-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

Posts from Khodnevis for 04/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ادامه اعتصاب ده هزار کارگر مجتمع پتروشیمی ماهشهر

 

خبرها حکایت از ادامه اعتصاب بالغ بر ده هزار کارگر شرکت‌های پیمان‌کاری مجتمع‌های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر دارد. این اعتصاب که از بیستم فروردین ماه جاری آغاز شده است تا دیروز دوشنبه ادامه داشته است.

 

از هفته گذشته و پس از سپری شدن تنها سه روز از اعتصاب کارگران واحدهای مختلف، به‌تدریج واحدهای کلیدی نظیر: پی وی سی – ال دی – اچ دی – بی دی اس ار و در مجتمع کیمیا واحد سلروم وی سی از سرویس خارج شده‌اند.

 

این درحالی‌است که روز جمعه مشاور مدیر عامل مجتمع پتروشیمی بندر امام از فرصت نبود کارگران روزکار در محل کار خود استفاده کرده و با همراهی رئیس حراست و تعدادی دیگر از مسئولین با گردش در واحدهای فنی و ارائه وعده و وعیدها سعی در راضی کردن کارگران شیفت‌ها به شکستن اعتصاب داشته است.

 

گفتنی است بر اساس خبرهای دریافتی روز پنج شنبه ۲۵ نیز علیرغم تراکم گرد و غبار و بدی آب و هوای منطقه، کارگران روزکار مجتمع پتروشیمی بندر امام در محل کار خود در حال اعتصاب بوده‌اند و ساعت ۱۲ ظهر طبق معمول روزهای گذشته با راهپیمائی در گرداگرد میدان مقابل دفتر مرکزی مجتمع و سر دادن شعار به منازل خود رفته‌اند، در این میان کارگران شیفت‌ها نیز طی دو روز تعطیل پنج شنبه و جمعه در محل کار خود حاضر بودند اما کار نمی‌کردند.

یکی از کارگران اعتصاب کننده به خودنویس می‌گوید: «حداقل ۹ واحد پتروشیمی در اعتصاب کامل هستند، از شنبه ۲۷ فروردین ماه نیز مطابق روزهای گذشته، کارگران در محل کار خود حاضر شده‌اند و ضمن تداوم اعتصاب دست به تجمع و راهپیمائی در مقابل دفتر مرکزی شرکت زده‌اند. در این تجمع، علاوه بر کارگران پیمانکاری‌های مجتمع پتروشیمی بندر امام، کارگران شیفت‌ها نیز حضور پیدا کرده بودند.»

 

علی س. از کارگران واحد «ال دی» می‌گوید: «تعداد کارگران اعتصابی که در این تجمع شرکت کرده‌اند، بالغ بر سه هزار نفر بوده است». وی می‌افزاید: «تقریبا هر روز در مقابل پتروشیمی امام شاهد راه‌پیمایی کارگران هستیم.  تعداد زیادی از کارگران در مقابل پتروشیمی های بندر امام، تندگویان، امیرکبیر و فجر نیز از اوائل صبح یکشنبه تحصن کرده‌اند.»

 

به علاوه خبرهایی نیز از شرکت تعدادی از اعضای خانواده کارگران اعتصابی در این تحصن حکایت دارد.

 

کارگران اعتصابی با شعار «حی الا خیر العمل رئیس جمهور مرد عمل»، «پیمانکار نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم»، «پیمانکار غارتگر بیت‌المال» ، «وعده ما فردا وعده ما فردا»، «ظریف‌کار ظریف‌کار پیمان‌کار نمی‌خواهیم»، خواهان عملیاتی شدن مصوبه هیات دولت برای برچیده شدن شرکت‌های پیمانکاری شده‌اند.


ادامه اعتصاب کارگران شرکت‌های پیمانکاری مجتمع پتروشیمی امام، علیرغم فشارهایی‌است که طی روزهای گذشته بر کارگران رسمی جهت جلوگیری از توقف تولید در واحدهای مختلف وارد شده است.

 


 


حمله مشایی به ضرغامی و صدا و سیما

 

به گزارش پانا، در حاشيه مراسم تجليل از خادمان ستاد تسهيلات سفرهاي کشور، مشایی در پاسخ به این پرسش که پاسخ شما به این جریان خاص چیست؟ گفته است: «امروز آدم‌هايي که در يک دوره مي‌گفتند ما از دولت حمايت مي‌کنيم، الان به منتقد شماره يک دولت تبديل شده اند...البته بيشتر از يک سال پيش، اين موضوع را پيش‌بيني مي‌کردم و امروز تمام حرف‌ها و هدف‌هاي آن‌ها مشخص شده و سند آن‌ها هم موجود است. وي در ادامه، با بيان اينکه صداوسيما و دولت، خدمات زيادي را به يکديگر ارائه دادند، افزود: صداوسيما شائبه کار سياسي دارد و در همين زمينه هم سوابقي که در سالهاي پيش داشته، خوب نبوده است.»

اسفندیار رحیم مشايي شائبه‌ها در مورد سیاست های حاکم بر صدا و سیما را زیاد توصیف کرد و گفت: «در اين سازمان، دو معاونت وجود دارد که يکي از معاونت‌ها به دليل حمايت از يک کانديداي ديگر در انتخابات سال ۸۸ ناراضي و معاونت ديگر هم که به‌تازگي منصوب شده از مسئولان تراز اول ستاد انتخاباتي يک کانديداي ديگر است. معلوم است که صداوسيما در هرجايي که فرصت پيدا کند، به‌شکل تخريبي وارد مي‌شود که البته اين روزها شائبه حضور ضرغامي هم اضافه شده است.»

 

به نظر می‌رسد چالشی که بواسطه برکناری و ابقای حیدر مصلحی وزیر اطلاعات میان دولت از یک‌سو و رهبری و حامیانش از سوی دیگر ایجاد شده است، حملات به مشایی و فشار بر احمدی‌نژاد را افزایش خواهد داد و تنش‌های میان دولت و رهبری را در روزها و ماه‌های آتی عریان‌تر خواهد کرد. 

 

 

 


 


مزروعی، عدم عقب‌نشینی و دیگر هیچ

 

آقای مزروعی می‌تواند برعکس بازی «شبه امنیتی» که با دوستان حلقه‌های نزدیک خود انجام می‌دهد، شفاف باشد. به جای گذاشتن جلساتی مخفیانه، خیلی باز «بازی» کند. مسابقه «پوکر» نیست آقای مزروعی!

عدم عقب‌نشینی آقای مزروعی در طول یک هفته گذشته می‌تواند نشانه بدی باشد. اینکه اصلاح‌طلب‌های احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب به جای دموکراتیک‌تر شدن، «دگم»تر شده‌اند. آقای مزروعی به هر شکل نماینده این دو جریان است و هر قدمی که بردارد، و هر رفتاری که بکند، مسوول برداشت‌های گروه‌های مختلف در مورد این دو حزب خواهد بود. البته اگر این دو چنین انتخابی کرده‌اند و نماینده مناسب‌تری نداشته‌اند، باید برای‌شان تاسف خورد.

با این حال، آقای مزروعی با نگاهی انتقادی به خودش بنگرد بهتر است. نگاه کند به اینکه چرا اینقدر محبوب بوده!؟ محبوبیتی که همیشه جلسات مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را با کمبود شرکت کننده مواجه می‌کرد. حالا اگر نمی‌تواند در سن پنجاه و چند سالگی تغییر کند، از کمک مشاورانی بهره گیرد که به او یاد بدهند فضای خارج از کشور با فضای بسته متفاوت است. ترجیحا از کسانی کمک بگیرد که زبان فرانسه بلد هستند و استعداد شناخت فضای جدید را هم دارند. این به معنای این نیست که ایشان هویت جدیدی برگزیند، نه! اما می‌تواند «آب‌دیده» شود.

بسیاری از سیاسیون ایرانی که عادت کرده‌اند همه با ایشان بیعت کنند، هنوز شناخت لازم از فضای روز دنیا را ندارند. اینجا شما نیستید که باید «بله قربان» بشنوید، این مردم هستند که باید ببینند چه خدمتی از شما بر می‌آید. نخستین فاز، اثبات این است که خودتان را برتر از بقیه نمی‌پندارید. نگاه سیاسی خود را کامل نمی‌دانید و لزومی به اطاعت از «ولایت» شما نیست.

آقای مزروعی!

مردم «نادان» نیستند و خودشان را هم به «نادانی» نزده‌اند.


 


خامنه‌ای یک، احمدی‌نژاد هیچ

امروز احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس به «فارس» گفت: «طبيعي است همان‏طور كه تمام رؤساي دولت از ابتداي انقلاب تاكنون در انتخاب، كنار گذاشتن يا تغيير وزراي خارجه، دفاع و اطلاعات با امام يا رهبر معظم انقلاب مشورت ‌و نظر موافق ايشان را جلب مي‌كردند، اين بار نيز بايد همين طور مي‌شد.»

توکلی ادامه داد: «چه احمدي‌نژاد‌ مصلحي را بركنار كرده باشد و چه قصد بركناري وي را داشت و چه آنكه ادعا مي‌شود‌ مصلحي استعفا داده بود، احمدي‌نژاد وظيفه داشت از قبل نظر مثبت رهبر معظم انقلاب را داشته باشد اما اين كار را نكرد لذا طبيعي است كه اگر رهبري چيزي را به مصلحت كشور ندانند، جلوي آن كار را خواهند گرفت كه گرفتند.»

صفار هرندي، وزیر سابق ارشاد نیز گفت: «انتشار اين خبر محصول عملكرد شتابزده و مسئله‏دار عناصري است كه ما بايد هميشه نگران حضور آنها در جايگاه‌هاي حساس نظام باشيم».

اما پذیرش دستور رهبری تا ساعات پایانی دیشب در سایت خبرگزاری رسمی دولت منعکس نشده بود. این مساله از سوی رسانه‌های مختلفی از جمله «تابناک» مورد توجه قرار گرفت. یک بار پیش از این نیز وقتی آیت‌الله خامنه‌ای نظری منفی به حضور اسفندیار رحیم مشایی در پست معاونت اولی رئیس جمهوری داشت، احمدی‌نژاد با تاخیر نظر مافوق را پذیرفت.

ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبری بعد از سکوت آیت‌الله خامنه‌ای در برابر برکناری منوچهر متکی می‌تواند نشان دهنده فاز جدید رابطه دولت-بیت رهبری باشد. رابطه‌ای که برای بسیاری از طرفداران دولت چندان خوشایند به نظر نمی‌رسد.


 


اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و اطلاع‌رسانی سوال برانگیز

 

تعدادی  از زندانیان سیاسی محبوس در بند امنیتی زندان رجایی شهر کرج، با انتشار بیانیه‌ای ضمن اینکه اعتصاب غذای خود در یکشنبهٔ گذشته (۲۱ فروردین ماه) را تنها یک روز و نمادین خواندند، با اعلام برنامه، از ادامهٔ آن در هفته‌های آتی خبر دادند.

اما سایت‌های «سبز» اعلام کردند که این عمل یک روزه نبوده است. سایت کلمه خبر از «سومین» و «چهارمین» روز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر داده بود.

به نظر می‌رسد نحوه اطلاع‌رسانی برخی سایت‌های سیاسی بدون توجه به برنامه‌های فعالان سیاسی در داخل باشد.

در اطلاعیه این زندانیان سیاسی آمده است:

«پس از تجربه‌های اعتصاب غذای یکشنبه ۲۱ فروردین، ما جمعی از زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی و مدنی در هفته نخست از روز یکشنبه ۲۸ فروردین اعتراض سیاسی خود را با اعتصاب غذا به مدت یک روز آغاز می‌نمائیم، در هفته دوم روز یک شنبه ۴ اردی بهشت و دوشنبه ۵ اردی بهشت به مدت دو روز به اعتصاب غذا خواهیم کرد. در هفته سوم نیز همزمان با روزجهانی کارگر و روز معلم و روز جهانی مطبوعات در روزهای یک شنبه ۱۱ اردیبهشت و دوشنبه ۱۲ اردیبهشت و سه شنبه ۱۳ اردیبهشت همبستگی خود را با کارگران، معلمان و روزنامه نگاران در اعتراض به فشار‌ها و ستم‌های فراوان برایشان با سه روز اعتصاب غذا اعلام می‌داریم. اعتراضات در هفته‌های چهارم و پنجم نیز از یکشنبه‌های این هفته به مدت ۴ و ۵ روز ادامه خواهد یافت و روزهای ۱۸ الی ۲۱ اردی بهشت و ۲۵ تا ۳۰ اردی بهشت روزهای اعتصاب غذای ما خواهد بود. در صورتی که حاکمیت حاضر نشوند دست از خودکامگی برداشته و تمامی مفاد حق قانونی ملت را بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرا کند این حرکت اعتراضی از روز یک شنبه اول خرداد ماه به صورت اعتصاب غذای نامحدود تا رسیدن به خواسته‌هایمان ادامه خواهیم داد.»

این بدان معنا است که در هفته پیش، این گروه تنها یک روز دست به اعتصاب غذا زده است، اما سایت‌های خبری همچون کلمه سخن از سومین و چهارمین روز زده‌اند.

خطاهای اطلاع‌رسانی سایت‌های سیاسی در ماه‌های اخیر اندکی زیاد شده که می‌تواند ناشی از افزایش حساسیت‌هایی باشد. انتشار خبر زندانی شدن رهبران جنبش در زندان حشمتیه در حالی که گفته می‌شود برخی از دست اندرکاران نزدیک به این رسانه‌ها از اشتباه بودن این خبر اطلاع داشته‌اند می‌تواند اطمینان را نسبت به خبرهای بعدی این رسانه‌ها کاهش دهد.


 


نیازهای سکسی تو را چطور علم الهدی؟!

 

از آنجا که علم الهدی گفته صدا سیما نمی‌تواند نیازهای سکسی جوانان را تأمین بکند در اینجا ما ضمن تاکید بر اینکه هنوز دقیقاً خبر نداریم که آیا صدا سیما نیازهای جنسی علم الهدی را هم تأمین نمی‌کند یا تأمین می‌کند ولی نیازهای سکسی علم الهدی کار یه شب و یه نفر نیست و به این راحتی‌ها تأمین نمی‌شود ، پخش سه برنامه جهت تأمین نیازهای سکسی تمام آحاد جامعه اعم از جوانان و علم الهدی را با ذکر دلائل مربوطه ضروری می‌دانیم:

 

اول : برنامه‌ی وزین سعید و جری

 

دلائل : ۱- در تمام طول برنامه سعید دنبال جری می‌دود.

۲- سعید می‌خواهد جری را بگیرد جر بدهد.

۳- ساندویچ جری الآن بیست سال است که تمام نمی‌شود.

۴- سعید بازداشت می‌شود و جری جر نمی‌خورد.

۵- سعید بعداً مصاحبه می‌کند می‌گوید خبر بازداشتش دروغ است و هر وقت که جری را بگیرد جر می‌دهد.

۶- رهبری قبلاً جر دادن را محکوم کرده بود.

۷- تا همینجای برنامه احتمالاً نیازهای سکسی جوانان تأمین می‌شود. اگر نشد یک زنگ به سعید بزنند دفعه بعد برای تأمین نیازهای سکسی‌شان با هم بروند دنبال جری.

 

دوم : یادش بخیر برنامه‌هائی مشابه کنفرانس برلین

 

دلائل : ۱- برای اولین بار بعد از انقلاب چند نفر که لخت شده‌اند نشان داده می‌شود.

۲- آنهائی که نشان داده می‌شوند شطرنجی نمی‌شوند.

۳- تأکید می‌کنم که هیچ‌جایشان شطرنجی نمی‌شود.

۴- اصرار دارم که بگویم همه جایشان دیده می‌شود.

۵- چشم خواهری و بعضاً چشم برادری آقا چه هولوهائی.

۶- هولوها جاهایشان را مورد اصابت جاهای دیگران قرار می‌دهند.

۷- الدنگ هنوز نیازهای سکسی تو تأمین نشده؟ مگه ویاگرا زدی؟

 

سوم: مصاحبه احمدی نژاد با خبرنگاران زن ترجیحاً اسپانیائی

 

دلائل : ۱- خانم سر لخت است.

۲- پای خانم هم لخت است.

۳- ایران کشور خیلی آزادی است.

۴- یقه پیرهن خانم هم تا حد مطلوب باز است.

۵- تکرار می‌کنم که ایران کشور آزادی است.

۶- خانم موقع سوال پرسیدن یک اطوارهائی می‌ریزد که آدم یکجوریش می‌شود.

۷- خانم هی پاهایش را که روی هم انداخته جلوی دوربینی که درست در نقطه‌ی مورد نظر زوم شده عوض می‌کند.

۸- پاشو تلویزیونو خاموش کن برو اونور ببینم بی‌تربیت . نیازهای سکسی تو تأمین شده حالا کی می‌خواد فرشو بشوره ؟!


 


باز هم محکومیت یک روزنامه‌نگار دیگر

به گزارش هرانا، نازنین خسروانی، روزنامه‌نگار، از سوی دادگاه انقلاب به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم شده است. خسروانی از سال‌های آخر دهه هفتاد در تعدادی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب فعالیت می‌کرد.

فریده غیرت، وکیل خسروانی به سایت کلمه گفته است که حکم موکل‌اش در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام «اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» صادر شده و به استناد این حکم شش سال حبس تعزیری برای خانم خسروانی در نظر گرفته شده است.

غیرت گفته است که خواهان تجدید نظر در حکم صادره در مهلت مقرر خواهد بود.

نازنین خسروانی در ۱۲ آبانماه  گذشته در منزل پدری خود بازداشت شد. او پس از تحمل چهارماه و نیم حبس در بند ۲۰۹ زندان اوین، در ۲۴ اسفند ماه گذشته با گذاشتن وثیقه‌ای ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.


 


زدودن امکان فرصت طلبی و مزر آن با حقوق بشر ناب

از آنجایی که بازار چسباندن برچسب بر نویسندگان و کلا فعالان در حوزه سیاست در فرهنگ ایرانی جای ویژه‌ای دارد و این یادداشت نیز به نحوی مواضع سیاسی را مورد تحلیل قرار می‌دهد که در مورد کشتار تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین توسط ارتش عراق اتخاذ شده‌اند. نویسنده این یادداشت قبلا خود را از هرگونه ارتباط یا هواداری سازمان مورد نظر بری می‌داند و شیوه تفکرش را نیز خارج از شیوه تفکر مدهبی و سنت سازمان نامبرده می‌داند . 

 

بین اخبار منتشر در روزهای اخیر، بی‌شک خبر تاثر برانگیز حمله گردان‌های ارتش عراق به اردوگاه اشرف [ اردوگاه سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق] و ساکنین غیرمسلح آن و در ادامه،  کشته و زخمی شدن تعدادی از اعضای این سازمان در صدر اخبار مربوط به ایران قرار گرفت و واکنش‌های بسیاری را برانگیخت.  واکنش‌هایی که در میان مخالفان و موافقان مشی این سازمان در سطح جهان متفاوت می‌نمود. البته به جز جمهوری اسلامی ایران که پیام تشکرش را رسما روانه عراق کرد و به جز گروه‌هایی اندک که سکوت را در این ‌باره برگزیدند، کشتار مجاهدین در اشرف به شکل وسیعی محکوم و در سطح جامعه جهانی تقبیح گردید .

 

حاکمیت دولت عراق برآمده از انتخابات، دخالت های مجاهدین در فضای سیاسی آن کشور، مواضع رهبران سازمان مجاهدین و شیوه اداره اردوگاه اشرف، تعهدات آمریکا به هنگام خلع سلاح اعضای این سازمان و بسیاری موارد دیگر بارها و بارها در مدیای متفاوت داخلی و خارجی منعکس شد و زوایا و گوشه‌های آن روشن گردید. این یادداشت قصد دارد به بررسی سیاسی گوشه‌های پنهان موضوع در میان هیاهوی رسانه‌ای حاضر بپردازد.

 

تاثر برانگیزی خبر به قدری بود که تمام نهادها دولت‌ها و گروه‌های داخلی و خارجی، برای جلوگیری از ادامه این روند به سرعت وارد عکس العمل شده و انجام این عمل را توسط دولت عراق محکوم کردند. محکوم کردن عمل انجام شده و جلوگیری از ادامه کشتار، ابتدایی‌ترین و در دسترس‌ترین گزینه ممکن بود. تحلیل‌های صورت گرفته و اتفاق نظر جمعی تقریبا بر محور توقف حمله و خشونت  توسط دولت عراق و پا درمیانی سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری برای انتقال مجاهدین به کشورهای دیگر و انجام امور پناهندگی و تامین امنیت جانی این افراد بود.

 

پافشاری مجاهدین برای ماندن در اردوگاه اشرف از یک سو، اولتیماتوم دولت عراق برای خروج مجاهدین تا پایان سال جاری، تلاش نهادهای حقوق بشری و دولت‌های خارجی برای حفظ جان و خروج  افراد ساکن در این اردوگاه، دو سوی یک بازی سیاسی را می‌سازند. یک سو بلندگوهای مقاومت را قورت داده و فریاد می‌کشد و تا جان بر سر این مقاومت ایستاده است و یک سو بلندگوهای حقوق بشر را و حقوق و کرامت انسانی را.

 

فشاردولت ایران اما که خود درگیر مسایل متفاوت و اعتراضات مداوم داخلی است برای سرعت یافتن این انتقال، درست مواضع سوی دوم را شارژ می‌کند. ایران نمی‌خواهد تعداد بیش از سه‌هزار نفر از مخالفین قسم خورده و پیگیر خود را تحویل بگیرد، چون اگر این عمل اتفاق افتد دو راه بیش تر در پیش ندارد. یا باید با مجاهدین برخورد بی رحمانه‌ای کند و دست به محاکمه و مجازات بزند. یا باید با برخوردهای سطحی و کنترل‌های امنیتی ، افراد این گروه را به عنوان شهروند بپذیرد.

 

در مورد اول بی‌شک موقعیت جهانی دولت ایران، محکومیت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، تایید اعزام نماینده برای بررسی وضعیت نقض حقوق بشر به ایران و همین طور تحریم‌های متفاوت سران دولتی و حکومتی این کشور توسط دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی، تاثیر به‌سزایی دارد و احتمالا ترجیح سیاسی را بر عدم انتخاب این گزینه حساس می‌بیند. انتخاب این گزینه در حالی که تحریم های اقتصادی شدید جهانی علیه دولت ایران، فشارهای بسیاری را بر اقتصاد این کشور تحمیل می‌کند به همراه سیاست‌های اقتصادی‌ای هم‌چون آزاد سازی بهای انرژی و حذف یارانه‌ها و اعتراضات مردمی مداوم، می‌تواند برای ماندگاری این حکومت مرگبار باشد.

 

در مورد دوم نیز کل شرایط مشروح درباره مورد اول صادق است. مضاف اینکه رها کردن بیش از سه هزار فعال قسم خورده سرنگونی طلب در دل جامعه ملتهب ایران به هر شکلی هم که کنترل بر آنان اعمال شود، دردسرهای بزرگی را خواهد آفرید. به خصوص که سابقه مبارزاتی این افراد و سازمان مورد بحث خالی از نمونه های بسیار خشن کشتار و حتا بمب گذاری و از این دست اعمال نیست. حضور این نیروها در درون جامعه فعلی ایران برای امنیت رژیم خطر بسیار محسوسی خواهد بود.

 

فارغ از دو مورد بالا جامعه در حال انفجار ایران، در وضعیتی که کشورهای متفاوت منطقه هر روز دست خوش انقلابات و تحولات و یا مبارزات و شورش‌های مردمی اند، بدون واکنش نخواهد ماند و سرکوب و استبداد حاکم را خواه ناخواه آماج شورش‌های حق طلبانه‌اش قرار خواهد داد. از همین رو اطراف مرزهای ایران باید به سرعت از گروه‌‌های مخالف حکومت خالی گردد تا در صورت بروز شورش‌های شدیدتر امکان ورود سریع نیروها و دامنه دادن به شورش‌ها توسط اینان هر چه کم تر و غیر ممکن تر گردد. حمله‌های اخیر نیروهای نظامی ایران و بمباران‌ها و آتش باری بر مناطق کردستان برای عقب راندن نیروهای پژاک هم از همین دست است.

 

در شرایطی که نهادهای متفاوت داخلی و خارجی و دولت‌های جهان در راستای حفظ جان این افراد و عدم تعرض به حق حیات‌شان و همین‌طور عدم تعرض به حاکمیت ملی دولت عراق، خواهان انتقال این نیروها به کشورهای دیگرند. درشرایطی که شورای رهبری خودخوانده جنبش موسوم به سبز در برابر این موضع سکوت را برمی گزیند و موضع نمی گیرد. در شرایطی که اعلام سه‌شنبه‌ها برای اعتراض از سوی فعالین این جنبش عملا به شکست انجامیده است و جمهوری اسلامی نیز شادمانه این موضع را به شکل خودش شارژ می‌کند. موضع سیاسی نیروهای سرنگونی طلب را باید در کجا یافت و نقاط پنهانش را کجا باید آشکاره دید؟

 

پاسخ را می‌توان بلا درنگ و بی شک در اقتدار و مرجعیت گفتمان حقوق بشر در حق حیات انسان‌ها دانست. وظیفه‌ای که تمام جهان را در محکومیت این کشتار جز عده‌ای اندک سرافراز نشان داد. جهان توانست دولت عراق و تعرض‌اش به جان این افراد را به بهانه حاکمیت ملی، متوقف کند. اما مرحله دوم یعنی انتقال این نیروها به کشور سوم به زعم نگارنده اتفاقا مرحله کاملا سیاسی این رخداد است.

 

مرحله‌ای که در آن نمی توان منطقی حقوق بشری را به شکلی مقتدر و تهی از گفتمان سیاسی کسب قدرت توسط اپوزیسیون سرنگونی طلب دید. این دقیقا موضوعی است که در میان شدت تاثر برانگیزی این رخداد و واکنش‌های فوری نادیده ماند و در واقع مرحله دوم آن یعنی بخش سیاسی‌اش در مرحله اول ادغام و پوشیده شد.

 

تفکیک  میان منطق ریاضی‌وار واکنش اول به مثابه امری یگانه و لازم الاجرا، که همان لازم الاجرا بودنش شرایطی می‌آفریند که در آن به سختی می‌توان نسبت به واقعیت سیاسی این رخداد و تحلیل شرایط ذهنی و عینی موجودش پی برد، مرزی است که واکنش اتوماتیک و دنباله‌روی از شرایط موجود را با بازنگری و دقت در رخداد حاضر و اتخاذ موضع سیاسی  آلترناتیو  از یکدیگر جدا می‌سازد.

 

منطق ابتدایی، رخداد حاضر را به شکل مقوله‌ای حقوق بشری و امری انضمامی – اجتماعی دیده و در یک نگرش کلی حقوق‌بشر را مترادف با سیاست می‌داند و از این‌همانی حاصل می‌خواهد بهره‌برداری عینی کند و بگذرد. بهره برداری‌ای که یک دسته هوشمندانه و اتفاقا فرصت طلبانه قصد بهره‌کشی سیاسی از آن دارند و دسته دیگر بدون بینش سیاسی آن را مرتکب شده و صرفا از دید اجتماعی- انسانی به آن می‌نگرند.

 

دسته اول را می‌توان مخالفین مشی و حرکت مجاهدین نامید که حضور این نیرو را با هژمونی‌طلبی و موجودیت فعلی‌اش در راستای اهداف خود ندیده و با اتخاذ ژست انسان دوستی و حقوق بشری بر خروج مجاهدین از عراق حتا بیش‌تر از دولت این کشور اصرار می‌ورزند و مرتبا مراتب نگرانی شان را از ماندگاری این نیرو در عراق عنوان می‌کنند. دسته دومی که فرصت‌طلبانه در کنار اینان قرارگرفته و تلویحا همین موضع را خارج از ژست و تلاش مشخصی پیش می‌برند سکوت اختیار کرده و به راحتی از سر این موضوع می‌گذرند تا نه حتی درگیر ژست ابتدایی شده و نه حتا بر سر این مساله انرژی خاصی را هزینه کنند و تنها منتظرند تا در نتیجه تلاش‌های دیگران مقصود نهایی‌شان محقق گردد، رفتاری که به شکل فرصت‌طلبانه‌تر دیگری جمهوری اسلامی ایران نیز از خود نشان داده و تنها به تشکری از دولت عراق بسنده می‌کند.. همین‌ظور می‌شود دولت‌ها ونهادهای سیاسی جهانی را نیز در کنار همین دسته قرار داد که مایلند هرچه سریع‌تر انسجام گروهی اسلام‌گرا که گاه و بیگاه دم از مبارزه مسلحانه نیز می‌زند هر چه سریع تر به هم ریخته و پراکنده گردد. دسته دوم نیز فعالین حقوق بشر هستند که فارغ از گرایش سیاسی به موضوع نگریسته و عمل‌شان صرفا به واکنش ضروری اول و دنباله آن محدود می‌گردد.

 

شاید باز کردن این مقوله در یک نگرش سیاسی برای نیروهای سرنگونی‌طلب در شرایط حاضر و حاکم بر منطقه و جهان قلقک نهادهای قدرت و به چالش کشیدن فضای غالب باشد. اگر بخواهد هر دوسوی این بازی را به کنارنهاده و از فراز آن به شکل کاملا سیاسی به موضوع بنگرد. در یک شکل بی طرفانه مجاهدین خلق ایران را هم حائز سهم اپوزیسیون بداند و ایفای نقش آنان را نیز در یک پروسه دموکراتیک دگرگونی به رسمیت بشناسد. بگوید اگر مجاهدین خلق ایران حق حیات و حق زندگی دارد، حق مبارزه و فعالیت سیاسی و حتا حق کسب قدرت در صورت  وجود یک روند دموکراتیک و مردمی را هم دارد و اساسا جز خاصیت انسانی خاصیت انسانی هم دارد.

 

باید این پرسش را میان بیاوریم و البته از پیش قبولش نکنیم که چرا حالا که دولت عراق حمله به مجاهدین را وانهاده است، اپوزیسیون سرنگونی طلب نباید در موضع فشار به دولت عراق برای باقی ماندن مجاهدین در اردوگاه و مذاکره با مجاهدین برای قبول برخی شرایط این ماندگاری بپردازد. تا از یک سو تلاش فرصت‌طلبان برای حذف گروه‌های رقیب خنثی گردد و از سوی دیگرهم حق حیات این انسان‌ها و حق مبارزه‌شان و هم حق حاکمیت دولت عراق در این میانه رعایت گردد. در کنار این موضوع از نقش مجاهدین نیز در پروسه سرنگونی استفاده شود و هم جمهوری اسلامی از پاکسازی مخالفینش در نزدیکی مرزها حس پیروزی نکند؟

 

بدین سان است که شاید مفهوم واقعی حقوق بشر در انتخاب حق مکان زندگی و حق حیات و حتی مبارزه در فرمالیسمی فرصت‌طلبانه پوشیده نشود و خصلتی ضرورتا صوری به خود نگیرد و صرفا به شکل بازتابی اتوماتیک تصدیق نگردد. هم چنین امکان فرصت‌طلبی را از درون خود بزداید.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته