-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

Latest New from Green Correspondents for 06/05/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.

 

ما که امروز سخن حافظ را اين همه دلنشين می يابيم، يکی از علل يا دلائل آن همين جنبه نقادی اوست // روشنفکری دينی، نقد سنت می کند، نقد قدرت دينی می کند، نقد اخلاق و انديشه و معرفت دينی می کند // پايگاه نقادی روشنفکری دينی، پايگاه مدرنيته است // روشنفکران دينی درد دين دارند، درس دين می‌دهند، اما سقف معيشت را بر ستون شريعت نمی‌زنند. // آنچه که روحانيت موجود را - نه روحانيت ايده آل - روحانيت موجود را تعريف می‌کند و مرزبندی می‌کند با ديگران، اين است که از طريق دين ارتزاق می‌کنند. // آنچه که روشنفکری دينی به ما آموخته است، اين است که از اجتهاد در فروع بايد درگذشت. نه اينکه آنرا بايد رها کرد، بلکه بايد از او فراتر رفت. به اجتهاد در اصول بايد پرداخت. اجتهاد در اصول يعنی فراتر رفتن ازفقه. فراتر رفتن از حقوق. وارد عرصه کلام شدن، وارد عرصه فلسفه شدن، وارد عرصه اخلاق شدن، وارد عرصه معرفت شناسی شدن. کارها را در آنجا سامان دادن، گره ها را گشودن، و از آن طريق، وارد عرصه فقه شدن.
خبرنگاران سبز/ اندیشه/ دکتر عبدالکریم سروش:
نوشته‌ی زير قسمت دوم از سخنرانی دکتر عبدالکريم سروش با عنوان "کارنامه‌ روشنفکری دينی و آينده‌ آن" می‌باشد که در تاريخ ۴/۸/۱۳۸۵ در منزل عبدالله نوری در تهران ايراد شده است. تلاش خواهيم کرد که هر هفته دو قسمت از اين سخنرانی ده قسمتی را به صورت متنی و تصويری منتشر کنيم.
(نوشتارسازی و تنظیم: محمد پارسی)
پیوند قسمت اول
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حافظ، هرچه بود و هرچه گفت، يک نقاد جدی زمانه خود و جامعه زمان خود بود. آن هم جامعه دينی تصوف زده آن زمان. با تمام قدرت بيانی ای که داشت، باتمام قدرت فکری ای که داشت، قدرت هنری ای که داشت، به جنگ با آن مفاسد رفت. به نقد آفات جامعه دينی و صوفی زده زمانه خود نشست. و اين، کم کاری نبود. حتی بزرگی مانند مولوی هرگز به پای حافظ نمی رسد. او يک عارف بود. صوفيان را هم نقد می‌کرد. تصوف خانقاهی را هم نمی‌پسنديد. مع الوصف، مطلقا از حيث نقادی، در مقام کلام، او حرارت و حلاوت و تيزی و برندگی کلام حافظ را ندارد.

ما که امروز سخن حافظ را اينهمه دلنشين می‌يابيم، يکی از علل يا دلائل آن همين جنبه نقادی اوست. علاوه بر هنرمندی‌های ديگر. علاوه بر مضامين بلند و بکر ديگر که در کلام او هست. آنچه که او را به زمانه ما نزديک می کند، آنچه که او را برای ما امروز هم خواندنی می کند، عبارتست از اين عنصر نيرومند نقد، که در کلام او و در شعر او بوضوح ديده می‌شود. بنابراين برای روشنفکری، عنصر نقادی، مولفه نقادی، يک مولفه حياتی‌ست. و اگر اين عنصر نقد را برداريم، روشنفکران همانند ساير دانشمندان خواهند بود. که می توانند کاشف حقيقت باشند، می توانند مقــرِّب حقيقت باشند. اما نقد کردن و جامعه را از طريق نقد آگاهی بخشيدن، امر ديگری‌ست که وقتی به کشف حقيقت افزوده می‌شود، آنگاه مولفه‌ ای از مولفه‌های روشنفکری را می‌سازد.

مهم اين است که اين نقد از کدام پايگاه صورت می‌گيرد. ما نقد بی‌پايگاه نداريم. نقدی که در خلا آويزان باشد نداريم. روشنفکری دينی، نقد سنت می‌کند، نقد قدرت دينی می‌کند، نقد اخلاق و انديشه و معرفت دينی می‌کند. اما اينها را از کدام پايگاه می‌کند؟ نقد، جريانی نيست که ما امروزه کشف کرده باشيم. يا در دوران حاضر به او عمل کنيم. عالمان گذشته ما، متفکران هم اهل نقد بودند. -از حافظ نام بردم- اما پايگاه نقادی روشنفکری دينی، پايگاه مدرنيته است.

اکتشافاتی که در دوران مدرن اتفاق افتاده است، چشم بشر که به حقايق تازه ای باز شده است، علم جديد، فلسفه جديد، سياست شناسی جديد، معرفت دينی جديد، همه اينها به روشنفکر دينی پايگاه می‌دهد. زمينه می‌دهد. سکــّو می‌بخشد برای اينکه در سنت نظر کند. در قدرت دينی نظر کند. و آنها را از اين پايگاه به نقد بکشد. از اينجاست که روشنفکری دينی راه خود را جدا می‌کند از نقادان سنتی. که از پايگاه سنت در سنت نظر می‌کنند. در آنجا هم نقادی صورت می‌گيرد، نقادی‌های بی جان. نقادی‌هايی که بار ما را امروز بار نمی‌کند. نقادی‌هايی که گره‌های امروزين ما را نمی‌گشايد. لذا گرچه که عنصر نقد حاضر است، اما پايگاه نقد اهميت بيشتری دارد. واين پايگاه ست که تمايز ويژه به روشنفکری دينی می‌بخشد.

نکته دومی که مايلم بر او تاکيد بکنم، اين است که بدون استثناء، بلااستثناء، روشنفکران دينی سقف معيشتشان را بر ستون شريعت نزده اند. من اين را يک افتخار بزرگ برای رو شنفکران دينی می دانم. درد دين دارند، درس دين می دهند، اما سقف معيشت را بر ستون شريعت نمی‌زنند. روحانيان بپسندند يا نپسندند، قصه اين است که عنصری روحانی محسوب می‌شود که از طريق دين و ديانت و دين ورزی، ارتزاق می‌کند. اين چيزی‌ست که بر من خرده بسيار گرفته‌اند و طعن فراوان زده‌اند، و هزينه فراوان به عهده و به گردن من نهاده‌اند. اما حقيقتی ست که نمی توان آنرا مخفی کرد. روحانيت، نه به تقوی تعريف می‌شود، نه به علم. برای اينکه در ميان روحانيان افراد کم علم بسيارند، افراد کم تقوا هم بسيارند. آنچه که روحانيت موجود را - نه روحانيت ايده آل - روحانيت موجود را تعريف می‌کند و مرزبندی می‌کند با ديگران، اين است که از طريق دين ارتزاق می‌کنند. اين کار نيک باشد يا بد، امری‌ست که مطلقا در روشنفکری دينی ديده نمی‌شود. و اين تمايز، فوق العاده مهم است. به لحاظ اقتصادی و به لحاظ معرفتی و ديانتی.

سخنشان به همين سبب برّاتر است. گيراتر است. و به همين سبب در مقام نقد تيزترند و دليرترند. کسيکه وابستگی های معيشتی داشته باشد، نمی تواند با وجود آن غل و زنجيرها، نقد کافی بکند و در مقام مخالفت تا نهايت پيش برود. همچنان در بند می‌ماند. درحالی که اين آزادگی ها و وارستگی‌هاست که روشنفکران دينی را اين قدر در مقام نقادی، چه نقد معرفتی و دينی، و چه نقد قدرتی و حکومتی، آزاده و دلير کرده است. از گذشتگان، يعنی از کسانيکه ما نامشان را به نيکی می‌شناسيم در کشور خودمان، -و من اينجا بالاخص دو نام را می‌آورم- مرحوم مهندس بازرگان، و مرحوم دکتر علی شريعتی. و پيروان آنها، کسانی که پا در راه آنها نهاده‌اند، اين وجه تميز به نيکی قابل مشاهده است.

من اميدوارم که هرگز روشنفکران دينی وسوسه معيشت نشوند. خدای نکرده در تنگنای معيشت قرار نگيرند. و اين هنر فخرآميز را از دست ندهند. و اين رهايی و آزادگی را در نبازند که به همه چيز می‌ارزد. و اهميت فوق العاده دارد. اصلا در نظر من، شايد اگر بتوانيم گوهر شناسی و گوهر يابی بکنيم، -گرچه که من با اين گوهر انديشی ها و گوهر نمايی ها چندان سر آشتی ندارم. در بيشتر موارد، اين گوهرنمايی‌ها جز خزف پروری چيزی نبوده است- اما اگر بخواهيم يکی از مولفه های گوهری روشنفکری دينی را بر او انگشت بگذاريم، همين عنصری ست که عرض کردم. گفت: نازمت ای شهريار دين که نهادی/ سقف معيشت نه بر ستون شريعت.
نکته سوم اينکه روشنفکری دينی، آنچه را که به ما آموخته است، اين است که از اجتهاد در فروع بايد درگذشت. نه اينکه آنرا بايد رها کرد، بلکه بايد از او فراتر رفت. به اجتهاد در اصول بايد پرداخت. اين کلمه "اجتهاد" که نزد ما اينهمه مقدس است، -و روحانيت ما آن را انحصارا در اختيار گرفته است- و مجتهد که اينهمه لقب محترمی‌ست، که به کسی داده می‌شود، و الحق هم لقب احترام آميز و احترام انگيزی‌ست، متاسفانه در اجتهاد در فروع خلاصه شده است. درحاليکه اجتهاد بسی فراتر از آن می‌رود و بايد برود.

اين نکته گمان می‌کنم برای ما اکنون خصوصا در اثر کوششهايی که مرحوم اقبال لاهوری انجام داد و ديگران دنبال او را گرفتند، جزو بديهيات شده است، که اجتهاد در فروع بدون اجتهاد در اصول، بار ما را بار نمی‌کند. و بار ما را به منزل نمی‌رساند. اجتهاد در اصول يعنی فراتر رفتن ازفقه. فراتر رفتن از حقوق. وارد عرصه کلام شدن، وارد عرصه فلسفه شدن، وارد عرصه اخلاق شدن، وارد عرصه معرفت شناسی شدن. کارها را در آنجا سامان دادن، گره ها را گشودن، و از آن طريق، وارد عرصه فقه شدن.

روحانيت ما تا همين دوران اخير، تصورش اين بود که تنها مشکل جوامع مسلمان عبارت است از مشکلات حقوقی. و همين که ما دست به اجتهادهای تازه ببريم، اين گره ها گشوده خواهد شد. و مردم مسلمان ابواب مدرنيته را به روی خود خواهند گشود. ولی اين اجتهادات فرعی فقهی به قدری کوچک و کم برد بودند که به سرعت نقصان آنها آشکار شد.

از همان ابتدای انقلاب، ندای فقه پويا در داده شد. فقه پويا گرچه مضمون معرفتی دقيقی را در دل خود نداشت، اما فريادی بود از سر درد. برای بيان اينکه چيزی بيش از فقه ايستا و بيش از اجتهاد مصطلح فقهی لازم داريم، تا اينکه گره های معيشتی و معرفتی نوين و معاصر را بگشائيم.


ادامه دارد ...

 
 

گمانه‌زنی منابع خبری نزدیک به خامنه‌ای مبنب بر اینکه منظور احمدی‌نژاد از عبارت «مخلص آقای رئیس هستیم» به خطا رفت. این رسانه‌ها ادعا کردند که کسی که مورد تهدید احمدی‌نژاد قرار گرفته است سعید حدادیان است، ولی... 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
یکی از حاشیه‌های سخنرانی جمعه شب احمدی‌نژاد در آرامگاه آیت‌الله خمینی، زمانی بود که گروهی از حامیان خامنه‌ای در اعتراض به وی شعار می‌دادند. در این هنگام احمدی‌نژاد با اشاره به فردی خاص در میان معترضان با خنده گفت:« مخلص آقای رئيس هم هستيم! نوبت شما هم می​شود! من همه شما را دوست دارم و نوکر همه شما هم هستم». اما این فرد کیست که احمدی‌نژاد او را رئیس خود می‌خواند و او را تهدید می‌کند؟

سایت شفاف‌نیوز نزدیک به قالیباف این فرد را سعید حدادیان معرفی کرده است. حدادیان از مداحان مخصوص خامنه‌ای است که مریدانی در میان لباس شخصی‌ها دارد. سخنان تند و تحقیرآمیز او خطاب به احمدی‌نژاد این روزها در گوشی‌های تلفن همراه تهران بلوتوث می‌شود.

با این‌حال سعید حدادیان اصل حضور خود را در مراسم جمعه شب به کلی انکار کرده است.  او در سخنانی کوتاه گفته است که: «من نه رييس رييس‌جمهور هستم و نه ايشان مخلص من! آن شب من اصلا در حرم امام (ره) نبودم و در مجلس روضه آيت‌الله خوشوقت حضور داشتم. از سوی ديگر پس از اتمام اين مجلس به هیأتی ديگر در شرق تهران رفتم و پس از سخنرانی آقای حسينيان، نمايندهٔ مجلس مداحی کردم.» وی اضافه کرده « من اگر بخواهم حرفی به آقای رييس‌جمهور بزنم نيازی به اين کارها ندارم، بلکه از تريبون خودم آن را اعلام خواهم کرد. کاری که تا کنون نيز آن را انجام داده‌ام و مشکلی هم نبوده است»


 
 

 -- ما باز هم خواهیم آمد؛ حتما خواهیم آمد: تقویم خرداد پرحادثه را  ما می‌نویسم --

 
 

فناوری‌ای که شرکت BroadbandTV فراهم آورده است، محتوای مشمول کپی‌رايت را نه‌تها در يوتيوب بلکه در هر فضای ديگری که امکان آپلود ويدئو در ان باشد، تشخيص می‌دهد. بر اين اساس، برای مثال در عرض دو سال گذشته، هزاران ويدئو از مسابقات ورزشی که قانونا تحت مالکيت NBA يا اتحاديه بسکتبال آمريکا بودند، و بدون اجازه آپلود شده بودند، تشخيص داده شدند.
خبرنگاران سبز/ از وبلاگ‌ها:
«فست کمپانی» به تازگی فهرست صدتايی بسيار جالبی از خلاق‌ترين آدم‌های دنيای تجارت در سال ۲۰۱۱ منتشر کرده است. (+)

بايد روی واژه خلاق در اينجا تأکيد کنم. ما خيلی از افرادی را که در اين ليست معرفی شده‌اند نمی‌شناسيم ولی کار آنها در دنيای فناوری و زندگی عادی مردم، تأثيرگذار بوده‌اند.

مثلا ما «واداح خانفار» شبکه الجزيره را که نقشی مهمی در پوشش خبری تظاهرات مردم مصر عليه ديکتاتوری مبارک نداشت نمی‌شناسيم، يا نمی‌دانيم مغز متفکر iOS، «اسکات فورستال» بوده است، يا اصلا به نام «الکس کيپمن»، که نقش اساسی در ساخته شدن کينکت مايکروسافت داشت، برنخورده‌ايم.

فهرست جالب فست کمپانی، چنين افرادی خلاقی را به معرفی می‌کند، اين فهرست به ما می‌گويد که اينستاگرام يا اپ فليپ‌بورد با تلاش چه کسانی در اختيار ما قرار داده شده است  و شما را با «ميکائيل هد»، رئيس شرکت Rovio که با بازی پرندگان خشمگين، ساعت‌ها همگی ما را سرگرم کرده است، آشنا می‌کند.

در اين فهرست چشمم به نام «شهرزاد رفعتی» برخورد، فست کپمانی در مورد او توضيح داده است که:

شهرزاد رفعتی در سال ۲۰۰۰ برای تحصيل در علوم کامپيوتری از تهران به ونکوور رفت و در آنجا شرکتی به نام BroadbandTV (+) را تأسيس نمود، شرکتی که به دوره هراس شرکت‌های بزرگی مانند برادران وارنر، سونی، EA و يا NBA از اينترنت خاتمه داد. همه آنها از اينترنت به خاطر نقض کپی‌رايت می‌ترسيدند. اما فناوری‌ای که شرکت BroadbandTV فراهم آورده است، محتوای مشمول کپی‌رايت را نه‌تها در يوتيوب بلکه در هر فضای ديگری که امکان آپلود ويدئو در ان باشد، تشخيص می‌دهد. بر اين اساس، برای مثال در عرض دو سال گذشته، هزاران ويدئو از مسابقات ورزشی که قانونا تحت مالکيت NBA يا اتحاديه بسکتبال آمريکا بودند، و بدون اجازه آپلود شده بودند، تشخيص داده شدند.
منبع: وبلاگ یک پزشک

 
 

۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود. فراخوان‏های ديگر راهپيمايی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد. 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد مهندس میرحسین موسوی و عضو شورای هماهنگی راه سبز امید در گفتگو با دویچه‌وله(+) اعلام کرد:« ۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود.»

او از اعضای شبکه‌های اجتماعی درخواست کرد تا نقطه‌نظرات خود را در ارتباط با تجمعات بعدی اعلام کنند. وی در عین حال گفت:«راهپيمايی ۲۲ خرداد آخرين فعاليت نخواهد بود. فرصت خواهد بود تا بر اساس ظرفيت‏هايی که ايجاد می‏شود نوع راهپيمايی‏های بعدی تغيير پيدا کند. ما هميشه روی راهپيمايی، به عنوان يکی از مصاديق حقوق شهروندی تاکيد داشته‏ايم.»

امیرارجمند ادامه داد:«راهپيمايی وسيله‏‏ای است که دمکراسی غيرمستقيم را به دمکراسی مستقيم تبديل می‌کند. در راهپيمايی مردم در مقابل عدم تضمين حقوق‏شان از سوی نهادهای حکومت، مستقيما وارد عمل می‏شوند. ولی راهپيمايی، تنها شيوه‏ی مبارزه نيست و يک روش و يک شيوه از راهپيمايی هم، شيوه‏‏ای منحصر به‏فرد راهپيمايی نيست. بايد با توجه به شرايط و اوضاع و احوال، تلاش کرد مناسب‏ترين روش را که بتواند بيشترين ميزان مشارکت را جلب کند، انتخاب کرد. در چند ماه گذشته، روش‏های ديگر راهپيمايی را هم آزموده‌ايم. به نظر می‏آيد که اين روش می‏تواند مشارکت خوبی را جلب کند. به شرطی که همه‏ی دوستان و فعالان جنبش سبز همکاری کنند تا اين روش ظرفيت ايجاد کند و در مقاطع بعد، راهپيمايی‏ها به نحو ديگری صورت بگيرند.»

وی افزود: «نبايد از امتحان روش‏های مختلف ابا داشت يا يک روش را مطلق انگاشت. ديده‏ايم که با تصرف شهر، ايجاد حالت وضعيت اضطراری در شهر و حکومت نظامی اعلام نشده، تمام فضای شهر را اشغال می‏کنند و می‏توانند از راهپيمايی‏ها جلوگيری به‏عمل بياورند. اين طريق (راهپيمايی سکوت) روش جديدی است که می‏تواند راهگشا باشد و بايد به آزمون گذاشته شود.»

مشاور ارشد کروبی در پاسخ به پرسشی در خصوص اختلافات میان احمدی‌نژاد و خامنه‌ای گفت:« اين مسئله درباره راهپيمايی ۲۵ بهمن هم به نوعی مطرح شد. اما آزمون ۲۵ بهمن نشان داد که ما بايد راه و طريق خود را طی کنيم. دو گروه يا عده‏ای از افراد، با مشارکت يک‏ديگر تقلب انتخاباتی و مهندسی انتخاباتی انجام داده‏ و رای مردم را دزديده‏اند. بعد هم با مشارکت هم‏ديگر به سرکوب مردم اقدام کرده‏ واز احقاق حقوق آن‏ها جلوگيری کرده‏اند. همين‌طور از دين استفاده‏ی ابزاری کرده‏اند. هم‏اکنون آن‏ها با هم‏ديگر، بر سر انحصار قدرت اختلاف‏ دارند. دعوای اين آقايان بر سر اين است که چه کسی کل قدرت را در اختيار داشته باشد. اختلاف ما با آن‏ها اين است که روش حکومت چگونه بايد باشد. ما روش دمکراتيک را مورد نظر داريم و به همين جهت هم فکر می‏کنيم که اختلاف آن‏ها، اختلافی نيست که در جهت منافع مردم باشد.»

امیر ارجمند ادامه داد:«مواضع ما نسبت به گذشته هيچ‏گونه تغييری نکرده. فکر می‏کنيم اختلاف بين آقايان هم از آن‏جايی که بر سر قدرت است، پابرجا خواهد بود. اين‏که تظاهرات انجام بدهيم يا ندهيم، در مسئله اختلاف بين آن‌ها تفاوتی ايجاد نخواهد کرد. آن‏ها مشکلات اساسی و عمده‏ای دارند. قبلا هم مشخص شده بود، هر اقدامی که برای نزديک شدن به هم انجام بدهند، به فاصله‏ی اندکی با مشکل مواجهه می‏شود. اين‏گونه نزديک‏ شدن‏ها اصولی نيست و بر مبنای قوی استوار نيست. مبنای قوی بايد بر مبنای حقوق مردم و منافع عالی کشور باشد که متاسفانه مورد توجه آقايان نيست. به‏نظر ما انجام تظاهرات شور و هيجان و پويايی جنبش را حفظ می‏کند. بيست و دوم خرداد روز مهمی است، ماه خرداد ماه مهمی است و حتما بايد گرامی داشته شود.»

وی  با تاکید بر اینکه فراخوان‏های ديگر راهپيمايی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد گفت:«ما از همه‏ی شبکه‏های اجتماعی خواسته‏ايم که هم‏فکری کنند و نقطه‏نظرات‏شان را ارائه دهند تا بر اساس آن عمل شود. اميدواريم دوستان مشارکت کنند و روش‏ها و تاکتيک‏های جديدی را پيشنهاد کنند که ما بتوانيم اين مسئله را پيش ببريم و با معضلات قبلی مواجه نباشيم.»


 

 
 



 
 

درگیری و زد و خورد میان نیروهای سرکوبگر و معترضانی که قصد داشتند در سکوت تجمعی مسالمت آمیز را در اعتراض به کشته شدن هاله سحابی به دست حکومتیان برگذار کنند، منجر به مجروح شدن و دیتگیری برخی معترضان و همچنین شلیک و تیراندازی هوایی سرکوبگران شد.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
در حالی که مراسم ترحیم مهندس سحابی در روز پنجشنبه با مداخله نیروی انتظامی و نظامیان بسیج منجر به درگیری و تشنج شده بود، مراسم بزرگداشت شهید سبز، هاله سحابی در روز شنبه نیز با شلیک گلوله توسط نیروهای سرکوب ادامه یافت. نیروهای سرکوب از بعدازظهر شنبه در سراسر خیابان شریعتی حدفاصل پل سیدخندان تا خیابان کلاهدوز حضور پررنگی داشتند. قراربود عزاداران و معترضان به شهادت هاله سحابی در میانه این مسیر و روبروی حسینیه ارشاد تجمع کنند.

زد و خوردهای پراکنده در خیابان‌های اطراف از ساعت شانزده آغاز شد. نیروهای موتورسوار لباس شخصی تلاش داشتند تا با مانورهای پر سروصدا و حرکات ایذایی مردم را متفرق کنند. به گزارش کانون حمایت از جانباختگان و بازداشتی‌ها، در یکی از این مانورها موتورسواران با زیرگرفتن یک بانوی مسن، وی را مورد حمله قرار دادند. هنوز از هویت و وضعیت جسمی مضروبان و مجروحان خبر دیگری در دست نیست. (+)

به گزارش بی‌بی‌سی و خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی در حالی که معترضان تلاش می‌کردند در سکوت اقدام به تجمع در مقابل حسینیه ارشاد کنند، نیروهای سرکوب برای متفرق کردن آنان اقدام به شلیک هوایی و استفاده از باتوم نمودند. (+) گزارش‌های دیگری حکایت از بازداشت گسترده معترضان دارد. (+) از تعداد دقیق بازداشتی‌های روز شنبه نیز اطلاع موثقی در دست نیست. خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی برای بازداشتی‌های روز شنبه رقم پانزده نفر را ذکر کرده است. (+)

علی‌رغم اینکه نیروهای سرکوبگر علاوه بر ابزار فیزیکی، از روش‌های روانی مانند فیلمبرداری از عابرین نیز برای متفرق کردن معترضان استفاده می‌کردند، (+) با این وجود شمار معترضان حاضر در این درگیری‌ها زیاد گزارش شده‌است. (+

 
 

خبرنگاران سبز/ ورزش/ ایران در جهان:
بالاخره اختلاف میان فیفا و فدراسیون فوتبال ایران بر سر پوشش فوتبالیست‌های زن از سال ۲۰۰۷  آغاز شده بود به پایانی گریه‌آمیز برای این فوتبالیست‌ها انجامید.

به گزارش رویترز بازیکنان تیم فوتبال بانوان ایران که خبر محرومیت خود از بازی‌های انتخابی المپیک۲۰۱۲ لندن در برابر اردن را شنیدند واکنشی جز ریختن اشک نداشتند.

بر اساس قوانین فیفا، پوشش بازیکنان باید طوری باشد که گوش‌ها و گردن را نپوشاند.

 
 

وی همان کسی است که شرکتش بر سر دور زدن تحريم‌ها و تجارت با ايران مورد تحريم ايالات متحده قرار گرفته و دولت نتانياهو را تا مرز استيضاح پيش برده است.
خبرنگاران سبز/ ایران در جهان:
خبر ارتباط بازرگانی یک شرکت اسراییلی به مدیریت بردارن اوفر طی چند هفته گذشته سرخط اخبار بسیاری از رسانه‌ها را تشکیل داد و شگفتی گروه‌های مختلف سیاسی را بار آورد. اکنون «دیپلماسی ایرانی» خبر درگذشت مدیر این شرکت را با عنوان «مرگ مرموز مالک شرکت اوفر» گزارش می‌دهد. بر اساس این گزارش سامی اوفر (عوفر)در سن ۸۹ سالگی در حالی که مبتلا به سرطان بوده است درگذشته است. 

متن کامل گزارش را در زیر بخوانید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سامی عوفر، بازرگان مشهور اسرائيلی که رياست شرکت برادران عوفر را بر عهده داشت روز جمعه در سن ۸۹ سالگی به طور مرموزی از دنيا رفت.

وی همان کسی است که شرکتش بر سر دور زدن تحريم‌ها و تجارت با ايران مورد تحريم ايالات متحده قرار گرفته و دولت نتانياهو را تا مرز استيضاح پيش برده است.

موتی شيف، سخنگوی شرکت برادران عوفر در گفتگو با فرانس پرس در اين باره گفت: «سامی عوفر صبح روز جمعه پس از آن که سال‌ها با بيماری سرطان دست به گريبان بود از دنيا رفت.»

وی از گفتن هر گونه اطلاعات بيشتر در اين زمينه خودداری کرد. مسئله‌ای که باعث شده بسياری از کارشناسان و رسانه‌های اسرائيلی مرگ او را مشکوک بدانند. عوفر به رغم رنج بردن از بيماری سرطان حالش خوب بود و سر کارش حاضر می‌شد، اعلام ناگهانی مرگ او پرسش‌های بسياری را به وجود آورده است.

بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير اسرائيل ساعاتی پس از اعلام مرگ عوفر به خانواده او تسليت گفت و او را مردی به معنای واقعی کلمه صهيونيست توصيف کرد.

عوفر متولد رومانی بود و خانواده اش در سال ۱۹۲۲ در حالی که او کودکی خردسال بود به بريتانيا مهاجرت کرده بودند. وی در گذشته از سوی مجله فوربس جزء صد ثروتمند دنيا شناخته شده بود.

وزارت امور خارجه امريکا مدعی است که مجموعه عوفر به همراه شرکتی ديگر وابسته به همين شرکت موسوم به تانکر پسفيک که مقر آن در سنگاپور است در ماه سپتامبر سال گذشته ميلادی تحريم‌های وضع شده عليه ايران را دور زده و به يک شرکت ايرانی نفت‌کش فروختند. شرکت برادران عوفر اين اتهام را رد کرده و تصميم ايالات متحده را ارتکاب به اشتباهی تاسف‌آور توصيف کرده است. به فاصله ۱۰ روز پس از اعلام اين خبر است که اعلام می‌شود سامی عوفر، مالک شرکت عوفر مرده است.

منابع خبری اسرائيلی اعلام کرده‌اند که در طول سال گذشته ميلادی تا کنون اين شرکت ۱۳ بار با ايران معامله تجاری داشته است. همچنين برخی رسانه‌های اسرائيلی ادعا کرده‌اند که نزديک به ۲۰۰ شرکت اسرائيلی با واسطه کشوری سوم با ايران تماس تجاری برقرار کرده‌اند. مسئله‌ای که باعث شده تا کميسيون اقتصادی کنست اسرائيل جلسه فوق العاده تشکيل دهد و دولت نتانياهو را مورد بازخواست قرار دهد.

رافی ايتان، رئيس سابق موساد هشدار داده است که احتمالا شرکت برادران عوفر همکاری گسترده‌تری با ايران داشته‌ ولی سازمان امنيت موساد از وجود اين همکاری‌ها خبر نداشته است.

يوسی ملمان، روزنامه‌نگار، نويسنده و پژوهشگر امور امنيتی در اسرائيل در اين باره گفت: «انجام چنين معاملاتی به هيچ وجه قابل قبول نيست و امنيت اسرائيل را زير سوال می‌برد. ظاهرا تجسسی در کار بوده و برادران عوفر می‌خواهند برای مخفی نگه داشتن اصل موضوع همه چيز را به هم بريزند تا همه چيز مخفی بماند. اعلام مرگ ناگهانی سامی عوفر را در همين راستا بايد دانست.»
بر اساس قانون اساسی اسرائيل ايران دشمن اين رژيم محسوب می‌شود و هر گونه همکاری به آن به معنای زير پا گذاشتن قوانين اسرائيل است و خاطيان بايد مجازات شوند.

اين در حالی است که رژيم اسرائيل سال‌ها است ايران را به خاطر برنامه‌های هسته‌ای‌اش مورد اتهام‌های واهی قرار می‌دهد و از مجامع جهانی می‌خواهد که تحريم‌های بيشتری متوجه ايران کنند. با کشف اين حقيقت که شرکت‌های اسرائيلی به صورت غير مستقيم با ايران همکاری دارند، فضاحتی برای اين رژيم به وجود آورده تا آن جا که احتمال استيضاح نخست‌وزير اسرائيل در کنست وجود دارد.

برخی منابع خبری اسرائيلی می‌گويند فشارهای اقتصادی که اين روزها باعث وخيم شدن وضعيت شرکت‌های مختلف اقتصادی اين رژيم شده باعث شده تا بسياری از شرکت‌های اسرائيلی تحريم‌ها را دور زده و به کمک کشورهای سوم به فکر همکاری با ايران بيفتند.

 
 

دیوان عالی کشور ایران از سوی یک سازمان حقوق بشری بین‌المللی به عنوان ضدزن‌ترین سیستم قضایی جهان معرفی شد.   سازمان ارتباطات جهانی زنان که این انتخاب را انجام داده است، یک سازمان غیرانتفاعی حقوق بشری بین‌المللی است که در بسیاری از کشورهای جهان دفاتر منطقه‌ای دارد. پیگیری‌های خبرنگاران سبز نشان داد در بیانیه سازمان ارتباطات جهانی زنان نامی از غلامحسین محسنی‌اژه‌ای به چشم نمی‌خورد.
خبرنگاران سبز/ حقوق بشر:
سازمان ارتباطات جهانی زنان، اکثریت قضات دیوان عالی کشور ایران را به عنوان «ضد زن ترین قضات جهان» معرفی کرد. پیش از این برخی سایت‌های خبری غلامحسین محسنی‌اژه‌ای را به عنوان ضدزن‌ترین قاضی جهان معرفی کرده بودند(+) که پیگیری‌های خبرنگاران سبز نشان داد در بیانیه سازمان ارتباطات جهانی زنان نامی از وی به چشم نمی‌خورد. (+)
 

سایت عدالت برای ایران گفته است به غیر از محسنی اژه‌ای، بیست و سه قاضی دیگر از کشورهای گوناگون جهان همچون اسپانيا، کلمبيا، انگليس، آرژانتين، السالوادور، فيليپين، کنيا، مکزيک، کانادا، اکوادور و کامبوج برای اين جايزه کانديد شده بودند که در این میان اژه‌ای موفق شد گوی سبقت را از همکاران دیگر ضد زن خود برباید.  اين سومين سالی است که سازمان ارتباط جهانی زنان جايزه بين المللی چماق را به ضد زن ترين قضات اهدا می کند. (+)

 انتخاب امسال به دلیل صدور رای غیر عادلانه دیوان عالی کشور ایران در خصوص محدود ساختن طلاق برای زنان انجام شده است. در مهر ماه  ۱۳۸۹ دیوان عالی کشور رایی صادر کردکه به موجب آن، اگر زنی ناشزه شود، يعنی از خواسته های جنسی شوهرش اطاعت نکند و خانه او را ترک کند، ديگر نمی تواند از حق طلاقی که به موجب شروط ضمن عقد به دست آورده استفاده کند، حتی اگر شوهرش همسر ديگری اختيار کرده باشد. به اين ترتيب، اگر زنی در اثر اختلاف با همسرش، او را ترک کند و شوهر، بدون کسب اجازه از او، زن ديگری بگيرد، زن اول که ناشزه حساب می شود حتی نمی تواند به استناد شروط ضمن عقد، طلاق بگيرد. اين در حالی است که طبق قوانين ايران، شوهر نه تنها از حق داشتن چند همسر برخوردار است بلکه هرگاه بخواهد، حتی بدون ارائه هيچ دليلی می تواند زن خود را طلاق دهد. براساس متن رای که در روزنامه رسمی منتشر شده است، آيت الله محسنی اژه ای، پيش از اينکه اکثريت قضات اظهار نظر کنند، موافقت خود را با از ميان رفتن حق طلاق زنان براساس شروط ضمن عقد اعلام کرده است. (+)


سازمان ارتباطات جهانی زنان یک سازمان غیرانتفاعی حقوق بشری بین‌المللی است که در بسیاری از کشورهای جهان دفاتر منطقه‌ای دارد. (+) هيات داوران اين جايزه، ليديا کاچو ريبيرو، روزنامه نگار و نويسنده مکزيکی که به دليل تاثيرات کارش بر وضعيت حقوق بشر و عليه خشونت جنسيتی جوايز متعدد برده است، بالتازار گرازون، قاضی ديوان عالی اسپانيا و مشاور ديوان بين المللی کيفری، که حکم دستگيری پينوشه، ديکتاتور سابق شيلی را صادر کرده است، و پاتريشيا سلر، دادستان ديوان بين المللی يوگسلاوی سابق و مشاور اين ديوان در زمينه جنسيت بوده و همچنين معاون دادستان ديوان رسيدگی به جنايات جنگی عليه زنان در ژاپن بوده است، هستند.

 
 

علی خامنه‌ای و آیت‌الله سیدحسن خمینی دو سخنران مراسم بیست و دومین سال درگذشت آیت‌الله خمینی بودند. این دو در سخنانی که به فاصله چند دقیقه از یکدیگر انجام شد، دو دیدگاه متفاوت درباره «گفتمان دشمن» ارائه کردند. سیدحسن خمینی «دشمن گفتن» را موجب محرومیت از برکات دانست و خامنه‌ای مانند همیشه بارها از کلمه «دشمن» در سخنان خود استفاده کرد 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
سیدحسن خمینی، در مراسم بیست و دومین سال درگذشت آیت‌الله خمینی سخنرانی کرد. وی بخش عمده‌ای از سخنان خود را به تحولات منطقه و دموکراسی‌خواهی ملل خاورمیانه اختصاص داد. با این‌حال او در بخشی از سخنانش از «دشمن گفتن» برخی انتقاد کرد و در حضور خامنه‌ای گفت:« ما همه دوره‌ای در اين دنيا هستيم و بعد از اين دنيا خواهيم رفت اما آنچه از ما به يادگار می‌ماند همين تذکار خير است پس چه بهتر که با پرهيز از دروغ، تهمت، غيبت، کينه‌ورزی، دشمن‌ گفتن، بد مردم را خواستن و بی‌ادبی کردن خود را از برکات اين تذکار خير محروم نکنيم.» (+

پس از سخنان آیت‌الله سیدحسن خمینی،  علی خامنه‌ای در سخنانی مانند همیشه بارها از «گفتمان توهمی دشمن» استفاده کرد. وی گفت:« عقل اقتضا نمی کند که از کيد دشمن غافل شويم. هرچه در مقابل دشمن کوتاه بياييم پشتوانه عظيم در ملت را از دست خواهيم داد.» او اضافه کرد:«دشمنان ما تصور می کردند که با رحلت امام آغاز فروپاشی انقلاب آغاز خواهد شد.» وی در خصوص وقایع تیرماه هفتاد و هشت نیز گفت:« تا سال ۷۸ برنامه ريزی ۱۰ ساله کردند و ۲۳ تير مردم آمدند توطئه دشمن را در يک روز باطل کردند» (+)

 
 

ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
در حاليکه شورای هماهنگی راه سبز اميد از مردم دعوت کرده است تا در روز ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر، بياد زنجيره سبز اميدی که ميدان راه آهن را به ميدان تجريش پيوند داد،با راهپيمايی سکوت خود در پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک دست به اعتراضی نمادين بزنند و در ساعت ده همان شب بر روی بامها ندای الله اکبر سر دهند، زندانيان سياسی زندان رجايی شهر نيز در بيانيه ای از مردم خواسته اند که رهبران سبز را تنها نگذاشته و در روز بيست و دو خرداد حماسه ای ديگر بيافرينند.

اما در اين بين اختلاف نظر برای چگونگی برگزاری اين راهپيمايی سکوت يا اعتراض همراه با شعار در بين کنشگران و فعالين جنبش سبز برقرار است و کماکان در حال بررسی و مشورت برای برگزاری شايسته و ميليونی اين روز تاريخی است.

همچنين صفحه فيسبوک ۲۵ بهمن نيز با نظرسنجی در بين خوانندگان خود برای تداوم اعتراضات در خرداد پر حادثه ، روزهای ۲۳، ۲۴ و ۲۵ خرداد را پيشنهاد داده است .

در نامه زندانيان سياسی رجايی شهر آمده است: ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.

متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:

مردم شريف ايران، همراهان جنبش سبز

ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.

اما متاسفانه آنهايی که بايد بشنوند و عمل کنند گوش ها و چشم های خود را بسته اند و چون هميشه فرياد تظلم خواهی ما را بی پاسخ گذاشتند.

اما صدای "هل من ناصر ينصرنی" را هميشه کسانی هستند که بشنوند و پاسخ دهند و شما مردم ايران همان کسان هستند که هيچ گاه ياران و همراهان خود را تنها نمی گذاريد و مارا در ادامه اين راه ياری کرديد. صدای تظلم خواهی مارا شما مردم شنيديد و درد و رنج خانواده های مارا در ک کرديد.

اينک بنا به درخواست پدرانه حضرت آيت الله بيات زنجانی ، جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای سيد محمد خاتمی و همچنين بنا بر درخواست دوستان و همراهانمان در جبهه مشارکت ايران اسلامی ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ، جوانان احزاب اصلاح طلب و رسانه های سبز اعتصاب غذای خود را در روز دوشنبه ۱۶ خرداد می شکنيم.

ما اين اعتصاب غذا را به ياد شهدای راه آزادی خصوصا شهدای سبز پس از انتخابات مخدوش ۲۲ خرداد ۸۸ می شکنيم اما قسم به خون شهدايمان که لحظه ای دست از آرمان ها و خواسته های خود بر نمی داريم و تا آخر اين راه سبز و استوار ايستاده ايم.

همچنين ما از مردم شريف ايران و جوانان سبز اين سرزمين می خواهيم که رهبران و ياران خود را تنها نگذاراند و در اعتراض به حصر دو رهبر خود جناب مهندس مير حسين موسوی و شيخ مهدی کروبی و همسران سرافرازشان خانم ها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی و همچنين در اعتراض به تمامی ظلم های رفته بر اين سرزمين خصوصا در اين دو سال اخير دعوت شورای هماهنگی راه سبز اميد را لبيک گويند و خيابان ها را از حضور خود خالی نگذارند و در ۲۲ خرداد حماسه ای ديگر بيآفرينند.

و تِلکَ الأیّامُ نُداوِلُها بَينَ النّاسِ و لِیَعلَمَ اللهُ الّذينَ آمَنوا و یَتَّخِذَ مِنکُم شُهداءَ والله لا یُحِبُّ الظّالِمينَ آل عمران، ۱۴۰

مهدی محموديان – رسول بداغی – عيسی سحرخيز – کيوان صميمی




 
 

بازار تلاش مذبوهانه افسران جنگ نرم برای بی‌اعتبار کردن رسانه‌های جنبش سبز بسیار داغ است. ارتش سایبری در این راه بارها به جعل سایت‌های خبری معروف جنبش روی آورده که هربار نیز این توطئه با شکست مواجه شده است. خبرنگاران سبز به بررسی یک نمونه از این جعل‌ها که اخیرا در مورد سایت جرس صورت گرفته می‌پردازد. 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
تقلب در ایجاد سایت‌های خبری مخالفان از سوی ارتش سایبری، کار جدیدی نیست. چندی پیش سایت سهام نیوز تقلبی راه‌اندازی شد که خوشبختانه با هوشیاری کاربران، بساطش برچیده شد. به تازگی اما سایت خبری جدیدی با ظاهری کاملا مشابه جنبش راه سبز(جرس) آغاز به کار نموده است.

مطالب و اخبار این سایت خبری نشان از وابستگی آن به حامیان سیدعلی خامنه‌ای دارد. ظاهر و الگوهای به‌کار رفته در آن کاملا شبیه سایت جرس است و حتی نشانه (لوگو) سایت جرس را نیز جعل نموده است. دامنه اینترنتی این سایت، نسبت به سایت اصلی یک حرف e اضافه دارد.

در حالی که دامنه سایت واقعی جرس در نشانی http://www.rahesabz.net موجود است، نشانی سایت تقلبی تاسیس شده توسط عوامل سایبری و جنگ نرم http://raheesabz.net می‌باشد.

پیگیری‌های خبرنگار خبرنگاران سبز نشان از آن دارد که اگرچه این نشانی اینترنتی با آدرسی مجعول  در شهری کوچک واقع در شرق کشور استرالیا ثبت شده، ولی شماره تلفنی که برای گرفتن تائیدیه آن استفاده شده است، با پیش شماره +45 متعلق به کشور دانمارک می‌باشد. به این معنی که یکی از عوامل جنگ نرم ساکن در دانمارک یا استرالیا، با ثبت نشانی اینترنتی مشابه و بدون رعایت حقوق معنوی اقدام به جعل نشانه جرس و فریب مخاطبان آن نموده است.

این عمل از نظر قوانین هر دو کشور دانمارک و استرالیا جرم تلقی شده و احتمالا منجر به جریمه سنگین برای فرد خاطی خواهد شد. سایت جعلی مزبور در بهمن‌ماه سال گذشته و برای مدت یک سال خریداری شده است.

 
 

"از اين پس تا فرهنگ جامعه اسلامی نشود ديگر حتی نبايد يک قانون اسلامی به تصويب رساند، زيرا، به دلايل ذکر شده چنين قوانينی پس از تصويب اجرا نخواهد شد."
خبرنگاران سبز/سیاست:
رئيس مؤسسه آموزشی و پژوهشی آيت الله خمينی اخيرا طی مصاحبه ای با ماهنامه " پاسدار اسلام " با بيان اينکه حتی در بين مسئولان نيز کسانی که واقعا ولايت فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند کم اند و حتی عده ای معتقدند اين که يک روحانی آن هم به حکم دين در رأس مسائل کشور قرار بگيرد، امری اشتباه است.، اعتراف به بی اعتباری نظریه ولایت فقیه در بطن جامعه و از بین رفتن جایگاه روحانیت در بین مردم کرده است. 

اين گفته ها در شرايطی است که طی دو سال گذشته مردم با سر دادن شعارهايی اعتراضی اصل نظريه ولايت مطلقه فقيه که منتقدين بسياری نيز در بين روحانيت داشته ، زير سوال برده اند و خواستار حذف اين جايگاه که منشاء ديکتاتوری اسلامی شده است از قانون اساسی کشور شده اند. به علاوه با توجه به اظهارات رحيم مشايی و حاميان دولت که مقام ولايت فقيه ای را بطور غير مستقيم نفی کرده اند، اين اعترافات مصباح يزدی که يکی از سرسخت ترين طرفداران اين نظريه بوده است، قابل توجه ارزيابی می شود.

مصباح يزدی در گفتگو با اين ماهنامه که در استان قم و در بين روحانيون و طلاب توضيع می شود گفته است : خطری که من احساس می کنم شديدترين خطری است که تا کنون اسلام را تهديد کرده است و آن هم از سوی نفوذی هايی است که در بين خودی ها در حال رشد هستند.
محمد تقی مصباح يزدی از روحانيون افراطی در قم از آن چه بی اعتقادی عمومی به ولايت فقيه در جامعه ناميد انتقاد کرد و خاطرنشان کرد که حتی عاليترين مقام های کشور ديگر اعتقادی به ولايت فقيه ندارند.

آيت الله مصباح يزدی در مقاله هشدار آميزی که در آخرين شماره ماهنامه "پاسدار اسلام" منتشر کرده نوشته است که نظام اسلامی ايران با بزرگترين خطر و تهديد تاريخ سی و دو سالۀ خود روبرو شده است. او از آن چه بی اعتقادی عمومی نسبت به ولايت فقيه در جامعه انتقاد کرده و سپس با استناد به برخی قراين و شواهد گفته است که حتی عاليترين مقامات کشور ديگر اعتقادی به ولايت فقيه ندارند و ترديد و پرسش های جدی نيز دربارۀ ولايت فقيه به طور نسبتاً گسترده در تمام حوزه های علوم دينی رسوخ کرده است.

اين روحانی نزديک به رهبر جمهوری اسلامی در بخش ديگری از مقاله خود تصريح کرده است که تلقی عاليترين مقامات نظام اسلامی نسبت به ولايت فقيه اين است که آيت الله خمينی با بهره گيری از فرصت انقلاب "دکانی به اسم ولايت فقيه برای آخوندهای کشور ايجاد کرد."

او سپس تاکيد کرده است: "از اين پس تا فرهنگ جامعه اسلامی نشود ديگر حتی نبايد يک قانون اسلامی به تصويب رساند، زيرا، به دلايل ذکر شده چنين قوانينی پس از تصويب اجرا نخواهد شد."

آيت الله مصباح يزدی عرف رايج در جامعۀ کنونی ايران را نقطه مقابل ارزش های اسلامی نظام حاکم دانسته و آيندۀ روحانيت را در يکی دو سال آينده بسيار تيره و تار ديده است.

 
 

اين وحشی گريها را قبلاً هم ديده بودم ولی در اين مراسم بيش از حد می نمود. نه کسی شعاری داده بود و نه کاری از کسی سر زده بود. ما را از مسير خودمان به سمت محل پارک اتومبيل باز داشتند. ناچار به يکی از خيابانهای فرعی تر رفتيم و در آنجا بود که دکتر شامخی، همسر هاله را با يکی دو همراه ديديم که سراسيمه و مستأصل ايستاده بودند. صاحب عزا که بايد در مسجد از ميهمانان پذيرائی می کرد را تا آنجا تارانده بودند.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
 تا کارهايم را در بيمارستان جمع و جور کنم، نمازم را بخوانم و راه بيافتم کمی دير شد. قصد داشتم در مراسم ختم مرحوم عزت الله سحابی که ساعت ۲ بعد از ظهر در مسجد امام حسن مجتبی(ع) در خيابان سهروردی اعلام شده بود شرکت کنم. فکر می کردم به علت ازدحام جمعيت جای پارک پيدا نخواهم کرد و بهتر است زودتر بروم. احتمال می دادم بدليل قتل هاله مراسم بدون حاشيه نباشد ولی نه آن طور که بعداً شاهد بودم. روز قبل نتوانسته بودم برای تشييع جنازه مرحوم سحابی به لواسان بروم. شايد اگر آنجا را ديده بودم می فهميدم که با چه صحنه ای مواجه خواهم شد.

خبر قتل هاله را همان روز ابتدا در ساعت ۱۰:۵۶ دقيقه صبح از طريق پيامک شبکۀ خبری دانشجو (SSN.IR) که لابد می بايست وابسته به قاتلين هاله باشد دريافت کردم. "سناريوی فتنه گران در خردادماه کليد خورد! انتساب قتل هاله سحابی (دختر عزت الله سحابی) توسط رسانه های بيگانه به نظام". خشکم زد. باورم نمی شد. تصميم گرفتم صحت خبر را بررسی کنم. اماچگونه می توانستم آن را چک کنم. در بيمارستان اينترنت در اختيار داشتم ولی شديداً فيلتر بود. ناگزير تصميم گرفتم نام هالۀ سحابی را در گوگل جستجو کنم و از همان يک خطی های نتيجۀ جستجو، کسب خبر کنم. هاله را که زدم سحابی را خودش آورد. يعنی اين اسم برای جستجوی گوگل شناخته شده است. دو خبر متناقض آمد ولی هر دو در اعلام خبر درگذشت هاله مشترک بودند. يکی گفته بود براثر حمله و ضرب و شتم نيروهای امنيتی کشته شده است و ديگری می گفت بر اثر ايست قلبی. البته هيچ دليلی بی معنی تر از ايست قلبی برای مرگ نمی توان ذکر کرد. هر مرگی با ايست قلبی همراه است.

هاله سحابی مشهور بود ولی من او را فقط يک بار از نزديک ديده بودم ، آن هم وقتی که يک ماه پيش برای عيادت پدرش به بيمارستان مدرس رفتم. تازه او را از زندان آزاد کرده بودند تا در روزهای آخر پيش پدرش باشد. پدری که بدليل کمای عميق ديگر اطرافيان را نمی ديد و نمی شناخت. متين و آرام پذيرای علاقمندان پدرش بود. همانجا برای اولين بار با دکتر شامخی همسر هاله آشنا شدم. وقتی وارد سالن بيرون ICU که پر از جمعيت مشتاق عيادت مهندس سحابی بود شدم مرا شناخت و با گرمی تمام به استقبالم آمد و بر سر بالين مهندس برد و سپس سی تی اسکن او را به من نشان داد. چنان گرم و صميمی بود که گوئی سالهاست همديگر را می شناسيم. ساعتی که آنجا بودم و توفيقی بود تا بسيار کسان را که در دو سال اخير توفيق ديدارشان را نيافته بودم ببينم، او نيز همراهيم کرد.

بار ديگر در بيمارستان مدرس به ديدار مهندس رفتم. هدف از رفتنم ديدار هاله بود تا در مورد عيادت يکی از بزرگان از مهندس، با او هماهنگی کنم ولی متأسفانه در آن ساعت هاله آنجا نبود.

پيش از رسيدن به سهروردی در بزرگراه رسالت به يکی از فرعی ها پيچيدم و همانجا پارک کردم و پياده به سمت مسجد حرکت کردم. هنوز بسيار مانده بود به سهروردی برسم که از دور ديدم موتور سواران نيروی انتظامی در حال دنبال کردن مردم هستند. يکی از افراد که از آن طرف می آمد مرا شناخت و هشدار داد که جلوتر نروم. با اين حال قدری جلوتر رفتم. در پياده رو آقای مظفری نژاد از معلمان پرسابقه و نماينده دورۀ سوم مجلس شورای اسلامی را ديدم که يک نفر زير بغلش را گرفته و دارد می آيد. همسرش هم همراهش بود. جلو رفتم و پس از سلام عليک چون بنظر می رسيد ديگر جلوتر نمی شود رفت به اتفاق آنها برگشتيم. در اين حال ناگهان دسته ای از موتور سواران در امتداد خيابان به سمت ما آمدند. ما ناخود آگاه قدری از هم فاصله گرفتيم. موتور سوارها در حاليکه دو ترک بودند و نفرهای پشتی باتومشان را در هوا حرکت می دادند با پرخاش از ما خواستند که متفرق شويم و در همين حال يکی از آنها با باطوم به بازوی آقای مظفری نژاد کوبيد.

آقای مظفری نژاد را خود قبلا معاينه کرده بودم. از تنگی کانال نخاعی که موجب کمردرد است و نيز فرسودگی پيشرفتۀ هر دو زانو رنج می برد. انسان شريفی که با اين همه درد برای بزرگداشت مرحوم سحابی آمده بود و با اين وحشی گری مواجه بود. اين وحشی گريها را قبلاً هم ديده بودم ولی در اين مراسم بيش از حد می نمود. نه کسی شعاری داده بود و نه کاری از کسی سر زده بود. ما را از مسير خودمان به سمت محل پارک اتومبيل باز داشتند. ناچار به يکی از خيابانهای فرعی تر رفتيم و در آنجا بود که دکتر شامخی، همسر هاله را با يکی دو همراه ديديم که سراسيمه و مستأصل ايستاده بودند. صاحب عزا که بايد در مسجد از ميهمانان پذيرائی می کرد را تا آنجا تارانده بودند.

با همان گرمی پيش گفته به استقبالمان آمد. وقتی يکديگر را در آغوش گرفتيم بغض امانم نداد. تسليت گفتم و گفتم خدا به شما صبر بدهد با اين همه مصيبت، و اضافه کردم حکايت، حکايت حضرت زهراست. هم به پهلويش زدند و هم ناگزير شبانه دفن شد. از تمثيل من بغض او هم ترکيد. در همين حال بوديم که يک موتور سوار لباس شخصی به ما نزديک شد و با تحکم خواست که حرکت کنيم و متفرق شويم ولی وقتی به سن و سال و وضع ما چند نفر توجه کرد از تحکم خود شرمنده شد و با لحن آرام تراضافه کرد برويد تا مشکلی برايتان پيش نيايد. گفتيم ماشينمان آن طرف است ولی گفت از آن طرف نمی شود و ما را به سمت پائين خيابان راهنمائی کرد. دکتر شامخی داستان روز گذشته را برايم شرح داد و اينکه ناگزير شده است برای آنکه جنازۀ هاله را از آنها نگيرند به شرايطشان تمکين کند. گفت کوتاه آمديم و شرايطشان را پذيرفتيم تا بتوانيم خودمان هاله را به خاک بسپريم.

دستپاچگی نيرو های امنيتی برای دفن سريع و شبانۀ هاله نياز به هر استدلال و مدرکی را که وی به شهادت رسيده است را از بين برده است.

از مسير دورتری به سمت ماشينم حرکت کردم. همچنان موتور سوارهای نيروی انتظامی در خيابانها مانور می دادند و هر از گاهی يکی از آنها نگاه تندی می کرد که گويا قصد حمله دارد. در دو خيابان دور تر از مسجد و در حالی که ديگر جمعيتی وجود نداشت. نا امنی از طرف نيروی انتظامی همچنان وجود داشت.

همه از هم می پرسيدند اين همه خشونت برای چيست و اين چه کاريست که يک مراسم ختم ساده و بی سر و صدا را تبديل به در گيری و بگير و ببند می کنند. بنظر من پاسخ اين سوال ساده است. آنها می ترسند. آنها از مردم ترسيده اند و هر اجتماع کوچکی را عليه خود تلقی می کنند و از آن می هراسند. اين وحشی گری ها نشان قدرت آنها نيست نشان ضعف و درماندگيشان است.

به اين صورت همانطور که زندگی و حيات سحابی ها مصروف دفاع از آزادی و حقوق مردم گرديد مرگ آنها نيز موجب افشای بيشتر کسانی شد که با آزادی و حقوق مردم دشمنی دارند. رحمت خداوند بر آنها باد که زندگی و مرگشان در خدمت آئين و ملت بود.

همين الآن، عصر جمعه، که اين نوشته را به پايان بردم متوجه شدم از آقای مظفری نژاد تلفن داشته و متوجه نشده ام .زنگ زدم خانمش گوشی را برداشت. گفتم با من کاری داشتيد؟ گفت آری ديروز محمدمان را همانجا زده و برده بودند. امروز آزادش کردند ولی يک طرف صورتش هنوز بی حس است و دکتر گفته است بايد سی تی اسکن بشود ولی همه جا تعطيل است. از من کمک می خواست که اين کار انجام بشود.

گفت به صورتش ضربه زده بودند و دچار خونريزی از بينی شده بود و بعد که خونريزی بند آمده بود دوباره زده بودندش. گفتم آقای مظفری نژاد چه طور؟ .جای باطومش چه طور است. گفت کمی درد می کند. خدا رحم کرد به آن طرف که باطری قلبش را گذاشته اند نزدند. با اندوه گفتم خدا آخر و عاقبت اين ملت و اين کشور را به ختم به خير کند.

خدايا فقط دلمان خوش است که تو خود شاهدی!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نقل از کلمه

 
 

سخنرانی جمعه شب احمدی‌نژاد در آرامگاه امام خمینی حاشیه‌هایی مهمتر از متن داشت. شعارهای متفاوت گروه‌های حاضر در محل که برخی در حمایت از احمدی‌نژاد و برخی غیر مستقیم بر علیه او و در حمایت از خامنه‌ای بود، از مهمترین این حاشیه‌ها است. عدم پخش زنده این سخنرانی از تلویزیون با وجود پیش‌بینی فارس نیوز مبنی بر اینکه گروهی بر علیه نزدیکان احمدی‌نژاد شعار خواهند داد قابل توجیه بود. اما احمدی‌نژاد در این سخنرانی جدا از حاشیه‌هایش، حرفی برای گفتن نداشت. وی برای چندمین بار در طی شش سال گذشته، باز هم پیش بینی کرد که آمریکا به زودی «ساقط!» خواهد شد.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
سخنرانی جمعه شب احمدی‌نژاد در آرامگاه آیت‌الله خمینی بارها با شعارهای حامیان خامنه‌ای قطع شد. این سخنرانی با شعار «مشایی حیاکن، احمدی رو رها کن» آغاز شد. در خلال سخنرانی وی و در حالی که گروهی از حامیان احمدی‌نژاد شعار «احمدی، احمدی، حمایتت می‌کنیم» گروه دیگری شعار معنادار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر داده بودند.

در طول مراسم بارها سخنان وی با شعارهای گوناگون حامیان وی و یا حامیان خامنه‌ای قطع شد. این شعارها باعث شد تا احمدی‌نژاد در میانه سخنرانی بگوید:«حرف‌هایم به جایی می‌رسد که باید خیلی شعار بدهید!» در پایان سخنان وی، حامیان خامنه‌ای با شعار «این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده» اعلام کردند که برای سخنان احمدی‌نژاد به آرامگاه امام خمینی نرفته‌اند.

به گزارش خبرنگاران سبز پراهمیت‌ترین بخش سخنان احمدی‌نژاد جایی بود که رسما اعلام کرد:«آمریکا رفتنی است و به زودی ساقط خواهد شد!»(+) این سخنان در حالی گفته شد که دو سال پیش در چنین شبی مهندس میرحسین موسوی در یک مناظره رو در رو با احمدی نژاد، نسبت به چنین ادبیات و پیش‌بینی‌هایی که متاسفانه سیاست خارجی کشور بر آن‌ها استوار می‌شود انتقاد نموده بود.

در حالی که مجری شبکه خبر تلویزیون به دروغ اعلام کرد که سخنرانی احمدی‌نژاد به طور مستقیم پخش می‌شود، ولی این سخنرانی با پانزده دقیقه تاخیر پخش می‌شد.(+

 
 

عبدالعلی نمازی یکی از امام جمعه‌های حکومتی که توسط علی خامنه‌ای منصوب شده است، از اطلاعیه دفتر خامنه‌ای و سپاه پاسداران مبنی بر تکذیب برخی اظهاراتش شدیدا انتقاد کرد. وی که خود را فقیه می‌داند خطاب به سپاهیان گفته است که آنان تنها مقلد هستند و حق ندارند به فقیه نسبت دروغ‌گویی بدهند. او اعلام کرد صادر کننده اطلاعیه سپاه، مستحق هشتاد ضربه تازیانه است. 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
عبدالعلی نمازی، امام جمعه منصوب رهبر در کاشان، در خطبه‌های نماز جمعه این هفته کاشان نسبت به تکذیب اظهارات قبلی‌اش در جلسه درس خارج فقه توسط دفتر خامنه‌ای و سپاه پاسداران انتقاد کرد. او هفته گذشته گفته بود خامنه‌ای دستور بازداشت اعضای تيم احمدی‌نژاد را صادر کرده و تاکنون به درخواست فرمانده سپاه مبنی بر بازداشت رحيم‌مشايی پاسخ مثبت نداده است. این اظهارات در سایت شخصی نمازی به نام سفیر ولایت منتشر شد. به فاصله کمی این سایت از دسترس  خارج شد و دفتر خامنه‌ای و روابط عمومی سپاه در اطلاعیه‌های جداگانه این اظهارات را تکذیب کردند.

نمازی در خطبه‌های نماز جمعه این هفته نسبت به این اطلاعیه‌ها انتقاد کرد. (+) وی گفت:« بنده از هر دو اطلاعيه گلايه دارم. هم اطلاعيه روابط عمومی سپاه و هم دفتر مقام معظم رهبری» وی خطاب به نویسندگان اطلاعیه سپاه تعابیر تندتری را به‌کار برد و افزود:«بنده به اين آقايان ميگويم که مواظب باشيد شما فقيه نيستيد و تنها مقلد ميباشيد. واژه تکذيب يعنی دروغ، دروغ را نسبت به يک فقيه ميدهيد و اين بار حقوقی و فقهی دارد. تکذيب گناه کبيره است اگر مطابق با واقع نباشد و کسی که گفته است از نظر شرعی هشتاد ضربه شلاق دارد. اسلام به اين سادگی نيست که هر کس هر چيز را بگويد. اصلاح خطا، اين نيست که شما نسبت کذب دهيد»

وی در ادامه با برشمردن فهرستی از خدمات خود برای حکومت گفت:«برخی جاها انسان ناگزير است که مطلبی را بيان کند اما کسی که تنها يک پاسدار است در حريم يک فقيه وارد می شود؟!. کسی که پنجاه سال در اسلام زحمت کشيده است. قبل از آنکه شما بياييد بنده در دوران دفاع مقدس که هشت سال بود، من نه سال در جبهه ها بودم»

او ادامه داد:« در دوران دولت اصلاحات که در دانشگاهها عوامل منحرف تئوری ولايت فقيه را دانشگاه تهران زير سوال برده و حزب الله را بمباران کردند هيچ يک از مسئولين قدرت پاسخ به شبهات را نداشتند اما بنده در سپاه دوازده جلسه سخنرانی شبهات را پاسخ دادم که بعدها به صورت يک کتاب منتشر شد. دورههای طرح بصيرت سرداران هم همينگونه بود که مقام معظم رهبری به فرماندهان دستور دادند که از فلانی در دورههای طرح بصيرت استفاده کنيد. شما کجا بوديد؟ اينگونه وارد حريم يک فقيه و خدمتگزار که هميشه در خط مقدم بوده است وارد ميشويد؟ در قضيه فتنه سال ۸۸ همه شاهد بوديد. آيا اين صحيح است؟»

نمازی در پایان گفت:«بنده گلايه دارم و شکايت اين آقايان را انشاءالله بعد از سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) خدمت مقام معظم رهبری خواهم کرد. گلايه دفتر را هم خدمت آقا عرض خواهم کرد. هرچند برخی آقايان تماس گرفته و گفتند منظور شما نبوديد و قضيه چيز ديگری بوده است ولی مردم آنچه منعکس شده را می بينند. کاری به نيت شما ندارند.»

گفتنی است مطالبی که هفته گذشته توسط نمازی گفته شده بود، اینک از سایت شخصی وی حذف شده است (+) ولی دسترسی به سایت وی مجددا برقرار شده است. این سایت در اطلاعیه‌ای علت از دسترس خارج شدن سایت را «مشکلات فنی» عنوان کرده و افزوده است:« دسترسی سايت به جهت مشکلات فنی و سرور بوده است که اکنون با رفع مشکل صفحه در دسترس ميباشد؛ و هيچگونه تعمد و يا اخلالی، ازجانب هيچ فرد و گروهی در بين نبوده است.» (+)

یادآوری می‌شود  از سال ۱۳۷۲ تاکنون، شورای سياستگذاری ائمه جمعه، کار انتخاب ائمه جمعه شهرها را بر عهده دارد. اعضای اين شورا مستقيما توسط علی خامنه‌ای انتخاب می‌شوند. بنابراين تمامی ائمه جمعه کشور را می‌توان منصوب شخص علی خامنه‌ای دانست. (+)

 
 

هتاکی ها به سرکار خانم امانی ( عروس پروين طالقانی ) تا حدی شديد و تاسف بار بوده است که مامورين لباس شخصی چادر و روسری از سر ايشان کشيده و شروع به فحاشی و ضرب و شتم ايشان نموده اند.
خبرنگاران سبز/سیاست: 
در مقابل مسجد حجت ابن الحسن در خيابان سهروردی شمالی تهران محل برگزاری مراسم ختم سحابی ها، نيروهای حکومتی ايران به شدت با خانم امانی ( عروس پروين طالقانی ) برخورد کرده و به وی تعرض نموده اند. شدت برخورد با ايشان به حدی بوده است که مامورين لباس شخصی چادر از سر ايشان کشيده و نسبت به خود و خانواده ايشان فحاشی نموده اند.

اين دومين باری است که نيروهای لباس شخصی پرمدعای نظام جمهوری اسلامی در اذهان عمومی برای بی آبرو کردن يک خانم حجاب از سر او می کشند تا به نوعی عقده گشايی کنند . پيشتر در نماز جمعه ۲۶ تير هاشمی رفسنجانی نيز نيروهای لباس شخصی در حوالی حافظ به وليعصر، حجاب را از سر شادی صدر کشيده بودند و با کشان کشان او را سوار بر ماشين کرده بودند.

به گزارش تحول سبز، روز گذشته در مقابل مسجد حجت ابن الحسن واقع در خيابان سهروردی شمالی با تمامی شرکت کنندگان برخورد شده و برخی نيز مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفتند.

بر اساس گزارش رسيده سرکار خانم امانی ( عروس پروين طالقانی ) به شدت مورد هجوم و هتاکی مامورين امنيتی و لباس شخصی قرار گرفته است. خانم امانی که به جهت حضور در مراسم مهندس عزت الله سحابی و شهيد هاله سحابی در محل مسجد حجت ابن الحسن واقع در خيابان سهروردی شمالی حاضر شده بود با برخورد بسيار زشت و فحاشی های بسيار تند و رکيک از سوی مامورين امنيتی و لباس شخصی مواجه شده است.

 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به greencorrespondents-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به greencorrespondents@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته