-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

Latest Posts from Iran Dar Jahan for 04/10/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سه ماه است که اعتراض های مردمی و سرنگونی رهبران و سرکوب خونین کشورهای عربی را تکان می دهد و کسی نمی داند جنبشی که عرب ها را در برگرفته به کجا راه می برد.

در حالیکه تونسی ها و مصری ها حکومت های چند ده سالۀ خود را ظرف چند هفته جارو کردند خیزش های مردمی در لیبی و یمن به آشوب و جنگ داخلی منجر شده اند. بیداری سیاسی در اردن و سوریه و بحرین شکاف هایی را در جامعه هویدا کرده که توان بالقوه ای برای خشونت در خود دارند.

تحقیر نظام مند

برعکس، حاکمان کشورهای کوچک خلیج فارس و عربستان سعودی تاکنون توانسته اند به ضرب گشاده دستی های مالی تا حد زیادی جلوی قیام زیردستان خود را بگیرند. مراکش و الجزایر و عمان همین کار را می کنند با این تفاوت که به شهروندان خود علاوه بر بذل و بخشش مالی آزادی های سیاسی هم می دهند. حتی آنجا که فردی به تنهایی حکومت نمی کند مردمان علیه «نظامی» اعتراض می کنند که زندگی و آزادی آنها را محدود می کند، چه فرقه گرایی در لبنان و چه فساد در عراق و یا دوپارگی و اشغال در فلسطین.

کارشناسان و روزنامه نگاران علت هایی را برشمرده اند که جوانان عرب را به قیام کشیده اند: قیومیت سیاسی؛ فقر و گرانی و بیکاری؛ فساد و تبارگُماری (برابرنهاد برای نِپوتیسم از محمد رضا باطنی - م)؛ سرکوبی و خبرچینی و خود سری سازمان های امنیتی. این زشتی ها و کاستی ها به تحقیر نظام مند و هر روزۀ شهروندان منجر می شوند، برای نمونه در آن کارمندی که تنها با گرفتن رشوه وظیفۀ خود را انجام می دهد، پلیسی که در بازجویی شکنجه می کند یا سیاستمداری که پول روی پول می گذارد و چشمانش را به روی فقر مردمان می بندد. انقلابیون عرب در مقابل، شعار «کرامت» را مطرح می کنند. این مفهوم همۀ آنچه را در برمی گیرد که از دست رفته و باید به دست آید.

انقلابیون جوان و آدابدان راه به دست آوردن دوبارۀ «کرامت» را در این می بینند که برای نمونه دمکراسی و حقوق بشر بخواهند. این ارزش های برگرفته از غرب برای مردم اروپا ممکن ساخته اند با انقلاب های عرب احساس چون - خود- انگاری (داریش آشوری – م) بکنند. اما تونسی ها و سوری ها و یا بحرینی ها چه برداشتی از این مفهوم ها دارند؟ برای بسیاری از آنان دمکراسی و حقوق بشر چیزی بیشتر از آرمان شهر نیست، طرح هایی نظری در برابر وضعیت ناگوار فعلی. باید در آینده معلوم شود که این انگاشت ها چگونه در سیاست به اجرا در می آیند.

دو جریان اصلی که در جنبش خود را نشان داده اند در ایجاد آرایش جدید تعیین کننده خواهند بود: ملی گرایی و اسلام. خود سوزی محمد بوعزیزیِ تحقیر شده در شهری در تونس جنبش فراگیر عربی را به راه انداخت که آگاهی از رنج مشترک و مبارزۀ مشترک و سرنوشت مشترک عربی را زندگی دوباره داده است. در این انقلاب ها موضوع بر سر ارزش ملت هم هست و البته ارزش تک تک کشورها و نیز عرب ها در مجموع.

دین و سیاست

عاملی دیگر که بر روند رخدادها اثر خواهد گذاشت اسلام سیاسی است که آموزه هایش در دهه های گذشته گستردگی زیادی یافته است. حزب ها و گروه های اسلامی که تاکنون در خیلی از جاها پنهانی فعالیت می کردند به عنوان بازیگران سیاسی رخ می نمایند و به تبلیغ آراء سیاسی خود می پردازند. این نباید غرب را آشفته کند زیرا نفس این حضور جلوی تمایل به افراط گرایی و خشونت را در اسلام گرایانی که به پنهانکاری واداشته شده بودند می گیرد. از این گذشته اسلام گرایان در طول سال های فعالیت زیرزمینی اعتباری به دست آورده اند که اینک در کارهای سیاسی جاری در بوتۀ آزمایش سخت تری قرار می گیرد.

دست کم در مصر این روزها شکافی بزرگ در گسترۀ حزب ها جلوه می کند که اسلام گرایان را هم در بر می گیرد. اخوان المسلمین بعنوان سازمانی از قبل شکل گرفته از طرفی باید در مقابل گروه های بزرگ و کوچک اسلامی و سلفی عرض اندام کند که تعدادشان هر روز افزایش می یابد و نظر رأی دهندگان را به خود جلب می کنند. این جماعت همچنین با اختلاف درون گروهی و جدایی طلبی های اعضایی روبروست که می خواهند مستقل وارد سیاست شوند.

اما اهمیت روز افزون سیاسیِ دین از این جهت تهدید به شمار می رود که دین در خاورمیانه هویت سیاسی هم دارد. در جوامع گسیخته از بند حکومت های خودکامه، سنیان و شیعیان و علوی ها و مسیحیان و دیگر گروه های مذهبی خواسته های سیاسی هم دارند که ممکن است به بحران های جدی و خشونت منجر شوند.

عراقِ سال های گذشته یک نمونه است، و در بحرینِ انقلابی پس زمینۀ مذهبی اعتراض باعث شد حکومت سرکوبِ شدید آن را توجیه کند. کنار گذاشتن دسته بندی مذهبی در یک وحدت ملی که نباید همانند حکومت های خود کامه با سرکوبی به دست آید یکی از بزرگ ترین چالش های انقلاب عربی است.

باورها و رسانه ها

ملی گرایی و اسلام گرایی نه تنها در سیاست داخلی و در ایجاد حکومت جدید بلکه در مناسبات با کشورهای عربی باهم و با دیگر کشورهای جهان هم نقش خواهند داشت. غرب بر انقلاب عرب با ارائۀ باورها و وسایل ارتباط جمعی تأثیر ژرف گذاشته است. ده ها نهاد و سازمان و مؤسسه های دولتی و خصوصی در سال های گذشته گردهمایی و کارگاه های آموزشی و همایش ارائه کردند که نمایندگان جامعۀ مدنی از کشورهای عربی در آنها با انگاشت های سیاسی و کاربرد رسانه های جدید آشنا شدند. اما غرب در اجرای این باورها به دست عرب ها و مسلمانان امکان نظارت ندارد. هیچ نسلی از جهان اسلام یک وسیلۀ جدید را اینگونه زود مال خود نکرده و با توانایی به کار نبسته بود که جوانان امروزی اینترنت را– چاپ کتاب به سه قرن احتیاج داشت. در حالیکه غرب تاکنون یک جانبه به بقیۀ جهان تصورها و پیام های خود را داده است عرب ها به مدد کاربرد در تلویزیون و اینترنت امروزه قادرند با هم گفتگو کنند و پیام خود را به خارج برسانند.

ضربۀ متقابل سعودی ها

کاهش نفوذ آمریکا در خاورنزدیک و میانه از جنگ عراق در زمان جورج بوشِ پسر موضوعی است که بارها دربارۀ آن صحبت شده است. این کاهش نفوذ را می توان در برخورد آمریکا با قیام ها در کشورهای عربی دید که آمریکا خیلی زود با آنها ابراز همبستگی کرد، به این شکل که به دیکتاتورهای در فشار اشاره کرد باید میدان را خالی کنند. اوباما زود این فرصت را تشخیص داد که باید اتحاد سیاسی آمریکا را با حاکمان سرکوبگر نامحبوب پایان دهد تا اعتبار از دست رفتۀ این کشور را به عنوان مدافع دمکراسی و حقوق بشر برگرداند. در تونس و مصر اوباما توانست به این مهم دست یابد بدون اینکه سراسر کشور را دچار «ترس و وحشت» یعنی کاری که سلفش با لشکرکشی به عراق برای ایجاد دمکراسی کرده بود.

اما با سرایت انقلاب به بحرین و لیبی این تلاش تا حدی پیچیده شد. «خیانتِ» اوباما به متحدان بن علی و مبارک خشم سعودی ها را برانگیخته بود که نمی خواستند دچار سرنوشت مشابهی بشوند. آنها به کمک سارکوزی اوباما را وادار به حمله به قذافی در لیبی کردند در حالیکه خود برخلاف خواست آمریکا وارد بحرین شدند تا حاکم سنی این کشور را از خشم اکثریت شیعی نجات دهند.

با این کار سعودی ها با یک تیر چند نشانه زدند. زیرا بمب های آمریکا افول رهبر نامحبوب انقلاب لیبی را تسهیل می کند اما در عین حال ترس قدیمی عرب ها را از امپریالیسم آمریکا بیدار می سازد. با برنامۀ جدید این کشور که ظاهراٌ می خواهند حکومت های خودکامۀ متحدان خود رابا دمکراسی جایگزین کنند خاندان سعود هم خود را درخطر می بیند. از این رو کاهش جدید نفوذ آمریکا در منطقه کاملاٌ به سود آنهاست. بعد از حمله به لیبی آمریکا به سختی توانست با وارد شدن نیروهای سعودی به بحرین مخالفت کند گرچه این دو حمله اهداف متضادی را دنبال می کردند. در بحرین سعودی ها جلوی سرایت قیام عربی به خلیج فارس را گرفتند که سلطۀ آنها را مستقیم تهدید می کرد. تشنجات به وجود آمده با ایران کاملاٌ به سود آنها بود زیرا به اوباما یاد آوری کرد آمریکا خود را متعهد به حفاظت سلطنت های نفتی در مقابل ادعاهای ایران کرده است.

دو راهۀ ناخوشایند ایالات متحده

دخالت عربستان سعودی در بحرین بی گمان شروع حرکت سرکوبگرانه در مقابل انقلاب عربی است. کشور بعدی که باید از «شوریدگی» نجاتش داد یمن است. همچون بحرین در یمن هم نیروهای رئیس جمهور صالح بی هیچ ملاحظه ای به تظاهرکنندگان بی دفاع شلیک می کنند. و رئیس جمهور سوریه اسد نیز می تواند برای فهرست اولویت های خود که در آن ثبات در جای اول و اصلاحات جایی در آن پایین ها دارد امید به حمایت سعودی ها داشته باشد. اما آمریکا از نو در مقابل انتخاب بین منافع خود از یک طرف و باورهای خود از طرف دیگر است و هر تصمیمی هم که اوباما بگیرد به پای اشتباه او می نویسند.

از هم اکنون کارشناسان دربارۀ رخدادهای راهبردِ ژئوپولیتیکی تحولات در جهان عرب و تأثیر آن بر بحران اسرائیل و اعراب و فروپاشی پیمان های قدیم و ایجاد پیمان ها ی تازه گمانه زنی می کنند. احتمالاٌ هنوز برای این کار زود باشد. اما اقدام ماهرانۀ عربستان و دیگر امیرنشین های خلیج فارس در مورد بحرین نشان می دهد عرب ها عزمشان را جزم کرده اند فعالانه از منافع خود دفاع کنند به جای اینکه منفعل به حمایت ابرقدرت آمریکا چشم امید بدوزند.

مبارزه برای «کرامت»

مفسر لبنانی رَمی خوری در این تلاش نشانی از بلوغ سیاسی دیده است، می توان آن را مبارزه برای «کرامت» هم نامید. این شهامتِ دفاع از اعتقادات و منافع خود است که عرب ها، برحسب باور سیاسی، در ترکیۀ اردوغان و ایران خمینی تحسین می کنند. این نیاز به کرامت است که آمریکا و اروپا، اگر می خواهند مناسبات خود را با عرب ها روشن سازند، باید بفهمند و بپذیرند.

* از: یورگن بیشُوف / در: نویه تسورشر تسایتوگ

عکس از: KEY/M


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irandarjahan-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irandarjahan@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته