-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

Posts from Khodnevis for 04/17/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



کمک ۶/۵ میلیارد تومانی دولت به ناشران مفاتیح و کتاب‌های آخوندی

 

وزارت ارشاد در اقدامی اجحاف‌آمیز، به بهانه سفرهای اخیر رهبر جمهوری اسلامی به قم، کمک ۶/۵ میلیارد تومانی به ناشران این شهر کرده است.

 

۵ میلیارد تومان از این مبلغ به صورت وام ۲۵۰ میلیون تومانی به برخی از ناشران قمی و ۵۰۰ میلیون تومان آن نیز به صورت وام بلاعوض به اتحادیه ناشران قم است.

 

همچنین دولت یک میلیارد تومان را به تعدادی از موسسات فرهنگی٬ هنری و قرآنی استان قم اختصاص داده است.

 

سالانه به طور متوسط بیش از ۵۰میلیون نسخه قرآن، مفاتیح و نهج‌البلاغه در قم منتشر می‌شود. ناشران قمی علاوه بر این، کتاب‌های مذهبی و کتاب‌های درسی حوزه‌های علمیه را نیز منتشر می‌کنند.

 

چندی پیش، سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در واکنش به قرآن‌سوزی، گفت: «به ازای هر قرآن سوخته شده یک میلیون قرآن چاپ و در دنیا توزیع خواهیم کرد.»

 

کمک ۶/۵ میلیاردی دولت به ناشران قم در حالی است که بعضی از ناشران معتبر و خصوصی کشور نظیر نشر نی، با بحران‌های مالی مواجه هستند و دولت اقدامی برای تسهیل فعالیت آنها انجام نمی‌دهد.

 

 


 


آمدند، نشستند و گفتند و رفتند!


سومین سفر دو روزه رئیس جمهور و هیات دولت به استان نسبتا ً ناآرام و بی‌قرار سیستان و بلوچستان که تحت تدابیر امنیتی بسیار شدیدی صورت گرفته بود، امروز به پایان رسید. سفر سوم هیات دولت و شخص رئیس جمهوری در مقیاس با دو سفر قبلی آنها به استان سیستان و بلوچستان مورد بی‌مهری و عدم استقبال مشهود مردم بلوچ  قرار گرفت. مسئولین استان حتی نتوانستند استادیوم ده هزار نفری شهر زاهدان را که حدود هفتصد هزار نفر جمعیت دارد، پـُر کنند. احمدی نژاد در سخنرانی ۵۲ دقیقه ای خود علاوه بر عوام‌فریبی های مرسوم  و حملات متداول به استکبار جهانی و صهیونیسم عمدتا ً به فواید و برکات نماز پرداخت. یعنی در حقیقت ایشان اصطلاحا ً این همه راه را برای فروش زیره به کرمانی‌ها آمده بودند. وی فقط در دو دقیقه پایانی سخنرانی خود، بر طبق روال دفعات پیشین وعده‌های سرخرمنی به مردم سیستان و بلوچستان داد. وعده‌های نظیر اینکه  سیستان و بلوچستان اولین استان کشور خواهد بود که مشکل بیکاری و مسکن در آن کاملا ً حل خواهد شد. وزیر آموزش و پرورش دولت وی نیز وعده داد تا مشکل مدارس کـپری بلوچستان حل شود. این در حالی است که دولت در اسفند ماه ۱۳۸۸ مراسم  «کپرزدایی» کامل مدارس را با بوق و کرنا جشن گرفته بود. رئیس جمهوری نیز در جمع «منتخبین» وعده داد که سیستان و بلوچستان را به نمونه‌ترین استان کشور تبدیل خواهد کرد. البته ایشان توضیح بیشتری مبنی بر اینکه از چه جهات سیستان و بلوچستان نمونه‌ترین استان کشور خواهد شد، ندادند. چون هم اکنون نیز این استان از زاویه آمار اعدام و سرکوب و از منظر نگاه خشن امنیتی و نظامی و از دیدگاه شکاف عمیق طبقاتی بین مردم بومی و سـُنی مذهب بلوچ و غیربومیان شیعه مذهب طرفدار حکومت و همچنین از لحاظ محرومیت، فقر، تبعیض و تحقیر قومی و مذهبی در بین تمامی استان های کشور نمونه می‌باشد.

علیرغم حضور کمرنگ مردم و بخصوص مردم بلوچ و اهل سنت در جلسات و مراسم استقبال احمدی نژاد، دستگاه‌های تبلیغاتی استان نظیر شبکه هامون خبر از اوج ولایتمداری مردم عمدتا ً سـُنی مذهب استان و از حضور کم نظیر وسرنوشت ساز مردم حماسه ساز به‌مثابه برگ زرینی در تاریخ تابناک استان شهیدپرور می‌دهند. وعده‌های ناپایدار احمدی نژاد مسبوق به سابقه است. ایشان در دو سفر قبلی خود نیز وعده‌های فراوانی دادند که اکثریت قریب به اتفاق آنها عملی نشدند. در این سفر نیز ۲۲۰ مصوبه جدید به لیست متروکه ۱۷۶ مصوبه دور اول سفر و ۲۵۰ مصوبه دور دوم سفر «پُربرکت ایشان» اضافه شد. این یک حقیقت آشکار است که بیشتر بودجه‌های اختصاصی برای توسعه و عمران استان بجای فقرزدائی و رفع تبعیض و محرومیت زدائی، صرف پروژه های کلان امنیتی نظامی نظیر قرارگاه های نظامی، حفر خندق و دیوار کشی مرزی توسط سپاه پاسداران می شوند. بعنوان مثال در شرایطی که استان علاوه بر محرومیت شدید در زمینه بهداشتی و درمانی و دارا بودن بالاترین رقم مرگ و میر کودکان در کشور، سپاه پاسداران علاوه بر امکانات فراوان، هشت بیمارستان مجهز اختصاصی در سراسر استان دارد. احمدی نژادی کوچکترین اشاره‌ای به تبعیضات متعدد موجود در سیستان و بلوچستان نکرد و طبق معمول هر گونه شکوه‌ای در زمینه عدم تساوی بین شیعه و سـُنی در استان را توطئه استکبار جهانی برای ایجاد اختلاف بین اقوام و مذاهب اسلامی خواند. این در حالی است که ریشه اختلافات را باید در ساختار تبعیض آمیز جمهوری اسلامی و عملکرد رژیم جستجو کرد. به همین دلیل مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه اهل سنت زاهدان و رهبر بل الفعل اهل سنت ایران، رفع تبعیضات موجود را مهمتر از مصوبات عمران و آبادانی می‌داند.

مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی در خطبه‌های نماز جمعه خود از وجود تبعیضات قومی و مذهبی در استان شکایت کرد. وی گفت «آن طور که ما هم از اخبار شنیدیم، در جلساتی که هیأت دولت در این سفر داشته است، تصمیماتی در زمینه آبادانی و عمران گرفته شده است، و مسأله عمران و آبادانی استان بسیار خوب است، اما مهمتر از آن اجرای عدالت بین اقوام و مذاهب است». وی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: «مشکلاتی که به وجود آمده است، پس از انقلاب به وجود آمده‏ است» و دلیل کدورت ها، اختلافات و مشکلات را اعمال تبعیض و نابرابری توصیف کرد. مولانا عبدالحمید با اشاره به ریشه مشکلات و نهادینه شدن تبعیضات قانونی و فراقانونی  در سیستم جمهوری اسلامی گفت : «رفع این تبعیضات تنها کار دولت نیست و دولت به تنهایی نمی‏‌تواند این تبعیضات را برطرف نماید، بلکه بزرگانی که سیاست نظام در اختیار آنها است می‏ توانند این سیاست (تبعیضات) را تغییر دهند، و معتقدیم که رئیس دولت و دیگر وزرا و کسانی که حرف آنها معتبر است و به نظریات آنها توجه می‏ شود، باید بزرگان قوم را متقاعد کنند که سیاست موجود را تغییر دهند حقوق جامعه اهل سنت در این استان و دیگر استانها، و حتی حقوق شیعه و همه ایرانی‏‌ها مراعات شود».  در سیستان و بلوچستان چهار معضل ریشه‌ای و بنیادین وجود دارد که عبارتند از (۱): تبعیض و تحقیر شدید قومی و مذهبی بر علیه مردم بلوچ و سـُنی مذهب بلوچستان و همچنین صدها هزار بلوچ در استانهای کرمان و هرمزگان. (۲):محرومیت شدید اقتصادی و شکاف عمیق طبقاتی و مالی بین مردم بومی بلوچ و غیر بومیان. (۳): دکترین نگاه خشن امنیتی ـ نظامی نسبت به مردم بلوچ و اهل سنت.(۴): حذف بلوچ ها و اهل سنت از مشارکت در تصمیم گیری ها، پروسه مدیریت و حتی مشاورت در امور استان. علیرغم مصوبه های متعدد، فقر و محرومیت در استان گسترده تر می شود. پروژه های بزرگ ملی نظیر راه آهن چابهار به مشهد، انسداد فیزیکی مرز، احداث لوله گاز از سلویه به پاکستان از طریق ایرانشهر و حفر معادن و استخراج منابع وسیع زیر زمینی بلوچستان، کمترین سودی برای مردم بلوچ و یا کوچکترین تاثیری بر پروسه فقرزدایی در استان نداشته و نخواهند داشت.

زمانبندی این سفر به استان ِ عمدتا سـُنی مذهب سیستان و بلوچستان را می‌توان از منظر حوادث و منازعات منطقه ای نیز  مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. بر خلاف سفرهای گذشته هیات دولت که حتی دو تن از محافظان رئیس جمهور توسط جندالله ترور شده بودند، در این سفر هیچگونه حادثه امنیتی و یا «تروریستی» رخ نداد. اینگونه بنظر می‌رسد که ظاهرا ً توافقات امنیتی بین مقامات ایران و دولت و ارتش پاکستان صورت گرفته است. جندالله نیز اکنون حتی تحت نام «سپاه صحابه» فعالیت چندانی ندارد و بعد از بمب‌گذاری چابهار، دست به اقدامات دیگری نزده است. از سوی دیگر نیز هیچگونه اعدامی از جانب رژیم در استان در طی چهار ماه اخیر صورت نگرفته است و یا حداقل اعلام نشده است که در نوع خود در سیستان و بلوچستان رکورد محسوب می‌شود. رقابت‌های منطقه‌ای بخصوص در رابطه به خیزش‌های مردمی در کشورهای عربی، و بویژه  ورود  برخی از واحد‌های ارتش عربستان سعودی به بحرین، و گسیل نظامیان سـُنی‌مذهب ارتش پاکستان به آن کشور برای مهار شیعیان در بحرین، و افزایش تنش مذهبی بین ایران که متهم به دخالت در امور بحرین می‌باشد، و کشورهای عرب همسایه، و مشخصا ً بی‌اعتنایی متعاقب و معنادار رئیس جمهوری به علمای اهل سنت بلوچ، فاکتورهای هستند که احتمالا ً در تصمیم گیری سفر هیات دولت به بلوچستان در این برهه از زمان تاثیرگذار بوده‌اند، که در جای خود قابل موشکافی بیشتری می‌باشند. اما اگر از مردم عادی بلوچ بپرسیم، خواهند گفت که آمدند، نشستند و گفتند و رفتند!


 


حمله خبرگزاری فارس به تهمینه میلانی و درخواست جلوگیری از پخش‌زنده «هفت»

 

این خبرگزاری قبلا نیز با انتشار مطالبی علیه بعضی از فیلم‌ها، نمایش‌ها و هنرمندان، زمینه را برای توقیف، محدودسازی و هتاکی‌های بیشتر فراهم کرده بود. نمونه آن نمایش هدا گابلر است که با گزارش خبرگزاری فارس توقیف شد.

 

مطلب خبرگزاری فارس درباره برنامه هفت، یادداشت است، اما تیتر آن به صورت خبری تنظیم شده: «پخش زنده از برنامه «هفت» گرفته مي‌‌شود»، در صورتی که هیچ مسئول صدا و سیما از تغییر رویه برنامه هفت خبر نداده است.

 

این خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، درباره میلانی نوشته است که این کارگردان سینما «به پاك‌نمايي فضاي زندگي و روابط در جامعه غربي نسبت به جامعه ايراني (آن هم به دليل محدوديت‌هاي ايجاد شده توسط كميته!) اصرار می‌ورزد» و به همین دلیل نباید در یک برنامه زنده تلویزیونی حضور یابد.

 

فارس خواسته است که کسانی که «با خطوط قرمز گفتاري آشنا نيستند» به برنامه‌های زنده تلویزیونی دعوت نشوند.

 

خشم خبرگزاری فارس از این‌جا ناشی می‌شود که میلانی در پاسخ به مسعود فراستی، منتقد حاضر در برنامه هفت، که فیلمنامه فیلم «یکی از ما دو نفر» را به ضعیف دانست، گفت: «شما زن‌ها را نمی‌شناسید و به همین خاطر فکر می​کنید که رفتار او با موقعیت اجتماعی​اش سازگار نیست. متأسفانه خانم​هایی وجود داشته​اند که دکتر بوده​اند، اما فریب خورده​اند.» میلانی در جایی دیگر نیز گفت: «همه ما ايراني‌ها دچار عقده هستيم.»

 

حمله خبرگزاری فارس به میلانی در حالی صورت می‌گیرد که چند روز پیش، این کارگردان زن سینما، از تهدید شدنش توسط شخصی ناشناس خبر داد.

 

میلانی درباره اکران فیلم تازه‌اش به ایسنا گفت: «متاسفانه توسط شخصی تهدید شدیم که اگر مبلغ مورد نظر او را نپردازیم سی‌دی قاچاق فیلم را به بازار خواهد داد و از آنجا که تجربه تلخی از این موضوع در اکران «آتش بس» داشتیم، بر آن شدیم ریسک نکنیم و «یکی از ما دو نفر» را به سرعت اکران کنیم.»

 

 

 


 


مسافر شهر قُمی، غریبی مثل خُدُمی!

 

سکوتم را می‌شکنم ... نه با حرف که با فریاد از شنیدن اراجیف ... خدایا جون هر کی دوست داری کمک !!!

 

من شابولی هستم ... نه دُوهتُرم ، نه دگتر!

 

اصلاً بذار بگم بی سواد م یا به عبارتی بی سواط!

 

اما خوب ، هر آدم ابلهی یه جو شعور و فهم داره ...

 

ننه و بابای بیچارۀ بچه ... دوازده ماه .... بلکه هم بیشتر بلا انقــطاع زور می‌زنن ،که این بچۀ فلک زده صداش در بیاد ... «ننه» یا «بابا» بِگه ... حالا توی این شلم شولبای مملکتی  یه آدم جاپلوسی پیدا شده، یه سری چیزهایی را می‌گه به عبارتی چنان یاوه‌گویی‌هایی می‌کنه که بندۀ  کمترین، شخصاً شاخ  از سرم به در آمده ... به آسمان رفته و در سقف گرفتار گشته است.

 

همین انسان شریف که شرافتش چیزی در حد و حدود شرافت شریفی‌نیا و دار و دستۀ ده نمکیِ خودمونه گویا جزء قهرمانان مسابقات دستمال اندازی کشور هم هست و هر دفعه، به مناسبت قهرمانی یه پُست و سِمت جدید می‌گیره.

 

 ایشون دارندۀ سمت های زیر بودند :

 

·         ریاست شورای فرهنگ عمومی استان قم

 

·          ریاست ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منكر همون استان

 

آمــــــا ....  به تازگی به قول فوتبالی ها  «هت تریک» کرده و تولیت حرم حضرت معصومه در قم را هم در دست خودش گرفته. البته با این شاهکار جدیدش یا به عبارتی شاه غزلی که تازگی‌ها سروده در حد و حدود رکورد جهانی این رشته قدم برداشته که باید صبر کنیم و ببینیم آقا رأساً چه تصمیمی برای ایشون می‌گیره ... !

 

خدا آخر عاقبت همۀ ما را به خیر کنه.

 

داشتم این چند خط را می نوشتم یاد خاطره‌ای افتادم :

 

یه شهری درس می‌خوندیم ، یه آخوندی از قم می‌اومد و درس می‌داد به ما ... یه روز بچه ها براش روی تخته نوشتن:

 

مسافر شهر قُمی ... غریبی مثل خُدُمی ...


 


هادي مرزبان: به دلیل نبود امنیت شغلی، ديگر تئاتر كار نمي‌كنم


به گزارش فردا نیوز، وی از وضعیت مالی نمایش‌ها انتقاد کرده و گفته است که برای نمایش «خانمچه و مهتابی» که در مجموعه آزادی و تئاتر شهر اجرا شد، هنوز قرارداد مالی منعقد نشده است.

مرزبان گفت: «در زمينه قرار داد مالي نامه‌اي را به معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال كردم اما هنوز جوابي دريافت نكرده‌ام.»

انتقاد این کارگردان پیشکسوت تئاتر به وضع موجود تئاتر، در حالی است که پیش‌تر ایرج راد، بهزاد فراهانی و اکبر زنجان‌پور نیز به وضعیت بحرانی اهالی تئاتر و بی‌توجهی دولت به آنان اعتراض کرده بودند.


 


مشایی: ریاست‌جمهوری؟ شاید وقتی دیگر
خبرگزاری فارس گزارش داده است که مشایی در مراسم اختتامیه نماش منشور کوروش در موزه ملی گفته است: «مگر الان كسي براي نمايندگي مجلس نامزد مي‌شود؟ بايد اول استعفا بدهند اگر ۱۲ اسفند روز انتخابات باشد دو ماه قبل از آن ثبت‌نام انجام مي‌شود تا آن زمان فرصت خواهد بود تا زنان و مردان توانمند در انتخابات مجلس شركت كنند.»

وي در ادامه درباره برخي شايعات مبني بر اينكه مشايي كانديداي مجلس خواهد شد، گفت: «بنده هيچ قصدي براي شركت در انتخابات مجلس ندارم.»
مشایی درباره حضور در انتخابات يازدهم رياست جمهوري نيز گفت: درباره كانديداتوري من براي رياست جمهوري ۶ ماه مانده به انتخابات بپرسيد تا بگويم.»


مشایی درباره فیلم مستندی که در روزهای گذشته و درباره ظهور هم منتشر شده است گفت: «من اين فيلم را نديده‌ام اما شنيده‌ام كه در اين مستند با استناد برخي روايات نسبت به شرايط امروز مصاديقي معرفي شده است و سعي كرده‌اند نشان دهند كه ظهور نزديك است. بنده چون نديده‌ام قضاوتي ندارم.»


این سخنان در حالی از سوی مشایی بیان شده است که پیش از این برخی رسانه‌های اصول‌گرا حامیان مشایی را متهم کرده بودند که این فیلم توسط آن‌ها منتشر شده است. 

با این حال مشایی درباره این فیلم و تطبیق‌های انجام شده در آن چنین اظهارنظر کرده است: «به طور كلي در مورد رواياتي كه براي ظهور است روايات بايد مورد ارزيابي عالمانه قرار گيرد و اين كار علماي ديني است ممكن است برخي روايات‌ها از اساس درست نباشد يا نصفه و نيمه عنوان شده باشد اما در مورد احاديثي كه درست است آنجا هم بحث زيادي وجود دارد. حوادث و رويدادهايي كه مي‌گويند قبل از ظهور اتفاق مي‌افتد بسياري از آنها حتمي‌ الوقوع نيستند باز هم علما گفته‌اند كه خيلي از اين روايات اگرچه درست است اما حتمي و قطعي نيستند. اظهارنظر قطعي راجع ‌به اين حوادث كار درستي نيست.»
 

 


درخواست تحقیق از حوادث اردوگاه اشرف



خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که ناوی پيلای، کمیسر عالی حقوق‌بشر، در این باره گفته است: «نيروهای عراقی به خوبی از خطرات انجام چنين عملياتی در اردوگاه اشرف آگاه بودند.»


کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اضافه کرده است: «هيچ عذر احتمالی برای اين تعداد تلفات قابل پذيرش نيست. باید تحقيقات کامل، مستقل و شفاف در اين باره انجام شود و کسی که مسئول استفاده از زور بيش از اندازه بود، باید تحت تعقيب قضايی قرار گيرد.»


ناوی پيلای در ادامه گفته است، در حالی که جزييات بيشتری در خصوص حمله به اردوگاه اشرف در حال روشن شدن است، «مشخص است که ۳۴ نفر در اردوگاه اشرف کشته شده‌اند، که بيش از هفت زن در میان کشته شدگان قرار دارند.»


به گفته ناوی پيلای علت مرگ بيشتر کشته شدگان اصابت گلوله است و تعدادی نيز به علت برخورد خودرو با آنها کشته شده‌اند. کميسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد  همچنین خواستار یافتن راه حلی دراز مدت برای ساکنان اردوگاه اشرف شد.


ناوی پيلای گفت: «من می‌دانم اين (مجاهدين خلق) يک گروه ستيزه‌گر با يک تاريخ پيچيده است، ولی اين که اجازه دهیم آنها در اين اردوگاه وضعيتشان وخيم تر بشود، هرگز راه حلی نيست. خيلی روشن است که آنها نمی‌توانند به ايران برگرددند و در عراق در خطر هستند، راه حل احتمالی انتقال آنها به کشور سوم است.»


بر اساس گزارش‌ها، سحرگاه روز جمعه نوزدهم فروردين نيروهای امنيتی عراقی به اردوگاه اشرف حمله کردند و سازمان مجاهدين خلق می‌گويد در اين حادثه ۳۰۰ نفر نيز زخمی شده‌اند.


سازمان ملل متحد روز پنجشنبه اعلام کرد در جريان حمله نيروهای عراقی به اردوگاه اشرف ۳۴ نفر کشته شده‌اند و ساعاتی پس از انتشار اين خبر علی الدباغ، سخنگوی دولت عراق، گفت، اين افراد توسط نيروهای گارد سازمان مجاهدين خلق به قتل رسيده‌اند.


 


درخواست تحریم احمدی‌نژاد از هیلاری کلینتون

به گزارش رادیو فردا، مارک کرک و جان کايل، دو سناتور جمهوري‌خواه، کريستين گيليبرند، سناتور دمکرات، به همراه جو ليبرمن، سناتور مستقل، در نامه خود به هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نوشته اند: «ما در خواست می‌کنيم  که محمود احمدی‌نژاد را به عنوان ناقض حقوق بشر ايرانيان معرفی کنيد.»

دراين نامه به سخنان کلينتون در  کنگره آمريکا اشاره شده است که در آن وزير امور خارجه آمريکا تصريح کرده بود، «اسناد قطعی» از نقش رهبران جمهوری اسلامی در نقض حقوق بشر در دست است. 

اين چهار سناتور آمريکايی در بخش ديگری از نامه خود به تصميم اتحاديه اروپا برای قرار دادن نام  ۳۲ مقام و مسوول ايرانی به دليل نقض حقوق بشر در فهرست ناقضان حقوق بشر اشاره کرده و  گفته اند که فقط نام هفت نفر از اين افراد در فهرست آمريکا قرار دارد.

اين چهار سناتور آمريکايی در نامه خود نوشته اند: «بنابر اين ما درخواست می‌کنيم بي‌درنگ تحقيقات درباره احتمال اضافه کردن ۲۵ نفری که نامشان در فهرست اتحاديه اروپا به عنوان ناقضان حقوق بشر در ايران ذکر شده، انجام شود.»

در فهرست منتشر شده از سوی اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

نام اين مقام های جمهوری اسلامی در فهرست ۳۲ نفره اتحاديه اروپا قرار گرفته است: اسماعيل احمدی‌مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، حسين الله‌کرم، ریيس گروه انصار حزب‌الله، عبدالله عراقی، معاون نيروی زمينی سپاه، علی فضلی، معاون فرمانده بسيج و فرمانده سابق سپاه سيدالشهدای استان تهران (تا فوريه )، حسين همدانی، فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از سال ۲۰۰۹، محمدعلی جعفری (عزيز جعفری)، فرمانده‌کل سپاه پاسداران، علی خليلی، فرمانده سپاه پاسداران و مسئول واحد درمانی قرارگاه ثارالله، بهرام حسينی مطلق، فرمانده سپاه سيدالشهدای استان تهران، محمدرضا نقدی، فرمانده بسيج، احمدرضا رادان، معاون فرمانده پليس امنيت ايران، عزيزالله رجب‌زاده، فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ (تا ژانويه ۲۰۱۰)، حسين ساجدی‌نيا، فرمانده نيروی انتظامی تهران و معاون سابق پليس امنيت ايران، حسين طائب، فرمانده سابق بسيج.

آمريکا تابستان گذشته تعدادی از مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، غلامحسين محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضاييه، سعيد مرتضوی، دادستان سابق تهران و حسين طائب معاون اطلاعات سپاه پاسداران را که گفته می‌شود در نقض حقوق بشر و به ويژه در کشتار معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در ايران دست داشتند، مورد تحريم قرار داد.

واشينگتن  همچنین در اسفند ماه گذشته، نام عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، و محمدرضا نقدی، فرمانده نيروی مقاومت بسيج را نيز به اين فهرست اضافه کرد.


 


رویای فردا

 مشکل این‌جاست که از آزادی تصور روشنی نداریم. نه چهارچوب آن برای ما مشخص است، نه معنای معینی از آن در ذهن داریم، نه راه رسیدن به آن را می‌توانیم برای خود مشخص کنیم. کلمه‌ای که در ذهن و زبان ما جاری‌ست، کلمه‌ای مبهم و تار است، و راه رسیدن به آن را هم معمولاً سقوط حکومت مستبد می‌دانیم و بس. نه معنای مشخصی، نه راه معینی، نه طرحی، نه برنامه‌ای، نه آماده‌سازی ذهنی و فرهنگی‌یی... تنها یک کلمه، و تنها یک راه، آن هم بی هیچ تلاش معین و هدف‌مندی برای دست‌یابی به آن.

طبیعتاً با چنین وضعیتی نمی‌توانیم در موردِ دوم، یعنی تسری بخشیدن این رویا به جامعه موفقیتی داشته باشیم. وقتی رویای من برای خودِ من نامشخص و نامفهوم است، وقتی خودِ من قادر به برداشتن قدمی مشخص به سمت هدفی که تعیین کرده‌ام نیستم، چگونه می‌توانم رویای خود را به اطرافیان خود، به مردمِ خود، تسری بخشم تا آن‌ها نیز در این رویا سهیم شوند و پابه‌پای من در تحقق آن بکوشند؟

پاسخِ چه باید کرد را من در این‌جا نمی‌دهم. اگر این مسئله مسئله‌ی اساسی ما باشد، خود به خود برای پیدا کردن پاسخ آن کوشش خواهیم کرد. شاید داشتن رویای مشخص و طرح مشخص برای تحقق بخشیدن به آن اولین پاسخی باشد که به ذهن می‌رسد، اما دادن این پاسخ به معنای سهل بودن اِعمال آن نیست؛ به معنای عملی بودن آن نیست. لفظ پاسخ، باید تبدیل به عمل شود و این عمل از درون ما باید آغاز شود و موضوع اصلی، یافتنِ راهی برای انجام این تغییرات است.

خودنویس مکانی‌ست برای طرح رویاهای اجتماعی و فرهنگی ما؛ برای ترسیم راه‌های رسیدن به این رویاها؛ برای به اشتراک گذاشتن این رویاها؛ برای مشخص کردن راه از بیراه و رویای قابلِ دستیابی از خیالات واهی.


 


خر بابا بزرگم!

در چند روزگذشته مصاحبه روز انلاین با رجب‌علی مزروعی نماینده دور ششم مجلس و عضو شورای مرکزی جبهه منحله مشارکت، که به تازگی عنوان سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در خارج از کشور را نیز به دنبال خود یدک میکشد بحث و جدل‌های فراوان به دنبال داشته است. بازی با کلمات، کم رنگ کردن نقش مهدی کروبی و بهره‌گیری از ادبیات مضحکه آمیز چاله میدانی در جواب‌های ایشان به وفور یافت می‌شود. علیرغم سرکوب، کشتار و جنایت‌های حاکمیت جمهوری اسلامی چرخش و به رقص درامدن آقای مزروعی و دوستان ادوار خود به حول محور صفر گرچه تازگی ندارد اما حائز اهمیت است.

از همان ابتدا تشکیل شورای هماهنگی راه سبز، به دلیل عدم شفافیت این شورا، نقد و گمانه زنی‌های فراوانی از سوی سیاسیون و اهل اقلم به رشته تحریر درامد. اما رجب‌علی مزروعی در این مصاحبه در نبود اندیشه دمکراسی و [کمبود] شعور اجتماعی نه تنها به صورت کاملا اپورتنیستی می‌خواهد تفکر نادمکراتیک خود را به جامعه القا کند بلکه کلیه منتقدان را لمپن یا نادان نیز توصیف می‌نماید.


از همان ابتدا می‌خواستم متنی در نقد گفته‌هایش به نگارش درآورم. اما هرگاه به ادبیات نگارشی و عقلیت مصاحبه شونده روزآنلاین می‌نگرم، به هیچ وجه نمی‌توانم ایشان را در شان و جایگاهی برای نقد بگنجانم. اما درجواب چنین عقلانیتی تنها به تعریف خاطره‌ای اکتفا می‌کنم.


در شهر، نسل قدیم و میان سال همه پدر بزرگم را می‌شناختند. خواندن و نوشتن را در مکتب یاد گرفته بود. ثمره ۸ بار ازدواج ۲ بچه از دو زن اول و ۶ بچه از همسر آخرش بود. با هم سفر زیاد می‌کردیم. یک بار در همان سفرهای شهرستانی خاطره جالبی تعریف کرد که تا آن وقت هرگز نشنیده بودم.


بعد از فوت پدر بابابزرگ، دورگردی با اسب به پدر بزرگم به ارث می‌رسد. چندماهی بساط دورگردی اندکی کاستی به خود می‌بیند... در یکی از همان روزها پدر بزرگ دوره گرد شبی در یکی از روستاها مهمان خانه‌ای می‌شود. شب هنگامی که صاحبخانه از بابابزرگ وضعیت کسب و کار را می‌پرسد، در جواب هزار و یک علت می‌شنود. صاحب‌خانه در جواب می‌گوید اجناست قدیمی‌است. اقلام جدید بیارو تقصیر را از گردن اسب پیرت بردار.


گفتگو و انتقادات صاحب‌خانه به هیچ وجه بابا بزرگ را به قناعت نمی‌رساند، تا اینکه پیشنهاد معامله‌ای مطرح می‌کند. بابابزرگ زیر چراغ فتیله‌ای به قول خودش به نادانی صاحب خانه خنده‌اش می‌گیرد. صبح اسب پیر را به ازای گاری و خر و کره خر صاحب خانه معامله می‌کند......


چند ماهی سپری می‌شود و هر روز کسب و کار بیشتر برای بابا بزرگ کساد می‌گردد. مشتری‌هایی که تا ان وقت به احترام پدر دورگرد مرحومش از او خرید می‌کردند کم کم می‌پرند.


درآمدی که از فروش بدست می‌‌آمد تنها کفاف خرید یونجه برای خر و کره‌اش می‌کرد، بطوری که هنگامی که چرخ گاری می‌شکند کل گاری از کار می‌افتد...


کره خر بار حمل نمی‌کرد و خر هم به میل خود راه می‌رفت. تعداد روستاهایی که تا حدودی مشتری در انجا موجود بود هر روز کم‌تر و کم‌تر می‌شد.


بعد از شش ماه خر مرد وکره خر و خانه پدری‌اش برای تامین قرض‌هایی که بالا امده بود فروخته شدند...


بابا بزرگ برای انکه راهکاری برای حل بحران بجوید، به همان روستایی که صاحب خرها و گاری درانجا بود راهی می‌شود...


هنگام رسیدن به خانه مردی که نادان می‌پنداشت، گاری تازه و بغیر از اسب خود یک اسب دیگر نیز در انجا می‌بیند. شب صاحب‌خانه بعد از مهمانداری از او جویا احوال می‌شود و بابا بزرگ نیزکل ماجرا را تعریف می‌کند.


صاحب خانه بعد از شنیدن وضعیت تاسف بار بابابزرگ می‌گوید: ان‌شب به هر دری زدم که به تو بقبولانم راه‌ات اشتباه است و مطمئن بودم بعد از شنیدن پیشنهادم من را نادان و از خرهایم خرتر پنداشتی. ....


من نیز همچون تو به دوره گردی مشغول بودم. ابتدا کوله بار به روستاها می‌رفتم. تا انکه با درامد کمی که پیدا می‌کردم آن خر را از یک روستایی خریدم و بعد.....


حال که وضعیتت را می‌بینم بسیار ناراحتم و خوشحال می‌شوم که نقدهای همان شب را در خود و کارت بر طرف کنی.


صاحبخانه فردای همان روز یکی از اسب هارا به بابا بزرگ هدیه می‌کند. بابا بزرگ به نصیحت‌های مرد گوش داد و در عرض یک سال توانست خانه‌ای چند صد متری در شهر خریداری کند.....


بابا بزرگ خاطره‌اش را تمام کرد و گفت تا حال بعد از گذشت بیش از شصت و هفت سال از آن ماجرا، هیچ کس منتقدی به هر عملکردی را نادان توصیف نکرده‌ام. چون این تفکر این ترس را در من بوجود آورد که این بار به جای خر، خودم مرحوم شوم ....


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به khodnevis-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به khodnevis@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته