
جوانان احزاب اصلاح طلب در فراخوانی از مردم دعوت کردند تا در روز شنبه ۱۴ خرداد از ساعت ۶ بعد از ظهر با در دست داشتن شمع و برای پاسداشت سومین شب شهادت هاله سحابی مقابل حسینیه ارساد حاظر شوند.
متن کامل بیانیه جوانان احزاب اصلاح طلب که در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته است، به شرح ذیل است:
بای ذنب قتلت
آن چه در مراسم تشییع جنازه عزتالله سحابی، یکی از محترمترین کنشگران سیاسی ایران معاصر گذشت، ورای هر معیار انسانی و دینی است. تمسخر پیکر یک انسان تازه درگذشته از سوی کسانی که خود را مسلمان مینامند، در کدام دین و آیین مذموم نیست؟ اینها کافی نبود، دست گرفتن یک عکس خندان از پدر را در دستان هاله سحابی طاقت نیاوردند و به شهادت نوه آیتالله منتظری با مشت به بدن او کوبیدند و او را نقش زمین کردند.
ضربهای که باعث شد این بانوی ۵۶ ساله که برای بودن بر بالین پدر در روزهای آخر عمر او، از زندان به مرخصی آمده بود خیلی زود به پدر مرحومش بپیوندد. شوک این خبر آنقدر سنگین بود که هنوز هم وجدان عمومی ایرانیها از زیر بار آن کمر صاف نکرده است. اما ماجرا به همینجا ختم نشد. ساعتها خانواده عزادار و داغدار سحابی زیر شدیدترین فشارهای نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا رضایت دهند هاله سحابی شبانه و در کنار پدرش در لواسان دفن شود.
داغداری پدر، پهلوی شکسته، و دفن شبانه. این ماجرا برای بچههای انقلاب آشناست و مشابه آن را بارها در کتابهای دینی خود خواندهاند. ما فکر میکردیم این اتفاق یک بار در صدر اسلام افتاده و قرار نیست دیگر تکرار شود، دستکم در کشوری که سرانش برای آن واقعه تاریخی چندین روز مراسم عزاداری برگزار میکنند. اما برای اینکه شباهتها تکمیل شود در مسجدی که خانواده و دوستان عزتالله سحابی برای برگزاری مراسم ترحیم اعلام کرده بودند بسته شد و به این خانواده دغدار اجازه عزاداری هم داده نشد.
مردمی که برای همدردی به طرف مسجد آمده بودند از ماموران انتظامی و لباسشخصیها کتک خوردند و چندین نفر هم بازداشت شدند. حالا که نجابت این خانواده پاسخ درخوری از جانب حاکمان نگرفته، ما «جوانان احزاب اصلاحطلب» از همه مردمی که عزادار این فاجعه انسانی هستند میخواهیم روز شنبه ۱۴ خرداد از ساعت ۶ بعدازظهر با در دست داشتن شمع و برای پاسداشت سومین شب شهادت هاله سحابی مقابل حسینیه ارشاد تهران حاضر شوند.
ما ترجیح میدادیم که حسینیه ارشاد که دهههاست مامن نیروهای ملی-مذهبی است و بارها شاهد سخرانی عزتالله سحابی و دختر شهیدش در این مکان بودهایم میزبان خیل جوانان عزادار باشد، اما حالا عزایمان را به خیابان شریعتی میاوریم و این تجمع را در فاصله پل سیدخندان و خیابان میرداماد برگزار خواهیم کرد.
امشب در سخنرانی رییس دولت در حرم امام (ره) اتفاقی افتاد که حوادث سال گذشته را تداعی می کرد. در مراسم سال گذشته جمعی سازماندهی شده با تحریک احمدی نژاد علیه سید حسن خمینی شعار داده بودند و اجازه ندادند وی سخنرانی کند.
به گزارش انتخاب در دقایق پایانی سخنرانی محمود احمدی نژاد در حرم مطهر امام (ره) گروهی از حضار شعار ” مرگ بر مشایی ” سر دادند.
گروه حامیان احمدی نژاد هم شعار ” احمدی ، احمدی حمایتت می کنیم ” سردادند و احمدی نژاد در حالی که ظاهراً کنترل اعصاب خود را از دست داده و صدایش گرفته بود، چندین بار خطاب به مردم که در حال شعار دادن بودند می گفت : تامل کنید ، سخنرانی من چند دقیقه دیگر به اتمام می رسد .
واکنش رئیس دولت به شعار دهندگان این بود که با لبخند به انها میگفت: «مخلص شما هم هستیم». وقتی شعارها کمی بیشتر شد، او بی آنکه به شخص خاصی اشاره داشته باشد، اظهار داشت: «مخلص آقای رئیس هم هستیم! نوبت شما هم میشود! من همه شما را دوست دارم و نوکر همه شما هم هستم».
در این مراسم شعاریی علیه مواضع دولت دهم برخی دیگر از دولتیان نیز سرداده شد.
سخنرانی محمود احمدینژاد از سوی شبکه های سیما پخش نشد،اما رادیو ایران سخنان وی را به طور مستقیم منعکس کرد. البته شبکه بین المللی خبر پس از لحظاتی این سخنرانی را بطور مستقیم پوشش داد.
علی شکوری راد
تا کارهایم را در بیمارستان جمع و جور کنم، نمازم را بخوانم و راه بیافتم کمی دیر شد. قصد داشتم در مراسم ختم مرحوم عزت الله سحابی که ساعت ۲ بعد از ظهر در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در خیابان سهروردی اعلام شده بود شرکت کنم. فکر می کردم به علت ازدحام جمعیت جای پارک پیدا نخواهم کرد و بهتر است زودتر بروم. احتمال می دادم بدلیل قتل هاله مراسم بدون حاشیه نباشد ولی نه آن طور که بعداً شاهد بودم. روز قبل نتوانسته بودم برای تشییع جنازه مرحوم سحابی به لواسان بروم. شاید اگر آنجا را دیده بودم می فهمیدم که با چه صحنه ای مواجه خواهم شد.
خبر قتل هاله را همان روز ابتدا در ساعت ۱۰:۵۶ دقیقه صبح از طریق پیامک شبکۀ خبری دانشجو (SSN.IR) که لابد می بایست وابسته به قاتلین هاله باشد دریافت کردم. “سناریوی فتنه گران در خردادماه کلید خورد! انتساب قتل هاله سحابی (دختر عزت الله سحابی) توسط رسانه های بیگانه به نظام”. خشکم زد. باورم نمی شد. تصمیم گرفتم صحت خبر را بررسی کنم. اماچگونه می توانستم آن را چک کنم. در بیمارستان اینترنت در اختیار داشتم ولی شدیداً فیلتر بود. ناگزیر تصمیم گرفتم نام هالۀ سحابی را در گوگل جستجو کنم و از همان یک خطی های نتیجۀ جستجو، کسب خبر کنم. هاله را که زدم سحابی را خودش آورد. یعنی این اسم برای جستجوی گوگل شناخته شده است. دو خبر متناقض آمد ولی هر دو در اعلام خبر درگذشت هاله مشترک بودند. یکی گفته بود براثر حمله و ضرب و شتم نیروهای امنیتی کشته شده است و دیگری می گفت بر اثر ایست قلبی. البته هیچ دلیلی بی معنی تر از ایست قلبی برای مرگ نمی توان ذکر کرد. هر مرگی با ایست قلبی همراه است.
هاله سحابی مشهور بود ولی من او را فقط یک بار از نزدیک دیده بودم ، آن هم وقتی که یک ماه پیش برای عیادت پدرش به بیمارستان مدرس رفتم. تازه او را از زندان آزاد کرده بودند تا در روزهای آخر پیش پدرش باشد. پدری که بدلیل کمای عمیق دیگر اطرافیان را نمی دید و نمی شناخت. متین و آرام پذیرای علاقمندان پدرش بود. همانجا برای اولین بار با دکتر شامخی همسر هاله آشنا شدم. وقتی وارد سالن بیرون ICU که پر از جمعیت مشتاق عیادت مهندس سحابی بود شدم مرا شناخت و با گرمی تمام به استقبالم آمد و بر سر بالین مهندس برد و سپس سی تی اسکن او را به من نشان داد. چنان گرم و صمیمی بود که گوئی سالهاست همدیگر را می شناسیم. ساعتی که آنجا بودم و توفیقی بود تا بسیار کسان را که در دو سال اخیر توفیق دیدارشان را نیافته بودم ببینم، او نیز همراهیم کرد.
بار دیگر در بیمارستان مدرس به دیدار مهندس رفتم. هدف از رفتنم دیدار هاله بود تا در مورد عیادت یکی از بزرگان از مهندس، با او هماهنگی کنم ولی متأسفانه در آن ساعت هاله آنجا نبود.
پیش از رسیدن به سهروردی در بزرگراه رسالت به یکی از فرعی ها پیچیدم و همانجا پارک کردم و پیاده به سمت مسجد حرکت کردم. هنوز بسیار مانده بود به سهروردی برسم که از دور دیدم موتور سواران نیروی انتظامی در حال دنبال کردن مردم هستند. یکی از افراد که از آن طرف می آمد مرا شناخت و هشدار داد که جلوتر نروم. با این حال قدری جلوتر رفتم. در پیاده رو آقای مظفری نژاد از معلمان پرسابقه و نماینده دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی را دیدم که یک نفر زیر بغلش را گرفته و دارد می آید. همسرش هم همراهش بود. جلو رفتم و پس از سلام علیک چون بنظر می رسید دیگر جلوتر نمی شود رفت به اتفاق آنها برگشتیم. در این حال ناگهان دسته ای از موتور سواران در امتداد خیابان به سمت ما آمدند. ما ناخود آگاه قدری از هم فاصله گرفتیم. موتور سوارها در حالیکه دو ترک بودند و نفرهای پشتی باتومشان را در هوا حرکت می دادند با پرخاش از ما خواستند که متفرق شویم و در همین حال یکی از آنها با باطوم به بازوی آقای مظفری نژاد کوبید.
آقای مظفری نژاد را خود قبلا معاینه کرده بودم. از تنگی کانال نخاعی که موجب کمردرد است و نیز فرسودگی پیشرفتۀ هر دو زانو رنج می برد. انسان شریفی که با این همه درد برای بزرگداشت مرحوم سحابی آمده بود و با این وحشی گری مواجه بود. این وحشی گریها را قبلاً هم دیده بودم ولی در این مراسم بیش از حد می نمود. نه کسی شعاری داده بود و نه کاری از کسی سر زده بود. ما را از مسیر خودمان به سمت محل پارک اتومبیل باز داشتند. ناچار به یکی از خیابانهای فرعی تر رفتیم و در آنجا بود که دکتر شامخی، همسر هاله را با یکی دو همراه دیدیم که سراسیمه و مستأصل ایستاده بودند. صاحب عزا که باید در مسجد از میهمانان پذیرائی می کرد را تا آنجا تارانده بودند. با همان گرمی پیش گفته به استقبالمان آمد. وقتی یکدیگر را در آغوش گرفتیم بغض امانم نداد. تسلیت گفتم و گفتم خدا به شما صبر بدهد با این همه مصیبت، و اضافه کردم حکایت، حکایت حضرت زهراست. هم به پهلویش زدند و هم ناگزیر شبانه دفن شد. از تمثیل من بغض او هم ترکید. در همین حال بودیم که یک موتور سوار لباس شخصی به ما نزدیک شد و با تحکم خواست که حرکت کنیم و متفرق شویم ولی وقتی به سن و سال و وضع ما چند نفر توجه کرد از تحکم خود شرمنده شد و با لحن آرام تراضافه کرد بروید تا مشکلی برایتان پیش نیاید. گفتیم ماشینمان آن طرف است ولی گفت از آن طرف نمی شود و ما را به سمت پائین خیابان راهنمائی کرد. دکتر شامخی داستان روز گذشته را برایم شرح داد و اینکه ناگزیر شده است برای آنکه جنازۀ هاله را از آنها نگیرند به شرایطشان تمکین کند. گفت کوتاه آمدیم و شرایطشان را پذیرفتیم تا بتوانیم خودمان هاله را به خاک بسپریم.
دستپاچگی نیرو های امنیتی برای دفن سریع و شبانۀ هاله نیاز به هر استدلال و مدرکی را که وی به شهادت رسیده است را از بین برده است.
از مسیر دورتری به سمت ماشینم حرکت کردم. همچنان موتور سوارهای نیروی انتظامی در خیابانها مانور می دادند و هر از گاهی یکی از آنها نگاه تندی می کرد که گویا قصد حمله دارد. در دو خیابان دور تر از مسجد و در حالی که دیگر جمعیتی وجود نداشت. نا امنی از طرف نیروی انتظامی همچنان وجود داشت.
همه از هم می پرسیدند این همه خشونت برای چیست و این چه کاریست که یک مراسم ختم ساده و بی سر و صدا را تبدیل به در گیری و بگیر و ببند می کنند. بنظر من پاسخ این سوال ساده است. آنها می ترسند. آنها از مردم ترسیده اند و هر اجتماع کوچکی را علیه خود تلقی می کنند و از آن می هراسند. این وحشی گری ها نشان قدرت آنها نیست نشان ضعف و درماندگیشان است.
به این صورت همانطور که زندگی و حیات سحابی ها مصروف دفاع از آزادی و حقوق مردم گردید مرگ آنها نیز موجب افشای بیشتر کسانی شد که با آزادی و حقوق مردم دشمنی دارند. رحمت خداوند بر آنها باد که زندگی و مرگشان در خدمت آئین و ملت بود.
همین الآن، عصر جمعه، که این نوشته را به پایان بردم متوجه شدم از آقای مظفری نژاد تلفن داشته و متوجه نشده ام .زنگ زدم خانمش گوشی را برداشت. گفتم با من کاری داشتید؟ گفت آری دیروز محمدمان را همانجا زده و برده بودند. امروز آزادش کردند ولی یک طرف صورتش هنوز بی حس است و دکتر گفته است باید سی تی اسکن بشود ولی همه جا تعطیل است. از من کمک می خواست که این کار انجام بشود. گفت به صورتش ضربه زده بودند و دچار خونریزی از بینی شده بود و بعد که خونریزی بند آمده بود دوباره زده بودندش. گفتم آقای مظفری نژاد چه طور؟ .جای باطومش چه طور است. گفت کمی درد می کند. خدا رحم کرد به آن طرف که باطری قلبش را گذاشته اند نزدند. با اندوه گفتم خدا آخر و عاقبت این ملت و این کشور را به ختم به خیر کند.
خدایا فقط دلمان خوش است که تو خود شاهدی!

آیت الله دستغیب با انتقاد از نقش سپاه و بسیج در سیاست گفت: متاسفانه آنچه باعث می شود این نیروها مقابل مردم بگیرند،توجیهاتی است که در کلاسهای عقیدتی و سیاسی برای آنها می کنند و با شستشوی مغزی فرمولهایی را در اذهان آنان می کنند و منجر به این می شود که، مردم دیندار و محبّ اهل بیت را با محارب و مرتد و کافر منطبق کرده و هر کجا که به نظرشان مطلب خلافی صورت گرفت با قهر و اجبار و تهدید و ارعاب برخورد کرده و مردم متدین را با همین توجیهات کذایی قلع و قمع کنند.
به گزارش سایت حدیث سرو، این مرجع تقلید چهارشنبه شب، پس از جلسه درس اخلاق گفت: ما می گوییم باید دشمن از دوست متمایز شود و خدای ناکرده افرادی روی کار نیایند که دنباله رو همان انجمن حجتیه باشند؛ افرادی که برای نیل به منویّات خود حتی تظاهر به دینداری هم می کنند اما باطنا فکر جامدی دارند وهیچ حرکت معنوی نسبت به خدایتعالی ندارند؛ این گونه افراد کاری ندارند که وضع معنوی و دینی مردم چطور است.
وی در ادامه تصریح کرد: تمام حرف ما و دوستانمان این است که وضع تغییر کند و به اول انقلاب برگردد و بنایی بر اغتشاش و اینکه خدای ناکرده انقلاب اسلامی از بین رود نداریم هر چند برخی افراد دوست دارند ما را اینطور متهم کنند و اینطور القاء می کنند که ما در پی براندازی حکومت هستیم، خوب بنده خدا این چه حرفی است که می زنی؟!
وی در بخش دیگری با اشاره به تشکیل حکومت اسلامی اظهار داشت : حضرت امام طبق نظریه فقهی خود اقدام به برپایی حکومت اسلامی کرد وقصد نداشت که حاکم مطلق باشد و بنایی نداشت که به اسلام ضربه وارد کند.
این عضو مجلس خبرگان در ادامه با عنوان کردن این مطلب که برخی آقایان برای توجیهه اعمال خلاف شرع وقانون خود از حضرت امام هزینه می کنند، گفت: حضرت امام، کسی نبود که بخواهد به دین ضربه زند و اسلام را محو و نابود کند و اینکه عده ای بخواهند در توجیه اعمال خلاف شرع و قانون خود از حضرت امام هزینه کنند، نباید موجب بدبینی مردم و به خصوص جوانان به ایشان شود.
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
برادران و خواهران عزیز در هرکجای مملکت که هستند باید خدا را شکر کنند که جاهایی وجود دارد برای پاسخگویی به نیازهای معنوی خود و به برکت حضور در این مجالس و محافل است که می توانند از تخیّلات و توهّمات رهایی یافته و آزادی خودشان را احساس کنند. در زمان شاهنشاهی، وضع جامعه به گونه ای دیگر بود؛ بدین معنی که، مساجد و مکان های مذهبی کشور غالبا خالی بود از مردم و به خصوص نسل جوان و در عوض مراکز فحشا پر شده بود از پسرها و دختر های جوان و فساد عجیبی در بین نسل جوان جامعه وجود داشت. ظلم وستمی که مردم از شاه و این ساواک بی رحم دیدند منجر به پی ریزی حرکت توده ای ملت و قیام بر ضدّ دستگاه شاهنشاهی شد.
اگر یاری مردم نبود امام خمینی موفق نمی شد
چون “مردم” خواستند که از این حکومت استبدادی، آزاد شوند،خدایتعالی هم عنایت کرد و شخص مهذّبی مانند امام خمینی ره را سر راه آنان قرار داد که به وسیله ایشان ، تحول عظیمی در ایران به وجود آمد. مردمی که تا دیروز در مراکز فساد و فحشا بودند؛ وقتی ندای حق طلبانه یک همچین شخص وارسته را شنیدند به صحنه آمدند و این انقلاب بزرگ را به وجود آوردند. باشروع جنگ هشت ساله همان مردم ،بار دیگر به صحنه آمدند و به تبعیّت از امام، به جبهه ها رفتند و جان خود را تقدیم این انقلاب کردند.
قطعا اگر همراهی مردم با امام نبود، این انقلاب به ثمر نمی نشست. علاقه “مردم به امام” و متقابلا علاقه “امام به مردم” قابل توصیف نیست. امام در سخنرانیهای خود مردم را به عنوان ولی نعمت خود معرفی می کرد و می گفت : این مردم بودند که این انقلاب را به وجود آوردند، مبادا از این مردم غافل شوید، مبادا کاری کنید که آنها نسبت به نظام دلسرد شوند و از شما فاصله بگیرند. متقابلا چون مردم از امام صدق و راستی دیدند، همواره پشتیبان ویاور انقلاب بودند که جنگ هشت ساله را می توان بهترین شاهد بر این مطلب دانست. مردم در تشییع جنازه حضرت امام چه ناله ها کردند و چه اشک ها ریختند و حتی عده ای هم از شدت غم و اندوه از دنیار رفتند و همه این ها حاکی از عشق و علاقه مردم نسبت به ایشان بود.
امام خمینی طبق نظریه فقهی خود، حکومت اسلامی تشکیل داد
رضوان خدا به حضرت امام، که بالاخره یک فقیه جامع الشرایط بود و زحمات بسیاری کشیده بود و طبق نظریه فقهی خودش اقدام به برپایی حکومت اسلامی کرد. خوب از اول غیبت صغری تا بحال بین فقها اختلاف بوده است که اگر احیانا برای آنان، شرایط حکومت فراهم شد آیا واجب است نسبت به آن اقدام کنند یا نه؟
مرحوم شیخ مرتضی انصاری، صاحب رسائل و مکاسب و مرحوم آخوند خراسانی، صاحب کتاب کفایة الاصول که از رهبران مشروطه به شمار می رود، مخالف تشکیل حکومت توسط فقها بودند؛ صاحب جواهر تا حدودی موافق بود و بعضی از فقها هم اصلا صحبتی در این باره نکردند. از هم عصران امام هم می توان از آیت الله حکیم و آیت الله خویی نام برد که هر دو مخالف این امر بودند. امام خمینی ره، برای اثبات مدعای خویش با تمسک به ادله ای تصدی حکومت را واجب و ادله مخالفین را ردّ می کند. خوب ایشان شخص مهذب و استاد دیده ای بود و مورد تایید عرفای بزرگی همچون حضرت آیت الله سید علی قاضی، حضرت آیت الله شیخ حسنعلی نجابت و شهید آیت الله دستغیب، قرار داشت. نَقل می کنند در مجلسی حضرت آیت الله قاضی مشغول به صحبت بود؛ همین که حضرت امام خمینی ره، وارد این مجلس شد؛ آیت الله قاضی بحث خود را عوض می کند و صحبت از رضاخان و تغییر و تحولاتی که در کشور اتفاق می افتد، می کند.
امام بنا نداشت که حاکم مطلق باشد، بنا نداشت که به اسلام ضربه بزند
خوب یک همچین شخصی قیام کرد و مردمی هم که عاشق اسلام و آزادی بودند، اطراف ایشان را گرفتند و آنچه مورد یقین بنده و کسانی که با امام آشنا بودند این است که، این آقایی که عَلَم به دست گرفته، تمام همّ و غمّش این بود که مردم را متوجه خدا کند و از قید اسارت هوای نفس برهاند؛ و بنا نداشت که حاکم مطلق باشد، بنا نداشت که به وسیله به دست گرفتن حکومت ضربه به اسلام بزند، او می خواست مردم دنیا را اولا متوجه اسلام وثانیا متوجه شیعه کند که همانطور هم شد. بعد از تشکیل حکومت، با وضع قانون اساسی و ایراد بیانات و حتی تنظیم وصیت نامه همه گان را متوجه خطرات احتمالی کرد، نسبت به راههایی که ممکن است منجر به فساد شود، منجر به این شود که دین آلت دست عده ای قرار بگیرد هشدار داد.
امام مدام خطر انجمن حجتیه را گوشتزد می کرد
مخصوصا درباره انجمن حجّتیّه بارها و بارها تذکر داد و می گفت مواظب باشید که در پشت پرده شما را منحرف نکنند. درباره رهبر، رییس جمهور، مجلس شورای اسلامی، نیروهای نظامی وانتظامی و … هم نکات قابل تاملی فرمود. بلا تشبیه مانند پیغمبری بود که تمام احکام را گفته و تمام راه ها را نشان داده است، خوب اگر عده ای بخواهند خلاف این دستورات عمل کنند باید گفت تمام تقصیر ها متوجه او است؟!
خلاف شرع و قانون آقایان نباید به حساب امام گذاشته شود
پس حضرت امام، کسی نبود که بخواهد به دین ضربه زند و اسلام را محو و نابود کند و اینکه عده ای بخواهند در توجیه اعمال خلاف شرع و قانون خود از حضرت امام هزینه کنند، نباید موجب بدبینی مردم و به خصوص جوانان به ایشان شود. امام شخصی بود مهذب، عالم، فقیه که تمام مقصد و مقصودش محبت و عشق به خدایتعالی بود و دوست داشت مردم نیز در همین راه قرار بگیرند.
اگر حکومت پهلوی ادامه پیدا می کرد، نام ونشانی از اسلام وشیعه نبود
برخی این طور عقیده دارند که اگر همان حکومت شاهنشاهی ادامه پیدا می کرد، شاهد این گونه مسائل و مصائب در جامعه اسلامی نبودیم؛ در حالیکه این پندار کاملا اشتباه است. اگر حکومت پهلوی ادامه پیدا می کرد، نام و نشانی ازاسلام و شیعه برجای نمی ماند چون شاه می گفت “مذهب” در ایران جایی ندارد و این به معنای از بین رفتن تدریجی مکتب اسلام می شد. همین الآنی که شما تشریف دارید در این مسجد، با وجود این که انحرافاتی در کشور هست و در دنیا آبروی اسلام و شیعیان به مخاطره افتاده است، ولی در عین حال مشاهده می کنیم که کشورمان مورد تسلط و هجوم قدرتهای استکباری همانند آمریکا و روسیه و چین نیست مطلبی که در زمان شاه اتفاق افتاد و ایران به سه قسمت تقسیم و کنترل هر قسمتی را ابر قدرتی به دست گرفت.
ما و دوستانمان بنایی بر اغتشاش نداریم
تمام حرف ما و دوستانمان این است که وضع تغییر کند و به اول انقلاب برگردد و بنایی بر اغتشاش و اینکه خدای ناکرده انقلاب اسلامی از بین رود نداریم هر چند برخی افراد دوست دارند ما را اینطور متهم کنند و اینطور القاء می کنند که ما در پی براندازی حکومت هستیم، خوب بنده خدا این چه حرفی است که می زنی؟!
شستشوی مغزی نظامیان، عامل حمله به مردم است
ما می گوییم باید دشمن از دوست متمایز شود و خدای ناکرده افرادی روی کار نیایند که دنباله رو همان انجمن حجتیه باشند؛ افرادی که برای نیل به منویّات خود حتی تظاهر به دینداری هم می کنند اما باطنا فکر جامدی دارند وهیچ حرکت معنوی نسبت به خدایتعالی ندارند؛ این گونه افراد کاری ندارند که وضع معنوی و دینی مردم چطور است. از جمله خطراتی که امام مدام نسبت به آن هشدار می داد دخالت نیروهای سپاه و بسیج در امر سیاست بود. به عقیده بنده در بین اینها افراد خوبی وجود دارند و نمی شود همه را به یک چوب راند و همه را به یک چشم نگاه کرد. متاسفانه آنچه باعث می شود این نیروها مقابل مردم بگیرند،توجیهاتی است که در کلاسهای عقیدتی و سیاسی برای آنها می کنند و با شستشوی مغزی فرمولهایی را در اذهان آنان می کنند و منجر به این می شود که، مردم دیندار و محبّ اهل بیت را با محارب و مرتد و کافر منطبق کرده و هر کجا که به نظرشان مطلب خلافی صورت گرفت با قهر و اجبار و تهدید و ارعاب برخورد کرده و مردم متدین را با همین توجیهات کذایی قلع و قمع کنند.
بنده می گویم باید با مردم با صدق و صفا برخورد شود و با آنان به خوبی برخورد شود، که اگر این امر محقق شود چقدر همه لذت می برند و برادری و برابری در کشور نمود پیدا می کند، همانند زمانی که حضرت امام خمینی ره، در راس بود؛ اما چطور شد که پس از فوت ایشان، وضع جامعه دستخوش تغییر و تحول شد و آرمانهایی که مردم به خاطر آن حتّی از جان خود گذشتند به دست فراموشی سپرده شد؟
آیتالله بیات زنجانی، مرجع تقلید ، در ادامه دروس اخلاق خود، با اشاره به وقایع تأسفبار رخ داده در تشییع جنازه مرحوم مهندس سحابی و جانباختن هاله سحابی خاطرنشان کرد " باعث شرم است که در یک کشور شیعه، کشور امام زمان و کشور مرجعیت، یک زن مؤمنه به شکل عجیب و غریبی از دنیا می رود و حتی نقل شده که بدون اقامه شرعی نماز میت (که باید با اجازۀ ولی میت خوانده شود) او را شبانه دفن کرده اند!"
این مرجع تقلید همچنین با بیان اینکه "اگر در جامعه گناهی انجام بشود و جامعه در برابر آن عکسالعملی نشان ندهد، این غیر قابل جبران است"، تاکید کرد "اینجاست که باید توجه داشت توبۀ فرد و جریان گناهکار، به مراتب سختتر خواهد بود و باید متناسب با جایگاه فرد و جریان خاطی باشد چراکه این یک برخورد فردی نیست؛ برخورد با یک زن مومنه است، به نام اسلام است، به نام حکومت دینی است."
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی این مرجع تقلید مردمی، وی عصر روز پنجشنبه (دوازدهم خرداد) در جلسه هفتگی درس اخلاق و در ادامه شرح کتاب «منازل السائرین» با اشاره به کلمۀ توبه و معانی مختلف آن، توبه را برای افراد مختلف یکسان ندانسته و آن را متناسب با جایگاه آنها تفسیر کرده و گفت: من توبه را "رجوع" و "برگشت" معنا میکنم و با این تعبیر، همۀ عالم به نوعی تائب است چرا که خداوند عالم مطابق با تعبیر فلسفی، مبدأ المبادی و غایتالغایات است و انسان نیز خواسته یا ناخواسته به این دلیل که از خداست و باید به سوی خدا بازگردد، تائب است.
آیت الله بیات با تأکید بر اینکه طبق معارف دینی، همۀ افراد در همۀ جایگاهها باید توبه کنند فرمودند: توبه در انسانهای مختلف، وضعیت مشابهی ندارد. مثلاً توبۀ عالِم از توبه غیر عالِم سختتر است چرا که جایگاه علما، متفاوت از جایگاه دیگر افراد است؛ از طرفی گناهها هم با هم به واسطۀ تبعات آنها، متفاوتند و برای مثال گناههای سیاسی و اجتماعی به دلیل اثرات نامطلوب آنها بر جامعه، با گناههای دیگر فرق دارد، به همین دلیل است که بین عمل فقیه و مرجع تقلید با عمل دیگر افراد عادی جامعه تفاوت وجود دارد. چرا که حرف و عمل فقیه و مرجع تقلید، مورد استناد قرار میگیرد و در واقع، حرف و عمل او در جامعه حجت است؛ به همین دلیل است که غفلت، مصلحت سنجی و امثالهم توسط یک طلبه، عالم و فقیه با دیگر مردم متفاوت است، چرا که مردم این عمل فقیه را، برای خود الگو قرار میدهند.
این مرجع تقلید، در تفسیر واژه توبه، با اشاره به خاطرهای از رهبر فقید جمهوری اسلامی گفت "در دوران نمایندگی مجلس یکی از دفعاتی که به محضر ایشان رسیدیم، رو به میهمانها که عمدتاً از مسؤولین بودند، فرمودند که اگر فردی از شماها احساس میکند که در جایگاهی قرار گرفته که متناسب با شأن او نیست و نمیتواند از پس مسؤولیتهای آن شغل برآید، باید استعفا دهد و کنارهگیری کند؛ بنده این توصیۀ امام به ما ها را توصیه به نوعی توبه و در واقع رجعت به سوی حق معنا میکنم." وی ادامه داد: اگر در جامعه گناهی انجام بشود و جامعه در برابر آن عکسالعملی نشان ندهد، این غیر قابل جبران است؛ اگر فردی گناه کند، با توبه و «استغفرالله» گفتن ممکن است قابل جبران باشد ولی اگر خانوادهای مرتکب گناه شد، آیا اگر فقط پدر خانواده استغفار بگوید کافی است؟ نخیر! همۀ خانواده باید برای جبران آن گناه، تلاش و توبه کنند یعنی اگر جامعه در برابر انجام گناه، هتک حرمت و مسائلی از این دست سکوت اختیار کرد و بی تفاوت شد، تنها راه برای توبه روی آوردن به امر به معروف و نهی از منکر است و این مساله خیلی مهم است چرا که امر به معروف و نهی از منکر، نوعی توبۀ جمعی است.
اینجاست که امام علی میفرماید اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید، بدترین شما بر شما حاکم میشوند و آنجاست که هر دعایی بکنید، دیگر برآورده نخواهد شد. این فرمایش امیرالمومنین نشان از این موضوع است که ترک این امر، یعنی عدم توبه و نتیجۀ این عدم توبه هم تسلّط بدترینهای مردم بر آنها و نیز عدم استجابت دعاست.
آیت الله بیات در ادامه خطاب به روحانیون و طلاب تاکید کرد: عمامۀ طلبه برای او نشانه است و همگان او را می بینند، عملکردش نیز پیام دارد؛ به همین دلیل است که اگر مردم در جامعه نسبت به دین دچار ذهنیت بشوند، باید آن را نتیجۀ عملکرد بندۀ طلبه جست. اگر در جامعهای ظلمی دیده شود، پایمال شدن حقی مشاهده شود، در برابر هتک حرمتها سکوت شود، به تغییر داده شدن مفاهیم دینی بی توجهی شود، افراد بی گناه از زندگی به صورت عادی محروم شوند و عکسالعملی نشان داده نشود و اگر در جامعه ای همۀ حرمتها هتک شود و حتی به حریم امام زمان هم رحم نشود، در برابر این هتکها سکوت کردن، عین گناه است و راه بازگشت از آن، توبه کردن افراد با توجه به جایگاهی است که دارند.
این مرجع با اشاره به وقایع تأسفبار رخ داده در تشییع جنازه مرحوم مهندس سحابی گفتند: باعث شرم است که در یک کشور شیعه، کشور امام زمان و کشور مرجعیت، یک زن مؤمنه به شکل عجیب و غریبی از دنیا می رود و حتی نقل شده که بدون اقامه شرعی نماز میت (که باید با اجازۀ ولی میت خوانده شود) او را شبانه دفن کرده اند! اینجاست که باید توجه داشت توبۀ فرد و جریان گناهکار در این موضوع و مسائل مشابه آن، به مراتب سختتر خواهد بود و باید متناسب با جایگاه فرد و جریان خاطی باشد چراکه این یک برخورد فردی نیست؛ برخورد با یک زن مومنه است، به نام اسلام است، به نام حکومت دینی است.
وی در پایان درس اخلاق گفت: همه بدانیم که در قبال عملکردمان مسؤولیم و بنا به جایگاهی که متصدی آن هستیم در روز قیامت پاسخگوی اعمال خود خواهیم بود. بندۀ طلبه به اندازۀ خودم، فرد مسؤول هم به اندازۀ خودش و اینجاست که باید همهمان توبه کنیم و به خدای عالم بازگردیم. توبه یعنی رجعت و بازگشت به سمت حق و آن چیزی که پروردگار عالم فرموده است.
محمد نوری زاد هنرمند و نویسنده ای که به تازگی از زندان آزاد شده است در مجموعه نوشته های خود درباره زندانیان سیاسی با عنوان «گل ها و سیم خاردارها» به علی بهزادیان نژاد اشاره کرده است.
علی بهزادیان نژاد از فعالان زمان انتخابات ریاست جمهوری بلافاصله بعد از این انتخابات جنجال برانگیز بازداشت و در دادگاه های نمایشی مجبور به اعتراف دروغین شد. او به شش سال زندان محکوم شده است و بعد از نزدیک ۵۰۰ روز زندان توانست از حق مرخصی استفاده کند.
متن نوشته محمد نوری زاد درباره وی که در سایت شخصی اش منتشر شده به شرح زیر است:
در بند ۳۵۰ زندان اوین ، به کبوتر پرشکسته ای برخوردم که در اوج جوانی، بال و پرش سوخته و دلش از جفای ما شکسته بود. این جوان ، به جرم راه اندازی یک سایت برای کاندیدای مورد علاقه اش، به زندان نفرت ما در افتاده بود. درست همان کاری که هربنی بشری برای تعریف و تبلیغ خود بدان دست می برد.
علی بهزادیان نژاد ، ای خدا تو شاهدی که جوانی برومند و پاک و پاک نهاد است .
امروز این جوان ، یک سال و نیم است که در زندان نفرت ما به سر می برد. همسر جوان او ، یک سال و نیم است که یک ساعت ، بله ، یک ساعت ، در کنار شوهرش نبوده است . لابد این شیوه ی مسلمانی داغ و بی بدیل ما، اگر در آسمان خدا موجبات غبطه ی آسمانیان را فراهم نیاورده باشد، ای بدا بحال آسمانیان!
تبحر علی بهزادیان نژاد، تسلط او به عالم سایبری است . همان وادی ای که ما خود را به لشگری از آن آراسته ایم. این جوان آرام و اندوه خوار، که می بایست اکنون، در گوشه ای از سرزمین ما مشغول خدمت می بود، در گوشه ای از زندان ما، در حال فرسودن است. او بارها تصمیم به اعتصاب غذا گرفته و در این راه نیز آسیب فراوان دیده است. اما ای خدا، یک جوان چرا باید در کمال بی تقصیری، برای این که صدای بی گناهی اش را به گوش ما برساند، دست به نابودی خود ببرد؟
علی، با ادب است . او با آرامشی زایدالوصف، دانسته های سایبری خود را برای من وا می شکافت. می نشستیم و او کاغذ و قلمی برمی داشت و برای من از فیس بوک وسایر فضاهای مجازی می گفت. از امکاناتی که در این عالم هست و ما می توانیم از آن بهره مند شویم . علی ، آموزگار خوب من بود در آن چند روزی که با او هم بند و هم نشین بودم .
از ادب و اخلاق و طمانینه ی او بسیار آموختم . ای خدا، این چه زندانی است که هرچه با ادب و فهیم و دوست داشتنی ست ، در آن گرد آمده اند . و آن سوتر، بازجویان بی ادب و بزن بهادر، با چهره هایی عبوس و زبانی تلخ و فحاش، مارا در محاصره گرفته اند؟
سوز امروز من، در همین جوانی و تازه دامادی علی بهزادیان نژاد است و مرخصی ای که یک روزهم نداشته. ما اگر با خود علی مشکل و کینه ی لاینحل داریم، با همسرجوان اوآیا چه کینه ای داریم؟
ما که آوازه ی مسلمانی مان از سقف آسمان بدر رفته، نباید به جوانانی چون علی و همسران جوانشان بیندیشیم؟ ما علی ها را زندانی کرده ایم تا به زعم خود، جامعه را از آسیب حضور آنان در امان بداریم. هیچ آیا به عوارض نبود علی های جوان در کنار همسرانشان فکر کرده ایم؟
خدایا من با تمام قامت، در برابر مقام پروردگاری تو می ایستم، و به بی گناهی علی بهزادیان نژاد، وجوانانی چون "علی ملیحی" ، و "سید ضیا نبوی" شهادت می دهم. من با این جوانان ، و با بسیاری دیگر، در بند ۳۵۰ زندان اوین هم بند بوده ام و به سلامت آنان و به بی گناهی آنان ایمان دارم. اصرار به بندی کردن این بی گناهان، قطعا بساط برقراری ما را به تزلزل در خواهد انداخت.
حال ، این ما و این زندانیان بی گناه ، و فردایی که با شتاب به سمت بودن یا نبودن ما خیز برداشته است.
همین امروز صبح بود که شنیدم علی عزیز به مرخصی آمده است. من پیشتر در نوشته ای(سلام ای ضامن انسان) آورده بودم: والله من در بند۳۵۰ با یک جوان تازه داماد هم بند بودم که اکنون یک سال و نیم در زندان است و در این یک سال و نیم، یک روز، حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است. سپاس خدای را که ما را فهم عطا فرمود تا جهل آذین یافته را به جای فهم درست، نپذیریم و او را برنتابیم.
جمعی از زندانیان سیاسی کشور طی بیانیه ای با تسلیت درگذشت مهندس عزت الله سحابی و شهادت دختر مظلوم شان ،هاله در جریان مراسم خاکسپاری این بزرگوار این حادثه غم انگیز را به همه آزادیخواهان و ملت ایران تسلیت گفتند .
سی زندانی سیاسی در بیانیه شان نوشتند : پیکر پاک عزت الله سحابی نیز هراسی بس بزرگ در دل کسانی انداخت که ارکان اقتدارو بقایشان آنچنان سست و بی اعتبار شده که نه تنها حقوق زندگان را رعایت نمی کنند بلکه حقوق اموات را نیز بر نمی تابند و از برگزاری مراسم هر چند مختصر تشییع و تدفین نیز بیم دارند این تزلزل و عدم اعتماد به نفس به چنان شتابزدگی و دستپاچگی منجر می شود که با اعمال تهدید ،ارعاب و فشار به خانواده سر فراز مرحوم سحابی حادثه ای دلخراش و فاجعه ای دردناک می آفرینند.
خبر شهادت سرکار خانم “هاله سحابی” که خود از جمله زندانیان سیاسی دو سال اخیر بود و در مرخصی به سر می برد در جریان مراسم تشییع پیکر پدر گرانقدرش ، موجی از غم و اندوه را در دلهای زندانیان سیاسی و هم بندان او برانگیخت .
متن این بیانیه که در اختیار کلمه قرارگرفته، به شرح زیر است:
انالله انا الیه راجعون
من المومنین رجال صدقواما عهد و االله علیه فمنهم من قضی نحبن و ینهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا .
(۲۳ احزاب )
روح آزاده ی مبارز و آزادی خواه نستوه ،مهندس عزت الله سحابی ،کالبد رنجور اما استوار او را ترک گفت و پایان عمری تلاش و مجاهدت در راه نفی و محو هر گونه خود کامگی و استبداد و تحقق آرمانهای والای ملی و دینی را خبر داد .
مهندس عزت الله سحابی در طول حیات سیاسی خویش همواره یار و همراه خیزش های ملی شد و هر بار در برابر ظلم و استبداد ایستاد .مردی صالح و ناصح که محبوب آزادگان بود و مغضوب آزادی ستیزان .
زندگی پر برکت او به اقتضای راه دشواری که در پیش گرفته بود با زندان و حبس گره خورده بود . او در این مسیر به کرات شکنجه و قربانی سناریوهای موهوم و شوم امنیتی شد . با این همه هیچگاه در باور او به دمکراسی ،آزادی و عدالت خدشه ای وارد نیامد و تا پایان عمر همچون پدر بزرگوارش بر سر عهد خود باقی ماند .
اما پیکر پاک او نیز هراسی بس بزرگ در دل کسانی انداخت که ارکان اقتدارو بقایشان آنچنان سست و بی اعتبار شده که نه تنها حقوق زندگان را رعایت نمی کنند بلکه حقوق اموات را نیز بر نمی تابند و از برگزاری مراسم هر چند مختصر تشییع و تدفین نیز بیم دارند این تزلزل و عدم اعتماد به نفس به چنان شتابزدگی و دستپاچگی منجر می شود که با اعمال تهدید ،ارعاب و فشار به خانواده سر فراز مرحوم سحابی حادثه ای دلخراش و فاجعه ای دردناک می آفرینند.
خبر شهادت سرکار خانم هاله سحابی که خود از جمله زندانیان سیاسی دو سال اخیر بود و در مرخصی به سر می برد در جریان مراسم تشییع پیکر پدر گرانقدرش ،موجی از غم و اندوه را در دلهای زندانیان سیاسی و هم بندان او برانگیخت .
ما زندانیان سیاسی امضا کننده این متن ضمن همدردی با خانواده ی داغدار و شریف سحابی که نسلی در پی نسل دیگر در راه اعتلای وطن و آرمانهای ملی جان بر کف بودند ، مصیبت وارده را به تمامی آزادیخواهان و ملت ایران تسلیت و تعزیت می گوییم .
میلاد اسدی – بهمن احمدی امویی – حسن اسدی زید آبادی – عماد بهاور-محسن میردامادی –فیض الله عرب سرخی –ابوالفضل قدیانی –بهزاد نبوی –مصطفی تاجزاده ––محمد فرید طاهری قزوینی –محمد رضا مقیسه –جواد امام –عبدالله مومنی –محمد داوری –عبدالله رمضانزاده –علی ملیحی –علی جمالی –محمد حسین خوربک – اسماعیل صحابه –امیر خسرو دلیرثانی –عیسی سحر خیز –مسعود باستانی –کیوان صمیمی –مهدی محمودیان –ضیا نبوی –مجید دری –داوودسلیمانی – قاسم شعله سعدی-سام محمودی –سیامک قادری .
مهدی خزعلی با انتشار مطلبی هم ویژگی های عزت الله سحابی را برشمرده است و بعد از آن به موضوع شهادت دخترش در مراسم تشییع جنازه پرداخت است.
وی در سایت خود با اشاره به خبر صداوسیما درباره هاله سحابی می نویسد:سیمای نظام گفته بود که هاله به دلیل ایست قلبی فوت کرده است، راست می گویند، من شهادت می دهم که همه شهدای جنگ هم پس از ایست قلبی فوت کردند و هیچ شهیدی را با قلب تپنده به خاک نسپردیم! هر چند آنها قلب تپتده بشریتند.
متن این یادداشت که در وبسایت شخصی وی منتشر شده است بشرح زیر است:
در مسیر همدان به تهران بودم که خبر را شنیدم، باور نمی کردم این مدعیان بصیرت تا به این اندازه احمق باشند و با دست خود گور خویش را بکنند! نمی توان وجود هاله را چون ترانه منکر شد! او بر تارک آزادی می درخشد، نمی توان او را متهم به خودکشی کرد، چون در میان انبوه تشییع کنندگان پدر به شهادت رسیده است.
در مسیر، یکی از علماء مشهد تماس گرفت، از خاطرات سفر حج با عزت الله سحابی می گفت و این که آن مرحوم حافظ کل صحیفه سجادیه بود و در سعی صفا و مروه با حالی خاص صحیفه را زمزمه می کرد، می گفت دختر هم قرآن پژوه بود و دیگر تحمل نکرد و با اندوه وداع کرد
وارد تهران شدم، صدای تکبیر در آسمان شهر می پیچید، من نیز بر بام شده و با تکبیر عزت خدا و شهید هاله را بدرقه کردم.
سیمای نظام گفته بود که هاله به دلیل ایست قلبی فوت کرده است، راست می گویند، من شهادت می دهم که همه شهدای جنگ هم پس از ایست قلبی فوت کردند و هیچ شهیدی را با قلب تپنده به خاک نسپردیم! هر چند آنها قلب تپتده بشریتند.
اگر چون زهرا بنی یعقوب نگذرانند که جنازه توسظ کارشناسان منتخب ولی دم کالبدشکافی شود، اگر در دفن هاله عجله کنند، دیگر نیازی به هیچ استدلال نیست، کسانی که فرصت لازم برای کالبدشکافی و تشخیص علت مرگ را در اختیار ولی دم قرار ندهند، مسئول مرگ اویند، من پیشنهاد می کنم، برای امنیت کارشناسان پزشکی قانونی از کارشناسان خارجی استفاده شود تا نتوانند آنها را مرعوب نمایند و یا به پزشک کهریزک ملحق کنند، هاله متعلق به ملت است، خانواده او حق ندارند این سند مظلومیت مردم را زیر خاک کنند.
می گویند هاله به مرگ طبیعی و در سوگ پدر مرد! برای زهرای مرضیه سلام الله علیها هم چنین می گفتند، او که نود و پنج روز پس از پدر و گذراندن بیماری سخت به دیدار پدر شتافت را شهید می دانیم، اما هاله را که در تشییع پدر و پس از درگیری با … به دیدار پدر شتافته است را شهید نمی دانیم؟ عجیب تاریخ تکرار می شود!
شهادت پدر و دختر را به ملت تبریک و تسلیت عرض می کنم، این شهادت برایشان خیلی گران تمام خواهد شد، نیمه دوم خرداد در راه است و انتظار فرج از نیمه خرداد کشیم!
۹۰/۳/۱۱ مهدی خزعلی
همسر محمد سیفزاده، حقوقدان و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر با اظهار اینکه همسرش حدود یک ماه پیش از زندان ارومیه به زندان اوین منتقل شده است، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که اطلاعی در مورد پرونده وی ندارد. او از وضعیت سلامتی این وکیل برجسته ایرانی ابراز نگرانی کرد و گفت که بیماری دیسک کمر برای وی میتواند خطر جدی داشته باشد.
فاطمه گلزار با اشاره به اینکه از وضعیت پرونده محمد سیفزاده هیچ اطلاعی ندارند، در خصوص اتهام همسرش گفت: «اتهام همسرم خروج از کشور به قصد اقدام علیه امنیت ملی است که همسرم به دلایل کاملا حقوقی این اتهام را نپذیرفتند. کسی که هنوز از کشور خارج نشده چطور میتوان قصد اقدام علیه امنیت ملی او را توجیه و ثابت کرد.
وی در خصوص پیگیریهایش از وضعیت پرونده گفت: «ما هیچ پیگیری نکردیم، مثلا از دادستانی. چون خود آقای سیفزاده تمایلی به این کار نشان ندادند. ایشان یک ماه پس از دستگیری آقای سیفزاده در ارومیه ایشان از اداره اطلاعات ارومیه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند، در آنجا هم یکماه حبس بودند که حالا چند روزی است به بند عمومی اوین منتقل شدهاند.»
محمد سیفزاده، حقوقدان و عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر ۲۲ فروردین ماه امسال توسط ماموران امنیتی در ارومیه بازداشت و به اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. او پس از گذشت دو هفته از دستگیری توانست با خانوادهاش تماس بگیرد. پسر این حقوقدان در ملاقات چند دقیقهای پدرش در اداره اطلاعات ارومیه وضعیت جسمی او را در گفتگو با وکیلش نامناسب توصیف کرده و از لنگیدن یکی از پاهای پدرش اظهار نگرانی کرده بود.
فاطمه گلزار در خصوص وضعیت جسمی همسرش گفت: «کمی لاغر شده است. ما دو بار با او ملاقات داشتیم که یک بار ملاقات حضوری بود و بار دیگر ملاقات کابینی. درباره لنگیدن پاهایش باید بگویم که او دیسک کمر دارد و وقتی دچار فشار عصبی و خستگی میشود روی پاهایش هم تاثیر میگذارد و میلنگد. به نظر وقتی پسرم او را دیده در شرایط بد دیسک کمرش بوده است.»
آقای سیفزاده آبان ماه سال گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حکم ۹ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت را دریافت کرد و پروندهی او هماکنون در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر در حال بررسی است. اتهامات وی در این پرونده، «تبانی و اجتماع به قصد برهم زدن امنیت داخلی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و نیز «تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر» عنوان شده است.
آیتالله مصباحیزدی به تشریح صریح افکار و اقدامات جریانی که هیچ اعتقادی به ولایت فقیه و اجرای احکام اسلامی ندارد پرداخت.
به گزارش خبرآنلاین، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، با تشبیه مسائلی که جریانی در چندسال اخیر به وجود آورده به «تیر سه شعبه» گفت: تیر وقتی یک شعبه باشد میتوان آن را بیرون کشید، اما وقتی سه شعبه شد، وقتی بخواهیم آن را بیرون بکشیم، تمام نقاطی که تیر در آن نفوذ کرده از بین خواهد رفت.
آیتالله محمد تقی مصباحیزدی، عصر پنجشنبه در جمع کاروان پیادهروی جمعی از سپاهیان استان اصفهان به سمت مرقد بینانگذار جمهوری اسلامی ایران، در محل سالن اجتماعات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم، در بیان برخی از ویژگیهای امام راحل اظهار داشت: هنوز اهمیت کار امام خمینی(ره) یعنی انقلاب اسلامی ایران شناخته نشده است که چگونه و با چه قدرتی توانست این مشکلات را رفع کند.
غیر از امام، عدهای میگفتند که برای مبارزه باید کار صرف سیاسی و حزبی کرد
وی با بیان این که در کنار تفکرات امام برای مبارزه با رژیم شاه، تفکرات مختلفی هم وجود داشت، گفت: غیر از امام، عدهای میگفتند که برای مبارزه باید کار صرف سیاسی و حزبی کرد و آن را میپسندیدند؛ گروه دیگر مانند فداییان اقلیت میگفتند باید کارهای چریکی کرد و فعالیت نظامی داشت و با کارهایی مانند ترور رژیم را به زانو در آورد، چرا که معتقد بودند با فعالیت صرف سیاسی کاری از پیش نمیرود.
عضو مجلس خبرگان رهبری، گفت: امام معتقد به هیچکدام از اینها عقاید نبود و میگفت باید کاری کنیم که ائمه(ع) کردند؛ یعنی مردم را روشن و این عنصر جهل و غفلت را از مردم دور کنیم.
برخی که جزو متدینین بودند معتقد بودند، مسائل سیاسی از مسائل دینی جداست
وی خاطرنشان کرد: البته برخی هم که جزو متدینین بودند معتقد بودند، مسائل سیاسی از مسائل دینی جداست. آنها میگفتند مبارزه با رژیم و … برای به دست آوردن حکومت و دنیاست و این ربطی به دین ندارد.
مصباحیزدی افزود: این باور غلطی بود که شیاطین در طول چند قرن، جا انداخته بودند که امام با همه اینها مبارزه کرد؛ البته امام راحل بسیار موفق هم شد تا جایی که کاری کرد که نوجوانها و جوانها نه تنها وارد صحنههای سیاسی شدند بلکه حتی عاشق به شهادت رسیدن شدند که این هنر امام بود.
وی گفت: این پیروزیها برای انقلاب ما بود که همه دنیا را شگفتزده کرد و باعث شد شیاطین بنشینند بررسی کنند که چه شد که یک آخوند توانست این کارها را بکند؟؛ آخوندی که تا قبل از این سالها، کاری از او بر نمیآمد.
محبوبیت روحانیت به عنوان نائب امام زمان(عج)
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: قبل از انقلاب شیاطین با شایعهپراکنی جایگاه آخوندها را خراب کرده بودند، اما دشمنان بررسیهای زیادی کردند که چه شد که امام راحل ما توانست مردم را همراه با انقلاب کنند.
وی گفت: دشمنان به این نتیجه رسیدند که عناصری در این نظام وجود دارد که در جای دیگری پیدا نمیشود و تا این عناصر هست امید موفقیت برایشان نخواهد بود.
مصباحیزدی افزود: یکی از چیزهایی که دشمن بعد از بررسیهای فراوان به آن رسید، همین محبوبیت روحانیت به عنوان نائب امام زمان بود که همان ولایت فقیه است.
وی افزود: آنها به این نتیجه رسیدند که مسئولینی غیر از این جایگاه را میتوان فریب داد، تهدید کرد و …، اما با این جایگاه نمیتوان کاری کرد؛ دشمنان فهمیدند که تا این جایگاه هست کاری از پیش نخواهند برد بنابراین در فکر این افتادند که به گونهای به این جایگاه خدشه وارد کنند. دشمنان فهمیدند که تکیه انقلاب به ولایت فقیه است و باید این ولایت فقیه از کار انداخت، چرا که تا موتور ولایت فقیه حرکت میکند کاری نمیتوانیم بکنیم.
استاد حوزه علمیه قم، با اشاره به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، گفت: دشمئان از همان روزهای اول پس از پیروزی انقلاب، کارهای خود را شروع کردند و راهکارهای زیادی را هم اندیشیدند تا به انقلاب صدمه بزنند.
وی با بیان این که دشمنان از همان روزهای پس از انقلاب قرائتهای مختلفی از دین ارائه کردند، گفت: یک راهکارشان برای این کار این بود که روحانیت را در نظر مردم زشت کنند، چرا که معتقد بودند وقتی این جایگاه زشت شد، ترکش آن به ولایت فقیه هم میخورد؛ از این رو بود که مبارزه با روحانیت یک شیوه اصلی برای آنها شد.
دشمنان سعی کردند از نظر تئوریک تفکر سکولاریسم را زنده کنند
مصباح یزدی اضافه کرد: دشمنان سعی کردند از نظر تئوریک هم تفکر سکولاریسم یعنی جدایی دین از سیاست را به وسیله افرادی با شناخت ضعیف و کجفکر زنده کنند.
وی خاطرنشان کرد: مدتها در یک دوران ۸ ساله در مملکت ما، کتابهای زیادی در این مورد نوشته شد و متأسفانه مسئولین درجه یک هم از این فکر حمایت میکردند.
جریانات سالهای اخیر، برای جوانان بسیار جذاب بوده است
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، تأکید کرد: بعد از همه آن جریانها، شیطان راه جدیدی هم به آن راهها اضافه کرد و آن راه چند سالی است که اخیراً در کشور ما اتفاق افتاده و البته باید منتظر باشیم شیطان در آینده راه دیگری را هم پی بگیرد، چرا که در جریانات چند سال اخیر بر تجارب شیطان افزوده شده است.
وی با بیان این که جریانات سالهای اخیر، برای جوانان بسیار جذاب بوده است، گفت: این جریان میگوید، چه کسی گفته که آخوندها نائب امام زمان هستند و این اختصاص به آنها دارد؟؛ آنها ترویج میدهند که کسان دیگری هم میتوانند از امام زمان نظر بگیرند.
جریانات چندسال اخیر، همانند تیر ۳ شعبه است
مصباحیزدی با بیان این که جریانات چندسال اخیر، همانند تیر سه شعبه است، گفت: تیر وقتی یک شعبه باشد میتوان آن را بیرون کشید اما وقتی ۳ شعبه شد، وقتی بخواهیم آن را بیرون بکشیم، تمام نقاطی که تیر در آن نفوذ کرده از بین خواهد رفت.
وی در ادامه سخنانش راجع به همین جریان، با بیان این که اینها با یک تیر سه نشان و حتی چند نشانه میزنند، گفت: به دلیل گرایشی که مردم به امام حسین(ع)، دین اسلام و … دارند، این جریان مستقیما نمیتواند به این مسائل خدشه وارد کند و از این رو به ظاهر میگویند ما مخلصا از شما هستیم؛ از این رو این حس مذهبی جوانان را ارضا میکنند.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: کار دیگر این جریان این است که میگوید در شرایط فعلی دیگر رُل، تنها به دست آخوندها نیست؛ یعنی میگویند عواطف مذهبی هست اما سعی میکنند آن را به سمت و سوی دیگری ببرند.
وی افزود: آنها با این کارشان، مسأله جایگاه ولایت فقیه که بزرگترین مسأله برای سیاستمداران عالم است را حل و به نوعی آن را هدف میگیرند. یعنی میگویند ما با امام زمان هستیم و وقتی این ارتباط را برقرار کردیم، دیگر چه نیازی به نائب امام زمان هست؟
مصباحیزدی با بیان این که با طرح این مسائل از سوی این جریان، مسأله ولایت فقیه هم به کلی بر باد میرود، تصریح کرد: چاشنی این کار آنها هم این است که میگویند همانطوری که امام زمان غیبت کبری و غیبت صغری داشت، ظهور صغری و ظهور کبری هم دارد.
وی افزود: آنها به دنبال این هستند که بگویند وقتی خود امام زمان ظهور کند و حضور داشته باشد، دیگر به نائب امام زمان چه کار است؟
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، گفت: متأسفانه برخی از سادهدلان هم این سخنان را باور میکنند، غافل از این که بدانند پشت پرده چیز دیگری است.
وی تأکید کرد: این تئوری شیطانی، توطئه بزرگی است که اگر جا میافتاد از تمام فعالیتهای شیاطین در این مدت سالهای انقلاب، تخریب و اثرش بیشتر بود.
مصباح یزدی، ابراز داشت: این جریان خیال میکردند با پول، تیلیغات و .. میتوان این تفکر را جا انداخت.
وی یادآور شد: این جریان با خود میگفتند باید کارهایی کنیم تا بتوانیم بگوییم با امام زمان(عج) ارتباط داریم و در این صورت چه نیازی به نائب امام زمان و آخوند است؟
یکی از این راههایی که این جریان دنبال میکرد، بیان خبرهای غیبی است
عضو خبرگان رهبری افزود: یکی از این راههایی که این جریان دنبال میکرد، بیان خبرهای غیبی است؛ مثلا میگویند برخی خبرهایی که ۶ ماه دیگر اتفاق میافتد را میگوییم، و وقتی این خبرها اتفاق میافتاد و شد، میگوییم با امام زمان ارتباط داریم و دیگر نیازی به آخوندها نیست.
وی افزود: این در حالی است که این همه هم مرتاضهای هند هستند و پیشگویی میکنند؛ که البته این جریان هم با خود میگویند که میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد.
مصباحیزدی گفت: این راه به عنوان یک برنامهای بود، که بتواند تمام برنامههای انقلاب را از بین ببرند.
وی اضافه کرد: متأسفانه این جریان از سادگی بعضیها استفاده کردند و البته دشمنان هم کمکشان کردند.
استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: این جریان میگویند با این کار، علاوه بر آن که بساط ولایت فقیه برچیده میشود، همچنین مشکل اجرای احکام اسلامی هم حل میشود، چرا که برای مثال میگوییم در شرایط فعلی آقا نظرشان این نیست که این کارها اگر چه احکام اسلامی است، اجرا نشود، چرا که ما اطلاع داریم آقا نظرشان چیست؛ و البته منظور اینها از آقا، امام زمان(عج) است.
این آشغالها هیچکاری نمیتوانند بکنند
وی تصریح کرد: پس در این شرایط، قدرت معنوی به کسی منتقل میشود که در صدد کسب قدرت سیاسی است. و در این صورت هرجا به مشکل اجرای قانون و احکام اسلامی هم برخورد کنند میگویند امام زمان نظرشان این است.
مصباحیزدی خاطرنشان کرد: متأسفانه تا کنون به صورت شیطنتآمیز برخورد کردند و بر برخی شخصیتها هم تأثیر گذاشتند، اما با این حیلهها در برابر اراده الهی نمیتوانند کاری را به ثمر برسانند و از این رو این آشغالها هیچکاری نمیتوانند بکنند.
در ادامه موج اخراج و بیکاری و وضعیت بغرنج کارگران کشور، یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی از اخراج ۱۵۰ نفر از کارگران معدن طلای آقدره در آذر بایجان غربی خبر داد و آنرا بسیار غیرمنطقی و ناعادلانهای خواند.
همزمان دبیر کل خانه کارگر اعلام کرد “آمار بیکاری در میان جوانان کشور در شرایط کنونی بیش از ۲۲.۳ درصد است و در میان جوانان کشور هم اکنون از هر چهار نفر یکی بیکار است و این موضوع نگرانی کارشناسان اجتماعی و اقتصادی را برانگیخته است. ”
گزارش منابع کارگری همزمان حاکی از آن است که در پی فراخوانی که در سطح سایت های مجتمع فولاد مبارکه و شهید خرازی (مجتمع فولاد جدید وابسته به فولاد مبارکه) اصفهان در دو هفته قبل پخش گردید، کارگران پیمانکار و پروژه ای طی هفته ای که گذشت، مبادرت به تجمع در جلوی ساختمان فولاد سازی کردند.
همچنین کارگران کارخانه ساسان نیز، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواستهای خود و اخراج نمایندههایشان دست از کار کشیده و در محوطه کارخانه اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کردند.
به گزارش آفتاب، مهدی عیسیزاده گفته است: متاسفانه کارفرماها به صورت ۶ ماهه با کارگران قرارداد منعقد میکنند، و این درحالی است که بیمه به کارگرانی اختصاص مییابد که یک سال قرارداد کاری داشته باشند.
نماینده تکاب، شاهین دژه، میاندوآب در مجلس همچنین گفت: دستگاه چرخ دنده معدن طلای آقدره با مشکل مواجه شده است و به همین دلیل ۱۵۰ نفر از ۷۰۰ کارگر معدن طلای آق دره اخراج شدند.
وی ادامه داد: اخراج کارگران بسیار کار غیرمنطقی و ناعادلانهای است و باید قانونی برای قرارداد با کارگران وضع شود که عدالت رعایت شود.
به گفته وی، معدن طلای آقدره در آذربایجان غربی، به دلیل نداشتن امکانات مالی مناسب و اخراج کارگران در حالی تعطیلی است.
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: کارگران قشر بسیار زحمتکشی هستند، از این رو دولت باید این قشر زحمتکش را در هر شرایطی حمایت کند.
وی به اینکه تعداد زیادی از واحدهای تولیدی و خدماتی کشور تعطیل شده یا در معرض تعطیلی قرار دارند و همچنین جمع زیادی از کارگران کشور اخراج شده اند و در تهدید این موضوع قرار دارند، اشاره ای نکرد.
طی هفته ای که گذشت، منابع کارگری گزارش دادند که در پی فراخوانی که در سطح سایت های مجتمع فولاد مبارکه و شهید خرازی (مجتمع فولاد جدید وابسته به فولاد مبارکه) در دو هفته قبل پخش گردید، کارگران پیمانکار و پروژه ای اواسط هفته گذشته (سه شنبه و چهارشنبه) مبادرت به تجمع در جلوی ساختمان فولاد سازی کردند. این تجمع تدریجا و بسرعت گسترش یافت و با افزایش جمعیت حرکت به سمت ساختمان مرکزی فولاد سازى شروع گردید. بنا به خبر جمعیتى بین دو الى سه هزار کارگر در این تجمع شرکت داشتند.
در این جلسه کارفرما همان سیاست را پیش برد و به تحقیر و تهدید و ناسزا به کارگران پرداخت و جلسه بى نتیجه تمام شد. کارگران از رفتار کارفرما بشدت عصبانى اند و بر خواست خود براى امنیت شغلى و قراردادهاى مورد نظر خودشان پافشارى می کنند.
همچنین سایت اتحادیه آزاد کارگران نیز خبر داد که کارگران کارخانه ساسان در اعتراض به عدم رسیدگی به خواستهای خود و اخراج نمایندههایشان دست از کار کشیده و در محوطه کارخانه اقدام به برپایی تجمع اعتراضی کردهاند.
بر اساس این گزارش، از ورود سه تن از نمایندههای کارگران به نامهای حسین مرزبان، حسین الهیار و مهندس سعید رستمی به کارخانه جلوگیری شد و به آنان اعلام گردید شما حق نداشتید به مدیریت کارخانه مراجعه کرده و خواستهای کارگران را مطرح کنید. این کارگران هر کدام ۱۸ سال سابقه کار دارند.
این گزارش افزود “بدنبال واگذاری کارخانه ساسان، این کارخانه در سال ۸۹ حدود ششصد نفر از کارگران قراردادی خود را اخراج کرد و از سال گذشته با تمام شدن دوره شورای کارخانه اجازه تشکیل شورا در این کارخانه را به کارگران نداد. در طول این مدت کارفرمای این کارخانه بدون پرداخت هزینه ایاب و ذهاب کارگران سرویسهای رفت و آمد آنان را قطع کرده است، همچنین ناهار کارگران را نیز بدون پرداخت هزینه ناهار به کارگران قطع نموده و در رابطه با پرداخت سنوات کارگرانی که بازنشسته میشوند فقط میزان حقوق آنان را مبنای پرداخت سنوات قرار داده است، این در حالی است که قبلاً سنوات کارگران بازنشسته با احتساب کل دریافتی کارگران محاسبه و پرداخت میشد.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران در طول هفتههای گذشته کارگران کارخانه ساسان با انتخاب نمایندههایی به مدیریت کارخانه مراجعه و طی مذاکراتی که در این مدت انجام گرفته بود خواستهای خود را در ۲۲ بند مطرح کردند اما کارفرما به جای رسیدگی به خواستهای کارگران از ورود نمایندههای آنان به کارخانه جلوگیری کرد.
بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران اعتصاب و تجمع کارگران کارخانه ساسان تا لحظه مخابره این خبر (ساعت ۱۰/۳۰) همچنان ادامه دارد و کارگران مصرانه خواهان بازگشت بکار نمایندههای اخراجی خود و تحقق مطالباتشان هستند.
گفتنی است روز گذشته یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه اکنون در جامعه شاهد افزایش نرخ بیکاری و رکود بازار کسب و کار هستیم، تصریح کرده بود: با توجه به وضعیت کنونی قیمت کالاها در بازار کشور بحث افزایش روز افزون نرخ تورم برای تمامی اقشار جامعه کاملا ملوس و شفاف است.
از هر چهار جوان یک نفر بیکار است
در همین زمینه روز پنجشنبه دوازدهم خرداد ماه، جعفر محجوب نماینده تهران و دبیر کل خانه کارگر گفته است “آمار بیکاری در میان جوانان کشور در شرایط کنونی بیش از ۲۲.۳ درصد است. ”
وی تأکید کرد: در میان جوانان کشور از هر چهار نفر یکی بیکار است و این موضوع نگرانی کارشناسان اجتماعی و اقتصادی را برانگیخته است.
این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یادآور شد: نبود آمار و ارقام درست و متقن درباره نرخ بیکاری در کشور، امکان هر نوع برنامهریزی دقیق و حسابشده را برای برطرف کردن این مشکل دو چندان دشوار کرده است.
علی بهزادیان نژاد وبلاگنویس و عضو ستاد میرحسین موسوی پس از تحمل ۴۹۸ روز حبس بدون مرخصی، بطور موقت آزاد شد.
به گزارش تارنمای روزنامه نگاران زندانی، این وبلاگ نویس در روزهای پس از انتخابات بازداشت و به اتهام تبانی برای برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.
بهزادیان نژاد همچنین برادرزاده قربان بهزادیان نژاد رئیس ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی است که او نیز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ چند ماه بازداشت بوده است.
گفتنی است که وی در هنگام انتخابات ریاست جمهوری دهم، مدیریت یکی از سایتهای اینترنتی حامی میرحسین موسوی را نیز برعهده داشت.
بر اساس اخبار و گزارش ها مامورین امنیتی پذیرفته بودند که مراسم ختم مرحوم مهندس عزت الله سحابی پنج شنبه ،در مسجد حجت ابن حسن در خیابان سهروردی برگزار شود، مشروط به آنکه خانواده در مقابل فشار نیروهای امنیتی برای تدفین شبانه مرحوم هاله سحابی نایستد.
اما مشاهده ها و روایات حاکی از آن است که این بار نیز حکومت وحشت زده از ملت، عهد خود را زیر پا گذاشته و مطابق تمام دو سال گذشته عمل کرده است.
شاهدان عینی از زوایای مختلف نقل مشابهی دارند. موتور، باتوم، لباس شخصی، بازداشت، تهدید..
به گزارش کلمه، متن زیر روایت یکی از حاضران در این روز شوم است، با هم میخوانیم:
زودتر رفتم چون می دونستم قرار نیست بذارند مراسم درست برگزار شه. وقتی حدود ۱۳:۲۰ رسیدم دم مسجد دیدم حدود ۱۰ نفر بیرون مسجد هستن که دو تاشون روحانی بودند. روی در مسجد نوشته بود به علت تعمیرات داخلی تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد. بعد یه نفر اومد بیرون، بهش گفتم می خوام نماز بخونم و با خوشرویی منو راه داد و بهم تذکر داد که در را پشتم ببندم. در مسجد از بیرون باز نمی شد. وقتی وارد شدم دیدم مثل روزای عادی دارن نماز جماعت می خونن. تقریباً تا ۱۳:۴۰ نماز تموم شد. بعد یکی پشت بلندگو گفت که لطفاً مسجد رو به خاطر تعمیرات جزیی هر چه سریع تر ترک کنید ولی هیچ کس که شبیه تعمیرکار باشه اون طرف ها نبود.
به نماز خوندن مشغول شدم که کسی نتونه بیرونم بندازه تا ۱۳:۵۵٫ فقط من مونده بودم و چندتا از محلی ها که همه رو داشتن بیرون می کردن. مجبور شدم برم بیرون. دم در یک خانم خیلی مسن بود که می گفت ختم آقای سحابیه، سعی داشتن بیرونش کنن ولی حاضر نبود بیرون بره. تا جایی که داشتم از مسجد خارج می شدم مشغول جر و بحث بود. ازش کارت شناسایی خواستن. به نظرم می خواستن دستگیرش کنن که من اومدم بیرون.
تا حدود ساعت ۱۴:۰۵ نیروی انتظامی فقط یک ماشین سمند و یا ون داشت که سر سهروردی پارک بود ولی از همون موقع که می خواستم وارد مسجد بشم خیابون پر از لباس شخصی بود. کم کم سربازها و ون ها اومدن. حتی چندتا خانم چادری از ماشین پلیس پیاده شدن. کوچه ی مسجد رو کامل بسته بودن. جمعیت مردم حدود ۵۰۰ نفر بود. اول هیچ شعاری نمی دادن تا این که لباس شخصی ها و نیرو انتظامی خواست مردم رو متفرق کنه. اون موقع مردم شروع کردن به شعار دادن. شعار ها در حد الله اکبر بود یا حمد و قل هو الله دسته جمعی یا هیهات من الذله.
سربازها اول می خواستن خیلی آروم جمعیت رو متفرق کنن ولی جمعیت هی بالا و پایین می رفت. تا حدود ساعت ۱۴:۱۵ جمعیت مردم حدود ۱۰۰۰ نفر شده بود. از ترس این که مردم جمع نشن لباس شخصی ها به شدت مردم رو می زدن. حداقل ۶ نفر رو جلوی چشم خودم دستگیر کردن که ۳ تاشون مردهای میانسال بودن. جمعیت کم کم متفرق شد. مقدار قابل توجهی از جمعیت که تا ساعت ۱۴:۳۰ اومده بودن سن بالایی داشتن. آقای شکوری راد و مهندس توسلی و لطف الله میثمی هم بودن. از حدود ۱۴:۴۰ حتی ماشین شهرداری اومده بود برای متفرق کردن مردم. جو کاملاً متشنج بود. چند نفر با دوربین از مردم فیلم برداری می کردن.
هر کس هم که اون دور و بر بود می زدن یا دستگیر می کردن. نزدیک ۴۰ تا موتور نیروی انتظامی و ۱۰،۱۵ تا موتور شخصی شروع کردن هم با سر و صدای زیاد حرکت کردن. دست نفری هم که ترک موتور بود، شوکر یا چوب یا باتوم بود و هر از گاهی به عابری می زدن. مردم هم هنوز دسته دسته می اومدن، آدمایی که فکر می کردن مراسم برقراره. ولی از حدود ساعت ۱۴:۵۰ تقریباً هیچ عابری که برای ختم اومده باشه تو ابتدای خیابون سهروردی نبود. خیابون رو پاک سازی کرده بودن. مأمورین نیرو انتظامی و لباس شخصی ها هم، تک و توک افرادی که از دور تماشا می کردن رو با لحن و الفاظ نامناسب سعی می کردن دور کنن. به شدت هم خشن بودن. چند نفر رو خیلی بد زدن و سوار ون کردن. کرکره های مغازه های دور و اطراف خیابون هم به زور پایین کشیدن و مغازه ها رو تعطیل کردن. سربازها ردیف کنار خیابون وایساده بودن و به هیچ کس اجازه ی عبور نمی دادن. وقتی بعداً با اتوبوس از جلوشون رد شدم فکر می کنم حداقل ۴۰۰ نفر بودن. البته منهای لباس شخصی ها . پایین مسجد هم حدود ۳۰،۴۰ تا ون پلیس پارک بود. اینا اول نبودن، بعداً اومدن. فکر می کنم پیش بینی نمی کردن که مردم بیان. یک وانت پلیس هم با یک تاج گل بزرگ که پشتش بود از جلوم رد شد. نمی دونم، می خواستن باهاش چی کار کنن. وقتی که حدود ساعت ۳:۳۰ داشتم بر می گشتم ۷،۸ نفر مأمور نیروی انتظامی (که سرباز نبودن) جلوی یک خونه ایستاده بودند و بعد هم ریختن توش. نمی دونم جداً چه خبر بود. حتی داخل خیابون شریعتی هم سرباز وایساده بود. یک لباس شخصی هم از مردم عکس می گرفت. توی ایستگاه اتوبوس هم یک لباس شخصی تهدید می کرد که هرکس سوار اتوبوس نشه و تو ایستگاه بشینه، دستگیر می شه.
امروز به هر چیزی شبیه بود جز مراسم ختم. فکر می کنم که تعبیر آقای کدیور درست بود که ولایت فقیه به ولایت بر قبور هم رسیده است.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
حاکم شرع مردمی کردستان در پیامی به مناسبت درگذشت مهندس سحابی و دخترش، فقدان این دو را نیز به خانوادهی داغ دیده و تمامی همفکران دردمندش تسلیت گفته، اجر و صبر درخور چنین مصیبتی را برایشان آرزو کرده است.
متن این پیام به شرح زیر است:
إنّا لله و إنّا إلیه راجعون
خبر درگذشت پیر مجاهد صحنههای شش دهه پیکار عدل با جور، آزادی با اسارت، منطق با خشونت، جناب مهندس عزت الله سحابی همهی مبارزان و آزادیطلبان این میادین را دردمند و متأثر ساخت، زیرا از دست دادن همراز و همرزمی آشنا و مجرّب در دیار غربت! غربا را بسی سخت و سنگین خواهد بود، لذا این مصیبت و خلأ را به همهی هم سنگران، همفکران بخصوص اعضای محترم خانوادهی ایشان تسلیت عرض نموده و برایشان اجر جزیل و صبر جمیل و استقامت و مداومت بر راه راست را از تنها فرمانروا و فریادرس خواستارم.
اما دردمندانهتر از این -به جهت عمق و فضاحت زمان و مکان فاجعه- درگذشت دختر مبارز و شایستهی آن مرحوم، هاله خانم میباشد که به راستی شنیدن آن هر ضمیر زنده و وجدان بیدار را به درد آورده و عذاب میدهد، هر چند با چنین مرگی تن و روانشان از رنجها و اسارتها رهایی یافته و انشاء الله با پدر محبوب و بزرگوارشان در کنار سایر عدالت خواهان و جان باختگان راه آزادی آرمیده و متنّعم خواهد شد، فقدان وی را نیز به خانوادهی داغ دیده و تمامی همفکران دردمندش تسلیت گفته، اجر و صبر درخور چنین مصیبتی را برایشان آرزومندم.
حاکم شرع مردمی کردستان
حسن امینی
۹۰/۳/۱۱
رضا صفری، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان با قرار وثیقه آزاد شد.
به گزارش کلمه، وی در روز دوم خرداد با هجوم ماموران به منزل و تفتیش و ضبط وسایل اعم از کامپیوتر و کتاب و جزوات، بازداشت و و در زندان دستگرد اصفهان زندانی بود.
رضا صفری عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شاخه اصفهان و همچنین از فعالین انجمن اسلامی معلمان اصفهان بوده و از جمله اتهامات وی توهین به مقامات نظام و تشویش اذهان عمومی اعلام شده است.
پس از دفن شبانه “هاله سحابی” فرزند عزت الله سحابی و ترس حکومت از برگزاری مراسم ختم برای این بانوی آزاده اینبار مخابرات اقدام به فیلتر کردن کلمات «هاله» و «سحابی» در سیستم پیام های کوتاه خود کرده است.
به گزارش کلمه ، پیامک هایی که حاوی این دو کلمه باشند به مقصد نمی رسند. پیش از این نیز کلماتی مانند «سبز» هم در سیستم پیام کوتاه مخابرات فیلتر شده بود.
احمدینژاد در حکمی محمد علیآبادی را به عنوان سرپرست وزارت نفت معرفی کرد.
محمد علی آبادی در زمان شهرداری احمدی نژاد معاون فنی و عمرانی وی بود و بعدها رئیس سازمان تربیت بدنی شد و سپس رئیس شیلات شد. وی برای وزارت نیرو نیز معرفی شده بود که نتوانست رای اعتماد کسب کند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری متن حکم محمود احمدینژاد بدین شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس محمد علیآبادی
به استناد اصل یکصد و سی و پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با عنایت به مراتب تعهد، شناخت و سوابق مفید اجرایی، به موجب این حکم جنابعالی به سمت «سرپرست وزارت نفت» منصوب میشوید.
انتظار میرود در این مسئولیت خطیر، با استفاده از ظرفیتهای علمی و تجربی کارشناسان و صاحبنظران ارجمند و بهرهگیری از همکاری مدیران و پرسنل خدوم و شریف آن وزارتخانه و هماهنگی با هیأت محترم وزیران، اهتمام لازم را بکار بندید.
موفقیت جنابعالی را در سایه توجهات حضرت ولیعصر(عج) مسألت مینمایم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر