-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

Latest News from Iran Free for 06/07/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



سحر رهاتا به حال حس کرده ای کسی نگاهت کند آنطور که حس کنی برهنه ای ؟

وقتی از جایت بلند شوی چشمانش بر روی لباست و شلوار تنگت میخ شود ؟

تا به حال شده است که در یک مجلس پسری سر شوخی را با تو باز کند و تو هم از سر جوانی و سر خوشی از سر زن بودن  جوابش را با لبخند بدهی و بعد نگاه ها باشد که به تو خیره شود و تو نگران که بعدا از جانب پدر یا مادر یا برادرت مواخذه شوی؟ …

تا به حال شده است وقتی ( مردت ) یا پدرت از در به داخل میآید دست و پایت را گم کنی؟

بترسی که به نظرش خواستنی نباشی .. در به در و سر در گم به مطب این دکتر و آن دکتر بروی که لاغر شوی .. کرم و لوسیون به صورتت بزنی و هر روز با اضطراب جلو آینه خودت را نگاه کنی که آیا گرد پیری و میانسالی به چهره ات نشسته است؟ دیگر خوشگل نیستی؟

وقتی  مردت هر شب زنان خوشگل و لوند فارسی ۱ رو می بیند دلشوره نداری که مبادا مقایسه ات کند و دیگر  به چشمش نیایی؟ .. به خودت گفته ای بهتره برم لبامو عمل کنم ؛ پستان هامو عمل کنم؛ پوستمو لیزیک کنم؟

آخ .. ای زن بی اعتماد به نفس غمگین ..تا به حال به زیر تن کثیف و مست  «مردت»  تظاهر به ارضا شدن کرده ای و خودت را توجیه کرده ای که این یک قانون است و لذت برای  مرد است؟

تا به حال دردی داشته ای و تظاهر به خنده کرده ای چرا که «مرد» تو میخواهد خوشرو باشی؟  تا به حال برای هیچ و پوچ از جانب ش توبیخ شده ای؟

هه .. چه سوالی! با فلان دختر نگرد رفتارش را دوست ندارم و یا فلان لباس را نپوش … تا به حال دیده یی پسری ابروانش را بردارد یا موهای تنش را بزند و بعد به او بگویند از زن کمتری ! یا اگر گریه کرد به او بگویند مگه زنی ؟

ای زن بی قدرت .. گوشت به توجیهی به نام غیرت خورده است؟ توجیه توجیه ناپذیر غیرت که سدی برای نیازها و احساسات جسمی و روحی و جنسی توست .. آیا هر روی نمی شنوی این ناسزاها را: ای مادر فلان .. خواهر فلان .. عمت فلانه .. .؟

دچار زن ناباوری ات نکرده است؟ ای زن! ای خواهر! ای مادر! ای دوست! تا به حال خواسته ای که خودت نباشی تا دلپذیر باشی؟ خود را له کرده یی تا از خود من جدیدی بسازی ؟

ای زن کتک خورده و ترسیده آیا تو میتوانی صورتک را از چهره پس بزنی و خودت را نمایان سازی؟ تو کتک خورده ای اما آثار کبودی و شکستگی ات محو شده ..


 


شعر را با صدای شاعر بشنوید

زیبا کرباسی

آسمان صورت پف کرده اش را در ابری فوت می کند

ناګهان ابرها از قصه خالی می شوند

دلم در خوب می ریزد

خواب از خالی با پوزخند تلخی در فرو می رود

اتاق از هر چه جفت خوابش نمی برد

شب قلفتی شلوارش را پایین کشیده

قلندر بیدار است و

من و باران تا صبح روشنیم

مست و سلامت

حالم خوب است

و این کفش های طاقِ طاقِ آینه می توانند خیال کنند

بُزک مرده است و

من طاق باز خوابم را به کمپزه ای در بهار نسیه داده ام

زیر بال شاه را از پرنده های تُک به تُک تکانده ام

ساعت دو دقیقه از تیغ ګذشته است

و تیغِ آینه ای بیخ چانه اش تندی می کند غ غ غ غ غ غ غ غ غ

زیر آینه اش عود و دود و الودود

پته اش را روی آب چنان عسل می ریزد

که دیګر با هیچ ګُهی پاک نشود

قرارش را مثل نافی بریده ام

قرار نبود با چشمهای خودش نګاه کند کرد

قرار نبود نرم یا کمی خم حتی مایل یا ولرم شود شد

زندګی بازی دارد

بازی زیبا

آب دارد

باز دارد

آبی دا

آبی دا

آبی

قرار نبود

حالم خوب است

و همه ی قرار نبودها و ما بودیم و قرار نبود

 

بیا مرا بکش عزیزم

من کشتن ګرفته ام

سِرایت دارم

باید زنان جهان را نجات دهی

بیا مرا بکشیم

و سِرایتم را به سُرایتی ببخشیم

حالم خوب است

ساعت چند دقیقه از تیغ ګذشته

من یک پیرهن از خودم و

ګلبرګهای سرخ چند برګ مانده اند به دوبیتی

زل بزن در پستان های سر به هوای برهنه ام

سرت را نزدیک بیار بزن این لا

سنګ فقط شکستن بلد است

بشکن.

لینک مستقیم: شعر را با صدای زیبا کرباسی بشنوید

کارنامه ی زیبا کرباسی

زیبا کرباسیتولد، تبریز. در کودکی آَشنایی با شهریار شاعر

۱۹۸۷ مهاجرت به لندن، ادامه دبیرستان و دروس دانشگاهی
۱۹۹۶-۲۰۱۰ شرکت در فستیوال شعر متعهد جهانی در هلند، آلمان، پاریس، ایتالیا، سوئد، اسکاتلند، ایرلند، انگلیس، سان فرانسیسکو. میلان
۱۹۹۶ کژدم در بالش، مجموعه شعر
۱۹۹۷ با ستاره ای شکسته بر دلم، مجموعه شعر
۱۹۹۸ عضو کانون نویسندگان در تبعید، انجمن جهانی قلم
۱۹۹۹ دریا غرق می شود، مجموعه شعر
۲۰۰۲ جیز، مجموعه شعر
۲۰۰۴ دبیر روابط بین المللی کانون نویسندگان ایران در تبعید
۲۰۰۵ سردبیر جُنگ Exiled Ink ، لندن
۲۰۰۶ فرق، مجموعه شعر؛ تا کمر در باد ریخته ام، مجموعه شعر
۲۰۰۷ بنیانگذار، سردبیر پایگاه ادبی asar.name در آلمان
۲۰۰۸ برنده جایزه قیزیل آلما، سیب طلایی شعر آذربایجان
۲۰۰۹ حال دستهایم از خالی، مجموعه شعر؛
کولاژ، مجموعه شعر، ترجمه انگلیسی Stephen Watts
. ترجمه لهستانی و انگلیسی شعر مولانا زیبا کرباسی و ولدک فنریخ در کتاب Rumi Sto Rubajatow. و fifty robai
سخنرانی در دانشگاه استانفورد
۲۰۱۰ شرکت در شعرخوانی در برخی شهرهای اروپا
۲۰۱۱ مجموعه شعر ziba karbassi poesia ooooooommm در ایتالیا
سفرها: شهرهای اروپا، آمریکا، آسیا
نقد آثار کرباسی از: ژاله اصفهانی، شهرنوش پارسی پور، سیمین بهبهانی، ساقی قهرمان، علی‌عبدالرضایی ,عفت ماهباز، ملیحه تیره گل، اسماعیل خویی،ماشالله آجودانی،عباس معروفی، شاداب وجدی، داریوش برادری، کوشیار پارسی ، روشنک بیگناه، نیلوفر بیضایی، منصور پویان، ویکتوریا تهماسبی، قاضی ربیحاوی، پرویز لک،امیر حسین افراسیابی، حمیدرضا رحیمی، آرش قربانی، علی اشرافی،پرهام شهرجردی، مجید کوچکی، آذر درخشان، پرویز لک، حسین نوش آذر، ، کورش همه خوانی، علیرضا محولاتی، علیرضا سیف الدینی، محمودخوشنام، رامین احمدی، کیومرث نویدی، تیرداد نصری , مهرداد فلاح,علیرضا ذیحق ,دومان اردم , بزرگ امین , عباس سماکار, جمیله ندایی , لادن لاجوردی، آزاده دواچی، رباب محب، آذر کیانی، صمد پورموسوی، ، نیلوفر طالبی، محمد صفریان، مینو خواجالدین، احسان رستمی، ، بیژن باران. یاشار احد صارمی
ترجمه اشعار کرباسی بزبانهای: انگلیسی، ترکی، عربی، فرانسه، آلمانی، لهستانی، اسپانیولی، ایتالیایی، کردی، داچ/ هلندی.
سخنرانی و شعرخوانی. دانشگاه آکسفورد، استانفورد، لندن، سوربون، بسیار دیگر.
مقاله هایی در باره کرباسی به زبانهای دیگر از. Jennifer Langer, Stephen Watts, Abodolrazaq Vafa. Cristina Viti, Taniya Young, Brian Appleton, Michael Shamberg

اشعار کرباسی در نشریات غربی. Irish Times, Index, , Mother tongues, Cuirt Annual, Poets One, Czaskultur Exiled Ink, Crossing the Border, Article 19, Poesins Stamma, Rounde, Pen Anthology, Shersman, The Wolf, Poetry Review, MPT, Litratuuruitwisseling, Perzisch Nederlands, Arteria, Nowy Czas Rattapallax, Two Lines

کنشگر. کرباسی در انجمن قلم عضو بوده؛ خواستار ختم سنگسار و اعدام در ایران است. شخصیت انسانی، وجدان اجتماعی، سخاوت، صداقت، صمیمیت شعر او را برای نسل جوان مهاجر از جذبه مالامال کرده. سیاسی بودن دفتر و دستک راه انداختن، سخنرانی، اعلامیه، تبریک بمناسبت فلان روز نبوده؛ بلکه وجود وجدان اجتماعی، همدردی با ستمدیدگان، کمک به تساوی عدالت اجتماعی است. رویدادهای اجتماعی در او واکنش انسانی بر می انگیزند. این واکنشها مخالف تبلیغات حافظان وضع موجود اند.

معرفی زیبا کرباسی در نشریه بین المللی شعر زن


نقل و بازانتشار مطالب و محتوای سایت آزادی بیان تنها با ذکر منبع مجاز است


 


سیمین روزگردعادت نداشته ام علی رغم بسیاری از زخم ها که هنوز هم سرباز مانده اند، از دوست و دشمن گلایه کنم، آن هم در این مکان. اما گاهی اوقات شرایط بر خلاف میلت، ایجاب می کند که بپردازی به آنچه که حتی "نباید" تا لااقل در پیشگاه تاریخ سرشکسته نشوی…

ماجرا از این قرار است:

یکی از به اصطلاح "فعالین حقوق بشر" که یک سال و اندی ست پس از پایان همکاری چند ماهه اش با تشکل قبلی خود، ناخواسته (بخوایند خواسته!) دست به زیاده گویی علیه آن تشکل، مسئولین و بعضا اعضای آن زده است. و جالب اینجاست که این روند روز به روز علی رغم گذشت زمان نه تنها پایان نیافته که گاها تشدید هم شده است.

برایم بسی جالب است، زمانی که دستگاه اطلاعاتی ایران نسبت به اینکه حسین رونقی ملکی همان وبلاگ نویس معروف بابک خرمدین است آگاهی نداشت، مجتبی سمیع نژاد در وبلاگ شخصی خودش به معرفی این زندانی سیاسی که اکنون به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم است، با جزئیات کامل پرداخت!

بگذارید مسئله را شفاف تر بیان کنم؛ مجتبی(مدیار) سمیع نژاد، عضو سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که چندی ست در راستای موازی سازی، وبسایتی با نام رهانا ایجاد کرده و مدیریت آن را بر عهده دارد، در طی بیش از یک سال گذشته انواع اتهامات بی پایه را به مجموعه ی مذکور روا داشته و سکوت در برابر تمامی این افترا ها ایشان را به جای خاتمه دادن به ماجرا گویا حریص تر می نماید!

مجموعه فعالان اکنون از دیدگاه ایشان توامان به "وزارت اطلاعات" و "سازمان مجاهدین خلق" وابستگی دارد(!) و تمامی اخباری که از سوی کانال های رسمی آن(نظیر خبرگزاری هرانا) منتشر می شود به نوعی کپی برداری از وبسایت رهانا ست که عموما در طول روز بیش از ۳-۴ خبر درج نمی کند و احتمالا تمامی اخبار بلوچستان و کردستان که گاها از سوی رسانه های فارسی زبان سانسور می شود، زندان رجایی شهر ، نامه های فرزاد کمانگر، رنج نامه های متعدد زندانیان سیاسی، حوادث اخیر، مصاحبه با خانواده زندانیان گمنامی که هنوز هم کسی اسمشان را به خاطر ندارد، افشاگری های رضا ملک، افشاگری در مورد بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۶، انتشار کتاب لانه فساد و صدها مثال دیگر ۱ نیز از زحمات شبانه روزی ایشان(مجتبی سمیع نژاد) به سرقت رفته است!

این در حالیست که هنوز یادمان نرفته، جناب داعیه دار حقوق بشر قصه ی ما، چند ماه پیش چطور به علت عدم اجحاف به مسئله ی قتل یک دختر تبریزی (الناز بابازاده) توسط کسانی که خود را منتسب به بسیج خوانده بودند ۲ ، بدون ارائه هیچ سندی اقدام به تشکیک در افکار عمومی و تکذیب این خبر نمود و برای جناب "حسین شریعتمداری" و روزنامه ی "کیهان" خوراک درست کرد؛ (هرچند که روزنامه کیهان هم مجتبی سمیع نژاد و وبلاگش را هم به رسمیت نشناخت و به عنوان س.م کاربر بالاترین از وی یاد کرد ۳ )

به تازگی هم که به کمرنگ جلوه دادن ۴ فاجعه ی کشتار در زندان قزلحصار۵ کمر بسته و با این ادله که زندانیان واحد ۲ و ۳ قزلحصار با یکدیگر ارتباط ندارد سعی در رسیدن به اهدافی دارد که به راستی نمی دانم چیست. حال جالب آنجاست که سازمان عفو بین الملل که لااقل وی به عنوان یک فعال حقوق بشر نمی تواند منکرش شود، در بیانیه ی اخیر خود۶ به سرکوب زندانیان در این دو واحد اشاره کرده و از سویی صدا و سیمای جمهوری اسلامی در اخبار ۲۰:۳۰ به کشته و زخمی شدن ۴۷ تن از زندانیان نیز اشاره کرده است۷ و بیهوده می نماید اگر قرار باشد با توجه به تبار شناسی ۳۲ سال حاکمیت جمهوری اسلامی من در این باره به کوچک جلوه دادن حوادث از جانب ایشان  بپردازم و تنها برای نمونه همین بس که احمدرضا رادان بعد از هر اعتراض خیابانی فضای شهر را آرام توصیف کرده و تعداد بازداشت شدگان را گاها حتی زیر ۱۰۰ تن اعلام می کند!

یاد گرفته ام مگر در موارد خاص (زمانی که گذشته ی افراد به حدی تیره باشد که به عنوان مثال شخصا به سرکوب روی آورده باشند)ملاک را حال افراد قرار دهم اما گویا این مهم در قاموس فکری فرد مورد اشاره محلی از اعراب ندارد که عکس هایی مربوط به ۸ سال پیش از "اسفندیار بهارمس" را که جمهوری اسلامی اقدام به پخش آن می کند و البته خود باید پاسخگو باشد را ملاک قرار داده و ۵-۶ سال دفاع بی چشم داشت وی در عرصه حقوق بشر را نادیده می گیرد؛ و بد نیست به این مهم نیز پرداخته شود که آقای سمیع نژادی که با انتشار اطلاعات غلط در مورد افراد خود را فردی مطلع نشان می دهد، قبل از اینکه پسوند فعال حقوق بشر را برای خودش انتخاب کند، اسفندیار بهارمس در حالی که سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا و امریکا قرا داشت، از سوی سازمان ملل به عنوان پناهنده پذیرفته می شود و بدیهی ست که اگر وی در سازمان مورد اشاره عضویت داشت، سازمان ملل باهوش تر از شخص شما بود. ذکر این نکته هم بی ربط نیست که همسر شما پوشیدن دامن از سوی مردان را به سخره می گیرد در حالی که امروزه روش ابراز عقیده در ایران نیز رنگ های جدیدی به خود گرفته؛ از روسری سر کردن در حمایت از مجید توکلی گرفته تا گرفتن صورتک زندانیان سیاسی زن بر چهره از سوی مردان …

برایم بسی جالب است چطور در باور آقای سمیع نژاد نمی گنجد کسی دنبال نام و نشان نباشد و در راستای دفاع از حقوق انسان ها تلاش کند؟ ایشان گویا با فعالین گمنام، کسانی که در پی مطرح شدن نام خویش هستند و بعضا با نام مستعار فعالیت می کنند خصومت داشته و "در پی شهرت بودن" را به "شناسنامه دار" بودن تعبیر می کند؛ حال مگر می توان فراموش کرد میلیون ها میلیون مبارز بی نام و نشان در سراسر تاریخ را که در راستای آرمان های والای خویش مبارزه کردند و نه تنها در پی هیچ گونه اشرافیت سیاسی نبوند که در هیچ کتاب و صفحه ی نتی هم نامی از آنان برده نشده هرچند که به قول شهید عزیزمان فرزاد کمانگر "آینده از آن بی کفن خفتگان است"

برایم بسی جالب است که در حالی که خودی جناب سمیع نژاد از کارنامه اش به خوبی مطلع هست، در مسئله ی فریب خانواده زندانیان سیاسی به عینه مصداق دست پیش و پس نیافتن شده است. به شخصه شاهد بودم، وی که تلاش شایانی در راستای مطرح کردن خود و نام وبسایتش در راستای منافع فردی دارد، به فریب خانواده زندانیان تحت عنوان دلسوزی و مشاوره دادن و منع کردن ایشان از ارتباط با گروه های دیگر در حالی که فاقد توان کافی برای دفاع و اطلاع رسانی گسترده در مورد یک زندانی سیاسی در معرض خطر بوده، دست زده و حق اطلاع رسانی و ارتباط با رسانه ها را که از اندک ابزار خانواده های بی دفاع زندانیان  سیاسی در راستای رساندن صدای خویش به همگان محسوب می شود، سلب کرده است.

برایم بسی جالب است که ایشان از همان زمان که از مجموعه جدا شد مستقیم و غیر مستقیم به قول معروف به زیر آب زدن روی آورد و حتی این رویه را در قبال کسانی که در رابطه با سناریوی اسفند ماه مجموعه طعم زندان چشیدند، نیز پیش گرفت.

برایم بسی جالب است که ایشان در یک شبکه ی اجتماعی هم چون بالاترین به دلیل بروز اختلافات شخصی به معرفی فعالین داخل با اسم و فامیل اصلی و نشانی دقیق می پردازد.

برایم بسی جالب است که آقای سمیع نژادی که مدت ها قبل از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، اقدام به ترک ایران نمود اما تا ماه ها بعد از انتخابات در وبلاگش به عنوان یک شهروند که مستقیما از تهران خبرسانی می کند، افکار عمومی را به بازی گرفت و علاوه بر فریب بسیاری از طریق فیس بوک، تویتر و وبلاگش این روند تاجایی پیش رفت که در مواردی بعضا رسانه های شناخته شده ای ائم از "واشنگتن پست" ۸ نیز ویلاگ وی را به عنوان یک وبلاگ داخلی شناخته بودند.

…و برایم بسی جالب است، زمانی که دستگاه اطلاعاتی ایران نسبت به اینکه حسین رونقی ملکی همان وبلاگ نویس معروف بابک خرمدین است آگاهی نداشت ( و یا در بد بینانه ترین حالت ممکن، می دانست ولی نسبت به این مسئله تردید داشت چرا که آن را رسانه ای نکرده بود) وی در وبلاگ شخصی خودش به معرفی این زندانی سیاسی که اکنون به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم است، با جزئیات کامل پرداخت!

آقای مجتبی سمیع نژاد، حال روی سخن منی که نه در گذشته و نه اکنون با اسم مستعار فعالیت نکرده ام، پس از یک سال و اندی سکوت و بردباری با شماست؛ این بازی کثیفی که راه انداختید را تمام کنید. تا کی غیر اخلاقی ها را به اسم اخلاق نمایاندن؟ تا کی فریب افراد بی اطلاع؟ تا کی سوء استفاده از جعل و اکاذیب؟ تا کی ژست دلسوزی گرفتن؟ تا کی نان چند ماه زندانتان را در ۶ سال قبل خوردن؟ تا کی خوراک برای رسانه های حکومتی ساختن در شرایطی که کم سواد ترین فعالین اجتماعی در ایران هم به درستی می دانند که اولویت بندی در فعالیت اهم است چرا که مشکل اصلی با سیستم سرکوبگر حاکم بر ایران است و نه موارد دیگر. و تعجب می کنم که چطور شما به این مهم که بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران از راه تخریب "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" که به اندازه ی کافی زیر فشار جمهوری اسلامی ست نمی کذرد، واقف نیستید.

بدون سر سوزن تردید اعتقاد داشته و دارم که تاریخ بهترین قاضی ست؛ جناب سمیع نژاد، عدوی تو نیستم من انکار توام!

سیمین روزگرد/ بامداد شنبه ۲۸ اسفندماه ۱۳۸۹

پانویس ها:

۱٫      برای اثبات این مهم می توانید این ویدئو و این ویدئو که از شکنجه و تجاوز زندانیان رجایی شهر است را ببینید. هم چنین به سری نامه های فرزاد کمانگر و به عنوان نمونه این لینک مراجعه کنید. و موارد دیگر نیز با سرچی ساده در فضای اینترنت قابل دسترسی ست.

http://www.youtube.com/watch?v=61uujIwbzPk

http://www.youtube.com/watch?v=bt6nLATiq9o

http://www.youtube.com/watch?v=xEUTLYOUeOo&feature=mfu_in_order&list=UL

 

۲٫      تجاوز و قتل در تبریز به بهانه مبارزه با بدحجابی

https://hra-news.org/1389-01-27-05-26-53/2680-1.html

 

۳٫      متن منتشر شده در روزنامه کیهان در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۳۸۹

http://www.kayhannews.ir/890422/2.htm#other208

 

۴٫       کمرنگ جلوه دادن ابعاد قتل عام زندانیان در زندان قزلحصار از سوی مجتبی سمیع نژاد

http://www.madyariran.net/?p=5453

 

۵٫      صدها کشته و زخمی در زندان قزلحصار در پی اعتراض به اجرای احکام اعدام

https://hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/7424-1.html

 

۶٫      بیانیه عفو بین الملل در مورد کشتار در زندان قزاحصار که به واحد ۲و۳ نیز اشاره کرده است.

http://www.amnesty.org/en/news-and-updates/deaths-iranian-prison-must-be-investigated-2011-03-17

 

۷٫      اخبار ۲۰:۳۰ مورخ چهارشنبه ۲۵ اسفند ماه ۱۳۸۹ را از اینجا ببینید.

http://www.tabnak.com/cache/videopage.php

 

۸٫      برای نقبی به گذشته این گزارش واشنگتن پست را ببینید.

http://www.washingtontimes.com/news/2009/apr/20/the-worlds-bravest-bloggers/

مطلب مرتبط:

وقتی تمامی مخالفان طرفدارِ موسوی نشان داده می شوند: سیمین روزگرد

نقل و بازانتشار مطالب و محتوای سایت آزادی بیان تنها بدون ذکر منبع مجاز است

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به iranfree-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به iranfree@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته