-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

Latest News from Emrooz for 06/06/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



هاله سحابی مرد. در روز روشن و به خاک سپرده شد زیر نور ماه. تقدیری غریب برای دخترکی که عمری را با وسواس مراقب بود تا دیده نشود، پشت پرده بماند و دور از چشمها. دیگر وقتش شده است که او را بشناسند. از پشت پرده برون افتاده است و آن همه وسواس برای ماندن در حاشیه به کاری نمی آید. دیگر اصلاً لازم نیست به تذکراتش گوش دهیم و میل او را برای گمنامی رعایت کنیم. خوشش بیاید یا نیاید دیگر به ما مربوط نیست. به او مربوط نیست. من بعد می شود در توصیف او نوشت. نیست که بر تو بتازد و حال می توانیم بگوییم تا همین دیروز که بود، چگونه بود و از چه نوع. نه برای اینکه پشت مرده حرف دیگری به جز ستایش نمی شود زد. برای اینکه جلوی خودش، تا وقتی زنده بود، نمی شد کلامی به ستایش از او گفت. در حضور هاله اصلاً دو کار را نمی شد کرد یکی تعریف از او، یکی بد گفتن از کسی. سرش را به سمتی کج می کرد، با نگاهی از جنس مذاکره و نگرانی و لبانی آویخته، با لحنی که بوی خواهش می داد، نه موعظه، نه خطابه، نه درس، از تو می خواست که تجدید نظر کنی:

* تو راست می گی ولی...

مثل این بود که تو را بیندازد تو رودربایستی. بوی موضع گیری نمی داد که مجبور شوی موضع بگیری. بی هیچ تحکمی مواضعت را بر هم می زد به نفع یک نمی دانم چه ی اعتماد برانگیز. و بعد می دیدی که در محضر او ، تو رودربایستی از او، از سر شرم و یا هرچه ، زیر چتر او بر خلاف مواضعت داری با آن دیگری گفتگو می کنی. با همان غیر خودی. او مدارای مطلق بود. نه از سر سادگی، نه به دلیل بی تجربگی، نه به قصد مماشات، نه در فقد قطعیت و قاطعیت، هیچکدام . مراوده با همه جور تجربه اجتماعی از یک سو (چریک، انقلابی، مذهبی متشرع، چپ لاادری، اصلاح طلب لیبرال، اطلاح طلب مذهبی و...) و تجربیات غنی درونی فردی از سوی دیگر، اکسیری ساخته بود برای رقم زدن نوعی نگاه، نوعی رفتار : امیدوار به انسان.

* خدا را چه دیدی؟ شاید انسانیتش را به یاد آورد.

به واسطه موقعیت خانوادگی اش اگر چه با بزرگان محشور بود (در همان بحبوحه انقلاب که به عنوان دانشجوی اخراجی به فرانسه آمده بود در نوفل لو شاتو راه می رفت و راحت و بی ادعا سر به سر بزرگان می گذاشت)، اما مراقب بود از رانت آقازادگی اش استفاده ای نکند.

نخبه زاده بود، مرفه، دانش آموز مدرسه ژاندارک و مسلط به زبان فرانسه، دوستدار آزناوور و ژولیت گرکو و باربارا، اما او را می دیدی که روسری اش را سنجاق کرده است زیر چانه اش و با لباس کودری ای بر تن و سرانگشتان حنا کرده برایت دستور طبخ آش را می دهد. مطمئنم خیلی اوقات عمدی در کار بود. پژوهشگر قرآنی بود، پر از ایده های جدید و برداشت های بکر اما وقتی به اصرار و پافشاری قبول می کرد که نتایج تحلیل هایش را عرضه کند با تاکید می گفت که اینها را از دیگران آموخته. در ثبت بخشی از تاریخ معاصر ایران از خلال خاطرات پدربزرگ و پدرش سهم اصلی را بر عهده داشت و مصرانه می گفت که فقط منشی گری کرده است. خودش را دست کم می گرفت تا تو را از جدی گرفتن خود شرمنده سازد. روش خودش را داشت برای پرهیز از کلیشه ها و برای دست انداختن کلیشه ها. هیچ قالبی را نمی شد به او تحمیل کرد. یک ضد قهرمان نمونه. نه در قالب روشنفکر فرو می رفت، نه حرفه ای سیاسی، نه هنرمند پریشان (خانه اش خانه یک هنرمند بود)، نه قدیسه .پر طنز و بذله گو و بی اعتنا به تماشاچی.

همیشه یک سرباز پیاده نظام بود. خودش می گفت سیاه لشکر. نه حاضر بود پشت بلندگو برود و نه پشت دوربین. فقط تن به موقعیتهایی می داد که از جنس پارتیزانی باشد. چه وقتی به جبهه های جنگ رفت و چه هنگامی که در جلوی در زندانها برای آزادی پدرش اقدام می کرد، در هیئت مادر صلح و یا فعال حوزه زنان یا در صفوف تظاهرات یا مددرسان به قربانیان خشونت، در همه جا مصر بود که حق ویژه ای برایش قائل نشوند، به چشمها نیاید و در بوق و کرنا گذاشته نشود. سیستم ایمنی او برای در نغلطیدن به تفرعن و «خود-نماد-پنداری»، تقلیل دادن تجربیات، تلاشها و رنجهایش بود به یک تجربه پیش پا افتاده فراگیر. همین چند روز پیش که از او پرسیدم در سلول سخت نمی گذرد؟ جواب داد که نه . بیرون سخت تر است. ما که در آنجا راحتیم. می گوییم و می خندیم.

همدل با همه نوع قربانی: قربانی آن زمان و این زمان. قربانی قدرت، قربانی فقر، قربانی جهل،قربانی جنگ.

اگرچه گهگاه از آرزوهای تحقق نایافته اش ابراز دلخوری می کرد و یا مثلاً می شد از زمانها و فرصت های از دست رفته حسرتی بر دل داشته باشد اما در رفتارش نه رقابتی با دیگری می دیدی و نه مسابقه ای با زمان. بی اعتنایی قدیسین را داشت به دنیا و رندی عرفا را.

به جبهه اش وفادار بود اما به آن سوی جبهه ها نیز نظر داشت. امیدوار به نوع آدم ورای جبهه ها (شک ندارم که آقای جعفری دولت آبادی این سخنان را تایید می کند).

آن دخترک با آن دنیای فراخی که ایمان برایش فراهم کرده بود نه شرقی می شناخت و نه غربی، نه چپ نه راست. انسان را رعایت می کرد و در این جهان دو قطبی ما ساز مخالف می زد. ساز او، امروز از پرده برون افتاده است. دیگر وقتش بود که شنیده شود. شجاع، رند، عمیق، مهربان...او، «ام ابیها»ی نازنین. خوب رودست خورد از روزگار!


 


جنبش آزادیخواهی و عدالت طلبی مردم ایران در نیم قرن اخیر و به ویژه جنبش مدنی و سبز اخیر میهن دو یار صادق و دو پشتیبان وفادار و استوار و پی گیر خود را از دست داد. مهندس عزت الله سحابی و دخترش شهید هاله سحابی.

عزت الله سحابی، نماینده مجلس اول شورای اسلامی از تهران، پس از حدود شصت سال مبارزه با استبداد داخلی و استیلای خارجی و برای تحقق عدالت اجتماعی و توسعه سیاسی و دموکراسی و حاکمیت مردم از میان ما پر کشید و در محضر الهی به جاودانگی پیوست. او مبارزات خود را از پدرش دکتر یدالله سحابی، مهندس مهدی بازرگان و آیت الله طالقانی آموخت و در کنار آنان عمری را به پیکار با جهل و جور و عقب ماندگی کشور گذارند و سالیان متمادی در دو رژیم سلطنتی و جمهوری اسلامی به سر آورد. با این همه دمی صحنه را ترک نکرد و تا واپسین لحظات عمرش پی گیر مطالبات ملی از طرق مختلف و ممکن در داخل کشور بود. او هیچگاه مبارزه مدنی و قانون گرایی و مسالمت جویانه و خیرخواهانه را ترک نکرد. سحابی هنرمندانه سه عنصر ایمان، سیاست و اخلاق را در بنیش و منش و روش عملی خود سازگار و متجلی ساخته بود. از این رو او آموزگار دو نسل از ایرانیان بود که اکنون بخشی از آنها در جریان مشهور «ملی - مذهبی» ها تبلور یافته است.

اما سوگمندانه در تشییع جنازه پیکر این پیر فرزانه و شخصیت ملی فاجعه ای رخ داد که همه وجدانهای بیدار را تکان داد؛ فاجعه ای که همه را غافلگیر کرد و غمی عمیق بر جان همگان نشاند. طبق گزارش با یورش مأموران امنیتی هاله سحابی در هنگاه تشییع مورد هجوم و ضرب و جرح مأموران قرار گرفت و چند لحظه بعد درگذشت. اینک ملت ایران و جنبش مدنی ایران دو همراه سترگ را از دست داده اما در عین حال دو اسوة اخلاق و ایمان و عدالت طلبی و آزادیخواهی را برای نسل امروز و آیندگان بر تارک تاریخ معاصر ما نشانده است و این پدر و دختر نمونه ای از دو نسل برآمده از تاریخ مبارزات دینی - سیاسی میهن ما هستند.

درگذشت عزت الله سحابی و شهادت یکی از مادران صلح و زندانی سیاسی بانوی فرزانه شهید هاله سحابی را به مردم ایران و دو خانواده پر افتخار سحابی و شامخی تسلیت می گوییم و برای آن عزیزان علو درجه و برای خانواده های شکیبایی و برای مردم تحت ستم ایران پیروزی آرزو می کنیم.

جمعی از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی: فاطمه حقیقت جو، علی اکبر موسوی (خوئنیی)، نورالدین پیر مؤذن، رجبعلی مزروعی، حسن یوسفی اشکوری


 


سید مصطفی تاج زاده در یکی از تازه ترین نوشته های خود با پیشبینی پایان دوران خوش اقتدارگرایان به بررسی مشکلات پیش روی حزب پادگانی و جناح راست پرداخته است.وی با اشاره به اینکه با توجه به شرایط داخلی و خارجی کنونی اقتدارگرایان مجبورند دیر یا زود برخی از حقوق و آزادی های مردم را به رسمیت بشناسند آورده است:"ما باید خود را برای چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است."

متن کامل این نوشته به نقل از سایت تحول سبز در پی می آید:

ماه‌ عسل اقتدارگراها رو به پایان است و دو انتخابات پیش‌رو (مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم) اختلافات جناح راست را به طور کامل آشکار خواهد کرد. اما مشکلات جناح حاکم به مراتب بیش از اختلافات افراد و باندها و احزاب آن‌هاست. به باور من جناح حاکم دست‌کم با پنج مشکل مهم در حال دست و پنجه نرم کردن است؛‌ مشکلاتی که بعضاً در حال تبدیل به بحران هستند. اولین مسأله همین اختلافات رو به رشد آنان است. حزب پادگانی با حذف اصلاح‌طلبان و اخیراً آقای هاشمی از مدیریت کشور، اکنون وظیفه و مأموریت آقای احمدی‌نژاد و دوستانش را خاتمه یافته تلقی می‌کند. وی و اطرافیانش با توجه به حرکت اعتراضی اخیر خود تا پایان دوره ریاست جمهوری تحمل خواهد شد ولی بعد از آن در هیچ یک از سه قوه دست بالا نخواهند داشت.

حزب پادگانی در عین حال مایل نیست هر سه قوه به طور کامل در اختیار جناح محافظه‌کار (راست سنتی) قرار گیرد. وضعیت ایده‌آل برای آنان حضور افرادی در عرصه مدیریت (هر سه قوه) کشور است که حتی‌الامکان وابستگی حزبی و شناخته شده به گروه‌های قوی و منتفذ و مستقل از کانون قدرت، نداشته باشند تا امربران و کارگزاران سر به زیر باشند. بنابراین منافع و علایق حزب پادگانی کاملاً هماهنگ با جناح راست سنتی نیست و می‌کوشد مهر‌ه‌های خود را به تدریج جایگزین افراد شاخص آن‌ها کند که معدل سنی بسیاری از آنان بالای ۷۰ سال است. پس حذفشان توجیه دارد.

اما راست سنتی یا محافظه‌کاران قصد دارند به نام اتحاد اصولگراها در انتخابات سال جاری مجلس، مانند مجلس هشتم در شهرهای بزرگ فهرست مشترک ارائه کنند. چون به این ترتیب می‌توانند اکثریت مجلس نهم را نیز در اختیار بگیرند (آنان چهره‌های شناخته شده بیشتری از حزب پادگانی و نیز گروه احمدی‌نژاد برای نامزدی مجلس دارند). این اتحاد به سود آنان و به ضرر آقای احمدی‌نژاد است. البته حزب پادگانی خود رأساً فهرستی ارائه نمی‌کند چون هویت آشکار و شناخته شده ندارد. آنان سعی می‌کنند نامزدهای وابسته به خود را در فهرست متحد اصولگراها قرار دهند. به نظر می‌رسد آقای احمدی‌نژاد از این سناریو نگران است، زیرا به نام وحدت، در مجلس نهم اقلیتی به مراتب ضعیف‌تر از مجلس هشتم به دست خواهد آورد، بویژه که خود وی دیگر رییس دولت نخواهد بود و نمی‌تواند نقش مؤثری در عرصه قدرت ایفا کند.

از آنجا که این گروه توان ایجاد یک حزب منسجم را چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ تشکیلاتی و راهبردی و برنامه‌ای ندارند و پس از این دوره، جز شخص احمدی‌نژاد (آن هم در عرصه‌های محدود) امکان حضور چندان مؤثری در قلمرو سیاست‌ورزی و قدرت نخواهند داشت، به همین دلیل گروه وی درصدد ارائه فهرست مستقلی است تا بتوانند اکثریت قاطع (نیم به علاوه یک نمایندگان یعنی حدود ۱۵۰ کرسی) یا دست‌کم اکثریت قوی را به طرفداران خود اختصاص دهند تا زمینه برای ریاست‌جمهوری نامزد مطلوب آن گروه کوچک فراهم شود. استدلال آنان چنین است که به احتمال زیاد اصلاح‌طلبان در انتخابات حاضر نخواهند شد، بنابراین برای افزایش مشارکت مردمی و ایجاد شور انتخاباتی دست‌کم در شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و... اصولگراها باید حداقل دو لیست ارائه و با هم رقابت کنند.

رقابت درونی اصولگراها به ضرر جناح راست سنتی خواهد شد، به همین دلیل محافظه‌کاران در ماه‌های اخیر اصلاح‌طلبان را به مشارکت در انتخابات تشویق می‌کنند تا به این طریق بتوانند همه اصولگراها را مجبور کنند تا با فهرست واحد در انتخابات حاضر شوند. یعنی مانند انتخابات پیشین با فشار از بالا و چانه‌زنی از پایین آقای احمدی‌نژاد را به ارائه فهرست واحد مجبور خواهند کرد. به این ترتیب خواهند توانست با حضور ضعیف و دست و پا بسته اصلاح‌طلبان هم به انتخابات مشروعیت بخشند و هم اکثریت مجلس را بدون رقابت جدی به دست آورند. حرکت اعتراضی اخیر، موضع آقای احمدی‌نژاد را تضعیف و مقابله با اطرافیان نزدیکش را تسهیل کرد.

مشکل دوم جناح حاکم مشکلات اقتصادی است. به نظر من در سال جاری و نیز در سال آینده همچنان شاهد افزایش قیمت‌ها، واردات انبوه، بیکاری گسترده، تضییقات روزافزون بخش‌های تولیدی و صنعتی و کشاورزی خواهیم بود و هیچ طیفی از جناح حاکم (حزب پادگانی- احمدی‌نژاد- محافظه‌کاران یا راست سنتی) راهی برای برون‌رفت از تورم و رکود اقتصادی ندارند، تحریم‌های جهانی همچنان ادامه خواهد داشت، افزایش قیمت نفت نیز حلال نهایی مسأله نیست. زیرا در عین افزایش درآمد دولت، انتظارات مردم را نیز بالا می‌برد و قیمت محصولات در سطح جهانی نیز افزایش می‌یابد که قیمت واردات انبوه، حتی چینی را بیشتر می‌کند. به باور من دوره شعارهای عوام‌پسند جناح راست (از هر طیفی) به سر آمده است و این مسأله در نرخ مشارکت مردم در انتخابات مؤثر خواهد بود، اختلافات درونی اصولگراها نارضایتی گسترده مردم را علنی‌تر می‌کند. کما اینکه در مباحث مربوط به لایحه بودجه تا حدودی ابعاد نارسایی و نارضایتی‌های اقتصادی آشکار شد. عدم انتشار آمارهای اقتصادی نیز مشکل را حل نمی‌کند چون مشکلات اقتصادی عینی و ملموس است و مردم برای درک آن‌ها نیاز به آمار و ارقام ندارند.

معضل سوم تفاوت دیدگاه‌های ذهنی در جناح حاکم است. محافظه‌کاران همچنان بر طبل ایجاد محدودیت و بگیر و ببند می‌کوبند و حزب پادگانی نیز چنین روشی را درست می‌خواند، ولی گروه احمدی‌نژاد سیاست فوق را شکست خورده و رأی شکن در انتخابات ارزیابی می‌کنند. طبق تحلیل دولتی‌ها،‌ اکثریت ایرانیان بخصوص در شهرهای بزرگ با این بگیر و ببندها و حتی با تلقی سنتی‌ها از اسلام (از آقایان مصباح و جنتی تا مهدوی‌کنی و ناطق‌نوری) مخالف‌اند و من حدس می‌زنم نظرسنجی‌هایی نیز در این زمینه‌ها به عمل آورده‌اند. تغییر فاز گفتمان آنان از «اسلام فقاهتی» آن هم به قرائت آقای مصباح یزدی به «مکتب ایرانی» و بزرگداشت کوروش هخامنشی ناشی از چنین تحلیل و نظرسنجی‌هایی است. از نظر گروه احمدی‌نژاد دفاع از بگیر و ببند فرهنگی کمر آنان را در انتخابات می‌شکند. این اختلاف دیدگاه روز به روز پررنگ‌تر می‌شود و حمله اصولگراها به رییس دفتر آقای احمدی‌نژاد نمود این شکاف است. با گذشت زمان و با فعالیت گسترده شبکه‌های ماهواره‌ای، موج دموکراسی‌خواهی در منطقه و افزایش مشکلات اقتصادی این اختلاف دیدگاه علنی‌تر و گسترده‌تر خواهد شد.

معضل چهارم وضعیت ایران در عرصه بین‌الملی است. اکنون دیگر معلوم شده در انتخابات آتی آمریکا، چه اوباما پیروز شود و چه نامزد جمهوریخواهان، دست‌کم در کوتاه‌مدت گرهی از مشکلات دو کشور باز نخواهد شد و تحریم‌ها و تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت. با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و اختلافات اصولگراها ممکن است فشارها بیشتر شود. از طرف دیگر غنی‌سازی اورانیوم هم‌زمان با نقض دیگر حقوق مسلم ملت ایران جاذبه کمتری برای افکار عمومی خواهد داشت. از طرف دیگر حوادث منطقه و قیام‌های مردمی، اگرچه آمریکا و اسرائیل را تضعیف کرده است، اما در عرصه داخلی برای اقتدارگراها از هر سه طیف حزب پادگانی، احمدی‌نژاد و محافظه‌کاران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب که در صورت حرکت کشورهای منطقه مانند مصر و تونس و... به سوی معیارهای دموکراتیک (احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد، تجمع‌های اعتراضی، آزادی سبک زندگی و...) جناح حاکم در ایران نیز در فشار بیشتری قرار می‌گیرد تا حقوق و‌ آزادی‌های قانونی ایرانیان را به رسمیت بشناسد. اگر هم سلفی‌ها در این کشورها اکثریت را به دست آورند جهت‌گیری‌های شدید ضد شیعی و ضد ایرانی از خود نشان خواهند داد، حتی اگر شدیداً علیه آمریکا و اسرائیل موضع بگیرند (نمونه رادیکال آنان بن‌لادن بود)، در هر دو حال یعنی چه شریعت‌گراها حاکم شوند و چه دموکراسی‌ حرف اول را در این کشورها بزند، مشکلات جناح حاکم بیشتر خواهد شد.

مشکل پنجم اصولگراها گسترش فساد مالی و اداری در کشور به رغم همه شعارهاست. این نارسایی‌ها خود را در زندگی روزه مردم نشان می‌دهد و با رقابت‌های درونی و ظهور اختلافات جناح حاکم، فسادها به طور علنی‌تری مطرح خواهد شد. درست است که صدا و سیما و مطبوعات کاملاً کنترل شده‌اند اما ماهواره و اینترنت انحصار اطلاع رسانی را شکسته و وضعیت دشواری برای اعمال روش‌های اقتدارگراها ایجاد می‌کند.

با توجه به مشکلات فوق که هر کدام می‌تواند به بحرانی برای اقتدارگراها و حتی در جامعه تبدیل شود باید گفت وضعیت جناح حاکم به شدت نااستوار و سست است. به همین علت نگرانی از سر و رویشان می‌بارد و می‌‌کوشند انسداد و سانسور شدیدی اعمال کنند. آنان در صددند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی عملاً نظریه «النصر بالرعب» یا پیروزی بر اساس ایجاد ترس را تحقق بخشند. اما روند حوادث به سود آنان نیست و دیر یا زود مجبور خواهند شد که به رغم اشتراک نظر همه اصولگراها در نفی و نقض و سرکوب حقوق و آزادی‌های اساسی ایرانیان، این حقوق و آزادی‌ها را به رسمیت بشناسند. ما باید خود را برای چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است.


 


جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به نقش سپاه در حفظ انقلاب و اسلام در برابر دشمنان گفت: «هر جریان یا گروهی که درصدد تهدید دستاوردهای نظام اسلامی باشد قطعا با واکنش جدی سپاه مواجه خواهند شد».

حجت الاسلام مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولایت فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران ضمن تشریح ماهیت جریان انحرافی گفت: «جریان انحرافی درصدد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق امکانات خود نظام است که این جریان توسط مشائی هدایت و رهبری می‌شود».

وی تصریح کرد: «متأسفانه این جریان با نقاب دین و مذهب درصدد ایجاد انشعاب هایی در طول مسیر اصلی انقلاب بوده تا شاید از این طریق به خواسته خود برسند».

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه با بیان اینکه سپاه پاسداران قاطعانه با جریان انحرافی برخورد خواهد کرد، گفت: «از آنجایی که رسالت سپاه طبق نص صریح اصل 150 قانون اساسی نگهبانی و حفاظت از دستاوردهای اسلامی است؛ بنابراین چنانچه در عرصه‌های فرهنگی، اعتقادی و سیاسی جریان وارد مدار شود و درصدد براندازی نظام برآید سپاه پاسداران قطعا احساس مسئولیت کرده و به صورت محوری وارد عمل خواهد شد».

وی افزود: «سپاه با جریان‌های انحرافی متناسب با میزان تقابل آنان با ارزش‌های انقلاب به طور جدی مقابله خواهد کرد».

ذوالنور در ادامه به اهداف یکسان جریان انحرافی و فتنه اشاره کرد و گفت: «هر یک از این دو طیف با استراتژی جدید در حال ضربه زدن به نظام بوده تا حرکت اصلی نظام را متوقف کنند».

وی افزود: «جریان فتنه با تلفیق حق و باطل درصدد تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی بودند؛ لذا خواسته خود را در قالب شعارهای جذاب به مردم القا می کردند ولی جریان انحرافی با استفاده از امکانات نظام و با نقاب مذهب پا به عرصه مقابله با نظام گذاشته است».

ذوالنور خاطرنشان کرد: «سپاه در هیچ انتخاباتی مستقیما ورود نکرده و در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نیز رویه قبلی را پیش خواهد گرفت و تنها از طریق بیان شاخص‌ها به سالم اجرا شدن انتخابات کمک خواهد کرد».

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در خصوص هشدار رهبر انقلاب در مورد جریان‌های الحادی گفت: «فرقه سازی و انحراف اعتقادی و تضعیف دین به عنوان عنصر واقعی انقلاب اسلامی از طریق تکثر مذاهب خود ساخته امروز در دستور کار جدی دشمن قرار دارد».

وی به شکل گیری جریان انحرافی اشاره کرد و اظهار داشت: «جریان اخیر انحرافی به دنبال تضعیف پایه‌های نظام اسلامی است».

ذوالنور تاکید کرد: «معتقدم انحراف جدید خطرناک‌تر از همه انحراف‌های تاریخ شیعه است و حتی از انجمن حجتیه خطرناک‌تر است».

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه انجمن حجتیه مبنایش این است که هر پرچم حکومتی قبل از دوره امام زمان برداشته شود باطل است، گفت: «این انجمن به حکومت اسلامی در دوران غیبت اعتقاد ندارد و از این رو نمی‌توانند بر مصادر قدرت دست بیاندازند اما جریان انحرافی با وجود همان اعتقادات انجمن حجتیه و افراطی گری بیشتر و از سوی دیگر نفوذ در مراکز قدرت بسیار خطرناک تر از انجمن حجتیه است».

وی اظهار داشت: «خطر جریان انحرافی از اصلاح طلبان هم بیشتر است، زیرا اصلاح طلبان به صورت شفاف با مظاهر دینی و اعتقادی درگیر می شدند، در تریبونهای خود اعلام می کردند که نظام اسلامی ناکارآمد است و هر روز علیه تفکرات دینی در روزنامه‌های زنجیره ای موضع صریح اتخاذ می کردند، اما جریان انحرافی نقاب نفاق مذهب را به چهره آویزان کرده و به قدرت و ثروت نیز دسترسی دارد لذا از آن جریان نیز خطرناک تر است».

ذوالنور با بیان اینکه روسای جریان انحرافی با رئیس جمهور گره خورده‌اند، گفت: «امیدواریم این گره باز شود اما بسیار سخت است که به این زودی‌ها شاهد این تفکیک باشیم».

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بیان کرد: «زمانی می‌توانیم این موضوع را بپذیریم که راس فتنه جدید توسط رئیس جمهور حذف شود و لذا تا وقتی این افراد در دولت وجود دارند نمی‌توان انحراف اخیر را از دامان دولت پاک کرد».


 


دبيركل حزب الله لبنان ابعاد شخصيت رهبر انقلاب را حتي در ايران ناشناخته خواند و گفت: «يشان حتي در ايران هم مظلوم و ناشناخته‌اند و دوستان آنگونه كه بايد و شايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند.»

به گزارش فارس، سيدحسن نصرالله دبيركل حزب‌الله لبنان در سخنان خود در همايش «نوآوري و اجتهاد از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي» كه سخنانش به طور مستقيم از شبكه خبري العالم و المنار در حال بخش است، اظهار داشت: «براي من افتخاري است كه افتتاح كننده كنفرانس شما باشم، كنفرانسي كه در نوع خود اقدامي بسيار با اهميت تلقي مي‌شود، چرا كه اين اولين بار است كه كنفرانسي فكري‌-‌علمي خارج از ايران برگزار مي‌شود تا به بررسي انديشه‌ها ، افكار و شخصيت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مدظله از تمام ابعاد بپردازد؛ همانگونه كه بايد از تمام برگزار كنندگان اين كنفرانس و تمام حاضران و شركت‌كنندگان در اين جلسه و جلسات بعدي تشكر كنم.»

سيدحسن نصرالله افزود: «آشنايي نزديك من با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به سال 1986 بازمي‌گردد كه در آن سال فرصت ديدارهاي بسياري با ايشان به من دست داد تا بيش از پيش با افكار ، انديشه‌ها، اصول ، مبادي فكري و شيوه‌هاي تحليل و بررسي حوادث و جريانات امور توسط ايشان جهت راهبري امور و رهبري جامعه و اتخاذ تصميمات در شرايط حساس آشنا شوم و اين جداي از خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي متمايزي است كه ايشان از آن بهره مي‌برند.»

دبيركل حزب الله لبنان تصريح كرد: «با توجه به شناختي كه از آيت الله العظمي خامنه‌اي در دست دارم و پس از مطالعه و بررسي بسياري از مدارك و شواهد مي‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مباديي از قبيل "اصول و مباني فكري "؛ "شناخت نيازها و مشكلات "؛ "شناخت امكانات موجود " و "آشنايي با راهبردها مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي " است و به همين دليل است كه ملاحظه مي‌كنيم به راحتي ايشان بر روند جاري در امور آگاهي و اطلاع دارند و با عمق و بينش عميق آنها را به راحتي ارزيابي مي‌كنند و بي‌شك اين ارزيابي دقيق و عميق نشات يافته از همين ديدگاه جامع و شامل است و به خاطر همين ديدگاه است كه با وجود حوادث و جريان‌هاي مختلف و متفاوت، درباره هريك ديدگاه كارشناسانه خود را همچون يك صاحبنظر نكته سنج و دقيق بيان مي‌كنند.»

وي اظهار داشت: «ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به جرات مي‌توانيم بگوييم كه ايشان در ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آنگونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌هاي لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودش چنين رهبري و چنين ولي فقيه و انديشمند و متفكري براي حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند، بويژه آن كه جهان اسلام از ده‌ها و قرن‌ها پيش با چالش‌هاي بزرگ و مهمي مواجه است و اين وظيفه و مسئوليت اين كنفرانس است كه ابعاد ناشناخته آن امام فرزانه را بر مسلمانان تبيين و آشكار كنند.»


 


رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس جمهور اسبق ایران پیرامون بازداشتهای سال ۶۹ که توسط وزارت اطلاعات دولت وی صورت گرفت و به دنبال آن برنامه ای تحت عنوان «هویت» از مجموعه اعترافات بازداشت شدگان و از جمله مرحوم سحابی ساخته و پخش شد، می گوید "آقای سحابی رفیق من بود. در دوران مبارزه هم پرونده و با هم در زندان بودیم. بعد از پیروزی انقلاب هم در شورای انقلاب با هم بودیم و اختلافی نداشتیم . وزارت اطلاعات آنها را بدون اطلاع من گرفتند و من کمک کردم که سحابی آزاد شود. رهبری هم کمک کرد."


به گزارش سایت هاشمی رفسنجانی، وی در مصاحبه سال ۸۲ روزنامه کیهان، در ارتباط با چگونگی بازداشت نود نفر از فعالان ملی مذهبی در سال ۶۹ و به دنبال آن ساخت برنامه هویت از مجموعه اعترافات برخی بازداشت شدگان (از جمله مرحوم سحابی)، به سوالاتی در این خصوص پاسخ داده بود، که متن کامل این بخش از مصاحبه به شرح زیر منتشر شده است:


یک شبهه دیگر. آقای مهندس عزت‌الله سحابی و جمع دیگری در سال ۶٩ متعاقب بیانیه‌ای که منتشر کردند، دستگیر شدند. نقل می‌کنند وقتی شما برای بودجه به مجلس رفته بودید یکی از آقایان کمیسیون برنامه گفته بود ما به بقیه کاری نداریم ولی آقای سحابی را چرا گرفتند و شما گفته بودید رویش زیاد شده بود و خواستیم رویش را کم کنیم. ضمناً‌ می‌گویند آقای سحابی از شما قول گرفته بود اعترافاتی که کرده، از تلویزیون پخش نشود ولی در برنامه هویت پخش شد. در مورد این دو شبهه توضیح بفرمایید.


اولاً از من قولی نگرفته بود. اصلاً از اعترافات ایشان اطلاعی نداشتم که قولی بدهم. آقای سحابی هم رفیق من بود. ما در دوران مبارزه هم پرونده و با هم در زندان بودیم. بعد از پیروزی انقلاب هم در شورای انقلاب با هم بودیم و اختلافی نداشتیم.


گروهی را هم که وزارت اطلاعات گرفتند، بدون اطلاع من گرفتند. گویا حدود نود نفر را گرفتند. من اصلاً با این طور چیزها مخالف بودم. منتها وزارت اطلاعات از این کارها می‌کرد.


من کمک کردم که آقای سحابی آزاد شود. رهبری هم کمک کردند. آیت‌الله خامنه‌ای تعبیری کردند و من هم آن را برای اینها نقل کردم و گفتم که رهبری گفتند: "اینهایی که این کارها را می‌کنند، خودشان زندان نبودند و نمی‌دانند زندان یعنی چه که افراد را مدتها در زندان نگه می‌دارند. اگر زندان رفته بودند، این کارها را نمی‌کردند."


من به مسؤولان گفتم سریعاً‌به اتهامات اینها رسیدگی شود که پس از رسیدگی، اینها را آزاد کردند.

برنامه هویت را از تلویزیون دیدم و اصلاً‌خبر نداشتیم. شما از آقای شریعتمداری بپرسید که چه کسی به او گفته که آن برنامه را بسازد.


تیپ فکری من این گونه نبوده و نیست. به هر حال هنوز هم با ایذا موافق نیستم. زمانی بحث این بود که من رئیس قوه قضائیه شوم. گفتم که اگر به آنجا بروم، زندانی‌ها را آزاد می‌کنم و نمی‌توانم زندانی داشته باشم و اگر قاضی باشم نمی‌توانم کسی را محکوم به زندان کنم.


برای شما باید جالب باشد که بعد از انقلاب من اصلاً‌برای بازدید به زندان نرفتم. چون نمی‌توانم بروم. در سال‌های اول پیروزی در ایام عید بود که آیت‌الله موسوی اردبیلی به من گفت به شمال برویم، جایی داریم دو، سه روز استراحت کنیم. ما را به چالوس در باغی بردند که سپاه گرفته بود. ما شب در حال قدم زدن در آن‌جا بودیم که دیدیم دیوار بلندی آن طرف هست. گفتم این چیست؟ گفتند این زندان است. گفتم من دیگر نمی‌توانم اینجا بمانم. از آنجا بیرون امدم. با دیدن زندان حالت غم به من دست می‌دهد و چون خودم قبلاً‌زندان کشیدم، می‌دانم چقدر سخت است.


 


عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره سخنان روز گذشته اش توضیح داد.

پس از آنکه سیداحمد خاتمی روز گذشت تلویحا به سخنان اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرده و به نقد دآن پرداخت امروز به ایسنا گفت: «امروز مطلع شدم بسیاری از سایت‌ها و رسانه‌ها سخنان اینجانب را مبنی بر این‌که "عده‌ای می‌گویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است" به جناب آقای هاشمی رفسنجانی نسبت داده‌اند و گفته‌اند که خاتمی اعلام کرده که آقای هاشمی رفسنجانی دروغ گفته است».

وی با بیان این‌که «در این ارتباط توضیح چند نکته را ضروری می‌دانم» ادامه داد: «اولاً سخنان من نقد آن سخن بود نه نقد گوینده آن و این سخن حدود دو سال است که از سوی رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه گفته می‌شود که اعتماد مردم از نظام سلب شده است و من در آن‌جا در مقام نقد سخن هستم و به تعبیری «ماقال» را نقد کرده‌ام نه «من‌قال» را و این‌که برخی خطاب این حرف را به آقای هاشمی نسبت می‌دهند سخن نادرستی است».

وی به صحبت‌های هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: «سخنی که آقای هاشمی گفته‌اند این است که اگر بخواهیم حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام دهیم این است که باید به طور کلی تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته یا به تردید افتاده‌اند باید این اعتماد را برگردانیم و صفا بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم ایجاد کنیم و این کار آسان‌تری است. چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند به شرط این‌که واقعیت را ببینند».

این عضو هیات رییسه مجلس خبرگان افزود: «بنابراین آقای هاشمی نگفته است هنوز می‌توانیم اعتماد مردم را برگردانیم و من نیز در سخنانم گفتم این سخن که برخی می‌گویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است و نسبت دادن این سخنانم به آقای هاشمی را تکذیب می‌کنم و در واقع به هم بافتن آسمان و ریسمان می‌دانم که مبنایی ندارد».

وی توضیح داد: «من در سخنانم گفتم که مردم از بخشی از سیاسیون سلب اعتماد کردند و در این موضوع تردیدی نیست و چه بسا از عملکرد نادرست برخی از مسوولان نیز ناخشنود باشند، ولی این به معنای سلب اعتماد از نظام نیست؛ بنابراین به صراحت می‌گویم که این‌گونه تفاسیر که "سیداحمد خاتمی، ‌هاشمی رفسنجانی را تکذیب کرده است" نادرست و خلاف واقع است و ادبیات بنده در حوزه نقد این چنین نیست. ادبیات من نقد سخن است نه گوینده یک سخن».

توضیحات سیداحمد خاتمی برای سخنرانی روز گذشته اش در حالی مطرح شد که امام جمعه موقت تهران در مراسم پانزده خرداد که صبح 15 خرداد در مهدیه تهران برگزار شد با بیان اینکه مردم به این نظام اعتماد دارند، گفت: «آقایی در مصاحبه ای فرمودند که می توان هنوز هم اعتماد را به این نظام برگرداند. این سخن تا کنون تکذیب نشد و این نشان دهنده این است که مردم اعتماد شان را از دست داده اند که این دروغ است».

وی گفته بود: «متاسفانه برخی خودشان را تجلی نظام می دانند. وقتی می بینند مردم به آن ها پشت کردند فکر می کنند مردم به نظام پشت کردند. مردم ما مردم بصیر و با معیاری هستند. از برخی شما سیاسیون به خاطر عملکرد بدتان عدول کرده و بی اعتماد شدند. مردم معیار دارند که توسط آن همه را ارزیابی می کنند».

هاشمی رفسنجانی پنجم خرداد ماه در مراسم بزرگداشت حماسه‌سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحمیلی شرایط جامعه را بر وضعیت اعتماد مردم موثر دانست و بر ضرورت حضور مردم در صحنه بیش از گذشته تاکید کرد.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرده بود: «اگر بخواهیم امروز یک حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام بدهیم آن است که نظام و به طور کلی همه باید تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته و به تردید افتاده‌اند اعتماد آن‌ها را برگردانیم و صفای بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم را ایجاد کنیم. این کار آسان‌تری است چون مردم آگاه آسان‌تر برمی‌گردند و لجبازی نمی‌کنند بشرط آن‌که واقعیت را ببینند».


 


در بیانیه شماره ٢«ستاد برگزاری بزرگداشت هفتمین روز شهادت هاله سحابی» که توسط گروهی از فعالان دانشجویی تهران تشکیل شده مجددا از حامیان جنبش و شهروندان خواسته شده است تا بعد از ظهر روز سه شنبه هفدهم خرداد ماه، روبروی دفتر سازمان ملل حضور به هم رسانده و با برافراختن نمادی سیاه و تجمع "سکوت"، آئین تعزیت ایرانی را گرامی بدارند.

گفتنی است در واکنش به ممانعت ماموران امنیتی با برگزاری مراسم بزرگداشت مهندس عزت الله سحابی و مرحوم دختر وی (هاله)، گروهی از فعالان دانشجویی تهران، با تشکیل ستادی تحت عنوان «ستاد برگزاری بزرگداشت هفتمین روز شهادت هاله سحابی»، از شهروندان خواسته بودند که سه شنبه هفدهم خرداد ماه، روبروی دفتر سازمان ملل دست به تجمع بزنند.

به گزارش جرس، در بیانیه شماره دوم این ستاد آمده است :

ملت بزرگوار ایران

چنان که در اطلاعیه شماره ١ به اطلاع رسید، این مراسم عصر روز سه شنبه ١٧ خرداد، در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران برگزار می شود تا اگر مسجدها و خیابان ها را بر عزای عزیزانمان حرام کرده اند انسانهای آزاده جهان را صدای استغاثه مظلوم اما قدرتمند ما بیدار کند.

از شرکت کنندگان درخواست می شود رأس ساعت پنج بعد از ظهر، نمادی سیاه برافرازند و در "سکوتی لبریز از ناگفته ها" با آوردن حلوا و خرما آیین تعزیت ایرانی را گرامی بدارند.

همزمان با این برنامه، نامه اى نیز به نمایندگی از جمع، به آقای "بان کى مون" دبیر کل محترم سازمان ملل تقدیم خواهد شد.

قرار ما: خیابان پاسداران ، خیابان شهید گل نبی، خیابان شهید ناطق نوری، بلوار شهرزاد، مقابل ساختمان سازمان ملل، ساعت ۵ تا ۷ عصر

لازه به ذکر است در بیانیه شماره یک این ستاد مردمی- دانشجویی آمده بود "با توجه به جلوگیری حکومت از برگزاری آیین بزرگداشت پدر میرحسین موسوی در مساجد و رفتارهای مشابهی چون تهاجم به تشییع زنده یاد سحابی، این تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد برگزار می شود تا شاید صدای استغاثه ما به گوش جهان برسد."



برای نمایش بزرگتر نقشه اینجا کلیک کنید.

برگزاری مراسم هفتم هاله سحابی


 


يك مقام آگاه از دستگيري منوچهر غروي و جمعي از مديران اسبق ايران خودرو از روز دوشنبه هفته گذشته خبر داد.

اين مقام آگاه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس اظهار داشت: منوچهر غروي مديرعامل اسبق ايران خودرو و جمعي از همدستانش به اتهام جعل و خيانت در امانت از روز دوشنبه هفته گذشته دستگير شده‌اند و هم اكنون در بازداشت به سر مي‌برند.يك مقام آگاه از دستگيري منوچهر غروي و جمعي از مديران اسبق ايران خودرو از روز دوشنبه هفته گذشته خبر داد.

اين مقام آگاه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس اظهار داشت: منوچهر غروي مديرعامل اسبق ايران خودرو و جمعي از همدستانش به اتهام جعل و خيانت در امانت از روز دوشنبه هفته گذشته دستگير شده‌اند و هم اكنون در بازداشت به سر مي‌برند.


 


تا امروز، در میان بیانیه‌هایی که از سوی گروه‌ها، شخصیت‌ها و تشکل‌های مختلف داخلی در واکنش به مرگ مشکوک هاله سحابی منتشر شده- به استثنای چند مورد محدود - کمتر می‌شود به موردی برخورد که در آن - در کنار محکوم کردن جنایت - قاطعانه و به طور دقیق از حاکمیت تقاضای پاسخگویی شده باشد.

متاسفانه از داخل کشور و از سوی جامعه مدنی، نه به صورت گسترده و منسجم طرح تشکیل یک کمیسیون حقیقت یاب مطرح شده است، نه پای ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به میان کشیده شده، نه مقامات سیاسی مستقیماً مورد پرسش قرار گرفته‌اند، نه طوماری برای مقامات ارشد قضایی تنظیم و ارسال شده، نه از دادستانی و نیروی‌های امنیتی و انتظامی پاسخی خواسته شده است، نه کمیسیون اصل ۹۰ مجلس فراخوانده شده و نه هیچ اقدام جمعی دیگری صورت گرفته که بشود آن را نوعی «فشار» به حاکمیت تلقی کرد.

اینکه چند کشور خارجی - که عمدتاً با دولت جمهوری اسلامی روابط تیره‌ای دارند - خواستار بررسی ماجرا شده‌اند نیز در غیاب «فشارهای داخلی» و بومی و در نبود پیگیری‌های عملی و مکرر افکار عمومی نه تنها نتیجه مثبتی نخواهد داشت، بلکه به ضرر پرونده مرگ خاتم سحابی و جریان مدافع حقوق بشر تمام خواهد شد.

تا امروز، واکنش‌های جامعهٔ سیاسی و روزنامه نگاری و فعالین عرصهٔ عمومی ایران در مورد اخیر تنها محدود به صدور چند بیانیه در محکومیت جنایت، انتشار اشعار احساسی و متون ادبی گوناگون (برخی با مضمون ضد مذهبی و ضد دینی)، انتشار فراخوان برای برپایی مراسم یادبود و بزرگداشت قربانی، و انتقاد و حمله به مشی مسالمت آمیز برخی چهره‌های سیاسی اصلاح طلب (که کوچک‌ترین نقشی در این فاجعه نداشته‌اند) بوده است.

به عبارتی، به بهانه عدم مشروعیت حکومت و نهاد‌های قضایی‌اش - و با تکیه بیش از حد به اقدامات نمادین و نمایشی و احساسی که از دایره رسانه‌های محدود خودمان هم فرا‌تر نمی‌رود - عملاً میدان را خالی کرده‌ایم و با دست خود حکومت را در این ماجرا خلاص و از پذیرش هر گونه مسئولیت - ولو تنها در ارائه جواب - مبرا ساخته‌ایم. فضای غالب این روز‌ها، فضای قهر و مرثیه و شعر و سوگواری است، نه فضای طلبکاری و پاسخ طلبی و استفاده از ابزارهای گوناگون حقوقی و سیاسی و رسانه‌ای و قاطعیت و پیگیری.

این روش مبارزه با نقض حقوق بشر نیست! در هیچ جای دنیا دادخواهی و پیگیری موارد نقض حقوق بشر بدون تعامل و «درگیر سازی» عامل اصلی آن میسر نیست. این یک اصل بنیادین است که تمامی حقوقدان‌ها، دیپلمات‌ها و فعالان با تجربهٔ حوزه حقوق بشر تصدیق خواهند کرد. در هیچ جای دنیا از ترس مشروعیت بخشیدن به حکومت به آن مصونیت نمی‌بخشند. و اما ما ظاهراً قدم در این راه گذاشته‌ایم.

در حوزه حقوق بشر باید طلبکار بود. طبلکاری هم با قطع ارتباط و قهر با بدهکار هم میانه‌ای ندارد. اگر بنا باشد که تنها واکنش جامعه مدنی در برابر نقض فاحش حقوق بشر از این پس فضاسازی احساسی و خودزنی باشد، و اگر بنا باشد تنها واکنش عملی آن قطع مطلق تعامل و ارتباط با دستگاه حاکم (ولو نامشروع و نا مقبول) باشد، حکومت نیز با اندکی صبر و مانورهای سادهٔ رسانه‌ای اندک فشاری هم که احیاناً متحمل می‌شود خنثی خواهد کرد. این روند تنها به افول هر چی بیشتر وضع حقوق بشر در ایران منجر خواهد شد. این حقیقتی است که تجربه ثابت کرده است.

عدم پاسخ خواهی ما از حکومت و عدم تعامل ما با آن (که از ترس مشروعیت بخشی به آن نشات می‌گیرد) باعث شده که از دو سال و نیم گذشته تا کنون دستگاه حاکم بیش از هر زمان دیگری دستش برای اعمال انواع فشار‌ها به جامعه مدنی و فعالان سیاسی بازتر شود. حبس سران جنبش را نیز - که برخلاف تصورها با کمترین هزینه‌ی ممکن برای حاکمیت صورت گرفت - میتوان حاصل همین روند زیانبار تلقی نمود.

باید طلبکار باشیم و جواب بخواهیم. نگذاریم «حقوق بشر» تنها به یک بازی رسانه‌ای (آن هم فقط در فضای مجازی) میان ما و حکوومت تبدیل شود.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به emrooz-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به emrooz@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته