-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ مهر ۱۳, سه‌شنبه

Best of Balatarin for 10/05/2010

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.




آی بدو فیلم فلان... آی بیا سی‌دی عکس‌های بهمان... فیلم از فلان چیز... عکس از فلانی و بهمانی... کلیپ خفن!... عکس‌های توپ توپ از فلانی... وجدانت را قاضی قرار بده و ببین این کاری که می‌کنی، نامش چست. آبرو، حیثیت، فیلم‌ها و تصاویر خانوادگی و خصوصی افراد وسیله تفریح، سرگرمی و کسب درآمد نیست. لطفاً خودتان را به جای آن افراد تصور کنید. چه حالی به شما دست خواهد داد؟ حریم خانوادگی و خصوصی افراد چه جایگاهی در جامعه ایران دارد؟ پاسخ این پرسش با توجه به رفتارهای بعضی از افراد در جامعه ما، در یک ضرب المثل معروف خلاصه شده است: مرگ خوب است، اما فقط برای همسایه! این دقیقاً طرز فکر و رفتاری است که در بین بعضی‌ها مشاهده می‌شود. افرادی که دوست ندارند هیچکسی وارد حریم خصوصیشان شود، اما مرتب به دنبال تهیه فیلم و تصاویر خصوصی و خانوادگی دیگران هستند. بعضی‌هایشان هم به کار خود افتخار می‌کنند و آرشیوی از تصاویر و فیلم‌های دیگران را بر روی گوشی موبایل خود، کامپیوتر و یا سایر دستگاه‌ها ذخیره می‌کنند و یا اقدام به انتشار و پخش از طریق اینترنت و قراردادن بر روی وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌ها می‌کنند. همچنین گروهی پا را فراتر گذاشته و از این طریق کسب درآمد می‌کنند. یعنی چوب حراج زدن به آبروی افراد، اصول اخلاقی و انسانیت. بیشتر قربانیان این پدیده شوم هم زنان و دختران و یا افرادی هستند که مورد تهدید و اخاذی قرار گرفته‌اند. متأسفانه این رفتار در جامعه ما (چه واقعی و چه مجازی) وجود دارد و نمی‌توان آن را انکار نمود. اما مسئله مهم این است که ما در برابر آن چه کار کنیم و چه رفتاری را در پیش بگیریم؟ راه حل‌های زیادی وجود دارد. بهترین روش، کار اخلاقی - فرهنگی است. همچنین تلاش در جهت گسترش اخلاق در فضای مجازی. راه دیگر استفاده از امکانات و بسترهای قانونی است. یک روش خوب دیگر هم ارسال گزارش تخلف و سوءاستفاده (Report Abuse) به مدیران و مسئولان وب‌سایت‌ها، سرویس دهندگان وبلاگ و انجمن‌هایی است که چنین محتویاتی در آن‌ها قرار داده شده است. امید است که همگی با کمک و همکاری با هم، برای اصلاح و پیشرفت جامعه، کار و تلاش کنیم. بی‌تفاوتی نسبت به این مسائل، عدم واکنش و خنثی بودن در برابر آن‌ها، در نهایت به ضرر همه خواهد بود.
با ۲۱۴ امتیاز و ۴۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


تحول سبز:موسسه جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه در سال ۱۹۴۸ تأسیس شده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر است. اکبر گنجی در فیس‌بوک شخصی‌اش با بیان این مطلب اهداف اصلی این موسسه را دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها، توسعه رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان، همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی عنوان کرده است. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوریخ، اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو، احمد زیدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ برنده قلم طلایی این موسسه شده‌اند.
با ۱۸۱ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


موسسه ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه 6 اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال 2010 را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد.این موسسه در سال 1948 تأسیس گردیده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران 122 کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر 1800 نفر می باشد.اهداف اصلی این موسسه " به شرح زیر است: یک- دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها دو- توسعه ی رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان سه- همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی برنده ی قلم طلایی این موسسه گردیده اند فرج سرکوهی در سال 1999 زوریخ اکبر گنجی در سال 2006 در مسکو احمد زیدآبادی در سال 2010 در هامبورگ
با ۱۴۳ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


علیرضا شهیری : " با پیشکسوتان نظام به گونه ای برخورد نکنید که بگویند روزهای خوب همه خواب بود " احمد میری : " اگر راه اصلاحات بسته شود را انقلاب هموار می شود " دکتر علی اکبر سروش: " آقای قاضی! اگر شما هم تحت فشار و شکنجه و سلول انفرادی قرار می داشتید علیه مسئولین ارشد نظام هم اعتراف می کردید." محمد رضا ملکی : " اگر با عاملین حمله به آقای کروبی برخورد می شد شاید فجایعی همچون حمله به بیت آیت الله صانعی اتفاق نمی افتاد " آریا آرام نژاد: " آیا وزارت اطلاعات تبدیل به وکیل مدافع معاویه و یزید گردیده است؟!" علیرضا فلاحتی: " بازجویم می گفت که قاضی پرونده ام مهره و بازیچه دست آنهاست " محمد معصومیان: " اگر صلاح آقایان و مملکت این است که ما جوانان به زندان برویم من و دوستانم خود را برای آن آماده کردیم." مصطفی ابراهیم تبار : " این اعترافات در شرایط بد زندان انفرادی و تحت فشار شدید روحی‌و روانی‌نوشته شده است. "
با ۱۴۲ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بيت رهبری- نخستين فاحشه خانه رسمی در كشور با بيش از دويست اتاق. نظر به رئوف القلب بودن مردم، تمامی كارمندان سابق بيت رهبری بخشيده شده و از آن ها در امر خداپسندانه‌ی جا كشی استفاده خواهد شد. آرامگاه خمينی- تنها مكانی كه تغيير كاربری نخواهد داد و كماكان از آن به عنوان يك گاوداری استفاده خواهد شد. حوزه ی علميه‌ی قم- تيمارستان مسلم ابن عقيل- چند هزار تخت خوابه و كاملن مجهز. دفتر كار آخوند حائری در شيراز- تغيير كاربری به عنوان سكس شاپ. كليه‌ی پايگاه‌های بسيج- توالت عمومی. تمامی امامزاده‌ها- سيرك و شعبده بازی. حسينيه‌ها و تكايا- كلاس‌های آموزش رقص و آواز. مساجد- مركز توليد شراب، عرق، آبجو، كنياك و ساير مشروبات الكلی.
با ۱۴۰ امتیاز و ۸۰ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمی
نظرات

 


صورت مسئله خیلی خیلی واضح است , مانوری تحت عنوان اقتدار توسط نیروی انتظامی و با همکاری تعدادی بسیجی مفت خور با وقاحت تمام برگزار میشود و سعی می کنند حضور اعتراضی مردم به انتخابات ننگین سال قبل را به سخره بگیرند , با زبان بی زبانی میخواهند بگویند بله اینهایی که به خیابان ها آمدند مشتی قرطی بودند که محض تفنن و دور هم بودن کنار هم جمع شدند ,هیچ کاری هم نداریم به اینکه از جنبش سبز و خیل عظیم مردم پیش این اوباش حکومتی چه تصویری وجود دارد , اینها را میگوئیم شاید حلال زاده ای هم در دار و دسته شان پیدا شد و دلش خواست نگاهی به چند کلام بیاندازد یا اصلا شاید دلش خواست جوابی هم بدهد اصلا خدا رو چه دیدی شاید ما اشتباه میکردیم و معنی قرطی چیز دیگری بوده است و ما نمی فهمیدیم. اوایل حداقل تا تظاهرات 25 خرداد به جز اواحرش که به درگیری منتهی شد شاید می شد این انگ رو یک جوری به جنبش سبز حواله کرد , تقریبا خبر خاصی نبود و فقط حضور بود اما بعد از اون فصل الخطاب معروف اون قرطی که تو این مانور خیابانی کولی گرفته بود نیاز به کمی تخم داشت , هر چی باشه اون نیروی انتظامی بی غیرت و اون بسیجی و سپاهی که روانه خیابان شدند دست خالی که نمی رفتن , کم نگفتن و کم نگفتیم کم ندیدن و کم ندیدیم ,هیچی که نداشتن باطوم و اسپری فلفل و گاز و اشکاور داشتن,اینا از حداقل اتفاقات ممکن بود , اگر کار به بازداشتگاه میرسید بازم یه شانسهایی وجود داشت , آشنایی چیزی اگر پیدا میشد شاید یه راههای برای خلاصی وجود داشت , هر چند با این وجود بازم زیر باد کتک رفتن موضوع اصلا عجیبی نبود و اگر کار به اوین و سایر زندانهای مخوف حکومت که الان شهرت جهانی دارند زنده بیرون رفتن از زندان یه بحث بود , اینکه شامل حال چه رفتاری میشد بحث دیگر , اینکه کار به استعمال بطری ختم میشد هم یه بحث دیگر , اینکه اگرهم زنده بمانی و انواع و اقسام مجازات ها شامل حالش نشود بحث دیگر! تمام روز ها و اتفاقاتی زیادی که در این مدت رخ داده بود به کنار , روز عاشورا اما روز فراموش نشدنی دیگری بود , اینکه با تمامی حوادت ناگواری که تا قبل از اون اتفاق افتاده بود بازم شاهد حضور مردم بودیم , باور نکردنی بود , همه اینا به کنار , بازم چیزایی میدیدیم که هرگز ندیده بودیم,رد شدن ماشین با اون فضاحت ,توی اون روز واقعا غیر قابل باور بود حالا با این توصیفات به وضوح مبرهنه کسی که با وضعیت میره به خیابان باید خیلی باید جسارت داشته باشه خیلی باید جرات داشته باشه که از تمامی این مسائل آگاه باشه ولی باز هم خطر رو به جون بخره و از تصمیمش منصرف نشه. و حالا جالبتر در همان روز عاشورا کنترل اقصی نقاط تهران از دست همین نیروی انتظامی و سایر نیروهای نظامی خارج شده بود و به دفعات دیده شد بارها به حالت بسیار زننده ای , این نیروی انتظامی بود که در تقابل با مردم بی دفاع قافیه را باخته بود و با بی عرضه گی تمام از مردم کتک میخورد , اکنون مانور اقتدار برگزار میکند و آن حضور حماسی را به همراه حرام لقمه های بسیجی به سخره میگیرند , اقتدار در برگزاری نمایشی مضحک؟اقتدار در سازماندهی مشتی دلقک ؟ یا اقتدار در کنترل امور جامعه؟کدام اقتدار؟
با ۱۳۱ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


موسسه‌ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت‌های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می‌کند.
با ۱۲۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


موسسه جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه در سال ۱۹۴۸ تأسیس شده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر است. اکبر گنجی در فیس‌بوک شخصی‌اش با بیان این مطلب اهداف اصلی این موسسه را دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها، توسعه رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان، همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی عنوان کرده است. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوریخ، اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو، احمد زیدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ برنده قلم طلایی این موسسه شده‌اند.
با ۱۱۹ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


بنا به گزارش رسیده از منابع آگاه به رادیو کوچه، در مازندران طی روزهای اخیر دادگاه چند نفر از فعالان سیاسی استان مازندران تشکیل شده است. بر اساس این گزارش، این دادگاه، دومین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان حوادث پس از انتخابات بوده است. جلسه دادگاه در شعبه ۱۰۱ دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ریاست قاضی باقریان تشکیل شده بود. منابع آگاه گزارش می‌دهند که در این دادگاه علی‌رضا شهیری، احمد میری، علی‌اکبر سروش، آریا آرام‌نژاد، علی‌رضا فلاحتی، محمدرضا کربلایی‌آقاملکی، محمد معصومیان و مصطفا ابراهیم‌تبار حضور داشتند و از خود دفاع کردند. در ابتدای جلسه معاون دادستان اتهام هر یک از فعالان سیاسی را اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ و تبانی علیه نظام عنوان کرد و سپس هر یک از این متهمان به دفاع از خود پرداختند. گفتنی است اغلب متهمان دادگاه روزهای اخیر از اعضای ستاد میر‌حسین موسوی در استان مازندران بوده که در بهمن و اسفند ۸۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و دوران بازداشت خود را در زندان اداره اطلاعات ساری و متی‌کلای بابل سپری کرده بوده‌اند.
با ۱۱۴ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


شهرام ناظری ،خواننده پیشکسوت و نامدار ایرانی در گفت و گو با « آرت نا »، با بیان این مطلب تصریح کرد: ایشان پیشکسوت من و بسیاری از هنرمندان ایران زمین است و بخش بزرگی از هنر ایران زمین به ایشان مدیون است . وی با اشاره به سکوت خبری خود گفت: اجازه دهید من دیگرحرفی نزنم زیرا من حرف هایم را با موسیقی خود بیان می کنم و دیگر نیازی به ایجاد سوء تفاهم های بیشتر نمی بینم . این هنرمندموسیقی سنتی ایران گفت:متاسفانه اکنون هرقدمی در راه حسن نیت برمی داری ، با بدی پاسخ می گیری، بنابراین به عنوان یک هنرمند کُرد زبان ایرانی ترجیح می دهم درخانه مانده و تنها و با کمترین حاشیه ای کارکنم . وی درباره چرایی کنسرت برگزارنکردن در ایران گفت: وقتی مسئولان فرهنگی کشور و به ویژه وزارت کشور نمی خواهند چه کاری از دست من بر می آید ؟ ناظری افزود: طبق قرار قبلی قرار بود که هفته اول مهرماه در تالار بزرگ کشور کنسرت برگزار کنم اما متاسفانه مسئولان وزارت ارشاد و کشور، از در اختیار قرار دادن این تالار طفره رفته و در حالی که بهترین تالارها را درکشورهای دیگر در اختیار من قرار می دهند ، متاسفانه در کشور خودم زمین بازی تنیس را برای کنسرتی مردمی به من پیشنهاد می دهند . وی با بیان این که زمین تنیس ، سالن کنسرت نیست ، گفت: در چنین شرایطی من ترجیح می دهم سکوت کنم و حرف های خودم را با موسیقی ام بیان کنم زیرا هر قدمی که بر می داری ، ده قدم به عقبت می رانند .
با ۱۱۴ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــر از روز يكشنبه 89.7.11 بازاريان طلا و جواهر فروشي و زرگران بندر عباس بويژه بازاريان چهار راه مرادي, بازار طلا , ستاره جنوب و طلافروشان بازار روز تعطيل و به اعتصابيون ساير شهرهاي ايران پيوستند . اين اعتصاب در همبستگي با همه بازاريان طلا فروش و در اعتراض به افزايش ماليات بر ارزش افزوده صورت گرفته و ادامه دارد.
با ۱۱۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


جرس: موسسه جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلايی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زيدآبادی اهدا خواهد کرد. اين موسسه در سال ۱۹۴۸ تأسيس شده و مقر آن در شهر پاريس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو اين موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر است. اکبر گنجی در فیس‌بوک شخصی‌اش با بیان این مطلب اهداف اصلی اين موسسه را دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها، توسعه رسانه های مکتوب و ديجيتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بين تحريريه و سردبيری نشريات در جهان، همکاری بين سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بين المللی عنوان کرده است. اين موسسه هر سال در سطح جهان، يکی از روزنامه نگاران را به دليل فعاليت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلايی آزادی را به او در يکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ايرانی فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوريخ، اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو، احمد زيدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ برنده قلم طلايی اين موسسه شده‌اند.
با ۱۰۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


احمدي مقدم كدام را باور كنم؟عكسهاي پليسهاي ترسوي تو در روز عاشورا و يا اقتدار آنها در مانورها و عكسهاي نمايشي فارس و مهر!
با ۱۰۲ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


موسسه جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی، دبیرکل دفتر ادوار تحکیم و روزنامه‌نگار زندانی ایرانی اهدا خواهد کرد. به گزارش تحول سبز، این موسسه در سال ۱۹۴۸ تاسیس شده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه‌نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آن‌ها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر است. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه‌نگاران را به دلیل فعالیت‌های آزادی‌خواهانه، به عنوان روزنامه‌نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می‌کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهدا می‌کند. تاکنون سه روزنامه‌نگار ایرانی فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوریخ، اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو، احمد زیدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ برنده قلم طلایی این موسسه شده‌اند.
با ۱۰۲ امتیاز و ۴ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


ندارد
با ۹۰ امتیاز و ۲۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


موسسه ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد موسسه ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه در سال ۱۹۴٨ تأسیس گردیده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱٨۰۰ نفر می باشد. اهداف اصلی این موسسه به شرح زیر است:
با ۸۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


موسسه ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه در سال ۱۹۴٨ تأسیس گردیده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱٨۰۰ نفر می باشد. اهداف اصلی این موسسه به شرح زیر است: یک- دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها دو- توسعه ی رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان سه- همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی برنده ی قلم طلایی این موسسه گردیده اند فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوریخ اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو احمد زیدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ
با ۸۸ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


موسسه ی جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلايی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زيدآبادی اهدا خواهد کرد.اين موسسه در سال ۱۹۴۸ تأسيس گرديده و مقر آن در شهر پاريس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو اين موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر می باشد.اهداف اصلی اين موسسه " به شرح زير است: يک- دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها دو- توسعه ی رسانه های مکتوب و ديجيتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بين تحريريه و سردبيری نشريات در جهان سه- همکاری بين سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بين المللی اين موسسه هر سال در سطح جهان، يکی از روزنامه نگاران را به دليل فعاليت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلايی آزادی را به او در يکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ايرانی برنده ی قلم طلايی اين موسسه گرديده اند فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوريخ اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو احمد زيدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ
با ۸۶ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــر بازار طلاو جواهر فروشي اردبيل وارد سيزدهمين روز اعتصابت خود شد. در بازار اصلي اين شهر , همه طلا فروشان شهرهاي تابعه اردبيل مانند خلخال و مشكين شهر نيز تعطيل ميباشد . بازاريان مصمم هستند كه اين اعتراض را تا رسيدن به نتيجه يعني عقب نشيني دولت از بحث افزايش ماليات بر ارزش افزوده ادامه دهند.
با ۸۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 


اولین باری که اسمت را شنیدم 16 آذر 88 بود.آن روز حرفهایی که سالها شهامت گفتنش را نداشتم از زبان تو شنیدم.تو آن طرف دیوارهای امیر کبیر بودی و من این طرف دیوار از شر گاردی ها و باتوم هایشان فرار می کردم.این طرف درهای بسته امیرکبیر ما به چپ کردن موتور آن گاردی عصبی می خندیدیم و یا با دستپاچگی پیرزن خمیده ای را به بیمارستان می رساندیم که عایدی سی ساله اش از این نظام،باتومی بود که به صورتش خورده بود و چشم مصنوعی اش را در آورده بود. همه اینها را می دیدیم و فکر می کردیم به رنجی که طی این سالها بر ما رفته بود و تو مجید جان!برادر تازه یافته ام!درآن طرف دیوار صدای تمامی دردهای ما بودی.آن شب وقتی فیلم سخنرانی ات را در اینترنت دیدم،شجاعتت را تحسین کردم و کلی برایت دست زدم. از آن روز تقریبا هشت ماه گذشته است و تو هنوز پشت دیوار های بلند اوین محبوسی.تو که با آن دیوارها غریبه نیستی!انفرادی را که الف می گفت من تحمل یک ساعتش را هم ندارم،برای تو کاملا آشنا بوده و هست.یادت می آید آن 115 روز را؟15 ماه را چه طور؟معلوم است که یادت هست.مگر می شود فراموشش کرد؟! خدای من...! 24 ساله هستی و انقدر از نظر سیاسی سابقه حبس داری!!برادر نازنینم پس تو کی جوانی کردی؟!در این سالها پیش آمده که فارغ از دردهایی که فریادت را برآورد،از ته دل خندیده باشی؟این روزها خبرهایی که از تو می شنوم خبرهای خوبی نیستند،عذابم می دهند. سخت است که بفهمی برادرت حال جسمانی خوبی ندارد و 15 روز است که اعتصاب غذا کرده و از 4 روز پیش وارد اعتصاب غذای خشک شده است و تو فقط می توانی اشک بریزی و از خدا بخواهی که برادرت اعتصاب غذایش را بشکند.اگر می توانستم راهی برای ورود به آن اوین لعنتی پیدا می کردم و التماست می کردم که چیزی بخوری و این اعتصاب غذای زجر آور را تمام کنی.اما حیف که هیچ راهی به آنجا ندارم.چرا خواهرها همیشه نگران برادرهایشان هستند؟!آخر چرا برادرها مراقب خودشان نیستند و خواهرهایشان را غمگین می کنند؟ همیشه آرزوی برادری بزرگتر را داشتم و حالا دو برادر بزرگ و دوست داشتنی دارم،تو و حامد عزیز (روحی نژاد). اما هیچ کدام از شما حال خوبی ندارید و این داغانم می کند،واقعا زجرم می دهد!آمدم مثل تو اعتصاب غذای خشک بکنم،روز چهارم طاقتم تمام شد اما تو 15 روز است که چیزی نخورده ای!چه طاقتی داری مجید جان!ولی ای کاش می دانستی این اعتصاب غذایت و این شرایط بد جسمانی ات بیشتر از آنکه به آن انسان نماها لطمه بزند،من را می شکند!هرچقدر که حال تو وخیم تر می شود من بیشتر می شکنم.اگر خدای نکرده اتفاقی برایت بیفتد خُرد می شوم،باور کن!مردم دلواپست هستند،امضا جمع می کنند که اعتصاب غذایت را بشکنی.سلامتی تو برای ما از همه چیز مهم تر است.می دانم،شهرمان پر شده از دیوار،مثل همان دیوارهای اوین که لمسشان می کنی،مثل دیوارهای امیرکبیر که نگذاشتند آن روز تو را ،صدای دردهایم را،ببینم.اما قسم به تمام زیبایی ها،قسم به دل پاک و قلب مهربانت،روزی که شاید نزدیک هم باشد،تمامی این دیوارها فرو می ریزند و ما آزاد می شویم.مجید جان!نگذار بشکنم برادرم.پس برای آن روز سلامت بمان.جشن آزادی با حضور تو شیرین است. دوستدار توخواهر جدیدت م.شکوهی
با ۸۵ امتیاز و ۲۷ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


امسال زنگ انشاء مان حذف شده است اما آقای معلم گفتند که می توانید برای یک بار در این سال تحصیلی انشاء بنویسید. موضوع انشاء: تابستان گذشته خود را چگونه گذراندید؟ به نام خدایی که همه پرنده ها را آزاد آفرید من امسال تابستان خوبی داشتم، من همراه با خانواده ام هر دو هفته یکبار به گوهر دشت می رفتم. پدر و برادرانم به گوهردشت رفته اند، در همان خانه های سازمانی سپاه، مادرم می گوید سلول های سازمانی اما فکر می کنم منظورش همان خانه است، شاید قدیمی ها به خانه می گویند سلول. مادرم هر بار که به گوهر دشت می رفتیم برایشان خوراکی می برد ولی ما هیچ وقت اجازه نداشتیم پدر و برادرانمان را ببینیم. ما خیلی دلمان برایشان تنگ شده است شاید آنها دلشان برای ما تنگ نشده باشد. مادرم می گوید که پدرم در آنجا معلم است و آزادی درس می دهد اما من فکر می کنم که در کارگاه صنایع دستی، همراه با برادرانم کار می کند چون هر بار مادرم برای ما تسبیح و خودکار منجق دوزی شده می آورد. برادر بزرگترم، برایمان نقاشی می کشد اما تا مادرم در آن شلوغی از بین دود ماشین باری ها می آید این طرف همه نقاشی ها خاکستری رنگ می شوند. انگار که یک نفر فقط بلد باشد دیوار بکشد. من با برادر کوچکترم به آن ها خیلی می خندیم. ما می دانیم که برادرم برایمان یک پرنده سفید یا یک اسب زیبا کشیده است اما تا به دست ما می رسد انگار که دود همه جا را پوشانده باشد و ما هر بار می خندیم. هر بار که ما می خندیم، مادرم گریه می کند و ما ناراحت می شویم. مادرم پیر است یادش می رود که نقاشی برادرم را در زیر چادرش بگذارد و بیاورد این طرف خیابان تا دود ماشین باری ها نقاشی ها را خراب نکند. ما قول داده ایم دیگر نخندیم تا مادرم دیگر گریه نکند. مادرم یک کتاب آموزش قرآن دارد به ما می گوید خوب درستان را بخوانید تا مثل برادرتان به من قرآن یاد بدهید. این کتاب مال برادرم است. در صفحه اولش با خط خودش نوشته است: "نفرت، نفرت می‌زاید و خشونت، خشونت می‌آفریند". ما نمی دانیم این یعنی چه، مادرم می گوید از آقای معلمتان بپرس بعد می گوید نه شاید چیز خوبی نباشد. اما من می دانم که این چیز خوبی است چون برادرم خیلی آدم خوبی است. اوایل یا پیکان پدربزرگم به آنجا می رفتیم اما از وقتی پدرم خرجی خانه را نفرستاد ما مجبور شدیم ماشین پدربزرگ را بفروشیم. حالا دیگر با اتوبوس و مترو به آنجا می رویم. اتوبوس ها گرم و شلوغ هستند. ایستگاه آخر همان خانه پدر و برادرانم است. چقدر خوش به حال ماست که خانه پدر و برادرانم نزدیک همان ایستگاه آخر است وگرنه ما مجبور بودیم در آن هوای گرم، پیاده به آنجا برویم. مادرم قول داده است اگر از پول ماشین چیزی باقی بماند به ما هم پول بدهد تا ما هم دکتر و معلم شویم. من خیلی دوست دارم مانند برادرم درس بخوانم و از آن چیز ها بگویم که خیلی ها نمی فهمند. اگر برادرم سرکار نمی رفت و اینجا بود حتمن من شاگرد اول می شدم و او پدرم را راضی می کرد تا برایم دوچرخه بخرد. مادرم فکر می کند که آن جا سوپری یا بقالی ندارد و هر بار که به گوهردشت می رود برای پدر و برادرانم، میوه و خوراکی می برد.اما دوباره همه را بر می گرداند.پدر و برادرانم هر چند هفته یکبار به خانه زنگ می زنند.هر بار فقط وقت هست که با مادرم حرف بزنند، انگار از آن تلفن های سکه ای که در راهرو مدرسه است زنگ می زنند که بعد از سه دقیقه خودش قطع می شود و مادرم هم طبق معمول پشت سر هم می گوید، الو…الو… پای پدرم درد می کند و مادرم برایش زنجبیل می برد. پدرم وقتی اینجا بود و پایش ضعف می کرد چای پررنگ با زنجبیل می خورد و می گفت: حال اومدم و بعد خوب می شد. اما انگار آنجا خوردن زنجبیل ممنوع است یا شاید مانند میوه و خوراکی های دیگر از سوپری آنجا می شود خرید و مادرم الکی اینقدر به خود زحمت می دهد. ما که از کارهای مادرمان چیزی نمی فهمیم. اینقدر با هیچکس حرف نمی زند که همه موهایش سفید شده است. مادرم دیگر زیر ابرو بر نمی دارد، دیگر بند نمی اندازد و آرایش نمی کند. آن روزها که پدرم بود، مادرم آرایش می کرد و پدرم به او می گفت: به به خانوم، خوشگل کردی و مادرم در جواب: زشت است، حیا کن، جلو بچه ها از این حرف ها نزن. مادرم خیلی وقت است که دیگر خوشگل نمی کند. مادرم خیلی وقت است که چادرش را بر سرش می کشد و خودش را به خواب می زند اما من می دانم که او گریه می کند. وقتی پدر و برادرانم برگردند همه چیز خوب می شود و ما شاید دوباره آن پیکان پدر بزرگ را بخریم و مثل تابستان های گذشته به شمال برویم.
با ۸۴ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


موسسه بین المللی مطبوعات، که پیش تر، جایزه قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی، روزنامه نگار ایرانی زندانی اختصاص داده بود، روز چهارشنبه (۶ اکتبر - ۱۴ مهر) طی مراسمی این جایزه را به او اهدا می کند. جایزه قلم آزادی هر سال به روزنامه نگاری اهدا می شود که از نظر موسسه بین المللی مطبوعات، برای اشاعه آزادی مطبوعات بیشترین تلاش را انجام داده است. جایزه قلم طلایی آزادی، که از سال ۱۹۶۱ بنیانگذاری شده است، به خاطر آنچه "ممارست و تلاش بی شائبه" آقای زیدآبادی در دفاع از آزادی مطبوعات، خوانده شده جایزه امسال خود را به این روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی ایرانی اهدا کرده است. در بیانیه موسسه بین المللی مطبوعات، از نامه سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) آقای زیدآبادی که از داخل زندان منتشر شد، به عنوان یکی از تلاش های پیگیرانه او برای دفاع از آزادی مطبوعات یاد شده است. در بخشی از بیانیه، هیات داوران قلم طلایی آورده: "با وجود اینکه تمامی روزنامه نگاران از خطرات ناشی از به چالش کشیدن دولت خودکامه محمود احمدی نژاد و و تلاش های آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران در این رابطه آگاهند، احمد زیدآبادی به خاطر تلاش شجاعانه و مستمر خود در دفاع از اصلاحات و حکومت قانون در ایران، شایسته دریافت قلم طلایی آزادی شناخته می شود." آقای زیدآبادی عضو انجمن دفاع
با ۷۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


هر هفته می بردیم بیمارستان تا آمپول سینووکسش رو بزنه. اون روز که این امپول لعنتی رو می زد دنیا براش تیره و تار می شد. سردردی می گرفت که نگو. همیشه بهش می گفتم طاقت بیار داداش ایشالله دارو های جدید می آد تا این سیستم دفاعی لعنتی رو یه جور متقاعد می کنه که دیگه به خودش حمله نکنه. برادرم ام اس داره و الان توی زندانه .می خواستن اعدامش کنن. ترجیح دادن این حکم رو لغو کنن اما حکم به مرگ تدریجی دادن. 10 سال زندان. می دونید ام.اس یعنی چی؟ یعنی مراقبت. یعنی دقت در رفتار. یعنی یه جوری با بیمار زندگی کنی که حساسیتش برانگیخته نشه. یه وقت از مسئله ای ناراحت نشه. بغض نکنه. تو خودش فرو نره. دپرس نشه . به زندگی امیدوار باشه. نگاه مادرم به در خشک شده بعضی وقتا می بینم واسه چند ساعت همین طور خیره داره به یه جایی نگاه می کنه. می گم مادرجان قربونت برم خدا بزرگه. تو رو خدا این طوری نکن با خودت. خواهرم می گه: "حامد دچار تشنج های شدید هم می شود که البته خودش این قضیه را از ما مخفی نگه داشته و ما از طریق دوستانش شنیدیم و حتی در موقع بازگو کردن هم حامد باز دست به انکارش زد و اصرار داشت که این قضیه را باز هم از ما مخفی نگه دارد. بالاخره برادر من جوان است و غرور دارد و نمی خواهد از پا افتادنش را دیگران ببینند و از طرفی هم به هیچ عنوان دوست ندارد حالا که خودش در چنین شرایطی است ما را هم نگران حال خود کند"من برادر حامد روحی نژادم. برادر بی گناه و بیمارم رو آزاد کنید.
با ۷۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


موسسه جهانی مطبوعات، روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه در سال ۱۹۴۸ تأسیس شده و مقر آن در شهر پاریس است. روزنامه نگاران ۱۲۲ کشور عضو این موسسه هستند که تعداد آنها بالغ بر ۱۸۰۰ نفر است. اکبر گنجی در فیس‌بوک شخصی‌اش با بیان این مطلب اهداف اصلی این موسسه را دفاع و ارتقاء آزادی مطبوعات و کمک به استقلال مالی آنها، توسعه رسانه های مکتوب و دیجیتالی و برقراری شبکه های ارتباطی بین تحریریه و سردبیری نشریات در جهان، همکاری بین سازمان های عضو در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی عنوان کرده است. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب می کند و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می کند. تاکنون سه روزنامه نگار ایرانی فرج سرکوهی در سال ۱۹۹۹ زوریخ، اکبر گنجی در سال ۲۰۰۶ در مسکو، احمد زیدآبادی در سال ۲۰۱۰ در هامبورگ برنده قلم طلایی این موسسه شده‌اند.
با ۷۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 


چنان ایستاده ای که کوه برایت سرود بزرگی می‌خواند ، برگ‌های درختان می رقصندو باران می‌زند بر سر و روی همچون من ای که چشم به راهت دارد. بهمن تو سرود مایی سرود همه آن‌ها که شانه به شانه های سبزت می‌خوانند آزادی را. بهمن تو صدای سبز سرزمین پدرانی زمانی که زمزمه می‌کنی کرامت انسان را زمزمه ای که قوقولی قو ی آزادگان است. بهمن برادر بزرگ من! بگذار خواهرت از آن سوی میله ها غذا را عقب زند به جای تو تو که بزرگواری ات تحسین عالم انگیخته بزرگی کن اینبار هم و بگذار این کوله را ما از کوره راه بگذرانیم. برادر من بی سرود کوه کر می‌شوم من بی سرود تو هیچ می‌شوم. برادر بشکن اعتصاب را. بشکن اعتصاب را تا زیر رنگین کمان بخوانیم سرودت را شانه به شانه های سبز تو.
با ۷۰ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


دلم را چه میشود امروز؟ چه بی‌ تابی/ چه بی‌ صبر ، چه نا آرام/ تو را چه آشوبی ست/ بر جان/ صبوریت کجا ماند/ بر مدارایت چه رفت/ ای دل! ای غافل! خوش نوائی خواهی/ آواصدائی مهربان/ از آن دور راه/ از سرزمین عاشقان ؟ مگر تو را نبود آرزو/ قوس کمان آرش/ برچهره ی امید ؟ و تیر سرکش او/ بردل پاسداران شب ؟ تو را نبود آرزو/ نوازش باد آرام بهاران/ بررخسار آن کاویانی درفش ؟ حال گوش فرا دار/ صدای آرش را/ که فریاد میکند : های ای ایران/ این منم/ این جانم و این تیر و کمانم/ در بگشا و بشنو بانگ کاوه را/ که هلهله سرداده و چرم را درفش ساخته/....
با ۷۰ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


گروه ۲۳ خرداد: در این نوشته به طور مختصر گزارشی از ۶ سال مبارزه منصور اسانلو و سندیکای شرکت واحد ارائه خواهیم کرد. نوشته با ذکر اطلاعات شخصی اسانلو آغاز میشود. سپس به سندیکای شرکت واحد خواهیم پرداخت٬ از روند شکل‌گیری‌اش خواهیم نوشت٬ به حمله اوباش شورای اسلامی کار به محل جمع شدن کارگران سندیکایی و بریدن زبان اسانلو و نظرات وقیحانه علیرضا محجوب اشاره خواهیم کرد؛ از ادامه مبارزات سندیکا و اعتراض با چراغهای روشن و همچنین دو اعتصاب کامل رانندگان و سرکوب وحشیانه آن خواهیم گفت. در ادامه به برخی دستاوردهای مبارزه سندیکای شرکت واحد اشاره میکنیم و سپس به اسانلو برمیگردیم و به وضعیتش در زندان و فشارهایی که بر او وارد شده و همچنین به وضعیت وخیم جسمی‌اش و در نهایت فشارهای وارده بر خانواده‌اش از جملعه ضرب و شتم و تهدید عروسش خواهیم پرداخت.
با ۶۷ امتیاز و ۱۷ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


بنا به گزارش منابع کارگری، کارگران کارخانه لاستیک البرز(کیان تایر)، از روز شنبه در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه دستمزد معوقه خود و سایر مشکلات موجود در کارخانه دست به اعتصاب زدند که روز یکشنبه نیز ادامه یافت. بر اساس گزارش «اتحادیه آزاد کارگران ایران»، کارگران پس از عدم توفیق مذاکرات با مدیریت کارخانه لاستیک البرز، "مدیران آن واحد صنعتی را از محل کارخانه بیرون کرده و خاطرنشان ساختند تا رسیدن به خواست های خود، کارخانه را ترک نخواهند کرد." کارگران لاستیک البرز خواستار دریافت چهار ماه دستمزد خود و پرداخت حق بیمه های شان هستند که از تیر ماه امسال به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده است. اتحادیه آزاد کارگران ایران همچنین خبر داد که ۳۵۰۰ کارگر کارخانه لاستیک بارز در استان کرمان نیز، هفته گذشته در اعتراض به شرایط کاری خود و پرداخت نشدن اضافه کاری شان دست به اعتصابی سه روزه زدند. این اعتصاب در پی وعده رئیس اداره کار کرمان برای رسیدگی به خواست های کارگران پایان یافت. گفتنی است طی هفته ای که گذشت، كارگران كارخانه «چیلرسازی زهش» خاطرنشان کردند "با وجود فعال بودن خطوط تولید و فروش محصولات این كارخانه، طی سه ماه گذشته حقوق دریافت نكرده‌اند" و دست به اعتصاب زدند. کارگران کارخانه کرپ ناز کرمانشاه نیز- همراه با اعتصاب- در مقابل ارگان های ذیربط دست به تجمعات اعتراضی زدند. همزمان کارگران کارخانه روغن نباتی قو (واقع در جنوب تهران) ، دراعتراض به عملکرد مدیریت و پرداخت حقوق کارگران از محل فروش املاک شرکت، دست ازکار کشیدند. و کارگران کارخانه ریسندگی کاشان، در حالیکه ماهها حقوق معوقه خود را طلب دارند و هیچیک از مسئولین نیز به آنها پاسخگو نیست، دست به اعتصاب زدند.
با ۶۷ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 


کسانی که نانشان در اختلاف است، می‌خواهند در کشور اختلاف ایجاد کنند و صدا و سیما متاسفانه نقش موثری در ایجاد اختلاف در جامعه دارد که همیشه به مسائل اختلافی دامن می‌زند. / صدا و سیما به خاطر اینکه یک رسانه انحصاری است، پاسخگو به هیچکس نیست و هر جا که تشخیص بدهد باید به یک جریانی فشار بیاورد، با یک هجمه حساب شده و تبلیغی این کار را انجام می‌دهد. رئیس و یک عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام(ره) مجلس معتقدند که صدا و سیما نقش اساسی در ایجاد اختلاف در کشور دارد و در عین حال به دلیل اینکه رسانه‌ای انحصاری است، به هیچکس هم پاسخگو نیست. حجت الاسلام حسین هاشمیان در گفت‌وگو با پارلمان نیوز با اشاره به نحوه رفتار صدا و سیما در برابر مجلس گفت: متاسفانه آنچه که اکنون از فضای کشور استنباط می‌شود، این است که اراده‌ای برای تحقق وحدت وجود ندارد و حتی این اراده برخلاف وحدت حاکم است. وی افزود: کسانی که نانشان در اختلاف است، می‌خواهند در کشور اختلاف ایجاد کنند و صدا و سیما متاسفانه نقش موثری در ایجاد اختلاف در جامعه دارد که همیشه به مسائل اختلافی دامن می‌زند.
با ۶۳ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 


روز چهارشنبه ۶ اکتبر، طی مراسمی رسمی، قلم طلایی آزادی سال ۲۰۱۰ را به احمد زیدآبادی اهدا خواهد کرد. این موسسه هر سال در سطح جهان، یکی از روزنامه نگاران را به دلیل فعالیت‌های آزادی خواهانه، به عنوان روزنامه نگار برتر جهان در آن سال انتخاب و قلم طلایی آزادی را به او در یکی از شهرهای جهان اهداء می‌کند.
با ۶۱ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به unsubscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به subscribe@balatarin.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته