ی فراخوان سکوت ۲۲ خرداد اظهارنظر نکرده را نشانه‌ای از اين اختلاف  دانسته‌اند. درباره اين ادعا چه فکر می‌کنيد؟

در کشوری که فقط کم مانده در ملاءعام رهبر آن با رئيس جمهور دست‌ساز خود، دست به يقه شود، خيلی هنر نيست که اين آقايان بگويند من و آقای اميرارجمند باهم صد درصد هماهنگ هستيم يا نيستيم. من و آقای اميرارجمند، دو هويت مستقل داريم و ضمن اين که به هم علاقمنديم، ولی هيچ کدام دست‌ساز ديگری نيستيم. احمدی‌نژاد که هيچ هويتی نداشته و تحفه‌ای است که آقای خامنه‌ای به کشور تحميل کرده است. آن‌ها اول بروند مسائل خودشان را حل کنند و خيلی نگران ما نباشند. ما آن قدر شعور داريم که مثل دوستان‌مان و مثل طرفداران آقايان موسوی و کروبی، اگر هم مسئله‌ای داريم، با همديگر کنار بياييم.

اما درباره اختلاف بايد بگويم اختلافی وجود ندارد. اگرچه درباره‌ی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" قبلا گفته‌ام که آقای کروبی در اين شورا نماينده‌ای ندارند، ولی بارها اعلام کردم که مواضع‌ اين شورا به مواضع آقای کروبی در بسياری از موارد نزديک است. "شورای هماهنگی راه سبز اميد" درباره کارهايی که می‌کنند با ما مشورت می‌کنند.

مگر خود آقای اميرارجمند شخصا دعوت به راهپيمايی کرده است؟ شورا دعوت کرده است. "شورای هماهنگی راه سبز اميد" يکی از فراگيرترين تشکل‌هايی است که الآن وجود دارد. مواضع شورا نيز به لحاظ اصولی به مواضع‌آقای کروبی بسيار نزديک است. خواهش من از مردم اين است که از فرصت ۲۲خرداد استفاده کنند. اين فرصت بسيار خوبی‌ست. همين قدر که حاکميت بين ما القای اختلاف می‌کند، نشان می‌دهد که از همين دعوت به راهپيمايی و تجمع وحشت کرده‌اند. اتفاقا ما بايد از اين وحشت حاکميت استفاده ‌کنيم.

آقای واحدی به عنوان مشاور ارشد آقای کروبی، نظرتان را درباره‌ی "فراخوان راهپيمايی سکوت ۲۲ خرداد" بگوييد.

اين راهپيمايی با مشورت دوستان ما طراحی شده و مناسبت آن بسيار مهم است، حتما بايد برگزار شود. اما هر تشکلی، حتی تشکل‌هايی که ارتباط فکری ما با آن‌ها چندان قوی نيست، اگر درخواست راهپيمايی، تجمع يا يک مراسم اعتراضی بدهند، براساس اصول قانون اساسی از آن‌ها حمايت می‌کنم و دولت را موظف می‌دانم امنيت کسانی که می‌خواهند راهپيمايی کنند را تامين کند.

درباره فراخوان راه‌پيمايی ۲۲ خرداد که با مشورت ما انجام شده و از آن دفاع می‌کنيم. فقط يک اختلاف نظر کوچک با دوستان شورا دارم و آن اين که تاکيد بر سکوت را خيلی ضروری نمی‌بينم. به‌هرحال مردمی که می‌آيند، اگر با شرايطی مواجه شوند يا اگر نکته‌ای به ذهن‌شان بيايد، دليلی ندارد سکوت کنند.

تاکيد دوستان بر سکوت به اين خاطر بوده که يک موقع اراذل و اوباش حکومتی نيايند و حرکاتی نکنند و بهانه دست نيروهای حکومت ندهند. ولی من می‌گويم ما هر کار بکنيم، آن‌ها کار خودشان را خواهند کرد. آن‌ها سوءاستفاده، حقه‌بازی و فريب‌کاری ‌خود را خواهند کرد.

آدم‌هايی که به آن‌ها پول پرداخت می‌کنند تا يک روز بروند قرآن آتش بزنند و يک روز عکس آيت‌اله خمينی را آتش بزنند، ممکن است به راه‌پيمايی بيايند و چهارتا شعار انحرافی هم بدهند. اين‌که اعلام شده راهپيمايی سکوت باشد، دوستان ما می‌توانند بگويند، ما اين را گفتيم تا اگر کسی شعار داد، بگوييم جزو ما نيست اما به نظر من ضرورتی ندارد.

بهتر است به عهده‌ی خود مردم بگذاريم. در طول راه‌پيمايی اگر شرايطی برای‌شان پيش آمد، اتفاقاتی افتاد يا نکته‌ای به نظرشان آمد، بگويند. ممکن است مردم در لحظه‌ای با شرايطی مواجه شوند که احساس کنند دادن شعار هم ضروری است.

آيا می‌توان صحبت‌های امروز آيت‌اله جنتی (۲۰ خرداد ۱۳۹۰)، در خطبه‌های نماز جمعه را به  نوعی هشدار درباره‌ی فراخوان راهپيمايی ۲۲خرداد دانست؟

مثل اين که ايشان فرصت ندارد اخبار داخل کشور را مطالعه کند. کسی که ده‌ها سمت دارد، اختيار مجلس کشور به دست اوست و هرجور دلش می‌خواهد هم نمايندگان مجلس را رد صلاحيت می‌کند، خبر ندارد که اين‌روزها بحث تقلب در انتخابات را چه کسانی مطرح می‌کنند. من و دوستانم ديگر به برگزاری انتخابات در اين حکومت اعتقادی نداريم. معتقديم که اين حکومت هيچ مانعی در برابر خود برای تقلب گسترده در انتخابات نمی‌بيند. اما تقلب دو نوع است. يکی دست بردن در آرا که در چند سال اخير حکومت در ان متخصص شده است. دوم فريب دادن عده‌ای از مردم.

اخيرا اصولگرايان اعلام کردند که محمود احمدی‌نژاد در ايام انتخابات برای جمع‌آوری آرا ۷۲۰ ميليارد تومان پول غيرقانونی توزيع کرده است. مگر تقلب شاخ و دم دارد. مشکل آقای جنتی اين است که يا فرصت ندارد خبرها را بخواند يا به دليل کهولت، دچار فراموشی ا‌ست. او نمی‌داند بحث تقلب در انتخابات قرار نيست مطرح شود، بلکه مطرح شده است. منتهی توسط همفکران خود ايشان مطرح شده است.

 
 

فردوسی نماد ايران‌دوستی و فارسی‌دوستی است، کسی که سی‌سال رنج برد و داستان‌های کهن ايرانيان را بهانه کرد تا زبان فارسی را (پس از يورش خان‌مان برانداز عرب‌ها به ذهن و زبان ايرانيان) زنده نگاه دارد. در دوران زدودن نشانه‌های آب و خاک ايران طبيعی است که فردوسی را نيز آماج بی‌مهری کنند: در اين سی و چند سال، دستگاه تبليغی رژيم چندان به اسطوره‌های دينی پرداخته و پول مردم را صرف پروژه‌های گرانی چون يوسف و سليمان و مختار و … کرده که جايی برای فردوسی و شاه‌نامه‌ی او نمانده و اين گنجينه‌ی سترگ از بن‌مايه‌های داستانی زيبا و دل‌نشين ايرانی خواسته و دانسته ناديده گرفته شده است. پس شگفت‌آور نيست که اين اندازه خودنمايی فردوسی بر ديوارهای شهر مشهد هم خاری باشد در چشم دين‌فروشان بی‌ميهن.
خبرنگاران سبز/ از وبلاگ‌ها:
خبری کوتاه اما سخت تلخ و دردناک: کارکنان آستان قدس رضوی بزرگ‌ترين نقاشی ديواری کشور در ميدان فردوسی مشهد را شبانه پاک کردند. پنج‌هزار متر مربع نقاشی و شعر شاه‌نامه‌ی فردوسی و يک‌سال رنج و پشت‌کار شبانه‌روزی هنرمندان نقاش و چهل و پنج ميليون تومان پول مردم مشهد با همکاری و آگاهی خود شهرداری مشهد، شبانه دود شد و به هوا رفت. اين زيان‌ها شايد در برابر زيان‌های کلانی که بودن و ماندن اين حکومت به جان و دارايی ايرانيان می‌زند ناچيز باشد اما در دل اين خبر نکته‌های مهمی نيز هست که دست‌مايه‌ی چنين نوشته‌ای شود.

اخبار تاييد نشده‌ای هست درباره‌ی نقش اصلی آيت‌اله علم‌الهدا،‌ امام‌جمعه‌ی مشهد، در اين کار و اين که او خواسته به جای شعرها و نقاشی‌های شاه‌نامه، حديث‌ها و روايت‌های دينی را بنگارند. با پيشينه‌ای که از آقای علم‌الهدا در سخت‌گيری‌های دينی سراغ داريم (از جمله ممنوعيت برگزاری کنسرت‌های موسيقی در شهر مشهد)، سرزدن چنين کاری از او بعيد نيست. اما گذشته از اين که چه کسی چنين دستوری داده در متن خبر نوعی رويارويی ديرينه به چشم می‌آيد که نيازمند شکاف بيش‌تر است: رويارويی دين و ميهن.

از آغاز انقلاب پنجاه و هفت تاکنون، همه‌ی کوشش زمام‌داران سياسی اين کشور صرف کم‌رنگ‌کردن و از ميان‌بردن نشانه‌های ميهنی ما بوده است. در يک سو، پيکاری لجوجانه با سنت‌های ديرپا و بی‌زيان ايرانی هم‌چون چارشنبه‌سوری و سيزده‌به‌در و بی‌توجهی به ميراث فرهنگی نياکان ما و تخريب آثار و عمارت‌های تاريخی، و در سوی ديگر، برساختن مفهوم «امت اسلام» (انترناسيوناليسم دينی) و فراتر بردن مفهوم ملت از مرزهای جغرافيايی. (شايد توجه و دل‌سوزی جمهوری‌اسلامی برای مسلمانان غزه و لبنان و فلسطين را بتوان در نگاه نخست يک ادا و اطوار انسان‌دوستانه به شمار آورد اما اين انسان‌دوستی ظاهری هنگامی بی‌معنا و پوچ به چشم می‌رسد که می‌بينيم اين پشتيبانی تنها در دايره‌ی تنگ مبانی دينی و محدود به هم‌کيشان است و در خود ايران بسياری از انسان‌ها به جرم داشتن عقيده و دين متفاوت زندانی و تحقير می‌شوند. تازه اين پشتيبانی دين‌بنياد هم وابستگی مستقيمی دارد به منافع سياسی جمهوری‌اسلامی و مثلن مسلمانان چچن از اين پشتيبانی محروم می‌شوند.)

از ميان مسوولان جمهوری‌اسلامی آن‌ها که زيرک‌تر بودند کوشيدند هم دين و هم ميهن را در کنار هم داشته باشند و در کنار کوباندن شبانه‌‌روز بر طبل دين گاه‌گاهی هم به ميهن و نشانه‌های ميهنی روی خوش نشان دهند. آنان دريافتند که دين اسلام به‌تنهايی نمی‌تواند معرف همه‌ی ايران و ايرانيان باشد و ايرانيان به نشانه‌های هويت‌بخش ميهنی و ايرانی نيز نياز دارند. آنان پيوند ميان ايرانيان و نمادها و نشانه‌های ميهنی‌شان را پيوندی ريشه‌دار و ديرپا ديدند و دانستند که دامن‌زدن به تقابل دين و ميهن به زيان دين پايان خواهد يافت. [مثلن در دوران هشت‌ساله‌ی خاتمی اين نگاه به نشانه‌های ميهنی پررنگ شد اما مشايی (به قصد بهره‌برداری سياسی و جست‌وجوی بنيانی ديگر برای مشروعيت دار و دسته‌ی سياسی خود) آگاهانه پای کورش و منشور کورش و مکتب ايرانی را به ميان کشيد.] در دوران احمدی‌نژاد که عصر حاکميت خرافه‌های دينی و غيردينی بوده، ‌روحانيان که «ميهن» را (به عنوان يک منبع مشروعيت نادينی) تهديدی برای خود می‌ديدند گستاخانه پا به ميدان گذاشتند تا با همه‌ی توان نشانه‌های ميهنی را ريشه‌کن کنند. اين گروه در زدودن هر آن چه رنگ و بوی اين آب و خاک را داشته باشد چنان افسارگسيخته و بی‌پروا عمل می‌کنند که پرسشی همه را فرا می‌گيرد که مگر اينان خود ايرانی نيستند؟ البته با نگاه به همان پيوند ناگسستنی ايرانيان با ميهن‌شان می‌توان گفت که پررنگ‌کردن تقابل دين و ميهن به دست روحانيان در دراز مدت تيشه به ريشه‌ی خود دين و دين‌فروشان خواهد زد.

فردوسی نماد ايران‌دوستی و فارسی‌دوستی است، کسی که سی‌سال رنج برد و داستان‌های کهن ايرانيان را بهانه کرد تا زبان فارسی را (پس از يورش خان‌مان برانداز عرب‌ها به ذهن و زبان ايرانيان) زنده نگاه دارد. در دوران زدودن نشانه‌های آب و خاک ايران طبيعی است که فردوسی را نيز آماج بی‌مهری کنند: در اين سی و چند سال، دستگاه تبليغی رژيم چندان به اسطوره‌های دينی پرداخته و پول مردم را صرف پروژه‌های گرانی چون يوسف و سليمان و مختار و … کرده که جايی برای فردوسی و شاه‌نامه‌ی او نمانده و اين گنجينه‌ی سترگ از بن‌مايه‌های داستانی زيبا و دل‌نشين ايرانی خواسته و دانسته ناديده گرفته شده است. پس شگفت‌آور نيست که اين اندازه خودنمايی فردوسی بر ديوارهای شهر مشهد هم خاری باشد در چشم دين‌فروشان بی‌ميهن.

اما پاک‌کردن «شبانه‌ی» اين نقاشی‌ها هم معنای مهمی در خود دارد. چرا شبانه؟ مگر خود شهرداری مشهد در جريان نبوده است؟ مگر تمام مراجع و چهره‌های دينی مشهد از چنين کاری حمايت نمی‌کردند؟ پس دليل پاک‌کردن شبانه‌ی اين شعرها و نقاشی‌های شاه‌نامه‌ای چيست؟ کارکنان آستان قدس رضوی و دستوردهندگان ميانی هم هر چه باشند ايرانی هستند و حتا در وجدان دين‌زده‌ی خود نيز شرمنده‌اند که با دست خود رنگ فراموشی بر گذشته‌ی اين سرزمين می‌کشند. پناه‌بردن به تاريکی شب برای پوشاندن و پنهان‌کردن همين شرمندگی تاريخی است.
سه راه جمهوری

 
 

جالب آن‌که در شصتمين روز بازداشتم در انفرادی در بند دو الف اوين، وقتی مرا به اتاقی بردند که آقای مرتضوی در آن بود، از او پرسيدم: چرا حکم تخليه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را در قيطريه صادر کرديد و موجب تشکيل اولين اجتماع اعتراضی مردم در آن ميدان شديد؟ سکوت کرد و کوشيد موضوع بحث را تغيير دهد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
مصطفی تاجزاده در سومين نامه سرگشاده خود به حسين شريعتمداری که در زندان اوین آنرا نگاشته است به بررسی ابعاد مختلف کودتای انتخاباتی سال ۸۸ پرداخته است. وی ضمن طرح سوالاتی در خصوص عملکرد رسوای حاکميت در اين انتخابات ضمن اعتراض به برخوردهای صورت گرفته و مقايسه اين رويداد با کودتای ۲۸ مرداد می گويد: " آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام داديد، واقعاً با رفتار رژيم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژيم کودتا روزنامه‌های مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدريج توقيف نکرد؟ آيا شما غير از اين عمل کرديد؟ آيا دست به انحلال احزاب منتقد نزديد؟ آيا معترضان را سرکوب نکرديد و تعداد زيادی را به زندان نينداختيد؟ آيا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشيديد؟ آيا لباس شخصی‌ها را به جان مردم بی‌دفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نينداختيد؟ و سرانجام آيا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکرده‌ايد؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟"

در بخش ديگری از اين نامه تاج زاده ضمن اعتراض به عملکرد رهبری در مواجهه با اعتراضات رخ داده به خطبه های نماز جمعه رهبری اشاره می کند و می نويسد: "با کمال تأسف بايد اعلام کنم برداشت عموم ايرانيان مخالف يا موافق نتيجه انتخابات، از خطبه‌های مذکور حمايت قاطع سخنران از آقای احمدی‌نژاد بود و اين که نتيجه انتخابات قطعی و غير قابل تغيير است. ادامه تظاهرات نيز تحمل نمی‌شود و مسئوليت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. "

ه گزارش تحول سبز، متن کامل اين نامه به شرح ذيل است:

به نام خدا

جناب آقای حسين شريعتمداری

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان

با سلام

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری پيشنهاد ديگر من برای گفت‌وگوی مکتوب ماست. بر اين باورم که برای روشن شدن ابعاد مسأله، ‌گريز و گزيری از طرح پرسش‌های مشخصی درباره روند انتخابات و حوادث پس از آن نيست پاسخ‌های جنابعالی می‌تواند رافع اعتراضات منتقدانی چون من باشد يا کفه ترازو را به سود معترضان سنگين‌تر کند.

اگر شما و همفکرانتان از ورود به بحث خودداری کنيد و همچنان به هتاکی به اشخاص و احزابی بپردازيد که نسبت به متمرکز، ‌مطلقه و خودکامه شدن قدرت انتقاد دارند و تداوم سياست‌های کنونی را به سود استقلال کشور، يکپارچگی سرزمينی، امنيت و منافع ملی نمی‌بينند، رفتار شما به آن معنا تلقی خواهد شد که جنابعالی از بحث با منتقدان انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ طفره می‌رويد. چرا که برای اين سؤال‌ها جواب نداريد و بر همگان آشکار خواهد شد که انتخابات قانونی،‌ سالم و منصفانه برگزار نشده است. اينجانب نيز متقابلاً آماده‌ام به پرسش‌های کيهانيان در اين مورد پاسخ‌های صريح و شفاف بدهم.

بسيار مشتاقم بدانم چرا به محض اعلام آمادگی آقای خاتمی برای کانديداتوری انتخابات، جنابعالی با انتشار مقاله‌ای در کيهان (۲۶/۱۱/۱۳۸۷) از احتمال ترور ايشان، شبيه آنچه درباره خانم بی‌نظير بوتو به وقوع پيوسته بود، سخن گفتيد؟ آن تهديد البته به نظر صاحب‌نظران، اعتراف ناخودآگاه کيهانيان به موقعيت ممتاز آقای خاتمی در افکار عمومی ايرانيان، مانند جايگاه برتر خانم بوتو در ميان رأی دهندگان پاکستانی ارزيابی شد. از سوی ديگر اين پرسش را ايجاد کرد که قرار است در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری چه اتفاقی رخ دهد که جنابعالی به قيمت مقايسه و حتی تشابه حاکميت در جمهوری اسلامی ايران با حاکميت نظاميان کودتاگر در کشور همسايه شرقی و ترسيم چهره‌ای بی‌ثبات و متزلزل از وضعيت امنيتی کشورمان، احتمال ترور محبوبترين و معروفترين نامزد رقيب آقای احمدی‌نژاد را مطرح کرديد؟ جالب اينکه حتی پس از انصراف ايشان از کانديداتوری، همچنان به ترور شخصيتی ايشان ادامه داديد، اگر چه مانند سابق ناکام مانديد.

چهار ماه بعد و در حالی که دو هفته به برگزاری انتخابات مانده بود، جنابعالی در سخنرانی تبليغاتی خود به سود آقای احمدی‌نژاد در مسجد سيد اصفهان (۷ خرداد ماه ۸۸) اعلام کرديد امسال عاشورا تکرار می‌شود ولی اين بار نه امام حسين (ع) که يزيد و شمر اين صحنه کشته خواهند شد. در اين نامه به ميزان نادرستی درک شما از واقعه جاودان کربلا نمی‌پردازم. همچنين نمی‌پرسم که آيا سرکوب خونين و ناجوانمردانه عزاداران حسينی در عاشورای ۱۳۸۸تحقق وعده پيش از انتخابات جنابعالی محسوب می‌شود يا نه. از تهديد آن مداح دولتی نيز می‌گذرم که گفت: " اگر احمدی‌نژاد پيروز نشود، ايران عاشورا می‌شود." فقط به اين سؤال جواب دهيد که چرا فضای کشور را تا اين حد دو قطبی، جنگی و نظامی کرديد؟ راستی چه کسی قرار بود آقای خاتمی را ترور کند؟ از "شاه سلطان حسين" خبری داريد؟

جناب آقای شريعتمداری!

اکنون همراه شما مهم‌ترين اعتراض‌های دو نامزد اصلاح‌طلب و حاميانش را قبل از برگزاری انتخابات ۸۸، تا آن‌جا که حافظه‌ام اجازه می‌دهد، مرور می‌کنم.

۱٫ دخالت بسياری از فرماندهان سپاه و بسيج در انتخابات به سود آقای احمدی‌نژاد و عليه ديگر نامزدها.

۲٫ جانبداری آشکار هفت عضو شورای نگهبان از انتخاب مجدد رييس دولت نهم و سخنرانی آقای الهام عضو حقوقدان آن شورا در ميتينگ تبليغاتی وی در مصلای تهران.

۳٫ انتخاب اعضای هیأت‌های اجرايی و نظارت از طرفداران آقای احمدی‌نژاد و تبديل جلسات کاری ناظران به نشست‌های توجيهی درباره عملکرد مثبت دولت آقای احمدی‌نژاد با حضور و سخنرانی مقامات اجرايی.

۴٫ تبليغات گسترده شبکه‌های گوناگون صدا و سيما درباره دستاوردهای دولت نهم در ماه‌های منتهی به انتخابات.

۵٫ توزيع وسيع و رايگان برخی اقلام خوراکی و پرداخت هزاران ميليارد تومان به مردم توسط فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها که در برخی شهرها تا شب برگزاری انتخابات ادامه داشت. با وجود اين آقای جنتی اعلام کرد که در هر شهری فضا مسوم باشد، انتخابات آن را باطل خواهيم کرد. يعنی احتمال ابطال آرای انتخابات در شهرهايی که نامزد اصلاح‌طلب رأی بيشتری دارد، بسيار بالاست.

جالب آن‌که مسئولان دولتی در تبعيضی آشکار مصلای تهران را برای برپايی مراسم تبليغاتی در اختيار ستاد مهندس موسوی قرار ندادند و حاميان وی به ناچار زنجيره انسانی در سطح شهر تشکيل دادند. افزون بر آن، همچنان که حدس زده می‌شود مراجع اجرايی و نظارتی در مورد حضور نمايندگان نامزدها در حوزه‌های اخذ رأی کارشکنی کردند.

قصد ندارم پرونده تخلف‌ها و تقلب‌های آقای جنتی و همکاران و حاميانش را در انتخابات دو دهه گذشته به تفصيل شرح دهم. فقط چند مورد را يادآوری می‌کنم.

۱٫ در انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ که من افتخار رياست ستاد انتخابات کشور را داشتم، در مرحله بازشماری آرای مردم تهران، هیأت نظارت بر انتخابات با صدور بخشنامه‌ای از ناظران خواست آرای آقای رجايی (عليرضا) را به نام آقای رجايی خراسانی منظور کنند که با اعتراض من و تهديد به علنی کردن موضوع، آن را منتفی اعلام کردند، اما در نهايت مانع ورود آقای عليرضا رجايی (نفر ۲۸ فهرست منتخبان مردم) به مجلس شدند.

۲٫ در همان انتخابات آقای جنتی و همفکرانش در شورای نگهبان يک چهارم آرای شهروندان تهرانی را به طورغير قانونی باطل اعلام کردند تا به هر قيمت ممکن آقای حداد عادل که رأی نياورده بود،‌ وارد مجلس شود.

۳٫ پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات رياست جمهوری نهم، آقای خاتمی که هنوز قانوناً رييس جمهور کشور بود، شکايتی مستند عليه دخالت‌های گسترده برخی فرماندهان سپاه در انتخابات به سود آقای احمدی‌نژاد تسليم قوه قضاييه کرد (مرداد ماه ۱۳۸۴) تا دست‌کم در آينده نظاميان نتوانند با سوءاستفاده از موقعيت خود وارد فعاليت‌های انتخاباتی شوند. به اين شکايت هرگز رسيدگی نشد.

۴٫ در انتخابات دور سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا (زمستان ۸۵) و دور هشتم مجلس شورای اسلامی (زمستان ۸۶) توسط دولت آقای احمدی‌نژاد برگزار شد. در هر دو انتخابات نامزدهای اصلاح‌طلب و مستقل اعتراض‌ها و شکايت‌های خود را به شمارش آرا و نتايج اعلام شده تسليم مراجع نظارتی کردند، اما مورد رسيدگی واقع نشد.

۵٫ آقايان خاتمی و کروبی با ارسال نامه‌ای به شورای نگهبان خواهان بازشماری آرای تعدادی از صندوق‌‌های حوزه انتخابيه تهران در مجلس هشتم شدند که در آن‌ها آرای برخی از نامزدهای مورد حمايتشان صفر منظور شده بود. به درخواست رؤسای سابق قوای مجريه و مقننه کشور هيچ توجه نشد.

نتيجه مراجعه معترضان به نتايج انتخاباتی از مجلس ششم تا رياست جمهوری دهم به شورای نگهبان را ملاحظه می‌فرماييد؟‌آيا تا به حال جنابعالی به مراجع اجرايی و نظارتی انتقاد کرده‌ايد که چرا در اين سال‌ها به خواست‌های قانونی نامزدهای منتقد ترتيب اثر نداده و به شکايات قانونی آنان رسيدگی نکرده‌اند؟ با اين سوابق، کدام نشانه حاکی از آن بود که آقای جنتی و همکارانش در شورای نگهبان به شکايات نامزدهای رقيب آقای احمدی‌نژاد عادلانه رسيدگی خواهد کرد؟

جناب‌ آقای شريعتمداری!

سپاسگزار خواهم شد چنانچه توضيح دهيد پخش غير مستقيم مناظره‌های نامزدهای انتخاباتی در سال ۷۶ چه مشکلی پيش آورده بود که تصميم گرفتيد در اين دوره مناظره‌ها را به صورت زنده پخش کنيد؟ در آن دوره مناظره‌ها ضبط و با فاصله ۴۸ ساعت پخش شد. بنابراين نامزدها نمی‌توانستند مرزهای قانونی و اخلاقی را پشت سر بگذارند. آيا واقعاً خبر نداشتيد که آقای احمدی‌نژاد تصميم دارد بر خلاف تمام ضوابط قانونی و اخلاقی رفتار کند و با دروغ‌های متعدد و نيز متهم کردن افرادی که در آن فاصله ده روز تا انتخابات امکان دفاع از خود را در صدا و سيما ندارند، فضا را ناسالم و دوقطبی کند؟ تا در اين مدت سوءاستفاده خود وی و دولتش و ستادهايش از امکانات لشکری و کشوری معلوم نشود؟

حتماً فراموش نکرده‌ايد صدا و سيما به هيچ يک از اشخاصی که توسط آقای احمدی‌نژاد به فسادهای مالی متهم شدند،‌ اجازه و امکان دفاع از خود را نداد. در عوض حدود بيست دقيقه وقت اضافه به رييس دولت نهم اختصاص داد تا از خود در برابر اتهاماتی که ديگر نامزدها به او وارد کرده بودند دفاع کند! کمال بيطرفی رسانه ملی را مشاهده می‌فرماييد؟ تصور می‌کنم اين مسأله را نيز نتوانيد انکار کنيد بعضی بزرگان قم آن را "غش در معامله" خواندند، زيرا دروغ‌های متعددی در آن مطرح شد.

جالب آنکه ستادهای آقای احمدی‌نژاد که عمدتاً توسط فرماندهان سپاهی و بسيجی اداره می‌شدند،‌ با يک برنامه‌ ريزی متمرکز و سراسری، شعار خود را "دزدگير ۸۸″ قرار دادند (پس از مناظره آقايان موسوی و احمدی‌نژاد). آيا ترديد داريد که آن مناظره و اين شعار زمينه‌ساز بگير و ببندهای بعد از انتخابات بود؟ همفکران جنابعالی دزدها را گرفتند تا پاکدستانی همچون محصولی و رحيمی بر صدر نشينند. مگر نه اينکه قرار بود "دست‌ها و دستمال‌های پاک شيشه‌های کثيف را تميز کنند؟"

سرپرست محترم روزنامه کيهان!

حتما مستحضريد که همزمان با برگزاری انتخابات:

۱٫ سيستم پيام کوتاه تلفنهای همراه قطع شد و تنها امکان اطلاع‌رسانی نمايندگان نامزدها در حوزه‌های اخذ رأی در سراسر کشور به ستاد مرکزی انتخاباتی‌شان از دست رفت. اگر چه سردار مشفق آن را "لطف امام زمان" خواند، ولی هر کس نداند شما می‌دانيد که آن سيستم به دستور چه کسی قطع شد!

۲٫ عصر همان روز تمام سايت‌های اينترنتی طرفدار آقايان موسوی و کروبی فيلتر شدند (به دستور چه کسی؟)

۳٫ در ساعت ۶ بعدازظهر ستاد مرکزی گروه‌های اصلاح‌طلب حامی مهندس موسوی در قيطريه مورد هجوم تعدادی لباس شخصی بد دهان و خشن قرار گرفت. پس از مقاومت اعضای ستاد و دستگيری آنان و تحويل به پليس امنيت، مسئول آن واحد اعلام کرد مهاجمان مدعی‌اند با حکم آقای مرتضوی مأموريت داشتند ستاد را تعطيل و آن را پلمپ کنند.

۴٫ در همان ساعت هجوم لباس شخصی‌ها به ستاد، خبرگزاری رسمی دولت (ايرنا) به دروغ اعلام کرد آقای امين‌زاده (رييس ستاد قيطريه) و اينجانب بازداشت شده‌ايم. من بلافاصله خبر را تکذيب کردم تا فضا آرام بماند. ايرنا نيز مجبور شد بعد از دو ساعت آن خبر را از سايت اينترنتی خود حذف کند.

۵٫ با وجود تکذيب فوق همان شب روزنامه ايران ارگان رسمی دولت خبر بازداشت آقای رمضانزاده و مرا در صفحه اول خود چاپ کرد.

۶٫ با پايان يافتن زمان اخذ رأی، نيروهای پليس به ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی در ميدان فاطمی حمله کردند.

۷٫ نمايندگان آقايان موسوی و کروبی در ستاد انتخابات کشور نيز در اعتراض به بی‌اطلاع نگه داشته شدن، محل را ترک کردند.

با توجه به اقدام‌های غير قانونی و بعضاً غير اخلاقی دستگاه‌های گوناگون حکومتی به سود آقای احمدی‌نژاد، بفرماييد که:

۱٫ چنانچه يک نامزد انتخاباتی از حمايت ۲۵ ميليون نفر، در برابر ۱۴ ميليون رأی رقيب بهره‌مند باشد، آيا از او و جناح متبوعش رفتاری شبيه آنچه در بالا اشاره کردم، شاهد خواهيم بود؟ آيا عملکرد فوق متعلق به جناحی است که خود را اقليت احساس می‌کند و نگران شکست است يا جناح اکثريت و پيروز اين گونه عمل می‌کند؟

۲٫ اگر جناح حاکم قصد تقلب در انتخابات و تغيير نتايج آرا را داشت، کدام اقدام را قبل از برگزاری و در روز برپايی انتخابات انجام می‌داد که در اين انتخابات مرتکب نشدند؟

برای اطلاع جنابعالی عرض می‌کنم وقتی مسئول بازجوهای سپاه از من پرسيد که چرا می‌گويی در انتخابات کودتا شده است، گفتم چه دليلی آشکارتر از اين که احکام دستگيری فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را سه روز قبل از انتخابات، يعنی در روز ۱۹ خرداد ماه اخذ کرديد؟ مگر نظرسنجی‌ها در تهران حاکی از آرای بيشتر آقای موسوی نبود. پس شما از کجا يقين داشتيد که آقای احمدی‌نژاد پيروز خواهد شد؟ اگر يقين نداشتيد حکم بازداشت ما را پيش از برگزاری انتخابات صادر نمی‌کرديد.

افزون بر آن من تقريباً از تمام بازجوهای خود نيز پرسيدم چرا روزنامه و خبرگزاری رسمی دولت آقای احمدی‌نژاد به دروغ خبر بازداشت مرا روز جمعه و شنبه صبح منتشر کردند. عقل سليم حکم می‌کند جناح پيروز در انتخابات در صدد ايجاد آرامش باشد نه ايجاد التهاب! آنان پاسخ روشنی نداشتند که بدهند. من نيز همين مطالب را در برگه‌های بازجويی خود نوشتم و اعلام کردم اگر می‌خواهيد بدانيد چه کسانی در صدد ايجاد اغتشاش در جامعه بودند، کافی است بررسی کنيد که چه کسی دستور انتشار اين اخبار کذب را صادر کرد. آنان اقدامی نکردند و می‌دانم چرا.

اکنون نيز قوه قضاييه به شکايت من از روزنامه ايران و خبرگزاری ايرنا رسيدگی نمی‌کند تا روشن شود چرا اخبار دروغ بازداشت فعالان ستاد مهندس موسوی را منتشر کردند تا فضای جامعه را ناامن کنند. آيا شما می‌توانيد در اين‌باره توضيح دهيد؟

جالب آن‌که در شصتمين روز بازداشتم در انفرادی در بند دو الف اوين، وقتی مرا به اتاقی بردند که آقای مرتضوی در آن بود، از او پرسيدم: چرا حکم تخليه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را در قيطريه صادر کرديد و موجب تشکيل اولين اجتماع اعتراضی مردم در آن ميدان شديد؟ سکوت کرد و کوشيد موضوع بحث را تغيير دهد.

جناب آقای شريعتمداری!

به نظر جنابعالی زمانی که رييس دولت نامزد انتخاباتی می‌شود که خود برگزار کننده آن است و ناظران نيز طرفدار انتخاب مجدد او هستند و در برگزاری انتخابات پيشين نيز جانبدارانه عمل کرده‌اند، آنان چگونه بايد سلامت انتخابات را تضمين کنند؟ آيا نبايد روند برگزاری انتخابات را هر چه شفاف‌تر کنند و از هر عمل شبهه‌انگيز، چه رسد به رفتارغير قانونی، بپرهيزند؟ آيا نبايد فضا را آرام نگه دارند و به اعتراضات و شکايات رقبا در اسرع وقت رسيدگی کنند؟ از جنابعالی می‌پرسم عملکرد مسئولان انتخاباتی در اين مسير بود يا در نقطه مقابل آن قرار داشت؟ چرا نه وزارت کشور و نه شورای نگهبان پيش از برگزاری انتخابات به اعتراضات نامزدها توجه نکردند؟ چرا يکبار مسئولان ستادهای انتخاباتی نامزدهای رقيب را دعوت نکردند تا انتقادها و اعتراضات آنان را از نزديک بشنوند و در جهت برطرف کردن سوء‌تفاهم‌ها يا اشتباهاتشان بکوشند؟ و اگر آنان تقاضايی غيرقانونی يا غير منطقی مطرح می‌کردند و در صورت اصرار بر تحقق آن‌ها،‌ موضوع را با افکار عمومی در ميان می‌گذاشتند.

چرا به پيشنهاد من عمل نکردند که بارها اعلام کردم چنانچه قصد داريد انتخابات را سالم برگزار کنيد، به جاست دست کم يکی از طرفداران نامزدها را به عضويت هیأت‌های اجرايی در آوريد (در مجموع سه نفر از ۱۳ نفر)؟ جالب آن‌که وقتی از بازجوهای خود می‌پرسيدم چرا به آنچه فوقاً اشاره شده عمل نکرديد، يکی از آن‌ها گفت نفوذ دوم خردادی‌ها در وزارت کشور مانع پذيرش اين پيشنهاد شد. متشکر می‌شوم به خوانندگان خود توضيح دهيد که رفتار و گفتار آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها، به خصوص در مناظره با مهندس موسوی و رفتار ستادهای انتخاباتی وی در سراسر کشور در جهت آرام کردن فضا و بر پايی انتخابات سالم بود يا به بدگمانی وتنش‌ها دامن زد؟

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان!

با روند نا مطلوب فوق انتخابات برگزار شد. دو نامزد بر اساس اطلاعاتی که کسب کردند، خود را پيروز انتخابات خواندند و دو نامزد ديگر به نتايج اعلام شده اعتراض کردند. با وجود اين رهبری نظام روز شنبه پيروزی آقای احمدی‌نژاد را تبريک گفتند. عصر همان روز تعدادی از فعالان ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی بازداشت شدند. روز يکشنبه آقای احمدی‌نژاد جشن پيروزی خود را برگزار کرد و معترضان را خس و خاشاک خواند. در آن روز اکثر دستگيرشدگان آزاد و ۳۶ تا ۴۸ ساعت بعد مجدداً بازداشت شدند! اجتماع اعتراضی و مسالمت‌آميز ميليون‌ها ايرانی در روز دوشنبه به خون کشيده شد. در اين روز به کوی دانشگاه حمله خونين صورت گرفت و سپس مجتمع مسکونی سبحان نيز مورد هجوم وحشيانه واقع شد. جلسات نمايندگان نامزدها با مقام رهبری در روز سه شنبه بدون نتيجه پايان يافت. اجتماعات اعتراضی همچنان ادامه داشت تا اينکه اعلام شد رهبری نظام نماز جمعه هفته بعد را شخصاً اقامه خواهد کرد.انتظار عمومی اين بود که خطبه‌های ۲۹ خرداد ماه چنان جامع و مانع ايراد شود که فضا را آرام و مردم را به رسيدگی به اعتراضاتشان مطمئن کند. با کمال تأسف بايد اعلام کنم برداشت عموم ايرانيان مخالف يا موافق نتيجه انتخابات، از خطبه‌های مذکور حمايت قاطع سخنران از آقای احمدی‌نژاد بود و اين که نتيجه انتخابات قطعی و غير قابل تغيير است. ادامه تظاهرات نيز تحمل نمی‌شود و مسئوليت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. روز شنبه ۳۰ خردادماه، به گفته سردار مشفق بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر به خيابان‌‌ها آمدند. آن تظاهرات و نيز ديگر اجتماعات بعدی سرکوب شدند تا اينکه کشتار عاشورای ۸۸ داغ سنگينی بر دامان طراحان، آمران و مباشران آن به جای نهاد. حاصل سرکوب چند ماهه بيش از يکصد شهيد و تعداد به مراتب بيشتری مجروح و مضروب و زندانی بود. تشکيل دادگاه‌های نمايشی و صدور احکام فله‌ای و از پيش مشخص نيز به استقلال قضايی و حيثيت نظام سياسی لطمه زد. شما خود بگوييد مسئوليت اين روند فاجعه‌آميز با کيست؟ آيا اين بهترين راه مواجهه با مسأله بود؟

جنابعالی و دوستانتان همواره مردم تظاهرات کننده را "اراذل و اوباش" می‌خوانيد، ولی بگويم: هويت و شخصيت شهدا، مجروحان و زندانيان، دروغ بودن ادعای شما را نشان می‌دهد. حتماً به ياد داريد که آقای مرتضوی دستور اعزام "اراذل و اوباش" را که در تظاهرات ۱۸ تير ۸۸ بازداشت شده بودند به بازداشتگاه کهريزک صادر کرد. زنده يادان "روح‌الامينی، جوادی‌فر، کامرانی و قهرمانی" از جمله اين بازداشت شدگان بودند که در زير شکنجه جان به جان آفرين تسليم کردند و به ديدار پروردگار خويش شتافتند. آنان با خون خويش نام شکنجه‌گاه کهريزک را برای هميشه بر پيشانی تاريخ ثبت کردند. فشار افکار عمومی، همفکران جنابعالی را مجبور کرد جناح حاکم همين چند نفر به نظر شما "اراذل و اوباش" از پا درآمده را رسماً شهيد بخواند و نامشان را در بنياد شهيد ثبت کند.

جناب آقای شريعتمداری!

در فاصله زندان اول و دوم، وقتی کارشناس ارشد معاونت اطلاعات سپاه از نظر من درباره تلقی افکار عمومی از خطبه‌های ۲۹ خرداد ۸۸ آگاه شد، پرسيد اگر خود شما خطيب نماز جمعه آن هفته بوديد، با مردم چه می‌گفتيد؟ پاسخ من روشن بود. گفتم از حضور گسترده هم‌وطنان در پای صندوق‌های رأی صميمانه تشکر می‌کردم. سپس توضيح می‌دادم که درباره نتايج اعلام شده بين نامزدها اختلاف نظر پيش آمده است. من به دليل اين اختلاف، اکنون هيچ نظری درباره ميزان و درصد شرکت کنندگان و نيز نتيجه آرا اعلام نمی‌کنم. فردا هر چهار نامزد را به دفتر خود دعوت خواهم کرد و از آنان خواهم خواست درباره پنج تا هفت نفر معتمد مورد توافق به اجماع برسند تا آنان ظرف مدت معينی، مثلاً يک ماه، به تمام شکايات رسيدگی و نظرشان را اعلام کنند. نتيجه هر چه باشد، از ابطال انتخابات تا تأييد آنچه وزارت کشور اعلام کرده است، همه به آن گردن می‌نهيم. به اين ترتيب نهاد و جايگاه رهبری تثبيت می‌شد و اختلافات پايان می‌يافت.

اگر نامزدی با اين روش و اقدام مخالفت می‌کرد يا به نتيجه بررسی‌ها و تصميم هیأت تن نمی‌داد، منزوی می‌شد. پاسخ کارشناس مربوطه اين بود که در اين صورت تکليف قانونی که شورای نگهبان را مرجع رسيدگی به شکايت می‌داند، چه می‌شود؟ گويی همه اقدامات انجام يافته در انتخابات کاملاً قانونی بود و فقط اين مورد که می‌توانست مانع خونريزی‌ها و آبروريزی‌های بزرگ شود، اشکال داشت. تازه می‌توانستند موضوع را به عنوان معضل نظام به تصويب مجمع تشخيص مصلحت و تأييد رهبری برسانند.

مديرمسئول محترم روزنامه کيهان!

مستحضريد که پيش از اين نيز درباره روند و نتايج انتخابات حرف و حديث بود. ولی چرا بعد از هيچ انتخابات، شاهد خروش خودجوش ميليونی مردمی نبوديم که برای نشان دادن اعتراض خود به نتيجه اعلام شده خيابان‌های شهر را سبزپوش کردند؟ چرا آنان به وعده مقامات برای رسيدگی به شکاياتشان در شورای نگهبان و سپس تهديدهای علنی توجه نکردند و به اجتماعات اعتراضی خود ادامه دادند تا زمانی که همفکران جنابعالی به شديدترين شيوه‌های سرکوب و بازداشت متوسل شدند، به حذف فيزيکی منتقدان دست بردند و عملاً ‌حکومت نظامی برقرار کردند؟ ادعای تکراری جنابعالی مبنی بر اين که ميليون‌ها ايرانی فريب نامزدها يا رسانه‌های فارسی زبان خارجی را خوردند و پس از مدتی با توضيحات مسئولان، جز اندکی به خطای خود پی بردند و دست از اعتراض کشيدند، علاوه بر آنکه با واقعيت سازگار نيست، توهين به شعور ملت ايران نيز هست. زيرا اگر جناح حاکم به اين ادعا باور داشت، به سبزها حداقل اجازه برپايی يک اجتماع آرام می‌داد تا قلت آنان بر همگان ثابت شود. بعيد می‌دانم که حتی شخص جنابعالی ندانيد که با صدور اولين مجوز، ميليون‌ها زن و مرد ايرانی بار ديگر خيابان‌های شهر ما را در هم خواهند نورديد و حماسه‌ای با شکوه‌تر از ۲۵ خرداد ۸۸ خواهند آفريد.

مسئول بازجوهای من نيز اعتراف می‌کرد چنانچه رهبران جنبش سبز مجوز اجتماع بگيرند، دست کم يک ميليون نفر در تظاهرات تهران شرکت خواهند کرد. وی اذعان داشت حکومت تنها توانسته است مسأله را "جمع" کند، اما آن را "حل" نکرده است. آيا مسأله حل شده است؟

جناب آقای شريعتمداری!

حتماً سخنرانی سردار مشفق را شنيده‌ يا مطالعه کرده‌ايد و از شکايت هفت نفر از قربانيان "ستاد مهندسی انتخابات ۸۸″ از وی و ديگر اعضای ستاد مورد نظر او نيز مطلع هستيد. طبق اعترافات او که هيچ مقام و نهاد لشکری و کشوری آن را تکذيب نکرده است، دو سال قبل از انتخابات رياست جمهوری دهم يک ستاد مخفی و البته غير قانونی با حضور مقامات سياسی، نظامی و امنيتی، با هدف پيروزی آقای احمدی‌نژاد تشکيل شد. اعضای ستاد که در سطوح بالای ارکان نظام حضور و نفوذ دارند، معتقد بودند که "شکست آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸، شکست رهبری نظام است."

بنابراين همه امکانات دولتی و عمومی را برای شکست نامزدهای رقيب او "بسيج" کردند و تا آن‌جا پيش رفتند که کانديداهای اصلاح‌طلب را "دشمن" خواندند که به "مقابله با رهبری" برخاسته‌اند. ستادهای انتخاباتی نامزدها نيز "اطاق جنگ دشمن" ناميده شدند. به نظر شما با "دشمن" و "اطاق جنگ" او چه بايد کرد؟ آرای چنين دشمنی چقدر اعتبار دارد؟ همين ستاد که آن قدر قدرت داشت سيستم پيام کوتاه تلفن‌های همراه را برای ۲۴ ساعت در سراسر کشور قطع کند، برای بعد از انتخابات نيز برنامه‌هايی تدارک ديده بود. بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از جمله طرح‌های آنان بود. به باور من قصدشان اين بود در انتخابات۸۸ با يک تير دو نشان بزنند. هم کاری کنند که حکومت يکدست باقی بماند و هم برای نخستين بار سياست‌ورزی را برای منتقدان ناممکن کنند تا جامعه تک‌صدا شود. به نظر من آنان اجمالاً تحرکات پس از انتخابات را نيز پيش‌بينی کرده بودند، ولی تصور می‌کردند اجتماعات پراکنده خواهد بود و کنترل و مهار آن‌ها چندان دشوار نيست. ای بسا به کار بردن محدود خشونت توسط معترضان نيز لازم بود. چرا که کاربرد چنين خشونتی می‌توانست زمينه را برای وارد کردن اتهامات بيشتر به منتقدان دربند و صدور احکام ظالمانه‌تر عليه آنان فراهم کند.

آيا همچون من قبول نداريد طراحان اين بازی و روند خطرناک بيش از آنکه به فکر حيثيت کشور يا نگران بروز خشونت باشند، از کارکرد بعدی آن خشنود بودند؟ آنچه مهندسی انتخابات و محاسبه حوادث پس از آن را به هم زد، هوشياری و حق‌شناسی ميليون‌ها ايرانی بود که تصميم گرفتند علاوه بر رأی دادن، از رأی خود در برابر دست‌اندازی‌های آقای جنتی و همکارانش پاسداری کنند. موقع‌شناسی آنان دستاوردهايی بيشتر از پيروز شدن نامزدشان در انتخابات رياست جمهوری نصيب ملت کرد، آری! جنبش تاريخ‌سازی شکل گرفت که دروغ و ريا و خرافه را يک جا به چالش کشيد، مشت آهنين را رسوا کرد و به انتخابات نمايشی برای هميشه پايان داد. بعد از اين يا انتخابات کاملاً‌ سالم و آزاد برگزار خواهد شد يا کاملاً‌ رسوا. جنبش سبز سرانجام انتخابات آزاد را به شما تحميل خواهد کرد، اگر داوطلبانه آن را نپذيريد، راه ديگری وجود ندارد.

جناب آقای شريعتمداری!

با توجه به آنچه گفته شد، به خود حق می‌دهم که بگويم جناح همفکر شما که در حال حاضر بر مقدرات کشور حاکم است:

۱٫ مرتکب خطا شد که در انتخابات گذشته به اعتراضات و شکايات نامزدهای منتقد يا مستقل رسيدگی نکرد و موجب انباشت بی‌اعتمادی و بدبينی بسياری از شهروندان به مجريان و ناظران انتخابات شد.

۲٫ عملکردش نادرست بود که به اعتراضات آقايان موسوی و کروبی درباره تخلف‌های انتخاباتی، قبل از روز ۲۲ خرداد ۸۸ توجه نکرد و حتی آشکارا به پشتيبانی از آقای احمدی‌نژاد برخاست و به احساس "بی‌انصافی" مقامات نظارتی که بايست بی‌طرف می‌بودند، دامن زد.

۳٫ مرتکب اشتباه شد که در روز برگزاری انتخابات مانند يک جناح کودتاچی رفتار کرد. غافل از آن‌که چنين عملکردی صرفاً به افزايش بدبينی‌ها منجر می‌شود.

۴٫ جفا کرد به مردم و ميهن و آيين که به جای به رسميت شناختن اعتراض مردمی و تلاش برای روشن کردن ابعاد مسأله به بگير و ببند، سرکوب و شکنجه روی آورد و به اين بهانه روز به روز آزادی‌های قانونی شهروندان را محدودتر کرد. عملکرد دوستان شما در هر چهار مرحله غلط بود. چنانچه از ابتدا حقوق منتقدان را رعايت می‌کرديد، حوادث خونين يکسال و نيم گذشته رقم نمی‌خورد.

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان!

بعضی دوستان جنابعالی دو انتخابات رياست جمهوری هفتم و دهم را با هم مقايسه می‌کنند و به اصلاح‌طلبان خرده می‌گيرند که چرا مانند جناح حاکم کنونی عمل نکردند که نتيجه انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ را پذيرفتند و به خيابان‌ها نيامدند. آنان می‌پرسند درست بود که ما نيز در سال ۷۶ به خيابان‌ها می‌ريختيم و به شکست خود و پيروزی شما اعتراض می‌کرديم؟ اين استدلال ظاهری زيبا دارد، اما در واقع يک مغالطه سياسی است. زيرا تفاوت‌های دو انتخابات را ناديده می‌گيرد. در انتخابات رياست جمهوری هفتم در سال ۱۳۷۶:

۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشور بود که اکثر قاطع استانداران و فرماندارانش طرفدار رقيب آقای خاتمی بودند. در آن انتخابات استاندارانی مانند آقايان احمدی‌نژاد (در اردبيل) و رحيمی (در کردستان) تمام تلاش خود را برای شکست نامزد اصلاح‌طلبان به کار بردند.

۲٫ اکثريت اعضای شورای نگهبان مخالف جدی آقای خاتمی بودند و حتی در اطلاعيه تأييد صلاحيت نامزدها، برای نخستين بار ترتيب الفبا را به هم زدند و نام وی را که علی‌القاعده بايد نفر اول اعلام می‌شد به جايگاه سوم انتقال دادند با اين توجيه ناموجه که ما بر اساس آرای مثبت اعضای شورا به صلاحيت نامزدها اسامی را اعلام کرديم.

۳٫ صدا و سيما تمام قد در خدمت تبليغ رقيب آقای خاتمی و تخريب وی بود.

۴٫ تبليغ زيادی انجام می‌شد که نظر رهبری نظام، انتخاب نامزد رقيب آقای خاتمی است. تيتر اول روزنامه ابرار در روز چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ماه (دو روز به برگزاری انتخابات) به نقل از دبير جامعه روحانيت مبارز تهران حاکی از اين بود که رأی مقام رهبری به رقيب آقای خاتمی است.

۵٫ فرماندهان نظامی مداخله‌گر در انتخابات امکانات خود را برای شکست آقای خاتمی بسيج کرده بودند.

۶٫ آقای جواد لاريجانی به لندن رفت تا حمايت دولت انگلستان را از نامزد مورد نظر خود جلب کند.

۷٫ نه تنها  کيهان جنابعالی با تمام توان به افشاگری عليه آقای خاتمی پرداخت، بلکه همفکران شما توطئه غير اخلاقی تهيه فيلم "کارناوال عصر عاشورا" را تهيه و اجرا کردند. برای اينکه عمق فاجعه معلوم شود شما را به خاطرات آقای کردان ارجاع می‌دهم که اعتراف کرد پس از روشن شدن ابعاد مسأله، از سه نفر مسئول اصلی پروژه عصر عاشورا، يکی تصميم داشت خود را بکشد و ديگری در فکر فرار به خارج از کشور بود.

بنابراين پيروزی آقای خاتمی با آن مجريان و ناظران و با وجود تخلف‌ها و تقلب‌هايی که توسط برخی استانداران همکار آقای احمدی‌نژاد از جمله در کردستان صورت گرفت و با توجه به عملکرد صدا و سيما و ديگر ارکان حکومت جايی برای اعتراض باقی نگذاشته بود. شما به چه چيز در آن انتخابات می‌توانستيد اعتراض کنيد؟ اگر انتقادی وارد بود، که بود، عليه دوستان جنابعالی بود که آقای خاتمی اجازه پيگرد قضايی آن‌ها را نداد. همين مسأله نيز آنان را جری کرد و امروز طلبکار شده‌اند و در مقام "فتنه شناسی"، خلق را تقسيم و مديران و مسئولان شايسته را حذف و بلکه بدنام می‌کنند.

اما در انتخابات اخير:

۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشوری بود که وزيرش رييس ستاد انتخابات آقای احمدی‌نژاد بود. همين وزارتخانه عملکرد ناموفقی از برگزاری دو انتخابات (شوراهای سوم و مجلس هشتم) در کارنامه خود داشت. وزير آن نيز بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از اين سمت بر کنار شد.

۲٫ ناظرانتخابات شورای نگهبان بود که آشکارتر از دوم خرداد، به سود نامزد رقيب آقای موسوی تلاش کرد. آنان هیأت‌های نظارت را محمل توجيه و تبليغ عملکرد آقای احمدی‌نژاد کرده بودند. در دو انتخابات گذشته نيز به هيچ وجه به اعتراض اصلاح‌طلبان توجه نکرده و سابقه بدی از خود به جا گذاشته بودند.

۳٫ طبق اعترافات صريح آقای مشفق امکانات لشکری و کشوری برای پيروزی آقای احمدی‌نژاد بسيج شده بود. اگر به شکايت ما در اين زمينه رسيدگی شود، معلوم خواهد شد که چه کسانی با چه امکاناتی اين انتخابات را "مهندسی" کردند.

۴٫ هزاران ميليارد پول و کالا در ماه‌های منتهی به انتخابات هزينه شد، بدون آنکه مرجع نظارتی يک تذکر ساده به آقای احمدی‌نژاد بدهد که اين کار مصداق بارز خريد و فروش آراست و چنين آرايی طبق قانون بايد باطل شود.

۵٫ صدا و سيما همچنان در خدمت رييس دولت نهم بود و در جهت تضعيف ديگر نامزدها.

۶٫ رفتار و گفتار رهبری رسماً به سود آقای احمدی‌نژاد تفسير می‌شد. سفر ايشان به کردستان در ارديبهشت ۸۸ و تأييد صريح عملکرد دولت آغاز ماجرا بود تا آن جا که سردار مشفق اعلام کرد که در همه جا "شکست آقای احمدی‌نژاد را شکست رهبری" می‌خواندند. سکوت رهبری درباره عدم دخالت نظاميان در امر انتخابات نيز نشانه نظر مثبت ايشان در دخالت گسترده در انتخابات تفسير می‌شد.

۷٫ مراجع قانونی نيز به اعتراضات و شکايات آقايان مهندس موسوی و کروبی تا اعلام نتايج انتخابات رسيدگی نکردند.

با توجه به اين وضعيت و اينکه فضا در مرکز به گونه‌ای بود که به قول وزير فرهنگ و ارشاد دولت نهم در و ديوار تهران گواهی می‌دهند که "رأی آقای موسوی بيشتر از آقای احمدی‌نژاد است"، انتظار داشتيد بلافاصله پس از برگزاری انتخابات آرا به نسبت يک به سه به ضرر آقای موسوی اعلام شود و مردم به راحتی آن را بپذيرند. آن هم پس از اتفاقاتی که به ويژه در روز برگزاری انتخابات رخ داده بود (مانند قطع سيستم پيام کوتاه تلفن همراه، فيلترينگ سايت‌های طرفدار آقای موسوی و…). به باور من اگر مردم به صورت علنی اعتراض نمی‌کردند، محل سؤال بود. جالب آنکه ميليون‌ها شهروند ايرانی اعتراض خود را به نتيجه انتخابات اعلام کردند. اما جناح حاکم حاضر نشد يک هیأت بی‌طرف را برای رسيدگی به شکايات تعيين کند و همچنان به بازداشت‌های فله‌ای و ضرب و شتم و اعتراف‌گيری و صدور احکام ظالمانه سال‌ها زندان برای فعالان ستادهای انتخاباتی منتقد پرداخت. از شما می‌پرسم اگر ۲۵ خرداد ۸۸ نبود، به کدام شکايت رسيدگی می‌شد و چه بلايی بر سر ما می‌آمد؟ بی‌شمار هستيم و اين رفت ستم بر ما. اگر کم شمار بوديم با ما چه می‌کرديد؟

می‌ماند اين ادعا که چرا از طرق قانونی اقدام نکرديد؟ ما اقدام کرديم و نتيجه نگرفتيم. همچنان که در ادوار قبل به شکايات ما توجه نکردند. برای اينکه قانونگرايی جناح حاکم روشن شود، لطفاً جواب دهيد:

ما از راه‌های قانونی شکاياتی تسليم قوه قضاييه کرده‌ايم. چرا به آن‌ها رسيدگی نمی‌شود؟ حتماً‌ بايد يک اجتماع ميليونی شکل بگيرد تا همه از صدر تا ذيل نظام به فکر "قانون" و حاکميت آن بيفتند؟ مگر اميرالمومنين (ع) در دادگاه حاضر نشد، آن هم در برابر يک فرد غير مسلمان و قاضی حکم به ضرر وی صادر نکرد؟ پس چرا جنابعالی از قوه قضاييه نمی‌خواهيد به شکايات ما رسيدگی کند؟ ما که به سازمان ملل متوسل نشده‌ايم. چرا علناً قانون‌شکنی می‌کنيد؟ نکند ما را از حق شکايت کردن نيز در نظام عدل مورد نظر خود محروم کرده‌ايد؟

جناب آقای شريعتمداری!

آيا می‌توانم چند پرسش را که اذهان بسياری از ايرانيان را به خود مشغول داشته است، با جنابعالی در ميان بگذارم و انتظار شنيدن پاسخ مکفی داشته باشم؟

۱٫ چرا به روی مردم معترض به روند يا نتيجه انتخابات آتش گشوديد؟ در کدام کشور دنيا برای جلوگيری از انقلاب مخملی (فرض کنيم چنين پروژه‌ای در کار بود) مردم را به گلوله‌ می‌بندند؟

۲٫ چرا از اراذل و اوباش در شکنجه زندانيان استفاده کرديد؟ (لطفاً تکذيب نفرماييد. کافی است به متن کيفر خواست دادستان تهران عليه متهمان پرونده کهريزک مراجعه فرماييد. در اين زمينه صراحت دارد).

۳٫ آيا دليل آن که منتقدان خود را "خس و خاشاک" و "هيچ" می‌خوانيد و خود را معادل ملت می‌ناميد، آن نيست که هيچ حقی برای آنان قائل نشويد؟

۴٫ چرا خواهان رسيدگی به ترور کنندگان سيدعلی موسوی، پرتاب کنندگان عزاداران حسينی از روی پل و گذر کنندگان ماشين پليس از روی پيکر سوگواری در عاشورای ۸۸ نمی‌شويد؟ آيا سکوت در اين زمينه يا تبليغ درباره ۹ دی می‌تواند اين فجايع را از اذهان عمومی بزدايد؟

۵٫ سؤال اساسی تر آن که، آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام داديد، واقعاً با رفتار رژيم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژيم کودتا روزنامه‌های مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدريج توقيف نکرد؟ آيا شما غير از اين عمل کرديد؟ آيا دست به انحلال احزاب منتقد نزديد؟ آيا معترضان را سرکوب نکرديد و تعداد زيادی را به زندان نينداختيد؟ آيا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشيديد؟ آيا لباس شخصی‌ها را به جان مردم بی‌دفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نينداختيد؟ و سرانجام آيا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکرده‌ايد؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟ آيا اثبات اينکه انتخابات سالم برگزار شده است و شما در اکثريت هستيد، آن است که انتخابات بعدی صد در صد آزاد برگزار شود تا جهانيان "قلت خس و خاشاک" را مشاهده کنند؟ يا راه آن استقرار حکومت پليسی و سرکوب شديد و احکام قرون وسطايی برای منتقدان، اعم از نويسنده، هنرمند، دانشجو، استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار، ‌فعال مدنی و سياسی است؟

جناب آقای شريعتمداری!

جناح حاکم در حال حاضر دو راه پيش رو دارد. يکی ادامه دادن راهی است که در يکسال و نيم گذشته پيموده است. يعنی به بهانه مقابله با "فتنه" نه تنها با "حقوق انسانی" ايرانيان، بلکه با "علوم انسانی" نيز به ستيز برخيزد و:

۱٫ همچنان فضا را پليسی و امنيتی نگه دارد، به بگير و ببندها ادامه دهد، هر نوع اجتماع اعتراضی را به شدت سرکوب کند و مانع برگزاری هر نوع مراسم توسط اصلاح‌طلبان (در حد دعای کميل و دعای عرفه و…) شود.

۲٫ با توهين به شعور ملی،‌ آخرين بقايای مطبوعات منتقد را توقيف، سايت‌های اصلاح‌طلب را فيلتر و احزاب مستقل را منحل کند و در جهت حاکميت سيستم تک‌حزبی، آن هم از نوع "حزب پادگانی" (حزب مخفی و غير قانونی نظاميان) و انسداد سياسی بکوشد.

۳٫ برای دو نامزد منتقد محدوديت‌های روز افزون ايجاد کرده و تلاش خويش را صرف حذف هر چه بيشتر نيروهای وفادار به انقلاب و نظم و ثبات سياسی کند.

۴٫ صدا و سيما را همچنان تک صدا و ميلی اداره کند و بر رونق شبکه‌های فارسی زبان خارجی و گسترش نگاه به خارج بيفزايد.

۵٫ به شکايات منتقدان و معترضان درباره دخالت‌های غير قانونی در انتخابات تا شکنجه و شهادت شهروندان در زندان‌ها رسيدگی نکند و هم زمان به صدور احکام رسوا و قرون وسطايی مانند محروميت ۳۰ ساله جوانان از فعاليت‌های سياسی، حزبی و مطبوعاتی بپردازد (خدا رحم کرد فتنه را سی ساله خواندند. اگر ۶۰ ساله ناميده بودند، لابد اين جوانان ۶۰ سال از فعاليت‌های فوق محروم می‌شدند!)

۶٫ به جای تحليل همه‌جانبه و آسيب‌شناسانه آنچه رخ داد، ادعاهای کليشه‌ای و سست خود را تکرار کند. البته چون به اين نتيجه رسيده‌ است که اتهامات شرم‌آورشان پاسخگوی ابهامات افشاگر شهروندان نيستند، اخيراً‌ ريشه فتنه را ۲۰ ساله (آقای مصباح يزدی) تا ۳۱ سال (امام جمعه موقت) می‌خوانند و روشن شدن ماهيت و ابعاد فتنه را به سال‌های آينده احاله می‌دهند و مجيز گويی را به اوج خود رسانده، ‌از "قوی‌تر" بودن "تدبير مقام معظم رهبری" از "تدبير امام راحل" سخن می‌گويند (تهران امروز، ۲۹/۸/۱۳۸۹). به اين اميد که ملت قانع شود آنچه انجام شد، بهترين راه ممکن بود.ولی باز هم بی‌نتيجه!

۷٫ با اين روند به انتخابات مجلس نهم برسد و در رويای برگزاری يک مسابقه يک طرفه و حذف آخرين منتقدان تک‌صدايی، زمان را از دست بدهد. حال آنکه تشکيل حکومتی يکدست‌تر از وضعيت کنونی که اولاً همگی ذوب در ولايت باشند و ثانياً جز اين هيچ نباشند، حتی اگر ممکن باشد،‌ فاجعه آفرين است و سرنوشتی را برای کوشندگان آن رقم خواهد زد که رژيم شاه با ايجاد حزب واحد رستاخيز با آن مواجه شد.

راه دومی که در مقابل شماست همان وعده‌های امام به مردم است که در قانون اساسی تبلور يافته است. چه بجاست که جنابعالی و دوستانتان نه در شعار، بلکه در عمل ثابت کنيد واجد اعتماد به نفس هستيد و به شعور و بصيرت و علاقه مردم به ميهن خود باور داريد. يعنی با احترام گذاردن به کرامت، حرمت و حقوق شهروندان نشان دهيد حاکميت قانون را برگزيده‌ايد و منافع و امنيت ملی را بر منافع و قدرت خويش ترجيح می‌دهيد. بر اين اساس لازم است حکومت اعلام نشده نظامی را بر چينيد، به جو پليسی و امنيتی خاتمه دهيد، آزادی اطلاع‌رسانی، بيان، قلم، مطبوعات، احزاب و اجتماعات را تأمين کرده و هر چه سريع‌تر اعلام کنيد قصد داريد انتخابات آتی را سالم، قانونی و‌ آزاد برگزار کنيدو به هر شکايتی از طرف هر شهروندی بی‌طرفانه رسيدگی خواهيد کرد. شايد به اين ترتيب قطار مديريت کشور در ريل صحيح قرار گيرد.

روشن است که شما همچنان می‌توانيد، البته برای مدتی، حاکميت نظاميان را در همه عرصه‌های سياسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی تداوم بخشيد. شما می‌توانيد نه فقط با "حقوق سياسی و اجتماعی" شهروندان، بلکه با "علوم سياسی و اجتماعی" نيز به مقابله برخيزيد و قادريد "فتنه شناسی" را آن هم در مبتذل‌ترين شکل خود جايگزين "جامعه‌شناسی" کنيد. اما بدون ترديد بسيار زودتر از آنچه فکر می‌کنيد با ناکامی مواجه خواهيد شد. چون مردم و به ويژه نسل جوان آگاهند که انحصار اطلاع‌‌رسانی شکسته شده است و جنابعالی بهتر از من از اختلافات رو به رشد جناح خود اطلاع داريد. همچنين از گسترش نارضايتی‌های عمومی ناشی از مشکلات معيشتی (بيکاری، تورم و گرانی) آگاهيد. علاوه بر اين می‌دانيد در صورت نمايشی برگزار شدن انتخابات آتی، با تحريم آشکار و گسترده بخش‌های وسيعی از مردم مواجه خواهيد شد که در صورت تکرار اين تحريم‌ها می‌تواند به يک نه بزرگ تبديل شود. پس تا دير نشده است، دعوت پيام سبز را جدی بگيريد. دختر و پسر جوان امروزی، فرزندان مادران و پدرانی هستند که انقلاب به آن‌ها اعتماد کرد. به نسل جديد اعتماد کنيد و راه فردای بهتر را بگشاييد.

جناب آقای شريعتمداری!

تا زمانی که جمهوری اسلامی ايران به پرنده‌‌ای با دو بال تشبيه می‌شد، برداشت اکثريت ايرانيان آن بود که رقابت آزاد سياسی هنوز ممکن است و دست کم دو جناح می‌توانند بخت خود را برای مشارکت در مديريت کشور آزمايش کنند. در آن دوران فضای جامعه و وعده‌های انتخاباتی نامزدهای رياست جمهوری با شرايط عمومی و عملکرد مسئولين از "شعر" تا "نثر" فاصله داشت. ولی هنگامی که اعلام شد پرنده مرد و کشور به اتوبوسی تشبيه شد که وظيفه سرنشينانش آن است که ساکت بمانند تا حواس راننده‌ای که برگزيده‌اند پرت نشود، در اوضاع جامعه و مواعيد انتخاباتی نامزدها با وضعيت کشور و در رفتار کسی که پيروز انتخابات خوانده شد، از "شعر" تا "شکنجه" شکاف ايجاد شده است. حتماً فراموش نکرده‌ايد که چه سرور و شادمانی، از هر دو طرف، در ايام قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ در سراسر ايران حاکم بود. ولی به علت آن‌که بلافاصله پس از انتخابات، يکی خود را "حق" و معادل "ملت ايران" خواند و رقيب را "خس و خاشاک" ناميد و در جايگاه "دشمن" نشاند، سرکوب‌های خيابانی جای کارناوال‌های شادی را گرفت.

"جنگ" به جای "جشن" نشست و سلسله‌ای از "انگ‌ها و ننگ‌ها" جايگزين "رنگين کمانی از رنگ‌ها" شد. آقای احمدی‌نژاد و حاميانش در اين توهم بودند که آب روان (منظور ستاد مداخله‌کنندگان غير قانونی در انتخابات که سردار مشفق سخنگوی آنان است) خس و خاشاک را جارو خواهد کرد. اما ديديم و ديديد که چه فاجعه‌هايی آفريده شد و چه رسوايی‌ها که به بار نيامد و چه آبروهايی که برفت.

آری! شما می‌توانيد به مسير "از خطا تا جفا" ادامه دهيد. ولی به شما و دوستانتان که مقدرات کشور را در دست گرفته‌ايد هشدار مشفقانه می‌دهم که اين راه، راه بد فرجامی است. ديگرانی که از شما کار کشته‌تر و سازمان يافته‌تر بودند، از اين مسير رفتند ولی به بن‌بست رسيدند. مگر جناح متبوع شما با "اصلاحات" در نيفتاد؟ آيا زايش پر شکوه جنبش سبز را مشاهده نکرديد؟ جنابعالی و دوستانتان ۲۵خرداد ۸۸ را در خواب هم نمی‌ديديد. ولی در بيداری ديديد و عظمت آن به شما شوک شديدی وارد کرد. نکرد؟ اگر راه خود را تغيير ندهيد و به حق و رأی مردم تمکين نکنيد، ممکن است سيل خروشان بعدی فرصت جبران برای شما باقی نگذارد.

با احترام

سيدمصطفی تاج‌زاده                                                                                                                                               زندان اوين

 
 

خبرنگاران سبز/سیاست:
سردار سعيد قاسمی با اظهار نظرات خاص خود برای حاميان جنبش سبز بسيار آشناست. وی يکی از حاميان سابق احمدی نژاد بود که در يکی از گفته‌هايش که در فضای اينترنت نيز منتشر شده بود اينگونه از رئيس دولت برآمده از کودتا تعريف کرده بود: «طرف بوی گند می‌داد. شپش هم داشت. ضدانقلاب می گفت يکی بياد اين را ببره حموم، يک ماهه حموم نرفته. به خاطر همين قيافه‌ی گند و کثافت اش بود که آقا انتخابش کرد. آقا فکر کردند روستائی‌ها از چنين قيافه‌ای خوش‌شون می‌آد و می گن اين چون بدنش شپش دارد از خودمونه. برای همين بود که مردم به او رای دادند و انتخابش کردند."

اما پس از اختلافات و جنجال های تيم احمدی نژاد با رهبری و حاميانش، و صادر شدن دستور حمله به وی و افشای تخلفات دولت دهم، سردار قاسمی به احمدی نژاد و سياست دولت اش اعتراض کرده است. به تازگی ويديوی کوتاهی از وی در اينترنت منتشر شده است وی خطاب به احمدی نژاد گفته است : تو جاسوس های انگليس را با هماهنگی سفير انگليس آزاد کردی.



 
 

خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
 ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران با حمايت از فراخوان شورای هماهنگی راه سبز اميد از همگان دعوت کرده اند که در راهپيمايی ۲۲خرداد شرکت کنند.

در پاسخ به دعوت احزاب مختلف خصوصا شورای هماهنگی راه سبز اميد برای حضور در راهپيمايی ۲۲خرداد و دعوت سخنگوی شورا اردشير امير ارجمند برای اعلام نظرات و پيشنهادات در خصوص برنامه ريزی ديگر برنامه های خرداد ماه جمعی از دانشجويان دانشگاه تهران بيانيه ای تحليلی را در اين خصوص منتشر کردند.

در بيانيه تحليلی ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران در مورد راهکارهای جايگزين اعتراضی مواردی ذکر شده است.

در بخشی از اين بيانيه آمده است: ما به عنوان ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران، از فراخوان شورای هماهنگی راه سبز اميد جهت حفظ وحدت جنبش، در هر صورت، حمايت می کنيم. آن هم در شرايطی که فعالان سياسی زندانی رجايی شهر نيز از آن حمايت کرده اند و مردم را به شرکت در ۲۲ خرداد دعوت نموده اند. در ضمن حمايت خود از اين فراخوان ، در پاسخ به دعوت آقای امير ارجمند مبنی بر ارائه پيشنهاداتی در مورد حرکات اعتراضی، موارد را اعلام می داريم.

همچنین به گزارش تحول سبز، جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران خواستار حضور همگانی برای ندای الله اکبر در شامگاه پیش از آن و اعتراضی شبانه نسبت به وضعیت موجود شدند.

این دانشجویان در بیانیه خود در همین رابطه آورده اند "در آستانه ۲۲ خرداد سالگرد کودتای انتخاباتی سال ۸۸ از همه مردم ایران زمین می خواهیم از پنجشنبه شب نوزدهم خرداد ماه راس ساعت ۱۰ شب بار دیگر بر روی بام خانه‌ها برویم و اعتراضمان را نسبت به همه ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و … فریاد زنیم تا در ۲۲ خرداد اعتراضمان را همراه هم در خیابانها انجام دهیم."

این دانشجویان شعارهای پیشنهادی خود را نیز، "مرگ بر دیکتاتور"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "ایرانی با غیرت، حمایت، حمایت"، "الله اکبر" و … اعلام کرده و نوشته اند "قرار ما راس ساعت ۱۰ شب روزهای پنجنشبه، جمعه ، شنبه و یکشنبه شب بر فراز خانه هایمان"

همزمان جنبش سبز تبریز نیز، در اطلاعیه شماره یک خود آورده است "در آستانه بیست و دوم خرداد و در دو سالگی جنبش سبز، با گرامیداشت یاد ونام شهدای جنبش و احترام و تکریم خانواده ی آنها و تجدید عهد با میر حسین موسوی و مهدی کروبی که به عهد خود با مردم وفادار ماندند و با اعلام همبستگی با آزادگان در بند و خانواده ای آنها که صبورانه رنج و محدودیت های غیر قانونی را تحمل می کنند، همراه و همگام با زندانیان سرافراز زندان رجایی شهر و شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم تبریز دعوت می کنیم در روز ٢٢ خرداد در مسیر فلکه ی دانشگاه تا تقاطع ۱٣ آبان در راه پیمایی سکوت شرکت نمایند .

نمود عینی این حضور تبلور اراده معطوف به مبارزات مدنی و بدون حشونت است و در این راه وحدت با تمام احزاب ، گروه ها و شخصیت ها که در چارچوب خواسته های مردم و در راستای حق تعین سرنوشت حرکت می کنند نوید بخش انسجام جنبش سبز و گذار منطقی به فرایندی است که در آن مردم با تعلق به هر طیف و طبقه و فارغ از تفاوت های دینی ،زبانی ، فرهنگی و…از ماحصل این اتحاد و خرد جمعی منتفع خواهند شد."

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته