-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

Latest New from Green Correspondents for 06/11/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

راهپیمایی یا تجمعات اعتراضی یا گفت‌وگویی اعتراضی یا یک مقاله اعتراضی، همه برای اعلام مخالفت با یک حرکت خلاف یا درخواست اصلاح یک مسیر منحرف شده است. قطعا اگر آقایان کروبی و موسوی امروز به رسانه‌ها دسترسی داشتند، بیش از گذشته بر برگزاری یک تجمع اعتراضی تاکید داشتند.
خبرنگاران سبز/سیاست/از دیگر رسانه ها:
مجتبی واحدی، مشاور ارشد مهدی کروبی در گفت‌و‌گو با دويچه وله به محتوای "فراخوان راه‌پيمايی سکوت ۲۲ خرداد" پرداخته است. در روزهای گذشته اردشير اميرارجمند، مشاور ارشد ميرحسين موسوی، درباره چرايی اعلام راه‌پيمايی ۲۲ خرداد در "سکوت مطلق" به دويچه وله گفته بود: «راهپيمايی‌های بعد از ۲۲ خرداد، راهپيمايی سکوت نخواهد بود»

"شورای هماهنگی راه ‌سبز اميد" سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰، با انتشار "فراخوان راهپيمايی سکوت ۲۲ خرداد" از شهروندان خواسته بود، ظهر ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ در پياده‌روهای خيابان وليعصر، حد فاصل ميدان وليعصر تا ميدان ونک در سکوت مطلق راهپيمايی کنند.

دويچه وله: آقايان کروبی و موسوی، بعد از انتشار فراخوان برگزاری راهپيمايی ۲۵ بهمن زندانی شدند. فکر می‌کنيد اگر آقای کروبی امروز در حصر نبود، در آستانه‌ی ۲۲ خرداد، همچون ۲۵ بهمن، فراخوان راهپيمايی مسالمت‌آميز منتشر می‌کرد؟


مجتبی واحدی: راهپيمايی يا تجمعات اعتراضی يا گفت‌وگويی اعتراضی يا يک مقاله اعتراضی، همه برای اعلام مخالفت با يک حرکت خلاف يا درخواست اصلاح يک مسير منحرف شده است. قطعا اگر آقايان کروبی و موسوی امروز به رسانه‌ها دسترسی داشتند، بيش از گذشته بر برگزاری يک تجمع اعتراضی تاکيد داشتند.

چون نسبت به زمانی که آقايان کروبی و موسوی وارد زندان شدند، نه تنها مفاسد کم نشده بلکه آن قدر گسترده شده که بخش عمده‌ای از حاکميت هم ناچار شده به آن اعتراف کند. حتی مواردی که از دو، سه سال پيش توسط منتقدان گفته می‌شد، امروز خيلی صريح توسط اعضای حکومت گفته می‌شود.

به همين جهت يقين دارم که اگر آقای کروبی و موسوی امروز حضور داشتند، به همان دليلی که در آستانه‌ی ۲۵ بهمن درخواست راهپيمايی دادند، در آستانه ۲۲ خرداد نيز درخواست راه‌پيمايی می‌دادند. البته موضوع آن  راهپيمايی حمايت از مردم مصر و تونس بود، اما همين قدر که جدا از راهپيمايی حکومتی قرار شد راهپيمايی ۲۵ بهمن برگزار شود، نشان می‌داد که آن‌ها خط حاکم بر روابط بين‌المللی و مسائل داخلی را قبول ندارند.

نهادهای امنيتی جمهوری اسلامی ايران ادعا می‌کنند که بين مشاوران آقای موسوی و آقای کروبی اختلافاتی وجود دارد. تا به حال رسانه‌های دولتی ايران همچون روزنامه‌ی کيهان و... روی اين موضوع مانور داده‌اند. اين‌که مثلا مشاور آقای کروبی تا به‌حال درباره‌ی فراخوان سکوت ۲۲ خرداد اظهارنظر نکرده را نشانه‌ای از اين اختلاف  دانسته‌اند. درباره اين ادعا چه فکر می‌کنيد؟

در کشوری که فقط کم مانده در ملاءعام رهبر آن با رئيس جمهور دست‌ساز خود، دست به يقه شود، خيلی هنر نيست که اين آقايان بگويند من و آقای اميرارجمند باهم صد درصد هماهنگ هستيم يا نيستيم. من و آقای اميرارجمند، دو هويت مستقل داريم و ضمن اين که به هم علاقمنديم، ولی هيچ کدام دست‌ساز ديگری نيستيم. احمدی‌نژاد که هيچ هويتی نداشته و تحفه‌ای است که آقای خامنه‌ای به کشور تحميل کرده است. آن‌ها اول بروند مسائل خودشان را حل کنند و خيلی نگران ما نباشند. ما آن قدر شعور داريم که مثل دوستان‌مان و مثل طرفداران آقايان موسوی و کروبی، اگر هم مسئله‌ای داريم، با همديگر کنار بياييم.

اما درباره اختلاف بايد بگويم اختلافی وجود ندارد. اگرچه درباره‌ی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" قبلا گفته‌ام که آقای کروبی در اين شورا نماينده‌ای ندارند، ولی بارها اعلام کردم که مواضع‌ اين شورا به مواضع آقای کروبی در بسياری از موارد نزديک است. "شورای هماهنگی راه سبز اميد" درباره کارهايی که می‌کنند با ما مشورت می‌کنند.

مگر خود آقای اميرارجمند شخصا دعوت به راهپيمايی کرده است؟ شورا دعوت کرده است. "شورای هماهنگی راه سبز اميد" يکی از فراگيرترين تشکل‌هايی است که الآن وجود دارد. مواضع شورا نيز به لحاظ اصولی به مواضع‌آقای کروبی بسيار نزديک است. خواهش من از مردم اين است که از فرصت ۲۲خرداد استفاده کنند. اين فرصت بسيار خوبی‌ست. همين قدر که حاکميت بين ما القای اختلاف می‌کند، نشان می‌دهد که از همين دعوت به راهپيمايی و تجمع وحشت کرده‌اند. اتفاقا ما بايد از اين وحشت حاکميت استفاده ‌کنيم.

آقای واحدی به عنوان مشاور ارشد آقای کروبی، نظرتان را درباره‌ی "فراخوان راهپيمايی سکوت ۲۲ خرداد" بگوييد.

اين راهپيمايی با مشورت دوستان ما طراحی شده و مناسبت آن بسيار مهم است، حتما بايد برگزار شود. اما هر تشکلی، حتی تشکل‌هايی که ارتباط فکری ما با آن‌ها چندان قوی نيست، اگر درخواست راهپيمايی، تجمع يا يک مراسم اعتراضی بدهند، براساس اصول قانون اساسی از آن‌ها حمايت می‌کنم و دولت را موظف می‌دانم امنيت کسانی که می‌خواهند راهپيمايی کنند را تامين کند.

درباره فراخوان راه‌پيمايی ۲۲ خرداد که با مشورت ما انجام شده و از آن دفاع می‌کنيم. فقط يک اختلاف نظر کوچک با دوستان شورا دارم و آن اين که تاکيد بر سکوت را خيلی ضروری نمی‌بينم. به‌هرحال مردمی که می‌آيند، اگر با شرايطی مواجه شوند يا اگر نکته‌ای به ذهن‌شان بيايد، دليلی ندارد سکوت کنند.

تاکيد دوستان بر سکوت به اين خاطر بوده که يک موقع اراذل و اوباش حکومتی نيايند و حرکاتی نکنند و بهانه دست نيروهای حکومت ندهند. ولی من می‌گويم ما هر کار بکنيم، آن‌ها کار خودشان را خواهند کرد. آن‌ها سوءاستفاده، حقه‌بازی و فريب‌کاری ‌خود را خواهند کرد.

آدم‌هايی که به آن‌ها پول پرداخت می‌کنند تا يک روز بروند قرآن آتش بزنند و يک روز عکس آيت‌اله خمينی را آتش بزنند، ممکن است به راه‌پيمايی بيايند و چهارتا شعار انحرافی هم بدهند. اين‌که اعلام شده راهپيمايی سکوت باشد، دوستان ما می‌توانند بگويند، ما اين را گفتيم تا اگر کسی شعار داد، بگوييم جزو ما نيست اما به نظر من ضرورتی ندارد.

بهتر است به عهده‌ی خود مردم بگذاريم. در طول راه‌پيمايی اگر شرايطی برای‌شان پيش آمد، اتفاقاتی افتاد يا نکته‌ای به نظرشان آمد، بگويند. ممکن است مردم در لحظه‌ای با شرايطی مواجه شوند که احساس کنند دادن شعار هم ضروری است.

آيا می‌توان صحبت‌های امروز آيت‌اله جنتی (۲۰ خرداد ۱۳۹۰)، در خطبه‌های نماز جمعه را به  نوعی هشدار درباره‌ی فراخوان راهپيمايی ۲۲خرداد دانست؟

مثل اين که ايشان فرصت ندارد اخبار داخل کشور را مطالعه کند. کسی که ده‌ها سمت دارد، اختيار مجلس کشور به دست اوست و هرجور دلش می‌خواهد هم نمايندگان مجلس را رد صلاحيت می‌کند، خبر ندارد که اين‌روزها بحث تقلب در انتخابات را چه کسانی مطرح می‌کنند. من و دوستانم ديگر به برگزاری انتخابات در اين حکومت اعتقادی نداريم. معتقديم که اين حکومت هيچ مانعی در برابر خود برای تقلب گسترده در انتخابات نمی‌بيند. اما تقلب دو نوع است. يکی دست بردن در آرا که در چند سال اخير حکومت در ان متخصص شده است. دوم فريب دادن عده‌ای از مردم.

اخيرا اصولگرايان اعلام کردند که محمود احمدی‌نژاد در ايام انتخابات برای جمع‌آوری آرا ۷۲۰ ميليارد تومان پول غيرقانونی توزيع کرده است. مگر تقلب شاخ و دم دارد. مشکل آقای جنتی اين است که يا فرصت ندارد خبرها را بخواند يا به دليل کهولت، دچار فراموشی ا‌ست. او نمی‌داند بحث تقلب در انتخابات قرار نيست مطرح شود، بلکه مطرح شده است. منتهی توسط همفکران خود ايشان مطرح شده است.

حسين کرمانی
تحريريه: علی امينی

 
 

۲۲ خرداد آمد و الله اکبر های ما فرياد شد، ۲۲ خرداد آمد و سکوت ما فرياد شد و باز دوباره می خواهيم خدا را در چنين شبی فرياد کنيم چراکه خدا از ديکتاتور ها بزرگ تر است ، چرا که خدا ديکتاتورها و فرعونيان را شايسته ذلت و نابودی می داند ...ديکتاتور حتی از اسم اعظم و کبیر « الله اکبر » می ترسد، شهيد مصطفی غنيان شهيد الله اکبر جنبش راستين امان شد . اورا نيز فردا شب در کنار خود خواهيم داشت....
خبرنگاران سبز/جامعه:
شعار الله اکبر هنگام شب بر بام خانه ها، روش اعتراضی بود که برای سرنگونی حکومت شاهنشاهی در ايران سر داده می شد.اما اکنون به روش اعتراضی برای سرنگونی ديکتاتوری اسلامی تبديل شده است که همراه با شعارهای مرگ بر ديکتاتور و يا حسين ميرحسين مردم در تمامی مناطق پايتخت آغاز و به ديگر شهرهای بزرگ کشور بسط پيدا کرد.

سردادن شعار علاوه بر نشان دادن اعتراض يک نوع همبستگی و احساس درد مشترک است که برای هماهنگی مردم برای حضور درخيابان در پشت بام ها يک روز قبل از حضور در خيابان صورت می پذيرد. دو سال است که مردم خسته از دورغ و ريا، برای رهايی از خرافات و بی عدالتی حاکمانی که از نام خدا سوء استفاده ميکنند شب ها خدا را در آسمان های شهر فرياد می زنند، دوسال است که فرشتگان همنوای فرياد مظلوميت ملتی شده اند که بزرگ خالق هستی را در آسمان ها و در دل تاريکی شب فرياد می زنند، دو سال است که دل هر دلداده ای از گريه شبانه مادران داغدارِ سياه پوش و پدرانمان چشم به راه پر خون است.

آسمان اين شهر پر از ندا شده است، پر از سهراب و اين آخری ها هاله شده است....

چهار ماه است که بزرگ رهبرانمان دربند هستند و ما در غيابشان خدا را صدا می کنيم…

اينک در آستانه سومين سالگرد کودتای انتخاباتی قرار داريم، دوسال پيش در چنين شبی اميدوارانه منتظر صبح بوديم و الله و اکبر گويان در دل طلوع را انتظار می کشيدم.

۲۲ خرداد آمد و الله اکبر های ما فرياد شد، ۲۲ خرداد آمد و سکوت ما فرياد شد و باز دوباره می خواهيم خدا را در چنين شبی فرياد کنيم چراکه خدا از ديکتاتور ها بزرگ تر است ، چرا که خدا ديکتاتورها و فرعونيان را شايسته ذلت و نابودی می داند ...ديکتاتور حتی از اسم اعظم و کبیر « الله اکبر » می ترسد، شهيد مصطفی غنيان شهيد الله اکبر جنبش راستين امان شد . اورا نيز فردا شب در کنار خود خواهيم داشت....

اوج رسيدگی ميوه سی ساله انقلاب را در انتخابات ۸۸ ديديم و چشيديم، درختی به نام جمهوری اسلامی که از ابتدا باغبانش آنرا بدون وضو و با آبی غير کـُر آبياری کرده بود. از برگهايش به جای زردی در خزان خون چکيد و صاحبان زمين اش را خيلی زود نا اُميد کرد. آری اين نبود قرار باغبان با صاحبان باغ . قول و قرار باغبان از ابتدا نوازش گُل بود نه پر پر کردن برگ های سبز شده آن.

 بياييم فردا را به ياد شهدای جنبش سبز، به ياد حسين فرياد آزادگی سر دهيم شنبه شب ۲۱ خرداد دوباره خدارا با همه عظمتش فرياد خواهيم زد ، صدای الله اکبر ما دوباره گوش شب را کر خواهد کرد…صدای مرگ بر ديکتاتور ما دوباره به گوش اهالی پاستور، به گوش نااهلان خواهد رسيد. مطمئن باش خدا با ماست. صدايش بزن.....
 

 
 

خبرنگاران سبز/ جامعه/ گزارش تصویری:
پیشتر خبر زدودن شعرها و نقاشی‌های فردوسی از دیوارهای میدان فردوسی مشهد را دادیم؛ اکنون به گزارشی تصویری از آنچه این دیوارها بر خود نقش بسته بودند و آنچه امروز دیده می‌شود نگاه کنید.

به گزارش مهر، نقاشی ديواری ميدان فردوسی مشهد به طول ۵۰۰۰ متر مربع و با موضوع شاهنامه فردوسی يکی از طولانی‌ترين نقاشی‌های ديواری کشور بود پس از گذشت چند ماه از بهره برداری به صورت شبانه کاملا پاک شد.









و اکنون ....




 
 

فردوسی نماد ايران‌دوستی و فارسی‌دوستی است، کسی که سی‌سال رنج برد و داستان‌های کهن ايرانيان را بهانه کرد تا زبان فارسی را (پس از يورش خان‌مان برانداز عرب‌ها به ذهن و زبان ايرانيان) زنده نگاه دارد. در دوران زدودن نشانه‌های آب و خاک ايران طبيعی است که فردوسی را نيز آماج بی‌مهری کنند: در اين سی و چند سال، دستگاه تبليغی رژيم چندان به اسطوره‌های دينی پرداخته و پول مردم را صرف پروژه‌های گرانی چون يوسف و سليمان و مختار و … کرده که جايی برای فردوسی و شاه‌نامه‌ی او نمانده و اين گنجينه‌ی سترگ از بن‌مايه‌های داستانی زيبا و دل‌نشين ايرانی خواسته و دانسته ناديده گرفته شده است. پس شگفت‌آور نيست که اين اندازه خودنمايی فردوسی بر ديوارهای شهر مشهد هم خاری باشد در چشم دين‌فروشان بی‌ميهن.
خبرنگاران سبز/ از وبلاگ‌ها:
خبری کوتاه اما سخت تلخ و دردناک: کارکنان آستان قدس رضوی بزرگ‌ترين نقاشی ديواری کشور در ميدان فردوسی مشهد را شبانه پاک کردند. پنج‌هزار متر مربع نقاشی و شعر شاه‌نامه‌ی فردوسی و يک‌سال رنج و پشت‌کار شبانه‌روزی هنرمندان نقاش و چهل و پنج ميليون تومان پول مردم مشهد با همکاری و آگاهی خود شهرداری مشهد، شبانه دود شد و به هوا رفت. اين زيان‌ها شايد در برابر زيان‌های کلانی که بودن و ماندن اين حکومت به جان و دارايی ايرانيان می‌زند ناچيز باشد اما در دل اين خبر نکته‌های مهمی نيز هست که دست‌مايه‌ی چنين نوشته‌ای شود.

اخبار تاييد نشده‌ای هست درباره‌ی نقش اصلی آيت‌اله علم‌الهدا،‌ امام‌جمعه‌ی مشهد، در اين کار و اين که او خواسته به جای شعرها و نقاشی‌های شاه‌نامه، حديث‌ها و روايت‌های دينی را بنگارند. با پيشينه‌ای که از آقای علم‌الهدا در سخت‌گيری‌های دينی سراغ داريم (از جمله ممنوعيت برگزاری کنسرت‌های موسيقی در شهر مشهد)، سرزدن چنين کاری از او بعيد نيست. اما گذشته از اين که چه کسی چنين دستوری داده در متن خبر نوعی رويارويی ديرينه به چشم می‌آيد که نيازمند شکاف بيش‌تر است: رويارويی دين و ميهن.

از آغاز انقلاب پنجاه و هفت تاکنون، همه‌ی کوشش زمام‌داران سياسی اين کشور صرف کم‌رنگ‌کردن و از ميان‌بردن نشانه‌های ميهنی ما بوده است. در يک سو، پيکاری لجوجانه با سنت‌های ديرپا و بی‌زيان ايرانی هم‌چون چارشنبه‌سوری و سيزده‌به‌در و بی‌توجهی به ميراث فرهنگی نياکان ما و تخريب آثار و عمارت‌های تاريخی، و در سوی ديگر، برساختن مفهوم «امت اسلام» (انترناسيوناليسم دينی) و فراتر بردن مفهوم ملت از مرزهای جغرافيايی. (شايد توجه و دل‌سوزی جمهوری‌اسلامی برای مسلمانان غزه و لبنان و فلسطين را بتوان در نگاه نخست يک ادا و اطوار انسان‌دوستانه به شمار آورد اما اين انسان‌دوستی ظاهری هنگامی بی‌معنا و پوچ به چشم می‌رسد که می‌بينيم اين پشتيبانی تنها در دايره‌ی تنگ مبانی دينی و محدود به هم‌کيشان است و در خود ايران بسياری از انسان‌ها به جرم داشتن عقيده و دين متفاوت زندانی و تحقير می‌شوند. تازه اين پشتيبانی دين‌بنياد هم وابستگی مستقيمی دارد به منافع سياسی جمهوری‌اسلامی و مثلن مسلمانان چچن از اين پشتيبانی محروم می‌شوند.)

از ميان مسوولان جمهوری‌اسلامی آن‌ها که زيرک‌تر بودند کوشيدند هم دين و هم ميهن را در کنار هم داشته باشند و در کنار کوباندن شبانه‌‌روز بر طبل دين گاه‌گاهی هم به ميهن و نشانه‌های ميهنی روی خوش نشان دهند. آنان دريافتند که دين اسلام به‌تنهايی نمی‌تواند معرف همه‌ی ايران و ايرانيان باشد و ايرانيان به نشانه‌های هويت‌بخش ميهنی و ايرانی نيز نياز دارند. آنان پيوند ميان ايرانيان و نمادها و نشانه‌های ميهنی‌شان را پيوندی ريشه‌دار و ديرپا ديدند و دانستند که دامن‌زدن به تقابل دين و ميهن به زيان دين پايان خواهد يافت. [مثلن در دوران هشت‌ساله‌ی خاتمی اين نگاه به نشانه‌های ميهنی پررنگ شد اما مشايی (به قصد بهره‌برداری سياسی و جست‌وجوی بنيانی ديگر برای مشروعيت دار و دسته‌ی سياسی خود) آگاهانه پای کورش و منشور کورش و مکتب ايرانی را به ميان کشيد.] در دوران احمدی‌نژاد که عصر حاکميت خرافه‌های دينی و غيردينی بوده، ‌روحانيان که «ميهن» را (به عنوان يک منبع مشروعيت نادينی) تهديدی برای خود می‌ديدند گستاخانه پا به ميدان گذاشتند تا با همه‌ی توان نشانه‌های ميهنی را ريشه‌کن کنند. اين گروه در زدودن هر آن چه رنگ و بوی اين آب و خاک را داشته باشد چنان افسارگسيخته و بی‌پروا عمل می‌کنند که پرسشی همه را فرا می‌گيرد که مگر اينان خود ايرانی نيستند؟ البته با نگاه به همان پيوند ناگسستنی ايرانيان با ميهن‌شان می‌توان گفت که پررنگ‌کردن تقابل دين و ميهن به دست روحانيان در دراز مدت تيشه به ريشه‌ی خود دين و دين‌فروشان خواهد زد.

فردوسی نماد ايران‌دوستی و فارسی‌دوستی است، کسی که سی‌سال رنج برد و داستان‌های کهن ايرانيان را بهانه کرد تا زبان فارسی را (پس از يورش خان‌مان برانداز عرب‌ها به ذهن و زبان ايرانيان) زنده نگاه دارد. در دوران زدودن نشانه‌های آب و خاک ايران طبيعی است که فردوسی را نيز آماج بی‌مهری کنند: در اين سی و چند سال، دستگاه تبليغی رژيم چندان به اسطوره‌های دينی پرداخته و پول مردم را صرف پروژه‌های گرانی چون يوسف و سليمان و مختار و … کرده که جايی برای فردوسی و شاه‌نامه‌ی او نمانده و اين گنجينه‌ی سترگ از بن‌مايه‌های داستانی زيبا و دل‌نشين ايرانی خواسته و دانسته ناديده گرفته شده است. پس شگفت‌آور نيست که اين اندازه خودنمايی فردوسی بر ديوارهای شهر مشهد هم خاری باشد در چشم دين‌فروشان بی‌ميهن.

اما پاک‌کردن «شبانه‌ی» اين نقاشی‌ها هم معنای مهمی در خود دارد. چرا شبانه؟ مگر خود شهرداری مشهد در جريان نبوده است؟ مگر تمام مراجع و چهره‌های دينی مشهد از چنين کاری حمايت نمی‌کردند؟ پس دليل پاک‌کردن شبانه‌ی اين شعرها و نقاشی‌های شاه‌نامه‌ای چيست؟ کارکنان آستان قدس رضوی و دستوردهندگان ميانی هم هر چه باشند ايرانی هستند و حتا در وجدان دين‌زده‌ی خود نيز شرمنده‌اند که با دست خود رنگ فراموشی بر گذشته‌ی اين سرزمين می‌کشند. پناه‌بردن به تاريکی شب برای پوشاندن و پنهان‌کردن همين شرمندگی تاريخی است.
برگرفته‌ از: سه راه جمهوری

 
 

اين زن و دختر جوانی که در آن کوچه همسايه شماست و هر روز و هر ساعت روسری‌اش عقب‌تر می‌رود و مويش پريشان‌تر و لباسش تنگ‌تر می‌شود، از هر درنده‌ای و از هر گزنده‌ای برای ناموس و جوان تو آسيبش بيشتر است؛ چرا بی تفاوتی؟ اين‌ها توهين نيست، اين‌ها بيان واقعيت است و اين واقعيت‌ها وجود دارد.
خبرنگاران سبز/ جامعه:
احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، که به زبان تلخ و تیز بدنام است و گفته‌ها حکایت از دریافت میلیاردها تومان از سوی احمدی‌نژاد دارد در نماز جمعه امروز مشهد آشکارا مردم را به خشونت علیه آن‌چه او بدحجاب می‌خواند فراخواند و از بی‌تفاوتی مردم و مسئولان نظام در این باره انتقاد کرد. 

به گزارش رسانه‌ها، وی در نماز جمعه امروز گفت: «مسوولان نبايد در برابر توسعه بی‌حجابی و بدحجابی بی‌تفاوت باشند؛ الان هر روز که می‌گذرد در خيابان‌های اين شهر و ساير شهرها، توسعه بی‌حجابی می‌بينيم و در عين حال همه بی‌تفاوتند، جريان‌های مديريتی بی‌تفاوتند، مردم هم بی‌تفاوتند.»

وی در ادمه با دعوت آشکار از مردم به اقدام سرخود گفت: «برادرم! خواهرم! اگر در کوچه و محله شما، يک درنده يا گزنده پيدا شود، شما نمی‌گذاری بچه‌ات از خانه بيرون برود که نکند اين گزنده و درنده به او آسيب بزند. عزيز من! اين زن و دختر جوانی که در آن کوچه همسايه شماست و هر روز و هر ساعت روسری‌اش عقب‌تر می‌رود و مويش پريشان‌تر و لباسش تنگ‌تر می‌شود، از هر درنده‌ای و از هر گزنده‌ای برای ناموس و جوان تو آسيبش بيشتر است؛ چرا بی تفاوتی؟ اين‌ها توهين نيست، اين‌ها بيان واقعيت است و اين واقعيت‌ها وجود دارد.

اصلا در خيابان و کوچه شهر امام رضا(ع) چه کسی اجازه داده زن‌ها و دخترها سوار دوچرخه شوند؟ اين دوچرخه‎سواری را چه کسی راه انداخته است؟
وی خاطرنشان کرد: دختر خانمی که ياد گرفته در کوچه و خيابان سوار دوچرخه شود، اين دوچرخه را که با لباس گشاد و مقنعه که سوار نمی‌شود، او با لباس کوتاه و تنگ سوار اين دوچرخه می‌شود و لباس کوتاه و تنگ اين دختر روی زين دوچرخه با ايمان پسر جوان تو چه می‌کند؟ اصلا در خيابان و کوچه شهر امام رضا(ع) چه کسی اجازه داده زن‌ها و دخترها سوار دوچرخه شوند؟ اين دوچرخه‎سواری را چه کسی راه انداخته است؟ چرا مردم و مسوولان و دستگاه‌های امنيت اجتماعی و پيشگيری از جرم در مقابل دوچرخه‌سواری زن‌ها و دخترها بی‌تفاوتند؟ آخر اين دوچرخه سواری دختر و زن عارضه دارد.

امام جمعه مشهد تصريح کرد: نشستن روی دوچرخه برای دختر و زن حرام نيست. يک دختر خانم در خانه خودش، در را ببندد و توی حياط خانه‌اش ۱۰ ساعت هم دوچرخه‌سواری کند حرام نيست، اما وقتی اين دختر خانم بيايد توی کوچه و با لباس دوچرخه‌سواری، سوار دوچرخه شود، آن لباس و آن حرکت، عارضه فساد و منکر و فحشا برای جامعه دارد. چطور دستگاه‌ها بی‌تفاوتند و اصلا چه کسی اجازه داده است؟ چرا جلوی اين را نمی‌گيرند؟ حالا در هر خرابه‌ای، هر کثافتی صورت می‌گيرد، ولی چرا در شهر امام‌رضا (ع)؟ برادران! خواهران! مديران! مسوولان! شب اول قبر امام(ره) گريبان شما را می‌گيرد و می‌گويد من آمدم، يک عده هم به پيروی من آمدند، خون دادند، جان دادند، بچه دادند و اين مکتب را تاسيس کردند و اين نظام را به وجود آوردند ولی شما در مقابل بعد معنويت اين نظام بی‌تفاوت بوديد. مسووليت را گردن گرفتيد اما انجام نداديد، مديريت عهده‌دار شديد ولی در مقابل پيغمبر اسلام و قرآن به تکليفتان عمل نکرديد.

وی در بخش دیگری از گفته‌هایش گفت: برادران! خواهران! اگر در جامعه ما هرزه‌گی رايج شد، اگر در جامعه ما بی‌حجابی و ول انگاری زن و دختر جوان متداول شد، اگر در جامعه ما منکرات و ناهنجاری‌ها در مظاهر اجتماع ظاهر شد، به اين جوان مومنی که به اين شکل دنبال معنويت است، آسيب می‌زند و اين معنويت را از نسل جوان ما می‌‎گيرد. ... برادران! خواهران! مديران! مسوولان! بدانيد مساله بی‌حجابی و بدحجابی و ول انگاری زن‌ها و دختر ها در اين کشور آتش سوزنده‌ای است که ايمان نسل جوان ما را خاکستر می‌کند.

 
 

جالب آن‌که در شصتمين روز بازداشتم در انفرادی در بند دو الف اوين، وقتی مرا به اتاقی بردند که آقای مرتضوی در آن بود، از او پرسيدم: چرا حکم تخليه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را در قيطريه صادر کرديد و موجب تشکيل اولين اجتماع اعتراضی مردم در آن ميدان شديد؟ سکوت کرد و کوشيد موضوع بحث را تغيير دهد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
مصطفی تاجزاده در سومين نامه سرگشاده خود به حسين شريعتمداری که در زندان اوین آنرا نگاشته است به بررسی ابعاد مختلف کودتای انتخاباتی سال ۸۸ پرداخته است. وی ضمن طرح سوالاتی در خصوص عملکرد رسوای حاکميت در اين انتخابات ضمن اعتراض به برخوردهای صورت گرفته و مقايسه اين رويداد با کودتای ۲۸ مرداد می گويد: " آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام داديد، واقعاً با رفتار رژيم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژيم کودتا روزنامه‌های مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدريج توقيف نکرد؟ آيا شما غير از اين عمل کرديد؟ آيا دست به انحلال احزاب منتقد نزديد؟ آيا معترضان را سرکوب نکرديد و تعداد زيادی را به زندان نينداختيد؟ آيا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشيديد؟ آيا لباس شخصی‌ها را به جان مردم بی‌دفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نينداختيد؟ و سرانجام آيا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکرده‌ايد؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟"

در بخش ديگری از اين نامه تاج زاده ضمن اعتراض به عملکرد رهبری در مواجهه با اعتراضات رخ داده به خطبه های نماز جمعه رهبری اشاره می کند و می نويسد: "با کمال تأسف بايد اعلام کنم برداشت عموم ايرانيان مخالف يا موافق نتيجه انتخابات، از خطبه‌های مذکور حمايت قاطع سخنران از آقای احمدی‌نژاد بود و اين که نتيجه انتخابات قطعی و غير قابل تغيير است. ادامه تظاهرات نيز تحمل نمی‌شود و مسئوليت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. "

ه گزارش تحول سبز، متن کامل اين نامه به شرح ذيل است:

به نام خدا

جناب آقای حسين شريعتمداری

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان

با سلام

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری پيشنهاد ديگر من برای گفت‌وگوی مکتوب ماست. بر اين باورم که برای روشن شدن ابعاد مسأله، ‌گريز و گزيری از طرح پرسش‌های مشخصی درباره روند انتخابات و حوادث پس از آن نيست پاسخ‌های جنابعالی می‌تواند رافع اعتراضات منتقدانی چون من باشد يا کفه ترازو را به سود معترضان سنگين‌تر کند.

اگر شما و همفکرانتان از ورود به بحث خودداری کنيد و همچنان به هتاکی به اشخاص و احزابی بپردازيد که نسبت به متمرکز، ‌مطلقه و خودکامه شدن قدرت انتقاد دارند و تداوم سياست‌های کنونی را به سود استقلال کشور، يکپارچگی سرزمينی، امنيت و منافع ملی نمی‌بينند، رفتار شما به آن معنا تلقی خواهد شد که جنابعالی از بحث با منتقدان انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ طفره می‌رويد. چرا که برای اين سؤال‌ها جواب نداريد و بر همگان آشکار خواهد شد که انتخابات قانونی،‌ سالم و منصفانه برگزار نشده است. اينجانب نيز متقابلاً آماده‌ام به پرسش‌های کيهانيان در اين مورد پاسخ‌های صريح و شفاف بدهم.

بسيار مشتاقم بدانم چرا به محض اعلام آمادگی آقای خاتمی برای کانديداتوری انتخابات، جنابعالی با انتشار مقاله‌ای در کيهان (۲۶/۱۱/۱۳۸۷) از احتمال ترور ايشان، شبيه آنچه درباره خانم بی‌نظير بوتو به وقوع پيوسته بود، سخن گفتيد؟ آن تهديد البته به نظر صاحب‌نظران، اعتراف ناخودآگاه کيهانيان به موقعيت ممتاز آقای خاتمی در افکار عمومی ايرانيان، مانند جايگاه برتر خانم بوتو در ميان رأی دهندگان پاکستانی ارزيابی شد. از سوی ديگر اين پرسش را ايجاد کرد که قرار است در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری چه اتفاقی رخ دهد که جنابعالی به قيمت مقايسه و حتی تشابه حاکميت در جمهوری اسلامی ايران با حاکميت نظاميان کودتاگر در کشور همسايه شرقی و ترسيم چهره‌ای بی‌ثبات و متزلزل از وضعيت امنيتی کشورمان، احتمال ترور محبوبترين و معروفترين نامزد رقيب آقای احمدی‌نژاد را مطرح کرديد؟ جالب اينکه حتی پس از انصراف ايشان از کانديداتوری، همچنان به ترور شخصيتی ايشان ادامه داديد، اگر چه مانند سابق ناکام مانديد.

چهار ماه بعد و در حالی که دو هفته به برگزاری انتخابات مانده بود، جنابعالی در سخنرانی تبليغاتی خود به سود آقای احمدی‌نژاد در مسجد سيد اصفهان (۷ خرداد ماه ۸۸) اعلام کرديد امسال عاشورا تکرار می‌شود ولی اين بار نه امام حسين (ع) که يزيد و شمر اين صحنه کشته خواهند شد. در اين نامه به ميزان نادرستی درک شما از واقعه جاودان کربلا نمی‌پردازم. همچنين نمی‌پرسم که آيا سرکوب خونين و ناجوانمردانه عزاداران حسينی در عاشورای ۱۳۸۸تحقق وعده پيش از انتخابات جنابعالی محسوب می‌شود يا نه. از تهديد آن مداح دولتی نيز می‌گذرم که گفت: " اگر احمدی‌نژاد پيروز نشود، ايران عاشورا می‌شود." فقط به اين سؤال جواب دهيد که چرا فضای کشور را تا اين حد دو قطبی، جنگی و نظامی کرديد؟ راستی چه کسی قرار بود آقای خاتمی را ترور کند؟ از "شاه سلطان حسين" خبری داريد؟

جناب آقای شريعتمداری!

اکنون همراه شما مهم‌ترين اعتراض‌های دو نامزد اصلاح‌طلب و حاميانش را قبل از برگزاری انتخابات ۸۸، تا آن‌جا که حافظه‌ام اجازه می‌دهد، مرور می‌کنم.

۱٫ دخالت بسياری از فرماندهان سپاه و بسيج در انتخابات به سود آقای احمدی‌نژاد و عليه ديگر نامزدها.

۲٫ جانبداری آشکار هفت عضو شورای نگهبان از انتخاب مجدد رييس دولت نهم و سخنرانی آقای الهام عضو حقوقدان آن شورا در ميتينگ تبليغاتی وی در مصلای تهران.

۳٫ انتخاب اعضای هیأت‌های اجرايی و نظارت از طرفداران آقای احمدی‌نژاد و تبديل جلسات کاری ناظران به نشست‌های توجيهی درباره عملکرد مثبت دولت آقای احمدی‌نژاد با حضور و سخنرانی مقامات اجرايی.

۴٫ تبليغات گسترده شبکه‌های گوناگون صدا و سيما درباره دستاوردهای دولت نهم در ماه‌های منتهی به انتخابات.

۵٫ توزيع وسيع و رايگان برخی اقلام خوراکی و پرداخت هزاران ميليارد تومان به مردم توسط فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها که در برخی شهرها تا شب برگزاری انتخابات ادامه داشت. با وجود اين آقای جنتی اعلام کرد که در هر شهری فضا مسوم باشد، انتخابات آن را باطل خواهيم کرد. يعنی احتمال ابطال آرای انتخابات در شهرهايی که نامزد اصلاح‌طلب رأی بيشتری دارد، بسيار بالاست.

جالب آن‌که مسئولان دولتی در تبعيضی آشکار مصلای تهران را برای برپايی مراسم تبليغاتی در اختيار ستاد مهندس موسوی قرار ندادند و حاميان وی به ناچار زنجيره انسانی در سطح شهر تشکيل دادند. افزون بر آن، همچنان که حدس زده می‌شود مراجع اجرايی و نظارتی در مورد حضور نمايندگان نامزدها در حوزه‌های اخذ رأی کارشکنی کردند.

قصد ندارم پرونده تخلف‌ها و تقلب‌های آقای جنتی و همکاران و حاميانش را در انتخابات دو دهه گذشته به تفصيل شرح دهم. فقط چند مورد را يادآوری می‌کنم.

۱٫ در انتخابات مجلس ششم در سال ۱۳۷۸ که من افتخار رياست ستاد انتخابات کشور را داشتم، در مرحله بازشماری آرای مردم تهران، هیأت نظارت بر انتخابات با صدور بخشنامه‌ای از ناظران خواست آرای آقای رجايی (عليرضا) را به نام آقای رجايی خراسانی منظور کنند که با اعتراض من و تهديد به علنی کردن موضوع، آن را منتفی اعلام کردند، اما در نهايت مانع ورود آقای عليرضا رجايی (نفر ۲۸ فهرست منتخبان مردم) به مجلس شدند.

۲٫ در همان انتخابات آقای جنتی و همفکرانش در شورای نگهبان يک چهارم آرای شهروندان تهرانی را به طورغير قانونی باطل اعلام کردند تا به هر قيمت ممکن آقای حداد عادل که رأی نياورده بود،‌ وارد مجلس شود.

۳٫ پس از برگزاری مرحله دوم انتخابات رياست جمهوری نهم، آقای خاتمی که هنوز قانوناً رييس جمهور کشور بود، شکايتی مستند عليه دخالت‌های گسترده برخی فرماندهان سپاه در انتخابات به سود آقای احمدی‌نژاد تسليم قوه قضاييه کرد (مرداد ماه ۱۳۸۴) تا دست‌کم در آينده نظاميان نتوانند با سوءاستفاده از موقعيت خود وارد فعاليت‌های انتخاباتی شوند. به اين شکايت هرگز رسيدگی نشد.

۴٫ در انتخابات دور سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا (زمستان ۸۵) و دور هشتم مجلس شورای اسلامی (زمستان ۸۶) توسط دولت آقای احمدی‌نژاد برگزار شد. در هر دو انتخابات نامزدهای اصلاح‌طلب و مستقل اعتراض‌ها و شکايت‌های خود را به شمارش آرا و نتايج اعلام شده تسليم مراجع نظارتی کردند، اما مورد رسيدگی واقع نشد.

۵٫ آقايان خاتمی و کروبی با ارسال نامه‌ای به شورای نگهبان خواهان بازشماری آرای تعدادی از صندوق‌‌های حوزه انتخابيه تهران در مجلس هشتم شدند که در آن‌ها آرای برخی از نامزدهای مورد حمايتشان صفر منظور شده بود. به درخواست رؤسای سابق قوای مجريه و مقننه کشور هيچ توجه نشد.

نتيجه مراجعه معترضان به نتايج انتخاباتی از مجلس ششم تا رياست جمهوری دهم به شورای نگهبان را ملاحظه می‌فرماييد؟‌آيا تا به حال جنابعالی به مراجع اجرايی و نظارتی انتقاد کرده‌ايد که چرا در اين سال‌ها به خواست‌های قانونی نامزدهای منتقد ترتيب اثر نداده و به شکايات قانونی آنان رسيدگی نکرده‌اند؟ با اين سوابق، کدام نشانه حاکی از آن بود که آقای جنتی و همکارانش در شورای نگهبان به شکايات نامزدهای رقيب آقای احمدی‌نژاد عادلانه رسيدگی خواهد کرد؟

جناب‌ آقای شريعتمداری!

سپاسگزار خواهم شد چنانچه توضيح دهيد پخش غير مستقيم مناظره‌های نامزدهای انتخاباتی در سال ۷۶ چه مشکلی پيش آورده بود که تصميم گرفتيد در اين دوره مناظره‌ها را به صورت زنده پخش کنيد؟ در آن دوره مناظره‌ها ضبط و با فاصله ۴۸ ساعت پخش شد. بنابراين نامزدها نمی‌توانستند مرزهای قانونی و اخلاقی را پشت سر بگذارند. آيا واقعاً خبر نداشتيد که آقای احمدی‌نژاد تصميم دارد بر خلاف تمام ضوابط قانونی و اخلاقی رفتار کند و با دروغ‌های متعدد و نيز متهم کردن افرادی که در آن فاصله ده روز تا انتخابات امکان دفاع از خود را در صدا و سيما ندارند، فضا را ناسالم و دوقطبی کند؟ تا در اين مدت سوءاستفاده خود وی و دولتش و ستادهايش از امکانات لشکری و کشوری معلوم نشود؟

حتماً فراموش نکرده‌ايد صدا و سيما به هيچ يک از اشخاصی که توسط آقای احمدی‌نژاد به فسادهای مالی متهم شدند،‌ اجازه و امکان دفاع از خود را نداد. در عوض حدود بيست دقيقه وقت اضافه به رييس دولت نهم اختصاص داد تا از خود در برابر اتهاماتی که ديگر نامزدها به او وارد کرده بودند دفاع کند! کمال بيطرفی رسانه ملی را مشاهده می‌فرماييد؟ تصور می‌کنم اين مسأله را نيز نتوانيد انکار کنيد بعضی بزرگان قم آن را "غش در معامله" خواندند، زيرا دروغ‌های متعددی در آن مطرح شد.

جالب آنکه ستادهای آقای احمدی‌نژاد که عمدتاً توسط فرماندهان سپاهی و بسيجی اداره می‌شدند،‌ با يک برنامه‌ ريزی متمرکز و سراسری، شعار خود را "دزدگير ۸۸″ قرار دادند (پس از مناظره آقايان موسوی و احمدی‌نژاد). آيا ترديد داريد که آن مناظره و اين شعار زمينه‌ساز بگير و ببندهای بعد از انتخابات بود؟ همفکران جنابعالی دزدها را گرفتند تا پاکدستانی همچون محصولی و رحيمی بر صدر نشينند. مگر نه اينکه قرار بود "دست‌ها و دستمال‌های پاک شيشه‌های کثيف را تميز کنند؟"

سرپرست محترم روزنامه کيهان!

حتما مستحضريد که همزمان با برگزاری انتخابات:

۱٫ سيستم پيام کوتاه تلفنهای همراه قطع شد و تنها امکان اطلاع‌رسانی نمايندگان نامزدها در حوزه‌های اخذ رأی در سراسر کشور به ستاد مرکزی انتخاباتی‌شان از دست رفت. اگر چه سردار مشفق آن را "لطف امام زمان" خواند، ولی هر کس نداند شما می‌دانيد که آن سيستم به دستور چه کسی قطع شد!

۲٫ عصر همان روز تمام سايت‌های اينترنتی طرفدار آقايان موسوی و کروبی فيلتر شدند (به دستور چه کسی؟)

۳٫ در ساعت ۶ بعدازظهر ستاد مرکزی گروه‌های اصلاح‌طلب حامی مهندس موسوی در قيطريه مورد هجوم تعدادی لباس شخصی بد دهان و خشن قرار گرفت. پس از مقاومت اعضای ستاد و دستگيری آنان و تحويل به پليس امنيت، مسئول آن واحد اعلام کرد مهاجمان مدعی‌اند با حکم آقای مرتضوی مأموريت داشتند ستاد را تعطيل و آن را پلمپ کنند.

۴٫ در همان ساعت هجوم لباس شخصی‌ها به ستاد، خبرگزاری رسمی دولت (ايرنا) به دروغ اعلام کرد آقای امين‌زاده (رييس ستاد قيطريه) و اينجانب بازداشت شده‌ايم. من بلافاصله خبر را تکذيب کردم تا فضا آرام بماند. ايرنا نيز مجبور شد بعد از دو ساعت آن خبر را از سايت اينترنتی خود حذف کند.

۵٫ با وجود تکذيب فوق همان شب روزنامه ايران ارگان رسمی دولت خبر بازداشت آقای رمضانزاده و مرا در صفحه اول خود چاپ کرد.

۶٫ با پايان يافتن زمان اخذ رأی، نيروهای پليس به ستاد مرکزی انتخاباتی مهندس موسوی در ميدان فاطمی حمله کردند.

۷٫ نمايندگان آقايان موسوی و کروبی در ستاد انتخابات کشور نيز در اعتراض به بی‌اطلاع نگه داشته شدن، محل را ترک کردند.

با توجه به اقدام‌های غير قانونی و بعضاً غير اخلاقی دستگاه‌های گوناگون حکومتی به سود آقای احمدی‌نژاد، بفرماييد که:

۱٫ چنانچه يک نامزد انتخاباتی از حمايت ۲۵ ميليون نفر، در برابر ۱۴ ميليون رأی رقيب بهره‌مند باشد، آيا از او و جناح متبوعش رفتاری شبيه آنچه در بالا اشاره کردم، شاهد خواهيم بود؟ آيا عملکرد فوق متعلق به جناحی است که خود را اقليت احساس می‌کند و نگران شکست است يا جناح اکثريت و پيروز اين گونه عمل می‌کند؟

۲٫ اگر جناح حاکم قصد تقلب در انتخابات و تغيير نتايج آرا را داشت، کدام اقدام را قبل از برگزاری و در روز برپايی انتخابات انجام می‌داد که در اين انتخابات مرتکب نشدند؟

برای اطلاع جنابعالی عرض می‌کنم وقتی مسئول بازجوهای سپاه از من پرسيد که چرا می‌گويی در انتخابات کودتا شده است، گفتم چه دليلی آشکارتر از اين که احکام دستگيری فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را سه روز قبل از انتخابات، يعنی در روز ۱۹ خرداد ماه اخذ کرديد؟ مگر نظرسنجی‌ها در تهران حاکی از آرای بيشتر آقای موسوی نبود. پس شما از کجا يقين داشتيد که آقای احمدی‌نژاد پيروز خواهد شد؟ اگر يقين نداشتيد حکم بازداشت ما را پيش از برگزاری انتخابات صادر نمی‌کرديد.

افزون بر آن من تقريباً از تمام بازجوهای خود نيز پرسيدم چرا روزنامه و خبرگزاری رسمی دولت آقای احمدی‌نژاد به دروغ خبر بازداشت مرا روز جمعه و شنبه صبح منتشر کردند. عقل سليم حکم می‌کند جناح پيروز در انتخابات در صدد ايجاد آرامش باشد نه ايجاد التهاب! آنان پاسخ روشنی نداشتند که بدهند. من نيز همين مطالب را در برگه‌های بازجويی خود نوشتم و اعلام کردم اگر می‌خواهيد بدانيد چه کسانی در صدد ايجاد اغتشاش در جامعه بودند، کافی است بررسی کنيد که چه کسی دستور انتشار اين اخبار کذب را صادر کرد. آنان اقدامی نکردند و می‌دانم چرا.

اکنون نيز قوه قضاييه به شکايت من از روزنامه ايران و خبرگزاری ايرنا رسيدگی نمی‌کند تا روشن شود چرا اخبار دروغ بازداشت فعالان ستاد مهندس موسوی را منتشر کردند تا فضای جامعه را ناامن کنند. آيا شما می‌توانيد در اين‌باره توضيح دهيد؟

جالب آن‌که در شصتمين روز بازداشتم در انفرادی در بند دو الف اوين، وقتی مرا به اتاقی بردند که آقای مرتضوی در آن بود، از او پرسيدم: چرا حکم تخليه ستاد انتخاباتی مهندس موسوی را در قيطريه صادر کرديد و موجب تشکيل اولين اجتماع اعتراضی مردم در آن ميدان شديد؟ سکوت کرد و کوشيد موضوع بحث را تغيير دهد.

جناب آقای شريعتمداری!

به نظر جنابعالی زمانی که رييس دولت نامزد انتخاباتی می‌شود که خود برگزار کننده آن است و ناظران نيز طرفدار انتخاب مجدد او هستند و در برگزاری انتخابات پيشين نيز جانبدارانه عمل کرده‌اند، آنان چگونه بايد سلامت انتخابات را تضمين کنند؟ آيا نبايد روند برگزاری انتخابات را هر چه شفاف‌تر کنند و از هر عمل شبهه‌انگيز، چه رسد به رفتارغير قانونی، بپرهيزند؟ آيا نبايد فضا را آرام نگه دارند و به اعتراضات و شکايات رقبا در اسرع وقت رسيدگی کنند؟ از جنابعالی می‌پرسم عملکرد مسئولان انتخاباتی در اين مسير بود يا در نقطه مقابل آن قرار داشت؟ چرا نه وزارت کشور و نه شورای نگهبان پيش از برگزاری انتخابات به اعتراضات نامزدها توجه نکردند؟ چرا يکبار مسئولان ستادهای انتخاباتی نامزدهای رقيب را دعوت نکردند تا انتقادها و اعتراضات آنان را از نزديک بشنوند و در جهت برطرف کردن سوء‌تفاهم‌ها يا اشتباهاتشان بکوشند؟ و اگر آنان تقاضايی غيرقانونی يا غير منطقی مطرح می‌کردند و در صورت اصرار بر تحقق آن‌ها،‌ موضوع را با افکار عمومی در ميان می‌گذاشتند.

چرا به پيشنهاد من عمل نکردند که بارها اعلام کردم چنانچه قصد داريد انتخابات را سالم برگزار کنيد، به جاست دست کم يکی از طرفداران نامزدها را به عضويت هیأت‌های اجرايی در آوريد (در مجموع سه نفر از ۱۳ نفر)؟ جالب آن‌که وقتی از بازجوهای خود می‌پرسيدم چرا به آنچه فوقاً اشاره شده عمل نکرديد، يکی از آن‌ها گفت نفوذ دوم خردادی‌ها در وزارت کشور مانع پذيرش اين پيشنهاد شد. متشکر می‌شوم به خوانندگان خود توضيح دهيد که رفتار و گفتار آقای احمدی‌نژاد در مناظره‌ها، به خصوص در مناظره با مهندس موسوی و رفتار ستادهای انتخاباتی وی در سراسر کشور در جهت آرام کردن فضا و بر پايی انتخابات سالم بود يا به بدگمانی وتنش‌ها دامن زد؟

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان!

با روند نا مطلوب فوق انتخابات برگزار شد. دو نامزد بر اساس اطلاعاتی که کسب کردند، خود را پيروز انتخابات خواندند و دو نامزد ديگر به نتايج اعلام شده اعتراض کردند. با وجود اين رهبری نظام روز شنبه پيروزی آقای احمدی‌نژاد را تبريک گفتند. عصر همان روز تعدادی از فعالان ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی بازداشت شدند. روز يکشنبه آقای احمدی‌نژاد جشن پيروزی خود را برگزار کرد و معترضان را خس و خاشاک خواند. در آن روز اکثر دستگيرشدگان آزاد و ۳۶ تا ۴۸ ساعت بعد مجدداً بازداشت شدند! اجتماع اعتراضی و مسالمت‌آميز ميليون‌ها ايرانی در روز دوشنبه به خون کشيده شد. در اين روز به کوی دانشگاه حمله خونين صورت گرفت و سپس مجتمع مسکونی سبحان نيز مورد هجوم وحشيانه واقع شد. جلسات نمايندگان نامزدها با مقام رهبری در روز سه شنبه بدون نتيجه پايان يافت. اجتماعات اعتراضی همچنان ادامه داشت تا اينکه اعلام شد رهبری نظام نماز جمعه هفته بعد را شخصاً اقامه خواهد کرد.انتظار عمومی اين بود که خطبه‌های ۲۹ خرداد ماه چنان جامع و مانع ايراد شود که فضا را آرام و مردم را به رسيدگی به اعتراضاتشان مطمئن کند. با کمال تأسف بايد اعلام کنم برداشت عموم ايرانيان مخالف يا موافق نتيجه انتخابات، از خطبه‌های مذکور حمايت قاطع سخنران از آقای احمدی‌نژاد بود و اين که نتيجه انتخابات قطعی و غير قابل تغيير است. ادامه تظاهرات نيز تحمل نمی‌شود و مسئوليت عواقب آن به عهده شرکت کنندگان در اجتماعات خواهد بود. روز شنبه ۳۰ خردادماه، به گفته سردار مشفق بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر به خيابان‌‌ها آمدند. آن تظاهرات و نيز ديگر اجتماعات بعدی سرکوب شدند تا اينکه کشتار عاشورای ۸۸ داغ سنگينی بر دامان طراحان، آمران و مباشران آن به جای نهاد. حاصل سرکوب چند ماهه بيش از يکصد شهيد و تعداد به مراتب بيشتری مجروح و مضروب و زندانی بود. تشکيل دادگاه‌های نمايشی و صدور احکام فله‌ای و از پيش مشخص نيز به استقلال قضايی و حيثيت نظام سياسی لطمه زد. شما خود بگوييد مسئوليت اين روند فاجعه‌آميز با کيست؟ آيا اين بهترين راه مواجهه با مسأله بود؟

جنابعالی و دوستانتان همواره مردم تظاهرات کننده را "اراذل و اوباش" می‌خوانيد، ولی بگويم: هويت و شخصيت شهدا، مجروحان و زندانيان، دروغ بودن ادعای شما را نشان می‌دهد. حتماً به ياد داريد که آقای مرتضوی دستور اعزام "اراذل و اوباش" را که در تظاهرات ۱۸ تير ۸۸ بازداشت شده بودند به بازداشتگاه کهريزک صادر کرد. زنده يادان "روح‌الامينی، جوادی‌فر، کامرانی و قهرمانی" از جمله اين بازداشت شدگان بودند که در زير شکنجه جان به جان آفرين تسليم کردند و به ديدار پروردگار خويش شتافتند. آنان با خون خويش نام شکنجه‌گاه کهريزک را برای هميشه بر پيشانی تاريخ ثبت کردند. فشار افکار عمومی، همفکران جنابعالی را مجبور کرد جناح حاکم همين چند نفر به نظر شما "اراذل و اوباش" از پا درآمده را رسماً شهيد بخواند و نامشان را در بنياد شهيد ثبت کند.

جناب آقای شريعتمداری!

در فاصله زندان اول و دوم، وقتی کارشناس ارشد معاونت اطلاعات سپاه از نظر من درباره تلقی افکار عمومی از خطبه‌های ۲۹ خرداد ۸۸ آگاه شد، پرسيد اگر خود شما خطيب نماز جمعه آن هفته بوديد، با مردم چه می‌گفتيد؟ پاسخ من روشن بود. گفتم از حضور گسترده هم‌وطنان در پای صندوق‌های رأی صميمانه تشکر می‌کردم. سپس توضيح می‌دادم که درباره نتايج اعلام شده بين نامزدها اختلاف نظر پيش آمده است. من به دليل اين اختلاف، اکنون هيچ نظری درباره ميزان و درصد شرکت کنندگان و نيز نتيجه آرا اعلام نمی‌کنم. فردا هر چهار نامزد را به دفتر خود دعوت خواهم کرد و از آنان خواهم خواست درباره پنج تا هفت نفر معتمد مورد توافق به اجماع برسند تا آنان ظرف مدت معينی، مثلاً يک ماه، به تمام شکايات رسيدگی و نظرشان را اعلام کنند. نتيجه هر چه باشد، از ابطال انتخابات تا تأييد آنچه وزارت کشور اعلام کرده است، همه به آن گردن می‌نهيم. به اين ترتيب نهاد و جايگاه رهبری تثبيت می‌شد و اختلافات پايان می‌يافت.

اگر نامزدی با اين روش و اقدام مخالفت می‌کرد يا به نتيجه بررسی‌ها و تصميم هیأت تن نمی‌داد، منزوی می‌شد. پاسخ کارشناس مربوطه اين بود که در اين صورت تکليف قانونی که شورای نگهبان را مرجع رسيدگی به شکايت می‌داند، چه می‌شود؟ گويی همه اقدامات انجام يافته در انتخابات کاملاً قانونی بود و فقط اين مورد که می‌توانست مانع خونريزی‌ها و آبروريزی‌های بزرگ شود، اشکال داشت. تازه می‌توانستند موضوع را به عنوان معضل نظام به تصويب مجمع تشخيص مصلحت و تأييد رهبری برسانند.

مديرمسئول محترم روزنامه کيهان!

مستحضريد که پيش از اين نيز درباره روند و نتايج انتخابات حرف و حديث بود. ولی چرا بعد از هيچ انتخابات، شاهد خروش خودجوش ميليونی مردمی نبوديم که برای نشان دادن اعتراض خود به نتيجه اعلام شده خيابان‌های شهر را سبزپوش کردند؟ چرا آنان به وعده مقامات برای رسيدگی به شکاياتشان در شورای نگهبان و سپس تهديدهای علنی توجه نکردند و به اجتماعات اعتراضی خود ادامه دادند تا زمانی که همفکران جنابعالی به شديدترين شيوه‌های سرکوب و بازداشت متوسل شدند، به حذف فيزيکی منتقدان دست بردند و عملاً ‌حکومت نظامی برقرار کردند؟ ادعای تکراری جنابعالی مبنی بر اين که ميليون‌ها ايرانی فريب نامزدها يا رسانه‌های فارسی زبان خارجی را خوردند و پس از مدتی با توضيحات مسئولان، جز اندکی به خطای خود پی بردند و دست از اعتراض کشيدند، علاوه بر آنکه با واقعيت سازگار نيست، توهين به شعور ملت ايران نيز هست. زيرا اگر جناح حاکم به اين ادعا باور داشت، به سبزها حداقل اجازه برپايی يک اجتماع آرام می‌داد تا قلت آنان بر همگان ثابت شود. بعيد می‌دانم که حتی شخص جنابعالی ندانيد که با صدور اولين مجوز، ميليون‌ها زن و مرد ايرانی بار ديگر خيابان‌های شهر ما را در هم خواهند نورديد و حماسه‌ای با شکوه‌تر از ۲۵ خرداد ۸۸ خواهند آفريد.

مسئول بازجوهای من نيز اعتراف می‌کرد چنانچه رهبران جنبش سبز مجوز اجتماع بگيرند، دست کم يک ميليون نفر در تظاهرات تهران شرکت خواهند کرد. وی اذعان داشت حکومت تنها توانسته است مسأله را "جمع" کند، اما آن را "حل" نکرده است. آيا مسأله حل شده است؟

جناب آقای شريعتمداری!

حتماً سخنرانی سردار مشفق را شنيده‌ يا مطالعه کرده‌ايد و از شکايت هفت نفر از قربانيان "ستاد مهندسی انتخابات ۸۸″ از وی و ديگر اعضای ستاد مورد نظر او نيز مطلع هستيد. طبق اعترافات او که هيچ مقام و نهاد لشکری و کشوری آن را تکذيب نکرده است، دو سال قبل از انتخابات رياست جمهوری دهم يک ستاد مخفی و البته غير قانونی با حضور مقامات سياسی، نظامی و امنيتی، با هدف پيروزی آقای احمدی‌نژاد تشکيل شد. اعضای ستاد که در سطوح بالای ارکان نظام حضور و نفوذ دارند، معتقد بودند که "شکست آقای احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸، شکست رهبری نظام است."

بنابراين همه امکانات دولتی و عمومی را برای شکست نامزدهای رقيب او "بسيج" کردند و تا آن‌جا پيش رفتند که کانديداهای اصلاح‌طلب را "دشمن" خواندند که به "مقابله با رهبری" برخاسته‌اند. ستادهای انتخاباتی نامزدها نيز "اطاق جنگ دشمن" ناميده شدند. به نظر شما با "دشمن" و "اطاق جنگ" او چه بايد کرد؟ آرای چنين دشمنی چقدر اعتبار دارد؟ همين ستاد که آن قدر قدرت داشت سيستم پيام کوتاه تلفن‌های همراه را برای ۲۴ ساعت در سراسر کشور قطع کند، برای بعد از انتخابات نيز برنامه‌هايی تدارک ديده بود. بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از جمله طرح‌های آنان بود. به باور من قصدشان اين بود در انتخابات۸۸ با يک تير دو نشان بزنند. هم کاری کنند که حکومت يکدست باقی بماند و هم برای نخستين بار سياست‌ورزی را برای منتقدان ناممکن کنند تا جامعه تک‌صدا شود. به نظر من آنان اجمالاً تحرکات پس از انتخابات را نيز پيش‌بينی کرده بودند، ولی تصور می‌کردند اجتماعات پراکنده خواهد بود و کنترل و مهار آن‌ها چندان دشوار نيست. ای بسا به کار بردن محدود خشونت توسط معترضان نيز لازم بود. چرا که کاربرد چنين خشونتی می‌توانست زمينه را برای وارد کردن اتهامات بيشتر به منتقدان دربند و صدور احکام ظالمانه‌تر عليه آنان فراهم کند.

آيا همچون من قبول نداريد طراحان اين بازی و روند خطرناک بيش از آنکه به فکر حيثيت کشور يا نگران بروز خشونت باشند، از کارکرد بعدی آن خشنود بودند؟ آنچه مهندسی انتخابات و محاسبه حوادث پس از آن را به هم زد، هوشياری و حق‌شناسی ميليون‌ها ايرانی بود که تصميم گرفتند علاوه بر رأی دادن، از رأی خود در برابر دست‌اندازی‌های آقای جنتی و همکارانش پاسداری کنند. موقع‌شناسی آنان دستاوردهايی بيشتر از پيروز شدن نامزدشان در انتخابات رياست جمهوری نصيب ملت کرد، آری! جنبش تاريخ‌سازی شکل گرفت که دروغ و ريا و خرافه را يک جا به چالش کشيد، مشت آهنين را رسوا کرد و به انتخابات نمايشی برای هميشه پايان داد. بعد از اين يا انتخابات کاملاً‌ سالم و آزاد برگزار خواهد شد يا کاملاً‌ رسوا. جنبش سبز سرانجام انتخابات آزاد را به شما تحميل خواهد کرد، اگر داوطلبانه آن را نپذيريد، راه ديگری وجود ندارد.

جناب آقای شريعتمداری!

با توجه به آنچه گفته شد، به خود حق می‌دهم که بگويم جناح همفکر شما که در حال حاضر بر مقدرات کشور حاکم است:

۱٫ مرتکب خطا شد که در انتخابات گذشته به اعتراضات و شکايات نامزدهای منتقد يا مستقل رسيدگی نکرد و موجب انباشت بی‌اعتمادی و بدبينی بسياری از شهروندان به مجريان و ناظران انتخابات شد.

۲٫ عملکردش نادرست بود که به اعتراضات آقايان موسوی و کروبی درباره تخلف‌های انتخاباتی، قبل از روز ۲۲ خرداد ۸۸ توجه نکرد و حتی آشکارا به پشتيبانی از آقای احمدی‌نژاد برخاست و به احساس "بی‌انصافی" مقامات نظارتی که بايست بی‌طرف می‌بودند، دامن زد.

۳٫ مرتکب اشتباه شد که در روز برگزاری انتخابات مانند يک جناح کودتاچی رفتار کرد. غافل از آن‌که چنين عملکردی صرفاً به افزايش بدبينی‌ها منجر می‌شود.

۴٫ جفا کرد به مردم و ميهن و آيين که به جای به رسميت شناختن اعتراض مردمی و تلاش برای روشن کردن ابعاد مسأله به بگير و ببند، سرکوب و شکنجه روی آورد و به اين بهانه روز به روز آزادی‌های قانونی شهروندان را محدودتر کرد. عملکرد دوستان شما در هر چهار مرحله غلط بود. چنانچه از ابتدا حقوق منتقدان را رعايت می‌کرديد، حوادث خونين يکسال و نيم گذشته رقم نمی‌خورد.

نماينده محترم ولی فقيه در روزنامه کيهان!

بعضی دوستان جنابعالی دو انتخابات رياست جمهوری هفتم و دهم را با هم مقايسه می‌کنند و به اصلاح‌طلبان خرده می‌گيرند که چرا مانند جناح حاکم کنونی عمل نکردند که نتيجه انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ را پذيرفتند و به خيابان‌ها نيامدند. آنان می‌پرسند درست بود که ما نيز در سال ۷۶ به خيابان‌ها می‌ريختيم و به شکست خود و پيروزی شما اعتراض می‌کرديم؟ اين استدلال ظاهری زيبا دارد، اما در واقع يک مغالطه سياسی است. زيرا تفاوت‌های دو انتخابات را ناديده می‌گيرد. در انتخابات رياست جمهوری هفتم در سال ۱۳۷۶:

۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشور بود که اکثر قاطع استانداران و فرماندارانش طرفدار رقيب آقای خاتمی بودند. در آن انتخابات استاندارانی مانند آقايان احمدی‌نژاد (در اردبيل) و رحيمی (در کردستان) تمام تلاش خود را برای شکست نامزد اصلاح‌طلبان به کار بردند.

۲٫ اکثريت اعضای شورای نگهبان مخالف جدی آقای خاتمی بودند و حتی در اطلاعيه تأييد صلاحيت نامزدها، برای نخستين بار ترتيب الفبا را به هم زدند و نام وی را که علی‌القاعده بايد نفر اول اعلام می‌شد به جايگاه سوم انتقال دادند با اين توجيه ناموجه که ما بر اساس آرای مثبت اعضای شورا به صلاحيت نامزدها اسامی را اعلام کرديم.

۳٫ صدا و سيما تمام قد در خدمت تبليغ رقيب آقای خاتمی و تخريب وی بود.

۴٫ تبليغ زيادی انجام می‌شد که نظر رهبری نظام، انتخاب نامزد رقيب آقای خاتمی است. تيتر اول روزنامه ابرار در روز چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ماه (دو روز به برگزاری انتخابات) به نقل از دبير جامعه روحانيت مبارز تهران حاکی از اين بود که رأی مقام رهبری به رقيب آقای خاتمی است.

۵٫ فرماندهان نظامی مداخله‌گر در انتخابات امکانات خود را برای شکست آقای خاتمی بسيج کرده بودند.

۶٫ آقای جواد لاريجانی به لندن رفت تا حمايت دولت انگلستان را از نامزد مورد نظر خود جلب کند.

۷٫ نه تنها  کيهان جنابعالی با تمام توان به افشاگری عليه آقای خاتمی پرداخت، بلکه همفکران شما توطئه غير اخلاقی تهيه فيلم "کارناوال عصر عاشورا" را تهيه و اجرا کردند. برای اينکه عمق فاجعه معلوم شود شما را به خاطرات آقای کردان ارجاع می‌دهم که اعتراف کرد پس از روشن شدن ابعاد مسأله، از سه نفر مسئول اصلی پروژه عصر عاشورا، يکی تصميم داشت خود را بکشد و ديگری در فکر فرار به خارج از کشور بود.

بنابراين پيروزی آقای خاتمی با آن مجريان و ناظران و با وجود تخلف‌ها و تقلب‌هايی که توسط برخی استانداران همکار آقای احمدی‌نژاد از جمله در کردستان صورت گرفت و با توجه به عملکرد صدا و سيما و ديگر ارکان حکومت جايی برای اعتراض باقی نگذاشته بود. شما به چه چيز در آن انتخابات می‌توانستيد اعتراض کنيد؟ اگر انتقادی وارد بود، که بود، عليه دوستان جنابعالی بود که آقای خاتمی اجازه پيگرد قضايی آن‌ها را نداد. همين مسأله نيز آنان را جری کرد و امروز طلبکار شده‌اند و در مقام "فتنه شناسی"، خلق را تقسيم و مديران و مسئولان شايسته را حذف و بلکه بدنام می‌کنند.

اما در انتخابات اخير:

۱٫ برگزار کننده انتخابات وزارت کشوری بود که وزيرش رييس ستاد انتخابات آقای احمدی‌نژاد بود. همين وزارتخانه عملکرد ناموفقی از برگزاری دو انتخابات (شوراهای سوم و مجلس هشتم) در کارنامه خود داشت. وزير آن نيز بلافاصله پس از برگزاری انتخابات از اين سمت بر کنار شد.

۲٫ ناظرانتخابات شورای نگهبان بود که آشکارتر از دوم خرداد، به سود نامزد رقيب آقای موسوی تلاش کرد. آنان هیأت‌های نظارت را محمل توجيه و تبليغ عملکرد آقای احمدی‌نژاد کرده بودند. در دو انتخابات گذشته نيز به هيچ وجه به اعتراض اصلاح‌طلبان توجه نکرده و سابقه بدی از خود به جا گذاشته بودند.

۳٫ طبق اعترافات صريح آقای مشفق امکانات لشکری و کشوری برای پيروزی آقای احمدی‌نژاد بسيج شده بود. اگر به شکايت ما در اين زمينه رسيدگی شود، معلوم خواهد شد که چه کسانی با چه امکاناتی اين انتخابات را "مهندسی" کردند.

۴٫ هزاران ميليارد پول و کالا در ماه‌های منتهی به انتخابات هزينه شد، بدون آنکه مرجع نظارتی يک تذکر ساده به آقای احمدی‌نژاد بدهد که اين کار مصداق بارز خريد و فروش آراست و چنين آرايی طبق قانون بايد باطل شود.

۵٫ صدا و سيما همچنان در خدمت رييس دولت نهم بود و در جهت تضعيف ديگر نامزدها.

۶٫ رفتار و گفتار رهبری رسماً به سود آقای احمدی‌نژاد تفسير می‌شد. سفر ايشان به کردستان در ارديبهشت ۸۸ و تأييد صريح عملکرد دولت آغاز ماجرا بود تا آن جا که سردار مشفق اعلام کرد که در همه جا "شکست آقای احمدی‌نژاد را شکست رهبری" می‌خواندند. سکوت رهبری درباره عدم دخالت نظاميان در امر انتخابات نيز نشانه نظر مثبت ايشان در دخالت گسترده در انتخابات تفسير می‌شد.

۷٫ مراجع قانونی نيز به اعتراضات و شکايات آقايان مهندس موسوی و کروبی تا اعلام نتايج انتخابات رسيدگی نکردند.

با توجه به اين وضعيت و اينکه فضا در مرکز به گونه‌ای بود که به قول وزير فرهنگ و ارشاد دولت نهم در و ديوار تهران گواهی می‌دهند که "رأی آقای موسوی بيشتر از آقای احمدی‌نژاد است"، انتظار داشتيد بلافاصله پس از برگزاری انتخابات آرا به نسبت يک به سه به ضرر آقای موسوی اعلام شود و مردم به راحتی آن را بپذيرند. آن هم پس از اتفاقاتی که به ويژه در روز برگزاری انتخابات رخ داده بود (مانند قطع سيستم پيام کوتاه تلفن همراه، فيلترينگ سايت‌های طرفدار آقای موسوی و…). به باور من اگر مردم به صورت علنی اعتراض نمی‌کردند، محل سؤال بود. جالب آنکه ميليون‌ها شهروند ايرانی اعتراض خود را به نتيجه انتخابات اعلام کردند. اما جناح حاکم حاضر نشد يک هیأت بی‌طرف را برای رسيدگی به شکايات تعيين کند و همچنان به بازداشت‌های فله‌ای و ضرب و شتم و اعتراف‌گيری و صدور احکام ظالمانه سال‌ها زندان برای فعالان ستادهای انتخاباتی منتقد پرداخت. از شما می‌پرسم اگر ۲۵ خرداد ۸۸ نبود، به کدام شکايت رسيدگی می‌شد و چه بلايی بر سر ما می‌آمد؟ بی‌شمار هستيم و اين رفت ستم بر ما. اگر کم شمار بوديم با ما چه می‌کرديد؟

می‌ماند اين ادعا که چرا از طرق قانونی اقدام نکرديد؟ ما اقدام کرديم و نتيجه نگرفتيم. همچنان که در ادوار قبل به شکايات ما توجه نکردند. برای اينکه قانونگرايی جناح حاکم روشن شود، لطفاً جواب دهيد:

ما از راه‌های قانونی شکاياتی تسليم قوه قضاييه کرده‌ايم. چرا به آن‌ها رسيدگی نمی‌شود؟ حتماً‌ بايد يک اجتماع ميليونی شکل بگيرد تا همه از صدر تا ذيل نظام به فکر "قانون" و حاکميت آن بيفتند؟ مگر اميرالمومنين (ع) در دادگاه حاضر نشد، آن هم در برابر يک فرد غير مسلمان و قاضی حکم به ضرر وی صادر نکرد؟ پس چرا جنابعالی از قوه قضاييه نمی‌خواهيد به شکايات ما رسيدگی کند؟ ما که به سازمان ملل متوسل نشده‌ايم. چرا علناً قانون‌شکنی می‌کنيد؟ نکند ما را از حق شکايت کردن نيز در نظام عدل مورد نظر خود محروم کرده‌ايد؟

جناب آقای شريعتمداری!

آيا می‌توانم چند پرسش را که اذهان بسياری از ايرانيان را به خود مشغول داشته است، با جنابعالی در ميان بگذارم و انتظار شنيدن پاسخ مکفی داشته باشم؟

۱٫ چرا به روی مردم معترض به روند يا نتيجه انتخابات آتش گشوديد؟ در کدام کشور دنيا برای جلوگيری از انقلاب مخملی (فرض کنيم چنين پروژه‌ای در کار بود) مردم را به گلوله‌ می‌بندند؟

۲٫ چرا از اراذل و اوباش در شکنجه زندانيان استفاده کرديد؟ (لطفاً تکذيب نفرماييد. کافی است به متن کيفر خواست دادستان تهران عليه متهمان پرونده کهريزک مراجعه فرماييد. در اين زمينه صراحت دارد).

۳٫ آيا دليل آن که منتقدان خود را "خس و خاشاک" و "هيچ" می‌خوانيد و خود را معادل ملت می‌ناميد، آن نيست که هيچ حقی برای آنان قائل نشويد؟

۴٫ چرا خواهان رسيدگی به ترور کنندگان سيدعلی موسوی، پرتاب کنندگان عزاداران حسينی از روی پل و گذر کنندگان ماشين پليس از روی پيکر سوگواری در عاشورای ۸۸ نمی‌شويد؟ آيا سکوت در اين زمينه يا تبليغ درباره ۹ دی می‌تواند اين فجايع را از اذهان عمومی بزدايد؟

۵٫ سؤال اساسی تر آن که، آنچه جنابعالی و همفکرانتان پس از انتخابات مهندسی شده ۸۸ انجام داديد، واقعاً با رفتار رژيم سابق پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ چه تفاوتی دارد؟ مگر رژيم کودتا روزنامه‌های مخالف را بعد از ۲۸ مرداد به تدريج توقيف نکرد؟ آيا شما غير از اين عمل کرديد؟ آيا دست به انحلال احزاب منتقد نزديد؟ آيا معترضان را سرکوب نکرديد و تعداد زيادی را به زندان نينداختيد؟ آيا کوی دانشگاه تهران را به خاک و خون نکشيديد؟ آيا لباس شخصی‌ها را به جان مردم بی‌دفاع، از جمله در مجتمع مسکونی سبحان نينداختيد؟ و سرانجام آيا به بهانه مقابله با دشمن، انتخابات آزاد را منتفی نکرده‌ايد؟ به نظر جنابعالی کودتا و حکومت نظامی شاخ و دم دارد؟ آيا اثبات اينکه انتخابات سالم برگزار شده است و شما در اکثريت هستيد، آن است که انتخابات بعدی صد در صد آزاد برگزار شود تا جهانيان "قلت خس و خاشاک" را مشاهده کنند؟ يا راه آن استقرار حکومت پليسی و سرکوب شديد و احکام قرون وسطايی برای منتقدان، اعم از نويسنده، هنرمند، دانشجو، استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار، ‌فعال مدنی و سياسی است؟

جناب آقای شريعتمداری!

جناح حاکم در حال حاضر دو راه پيش رو دارد. يکی ادامه دادن راهی است که در يکسال و نيم گذشته پيموده است. يعنی به بهانه مقابله با "فتنه" نه تنها با "حقوق انسانی" ايرانيان، بلکه با "علوم انسانی" نيز به ستيز برخيزد و:

۱٫ همچنان فضا را پليسی و امنيتی نگه دارد، به بگير و ببندها ادامه دهد، هر نوع اجتماع اعتراضی را به شدت سرکوب کند و مانع برگزاری هر نوع مراسم توسط اصلاح‌طلبان (در حد دعای کميل و دعای عرفه و…) شود.

۲٫ با توهين به شعور ملی،‌ آخرين بقايای مطبوعات منتقد را توقيف، سايت‌های اصلاح‌طلب را فيلتر و احزاب مستقل را منحل کند و در جهت حاکميت سيستم تک‌حزبی، آن هم از نوع "حزب پادگانی" (حزب مخفی و غير قانونی نظاميان) و انسداد سياسی بکوشد.

۳٫ برای دو نامزد منتقد محدوديت‌های روز افزون ايجاد کرده و تلاش خويش را صرف حذف هر چه بيشتر نيروهای وفادار به انقلاب و نظم و ثبات سياسی کند.

۴٫ صدا و سيما را همچنان تک صدا و ميلی اداره کند و بر رونق شبکه‌های فارسی زبان خارجی و گسترش نگاه به خارج بيفزايد.

۵٫ به شکايات منتقدان و معترضان درباره دخالت‌های غير قانونی در انتخابات تا شکنجه و شهادت شهروندان در زندان‌ها رسيدگی نکند و هم زمان به صدور احکام رسوا و قرون وسطايی مانند محروميت ۳۰ ساله جوانان از فعاليت‌های سياسی، حزبی و مطبوعاتی بپردازد (خدا رحم کرد فتنه را سی ساله خواندند. اگر ۶۰ ساله ناميده بودند، لابد اين جوانان ۶۰ سال از فعاليت‌های فوق محروم می‌شدند!)

۶٫ به جای تحليل همه‌جانبه و آسيب‌شناسانه آنچه رخ داد، ادعاهای کليشه‌ای و سست خود را تکرار کند. البته چون به اين نتيجه رسيده‌ است که اتهامات شرم‌آورشان پاسخگوی ابهامات افشاگر شهروندان نيستند، اخيراً‌ ريشه فتنه را ۲۰ ساله (آقای مصباح يزدی) تا ۳۱ سال (امام جمعه موقت) می‌خوانند و روشن شدن ماهيت و ابعاد فتنه را به سال‌های آينده احاله می‌دهند و مجيز گويی را به اوج خود رسانده، ‌از "قوی‌تر" بودن "تدبير مقام معظم رهبری" از "تدبير امام راحل" سخن می‌گويند (تهران امروز، ۲۹/۸/۱۳۸۹). به اين اميد که ملت قانع شود آنچه انجام شد، بهترين راه ممکن بود.ولی باز هم بی‌نتيجه!

۷٫ با اين روند به انتخابات مجلس نهم برسد و در رويای برگزاری يک مسابقه يک طرفه و حذف آخرين منتقدان تک‌صدايی، زمان را از دست بدهد. حال آنکه تشکيل حکومتی يکدست‌تر از وضعيت کنونی که اولاً همگی ذوب در ولايت باشند و ثانياً جز اين هيچ نباشند، حتی اگر ممکن باشد،‌ فاجعه آفرين است و سرنوشتی را برای کوشندگان آن رقم خواهد زد که رژيم شاه با ايجاد حزب واحد رستاخيز با آن مواجه شد.

راه دومی که در مقابل شماست همان وعده‌های امام به مردم است که در قانون اساسی تبلور يافته است. چه بجاست که جنابعالی و دوستانتان نه در شعار، بلکه در عمل ثابت کنيد واجد اعتماد به نفس هستيد و به شعور و بصيرت و علاقه مردم به ميهن خود باور داريد. يعنی با احترام گذاردن به کرامت، حرمت و حقوق شهروندان نشان دهيد حاکميت قانون را برگزيده‌ايد و منافع و امنيت ملی را بر منافع و قدرت خويش ترجيح می‌دهيد. بر اين اساس لازم است حکومت اعلام نشده نظامی را بر چينيد، به جو پليسی و امنيتی خاتمه دهيد، آزادی اطلاع‌رسانی، بيان، قلم، مطبوعات، احزاب و اجتماعات را تأمين کرده و هر چه سريع‌تر اعلام کنيد قصد داريد انتخابات آتی را سالم، قانونی و‌ آزاد برگزار کنيدو به هر شکايتی از طرف هر شهروندی بی‌طرفانه رسيدگی خواهيد کرد. شايد به اين ترتيب قطار مديريت کشور در ريل صحيح قرار گيرد.

روشن است که شما همچنان می‌توانيد، البته برای مدتی، حاکميت نظاميان را در همه عرصه‌های سياسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، علمی و آموزشی تداوم بخشيد. شما می‌توانيد نه فقط با "حقوق سياسی و اجتماعی" شهروندان، بلکه با "علوم سياسی و اجتماعی" نيز به مقابله برخيزيد و قادريد "فتنه شناسی" را آن هم در مبتذل‌ترين شکل خود جايگزين "جامعه‌شناسی" کنيد. اما بدون ترديد بسيار زودتر از آنچه فکر می‌کنيد با ناکامی مواجه خواهيد شد. چون مردم و به ويژه نسل جوان آگاهند که انحصار اطلاع‌‌رسانی شکسته شده است و جنابعالی بهتر از من از اختلافات رو به رشد جناح خود اطلاع داريد. همچنين از گسترش نارضايتی‌های عمومی ناشی از مشکلات معيشتی (بيکاری، تورم و گرانی) آگاهيد. علاوه بر اين می‌دانيد در صورت نمايشی برگزار شدن انتخابات آتی، با تحريم آشکار و گسترده بخش‌های وسيعی از مردم مواجه خواهيد شد که در صورت تکرار اين تحريم‌ها می‌تواند به يک نه بزرگ تبديل شود. پس تا دير نشده است، دعوت پيام سبز را جدی بگيريد. دختر و پسر جوان امروزی، فرزندان مادران و پدرانی هستند که انقلاب به آن‌ها اعتماد کرد. به نسل جديد اعتماد کنيد و راه فردای بهتر را بگشاييد.

جناب آقای شريعتمداری!

تا زمانی که جمهوری اسلامی ايران به پرنده‌‌ای با دو بال تشبيه می‌شد، برداشت اکثريت ايرانيان آن بود که رقابت آزاد سياسی هنوز ممکن است و دست کم دو جناح می‌توانند بخت خود را برای مشارکت در مديريت کشور آزمايش کنند. در آن دوران فضای جامعه و وعده‌های انتخاباتی نامزدهای رياست جمهوری با شرايط عمومی و عملکرد مسئولين از "شعر" تا "نثر" فاصله داشت. ولی هنگامی که اعلام شد پرنده مرد و کشور به اتوبوسی تشبيه شد که وظيفه سرنشينانش آن است که ساکت بمانند تا حواس راننده‌ای که برگزيده‌اند پرت نشود، در اوضاع جامعه و مواعيد انتخاباتی نامزدها با وضعيت کشور و در رفتار کسی که پيروز انتخابات خوانده شد، از "شعر" تا "شکنجه" شکاف ايجاد شده است. حتماً فراموش نکرده‌ايد که چه سرور و شادمانی، از هر دو طرف، در ايام قبل از ۲۲ خرداد ۸۸ در سراسر ايران حاکم بود. ولی به علت آن‌که بلافاصله پس از انتخابات، يکی خود را "حق" و معادل "ملت ايران" خواند و رقيب را "خس و خاشاک" ناميد و در جايگاه "دشمن" نشاند، سرکوب‌های خيابانی جای کارناوال‌های شادی را گرفت.

"جنگ" به جای "جشن" نشست و سلسله‌ای از "انگ‌ها و ننگ‌ها" جايگزين "رنگين کمانی از رنگ‌ها" شد. آقای احمدی‌نژاد و حاميانش در اين توهم بودند که آب روان (منظور ستاد مداخله‌کنندگان غير قانونی در انتخابات که سردار مشفق سخنگوی آنان است) خس و خاشاک را جارو خواهد کرد. اما ديديم و ديديد که چه فاجعه‌هايی آفريده شد و چه رسوايی‌ها که به بار نيامد و چه آبروهايی که برفت.

آری! شما می‌توانيد به مسير "از خطا تا جفا" ادامه دهيد. ولی به شما و دوستانتان که مقدرات کشور را در دست گرفته‌ايد هشدار مشفقانه می‌دهم که اين راه، راه بد فرجامی است. ديگرانی که از شما کار کشته‌تر و سازمان يافته‌تر بودند، از اين مسير رفتند ولی به بن‌بست رسيدند. مگر جناح متبوع شما با "اصلاحات" در نيفتاد؟ آيا زايش پر شکوه جنبش سبز را مشاهده نکرديد؟ جنابعالی و دوستانتان ۲۵خرداد ۸۸ را در خواب هم نمی‌ديديد. ولی در بيداری ديديد و عظمت آن به شما شوک شديدی وارد کرد. نکرد؟ اگر راه خود را تغيير ندهيد و به حق و رأی مردم تمکين نکنيد، ممکن است سيل خروشان بعدی فرصت جبران برای شما باقی نگذارد.

با احترام

سيدمصطفی تاج‌زاده                                                                                                                                               زندان اوين

 
 

«مسولان زندان رجايی شهر کرج با رسانه ای شدن گسترده ضرب وشتم مسعود در جلوی ده ها شاهد، صبح امروز از اين زندانی خواستند تا با پس گرفتن شکايتش دوباره به سلول عمومی برگردد و آنها نيز شکايت خود را از او و عيسی سحرخيز پس خواهند گرفت.»
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
يک منبع آگاه به کمپين بين المللی حقوق بشردرايران گفت که مسعودباستانی روزنامه‌نگار و زندانی عقيدتی با پس گرفتن شکايتش از سربازی که او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود توانست صبح پنج شنبه از سلول انفرادی خارج و دوباره به بند عمومی باز گردد.

به دنبال شکايت مسعود باستانی و خانواده‌اش از سربازی که او را در زمان ملاقات جلوی مادر، همسر و ده ها شاهد ديگر در سالن ملاقات مورد ضرب وشتم قرار داده بود مسئولان زندان در واکنشی عجيب به جای رسيدگی به اين شکايت او را به سلول انفرادی فرستادند وهمچنين بر عليه او و عيسی سحرخيز که در زمان ضرب وشتم به کمک اين زندانی رفته بود به اتهام "ايجاد درگيری و توهين به رياست زندان" شکايت کردند.

اين منبع نزديک به پرونده که نخواست نامش به دلايل امنيتی گفته شود به کمپين گفت: «مسئولان زندان رجايی شهر کرج با رسانه‌ای شدن گسترده ضرب وشتم مسعود در جلوی ده‌ها شاهد، صبح امروز از اين زندانی خواستند تا با پس گرفتن شکايتش دوباره به سلول عمومی برگردد و آنها نيز شکايت خود را از او و عيسی سحرخيز پس خواهند گرفت.»

مسعود باستانی، روزنامه نگار زندانی هفته گذشته در ملاقات خود با خانواده‌اش در حاليکه می‌خواست چند دقيقه‌ای فرصت بيشتر برای خداحافظی با مادر و همسرش داشته باشد جلوی بقيه توسط سرباز زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. سرباز در اقدامی ناگهانی جلوی بقيه او را به زمين پرتاب کرده و با پوتينش به سر و صورت او چندين بار لگد زده است. پس از ضربات مسعود باستانی دچار حالت تهوع و سرگيجه شد که با درخواست خانواده اين زندانی او به بيمارستان منتقل شد. وی يک روز در بيمارستان به علت مشکوک بودن ضربه مغزی بستری بود.

با اين حال اين روزنامه‌نگار پس از برگشت به زندان به دستور رييس زندان رجايی شهر کرج به سلول انفرادی برده شد. همچنين در روز سه شنبه اين زندانی به همراه عيسی سحرخيز که هنگام ضرب و شتم مسعود باستانی درصدد جدا کردن سرباز از او بر آمده بود به دادگاه مستقر در زندان رجايی شهر فراخوانده شدند و در حاليکه تصور می‌کردند قرار است پاسخ شکايتی را که باستانی از ضارب کرده است دريافت کنند در آنجا به اتهام ايجاد درگيری و توهين به رياست زندان مورد بازخواست قرار گرفتند.

کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران

 
 

خطيب نماز جمعه تهران همچنان با عوام فريبی صحبت از ۹ دی و ۲۲ بهمنی کرد که با تطمیع و صف‌های طولانی اتوبوس و اعزام هزاران نفر از شهرستان به تهران آورده شده بودند به میان آورد و به عنوان حامی نظام از آنها ياد کرد.
خبرنگاران سبز/سياست:
خطيب موقت نماز جمعه اين هفته تهران گفت: از حالا يک عده‌ای دوباره می‌خواهند مساله تقلب را برای انتخابات مجلس مطرح و اعتماد منافقين، سلطنت‌طلبان و کمونيست‌ها را جلب کنند.

احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه اين هفته تهران با اشاره به فرا رسيدن روز ۲۲ خرداد گفت: ۲۲ خرداد شهدی بود که به کام مردم ريخته شد و ۴۰ ميليون در آن روز رای دادند، اما خدا کسانی که اين شهد را به کام مردم تلخ کردند نيامرزد و ذلت‌شان را بيشتر کند.

خطيب نماز جمعه تهران همچنان با عوام فريبی صحبت از ۹ دی و ۲۲ بهمنی کرد که با تطمیع و صف‌های طولانی اتوبوس و اعزام هزاران نفر از شهرستان به تهران آورده شده بودند به میان آورد و به عنوان حامی نظام از آنها ياد کرد.

البته احمد جنتی، که خود يکی از متهمان درجه يک کودتای انتخاباتی از ظن ميرحسين موسوی، مهدی کروبی، مصطفی تاجزاده و معترضين به تقلب بی سابقه در انتخابات است، اشاره نکرد که چه کسانی مسئول شمارش آرای انتخابات و اعلام نتيجه نهايی آن و انتخاب فرد مورد علاقه نظام بوده است. بدون شک اين دعا و نفرين احمد جنتی به سران نظام مربوط می شود. اکنون که به سومين سال کودتای انتخاباتی رسيده‌ايم، هنوز به ابهامات تاريک انتخابات توضيح روشنی که بتوان مردم معترض را قانع کند داده نشده است و هنوز مردم به دنبال رای دزديده شده اشان هستند.

 
 

با گذشت دوسال از انتخابات رياست جمهوری ۱۳۸۸ هنوز سوالات زيادی پيرامون چگونگی تقلب در اين حجم وسيع در انتخابات بی‌پاسخ مانده است. مستند فارنهايت ۳۲۲ از نخستين مستندهايی است که در روزهای آشوب در ايران ساخته و بر روی سی‌دی به شکل دست به دست در داخل کشور توزيع گشت. اين مستند برای نخستين بار توسط خبرنگاران سبز بر روی فضای اينترنت قرار داده شده است. 

اختصاصی خبرنگاران سبز/فرهنگ، هنر و ادبیات:
فيلم مستند فارنهايت ۳۲۲ در تابستان سال ۸۸ ساخته شده و در تيراژ وسيعی در تهران و شهرستان‌ها توزيع شده است. اين فيلم برای نخستين بار در دومين سالگرد کودتای ۲۲ خرداد توسط خبرنگاران سبز به حضور خوانندگان تقديم می‌شود.


نام فارنهايت ۳۲۲ برگرفته از کتاب فارنهايت ۴۵۱ و فيلم مستند فارنهايت ۹۱۱ است. داستان کتاب فارنهايت  ۴۵۱ يک داستان تخيلی است که به سوزاندن همه کتاب‌ها توسط يک حکومت ديکتاتور می‌پردازد. (کاغذ در  ۴۵۱ درجه فارنهايت آتش می‌گيرد) اين داستان حکايت سانسور و علاقه ديکتاتور به نفهميدن مردم است. بعدها مايکل مور مستندساز معروف آمريکايی فيلم فارنهايت ۹۱۱ (يازدهمين روز از نهمين ماه ميلادی) را با نگاهی به وقايع يازده سپتامبر ساخت. اشاره او به اين بود که دولتمردان آمريکا اجازه نمی‌دهند تا مردم همه دلايل حادثه يازده سپتامبر را بدانند.

بخش ابتدايی فيلم مستند فارنهايت ۳۲۲ به وقايع و فجايع به وجود آمده توسط حکومت در جريان اعتراضات مردم به کودتای انتخاباتی می‌پردازد. بخش دوم اين فيلم دلايل مستند معترضان به تقلب در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ را بررسی می‌کند.

بخش اول در یوتیوب

بخش دوم در یوتیوب
مشاهده این ویدئو در تاینی‌پیک

 
 

خبرنگاران سبز/سیاست:
سردار سعيد قاسمی با اظهار نظرات خاص خود برای حاميان جنبش سبز بسيار آشناست. وی يکی از حاميان سابق احمدی نژاد بود که در يکی از گفته‌هايش که در فضای اينترنت نيز منتشر شده بود اينگونه از رئيس دولت برآمده از کودتا تعريف کرده بود: «طرف بوی گند می‌داد. شپش هم داشت. ضدانقلاب می گفت يکی بياد اين را ببره حموم، يک ماهه حموم نرفته. به خاطر همين قيافه‌ی گند و کثافت اش بود که آقا انتخابش کرد. آقا فکر کردند روستائی‌ها از چنين قيافه‌ای خوش‌شون می‌آد و می گن اين چون بدنش شپش دارد از خودمونه. برای همين بود که مردم به او رای دادند و انتخابش کردند."

اما پس از اختلافات و جنجال های تيم احمدی نژاد با رهبری و حاميانش، و صادر شدن دستور حمله به وی و افشای تخلفات دولت دهم، سردار قاسمی به احمدی نژاد و سياست دولت اش  اعتراض کرده است. به تازگی ويديوی کوتاهی از وی در اينترنت منتشر شده است وی خطاب به احمدی نژاد گفته است : تو جاسوس های انگليس را با هماهنگی سفير انگليس آزاد کردی.



 
 

خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
 ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران با حمايت از فراخوان شورای هماهنگی راه سبز اميد از همگان دعوت کرده اند که در راهپيمايی ۲۲خرداد شرکت کنند.

در پاسخ به دعوت احزاب مختلف خصوصا شورای هماهنگی راه سبز اميد برای حضور در راهپيمايی ۲۲خرداد و دعوت سخنگوی شورا اردشير امير ارجمند برای اعلام نظرات و پيشنهادات در خصوص برنامه ريزی ديگر برنامه های خرداد ماه جمعی از دانشجويان دانشگاه تهران بيانيه ای تحليلی را در اين خصوص منتشر کردند.

در بيانيه تحليلی ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران در مورد راهکارهای جايگزين اعتراضی مواردی ذکر شده است.

در بخشی از اين بيانيه آمده است: ما به عنوان ائتلاف دانشجويان سبز دانشگاه های تهران، از فراخوان شورای هماهنگی راه سبز اميد جهت حفظ وحدت جنبش، در هر صورت، حمايت می کنيم. آن هم در شرايطی که فعالان سياسی زندانی رجايی شهر نيز از آن حمايت کرده اند و مردم را به شرکت در ۲۲ خرداد دعوت نموده اند. در ضمن حمايت خود از اين فراخوان ، در پاسخ به دعوت آقای امير ارجمند مبنی بر ارائه پيشنهاداتی در مورد حرکات اعتراضی، موارد را اعلام می داريم.

همچنین به گزارش تحول سبز، جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران خواستار حضور همگانی برای ندای الله اکبر در شامگاه پیش از آن و اعتراضی شبانه نسبت به وضعیت موجود شدند.

این دانشجویان در بیانیه خود در همین رابطه آورده اند "در آستانه ۲۲ خرداد سالگرد کودتای انتخاباتی سال ۸۸ از همه مردم ایران زمین می خواهیم از پنجشنبه شب نوزدهم خرداد ماه راس ساعت ۱۰ شب بار دیگر بر روی بام خانه‌ها برویم و اعتراضمان را نسبت به همه ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها و … فریاد زنیم تا در ۲۲ خرداد اعتراضمان را همراه هم در خیابانها انجام دهیم."

این دانشجویان شعارهای پیشنهادی خود را نیز، "مرگ بر دیکتاتور"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "ایرانی با غیرت، حمایت، حمایت"، "الله اکبر" و … اعلام کرده و نوشته اند "قرار ما راس ساعت ۱۰ شب روزهای پنجنشبه، جمعه ، شنبه و یکشنبه شب بر فراز خانه هایمان"

همزمان جنبش سبز تبریز نیز، در اطلاعیه شماره یک خود آورده است "در آستانه بیست و دوم خرداد و در دو سالگی جنبش سبز، با گرامیداشت یاد ونام شهدای جنبش و احترام و تکریم خانواده ی آنها و تجدید عهد با میر حسین موسوی و مهدی کروبی که به عهد خود با مردم وفادار ماندند و با اعلام همبستگی با آزادگان در بند و خانواده ای آنها که صبورانه رنج و محدودیت های غیر قانونی را تحمل می کنند، همراه و همگام با زندانیان سرافراز زندان رجایی شهر و شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم تبریز دعوت می کنیم در روز ٢٢ خرداد در مسیر فلکه ی دانشگاه تا تقاطع ۱٣ آبان در راه پیمایی سکوت شرکت نمایند .

نمود عینی این حضور تبلور اراده معطوف به مبارزات مدنی و بدون حشونت است و در این راه وحدت با تمام احزاب ، گروه ها و شخصیت ها که در چارچوب خواسته های مردم و در راستای حق تعین سرنوشت حرکت می کنند نوید بخش انسجام جنبش سبز و گذار منطقی به فرایندی است که در آن مردم با تعلق به هر طیف و طبقه و فارغ از تفاوت های دینی ،زبانی ، فرهنگی و…از ماحصل این اتحاد و خرد جمعی منتفع خواهند شد."

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته