ندای سبز آزادی: فرمانده نیروی انتظامی، خبرهای منتشر شده در مورد آمادگی این نیرو برای برخورد با مردم را رد کرد و گفت اگر قرار باشد گروهی در پیاده روها راه پیمایی کنند دلیلی برای ترس نیروی انتظامی و نظام وجود ندارد.
اسماعیل احمدی مقدم، رئیس پلس کشور در مصاحبه با صفحه فیس بوک شخصی خود، در عین حال گفت که این نیرو انتظار راه پیمایی اعتراضی در روز بیست و دوم خرداد ماه را ندارد. هرچند برای برخورد با اغتشاش گران همیشه آماده است.
سردار رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی هفته گذشته از آغاز طرح برخورد با بدحجابی در نیمه دوم خرداد ماه خبر داده بود. مبارزه با بدحجابی از دو سال گذشته، اسم مستعار آمادگی نیروی انتظامی در برخورد با جنبش سبز بود، اما از آنجا که در ادبیات رسمی نظام، تلاش می شود جنبش سبز خاموش و از بین رفته تلقی گردد، از عناوین دیگر برای برخورد با سبزها استفاده می شود.
گفتنی است صفحه طرفداران فرمانده نیروی انتظامی در فیس بوک تا امروز فقط 6 عضو دارد.
دو سال است که خدا را در آسمان های شهر فریاد می زنیم، دوسال است که مظلومیت ملتی را در آسمان ها جستجو می کنیم، دو سال است که یارانمان دربندند و مادرانمان سیاه پوش و پدرانمان چشم به در …
آسمان این شهر پر از ندا شده است، پر از سهراب و این آخری هاله…
چهار ماه است که رهبرانمان دربند هستند و ما همچنان خدا را صدا می کنیم…
اینک در آستانه دومین سالگرد کودتای انتخاباتی سال ۸۸ قرار داریم، دوسال پیش در چنین شبی امیدوارانه منتظر صبح بودیم و الله و اکبر گویان در دل طلوع را انتظار می کشیدم.
۲۲ خرداد آمد و الله اکبر های ما فریاد شد، ۲۲ خرداد آمد و سکوت ما فریاد شد و باز دوباره می خواهیم خدا را در چنین شبی فریاد کنیم چراکه خدا از دیکتاتور ها بزرگ تر است…
. شنبه شب ۲۱ خرداد دوباره خدارا با همه عظمتش فریاد خواهیم زد ، صدای الله اکبر ما دوباره گوش شب را کر خواهد کرد…
ندای سبز آزادی: جبهۀ مشارکت ایران اسلامی در گرامی داشت یاد و خاطرۀ حماسه های 22و 25 خرداد سال 88 بیانیه ای صادر کرد.
در گوشه ای از این بیانیه آمده است «ما بر روش مسالمت آمیز برای پیشبرد اهداف جنبش تأکید می کنیم و به همین دلیل رادیکالیسم را آفت بزرگ جنبش مردمسالاری ایران می دانیم و اگرچه عامل اصلی بروز تند روی ها را رفتار نابخردانه و تندروانۀ نهاد های حکومت می دانیم که نقطۀ مقابل خود را تولید کرده و سپس هماهنگ و دست در دست با آن تلاش می کند تا جنبش را به برهوت آنارشیسم سوق دهد، اما در عین حال ازعموم مردم فهیم و صبور می خواهیم همچون گذشته در تمام برنامه های سیاسی واجتماعی خود، آرامش و مسالمت را سرلوحۀ حرکت خود قرار دهند و به هیچ روی و در هیچ حال از چارچوب قانون خارج نشوند و در دام رادیکالیسم کور که جز انحراف و سر خوردگی افراد جنبش سبز حاصلی ندارد نیفتند.»
به گزارش نوروز، متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور چشمگیر مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری در 22 خرداد سال 88 می توانست سرمایه ای عظیم برای وحدت ملی، آبادانی کشور وارتقای جایگاه بین المللی ایران باشد که متاسفانه در کمال شگفتی و با بی بصیرتی کامل اصحاب کودتا، رأی مردم به سرقت رفت و دولتی نامشروع و ناکارآمد و دارای سوءاخلاق بر کشور حاکم شد که در کمتر از دو سال کشور را در آستانۀ ورشکستگی کامل قرار داده است. حاصل دولت تقلبی همان است که بارها توسط رهبران اصلاحات و جنبش سبز بخصوص رهبران آن جناب آقای موسوی و حجة الاسلام والمسلمین کروبی، که اکنون بناحق در حبس خانگی بسر می برند، بیان شده است یعنی عقب افتادگی تقریبا غیر قابل جبران، سقوط آزاد اخلاق و دیانت، ورشکستگی اقتصاد و فرهنگ و از دست رفتن سرمایه های انسانی و مادی.
اما حماسۀ دوم در 25 خرداد رقم خورد که بی سابقه ترین حضور مردم پس ازانقلاب اسلامی شکل گرفت. مردم کشور بویژه تهران در این روز تاریخی در اوج بلوغ سیاسی با شعار جاودان "رأی من کجاست" نشان دادند که از حق خود نمی گذرند و با اتخاذ شیوه های مدنی در راه کسب آن استوارهستند. بدین سان بود که جنبش سبز حیات تازه ای یافت و امروز الهام بخش بسیاری از جنبش های تحول خواه منطقه شده است واگر این حرکت مردم توسط حاکمیت پاسخ در خور می یافت امروز جمهوری اسلامی به جای آنکه در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر باشد الگوی پیشرفت،استقلال و دموکراسی بود. لکن با کمال تاسف امروز پس از دوسال فشار و سرکوب همچنان در وضعیتی هستیم که نارضایتی در همه زمینه هاوجه بارز در بین همه اقشار است و شکاف دولت- ملت به گسلی پر ناشدنی تبدیل شده است که اگر همین الآن هم برای آن چاره ای اندیشیده شود، شاید بسیاردیر باشد.
به نظر ما مهمترین اقدام در راه باز سازی اعتماد ملی که اینک به شدت مخدوش شده است، بازگشت به حاکمیت قانون و جبران همه قانون شکنی ها است. خونبهای ندا، سهراب، سیدعلی موسوی، هاله سحابی و دهها شهید دیگر لزوماً قصاص قاتلین آنها نیست بلکه آزادی، حاکمیت قانون و دموکراسی است. در اینصورت است که می شود از گذشته تلخ عبرت گرفت و با سماحت از آن گذشت و به آینده پر امید چشم دوخت. در این راه و در اولین گام، اجرای کامل فصل سوم قانون اساسی که متضمن حقوق ملت است، الزامی است و قدم پس از آن می تواند در انتخاباتی کاملا آزاد، که در آن حقیقتاً میزان رأی ملت باشد، تجلی کند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی با گرامیداشت این ایام فراموش نا شدنی ازحاکمیت می خواهد تمام امکانات خویش را بجای سرکوب، در راه ایجاد زمینه آرام برای بیان مسالمت آمیز خواسته ها و مطالبات از سوی مردم بکار بندد تا با بوجود آمدن امکان برگزاری تجمعات و راهپیمایها و مراسم قانونی باردیگر امنیت به مردم و جامعه بازگشته و فضای پرنشاط سیاسی درکشور پدید آید.
ما بر روش مسالمت آمیز برای پیشبرد اهداف جنبش تأکید می کنیم و به همین دلیل رادیکالیسم را آفت بزرگ جنبش مردمسالاری ایران می دانیم و اگرچه عامل اصلی بروز تند روی ها را رفتار نابخردانه و تندروانۀ نهاد های حکومت می دانیم که نقطۀ مقابل خود را تولید کرده و سپس هماهنگ و دست در دست با آن تلاش می کند تا جنبش را به برهوت آنارشیسم سوق دهد، اما در عین حال ازعموم مردم فهیم و صبور می خواهیم همچون گذشته در تمام برنامه های سیاسی واجتماعی خود، آرامش و مسالمت را سرلوحۀ حرکت خود قرار دهند و به هیچ روی و در هیچ حال از چارچوب قانون خارج نشوند و در دام رادیکالیسم کور که جز
انحراف و سر خوردگی افراد جنبش سبز حاصلی ندارد نیفتند.
جنبش سبز با حضور پر نشاط و پر رنگ مردم در تمام برنامه هایی که درامتداد پاسداشت آراء مردم و قانون، گرامی داشت یاد شهدا و قدر شناسی ازفداکاریهای آسیب دیدگان، زندانیان سیاسی و خانواده های بزرگوار آنها برگزار می گردد امتداد می یابد. دور نباشد روزی که مشی و مرام مسالمت جویانه جنبش سبز دستورالعمل حکومت نیز گردد و همۀ ملت با یکدیگر در بنای
جامعه ای فاضل هم داستان شوند که در آن هر حقی و برای هر کس بخوبی پاس داشته شده، آرامش، عدالت و آزادی در کشور حاکم گردیده و چشم انداز توسعه و پیشرفت بار دیگر در پیش روی ملت قرار گیرد.
جبهۀ مشارکت ایران اسلامی
20/3/90
ندای سبز آزادی: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(شاخه خارج کشور) همزمان با فرارسید خردادماه و در آستانه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری و آغاز جنبش سبز بیانیه ای صادر نمود. در این بیانیه، ضمن گرامیداشت اعتراضات مدنی و پایداری مردم و دعوت به راهپیمایی پیش روی 22 خرداد به ادامه ی مسیر جنبش سبز بدون خشونت و همراه با پایداری بیشتر تاکید شده است.
به گزارش امروز، متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«والذین قالو ربنا الله ثم استقاموا»
ملت شریف و آگاه ایران!
خردادی دیگر فرا رسیده و مجددا حماسه های بیشمار شما را در این ماه پر حادثه را در اذهان زنده کرده است. حماسه هایی چون قیام ضد استبدادی 15 خرداد سال 1342، آزادی خرمشهر در سوم خرداد 1361، وانتخابات شکوهمند 2 خرداد 1376 تنها گوشه ای از مبارزات درخشان شما ملت بزرگوار در جهت نیل به استقلال و آزادی میهن بوده است که هیچگاه فراموش نخواهد شد. و اما آخرین برگ زرین دفتر افتخارات شما در این ماه، به حضور حماسی در انتخابات 22 خرداد 88 باز می گردد که طی آن بار دیگر بر خواست تاریخی خود برای استبداد زدایی از عرصه حکومت پا فشردید و صدای رسای خود را به گوش حاکمان رساندید.
خروش شکوهمند شما در خرداد 88 از آن جهت حائز اهمیت می نماید که تلاش هایی را که طی دو دهه گذشته در راه قبضه قدرت در انحصار گروهی معدود صورت گرفت، نقش بر آب کرد و سیمای حقیقی استبداد را برای همگان تمام عیار آشکار نمود.
جریانی با استفاده از تمامی امکانات کشور و با در دست داشتن کنترل تمام نهادهای انتصابی نهایت تلاش خود را کرد تا اصلاحات را به بن بست بکشاند. این جریان قدرت طلب، میخ نخست بر تابوت جمهوریت نظام را در انتخابات مجلس هفتم کوباند و عملا مجلسی را که می باید «عصاره فضائل ملت» باشد به مجلسی گوش به فرمان و بله قربان گوی خود بدل کرد. حاکمیت مستبد، برای جلوگیری از هرگونه تکرار حرکت اصلاحی قصد آن داشت که قوه مجریه را نیز به طور کامل در اختیار بگیرد و در نتیجه گام بعدی برای انتصاب فردی بی ریشه و گوش به فرمان در راس دولت را در سال 84 برداشت و دولت نهم را با حمایت ها و دخالت های آشکار و نهان نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بر سر کار آورد.
از ابتدای آغاز به کار دولت نهم، اجرای سیاستهای انحصارطلبانه ی مورد نظر استبداد طلبان حاکم که در طول دوران سازندگی و اصلاحات مجال اجرایی شدن پیدا نمی کرد در دستور کار قرار گرفت. سیاستهای تهاجمی و نابخردانه در عرصه بین المللی، تصمیمات غیرواقع بینانه و بی منطق در زمینه مسائل هسته ای، بستن فضای داخلی و سرکوب سیستماتیک احزاب، مطبوعات، نهادهای مدنی و دانشگاهها، رفتارهای به شدت عوام فریبانه در عرصه اقتصادی که منجر به تورم لجام گسیخته و گرانی ، بیکاری و کاهش تولید و قرار گرفتن نظام بانکی کشور تا مرز ورشکستگی و اتلاف صدهامیلیارد دلار درآمدهای نفتی تنها گوشه ای از اثرات مخرب سیاستهای اعمالی حاکمانی است که سرمست از انحصار و یکدست شدن حاکمیت سیاست و اقتصاد و فرهنگ این کشور را عرصه تاخت و تاز خود قرار دادند.
دوراندیشی و تحلیل های حازمانه و همچنین هشدارهای تمامی عقلا، کارشناسان و دلسوزان انقلاب و کشور نسبت به ادامه روند فعلی و مسیر آینده کشور در سالهای اخیر به روشنی «پرتگاه سقوط و فروپاشی» را تبیین می نمود و بنا بر همین احساس خطر و حس مسوولیت نسبت به آینده کشور و ملت اصلاح طلبان به روند وارد انتخابات شدند و مردم هم با توجه به تجربه چهار سال قبل و با مشاهده فجایع و ادامه این وضعیت به دعوت اصلاح طلبان پاسخ مثبت دادند و برای نجات کشور و اصلاح امور و استیفای حقوق و آزادی های مشروع خود به صحنه آمدند. لذا امید آن بود که با حضور گسترده مردم، حکومت مجالی برای تقلب تاثیرگذار در انتخابات نیابد؛ کما اینکه در دوم خرداد 76 قصد داشت با کودتایی انتخاباتی نتیجه را به سود نامزد و جریان مورد حمایت خود تحریف کند، ولی رای 20 میلیونی مردم به خاتمی جرات و میدان چنین جسارتی را از حاکمان گرفت.
اما متاسفانه و با کمال تاثر، همگان شاهد بودند حکومتی که 4 سال طعم قدرت مطلقه را چشیده بود، به هیچ روی حاضر نشد به رای مردم گردن نهد و به جای عقب نشینی از مطالبات زیاده خواهانه خود، یک گام بلند دیگر در جهت بسط استبداد برداشت و نقشه ی پیشین کودتای انتخاباتی را در 22 خرداد 88 سازماندهی و پیاده نمود.
در روزهای منتهی به انتخابات تمامی شواهد و قرائن حکایت از آن داشت که حکومت اهدافی ورای انتخاب مجدد احمدی نژاد در سر می پروراند. حمله به ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی در روز انتخابات، دستگیری صدها فعال سیاسی-مدنی که سابقه فعالیتهای انقلابی و مذهبی ایشان از سن احمدی نژاد بیشتر می نمود ساعاتی پس از پایان رأی گیری، اشغال روزنامه ها، اختلال در پایگاه ها و مجاری اطلاع رسانی به مردم و ممانعت از انتشار اخبار تقلبات و تخلفات انتخاباتی عملاً از کودتایی عریان علیه جمهوریت و مظاهر آن نظیر انتخابات آزاد حکایت می کرد. کودتایی که در مسیر حرکت به سمت نقض حقوق اساسی و آزادی های شهروندی ملت و ایجاد حکومتی استبدادی نقطه عطفی سرنوشت ساز به شمار می آمد. اما اشتباهات محاسباتی حکومت در دست کم گرفتن عزم راسخ و اراده عظیم شما ملت بزرگ در دستیابی به اهدافشان بود.
ملت شهیدپرور و آزاده ایران!
حضور حماسی شمادر 25 خرداد88 و ایستادگی های پیاپی پس از آن خواب آسوده را از حاکمان استبدادطلب و اذنابشان برگرفته است و خیال خام آنان در باز سازی مناسبات سلطانی در کشور و باز گشت به دوران سلطنت مطلقه را نقش بر آب کرده است. حضور بیش از 3 میلیون شهروند ایرانی در تهران در اعتراض به دزدیده شدن آرایشان توسط حکومت و ایستادگی های پس از آن اندک مشروعیت حاکمان را در پیش چشم حامیان داخلی و خارجی زدوده و ماهیت قانون گریز و دیکتاتور مآبانه آنها را بر همگان آشکار ساخته است.
در این مسیر سرکوب وحشیانه ی مسالمت آمیز ترین مدنی ترین اعتراضات تاریخ کشورمان توسط بخشی از نیروهای سپاه و بسیج لکه ننگ دیگری بود که بر پیشانی حکومت نشست و بنیان سست آن را حتی در بین هواخواهانش متزلزل تر از همیشه نمود.
ملت هوشیار و صبور ایران!
جنبش سبز، زاییده ی حرکت مدنی و آگاهانه و به دور از خشونت شما مردم متمدن و با فرهنگ در راه دستیابی به آزادی و عدالت، حرکتی عمیق و ریشه دار است که با سرکوب و خفقان و سانسور از بین رفتنی نیست. حکومتی که پس از 22 بهمن 88 همچون کبک سر خود را در برف فرو برده بود و به خیال خود قدرت خود را واکسینه می پنداشت ناگاه با خیزش مجدد و عظیم شما در 25 بهمن 89 مواجه شد و سراسیمه به جای پیدا کردن ریشه مشکلات و بازگشت به عقلانیت، بار دیگر با تکیه بر اشتباهات گذشته این بار در یک اقدام ناشیانه ی دیگر دست به دستگیری رهبران جنبش سبز زد.
ملت آگاه و مقاوم ایران!
نیک بدانید که تمامی سرکوب ها و تنگناهایی که حکومت در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود آورده تنها از ضعف مفرط در مواجهه با مخالفان بر می آید.
آگاه باشید که طی دو سال گذشته به علت برخوردهای سبعانه ی حاکمیت با جوانان این مرز و بوم و فجایعی چون کهریزک و کشتار سی خرداد و عاشورای 88، بخش قابل ملاحظه ای از حاکمیت دچار انفعال و اصطکاک شده است. صحبتهای غیر مستقیمی که از افرادی چون فرمانده سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات مبنی بر ریزش در درون این ارگان ها وجود دارد را باید بسیار جدی تلقی کرد.تحلیل این شرایط و چشم انداز آینده نیازمند سخنی دیگر است و ما در روزهای آینده در این باره با شما سخن خواهیم گفت.
ملت شریف ایران!
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به عنوان تشکلی که هزینه های بسیاری را در راه جنبش آزادیخواهانه و سبز شما مردم پرداخته است و بسیاری از اعضای ارشد آن نیز به اسارت حاکمیت در آمده اند، بار دیگر شما را به صبر، استقامت و ادامه طریق در مسیر متعالی و آزادیخواهانه ای که گام نهاده اید فرا خوانده و از شما می خواهد با شرکت در راه پیمایی اعلام شده از سوی شورای هماهنگی سبز امید در روز 22 خرداد امید حاکمان استبداد طلب به امکان ادامه وضعیت موجود را به یأس تبدیل کنید. همچنین بر این عقیده ایم که پافشاری بر خواسته های حداقلی جنبش سبز که در منشور سبز توسط آقای موسوی بیان شده است، تنها راه برون رفت از این بن بست کنونی کشور می باشد ( و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا). ما هم چنین دلسوزانه و از سر خیر خواهی به حکومت هشدار می دهیم که شهامت اعتراف به اشتباه را از خود نشان دهد و از لجاجت بیشتر در برابر خواست و اراده ملت دست بردارد.
در پایان از تمامی عقلای اصولگرا و دلسوزان واقعی نظام انتظار می رود به جای مدح و ثنای قدرت و پیشی گرفتن از یکدیگر درتقرب به آن، پیش از آنکه بیشتر دیر شود، دلسوزانه حاکمان را متقاعد به بازگشت از راه پر مخاطره و باطلی که در آن گام گذاشته اند کنند و اجازه ندهند میراث انقلاب شکوهمند 57 و ثمره خون شهیدان هزینه ی قدرت طلبی اقلیتی کوچک شود که جز حفظ قدرت خویش هیچ شاخصی را برای اداره کشور مد نظر قرار نمی دهند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
شاخه خارج از کشور
21 خرداد 1390
ندای سبز آزادی: پانزده تشکل ایرانی خارج از کشور در بیانیه مشترکی که به مناسبت دومین سالگرد انتخابات ۸۸ منتشر نموده اند ضمن حمایت از راهپیمایی سکوت مردم ایران به مناسبت دومین سالگرد کودتای خرداد ۸۸ به حاکمیت هشدار داده اند تا دیر نشده است صدای ملت را بشنود. در این بیانیه آمده است: “رهبر جمهوری اسلامی سرسختانه نارضایتی مردم در برابر حاکمیت مستبدانهاش را به رسمیت نمیشناسد و قلدری در برابر خواست ملت را افتخار خود میداند. کارنامه عملکرد گذشته و رفتار و گفتار فعلی رهبری نشاندهنده آن است که بدون مبارزه و فشار مستمر ملت وی حاضر به هیچ گونه مصالحهایی که حقوق اولیه مردم را به رسمیت بشناسد نیست و در شرایط عادی تنها اطاعت محض از رفتار فرعونمابانه و پیروی مطلق از سیاستهای خارجی و اقتصادی مورد نظر خود را پیش شرط حضور در حاکمیت میداند.”
متن کامل این بیانیه که در اختیار تحول سبز قرار گرفته است در پی می آید:
انتخابات مهندسی شده و کودتایی ٢٢ خرداد ۸۸، که با هدف اخراج نیروهای غیرمطیع رهبری از حاکمیت جمهوری اسلامی انجام شد، جنبش دموکراسی خواهی ایران را در موقعیت جدیدی قرار داد. حضور میلیونی اقشار مختلف مردم در راهپیمایی ٢۵ خرداد و روزهای پس از آن- اگرچه به دستور علنی رهبری در نماز جمعه ٢٩ خرداد به صورت خشونت باری سرکوب شد- نیروی جدیدی را در اختیار جنبش دموکراسی خواهی ایران قرار داد تا به مبارزات ضد استبدادی خود با توانی مضاعف ادامه دهد.
در حالی که موج آزادیخواهی مردم منطقه دولتها را به حداقل توجهی نسبت به خواستهای مردمشان وا داشته، رهبر جمهوری اسلامی سرسختانه نارضایتی مردم در برابر حاکمیت مستبدانهاش را به رسمیت نمیشناسد و قلدری در برابر خواست ملت را افتخار خود میداند. کارنامه عملکرد گذشته و رفتار و گفتار فعلی رهبری نشاندهنده آن است که بدون مبارزه و فشار مستمر ملت وی حاضر به هیچ گونه مصالحهایی که حقوق اولیه مردم را به رسمیت بشناسد نیست و در شرایط عادی تنها اطاعت محض از رفتار فرعونمابانه و پیروی مطلق از سیاستهای خارجی و اقتصادی مورد نظر خود را پیش شرط حضور در حاکمیت میداند.
از آنجا که ادامه این سیاستها- که کشور را در پرتگاه فروپاشی قرار داده- وضعیت معیشت مردم و روابط بینالمللی کشور را روز به روز اسفناکتر میسازد، رهایی از این استبداد فردی بیش از گذشته ضروری گشتهاست. هشت سال تجربه تلاش برای تغییر رفتار رهبری در دوران اصلاحات و فهم عمومی از بیفایدگی این رویکرد بسترساز جنبش سبز مردم ایران بود. در شرایطی که بسیاری از فعالان وهمراهان جنبش سبز همچنان در بند و حصر به سر میبرند و ماشین سرکوب و قتل به کار خود ادامه میدهد، تکیه بر روش های پیشین، هرچند با نیت اصلاح اوضاع وخیم کشور، با واقعیات کنونی فضای سیاسی کشور همخوانی نداشته و در راستای منافع ملی نیست. راه دستیابی به مطالبات ملت ایران و رهایی از بند استبداد دینی، پافشاری بر حقوق اولیه مردم و مبارزه مسالمتآمیز مدنی با دیکتاتوری است.
با در نظر گرفتن این پیش زمینه تنها وقتی مصالحه معنی پیدا می کند که اقتدارگرایان حقوق و خواسته های اساسی ملت را پذیرفته باشند ومصالحه بر سر چگونگی برچیدن کم هزینه نهادهای استبدادی شکل بگیرد. به باور ما پیش از پذیرش شرایط حداقلی زیر توسط حاکمیت اصولا هرنوع مصالحهای بیمعنی، باعث از دست رفتن فرصت های طلایی برای اصلاحات حقیقی و تداوم ظلم بر ملت است.
الف. آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی و به خصوص همراهان جنبش سبز زهرا رهنورد، میرحسین موسوی، فاطمه کروبی و مهدی کروبی: حاکمیت در دو سال اخیر نه تنها تلاشی در این راستا ننموده است بلکه مستمرا اقشار مختلف جامعه را به جرم ابراز عقاید سیاسی، فعالیت سیاسی یا صنفی و یا دفاع از حقوق بشر، تحت عناوین واهی براندازی و ارتباط با بیگانگان به بند کشیده است. احکام دستگاه قضایی علیه دانشجویان مضروب در خرداد ۸۸ در کوی دانشگاه تنها نمونه ایی از این رفتار ظالمانه است!
ب. تضمین آزادی فعالیت سیاسی توسط احزاب، رفع توقیف احزاب ممنوع شده و آزادی مطبوعات و رسانه های مستقل: رفتار حاکمیت در دو سال اخیر تلاشی همه جانبه برای خاموش کردن هر گونه فعالیت سیاسی غیر همسو با دستگاه رهبری و قلع و قمع مطبوعات و فیلتر سایت هایی بوده است که نظراتی مستقل از دستگاه حاکمیت داشته اند. این رفتار بخشی از پروژه تثبیت حاکمیت مطلقه فردی رهبری بوده و بدون توقف آن امکان برقراری دموکراسی در ایران وجود ندارد.
ج. توقف تاراج بنگاهها و پروژههای بزرگ اقتصادی توسط مراکز قدرت وابسته به رهبری، از جمله سپاه و ستاد اجرای فرمان امام، منع نهادهای نظامی و امنیتی از هرگونه مداخله در امور اقتصادی، تثبیت شرایط شفاف اقتصادی برای امکان فعالیت بخش خصوصی مستقل از حاکمیت و توقف بلادرنگ ماجراجوییهای هستهای تا رفع تحریمهای اقتصادی بینالمللی: بسیاری از مشکلات اقتصادی کنونی کشور ریشه در ساختار ناکارآمد استبدادی سیاسی دارد. نگاه رهبر جمهوری اسلامی به سیاستها و برنامههای اقتصادی نه بر اساس بهبود معیشت مردم، بلکه با هدف افزایش قدرت وی برای تعقیب اهداف ایدئولوژیکاش صورت میگیرد. این رویکرد که ملغمهای است از سیاستهای اقتصادی دول فاشیستی-استالینیستی دهههای میانی قرن بیستم (با نمونه متاخر آن در روسیه پوتینی) و نگاه جزمی فقهی، نه تنها استفاده از قابلیتهای انسانی و طبیعی اقتصاد ایران را ناممکن ساخته، بلکه با ناکارآمدی روزافزونش، اقشار گستردهای را دچار فلج اقتصادی و عواقب دهشتناک اجتماعی آن ساختهاست. حمایتهای همهجانبه و فراقانونی رهبری از سیاستهای ناکارآمد و خلقالساعه اقتصادی دولت مسئولیت وضعیت اسفناک رکود-تورمی کنونی را نیز بردوش وی میگذارد و فاصلهگیریاخیر وی از دولت از مسؤولیت وی نخواهد کاست.
د. برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی که تمامی شهروندان فارغ از عقیده، نژاد و جنسیت خود مجاز به رای دادن و انتخاب شدن باشند: انتخابات متقلبانه خرداد ۸۸ نشان داده که حاکمیت فعلی صلاحیت برگزاری چنین انتخاباتی را ندارد و پیش از شکل گیری دولت منتخب، انتخابات آزاد تنها با نظارت نهادهای ذی صلاح بین اللملی معتبر است.
در صورتی که رهبری به این پیش شرط های مسالمت جویانه تن دهد امکان مذاکره برای برچیدن کم هزینه و آبرومندانه نهادهای استبدادی فراهم میگردد. در غیر این صورت تجربه کشورهای منطقه نشان داده است که مردم قادرند دیکتاتورها را عزل و محاکمه کنند و مسؤولیت راه پرهزینه بعدی که توسط جوانان و ملت ایران برگزیده خواهد شد بر دوش رهبری است.
در پایان ما به عنوان جمعی از تشکلهای ایرانی خارج از کشور، از راهپیمایی سکوت مردم ایران به مناسبت دومین سالگرد کودتای خرداد ۸۸ حمایت کرده و به حاکمیت استبدادی انذار میدهیم تا پیش از آن که دیر شود به ندای مسالمتآمیز احقاق حق ملت ایران گوش بسپارد چرا که گذر زمان به نفع آنان نیست و در صورتی که امروز به خواسته های نجیبانه مردم پاسخ ندهند فردا باید در دادگاه های عدل ملت پاسخگو باشند.
پرسا – پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی
http://iranporsa.org
راه سبزمجارستان
http://www.facebook.com/groups/IranGreenMovement.Hungary
نسل آزادیخواه ایران – اتریش
http://www.ilga.at/
همبستگیبا جنبش دموکراتیک ایران – ادمونتون (سیدمی)
http://sidme.wordpress.com/
راه سبز ایرانیان مالزی – رسام
http://www.facebook.com/rasam.malaysia
انجمن دانشجویان خارجی حیدرآباد و جمعی از دانشجویان ایرانی در هند
Austin For Iran Student Chapter
سبز هیوستون
http://sabzhouston.org
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم
Green Aggies
دانشجویان حامی جنبش سبز ایران (سیگما)، دانشگاه ویکتوریا، کانادا
activists4iran ایتالیا
گرین- دموکراسی (استکهلم سوئد)
رساگ سوئد
انجمن دانشجویان ایرانی دموکراسی خواه دانشگاه جورج واشنگتن
راه سبز اتاوا
دانشجویان سبز حامی دمکراسی برای ایران- جنوب کالیفرنیا
امام جمعه مشهد گفت: نباید مسوولان در برابر توسعه بیحجابی و بدحجابی بیتفاوت باشند.
سید احمد علمالهدی در خطبههای نماز جمعه این هفته مشهد در محل رواق امام خمینی(ره) حرم مطهر افزود: مسوولان نباید در برابر توسعه بیحجابی و بدحجابی بیتفاوت باشند؛ الان هر روز که میگذرد در خیابانهای این شهر و سایر شهرها، توسعه بیحجابی می بینیم و در عین حال همه بیتفاوتند، جریانهای مدیریتی بیتفاوتند، مردم هم بیتفاوتند.
وی ادامه داد: برادرم! خواهرم! اگر در کوچه و محله شما، یک درنده یا گزنده پیدا شود، شما نمیگذاری بچهات از خانه بیرون برود که نکند این گزنده و درنده به او آسیب بزند. عزیز من! این زن و دختر جوانی که در آن کوچه همسایه شماست و هر روز و هر ساعت روسریاش عقبتر میرود و مویش پریشانتر و لباسش تنگتر میشود، از هر درندهای و از هر گزندهای برای ناموس و جوان تو آسیبش بیشتر است؛ چرا بی تفاوتی؟ اینها توهین نیست، اینها بیان واقعیت است و این واقعیتها وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: دختر خانمی که یاد گرفته در کوچه و خیابان سوار دوچرخه شود، این دوچرخه را که با لباس گشاد و مقنعه که سوار نمیشود، او با لباس کوتاه و تنگ سوار این دوچرخه میشود و لباس کوتاه و تنگ این دختر روی زین دوچرخه با ایمان پسر جوان تو چه میکند؟ اصلا در خیابان و کوچه شهر امام رضا(ع) چه کسی اجازه داده زنها و دخترها سوار دوچرخه شوند؟ این دوچرخهسواری را چه کسی راه انداخته است؟ چرا مردم و مسوولان و دستگاههای امنیت اجتماعی و پیشگیری از جرم در مقابل دوچرخهسواری زنها و دخترها بیتفاوتند؟ آخر این دوچرخه سواری دختر و زن عارضه دارد.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: نشستن روی دوچرخه برای دختر و زن حرام نیست. یک دختر خانم در خانه خودش، در را ببندد و توی حیاط خانهاش ۱۰ ساعت هم دوچرخهسواری کند حرام نیست، اما وقتی این دختر خانم بیاید توی کوچه و با لباس دوچرخهسواری، سوار دوچرخه شود، آن لباس و آن حرکت، عارضه فساد و منکر و فحشا برای جامعه دارد. چطور دستگاهها بیتفاوتند و اصلا چه کسی اجازه داده است؟ چرا جلوی این را نمیگیرند؟ حالا در هر خرابهای، هر کثافتی صورت میگیرد، ولی چرا در شهر امامرضا (ع)؟ برادران! خواهران! مدیران! مسوولان! شب اول قبر امام(ره) گریبان شما را میگیرد و میگوید من آمدم، یک عده هم به پیروی من آمدند، خون دادند، جان دادند، بچه دادند و این مکتب را تاسیس کردند و این نظام را به وجود آوردند ولی شما در مقابل بعد معنویت این نظام بیتفاوت بودید. مسوولیت را گردن گرفتید اما انجام ندادید، مدیریت عهدهدار شدید ولی در مقابل پیغمبر اسلام و قرآن به تکلیفتان عمل نکردید.
وی ادامه داد: در ابتدای هفته، در مراسم باشکوه یاد امام بزرگوارمان در مرقد مطهر آن امام راحل، مقام معظم رهبری نکاتی را بیان کردند. نکاتی که در موقعیتهای گوناگون در بیانات مقام معظم رهبری گفته میشود، نکاتی جامع و گسترده است و در تحلیل و بازخوانی، باید از درون کلام خط ساز این بزرگوار استخراج شده و مورد بحث قرار بگیرد. در ابتدای سخن در تحلیل شخصیت امام فرمودند که “امام خمینی(ره) صاحب مکتب بود و مهم مکتب امام است”؛ دقیقا نکتهای که بنده هم به همین مناسبت در هفته گذشته عرض کردم، برای ما شخصیت جریانی امام(ره) مطرح است.
وی با بیان اینکه بنا بر صحبتهای مقام معظم رهبری مکتب امام دارای سه بعد اللهیت، معنویت و عدالت بود، افزود: بعد الّلهیت مکتب امام، تاسیس نظام جمهوری اسلامی است و تفهیم استقلال و خودکفایی برای مردم و مردم را به خودشان باوراندن.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: بعد معنویت مکتب امام، از معنویت شخص امام سرچشمه گرفته است. معنویت امام با آن تقوا و زهد، با آن اخلاص و خداباوری و با آن عشق و دلداگی به حق. تمام مسائل شخصی و معنوی امام در تمام آموزههای امام رنگ دارد. امام خمینی(ره) معلم اخلاص بود، معلم معنویت بود، معلم عبودیت حق بود، معلم تقوا و اخلاق بود. آموزه اخلاقی و معنوی امام، بالاتر از شخصیت آموزشی امام در ابعاد تخصصی فقه و فلسفه امام بوده و این بعد معنویت در مکتب متجلی است.
وی در خصوص بعد عدالت مکتب امام افزود: امام در تمام رهنمودها، برنامهها و حرکتها جامعه مستضعف، قشر آسیب پذیر و انسانهای محروم را نشانه میگرفتند تا محرومان به حقوقشان برسند، از فرصتها استفاده کنند و قدرتمندترها در عرصه بهرهبرداری از امکانات عمومی و فرصتهای کشور، از فقرا و محرومان جلوتر نیفتند.
امام جمعه مشهد گفت: آن چیزی که در تحلیل فرمایشات مقام معظم رهبری لازم است ما بدانیم، این است که امام(ره) از دنیا رفت، مکتب امام هم در صحیفه امام و آثار و نوشتهها و گفتههای امام که به صورت نوشتار درآمده است، یک شخصیت کتبی دارد و این شخصیت کتبی امام در این نوشتهها و آثار موجود است، اما آیا واقعا مقام معظم رهبری که فرمودند نباید بگذاریم مکتب امام(ره) دچار انحراف شود، منظورشان این بود که صحیفه امام دست نخورده بماند، آثار امام را کسی تصرف نکند، فرمایشات و نوشتههای امام را کسی تحریف نکند؟ نه! مکتب امام یک وجود عینی وخارجی دارد و این وجود عملکرد این نظام است.
وی ادامه داد: یعنی تمام مستضعفان و مسلمانان دنیا وقتی میخواهند شخصیت امام را ببینند و تحلیل کنند در عملکرد نظام ما میبینند و تحلیل میکنند. اگر کار به جایی رسید که در عرصه اقتصاد میدان باز شد برای گردن کلفتها و قدرتمندان که ببرند و بچاپند و رانت خواری کنند، مکتب امام در بعد عدالت دچار انحراف شده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: اگر در عملکرد نظام در جامعه ما قرار شد خدا و مردم در طرحها و برنامهها رعایت نشوند، دین و شریعت در برنامهها و عملکرد نظام مورد توجه قرار نگیرد، بعد عقلانیت مکتب امام ضربه میبیند.
وی تصریح کرد: اولویت اول در مکتب امام خمینی(ره) و عملکرد نظام دین خدا، شریعت مقدسه و حلال و حرام و مکروه و مستحب این دین است. در این مملکت، خیلی چیزها لازم است و با خیلی مسائل باید مردم جذب شوند، اما نه به قیمت فعل حرام، نه به قیمت ترویج فاحشه و منکرات
و خلاف شرع. در مملکت ما تفریح و تفرج لازم است، در این ماه آخر فصل بهار و تابستان، وجود تفریحگاهها، مخصوصا در ییلاقات خوش آب و هوا برای مرد و زن و خانوادههای ما لازم است، اما نه به قیمت لاابالیگریها، نه به قیمت باز بودن فضا برای اباحهگریها و بیبند و باریهای یک مشت دختر و پسر جوان.
آیتالهه علمالهدی اضافه کرد: یک تفرجگاه برای مردم ما لازم است، باید مردم، خانوادهها و جوانهای ما به این تفریحات بروند، تا آرامش پیدا کنند و خوش بگذرانند اما نه به این قیمت که هرزهگی یک مشت پسر و دختر جوان باعث شود دلواپسی برای خانوادهها نسبت به جوانانشان به وجود بیاید.
وی با بیان اینکه جذب مردم باید با مطالبات دینیشان باشد، عنوان کرد: یک مشکلی که ما امروز در برابر بعضی از عزیزان کوتاه فکرمان داریم، این است که ما میگوییم عزیزان این برنامه چرا دارد اجرا میشود؟ این بی بند و باری چرا جلوگیری نمیشود؟ میگویند آقا! ما باید جذب کنیم و استناد میکنند به فرمایش مقام معظم رهبری در مورد جذب حداکثری. آخر چه را میخواهید جذب کنید؟ جذب و در کنارش دفع؟ شما مسوولیتتان جذب چه کسانی است؟ شما مسوول جذب بیدینهای این مملکت هستید یا مسوول جذب متدینین آن هستید؟
امام جمعه مشهد تصریح کرد: جامعه ما جامعه دینی و ولایی است و اکثریت آن متدینند و مطالبات دینی دارند. شمایی که میخواهید جذب کنید، آیا میخواهید اکثریت متدین را با مطالبات دینیشان جذب کنید، یا اقلیت لائیک جدا از دین را به قیمت دفع این اکثریت جذب کنید؟ این جذبتان باید منطقی باشد. جذب اقلیت و دفع اکثریت؟!
وی ادامه داد: بعد اللّهیت مکتب امام که تجسمش در عملکرد نظام هست، اول رعایت دین و حلال و حرام خداست و بعد رعایت مردم. ما باید مردم را در این مملکت جدی بگیریم؛ مردمی که وفادارند، مردمی که پای انقلاب ایستادهاند، مردمی که ایثارگرند، مردمی که امام بزرگوار فرمودند “مردم ما در وفاداری در جامعه جهانی بینظیرند.”
وی خاطرنشان کرد: برای اجرای یک طرح و برنامه و صرف مالیات و عوارض، ببینید در مردم چه میگذرد؟ اجرای یک طرح عمرانی که باعث زیبایی و عوض شدن چهره شهر شود و مبلمان شهری را بالا ببرد خوب است، اما به چه قیمت؟ مردم چه میشوند؟ گاهی اوقات بیتوجهی به ترافیک یک خیابان مردم را مستاصل و آنها را در زندگی دچار مشکل میکند. ما باید برای تحقق بعد الّلهیت مکتب امام، آرامش مردم را در نظر بگیریم.
آیتالله علمالهدی در ادامه اظهار داشت: برادران! خوهران! خوشبختانه ما امروز در کشورمان با یک سرمایه عظیمی روبهرو هستیم و آن جوانان متدین ما هستند. هفته دیگر مراسم اعتکاف برگزار میشود و ببینید که ۸۰ درصد شرکت کنندگان آن را دختر و پسر جوان تشکیل میدهند، ما با چنین جامعه جوانی روبهرو هستیم. آنهایی که مسن هستند آیا پیش از انقلاب یادشان هست که در همین مسجد گوهرشاد مراسم اعتکاف برگزار شود؟
وی افزود: اینها برکت و پرورش و رهنمود و خطسازی مکتب امام و انقلاب است که به اینجا رسیده و مدیران و مسوولان و مردم ما موظفند، جلوی آسیبهای این بعد معنویت مکتب امام(ره) را بگیرند. برادران! خواهران! اگر در جامعه ما هرزهگی رایج شد، اگر در جامعه ما بیحجابی و ول انگاری زن و دختر جوان متداول شد، اگر در جامعه ما منکرات و ناهنجاریها در مظاهر اجتماع ظاهر شد، به این جوان مومنی که به این شکل دنبال معنویت است، آسیب میزند و این معنویت را از نسل جوان ما میگیرد.
امام جمعه مشهد تصریح کرد: برادران! خواهران! مدیران! مسوولان! بدانید مساله بیحجابی و بدحجابی و ول انگاری زنها و دختر ها در این کشور آتش سوزندهای است که ایمان نسل جوان ما را خاکستر میکند.
سیدمحمدرضا خاتمی نایب رئیس مجلس ششم، در گفتوگویی با ماه نامه«نسیم بیداری» مجلس ششم را مدافع جان و مال ایرانیان نامید و از تحصن نمایندگان مجلس ششم حمایت کرد.
اهم مطالب این مصاحبه به نقل از خبرآنلاین در ادامه می آید:
[درباره تایید انتخابات مجلس ششم پایتخت، پس از نامه شورای نگهبان به مقام معظم رهبری]شورای نگهبان عقب نشینی نکرد بلکه بر سر مواضع خود ایستاد و هفتصدهزار رای مردم را باطل کرد، بیش از این نمی توانست کاری انجام دهد. دلیل تایید انتخابات تهران، شگفت آور بودن این انتخابات و پیروزی قاطع و بدون حرف و حدیث اصلاح طلبان بود. با این حال این نهاد تاجایی که توانست بر سر مواضع خود ایستاد و سرانجام نیز با جایگزین کردن فردی به جای آقای رجایی، انتخابات را تاییدکرد.
-فردی که در انتخابات بعد مجلس، حتی یک رای هم به رای های او افزوده نشد. یعنی سقف جایگاه آنها در جامعه، همان بود و تا به حال هم اگر کم نشده باشد، مسلما افزایش نیافته است. به نظر می رسد این، رمز مقاومت در برابر انتخابات آزاد است.
- مجلس ششم یک قدم محسوب میشد، البته نه یک قدم معمولی بلکه یک قدم بزرگ. ارزیابی غیرواقعبینانه این بود که ما فکر میکردیم بخشهای دیگر حکومت به قانون اساسی و رای مردم احترام میگذارند. این ارزیابی ما ارزیابی خوش بینانهای بود و گمان میکردیم این افراد حاضرند رای مردم را بپذیرند و قاعده بازی را رعایت کنند. ما در مجلس ششم با جریانی روبهرو بودهایم که جز قدرت هیچچیز را نمیشناخت. این گروه، رسیدن به قدرت را با هر ابزاری مجاز میشمرد و اندیشههای ماکیاولیستی را تحت ابزار و شعارهای مقدس، گسترش داد. یکی از بزرگترین دستاوردهای مجلس ششم، افتادن پرده از صورت این جریان بود.
- مشارکت قبل از انتخابات اولویتهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اعلام کرد. حداقل لیدرهای اصلاحات برنامه داشتند. … ما در پایان مجلس ششم عملکرد این مجلس را منتشر و اعلام کردیم که این برنامههای ما قبل از ورود به مجلس بود و و این لیست کارهایی است که انجام شده. ما بیش از ۷۰درصد از برنامههای خود را عملی کردیم.
- من قبول ندارم که کابینه اول خاتمی قویتر بود کما اینکه اعتقاد دارم که کابینه دوم قویتر بود.
با احترام به آقای دکتر مهاجرانی، به نظر من هیچ وزیر ارشادی به اندازه آقای مسجدجامعی منشا خیر نبوده است.
- من اگر قرار بود کابینه بچینم که به اینصورت نمیچیدم. در مجلس ششم این دیدگاه وجود نداشت که اگر کسی که ما میخواهیم معرفی نشود، ما قهرکرده و به خانه می رویم.
- یکی از مظلومیتهای مجلس ششم و دولت اصلاحات آن بود که رسانه های عمومی در دست مخالفان آنان بود. این رسانه ها روز را شب و شب را روز جلوه میدادند و در مقابل کاری از دست ما برنمی آمد. تلویزیون حتی تصاویر مجلس را به صورت گزینشی پخش میکرد. هنگام ترک مجلس توسط نمایندگان مجلس ششم، نرخ بیکاری ازحدود بیست درصد به ۱۱درصد رسیده بود. تورم کاهش یافته و به ۵/۱۰درصد رسیده بود. نرخ سرمایه گذاری خارجی افزایش یافته بود و… ما برای اولین بار پس از انقلاب رشد اقتصادی نزدیک به ۸ درصد را تجربه کردیم. آن هم با نرخ نفت بشکه ای به طور متوسط ۲۰ دلار. این اقدامات در حالی انجام شد که کارشکنیهای زیادی صورت میگرفت. وزیر را در خیابان میزدند و معاون وزیر را دستگیر میکردند، نمایندگان را به زندان می انداختند و در عین حال مرتب این تبلیغات را مطرح کردند که مردم گرسنه اند. اگر اقدامات ما سیاسی بود آمارها حکایت دیگری داشت.
- مجلس ششم را به سیاسی بودن متهم می کنند در حالی که مجلس باید سیاسی باشد. همچنان که مدرس را الگوی خود قرار میدهند که فردی کاملا سیاسی بود. این فرد مگر چند تا قانون اقتصادی تصویب کرد؟ جز این بود که در برابر قدرت مطلقه می ایستاد؟ از سوی دیگر شما میتوانید آمارهای سال ۸۳ را با آمارهای کنونی مقایسه کنید تا مشخص شود که ما در آن زمان از چه موقعیتی برخوردار بودیم.
-دولت نیز امروز در بدترین وضعیت از نظر مشروعیت قرار گرفته، به گونه ای که علمای ما نیز حاضر به پذیرش رئیس دولت نیستند. ما در آن زمان خدمت آقایان می رسیدیم و در جریان انتقادات قرار می گرفتیم و پاسخها و توضیحات خود را نیز به آنان میدادیم.
- برای ما به عنوان نماینده مجلس ششم، همین افتخار بس است که الان مردم در خیابان به ما می گویند که خدا پدر شما را بیامرزد. ما در زمان شما راحت تر زندگی می کردیم. …تاریخ نشان خواهد داد که هرکدام از مجالس در کارنامه اقتصادی در کدام رتبه قرار خواهند گرفت.
- من اصلا اقتصاد سوسیالیتی را قبول ندارم. من معتقد به اقتصاد بازار آزاد، توام با نظارت دولت هستم… من هیچ وقت شعار چپ ندادم. آن زمانی که جناح چپ وجود داشت، من هنوز بچه بودم.
- هیچ حادثه ای با حادثه رد صلاحیت ۲۵۰۰ نفر از کاندیداهای مجلس برای تعطیلی جمهوریت برابری نمیکرد. مجلس احساس کرد که با این اقدام، فاتحه جمهوریت خوانده شده است. دوم اینکه عنوان می شود هدف از تحصن، تامین منافع خودشان بوده است. ما در همان زمان اعلام کردیم که ما ۸۰ نفر از نمایندگان مجلس، در انتخابات شرکت نمی کنیم، اما به حقوق ۲۵۰۰ نفر دیگر رسیدگی شود. بر این اساس تحصن تنها کاری بود که قابلیت اجرا داشت.
- اگر در زمان تحصن رسانه در دست ما بود، تمام مردم از آن آگاه میشدند. اما در آن زمان ما تحریم کامل شده بودیم.
[در پاسخ به این پرسش که آیا درست است که به سران تحصن پیشنهاد داده بودند که دو روز تحصن را تعطیل کنید تا تایید صلاحیت صورت بگیرد] در جریان تحصن توافقات خوبی انجام شد اما این توافقات اجرایی نشد و حتی حکم رهبری را زیر پا گذاشتند. مشخص کرده بودند که این افراد نباید حضور داشته باشند تا تایید صلاحیت انجام شود. ما هم پذیرفتیم اما برخی نهادهای نظارتی به قرار خود در مورد بقیه تجدیدنظرها عمل نکردند.
[در پاسخ به این پرسش که در یک حرکت سیاسی، مهمترین مساله، پیشبینی گام بعدی حرکت است. به نظر میرسد نمایندگان متحصن هیچ برنامهای برای گام بعدی خود در صورت نرسیدن به اهداف تعیین شده نداشتند.] این پرسش شما پاسخ دارد، ولی در حال حاضر مایل نیستم درباره آن سخن بگویم.
- اگر روند تعریف نظام در شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی باشد، مجلس ششم چهره تابناکی از نظام نشان داد. به لحاظ تامین منافع کشور، هیچکس به اندازه مجلس ششم و دولت اصلاحات به کشور خدمت نکرد. اصلاح طلبان توانستند آمریکا را منزوی و اتحادیه اروپا را از آمریکا جدا کنند…. این مجلس توانست اسلام رحمانی و مروت و اخلاق را ترویج کند. هیچ مجلسی به اندازه مجلس ششم از جان و مال مردم حمایت نکرد. مجلس ششم در طول تاریخ پارلمان ایران اگر نخواهیم بگوییم بینظیر، باید تاکید کنیم کم نظیر بوده است.
ندای سبز آزادی: مهدی کوچکزاده، از نمایندگان حامی دولت در مجلس در یادداشت کوتاهی که با لحنی طنز در وبلاگ خود منتشر کرده به انتقاد از تصمیم اخیر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی در ادغام سه وزارتخانه راه و ترابری، ارتباطات و فنآوری اطلاعات و مسکن و شهرسازی پرداخت و به طعنه آن را «”شاه” کار مدیریت مجلس»! نامید.
به گزارش آفتاب، کوچک زاده در یادداشت خود آورده است: «در هفته گذشته در راستای اجرای ماده ۵۳ قانون برنامه ، دولت لایحه ای با قید یک فوریت تقدیم مجلس کرد تا وزارتخانه های راه و مسکن در یکدیگر ادغام و وزارت امور زیربنایی تشکیل گردد و مجلس از آنجا که در راس امور است با فوریت این لایحه مخالفت کرد اما همین مجلس که البته باز هم در راس امور است و در همان هفته قبل با یک قیام و قعود برق آسا و نمیدانم چند فوریتی رای به ادغام کاملا کارشناسانه! ۳ وزارتخانه راه و مسکن و ارتباطات و فن آوری اطلاعات داد!!!! تا جبران تعلل یکسال و اندی را در تصویب طرح نظارت بر نمایندگان کرده باشد».
این نماینده حامی دولت میافزاید: «دولت هم غلط میکند به قانون گردن نگذارد!!! با یک قیام و قعود دیگر و بدون دادن مهلت برای هرگونه دفاع یک کارت زرد دیگر برایش درست می کنیم و به دستگاه قضایی میفرستیم تا حساب کار دستش بیاید که مهم نیست مملکت نابود شود قانون مصوب ما نباید زمین بماند»!
کوچکزاده در پایان مینویسد: «شرمنده از اینکه وکیل الدولگی ما را رها نمیکند».
ندای سبز آزادی: مصطفی تاجزاده در سومین نامه سرگشاده خود به حسین شریعتمداری به بررسی ابعاد مختلف کودتای انتخاباتی سال ۸۸ پرداخته است. وی ضمن طرح سوالاتی در خصوص عملکرد رسوای حاکمیت در این انتخابات ضمن اعتراض به برخوردهای صورت گرفته و مقایسه این رویداد با کودتای ۲۸ مرداد می گوید: “ آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام دادید، واقعاً با رفتار رژیم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژیم کودتا روزنامههای مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدریج توقیف نکرد؟ آیا شما غیر از این عمل کردید؟ آیا دست به انحلال احزاب منتقد نزدید؟ آیا معترضان را سرکوب نکردید و تعداد زیادی را به زندان نینداختید؟ آیا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشیدید؟ آیا لباس شخصیها را به جان مردم بیدفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نینداختید؟ و سرانجام آیا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکردهاید؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟”
در بخش دیگری از این نامه تاج زاده ضمن اعتراض به عملکرد رهبری در مواجهه با اعتراضات رخ داده به خطبه های نماز جمعه رهبری اشاره می کند و می نویسد: “با کمال تأسف باید اعلام کنم برداشت عموم ایرانیان مخالف یا موافق نتیجه انتخابات، از خطبههای مذکور حمایت قاطع سخنران از آقای احمدینژاد بود و این که نتیجه انتخابات قطعی و غیر قابل تغییر است. ادامه تظاهرات نیز تحمل نمیشود و مسئولیت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. “
ه گزارش تحول سبز، متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
به نام خدا
جناب آقای حسین شریعتمداری
نماینده محترم ولی فقیه در روزنامه کیهان
با سلام
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری پیشنهاد دیگر من برای گفتوگوی مکتوب ماست. بر این باورم که برای روشن شدن ابعاد مسأله، گریز و گزیری از طرح پرسشهای مشخصی درباره روند انتخابات و حوادث پس از آن نیست پاسخهای جنابعالی میتواند رافع اعتراضات منتقدانی چون من باشد یا کفه ترازو را به سود معترضان سنگینتر کند.
اگر شما و همفکرانتان از ورود به بحث خودداری کنید و همچنان به هتاکی به اشخاص و احزابی بپردازید که نسبت به متمرکز، مطلقه و خودکامه شدن قدرت انتقاد دارند و تداوم سیاستهای کنونی را به سود استقلال کشور، یکپارچگی سرزمینی، امنیت و منافع ملی نمیبینند، رفتار شما به آن معنا تلقی خواهد شد که جنابعالی از بحث با منتقدان انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ طفره میروید. چرا که برای این سؤالها جواب ندارید و بر همگان آشکار خواهد شد که انتخابات قانونی، سالم و منصفانه برگزار نشده است. اینجانب نیز متقابلاً آمادهام به پرسشهای کیهانیان در این مورد پاسخهای صریح و شفاف بدهم.
بسیار مشتاقم بدانم چرا به محض اعلام آمادگی آقای خاتمی برای کاندیداتوری انتخابات، جنابعالی با انتشار مقالهای در کیهان (۲۶/۱۱/۱۳۸۷) از احتمال ترور ایشان، شبیه آنچه درباره خانم بینظیر بوتو به وقوع پیوسته بود، سخن گفتید؟ آن تهدید البته به نظر صاحبنظران، اعتراف ناخودآگاه کیهانیان به موقعیت ممتاز آقای خاتمی در افکار عمومی ایرانیان، مانند جایگاه برتر خانم بوتو در میان رأی دهندگان پاکستانی ارزیابی شد. از سوی دیگر این پرسش را ایجاد کرد که قرار است در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چه اتفاقی رخ دهد که جنابعالی به قیمت مقایسه و حتی تشابه حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با حاکمیت نظامیان کودتاگر در کشور همسایه شرقی و ترسیم چهرهای بیثبات و متزلزل از وضعیت امنیتی کشورمان، احتمال ترور محبوبترین و معروفترین نامزد رقیب آقای احمدینژاد را مطرح کردید؟ جالب اینکه حتی پس از انصراف ایشان از کاندیداتوری، همچنان به ترور شخصیتی ایشان ادامه دادید، اگر چه مانند سابق ناکام ماندید.
چهار ماه بعد و در حالی که دو هفته به برگزاری انتخابات مانده بود، جنابعالی در سخنرانی تبلیغاتی خود به سود آقای احمدینژاد در مسجد سید اصفهان (۷ خرداد ماه ۸۸) اعلام کردید امسال عاشورا تکرار میشود ولی این بار نه امام حسین (ع) که یزید و شمر این صحنه کشته خواهند شد. در این نامه به میزان نادرستی درک شما از واقعه جاودان کربلا نمیپردازم. همچنین نمیپرسم که آیا سرکوب خونین و ناجوانمردانه عزاداران حسینی در عاشورای ۱۳۸۸تحقق وعده پیش از انتخابات جنابعالی محسوب میشود یا نه. از تهدید آن مداح دولتی نیز میگذرم که گفت: ” اگر احمدینژاد پیروز نشود، ایران عاشورا میشود.” فقط به این سؤال جواب دهید که چرا فضای کشور را تا این حد دو قطبی، جنگی و نظامی کردید؟ راستی چه کسی قرار بود آقای خاتمی را ترور کند؟ از “شاه سلطان حسین” خبری دارید؟
جناب آقای شریعتمداری!
اکنون همراه شما مهمترین اعتراضهای دو نامزد اصلاحطلب و حامیانش را قبل از برگزاری انتخابات ۸۸، تا آنجا که حافظهام اجازه میدهد، مرور میکنم.
۱٫ دخالت بسیاری از فرماندهان سپاه و بسیج در انتخابات به سود آقای احمدینژاد و علیه دیگر نامزدها.
۲٫ جانبداری آشکار هفت عضو شورای نگهبان از انتخاب مجدد رییس دولت نهم و سخنرانی آقای الهام عضو حقوقدان آن شورا در میتینگ تبلیغاتی وی در مصلای تهران.
۳٫ انتخاب اعضای هیأتهای اجرایی و نظارت از طرفداران آقای احمدینژاد و تبدیل جلسات کاری ناظران به نشستهای توجیهی درباره عملکرد مثبت دولت آقای احمدینژاد با حضور و سخنرانی مقامات اجرایی.
۴٫ تبلیغات گسترده شبکههای گوناگون صدا و سیما درباره دستاوردهای دولت نهم در ماههای منتهی به انتخابات.
۵٫ توزیع وسیع و رایگان برخی اقلام خوراکی و پرداخت هزاران میلیارد تومان به مردم توسط فرمانداریها و بخشداریها که در برخی شهرها تا شب برگزاری انتخابات ادامه داشت. با وجود این آقای جنتی اعلام کرد که در هر شهری فضا مسوم باشد، انتخابات آن را باطل خواهیم کرد. یعنی احتمال ابطال آرای انتخابات در شهرهایی که نامزد اصلاحطلب رأی بیشتری دارد، بسیار بالاست.
جالب آنکه مسئولان دولتی در تبعیضی آشکار مصلای تهران را برای برپایی مراسم تبلیغاتی در اختیار ستاد مهندس موسوی قرار ندادند و حامیان وی به ناچار زنجیره انسانی در سطح شهر تشکیل دادند. افزون بر آن، همچنان که حدس زده میشود مراجع اجرایی و نظارتی در مورد حضور نمایندگان نامزدها در حوزههای اخذ رأی کارشکنی کردند.
قصد ندارم پرونده تخلفها و تقلبهای آقای جنتی و همکاران و حامیانش را در انتخابات دو دهه گذشته به تفصیل شرح دهم. فقط چند مورد را یادآوری میکنم.
۱٫ در انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ که من افتخار ریاست ستاد انتخابات کشور را داشتم، در مرحله بازشماری آرای مردم تهران، هیأت نظارت بر انتخابات با صدور بخشنامهای از ناظران خواست آرای آقای رجایی (علیرضا) را به نام آقای رجایی خراسانی منظور کنند که با اعتراض من و تهدید به علنی کردن موضوع، آن را منتفی اعلام کردند، اما در نهایت مانع ورود آقای علیرضا رجایی (نفر ۲۸ فهرست منتخبان مردم) به مجلس شدند.
۲٫ در همان انتخابات آقای جنتی و همفکرانش در شورای نگهبان یک چهارم آرای شهروندان تهرانی را به طورغیر قانونی باطل اعلام کردند تا به هر قیمت ممکن آقای حداد عادل که رأی نیاورده بود، وارد مجلس شود.
۳٫ پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم، آقای خاتمی که هنوز قانوناً رییس جمهور کشور بود، شکایتی مستند علیه دخالتهای گسترده برخی فرماندهان سپاه در انتخابات به سود آقای احمدینژاد تسلیم قوه قضاییه کرد (مرداد ماه ۱۳۸۴) تا دستکم در آینده نظامیان نتوانند با سوءاستفاده از موقعیت خود وارد فعالیتهای انتخاباتی شوند. به این شکایت هرگز رسیدگی نشد.
۴٫ در انتخابات دور سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا (زمستان ۸۵) و دور هشتم مجلس شورای اسلامی (زمستان ۸۶) توسط دولت آقای احمدینژاد برگزار شد. در هر دو انتخابات نامزدهای اصلاحطلب و مستقل اعتراضها و شکایتهای خود را به شمارش آرا و نتایج اعلام شده تسلیم مراجع نظارتی کردند، اما مورد رسیدگی واقع نشد.
۵٫ آقایان خاتمی و کروبی با ارسال نامهای به شورای نگهبان خواهان بازشماری آرای تعدادی از صندوقهای حوزه انتخابیه تهران در مجلس هشتم شدند که در آنها آرای برخی از نامزدهای مورد حمایتشان صفر منظور شده بود. به درخواست رؤسای سابق قوای مجریه و مقننه کشور هیچ توجه نشد.
نتیجه مراجعه معترضان به نتایج انتخاباتی از مجلس ششم تا ریاست جمهوری دهم به شورای نگهبان را ملاحظه میفرمایید؟آیا تا به حال جنابعالی به مراجع اجرایی و نظارتی انتقاد کردهاید که چرا در این سالها به خواستهای قانونی نامزدهای منتقد ترتیب اثر نداده و به شکایات قانونی آنان رسیدگی نکردهاند؟ با این سوابق، کدام نشانه حاکی از آن بود که آقای جنتی و همکارانش در شورای نگهبان به شکایات نامزدهای رقیب آقای احمدینژاد عادلانه رسیدگی خواهد کرد؟
جناب آقای شریعتمداری!
سپاسگزار خواهم شد چنانچه توضیح دهید پخش غیر مستقیم مناظرههای نامزدهای انتخاباتی در سال ۷۶ چه مشکلی پیش آورده بود که تصمیم گرفتید در این دوره مناظرهها را به صورت زنده پخش کنید؟ در آن دوره مناظرهها ضبط و با فاصله ۴۸ ساعت پخش شد. بنابراین نامزدها نمیتوانستند مرزهای قانونی و اخلاقی را پشت سر بگذارند. آیا واقعاً خبر نداشتید که آقای احمدینژاد تصمیم دارد بر خلاف تمام ضوابط قانونی و اخلاقی رفتار کند و با دروغهای متعدد و نیز متهم کردن افرادی که در آن فاصله ده روز تا انتخابات امکان دفاع از خود را در صدا و سیما ندارند، فضا را ناسالم و دوقطبی کند؟ تا در این مدت سوءاستفاده خود وی و دولتش و ستادهایش از امکانات لشکری و کشوری معلوم نشود؟
حتماً فراموش نکردهاید صدا و سیما به هیچ یک از اشخاصی که توسط آقای احمدینژاد به فسادهای مالی متهم شدند، اجازه و امکان دفاع از خود را نداد. در عوض حدود بیست دقیقه وقت اضافه به رییس دولت نهم اختصاص داد تا از خود در برابر اتهاماتی که دیگر نامزدها به او وارد کرده بودند دفاع کند! کمال بیطرفی رسانه ملی را مشاهده میفرمایید؟ تصور میکنم این مسأله را نیز نتوانید انکار کنید بعضی بزرگان قم آن را “غش در معامله” خواندند، زیرا دروغهای متعددی در آن مطرح شد.
جالب آنکه ستادهای آقای احمدینژاد که عمدتاً توسط فرماندهان سپاهی و بسیجی اداره میشدند، با یک برنامه ریزی متمرکز و سراسری، شعار خود را “دزدگیر ۸۸″ قرار دادند (پس از مناظره آقایان موسوی و احمدینژاد). آیا تردید دارید که آن مناظره و این شعار زمینهساز بگیر و ببندهای بعد از انتخابات بود؟ همفکران جنابعالی دزدها را گرفتند تا پاکدستانی همچون محصولی و رحیمی بر صدر نشینند. مگر نه اینکه قرار بود “دستها و دستمالهای پاک شیشههای کثیف را تمیز کنند؟”
سرپرست محترم روزنامه کیهان!
حتما مستحضرید که همزمان با برگزاری انتخابات:
۱٫ سیستم پیام کوتاه تلفنهای همراه قطع شد و تنها امکان اطلاعرسانی نمایندگان نامزدها در حوزههای اخذ رأی در سراسر کشور به ستاد مرکزی انتخاباتیشان از دست رفت. اگر چه سردار مشفق آن را “لطف امام زمان” خواند، ولی هر کس نداند شما میدانید که آن سیستم به دستور چه کسی قطع شد!
۲٫ عصر همان روز تمام سایتهای اینترنتی طرفدار آقایان موسوی و کروبی فیلتر شدند (به دستور چه کسی؟)
۳٫ در ساعت ۶ بعدازظهر ستاد مرکزی گروههای اصلاحطلب حامی مهندس موسوی در قیطریه مورد هجوم تعدادی لباس شخصی بد دهان و خشن قرار گرفت. پس از مقاومت اعضای ستاد و دستگیری آنان و تحویل به پلیس امنیت، مسئول آن واحد اعلام کرد مهاجمان مدعیاند با حکم آقای مرتضوی مأموریت داشتند ستاد را تعطیل و آن را پلمپ کنند.
۴٫ در همان ساعت هجوم لباس شخصیها به ستاد، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) به دروغ اعلام کرد آقای امینزاده (رییس ستاد قیطریه) و اینجانب بازداشت شدهایم. من بلافاصله خبر را تکذیب کردم تا فضا آرام بماند. ایرنا نیز مجبور شد بعد از دو ساعت آن خبر را از سایت اینترنتی خود حذف کند.
۵٫ با وجود تکذیب فوق همان شب روزنامه ایران ارگان رسمی دولت خبر بازداشت آقای رمضانزاده و مرا در صفحه اول خود چاپ کرد.
۶٫ با پایان یافتن زمان اخذ رأی، نیروهای پلیس به ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی در میدان فاطمی حمله کردند.
۷٫ نمایندگان آقایان موسوی و کروبی در ستاد انتخابات کشور نیز در اعتراض به بیاطلاع نگه داشته شدن، محل را ترک کردند.
با توجه به اقدامهای غیر قانونی و بعضاً غیر اخلاقی دستگاههای گوناگون حکومتی به سود آقای احمدینژاد، بفرمایید که:
۱٫ چنانچه یک نامزد انتخاباتی از حمایت ۲۵ میلیون نفر، در برابر ۱۴ میلیون رأی رقیب بهرهمند باشد، آیا از او و جناح متبوعش رفتاری شبیه آنچه در بالا اشاره کردم، شاهد خواهیم بود؟ آیا عملکرد فوق متعلق به جناحی است که خود را اقلیت احساس میکند و نگران شکست است یا جناح اکثریت و پیروز این گونه عمل میکند؟
۲٫ اگر جناح حاکم قصد تقلب در انتخابات و تغییر نتایج آرا را داشت، کدام اقدام را قبل از برگزاری و در روز برپایی انتخابات انجام میداد که در این انتخابات مرتکب نشدند؟
برای اطلاع جنابعالی عرض میکنم وقتی مسئول بازجوهای سپاه از من پرسید که چرا میگویی در انتخابات کودتا شده است، گفتم چه دلیلی آشکارتر از این که احکام دستگیری فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را سه روز قبل از انتخابات، یعنی در روز ۱۹ خرداد ماه اخذ کردید؟ مگر نظرسنجیها در تهران حاکی از آرای بیشتر آقای موسوی نبود. پس شما از کجا یقین داشتید که آقای احمدینژاد پیروز خواهد شد؟ اگر یقین نداشتید حکم بازداشت ما را پیش از برگزاری انتخابات صادر نمیکردید.
افزون بر آن من تقریباً از تمام بازجوهای خود نیز پرسیدم چرا روزنامه و خبرگزاری رسمی دولت آقای احمدینژاد به دروغ خبر بازداشت مرا روز جمعه و شنبه صبح منتشر کردند. عقل سلیم حکم میکند جناح پیروز در انتخابات در صدد ایجاد آرامش باشد نه ایجاد التهاب! آنان پاسخ روشنی نداشتند که بدهند. من نیز همین مطالب را در برگههای بازجویی خود نوشتم و اعلام کردم اگر میخواهید بدانید چه کسانی در صدد ایجاد اغتشاش در جامعه بودند، کافی است بررسی کنید که چه کسی دستور انتشار این اخبار کذب را صادر کرد. آنان اقدامی نکردند و میدانم چرا.
اکنون نیز قوه قضاییه به شکایت من از روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا رسیدگی نمیکند تا روشن شود چرا اخبار دروغ بازداشت فعالان ستاد مهندس موسوی را منتشر کردند تا فضای جامعه را ناامن کنند. آیا شما میتوانید در اینباره توضیح دهید؟
جالب آنکه در شصتمین روز بازداشتم در انفرادی در بند دو الف اوین، وقتی مرا به اتاقی بردند که آقای مرتضوی در آن بود، از او پرسیدم: چرا حکم تخلیه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را در قیطریه صادر کردید و موجب تشکیل اولین اجتماع اعتراضی مردم در آن میدان شدید؟ سکوت کرد و کوشید موضوع بحث را تغییر دهد.
جناب آقای شریعتمداری!
به نظر جنابعالی زمانی که رییس دولت نامزد انتخاباتی میشود که خود برگزار کننده آن است و ناظران نیز طرفدار انتخاب مجدد او هستند و در برگزاری انتخابات پیشین نیز جانبدارانه عمل کردهاند، آنان چگونه باید سلامت انتخابات را تضمین کنند؟ آیا نباید روند برگزاری انتخابات را هر چه شفافتر کنند و از هر عمل شبههانگیز، چه رسد به رفتارغیر قانونی، بپرهیزند؟ آیا نباید فضا را آرام نگه دارند و به اعتراضات و شکایات رقبا در اسرع وقت رسیدگی کنند؟ از جنابعالی میپرسم عملکرد مسئولان انتخاباتی در این مسیر بود یا در نقطه مقابل آن قرار داشت؟ چرا نه وزارت کشور و نه شورای نگهبان پیش از برگزاری انتخابات به اعتراضات نامزدها توجه نکردند؟ چرا یکبار مسئولان ستادهای انتخاباتی نامزدهای رقیب را دعوت نکردند تا انتقادها و اعتراضات آنان را از نزدیک بشنوند و در جهت برطرف کردن سوءتفاهمها یا اشتباهاتشان بکوشند؟ و اگر آنان تقاضایی غیرقانونی یا غیر منطقی مطرح میکردند و در صورت اصرار بر تحقق آنها، موضوع را با افکار عمومی در میان میگذاشتند.
چرا به پیشنهاد من عمل نکردند که بارها اعلام کردم چنانچه قصد دارید انتخابات را سالم برگزار کنید، به جاست دست کم یکی از طرفداران نامزدها را به عضویت هیأتهای اجرایی در آورید (در مجموع سه نفر از ۱۳ نفر)؟ جالب آنکه وقتی از بازجوهای خود میپرسیدم چرا به آنچه فوقاً اشاره شده عمل نکردید، یکی از آنها گفت نفوذ دوم خردادیها در وزارت کشور مانع پذیرش این پیشنهاد شد. متشکر میشوم به خوانندگان خود توضیح دهید که رفتار و گفتار آقای احمدینژاد در مناظرهها، به خصوص در مناظره با مهندس موسوی و رفتار ستادهای انتخاباتی وی در سراسر کشور در جهت آرام کردن فضا و بر پایی انتخابات سالم بود یا به بدگمانی وتنشها دامن زد؟
نماینده محترم ولی فقیه در روزنامه کیهان!
با روند نا مطلوب فوق انتخابات برگزار شد. دو نامزد بر اساس اطلاعاتی که کسب کردند، خود را پیروز انتخابات خواندند و دو نامزد دیگر به نتایج اعلام شده اعتراض کردند. با وجود این رهبری نظام روز شنبه پیروزی آقای احمدینژاد را تبریک گفتند. عصر همان روز تعدادی از فعالان ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی بازداشت شدند. روز یکشنبه آقای احمدینژاد جشن پیروزی خود را برگزار کرد و معترضان را خس و خاشاک خواند. در آن روز اکثر دستگیرشدگان آزاد و ۳۶ تا ۴۸ ساعت بعد مجدداً بازداشت شدند! اجتماع اعتراضی و مسالمتآمیز میلیونها ایرانی در روز دوشنبه به خون کشیده شد. در این روز به کوی دانشگاه حمله خونین صورت گرفت و سپس مجتمع مسکونی سبحان نیز مورد هجوم وحشیانه واقع شد. جلسات نمایندگان نامزدها با مقام رهبری در روز سه شنبه بدون نتیجه پایان یافت. اجتماعات اعتراضی همچنان ادامه داشت تا اینکه اعلام شد رهبری نظام نماز جمعه هفته بعد را شخصاً اقامه خواهد کرد.انتظار عمومی این بود که خطبههای ۲۹ خرداد ماه چنان جامع و مانع ایراد شود که فضا را آرام و مردم را به رسیدگی به اعتراضاتشان مطمئن کند. با کمال تأسف باید اعلام کنم برداشت عموم ایرانیان مخالف یا موافق نتیجه انتخابات، از خطبههای مذکور حمایت قاطع سخنران از آقای احمدینژاد بود و این که نتیجه انتخابات قطعی و غیر قابل تغییر است. ادامه تظاهرات نیز تحمل نمیشود و مسئولیت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. روز شنبه ۳۰ خردادماه، به گفته سردار مشفق بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر به خیابانها آمدند. آن تظاهرات و نیز دیگر اجتماعات بعدی سرکوب شدند تا اینکه کشتار عاشورای ۸۸ داغ سنگینی بر دامان طراحان، آمران و مباشران آن به جای نهاد. حاصل سرکوب چند ماهه بیش از یکصد شهید و تعداد به مراتب بیشتری مجروح و مضروب و زندانی بود. تشکیل دادگاههای نمایشی و صدور احکام فلهای و از پیش مشخص نیز به استقلال قضایی و حیثیت نظام سیاسی لطمه زد. شما خود بگویید مسئولیت این روند فاجعهآمیز با کیست؟ آیا این بهترین راه مواجهه با مسأله بود؟
جنابعالی و دوستانتان همواره مردم تظاهرات کننده را “اراذل و اوباش” میخوانید، ولی بگویم: هویت و شخصیت شهدا، مجروحان و زندانیان، دروغ بودن ادعای شما را نشان میدهد. حتماً به یاد دارید که آقای مرتضوی دستور اعزام “اراذل و اوباش” را که در تظاهرات ۱۸ تیر ۸۸ بازداشت شده بودند به بازداشتگاه کهریزک صادر کرد. زنده یادان “روحالامینی، جوادیفر، کامرانی و قهرمانی” از جمله این بازداشت شدگان بودند که در زیر شکنجه جان به جان آفرین تسلیم کردند و به دیدار پروردگار خویش شتافتند. آنان با خون خویش نام شکنجهگاه کهریزک را برای همیشه بر پیشانی تاریخ ثبت کردند. فشار افکار عمومی، همفکران جنابعالی را مجبور کرد جناح حاکم همین چند نفر به نظر شما “اراذل و اوباش” از پا درآمده را رسماً شهید بخواند و نامشان را در بنیاد شهید ثبت کند.
جناب آقای شریعتمداری!
در فاصله زندان اول و دوم، وقتی کارشناس ارشد معاونت اطلاعات سپاه از نظر من درباره تلقی افکار عمومی از خطبههای ۲۹ خرداد ۸۸ آگاه شد، پرسید اگر خود شما خطیب نماز جمعه آن هفته بودید، با مردم چه میگفتید؟ پاسخ من روشن بود. گفتم از حضور گسترده هموطنان در پای صندوقهای رأی صمیمانه تشکر میکردم. سپس توضیح میدادم که درباره نتایج اعلام شده بین نامزدها اختلاف نظر پیش آمده است. من به دلیل این اختلاف، اکنون هیچ نظری درباره میزان و درصد شرکت کنندگان و نیز نتیجه آرا اعلام نمیکنم. فردا هر چهار نامزد را به دفتر خود دعوت خواهم کرد و از آنان خواهم خواست درباره پنج تا هفت نفر معتمد مورد توافق به اجماع برسند تا آنان ظرف مدت معینی، مثلاً یک ماه، به تمام شکایات رسیدگی و نظرشان را اعلام کنند. نتیجه هر چه باشد، از ابطال انتخابات تا تأیید آنچه وزارت کشور اعلام کرده است، همه به آن گردن مینهیم. به این ترتیب نهاد و جایگاه رهبری تثبیت میشد و اختلافات پایان مییافت.
اگر نامزدی با این روش و اقدام مخالفت میکرد یا به نتیجه بررسیها و تصمیم هیأت تن نمیداد، منزوی میشد. پاسخ کارشناس مربوطه این بود که در این صورت تکلیف قانونی که شورای نگهبان را مرجع رسیدگی به شکایت میداند، چه میشود؟ گویی همه اقدامات انجام یافته در انتخابات کاملاً قانونی بود و فقط این مورد که میتوانست مانع خونریزیها و آبروریزیهای بزرگ شود، اشکال داشت. تازه میتوانستند موضوع را به عنوان معضل نظام به تصویب مجمع تشخیص مصلحت و تأیید رهبری برسانند.
مدیرمسئول محترم روزنامه کیهان!
مستحضرید که پیش از این نیز درباره روند و نتایج انتخابات حرف و حدیث بود. ولی چرا بعد از هیچ انتخابات، شاهد خروش خودجوش میلیونی مردمی نبودیم که برای نشان دادن اعتراض خود به نتیجه اعلام شده خیابانهای شهر را سبزپوش کردند؟ چرا آنان به وعده مقامات برای رسیدگی به شکایاتشان در شورای نگهبان و سپس تهدیدهای علنی توجه نکردند و به اجتماعات اعتراضی خود ادامه دادند تا زمانی که همفکران جنابعالی به شدیدترین شیوههای سرکوب و بازداشت متوسل شدند، به حذف فیزیکی منتقدان دست بردند و عملاً حکومت نظامی برقرار کردند؟ ادعای تکراری جنابعالی مبنی بر این که میلیونها ایرانی فریب نامزدها یا رسانههای فارسی زبان خارجی را خوردند و پس از مدتی با توضیحات مسئولان، جز اندکی به خطای خود پی بردند و دست از اعتراض کشیدند، علاوه بر آنکه با واقعیت سازگار نیست، توهین به شعور ملت ایران نیز هست. زیرا اگر جناح حاکم به این ادعا باور داشت، به سبزها حداقل اجازه برپایی یک اجتماع آرام میداد تا قلت آنان بر همگان ثابت شود. بعید میدانم که حتی شخص جنابعالی ندانید که با صدور اولین مجوز، میلیونها زن و مرد ایرانی بار دیگر خیابانهای شهر ما را در هم خواهند نوردید و حماسهای با شکوهتر از ۲۵ خرداد ۸۸ خواهند آفرید.
مسئول بازجوهای من نیز اعتراف میکرد چنانچه رهبران جنبش سبز مجوز اجتماع بگیرند، دست کم یک میلیون نفر در تظاهرات تهران شرکت خواهند کرد. وی اذعان داشت حکومت تنها توانسته است مسأله را “جمع” کند، اما آن را “حل” نکرده است. آیا مسأله حل شده است؟
جناب آقای شریعتمداری!
حتماً سخنرانی سردار مشفق را شنیده یا مطالعه کردهاید و از شکایت هفت نفر از قربانیان “ستاد مهندسی انتخابات ۸۸″ از وی و دیگر اعضای ستاد مورد نظر او نیز مطلع هستید. طبق اعترافات او که هیچ مقام و نهاد لشکری و کشوری آن را تکذیب نکرده است، دو سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم یک ستاد مخفی و البته غیر قانونی با حضور مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی، با هدف پیروزی آقای احمدینژاد تشکیل شد. اعضای ستاد که در سطوح بالای ارکان نظام حضور و نفوذ دارند، معتقد بودند که “شکست آقای احمدینژاد در انتخابات ۸۸، شکست رهبری نظام است.”
بنابراین همه امکانات دولتی و عمومی را برای شکست نامزدهای رقیب او “بسیج” کردند و تا آنجا پیش رفتند که کاندیداهای اصلاحطلب را “دشمن” خواندند که به “مقابله با رهبری” برخاستهاند. ستادهای انتخاباتی نامزدها نیز “اطاق جنگ دشمن” نامیده شدند. به نظر شما با “دشمن” و “اطاق جنگ” او چه باید کرد؟ آرای چنین دشمنی چقدر اعتبار دارد؟ همین ستاد که آن قدر قدرت داشت سیستم پیام کوتاه تلفنهای همراه را برای ۲۴ ساعت در سراسر کشور قطع کند، برای بعد از انتخابات نیز برنامههایی تدارک دیده بود. بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از جمله طرحهای آنان بود. به باور من قصدشان این بود در انتخابات۸۸ با یک تیر دو نشان بزنند. هم کاری کنند که حکومت یکدست باقی بماند و هم برای نخستین بار سیاستورزی را برای منتقدان ناممکن کنند تا جامعه تکصدا شود. به نظر من آنان اجمالاً تحرکات پس از انتخابات را نیز پیشبینی کرده بودند، ولی تصور میکردند اجتماعات پراکنده خواهد بود و کنترل و مهار آنها چندان دشوار نیست. ای بسا به کار بردن محدود خشونت توسط معترضان نیز لازم بود. چرا که کاربرد چنین خشونتی میتوانست زمینه را برای وارد کردن اتهامات بیشتر به منتقدان دربند و صدور احکام ظالمانهتر علیه آنان فراهم کند.
آیا همچون من قبول ندارید طراحان این بازی و روند خطرناک بیش از آنکه به فکر حیثیت کشور یا نگران بروز خشونت باشند، از کارکرد بعدی آن خشنود بودند؟ آنچه مهندسی انتخابات و محاسبه حوادث پس از آن را به هم زد، هوشیاری و حقشناسی میلیونها ایرانی بود که تصمیم گرفتند علاوه بر رأی دادن، از رأی خود در برابر دستاندازیهای آقای جنتی و همکارانش پاسداری کنند. موقعشناسی آنان دستاوردهایی بیشتر از پیروز شدن نامزدشان در انتخابات ریاست جمهوری نصیب ملت کرد، آری! جنبش تاریخسازی شکل گرفت که دروغ و ریا و خرافه را یک جا به چالش کشید، مشت آهنین را رسوا کرد و به انتخابات نمایشی برای همیشه پایان داد. بعد از این یا انتخابات کاملاً سالم و آزاد برگزار خواهد شد یا کاملاً رسوا. جنبش سبز سرانجام انتخابات آزاد را به شما تحمیل خواهد کرد، اگر داوطلبانه آن را نپذیرید، راه دیگری وجود ندارد.
جناب آقای شریعتمداری!
با توجه به آنچه گفته شد، به خود حق میدهم که بگویم جناح همفکر شما که در حال حاضر بر مقدرات کشور حاکم است:
۱٫ مرتکب خطا شد که در انتخابات گذشته به اعتراضات و شکایات نامزدهای منتقد یا مستقل رسیدگی نکرد و موجب انباشت بیاعتمادی و بدبینی بسیاری از شهروندان به مجریان و ناظران انتخابات شد.
۲٫ عملکردش نادرست بود که به اعتراضات آقایان موسوی و کروبی درباره تخلفهای انتخاباتی، قبل از روز ۲۲ خرداد ۸۸ توجه نکرد و حتی آشکارا به پشتیبانی از آقای احمدینژاد برخاست و به احساس “بیانصافی” مقامات نظارتی که بایست بیطرف میبودند، دامن زد.
۳٫ مرتکب اشتباه شد که در روز برگزاری انتخابات مانند یک جناح کودتاچی رفتار کرد. غافل از آنکه چنین عملکردی صرفاً به افزایش بدبینیها منجر میشود.
۴٫ جفا کرد به مردم و میهن و آیین که به جای به رسمیت شناختن اعتراض مردمی و تلاش برای روشن کردن ابعاد مسأله به بگیر و ببند، سرکوب و شکنجه روی آورد و به این بهانه روز به روز آزادیهای قانونی شهروندان را محدودتر کرد. عملکرد دوستان شما در هر چهار مرحله غلط بود. چنانچه از ابتدا حقوق منتقدان را رعایت میکردید، حوادث خونین یکسال و نیم گذشته رقم نمیخورد.
نماینده محترم ولی فقیه در روزنامه کیهان!
بعضی دوستان جنابعالی دو انتخابات ریاست جمهوری هفتم و دهم را با هم مقایسه میکنند و به اصلاحطلبان خرده میگیرند که چرا مانند جناح حاکم کنونی عمل نکردند که نتیجه انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ را پذیرفتند و به خیابانها نیامدند. آنان میپرسند درست بود که ما نیز در سال ۷۶ به خیابانها میریختیم و به شکست خود و پیروزی شما اعتراض میکردیم؟ این استدلال ظاهری زیبا دارد، اما در واقع یک مغالطه سیاسی است. زیرا تفاوتهای دو انتخابات را نادیده میگیرد. در انتخابات ریاست جمهوری هفتم در سال ۱۳۷۶:
۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشور بود که اکثر قاطع استانداران و فرماندارانش طرفدار رقیب آقای خاتمی بودند. در آن انتخابات استاندارانی مانند آقایان احمدینژاد (در اردبیل) و رحیمی (در کردستان) تمام تلاش خود را برای شکست نامزد اصلاحطلبان به کار بردند.
۲٫ اکثریت اعضای شورای نگهبان مخالف جدی آقای خاتمی بودند و حتی در اطلاعیه تأیید صلاحیت نامزدها، برای نخستین بار ترتیب الفبا را به هم زدند و نام وی را که علیالقاعده باید نفر اول اعلام میشد به جایگاه سوم انتقال دادند با این توجیه ناموجه که ما بر اساس آرای مثبت اعضای شورا به صلاحیت نامزدها اسامی را اعلام کردیم.
۳٫ صدا و سیما تمام قد در خدمت تبلیغ رقیب آقای خاتمی و تخریب وی بود.
۴٫ تبلیغ زیادی انجام میشد که نظر رهبری نظام، انتخاب نامزد رقیب آقای خاتمی است. تیتر اول روزنامه ابرار در روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه (دو روز به برگزاری انتخابات) به نقل از دبیر جامعه روحانیت مبارز تهران حاکی از این بود که رأی مقام رهبری به رقیب آقای خاتمی است.
۵٫ فرماندهان نظامی مداخلهگر در انتخابات امکانات خود را برای شکست آقای خاتمی بسیج کرده بودند.
۶٫ آقای جواد لاریجانی به لندن رفت تا حمایت دولت انگلستان را از نامزد مورد نظر خود جلب کند.
۷٫ نه تنها کیهان جنابعالی با تمام توان به افشاگری علیه آقای خاتمی پرداخت، بلکه همفکران شما توطئه غیر اخلاقی تهیه فیلم “کارناوال عصر عاشورا” را تهیه و اجرا کردند. برای اینکه عمق فاجعه معلوم شود شما را به خاطرات آقای کردان ارجاع میدهم که اعتراف کرد پس از روشن شدن ابعاد مسأله، از سه نفر مسئول اصلی پروژه عصر عاشورا، یکی تصمیم داشت خود را بکشد و دیگری در فکر فرار به خارج از کشور بود.
بنابراین پیروزی آقای خاتمی با آن مجریان و ناظران و با وجود تخلفها و تقلبهایی که توسط برخی استانداران همکار آقای احمدینژاد از جمله در کردستان صورت گرفت و با توجه به عملکرد صدا و سیما و دیگر ارکان حکومت جایی برای اعتراض باقی نگذاشته بود. شما به چه چیز در آن انتخابات میتوانستید اعتراض کنید؟ اگر انتقادی وارد بود، که بود، علیه دوستان جنابعالی بود که آقای خاتمی اجازه پیگرد قضایی آنها را نداد. همین مسأله نیز آنان را جری کرد و امروز طلبکار شدهاند و در مقام “فتنه شناسی”، خلق را تقسیم و مدیران و مسئولان شایسته را حذف و بلکه بدنام میکنند.
اما در انتخابات اخیر:
۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشوری بود که وزیرش رییس ستاد انتخابات آقای احمدینژاد بود. همین وزارتخانه عملکرد ناموفقی از برگزاری دو انتخابات (شوراهای سوم و مجلس هشتم) در کارنامه خود داشت. وزیر آن نیز بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از این سمت بر کنار شد.
۲٫ ناظرانتخابات شورای نگهبان بود که آشکارتر از دوم خرداد، به سود نامزد رقیب آقای موسوی تلاش کرد. آنان هیأتهای نظارت را محمل توجیه و تبلیغ عملکرد آقای احمدینژاد کرده بودند. در دو انتخابات گذشته نیز به هیچ وجه به اعتراض اصلاحطلبان توجه نکرده و سابقه بدی از خود به جا گذاشته بودند.
۳٫ طبق اعترافات صریح آقای مشفق امکانات لشکری و کشوری برای پیروزی آقای احمدینژاد بسیج شده بود. اگر به شکایت ما در این زمینه رسیدگی شود، معلوم خواهد شد که چه کسانی با چه امکاناتی این انتخابات را “مهندسی” کردند.
۴٫ هزاران میلیارد پول و کالا در ماههای منتهی به انتخابات هزینه شد، بدون آنکه مرجع نظارتی یک تذکر ساده به آقای احمدینژاد بدهد که این کار مصداق بارز خرید و فروش آراست و چنین آرایی طبق قانون باید باطل شود.
۵٫ صدا و سیما همچنان در خدمت رییس دولت نهم بود و در جهت تضعیف دیگر نامزدها.
۶٫ رفتار و گفتار رهبری رسماً به سود آقای احمدینژاد تفسیر میشد. سفر ایشان به کردستان در اردیبهشت ۸۸ و تأیید صریح عملکرد دولت آغاز ماجرا بود تا آن جا که سردار مشفق اعلام کرد که در همه جا “شکست آقای احمدینژاد را شکست رهبری” میخواندند. سکوت رهبری درباره عدم دخالت نظامیان در امر انتخابات نیز نشانه نظر مثبت ایشان در دخالت گسترده در انتخابات تفسیر میشد.
۷٫ مراجع قانونی نیز به اعتراضات و شکایات آقایان مهندس موسوی و کروبی تا اعلام نتایج انتخابات رسیدگی نکردند.
با توجه به این وضعیت و اینکه فضا در مرکز به گونهای بود که به قول وزیر فرهنگ و ارشاد دولت نهم در و دیوار تهران گواهی میدهند که “رأی آقای موسوی بیشتر از آقای احمدینژاد است”، انتظار داشتید بلافاصله پس از برگزاری انتخابات آرا به نسبت یک به سه به ضرر آقای موسوی اعلام شود و مردم به راحتی آن را بپذیرند. آن هم پس از اتفاقاتی که به ویژه در روز برگزاری انتخابات رخ داده بود (مانند قطع سیستم پیام کوتاه تلفن همراه، فیلترینگ سایتهای طرفدار آقای موسوی و…). به باور من اگر مردم به صورت علنی اعتراض نمیکردند، محل سؤال بود. جالب آنکه میلیونها شهروند ایرانی اعتراض خود را به نتیجه انتخابات اعلام کردند. اما جناح حاکم حاضر نشد یک هیأت بیطرف را برای رسیدگی به شکایات تعیین کند و همچنان به بازداشتهای فلهای و ضرب و شتم و اعترافگیری و صدور احکام ظالمانه سالها زندان برای فعالان ستادهای انتخاباتی منتقد پرداخت. از شما میپرسم اگر ۲۵ خرداد ۸۸ نبود، به کدام شکایت رسیدگی میشد و چه بلایی بر سر ما میآمد؟ بیشمار هستیم و این رفت ستم بر ما. اگر کم شمار بودیم با ما چه میکردید؟
میماند این ادعا که چرا از طرق قانونی اقدام نکردید؟ ما اقدام کردیم و نتیجه نگرفتیم. همچنان که در ادوار قبل به شکایات ما توجه نکردند. برای اینکه قانونگرایی جناح حاکم روشن شود، لطفاً جواب دهید:
ما از راههای قانونی شکایاتی تسلیم قوه قضاییه کردهایم. چرا به آنها رسیدگی نمیشود؟ حتماً باید یک اجتماع میلیونی شکل بگیرد تا همه از صدر تا ذیل نظام به فکر “قانون” و حاکمیت آن بیفتند؟ مگر امیرالمومنین (ع) در دادگاه حاضر نشد، آن هم در برابر یک فرد غیر مسلمان و قاضی حکم به ضرر وی صادر نکرد؟ پس چرا جنابعالی از قوه قضاییه نمیخواهید به شکایات ما رسیدگی کند؟ ما که به سازمان ملل متوسل نشدهایم. چرا علناً قانونشکنی میکنید؟ نکند ما را از حق شکایت کردن نیز در نظام عدل مورد نظر خود محروم کردهاید؟
جناب آقای شریعتمداری!
آیا میتوانم چند پرسش را که اذهان بسیاری از ایرانیان را به خود مشغول داشته است، با جنابعالی در میان بگذارم و انتظار شنیدن پاسخ مکفی داشته باشم؟
۱٫ چرا به روی مردم معترض به روند یا نتیجه انتخابات آتش گشودید؟ در کدام کشور دنیا برای جلوگیری از انقلاب مخملی (فرض کنیم چنین پروژهای در کار بود) مردم را به گلوله میبندند؟
۲٫ چرا از اراذل و اوباش در شکنجه زندانیان استفاده کردید؟ (لطفاً تکذیب نفرمایید. کافی است به متن کیفر خواست دادستان تهران علیه متهمان پرونده کهریزک مراجعه فرمایید. در این زمینه صراحت دارد).
۳٫ آیا دلیل آن که منتقدان خود را “خس و خاشاک” و “هیچ” میخوانید و خود را معادل ملت مینامید، آن نیست که هیچ حقی برای آنان قائل نشوید؟
۴٫ چرا خواهان رسیدگی به ترور کنندگان سیدعلی موسوی، پرتاب کنندگان عزاداران حسینی از روی پل و گذر کنندگان ماشین پلیس از روی پیکر سوگواری در عاشورای ۸۸ نمیشوید؟ آیا سکوت در این زمینه یا تبلیغ درباره ۹ دی میتواند این فجایع را از اذهان عمومی بزداید؟
۵٫ سؤال اساسی تر آن که، آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام دادید، واقعاً با رفتار رژیم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژیم کودتا روزنامههای مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدریج توقیف نکرد؟ آیا شما غیر از این عمل کردید؟ آیا دست به انحلال احزاب منتقد نزدید؟ آیا معترضان را سرکوب نکردید و تعداد زیادی را به زندان نینداختید؟ آیا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشیدید؟ آیا لباس شخصیها را به جان مردم بیدفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نینداختید؟ و سرانجام آیا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکردهاید؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟ آیا اثبات اینکه انتخابات سالم برگزار شده است و شما در اکثریت هستید، آن است که انتخابات بعدی صد در صد آزاد برگزار شود تا جهانیان “قلت خس و خاشاک” را مشاهده کنند؟ یا راه آن استقرار حکومت پلیسی و سرکوب شدید و احکام قرون وسطایی برای منتقدان، اعم از نویسنده، هنرمند، دانشجو، استاد دانشگاه، روزنامهنگار، فعال مدنی و سیاسی است؟
جناب آقای شریعتمداری!
جناح حاکم در حال حاضر دو راه پیش رو دارد. یکی ادامه دادن راهی است که در یکسال و نیم گذشته پیموده است. یعنی به بهانه مقابله با “فتنه” نه تنها با “حقوق انسانی” ایرانیان، بلکه با “علوم انسانی” نیز به ستیز برخیزد و:
۱٫ همچنان فضا را پلیسی و امنیتی نگه دارد، به بگیر و ببندها ادامه دهد، هر نوع اجتماع اعتراضی را به شدت سرکوب کند و مانع برگزاری هر نوع مراسم توسط اصلاحطلبان (در حد دعای کمیل و دعای عرفه و…) شود.
۲٫ با توهین به شعور ملی، آخرین بقایای مطبوعات منتقد را توقیف، سایتهای اصلاحطلب را فیلتر و احزاب مستقل را منحل کند و در جهت حاکمیت سیستم تکحزبی، آن هم از نوع “حزب پادگانی” (حزب مخفی و غیر قانونی نظامیان) و انسداد سیاسی بکوشد.
۳٫ برای دو نامزد منتقد محدودیتهای روز افزون ایجاد کرده و تلاش خویش را صرف حذف هر چه بیشتر نیروهای وفادار به انقلاب و نظم و ثبات سیاسی کند.
۴٫ صدا و سیما را همچنان تک صدا و میلی اداره کند و بر رونق شبکههای فارسی زبان خارجی و گسترش نگاه به خارج بیفزاید.
۵٫ به شکایات منتقدان و معترضان درباره دخالتهای غیر قانونی در انتخابات تا شکنجه و شهادت شهروندان در زندانها رسیدگی نکند و هم زمان به صدور احکام رسوا و قرون وسطایی مانند محرومیت ۳۰ ساله جوانان از فعالیتهای سیاسی، حزبی و مطبوعاتی بپردازد (خدا رحم کرد فتنه را سی ساله خواندند. اگر ۶۰ ساله نامیده بودند، لابد این جوانان ۶۰ سال از فعالیتهای فوق محروم میشدند!)
۶٫ به جای تحلیل همهجانبه و آسیبشناسانه آنچه رخ داد، ادعاهای کلیشهای و سست خود را تکرار کند. البته چون به این نتیجه رسیده است که اتهامات شرمآورشان پاسخگوی ابهامات افشاگر شهروندان نیستند، اخیراً ریشه فتنه را ۲۰ ساله (آقای مصباح یزدی) تا ۳۱ سال (امام جمعه موقت) میخوانند و روشن شدن ماهیت و ابعاد فتنه را به سالهای آینده احاله میدهند و مجیز گویی را به اوج خود رسانده، از “قویتر” بودن “تدبیر مقام معظم رهبری” از “تدبیر امام راحل” سخن میگویند (تهران امروز، ۲۹/۸/۱۳۸۹). به این امید که ملت قانع شود آنچه انجام شد، بهترین راه ممکن بود.ولی باز هم بینتیجه!
۷٫ با این روند به انتخابات مجلس نهم برسد و در رویای برگزاری یک مسابقه یک طرفه و حذف آخرین منتقدان تکصدایی، زمان را از دست بدهد. حال آنکه تشکیل حکومتی یکدستتر از وضعیت کنونی که اولاً همگی ذوب در ولایت باشند و ثانیاً جز این هیچ نباشند، حتی اگر ممکن باشد، فاجعه آفرین است و سرنوشتی را برای کوشندگان آن رقم خواهد زد که رژیم شاه با ایجاد حزب واحد رستاخیز با آن مواجه شد.
راه دومی که در مقابل شماست همان وعدههای امام به مردم است که در قانون اساسی تبلور یافته است. چه بجاست که جنابعالی و دوستانتان نه در شعار، بلکه در عمل ثابت کنید واجد اعتماد به نفس هستید و به شعور و بصیرت و علاقه مردم به میهن خود باور دارید. یعنی با احترام گذاردن به کرامت، حرمت و حقوق شهروندان نشان دهید حاکمیت قانون را برگزیدهاید و منافع و امنیت ملی را بر منافع و قدرت خویش ترجیح میدهید. بر این اساس لازم است حکومت اعلام نشده نظامی را بر چینید، به جو پلیسی و امنیتی خاتمه دهید، آزادی اطلاعرسانی، بیان، قلم، مطبوعات، احزاب و اجتماعات را تأمین کرده و هر چه سریعتر اعلام کنید قصد دارید انتخابات آتی را سالم، قانونی و آزاد برگزار کنیدو به هر شکایتی از طرف هر شهروندی بیطرفانه رسیدگی خواهید کرد. شاید به این ترتیب قطار مدیریت کشور در ریل صحیح قرار گیرد.
روشن است که شما همچنان میتوانید، البته برای مدتی، حاکمیت نظامیان را در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی تداوم بخشید. شما میتوانید نه فقط با “حقوق سیاسی و اجتماعی” شهروندان، بلکه با “علوم سیاسی و اجتماعی” نیز به مقابله برخیزید و قادرید “فتنه شناسی” را آن هم در مبتذلترین شکل خود جایگزین “جامعهشناسی” کنید. اما بدون تردید بسیار زودتر از آنچه فکر میکنید با ناکامی مواجه خواهید شد. چون مردم و به ویژه نسل جوان آگاهند که انحصار اطلاعرسانی شکسته شده است و جنابعالی بهتر از من از اختلافات رو به رشد جناح خود اطلاع دارید. همچنین از گسترش نارضایتیهای عمومی ناشی از مشکلات معیشتی (بیکاری، تورم و گرانی) آگاهید. علاوه بر این میدانید در صورت نمایشی برگزار شدن انتخابات آتی، با تحریم آشکار و گسترده بخشهای وسیعی از مردم مواجه خواهید شد که در صورت تکرار این تحریمها میتواند به یک نه بزرگ تبدیل شود. پس تا دیر نشده است، دعوت پیام سبز را جدی بگیرید. دختر و پسر جوان امروزی، فرزندان مادران و پدرانی هستند که انقلاب به آنها اعتماد کرد. به نسل جدید اعتماد کنید و راه فردای بهتر را بگشایید.
جناب آقای شریعتمداری!
تا زمانی که جمهوری اسلامی ایران به پرندهای با دو بال تشبیه میشد، برداشت اکثریت ایرانیان آن بود که رقابت آزاد سیاسی هنوز ممکن است و دست کم دو جناح میتوانند بخت خود را برای مشارکت در مدیریت کشور آزمایش کنند. در آن دوران فضای جامعه و وعدههای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری با شرایط عمومی و عملکرد مسئولین از “شعر” تا “نثر” فاصله داشت. ولی هنگامی که اعلام شد پرنده مرد و کشور به اتوبوسی تشبیه شد که وظیفه سرنشینانش آن است که ساکت بمانند تا حواس رانندهای که برگزیدهاند پرت نشود، در اوضاع جامعه و مواعید انتخاباتی نامزدها با وضعیت کشور و در رفتار کسی که پیروز انتخابات خوانده شد، از “شعر” تا “شکنجه” شکاف ایجاد شده است. حتماً فراموش نکردهاید که چه سرور و شادمانی، از هر دو طرف، در ایام قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ در سراسر ایران حاکم بود. ولی به علت آنکه بلافاصله پس از انتخابات، یکی خود را “حق” و معادل “ملت ایران” خواند و رقیب را “خس و خاشاک” نامید و در جایگاه “دشمن” نشاند، سرکوبهای خیابانی جای کارناوالهای شادی را گرفت.
“جنگ” به جای “جشن” نشست و سلسلهای از “انگها و ننگها” جایگزین “رنگین کمانی از رنگها” شد. آقای احمدینژاد و حامیانش در این توهم بودند که آب روان (منظور ستاد مداخلهکنندگان غیر قانونی در انتخابات که سردار مشفق سخنگوی آنان است) خس و خاشاک را جارو خواهد کرد. اما دیدیم و دیدید که چه فاجعههایی آفریده شد و چه رسواییها که به بار نیامد و چه آبروهایی که برفت.
آری! شما میتوانید به مسیر “از خطا تا جفا” ادامه دهید. ولی به شما و دوستانتان که مقدرات کشور را در دست گرفتهاید هشدار مشفقانه میدهم که این راه، راه بد فرجامی است. دیگرانی که از شما کار کشتهتر و سازمان یافتهتر بودند، از این مسیر رفتند ولی به بنبست رسیدند. مگر جناح متبوع شما با “اصلاحات” در نیفتاد؟ آیا زایش پر شکوه جنبش سبز را مشاهده نکردید؟ جنابعالی و دوستانتان ۲۵خرداد ۸۸ را در خواب هم نمیدیدید. ولی در بیداری دیدید و عظمت آن به شما شوک شدیدی وارد کرد. نکرد؟ اگر راه خود را تغییر ندهید و به حق و رأی مردم تمکین نکنید، ممکن است سیل خروشان بعدی فرصت جبران برای شما باقی نگذارد.
با احترام
سیدمصطفی تاجزاده زندان اوین
ندای سبز آزادی: جوانان اصلاح طلب با انتشار بیانیه ای از آحاد مردم خواستند در راهپیمایی سکوت ۲۲ خرداد شرکت کنند و خطاب به مردم ایران اعلام کردند:مردم عزیز ایران، کودتاگران غافلند از اینکه جنبش سبزی که آغاز شده است و سر باز ایستادن ندارد وابسته به فرد نیست، از این روست که رهبران ما را حصر کرده اند، اما ما به آنها نشان دادیم که این حصر نه تنها از اراده مردم نکاسته است بلکه باعث تکثیر رهبران در جامعه شده است. اینک هر ایرانی مسئولانه تر و با اراده ای محکمتر می اندیشد و گام بر می دارد، ما در کنار هم برای رسیدن به خواسته های برحقمان بویژه پایان حصر یاران سبزمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی سکوت نمی کنیم و اعتراض خود را به طرق مختلف ابراز می کنیم .
آنها در بخش دیگری از بیانیه خود گفتند:ما دست در دست یکدیگر به خیابان می آییم تا پیمانمان با همدیگر و با زندانیان عزیزمان که در شرایط سخت زندان درکنار ما با صبوری مقاومت می کنند و نیز رهبران سبزمان که هرگز خواست به حق مردم را فدای هیچ مصلحتی نکرده اند و نیز با همه آنان که دلشان برای آزادی و عزت و کرامت انسان می تپد، محکمتر ببندیم.
متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است، به شرح زیر است:
به نام خداوند امید و آگاهی
“این رسم دولتی نامشروع است که جز به موافقان خود مجوز راهپیمایی نمی دهد با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنار و همراه شما خواهیم بود.” (میرحسین موسوی- مهدی کروبی)
دو سال پیش در چنین روزهایی ایران سرشار از شور و شوق و شعف مردم بود، شوری که ریشه در تولد دوباره صداقت و پاکی و راستی در کلام سیاستمداران داشت، شوری که ریشه در امید رسیدن به فضای آزادی اندیشه و بیان داشت، شوری که ریشه در احساس حرمت و کرامت انسانی داشت، شوری که ریشه در حس داشتن حق انتخاب و تعیین سرنوشت داشت، شوری که ریشه در با هم بودن و با هم خندیدن و با هم ساختن داشت، شوری که ریشه در این باور داشت که اگر چه سال هاست تقلب نهاد انتخابات را در چنگال شوم خویش گرفته است اما مردم با حضور پرشور و رای بالای خود نتیجه را آنطور که می خواهند رقم خواهند زد. اما شاید باور نداشتند که این بار تقلب جای خود را به کودتا خواهد سپرد، باور نداشتند که مستان قدرت این بار پرده ها را دریده و برای کسب و حفظ قدرت از هیچ رفتاری ابا نخواهند کرد، باور نداشتند که مزد حضور و تلاششان برای ساختن فردای ایران، زندان و شکنجه و تحقیر و تحریم خواهد بود، باور نداشتند که در فاصله ای اندک پس از انقلاب و جنگ تحمیلی در خیابان های شهرهایی که عزت و آزادی و استقلالشان را با خون عزیزان خود بدست آورده بودند، گلوله و باطوم نصیبشان خوهد شد. باور نمی کردند که پاسخ سکوتشان و گل هایی که برای دعوت به صلح و دوستی به همراه می آوردند باطوم باشد. باور نمی کردند که فرزندانشان در زندان هایی که قرار بود با تعالیم اسلامی خالی از زندانی باشد مورد ضرب و شتم و بی حرمتی و تجاوز قرار بگیرند. باور نمی کردند که ریشه های فساد و تقلب و دروغ اینچنین در تمامی لایه ها نفوذ کرده باشد.
آری مردم را چنین مورد انواع اتهامات قرار دادند و توطعه گر خواندند و هزینه های سنگین و جبران ناپذیر بر کشور وارد کردند و اینک پس از دو سال به درستی حرف ها پی برده اند و با این وجود باز هم حاضر به پذیرش راه های عملی مصالحه جویانه برای پایان دادن به این وضع نیستند.
مردم بزرگ ایران، خرداد ماه پر حادثه ای برای کشور عزیزمان است، ماهی که تمام حادثه های خوبش حاصل با هم بودن ماست، حاصل ایستادگی و استواری ما و عزممان برای حفظ استقلال و آزادی و کرامتمان، و تمام حادثه های تلخش حاصل زیاده خواهی و بی اخلاقی فرصت طلبان شیفته قدرت و مدهوشانِ ثروت بوده است. خرداد امسال نیز متاسفانه شاهد ثبت رفتار غیرانسانی و دردناک و بی سابقه دیگری در پرونده جنایت کودتاگران بودیم، شهادت هاله سحابی -دختر مبارز و آرام و متین عزت الله سحابی- هاله ای که فرزند مردی از جنس عزت و شرف و اخلاق بود، مردی که به راستی عزت خدا در زمین بود و عمر را جز برای خدمت به مردم و ایران سپری نکرد. هاله ای که همچون پدر هرگز بذر کینه را در دل نکاشت و حتی به آنان که سال ها آرامش را از خانواده آنان دریغ کرده بودند جز محبت روا نداشتند. هاله سحابی در مراسم خاکسپاری پدر به شهادت رسید تا تصویری دیگر از بی شرمی دیکتاتور ها و نیز اوج ترس حاکمیت از مردم را به نمایش بگذارد
مردم عزیز ایران، کودتاگران غافلند از اینکه جنبش سبزی که آغاز شده است و سر باز ایستادن ندارد وابسته به فرد نیست، از این روست که رهبران ما را حصر کرده اند، اما ما به آنها نشان دادیم که این حصر نه تنها از اراده مردم نکاسته است بلکه باعث تکثیر رهبران در جامعه شده است. اینک هر ایرانی مسئولانه تر و با اراده ای محکمتر می اندیشد و گام بر می دارد، ما در کنار هم برای رسیدن به خواسته های برحقمان بویژه پایان حصر یاران سبزمان میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی سکوت نمی کنیم و اعتراض خود را به طرق مختلف ابراز می کنیم .
مردم عزیز ما همراه هم در شب ۲۲ خرداد فریاد الله اکبر سر می دهیم، تا آنان که بر قدرت نظامی خویش تکیه کرده اند بدانند که در برابر همه سلاح ها و نیروهایی که بسیج می کنند و در برابر همه زندان هایی که بنا می کنند و در برابر همه خشونت ها و قدرت هایی که اعمال می کنند خدایی هست که بزرگیش در تصور نمی گنجد، خدایی که با ماست و ما تنها از او یاری می جوییم ، خدایی که پیروزی حق بر باطل را در جای جای تاریخ نسل های همه عصرها نشانمان داده است، خدایی که بزرگ و صبور و مهربان است و البته انتقام گیرنده.
همچنین ما جوانان اصلاح طلب همراه و همگام با شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم ایران می خواهیم که به یاد زنجیره بزرگ انسانی که در خرداد ۸۸ در تعداد زیادی از شهرهای کشور تشکیل شد بار دیگر در کنار هم لبریز از شور و امید به خیابان ها بیاییم و در سکوت فریاد بزنیم که ما استوار ایستاده ایم، ما بیداریم وهر روز آگاه تر و هوشیارتر و پر نشاط تر در مسیر سبزی که برگزیده ایم گام برمی داریم و با تلاش برای گسترش بذرآگاهی در دل لایه های مختلف جامعه به پیروزی نزدیکتر می شویم.
ما دست در دست یکدیگر به خیابان می آییم تا پیمانمان با همدیگر و با زندانیان عزیزمان که در شرایط سخت زندان درکنار ما با صبوری مقاومت می کنند و نیز رهبران سبزمان که هرگز خواست به حق مردم را فدای هیچ مصلحتی نکرده اند و نیز با همه آنان که دلشان برای آزادی و عزت و کرامت انسان می تپد، محکمتر ببندیم.
جوانان اصلاح طلب
۱۹/۳/۱۳۹۰
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر