-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

Latest News from Kaleme for 10/26/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



کلمه-داریوش محمدی:

«پهلوان پنبه» در فرهنگ ایرانی اصطلاح شناخته شده ای است. لغت نامه ی دهخدا در معرفی این اصطلاح آورده است: مسخره ای که تمام تن خود را به پنبه گیرد. «او» با حلاجی که کمان در دست دارد برقص آید و حلاج در میان رقص کم کم پهلوان را با زدن کمان عور و برهنه کند، یعنی تمام پنبه های تن او را بر باد دهد. در اصطلاح پهلوان پنبه مردی درشت اندام و قوی هیکل بی زور و قوت را گویند که ظاهری دلیر و دلی جبان دارد. بظاهر پردل و بباطن ترسو. یالانچی پهلوان.

در دانش منطق هم، یک از مغالطات شناخته شده و مشهور به نام «مغالطه ی پهلوان پنبه» نام گذاری شده است. این مغالطه نوعی واکنش به مدعایی است که نمی توان آن را رد کرد و نادرستی آن را نشان داد. در مغالطه ی پهلوان پنبه، هیچ برهانی علیه اصل مدعا ارائه نمی شود بلکه شخص مغلطه گر، مدعای جدید را مطرح می کند که به ظاهر شباهتی با مدعای اصلی دارد، اما در حقیقت نسخه ای پوشالی و یا بدلی از آن است که تنها در ظاهر به آن شباهت دارد و مغلطه جو می کوشد تا با استدلال علیه این نسخه ی بدلی و ردِ آن، مدعای اصلی را گم کند و از اعتبار مدعی بکاهد. نمونه ای از این مغالطه در گفتگوی زیر آمده است:

احمد: در انتخابات ریاست جمهوری نوبت دهم تقلب شده است.

محمود: در کدام انتخابات تقلب نشده است؟ مگر ساز و کار انتخابات با انتخابات قبلی یکی نبوده است ؟ این چه ادعایی است که شما دارید؟ شما که می دانستید !!! در انتخابات تقلب می شود، چرا در آن شرکت کردید؟!

در این گفتگو، محمود چون نتوانسته است در خصوص اصل مدعا استدلال کند، موضوع را به انتخابات دیگر و مفهوم تقلب و سازو کار انتخابات کشانده است. در حالی که مدعایِ اصلی تنها یک گزاره ی ساده و روشن است و اصولا در خصوصِ مواردی چون: انتخابات پیشین، دانسته های کاندیدها، انگیزه ی آنها و مسائل قبل از انتخابات و… کاملاً مستقل و بی طرف است. محمود با استفاده از این مغالطه، «اعتبارِ مدعی» خود را هدف قرار می دهد و او را به فتنه گری متهم می کند و «گفتمانِ فتنه» را بنا می نهد!

***

از مغالطه ی پهلوان پنبه، با نام «نبرد با مبارز پوشالی : Attacking a Straw Man » هم یاد شده است، اما به نظر می رسد اصطلاحِ پهلوان پنبه – بخصوص در زبان پارسی – برای آن رساتر است؛ زیرا در این مغالطه هم  فردی که مغلطه می کند و هم «مدعای پوشالی» هر دو به نوعی در نقشِ پهلوان پنبه ظاهر می شوند. یعنی از طرفی مدعایِ پوشالی، پهلوان پنبه ای است که به دستِ فرد، حلاجی می شود و ابهت و درستی او فرو می ریزد و نادرستی او نمایان می شود و از طرفی فرد با این مغلطه، خود در نقش پهلوان پنبه ای ظاهر می شود که توانسته است در مبارزه با یک حریفِ بدلی، پیروز میدان باشد.

مغالطه ی پهلوان پنبه، هنگامی که آگاهانه مورد استفاده قرار گیرد نوعی ترفند غیر اخلاقی است که در مقابلِ حقیقت، جا خالی می دهد و می کوشد به جای پذیرشِ حقیقت، از اعتبار و تاثیرِ آن بکاهد تا منافع خود را حفظ کند و یا اعتقادات خود را موجه جلوه دهد. این مغالطه هم چنین نوعی پاک کردن صورت مسئله و جایگزینی آن با یک مسئله ی مبتذل و پوشالی و ساده تر است و در نظام ها و ساختار های فراگیر و توتالیتر رایج است. نظام های توتالیتر – به رسم فراگیری – جواب های مهیای خود را دارند و در مواجهه با هر حقیقتی که مطلوب آنها نباشد، به مسائل ساده تر پناه می برند تا خود را موجهه جلوه دهند. نمونه ای از این مواجهه را می توان در رفتار دولتمردان با طرح هدفمند کردن یارانه ها دید و مشاهده کرد که چگونه پرسش ها و ایرادهای اقتصاددانان و صاحب نظران را به نام «فتنه ی اقتصادی» پوشش می دهند.

***

گاهی فرد، از فرط استفاده از مغالطه ی پهلوان پنبه، خود در عالم واقع به پهلوان پنبه مبدل می شود و پهلوانی خود را باور می کند. این پهلوان پنبه ی واقعی! از هر فرصتی برای پهلوانی خود استفاده می کند و هر میدانی را به عرصه ی مبارزه با دشمنان پوشالی تبدیل می کند تا موجودیت خود را در آن نشان دهد. دن کیشوت، نمونه ی مشهود و نمادینی از این دست پهلوان پنبه هاست که سرانجام از فرط فریبِ همراه ابله خود ، به مبارزه با آسیاب هاب بادی رفت و خود را به نابودی کشاند.

آقای محمود احمدی نژاد و یاران او، مدت هاست از فرط تکرار واژگانی چون جنگ نرم، آن چنان به آن باور کرده اند و آن چنان پهلوانان این نبرد خیالی شده اند که هر آن می رود تمام سرمایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی کشور را به باد دهند. افراط در بهره گیری از واژگانی چون جنگ نرم، ذهن این پهلوانان را جنگزده کرده است و آن ها به جایی کشانده است که هر آنچه محصول تغییر و کشف دانش بشری است، در آئینه ی جنگ نرم می بینند و چیزی نمانده است گردی زمین را هم مصداق جنگ نرم علیه کلیسا بخوانند و گالیله را از نو محاکمه کنند.

استاد،  شیطان را بنیان گذار و مبتکر ِجنگ نرم تفسیر می کند و شاگرد خلف او  علوم انسانی را منشاء جنگ نرم می خواند و  دمی هم نمی اندیشند که این “جنگِ نرم” خود محصول و مخلوق همان علومی است که آنها به ستیز آن می روند و برساخته ی همان مغربی است که خود را در جنگ با آن سردار و پهلوان می خوانند.

یکی «در غذاخوردن مردم هم جنگ نرم را می بیند» و دیگری «اجتهاد فلان مجتهد را مصداق جنگ نرم» می داند و سومی می گوید «یکی از اهداف جنگ نرم می‌تواند هدفمند کردن یارانه‌ها باشد». یا للعجب!! سرداران جنگ نرم! چرا دمی نمی اندیشند؟ مگر جنگ نرم جنگ اندیشه ها نیست؟ مگر پهلوان پنبه ها نمی دانند از سفره های خالی « شورش نان » می خیزد نه جنگ نرم ؟ مگر دولتمردان پول نفت را بر سفره ها آورده اند که برغذا خوردن مردم می تازند و به نام جنگِ نرم ! لقمه می گیرند؟ بر سفره ای که نان نیست، مجال قاشق و چنگال کجاست تا کار به نفوذ فرهنگ و جنگ نرم بکشد؟ پهلوان پنبه های جنگ نرم، نرمکی بیاندیشند و پاسخ دهند: آیا این همه بصیرت از فرط ِ سیری نیست؟

و کاشکی فقط تقلب در انتخابات بود و همه چیز با پهلوانان ِ فتنه ی سیاسی و فتنه ی اقتصادی تمام می شد. سوگمندانه ماجرا ادامه دارد. پهلوان پنبه ها، جنگ نرم را سمینارها برگزار می کنند و سرمایه های ملی را در آن به باد می دهند و دمی هم از ماجرای آسیاب های بادی و دن کیشوت یاد نمی کنند. صاحب نظری گفته بود هر انسانی اندکی دن کیشوت است؛ از شوربختی ماست شاید، که «پهلوان پنبه های وطنی» روی دن کیشوت را هم اندکی سفید کرده اند.


 


حجم ذخیره نفت خام شناور ایران طی ماه جاری به میزان چهار میلیون بشکه کاهش یافته‌است.

بنا بر گزارش  رویترز کاهش خرید اروپایی و در نتیجه افزایش زیاد خرید از سوی بازارهای آسیایی عامل این کاهش ذخیره است. ایران ماه گذشته ۲۰ میلیون بشکه از نفت خام خود را در کشتی‌های نفت‌کش نزدیک به ساحل نگه می‌داشت که در ماه جاری به خاطر افزایش خرید از سوی کشورهای منطقه آسیا، این میزان ذخیره ایران به ۱۶ میلیون بشکه کاهش یافته‌است.

یکی از منابع صنعتی مرتبط با یک شرکت نفتی غربی در این مورد به رویترز گفته‌است: «در ماه اکتبر دو نفت‌کش بسیار بزرگ حامل نفت خام ایران، نفت‌های خود را از محل ذخیره شناور تخلیه کرده و به سوی شرق فرستاده‌اند و این میزان بیش از میزانی است که معمولاً دیده‌ایم.» بنا به این گزارش، تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران باعث شده تا خریداران اروپایی نفت، خریدهای خود از ایران را کاهش دهند و بازارهای آسیایی هم‌اینک برای جبران این کاهش خرید اروپایی، به افزایش واردات نفت خام از ایران روی آورده‌اند.

یکی از بازرگانان طرف معامله با یکی از شرکت‌های نفتی اروپایی در این زمینه به رویترز گفت: «خریداران شرقی ناچارند بخش بزرگ‌تری از نفت ایران را بخرند زیرا تعداد کسانی که در اروپا قادر به خرید نفت از ایران نیستند این‌قدر زیاد شده که دیگر نمی‌شود نفت ایران را به بازار اروپا ریخت.» به گفته کارشناسان صنعتی، هم‌اینک تنها چند شرکت بزرگ نفتی اروپایی از جمله «رویال داچ شل»، توتال و اِنی هستند که خریداران عمده اروپایی نفت ایران را تشکیل می‌دهند.

یک بازرگان دیگر اروپایی به خبرگزاری رویترز گفته‌است: «هم‌اکنون روزانه در حدود ۵۵۰ هزار بشکه از نفت خام ایران وارد اروپا می‌شود. این میزان در اکتبر کمتر از سپتامبر و در سپتامبر کمتر از اوت بود.» ایران که دومین تولیدکننده بزرگ نفت در سازمان اوپک است روزانه در حدود ۲ میلیون بشکه نفت صادر می‌کند که بیشتر آن راهی کشورهای آسیایی می‌شود. ایران بخشی از نفت استخراجی خود را در مناطق فراساحلی ذخیره می‌کند و از جمله برای نفت استخراج شده در میدان‌های نفتی سروش و نوروز در خلیج فارس هیچ مخزن ذخیره ساحلی ندارد و همیشه ۶ تا ۱۰ میلیون بشکه از این نفت را در نفت‌کش‌های شناور نگه می‌دارد.


 


همسر دکتر علی شکوری راد در نامه ای به دادستان تهران ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت  همسر خود و خلف وعده های مقامات قانونی درباره آزادی یا اتخاذ رویه قانونی درباره بازداشت علی شکوری راد خطاب به جعفری دولت آبادی نوشت:  رفتارهای خارج از قاعده و قانون و ایجاد فضای ارعاب و تهدید و لشکر کشی‌های امنیتی و انتظامی توسط عوامل امنیتی بر نگرانی‌های خانواده دامن زده است و به ویژه مادر ایشان، بنده، فرزندانم وسایر اعضای خانواده با توجه به اینکه هیچ گونه اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامت ایشان نداریم بسیار نگرانیم، علی‌الخصوص مادر ایشان به دلیل وابستگی شدید عاطفی با وی در وضعیت احساسی نامناسبی قرار گرفته و مدام در حال اندوه و گریه است.

به گزارش کلمه متن نامه دکتر صدیقه خدمت  خطاب به دادستان تهران به شرح زیر است:

بسمه تعالی

جناب آقای جعفری دولت آبادی

دادستان محترم استان تهران

باسلام ،

اینجانب صدیقه خدمت همسر آقای دکتر علی شکوری راد که در تاریخ سه شنبه ۲۰ مهر پس از احضار به دادسرای اوین، بازداشت شده اند، به اطلاع می رسانم در طی ده روز گذشته وعده های مختلف از منابع گوناگون به ما داده اند که ایشان به زودی آزاد خواهند شد و شما هیچ اقدامی انجام ندهید. جنابعالی توجه دارید که سوابق و خدمات ایشان به عنوان یک فعال سیاسی و یک استاد دانشگاه که سال‌های عمر خویش را به خدمت به دین و میهن مصروف داشته و از فعالیت در جمع دانشجویان پیرو خط امام، جهاددانشگاهی، هیأت‌های پزشکی دفاع مقدس، هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو هیأت رئیسه و نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، و رئیس شورای عالی نظام پزشکی کشور، ایشان را به عنوان یکی از چهره‌های موجه و مورد اعتماد اقشار و طبقات مختلف جامعه به ویژه جامعه پزشکی کشور بدل کرده است و هر گونه اجحاف در حقوق شهروندی و قانونی ایشان و تضییقات سوء تفاهم برانگیز و خارج از منطق و روال قانونی می‌تواند حساسیت‌های همه این اقشار و اصناف را تحریک کند. حقیقت این است که خانواده و نزدیکان ایشان تا کنون با صبوری و برای حفظ شئونات، علیرغم دل‌نگرانی‌ها و بی‌خبری مطلق از ایشان، در عین حال تلاش کرده‌اند که دوستان و همکاران و علاقه‌مندان ایشان را به خویشتنداری و اتکا به پیگیری موضوع از طریق گفتگو‌ها و رایزنی‌ها فرابخوانند که نمونه آن تلاش برای لغو تجمع اعتراض‌آمیز پزشکان بیمارستان سینا و لغو برنامه دعای کمیل که از سوی دوستان ایشان اعلام شده بود می‌باشد.

با این وجود رفتارهای خارج از قاعده و قانون و ایجاد فضای ارعاب و تهدید و لشکر کشی‌های امنیتی و انتظامی توسط عوامل امنیتی بر نگرانی‌های خانواده دامن زده است و به ویژه مادر ایشان، بنده، فرزندانم وسایر اعضای خانواده با توجه به اینکه هیچ گونه اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامت ایشان نداریم بسیار نگرانیم، علی‌الخصوص مادر ایشان به دلیل وابستگی شدید عاطفی با وی در وضعیت احساسی نامناسبی قرار گرفته و مدام در حال اندوه و گریه است.

اگر چه در طول این مدت تنها یک تماس تلفنی کوتاه در ساعت ۱۱:۳۰ شب با منزل داشته‌اند اما همان تماس کوتاه بر نگرانی‌ها افزوده است چرا که صدای ایشان بیانگر وضعیت جسمی و روحی نامناسب ایشان بوده و ما را نسبت به مکان و وضعیت نگهداری و رفتارهایی که از سوی عوامل امنیتی و مسئولان زندان با ایشان می‌شود نگران کرده است.

اکنون بیش ازیک هفته است که هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان نداریم. خواهشمند است دستور فرمائید هرچه سریعتر ترتیبات آزادی ایشان فراهم شود و یا برای رعایت حداقل حقوق انسانی و شهروندی این استاد برجسته دانشگاه تماس تلفنی منظم ایشان و ملاقات حضوری برقرار شود تا خانواده در جریان سلامتی ایشان قرار گیرند.

با تشکر

صدیقه خدمت

۱/۸/۱۳۸۹

رونوشت

-       جناب آقای آوایی رئیس کل محترم دادگستری استان تهران

-       رییس محترم دادسرای امنیتی اوین


 


عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با انتقاد از عملکرد هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان، می‌گوید که در این فراکسیون باید خانه تکانی کرد.

مرتضی آقاتهرانی نماینده  راه یافته  تهران به مجلس، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به اینکه آیا فراکسیون متبوعش گزینه‌هایی را برای هیات رئیسه فراکسیون اصولگریان معرفی خواهد کرد یا خیر؟، گفت: فعلا چنین تصمیمی نداریم. من در هیچ جلسه‌ای در این مورد شرکت نکرده‌ام و اصولا نمی‌دانم که آیا دوستان فراکسیون انقلاب اسلامی در این راستا نشستی داشته‌اند یا خیر.

وی با اعلام مخالفتش با ریاست لاریجانی بر فراکسیون اصولگرایان، تصریح کرد: دلیل مخالفتم با ریاست دوباره آقای لاریجانی بر ریاست فراکسیون اصولگرایان، از وضعیت کنونی فراکسیون پیدا است. این وضعیت، مطلوب بنده نیست. البته ممکن است عده‌ای از آن رضایت داشته باشند، اما من می‌گویم که چرا با گذشت چند ماه، این فراکسیون یکی دو جلسه بیشتر نداشته است و هیچ گاه حرف‌ها در آن یکی نشده است؟ بنابراین باید مشخص شود که فراکسیون اصولگرایان چه کار می‌خواهد انجام بدهد.

آقا تهرانی  افزود: گاهی اوقات احساس می‌کنم دوستان فراکسیون اقلیت به خوبی و به طور یک‌شبه با هم کارهایشان را انجام می‌دهند. ولی ما در فراکسیون اصولگرایان، هر کدام کار خودمان را می‌کنیم.

وی همچنین در مورد ائتلاف بخشی از اصولگرایان با فراکسیون خط امام(ره) که در انتخاب علی مطهری به‌عنوان نماینده مجلس در هیات نظارت بر مطبوعات رخ داد، یادآور شد: خود آنها می‌گویند که ما با یکدیگر اتحاد کردیم تا مطهری رای آورد. البته شخص مطهری باید در آینده مواضع صریح خود را نشان دهد.

آقاتهرانی در پاسخ به اینکه با توجه به اتحاد مذکور میان دو جناح در مجلس، وضعیت حامیان دولت چگونه خواهد بود؟، اظهار داشت: این یک مساله جزیی است و همه واقعیت نیست. باید دور هم نشست و صحبت کرد و از اصولگرایی قدرشناسی بیشتری کرد و برنامه بیشتری برای آن داشت. این درحالی است که اکنون چنین برنامه‌ای وجود ندارد.

وی با بیان اینکه اشکال من به عملکرد فراکسیون اصولگرایان همین موارد است، گفت: چرا این اردوگاه جمع نمی‌شود و کسی آن را جمع نمی‌کند؟ به راستی چه کسی مسوول آن است؟ اگر دارای مسوول است چرا این کار را انجام نمی‌دهد؟ من معتقدم که دوستان هیات رئیسه فراکسیون به این کار نمی‌رسند و گرفتاری دارند. در حالی که در چنین شرایطی نباید مسوولیت را بپذیرند، بلکه باید اجازه دهند تا افرادی که پای کار می‌ایستند بیایند که این امر به نفع مجلس است.

عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در پاسخ به اینکه آیا انتقاداتتان را با لاریجانی در میان گذاشته‌اید یا خیر؟، گفت: یکی دوبار با وی در این مورد صحبت کرده‌ام. او نیز نظر مرا می‌داند و اگر لازم باشد آنها را تکرار می‌کنم. ولی به طور کلی عرض می‌کنم که این وضعیت به مصلحت نیست و لاریجانی نباید کاندیدای ریاست فراکسیون شود.

آقاتهرانی همچنین در مورد کاندیداتوری احتمالی محمدرضا باهنر به‌ عنوان نایب رئیس فراکسیون اصولگرایان تصریح کرد: این افراد قبلا بوده‌اند؛ باید در فراکسیون اصولگرایان یک خانه تکانی کرد. زیرا اگر این افراد می‌توانستند کاری کنند تا الان انجام داده بودند. به همین دلیل باید بگذارند افرادی جدیدی وارد کار شوند. اما ظاهرا اجازه نمی‌دهند.

نماینده تهران در مورد کاندیداتوری همکفرانش در فراکسیون انقلاب اسلامی برای انتخابات هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان، اظهار داشت: ما دیگر ادعایی نداریم. همان‌گونه که گفتم خودم کاندیدا نمی‌شوم. در عین حال گزینه‌ای در این عرصه نداریم. اما شخصا به لاریجانی هم رای نمی‌دهم، زیرا به مصلحت وی نیست.


 


وزیر نیرو با تکذیب قیمتهای ۴۰ و ۴۳ تومانی برق گفت: بزودی قیمت واقعی برق برای ۵ ماه باقیمانده سال در طرح هدفمندی یارانه‌ها اعلام خواهد شد.

مجید نامجو در گفت و گو بافارس در پاسخ به این سؤال که امروز شنیده شد دو قیمت ۴۳ تومان و ۴۰ تومان برای هر کیلو وات ساعت برق پس از هدفمندی یارانه ها نهایی شد، آیا این قیمت ها را تائید می کنید، گفت: این خبرها را تکذیب کنید.

وی گفت: قیمتهای نهایی برق تعیین شده اما قرار شده که این قیمتها فعلاً اعلام نشود و هنوز رئیس جمهور اجازه اعلام قیمت‌ها را نداده است. نامجو خاطرنشان کرد: خبر دقیق هر کیلووات ساعت برق به زودی توسط کارگروه طرح تحول اقتصادی اعلام خواهد شد.

وی درباره دلایل عدم اعلام قیمت نهایی برق گفت: حتماً رئیس جمهور مصلحتی دانسته است که گفته است این را اعلام نکنید من خودم از افرادی هستم که به رئیس جمهور گفتم قیمت برق را اعلام کنیم اما حتما رئیس جمهور مصلحتی دیده که کسی بدون هماهنگی با کار گروه تحول اقتصادی این کار را انجام ندهد.

نامجو در پایان تاکید کرد: قیمتهای اعلام شده از سوی برخی رسانه ها را تکذیب می کنم و بزودی قیمت واقعی برق برای هدفمندی یارانه‌ در ۵ ماه باقیمانده سال جاری اعلام خواهد شد.


 


مدیر عامل شرکت مترو تهران وحومه با بیان این که ۳ ایستگاه جدید متروی تهران در خط ۴ آماده بهره‌برداری است، گفت: مترو امروز نیازمند تأمین اعتبارات مصوب است.

به گزارش فارس، محسن هاشمی افزود: عملیات اجرایی سه ایستگاه چهارراه ولیعصر(عج)، نبرد و توحید از خط ۴ مترو تهران به اتمام رسیده و این ایستگاه‌ها آماده بهره‌برداری هستند.

وی ادامه داد: برای بهره‌برداری از ایستگاه‌های جدید، نیازمند افزایش تعداد قطارهای موجود در ناوگان هستیم که امید است بتوانیم با ورود واگن‌های جدید به زودی ضمن بهره‌برداری از ایستگاه‌های جدید خدمات‌رسانی مناسبی در ایستگاه‌های تازه به بهره‌برداری رسیده داشته باشیم و سرفاصله حرکت قطارها در این ایستگاه‌ها به حال معمول و مانند سایر ایستگاه‌ها شود.

مدیر عامل شرکت مترو تهران در ادامه با بیان اینکه در ردیف‌های بودجه سال ۸۹، دولت باید حدود ۴۵۰ میلیارد تومان برای توسعه و ساخت مترو پرداخت کند، گفت: با وجود گذشت بیش از ۷ ماه از سال ، باید نیم بیشتر این اعتبارات پرداخت می شد اما تاکنون مقدار کمی از این اعتبارات محقق شده است و مترو تهران همچنان برای تحقق اعتبار یک میلیارد دلاری خود از صندوق ذخیره ارزی هم چشم به راه و منتظر است.

وی تأکید کرد: امروز مترو تهران بیش از هر وقت دیگری تنها نیازمند تأمین اعتبارات مصوب و دریافت حق قانونی خود است، چنانچه اگر منابع مالی به موقع تامین شود شرکت‌های واگن‌سازی‌ داخلی نیز می‌توانند بسیارسریع واگن‌ها را ساخته و آماده کنند ومشکل کمبود واگن نیز در مترو حل شود.


 


یک عضو فراکسیون اقلیت مجلس، زیاده‌خواهی، سلطه‌گری و عدم پذیرش مخالفان را از عوامل حذف زودهنگام افراد از صحنه سیاست برشمرد و تصریح کرد: ما نیازمند آن هستیم که ظرفیت نقدپذیری مسوولان، جناح‌ها و گروه‌ها بالا رود.

به گزارش ایسنا، محسن نریمان با بیان این مطلب، افزود: هیچ‌کس نمی‌تواند حق صحبت و اظهارنظر را ازیک شخصیت سیاسی به بهانه کهولت سن سلب کند، در عین حال باید این امر را برای افراد باورپذیر کنیم که تنها برای مدت محدودی در این جایگاه هستند و بعد باید جایشان را به دیگر بدهند.

وی با اشاره به ضرورت بالا بردن روحیه نقدپذیری مسئولان، تصریح کرد: در این صورت می‌توانیم از پیشنهادات دلسوزان و ریش‌سفیدان این عرصه نهایت استفاده را ببریم. چون در فرهنگ ایرانی، ریش‌سفیدان جایگاه ویژه‌ی دارند و همیشه افرادی خیرخواه و دلسوز با سابقه درخشان هستند که اظهارنظرهایشان مورد توجه و فصل‌الخطاب بوده است.

این نماینده اصلاح طلب با تاکید بر اینکه بسیاری از افراد می‌توانند با حفظ روحیه انقلابی و سیاسی خود همواره در صحنه سیاسی حضور مفید داشته باشند، افزود: طبق قانون هیچ‌کس نمی‌تواند فرد دیگری را ازنقد کردن و اظهارنظربازدارد.

نماینده بابل در مجلس، بازنشستگی از فضای سیاسی را منوط به خلقیات و رفتار افراد نیز دانست و هرگونه تلاش برای تصویب قانون در این زمینه را خلاف اصول کلی قانون اساسی عنوان کرد. وی اظهار داشت: اگر چنین قانونی هم در مراحل اولیه به تصویب برسد، درمراحل ثانویه به دلیل مغایرت با قانون اساسی و شرع نقض می‌شود.

نریمان در ادامه زیاده‌خواهی، سلطه‌گری و عدم پذیرش مخالفان را از عوامل حذف زودهنگام افراد از صحنه سیاست برشمرد و تصریح کرد: ما نیازمند آن هستیم که ظرفیت نقدپذیری مسوولان، جناح‌ها و گروه‌ها بالا رود.


 


سایت خبری تابناک در رابطه با طرح ضربتی خودکفایی بنزین با سیروس سازدار نماینده مردم مرند و عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفتگو کرده است.  بر اساس گزارش این سایت تولید بنزین  به منظور خودکفایی  تنظیم و تهیه شده  و  روزنه ای برای این است که کشور در سایه تهدید قرار نگیرد  اما به اذعان متخصصان این راهکار، موقتی بوده و سازمانهای مربوطه باید تلاش کنند تا با روشهای متدوال و مقرون به صرفه در بازه زمانی مشخصی کشور را از واردات بنزین خودکفا کنند. . اما درمیان برخی افراد که این استراتژی را دایمی دانسته و بدون در نظر ضرورت برنامه ریزی بلند مدت موضع گیری می کنند.د

متن کامل این مصاحبه به نقل از سایت تابناک به شرح زیر است :

کشور ما توسط متخصصان داخلی در یک طرح ضربتی در زمینه تولید بنزین به خود کفایی رسید. این فرآیند را چگونه ارزیابی می کنید؟

در شرایط عادی این کار نباید انجام گیرد همانطور که در گذشته نیز انجام نمی‌شد. اما وقتی دنیا کشور ما را در محاصره اقتصادی و سیاسی قرار داده است تولید بنزین می تواند تحت نظر متخصصین به طور موقت صورت گیرد اما برای بلند مدت باید برنامه‌ای برای افزایش ظرفیت تولید بنزین داشته باشیم. روند کنونی تنها برای کوتاه مدت می تواند توجیه داشته باشد اما از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. بنزین تولیدی کشور استاندارد نیست، حتی برای افزایش کیفیت آن ۲۰میلیون لیتر بنزین وارداتی را با بنزین تولید داخل مخلوط می کردند.

این سوال مطرح است که چرا می‌گویند بنزین را تحریم می‌کنیم ولی گازوئیل را تحریم نمی‌کنند؟

این برای تبلیغات روانی است، به این دلیل که مردم به بنزین بیشتر از گازوئیل نیاز دارند و می‌خواهند جو روانی ایجاد کنند.

اما مشکل کار جای دیگری است، زمانی بحث واردات گوشت مطرح بود و می‌گفتند آیا این گوشت‌ها ذبح شرعی شده‌اند یا نه، اما نمی‌پرسیدند که اصلا چرا گوشت وارد می‌کنیم. اصل را رها می‌کنند و به فرع می‌چسبند. باید پرسید اصلا چرا بنزین وارد می‌کنیم؟

باید پرسید چرا کشوری که صد سال است نفت تولید می‌کند، نمی‌تواند بنزین مورد نیاز خود را تولید کند؟ یا اینکه چرا نمی‌تواند بنزین استاندارد و باکیفیت تولید کند؟ باید چنین سوالاتی پرسیده شود.

چه علتی باعث شد تحریم شویم؟ آیا واقعاً سیاست عاقلانه‌ای در پیش گرفته‌ایم؟ اگر در عرصه بین‌الملل با کشوری مشکل داشته باشیم باید با تدبیر عمل کنیم. مطرح کردن مسائلی چون هولوکاست و یا مسائلی اسن چنینی چه سودی به حال کشور دارد؟ چرا هیچ زمانی مانند امروز، اسرائیل مورد پشتیبانی دنیا نبوده است؟ البته در این میان امداد الهی به کمک مردم فلسطین و مسلمانان آمد و ترکیه به میدان آمد و اسرائیل به کشتی‌های ترکیه حمله کرد و تمام دنیا این حمله را محکوم کرد. الان اسرائیل پشتیبانی ملت‌های دنیا را دارد. به چه دلیل؟ به دلیل افراط‌گری‌های کشور ما. چرا؟ این همه مصاحبه در مخالفت  با این امر چه سودی داشته است؟ دنیا را بر علیه خود بسیج کرده‌ایم . چرا باید این گونه باشد؟

چرا پس از گذشت این همه سال نتوانسته‌ایم بنزین مورد نیاز خود را تولید کنیم؟ دانش نداریم؟ بودجه نداریم؟ چرا به جای طرح این‌گونه مسائل ظرفیت پالایشگاه‌ها را بالا نمی‌بریم؟ چرا طرح پالایشگاه خلیج فارس اجرا نمی‌شود؟ وقتی بلوف می‌زنند که اتوبان حرم تا حرم ساخته می‌شود،  اگر بودجه داریم چرا پالایشگاه احداث نمی‌کنند؟ چه مقدار از راه‌ها و جاده‌های کشور باقیمانده و راه‌اندازی نشده است؟ گفته‌اند می‌ خواهیم آب دریای خزر را به سمنان بیاوریم. چگونه؟ چرا توقعات بی‌جا ایجاد می‌کنید؟

با توجه به چشم اندازهای پروژه پارس جنوبی، عملکرد ایران در این میدان گازی مشترک چگونه است؟

۲۸فاز پارس جنوبی باید تا سال ۱۴۰۰ باید به بهره‌برداری برسد. با این حال از برنامه عقب هستیم و با  هر روز دیرکرد این پروژه یک میلیون دلار منفعت را از دست می‌دهیم در حالی‌که قطر از میادین مشترک بهره‌برداری می‌کند.عنوان می‌کنند که روند کار خوب است. پروژه‌ها را چند بار افتتاح می‌کنند؟ چرا هیچ برون‌دادی ندارند؟

۸ فاز اول پارس جنوبی به بهره‌برداری رسیده است. فاز ۱، ۸۳ ماهه به اتمام رسید و در آن زمان مشکلات و تحریم‌های امروز وجود نداشت. فاز ۲ و۳ ، ۶۶ ماهه به پایان رسید که پیمانکاران آن خارجی بودند. فاز۴و۵ ، ۶۵ ماهه و فازهای ۶و۷و۸ ، ۹۰ ماهه به اتمام رسید. اما فازهای ۹ و ۱۰ که از سال ۸۱ آغاز شده، با گذشت ۸ سال پیشرفت کار ۹۶ درصد است و این فازها به بهره‌برداری کامل نرسیده است و هر روز تاخیر باعث از دست رفتن سرمایه کشور است. این طور نیست که اگر از مخازن بهره‌برداری نکنیم، این ذخایر برای ما باقی خواهد ماند زیرا قطر که ۱۱ سال زودتر از ما بهره‌برداری از این مخازن را شروع کرده است و الان نیز بیش از ۲ برابر ما از این مخازن بهره‌برداری می‌کند.

بیم این می‌رود که اگر با این سرعت به پیش برویم پس از اتمام این پروژه‌ها چیزی در مخازن وجود نداشته باشد، به این دلیل حتی یک روز تاخیر قابل پذیرش نیست.

فازهای ۱۵و۱۶و۱۷و۱۸ ، ۵۰ درصد و فاز ۱۲ که از سال ۸۴ شروع شده است ۳۲ درصد پیشرفت فیزیکی دارد. چرا در تکمیل این فازها تسریع نمی‌کنند؟ اگر این فازها به بهره‌برداری برسند می‌توان در حدد ۱۵۰ میلیون لیتر از این مخازن برداشت کرد. به جای این کار فازهای ۲۲و۲۳و۲۴ را شروع کرده‌اند و می‌خواهند آن را ۳۵ ماهه بسازند. امیدواریم که ساخته شود. ولی بهتر نیست کمی با مدیریت منابع مالی و انسانی سیاستگزاری کنیم.

اگر در شرایط حاضر تمرکز و سرمایه خود را روی فازهای نیمه تمام قرار دهیم بهتر است یا اینکه منابع را صرف ایجاد فازهای جدید کنیم؟

اگر نسبت به امکانات خود پیش می‌رفتیم و برنامه‌ریزی می‌کردیم تاکنون پروژه‌ها به پایان رسیده بود در حالی‌که الان زمان قرارداد پروژه‌ها به پایان رسیده است. علت این مشکلات این است که برنامه‌ریزی استرتژیک و بلندمدت وجود ندارد و تصمیم‌گیری‌ها لحظه‌ای است.

برنامه‌ریزی استراتژیک برای بهره‌برداری از مخازن نفت و گاز در کشور وجود ندارد. اگر غیر از این است وزارت نفت اعلام کند و بر اساس آن نیز به پیش رود. عملکرد وزارت نفت باعث شده است که در برداشت از مخازن نفت و گاز مشترک از رقبا عقب باشیم.

استرتژی برداشت از مخازن آزادگان و مجنون چیست؟ پس از ۴سال دیگر عراق کجا خواهد بود و ما کجا؟

آقایان ادعا می کنند برنامه ریزی استراتژیک دارند. پس چرا چیزی ارائه نمی‌دهند؟ چرا مجلس را در جریان امور قرار نمی‌دهند؟ چرا از ظرفیت کشور استفاده نمی‌شود؟ وضعیت متخصصین وزارت نفت چگونه است؟ چرا از توان فنی متخصصین داخلی استفاده نمی‌شود؟ آیا مدیریت وزارت نفت، انگیزشی است؟ وزارت نفت برای نگه‌داشتن متخصصین چه برنامه‌ای دارد؟

متخصصین شرکت نفت یک روزه تربیت نشده‌اند . اگر واقعا می خواهیم کاری انجام دهیم ابتدا باید سرمایه انسانی داخلی را بسیج کنیم.

آیا شیوه مدیران شرکت نفت، جذب حداکثری متخصصین نفت است؟

به نظر من که این‌گونه نیست. مشکل وزارت نفت نیروی انسانی و مشکل مدیریتی است که ابتدا باید این مشکل را برطرف کرد. درست است که باید به دنبال منابع مالی بود اما تکلیف منابع انسانی چه می شود؟ آیا برای نگه داشتن متخصصین تلاشی می‌شود؟

چرا نمی‌توانیم با استفاده از نیروی داخلی پالایشگاه بسازیم و همچنان نیازمند متخصصین خارجی هستیم؟ صد سال است که نفت تولید می‌کنیم ولی از لحاظ تجهیزات نفتی عقب هستیم. باید پرسید که چرا پس از ۱۰۰سال تولید نمی توانیم تجهیزات مورد نیاز خود را تولید کنیم؟ چرا باید وابسته باشیم؟ در این ۳۰سال چه برنامه‌ای برای قطع وابستگی داشته‌ایم تا امروز خودکفا باشیم؟ در حالی که تولید تجهیزات در داخل کشور حتی می‌توانست اشتغال ایجاد کند و قسمتی از مشکل بیکاری را حل کند.

امروز هم از نظر تجهیزات و هم از لحاظ نیروی انسانی وابسته ایم. باید برنامه داشته باشیم و در نیروها انگیزه ایجاد کنیم و نیز رویکرد تولید در داخل داشته باشیم. در مواردی که به نیروهای داخلی و متخصصین فرصت داده شده است این نیروها توانایی خود را نشان داده اند .بیش از ۸۰ درصد اقتصاد کشور به نفت وابسته است. آیا نباید در این زمینه پیشرفت کنیم؟ چه وقت می‌خواهیم در تولید نفت و گاز و حفاظت از مخازن روی پای خود بایستیم؟

مراحل تدوین اساسنامه شرکت نفت در چه مرحله ای است؟

از سال ۵۸  شرکت نفت اساسنامه خود را ارائه نداده است و با گذشت ۳۰سال این شرکت هنوز اساسنامه ندارد. وزیر نفت هم که حقوق خود را از شرکت نفت می گیرد.

پس از انقلاب، انفال باید در اختیار حاکمیت قرار می‌گرفت نه اینکه در اختیار یک شرکت باقی بماند.

وزیر نفت مسئول صیانت از مخازن و حفظ محیط زیست است. در حالی که مجموعه کوچکی برای شرکت نفت تصمیم‌گیری می‌کند و حاکمیت نقشی در این تصمیمات ندارد.

شرکت‌ها باید زیر نظر شرکت نفت باشند در حالی‌که شرکت نفت همه کاره است و هر کاری که بخواهد انجام می‌دهد. پس نظارت حاکمیتی چه می‌شود؟چرا شرکت نفت بر اساس اساسنامه زمان طاغوت اداره می‌شود؟ آیا اهداف آن زمان با اهداف جمهوری اسلامی یکسان است؟ پس چرا وزارت نفت تشکیل شد؟ انفال در اختیار افراد خاصی است و هرگونه که بخواهند عمل می‌کنند و پس از گذشت ۳۰سال نظارتی بر آن وجود ندارد.


 


خبرگزاری ایسنا گزارش داد: اگر چه در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶، نرخ بیکاری تابستان نسبت به بهار روندی کاهشی داشته است، اما در دو سال اخیر این روند معکوس شده ‌است.

بررسی آمار نرخ بیکاری نشان می‌دهد در سال ۱۳۸۴ نرخ بیکاری تابستان نسبت به بهار یک درصد، در سال ۸۵ معادل ۰٫۷ درصد و در سال ۸۶ معادل ۰٫۸ درصد کاهش یافته است.

اما در دو سال بعد این روند معکوس شده، به طوری که در تابستان سال ۱۳۸۷ نرخ بیکاری نسبت به فصل قبل ۰٫۶ درصد و در تابستان سال ۱۳۸۸ این رقم ۰٫۲ درصد نسبت به بهار افزایش یافته ‌است.

با وجود این که وزیر کار و امور اجتماعی پیش بینی کرده نرخ بیکاری تابستان امسال نسبت به بهار کاهشی خواهد بود، اما رییس هیات مدیره کانون انجمن‌های صنفی کاریابی‌های سراسر کشور چندی پیش تاکید کرد که به طور قطع نرخ بیکاری در تابستان نسبت به بهار افزایش خواهد داشت.

بابک هاشمی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد:‌ تعداد مراجعات کارجویان به کاریابی‌ها نشان می‌دهد که تعداد آنها افزایش داشته، اما پس از بروز مشکلاتی در سازمان تامین اجتماعی که در ارائه تسهیلات به کارفرما برای جذب کارجویان اختلال ایجاد کرد، میزان جذب کارجو کاهش یافته است.

او ادامه داد: آمار ما نشان می‌دهد که در سه ماهه اول امسال دست کم ۳۰ درصد میزان به کارگیری کارجو از طریق کاریابی‌ها کاهش یافته است.

وی با انتقاد دوباره از عدم اجرای تسهیلات ماده ۱۰۳ برای کارفرمایان گفت: با این وجود کارفرمایان رغبت چندانی برای جذب نیروی کار جدید ندارند و پیش بینی من این است که با این روند نرخ بیکاری در تابستان نسبت به بهار افزایش یافته است.

این در حالی است که نرخ بیکاری بهار امسال به رقم بی سابقه ۱۴٫۶ درصد رسید. این عدد چنان ناخوشایند بود که وزیر کار ترجیح داد اصل آن را زیر سوال ببرد و نسبت به صحت آن ابراز تردید کند. با این وجود مرکز آمار ایران به عنوان مرجع اصلی محاسبه کننده نرخ بیکاری، بر درستی محاسبات خود تاکید و هر گونه تشکیک در آن را بلاوجه خواند.

امروز با این که ۳۳ روز از پایان تابستان می‌گذرد، هنوز نرخ بیکاری این فصل اعلام نشده‌ است. بنابراین باید برای ارائه تحلیلی درست درباره روند تغییر نرخ بیکاری همچنان منتظر اعلام این عدد از سوی مرکز آمار ایران باشیم.


 


دکتر بهمن کشاورز *

شورای عالی انقلاب فرهنگی مرجعی است خاص و استثنایی که از آن در قانون اساسی نامی به میان نیامده است و از دیدگاه قانون اساسی مرجع قانون گذاری صرفا مجلس شورای اسلامی است.

البته مجمع تشخیص مصلحت نظام در مواردی که قانون اساسی برشمرده و تصریح شده است می تواند مرجع قانون گذاری تلقی شود اما حتی صلاحیت این مرجع نیز استثنایی و محدود است.

اصل ۱۵۹ قانون اساسی مقرر می دارد( مرجع رسمی تظلمات و شکایات دادگستری است. تشکیل دادگاه ها و تعیین صلاحیت منوط به حکم قانون است.) ملاحظه می شود از دیدگاه قانون اساسی دادگاهی صلاحیت دارد که به موجب عادی برپا و تاسیس شده باشد. حدود صلاحیت این دادگاه را نیز باید قانون – یعنی قانونی که تعریف این کلمه در حد عرف و در حد شناخت اهل نظر بر آن منطبق باشد- تعیین کند.

مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی هرچند که به هر تقدیر، لازم الاجرا است و اجرا می شود اما مشمول تعریف قانون یعنی مصوبه مراجع قانون گذاری شناخته شده در قانون اساسی نیست. بنابراین در مورد صلاحیت ان درباره تدوین و برقراری ضوابط لازم الاجرا باید به قدر متیقین اکتفا کرد.

بدون تردید حدود این اختیارات مواردی را که باید صلاحیت مراجع قضایی طبق اصل ۱۵۹ تعیین شود، در بر نمی گیرد.

به موجب اصل ۱۷۳ قانون اساسی دیوان عدالت اداری،برای رسیدگی به شکایات،تظلمات و اعترضات مردم نسبت به ماموران یا واحدهای یا ایین نامه های دولتی و احقاق حقوق انها تشکیل شده است و به موجب قسمت اخیر این اصل حدود و اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می کند. بدون تردید منظور از قانون در این اصل مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی یا سازمان ها یا موسساتی نظیر ان نبوده است. زیرا اصولا در زمان تدوین و تصویب قانون اساسی چنین شورایی وجود نداشته است. هرچند که اگر هم وجود می داشت با توجه به سوابق تشکیل ان و علت وجودیش باز هم نمی توانست در کار قانون گذاری دخالت کند.

بنابراین به نظر می رسد نظر رئیس دیوان عدالت در این باره درست باشد. ضمنا با توجه به حدود و وظایف دیوان عدالت و اینکه مستثنی کردن دانشگاه ها از حیطه اختیارات ناچار به محرومیت کسانی که از مسائل مربوط به دانشگا ها شکایت و تظلمی دارند از مراجعه به مرجعی که حق مراجعه به ان دارند منجر خواهد شد. و با توجه به اینکه اصل ۳۴ قانون اساسی ( دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هرکس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع کند. همه افراد ملت حق دارند این گونه دادگاهها را دسترس داشته باشند. و هیچ کس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه دارد منع کرد.)

به نظر می رسد محروم کردن افراد از مراجعه به دیوان عدالت صرف نظر از مسائل مربوط به قانون گذاری و حدود اختیارات سازمان ها و دستگاهها در این مورد پاره ای مسائل کیفری را نیز در حد ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی مبادر به ذهن می کند.

بنابراین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در کلان سیاست‌گذاری‌های کشور باشد و قرار نیست شورای عالی انقلاب فرهنگی جای مجلس شورای اسلامی بنشیند و بخواهد قانون وضع و به دستگاه‌ها ابلاغ کند، ورود شورای عالی انقلاب فرهنگی به حیطه قانون‌گذاری مغایر با قانون اساسی است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی باید همانند مجمع تشخیص مصلحت نظام به سیاست‌گذاری‌های کلان بپردازد تا در چارچوب این سیاست‌ها توسط مجلس قانونگذاری صورت ‌گیرد و توسط دولت نیز این قوانین اجرایی شود، اما متاسفانه مشاهده می‌شود که شورای عالی انقلاب فرهنگی راسا به قانون‌گذاری مشغول شده است که این مساله را به کرات در شورای انقلاب فرهنگی منعکس کرده‌ایم.

البته بحث‌های متعددی راجع به این مساله در شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم، اگر شورای عالی انقلاب فرهنگی بخواهد وارد قانون‌گذاری شود آن را خلاف قانون اساسی و تداخل در قوای سه گانه می‌دانیم، چراکه بر اساس قانون اساسی قوای سه‌گانه یعنی قوه مقننه، قوه قضاییه و قوه مجریه مستقل هستند و نمی‌توانند در کار یکدیگر دخالت کنند؛ در صورتی که شورای عالی انقلاب فرهنگی بستری شده است برای تصویب قوانین و بعضی از اهداف و برنامه‌هایی که قوه مجریه دارد و این صحیح نیست.

* رییس اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری

منبع: خبر


 


ابوالقاسم رجب

بیراه نیست اگر بگوییم دروغ گفتن هم استعداد خودش را می‌خواهد. در اینجا با انگیزه‌ها، ریشه‌ها و ریزه‌کاری‌های این پدیده بیشتر آشنا می‌شویم. متاسفانه تا به امروز علم موفق نبوده تا مرز افکار راست و دروغ را مشخص کند یا به عبارتی شلختگی ذهن مانعی بر سر راه این تکنولوژی است.

جز در موارد خاص که شخص دروغگو از رفتارش بی‌آنکه به دنبال کسب منفعتی باشد لذت می‌برد، پیوسته برای دروغ‌هایمان به دنبال دلایلی قانع‌کننده مقابل وجدان خویش می‌گردیم.

ترس از دست دادن یا میل به دست آوردن فردی که به او علاقه‌مندیم، موقعیت شغلی یا اجتماعی مناسب و… مهم‌ترین انگیزه‌های دروغ‌های کوچک و بزرگ هستند.

روان‌شناسان بر این باورند که بیشتر دروغ‌های ما به منظور محافظت از روابط اجتماعی‌مان است. هنگامی‌که همسرتان از شما درباره بزرگی دماغش سوال می‌کند ممکن است واکنشی کاملا صادقانه در قبال پرسش او نداشته باشید زیرا احساس می‌کنید شاید باعث رنجش خاطر او شوید.

از سوی دیگر نباید فراموش کرد جز در موارد استثنا و درمورد افرادی که با توجه به اعتقادات مذهبی قوی‌ای که دارند و مبرا از خطا هستند، کسی که ادعا کند در طول زندگی‌اش دروغ نگفته دروغگوی بزرگی است. بی‌تردید همه ما از روی اجبار یا به اختیار خودمان دروغ‌هایی در زندگی می‌گوییم اما گاهی افرادی پیدا می‌شوند که در این زمینه افراط می‌کنند.

روان‌شناسان دانشگاه داندی اسکاتلند رفتار چنین انسان‌هایی را مورد مطالعه قرار داده و عللی برایشان برشمرده‌اند.

پنج عامل دروغگویی
بیماری دروغگویی: نداشتن درک صحیح از کار درست و غلط و نداشتن حس پشیمانی پس از آزار دیگران از ویژگی‌های اصلی این‌گونه بیماران است. چنین افرادی بسیار حرفه‌ای دروغ می‌گویند و به هیچ وجه احساس بدی نسبت به عمل خود ندارند و اصولا با عذاب وجدان بیگانه‌اند.

عادتی به نام دروغگویی؛ برای چنین افرادی همیشه دروغ اولین گزینه است؛ حتی اگر برایش دلیلی قانع‌کننده وجود نداشته باشد. تجربیات و خاطرات دوران کودکی افراد دروغگو- نظیر زندگی در محیط فاسدی که دروغ ضرورت ادامه حیات و زندگی نسبتا راحت آنها بوده است- باعث می‌شوند آنها در هر سن و سالی هم که باشند به طور ناخودآگاه دروغگویی را ترجیح دهند.

خودشیفتگی؛ نارسیسیت‌ها دروغ می‌گویند تا نزد دیگران محترم شمرده شوند و بزرگ‌تر از آنچه هستند جلوه کنند.

بی‌ثباتی شخصیتی؛ معمولا زندگی افرادی که چنین خصوصیتی دارند با بی‌بندوباری اخلاقی همراه است. آنها برای فرار از احساس گناه و شرمی که نسبت به اعمال و مسوولیت‌ناپذیری خود دارند در دروغگویی افراط می‌کنند.

دروغ‌های نمایشی؛ “حالم اصلا خوب نیست، به زودی می‌میرم” و “اگر ترکم کنی خودم را می‌کشم” از این قبیل دروغ‌هاست که غالبا برای جلب حس ترحم یا عشق و محبت اطرافیان گفته می‌شود. این دروغ‌ها لزوما منعکس‌کننده احساسات واقعی شخص نیست.

چگونه دروغ‌سنج خوبی باشیم؟
تشخیص فرد دروغگو از شخص راستگو جزء علایق مشترک همه ماست و به قولی «لذتی که در گرفتن مچ شخص دروغگو هست در دروغ گفتن نیست».

روان‌شناسان توصیه‌هایی می‌کنند که دانستن آنها می‌تواند به شما کمک کند:

ـ‌ به حرکات ظاهری او توجه کنید: تنها به یک فاکتور مثلا استرس داشتن فرد توجه نکنید چرا که ممکن است شخصی راست بگوید ولی هنگام صحبت کردن عصبی به نظر برسد.

قبل از اینکه سوال بپرسید- بدون آنکه جلب توجه کنید- حالات اولیه وی نظیر میزان نگرانی، عصبانیت، ارتباط چشمی و پلک زدن وموقعیت دست‌هایش را به خاطر بسپارید.

ـ‌ مقایسه کنید: کلید فهمیدن اینکه شخصی دروغ می‌گوید یا نه در این است که پس از سوال کردنتان- درست طول زمان کوتاهی که اطلاعات در مغز طرف مقابل پردازش می‌شود تا جواب شما را بدهد- تغییرات رفتاری‌ای را که در مرحله پیش به خاطر سپرده‌اید بررسی کنید. توجه داشته باشید فرصت مقایسه را از دست ندهید زیرا احتمالا پس از گذشت این زمان طلایی فرد به تسلطی نسبی روی رفتارش خواهد رسید.

ـ‌ به حرف‌های او خوب گوش کنید:گاهی اوقات توجه به حالات بدن و ریز شدن در رفتار طرف مقابل کمک شایانی به شما نمی‌کند. در این‌گونه موارد دقت در گفته‌های شخص، بهترین راهنماست. دروغگوها معمولا بیش از حد به جزئیات بی‌ربط می‌پردازند. آنها سعی می‌کنند با این کار ذهن مخاطبشان را از موضوع اصلی دور کنند تا دروغشان کمرنگ جلوه کند. فراموش نکنید که دروغگو فراموشکار است و احتمال اینکه متناقض صحبت کند بسیار زیاد است.

ـ‌ چند دقیقه مکث کنید: برای بیشتر مردم دروغ گفتن امری سخت و استرس زاست و هیچ اتفاقی مثل سکوتی که میان پاسخ او و سوال بعدی‌تان برقرار می‌کنید، عذاب‌آور نیست. سعی کنید در این لحظات میزان عصبانیت و نگرانی‌اش را بسنجید.

ـ‌ بحث را عوض کنید: بی‌تردید شیرین‌ترین زمان برای دروغگو لحظه‌ای است که احساس کند دروغ به پایان رسیده و در کارش موفق بوده است. تغییر بحث توسط شما احتمالا لبخندی بر لبان دروغگو می‌نشاند. در این هنگام بازگشت به مبحث قبلی مانند ضربه پایانی یک بوکسور برای ناک اوت کردن حریفش است و با خشم مضاعف او همراه خواهد بود.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی


 


آیت‌الله واعظ طبسی با انتقاد از شعارها و وعده‌های بیجای برخی مسئولان، گفت: باید به جای دادن شعار و برخی وعده‌های بیجا و امیدوار کردن بیهوده مردم، واقعیت‌ها را دید و بر اساس آن‌ها برنامه‌ریزی کرد.

به گزارش ایسنا، وی با بیان این مطلب، افزود: هر مدیری باید بداند سرگرم کردن مردم به شعارها، خیانت به آن‌ها و مصالح ملی است؛ باید مردم در جریان مسائل و مشکلات کشور قرار گرفته، پیوندشان با انقلاب اسلامی را با استدلال و منطق تقویت کنند.

آیت‌الله واعظ طبسی که نماینده رهبری در استان خراسان است، همچنین خاطرنشان کرد: کارها باید اصولی باشد؛ پرداخت یک مبلغ نقدی به چند خانوار ممکن است مرهم کوتاهی بر مشکل آن‌ها باشد، اما چاره کار نیست و باید آینده‌ای را دید که نفت نداریم.

وی که در جمع دانشجویان دانشگاه امام رضا(ع) در مشهد سخن می‌گفت، با بیان این‌که «باید ابزار علمی روز دنیا را در اختیار داشت» ادامه داد: اگرچه در ۳۲ سال گذشته از انقلاب اسلامی شاهد پیشرفت‌های علمی بسیاری بوده‌ایم، اما توجه داشته باشیم که رشد علمی دنیا نیز از سرعت زیادی برخوردار است.

تولیت آستان قدس رضوی در بخش دیگری از سخنانش نیز گفت: ما بودجه دولتی نداریم و این‌که عده‌ای فکر می‌کنند آستان قدس رضوی اقیانوس طلا و نقره است، این‌طورها نیست؛ بلکه مدیریتی که در برابر نظام و مصالح ملی کشور متعهد است، آن مدیریت جمعی است که زمینه این شکوفایی را فراهم آورده و بحمدلله در سایه هدایت و نصرت الهی و عنایت خاص ائمه معصومین(ع) امروز آستان قدس رضوی به عنوان کانونی برخوردار از عشق و عاطفه بشری مطرح است.

وی ادامه داد: جامعه اسلامی به وسیله اسلام، کتاب و ائمه اطهار(ع) به فراگیری علم و دانش دعوت شده‌اند تا جایی که ریشه و پایه این دین بر استدلال و منطق بنا شده و همین حقیقت بس است که ما اسلام را به عنوان یک آیین و مکتب فکری مسلط بر جامعه بشری ببینیم و بپذیریم.


 


حکم یک سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از روزنامه نگاری برای ژیلا بنی یعقوب ، روزنامه نگار و فعال جنبش زنان در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران تایید شد.

به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» حکم بدوی این روزنامه نگار که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباس صادر شده بود عینا در دادگاه تجدید نظر استان تهران تایید شد که به موجب آن ژیلا بنی یعقوب به جز تحمل یک سال حبس قطعی به ۳۰ سال محرومیت از حرفه روزنامه نگاری هم محکوم شده است.

در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی این حکم سنگین تاکنون برای احمدزید آبادی و ژیلا بنی یعقوب صادر شده است.

بنی یعقوب درست یک هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته هم به همراه همسرش در منزل مسکونی شان بازداشت و پس از دو ماه ،با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

بهمن احمدی امویی، همسر ژیلا بنی یعقوب نیز به دلیل فعالیتهای رسانه ای و روزنامه نگاری اش اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است و دوران محکومیت ۵ ساله خود را می گذراند.

فریده غیرت ،وکیل این روزنامه نگار در باره صدور چنین حکمی آن هم برای یک روزنامه نگار مستقل اظهار تعجب می کند:

«حکم صادره به هیچ وجه حق موکل من نیست. فعالیت های خانم بنی یعقوب در راستای شغلش یعنی روزنامه نگاری بوده است .او پیش از این نیز با دلایل مشابه و به خاطر فعالیت های شغلی اش بازداشت و محاکمه شده بود که یکبار از سوی شعبه ۱۵ و بار دیگر نیز از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب از اتهامات وارده تبرئه شد. و از آنجا که در این سالها در روش و منش حرفه ای موکلم تغییری حاصل نشده است و بنابراین طبق اصل حقوقی اعتبار امر مختوم با توجه به صدور رای برائت که قبلا برای وی صادر شده ، بایدحکم برائت برای موکلم صادر می شد و من هم در لایحه تجدید نظر همین درخواست را برای او کردم.»

وی همچنین با اشاره به محرومیت سی سال از حرفه روزنامه نگاری برای موکلش می گوید :” قوانین جمهوری اسلامی برای کسی که محارب شناخته و حتی مجازات قطع عضو نیز برای او صادر شده ،پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی را در نظر گرفته است .بنابراین پرسش من این است که چطور به موکل من سی سال محرومیت شغلی داده اند و حتی به این فکر نکرده اند که وقتی تنها تخصص موکل من روزنامه نگاری است ،گذران زندگی او چگونه خواهد بود ؟»

به گزارش سایت ازادی روزنامه نگاران زندانی ،این روزنامه نگار مستقل طی سالهای اخیر چند جایزه بین المللی در حوزه روزنامه نگاری را از آن خود کرده است .که آخرین آن ها جایزه شجاعت در روزنامه نگاری ، جایزه بین المللی آزادی بیان و جایزه بهترین وبلاگ نویس گزارشگران بدون مرز بوده است.

ژیلا بنی یعقوب، هم اکنون سردبیر وب سایت کانون زنان ایرانی است و سابقه همکاری با بسیاری از روزنا مه های کشور از جمله روزنامه های همشهری، صبح امروز، نوروز و یاس نو را در کارنامه خود دارد .روزنامه هایی که هر کدام پس از مدت زمانی کوتاه از انتشارشان، توقیف شدند .دبیری سرویس اجتماعی و زنان روزنامه سرمایه نیز آخرین سابقه کار ی وی در روزنامه های کشور محسوب می شود

در بیانیه بنیاد بین المللی روزنامه نگاران زن که جایزه شجاعت در روزنامه نگاری را به ژیلا بنی یعقوب اهدا کرده ، آمده است :« این روزنامه نگار بارها به کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله عراق و افغانستان ولبنان سفر کرده است و در مورد زندگی زنان و پناهندگان در زمان جنگ گزارشهایی نوشته است.

سارمانهای اهدا کننده ،علت اهدای این جایزه ها را ” شجاعت فوق العاده این روزنامه نگار برای تهیه گزارش ها در شرایط دشوار اعلام کرده بودند. یکی از دلایل اعطای جایزه شجاعت در روزنامه نگاری که از سوی بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان به وی داده شد ،تهیه گزارش های میدانی این روزنامه نگار زن در هنگام جنگ افغانستان و عراق از این کشورها بوده است.»


 


کلمه- آل طاها:
می گویند : یک بار که شیخ ابوسعید ابوالخیر  برای ارشاد مردم و موعظه ی خلق در مسجدی حاضر شده بود ؛ هنگامی که می خواهد از منبر بالا برود ، یک از حاضران که جا را بر مردم تنگ می بیند و مجال را برای سخنرانی کوتاه می داند با صدای بلند می گوید «  خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و از همان جا که ایستاده است قدمی پیش نهد  » . مردم دعوت او را لبیک می گویند و هر کدام گامی برمی دارند و بدین طریق جا برای دیگران هم باز می شود . اما شیخ در میان تعجب حاضران از منبر پایین آمده و از سخنرانی منصرف می شود  و وقتی مریدان از او دلیل انصرافش را می پرسند می گوید « هر آنچه من می خواستم بگویم ، در همین یک سخن آمده بود » .

این رفتار ِحکیمانه ی شیخ ، به نوعی یادآور « راهپیمایی سکوت در روز ۲۵ خرداد »  است . روزی که  بارزترین و مشهورترین  تجلی گاه  اعتراض مردم به « نتایج انتخابات و رفتار حاکمیت »  در برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود . آن روز کسی در خانه نماند ، هیچ کس به موعظه برنخاست و کسی هم موعظه نخواست  . همه برخاستند و « گامی پیش نهادند » و در خیابان های تهران « سبز شدند »  تا به ظلمی که برآنان رفته بود اعتراض کنند . آن روز را تحلیلگران سیاسی  پیش بینی نکرده بودند و  جامعه شناسان انتظار نداشتند  ، چرا که « روز ۲۵ خرداد ۸۸  ،  روزِ  مردم بود » .

روزِ مردم ، خاستگاه جنبشی شد که کسی را توان انکار آن نبود و دیری نگذشت که دوست و دشمن و مخالف و موافق مقهور آن شدند و  به عظمتِ آن اقرار کردند و از عظیم ترین جنبش مردمی در  آغاز سده ی بیست و یکم گفتند و شنیدند . یعنی شنیدن و گفتن از جنبش سبز ، بی آنچه در ۲۵ خرداد ۸۸ گذشت   چیزی کم دارد و ندیدنِ آن رفتارِ جمعی ، اگر پریشانی ِ خاطر نباشد ، بی انصافی است .

از طرفی  ، خیزش مردم در ۲۵ خرداد و به نام جنبش سبز ، یعنی برای آنکه  گامی برای رهایی از استبداد برداریم ، کافی است « از خود آغاز کنیم » . آن گاه که جا تنگ و وقت درنگ و زمانِ رفتن است ، به جای آن که دیگران را در برداشتن ِ گام هایشان  ناامید کنیم و به گام برداشتن آن ها خرده بگیریم و  گام هایشان را بشماریم و راه و چاه را به دیگران نشان دهیم ؛ بهتر است ، لازم است ، باید ! از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم و از منبر پایین بیاییم و موعظه را بگذاریم و  با مردم همراه شویم .

و لازم نیست ۲۵ خردادِ ما ، همیشه در کفِ خیابان ها باشد . « اگر همه به برداشتن همین یک گام پای بند شویم » و « کنشگری های بی خشونت »  و اعتراض های آرام  را  از ۲۵ خرداد  و « گامی به پیش » را از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم ، آن گاه کسی نمی تواند ۲۵خرداد را ندیده بگیرد و  هیچ کس را یارای آن نخواهد بود – ولو به غلط -  از مرگِ جنبش سبز سخن بگوید  . چنین باد .


 


معاون جواد شمقدری از تشکیل یک اتحادیه واحد در حوزه تهیه‌کنندگی خبر می‌دهد. او بدون آنکه به این پرسش پاسخ دهد چرا دولت متولی و پیش‌قدم برای تشکیل اتحادیه برای تهیه‌کنندگان سینمایی شده است، به ایلنا گفت که؛ تشکیل یک اتحادیه واحد در حوزه تهیه‌کنندگی به مرحله خوبی رسیده است.

تهیه‌کنندگان با داشتن چهار تشکیلات صنفی، بیشترین سابقه را در تعدد اتحادیه و صنف داشته و دارند: اتحادیه شورای عالی تهیه‌کنندگان‌ شامل انجمن تهیه‌کنندگان مستقل سینمای ایران و مجمع فیلمسازان سینمای ایران و کانون تهیه‌کنندگان سینمای ایران با ۱۹۷ عضو در کل و نیز اتحادیه تهیه‌کنندگان سینمای ایران با ۱۳ عضو.

علیرضا سجادپور(مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد) که به‌عنوان نماینده معاونت سینمایی؛ مسئول رسیدگی به مشکلات تهیه‌کنندگان سینما شده است، درگفتگو با ایلنا درباره اقدامات صورت گرفته در این حوزه گفت: تشکیل و تعیین یک اتحادیه واحد برای تهیه‌کنندگان سینما به مراحل خوبی رسیده است.

وی ادامه داد: در آینده نزدیک و به زودی اخبار خوبی درباره جزئیات تاسیس و تشکیل این اتحادیه واحد درباره تهیه‌کنندگان سینما اعلام می‌شود.


 


معصومه ابتکار

امروزه یکی از مباحثی که در جوامع اسلامی مطرح و بعضا مورد مناقشه قرار می گیرد نحوه برداشت و تفسیر قرآن کریم و احکام الهی است. چالش و مناقشه در این است که بسیاری معتقدند هر کسی از ظن خویش و برای اثبات تفاسیر و تثبیت موقعیت خود، از قرآن کریم سخن می گوید و کلام الهی مورد بهره برداری های شخصی یا گروهی قرار می گیرد.

این، البته سخنی بیراه نیست. خداوند نیز در کتابش به این گونه برخوردها اشاره دارد:

الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ، فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ، عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ – همانان که قرآن را جزء جزء کردند (به برخی از آن عمل کردند و بعضی را رها نمودند)، پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید، از آنچه انجام می دادند – سوره حجر، آیات ۹۱ تا ۹۳

این آیات به کسانی می پردازد که آیات خدا را براساس منافع خویش پشت سر می گذارند. مانند آیه ۱۵۰ سوره نساء:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا – کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى‏ورزند و مى‏خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند و مى‏گویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‏کنیم و مى‏خواهند میان این [دو] راهى براى خود اختیار کنند.

واقعیت اینست که اگر جامعیت و روح قرآن درک نشود، جوامع مسلمان با آسیب های فراوانی روبرو خواهند شد. از جمله مناقشاتی که از منظر چالش های عصر معاصر مطرح می شود و محل آسیب پذیری بشر امروز است، مسئله آزادی انسان و حدود و ثغور حقوق اوست.

در این زمینه آیه ۶۷ سوره انفال به صراحت پیامبر را از به اسارت گرفتن انسان ها نهی کرده است. به خصوص اینکه چنین کاری برای سخت گیری بر طرف مقابل باشد:

مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ – هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملا بر آنها پیروز گردد (و جای پای خود را در زمین محکم کند) شما متاع ناپایدار دنیا را می‏خواهید ولی خداوند سرای دیگر را (برای شما) می‏خواهد و خداوند قادر و حکیم است.

در این آیه بر «یثخن فی الارض تریدون» تاکید دارد؛ برای اینکه تسلط خود را در زمین اثبات کنید نمی توانید انسان ها را به اسارت گیرید. این آیه همچنین با تاکید بر عزت و حکمت خداوند پایان می یابد. چرا که موضوع با عزت و حکمت ارتباط دارد و نباید تسلط بر دنیا به قیمت حذف آزادی و به اسارت رفتن انسان ها باشد.

پس حرمت انسان در قرآن کریم بسیار فراتر از حفظ و اثبات قدرت است. حتی اگر قدرت پیامبری با صفت رحمت للعالمین باشد. سلطه بر انسان ها روش پیامبر نبوده و نیست.

منبع: وبلاگ ابتکار سبز


 


مرکز پژوهش‌های مجلس با انتشار گزارشی، ضمن اشاره به بررسی‌های انجام شده از سوی این مرکز، خاطرنشان کرد که “دولت به صورت هدفمند در خصوص تعیین نرخ‌های تعرفه عمل نمی‌کند و تغییرات مستمر نرخ‌ها و تصمیمات کاهش و افزایش یکباره برخی نرخ‌ها و حمایت بلندمدت از برخی کالاها و یا عدم حمایت از برخی دیگر، موجب ناکارایی در نظام حمایتی شده و تنظیم بازار را نیز دچار مشکل کرده و تولید را متضرر ساخته است.”

به گزارش ایسنا، دفتر مطالعات اقتصادی مرکز پژوهش‌ها در گزارشی، از واردات بی‌رویه کالاهای نامرغوب و بی‌کیفیت انتقاد کرد و این بخش از عملکرد دولت را باعث اتلاف منابع ارزی کشور و نیز تضییع حقوق تولیدکننده و مصرف کننده دانست.

در گزارش این مرکز همچنین آمده است: کارشناسان معتقدند بخش قابل اعتنایی از کالاهای مصرفی خارجی موجود در بازار از طریق غیررسمی و قاچاق وارد می‌شود. بنابراین تولید داخلی علاوه بر آن‌که از کالاهای وارداتی رسمی متضرر شود از قاچاق گسترده و نهادینه شده در کشور نیز آسیب می‌بیند.

مرکز پژوهش‌های مجلس، اضافه کرد: مطابق بند «۲» و «۳» ماده (۲) قانون مقررات صادرات و واردات دولت مجاز است برای ورود مجوز اعمال کند و یا حتی بنا به مقتضیات و شرایط خاص با رعایت قوانین مربوطه ورود کالا را ممنوع کند، اما این حکم به واسطه بند «ز» ماده (۳۳) یعنی حذف کلیه موانع غیرتعرفه‌ای و غیرفنی در سال‌های برنامه چهارم تلویحاً مورد استفاده قرار نگرفت.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: در شرایط فعلی پیشنهادهایی مانند لزوم اخذ مجوز برای واردات برخی کالاها (مانند ماده (۱۶) قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی در خصوص لزوم اخذ مجوزهای واردات محصولات کشاورزی) که بعضاً به امضای طلایی تعبیر می‌شود به مشکلات بخش بازرگانی دامن زده و فضای رانت و لابی اقتصادی را پررنگ می‌کند.


 


جمشید انصاری گفت: «معمولا در کشورهای پیشرفته این گونه است که آمار و اطلاعات قابلیت دسترسی برای مردم دارد، و حتی اگر برای مردم منتشر نشود، افراد ‌علاقه مند می‌توانند با مراجعه به سایت‌ها و کتاب‌خانه‌ها این اطلاعات را در اختیار بگیرند، اما متاسفانه در کشور ما، در بعضی از حوزه‌ها حتی نمایندگان مجلس نیز بی‌نیاز از دسترسی به این آمار و اطلاعات دانسته می‌شوند».

جمشید انصاری، عضو کمیسیون برنامه و بودجه پیرامون آمار در مفهوم کاربردی آن به فرارو گفت: «در امر اداره کشور هدف مشخصی از تولید آمار دنبال می‌شود و هدف مشخص آن دستیابی به اطلاعات به‌روز و به‌هنگام درباره پدیده‌های مختلف است که برای ما امکان برنامه‌ریزی در آن حوزه‌ها را فراهم می‌کند. بخشی از این آمار، اساسا در حوزه‌های تخصصی کاربرد دارند و برای عامه مردم قابل استفاده نیستند، اما بخشی از آن‌ها مورد توجه عامه مردم نیز قرار می‌گیرند.

وی سپس به دو رویکرد در عرضه آمار اشاره کرد و اظهار داشت: «یک رویکرد، در اداره کشور قائل به اتکا مردم است. بر اساس این رویکرد اطلاعات لازم، اعم از اطلاعات مربوط به کاستی‌ها یا دستاوردها باید در اختیار همه جامعه قرار بگیرد و مردم با اطلاع از این کاستی‌ها و دستاوردها در پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای کشور مشارکت کنند. اما رویکرد دیگر این تصور را دارد که مردم کشور را اداره نمی‌کنند، بلکه سازمان‌های رسمی به اداره کشور می‌پردازند و نتیجتاً مردم را محرم نمی‌داند».

نماینده مردم طارم و زنجان سپس ادامه داد: «در این رویکرد تصور بر آن است که باید آن بخشی از اطلاعات در اختیار مردم قرار گیرد که ضرورت دارد، به نظر می‌رسد که دولت رویکرد دوم را پی می‌گیرد. حتی من نامه‌‌ای را دیدم از روابط عمومی ثبت احوال که به ادارات خود دستور داده بود از انتشار آمار مربوط به طلاق و مرگ و میر خودداری کنند. اولا چه طلاق و چه مرگ و میر در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد و در ثانی مردم باید از وضعیت طلاق نگران باشند تا جلوی طلاق گرفته شود. اگر مردم آمار طلاق را ندانند که برای آن چاره‌جویی نمی‌کنند».

وی افزود: «این تفکر که گمان می‌کند دولت توان جلوگیری از مرگ و میر و طلاق را دارد و نیازی هم به مشارکت مردم نیست، طبعا این اطلاعات را در اختیار مردم قرار نمی‌دهد. معمولا در کشورهای پیشرفته این گونه است که اطلاعات قابلیت دسترسی برای مردم دارد، و حتی اگر برای مردم منتشر نشود، افراد ‌علاقه مند می‌توانند با مراجعه به سایت‌ها و کتاب‌خانه‌ها این اطلاعات را در اختیار بگیرند، اما متاسفانه در کشور ما، در بعضی از حوزه‌ها حتی نمایندگان مجلس نیز بی‌نیاز از دسترسی به این آمار و اطلاعات دانسته می‌شوند.برای نمونه اطلاعات مربوط به حساب ذخیره ارزی یا آمار بیکاری به صورت تفکیکی را در اختیار نمایندگان قرار نمی‌دهند».

عضو کمیسیون برنامه و بودجه درباره تولید آمار توسط مراکز غیردولتی گفت: «قانوناً اشکالی ندارد که مراکز غیردولتی به تولید آمار بپردازند، اما این امر عملاً ممکن نیست». وی توضیح داد: «ما نباید فرض را بر این بگذاریم که مراکز رسمی تولید آمار، آمار غلط تولید می‌کنند. ما اطمینان داریم که مرکز آمار و بانک مرکزی و نهادهایی که مسئولیت تولید آمار را دارند، این آمارها را به صورت کارشناسی و دقیق تولید می‌کنند. بحث در اینجاست که آیا این آمار باید در اختیار ذی‌نفع‌ها قرار بگیرد یا نه، که بعضی از مراجع تصمیم‌گیری در کشور ما به این امر اعتقاد ندارند».

انصاری با بیان این که من هیچ گاه آمارهای رسمی را زیر سوال نمی‌برم، ادامه داد: «اما آیا بخش خصوصی یا مراکز دانشگاهی قادر به تولید آمار هستند؟ این به تعریف شما از آمار باز می‌گردد. زمانی شما آمار را بر اساس وضعیت جامعه آماری تولید می‌کنید. این امکانات زیادی می‌خواهد و تنها از عهده مراکز رسمی نظیر مرکز آمار برمی‌آید. مثلاً سرشماری اساسا از عهده بخش خصوصی یا یک مرکز دانشگاهی برنمی‌آید. ضمن این که مستند نیست. یعنی به لحاظ قانونی حتی برای مراکز بین‌المللی آن‌چه مرکز آمار یا بانک مرکزی منتشر می‌کند قابلیت استناد دارد. آمارهای رفرنس همان آمارهای دولتی هستند، آمارهای مراکز غیر رسمی تنها برای نمونه آمارگیری‌شده اعتبار داشته و قابلیت تعمیم به کل کشور را ندارد».

این عضو کمیسیون برنامه و بودجه درباره نقش تحلیل‌گران مرکز آمار در سابقه برنامه ریزی و بودجه‌ریزی کشور گفت: «ما در برنامه‌ریزی‌ها، گذشته از آمار و تحلیل های اماری، به منظور اطلاع از وضعیت برای جهت‌گیری‌های بعدی استفاده می کنیم. مثلاً اگر بر اساس شاخص بیکاری اطلاع‌ داشتیم که بیکاری به نقطه نگران‌کننده‌ای می‌رسد، طبعا در بودجه‌های خودمان برای برنامه‌های رفع بیکاری نقش بیشتری در نظر می گرفتیم».

انصاری در پاسخ به این سوال که شیوه مطلوب استفاده از تحلیل‌گران آماری در نظام برنامه‌ریزی چیست، گفت: «چیزی بیش از این نیست که تحلیل‌گران باید آمار را تولید کنند و تحلیل خود از این آمار را نیز بیان کنند. مثلا اگر بیکاری چهار واحد درصد افزایش پیدا کرده، بر اساس اطلاعاتی که دارند بگویند این افزایش ناشی از کدام اتفاق بوده است و ما در بخش‌ برنامه‌ریزی بر این اساس راهکارهای مقابله با آن را تدوین می‌کنیم».

نماینده مردم زنجان و طارم در پاسخ به این سوال که آمار ارائه شده درباره میزان سرمایه‌گذاری برای رفع بیکاری چه میزان صحت دارد، گفت: «محاسبات نشان می‌دهد برای ایجاد هر فرصت شغلی حدود ۳۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری-در بخش کشاورزی کمتر و در بخش صنعت بیشتر- نیاز است. اگر ما این سرمایه‌گذاری‌ها را انجام داده باشیم، این فرصت‌های شغلی نیز ایجاد می‌شود. در حال حاضر نیز ۴٫۵ میلیون نفر بیکار در کشور وجود دارد، اگر ما برای هر نفر ۳۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری کرده باشیم، باید چیزی نزدیک ۱۳۵هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کرده باشیم».

وی سپس گفت: «وقتی کل بودجه کشور ما، حدود ۱۲۵ هزار میلیارد تومان بوده است، گمان نمی‌کنم که این ارقام که برای سرمایه گذاری ادعا می شوند، ارقام صحیحی باشد. حتی اگر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی وسیستم بانکی را نیز اضافه کنیم، شاید برای تعداد بیکاران خودمان نیز این رقم ۵۰ میلیون تومان ادعایی برای هر نفر را سرمایه‌گذاری نکردیم. پولی که برای پرداخت حقوق کارمندان داده می‌شود، سرمایه‌گذاری نیست. یا پولی که برای اعتبارات عمرانی اختصاص داده می‌شود، سرمایه‌گذاری به حساب می‌آید اما صرف حفظ وضعیت موجود در اشتغال می‌شود. یعنی پیمانکاری که تا دیروز سد را می‌ساخت، امروز نیز با اعتبارات تکمیلی به کارش ادامه می‌دهد و نیروی جدیدی در آن‌جا شاغل نمی‌شود».

عضو کمیسیون برنامه و بودجه در پایان تاکید کرد: «سرمایه‌گذاری جدید برای ایجاد اشتغال حتی به میزانی نبوده است که ما بتوانیم ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار نفر را سرکار ببریم و قطعاً این آمار محتاج توجه بیشتری است».


 


تحمل این دیکتاتوری برای مردم کافی است، تحریم‌ها یک رنج مضاعف ایجاد می‌کند

دکتر اردشیر امیرارجمند، استاد دانشگاه شهید بهشتی و از مشاوران میرحسین موسوی، در مصاحبه با نوول ابزرواتور، از مخالفت صریح جنبش سبز با تحریم اقتصادی ایران سخن می‌گوید و تاکید می‌کند خط قرمز جنبش سبز، خشونت است.

وی تصریح می‌کند که احمدی نژاد در تلاش برای پاکسازی بنیانگذاران جمهوری اسلامی و برقراری یک دیکاتوری نظامی است. امیر ارجمند در عین حال خاطرنشان می‌کند که برخلاف تصور احمدی نژاد، ایران مثل کره شمالی نیست و امروز تقریباً همه مردم ایران معتقدند که دولت احمدی نژاد نامشروع است.

مشروح مصاحبه دکتر اردشیر امیرارجمند با نوول ابزرواتور، که توسط سایت روز ترجمه و منتشر شده، در ادامه می‌آید:

حال آقای موسوی چطور است؟

از نظر روحی، هیچ گاه تا این حد خوب نبوده است. او برای ایستادگی در برابر حکومت احمدی نژاد مصمم است، ولی جنبش های مردمی به شدت تحت نظارت اند. دولت تمامی پرونده ها و کامپیوتر ایشان را ضبط کرده است. رییس دفتر وی یک ماه پیش به زندان افتاد. و هرکس که برای ملاقات او می آید نیز دستگیر می شود. بنابراین می توان گفت که وی را کاملاً منزوی کرده اند ولی با این حال می تواند پیام های خود را به نمایندگان جنبش سبز برساند.

وضعیت جنبش سبز چگونه است؟

علی رغم سرکوب های شدید، جنبش سبز مخالفان همچنان زنده است. زیرا ما از ساختارهای مستقل کوچکی تشکیل شده ایم که در سراسر کشور حضور داریم. و بدین ترتیب آسیب پذیری مان کاهش یافته.

ما در تلاشیم تا به طور مسالمت آمیز و در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی، ایده های دموکراتیک را گسترش دهیم. بعداً می توانیم نظر مردم را در مورد اصلاح قانون اساسی نیز جویا شویم.

ما یک جنبش جمع گرا هستیم که کلیه گرایش ها را گردهم آورده ایم و این مایه قدرت ماست. تنها خط قرمزی که مایل نیستیم از آن عبور کنیم، اعمال خشونت است.

پروژه سیاسی احمدی نژاد چیست؟

احمدی نژاد تلاش می کند تا ایران را به یک دیکتاتوری نظامی تبدیل سازد. او دارد یک به یک روش های شوروی سابق را به کار می گیرد: او درحال پاکسازی بنیانگذاران جمهوری اسلامی است و بیوگرافی های جدیدی از سیاستمداران می نویسد. زیرا میرحسین موسوی این منصب را دراختیار داشته و اکنون کتاب های جدید تاریخ اجازه ندارند بنویسند که در اوایل حکومت جمهوری اسلامی منصب نخست وزیر وجود داشته است… احمدی نژاد زمانی که می بیند گذشته به نفع اش نیست، آن را پاکسازی می کند.

ولی برخلاف آنچه او فکر می کند، ایران مثل کره شمالی نیست و امروز تقریباً همه مردم ایران معتقدند که دولت احمدی نژاد نامشروع است. ایران درحال گذر از یک بحران سیاسی بی سابقه است و نهادهای تصمیم گیری حل بحران دیگر کارآیی لازم را ندارند.

مردم گرایی احمدی نژاد دیگر به مانند گذشته ایجاد توهم نمی کند و مردم به ماهیت اقدامات او پی برده اند. هزینه استقبالی که در لبنان از وی بعمل آمد، از جیب مردم ایران پرداخت شد. زیرا او در ایران و حتی در اردوگاه خودش هم مورد اعتراض است و بدین ترتیب می خواست به دنیا و به ویژه به آمریکا نشان دهد که در جهان عرب دارای محبوبیت زیادی است.

آیا تحریم هایی که از سوی جامعه بین المللی علیه ایران اعمال شده اند مؤثر بوده اند؟

جنبش سبز به طور کلی این تحریم ها را محکوم می کند. فراموش نکنید که این تحریم ها در وهله اول بر مردم ایران و کیفیت زندگی آنان تأثیر می گذارد. تحمل این دیکتاتوری برای مردم کافی است و تحریم ها یک رنج مضاعف ایجاد می کند.


 


کلمه: مدتها پیش بود که به سراغ زهرا رهنورد رفتیم تا با او گفتگویی داشته باشیم، گفتگو از همه جا و همه چیز، از تمامی رخ دادهای یک سال و نیم اخیر و حوادثی که منجر به تحمیل رنج و سختی بر مردم ایران و زندانی شدن بسیاری از فعالان سیاسی سرشناس شد تا مسایل مربوط به زنان و حقوق آنان با بانوی سبز ایران سخن گفتیم. او در این گفتگو بیشتر از همه دوست داشت تا درباره زنان، حضور آنان در جنبش  سخن بگوید و تحلیل بعضی از مسایل را نیز برعهده دیگر گفتگو ها گذاشت. رهنورد در این مصاحبه گفت: “نامه های عاشقانه نوعی محتوای سیاسی با بیان عاطفی و سوزناک  است و زنان برجسته ای در این زمینه قلم زده اند که امیدوارم بتوانیم این نامه ها را چاپ کنیم، زنانی مثل ژیلا بنی یعقوب، الهه مجردی، فریبا پژوه، فاطمه شمس، خانم شرب دار قدس(همسر عرب سرخی) خانم الویری، خانم سحرخیز، خانم مظفر، خانم فخرالسادات محتشمی پور، مهسا امر آبادی، پرستو سرمدی، بهاره هدایت، مهدیه گلرو ، خانم امین زاده، خانم و دختر آقای کرمی و دیگرانی که اکنون حضور ذهن ندارم، هریک به نحوی این ادبیات سیاسی را به جنبش سبز و ملت ایران تقدیم کرده اند ،این هم نوع خاصی از زنان و بیان سیاسی-ادبی است. ”

گفت و گوی تفصیلی کلمه با زهرا رهنورد پیش روی شماست.

انقلاب اسلامی با شعار استقلال و آزادی و در راستای مخالفت با استبداد و دیکتاتوری شاه و خصوصا در مخالفت با انتخابات فرمایشی که در رژیم گذشته برگزار به پیروزی رسید، اما اکنون می بینیم همان رفتارها مجددا در حال تکرار شدن است، چرا در دهه سوم انقلابی که به نام آزادی هنوز چنین مشکلاتی وجود دارد و حتی رفتار ها خشونت آمیز تر شده است و انتخاباتی بر پایه تقلب برگزار می شود؟

تحلیل من این است که این جریان فشار و ارتجاعی از همان زمان شکل گیری انقلاب اسلامی و تحقق جمهوری اسلامی در کشور ما وجود داشته است و همیشه در تلاش بوده تا به قدرت برسد و همیشه نیز  هرکس و هر جریانی  که با فکر، اندیشه و ایدئولوژی او مخالف بوده است را می خواسته حذف کند که گاه این حذف با سرکوب و آزار مردم همراه بوده و گاه نیز در جریان قتل های زنجیره ای و آزار خود را نشان داده است. در واقع با انتخاب دولت نهم بخشی از این جریان تندرو که در قتل های زنجیره ای نظر مثبت یا نقش داشته است در موضع قدرت قرار گرفت و اکنون می خواهد هر روش و هر وضعیتی این قدرت را در دست نگه دارد. می توانیم بگوییم  پس از انقلاب اسلامی جریان های تندرو و سرکوب گر که هنوز به قدرت نرسیده بودند با انتخابات نهم به قدرت رسیدند و اکنون به هر قیمتی حتی کودتا نمی خواهد قدرت را از کف بدهد.

در دهه سوم انقلاب شاهد دستگیری گسترده ای از فعالان سیاسی که خود در بوجود آمدن این انقلاب نقش اساسی داشتند بودیم همچنین عده زیادی از مردم و روزنامه نگاران نیز دستگیر شدند و مهم تر از همه خون های بیشماری ریخته شد ایا هیچ گاه گمان می کردید در نظام جمهوری اسلامی چنین حوادثی رخ دهد؟

اتفاقات اخیر برای انقلابیون یک کابوس بود و کسانیکه از رژیم سرکوب گر و پلیسی شاه لطمات بسیاری خورده بودند هیچ گاه فکر نمی کردند در نظام جمهوری اسلامی که درواقع آرمان هایش علیه تمام آن ظلم ها، سرکوب ها ، زندان ها و آن محیط پلیسی این ها بود و بر اساس محبت، شفقت، انسانیت، آزادی رحمت و یگانه بودن ملت و دولت بوجود آمده بود چنین فجایعی رخ دهد. به طور مثال شعاری که شهید رجایی در آن زمان می گفتند کابینه ۳۶ میلیونی بود ، یعنی حاکمیت متعلق به مردم است و مردم هستند که حق دارند نظر دهند و اعمال خواسته های خود را بخواهند از بین رفته و امروز در واقع شکاف عظیمی بین حاکمیت و ملت بوجود آمده است و این شکاف آنقدر عظیم شده که می بینید حاصلش سرکوب مردمی است که با حاکمیت فعلی مخالف هستند. ما هیچ گاه فکر نمی کردیم چه در خیابان ها و چه در زندان ها چنین رفتارهایی صورت گیرد و از نظر ما این کابوسی بود که رژیم شاه انجام می داد. در هر صورت آرمان جنبش سبز، حاکمیت مردم است نه حاکمیت دولتها.

خانم رهنورد برخی می گویند این انتقاد بر شما و بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی آن زمان وارد است که اگر در مقابل برخوردهای خشونت آمیز دهه های قبل  خصوصا با جوانان و زنان محکم تر و قاطع تر می ایستادید اکنون ما با چنین هجمی از خشونت خصوصا در خیابان ها مواجه نبودیم.

در این سی سال معترض تر از من کسی وجود نداشته به شکل های مختلف تا آنجا که البته اطلاعاتی داشتم اعتراض کردم اما من خود جزو کسانی بودم که همواره تحت فشار بوده و هیچ یک از کتاب هایم اجازه انتشار نداشته است. قبل از انقلاب ده جلد کتاب چاپ کردم و پس از انقلاب نیز کتاب ها ی متعددی نوشتم که بالاخره هم به این نتیجه رسیدم که فقط باید کتاب درسی نوشت که در واقع این کتاب های درسی هم آنقدر کارشناسی می شود که هیچ محتوایی جز محتوای علمی ندارد؛ در نتیجه من نیز از کسانی بودم که در سانسور شدید قرار گرفت و زمانی که دیدم هیچ فعالیتی نمی توانم داشته باشم به دانشگاه پناه بردم که در آنجا به بالاترین موقعیت علمی در سطح دانشگاهی دست یافتم اما به این قیمت که هیچ فعالیت اجتماعی نمی توانستم داشته باشم و تمام فیلم ها و زینک های کتاب های من که قبل از انقلاب نوشته بودم را از بین بردند و هیچ باقی نماند. از این رو من همیشه با رفتارهای ضد آزادی خواهانه مخالف بوده و هستم و همیشه نیز در خصوص رفتارهای سرکوب گرایانه با حقوق و پوشش زنان در قالب نوشته و سخنرانی مخالفت کرده ام. البته در خصوص اینکه باید رفتار قاطع تری  صورت می گرفت نمی خواهم هم اکنون جواب اول و آخر را بدهم اما باید به این نکته نیز توجه کرد در آن زمان اینترنت و به الطبع وبلاگ ها و سایت های خبری نبودند اما امروز این فرصت را سایت ها و محیط دیجیتالی برای ما فراهم کرده اند که می توان بسیاری از اعتراضات را ممکن کرد.

خانم رهنورد شما در انتخابات نقش فعالی داشتید و شاید بتوان گفت نخستین زنی بودید که در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در کنار همسرش همه جا حضور داشت، سخنرانی می کرد و اگر آرا درست اعلام می شد شما نخستین همسر رییس جمهوری می شدید که حتی پیش از موسوی فعالیت های اجتماعی و سیاسی چشمگیر و فعالی داشت، چگونه این تابو شکسته شد و هدف شما از این فعالیت ها چه بود؟

وقتی قدم به انتخابات گذاشتم می دانستم که به شدت سرکوب خواهم شد، با این همه در یک شرایط سرشار از تابوی ذهنی، در این انتخابات سنت شکنی کردم و از آنجاکه زنان اجازه ندارند در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوند به عنوان همسر یک کاندیدا برای نخستین بار وارد فعالیت های انتخاباتی شدم. من می خواستم که حرف خود را به مردم برسانم چراکه همیشه یکسری شعار ها و آرمان ها را دنبال می کردم و این بارهم میخواستم که از طریق انتخابات آن شعارها را دنبال کنم. در واقع من کنار موسوی قرار گرفتم تا بتوانم آرمان های مورد علاقه خودم را مطرح کنم و پیش از آنکه کاندیداتوری مهندس موسوی برای من مهم باشد در نظر داشتم تا از فرصت های پیش آمده بتوانم استفاده کنم و از اندیشه، قانون گرایی، دموکراسی خواهی و آزادی قلم و بیان دفاع کنم. این فرصت در انتخابات برای من ایجاد شد تا در کنار موسوی دو هدف را پیگیری کنم که هدف نخست جذب زنان و جوانان به انتخابات ریاست جمهوری دهم، حضور رای دهندگان به پای صندوق های رای و تحقق آرمان هایی چون آزادی، قانون گرایی و دموکراسی بود و هدف دوم مطرح کردن آرمان هایی بود که از نوجوانی دنبال می کردم، انتخابات برای من فرصتی بود تا بتوانم با حضور در جمع های چند میلیونی خواست های آزادی خواهانه ،قانون مدارانه، دموکراسی خواهی و در کنارشان به طور مشخص رفع تبعیض جنستی را مطرح کنم. از طرفی دیگر من از اول با حضور موسوی در پست ریاست جمهوری مخالف بودم و البته این کاملا یک سلیقه روشنفکرانه است و هیچ ربطی به حکومت و سیاست ندارد، من از قدرت سیاسی برای خودمان خوشم نمی آید، و نمی خواستم که در وضعیت حاکمیت قرار بگیریم و کلا به عنوان یک روشنفکر به فعالیت در حوزه عمومی علاقه مندم نه حوزه حکومتی اما زمانی که موسوی پا به صحنه گذاشت من هم با یک بیانیه حضور خودم را در کنار او با این عنوان “انتخابات دهم زنان و رفع تبعیض” مطرح کردم و همه جا موسوی را حمایت کردم . در حالیکه هدف اصلی من آرمانهای دموکراتیک و رفع تبعیض جنسیتی و دست یابی به شرایطی برای سعادت و رفاه بشری و نجات از فلاکت بود.

حضور شما در کنار آقای موسوی بسیار حساسیت بر انگیز شد و جناح مقابل سعی کرد به نوعی واکنش خود را نسبت به این موضوع نشان دهد، شدید ترین نوع واکنش نیز توسط آقای احمدی نژاد در مناظرات تلویزیونی با  نمایش توهین آمیز “بگم بگم” همراه بود، چرا آنان چنین واکنش هایی از خود نشان دادند؟

زنان ما همیشه در طول تاریخ از سرکوب رنج برده اند و این سبب شده تا فعالیت سیاسی زنان در زیر پوست جامعه باشد نه در سطح و بیرون، به طور مثال، مادران پادشاهان، زنان طبقات متوسط به نوعی با تحریک و یا تشویق مردان خود در سیاست به طور پنهان ایفای نقش می کردند اما امروز حضور زنان، از زیر پوست تاریخ خارج شده، پنهانی و اعمال نفوذ نیست، بلکه عینی، جدی، عقلانی و در روی صحنه است. از سوی دیگر فشارها، عقب راندن ها و قوانین تبعیض آمیز و اعمال تبعیض ها که من در انتخابات دهم اسم آن را گذاشتم “قوانین قیم مآبانه” همیشه من را رنج داده و حتی در کتاب ” طلوع زن مسلمان” که هرگز در جمهوری اسلامی چاپ نشد اما مورد نقد و بررسی های شدید قرار گرفت و به شدت از طرف محافظه کاران کوبیده شد به این مساله اشاره کرده ام . همان طور که بالاتر نیز اشاره کردم من در این۳۰ سال در خواست و مطالبات خود را درباره قانون خواهی، آزادی، دموکراسی و رفع تبعیض از زنان مطرح کرده ام و این بار انتخابات فرصتی را فراهم کرده بود تا به بهانه انتخابات و حمایت از موسوی بتوانم آنان را بیشتر و واضح تر بیان کنم ، در برنامه های تبلیغاتی نیز نخست من سخنرانی می کردم و سپس ایشان صحبت می کردند و خوب تمام این ها مردم خصوصا زنان را جذب کرد و دیدند که خواسته هایشان از زبان یک زن در طول انتخابات در حال بیان شدن است و رای بسیاری را برای کاندیدای اصلاح طلبان آورد که منجر به آن تقلب گسترده یا کودتای انتخاباتی شد. خوب این کینه زیادی را سبب شد و جناح  مقابل کینه عمیقی را نسبت به من احساس کرد و این کینه عمیق خود را در دو بعد نشان داد. از یک طرف این کینه عمیق خود را با تهمت غیر قانونی تحصیل کردن و تحریک موسوی با اهانت به من بود که مردم نیز گفتند که “کسی که کم میاره ناموس وسط میاره” که درواقع شعار مردم در آن روز ها بود که می توان گفت عرف جامعه ما زن را ناموس میداند و به این ترتیب حرف خود را زد اما از نظر خودم  پیش از آنکه یک زن باشم انسانی هستم که آگاهانه و با انتخاب آمده است و شاید اطلاق ناموس چندان مناسب او نباشد و از طرفی دیگر آن حرکت بخشی از رفتار احمدی نژاد را نشان میداد و اینکه او با کوبیدن من به طور جدی وارد فاز سرکوب زنان شد و با آن اهانتی که او در مناطره تلوزیونی کرد سرکوب زنان آغاز شد.پس از آن خود من بارها در خیابان ها توسط یگان ویژه باباتوم برقی مورد حمله قرار گرفتم و هم با گاز فلفل بطور اختصاصی و شخصی پذیرایی شدم و هنوز سایتها و رسانه هایشان کینه های عمیق خود را نسبت به من با فحاشی و تهمت ادامه می دهند.

در انتخابات دهم و سپس در اعتراضات پس از آن زنان نقش بسیار فعالی داشتند و در بسیاری از جهات از مردان نیز پیش رو تر بودند ، تحلیل شما در این باره چیست؟

زنان ما رشد بسیاری کرده اند و آگاهی های عمومی و اجتماعی آنان بسیار بالا است. بخش عظیمی از ورودی ها ی دانشگاه ها را دختران تشکیل می دهند و در عیم حال یکی از قشرهای بسیار سرکوب شده تاریخ کشور ما هستند که از لحاظ منزلتی و حقوقی همیشه تحقیر شده اند و جنس دست چندم بوده اند، البته در تمامی طول تاریخ زنان سرکوب شده اند و بویژه در دولت احمدی نژاد بخشی از تاریخ سرکوبگری زنان است. در نتیجه زنان تلاش کردند تا در این انتخابات مطالبات خود را بیشتر دنبال کنند و از طرفی هم مواجه شدند با شعارهایی که من می دادم مبنی بر رفع تبعیض و در عین حال هم من و هم مهندس موسوی مخالفت خود را با گشت های ارشاد و عدم دخالت در زندگی شخصی افراد عنوان کرده بودیم. در نتیجه زنان گسترده تر از قبل وارد انتخابات شدند و همچنین پس از انتخابات پیشتاز جنبش سبز گشتند و سرکوب زنان چه در خیابان و چه در زندان نیز به همان میزان افزایش پیدا کرد. فراموش نکنید که زنان نیمی از جمعیت کشور مارا تشکیل می دهند و این نیمی از جمعیت به یک بیداری و آگاهی رسیده است. از طرف دیگر حاکمیت نیز به رفع تبعیض تن داد که من اسم آن را گذاشته ام “رفع تبعیض در قلمرو خشونت”، یعنی حاکمیت در اعمال رفتارهای خشونت آمیز به طور مساوی بین زن و مرد اقدام می کند اما حاضر نیست زمینه آزادی ها و برابرای های انسانی قدمی بر دارد.

گاهی اوقات در صحبت های مردم شنیده می شود که اگر زهرا رهنورد نبود شاید مهندس موسوی تا کنون کنار کشیده بود و یا مواضع ملایم تری انتخاب می کرد آیا این چنین است؟

ما هردو روی آرمان های ملت مصر هستیم و این خواسته ها و آرمان ها را تازه به دست نیاورده ایم. جنبش سبز به نظر می آید که تازه متولد شده اما جنبش سبز همیشه بوده و این آرمان های همیشگی ما بوده است. من و موسوی باهم مبارزات را شروع کرده ایم و باهم نیز پیش می رویم. البته اگر هم کسانی اینگونه فکر میکنند خوب است و نشانگر این است که بر نظام پدرسالاری فایق شده اند و در عین حال نشان می دهد خانمی پیشتاز تر از آقایان است اما من خود می گویم ما همیشه در کنار هم بوده ایم چراکه زن و مرد دو بال پرواز هستندو هیچ پروازی با یک بال و یا با بال شکسته انجام نخواهد .

در ۲۵ خرداد اعلام شد که رای من کجاست اما از جایی به بعد این شعار تغییر کرد ، جدا از درست بودن یا نبودن این شعار ها چرا جنبش در بعضی از مواقع حداقل در شعار دادن رادیکال شد ؟

تاکتیک و استراتژی جنبش مسالمت، آرامش و تعهدات فرهنگی و اخلاقی است و هیچ اسلحه ای جز رحم، شفقت، محبت، دوستی، فرهختگی و عقلانیت اسلحه دیگری ندارد اما زمانیکه جواب رای من کجاست آن گونه با خشونت داده می شود واکنش ها نیز متفاوت می شود. به نظر من گره ای که با دست باز می توانستند باز کنند را با با دندان های کندشان نمی توانند باز کنند و این دندان های خشونت که حاکمیت به کار برده نمی تواند این گره را باز کند و دیدید که شعارها از رای من کجاست عبور کرد و همان طور که می بینید به شعارهای تند و رادیکال تبدیل شد. اما این شعارها هیچ وقت از جنبه رحمت و رحمانیت و دوستی جدا نمی شود و این اسلحه جنبش است و در غیر این شکست می خورد. من نکته دیکری را هم می خواهم بگویم جنبش سبز از دل جنبش اصلاحات بیرون آمد و جنبش اصلاحات جنبش بر اندازی نیست. در جهان اسلام چه در مصر و شمال افریقا و چه در خاورمیانه اصلاحات به عنوان یک روش مطرح بوده است. در واقع در جهان اسلام سه اقدام با همدیگر و درمقابل تفکرات ارتجاعی و واپس گرا طر ح بوده ، نهضت بیداری احیا و اصلاح سه جریانی بوده اند که همیشه در کنار هم قرار داشته اند و هیچ یک بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد. اگر بیداری است احیا یعنی زنده کردن ملت نیز هست و جریان اصلاحات نیز در کنار دوتای دیگر معنی می یابد. احیا، بیداری و اصلاحات در هیچ کجای جهان اسلام و منطقه بصورت خشن و سرکوب گر نبوده و اگر به تاریخ منطقه نگاه کنید می بینید در هیچ کجا هم با این خشونتی که دولت دهم با مردم رفتار کرده رفتار نشده است. در هر صورت جنبش سبز در درون اصلاحات به حرکت آرام خودش برای دست یابی به دموکراسی، آزادی، قانون گرایی و رفع تبعیض زنان و مطالبات جریان های جنبش پیش می رود. جنبش  تکثر گرا است اما برانداز و تجزیه طلب نیست. اگر از حقوق اقوام صحبت می کند به این معنی نیست که آنان به دنبال تجزیه هستند یا ما این را پیشنهاد می کنیم، ما در در عین وحدت این کثرت را می بینیم.

امام وصیت کردند نگذارید انقلابمان به دست نا اهلان بیفتد آیا امروز چنین اتفاقی رخ داده است؟

دقیقا این اتفاق افتاده است. جریانی که امروز قدرت رابه دست آورده دیگر نمی خواهد آن را رها کند و تبدیل به تشکل قوی و قدرتمند شده اند که اسلحه و رانت نفتی و رسانه های تبلیغاتی را دارد و و با این ها مردم را سرکوب می کند تا بر سر قدرت باشد. بخشی از حاکمیت فعلی مصداق دقیق، نااهلان هستند، تازه به دوران رسیده هایی که هیچ چیز جز قدرت و دیکتاتوری کام تلخشان را شیرین نمی کند این بخش از حاکمیت، خود برانداز جمهوری اسلامی است.

در خصوص رهبری جنبش، آیا شما فکر میکنید که اقایان موسوی، خاتمی و کروبی رهبری جنبش را برعهده دارند و یا جنبش به صورت خود جوش و به صورت تصمیم گیری در لایه های اجتماعی راه خود را ادامه می دهد؟

شخصا فکر می کنم جنبش از یک خرد جمعی برخوردار است که فوق افراد است. جریان های اجتماعی وقتی دست به دست هم می دهند در درون خود قانون مندی هایی را شکل می هند و الان هم این قانون مندی بر کل جنبش حاکم است. در عین حال جنبش از خرد جمعی بهره مند است و در همین حال آقایان کروبی، موسوی و خاتمی نیز چه بخواهند و په نخواهند به عنوان رهبران جنبش شناخته شده اند و کنارمردم قرار دارند. در واقع تعاملی بین ملت و رهبران جنبش شکل گرفته است. توافق بر سر قانون اساسی و اجرای بی تنازل آن و در عین حال وحی منزل نبودن قانون اساسی نیز یکی از محورهای توافق ملی جنبش سبز است.

آینده جنبش سبز را چگونه می بینید؟

این وعده الهی است که در نهایت حق پیروز می شود و تا زمانیکه روش آرمان های خوب بلند مردم پیگیری میشود این پیروزی امکان پذیر است. به قول قرآن مجید موعد شما صبح است آیا صبح نزدیک نیست . البته با این سرکوب ها یک مقدار تحرک رفتاری باید بیشتر و مخالفت ها مدنی تر شود و فراموش نکنیم که خیابان تنها گزینه نیست.

اعدام در زندان ها، دستگیری فعلان سیاسی و تهدید هر روزه احزاب، روزنامه ها و معترضین به برخوردهای شدید قضایی، تمامی این ها چه تاثیری بر جنبش و آینده آن خواهد گذاشت؟

خشونت ها جنبش سبز را در مسیر خود مقاوم تر می کند و به تعمیق جنبش و فراگیر تر شدن آن می انجامد و به شخصه خود را برای چوبه دار آماده کرده ام و تا پای جان بر سر آرمان های آزادی-دموکراسی و قانون گرایی ایستاده ام ، دیگران نیز بر همین میثاق هستند.

از سوی دولت  بارها در خصوص نوع پوشش زنان دستوراتی صادر می شود و خانم هایی که نوع پوششان متفاوت است مرتب تهدید به جمع آوری و برخوردهای خشونت آمیز می شوند از طرفی دیگر نیز اظهارات بر مبنی طراحی پوشش های یکدست برای همه است و خصوصا زمزمه اجرای این طرح در ادارات دولتی بسیار شنیده می شود که همه از یک الگوی پوششی استفاده کنند، آیا این دخالت در حریم خصوصی انسان ها نیست؟

حاکمیت های توتالیتر خود را قدرقدرت و عقل کامل می دانند و اراده شخصی انسانها را از صفر هم کمتر تلقی می کنند، همه ی آنها رفتارشان تحقیر انسان ها و دخالت در زندگی خصوصی، سلیقه ها، زیباشناسی، اخلاق و آداب رفتار انسان ها است. آنها هم به باورهای قلبی انسان ها دخالت می کنند تا مردم را زودتر به بهشت ببرند هم به رفتار اجتماعی، انسان ها و اگر زورشان برسد مایلند ناخودآگاه آدمها را نیز تحت سلطه قرار دهند. کسی نیست بگوید  شما به سلیقه زیبا شناسی مردم چه کار دارید، خانمی مایل است برنزه باشد، دیگری مایل است رنگ پریده باشد، یکی لباس هایش چنین و آن دیگری چنان، به شما چه مربوط است ، البته کار زشت کشف حجاب به همان اندازه قبیح است که گشت ارشاد و دخالت در پوش زنان؛ هردو جلوه های خشونت سیاسی و جنسی است. اینها نمی دانند، اگر زنان و جوانان را به حال خود بگذارند، خود زنان و جوانان و سلیقه آنان حیثیت ملی را تقویت خواهد کرد و چهره عقلانی تری به ایران خواهد بخشید بی اینکه سلیقه های زیباشناختی و فردی آنان به محاق برود.


خانواده های زندانیان سیاسی  با آن  نامه های عاشقانه به همراهان در بند خود  چه نقشی در جنبش سبز داشته اند؟

نکته حساس و بدیعی را مطرح کردید. امید، عقل، رنج، شور،عشق، فراق و دوری و شیدایی از ویژگی های جنبش سبز است. حیات فکری و وروانی جنبش سبز در میان حرکت های ازادی خواهانه منحصر به فرد است.  در هر حال این نامه های عاشقانه نوعی محتوی سیاسی با بیان عاطفی و سوزناک و رمانتیک است و زنان برجسته ای در این زمینه قلم زده اند که امیدوارم بتوانیم این نامه ها را چاپ کنیم، زنانی مثل ژیلا بنی یعقوب، الهه مجردی، فریبا پژوه، فاطمه شمس، خانم شرب دار قدس(همسر عرب سرخی) خانم الویری، خانم سحرخیز، خانم مظفر، خانم فخرالسادات محتشمی پور، مهسا امر آبادی، پرستو سرمدی، بهاره هدایت، مهدیه گلرو ، خانم امین زاده، خانم و دختر آقای کرمی و دیگرانی که اکنون حضور ذهن ندارم، هریک به نحوی این ادبیات سیاسی را به جنبش سبز و ملت ایران تقدیم کرده اند ،این هم نوع خاصی از زنان و بیان سیاسی-ادبی است.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته