
میزان: بیخبری از جعفر گنجی به وخامت حال مادر وی منجر شده است.
به گزارش میزان خبر، دو هفته بیخبری مطلق از این علاقهمند نهضت آزادی ایران، وضعیت مادر مریض وی را وخیم کرده است.
مادر این زندانی سیاسی از بیماریهای ریوی،قلبی و کلیوی رنج میبرد.
جعفر گنجی، گرافیست و ساکن تهران است که شامگاه ۲۵ بهمن در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
پیش از این نیز نهادهای امنیتی به کرات با اعمال قدرتهای غیر قانونی با استفاده از شرایط خانوادگی به ایجاد فشار روانی بر زندانیان سیاسی پرداخته است که از آن جمله میتوان به حمله شبانه به منزل آرش صادقی یاد کرد که به مرگ مادر وی منجر شد.
جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد، با خانوادهی مهدی خدایی دانشجوی زندانی این دانشگاه که دوران محکومیت خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین میگذراند دیدار کردند.
به گزارش بامدادخبر، در این دیدار پدر و مادر مهدی خدایی که در بیش از یک سال گذشته از بازداشت فرزندشان سکوت اختیار کرده بودند، برای اولین بار لب به سخن باز کردند و به شرح آنچه در این مدت بر مهدی و خودشان رفته، پرداختند.
ابتدا پدر مهدی از روز بازداشت او میگوید؛ از اینکه گویا مهدی میدانسته که ممکن است بازداشت شود ولی اصلا بروز نمیداده است. از برخورد نسبتا مناسب ماموران در قیاس با سایر خانوادهها میگوید. هرچند که با این وجود نیز مادر مهدی از حال میرود.
او میگوید: «مهدی پسر یک دندهای است. خیلی روی حرفش قاطع می ماند و بر عقایدش پایبند است. کارهایی که مهدی انجام میداد همهاش قانونی بود ولی در جمهوری اسلامی قانون معنا ندارد.»
آقای خدایی سپس از روز اولی که پس از بازداشت مهدی، به جلوی زندان اوین رفته بودند میگوید: «خیلی بد با ما برخورد کردند. میگفتند باید بچههایتان را درست تربیت میکردید که کار به اینجا نکشد. همانجا دلم یک لحظه گرفت و پیش خودم گفتم این اوین را ما یک روزی درش را شکستیم و رفتیم داخل تا زندانیان سیاسی را آزاد کنیم و امروز پسر خود من زندانی اوین است.»
او روز دادگاه مهدی را هم اینچنین تعریف میکند: «روز دادگاه قاضی مقیسه به مهدی گفت: "چرا به من نگاه نمیکنی؟" مهدی جواب داد: "من شما را به عنوان قاضی قبول ندارم." قاضی پرسید: "چرا؟" مهدی گفت: "معلوم است تو دیشب با همسرت دعوا کردی. قاضی پرسید: "از کجا فهمیدی؟" مهدی هم گفته "معلوم است چون عصبانی هستی و در عصبانیت نمیتوانی حکم کنی و از عدالت خارجی." قاضی مقیسه بعد از دادگاه رو کرد به من و گفت: "این پسرت در هدفش قوی است. زیر بار نمیرود که اشتباه کرده، کاری هم از دست ما بر نمیآید. میدانم که اگر اعدامش هم کنیم از حرفش کوتاه نخواهد آمد."»
پدر مهدی خدایی میگوید که فرزندش که بیش از نه ماه را در بند دو-الف زندان اوین و در سلول انفرادی و بسته سپری کرده حاضر نشده برای گرفتن تخفیف و بخشش تقاضای عفو کند: «بندهی خدا مهدی هم صدایش در نمیآید. اصلا حاضر نیست برای اینکه کارش راه بیفتد به کسی رو بزند. من هم حاضر نیستم بروم درخواست مرخصی بدهم، اگر قرار باشد مرخصی بدهند به همه میدهند. با اینکه بارها برای گرفتن تخفیف و بخشش به ما گفته بودند درخواست عفو کنیم مهدی حاضر نشده عفو را امضا کند و گفته من جرمی مرتکب نشدم که بخواهم درخواست بخشش کنم.»
در این دیدار مادر مهدی نیز از وابستگی شدیدش به او گفت؛ از اینکه همواره مهدی طرف مشورت او بوده و چقدر به او کمک میکرده است؛ او گفت که «نمیتواند هفت سال دوری از پسر کوچکاش را تحمل کند.»
یکی از هم بندیان مهدی هم که اخیرا از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شده با گفتن خاطراتی خوش از بند، مادر مهدی را دلداری میدهد.
دوستان و همدانشگاهیهای مهدی خدایی همچنین با تاکید بر «مقاومت و ایستادگی» او را «شرف دانشجویان دانشگاه آزاد» نامیدند.
یکی از دانشجویان نیز با اشاره به سوابق فعالیتهای دانشجویی مهدی در دانشگاه آزاد و اینکه او به خاطر همین فعالیتها دو ترم از تحصیل محروم شده گفت: «مهدی بر گردن همه ما دانشجویان دانشگاه آزاد حق دارد.»
گفتنی است مهدی خدایی دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری و فعال حقوق بشر، از تاریخ ۱۲ اسفند ماه سال ۸۸ توسط ماموران سپاه پاسداران بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی که ماهها در سلولهای انفرادی این بند تحت بیشترین فشارها برای تن دادن به اعترافات واهی و ساختگی قرار داشته، در مهر ماه سال ۸۹ از طرف شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به سه سال زندان محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
خدایی در اسفند ماه سال ۸۸ نیز بابت پرونده قبلی خود از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات و تبلیغ علیه نظام» به چهار سال زندان محکوم شده بود که این حکم نیز به تایید دادگاه تجدیدنظر رسیده این فعال دانشجویی مجموعا باید ۷ سال زندان را تحمل کند.
این فعال دانشجویی از آذرماه گذشته به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده و در این بند به همراه دهها زندانی سیاسی دیگر از حق تماس تلفنی و نیز مرخصی محروم میباشد.

اعتراض های زنان در مخالفت با لایحه موسوم به حمایت از خانواده بالاخره بعد از سه سال نتیجه داد.این لایحه که توسط دولت احمدی انژاد به مجلس ارائه شده بود به مردان امکان می داد که بدون اجازه همسر اول چهار زن بگیرند.تنها شرط برای این ازدواج های مجدد، توانایی مالی مرد در نظر گرفته شده بود.دولت حمدی نژاد اصرار عجیبی برای تصویب این قانون از خود نشان می داد که این اصرار با تعجب، شگفتی و اعتراض های مستمر فعالان حقوق زنان مواجه شد.
از سال ۱۳۸۶ که لایحه حمایت از خانواده از سوی قوه قضائیه به مجلس ارائه شد، اعتراضات فراوانی از سوی گروه های مختلف زنان صورت گرفته است. این اعتراض ها در سال ۱۳۸۹ با دوباره از سرگیری بحث های مرتبط با لایحه در مجلس شورای اسلامی، ادامه یافت. سال گذشته لایحه حمایت از خانواده پس از افت و خیزهای فراوان، بار دیگر به صحن علنی مجلس آمد اما زمانی که نوبت رسیدگی به مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ (۲۵ سابق) مرتبط با ازدواج موقت، ازدواج مجدد و مهریه رسید، مورد اعتراض های دوباره بسیاری از فعالان جنبش زنان قرار گرفت.
در سال ۱۳۸۷، بیش از ۲۲۰۰ نفر به فراخوان ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه «حمایت از خانواده» پیوستند.در میان امضا کنندگان ،اسامی شخصیت های برجسته فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی با گرایش های مختلف فکری، سیاسی دیده می شد.
در بخشی از این فراخوان آمده بود که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.
گروه های اولیه ای که به این فراخوان پیوسته بودند، عبارت بودند از :تغییر برای برابری، مدرسه فمینیستی، میدان زنان، کانون زنان ایرانی، کمیسیون بانوان دفتر تحکیم وحدت، مادران صلح، مجمع زنان اصلاح طلب، انجمن روزنامه نگاران زن ایران – رزا، کانون هستیا اندیش،کانون مدافعان حقوق بشر، کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم)
حق طلاق برای زن در صورت ازدواج مجدد مرد
سه سال اعتراض مداوم فعالان حقوق زنان عاقبت نتیجه داد و اکنون نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در گفت و گو یی از اضافه شدن حق طلاق برای زن در صورت ازدواج مجدد مرد خبر داده است.
علی اسلامی پناه درباره آخرین تغییرات ایجاد شده در مواد ارجاع شده لایحه حمایت از خانواده به کمیسیون قضایی به خانه ملت گفت: طبق آخرین تغییرات اعمال شده در لایحه حمایت از خانواده، ماده مربوط به تعیین سقف مهریه حذف و ثبت نکاح موقت نیز در ۳ مورد الزامی شده است.در صورتی که ازدواج موقت منتهی به باردار شدن زن شود و یا طرفین برای ثبت ازدواج توافق داشته باشند و یا جز شرایط ضمن عقد باشد نکاح موقت می تواند ثبت شود.
وی درباره نکاح دائم و ازدواج مجدد مرد گفت: ازدواج مجدد مرد با رضایت زن ممکن شده است و همچنین در مواردی که زن نافرمانی کند و یا بیمار باشد و یا یکی از ۹ شرطی که برای ازدواج مجدد مرد منظور شده را دارا باشد مرد می تواند پس از کسب مجوز از دادگاه ازدواج مجدد داشته باشد.
نایب کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با بیان این که دو ماده به این لایحه اضافه شده است گفت: داشتن حق طلاق برای زن در صورت ازدواج مجدد مرد یکی از موادی است که به این لایحه اضافه شده است.
اسلامی پناه درباره دیگر ماده اضافه شده به این لایحه گفت: در صورتی که یک مرد خارجی با یک زن ایرانی ازدواج کند فرزندان ناشی از این ازدواج ایرانی محسوب می شوند و می توانند تابعیت ایرانی و شناسنامه ایرانی داشته باشند.
خبرآنلاین نیز در گزارشی نوشته است که آخرین تغییرات کمیسیون قضایی مجلس در لایحه حمایت از خانواده به نوعی بازگشت به قانونی است که ۴۳ سال پیش برای حمایت از خانواده تصویب شده بود.
لایحه حمایت از خانواده و طرح ازدواج موقت در طول دو سال اخیر از پر رنگ ترین طرحهای دولت در حوزه زنان بوده است که هنوز با تدوین و تکمیل این لایحه انتقادات و اعتراضات بسیاری را به همراه داشته است.
در حالی که انتظار می رفت طولانی شدن روند آن از حساسیت در سطح جامعه و مردم بکاهد این اتفاق نیفتاد و شاید برای همین بود که آخرین تغییرات کمیسیون قضایی مجلس به نوعی بازگشت به قانونی است که ۴۳ سال پیش برای حمایت از خانواده تصویب شده بود.
حذف تعیین سقف مهریه در لایحه خانواده
درباره تغییرات این لایحه فاطمه رهبر عضو فراکسیون زنان مجلس می گوید: براساس اصلاحات لایحه خانواده که در کمیسیون قضایی مجلس نهایی شده یکی از شروط ازدواج مجدد آقایان اجازه همسر اول است.همچنین اعضا در خصوص تعیین سقف برای مهریه معتقد بودند نمی توان حد و میزانی برای مهریه مشخص کرد و این حقی است که خداوند برای خانم ها در نظر گرفته و بهتر است در این زمینه فرهنگ سازی شود، بنابراین این موضوع از لایحه خانواده به طور کلی حذف و قرار شد به این موضوع به شکل جامع تری پرداخته شود.
رهبر با بیان این که ثبت عقد موقت در صورت بارداری زوجه الزامی است، تصریح می کند: گاهی ازدواج های موقت منجر به بارداری زوجه می شود که در این صورت برای آن که هویت کودک قابل ثبت و حقوق او بعد ها قابل پیگیری باشد این ازدواج باید به ثبت برسد. در صورتی که هر کدام از زوجین در دادگاه خواستار ثبت این ازدواج شود نیز می توان آن را به ثبت رساند.
به گفته این عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، برای آن که آقایان بتوانند ازدواج دائم دیگری داشته باشند باید بتوانند تمکن مالی خود و توانایی برقراری عدالت را در دادگاه محرز کنند.
نیره اخوان، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز در گفت وگو با خبر آنلاین می گوید: شاید این تنها لایحه ای در کمیسیون باشد که تا این حد در کمیسیون قضایی بر روی آن کار کارشناسی انجام شده است و تصور می کنم با این تغییرات نظر همه را جلب کند.
وی این تغییرات را بازگشت به عقب نمی داند و می گوید که هرچند ازدواج مجدد مرد برای زن قابل قبول نیست ولی یکی از ویژگیهای این قانون ثبت نکاح موقت بر اساس آیین نامه مصوب وزارت دادگستری به صورت محضری است.
عضو فراکسیون زنان مجلس معتقد است که در بسیاری از مواد این لایحه تسهیلاتی برای زنان در نظر گرفته شده از جمله اینکه در گذشته در دعواهای خانوادگی زوجه باید به دادگاه محل سکونت زوج برود در حالی که در لایحه جدید اصل بر محل سکونت زوجه است و علاوه بر این ایمیل، اینترنت و … نیز در دعواهای خانوادگی و رسیدگی به آن به عنوان ابزار در نظر گرفته شده در حالی که در گذشته تنها از طریق پست شهری دعواهای خانوادگی دنبال می شد و این کار نیز قدمی مثبت در به کارگیری فناوریهای جدید است.
وی زمان تصویب این لایحه را بعد از رسیدگی به بودجه اعلام می کند و می گوید: در الحاقات ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده به حقوق زن اشاره شده است؛ به طوری که اگر زن پس از فوت همسر، مستمری او را دریافت کرد، با ازدواج مجدد، بیمه و مستمری همسر اولش قطع نشود همچنین اگر زن از همسر دوم خود نیز مستمری دریافت کرد، هر کدام از مستمریها که بیشتر بود، به او تعلق گیرد.
در فاصله زمان از سرگیری بررسی لایحه حمایت از خانواده از سوی مجلس، کنشگران جنبش زنان و کارشناسان مسائل زنان نشست ها و جلساتی را در این رابطه برگزار کردند.
وب سایت «تا قانون خانواده برابر» نیز در گزارش مبسوطی در باره این لایحه نوشته است :یکی از گروه های معترض به لایحه حمایت از خانواده «ائتلاف اسلامی زنان» متشکل از زنانی از طیف های سیاسی اصول گرا و اصلاح طلب بود که در این ائتلاف اختلافات جناحی خود را برای حفظ منافع زنان و خانواده کنار گذاشته و متحد با هم به اقداماتی برای تعدیل لایحه دست زدند.
ائتلاف اسلامی زنان در اواسط اردیبهشت ماه با هدف مطرح کردن مسائلی که زنان را تهدید می کند، به دیدار محمدرضا باهنر، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی رفتند.
فائزه هاشمی در رابطه با این دیدار عنوان کرد: «به نظر می رسید باهنر پس از شنیدن این موضوعات درباره موضوعاتی همچون لایحه حمایت از خانواده و اشتغال نیمه وقت زنان که در مجلس در حال بررسی است، با ائتلاف زنان همراه و با نظر ائتلاف موافق است» (خبر گزاری مهر، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹). پایان مرداد ماه، ائتلاف اسلامی کنفرانس خبری در اعتراض به لایحه برگزار کرد. در این کنفرانس که زنانی از طیف های مختلف حضور یافته بودند، انتقادات بسیاری از سوی زنان به مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ لایحه مطرح شد. حاصل این کنفرانس خبری وعده ملاقات دیگری با نمایندگان مجلس شد . از طرف دیگر، اعضای ائتلاف طی نامه ای به نمایندگان مجلس، متذکر شدند «چرا در جامعهای که به فرم جمهوری اداره میشود زن ابزاری جنسی در خدمت مرد خوانده میشود و دیگر هیچ؟»
آنها در این نامه، با ذکر ۲۴ دلیل، مصرانه خواهان حذف مواد ۲۲ و ۲۳ شده و عنوان کردند که گرچه چندهمسری امری مباح است اما از طرف دیگر به زبان شرع آن چه آسیب وارد می کند خلاف شرع محسوب می شود. بنابراین با توجه به آسیب های خانوادگی و اجتماعی ناشی از ازدواج مجدد، تصویب چنین قوانینی خلاف شرع است.
جمعیت زنان مسلمان نواندیش نیز طی یک نشست اضطراری خواستار حذف مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ لایحه شدند. در این نشست زهرا رهنورد این سئوال را مطرح کرد که چرا باید در جمهوری اسلامی، لایحه ای برای حمایت از خانواده تنظیم شود در حالی که لایحه ی خانواده ی سال ۱۳۵۳ به مراتب پیشرفته تر از آن است (کلمه، ۵ شهریور ۱۳۸۹).
در ششصد و چهل و سومین جلسه شورای فرهنگی- اجتماعی زنان که با حضور نمایندگان سه قوه و نهادهای عضو تشکیل شد، مهمترین دستور این جلسه، بحث و بررسی پیرامون لایحه حمایت از خانواده بود که اعضای حاضر ضمن تأیید نقاط قوت و ضعف مواد ۲۳ و ۲۴ این لایحه، نظیر «الزام در ثبت نکاح موقت در صورت باردار شدن زوجه» شبهات و ابهامات و نگرانیهای جامعه درخصوص این دو بند را قابل تأمل دانستند و به منظور پیشگیری از تبعات اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این مواد و جلوگیری از سوءاستفاده برخی مردان و زنان فرصت طلب، خواهان بررسی و اصلاح مجدد این مواد در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی شدند. برخی از اعضاء نیز پیشنهاد حذف دو ماده مزبور و تصویب هرچه زودتر لایحه حمایت از خانواده را داشتند (ایلنا، ۹ مهر ۱۳۸۹).
از جمله مهمترین واکنش های گروه های سیاسی می توان به بیانیه تحلیلی مجمع زنان اصلاح طلب با عنوان «هشدار نسبت به پیامدهای تسهیل و ترویج چند همسری» اشاره کرد که پس از اتمام بررسی لایحه در کمیسیون قضایی مجلس منتشر شد. در قسمت هایی از این بیانیه آمده بود: «این روزها که لایحه موسوم به حمایت خانواده به مراحل پایانی تصویب و نهایی شدن نزدیک می شود مجمع زنان اصلاح طلب باردیگر وظیفه خود می داند همزمان، همزبان و همصدا با سایر فعالان و دلسوزان و صاحب نظران نکاتی را گوشزد نماید، هرچند این مجمع به همراه چند تشکل دیگر بلافاصله پس از گنجاندن مواد ۲۲ و ۲۳ در لایحه پیشنهادی قوه قضائیه توسط دولت و ارسال آن به مجلس با انتشار نامه سرگشاده به نمایندگان مجلس هفتم طی ۲۴ بند ملاحظات، تاملات و هشدارهای لازم پیرامون پیامدهای تصویب این ماده را مدنظرقرارداده بود، اما مرور و تامل بر آنچه در این چندسال براین لایحه رفته و بویژه برخی اظهارنظرها و برون افتادن منویات ومکنونات قلبی برخی دیگر!، دغدغه ها و نگرانی ها را دو چندان و این مجمع را ناگزیر ازصدور بیانیه ای دیگر کرده است» (تا قانون خانواده برابر، ۱۵ آبان ۱۳۸۹).
زهرا رهنورد و فاطمه کروبی از جمله منتقدان جدی قانون چند همسری
زهرا رهنورد یکی از مخالفان جدی لایحه موسوم به خانواده بود که در دو سال گذشته بیانیه های متعددی را علیه آن منتشر کرد.
رهنورد ، سال ۸۸ در بیانیه روز جهانی زن خود به قانون چند همسری انتقاد کرد و نوشت:«دنیای امروز دنیای فردیت ها، دنیای عشق و محبت یک زن و یک مرد به یکدیگر، دنیای فرزندانی که به آغوش یک پدر و یک مادر نیازمندند و نه یک پدر و چندین مادر، است.»
او با انتقاد از ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده نوشته بود : «راستی آیا لازم است برای ایجاد یک نظام «هدونیستی لذت گرا قانون تدوین شود.»
او تاکید داشت که تصویب کنندگان چنین لوایحی به دنبال لذت گرایی هستند و نهایتا اقدامات شان به انهدام بنیان خانواده می انجامد .
رهنورد همچنین همچنین از تصویری که صدا وسیما از زن ایرانی به نمایش می گذارد انتقاد کرد: «گویی برای هر یک از مطالبات به حق زنان برای کسب آزادی و رفع تبعیض، پاسخی متضاد در آستین نیروهای واپس گرا و حاکمیت، پنهان شده است.»
دیه نامساوی زن و مرد، قوانین "تبعیض آمیز" مربوط به طلاق و تابعیت زنان از مردان، سن پائین مسئولیت کیفری برای دختران و مشکلات قانونی حضانت کودکان توسط مادران از دیگر مواردی است که زهرا رهنورد بارها در بیانیه ها و سخنان خود به آنها توجه کرد .
به نوشته سایت های زنان از جمله تا قانون خانواده برابر و کانون زنان ایرانی، یکی از منتقدان جدی ماده ۲۲ لایحه موسوم به خانواده فاطمه کروبی، نماینده سابق مجلس بود.
وی تصویب قانون مربوط به ازدواج موقت را در راستای تامین زیاده خواهی جنسیتی آقایان که تفکری متحجرانه دارند دانست و گفت: «در قانون ازدواج موقت حقوق زن ایرانی جایگاهی ندارد.»
در «گردهمایی سبز فعالان جنبش زنان ایران» نیز که سال گذشته با حضور جمعی از فعالان زنان برگزار شده بود قطعنامه ای صادر شد. نویسندگان قطعنامه در اولین ماده آن خواهان «رفع تبعیض علیه زنان در کلیه قوانین مدنی از جمله قانون خانواده، قوانین کیفری و… » شدند.
اعتراض به لایحه محدود به زنان نبود بلکه برخی از مردان نیز در این اعتراض همراه زنان شدند. بیش از ۳۳۰ نفر از مردان مدافع حقوق برابر نیز، با امضای بیانیه ای با عنوان «هوسرانی خود را به نام همه مردان ایرانی ثبت نکنید» نسبت به تسهیل و ترویج چندهمسری در قالب لایحه حمایت از خانواده اعتراض کرده و خواهان تجدید نظر در مواد تبعیض آمیز این لایحه شدند. در بخشی از این بیانیه چنین نوشته شد: ترویج و تسهیل تعدد زوجات (موقت یا دائم)، نه تنها تحقیر زنان و در جهت نهادینه کردن نابرابری های جنسیتی است، بلکه توهین به مردان نیز محسوب می شود. گویی مردان تنها موجوداتی در پی ارضاء نیازهای شهوانی هستند. امری که مربوط به تعداد محدودی است، اما متاسفانه به نام تمام مردان ایرانی تبلیغ می شود (تا قانون خانواده برابر، ۴ مهر ۱۳۸۹).
منبع:کلمه -گروه اجتماعی
عبدالعلی بازرگان
تاملي با تاخير درتعصب و توحش در دو جامعه پيشرفته و عقب افتاده
"تري جونز"، رهبر ماجراجوي فرقه اي افراطي در كليسائي كوچك ازشهر گينزويل فلوريدا، مراسم قرآن سوزي به پا مي كند و در عكس العمل به اين رفتار جاهلانه، مسلماناني در افغانستان، دست به كشتاري كور از كارمندان سازمان ملل مي زنند تا تلافي تلخي از چنان تعرضي كرده باشند. ۱۲ نفر تبعه نروژ، سوئد، روماني و نپال و ۱۹ نفر مهاجم (جمعا در مزار شريف و قندهار) كشته ، ۱۸ نفر مجروح و ۳۰ نفر دستگير مي شوند. اين است محصول درخت جهل و جنايت! نهال نفرتي كه سال گذشته تري جونز كاشت ولي با دخالت دولت، ارتش و واكنش جهانيان متوقف شد تا اين بار درغفلتي همگاني آشكارش كرد.
مي گويند: "جاهل سنگي به چاه مي اندازد كه صد عاقل از درآوردنش حيران مي مانند"! بدتر از آن، اين كه جاهلاني ديگر، از روي تعصب به جان بيگناهاني بيفتند كه فقط غربي يا مسيحي هستند! "گنه كرد در بلخ آهنگري، به شوشتر زدند گردن مسگري"!
انتقام گيري افغان هاي طالباني آنقدر فجيع و بي تناسب و غيرعادلانه بود كه عمل "تري جونز" كشيش ماجراجو را تحت الشعاع قرار داد، اما اگرنتيجه اعمال را از نيات جدا كنيم و داوري را تابع شرايط تربيتي و فرهنگي دو طرف نمائيم، رفتار "تري جونز" ، به خصوص با سوابقش در اين زمينه و اطلاعش از هشدارهاي قبلي مقامات رسمي به عوارض اين عمل، به همان نسبت جنايتكارانه است كه عمل طالبان.
اما قضيه به همين سادگي ها هم كه تصور مي شود نيست، دست هائي اندر كارند تا از آب گل آلود ماهي بگيرند و به مراد خويش كه ايجاد دشمني و اختلاف ميان مسلمانان و مسيحيان و بدبيني نسبت به اسلام است برسند؛ وگرنه چگونه ممكن است كشيش كليساي بسيار كوچك و بي اهميتي در يك شهر درجه سه آمريكا اهانتي به قرآن بكند و اكثريت مردم روزنامه خوان و معتاد تلويزيون در آمريكا و بلكه ايران از اين خبرمطلع نباشند، آنگاه مردمي درست در نيمكره ديگر، كه اكثرا نه سوادي دارند و نه تلويزيون تماشا مي كنند، زودتر مطلع شده و دست به اقدامي انتقامي بزنند وخوشبختانه ! عكاسان و روزنامه نگاراني هم به طور اتفاقي! در محل حاضر و آماده باشند تا به سرعت عكس و اخبار سر بريدن را به همه جهان مخابره نمايند!؟
البته اين اولين بار نيست كه شاهد چنين تحريكات ايذائي و عكس العمل هاي افراطي هستيم، قضيه سلمان رشدي، كاريكاتورهاي دانماركي، فيلم جنجالي تهيه شده توسط تئو ون گوگ و... زنجيره اي است از تقابل هاي تند با تحريكات مخالفان كه هر بار فاجعه مي آفريند. راه پيمائي هاي اعتراضي، كفن پوشيدن ها، از ديوار سفارت ها بالا رفتن و تخريب و تجاوز صحنه هائي است كه هر بار در كشور خودمان شاهد بوده ايم.
متاسفانه با بي اطلاعي كه در جوامع غربي نسبت به اسلام وجود دارد، بسياري از مردم چنين عملي را كه ناشي از فرهنگ قبيله گي است كه به دليل هضم شدن هويت فرد در هويت قبيله، هريك از اعضاي قبيله متجاوز گناهكار محسوب مي شود، به حساب اسلام مي گذارند! در حالي كه عملكرد پيروان هيچ آئيني را، همانطور كه عملكرد كليسا در قرون وسطي را نمي توان با توصيه هاي عيساي مهربان منطبق دانست، در هيچ زمان و مكاني نمي توان الزاما مساوي همان آئين دانست.
قرآن كتاب ديني مسلمانان، آشكارا چنين وحشي گري هائي را كه دو روي سكه تعصب هستند، به شدت محكوم كرده است كه به برخي شواهد آن اشاره مي كنيم .
الف- محكوميت برخورد توهين آميز با اعتقادات دگرانديشان
قرآن مسلمانان را حتي از اينكه به بت پرستان هم دشنام بدهند نهي كرده است تا عكس العمل جاهلانه آنان را در دشنام دادن به خدا برنيانگيزند و تاكيد كرده است: رفتار هر قومي براي خودش زيبا جلوه مي كند (وگرنه چنين نمي كردند) و داوري در اين امر را بايد به خدا و روز جزا بسپارند:
انعام ۱۰۸- وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
با اتكاء به چنين ارشادي بود كه امام علي(ع) در نبرد صفين وقتي شنيد جمعي از سپاهيانش دشمنان را دشنام مي دهند، فرمود:
"من بر شما زشت مي دانم كه دشنام دهنده باشيد، اما اگر به توصيف اعمالشان و بيان حالشان مي پرداختيد، گفتاري پسنديده تر و عذري پذيرفته تر بود. چه خوب بود به جاي دشنامتان چنين دعا مي كرديد: بارخدايا، خونهاي ما و ايشان را از ريخته شدن حفظ كن، ميان ما و آنها صلح و آشتي انداز، از اين گمراهي نجاتشان ده تا حق را بشناسد آنكه نادان است و از گمراهي و دشمني بازايستد آنكه آزمند آنست"(خطبه۱۰۶ نهج البلاغه).
در همين نبرد صفين، قبل از درگيري با دشمن بود كه از جمله توصيه كرد: " زنان را ميازاريد و به خشم مياوريد ، حتي اگر آبروي شما بريزند و فرماندهانتان را دشنام گويند..." و يادآورشان شد كه : " در دوران جاهليت اگر مردي با سنگ يا چوبدستي به زني مي زد، نه تنها او، بلكه فرزندان و نسل هاي بعدش را به اين ننگ سرزنش مي كردند"(۱).
كاش آن امام زنده بود و مي ديد مدعيان ولايتش در جاهليتي ديگر، به جاي چوبدستي، با چماق و شوكر، نه در ميدان جنگ، كه درشهر و تظاهرات خياباتي به جان دختران مي افتند و از بي آبروئي خود و آنكه فتوايشان داده در دنيا و آخرت هراسي ندارند.
يك بار نيز در حين خطبه، دشمني از خوارج دشنامش داد كه "خدا بكشدش، عجب داناست"، ياران بر سرش ريختند تا به جرم توهين به خليفه خدمتش برسند و جانش بگيرند! هشدارشان داد: چه خبر است؟ آرام باشيد. دشنامي بود كه پاسخش يا دشنام است، يا عفو از گناه (حكمت ۴۲۰ نهج البلاغه).
مقايسه كنيد اين تساهل و تسامح را با تعصب و تحجري كه امروز دامنگير جوامع اسلامي عموما و جامعه خودمان خصوصا شده است. اين فرهنگي است كه هرچند بخواهيم به گردن دين و مذهب بيندازيم، متاسفانه ريشه تاريخي و ملي دارد؛ هم منورالكفرهائي! مثل "احمد كسروي" مورخ اين مملكت، كه به ادعاي "پاكديني"، اول ديماه هر سال جشن كتاب سوزان به راه مي انداخت و با سوزاندن آثار: حافظ، مولوي، سنائي، عطار، غزالي، رازي، ابوالخير، سهروردي و ... و كتاب هاي مفاتيح و جامع الدعوات و... به خيال خود با عوامل عقب افتادگي ايران مبارزه مي كرد، و هم دولتمرداني كه پس از واقعه آذربايجان (21 آذر ۱۳۲۵) پس از بيرون رفتن روسها از آن ديار و شكست پيشه وري و فرقه دموكرات آذربايجان، درتبريز و شهرهاي مجاور كتاب هاي تركي را به آتش كشيدند، هيچكدام راه تغيير فكر و انديشه را نياموختند.
تنها در وطن نيست كه خوارج صفتاني بي خبر از ولاء و ولايت، به طريق طالبان مي روند، درميان هموطنان مقيم در غربت نيز كمتر سخني از تساهل و تسامح با دگرانديش مي شنويم، و فرهنگ هر كه با من نيست بر من است همچنان غلبه دارد. بگذريم از مقلدين وطني تري جونز كه با تاسيس سايتي براي قرآن سوزي، به ازاي دريافت صددلار! اسلام ستيزان را با نمايش فيلمشان درآتش زدن صفحه اي از اين كتاب مشاركت مي دهند و به آتش كينه و نفرت دوطرفه دامن مي زنند.
ب- محكوميت عكس العمل نشان دادن در برابر توهين به مقدسات
اين دستور صريح در قرآن به مسلمانان ابلاغ شده است كه: "اگردر مجلسي شنيديد كه آيات الهي مورد انكار و استهزاء قرار گرفته است، آن مجلس را ترك كنيد تا زماني كه در بحث ديگري وارد شوند" (نساء۱۴۰).
وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ
اين آيه نه از سر ناچاري و دردوران ضعف اوليه مسلمانان در مكه، بلكه در اوج قدرتشان (در سال ششم هجرت در مدينه) ابلاغ شده است. يعني اگر آيات خدا هم مورد انكار استهزاء قرار گيرد، مسلمانان جز عكس العملي دفاعي در ترك موقت جلسه، تا تغيير بحث، دستور ديگري ندارند و به هيچ وجه مجاز به تعرض به توهين كنندگان و تعطيل كردن جلسه نيستند.
مطابق قانون قرآني قصاص، هر بدي را بايد بخشيد يا فقط در همان حد مقابله به مثل كرد. بنابراين در چنين آئيني هرگز نمي توان "فكر" را با "عمل" تلافي كرد. مسلماناني كه به حقانيت دين خود باور دارند، نيازي نمي بينند جز با منطق و مدارا از انديشه خود دفاع كنند. حال اگر پيروان اين آئين در طول تاريخ به عادت بشري راه افراط پيموده اند و مي پيمايند، گناهي از كتابشان نيست.
اين توصيه را مقايسه كنيد با شعارهاي مرگ خواهي نمايندگان مجلس ولايت فقيه عليه آقايان موسوي و كروبي! اگر بلندپايگان قوه "مجريه" چنين شعاري داده بودند، اينقدر عجيب نبود كه نمايندگان قوه "مقننه" و حتي "قضائيه" كه بايد پاسدار قانون و حقوق مردم باشند و ائمه جمعه و جماعت كه بايد به ايمان و آشتي مردم را دعوت كنند!
در قرآن به مسلمانان آگاهي داده است كه حتما از ناحيه اهل كتاب ( يهود و نصارا) و همچنين مشركين سخنان آزار دهنده بسياري خواهند شنيد، اما اگر صبر و خويشتن داري كنند، چنين رفتاري دلالت بر اراده داشتن در امور مي كند:
لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا ۚ وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
توصيه قرآن در مقابله با چنين تعرضات و تهاجمات ديني، دعوت مخالفين از طريق حكمت و اندرز نيكوست و بحث كردن به زيباترين شيوه ممكن و آگاهي از اين كه خدا خودش خبر دارد چه كسي گمراه و چه كسي هدايت شده است ( نبايد جاي خدا نشست و داوري كرد).
(نحل ۱۲۵ تا ۱۲۸)- با فرزانگي و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و به بهترين شيوه با مخالفان به گفتگو بنشين ، بدانكه پروردگار تو حتما به حال كساني كه از راه او منحرف شده اند، آگاه تر است؛ و نيز به حال راه يافتگان. اگر هم مي خواهيد عكس العمل نشان دهيد، متناسب با همان بدي كه به شما شده عمل كنيد؛ اما اگر شكيبائي(عفو) كنيد، اين شيوه براي شكيبايان بهتر است. تو شكيبا باش كه شكيبائي ات به (حساب) خداست و از انكار آنها اندوهگين مباش و از دسيسه هاي آنان احساس تنگنا مكن. مسلما خدا حامي حاكمان برنفس خويش و نيك رفتاران است.

آنچنان که منابع حکومتی در ایران خبر داده اند، بعد از گذشت چند ماه از پخش گسترده سی دی ظهور بسیار نزدیک است، مسوولان امنیتی تصمیم گرفته اند تا از توزیع و پخش آن جلوگیری کنند.
"علی اصغر سیجانی" مسوول گروه مبشران ظهور و تهیه کننده وکارگردان و مجری این فیلم است.
آقای سیجانی بنابر گفته خودش ۱۲ سال است به کار تحقیق درباره پدیده ظهور و نشانه های آخر الزمان پرداخته و عاقبت به این نتیجه رسیده که سید خراسانی همان رهبر جمهوری اسلامی و شعیب صالح، محمود احمدی نژاد است.
این گروه بعدها به این نتیجه رسید که از فضای اینترنت استفاده کند که هزینه کمتر و فایده بیشتر داشته باشد و به گفته سیجانی چرا باید اجازه داد که همیشه دشمنان از این امکان استفاده کنند.
وبلاگ "ظهور نزدیک" است با هدف قرینه سازی روایت های ظهور به راه افتاد و در اندک زمانی بیندگان بسیاری پیدا کرد و عاقبت فیلتر شد.
اما گروه مبشران ظهور دست بردار نبودند و سایتی به راه انداختند که اخبار ظهور را در ستونی با عنوان "شمارش معکوس" پیگیری می کرد. مقالات مفصل اثبات سید خراسانی بودن آیت الله خامنه ای و شعیب صالح بودنِ احمدی نژاد برای اولین بار در همین سایت منتشر شد.
'شاید این جمعه بیاید'
بنابر روایات شیعه، امام دوازدهم در نیمروزِ جمعه ای که ممکن است در نوروز یا ماه رمضان و یا روزعاشورا باشد و در سالی فرد، ظهور خواهد کرد.
روایت ظهورِ موعود در روز جمعه، در تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی ، کاملا معتبر گرفته شده است و هر هفته شبهای جمعه و تا ظهر فردا، برنامه هایی از شبکه های تلویزیون دولتی ایران پخش می شود، با این احتمال که ممکن است، روز آدینه آن اتفاق بزرگ رخ دهد.
برنامه "به سوی ظهور" از معروفترین برنامه های تلویزیون ایران در این باره است، که حوالی ظهر جمعه، پخش می شود و به علائم ظهور و بیان وظایف منتظران می پردازد.
این برنامه سعی می کند تا با بیان آنچه از نظر تهیه کنندگان، فسادی عالمگیر است و ارائه آمار از زلزله ها و حوادث طبیعی به بیندگان تذکر دهد که در دوران آخر الزمان به سر می برند.
پخش شعرخوانی "محمد رضا آقاسی" با کلیپی غم انگیز جمعه ها از سوی شبکه های صدا و سیما متداول است و مثنوی این شاعر، درباره امام دوازدهم به معروفترین شعرش تبدیل شده است. مثنوی که ظهور موعود را هر هفته و به جمعه ها انتظار می کشد: خبر آمد خبری در راه است/ سر خوش آن دل که از آن آگاه است/ شاید این جمعه بیاید شاید/ پرده از چهره گشاید شاید
محمدرضا آقاسی، سال ۱۳۸۴ خورشیدی درگذشت و فرصت نکرد تا ببیند که در سالهای بعد، این موضوع به یقینی در بین منتظران ظهور تبدیل شده است.
از سال ۸۲ و زمانی که محمود احمدی نژاد به شهرداری تهران انتخاب شد، پدیده نزدیک بودن ظهور در تبلیغات رسمی فزونی گرفت.
این قرائت از روایات شیعه ظهور امام دوزادهم را نه برهه ای در ناکجا آبادِ زمان، بلکه در همین سال های نزدیک می داند.
محمود احمدی نژاد، تمامی سخنرانی ها و کنفرانس های خبری اش را با دعای ظهور آغاز می کند و حتی در آخرین حضورش در سازمان ملل و شهریور ماه سال گذشته، از امام دوازدهم شیعیان با ذکر نام یاد کرد، آن هم در میانِ سران و دولتمردانِ کشورهای جهان، که قریب به اتفاق آنها نه شیعه بودند و نه مسلمان.
آقای احمدی نژاد بشارت داد که به زودی دنیا شاهد اتفاقات بزرگی خواهد بود و حوادث رو به سوی برپایی دولت جهانی عدل و خداپرستی دارد.
گسترش مسجد جمکران و بنیاد های دولتی که مساله ظهور را آنچنان که اعلام کرده اند به صورت علمی دنبال می کنند، از آغاز دولت احمدی نژاد سیری شتابنده گرفت و همین موسسه مبشران ظهور نیز در سال ۸۴ اعلام وجود کرد.
انتشار کتاب و جزوه ها و اقلامِ صوتی و تصویری که همه به گونه ای علائم آخر الزمان را نشانه گذاری می کنند، در بازرا کساد کتاب ایران پر رونق است.
انتشارات مسجد جمکران به نوبه خود بیشترین کتابها را در این زمینه به چاپ رسانده و جدای از تاریخچه مسجد و دلیل قداستش که بارها منتشر شده است، کتابهایی که سرگذشت کسانی است که به حضور امام غایب رسیده اند از خواندنی های جذابِ مومنین به امام زمان است.
در کنار مسجد جمکران که قداستش به واسطه تبلیغات حکومتی و حضور مکرر رهبر جمهوری اسلامی از سوی دستگاه های فرهنگی حکومت اثبات شده به نظر می رسد، مکان های دیگری نیز دیده می شود.
در قم، کوه سفید در چند کیلومتری مسجد جمکران قداستی یافته است با این مدرک که بنابر روایات، دامنه کوه در زمانه ظهور پادگان نیروی نظامی موعود خواهد شد.
از سویی دیگر دو سالی است که بانیان مسجد محدثین در بابل و شمال ایران مدعی شده اند که این مسجد هم چند صد سال پیش به دستور امام زمان ساخته شده است و به آن جمکران ثانی لقب داده اند.
به واسطه دور بودن مسجد جمکران قم از شمال ایران، مسجد محدثین بابل توانسته است بسیاری از زائران جمکران را در همان مازندران و بابل جذب کند.
گرچه دوسال پیش علی اکبر ناطق نوری، رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی، از مدعیان قداستِ مسجد محدثین، انتقاد مفصلی کرد و آنها رابه ترویج خرافات متهم ساخت، اما این مسجد همچنان معتبر مانده و از تعداد زائران آن کاسته نشده است.
ولی اماکن بی جانِ مقدس، هیچ گاه جای انسانهای مقدسی که به زیارت موعود و در عصر غیبت رسیده اند را نخواهد گرفت. اینکه چه کسانی امام دوازدهم را درک کرده اند و توانسته اند او را ببینند، فهرست طویلی است که بنا بر کتابهای منتشر شده در ایران بسیاری از روحانیان را شامل می شود.
در تازه ترین روایت های دیدار، گفته شده است که رهبر جمهوری اسلامی نیز به دیدار نائل آمده است.
مهدی احدی از مدرسین حوزه علمیه قم که به تفسیر قرآن و درس اخلاق اشتغال دارد، اعلام کرده که آیت الله خامنه ای ، امام زمان را ملاقات کرده است و این خبر را از قول کاظم صدیقی امام جمعه تهران شنیده است. نسخه دیداری و شنیداری این گفته ها مهم در اینترنت موجود است و بازدید کننده فراوان دارد.
با اینکه دیدار با موعود شیعه، ادعای بزرگی است و بنابر آنچه فقیهان می گویند لازم است تا تکذیبی شود، اما تا کنون نه دفتر رهبر جمهوری اسلامی و نه کاظم صدیقی، این خبر را تکذیب نکرده اند.
سکوت آیت الله علی خامنه ای درباره خبرهای این چنینی و عنوان سید خراسانی که سالهاست در میان علاقمندانش پسوند نام رهبری است، دلیلی است که به گفته علی اصغر سیجانی نشان می دهد که کشف گروه منتظران ظهور و قرینه سازی شخصیت های روایت های آخر الزمانی، از سوی رهبر جمهوری اسلامی پذیرفته شده است.
ظهور صغری
بنابر آنچه در سایت "ظهور بسیار نزدیک" است آمده است، جهان در دوران ظهور صغری به سر می برد، به این معنا که علائم آمدنِ موعود شیعه رخ داده است. بنا بر فرضیه ظهور و تطبیق روایات شیعه که زحمت تحقیق آن را گروه مبشران ظهور و محقین لبنانی کشیده اند، آغاز پر شتاب اتفاقات با مرگ ملک عبدالله، پادشاه عربسان سعودی است.
فرض گرفته شده است که آیت الله خامنه ای سید خراسانی دست راست امام دوازدهم شیعیان است و احمدی نژاد سردار و فرمانده کل قوای سپاه سید خراسانی است. با این احتساب دیگر شخصیت های روایی نیز معلوم شده اند و دبیرکل حزب الله لبنان سید حسن نصر الله، لقب سید یمانی گرفته است.
بر اساس باور گردانندگان این سایت، مرگ پادشاه سعودی تمامی منطقه آشفته خاورمیانه را برهم خواهد ریخت و بنابر پیشگویی ها بعد از ملک عبدالله چنان هرج و مرجی در عربستان حکمفرما می شود که اصولا با ظهور موعود در کنار کعبه، حکومتی از آل سعود باقی نیست تا با امام شیعیان برخوردی کند.
شخصیت های منفی ظهور هم مشخص شده اند و سرآمد آنان، ملک عبدالله دوم، شاه اردن است که با نام سُفیانی مشخص شده و قرار است تا به تمامی همسایگانش حمله کند و در آخر کار از محمود احمدی نژاد یعنی شعیب صالح شکست را پذیرا شود.
آنچنان که علی اصغر سیجانی، دهم فروردین ماه و در مشهد متذکر شده گویا این علم تطبیق روایات با وقایع معاصر را شیعیان لبنانی ابداع کرده اند و سر سلسله این علم، روحانی لبنانی "علی کورانی" است که سایت منتظران ظهور از او به عنوان علامه کورانی یاد کرده است.
سیجانی سال گذشته دیداری با این روحانی ظهورپژوه داشته و در این مصاحبه شیخ علی کورانی، سید خراسانی بودن آیت الله خامنه ای و شعیب صالح بودنِ محمود احمدی نژاد را تایید کرده است.
بنا بر آنچه آقای سیجانی و دوستانش می گویند شمارش معکوس برای ظهور سریع آخرین امام شیعیان آغاز شده است. اما به نظر می رسد فیلم ظهور بسیار نزدیک است، شمارش معکوس برخورد با گروه مبشران ظهور را نیز نزدیک کرده است.
روایت ها سند نداشت
فیلم ظهور بسیار نزدیک است در ۷۵ دقیقه به دست مخاطبان رسیده است. دو مجری که یکی علی اصغر سیجانی و دیگری بانویی چادر به سر است پس از شرح آنچه ستمهای آمریکا و اسرائیل و فساد در دنیا می شمرند، روایات ظهور را شرح می دهند و مجری محجبه بر روی نقشه خاورمیانه با نشانه ای خط سیر نیروهای سفیانی و خط مقدم جبهه خودی و شعیب صالح را نمایان می کند و آنگاه روایات اندک و کلی شیعیان درباره شعیب صالح، یکایک با صورت و سیرتِ آقای احمدی نژاد تطبیق داده می شود.
این تطبیق البته جنجالی میان دیگر موسسات مهدویت شناسی ایران برپا کرد و مرکز تخصصی مهدویت که زیرمجموعه حوزه علمیه قم است، در بیانیه ای گفت که این فیلم به کلی جعلی است و این قبیل ادعاها ممکن است اصل ظهور منجی را در نظر شیعیان خدشه دار کند.
روحانیان این مرکز حوزوی پس از آن یکایک اظهار نظر کردند و فیلم را مورد نقد قرار دادند. اما در کنار تمام نقدهای روحانیان که از منظر روایات و حرمتِ ادعاهای کارگردان فیلم بود.
نقد حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان در این روزنامه، به نوعی سخره آمیز به شمار می رفت. آقای شریعتمداری نوشته بود که این چگونه شعیب صالحی است که از سفیانی دعوت به دیدار می کند.
اشاره نماینده آیت الله خامنه ای در روزنامه کیهان، به دعوت محمود احمدی نژاد از شاه اردن بود. نقدها همچنان ادامه دارد و در آخرین اظهار نظرها، حسن معلمی از مدرسین حوزوی اعلام کرده است که این فیلم اعتقادات را سست می کند.
بااین حال هنوز خبری از روحانیان بلند پایه و مراجع تقلید قم نشده است تا دستاورد مبشران ظهور را تکفیر کنند.
از دولت احمدی نژاد هم که همه این جنجال بر سر قدیس خواندن رئیس دولت است، صدایی شنیده نشده و تنها اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور، در قبال سوالی در این باره، به کلی از وجود چنین فیلمی اظهار بی اطلاعی کرده است.
ولی به نظر می رسد که علی اصغر سیجانی و دوستانش عقب نشسته اند. موسسه مبشران ظهور در اطلاعیه ای اعلام کرده است که در ساخت این فیلم مشاوره های لازم با اکابر حوزوی صورت نگرفته و در برخی جاها اسناد ضعیفی ارائه شده است.
منبع:بی بی سی/محمد رهبر
با این حال در این اطلاعیه اشاره ای نشده است که آیا آنها همچنان محمود احمدی نژاد را شعیب صالح می دانند یا خیر.

جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر اعلام کرده اند که در هفته های آینده به اعتراض و اعتصاب غذایشان تا بهبود شرایط زندان ادامه خواهند داد .
به گزارش خبرنگار کلمه، تعدادی از این زندانیان هفته گذشته هم چند روزی را در اعتصاب غذا به سر بردند و اکنون به طور موقت به این اعتصاب پایان داده اند .
خبرنگار کلمه در گفتگو با خانواده منصور اسانلو آخرین وضعیت رییس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی را پس از این اعتصاب غذا جویا شد .
فرزند اسانلو که پنج شنبه این هفته موفق به ملاقات کابینی پدر خود شده است می گوید :«وضعیت روحی پدرم خوب بود اما از نظر جسمی شرایط مناسبی نداشت . پدرم به همراه سایر زندانیان زندان رجایی شهر چند روز در اعتصاب غذا بوده و اکنون به این اعتصاب پایان داده است .»
اسانلو همچنین در دیدار با خانواده اش تاکید کرده از هفته آینده تعدادی از زندانیان سیاسی این زندان تصمیم دارند هفته ای یک روز در اعتراض به شرایط نامناسب زندان دست به اعتصاب غذا بزنند .
منصور اسانلو به بیماری قلبی مبتلا است و اعتصاب غذا میتواند وضعیت جسمانی نامناسب او را بدتر کند. دادستان تهران، جعفری دولت آبادی هر بار با مرخصی درمانی وی مخالفت کرده است .
خانواده مهدی محمودیان نیز در گفتگو با خبرنگار کلمه می گویند که پدر محمودیان موفق شده وی را این هفته در زندان رجایی شهر ملاقات کند .مهدی محمودیان نیز در این دیدار تاکید کرده که از یکشنبه این هفته و در همبستگی با فخر السادات محتمشی پور ، فعال حقوق زنان و همسر مصطفی تاجزاده که در زندان اوین محبوس بوده دست به اعتصاب زده اند و پس از آن چند روزی به این اعتصاب ادامه داده و اکنون نیز به اعتصاب غذای خود پایان داده اند.
این زندانیان همچنین در نامه ای که از زندان ارسال کرده اند نوشته اند :«ما زندانیان سیاسی- عقیدتی اعم از فعالان سیاسی، حقوق بشری، مطبوعاتی، دانشجویی و صنفی در اعتراض به شرایط تحمیلی، که ناقض اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصول مربوط به حقوق اساسی شهروندان حتی در قانون اساسی ایران است، ضمن اعتراض به روند بازداشت و محاکمه خویش اعلام میداریم تا زمانی که در شرایط حاکم بر جامعه و محدودیتهای اعمال شده علیه خود و خانوادههایمان بهبود اساسی صورت نگیرد و دست کم شرایطی که مسئولان جمهوری اسلامی برای مردم منطقه میخواهند در کشورمان نیز حاکم نگردد، به اعتراض مسالمت آمیز خود با «نه به دیکتاتور» ادامه خواهیم داد.
این زندانیان همچنین اعتراض به احضارها، بازداشتها، تهدیدها و فشارهای وارد بر خانوادههای زندانیان صنفی، سیاسی و حقوق بشر و فشارها و محدودیتهای غیرقانونی و غیرانسانی تحمیلشده بر صدها زندانی سیاسی و غیرسیاسی را از دیگر دلایل اعتصاب غذا ی شان در روزهای آینده دانسته اند .
آنها در این نامه بر ادامه اعتصاب غذای خود در اردیبهشت ماه و روزهای جهانی کارگر، معلم و خبرنگار تاکید کرده اند.
این نامه به امضای منصور اسانلو، رسول بداقی، مجید توکلی، عیسی سحر خیز، کیوان صمیمی، حشمت الله طبرزدی و مهدی محمودیان از زندانیان زندان رجایی شهر رسیده است.

نیروهای بدنه و قدیمی سپاه پاسداران در ادامه تحولات ساختاری این نهاد نظامی، بانیروهای جوان جایگزین می شوند. محمدعلی (عزیز) جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در این باره گفته است: "سال گذشته راهبردهاي منابع انساني سپاه آماده و توسط فرمانده معظم كل قوا تصويب شد كه اين جهت گيري ها در راهبردهاي منابع انساني گنجانده شده است."وی سپس با اشاره به دیدار 14 فروردین ماه فرماندهان ارشد نظامی کشور با آیت الله خامنه ای تصریح کرده:"مقام معظم رهبري براي سپاه تأكيد به جوان گرايي و شور و حال جواني داشتند و مثل جوان ها كاركردن و نشاط كاري داشتن را بر پاسداران واجب دانستند."
فرمانده كل سپاه با بیان اینکه "نبايد به پيشرفت هاي كم قانع باشيم" افزوده است: "بزرگترين مانعي كه سر راه سپاه در جهت رسيدن به اهدافش مي باشد موانع سامانه اي، ساختاري و عادت ها و روش هاي كهنه و سنتي است. اصلي ترين مشكل در سر راه تغيير و تحول و خلاقيت ها، موانع روش هاي قديمي و ناكارآمد فعلي است. البته اين مشكل همه دنيا است، اما براي سپاه اگر اين مشكل وجود دارد كم آن هم زياد است."
محمدعلی جعفری همچنین با اشاره به اینکه در این باره فاصله زيادی از وضع مطلوب داریم" خاطرنشان كرده که "عمده مشكلات امروز سپاه بازخورد نظامات غلطي بود كه به اشتباه به سپاه وارد كردند كه عمدتاً نظامات رضاخاني بود. نمي توان گفت بزرگترين مانع و مشكل بودجه و امتيازات است. امروز مشكل امكانات و بودجه وجود ندارد. بايد مشكلات را شناخت و راه حل هاي بهتري ارائه داد و نبايد به روش هاي قبلي عادت كرد."
این اظهارات فرمانده سپاه و روایت او از دستور آیت الله سید علی خامنه ای درباره جوان گرایی در سپاه و در ادامه تحولات ساختاری در این نهاد نظامی تنها در هفته نامه صبح صادق منتشر شده است وهیچ یک از خبرگزاری هایی که اظهارات آیت الله خامنه ای و پس از آن اظهارات محمدعلی جعفری را پوشش داده بودند اشاره ای به این بخش از اظهارات آنها نکرده اند.
تحولات ساختاری سپاه
ادامه تغییر و تحول در سپاه پاسداران در شرایطی است که مرحله نخست از تحولات ساختاری این نهاد نظامی پس از انتصاب محمدعلی جعفری به جای سید یحیی صفوی در 10 مهرماه سال 1386 به سمت فرماندهی کل، از سوی آیت الله خامنه ای آغاز شده است.
در مرحله اول این تحولات تعداد زیادی از فرماندهان سپاه برکنار ویا جابهجا شدند، همچنین در کنار این تحول، سپاه های استانی نیز ایجاد شدند و همزمان، فرماندهی نیروهای مقاومت بسیج بصورت کامل در اختیار فرماندهی کل سپاه پاسداران قرار گرفت.
در این مرحله ابتدا لشکرهای مختلف سپاه پاسداران حذف و 29 سپاه استانی برای 29 استان کشور و دو سپاه ویژه برای شهر تهران و استان تهران با هدف مقابله با "تهديدهای درون مرزی و برون مرزی عليه کشور" تشکیل شد؛ طرحی که به گفته محمدعلی جعفری "کشور را به موزاييک های دفاعی تقسيم کرده" و "به موجب آن هر گاه و در هر جای کشور اتفاق و يا تهديدی صورت گيرد، از همان موزاييک دفاعی برای مقابله با آن استفاده می شود."
اما مرحله دوم تحولات ساختاری سپاه مدتی پس از سرکوب اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال 88 از مهرماه این سال آغاز شد. در این باره رییس ستاد کل نیروهای مسلح کشور 19 مهرماه سال 88 از تشکیل نیرویی با عنوان "مقاومت نیروی زمینی سپاه " خبر داده بود.
حسن فیروزآبادی در این باره گفته بود: "پس از دو سال بررسی به این نتیجه رسیدیم که ساختارها در سپاه تغییر کند و سازمان بسیج به موضوعاتی چون کار نرمافزاری، تعمیق فرهنگ بسیجی در میان آحاد جامعه بپردازند و با تشکیل نیرویی به نام نیروی مقاومت زمینی سپاه فعالیتها و وظایف یگانهای بسیج و سازماندهی آنها به این نیرو واگذار میشود تا کارها به صورت تخصصیتر انجام شود."
این در حالی بود که همزمان خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی (ایرنا) نیز از تبدیل معاونت اطلاعات سپاه به تشکیلاتی جدید با نام "سازمان اطلاعات" سپاه خبر داد.
وبسایت الف، متعلق به احمد توکلی رییس مرکز پژوهش های مجلس نیز در این باره نوشت که "بعد از طی پروسههای طولانی در فرماندهی کل سپاه، نیروهای مسلح و در نهایت دفتر فرماندهی کل قوا، معاونت اطلاعات سپاه پاسداران به سازمان اطلاعات ارتقا مییابد و با ارتقای معاونت اطلاعات سپاه، حسین طائب فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج بهعنوان رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منصوب خواهد شد."
همچنین خبرگزاری ایرنا با تایید این موضوع در گزارش مفصل خود، هدف از انتخاب حسین طائب به عنوان ریاست"سازمان اطلاعات سپاه" را تجربیات وی ذکر کرده و نوشته بود که "با توجه به تمرکز دشمن بر جنگ نرم و ضرورت تقویت نهادهای اطلاعاتی - امنیتی در مواجهه با این مسئله، می توان دریافت که ارتقاء معاونت اطلاعات سپاه به سازمان اطلاعات و آشنایی طائب با انواع جنگ نرم و فعالیت اطلاعاتی... مأموریت های متناسب با این مسئله را برای این سازمان تعریف خواهد کرد".
طرح ثامن و چشم رهبری در سپاه
همزمان با این تحولات، نمایندگی آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران با تشکیل دبیرخانه ای با نام "اشراف " تحولات مورد نظر رهبر جمهوری اسلامی در این نهاد نظامی را رصد می کند و چشم رهبری در سپاه محسوب می شود.
در همین باره اخیرا سرهنگ پاسدار سیدعلی مرادخانی مسئول این دبیرخانه در گفت و گویی با نشریه سیاسی سپاه تاکید کرده است که "هدف ما، اشراف كلي مسئولان به عملكرد خودشان و پيگيري تحقق فرامين رهبري است. البته اين را ما تحقق نمي دهيم بلكه هر رده بايد خود اين موضوعات را تحقق بخشد. يعني ما فقط موظف هستيم كه پيگيري كنيم.تدابيري كه ابلاغ مي شود سه نقش براي اجراي آن وجود دارد. بدين صورت كه وقتي فرامين ابلاغ مي شود، ابتدا طرح و برنامه بايد برنامه ريزي و هدف گذاري كند و سپس به رده ها جهت اجرا ابلاغ نمايد، بعد از آن، وظيفه معاونت نظارت است كه بايد بر حسن اجراي آن نظارت كند و در نهايت نتايج خود را به اشراف اعلام دارد."
این مقام تحت نظر نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه همچنین خاطرنشان کرده: "از ديگر اهداف اشراف، كنترل و پايش وضعيت، بهبود مستمر فعاليت ها، شناسايي نقاط كور و ضعف سازمان ها و پيدا كردن راه حل براي آنها، سوق دادن سازمان ها به سمت اولويت بندي و انجام محورهاي اساسي ابلاغيه ها است.عمده وظيفه مان اين است كه بر اساس گزارش هايي كه داده مي شود، اقدام لازم صورت مي گيرد. حتي اگر نقصي هم باشد ما آن را به مجموعه بالادستي مان ارسال مي كنيم و سپس آن ها گزارش ما را ارزيابي و براي آن كارنامه اي صادر مي كنند."
سیدعلی مرادخانی همچنین به آغاز طرح جدیدی تحت نظر دبیرخانه اشراف در سپاه با نام "طرح ثامن" اشاره کرده و گفت: "طرح ثامن طرح بزرگي در سطح نيروهاي مسلح است كه از آن به عنوان «اشراف نوين» هم ياد مي شود. طرحي كه حدوداً از سال 87-86 آغاز شده و الان به صورت مانيتورينگ در حال اجرا است. در اشراف نوين ما با تغيير پارادايم هايي مانند تغيير رويكرد، تغيير ابزار و... مواجه هستيم كه مي تواند تأثيراتي را در اشراف ايجاد بكند. در اشراف قبلي رويكرد ما ارزيابي عملكرد برنامه ها بود، در صورتي كه در اشراف نوين به اين سمت خواهيم رفت كه مديريت عملكرد را پايش كنيم. يعني فعاليت هايي كه براي اطمينان از تحقق متوازن اهداف با يك نگاه كارايي و اثربخشي صورت مي گيرد."
نارضایتی از قدیمی ها و معضلات بازنشستگی
اصرار فرمانده سپاه بر ادامه تحول در سپاه پاسداران با تاکید بر دستور جوانگرایی از سوی آیت الله خامنه ای در حالی در این نهاد نظامی پیگیری می شود که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی به نتیجه انتخابات سال 88 تعداد زیادی از نیروهای بدنه و قدیمی نهادهای نظامی از هواداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی بودند و در اجرای فرامین مقامات مافوق خود برای برخورد با مردم و رهبران جنبش سبز دچار تردید هایی شدند.
از آنجا که بسیاری از اعضای بدنه سپاه پاسداران فعالیت خود را در این نهاد نظامی عمدتا از دوره های نخست وزیری میرحسین موسوی آغاز کرده اند این رهبر جنبش سبز طرفدارانی در میان این نیروها دارد. همچنین بسیاری از نیروهای بدنه سپاه پاسداران رابطه نزدیکی با هاشمی رفسنجانی که ریاست مجلس و فرماندهی جنگ 8 ساله و همچنین مهدی کروبی که به حکم آیت الله خمینی ریاست بنیاد شهید را برعهده داشته است دارند. این درحالی است که پس از تحولات اخیر در کشور آغاز اعتراضات مردمی نتیجه انتخابات سال 88 فرماندهان سپاه آقایان موسوی و کروبی را ضد انقلاب معرفی و از آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل حمایت از معترضان بشدت انتقاد کرده اند.
در همین راستا مردادماه سال گذشته محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران طی اظهاراتی با اذعان به حضور حامیان میرحسین موسوی و جنبش سبز در سپاه پاسداران و اشاره به اینکه سپاه تلاش کرده است تا این افراد را "قانع" کند، گفته بود:"خیلی از ابهامات دیگر رفع شده و آنها قانع شدند حرکت اشتباه بوده و این بهتر از برخورد فیزیکی و حذف است."
همچنین در 15 بهمن ماه سال گذشته نیز محمدرضا نقدی، فرمانده بسیج طی اظهاراتی اعلام کرد که "بسیج با ایجاد حلقه های فرصت" و "برگزاری جلسات دوستانه در طرح ولایت 4 هزار نفر از منحرفان فتنه 88 را ارشاد کرده است."
این همه در حالی است که از سوی دیگر به همین دلیل تعدادی از فرماندهان سپاه پاسداران نیز از مدتی پیش به بازنشستگی پرسنل خود به عنوان "یک معضل" نگاه و آن را یک تهدید برای خود و "امنیت نظام" تلقی می کنند.
درهمین باره به تازگی و از 25 بهمن ماه سال جاری هفته نامه صبح صادق، ارگان سیاسی سپاه که تحت نظر نمایندگی آیت اله خامنه ای در این نهاد نظامی اداره می شود دست به انتشار سلسله یادداشت هایی با عنوان "تهدیدات بازنشستگی" زده است که همچنان نیز ادامه دارد.
مسولان اداره سیاسی سپاه با ابراز نگرانی از پرسش هایی که برای افراد بازنشسته سپاه ایجاد می شود نوشته اند: "افراد پس از بازنشستگي ممكن است در موقعيت و شرايطي قرار بگيرند كه با خود فكر كنند كه چرا ما اين كار را انجام داديم و اصولاً آيا اين كار از لحاظ شرعي و عرفي موضوعيتي داشته است يا خير؟ و يا مثلاً آيا در طول مدت خدمت خود وقت خود را به درستي صرف كرده ايم و يا آن را به هدر داده ايم؟"
ارگان سیاسی سپاه با ابراز نگرانی از انتقام گیری پاسداران بازنشسته ازاین نهاد نظامی همچنین در این باره نوشت: "زمينه ذهني برخي از اين افراد را ممكن است چونان مغشوش كند كه فرد بازنشسته آماده استحاله فكري شود. به گذشته خود پشت پا بزند و زمينه براي انجام اقدامات غير متعارف فراهم شود. اين گونه افراد ممكن است از طرق گوناگون از گذشته خود انتقام بگيرند، ممكن است خود را محق بدانند و قصد كنند كه گذشته خود را كه از دست داده اند جبران كنند".
مقامات سیاسی سپاه در این باره همچنین ابراز نگرانی کرده و نوشته بودند که "اين گونه افراد به دلايل ضعف هايي كه دارند و براي پوشاندن آنها اقدام به جوسازي و شانتاژ تبليغاتي كرده و در برخي از موارد با دشمنان همراه شده و در موارد بسيار كمي هم خود آنها موجب به راه اندازي گروه هاي گوناگون و نحله هاي فكري مي شوند. دشمنان نظام و عوامل غير خودي نيز با علم به اين موضوع و با سنجش و ارزيابي ميزان توانايي اين گونه افراد اقدام به جذب، سازماندهي و بكارگيري آنها مي كنند."
منبع:روزآنلاین/بهرام رفیعی

با حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی از طریق ایمیل مصاحبه کردیم. او آن طور که خودش می گوید "متواری" است؛ و در توضیح شرایط کنونی می گوید "بالاتر از سیاهی رنگی نیست" اما پدرم هميشه به ما مي گفتند اين شيوه حكومت داري پايدار نخواهد بود و حكومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حريفي بسيار بزرگ به نام ملت پيش روي اوست که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد.
بی خبری از آقای کروبی و خانم فاطمه کروبی از چند هفته هم گذشته، آیا خبری از وضعیت آنها دارید، یا به شما گفته اند جدا از دیدارهای کنترل شده، این وضع تا کی ادامه می یابد؟ شرطی برای تغییر وضعیت اعلام شده؟
واقعيت اين است كه شرطي به ما اعلام نشده. پدر و مادرم ظاهرا در اختيار وزارت اطلاعات هستند. اما گذاشتن شروط و غيره از حوزه اختيارات وزارت اطلاعات خارج است. توجه داشته باشید وقتي رييس قوه قضائيه ميگويد برخورد با به اصطلاح سران فتنه از حوزه من خارج است، يعني اگر حوادثي بعد از حبس رخ بدهد، يا هر نوع محدوديتي ايجاد شود و يا ادامه پيدا بكند، هيچ كس حتي رييس قوه قضائيه هم مسئوليت نمي پذيرد و مقامات بالاتر بايد تعيين تكليف كنند و يا شرطي بگذارند. از طرفي آيا در مسئله "حبس"، "شرط" هم موضوعيت دارد؟ يعني يك اقدام غير قانوني و غير انساني صورت گرفته؛ حالا ديگر فكر نميكنم موضوع شرط چيز مهمي باشد. به قول معروف بالاتر از سياهي كه رنگي نيست!
برخی معتقدند مسئولان جمهوری اسلامی چاره برخورد با جنبش سبز را در قطع کامل تماس آقایان موسوی و کروبی با مردم یافته اند و با وضع موجود، دیگر فرصت ارتباط مستقیم با مردم را به آنهانخواهندداد. نظرتان در مورد این تحلیل چیست؟ آیاجنبش دچار نزول خواهدشد؟
به نظرم برعكس؛ قطع كامل ارتباط مردم با آقايان كروبي و موسوي هم فرصت است و هم تهديد. فرصت است براي جنبش و تهديدست براي حكومت. آقايان كروبي و موسوي بارها اعلام كرده اند كه مردم راه خودشان را یافته اند و زنده و پويا بر خواسته ها يشان پافشاري دارند و هر روز مصمم تر از ديروز هستند؛ در برابر حكومت تنها توانسته است با فشار، كشور را كنترل كند اما آنقدر عاجز و درمانده شده كه حتي از مراسم ختم یک نماينده مجلس و يا مراسم تدفين مادر يكی از وابستگان به اين جنبش هم هراس دارد چه رسد به مراسم براي مرحوم پدر مهندس موسوي. اين درحاليست كه پدرم نقل مي كرد وقتي آيت الله سعيدي در زندان رژيم شاه به شهادت رسيدند مراسم با شكوهي براي ايشان برگزار گرديد و رژيم هم هيچ گونه ممانعتي به عمل نياورد؛ اين نشان ميدهد كه رژيم شاه به ثبات نظامش اطمينان داشت ولی این آقایان این اطمینان را ندارند. از سوی دیگر جنبش با حضور آقايان كروبي و موسوي از حدود و چهارچوب مشخص و خواسته هاي خاصي برخوردار بود اما با اين اقدام حكومت، شرايط و خواسته هاي جنبش متفاوت شده و متفاوت تر هم خواهد گرديد.
در مورد نحوه ادامه راه جنبش، با توجه به دیدگاه های آقای کروبی، چه نظری دارید؟
ببینید خواسته هاي مردم مشخص است و هرچه حكومت خشن تر هم برخورد كند، مطالبات مردم بيشتر مي شود. مدیریت و همراهی با این مطالبات، هنرست. من در جريان عمل دیدم که روحيه و مواضع آقاي كروبي و مهندس موسوي خرداد 88 با كروبي و موسوي دي و يابهمن 89 چقدر تفاوت داشت. یعنی آنان ضمنا همراهی با مردم و جناح های مختلف فکری موجود در جامعه پرتنوع ما، می کوشیدند به صورتی منطقی جنبش را پیش ببرند؛ لذا كساني كه نقش سخنگويي اين دو بزرگوار را به عهده دارند، همانطور که نباید افراط کنند، دچار تفریط هم نباید بشوند؛ چون هر نوع ضعف در اعلام مواضع، موجب سرخوردگی مردم می شود. از طرف دیگر اين دوستان بايد از نظرات خير خواهانه همه نيروهاي دلسوز كشور استفاده كنند چون اين جنبش متعلق به حزب و گروهي نيست و متعلق به همه اقشار است. بی توجهی به این اصول می تواند تاثیرات منفی بر جنبش بگذارد؛ همان طور که درک درست آن می تواند اسباب خیر باشد.
نظر آقای کروبی در مورد اینده جنبش سبز چه بود؟ به نتیجه امیدوار بودند؟ آقاي كروبي يك روز قبل از حبس كامل، طي پيام ويدئويي كوتاهی كه فيلم آن از منزل خارج شد، صريحا وعده پيروزي را دادند. ایشان قبل از آن هم هميشه به ما مي گفتند اين شيوه حكومت داري پايدار نخواهد بود و حكومت مجبورست به خواست ملت تن دهد، چون حريفي بسيار بزرگ به نام ملت پيش روي خود دارد که امروز در مورد مشروعیت حکومت تردیدهای جدی دارد. بی جهت نیست که آقایان برای بازسازی مشروعیت از دست رفته خود، هر روز یک داستان تازه می نویسند؛ یک روز پول یارانه را به امام زمان نسبت می دهند و روز دیگر متوسل به كارهاي مبتذلی مانند تولید همين سي دي "ظهور نزديك است" ميشوند. آقایان در واقع مي خواهند عدم مقبوليت خود را با تشابه سازي به اين و آن جبران کنند و به این ترتیب به بازسازي چهره شان بپردازند؛ اما به نظر من با اين راه و شيوه اي كه در پيش گرفته اند وبابازی با ارزش ها و باورهاي ديني مردم، ضربه اي بسيار بزرگ خواهند خورد.
آیا آقای کروبی پیش از حصر، پیش بینی این روزها را می کردند؟ اگر چنین است نظرشان در مورد ادامه راه و مدیریت جنبش چه بود؟
اول اینکه اين چهار بزرگوار در "حصر" نيستند؛ حصر تعريف مشخصي دارد. اين عزيزان در حبس اند. اما در مورد سئوال؛ آقاي كروبي و موسوي آمادگي هرگونه برخوردي را داشتند و از مدتها پیش منتظر چنين روزي هم بودند. از همان روزها هم آقاي كروبي معتقد بود راه بسيار سختي در پيش داريم، و معتقد بودند مديريت جنبش بايد دردست افرادي باشد ثابت قدم و آماده پرداخت هرگونه هزينه. کسانی كه در تصميم گيري ها، در عين قاطعيت بر اساس عقل و منافع و مصالح مردم رفتار كنند، تا خداي ناكرده مديريت جنبش به دست افراد ضعيف يا فرصت طلب نيفتدو بلايي كه بر سر اصلاحات آمد بر سر جنبش نيايد.
و سوال آخر: امروز وضعیت فرزندان آقای کروبی چگونه است؟
متاسفانه وقتي دستشان به ما نرسيد و ما متواري شديم، برادرم علي را به اتهام مضحك و مسخره جاسوسي براي كشورهاي خليج فارس دستگير و بعد از چند هفته با قرار وثيقه آزاد كردند. براي دو برادرم بجز ممنوع الخروج نمودن هنوز مشكلي ايجاد نكرده اند. ولي من متواري هستم تا ببينم در آينده چه تصميمي در خصوص خودم خواهم گرفت و خدا چه تقديري را برايم رقم خواهد زد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر