-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 04/19/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



درحالیکه سرامدان عربستان با سرآسیمگی نگاه به خارج دارند، در داخلِ کشور شکاف بین ایدئولوژی محافظه کارانۀ حکومت و واقعیت امروزین هرچه بیشتر فزونی می گیرد. این امر به ناخشنودی دامن می زند، آنهم در سراسر اجتماع. از این رو حکومت سعودی این روزها خود را در وضعیت چندان مناسبی نمی بیند. در غرب با مبارک یک متحد مهم را از دست داده است.

در شمال، سوریه و اردن گرفتار موج اعتراضی هستند که هیچ نشانی از فرونشینی بروز نمی دهد. در مرز جنوبی قیام های یمن و عمان در جریانند. حکومت حتی به بحرین نیرو فرستاده تا نفوذ بر امیر نشین کوچک را از دست ندهد و مانع شود جرقه های انقلابی بیشتری بر استان های شرقی عربستان سرایت کند. زیرا در آنجا بزرگ ترین ذخایر نفت کشور قرار دارد و بیشتر شیعیان نیز آنجا زندگی می کنند.

ناپدید شده

نگرانی از سرایت نا آرامی ها به عربستان سعودی دیگر چندان خالی از وجه نیست. کوتاه زمانی بعد از سرنگونی دیکتاتور تونس، مرد ۶۵ سالۀ ناشناسی در استان جیزان در مرز یمن بعد از اینکه خود را آتش زد جان باخت. درخواست اصلاحات سیاسی و انتخاب شورای مشورتی سلطنتی و آزادی زندانیان سیاسی و حقوق بیشتر برای زنان طرفدار بیشتری پیدا می کند. وقتی ۱۱ مارس به عنوان «روز خشم» اعلام شد ۲۶ هزار نفر به این فراخوان پاسخ مثبت دادند.

دولت ریاض گونه ای واکنش نشان داد که انسان از کشوری انتظار دارد که در رده بندی دمکراسیِ واحد اطلاعات اقتصادی به عنوان غیردمکراتیک ترین در منطقه می آید. هرکس در تظاهرات شرکت داشت با گاز اشک آور و گلوله هدف قرار گرفت، یکی از سازماندهندگانِ ۱۱ مارس، فیصل عبدالاحد کشته شد. صدها نفر به هشت هزار زندانی سیاسی موجود اضافه شد، از جمله بنیان گذار انجمن سعودی حقوق سیاسی و بشر محمد صالح بیادی. خیلی از سعودی ها آزادی خود را از دست دادند زیرا فقط در وزارت کشور دربارۀ خویشان بازداشتی خود سؤال کرده بودند. از جمله مبارک بن زهیر، وکیلی که پدر و برادرش از مدتها پیش بدون تفهیم اتهام در بازداشت به سر می برند، یا جهاد خدر که از برادرش تَمیر – یک فعال حقوق بشر – خبری نیست. ویدئویی در اینترنت که در آن از سرنوشت این بازداشت شدگان صحبت می شود چهار روز بعد از انتشار ۷۲ هزار بار مشاهده شد.

زنده در جلوی دوربین

گرچه درخواستِ تغییر به سال ۱۹۹۲ می رسد – سالی که که دانشمندان در خواستی به پادشاه تقدیم کردند – انقلاب های تونس و مصر خوراک تازه ای داده اند. در اقدامی بی سابقه گروهی از روشنفکران ممنوعیت رسمی سازمان های سیاسی را نادیده گرفتند و موجودیت اولین حزب را در پادشاهی سعودی اعلام کردند، این امر به بازداشت هر ده بنیانگذار منجر شد. حتی در این فاصله افرادی از خانوادۀ سلطنتی خواستار اصلاحات شده اند: در فروم اقتصاد جده در میانۀ مارس شاهزاده ترکی الفیصل خواستار انتخاب اعضای مجلس – شورا – شد به جایی که چون گذشته آنها را منصوب کنند.

آنچه سالها پشت درهای بسته فقط نجوا می شد اکنون در فروم های اینترنت مورد بحث قرار می گیرد، حتی زنده در مقابل دوربین. برای نمونه خالد الجوهانی این کار را در برابر گروهی از بی بی سی انجام داد – کوتاه زمانی بعد از آن ناپدید شد. و گرچه حکومت می کوشد مذهب ها را به جان هم بیندازد و ایران را خطر اعلام کند تا اعتراض ها را فاقد مبنای قانونی جلوه دهد، ناخشنودی در بین تمام قشرهای اجتماعی در عربستان گسترش می یابد. مردم از سرکوب سیاسی خسته شده اند و نیز از رشد ضعیف اقتصادی که به فساد و سوء مدیریت و خرج میلیاردها برای اسلحه بر می گردد. فقط کافی است به جدۀ تخریب شده بعد از سیل های سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱ نگاه شود تا معلوم شود فقط اقلیت شیعه نیست که مورد تبعیض قرار می گیرد.

چالش های سیاسی و اجتماعی که حکومت در برابر آنها قرار دارد پیامد امروزین شدن جامعۀ سعودی است – شهرنشینی و آموزش قشرهای وسیع تری از مردم و بازگشت دانش آموختگان تحصیل کرده در خارج و گسترش وسایل ارتباطاتی که باعث می شود در عربستان بیشترین استفاده کنندگان از اینترنت وجود داشته باشد (با ۴۰ درصد جمعیت دو برابر مصر.)

دست باز روحانیون

سرمایۀ هنگفت نفتی، کشور را ظرف چند دهه از وجودِ صحراییِ صرف به سوی جامعۀ مصرفی سوق داده است. اما چون این تحول ما به ازایی در لایۀ فرهنگی ندارد شکافی بین واقعیت اجتماعی از یک سو و ایدئولوژی محافظه کار مورد حمایت حکومت از سوی دیگر وجود دارد.

این امر با پیوند نزدیک خانوادۀ حاکم و روحانیت وهابی با تفسیر تنگ حنبلیش از اسلام ممکن می شود. این نکته بدان معنا نیست که شورای مذهبی و پلیس اش در عربستان سعودی به تنهایی تصمیم می گیرند. اینان تنها مستخدمان دولتند که تصمیم های پادشاه و خانوادۀ او را توجیه مذهبی می کنند. نقش آنها این است که فتواهای لازم را برای پادشاه صادر کنند. از جمله این مورد بود که شورا «خواهش کمک از کافران» را تأیید کرد، این اتفاق زمانی افتاد که در سال های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ نیروهای آمریکایی فراخوانده شدند تا عراق صدام حسین را سرجای خود بنشانند.

برای پاداش تفسیر سفارشی از اسلام به دست روحانیون به آنها دست باز می دهند. در بحث مربوط به نظارت بر رفتارهای شخصی برای روحانیون اختیار نامحدود وجود دارد. هیچ کس برای این پیمان بین حاکمان و روحانیت بهایی بیشتر از زنان پرداخت نکرده است. روحانیون در حالیکه در مقابل خودکامگی سیاسی پادشاه و سرامدان او و فساد و اجرای فرمان های آمریکا هر دو چشم را می بندد در مقابل زنان قدرت نمایی می کنند. هر دقیقه از زندگی زنان زیر نگاه بیدار روحانیون و در معرض مقررات سخت قرار دارد: اجازۀ رانندگی ندارند، نمی توانند به هیچ روی قرارداد ببندند، انتخاب کنند – حتی کمک پزشکی دریافت کنند بدون اینکه سرپرست آنها اجازه دهد.

۱۲۹ میلیارد افسانه ای

حالا که عربستان سعودی خود را در معرض توفان انقلاب می بیند تمامی وسایل مذهبی و مالی را بسیج می کنند تا وضع موجود حفظ شود. علاوه بر فتواهای دقیق که مخالفت را به عنوان فتنه و تظاهرات را به عنوان «قیام علیه حاکمان» محکوم می کند حکومت می کوشد وفاداری و تأیید زیردستان را با رشوه به دست آورد. وقتی پادشاه سعودی بعد از سه ماه اقامت در آمریکا و معالجۀ پزشکی در آنجا بازگشت اعلام کرد می خواهد به مردم– واقعاٌ – ۱۲۹ میلیارد دلار هدیه بدهد. این مبلغ بیش از نیمی از درآمد سالانۀ نفتی است. این هدیه ها شامل افزایش ۱۵ درصدی حقوق کارمندان دولت و عفو زندانیان مالی و کمک مالی برای بیکاران و نیز وعده نیم میلیون آپارتمان ارزان قیمت است. صرفنظر از افزایش بودجۀ پلیس مذهبی.

* از: هولگِرهوت / در: دِرفرایتاگ


 


تازگی ماجرای یک زن جوان ایرانی را شنیدم. پاسدار انقلاب شهرش سراغش می رود و این پیام را به او می دهد: «دختر، باید به این فکر باشی که در کشور دیگری به زندگیت ادامه دهی. اینجا فقط مال ماست، و ما می خواهیم که فقط بچه های ما در این کشور به جایی برسند. برای شماها جایی نیست – خوب، اگر می توانی برو یک جای دیگر. زیرا دفعۀ بعد دیگر اینقدر خوب برخورد نخواهیم کرد.»

وقتی عملیات نظامی در لیبی شروع شد باید به این ماجرای تکان دهنده فکر می کردم. اینکه چنین عملیاتی اجتناب ناپذیر بود و با این وجود بیش از حد دیر انجام شد برای اوضاع ایران به این معناست: برای حمایت از تغییر بدون خونریزی در ایران باید جنبید که دیر می شود.

تشابهات را می توان دید: هر دو نظام های خودکامه اند که به ارتش های خود بی اعتمادند و واحدهای شبه نظامی ایجاد کرده اند. در هر دو کشور حکومت ها قدرت خود را بر گاردهای انقلاب بنا کرده اند. نهایت سبوعیت و میزان نقض حقوق بشر در این دو کشور، دیکتاتورهای سابق مصر و تونس را چون پسر بچگانی جلوه می دهد که در گروه همسرایان کلیسا آواز می خوانند.

ابعاد کار در ایران حتی بزرگ تراست زیرا نیروهای سپاه سهم عمده ای هم در پیش برد برنامۀ اتمی دارند. اگر با دقت بیشتر به نام کامل سپاه دقت کنیم متوجۀ خطر آن برای جهان می شویم: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.» از ایران صحبتی نیست. موضوع سر دفاع خشونت بار از قدرت در داخل و خاورمیانه و بسیار فراتر از آن است.

نباید دیگر تعجب کرد که چرا حاکمان عربِ منطقه با نگرانی زیاد فعالیت های سپاه را زیر نظر دارند. برای پاسداران هر وسیله ای مباح است تا منطقه را بی ثبات کنند و از آشوب بهره برند. از این رو نظرهایی مانند این که افغانستان و عراق را فقط می توان با همکاری حاکمان ایران به ثبات رساند داستان سرایی است.

جامعۀ بین المللی چه باید کند؟ از تابستان گذشته و با آغاز دورجدید از مجازات علیه ایران که حتی با توجه به قواره های سازمان ملل هم شدید است و تحریم های برخاسته از آن به دست آمریکا و اروپا، غرب از سیاست مماشات خود دست برداشت – سرانجام. اما هنوز آن راهبرد یکپارچه وجود ندارد که ارادۀ ایرانی ها را برای رسیدن به آزادی به رسمیت شناسد و از اشتباهاتی که در لیبی انجام شد در مورد ایران پرهیز کند.

خوشبختانه پرسش اساسی در ایران دیگر این نیست که آیا حکومت فرو می پاشد یا چه زمانی بلکه تنها چگونه. و این چگونگی را جنبش آزادی خواهی ایران از قبل مشخص کرده است: بدون خشونت. مردم مقاومت خود را بدون خشونت آغاز کرده اند و می خواهند بدون خشونت به نتیجه برسانند. وقتی گروه ۱۳۰ هزار نفری از شبه نظامیان ملت بیش از هفتاد میلیونی را گروگان می گیرد معلوم است که باید این شبه نظامیان را بسیار شدیدتر از آنچه هست مجازات کرد تا به جنبش آزدی خواهی کمک شده باشد. بویژه که این موضوع خواست و مطالبۀ ایرانی های آزدایخواه نیز هست.

در تهران تابلویی وجود دارد که دو جهت را نشان می دهد. یک طرف به خیابان «جمهوری اسلامی» می رود و طرف دیگر راه را به «خیابان آزادی» نشان می دهد. ایران بر سر دو راهی قرار گرفته است – یا آیندۀ کشور برای اولین بار واقعاٌ دمکراتیک می شود یا روزهای بدتری از آنچه شاهدش هستیم خواهد آمد. ملت ایران با اعتقاد برای خیابان آزادی تصمیم گرفته است و با استواری این راه را می رود.

درعین حال دست خود را به سوی پاسداران انقلاب دراز کرده است تا آنها را دوباره به جامعه برگرداند. آشتی به موازات انقلاب آغاز شده است – با توجه با نقض سنگین حقوق بشر این آشتی جویی بزرگواری واقعی را نشان می دهد. جامعۀ جهانی تا کی می خواهد این بزرگواری را نادیده بگیرد؟

* از: صبا فرزان / در: دی تاگس تسایتونگ


 


در حالی که رئیس جمهور سوریه برخی از قربانیان خشونت های دولتی علیه قربانیان این کشور را شهید نامید، سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه ایران حوادث سوریه را توطئه ای غربی توصیف کرد!

رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در کنفرانس خبری خود اعتراض ها در سوریه در چارچوب توطئه غرب برای متزلزل کردن حکومتی توصیف کرد که از «مقاومت» در خاورمیانه حمایت می کند و گفت: «این حرکت شیطنت آمیز توسط غرب و آمریکا و صهیونیست ها صورت گرفته است و می خواهند از جریانات مقاومت انتقام بگیرند.»

از همه جالب تر این است که این سخنگوی ایرانی گفته است: «مسئله انحرافی توسط غرب و آمریکا دنبال می شود و سعی می کنند حرکت های مصنوعی ایجاد کنند معتقدیم به نظرات اقلیت ها نیز باید توجه کرد اما اگر قرار باشد با فشار سیاسی و بزرگ نمایی رسانه ای نظر یک اقلیت کوچک به جامعه تحمیل شود این دموکراسی نیست بلکه تحمیل اراده اقلیت به اکثریت عین دیکتاتوری است.»

مسئول ایرانی می گوید که خواست های سوری ها چیزی جز مزدوری بیگانگان نیست. همه می دانند که خواست های سوری ها در کشوری که قدیمی ترین قانون سرکوبگرانه وضعیت فوق العاده را دارد و در آن آزادی ها معدوم هستند خواسته هایی حقیقی است. خود رئیس جمهور سوریه همچنان وعده اصلاحات می دهد. پس چرا سخن گفتن از اصلاحات همواره یک سخن مزدوران به شمار می رود؟ چرا دولت تصمیم گرفت دستمزدها را افزایش دهد؟ چرا رئیس جمهور کشته شدگان را شهید توصیف می کند؟ این ماجرا در یک کشور سکولار که در آن تظاهر کنندگان مزدور هستند نکته جالب توجهی است.

مساله دیگر این است که ایران می گوید آن هایی که در سوریه تظاهرات می کنند گروهی اندک هستند. آیا معقوب است تظاهراتی که دست کم در هفت شهر سوریه به مدت سه هفته ادامه داشته باشد، شمار کشته هایش به دویست نفر یا بیشتر برسد، تظاهرات به مساجد و دانشگاه دمشق برسد، تظاهر کنندگان گروه کوچکی باشند؟ اقلیت باشند؟ با وجود این که سنی ها اکثریت مطلق هستند اما مساله مذهبی نیست. بلکه تظاهراتی شاهد هستیم که در آن تمام اجزای جامعه سوریه حضور دارند. از روستاها و به طور مشخص روستاهای درعا که متحد اصلی قدرت در سوریه است آغاز شد.

اما سخنان سخنگوی رسمی ایرانی درباره مقاومت هم خنده آور است هم گریه آور. به نظر می رسد که تهران و همپیمانانش هنوز متوجه نشده اند که شهروندان کشورهای عرب از این شعارهای تقلبی و دروغ ها سیر شده اند. تمام خواسته ها در سراسر جهان عرب امروز خواسته هایی ملی است. ایرانی ها از کدام مقاومت سخن می گویند؟ از سه دهه پیش سوریه در جنگ مقاومت یک کبوتر نکشته است. به هیچ کدام از تجاوزهای اسرائیل به خاک خود پاسخ نگفته است و همواره بدون پاسخگویی حق پاسخگویی را برای خود محفوظ دانسته است. این هم نتیجه سلاح حزب الله در لبنان که به سوی لبنانی ها به ویژه سنی ها در بیروت و برای ترساندن دیگر گروه ها نشانه رفته است. اکنون دیگر نصر الله نخست وزیر سنی مذهب در لبنان را انتخاب می کند! حتی حماس تظاهر کنندگان علیه حکومت خود در غزه را قلع و قمع می کند. رسانه های عربی به دلیل مشغول شدن در آن چه که در دیگر کشورهای عربی رخ می دهد از این صحنه ها غافل شده است. اما از خود ایران پشتیبانی از مقاومت سراغ نداریم. هیچ گلوله ای از هیچ خون عربی از ایران شلیک نشده است. همه به یاد داریم که خامنه ای ایرانی ها را از رفتن به عزه در جنگ اخیر بازداشت!

پس حق داریم که بگویم: اگر حیا نداری پس یک مسول حکومتی در ایران باش!

* از: طارق الحميد / در: اشرق الاوسط


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته