
بیست و پنجم مارس سال جاری، کریم سجادپور از موسسه کارنگی میزبان گفتگویی میان رامین جهانبگلو استاد دانشگاه و نظریهپرداز سیاسی ایرانی و روبرتو توسکانی سفیر سابق ایتالیا در تهران بود. جهانبگلو و توسکانی معتقدند که برغم تمایل رژیم ایران به سرکوب خشونتآمیز معترضان، عدم خشونت بهترین گزینه راهبردی برای مخالفان است. متنی که در ادامه مشاهده میکنید؛ ترجمه خلاصهای از برجستهترین نکات مطرح شده در این میزگرد است.

خشونت دموکراسی نمیآورد: جهانبگلو میگوید انقلاب خشن مجال آن نوع از آشتی و گفتوگویی را که برای ساختن یک دموکراسی لازم است نمیدهد. میانهروها با پذیرفتن خشونت رژیم تازه پس از انقلاب در ماجرای اعدام مخالفان اشتباه کردند چون این کار زمینه را برای استفادهی رژیم از سرکوب در آینده فراهم کرد. توسکانو افزود که معترض بودن از انقلابی بودن بهتر است. معترضان همیشه اتوریته را زیر سؤال میبرند در حالی که انقلابیون آخر کار ناگزیر به دفاع از وضعِ موجودِ تازه میشوند.
خشونت جواب نمیدهد: توسکانو میگوید جنبشهای عدم خشونت به طور تاریخی کارنامهی موفقتری نسبت به جنبشهای خشن دارند. به گفتهی جهانبگلو، در ایران، تنشهای خشن میتواند به سود رژیم تمام شده و مایهی تقویت آن شود. رژیم سلاحهای بیشتری دارد و در استفاده از خشونت از مخالفان که قویترین مزیتشان سرمایهی اخلاقی است بهتر عمل میکند.
پیشرفت مخالفان در ایران
اکنون که بسیاری از رهبران مخالفان در زندان یا تبعید هستند و تظاهرات خیابانی به خاطر حضور سنگین نیروهای امنیتی کنار گذاشته شده است، چشمانداز جنبش دموکراسیخواهانهی ایران ممکن است تیره به نظر آید. اما به گفتهی جهانبگلو و توسکانو، دلایل مهمی برای امیدواری وجود دارد.
رهبران ایران ترسیدهاند: جهانبگلو میگوید که اگر جنبش سبز به شدت باعث تهدید رژیم نشده بود، آنها به این شدت به سرکوب مخالفان سبز نمیپرداختند.
رژیم مشروعیتاش را از دست داده است: جهانبگلو میگوید که رژیم با سرکوب تظاهرات مسالمتجویانه پیشتر از این به مشروعیت خود در میان مردم ایران صدمه زده است.
پایگاه اجتماعی دموکراسی تثبیت شده است: جهانبگلو در توضیح میگوید که جنبش سبز در سال ۸۸ متولد نشده است. روشنفکران، دانشجویان، جنبشهای حقوق زنان که پس از پایان جنگ ایران و عراق شکل گرفتند، در طی دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی یک جامعهی مدنی قوی را ساختند. توسکانو میگوید که وقتی که در ایران تغییری رخ میدهد به این دلیل است که فرهنگ سیاسی چنان تغییر کرده است که رژیم دیگر نمیتواند به قدرت بچسبد. فرهنگ سیاسی جدید پایدارتر خواهد بود.
چالشهای پیش روی مخالفان
مخالفان به رغم این پیشرفت راهی دشوار در برابر خود دارد و باید بر چند مانع کلیدی غلبه کند:
رهبری: مخالفان یک رهبر مشخص و روشن ندارند که هم مایهی قوت است و هم مایهی ضعف. از یک سو، این جنبش را به این دلیل نمیتوان به آسانی از پا در آورد و فلح کرد و با تمام دستگیریهای گستردهی رهبراناش این جنبش هنوز پا بر جاست. توسکانو میگوید که با تمام اینها این جنبش فاقد هماهنگی و یک راهبرد سیاسی روشن و مهارتهای لازم برای پیش بردن راهپیماییهاست.
عامل اجتماعی-اقتصادی: جنبش سبز به صورت پدیدهای عمدتاً متعلق به طبقهی متوسط ظاهر شد که برای اعادهی حقوق سیاسی از دست رفتهی خود در انتخاباتی دستکاری شده تظاهرات کرد. اما، به گفتهی توسکانو، جنبش سبز برای ایجاد پایگاهی پایدارتر باید با نفوذ پوپولیستی محمود احمدینژاد مقابله کند و طبقات فرودست را متقاعد کند که نوع تازهای از رژیم پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را به ارمغان خواهد آورد. جهانبگلو افزود که مخالفان باید اتحادیههای صنفی و کارگر و بازار را به خود جلب کند.
جلب بازیگران کلیدی رژیم: ایران با کشورهایی چون مصر و تونس فرق دارد چون نیروهای نظامیاش پیوند و ارتباط تنگاتنگ ایدئولوژیکی با رژیم فعلی دارد و این قابلیت را در خود نمیبیند که بتواند در یک نظام سیاسی تازه خود را بازآفرینی کند. جهانبگلو میگوید که معترضان هنوز خیلی باید کار کنند تا بسیجیها و سپاهیهای بیشتری را جذب خود کنند چون بعضی از آنها ممکن است از تغییر استقبال کنند. روحانیت یک نهاد قوی دیگر در ایران است که همیشه بر سر آمیزش دین و حاکمیت سیاسی در ایران دچار شقاق بوده است و بسیاری از رهبران دینی از تغییر استقبال میکنند. توسکانو میافزاید که آنها را باید متقاعد کرد که در هر رژیم تازهای آنها هنوز آیندهای خواهند داشت.
نقش جامعهی بینالمللی
شرکتکنندگان متفقاند که بخش بزرگی از قوت مخالفان ایرانی در ماهیت بومیشان است و فعالان خارجی باید تنها نقشی محدود ایفا کنند. اما جامعهی بینالمللی میتواند چند کار بکند:
در حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در خارج همساز و صادق باشد: رژیم ایران پیوسته ریاکاری آمریکا و اروپا را در محکوم کردن نقض حقوق بشر در داخل ایران و حمایت از رژیمهای دیکتاتوری در جاهای دیگر گوشزد کرده است. توسکانو میگوید این وضعیت باعث صدمه خوردن به اعتبار غرب در نقد از کارنامهی ایران میشود.
رساندن کمک غیر مستقیم: جهانبگلو میگوید کمک مالی مستقیم خارجی میتواند اعتبار گروههای داخلی را خدشهدار کند اما برنامههای آموزشی و به اشتراک گذاشتن تجربیان مخالفات سایر کشورها میتواند مفید باشد.
هدف قرار دادن ناقضان حقوق بشر: آمریکا پیشتر از این شروع به تحریم مقامات ایرانی متهم به نقض حقوق بشر کرده است. به گفتهی توسکانو این گام مثبتی است چون نشان میدهد که آمریکا به چیزهای دیگری جز مسایل هستهای هم علاقه نشان میدهد.
به ایران حمله نکنید: جهانبگلو هشدار میدهد که دخالت نظامی در ایران باعث نابودی جنبش سبز میشود چون حمله به ایران باعث اتحاد کشور حول رژیم خواهد شد.
مرتبط:
ـ عدم خشونت؛ هم استراتژی، هم تاکتیک؟ ـ گفتگو با رامین جهانبگلو ـ یک
ـ عدم خشونت؛ هم استراتژی، هم تاکتیک؟ ـ گفتگو با محمد مالجو ـ دو
ـ عدم خشونت، هم استراتژی هم تاکتیک؟ گفتگو با کورش عرفانی ـ سه
ـ عدم خشونت؛ هم استراتژی، هم تاکتیک؟ گفتگو با آرش نراقی ـ چهار
Iranian opposition groups report that Tehran's prosecutor has cut off visitation rights for political prisoners specified in a list by interrogators at the intelligence ministry.
Kaleme website reports the ministry provided a list of political prisoners in Evin and Rejaishahr Prisons. Some prisoners have reportedly been completely denied any visiting rights, while others are being allowed one visit every few months.
The Islamic Republic government arrested thousands of people after the controversial re-election of Mahmoud Ahmadinejad triggered mass demonstrations, with the opposition claiming the vote was rigged. Many of these prisoners were accused of "activities against national security and propaganda against the regime" and have received harsh sentences.
Most of these prisoners were also denied the leave customarily granted to prisoners during Norooz, the start of the Iranian New Year.
Iranian judiciary officials deny having any political detainees and refer to these inmates as "security prisoners."
Tehran's prosecutor has previously said prison furloughs are only for those who have moved toward "repentance and the reform of their ways."
رئیس سازمان فضایی ایران می گوید این کشور درحال فشار بر ایتالیا برای تحویل گرفتن ماهواره “مصباح یک” است که در سال 2005 توسط یک شرکت ایتالیایی ساخته شد.
به گزارش بیبیسی، حمید فاضلی گفت: “درحال حاضر ماهواره برهای موجود توان این را دارد که ماهواره مصباح یک را به فضا پرتاب کنند اما متاسفانه به بهانه های مختلف از جمله تحریم ها و قطعنامه ها این ماهواره در اختیار ایران نیست و کشور ایتالیا هم به همین بهانه مصباح را به ما برنمی گرداند.”
او گفت که ایران رایزنی هایی را جهت پس گرفتن ماهواره آغاز کرده است.
به گفته او قرار بود این ماهواره در مهر ماه سال 1384 با موشک روسی “کوزموس-3 ام” به فضا پرتاب شود “با این حال با خلاف وعده ها و کارشکنی قدرت های فضایی دیگر این ماهواره پس از شش سال هنوز در انتظار پرتاب است.”
“مصباح یک” یک ماهواره مخابراتی به وزن 75 کیلوگرم و ابعاد 50 در 50 در 70 سانتیمتر مکعب توصیف می شود.
خبرگزاری فرانسه به نقل از چند وبسایت تخصصی می نویسد که ایتالیا پروانه صادرات مواد مورد استفاده در چنین پروژه هایی را لغو کرده است زیرا اکنون مشمول تحریم های بین المللی علیه ایران در ارتباط با برنامه های اتمی این کشور است.
ایران بعدا ساخت مصباح 2 را در داخل کشور آغاز کرد که مقام های ایرانی امیدوارند در سال جاری میلادی پرتاب شود.
ایران که برنامه های فضایی اش را در سال های اخیر در اولویت قرار داده است قصد خود برای پرتاب چند ماهواره ارتباطی یا نظارتی در ماه مارس 2012 را اعلام کرده است.
این کشور در سال 2009 اولین ماهواره ساخت داخل به نام “امید” را با موشک سفیر 2 پرتاب کرد که با واکنش غرب روبرو شد.
از آنجا که فناوری به کار گرفته شده در موشک های فضایی مشابه موشک های دوربرد نظامی است، برنامه فضایی ایران باعث نگرانی هایی در غرب شده است.
ایران هرگونه اتهام در مورد نظامی بودن برنامه اتمی اش را رد می کند.
انتشار گسترده لوح فشردهای که در آن آیتالله خامنهای، محمود احمدینژاد و سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان به عنوان زمینهسازان اصلی ظهور امام زمان معرفی شدهاند، اعتراض شدید نمایندگان مجلس را برانگیخته است.
به گزارش دویچهوله، در فیلم کوتاهی که اخیرا به صورت گسترده روی سی دی (لوح فشرده) انتشار یافته است، آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی به سید خراسانی، محمود احمدینژاد رئیسجمهور به شعیب صالح و حسننصرالله رهبر حزبالله لبنان به سید یمانی تشبیه شدهاند.
دو مجری زن و مرد این فیلم، با استفاده از کتابها و حدیث و روایت، مشخصات آیتالله خامنهای را با مشخصات سید خراسانی مقایسه میکنند و در نهایت نتیجه میگیرند که رهبر جمهوری اسلامی برای فراهم ساختن زمینه ظهور امام زمان برخاسته است. در این راه، فردی به نام سید یمانی و فرد دیگری به عنوان شعیب صالح، در خدمت سید خراسانی هستند که مشخصات ظاهری و رفتارهای آنان بهترتیب با سید حسن نصرالله و محمود احمدینژاد انطباق داده شده است.
انتشار گسترده این لوح فشرده، که “ظهور بسیار نزدیک است” نام دارد، اعتراضهای شدید برخی از نمایندگان مجلس و روحانیون را علیه دولت احمدینژاد برانگیخته است. این اعتراضها، به ویژه از آنجهت تشدید شده که اسفندیار رحیم مشایی رئیسدفتر احمدینژاد نیز به تازگی “مدیریت ظهور امام زمان” را وظیفه دولت دانسته است.
احمدینژاد و رئیس دفتر او از مدتها پیش متهم هستند که میکوشند وانمود کنند با امام زمان رابطه مستقیم دارند. در آغاز ریاستجمهوری احمدی نژاد، برخی از مسئولان دولتی اعلام کرده بودند که او هنگام نماز خواندن در ساختمان ریاستجمهوری، جانمازی برای امام زمان پهن میکند و پشت آن نماز میخواند. برخی دیگر از نزدیکان وی نیز گفته بودند که او هنگام صرف غذا نیز، بشقابی پر از غذا برای امام زمان روی میز میگذارد. احمدینژاد بعدا در برابر پرسش خبرنگاران این ادعاها را رد کرد.
تلاشها برای جاانداختن این ادعا که ظهور امام زمان نزدیک است، تا آنجا پیش رفت که اسفندماه امسال حتی امام جماعت اهل تسنن زاهدان نیز، در سخنانی غیر منتظرهای که از او نقل شد، گفت که حتی اهل سنت هم به امام زمان اعتقاد دارند و ظهور وی نزدیک است. در حالی که اهل سنت، به امامت اعتقاد ندارند و در نتیجه عملا نمیتوانند وجود امام زمان را تایید کنند.
اظهارات مولوی عبدالرحمان ملازهی امام جمعه اهل سنت زاهدان، ۱۶ اسفند سال گذشته از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد که به دولت و سپاه پاسداران نزدیک است.
روز دوشنبه (۱۵ فروردین) خبرآنلاین گزارش داد که سید جلال یحییزاده نماینده تفت و میبد، در تذکری به وزیران کشور و ارشاد، خواستار برخورد قانونی با کسانی شده است که لوح فشرده “ظهور نزدیک است” را به صورت گسترده پخش کردهاند. این نماینده مجلس، پخش چنین فیلمی را “مشکوک و موهن” دانست.
همزمان، مصطفی ذوالقدر نماینده آبادان نیز، از دولت و به ویژه اسفندیار رحیم مشایی خواست که به جای دخالت در کار مراجع، مشکل آب و تورم را حل کند تا کشاورزان دست از کار خودشان نکشند. گزارشهائی حکایت از آن دارد که از یکسو به دلیل کمآبی و از سوی دیگر به دلیل افزایش سرسام آور هزینه برق موتور پمپهای چاههای عمیق و نیمه عمیق، کار آبرسانی به مزارع با اختلال روبرو شده و بسیاری از کشاورزان ایران دست از کار کشیدهاند.
رضا اکرمی نماینده روحانی تهران نیز، در مصاحبهای با خبرآنلاین سخنان رحیم مشایی را در مورد مدیریت ظهور امام زمان مورد انتقاد قرار داد. وی گفت:«در احادیث آمده که تعیین زمان برای ظهور امام زمان کذب است. حتی پیامبر هم گفته که فقط خدا میداند امام زمان چه زمانی ظهور میکند.»
اکرمی، رحیم مشایی را به طلبهای تشبیه کرده که برای خودش منبر میگذارد و هیچکس به حرفهای او گوش نمیکند. وی گفتهاست:«دولت به جای اظهار نظر در این مسائل باید قانون برنامه چهارم و سند چشمانداز ۲۰ ساله را اجرا کند.»
محمود احمدینژاد تاکنون بارها تاکید کرده که برنامههای اجرائی زمان بندی شده متعلق به سیستمهای سرمایهداری است و تناسبی با آنچه او “جامعه ولائی ایران” میخواند ندارد.
دولت دهم، باید در سال ۱۳۸۸ پایان برنامه توسعه چهارم را اعلام و اجرای برنامه پنج ساله پنجم را آغاز میکرد. اما هنوز حتی به اهداف برنامه چهارم نیز نرسیده است.
علی شکوریراد، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در وبلاگ شخصی خود از ضرب و شتم و بازداشت موقت داماد میرحسین موسوی در مراسم تشیع جنازه پدر آقای موسوی خبر داده و افزوده است که تعدادی دیگر از اقوام خانواده موسوی نیز در آن روز بازداشت شدهاند.
به گزارش رادیو فردا، در این نوشته آقای شکوری راد توضیح داده است که روز تشییع جنازه میر اسماعیل موسوی، پدر آقای موسوی، «چند نفر از مأموران امنیتی که لباس شخصی بر تن داشتند» جواد سلیمی، داماد آقای موسوی را که قصد دفاع از زنی را داشت که از سوی لباس شخصیها بازداشت شده بود، مورد ضرب و شتم قرار داده و دستگیر کردهاند.
آقای شکوری راد که به نوشته وب سایت« کلمه»، خود نیز در مراسم تشییع جنازه پدر آقای موسوی حضور داشته، نوشته است که مأموران لباس شخصی آقای سلیمی را «زیر ضربات مشت و لگد گرفتند».
وبسایت کلمه، پیشتر گزارش کرده بود که مأموران امنیتی از برگزاری مراسم تشییع جنازه پدر میرحسین موسوی در تاریخ ۱۱ فروردین جلوگیری کرده و دستکم هفت تن از حاضران را بازداشت کرده بودند.
«کلمه» همچنین به نقل از «شاهدان» نوشته بود که مأموران در این مراسم دختر جوانی را کشان کشان با خود میبردند و اعتراض و تلاش مردم هم نتیجهای در بر نداشت.
علی شکوری راد که به گفته خودش از ۱۵ سال پیش با آقای سلیمی که «استاد دانشگاه» و «دانشآموخته طب» است در بیمارستان همکار است، در وبلاگ خود نوشته که دلیل ضرب و شتم آقای سلیمی اعتراض وی به مردی بود که زنی را که فریاد یاحسین سر داده بود «کشان کشان میبرد و گاهی ضربهای نیز بر او وارد میکرد».
وی افزوده است که مأموران امنیتی علاوه بر آقای سلیمی، چند تن دیگر از «نوادهها» و همچنین «داماد» میر اسماعیل موسوی را نیز که «برای وساطت» به میان آمده بودند، «بازداشت کرده و با خود بردند».
این عضو ارشد جبهه مشارکت نوشته است که روز ۱۴ فروردین جواد سلیمی را در بیمارستان محل کارشان دیده است و آقای سلیمی به وی شرح داده که پس از بازداشت مورد بازجویی قرار گرفته است.
به گزارش کلمه سه برادر جواد سلیمی در دوران جنگ ایران و عراق کشته شده اند که دو تن از انها از «فرماندهان» دوران جنگ بوده اند.
پدر میرحسین موسوی، دهم فروردین، در منزل خود در تهران و در حالی که بیش از ۴۵ روز از حصر و بازداشت خانگی آقای موسوی و زهرا رهنورد میگذشت، به دلیل کهولت سن از دنیا رفت و آنگونه که برادرزاده آقای موسوی در صفحه فیسبوک خود نوشته، همان روز آقای موسوی مدتی کوتاه و در حضور مأموران بر سر پیکر پدرش حاضر شده است.
پس از درگذشت پدر میرحسین موسوی، مجمع روحانیون مبارز، شورای فعالان ملی-مذهبی، محمد خاتمی، اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن خمینی، آیتالله محمد علی دستغیب و احمد منتظری در پیامهایی جداگانه به آقای موسوی تسلیت گفتند.
همچنین به دنبال ناتمام ماندن مراسم تشییع جنازه و جلوگیری «مأموران امنیتی» از برگزاری مراسم ختم پدر آقای موسوی، سازمان مجاهدین انقلاب با صدور بیانیهای این اقدام را محکوم کرده و آن را نشان از «ترس و وحشت حاکمان» کنونی از هر گونه تجمعی دانست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر