
Iran will lodge a formal complaint to the world football body after its women’s team were barred from playing in an Olympic qualifier for wearing the traditional Islamic headscarf, media reports said Monday.
“We will file a complaint against the match’s FIFA organiser to the International Federation of Association Football (FIFA),” Ali Kafashian head of Iran’s Football Federation was quoted as saying by the Arman newspaper.
The FIFA organiser, a Bahraini national, prevented the Iranian side from playing Jordan in a London 2012 Olympics qualifying match, shortly before it was due to start in Amman on Friday, citing their “hijab”, the paper reported.
Photos carried by several Iranian media showed players in headscarves kneeling around the Iranian flag and crying, moments after the decision to ban them from the match.
“The (Iranian) Football Federation had already discussed with FIFA director (Sepp Blatter) for Iranian women’s participation with full Islamic hijab. We managed to acquire Blatter’s consent on this matter,” he said. “It is not clear why the Bahraini official prevented Iranian women from competing in this match,” he added.
The mandatory Islamic dress code observed in Iran requires all women to cover their body, head to toe. In order to be allowed to function domestically and compete internationally, the women football team play in full tracksuits, headscarves and neck warmers.
Jordan’s semi-official Al-Dustur Arabic daily reported that the match’s “referees have sent a report to FIFA that they have found stark violations in the headscarves of the Iranian players. “Tough penalties are awaiting the Iranian team, including a fine of 20,000 Swiss francs ($23,912) … (They) will be banned from future FIFA participation,” the newspaper reported.
On Monday, Iran’s top official in charge of women sports, Marzieh Akbarabadi, charged that the decision of the Bahraini referee had been politically motivated.
“The tracksuits that our players were wearing for the match … was neither dangerous nor political. They were of the same style that FIFA had already approved,” Akbarabadi told Mehr news agency.
“In reality, the Bahraini referee who banned the Iranian team from playing took advantage of an international event to benefit his own country,” she said in an allusion to a recent diplomatic showdown between Tehran and Manama.
Predominantly Shiite Iran has been a vocal critic of the recent crackdown on Shiite protesters in Bahrain by their Sunni rulers, who in turn have accused Tehran of meddling and fanning confessional unrest in the tiny Gulf island.
“By standing by the nasty, political decision of this Bahraini official, FIFA has put its dignity on the line,” Akbarabadi said.
source: AFP
Female political prisoners in Iran have issued a statement condemning the "lies in the government media about Haleh Sahabi's death" and calling for those responsible for her death to be brought to justice.
Sahabi, an activist, died after Islamic Republic security forces attacked the funeral of her father and, according to eyewitness reports, subjected her to beatings.
Sahabi was serving a sentence for her involvement in protests against the disputed re-election of Mahmoud Ahmadinejad in 2009. She was temporarily released from prison after her father went into a coma before his death.
On Sunday, female political prisoners released their announcement to the Kaleme opposition website, calling for the identification and prosecution of those who caused what they refer to as her "martyrdom."
The state denies any connection between Haleh Sahabi’s death and the security forces at the scene, claiming she died from a heart attack brought on by the stress of her loss. But hundreds of Iranian activists and prominent figures have challenged the official position and called for an investigation of her death.
Haleh Sahabi's remains were seized by government forces and given a speedy burial on the very night of her father's funeral.
Sahabi's former cellmates at Evin have challenged the state's version of events that led to her death, and two Nationalist-Religious prisoners, Hoda Saber and Amirkhosro Dekirsani, have announced that they are going on a hunger strike to protest what happened.
Meanwhile, 750 Iranian activists issued a statement saying the struggles of Ezzatollah and Haleh Sahabi for "freedom, peace and equality will continue haunting the Iranian establishment."
"Despite all efforts by the Iranian government, the lives and deaths of the Sahabis are enmeshed with the fight for freedom in this country," the Iranian activists write.
The Nationalist-Religious Coalition of Iran, which Ezzatollah Sahabi led until his death, issued a statement last week calling for a fair and open investigation of the perpetrators of the "shocking crime against Haleh Sahabi."
The state has not responsed to the outrage triggered by Haleh Sahabi's death.
source: Radio Zamaneh
سخنگوی ستاد طرحهای سالمسازی دریای مازندران میگوید که روز شنبه، ۱۴ خردادماه، ۱۳ نفر در سواحل دریای خزر غرق شدهاند و بیش از ۴۵۰ تن نیز توسط ناجیان غریق نجات یافتهاند.
به گزارش رادیو فردا، کمال رستمعلی، در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا، با اشاره به اینکه هیچیک از غرق شدگان با فن شنا آشنایی نداشتند، گفته است که این افراد در سواحل شهرهای نور، بابلسر، تنکابن و عباس آباد غرق شدهاند.
آقای رستمعلی همچنین تأکید کرده که تمامی غرق شدگان غیربومی بودهاند.
هر ساله همزمان با سالگرد فوت آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و تعطیلی دو روزه کشور، که اینبار مصادف با شنبه و یکشنبه بود، بسیاری از ایرانیان راهی استانهای شمالی و سواحل خزر میشوند.
سخنگوی ستاد طرحهای سالمسازی دریای مازندران می گوید که تمامی غرق شدگان در مناطق ممنوعه و خارج از محوطههای اجرای طرح سالمسازی دریا مشغول آب تنی بودهاند.
وی همچنین افزود که روز شنبه بیش از ۴۵۰ تن نیز توسط ناجیان غریق در مناطق طرحهای سالمسازی دریای مازندران از مرگ نجات یافتهاند.
بر اساس آمار مرکز تحقیقات پزشکی قانونی، در سالهای اخیر، هر ساله بیش از هزار تن در کشور بر اثر غرقشدگی جان خود را از دست میدهند.
جابر قرهداغی، رییس مرکز تحقیقات پزشکی قانونی اردیبهشت ماه سال جاری با اعلام غرق شدن هزار و ۱۳۴ تن در سال ۸۹، هزار مرد و ۱۳۴ زن، تأکید کرد که این آمار در مقایسه با مدت مشابه سال پیش، بیش از ۱۲درصد افزایش داشته است.
به گفته این مرکز، بیشترین رقم مرگ ناشی از غرق شدگی در سال ۸۹ با ۲۰۴ تن به استان خوزستان و پس از آن با ۱۹۴ کشته به استان مازندران مربوط میشود.
بنابر اظهارات رییس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر، وجود جریانهای شکافنده مرگبار در دریا، آشنا نبودن با فنون شنا و شناخت محیط، مهمترین دلایل غرق شدن شناگران در سواحل دریای خزر است.
از سوی دیگر گزارش ها حاکی است که در روزهای گذشته، علیرغم محدودیتهای ترافیکی که از ۱۱ تا ۱۶ خردادماه به اجرا در آمده، خطوط جادهای کشور در برخی مناطق با ترافیک سنگین و سوانح رانندگی همراه بوده است.
خبرگزاریها تا این ظهر روز یکشنبه از فوت ۱۹ تن در این روزها بر اثر تصادفات جادهای خبر دادهاند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز یکشنبه، ۱۵ خرداد، برخورد یک کامیون کمپرسی با خودروی پراید به کشته شدن پنج تن انجامیده است.
یک روز پیش از آن، تصادف دو خودروی سواری در جاده قدیم کاشان-نطنز، پنج کشته برجای گذاشت.
روز ۱۳ خرداد نیز وقوع تصادف در جاده جنگل گلستان منجر به فوت پنج تن شد و همچنین در مشهد برخورد یک اتوبوس با موتورسیکلت ۴ کشته و ۱۱ مجروح برجای گذاشت.
اسماعیل احمدیمقدم، فرمانده کل نیروی انتظامی ۱۱ خرداد ماه با اظهار اینکه در سال ۸۴ سالانه شاهد کشته شدن ۲۸ هزار نفر در جادهها بودیم، بدون اشاره به تلفات سال گذشته، گفت که در سال ۸۹ آمار کشتههای تصادفات جادهای ۲۰ درصد کاهش یافته است.
با این احتساب، بنا بر اظهارات آقای احمدیمقدم، در سال ۸۹، بیش از ۲۳ هزار نفر بر اثر تصادفات جادهای جان خود را از دست دادهاند.
علاوه بر این رییس سازمان پزشکی قانونی کشور نیز در اردیبهشت ماه اعلام کرده بود که تنها در تعطیلات نوروزی، هزار و ۳۲۲ تن بر اثر تصاف جان باختهاند؛ آماری که به گفته وی حاکی از کاهش ۵ درصدی این رقم نسبت به سال گذشته است.
اوپک روز چهاشنبه (۱۸ خرداد) در وین تشکیل جلسه میدهد و ایران که ریاست این دوره از اوپک را بر عهده دارد، هنوز گزینهی خود را برای شرکت در این نشست و همچنین بر عهده گرفتن ریاست آن معرفی نکرده است.
به گزارش دویچهوله، محمد علی خطیبی نماینده ایران در اوپک گفت که جمهوری اسلامی عملا تنها دو روز برای معرفی سرپرست هیئت نمایندگیاش فرصت دارد، هر چند وی اظهار داشته است که سازمان اوپک “هیچگونه ضربالاجلی” را برای معرفی گزینه ایران تعیین نکرده است. محمد علی خطیبی در گفتوگویی با خبرگزاری فارس گفته است که به دلیل مسافرت خارج از کشور هیچ اطلاعی از معارفه سرپرست جدید وزارت نفت نداشته است.
خبرگزاری مهر نیز از قول محمد علی خطیبی آورده است که این کشور نمایندهاش را “به زودی” و تا پیش از تشکیل نشست اوپک به دبیرخانه این سازمان معرفی میکند.
پیشتر همین خبرگزاری از “قطعی شدن” تقریبی حضور شمسالدین حسینی، وزیر اقتصاد ایران به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در نشست اوپک خبر داده بود. اما از آنجایی که اینک محمد علیآبادی سرپرستی وزارت نفت را بر عهده دارد، گمانهزنیها بر سر حضور وی به عنوان سرپرست هیئت نمایندگی ایران در نشست روز ۱۸ خرداد اوپک شدت گرفته است.
محمود احمدینژاد، رییسجمهور ایران روز ۱۲ خرداد، محمد علیآبادی را به عنوان سرپرست جدید وزارت نفت معرفی کرد؛ تصمیمی که پیشاپیش نیز ناخشنودی جمعی از نمایندگان مجلس ایران را موجب شده بود. به گفتهی رییس کمیسیون انرژی مجلس علیآبادی “بدترین انتخاب” برای احراز این سمت است و تصدی وی بر این وزارتخانه “کشور را به مخاطره میاندازد.”
محمد علی آبادی که از یاران نزدیک محمود احمدینژاد به شمار میرود، در ابتدای دولت نهم از سوی وی به عنوان وزیر نفت و در دولت بعدی به عنوان وزیر نیرو به مجلس معرفی شد، اما در هر دو این موارد نمایندگان به وی رأی منفی دادند. حالا با توجه به نزدیک بودن تشکیل نشست اوپک و سرپرستی رییس پیشین سازمان تربیت بدنی و سازمان شیلات ایران بر وزارتخانه نفت امکان حضور وی در وین قوت گرفته است.
یکی از موضوعات اصلی که انتظار میرود سرفصل نشست این هفته سران اوپک باشد، بحث بر سر تغییرات قیمت نفت و میزان تولید آن است. اخیرا منابع عربی از بررسی افزایش تولید نفت تا میزان یک و نیم میلیون بشکه در روز در نشست آتی اوپک خبر دادند.
به نوشتهی این منابع، این افزایش بیش از همه به تحولات جاری منطقه به ویژه در لیبی و پایین آمدن تولید نفت در این کشور باز میگردد، هر چند اضافه شده بود که احتمال میرود رقم تولید یک میلیون بشکه در روز محمتلتر باشد و مورد موافقت اعضای این سازمان قرار بگیرد.
با این همه محمد علی خطیبی، نماینده ایران در اوپک در گفتوگو با خبرگزاری فارس اعلام کرده است: «هنوز هیچ دستور و موضوعی برای افزایش تولید و عرضه نفت در نشست آتی اوپک درخواست نشده است و براساس گمانهزنیها نمیتوان اظهار نظر دقیقی کرد.»
به گزارش رویترز، یکی از هیئتهای مشاور سازمان اوپک که بازار عرضه و تقاضای نفت را بررسی میکند، روز جمعه (سوم ژوئن) بر سر افزایش میزان تولید نفت از سوی اوپک به توافق رسید. این هیئت تنها سمت ارائه مشاوره را بر عهده دارد و از قدرت تصمیمگیری برخوردار نیست.
احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران به انتقاد اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پاسخ داده و گفته که دروغ است که مردم اعتمادشان را از دست داده اند.
به گزارش بیبیسی، آقای خاتمی روز یکشنبه پانزدهم خرداد در مهدیه تهران گفت که “متاسفانه برخی خودشان را تجلی نظام می دانند. وقتی می بینند مردم به آنها پشت کردند فکر می کنند مردم به نظام پشت کردند.”
آقای خاتمی با مخاطب قراردادن آقای هاشمی رفسنجانی گفت که مردم نسبت به سیاسیون به خاطر عملکرد بدشان بی اعتماد شدند. در حالی مردم معیار دارند و معیار ارزیابی آنها “ولایت مداری” است و “هر کس ولایت مدار تر بود نمره بیشتری به آن می دهند و هر کسی زاویه گرفت نمره منفی می دهند.”
آقای رفسنجانی ده روز پیش در یک سخنرانی با تاکید بر ضرورت حفظ اعتماد عمومی گفته بود که “اگر امروز بخواهیم نصیحتی بکنیم، این است که نظام، و به طور کلی همه، باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته است و به تردید افتاده اند، اعتماد آنها را برگردانیم و بین دولت و مردم، نظام و مردم، و حکومت و مردم صفا ایجاد کنیم”.
او گفت که اگر مردم واقعیت را ببینند، “بر می گردند و لجبازی نمی کنند”.
آقای هاشمی رفسنجانی که در دو سال گذشته عمدتا مواضعی نزدیک به معترضان اتخاذ کرده، با اشاره به خطر “دشمنان”، گفته بود که باید “در بین مسئولان آنقدر احساس وظیفه باشد که سرمایه مهمی که ما ۵۰ سال است به آن تکیه می کنیم (حمایت مردمی) را حفظ و تقویت کنند”.
گروهی از اصولگرایان به شدت از آقای هاشمی رفسنجانی به دلیل همدلی با معترضان به نتایج انتخابات دو سال پیش انتقاد میکنند.
آقای خاتمی مردم را “سرمایه نظام اسلامی” خوانده و گفته که “در سی و دو سال گذشته تلاش شد تا مردم را از این نظام (جمهوری اسلامی) جدا کنند ولی نتوانستند.”
احمد خاتمی از جمله روحانیون حامی محمود احمدی نژاد بود که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، خواستار شدت عمل به خرج دادن علیه معترضان به نتیجه بحث برانگیز این انتخاب شده بود.
اگر قبول کنیم که از منظر اتیمولوژی(1)، شعار در زبان فارسی با واژگان “شعر” و “شعور” قرابت دارد، جالب است بدانیم که در مترادف انگلیسی آن یعنی slogan، اثری از شعر و شعور به چشم نمیخورد، بلکه بیشتر گویای “خشم” و “عصبیت” است؛ چنانچه ریشه در واژگانsluagh و ghairm از زبان گالیک دارد، به معنای “لشکر” و “فریاد” (2).
حال، سؤال این است که این مفاهیم از نظر کاربرد تا چه حد به ریشههای خود وفادار ماندهاند.

پیش از هر چیز بد نیست ببینیم که به طور کلی، آنچه شعاری را شعار یا slogan را slogan میکند، چیست.
مؤلفههای بیشماری در آفرینش یک سطرِ به ظاهر ساده باید منظور شود تا آن را به شعاری بهیادماندنی تبدیل کند، آنقدر که بتواند به جنبش یا عملکردی اجتماعی – سیاسی انرژی یا حتی حیاتی دوباره ببخشد. اما اگر بخواهیم تنها از منظری زیباییشناسانه به یک شعار بپردازیم یا این که شعاری زیبا بسازیم، شاید بررسی یا در نظر داشتن عوامل زیر در این امر کفایت کند:
نخست باید قالب و ساختار شعار را مشخص کرد؛ سطری موزون و مقفی باشد مانند بیتی از یک شعر یا تنها متشکل از دو، سه واژه که به گویاترین شکل، به تبیین خواستهی ما بیانجامد.
شرط دوم برای هر چه زیبا و مؤثرتر کردن یک شعار، ایجاز است، از این رو بهتر است حداکثر متشکل از یک یا دو جمله باشد، چرا که میباید در خاطر شعاردهنده بماند و در عین حال، به سریعترین شکل ممکن ذهن او را با مطالبات جنبش یا فعالیت اجتماعی – سیاسی پیوند دهد، ضمن این که شعار را باید بتوان روی پلاکاردها نیز جای داد.
شعار اگر بار اخلاقی نیز داشته باشد که دیگر چه بهتر و اثربخشتر، و همچنین میباید کوبنده باشد یا دست کم، طنزآمیز تا اثری پررنگتر به جای بگذارد، چه در ذهن شعاردهنده و چه بر روحیهی حریف.
حال ببینیم معروفترین نمونههای تاریخی در هر دو زبان که با این تعاریف مطابقت دارد، کدام است و در عین حال، در آفرینش هر یک از آنها تا چه میزان شعور، شعریت، یا خشم و خشونتخواهی ایفای نقش کرده است.
الف) زبان انگلیسی؛
آمریکا: شعارهای سیاسی:
1) Hey, Hey, LBJ, how many kids you kill today?
از بهیادماندنیترین شعارهای آهنگین (موزون و مقفی) در زبان انگلیسی که بار اخلاقی نیز دارد، چرا که شعاری انسانی و ضدجنگ است. و جالبتر این که حتی در ریتم، لحن و نوع واژگانی که در آن به کار رفته نیز – که بیشباهت به ریتم، لحن و نوع واژگان ترانههای کودکانه نیست – با مضموناش که به کودکان کشته شده در جنگ میپردازد، نوعی هارمونی به چشم میخورد. این شعار مخالفان جنگ ویتنام و جنگطلبی لیندون بی. جانسون (معروف به ال بی جی)، سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا در دههی 1960 بود.
2) One, Two, Three, Four, Fuck the Rich to Feed the Poor!
سطری از سرودی ضدکاپیتالیستی که در حمایت از توزیع مجدد ثروت ساخته شده.
نه، این یکی به هیچ وجه از امتیاز اخلاقی بودن برخوردار نیست اما میتوان گفت که طنزآمیز و خوشآهنگ بودن آن برای تأثیرگذاریاش کافیست.
از منظری دیگر، البته شعاریست که از خشونتخواهی به دور نمانده و خشمی سبُعانه در سراسر آن موج میزند، پس شاید بهتر باشد از منظر ریشهشناسی آن را در دستهی slogan قرار دهیم تا این که به عنوان شعاری حاصل شعوری شاعرانه به رسمیتاش بشناسیم. مشهود است که چنین نیست.
3) Remember Pearl Harbor!
این یکی در عین برخورداری از آهنگ و لحنی کوبنده، از ایجاز نیز در زیباسازی خود بهره برده است. به واقع، سطری از سرودی بوده یادآور فاجعهی پرلهاربر(3) برای تحریک حس میهنپرستی آمریکاییها در هنگامهی جنگ جهانی دوم. از منظری، خشونتطلبانه است (دعوت به جنگ) و از منظری ضدخشونت.
4) Bread and Roses.
این یکی هم از نهایتِ ایجاز بهره برده؛ یک slogan در حمایت از حقوق کارگران و مهاجران که شاید اکنون دیگر چندان شاعرانه به نظر نرسد، اما در حقیقت عنوان شعری بوده از جیمز اپنهایم(4) که در دسامبر 1911 در The American Magazine به چاپ رسیده بود. این slogan با اعتصاب کارگران منسوجات که در ژانویه و مارس 1912 در ماساچوست رخ داد، گره خورده است، به طوری که آن اعتصاب را هماکنون با نام “اعتصاب نان و گلهای سرخ” میشناسند. بعدها میمی فارینا(5) به سال 1976 شعر اپنهایم را بر موسیقی نشاند و در 1990 جان دنور(6) معروف نیز دوباره آوازی بر اساس آن ساخت.
5) Better dead than red!
این هم یک slogan ضدکمونیستی موجز، کوبنده و البته آکنده از خشم که از شاعرانگی در آن جز قافیهسازی خبری نیست. احتمال میرود که اصل آن را که به زبان آلمانیست (Lieber tot als rot)، یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان نازی در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم و به منظور تهییج ارتش آلمان به ادامه جنگ با ارتش سرخ شوروی ساخته باشد و بعدها صورت انگلیسی آن که یک بازآفرینی محسوب میشود، توسط آمریکا در دوران جنگ سرد به کار رفته باشد. این slogan را آنتیکمونیستهای آمریکا در دههی 1950 علیه سیاستهای جناح چپ به کار میبردند.
شعارهای جنبش سبز را میتوان به عنوان زیباترین و شاعرانهترین شعارهای تاریخ ایران و حتی در زمرهی زیباترینهای تاریخ شعار سیاسی جهان و حاصل خلاقیت ذهنی ذیشعور مطرح کرد
آمریکا: شعارهای انتخاباتی:
1) Ma, Ma where’s my Pa?
شعاری طنزآمیز، آهنگین و در آن مقطع، اخلاقگرایانه که هواداران جیمز بلین به سال 1884 علیه رقیب انتخاباتی او یعنی گرور کلیولند ساخته بودند که نقطهی ضعف کلیولند را که داشتن فرزندی نامشروع بود، نشانه رفته بود. اما کلیولند در انتخابات ریاست جمهوری آن سال برنده شد و آن وقت، نوبت به طرفداران او رسید که با اضافه کردن سطری پیروزمندانه به مصرع بالا، یک بیت مشهور را در تاریخ شعارهای انتخاباتی آمریکا خلق کنند:
Gone to the White House, Ha, Ha, Ha!
2) I like Ike.
این شعار به عنوان زیباترین شعار انتخاباتی تاریخ آمریکا شناخته شده و حتی رومن یاکوبسن(7) از آن به عنوان مثالی برای “کارکرد شاعرانه”ی زبان یاد کرده است: «در این شعار که در مبارزات انتخاباتی دوایت آیزنهاور (معروف به “آیک”) برای ریاست جمهوری آمریکا به کار رفته بود، با بازی کلامی، مفعول فعل دوست داشتن (Ike) و فاعل دوست داشتن (I) هر دو در خودِ فعل (Like) حضور دارند؛ چطور میشود من (I)، آیک (Ike) را دوست نداشته باشم (Like)، وقتی I و Ike هر دو در Like جمعند؟ با این شعار تبلیغاتی، ضرورت دوست داشتن “آیک” گویی در خودِ ساختار زبان نقر [ حک ] شده است.»(8)
3) Yes We Can.
شعار انتخاباتی باراک اوباما در سال 2008. برای درک زیبایی این شعار تنها کافیست آن را از هر نظر، چه ساختاری و چه محتوایی با شعار انتخاباتی جورج بوش در سال 2004 مقایسه کنیم: Yes, America Can!
ب) زبان فارسی؛
ایران: انقلاب، شعارهای انقلابی:
1) میکُشم، میکُشم آن که برادرم کُشت.
2) این ماه ماه خون است، این شاه سرنگون است.
3) توپ، تانک، فشفشه/ این شاه باید کشته شه!
4) تا شاه کفن نشود/ این وطن وطن نشود!
5) وای اگر خمینی حکم جهادم دهد/ ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد!
در نگاه اول، آهنگین بودن این سطرها رخ مینمایاند تا از تعریف slogan که گفتیم اثری از شعریت در ریشههای آن به چشم نمیخورد، دوری گزیند و به تعریف “شعار” نزدیکتر شود، اما زمانی که سخن ما را سراسر، خشم و فراتر از آن خشونتخواهی فراگرفته است، دیگر حتی مفهومی چونslogan نیز در تعریف آن پاسخگو نخواهد بود، چه رسد به “شعاری” که از خلاقیت ذهن و شعور گوینده یا آفرینندهی آن برآمده باشد. آنچه تمام سطور بالا بر هولناکی آن دلالت دارد، مطالباتیست که تنها با ریختن خون برآورده میشود؛ ذهنیتی که از بس “خون” دیده کور شده است تا چیزی بیش از آن نبیند و نخواهد. میان slogan هایی که برشمردیم، شاید تنها آن سطر برگرفته از آن سرود ضدکاپیتالیستی با اینها قابل قیاس باشد، سطری که میتواند یادآور تاراج بیرحمانهی مایملک طبقهی اشراف در سالهای اولیهی انقلاب نیز باشد:
One, Two, Three, Four, Fuck the Rich to Feed the Poor!
6) ما میگیم شاه نمیخوایم نخستوزیر عوض میشه/ ما میگیم خر نمیخوایم پالون خر عوض میشه/ نه شاه میخوایم نه شاپور/ لعنت به هر چی مزدور!
7) مرگ بر بختیار/ نوکر بیاختیار!
8 ) ازهـاری گوساله/ بازم بـگـو نـواره/ نـوار که پا نـداره/ ای سگ چهار ستاره!
9) به کوری چشم شاه زمستونم بهاره/ سگ جدید دربار شاپور بختیاره!
مسلماً فحاشی یا دشنامسازی بسیار آسانتر از آفرینش شعاری طنزآمیز است که پشت آن تفکر و خلاقیتی وجود داشته باشد. میتوانیم مطمئن باشیم که ترجمهی سطرهای فوق در هیچ زبان دیگری جایگاهی در خورِ “شعار سیاسی” نخواهد یافت. تنها سطر زیبا و شاعرانه در این میان که اگر در ادامه، باز به دام ناسزاگویی درنمیافتاد میتوانست حکایت از ذهن خلاق سازندهی آن داشته باشد، بند نخست از شعار نهم است.
10) شاه فراری شده/ سوار گاری شده!
این هم یک شعار معروف دیگر از دوران انقلاب که به هنگام فرار شاه، سر زبان مردم از هر قشر و طبقهای افتاد. این شعار، نه خشونتخواهانه است و نه چندان اثری از دشنام و ناسزا در آن به چشم میخورد. اما یک ایراد بزرگ به آن وارد است که جایگاهاش را تا چندین پله از جایگاه شعار، تنزل میدهد و آن، بیمحتواییاش است. تصویر کردن شاه، سوار بر گاری، که در اینجا در توصیف فرار شاه صورت گرفته است، هیچ مفهوم خاصی را در ذهن گویندهی شعار ایجاد نمیکند. قافیهسازیهای اینچنینی بیشتر از آن که به آفرینش شعاری خلاقانه بیانجامد، یادآور بازی معروف کودکانهایست که در آن کودک از شما میخواهد که مثلاً کلمهی “تشت” را بگویید تا او فوراً قافیهای برایش جور کند و مثلاً بگوید: «بشین برو رشت!»
اکنون با مرور دوبارهی این ده شعار که از معروفترین شعارهای دوران انقلاب به شمار میآیند و دقیق شدن در آنچه از آنها مشهود است و این که بیشتر حاصل روحی هیجانزدهاند تا ذهنی متفکر، دیگر شاید آنچه به آن منجر شدند نیز چندان عجیب به نظر نرسد. به قولی، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
ایران: جنبش سبز، شعارهای سبز:
1- شعارهای آهنگین (موزون و مقفی):
به مانند آنچه معترضین به نتایج انتخابات دهم در همان روز اعلام نتایج و روزهای پس از آن سر دادند: «رأی ما رو دزدیدن/ دارن باهاش پُز میدن!»، یا شعاری که در واکنش به روابط دوستانهی جمهوری اسلامی با روسیه سر زبان معترضین افتاد: «سفارت روسیه، لانهی جاسوسیه»، یا آنچه پس از حدود یک سال خاموشی جنبش سبز، در روز 25 بهمن 1389 خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران را به لرزه درآورد: «سیدعلیِ بیچاره!/ جنبش هنوز بیداره!»، یا آن که اخیراً در مراسم تشییع پیکر ناصر حجازی، فوتبالیست و قهرمان ملی معترض به دولت بر لب مردم جاری شد: «حجازیِ باغیرت!/ حرفِ تو حرفِ ملت!» و از این دست، بسیار است.
2- شعارهای موجز:
نظیر شعارهای «احمدی بای بای!» یا «دکتر! برو دکتر!» که در آستانهی انتخابات دهم بر لبهای مخالفان احمدینژاد نشسته بود، یا «این شصت و سه درصد که میگن کو؟» که شعار مورد علاقهی معترضان به نتایج انتخابات بود. از این منظر، شعاری چون «مبارک، بنعلی، نوبتِ سیدعلی» که در ساختار آن حتی از فعل نیز استفاده نشده است، یکی از بهترین و کاربردیترین شعارهای جنبش سبز به شمار میآید – تاریخ سر دادن این شعار نیز به بیست و پنجم بهمن 1389 و روزهای پس از آن بازمیگردد. این شعار میتوانست دارای فعل باشد: «مبارک، بنعلی، نوبتته سیدعلی» یا مثلاً دارای قید زمان: «مبارک، بنعلی، حالا نوبت سیدعلی» اما اتفاقاً حذف هوشمندانهی فعل و قید زمان و ساختن شعاری که تنها به واسطهی سه اسم خاص، مطالبات مردم را به موجزترین و در عین حال، خوشآهنگترین شکل ممکن مشخص میکند، بر اثربخشی آن افزوده است. و از این دست است شعار محبوب حامیان میرحسین موسوی یعنی: «یا حسین، میرحسین».
3- شعارهای حاوی بار اخلاقی:
نظیر آنچه میرحسین موسوی در پاسخ به منش غیراخلاقی محمود احمدینژاد در مناظرههای تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری سر داد: «ادب مرد، به ز دولت اوست.» که البته تکمصرع معروفیست از سعدی که با نکتهسنجیِ به موقع میرحسین، به شعاری تبدیل شد که پیش از انتخابات، نه تنها بر لب هواداران سبز او، که بر سر در بسیاری از خانهها و مغازهها در سراسر ایران نیز نشست. اثربخشی این شعار از منظری دیگر نیز مورد تأیید شعارآفرینان حرفهایست و آن، به رخ کشیدنِ نقطهی قوت فرد مورد حمایتِ شعاردهندگان در مقابل نقطهی ضعف حریف است.
4- شعارهای کوبنده:
به مانند «ما ملتیم نه اوباش» (در پاسخ به احمدینژاد که معترضین به نتایج انتخابات را اوباش خوانده بود) و «دولت کودتا! استعفا، استعفا!» (از شعارهای معترضین به نتایج انتخابات دهم).
5- شعارهای طنزآمیز:
چون شعاری که پس از اشارهی مهدی کروبی به تورم و شرایط بد اقتصادی ایران در مناظره با محمود احمدینژاد، سر زبان مخالفان احمدینژاد افتاد: «تورمُ ننجون مهدی فهمید/ این کوتوله نفهمید!» و همچنین «پول نفت چی شده؟/ خرج بسیجی شده!» یا «تقلب یه درصد، دو درصد؛ نه پنجاه و سه درصد!» که از شعارهای معترضین در تجمعات پس از انتخابات دهم بود.
جدای از بررسی فوق که به جرأت ثابت میکند که شعارهای جنبش سبز را میتوان به عنوان زیباترین و شاعرانهترین شعارهای تاریخ ایران و حتی در زمرهی زیباترینهای تاریخ شعار سیاسی جهان و حاصل خلاقیت ذهنی ذیشعور مطرح کرد، نکتهای که در اینجا به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است، این است که تمام آنها به واقع “شعارهایی سبز”اند، نه فقط از این بابت که در جهت مطالبات جنبشی سبز، عاری از خشونت و خواهان دموکراسی سر داده شدهاند، بلکه از این منظر که خود آنها نیز بر خلاف شعارهای دوران انقلاب، به شکلی ذاتی، از فحاشی و خشونتخواهی به دور ماندهاند. از این رو، جای تأسف است که گاهی شعارهایی به تقلید از سطرهای خشونتخواهانهی دوران انقلاب نظیر «میکُشم، میکُشم آن که برادرم کُشت» آن هم به شکلی گُلدرشت! میان شعارهای سبز شنیده میشود. البته گاهی نیز شعارسازان خلاق جنبش، از همان سطرها با اندکی تغییر، شعاری سبز میآفرینند، به مانند «این ماه ماه خون است، یزید سرنگون است» که نشاندنِ “یزید” به جای “شاه”، آن شعار را به شعاری خاص ماه محرم تبدیل کرده که خونخواهیاش در اینجا، هر که را که چون یزید باشد نشانه رفته است (“یزید” به عنوان اسم عام یا صفت عام نظیر دیکتاتور)، نه یک شخص خاص مثل شاه، خامنهای یا احمدینژاد را.
ایران: نازیباترین شعارهای تاریخ:
مجموعهای از بدآهنگترین، غیراخلاقیترین، خشونتخواهانهترین و بیمحتواترین شعارهای کل تاریخ ایران و جهان، با افتخار تمام در سایتها و وبلاگهای حامی حکومت ایران گرد آمده و به ثبت رسیده است تا برای آیندگان حکایتها داشته باشد از این که چگونه ذهنیتی عاری از خلاقیت، سبُع و نازیبا اذهان زیبای یک ملت را رو به خاموشی و نابودی بُرد. بخوانید، این هم مشت، نمونهی خروار:
«موسوی زلزله/ رئیس هرچی وله!»، «چیز گوگولی نداشتیم/ موسوی جاش گذاشتیم!»، «اتل متل توتوله/ هاشمی رفت تو لونه!»، «ای مدعی اندیشه! بصیرت بصیرت!»، «ای یادگار شهید! بصیرت بصیرت!»، «لعن علی عدوک یا حیدر/ کروبی و اون دو تا خنگ دیگر!»، «شعار هر روانی/ جمهوری ایرانی!»، «صبر ملت سرآمده رهبرا!/ دشمنت ابتر آمده رهبرا!»، «موسوی، کروبی، دستگیر باید گردند!»، «کبوتر با کبوتر باز با باز، کند موسوی با بی بی سی پرواز!»، «قاضی عاشورایی، اعدام انقلابی!»، «موسوی سمندون، دشمن دین و قانون!»، «اگر بسیجی نبود، ناموست اینجا نبود!»، «همت اگر زنده بود، پوستتون رو کنده بود!»، «احمقتر از کروبی، عالم به خود ندیده!»، «موسوی غصه نخور/ تو هم یه روز دکتر میشی!»، «با فتوشاپ زیادیم/ خر ابنزیادیم!» (9)
——————————–
پانویسها:
(1) ریشهشناسی.
(2) وبسایت Oxford Dictionaries
(3) نام بندر پرلهاربر (واقع در مجمعالجزایر هاوایی) یادآور حملهی ارتش ژاپن به پایگاه دریایی آمریکا در این بندر به تاریخ هفتم دسامبر 1941 است. در حملهی هوایی ژاپنیها ناوگان اقیانوس آرام آمریکا از جمله هفت رزمناو نابود شد. در پی این حمله آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد.
(4) شاعر، داستاننویس و ویراستار آمریکایی و از نخستین شاگردان کارل یونگ.
(5) میمی و ریچارد فارینا زوج خوانندهی آوازهای محلی در آمریکای دههی 1960 بودند.
(6) از محبوبترین خوانندگان فولک/پاپ در دههی 1970 از نظر میزان فروش آلبوم.
(7) زبانشناس و نظریهپرداز ادبی مشهور روس (1896-1982). او از بنیانگذاران مکتب زبانشناسی پراگ به شمار میرود.
(8) کالر، جاناتان. نظریهی ادبی: معرفی بسیار مختصر. ترجمهی فرزانه طاهری. تهران: نشر مرکز، 1382 ، ص 43.
(9) وبلاگ «مجموعه شعارهای سیاسی جنگ نرم: مجموعه شعارهای انقلابی امت حزبالله»، به آدرس: http://shoarha.blogfa.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر