-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

Latest News from Kaleme for 06/05/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



آیت‌الله دستغیب: حضرت امام، کسی نبود که بخواهد به دین ضربه زند و اسلام را محو و نابود کند و اینکه عده‌ای بخواهند در توجیه اعمال خلاف شرع و قانون خود از حضرت امام هزینه کنند، نباید موجب بدبینی مردم و به خصوص جوانان به ایشان شود.


 


آیت‌الله‌العظمی صانعی از کسانی که به نام اسلام و خون شهدا به قدرت رسیده‌اند، خواست که در اداره امور به روش انبیا و اولیا و سیره امام (س) بیشتر دقت و توجه کنند و اگر نمی‌توانند مثل امام شوند، لااقل به ضد امام تبدیل نشوند.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله‌العظمی صانعی، این مرجع تقلید همزمان با سالروز رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، در پایان درس خارج فقه خود به تشریح برخی از خصوصیات اخلاقی، سیاسی و اجتماعی حضرت امام پرداخت و خطاب به شاگردان خود گفت: همه باید تلاش کنیم این خصوصیات را در میان خود و جامعه ترویج نماییم و اگر نمی توانیم مثل امام سلام الله علیه شویم لااقل به ضد امام تبدیل نشویم.

این شاگرد برجسته حضرت امام سلام الله علیه اظهار داشت: همه کسانی که با نظریات فقهی، فلسفی، اصولی، عرفانی و حتی تفسیری امام آشنا هستند، می دانند که امام سلام الله علیه همه عمر خویش را صرف انجام وظایف الهی و ابراز علاقه قولی و عملی به اهل بیت علیهم السلام نمودند.

آیت الله صانعی افزود: یکی از خصوصیات برجسته ای که در حضرت امام سلام الله علیه وجود داشت، این بود که امام اسلام را آنگونه به دنیا معرفی می کرد که دنیا پذیرش آن را داشته باشد. آنهایی که با اندیشه فقهی امام آشنایند، می دانند که ایشان پس از پیروزی انقلاب به دنبال تطبیق احکام فقهیه با عقول و اندیشه های بشر امروز بود که نمونه های آن را در فتاوی مشهور ایشان در بحث شطرنج، معادن، طلاق زن و … می بینید.

ایشان در همین رابطه افزود: آن زمانی که من در شورای نگهبان بودم، اگر ایشان در مسائل اجرایی مشکلی پیش می آمد، از حضرت امام سلام الله علیه استفتاء می کردیم؛ نه از باب اینکه زعامت امور را داشت، زعامت امور کاری به استنباط نداشت، قانون اساسی در رابطه با موازین اسلام به زعامت و سیاست کاری ندارد، بلکه مراجعه فقهای شورای نگهبان به حضرت امام از این باب بود که ایشان را افقه فقهاء می دانستند و امام جوابها را به گونه ای می دادند که راهگشا باشد و اگر احیانا خود ایشان در آن مساله نظری نداشتند، ارجاع می دادند به فتوای کسانی که راهگشا بود و می توانست مشکلات جامعه را حل نماید.

آیت الله صانعی در ادامه سخنان خود، با اشاره به یکی دیگر از خصوصیات حضرت امام گفت: امتیاز دیگر سیدنا الاستاذ این بود که وقتی پیشنهادی به ایشان می شد در خصوص آن تامل می کردند و پس از آن پاسخی را ارائه می کردند که مورد پذیرش عقلا و اندیشمندان بود.

ایشان با نقل خاطره ای از قول یکی از مقامات قضایی اظهار داشت: یکی از مقامات قضایی نقل نموده اند که در اوائل انقلاب پرونده یکی از نظامیان وابسته به رژیم طاغوت را که به دلیل اعدام چهار نفر از انقلابیون محکوم به اعدام شده بود، خدمت حضرت امام بردیم و گفتیم این آقا مدعی است که از طرف شاه مامور بوده ۱۲ نفر را اعدام کند که صرفا حکم ۴ نفر را اجرا و با لطایف الحیل حکم ۸ نفر باقی مانده را اجرا نکرده است؛ ما این مسئله را برسی کردیم و دیدیم که درست می گوید، حالا انتظار دارد این مساله را در حکمش لحاظ کنیم و به اصطلاح این محبتش را جبران و در حکمش تخفیف دهیم، حکمی هم که ما برای این شخص صادر کرده ایم یعنی اعدام از باب مجازات جرمی است که مرتکب شده و امکان جبران حق الناسش هم هست، با این وصف شما چه نظری دارید؟ حضرت امام با تاملی که در این مساله نمودند، فرمودند: شرائط فعلی اقتضاء می کند فعلا آزاد نشود و بعد از دو یا سه ماه که شرائط مساعد شد، آزادش کنید.

آیت الله صانعی در تحلیل این رفتار امام و توجه ایشان به شرایط زمان و مکان و شرایط آن روز جامعه گفت: آیا معنای این مساله غیر از این است که امام سلام الله علیه دلش به حال انسانها می سوخت، دلش به حال انقلاب و اسلام می سوخت.

ایشان محبوبیت حضرت امام در میان مردم و چهرهای انقلابی را یکی دیگر از خصوصیات ایشان بر شمرد و اظهار داشت: اگر می بینید افرادی و بزرگانی همچو ن شهید بهشتی، مطهری، منتظری، ربانی املشی، ربانی شیرازی، هاشمی، موسوی اردبیلی، کروبی و مهندس موسوی افتخار می کردند که در خدمت امام باشند، این امر دلیلی جز محبوبیت امام ندارد. اگر می بینید شهید محمد منتظری با آنهمه شکنجه ای که شد اما باز سراپای وجودش علاقه به امام بود، دلیلش محبوبیت امام بود، دلیلش این بود که امام سلام الله علیه به گونه ای عمل می کرد که افراد افتخار می کردند در خدمت امام باشند.

ایشان در پایان خطاب به شاگردان خویش گفت: اگر بنا داریم اسلام را به دنیا معرفی کنیم این را باید از امام و سیره قولی و عملی ایشان بیاموزیم؛ خدای نکرده به گونه ای حرف نزنیم و یا به گونه ای عمل نکنیم که اسلام را بد به دنیا معرفی نماییم و در دعوایی که برای ملت ما آب و نان ندارد وارد نشویم. من از همه کسانی که به نام اسلام قدرت دارند و به نام اسلام و خون شهدا به قدرت رسیده اند، می خواهم که در اداره امور به روش انبیاء و اولیاء و سیره امام سلام الله علیه بیشتر دقت و توجه کنند.


 


در سومین روز به شهادت رسیدن هاله سحابی حسینیه ارشاد و خیابان های اطراف شریعتی مملو از نیروهای امنیتی اعم از نیروی انتظامی، لباس شخصی، گارد ویژه و نیروهای تازه وارد سرکوب گر بود که مانع برگزاری هر گونه مراسمی برای هاله و عزت الله سحابی شدند.

 

اما نیروهای تازه وارد برای سرکوب چه کسانی هستند؟

 

به گزارش خبرنگار کلمه، این سوالی است که امروز در مراسم ختم هاله سحابی مطرح شد. قرار بود در سومین روز مرگ هاله سحابی در حسینیه ارشاد مراسمی برگزار شود که نیروهای امنیتی مانع برگزاری هر نوع مراسمی در حسینیه ارشاد شدند. اما آنچه امروز به چشم متفاوت از هر تجمع و تظاهراتی دیده شد؛ حضور نیروهای سرکوبگری بود که به لحاظ ظاهری متفاوت بودند.

 

نبش خیابان گل نبی ، کنار حسینیه ارشاد جمعی از مردان جوان را با لباس هایی خاص از اتوبوس ها پیاده کردند و آنها را مقابل در حسینیه به صف کردند. مردانی لاغر اندام با پوستی آفتاب سوخته که موهای همه شان با ماشین کوتاه شده بود و به کچلی می زد. همگی شلوار جین و یا کتان پوشیده اند؛ با تی شرت و بلوزهای آستین کوتاه. مردان آفتاب سوخته ی لاغر اندام را به صف می کنند و کاورهای فسفری رنگ به آنها می دهند. یکی از لباس شخصی ها لیستی در دست دارد و گویی آنها را حضور و غیاب می کند.

 

مشاهده نیروهای تازه وارد سرکوبگر این سوال را به ذهن متبادر می کند که چه کسانی هستند؟ آیا از زندان ها به خیابان برای سرکوب روانه شده اند؟ آیا از ارذل و اوباشی هستند که زمان جمع آوری اراذل و اوباش زندانی شدند و یا به خاطر کم سن و سال بودن شان آنها را از کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان آورده اند؟ و سوال اساسی تر اینکه؛ این نیروها را چه ارگانی به خیابان ها سرازیر کرده است؟

 

پیش از این در جریان سرکوب اعتراضات مردم در سال ۸۸ برخورد های وحشیانه و فحاشی های بسیار رکیک به مردم می شد و نیز اتفاقاتی که در برخی زندان ها افتاد همه اذهان را متوجه پیشنهاد یکی از فرماندهان نیروی انتظامی کرده بود که از اراذل و اوباش برای سرکوب و کتک زدن و .. مردم استفاده شود

 

این نیروها از حسینیه ارشاد در دو سوی خیابان شریعتی به فاصله هر ده متر تا سر خیابان ظفر ایستاده اند. گاهی به پیاده رو ها حمله می کنند و عابران را کتک می زنند .چندی نمی گذرد که مردان آفتاب سوخته ی سرکوبگر کاورهای فسفری رنگ شان را درمی آورند و زیر لباس هایشان مخفی می کنند. اما همچنان کنار خیابان ایستاده اند و ماشین ها و عابران را نظاره می کنند.

 

یکی از حاضران در خیابان با تعجب از حضور این نیروها می گوید:” در چهره این ها اعتماد به نفسی دیده نمی شود و معلوم است هنوز آموزش های لازم برای سرکوب را ندیده اند.”

 

عصر روز شنبه چهاردهم خرداد ماه، موتورسوران با لباس های سبز رنگ تیره مانور وحشت در خیابان راه انداخته اند، در خیابان جنب حسینیه به خودروی پارک شده ای که دو زن کنارش ایستاده اند حمله می کنند و پلاک خودرو را می کنند و چند جوان عابر پیاده را با باتوم کتک می زنند. آن طرف خیابان نیز افسر نیروی انتظامی با کلاه کاسکت محکم بر سر پیرمردی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده می کوبد . کمی آن طرف تر،پایین تر از خیابان گل نبی گارد ویژه با دختری درگیر می شود و با مواجه شدن با مقاومت دختر،روسری را از سرش می درد.

 

نیروها اجازه رفت و آمد عابران پیاده را نمی دهد اما خیابان شریعتی مملو از خوردروهایی است که قصد شرکت در مراسم ختم هاله سحابی را داشتند. و به گفته حاضران این تجمع از نوع ماشینی بود. تجمعی با بنزین لیتری ۷۰۰ تومان. خودروها خیابان شریعتی را بسته بودند و ترافیک سنگینی در خیابان شریعتی، پاسداران و میرداماد را موجب شده بودند.

 

امروز نیروهای سرکوبگر چه تازه وارد ها و چه قدیمی ها حاکم بر خیابان بودند اما ترس و عدم اعتماد به نفس در چهره هایشان هویدا بود


 


یکی از همراهان جنبش مردمی سبز مشاهدات خود را از آنچه امروز روبرو حسینه ارشاد گذشت را برای کلمه ارسال کرد.

این شهروند- خبرنگار با جزئیات برخی از این مشاهدات را روایت کرده و در انتها گفته است: مطمئن ام امشب خیلی ها به یاد هاله شمع روشن می کنند. هر چند نشد رو بروی حسینیه ارشاد به یاد هاله شمع روشن کنند.

متن این روایت به شرح زیر است:

نیروهای سرکوبگر مانع برگزاری تجمع بزرگداشت هاله سحابی در روبروی حسینیه ارشاد شدند.

ساعت ۱۸:۱۵ امروز ۱۴ خرداد برای شرکت در تجمع بزرگداشت هاله سحابی که قرار بود روبروی حسینیه ارشاد برگزار شود، به آن سمت حرکت کردیم. حضور ۴-۵ تا ماشین نیرو انتظامی و حدودا بیست نیروی گاردی انتظامی زیر پل سید خندان مشخص می کرد که روبروی حسینیه ارشاد چه خبر می تواند باشد.

به سه راه ضرابخانه که رسیدیم با ترافیک شدید در حد قفل روبرو شدیم که مجبور شدیم همان جا ماشین را پارک کنیم و پیاده برویم .

صدای بوق های ممتد اعتراضی ماشین ها شنیده می شد. وارد شریعتی- پایین تر از حسینیه ارشاد که شدیم پر از نیروهای لباس شخصی بود ‌که به صورت تصادفی بعضی ها را می گرفتند. به خیلی ها هم گیر میدادند و عمدتا هم سعی می کردند جمعیت پیاده به سمت حسینیه نروند. اما خیابان پر بود از خانواده هایی که با ماشین به محل آمده بودند. اغلب ماشین ها خانواده بودند و‌ یا به صورت دسته جمعی آمده بودند.

با آنکه این روزها تهران خلوت شده ، ولی خیابان شریعتی به خاطر حضور معترضین که با ماشین آمده بودند ترافیکش خیلی سنگین بود.

از خودرو هایی لباس شخصی ها پیاده می شدند و بین آنها کاورهایی به رنگ فسفری زرد رنگ پخش می کردند. این افراد که کاورها را می پوشیدند دو دسته بودند،‌یه دسته جوان هایی که موهاشون مثل سربازها تراشیده بود و چهره های آفتاب سوخته ای داشتند و لاغر اندام بودند .

یک دسته دیگه از لباس شخصی ها که کاور پوشیده بودند موهاشون بلند تر و سنشون هم بیشتر بود. گویی از بسیج محلات جنوب تهران آورده شده بودند.

این لباس کاوری ها را از ۳۰۰ متر پایین حسینیه ارشاد تا سر میرداماد به فاصله چند متر به چند متر چیده بودند. نیروی انتظامی هم بود. نیرو انتظامی کادری اغلب در ورودی های محدوده مستقر شده بودند که عمدتا از نیروهای میان سال نیروانتظامی بودند و به نظر می رسید که غریبه نیستند. با مردم برخورد خاصی نداشتند. عمدتا با همدیگر در حال صحبت بودند. اما در کوچه ها مشرف به شریعتی از پایین حسینیه ارشاد تا سر میرداماد و داخل آن، یگان های نیروی انتظامی متشکل از سربازهای این نیرو و نیروهای گاردی با باتوم حضور داشتند. نیروهای گاردی پیاده و موتوری هم چند یگان بودند که به سپر و باتوم و اسپری و .. مسلح بودند.

یگان های موتوری این فاصله را بالا و پایین می رفتند و با شوکر های برقی و باتوم مردم را تهدید می کردند که متفرق شوند. به هیچ وجه اجازه تجمع داده نمی شد. هر از چندگاهی در ورودی ها جمعیتی که از رفتن به سمت حسینیه باز داشته شده بود، جمع می شدند که با حمله موتوری ها،‌ یا لباس شخصی ها (که اون کاور زرد رنگ رو هم نداشتند) به صورت وحشیانه متفرق می شدند. مردمی که تو پیاده روها راه می رفتن عمدتا از کسانی که کتک خورده بودند صحبت می کردند و لعنت می فرستادند. حضور خانم ها مثل همیشه مشهود بود. عمده سرکوب امروز توسط نیروهای لباس شخصی و نیروهای سپاه صورت گرفت. جالب اینکه این دسته دوم،‌ یعنی سپاهی ها،‌عمدتا درجه دار در حد سرهنگ بودند. روبروی حسینیه ارشاد خانم جوانی داشت با یکی دوتا از این افراد صحبت می کرد که یک دفعه یه سرهنگ سپاه در حالی که فریاد می زد آمد به سمتش و باتوم رو گذاشت رو کمرش و به او گفت برو،‌وقتی بهت میگم برو برو! در حالی که باتومش را سر و ته گرفته بود چهار پنج ضربه خیلی محکم با دسته باتوم به کمر اون خانم زد. من از نزدیک (توی ماشین) شاهد این جریان بودم و از اینکه هیچ کاری نتوانستم بکنم سرم درد گرفت.

این درجه دار سپاهی واقعا وحشی شده بود. عربده می کشید و می زد. هیکل و صورت خیلی درشتی داشت و حدودا ۴۵ سال سن داشت. صدای کلف و خشن داشت و ریش هم نداشت. چند تا از همکارانش جلوی او را گرفتند و زن بیچاره چند ثانیه بعد از باتوم خوردن، تازه درد را احساس کرد. به سمت بالای شریعتی شروع به حرکت کرد. افراد زیادی این صحنه را ندیدند. آن لحظه که با ماشین بودیم، خواستیم کنار نگه داریم و سوارش کنیم، ولی به هیچ وجه اجازه توقف نمی دادند. تو پیاده رو دیدمش که مردم دلداری اش می دهند. خیلی ناراحت و عصبانی شدم. با ماشین به سمت بالا حرکت می کردیم. کماکان اجازه تجمع نمی دادند. خیلی ها با ماشین آمده بودند. شاید دو سه هزار تا ماشین تو شریعتی و خیابان های منتهی بودند. تو ماشین ها همه ناراحت بودند.

بعضی ها قرآن گذاشته بودند. بعضی ها یواشکی سعی می کردند فیلم بگیرند. بعضی ها دستشون را به نشانه پیروزی (وی) نشون می دادند. تو مسیر یه پراید را دیدم که پلاک عقبش دست یک مامور نیروی انتظامی بود، پلاک جلو هم سعی کرده بودند بکنند. اغلب وقتی ماشین ها بوق می زدند با حمله لباس شخصی ها و کندن پلاک برای ایجاد ترس روبرو می شدند.

روبروی حسینه ارشاد پر از نیرو بود، از همه تیپ،‌ ولی سپاهی ها اینجا تمرکزشون بیشتر بود. سر میرداماد هم تمرکز نیرو خیلی زیاد بود و یکی دو یگان موتور سوار آنجا آماده بودند. تو پیاده روها لباس شخصی ها فیلم میگرفتند از مردم یا حداقل تظاهر به این کار می کردند. ولی کسی برایش مهم نبود. از این و اون گزارش دستگیری، ضرب و شتم مردم به خصوص خانم ها رو شنیدم. حدود ۲ ساعت همین فضا حاکم بودو با تاریک شدن هوا تراکم ماشین ها کمتر شده بود و ترافیک روان تر. ولی نیروها هنوز بودند. من هم نماندم و آمدم سمت خونه. سریع دست به کار شدم تا آنچه دیده بودم رو مختصر بنویسم. و تشکر کنم از مردمی که آمده بودند و یاد هاله عزیز و پدرشو گرامی داشتند. همه عزا دار و غمگین بودند و مطمئن ام امشب خیلی ها به یاد هاله شمع روشن می کنند. هر چند نشد رو برو حسینیه ارشاد به یاد هاله شمع روشن کنند.


 


کلمه: امروز باز هم فضا امنیتی بود . برای بزرگداشت یادبود زنی که مظلومانه دو روز پیش در مراسم تشییع جنازه پدرش رفت. هاله سحابی فرزند، عزت الله سحابی فعال ملی- مذهبی .

به گزارش خبرنگار کلمه ، این روزها یکی از تکراری ترین خبرها  اعلام فضای سنگین امنیتی بر شهر است. چرا که این روزها حکومت به هر بهانه ای از تشییع جنازه گرفته تا مراسم ختم و اعتراض مسالمت آمیز و اعتراض صنفی -کارگری و هر چه بتوان از آن یاد کرد فضای شهر را امنیتی می کند .امروز هم درست همین فضا بر شهر حاکم بود  و کسی حق نداشت در پیاده روهای خیابان شریعتی قدم از قدم بردارد، پلیس ضد شورش، نیروهای امنیتی و ماموران انتظامی اطراف حسینیه ارشاد در خیابان شریعتی را کاملا محاصره کرده بودند.

امروز در اطراف جایی که قرار بود مراسم ختمی برای یک تازه درگذشته از خانواده سحابی که بر اثر ضرب و شتم ماموران امنیتی در روز تشییع جنازه پدرش کشته شده، برگزار شود. کسانی که قصد شرکت در مراسم را داشتند مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، زن و پیر و کودک کتک خوردند. هیچ عابری حق نداشت حتی برای لحظه ای در پیاده روها بایستد اما خیابان شریعتی پر از اتومبیل بود. در روز تعطیلی که در سایر قسمتهای شهر  پرنده پر نمی زد.

اما در این خیابان مردم آمده بودند، به احترام زنی که مظلومانه رفته بود در مراسم تشییع پدری که در تمام عمرش جز با صلح و آشتی نزیسته بود. در این روز ده ها نفر بازداشت شدند.

اما مراسم امروز حاشیه هایی هم داشت.

- روبروی حسینیه ارشاد تعدادی جوان که موهایشان از ته تراشیده شده بود و به هیچیک از نیروهای امنیتی ، اطلاعاتی و انتظامی شباهت نداشتند ایستاده بودند، این جوانان بیشترشان لاغر و رنجور به نظر می رسیدند و به زندانیانی می مانستند  که تازه از زندان آزاد شده اند . تعدادی از آنها در میدان مادر هم بودند با همان ظاهر و  با جلیقه های سبز رنگ فسفری بر تن . مثل لباسی که ماموران در متروی تهران برتن دارند . جماعت زمزمه می کردند شاید اینها زندانیانی هستند که حکومت تا چند سال پیش آنها را اراذل و اوباش  خطاب می کرد و الان با تقاضای عفو به میدان آمده اند تا از طریق کتک زدن مردم بتوانند کلید آزادی شان را از حکومت بگیرند این عده مردم را دنبال می کردند وکتک می زدند و گاه بهت زده نمی دانستند چه کنند.

-فیلمبردار ی از همه عابران و رانندگان اتومبیل های حاضر در خیابان شریعتی ، مقابل حسینیه ارشاد و میدان مادر با دوربین های فوق حرفه ای نیروهای امنیتی یکی از برنامه های معمول آنها در این روز بود .

-کسانی که در ساعات اولیه اعلام شده برای مراسم بزرگداشت سحابی ها، قصد نزدیک شدن به حسینیه ارشاد را داشتندبه شدت مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند و حتی ماموران چادر از سر چند زن کشیدند .امروز حداقل چند ده نفر از سوگواران سحابی ها بازداشت شدند.

-کلمات رکیک از سوی لباس شخصی ها و  ماموران نیروی انتظامی امروز بر سر و روی زنان و جوانان می بارید ،جوانانی که ناباورانه این سخنان را می شنیدند  و  زنانی که با تعجب به این افراد می گفتند ما جای مادرتان هستیم!

-خنده های ماموران لباس شخصی که ساندیس و کیک می خوردند و با پیروزی به مردمی که به زور از صحنه دور می شدند نگاه می کردند  از دیگر صحنه هایی بود که در این روز دیده شد.

امروز ۱۴ خرداد هم آنها نگذاشتند برای هاله سحابی ، فعال جنبش زنان و قرآن پژوهش مراسم ختمی برگزار شود، اما مردم با چشم های پر از اشکشان می گفتند که هاله در دلهای ماست و برای آرامش روح پاکش زیر لب دعا می خواندند.


 


عبدالرحیم سلیمانی اردستانی

اسلامی بودن و دینی بودن یک جامعه و یک نظام را با چه معیار یا معیارهایی می توان سنجید؟ آیا توجه ویژه به اعتقادات معیار است؟ آیا توجه به رعایت احکام شرعی و فقهی معیار اسلامی بودن یک نظام است؟ آیا توجه به اخلاق و مکارم اخلاقی معیار اصلی دینی و اسلامی بودن است؟ بدون تردید همه این امور مهم و اساسی هستند و در نظام دینی جایگاه خاص خود را دارند. اما سوال مهم و اساسی این است که کدام یک از این امور اساسی تر و مهم تر هستند؟ نظام و جامعه ای که خود را دینی و اسلامی می شمارد به کدام یک از این امور باید بیشتر توجه کند؟

بسیاری از کسانی که خود را پرچمدار و مدافع دین می دانند، رعایت احکام فقهی و ظواهر شرعی را مهمترین معیار می شمارند و اگر به این امر تصریح نمی کنند عملشان به روشنی آن را نشان می دهد. اینان در مقابل بی اخلاقی های وحشتناک هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند. دروغ و فریب و حیله و بهتان و فحش و ناسزا و…در جامعه رواج می یابد و اینان هیچ خشم و غضبی از خود بروز نمی دهند. اما هنگامی که ظاهر یک حکم فرعی فقهی توسط جوانی رعایت نشود فریاد “وااِسلاما”یشان بلند می شود. اینان برای نابودی اخلاق یک جامعه خم به ابرو نمی آورند و برای عدم رعایت یک حکم فرعی فقهی کفن می پوشند.

اما سخن پیامبر خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) چیز دیگری را نشان می دهد. پیامبر خدا(ص) می فرماید: «اسلام همان اخلاق نیکو است»(کنزالعمال، ح۵۲۲۵) و می فرماید: «همانا من برانگیخته شده ام تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم»(همان، ح۵۲۱۷) و می فرماید: «از مکارم اخلاق غفلت نکنید چرا که خدا مرا برای همین فرستاده است»(بحارالانوار، ج۷۱، ص۴۲۰) و می فرماید: «اگر کسی همه عبادات را انجام دهد و بلکه دائما در حال نماز و روزه باشد و اخلاقش نیکو نباشد نجات نمی یابد و جایگاهش دوزخ است»(محجة البیضاء، ج۵، ص۹۰؛ کیمیای سعادت، ج۲، ص۴) و می فرماید: «بنده، هرچند در عبادت ضعیف باشد با اخلاق نیک خود در آخرت به درجات و منزلت های والا دست می یابد»(محجة البیضاء، ج۵، ص۹۳) و می فرماید: «در میان مومنان ایمان کسی کامل تر است که اخلاقش نیکو تر باشد»(بحار الانوار، ج۷۱، ص۳۸۹) و می فرماید: «بهترین چیزی که در روز قیامت در میزان گذاشته می شود اخلاق نیکو است»(محجة البیضاء، ج۵، ص۹۰) و می فرماید: «محبوب ترین شما نزد من و نزدیک ترینتان به من در روز قیامت، خوش اخلاق ترین و متواضع ترین شماست»(بحارالانوار، ج۷۱، ص۳۹۴).

امام علی(ع) می فرماید: «سرلوحه کتاب مومن اخلاق نیکو است»(همان، ص۳۹۲) و می فرماید: «اخلاق نیک سرآمد همه نیکی هاست»(غررالحکم، ح۴۸۵۷).

از سخنان فوق، که مانند آنها در احادیث اسلامی بسیار زیاد است به روشنی بر می آید که اخلاق اساسی ترین و اصلی ترین معیار سنجش اسلامی بودن است. پیامبر اسلام(ص) در حدیثی به این امر تصریح می کند: «به زیادی نماز و روزه مردم نگاه نکنید، به زیادی حج و زکات مردم نگاه نکنید، به زیادی کار خیر و تهجد شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به سخن راست و اداء امانت نگاه کنید»(شیخ صدوق، الامالی، ص۳۷۹؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص۲۲۹). امام صادق(ع) می فرماید: «فریب نماز و روزه مردم را نخورید زیرا انسان گاه چنان به نماز و روزه خو می کند که اگر آنها را ترک کند وحشت می کند، بلکه آنان را به راست گویی و امانت داری بیازمایید»(کافی، ج۲، ص۱۰۴) و می فرماید: «خداوند تعالی هیچ پیامبری را نفرستاد مگر به جهت راستی در گفتار و باز گرداندن امانت چه صاحب آن نیکوکار باشد و چه بدکار»(همان).

اخلاق از چنان جایگاهی برخوردار است که امام علی(ع) درباره آن می فرماید: «اگر امیدی به بهشت نداشته باشیم و از آتش نهراسیم و به ثواب و عقاب توجهی نداشته باشیم باز هم شایسته است که در پی مکارم اخلاق باشیم چرا که مکارم اخلاق انسان را به طریق رستگاری رهنمون می شود»(مستدرک الوسائل، ج۲، ص۲۸۳).

اما سخن این است که اگر در جامعه ای اخلاق مرده است و بر جنازه اش خروار ها خاک ریخته شده آیا ظواهر شریعت رعایت می شود؟! اگر از این روایات دست برداریم و مانند برخی از مدعیان اصل و اساس دین را همین ظواهر احکام فقهی بدانیم باید بپرسیم آیا جامعه ای که حتی همین ظواهر در آ« رعایت نمی شود به چه معنایی می تواند اسلامی خوانده شود؟ در رساله های عملیه آمده است که کفن و دفن میت باید با اجازه ولی میت اجرا شود و نماز میت باید با اجازه او خوانده شود و …ورود به خانه مردم و نگاه به زن نامحرم حرام است. آیا می توان بدون حکم قاضی به حریم خصوصی افراد وارد شد؟ آیا در صورت داشتن حکم باز نباید ضوابط شرعی را رعایت کرد؟ آیا می توان کسی را بدون محاکمه و اثبات جرم مجازات کرد؟ و…

جامعه و نظامی که در آن نه تنها اخلاق رعایت نمی شود بلکه حتی ظواهر رساله های عملیه و دستورات فقهی زیر پا گذاشته می شود به چه معنایی می تواند اسلامی باشد؟

بگذریم؛ از اخلاق و شریعت می گذریم. اما آیا از انسانیت هم می توانیم بگذریم؟ امام حسین(ع) در آن لحظات آخر عمر، آنگاه که از اسب به زمین افتاده بود به سختی بلند شده می بیند که لشکر به سوی خیام حرم حمله می برد. آن حضرت در آن حالت سخن جانگداز و تاریخی خود را بیان می کند: «یا شیعة آل ابی سفیان! ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم» ای شیعیان آل ابو سفیان! اگر دین ندارید و از آخرت نمی ترسید، در دنیای خود آزاده باشید.

روزه خوانان و مداحان اشک مردم را با این در می آورند که لشکر یزید انسانیت را زیر پا گذاشتند آنان به کودکان خردسال هم رحم نکردند. آنان به فرزندان عزادار حسین رحم نکردند. آنان به جای تسلیت گفتن به فرزندان حسین به آنان کتک زدند و به جای همدردی به آنان توهین کردند. رسم انسانیت همدردی با صاحب عزا و تسلیت گفتن به اوست و نه کتک زدن و توهین کردن به او.

آیا جامعه ای که در آن این اعمال عادی شده است از اسلامیت که هیچ، از انسانیت بویی برده است؟ و در این فضاست که جا دارد از کسانی که مدعی دینداری هستند و خود را مدافع و پرچمدار دین می شمارند پرسیده شود که آیا خلخال از پای زن کتابیه ای بیرون آورده نشده است؟! امام علی(ع) فرمود یک مسلمان اگر این را بشنود که از پای زن کتابیه ای در نظامی که خود را اسلامی می خواند خلخال بیرون آورده شده و او چاره و پناهی نداشته، اگر از غصه بمیرد جا دارد. اما سخن این است که اگر خود نظامی که خود را اسلامی می خواند اعمالی به مراتب بدتر از آن انجام دهد چه باید گفت و چه باید کرد؟ آیا قالب تهی کردن کافی است؟


 


کلمه – گروه معارف: درست در سالگرد ارتحال امام، به عنوان بنیانگذار نظام، رفتاری از متصدیان فعلی نظام سر زد که از جهاتی نسبت به ظلم‌های پیشین صورت گرفته، بی‌سابقه بود و یا لااقل ضربه‌ای که به وجدان عمومی وارد کرد، حیرت‌آور بود.

بیست و دو سال از درگذشت امام خمینی (س) می‌گذرد و نسل جوان امروز ایران، تقریبا هیچ خاطره‌ی زنده‌ای از امام ندارند. آنها وقتی با رفتاری یزیدوار – بلکه بدتر از آن – از سوی حاکمیت فعلی در برخورد با تشییع جنازه‌ی مهندس سحابی مواجه می‌شوند و فاجعه‌ی تشییع شبانه‌ی پیکر هاله سحابی را – که تنها با تراژدی‌های افسانه‌ای تاریخ قابل مقایسه است – مشاهده می‌کنند، جا دارد این سؤال را از خود بپرسند که آیا قرار بود جمهوری اسلامی به اینجا برسد، و آیا بنیانگذار این نظام هم چنین چشم‌اندازی را برای انقلاب اسلامی و حکومت برآمده از آن ترسیم می‌کرد؟ آیا بنا بود چنین استبدادی حاکم شود و سرنوشت ایران اسلامی به اینجا برسد؟

پاسخ به این سؤال، سهل و ممتنع است؛ ساده است از این لحاظ که می‌توان به‌مانند تبلیغات یکسویه‌ی صداوسیمایی، امام را همسو و همراه با شیوه‌ی کنونی حاکمیت معرفی کرد و چهره‌ی او را نیز به عملکردهای زشت پس از او آلوده ساخت، و دشوار و بلکه غیر ممکن است، از آن جهت که نمی‌توان از مرزهای زمان و موقعیت به سادگی فراتر رفت و نیز شاید حتی نتوان امام را از آنچه پس از او آمده، به کلی جدا کرد.

اما دست‌کم یک کار را می‌توان کرد، و آن اینکه سخنان صریح و بی‌پرده‌ی آن فقیه فقید را دوباره خواند؛ شاید از این رهگذر، نسبت او با عملکردهای امروزی ارباب قدرت مشخص شود، تا لااقل بدانیم چگونه است که امروز همه یا اکثر همراهان دیروز امام، با وضع موجود مخالف‌اند و از جور و جفای حاکمیت به فریاد آمده‌اند، و نیز بفهمیم که آیا حاکمان فعلی ایران، ادامه‌دهندگان واقعی راه خمینی‌اند یا غاصبان حکومت و به بیان امام، «نااهلان و نامحرمان» که قرار بود نگذاریم انقلاب به دست آنها بیفتد.

این سخنان، همگی از امام خمینی است:

- حکومت اسلامی هیچیک ار انواع حکومت های موجود نیست ؛ مثلا استبدادی نیست که رئیس دولت مستبد و خود رأی باشد ، مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دلخواه دخل و تصرف کند ، هرکس را اراده اش گرفت بکشد و هرکس را خواست انعام کند . . . رسول اکرم (ص) و حضرت امیر المؤمنین(ع) و سایر خلفا هم، چنین اختیاراتی نداشتند. (ولایت فقیه ،ص۵۲)

- حکومت اسلام حکومت قانون است . در این طرز حکومت ، حاکمیت منحصر به خدا است و قانون فرمان و حکم خدا است. قانون اسلام یا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. (ولایت فقیه،ص۵۳)

- اسلام مثل حکومت ها ی دیگر نیست . بین حکومت اسلام و حکومت های دیگر فرق های زیادی هست ؛ یکی از آنها این است که حکومت اسلام یک حکومت عادل است . (صحیفه نور،ج۷ص۲۸۴)

- در این رژیم اسلامی ، الان ما خیلی مسوولیت داریم ؛ مسوولیت بزرگ داریم و آن حفظ آبروی اسلام است. (صحیفه نور،ج۷ص۲۸۵)

- ما هم که حکومت اسلامی می گوییم ، می خواهیم یک حکومتی باشد که هم دلخواه ملت باشد و هم حکومتی باشد که خدای تبارک وتعالی نسبت به آن بگوید که اینهایی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند. (صحیفه نور،ج۳ص۱۱۱)

- ما یک حکومتی می خواهیم که قانون باشد ، تابع قانون باشد ، نه یک حکومتی که تابع شیطان باشد. (صحیفه نور،ج۳ص۱۱۱)

- مغرور نشوید که شما فرماندار هستید . این کلمه فرماندار مال وقتی است که فرمان باشد و فرمانبر باشد و برادری نباشد . . . (صحیفه نور،ج۸ص۱۴۵)

- عهده دار شدن حکومت فی حد ذاته ، شأن و مقامی نیست بلکه وسیله اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه اسلام است… و بدیهی است که تصدی حکومت ، بدست آوردن یک وسیله است نه این که یک مقام معنوی باشد ، زیرا اگر یک مقام معنوی بود کسی نمی توانست آن را غصب کند یا رها سازد.(ولایت فقیه ،ص۶۹)

- موضوع ولایت فقیه مأموریت و انجام وظیفه است . (ولایت فقیه ،ص۶۹)

- حضرت علی (ع) درباره این که چرا عهده دار کار حکومت شده می فرماید ، برای اینکه حق را برقرار کند و باطل را از میان بردارد . فرمایش امام این است که خدایا تو می دانی ما برای بدست آورد منصب و حکومت قیام نکرده ایم بلکه مقصود ما نجات مظلومین از دست ستمکاران بود ، برای این بود که : « خداوند از علماء تعهد گرفته و آنان را موظف کرده که بر پرخوری و بهره مندی ظالمانه ستمگران و گرسنگی جانکاه ستمدیدگان سکوت ننمایند.» ولایت فقیه ،ص۶۹)

- اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود ، همه از او می ترسیدند ولی دیکتاتوری در کار نیست ، می خواهیم جلوی دیکتاتور را بگیریم. ولایت فقیه ، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس ، بر رئیس جمهور . . . بر ارتش . . . می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد ، ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است نه دیکتاتوری. (صحیفه نور،ج۱۰ص۲۹)

- ما عدالت اسلامی را می خواهیم در این مملکت برقرار کنیم . اسلامی که راضی نمی شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدی بشود . اسلامی که حضرت امیر سلام الله علیه می فرماید: اینکه لشگر آمده است و خلخال را از پای فلان زن یهودی ای که ملحد بوده است درآورده ، چنانچه بمیریم برای ما ملامتی نیست.(صحیفه نور،ج۱۰ص۱۶۹)

- اسلام بزرگ تمام تبعیض ها را محکوم نموده و برای هیچ گروهی ویژگی خاصی قرار نداده و تقوا و تعهد به اسلام تنها کرامت انسانهاست. (صحیفه نور،ج۱۰ص۱۹۷)

- اگر دولتی را دیدید که خلاف می کند ، ملت باید به او تودهنی بزند. اگر دستگاه جابری را دید که می خواهد به آنها ظلم کند باید از او شکایت کنند و دادگاهها باید دادخواهی بکنند و اگر نکردند ، خود ملت باید دادخواهی بکند ، برود توی دهن آنها بزند . در جمهوری اسلامی ظلم نیست ، درجمهوری اسلامی زورگویی نیست. . .(صحیفه نور،ج۵ص۲۳۷)

این جملات، چکیده‌ی دیدگاههای امام راحل درباره نسبت اسلام و ظلم، نسبت قانون مداری و عدالت، نسبت استبداد و ولایت فقیه و نسبت دیکتاتوری با مشکلی پیامبر و ائمه را نشان می‌دهد. آیا امامی که صداوسیمای جمهوری اسلامی امروز به جوانان معرفی می‌کند، با این امام یکی است؟ آیا رفتاری که حاکمیت فعلی با منتقدان خود انجام می‌دهد، بر این آموزه‌ها منطبق است؟ و آیا امروز به آنچه امام می‌خواست، رسیده‌ایم؟

اگر یک زمانی خلخال از پای یک زن یهودی به ستم بردند، اکنون با ضربه‌ای جان از زنی مسلمان ستانده‌اند. اگر مردن بر ستمی که بر زن یهودی رفت، حق است، بر ستمی اینچنین که بر زنی مسلمان رفت چگونه باید فغان کرد؟ اگر عدالت جاری است، پس چه دلیلی برای آزادی آن حمله‌کننده‌ی جانی است؟ و اگر جنایتی در کار نبوده است، پس چه دلیلی برای دفن شبانه وجود داشته است؟ پس مدعیان پیروی از امام کجا هستند؟ مگر خداوند از علما تعهد نگرفته است که بر ظلمی که بر ستمدیدگان می‌رود، سکوت نکنند؟


 


اشکان ذهابیان فعال دانشجویی دفتر تحکیم وحدت و عضو ستاد کروبی در انتخابات سال ٨٨، پس از گذشت ٣۴ روز از سومین بازداشتش، همچنان در بند انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری در بازداشت به سر می برد.

به گزارش جرس، این فعال دانشجویی که در روز دوشنبه دوازدهم اردیبهشت سال جاری در پی درخواست اداره اطلاعات و فشار مداوم به خانواده اش و برای اجرای حکم شش ماهه خود به اداره ی اطلاعات ساری مراجعه کرده بود، در همان محل بازداشت شده و تا کنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.

بر اساس این گزارش، مشخص نیست که این فعال دانشجویی برای اجرای حکم شش ماه حبسش که از بازداشت اول و به اتهام “اخلال در نظم” و “تحریک مردم به تظاهرات” و “سازماندهی اعتراضات در دانشگاه مازندران” به صورت غیابی صادر شده بود، اردیبهشت ماه امسال به اداره اطلاعات فراخوانده شده باشد، چرا که وی کماکان به صورت غیر قانونی و به جای منتقل شدن به زندان برای اجرای حکم، بازداشت و به سلول انفرای منتقل شده است.

همچنین آمده است: اشکان طی تماس های تلفنی اش تنها از وضعیت سلامتی خود گفته و خانواده اش تا کنون هیچ اطلاعی از دلیل بازداشت و بازجویی های دوباره و اتهام احتمالی در صورت تشکیل پرونده ی جدید ندارند.

بر اساس گزارش فوق، این نگرانی وجود دارد که او تحت فشارهای روحی و جسمی برای گرفتن اعتراف های ساختگی باشد. زیرا بازداشت او و نگه داری طولانی مدتش در بند انفرادی در حالی که برای اجرای حکمش مراجعه کرده بود نشان از پرونده سازی و تفهیم اتهام جدید به این فعال سیاسی دارد. اما تا کنون هیچ مسئولی پاسخگوی این حرکت غیر قانونی نبوده و اطلاعی از اتهام جدید این فعال و دلیل نگه داریش در زندان اداره اطلاعات ساری در دست نیست


 


فرار دیکتاتور و ۵ مقام بلندپایه این کشور به عربستان سعودی به بهانه درمان و بسته شدن سفارت آلمان در صنعا از آخرین تحولات مربوط به قیام مردمی یمن به شمار می رود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری آلمان، شماری از مقامات دولت یمن که روز گذشته بر اثر اصابت دو فروند خمپاره به کاخ ریاست جمهوری صنعا زخمی شده بودند برای درمان به عربستان سعودی منتقل شدند.

این حملات در جریان درگیری نیروهای امنیتی “علی عبدالله صالح” رئیس جمهور دیکتاتور یمن و افراد مسلح “شیخ صادق الاحمر” رئیس قبایل مخالف “حاشد” صورت گرفت.

“یحیی علی الراعی” رئیس پارلمان، “علی محمد مجور” نخست وزیر، “عبدالعزیز عبدالغنی” رئیس شورای مشورتی، “رشاد العلیمی” معاون نخست وزیر در امور امنیتی و دفاع و “صادق امین ابوراس” معاون نخست وزیر در امور داخلی از جمله این مقامات به شمار می روند.

العربیه نیز در این رابطه به نقل از منابع یمنی گزارش داد که علاوه بر این مقامات علی عبدالله صالح نیز به بهانه معالجه به عربستان سعودی سفر کرده است.

خبر دیگر اینکه آلمان به دلیل درگیری های داخلی در یمن امروز سفارت خود را در صنعا بست. در حال حاضر ۳ دیپلمات آلمانی در یمن فعالیت می کنند که قرار است طی روزهای آتی این کشور را ترک کنند.

“گیدو وستروله” وزیر خارجه آلمان پیش از این اعلام کرده بود که سفارت آلمان در یمن به طور موقت و تا اطلاع ثانوی بسته خواهد شد. وی همچنین از اتباع خود در یمن که بالغ بر ۳۰ نفر هستند خواست که خاک این کشور را ترک کنند.

وستروله در ادامه ضمن محکوم کردن خشونت ها در یمن از علی عبدالله صالح رئیس جمهور دیکتاتور این کشور خواست که بدون وقت کشی از قدرت کناره گیری کند. وی با بیان این مطلب افزود: علی عبدالله صالح باید از به گفتگوها برای حل بحران یمن که در آستانه جنگ داخلی قرار دارد پایبند باشد.


 


غلامعلی رجایی

باز سالروز ارتحال ملکوتی امام فرا رسید و سیل واژه ها و خاطره ها به من هجوم می آورند و من درمانده تر از همیشه در زمانه ای که لحظه به لحظه از سیره آن عزیز همیشه عزیز دورتر می شویم – که نمونه اش دفن شبانه هاله سحابی رحمه الله علیهاست – نمی دانم از خمینی چه باید بنویسم که قلم و آنکه این امانت را به من و امثال من سپرد مرا لعنت نکند !

بارها گفته ونوشته ام که اگراجازه بدهیم امام تاریخ بشود و اگر با رویکردی که بعضی از ما در تبیین سیره ایشان داریم امام را تبدیل به تاریخ بکنیم به امام و مردم خیانت کرده ایم.

تبدیل امام به تاریخ یعنی اینکه حضرت خمینی کی به کجا رفت وکجا نشست وچگونه راه رفت و چه سان وبا چه کسی غذا خورد و چه گفت وچه خورد و چه شنید وکی خوابید و کی خندید وکی به خشم آمد وکی از خواب برخاست وکی به نمازایستاد و چه عطر و ادوکلنی زد و…

تبدیل امام به تاریخ یعنی حتی اکتفا به بیان مبارزه امام بر علیه شاه در عرصه های مختلف از جمله مخالفت با اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی ولایتی و فاجعه فیضیه با آب و تاب سخن گفتن

تبدیل امام به تاریخ یعنی از تبعید امام دم زدن از حوادث مهاجرتش به پاریس سخن گفتن

تبدیل امام به تاریخ یعنی ازخاطرات بازگشت شکوهمند امام به کشور سخن گفتن و از لحظات تلخ وداع میلیونی مردم با پیکر او دم زدن

تبدیل امام به تاریخ یعنی..

اما از کاربرد سیره او و لزوم تحقق آن بخش از آن که از حقوق مردم – هر که باشند- در برابر حکومت سخن می گوید در حال حاضرهیچ نگفتن و دم فروبستن ومصلحت را در سکوت و خاموشی دیدن و در یک کلام بر ساحل عافیت نشستن است و زندگی را کاسبی کردن!

با اینکه این همه از امام نوشته ام اما احساس می کنم چقدردرمانده ام که باید از مردی بنویسم که تجسم غیرت اللهی بود.

چندی پیش که جلد اول اسناد مبارزاتی امام که مجموعه ای ۲۲ جلدی است را می خوانم به سندی برخوردم که باعث تعجب من شد واحساس کردم هنوز من و ما این اعجوبه قرن بیستم که سایه اش هنوز وتا سالها دراین قرن بر سر بشریت سنگینی می کند را نشناخته ایم .در آن سند نوشته شده بودپس از اینکه امام شنید رژیم شاه، رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت شناخته است از فرط ناراحتی بیمارشد!

متن سند این است:

شماره ۱۲۴۷۷/۲۰ ه۳
تاریخ ۳۰/۱/۴۱
به ۳۱۶
از۲۰ ه۳
موضوع شیخ حسین لنکرانی
نامبرده بالا درتاریخ ۲۶/۱/۴۱ در جلسه ای که در منزل محمدحسن طاهری اصفهانی با شرکت سید محمدرضاسعیدی وشیخ حسین کاشانی تشکیل گردیده بود مطالبی درباره رابطه قبلی که با خمینی داشت بیان نمود.مشارالیه اظهارداشت مدتی خمینی در کرج بود من همه روزه پیش او می رفتم .موقعی که ایران می خواست اسرائیل را به رسمیت بشناسد مرحوم حاج آقاحسین بروجردی و همه مردم ناراحت بودند خمینی در کرج بود و قرار شد که من به تهران آمده انقلاب را شروع کنم و خمینی نیز شخصی را نزد بروجردی بفرستد واز او نیز کمک بخواهد.برای این منظورخمینی مجتهدی تبریزی را نزد آقای بروجردی به قم فرستاد موقعی که مجتهدی برگشت اظهار داشت که آقای بروجردی از شناسایی یهود خیلی ناراحت و داغ تر از ما بود ولی عصر همان روز کسی از تهران آمد و با او ملاقات کرد. پس از این ملاقات آقای بروجردی سرد شد و گفت من دخالت نمی کنم.خمینی هم خیلی ناراحت و چند روزی مریض شد به طوری که دکترها گفتند شوک سختی به او وارد شده است .لنکرانی در دنباله اظهارات خود اضافه نمود روزی در منزل تیراندازی می کردم خمینی وارد شد.بعضی ها گفتند به آقای خمینی بگو تیراندازی کند وی آمد و یک تیر به هدف زد .حاضرین خواستند که تکرار شود ولی من مانع شدم.
(سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت ساواک /ج۱/ص۶۱ ، موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی / چاپ اول/تهران/ ۱۳۸۶ )

- حرمت مراجع را پاس می داشت. خود را محور مرجعیت نمی دانست و از اینکه مرجعی بزرگترین، اصلی ترین ومهمترین دستاورد انقلابش یعنی تئوری ولایت فقیه را برنمی تابد این برنتافتن نه در او تغییری در عقیده و رفتار نسبت به آن مرجع ایجاد می کرد و نه از حرمت مرجعیت آن مرجع چیزی نزد او می کاست.

چند روز پیش که خاطرات مظلوم این روزها و ماه ها! آیت الله هاشمی رامی خواندم به مطلبی در این باره برخوردم.

درروز نوشت جمعه ۱۴ اسفند سال ۱۳۶۰ جناب هاشمی آمده بود :

آیت الله گلپایگانی و حضرت امام

عصر، احمدآقا آمد و نوار سخنان آقای (آیت الله العظمی محمدرضا) گلپایگانی را آورد و گوش دادیم، به شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه اعتراض دارند و از مجلس می خواهد که درتشخیص ضرورت و موضوع احکام ثانویه دقت و وسواس داشته باشند ولی با خضوع و احترام صحبت کرده اند. من هم در نماز جمعه از ایشان تشکر کردم، قرار شد با مشورت امام سخنان ایشان پخش شود. احمد آقا اطلاع داد که امام موافقند. ( خاطرات سال۶۰ –عبور از بحران – ص۵۰۰)

بزرگ بود و بزرگ زاده و چون چنین بود مردم را بزرگ می خواست و می دانست.

- مردم ،حتی اگر با او مخالف بودند در زمان حکومتش آسوده بودند و این از آن جهت بود که هرگز خود را با دین یکی نشناخت و فرامینش را محض دین ندانست.

در روزگار او حریم وحرمت شخصی مخالفین بغایت پاس داشته می شد و زندان تنها نسخه درمان مخالفت مخالفین و انتقاد منتقدین نبود.

گاه که در روزگار او می شنید که حریمی شکسته شده وحرمتی نادیده گرفته شده بسیار به خشم می آمد واین رابرنمی تافت.

به کسانی که با او کار می کردند – حتی اگر گاه در نظر وعمل با اوهم عقیده نبودند- بسیارمحبت می کرد.این از آن جهت بود که بسیار برنفس خود مسلط وحریف آن شده بود.

چند شب پیش که در مصاحبه ای تلویزیونی شرکت داشتم مجری سوال هوشمندانه ای کرد و از من پرسید: بنظر شما امام چرا امام شد؟ به اوگفتم این سوالی است که سالهاست من از زبان خود امام – ونه دیگران- به دنبال پاسخ به آن هستم به اوگفتم مدت ها با تحقیق وتفحص در صحیفه نور به دنبال کشف این فرمول بودم که چه عواملی خمینی را خمینی کرد؟ وبه عبارت دیگر چه شد که خمینی ، خمینی شد؟برخی ازعلل وعوامل – که بعضا به خود امام هم ارتباط مستقیمی ندارند- اینهاست:

۱- امام کسی بود که حریف خودش شد .اوهمواره و تا آخرین لحظه عمر مبارکش امیر نفس خود شد .

۲- اگرچه بخشی از ویژگی های امام اکتسابی بودند اما بخش عمده ای از آنها موهبتی وبخشی ازسوی حضرت حق بودند.

۳- مشیت الهی براین قرار گرفت که در میان مردان بزرگ الهی دیگر قبل ومعاصرو بعد ازاین مرد بزرگ تنها او باشد که بتواند از مواهبی که به او داده شده – که به دیگران یا داده نشده یا کمتر داده شده- بخوبی در جهت بیداری مردم وعزت بخشیدن به دین الهی استفاده کند.

۴- مردم ایران به اعتقاد من اگر امام در میان مردمی جز ایرانیان شریف وعزیز بود خمینی بود ولی نه این خمینی ! امامی که ۱۴ سال درمیان مردم عراق زندگی کرد و هرگز و هرگز برای او در پیاده شدن احکام الهی ودفع شرستمگران بین ایران وعراق تفاوتی وجود نداشت چرا درعراق انقلابی بپا نکرد و از مردم و مراجع موجود درعراق نخواست برعلیه حکومت فاسد و جبار حزب بعث برخیزند؟

۵- این یک حقیقت آشکار است که بخشی ازشخصیتی که ما امروز بنام خمینی می شناسیم مدیون ایرانی بودن نهضت اوست ومردمی که حاضر شدند برای تحقق حرفهای او جان ومال وجوانانشان را بدهند و این امر مهمی است. این یک واقعیت تردید نا پذیراست که اگر مردم ایران به ندای جمهوری اسلامی خواهی امام لبیکی سرخ نمی گفتند و با تمام وجود بازگشت او را به کشور خواستار نمی شدند و در این راه برترین متاعی را که جانشان بود درطبق اخلاص نمی نهادند خمینی هرگز به ایران باز نمی گشت .او نه تنها دیگر روی ایران را نمی دید وقدم به خاک کشورش نمی گذاشت بلکه می بایست آنگونه که خود گفته بود در مبارزه با شاه کشور به کشور یا فرودگاه به فرودگاه می گشت.

برای قربانی شدن در راه دین بی تابی می کرد و هم از این جهت بود که بی هراس از بد آمدن این وآن در کمال شجاعت فتوا می داد.

- درحفظ حرمت وکرامت کسانی که با آنان کار می کرد- بسیار اهمیت قائل بود و همه چون فرزندانش برایش عزیز بودند- همواره پیشتاز بود و هیچگاه آنها رابا سکوت خود بی پناه نگذاشت.

پایان جنگ که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ رقم خورد با شهامتی ستودنی به میدانی که در آن از هر سو تیر و ترکش اتهام وحملات بعضی به مردان جنگ و سیاست باریدن گرفته بود گام نهاد و با پذیرش مسؤلیت قطعنامه از آنان دفاع کرد.

- مردم در نظراوهمه یکسان ومحترم بودند وبه لحاظ برخورداری ازحقوق شهروندی تفاوتی نمی کردند با این همه برای کسانی که در راه انقلاب ایثار کرده بودند احترامی خاص و مضاعف قائل بود.درعین حال عموم مردم را از مسؤلین برترمی شمرد.

یکبارکه ازاو خواستند بمناسبت شهادت فرزند وزیربهداری وقت- که در جبهه های جنگ به شهادت رسیده بود -پیامی صادرکند برآشفت وگفت چون پدراو وزیراست ازمن می خواهید پیام بدهم؟ وافزود همه شهدای این مردم فرزندان من هستند ودر نظرمن یکسانند.

- بسیار قاطع بود و اگر کسی را برای کاری مناسب نمی دید که مسولیتی رابرخلاف مصلحت به اوسپرده اند از خود عکس العمل نشان می داد.

یکبار که شنید شورای سرپرستی صداوسیما محمد هاشمی را از ریاست رادیو و تلویزیون برداشته وعلی لاریجانی -که از اعضای این شورا بود- رابه جای او منصوب کرده است فورا واردعمل شد و رییس جدید را که ساعاتی از صدور حکم مسولیتش نمی گذشت بدون هیچ ملاحظه ای برکنارکرد و رئیس معزول قبلی را دوباره به مسند مسؤلیتش برنشاند.

این روزها که صدا وسیما بسیار از امام می گوید و در برنامه های مختلف از مبارزات و سیره نظری وعملی اوسخن به میان می آورد به یاد جمله زیبایی از فیلم روز واقعه افتادم که در آن مرد نصرانی که عاشق بی تاب حسین بود پس از اینکه دید به هر جا که پا می نهد وحسین را می جوید، مردم برایش از حسین می گویند که قبل از تو حسین دراینجا خیمه زد و غذا خورد و با ما و یارانش سخن گفت و.با خود در زمزمه ای معنادارگفت:

بسیار شنیده ام که از حسین بن علی می گویند ،اما آنانکه از حسین می گویند چرا خود مثل اونیستند؟!او تا این را گفت به اسبش هی زد و به راه خود که به سوی حسین منتهی می شد تاخت.

من منکر کارهای بعضا ارزشمند ! صداوسیما نیستم و به اهمیت نقش بعضی برنامه های آن در آشناسازی مردم با امام آگاهی دارم والبته سخت هم منتقد ومخالف یکسونگری برخی برنامه های آن – نظیر برنامه شاخص- که صدای کارشناسان درد آشنای به سیره امام وازجمله بیت امام رادر آورد- هستم.اما این راهم بخوبی می دانم که این رسانه که کاملا میلی وسلیقه ای مدیریت می شود بر خلاف بدیهی ترین اصل در سیره امام که پذیرش رای مخالف یا منتقد است با مشاهده کمترین نشانه ای حکم به ممنوع التصویر ومصاحبه بودن او می دهد و در این مورد متاسفانه نمونه ها بسیارند.این بجایی رسیده که امروز برای دیدن حتی چند لحظه چهره نام آوران البته سبز پوش!عرصه ادب معاصر،از جمله عبدالجبار کاکایی ،سهیل محمودی ،ساعدباقری و… باید نذر و نیاز کرد!

یک سال قبل از درگذشت شاعربسیجی درد آشنا متعهد و خوش اشک محمدرضا آقاسی که از قضا ارادتش به رهبری هم شهره عام وخاص بود با هم به دانشگاه صنعتی اصفهان دعوت شده بودیم. من سختران مراسم بودم و او با همان حالاتی که همه می دانند شعر می خواند. پس از برنامه که مدعوین ما را برای شام بردند با من درد دل کرد وگفت فلانی، از وقتی در شعری به وضعیت ظاهر نامناسب بعضی مجریان صداوسیما که با هزار قلم آرایش مثل عروسک در صحنه تلویزیون ظاهر می شوند تاخته ام ممنوع التصویرشده ام! من درآن زمان با اینکه کاره ای نبودم، به دلیل روابطی که داشتم به اوگفتم این مساله را حتما بجایی می رسانم و حل می کنم که با بزرگواری خاصی گفت مهم نیست واین وضعیت باقی بود تا اینکه از دنیا رفت .خدایش بسیار رحمت کند.

اینک ماییم وامانتی که امام به ما سپرده است .تا چگونه از آن پاسداری و در راه عدم انحرافش ایستادگی کنیم، آن هم در زمانه ای که کار سیاسی کردن و سیاسی بودن بسیار پر هزینه است که گاه تاوان مرگ دارد! و ایستادن، از آن جهت که در برابربعضی خودی هاست، بسیار سخت است!

منبع: وبلاگ نویسنده


 


محمدصادق خرازی

افزایش توان ترکیبی قدرت هوشمند از مولفه‌های ضروری امروز سیاست ایدئولوژیک جهان محسوب می‌شود. توان ترکیبی قدرت هوشمند در امتزاج و آمیختگی قدرت نرم و قدرت سخت به دست می‌آید. البته افزایش کیفی در بالابردن توان ذهنی کارگزاران و حرفه ای عمل کردن آنان مهمترین عامل تعیین کننده در این فرایند به حساب می‌آید و ذهن‌های خلاق و پردازش‌گر مهمترین کانون‌های اساسی در تبیین استراتژی قدرت هوشمند، اعم از نرم و سخت در آن شکل می‌گیرد. اگر خوب به درک و فهم نهادهای مولد استراتژی قدرت هوشمند توجه کنیم، استراتژی قدرت‌های ایدئولوژیک جهان با هدف تاثیرگذاری و نقش آفرینی حداکثری در جهان پیرامون خود هویت پیدا می‌کند و در یافتن منابع و تشخیص همگرایی و شناخت ابزارها از مهمترین مولفه‌های قدرت هوشمند ترکیب می‌یابند. در یک چنین فرآیندی وابستگی محیط بین المللی به قدرت هوشمند برتر به درک واقعیت‌های ایدئولوژی برتر در مناسبات جهانی عمق پیدا می‌کنند و در کالبد آن ایدئولوژیِ قدرتِ هوشمند عمیقاً معنا و مفهوم پیدا می‌کند. رویکرد قدرت هوشمند مستلزم انعطاف در ماهیت تغییر است. من باب مثال در باب هویت امنیت جدید جهان، قدرت هوشمند و قدرت نرم محیط تهدید و فرصت را با نگاهی برتری جویانه ارزیابی می‌کنند؟

همانگونه که در مطلع این وجیزه گفتم قدرت هوشمند پاسخی است به ناکامی‌هایی که در مولفه قدرت نرم و قدرت سخت در گذار و گذر زمان تجربه شده است. در تامین نگاه حداکثری به منافع ملی، قدرت هوشمند با اهدافی وسیع‌تر و گام‌هایی عمیق‌تر به ژرفای استراتژی ارائه شده و دامنه نفوذ و تاثیرگذاری جهان پیرامون خود توجه می‌کند و تلاش می‌کند تا عملکرد و راهبرد خود را با منطقی که قدرت هوشمند می‌پسندد، توجیه کند. در برخی باورها قدرت مطلق تلقی می‌شود. آن هنگام که قدرت توان تاثیر و تاثر را داشته باشد و بتواند رفتار دیگران را بر حسب امیال و منویات ایدئولوژیک توانایی‌ها خود تغییر دهد، اگرچه با فریب و عملیات روانی، قدرت هوشمند را به مثابه عنصری اعجازگر می‌توان تعبیر کرد.

قدرت هوشمند می‌تواند با محاسبات دقیق، حوزه عمل خود را اعم از برداشت عینی از منابع، توان اقتصادی و ظرفیت اجتماعی و ثبات امنیتی به حیات خود و منافعی که برای آن تلاش می‌کند ،اعتبار و ثبات ببخشد. بی تردید تاثیر و موفقیت قدرت هوشمند در فرایند یک سلسله عملیات وابسته به آگاهی و دانایی محیط پیرامونی آن معنی پیدا می‌کند. همانگونه که می‌دانید دکترین‌های متفاوتی در ساختار قدرت جهانی وجود دارد و یا تجربه شده اند. به ویژه در جهان پس از جنگ سرد، تجارب ناموفقی که قدرت‌های جهانی داشتند، به خصوص با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیک بشر و بهره گیری او از دانش فنی به همراه جنگ افزارهای ویژه در راستای تامین منافع ملی توجیه شده است ناکارآمدی‌های زیادی در ذات قدرت مشاهده شده اند، اما ضرورت تغییر در تفکر، اهداف، استراتژی و تاکتیک مستلزم شناخت استراتژی قدرت هوشمند است که در چالش با اقتدار سنتی قدرت‌های موجود پدیدار گشته است. ماجرای جنگ و صلح در تحقق مفهوم قدرت هوشمند با تکنیک و مهارت‌های جوامع مدرن و دانش فنی امکان دسترسی به موفقیت در عرضه چالش‌های موجود ایجابی یا سلبی اعم از جنگ و صلح را روان تر میکند. اما با همین میزان تغییر در ساختار قدرت جهانی، هوشیاری و دانایی سیاسی مردم را به گونه فزاینده ای افزایش یافته است.

استراتژی قدرت هوشمند با به کار گیری اهداف مشخص، سلطه و هژمونی مورد نظر خود را در درک عامل تغییر در بهره گیری از آن را برای خود و هم پیمانان و متحدان و بهره گیری از منابع طبیعی و انسانی را باز تعریف می‌کند. جهان با پدیده آگاهی و رشد دانش و دانایی روبروست. نقش انقلاب انفورماتیک در زمانه انفجار اطلاعات توانسته است آگاهی خود بنیادی برای تجلی بلوغ افکار عمومی‌را به همراه داشته باشد. لذا می‌توان مدعی بود که تاثیر و نفوذ قدرت هوشمند و یا قدرت نرم با توپ و تانک و جنگ افزارهای پیشرفته الزاما به دست نمی‌آید. این جاست که مشروعیت قدرت به توانمندی حرفه ای و تاثیرگذاری حداکثری بدون توسل به زور پدیدار می‌گردد. افکار عمومی‌زمانی می‌تواند شکل بگیرد که قدرت هوشمند در ایجاد منطق آگاهی عمومی‌مردم در ترسیم اولویت‌ها و درک منافع ملی و سره از ناسره را کاملا از دل و جان بتواند بدون کم ترین هزینه جا بیاندازد. مشروعیت قدرت هوشمند از این خود انگیزگی‌ها و خود آگاهی‌ها به دست می‌آید و حتی مشروعیت در مدیریت هزینه‌ها هم کارسازی می‌شود. استراتژی نظامی‌صرف، نه تنها کارایی ندارد بلکه در قدرت هوشمند نیز کاربرد هم نخواهد داشت اگر وقوع جنگ‌ها را با توجیه قدرت فزاینده نظامی‌طی دو دهه گذشته به مثابه یک صحنه تئاتر ارزیابی کنیم حتی قدرت سخت به رغم برتری نظامی‌الزاما نتوانسته به کلیه اهداف خود دسترسی پیدا کند و اهداف صد در صدی خود را تامین کند و صحنه این تئاتر و نتیجه ای این درام جز نتیجه ای تراژیک نبوده است. بایست پذیرفت دینامیزم افکار عمومی‌و شکل دهی بدان و مشروعیت سازی یک هدف با استراتژی مشخص دغدغه و کارکرد اصلی قدرت هوشمند است.

امنیت پدیده جهانی شده ای است و در ادبیات جهانی سازی به عنوان فرض مسلم تعریف می‌شود. قدرت هوشمند با بازتعریفی روشنگرانه برای درک متقابل مشروعیت امنیت شهروند، امنیت را ضرورت قدرت می‌داند و برای آن مشروعیت بین المللی و جهانی قائل است.

قدرت هوشمند در توجیه و مشروعیت استراتژی خود طی یک دهه گذشته جهان با به کار گیری جنگ روانی از ماهیت قدرت نرم برای اهداف خود بهره می‌گیرد و به صورت شفاف به ابناء بشر هشدار می‌دهد که جهان در دوران تجربه‌های تلخ و سخت را سپری می‌کند. قدرت هوشمند در راستای سرکوب تروریزم و خشونت سخن از یک دفاع و جنگ مقدس به میان می‌آورد. مشروعیت قدرت هوشمند در این است که می‌خواهد نتیجه عملکرد خود منطقی و طبیعی توجیه کند. ولی از بررسی پدیده‌ها و علت‌ها با هوشیاری کامل طفره می‌رود. با یک چنین بازتعریفی از تامین مشروعیت امنیت، قدرت هوشمند به تفهیم استراتژی و اهداف می‌پردازد. قدرت هوشمند میدان عمل خود را با منافع و ارزش‌های جهانی هماهنگ می‌بیند. اگر در باب قدرت هوشمند به عنوان مطالعه موردی به نقش سیستم خارجی ایالات متحده بنگریم موانعی را به صورت سنتی در مقابله با قدرت هوشمند و کاربری آن می‌توانیم مشاهده کنیم .سیاست خارجی امریکا متاثر از قدرت سخت است. قدرت سخت قابل شناخت و ارزیابی است. پنتاگون، سیا و وزارت خارجه با بهره گیری از آموزه‌های سنتی در معرفی مولفه‌های قدرت نرم و سخت و نقش آفرینی و پس از برتری‌های نظامی‌بهتر نشان می‌دهند.

گرفتاری اصلی سیستم خارجی ایالات متحده این است که ابزار دیپلماتیک به عنوان بهره گیری قدرت نرم در نظر گرفته می‌شود. آنچه مهم است این است که چالش رقابتی میان سیستم سیاست خارجی-اصلاحات خارجی و پنتاگون گهگاه به دلیل عدم درک قدرت هوشمند به دولت فدرال تحمیل می¬کنند. وقتی که سیاست خارجی وابسته به قدرت سخت باشد. در درک قدرت هوشمند مسملا عاجز است لذا نمی‌توان خوش بین بود که ترکیب منابع قدرت نرم و سخت و شکل دهی به قدرت هوشمند به عنوان یک ضرورت، اجتناب ناپذیر هستند.

استراتژیست‌های شورای امنیت ملی و کاخ سفید هم اینک در پی تحلیل این نظر هستند که پنتاگون و وزارت خارجه که فقط با نگاهی ابزاری به مفهوم قدرت سخت می‌اندیشند و می‌نگرند باید خود را از قید و بند تجارب و آموزه‌های سنتی رها سازند و نگاهی جامع تربه پیرامون خود داشته باشند و آگاهی و دانش خود را فقط از یک وظیفه حرفه ای جدا سازند و آگاهی و دانش اجتماعی و اطلاعاتی و تحلیل سیستم خود را با ذهن کنش گر به ابعاد آن واقعه بپردازند. حرف مدعیان و نظریه پردازان قدرت هوشمند مثل جوزف نای این است که ایالات متحده برای نجات یک ملت در منطقه ای مثل افغانستان حضور پیدا می‌کند خون می‌دهد هزینه می‌کند هدفی جز سرکوب تروریزم ندارد و برای نجات ملت‌های سرکوب شده عمل می‌کند اما از نتیجه آن که نه تروریزم سرکوب شده و نه آن ملت از این حضور راضی به نظر می‌رسند و نه متحدان از عملکرد ایالات متحده خوشنود به نظر می‌رسند. یک ضعف سیاسی تلقی می‌شود قدرت هوشمند فقدان استراتژی ملی در بحران افغانستان را عدم همراهی قدرت‌های بومی‌در منطقه و عدم درک متحدان واقعی و توجیه اساسی می‌پندارند. او این سرخوردگی و ناامیدی را از ضعف شناخت کانون‌های خودی‌ها نسبت به واقعیت‌های متقابل …می‌رسد. قدرت هوشمند مهم ترین عنصر را در یک چنین بحرانی اینگونه می‌بیند که نتوانسته است اعتماد افکار عمومی‌و مشروعیت به کارگیری قدرت هوشمند را کسب کند. قدرت هوشمند بزرگترین تهدید امنتیتی جهان را در بی تفاوتی پدید آمده از تجربه تلخ جنگ امریکا در افغانستان و عراق در مبارزه با تروریزم ارزیابی می‌کند. قدرت هوشمند باورش این است که حتی دیپلماسی حرفه ای در عراق– افغانستان به کار گرفته نشده و همه سیاست‌ها ماهیت نظامی‌صرف داشته است. قدرت چانه زنی و جنگ نرم و توجیه سازی افکار عمومی‌و بهره گیری از ارکان توان بومی، از واقعیت‌های قدرت هوشمند بوده است.

قدرت هوشمند اینگونه می‌اندیشد که ارزش‌های مشترک انسان و جهان نتیجه تلاش و جهاد و تکاپوی عظیمی‌است که بشریت برای تحقق آن چند جنگ و صدها بحران و میلیون‌ها انسان را قربانی کرده است. چیستی و چرایی بحران مقبولیت ارزش‌های جهانی بی توجهی به افکار عمومی‌و در تیجه بی اعتمادی جان کاهی است که پدید آمده است. مهمترین دغدغه قدرت‌های امروز جهان بحران امنیت-بحران محیط زیست-بحران آب-بحران انرژی-بحران توسعه نیافتگی-بحران آموزش و بهداشت و بحران مواد مخدر است. آیا می‌توان از قدرت هوشمند بهره گرفت و این دغدغه‌های موجود را به عنوان بحران احاد بشریت قلمداد نمود و برای حل مسائل جهان راه حل‌های جهانی ارائه کرد.

سخن متفکرانی مثل آقای نای در این بهره گیری از منابع به همراه توان ملی و قدرت نرم و قدرت سخت بدون پشتوانه با ارتباط با دیگر ملت‌ها نتوانسته است ضریب امنیت جهانی را افزایش دهد و با کاهش خطرات محیط امنیتی، در مدیریت بحران مشروعیت برای استراتژی‌های کارآمد بدانتعریفی کارآمدتر ارائه کند.

اینک ایالات متحده با سه گرایش و تفکر محافظه کاران، نومحافظه کاران و دموکرات‌ها روبروست. استراتژی هرکدام در راستای افزایش توان نظامی‌ و تسلط به محیط پیرامونی و تاثیر گذاری و کسب حداکثری موفقیت‌ها همراه است. آیا می‌توان با تاثیرگذاری حداکثری در جامعه مدنی خود ایالات متحده امیدوار بود. اینک قدرت هوشمند از اتاق فکر امریکای دموکرات بیرون آمده است و ذات قدرت هوشمند را ترکیبی از امتزاج قدرت نرم و قدرت سخت می‌داند و به عنوان تنها استراتژی همگرا و ظرفیت سنج در شناخت و یافتن و ایجاد ظرفیت‌های جدید و یافتن مکانیزم‌های نوین با هدف استقرار دینامیزم جدیدی که مبتنی بر افزایش توان دفاعی و امنیتی برای ایالات متحده و متحدان و هم پیمانان باشد اقدام می‌نماید.

منبع: همشهری ماه


 


فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا گفت : با توجه به پیشنهاد ارایه شده ار سوی محمود احمدی نژاد مبنی بر پذیرش مسوولیت وزارت نفت ، در حال بررسی این پیشنهاد هستم.

‘رستم قاسمی ‘ روز پنج شنبه در حاشیه افتتاح طرح موج شکن در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا مبنی بر پذیرش تصدی وزارت نفت افزود: پیشنهاد تصدی وزارت نفت حدود یک ماه پیش از سوی آقای احمدی نژاد به بنده ارایه شد .

وی که برای افتتاح طرح موج شکن به همراه محمود احمدی نژاد به بندر لنگه سفر کرده بود در خصوص این که آیا این مسئولیت را می پذیرد یا خیر با خوشبینی اظهارداشت:’ در حال بررسی این پیشنهاد هستم. ‘

سردار’رستم قاسمی’ در حال حاضر فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیا را که از جمله بزرگترین پیمانکاران طرح های بزرگ صنعتی راه سازی و صنایع نفت، گاز و پتروشیمی است ، بر عهده دارد.


 


صدا و سیما در اقدامی تعجب برانگیز از پخش سخنان یادگار امام راحل خودداری کرد.

به گزارش پایگاه خبری سفیر، طبق سنت‌های سال‌های اخیر در روز ۱۴ خرداد، سیدحسن خمینی به عنوان تولیت مرقد امام راحل پیش از سخنان مقام رهبری دقایقی درباره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و همچنین تشکر از حضور مردم در این مراسم سخنرانی می‌کرد.

امسال اما صدا و سیما در اقدامی تعجب برانگیز از پخش سخنان حجت الاسلام سیدحسن خمینی، نوه امام راحل خودداری و تنها به پخش زنده سخنان رهبر انقلاب بسنده کرد.

گفتنی است، ۱۴ خرداد سال گذشته شعارهای سازماندهی شده عده‌ای اندک علیه یادگار امام راحل که مانع از سخنرانی سیدحسن خمینی شد موجب واکنش گسترده علما، مراجع و یاران امام راحل شد.

به نظر می‌رسد با توجه به وقایع شب گذشته که عده‌ای در میانه سخنان احمدی‌نژاد و در پایان سخنان او بر علیه مشایی و برخی از یاران احمدی‌نژاد شعار سردادند، مسئولین صدا و سیما ترجیح دادند سخنان سیدحسن خمینی را پخش نکنند.

تکمیلی

صدا و سیما بعد از آنکه از پخش زنده سخنرانی سیدخمینی خودداری کرد با حدود یک ساعت و نیم تاخیر اقدام به پخش سخنان یادگار امام راحل کرده است.


 


نوه امام خمینی (س) گفت: اخلاق امام بود که جامعه را با او همراه ساخت. اگر امام پا روی اخلاق می گذاشت، امروز جامعه ما از اینهمه توفیق الهی محروم بود.

به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در مراسم سالگرد درگذشت امام خمینی اظهار داشت: خداوند را سپاسگذاریم که به ما توفیق داد مراسم بزرگداشت ان امام بزرگوار را یکبار دیگر برپا کنیم. روح بلند امام را بر همه جریانات ناظر میدانیم و آنچه که مرضی خدای بزرگ است خواستاریم.

وی با اشاره با حلول ماه رجب و ولادت حضرت امام محمد باقر(ع) گفت: امروز از هر جهت برای همه روزی ارزشمند و باعظمت است بخصوص اینکه ماه رجب ماه تقوای الهی است. باید در این روز بزرگ و تاریخی بیش از هر زمان دیگری از ویژگی های امام سخن بگوییم.

یاگار امام با بیان اینکه تقوای الهی یکی از مهمترین ویژگی های امام عظیم الشأن بود، تصریح کرد: اگر بخواهیم از بین همه خصلت های امام یکی را برجسته کنیم، بی تردید تقوای الهی و طلب غفران از خدا و تن دادن به خواسته الهی آن ویژگی برجسته خواهد بود که در روح امام و در تمام وجود ایشان موج می زد.

سید حسن خمینی افزود: امام در زندگی خود بیش از هر فرد دیگری به دلباختگی به خداوند وابسته بود. هیچکس نمی تواند امام را تحلیل بکند و از تقوای الهی و تقید کامل امام به اخلاق غافل شود.

یادگار امام به تبیین روایتی از امام محمد باقر پرداخت و اظهار داشت: امام محمد باقر از پیامبر اکرم نقل می کند که قسم به خدا هیچ کس خیر دنیا و آخرت را نصیب نبرد جز به واسطه اینکه به خدا حسن ظن داشته باشد و به او امید بورزد و به حسن خلق پایبند باشد.

وی تشریح کرد: چهارمین بند این روایت تاکید می کند که مومنان باید به اخلاق پایبند باشند. خداوند هیچ فردی را بعد از توبه عذاب نمی کند جز اینک سوءظن داشته باشد، در امید به خدا تردید کند و آنجایی که باید تن به اخلاق بدهد اخلاقی عمل نکند.

سید حسن خمینی از رهبر کبیر انقلاب به عنوان معلم بزرگ اخلاق یاد کرد و اظهار داشت: امام قبل از اینکه یک مرجع فیلسوف و رهبر معظم یک انقلاب عظیم باشد، یک معلم اخلاق است، فراتر از آن امام هرگز به تدریس و تحصیل اخلاق بسنده نکرد بلکه در زندگی خود نیز اخلاق را جاری ساخت. اخلاق امام بود که جامعه را با او همراه ساخت اگر امام پا روی اخلاق می گذاشت امروز جامعه ما از اینهمه توفیق الهی محروم بود.

سید حسن خمینی تاکید کرد: ماه رجب ماه پربرکتی است امید است خداوند به ما توفیق دهد که از برکات الهی بهره مند شویم و اخلاقی عمل کنیم دروغ نگوییم تهمت نزنیم بد مردم را نخواهیم و بی ادب نباشیم.

یادگار امام در بخش دوم سخنان خود به تحولات مطقه و بیداری اسلامی اشاره کرد و تصریح کرد: آنچه در فضای جامعه جهانی بخصوص در کشورهای اسلامی می بینیم ادامه حرکت بزرگ امام با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی است. امام سنگ بنای این تحول بزرگ را سالها پیش با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی نهاد.

سید حسن خمینی افزود: وقتی انقلاب پیروز شد، اسرائیلی ها گفتند؛ زلزله یدید آمده است اکنون که گسل های این زلزله، کشورهای اسلامی را یکی یکی دربر می گیرد دلمان می خواست امام در میان ما بود و هم مظلومیت ما را می دید و هم عظمت اسلام را.

یادگار امام تصریح کرد: شعار بزرگ امام، “استقلال آزادی جمهوری اسلامی “بود و آنچه اکنون در سرزمین های اسلامی اتفاق افتاده، ادامه همین شعار است. مردم تونس و مصر با آن حوادث بزرگ، به دنبال استقلال کشور خود بودند. اگر به عمق لایه های زیرین جوامع اسلامی توجه کنیم این خواسته، بسیار قابل پیش بینی بود

وی افزود: شعار این مردم استقلال بود برای اینکه دولتهای آنها همه تصمیمات را از بیرون کشور کسب تکلیف می کردند. مردم پیمان کمپ دیوید را فراموش نکرده اند. این پیمان حادثه ای نبود که به همین زودی از ذهن مردم کشورهای اسلامی برود. کشورهای اسلامی همواره از هر نوع استقلال محروم بودند و از وابستگی شدید رنج می بردند.

یادگار امام به آزادیخواهی مردم منطقه اشاره کرد و گفت: شعار آزدیخواهی مردم در کشورهای اسلامی ادامه و تذکار آزادیخواهی مردم ایران بود. آنچه در این کشورها بود چیزی جز بردگی و بندگی و اختناق سیاه نبود .

وی جمهوری خواهی در کشورهای اسلامی را نیز ادمه شعار جمهوری خواهی انقلاب ایران دانست و اظهار داشت: مردم منطقه دنبال رهایی از نظام های پوسیده و رژیم های نظامی بودند. خواسته همه مردم منطقه از بین بردن نظامی بود که مردم درآن حضور نداشتند.

سید حسن خمینی، اسلام خواهی را چهارمین رکن حرکت های مردمی اخیر خواند و اظهارداشت: آنچه هرگز در کشورهای اسلامی به آن توجه نمی شد، اسلام بود. مردم در این جنبش ها دنبال ارزشهای اسلامی بودند.

یادگار امام در ادامه گفت: جای امام خالی است شعاری که سی سال پیش تحت عنوان استقلال آزادی جمهوری اسلامی پای گرفت اکنون دامنه جهان اسلام را دربرگرفته است.

وی تاکید کرد: بعد از ۲۲ سال از رحلت امام خمینی، بیداری اسلامی مردم ، میراث گرانبهایی در دست ما است باید بهوش باشیم که این میراث تاریخی را که نصیب کشورهای اسلامی شده را از دست ندهیم.

یادگار امام در پایان به حدیثی از امام موسی کاظم اشاره کرد و اظهار داشت: ما به آن خیری که خدا نازل می کند فقیر هستیم. از خدا می خواهیم توفیق دستیابی به فضایل انسانی و دوری از بدخلاقی و کینه ورزی را به همه عطا کند.


 


محمد شریعتی دهاقان *

دیپلماسی ایرانی: مفسران و تحلیل‌گران سیاسی درباره تحولات سوریه و اعتراض‌هایی که به دولت بشار اسد شده است، با توجه به جوان و تحصیل‌کرده بودن آقای اسد و آشنایی‌اش با نحله‌های فکری و مسایل ارتباط جهانی و برداشت دقیقی که از پیوسته بودن جهان دارد، توقع داشتند وقایع و حوادث پیش‌آمده در سوریه را زودتر از بقیه کادرهای حاکم، به ویژه کادرهایی که پیش از خودش حکومت کرده و بخش‌های اطلاعات وسیاسی را اداره ‌کردند، دریابد و عکس‌العمل مناسبی در برابر این اعتراض‌ها داشته باشد، اما این پیش بینی تحلیل‌گران درباره اداره عاقلانه حکومت توسط آقای بشار اسد درست از آب درنیامد، تا جایی که بشار اسد حتی نتوانست تصمیمات صحیحی برای حکومت سوریه اتخاذ کند.

متاسفانه تصمیم‌هایی که دولت اسد اتخاذ کرده دیر و نابهنگام است، شاید بسیاری از این تصمیم‌ها نیز مانند برداشتن حالت فوق‌العاده و یا عفو عمومی می‌توانست در مراحلی موثر باشد، اما با توجه به مساله بالا رفتن تعداد تلفات و همچنین وقایعی که به تصویر کشیده شده همانند پا گذاشتن سربازان سوری به پشت و گردن تظاهرگنندکان و توهین به آنها و کشته شدن جوانی که مثله و شکنچه شده بود؛ باید گفت چنین حوادثی باعث شد که تصمیم‌گیریهای حاکمیت سوریه بی‌اثر شود.

از طرف دیگر مخالفان سوریه مطرح کردند که این عفو عمومی شامل کسانی است که جرائم سیاسی داشته‌اند، در حالیکه بیشتر کسانی که در زندان هستند با وجود اینکه سیاسی‌اند، اما متهم به مسایل جنایی هستند. بنابراین:

۱٫ این عفو شامل آنها نمی‌شود

۲٫ مهمترین خواسته مردم و مخالفان، جلوگیری از کشتن تظاهرکنندگان است

گرچه حاکمیت سوریه نیز ادعا می‌کند که به ارتش و نیروی انتظامی و امنیتی تیراندازی شده و از آنها نیز کشته شده‌اند، اما مخالفان در پاسخ گفته‌اند که این تیراندازی‌ها از طرف نیروهای امنیتی به سربازانی که از دستور تیر به مردم نافرمانی کرده، شلیک شده است.

در نهایت باید گفت که تا به امروز تحقیقات درستی نشده و کمیته‌ای برای گفتگو میان دولت و مخالفان نیز تشکیل نیز نشده است به این دلیل که اساس گفتگو مشخص نیست.

این امر بدیهی است که سوریه هم دشمنانی دارد- همانند تمامی کشورها که دشمنانی دارند- که اسراییل و امریکا از جمله این دشمنان هستند. اما صرف نظر از آنها باید عملکرد حاکمیت به گونه‌ای باشد که بهانه‌ای بدست دیگران ندهد. متاسفانه تا کنون علیرغم اعلام عفو عمومی و برداشتن حالت فوق‌العاده نتوانستند اوضاع منطقه و سیاسی داخل را آرام و تظاهرکنندگان را راضی کنند و همانطور که می‌دانید در اینترنت هم تظاهراتی علیه این عفو عمومی پخش شد که تمام دنیا آن را مشاهده کردند.

حضور مخالفان بشار اسد در ترکیه

از مدت‌ها پیش ترکیه در مرحله اول، مواضع متعادل و میانه‌ و شاید بیشتر حالت نصیحت‌گونه داشت. همانطور که می‌دانید اردوغان رئیس اطلاعات خود را به سوریه فرستاد تا وزیر اطلاعات این کشور را نصیحت کند تا با مردم مدارا کنند و اشاره کرد که ذهیت‌ها از هم دورند، بدین معنا که اهل سنت احساس می‌کنند که آزادی ندارند. برخوردها باید برخوردهای آرامی باشد. حتی گفته می‌شود که مسولان ترکیه به مسولان سوری تذکر دادند که برخورد خشن با معترضان صدرصد جواب مثبت نخواهد داد.

از آنجایی‌که انتخابات ترکیه درپیش است و مردم مسلمان ترکیه که با اخوانی‌های سراسر دنیا احساس نزدیکی دارند؛ سوریه به گونه‌ای عمل کرد که اردوغان نیز خط خود را جدا کرده و در نهایت منجربه عکس‌العمل تند اردوغان و حزب عدالت در برابر حاکمان سوریه شد.

گرچه سوریه به صورت رسمی به ترکیه متعرض نشد، اما طرفداران سوریه در لبنان علیه اردوغان و ترکیه حرکت‌های تندی را انجام دادند. و اردوغان با اینکه خودش متولی اجلاس اخیر متعرضان حکومت بشار اسد نبود اما اجازه داد در یکی از شهرهای این کشور، چنین اجلاسی برگزار شود.

بنابراین ترکیه این راه انتخاب کرده و درعین حال اینکه روابط خود را به صورت رسمی با سوریه داشته، اما روابط اقتصادی خود را کم کرده است. اما بازهم برگزاری این اجلاس موجب گلایه سوریه شده و ترکیه نیز در جواب گفته است که ما این اجلاس را برگزار نکردیم بلکه اجازه برگزاری آن را دادیم، همانطور که به طرفداران حکومت سوریه برای تظاهرات در ترکیه اجازه دادیم. چرا که ترکیه کشور آزادی است که هر دو طرف می‌توانند به طرفداری و یا علیه حکومت خود تظاهرات کنند. همان طور که می‌دانید در آنتالیا هم طرفداران و هم مخالفان سوریه تظاهرات کردند.

از طرف دیگر مقامات رسمی‌ حزب‌الله طرفداری حکومت سوریه را کردند و چند روز گذشته سیدحسن نصرالله سخنرانی محکمی را به طرفداری از نظام و حکومت سوریه کرد و حتی تمام اشتباهات حاکمان سوریه را نیز توجیه کرده است. همان‌طور که می‌دانید به این دلیل که عکس العمل و طرفداری سید حسن نصرالله مناسب نبود، در شهرهای مختلف در برابر سخنرانی او موضع گرفته و برخی نیز عکس وی را پاره کردند.

سوریه در فضای بین‌الملل

قظعنامه‌ای که اروپا وامریکا خواستار تصویب آن در مورد سوریه بودند، به دلیل مخالفت روسیه و چین در سازمان ملل و شورای امنیت تصویب نشده است. اما در مورد لیبی با اینکه روسیه و چین مخالف طرح مساله رفتن قذافی بودند، بازهم به این طرح پیوستند و حتی اخیرا چین با مخالفان قذافی نیز مذاکره کرده و تقریبا مشخص شده که معمر قذافی رفتنی است.

اما در مورد سوریه امریکا و اروپا این لحن را بکار می‌گیرند که یا باید سوریه خودش برای انجام اصلاحات حقیقی پیشقدم شود و یا از حکومت کناره‌گیری کند. اما تا به امروز اروپا و امریکا هیچگاه به طور صریح اعلام نکردند که بشار اسد باید صحنه قدرت را ترک کند. لحن روسیه نیز نسبت به سوریه تغییر کرده است، همانطور که می‌دانید مدودف در سخنرانی چند روز گذشته مطرح کرد که سوریه باید وعده‌ها و اصلاحات خود را عملی کند، که به نظر می‌رسد این هشدار به عنوان آغاز تغییر است.

در پایان می‌توان نتیجه گرفت همانطور که پس از اعلام عفو عمومی دیروز، در یکی از روستاهای اطراف دمشق و نزدیک درعا تظاهرکنندگان تا مرز ۴۷ نفر کشته شدند،اگر این وضعیت کشتار همچنان ادامه پیدا کند و تظاهرات مردمی فروکش نکند، مسلما روسیه حالت انفعالی پیدا خواهد کرد و اروپا و امریکا تلاش می‌کنند قطعنامه‌ای در شورای امنیت تصویب کنند که در نهایت این عمل می‌تواند آغاز یک موضع‌گیری حتمی و بدون برگشت در مورد حاکمیت فعلی سوریه باشد.

* رایزن فرهنگی سابق ایران در سوریه برای دیپلماسی ایرانی


 


نیروهای پلیس بحرین با پرتاب گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی مانع از رسیدن معترضان به میدان لؤلؤ در شهر منامه شدند.

شبکه الجزیره روز شنبه گزارش داد که صدها تن از مخالفان دولت بحرین برای اولین بار پس از پایان حالت فوق العاده در این کشور به خیابان ها آمدند. پلیس بحرین برای متفرق کردن تظاهر کنندگان معترض که در حال عزیمت به میدان ‘لؤلؤ’ در شهر منامه پایتخت بحرین بودند از گاز اشک آور و گلوله های پلاستیکی استفاده کرد. اما شاهدان عینی گفتند خبری در باره احتمال مجروح شدن افراد معترض در اختیار ندارند.

به گزارش ایرنا، معترضان در روستای ‘سنابس’ واقع در غرب شهر منامه در تظاهرات خود شعار ‘ملت خواستار سرنگونی نظام است’ سر دادند. اعتراض های آنان پس از تشییع جنازه ‘زینب علی التاجر’ آغاز شد. خانواده زینب می گویند وی بر اثر پرتاب بمب صوتی در جریان تظاهرات روز پنجشنبه کشته شد اما دولت بحرین این خبر را تکذیب می کند. معترضان تصمیم داشتند پس از پایان مراسم تشییع جنازه عازم میدان لؤلؤ در منامه شوند اما نیروهای امنیتی راه را بر آنها بستند و از گاز اشک آور برای پراکنده کردن آنان استفاده کردند.

خبرگزاری ایرنا، وابسته به دولت احمدی نژاد، در حالی اخبار مربوط به اعتراضات مردم بحرین را به طور گسترده پوشش می‌دهد که اخبار مشابه در ایران سال ۸۸ را به طور گسترده سانسور می‌کرد و یا با ضد خبر و به صورت تخریبی منعکس می‌کرد.

بر اساس این گزارش، فعالان سیاسی بحرینی اعلام کردند مردی که در جریان تظاهرات گسترده ماه مارس گذشته مجروح شده بود روز جمعه درگذشت. این در حالی است که وزارت کشور بحرین اعلام کرد مرگ این مرد به دلایل طبیعی بوده است.

از زمان لغو حالت فوق العاده در بحرین و خروج نیروها و تجهیزات ارتش از خیابان های منامه در روز چهارشنبه گذشته تا کنون چند روستای بحرین هم شاهد اعتراض های محدود بوده است.

معترضان می گویند حتی بعد از پایان حالت فوق العاده از همان اقدامات امنیتی شدید دوران حالت فوق العاده برای جلوگیری از برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز رنج می برند.

به نظر می رسد طرح حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین برای اجرای گفت وگوهای جدید در باره اصلاحات با همه طرف های بحرینی از ماه جولای آینده که پیش از لغو حالت فوق العاده این طرح اعلام شد، نتوانسته معترضان را قانع کند.

برخی گروه های مخالف دولت از این طرح پادشاه بحرین استقبال کردند ولی شیخ ‘عیسی قاسم’ که یکی از چهره های مخالف دولت است اعلام کرد مخالفان نیاز به موافقت مردمی برای ورود به مذاکرات دارند. وی به طور ضمنی اعلام کرد طرح پادشاه بحرین جدی نیست.


 


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه خارج از کشور در بیانیه ای به مناسبت پانزده خرداد آورده است: جنایات و بی اخلاقی ها و فساد و دروغ و تزویری که امروز در سطوح مختلف حاکمیت شاهد آن هستیم، هیچ نسبتی با اندیشه امام و آرمان های ملت ایران در انقلاب اسلامی ایران ندارد و آن را انحراف و خیانتی آشکار به ملت و امام تلقی می کند و در مقابله و مبارزه با آن از تمام ظرفیت های قانونی و مدنی و اجتماعی مسالمت آمیز بهره خواهد برد

به گزارش سایت امروز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

نیمه خرداد در تاریخ پنجاه ساله اخیر ایران یادآور مجاهدت های مردی است که عمیق ترین تأثیر را بر سرنوشت و مسیر تاریخی ملت بزرگ ایران برجای گذاشت و عظیم ترین جنبش ضد استبدادی ضد استعماری تاریخ ایران را رهبری کرد.

از جنبش ضد استبدادی ۱۵ خرداد به رهبری امام خمینی تا رحلت او در سیزدهم خردادبه عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران، یکی از پچیده ترین و سرنوشت ساز ترین فصل های حیات ملت ایران رقم خورده است. اما تأثیر امام بر سرنوشت سیاسی اجتماعی ایران به همین دوره محدود نمی شود. جنبش اصلاحی دوم خرداد ۷۶ و جنبش ضد استبدادی سبز ۲۲ خرداد ۸۸ نیز عملاً با حمایت و اقبال ملت از نزدیک ترین یاران امام و کسانی شکل گرفت که علیه انحراف و تحریف میراث امام و پروژه هدم اساس جمهوریت نظام و تبدیل آن به استبداد به اعتراض برخاستند. هم از این روست که می توان این ماه را نمادی از مبارزات ضد استعماری ضداستبدادی پنجاه ساله ملت ایران دانست.

امام خمینی با رهبری تاریخ ساز و بی نظیر خود در جریان انقلاب اسلامی ایران، به حیات نظام سلطنت دوهزار و پانصد ساله خاتمه داد و با تأسیس جمهوری اسلامی ایران، عبور از دوران سلطنت به دوران جمهوریت را در تاریخ ایران به نام خود ثبت کرد، پیام ماندگار او برای ملت ایران تأکید براستقلال و ایستادگی در برابر زباده خواهی های قدرت های استعماری، تأکید بر جمهوریت در پرتو دین و معنویت و اخلاق و ایستادگی در برابر بازتولید استبداد و التزام به حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش و میزان بودن رأی ملت برای اداره کشور است. تحقق ترکیبی متوازن و سازگار از این آرمان های بلند به رغم تمام فراز و فرودها و خطاها و کوتاهی ها خواسته و آرزوی بنیادین امام در دوران رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران بود. خواسته و آرزویی که پس از او کم فروغ شد و اکنون کاملاً به دست فراموشی سپرده شده است.

اکنون سالگرد رحلت امام خمینی را در حالی گرامی می داریم که همه میراث او در عرصه اجتماع و سیاست از جمهوریت و حق حاکمیت ملی گرفته تا میزان بودن رأی ملت و تا اسلامیت، به دست مشتی قدرت پرست استبداد طلب خائن به آرمان های ملت به تاراج رفته و جمهوری اسلامی در آستانه استحاله و تبدیل شدن به نظامی دیکتاتوری است. تأسف بار آن که این خیانت بزرگ به نام امام و دفاع از اندیشه او صورت می گیرد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن گرامی داشت یاد امام اعلام می کند همچنان بر سر پیمان خود در پیگیری بی امان برای تحقق آرمان های ملت در انقلاب اسلامی ایستاده است. ما همچون امام جمهوریت نظام را از اسلامیت آن جدا نمی دانیم و مسخ و هدم جمهوریت را به مثابه مسخ و هدم اسلامیت آن می دانیم. کما این که اکنون با هر گامی که به سوی اختناق و استبداد برداشته می شود، هر خونی که به زمین می ریزد، هر بیگناهی که به حبس می افتد و هر اعتراض به حقی که سرکوب می شود، نه تنها مشروعیت ناداشته حاکمان کنونی بیشتر زیر سؤال می رود، وجه اسلامی و مشروعیت دینی نظام نیز آسیب جدی تری می بیند. سازمان همچنین اعلام می کند جنایات و بی اخلاقی ها و فساد و دروغ و تزویری که امروز در سطوح مختلف حاکمیت شاهد آن هستیم، هیچ نسبتی با اندیشه امام و آرمان های ملت ایران در انقلاب اسلامی ایران ندارد و آن را انحراف و خیانتی آشکار به ملت و امام تلقی می کند و در مقابله و مبارزه با آن از تمام ظرفیت های قانونی و مدنی و اجتماعی مسالمت آمیز بهره خواهد برد

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران- شاخه خارج از کشور

۱۲/ ۳/۱۳۹۰


 


حالا خواندن خاطرات مناظره آن روز معنای دیگری دارد. اگر امروز بخوانیم احمدی نژاد حین صحبت کردن موسوی در حال تکان دادن پوشه حاوی مدارک زهرا رهنورد بود و مشایی پشت صحنه مناظره می گفت:«خوبه… برای تخریب روحیه اش» و یا مشایی زمانی که احمدی نژاد از پسر ناطق نوری نام برد با لبخند رو به کابینه یی ها گفت: «خوب شد باید بعضی ها حساب کار دست شان می آمد.» حالا همه این حرف ها معنای تازه ای پیدا می کند.

حالا حکمتی از حکمت های دیگر برای ما مکشوف می شود.

حالا معلوم می شود که جریان انحرافی دروغ جدید این روزهاست. احمدی نژاد و مشایی تفاوتی با هم ندارند.

خاطرات آن روز با هم مرور می کنیم:

روزنامه اعتماد، ۱۶ خرداد ۸۸:

ساعت ۲۰/۱۰ شب چهارشنبه ۱۳ خرداد: محمود احمدی نژاد هنوز داخل اتاق گریم است. رحیم مشایی آخرین فردی است که وارد ساختمان سیما، طبقه اول می شود. رو به روی در استودیو شماره ۱۱ می پرسد حاج آقا کجاست؟ و وقتی متوجه شد هنوز داخل اتاق گریم است با عصبانیت گفت چرا اینقدر دیر به اتاق گریم رفتند؟ بلافاصله وارد اتاق گریم شد تا حلقه اول نزدیکان احمدی نژاد داخل اتاق گریم کامل شود. مجتبی ثمره هاشمی، مسعود زریبافان، مهدی کلهر، علی اکبر جوانفکر، محمد جواد شمقدری، مسعود میرکاظمی، داوود احمدی نژاد و پسر رئیس جمهور تا دقایق آخر در اتاق گریم کنار احمدی نژاد ماندند تا پیش از آغاز مناظره با میرحسین موسوی آخرین سفارش ها را کنند و به رئیس دولت نهم روحیه بدهند. حدود ساعت ۲۷/۱۰تیم همراه از اتاق گریم بیرون آمدند. البته احمدی نژاد از محرابیان و جوانفکر خواسته بود همراه او داخل استودیو بروند. پسر احمدی نژاد هم سفارش های آخر را به مشایی کرد و با جمله «مراقب پدر باشید» ساختمان سیما را ترک کرد.

البته تیم همراه میرحسین موسوی محدودتر بود و علیرضا و محمدرضا بهشتی به همراه بیژن نامدار زنگنه، مجید مجیدی، قربان بهزادیان نژاد، فرشاد مومنی و طهماسب مظاهری همراه موسوی به جام جم آمدند. ضرغامی از تیم هر دو طرف خواست محوطه استودیو را ترک کنند و در سالن مجاور مناظره را مانند دیگران از طریق تلویزیون پیگیری کنند. حامیان موسوی سمت چپ تلویزیون نشستند و حامیان احمدی نژاد سمت راست. البته در شرایطی که جز به تیم مشاور هر دو طرف مجوز ورود به افراد متفرقه نمی دادند اما حدود ۱۰ نفر با هویتی نامعلوم تیم احمدی نژاد را همراهی می کردند. این افراد با هدایت مشایی وظیفه شان در طول مناظره دست زدن و تکبیر گفتن پس از برخی جملات احمدی نژاد بود. تا جایی که در طول پخش مناظره مرتضی حیدری مجری برنامه های گفت وگوی ویژه خبری شبکه دو چندین بار با اعتراض به سر و صداهایی که حامیان احمدی نژاد با دست زدن به راه می انداختند اقدام به بلند کردن صدای تلویزیون کرد.

در مقابل تیم موسوی گویا ترجیح دادند در تمام ۹۰ دقیقه با سکوت تنها مناظره را نگاه کنند. نه لبخند می زدند و نه اخم می کردند. سکوت تیم موسوی را فراگرفته بود و حتی در برابر کنایه های تیم احمدی نژاد هم سکوت کردند. ثمره هاشمی در طول مناظره بیشتر از سایر دوستانش نگران و عصبانی بود تا جایی که وقتی میرحسین موسوی موضوع رابطه روحانیت و دولت را مطرح کرد با دست چند بار روی زانوهایش زد و کلهر که در کنار وی نشسته بود به شانه هایش می زد. به جبران آن رحیم مشایی مرد خندان تمام جمع بود. البته تنها یک بار خنده از روی لب هایش رفت. زمانی که میر حسین موسوی به نقل از رئیس جمهور سوئیس پیغام احمدی نژاد مبنی بر مذاکره سریع تر با امریکا را مطرح کرد مشایی با اخم خم شد و به ثمره هاشمی و کلهر نگاه کرد و سری تکان داد اما در باقی لحظات روحیه می داد. مشایی همچنین زمانی که موسوی موضوع توهین به پیامبر در سوالات امتحانات آموزش و پرورش را مطرح کرد، خندید و با صدای بلند «ایش» گفت که توجه بسیاری از حاضران در سالن را به دنبال داشت. به هر روی مشایی چهارشنبه شب مرد خندان کابینه بود، در مقابل سخنان موسوی بلند می خندید تا اطرافیان شان هم به دنبال وی بلند بخندند و دست بزنند. مسعود زریبافان که سبز هم پوشیده بود در تمام طول مناظره در حال نوشتن متن کامل مناظره در یک سررسید یشمی رنگش بود. در حالی که تمام مناظره ضبط می شد گویا زریبافان برای تسلط بر استرس ترجیح داد ۹۰ دقیقه خود را این طور سرگرم کند. جواد شمقدری مشاور هنری رئیس دولت نهم هم بیش از هر چیز توجهش به مجید مجیدی کارگردان بود که در تیم موسوی کنار علیرضا بهشتی نشسته بود.

باز هم مشایی زمانی که احمدی نژاد از پسر ناطق نوری نام برد با لبخند رو به کابینه یی ها گفت: «خوب شد باید بعضی ها حساب کار دست شان می آمد.» زمان نام بردن از خانواده هاشمی هم مشایی پیش قدم شد و دست زد و تکبیر گفت تا تیم احمدی نژاد هم به تبعیت از او چنین کند. حتی چند نفر از همراهان هم فریاد می زدند: «کارشان تمام شد.» لحظاتی هم که دوربین، احمدی نژاد را در حالی که حین صحبت کردن موسوی در حال تکان دادن پوشه حاوی مدارک زهرا رهنورد بود نشان می داد، مشایی باز هم گفت: «خوبه… برای تخریب روحیه اش» مشایی البته در این بین یک بار دیگر ناراحت شد. وقتی که موسوی خطاب به احمدی نژاد گفت «تمام دوستان رجانیوز شما، اینجا هم هستند» مشایی در حالی که روی دستش می زد، گفت: «ای بابا» جوانفکر و ثمره هاشمی هم زمانی که موضوع ستاره دار شدن دانشجویان مطرح شد با هم صحبت کردند و جوانفکر سریع کاغذی را به فردی داد تا داخل استودیو ببرد.

سرانجام تیم احمدی نژاد یک لحظه ساکت شد. وقتی که میرحسین موسوی به احمدی نژاد گفت «ساکت» تمام حامیان احمدی نژاد ساکت شدند. ورق برگشت. نه مشایی می خندید و ثمره هاشمی باز هم عصبی شد و با دستانش بازی می کرد. چند دقیقه بعد زریبافان این سکوت را شکست. سرانجام دست از نوشتن کشید و در گوش مشایی و شمقدری گفت: «وقتی تمام شد مشت هاتون رو گره بزنید و رو به تیم موسوی الله اکبر بگید…» مشایی خندید و شمقدری هم پیغام را به بقیه دوستان داد… زریبافان که سبز پوشیده بود بلند شد و با سایر دوستانش و رو در روی تیم موسوی شعار دادند و آنقدر ادامه دادند تا تمام تیم همراه موسوی از جلوی آنها بگذرند و از سالن خارج شوند. ثمره هاشمی بلند فریاد زد پیروز شدیم اما چند تن که دور او حاشیه زده بودند از نام بردن پسر ناطق نوری گلایه کردند که ثمره هاشمی با لبخند می گفت «نه اشتباه نکردیم. با ایشان هم تعارف نداریم…»

دوربین های صدا و سیما صدا زده شده بودند و یک نفر به آنها توصیه های آخر را می کرد که در زمان خروج احمدی نژاد چه کار کنند. یک فرد هم در حیاط رو به روی ساختمان سیما گریه می کرد و دوربین ها را صدا زده بودند تا از او فیلم بگیرند البته چند نفری هم که از کنار این صحنه رد می شدند به کنایه می پرسیدند چرا تظاهر به گریه می شود اما اشکی نمی بینند. موسوی حدود پنج دقیقه پس از مناظره از ساختمان سیما خارج شد. در حالی که انتظار نمی رفت اما تعداد قابل توجهی از کارکنان صدا و سیما داخل حیاط دور موسوی حلقه زدند و حمایت خود را از او اعلام کردند. موسوی که رفت تعداد قابل توجهی از افراد با چند ماشین وارد محوطه شدند. تیم احمدی نژاد هم نمی دانستند چرا احمدی نژاد خارج نمی شود. برخی زمزمه ها مطرح شد که در طول مناظره بین تیم همراه احمدی نژاد در استودیو و تهیه کننده مناظره درگیری لفظی به وجود آمده است چرا که در دقایق آخر عنوان کردند احمدی نژاد وقت اضافه می خواهد و با مخالفت تهیه کننده کار به درگیری لفظی کشیده می شود.

در نهایت هم ضرغامی پیغام می دهد نمی توانیم غیرقانونی وقت بدهیم چون نمی توانیم بعداً انتقادها را جمع کنیم و در نهایت به همین دلیل مجری آن جمله انتهایی را می گوید که دوست داشتیم وقت بیشتری بدهیم اما طبق قانون نمی شد تا شاید دلجویی کند. دلجویی که در حیاط سیما هم ادامه پیدا کرد و مجری که قرار است بی طرف باشد در یک گفت وگوی صریح با واحد مرکزی خبر گفت از سخنان امشب رئیس جمهور بسیار لذت بردم. به هر حال سرانجام احمدی نژاد آمد. افرادی که چند دقیقه قبل با چند خودرو آمده بودند و دلیل حضورشان نامعلوم بود، دور احمدی نژاد حلقه زدند و با سردادن شعار الله اکبر و احمدی نژاد دلاور، صحنه هایی را خلق کردند. در نهایت هم احمدی نژاد سوار خودروی ویژه یی شد که به هیچ وجه شبیه وانت نبود. البته گویا پس از اینکه به تیم همراه وی اطلاع داده می شود که بسیاری از حامیان موسوی در جلوی در بلال و جام جم تجمع کرده اند، «صلاح را در این می بینند که رئیس دولت نهم خودروی خود را به ناگاه تغییر داده و سوار بر یک وانت از صدا و سیما خارج شود.» البته در نهایت برای متفرق کردن مردم نیروی انتظامی که تا آن لحظه دستور داشته با مردم تجمع کننده برخوردی نکنند، مجبور می شود مردم را متفرق کند و احمدی نژاد در حالی که چند عکاس تیم رسانه یی دولت همراهی اش می کردند سوار بر وانت از صدا و سیما خارج شود و در این بین عکس هایی هم گرفته شود.

در این بین موضوعی که قابل توجه بود ذوق زدگی تیم احمدی نژاد بود. ثمره هاشمی بر خلاف همیشه به راحتی با اعتماد گفت وگو کرد و زریبافان هم به مانند وی به دفاع از رفتار احمدی نژاد پرداخت و عنوان می کرد باید این حرف ها زده می شد. البته استقبال کرد تا هر کس پرونده تخلف های مالی تیم احمدی نژاد را دارد، رو کند: همان کاری که آنها تصمیم دارند ادامه بدهند… البته هیچ یک پاسخ ندادند که آیا به اصول اسلام توجه نمی کنند که نباید آبروی یک مومن در حالی که توان دفاع از خود ندارد، برده شود؟ یا رئیس دولت نهم بر چه اساسی خود را در جایگاه آیت الله شاهرودی قرار داده است؟


 


عاتقه صدیقی، همسر شهید رجایی، دور شدن از اندیشه ها و آرمانهای امام(س) را زنگ خطری برای کشور دانست و خواستار توجه بیشتر به ابعاد شخصیتی و اندیشه های امام از سوی مسئولان و دستگاه های تبلیغاتی شد.

به گزارش جماران، وی در گفت‌‌وگو با ستاد خبری بیست و دومین سالگرد ارتحال امام خمینی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه در مقطع فعلی کدام بخش از اندیشه‌های حضرت امام(س) مورد غفلت واقع شده است، با اشاره به توجه بنیانگذار انقلاب به عنصر زمان و مکان گفت: بنیانگذار انقلاب شناخت دقیقی از زمان خود داشتند و تمام تصمیم‌گیری‌هایی که اتخاذ می‌کردند بر اساس شناخت ایشان از وضعیت جامعه بود امری که البته اکنون مورد غفلت واقع شده و باید برای نسل جوان تببین کرد که امام(س) تصمیم‌گیری‌‌شان بر اساس مصالح اسلام بود نه مصلحت های شخصی و گروهی.

همسر شهید رجایی همچنین توجه ویژه امام(س) به مردم را از دیگر ویژگی‌های شخصیتی بنیانگذار انقلاب بیان کرد و اظهار داشت: حضرت امام با تاسی به حضرت علی(ع) هیچگاه به فکر انتقام گیری نبودند و حتی به مسئولان قضایی و امنیتی سفارش می‌کردند که در برخورد با مجرمین بر اساس رعایت حدود شرعی تصمیمات اتخاذ شود .

وی ادامه داد: مردم دوستی حضرت امام(س) باید الگوی رفتاری مسئولان حکومتی باشد. ایشان اگر یکی از کارگزاران حکومت خطایی می‌کرد او را به شدت سرزنش و مواخذه می‌کردند ولی در برابر خطاهای مردم واکنشی از خود نشان نمی دادند و این رفتار توجه بیش از پیش ایشان به جمهوریت را نشان می دهد.

صدیقی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به برخورد قاطع امام (س)با جریانهای متحجر و انحرافی، خاطر نشان کرد: بنیانگذار انقلاب برای حفظ وحدت و منحرف نشدن خط اصلی انقلاب برخورد قاطعی با جریا‌ن‌های انحرافی داشتند.در دورانی که کشور در‌گیر جنگ بود امام(س) برای جلوگیری از خدشه دار شدن وحدت جامعه اجازه نمی‌دادند گروه های تندرو و انحرافی میدان دار شوند.

هسر شهید رجایی با اشاره به جلوگیری حضرت امام از مناقشات مسئولان برای حفظ وحدت جامعه به بیان خاطره‌ای در این زمینه اشاره کرد و گفت: در مقطعی از دهه ۶۰ آیت‌الله مهدوی کنی به برخی از دیدگاه های اقتصادی شهید مطهری انتقاداتی را مطرح می‌کردند و خانوده شهید مطهری هم در مقام پاسخ برمی آمدند که اینگونه مجادلات مناقشاتی را در سطح جامعه بوجود آورده بود که حضرت امام(س) برای حفط وحدت در کشور از ادامه یافتن ایگنونه مناقشات جلوگیری کردند.


 


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در بیانیه‌ای به مناسبت ۱۴ و ۱۵ خرداد، از ظلم‌های رایج در کشور و انحرافات صورت گرفته از مسیر امام و انقلاب به شدت انتقاد کرد و با اشاره به حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زندانی شدن منتقدان دلسوز، از همه مراجع تقلید و اصلاح اندیشان جامعه خواست برای حل این معضلات، باب گفت‌و‌گوهای مسالمت آمیز را باز کنند.

این تشکل روحانی اصلاح طلب همچنین با یادآوری اینکه شیعیان معتقدند اصل اسلام پس از پیامبر دچار انحرافاتی شده، وقوع چنین انحرافی در میراث امام خمینی را نیز ممکن دانست و تصریح کرد: صیانت از میراث امام خمینی در مقابل تحریف گران و فرصت طلبان منحصر در نهاد و یا مقام خاصی نیست و بر همه ملت مسلمان ایران و بویژه نخبگان آشنا به اندیشه و سیره امام است که پرچم دفاع از این آرمان را بر زمین نگذارند و همچنان بر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر استواری نمایند.

مجمع مدرسین و محققین همچنین خاطرنشان کرد: کدام منکری روشن تر از این که افراد دلسوزی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم این که برخی انحرافات را که اکنون تشت رسوایی اش از بام افتاده و صدای گوش خراش آن همه جا شنیده می شود، یاد آوری کرده و تذکر می داده اند در حصر خانگی به سر برند. آیا بهتر نیست که منتقدان صدیق و بی غرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس برانند مورد تکریم قرار می دادند؟

متن کامل بیانیه مذکور به نقل از وب‌سایت این مجمع به شرح زیر است:

بسمه تعالی

سالها می گذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

تاریخ اسلام عرصه ظهور رهبران روشنگر و تأثیرگذار بسیار است.اما، بی گمان امام خمینی(ره) تنها رهبر بی نظیر و بنیان گذار معاصر است که میراث «انقلاب اسلامی» او تأثیر گسترده ای در تاریخ ایران و جهان داشته است و به همین دلیل شخصیت و اندیشه او جاذبه و دافعه فراوان یافته؛ همزمان،بیداری ملت های دربند، خشم مستکبران و در عین حال طمع شیادان را در استفاده از نام و راه او برانگیخته است.

نیمه خرداد امسال شاهد دو اتفاق مهم در تاریخ انقلاب اسلامی است؛ یکی میمون و مبارک و دیگری البته جای اسف و اندوه؛ اتفاق مبارک و میمون این ایام « موج بیداری اسلامی» در جهان است که نقش الهام بخش امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در این تحولات مشهود است. امواج بیداری که سر انجام آن شکست دیوار بلند جهل و استبداد و استعمار، و طلوع ناگزیر آزادی و کرامت انسانی در جوامع اسلامی است. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، ضمن گرامی داشت ایام ارتحال امام راحل، موج بیداری اسلامی در منطقه را طلیعه تحقق آرمان های انقلاب اسلامی می داند و بر این «حماسه مقاومت» افتخار می کند. حاکمان زور گو و مستبد باید بدانند که عمر گرگ های آدم خوار بسیار کوتاه تر از آن است که خود تصور می کنند. سنت الهی است که خون بر شمشیر همیشه پیروز است و این قاعده زمان و مکان نمی شناسد و از مصرو تونس و لیبی تا بحرین وسوریه و… را به یکسان فرا می گیرد. خداوند همیشه حامی مظلومان است و همو می فرماید؛ «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».

اما حادثه ناگوار و تأسف آوری نیز در تاریخ انقلاب امام خمینی رخ داده است که نه کتمان پذیر است و نه عبور بی تذکر از آن برای ملت انقلابی و یاران خمینی کبیر روا و جایز می نماید. بسیار جای اندوه است که همزمان با گسترش امواج بیداری اسلامی درمنطقه، که البته بر آزاد ی خواهی و تعقل استواراند، رسانه های جمعی ایران و جهان، گزارش هایی تکان دهنده از زادگاه انقلاب اسلامی مبنی بر رواج خرافه ، رمالی، و فساد اقتصادی-سیاسی گسترده می دهند. آری افسوس بسیار دارد که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم ترین میراث امام راحل، آن هم در این شرایط حساس تاریخی، گرفتار اشخاص و گروه های نادان و فرصت طلبی باشد که مکارانه موجب تفرقه ملتی شده، جمعی از یاران دلسوز امام و انقلاب را به گوشه انزوا، یا حبس و زندان رانده ، نیروهای انقلابی را به جان هم انداخته و هر روز بر چهره مظلوم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران خراش بیشتر می زنند و زخم بر زخم می افزایند . حیرت آور آن که چهره ای عبوس ، خشن و خرافی از اندیشه و میراث امام خمینی در معرض دید و داوری جهانیان می گزارند.

بر این باوریم که نیمه خرداد همیشه در جمهوری اسلامی ایران برای دو چیز است؛ یکی تجدید پیمان با آرمان های الهی خمینی کبیر و دیگری باز اندیشی در مسیر طی شده . آیا پذیرفتنی است که انقلابی چون انقلاب اسلامی ایران همزمان دو نتیجه متناقض داشته باشد؛ هم الهام بخش برای بیداری اسلامی در منطقه بوده و در عین حال، در داخل کشور شاهد انزوا، اسارت و زندان تعدادی از یاران امام راحل باشیم؟ کدام ناظر هوشمندی می تواند چنین معیار دوگانه و متناقضی را نادیده بگیرد؟ و زبان به شکوه نگشاید؟

روشن است که هر اندیشه بزرگی به میزان عظمتی که دارد در معرض تحریف و طمع نیز قرار دارد. مگر عقیده شیعه نیست که دین اسلام اندکی پس از رحلت پیامبرگرامی اسلام(ص)دچار آسیب های ویرانگری گردید؟ بدین سان صیانت از میراث امام خمینی در مقابل تحریف گران و فرصت طلبان منحصر در نهاد و یا مقام خاصی نیست و بر همه ملت مسلمان ایران و بویژه نخبگان آشنا به اندیشه و سیره امام است که پرچم دفاع از این آرمان را بر زمین نگذارند و همچنان بر وظیفه امر به معروف و نهی از منکر استواری نمایند.

آخر کدام منکری روشن تر از این که افراد دلسوزی چون میر حسین موسوی و مهدی کروبی فقط به جرم این که برخی انحرافات را که اکنون تشت رسوایی اش از بام افتاده و صدای گوش خراش آن همه جا شنیده می شود، یاد آوری کرده و تذکر می داده اند در حصر خانگی به سر برند. آیا بهتر نیست که منتقدان صدیق و بی غرض را به جای اینکه همراه همسران فداکارشان به محبس برانند مورد تکریم قرار می دادند؟ کدام منکری بالاتر از این است که هر روز شاهد فریاد تظلمِ بویژه زنانی در زندان ها باشیم که تنها گناه بزرگشان اعتراض به برخی کج روی ها است. این زندانیان البته در نقد خود قصد اصلاح داشته و دارند و در بدبینانه ترین حالت ممکن است در تشخیص مصادیق دچار خطا شوند آیا منصفانه است که به فرض خطا در مصادیق این همه تاوان سنگین بپردازند؟

مجمع مدرسین و محققین از همه دلسوزان مقامات رسمی و غیر رسمی و از همه مراجع عظام تقلید و اصلاح اندیشان جامعه درخواست می کند برای حل این معضلات باب گفتگوهای مسالمت آمیز را باز کنند و به این مسائل داخلی که البته آسیب جدی بر اعتبار جهانی انقلاب و نظام اسلامی زده و نیز مانع عمده در سیاست منطقه ای کشور است پایان دهند.

فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱۱/۳/۱۳۹۰


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به kaleme-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به kaleme@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته