-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

Latest news from Jaras for 01/03/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا گزینه دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



جرس: در واکنش به حضور سید مرتضی محجوبی، شیخ دراویش سلسلة نعمت اللهی گنابادی در فولادشهر اصفهان، شامگاه یکشنبه جمعی از نیروهای یگان ویژه پاسداران و ماموران لباس شخصی با حضور در محل اقامت وی در آن شهر، اقدام به ایجاد فضای رعب و وحشت، و زد و خورد با پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی کرده و اقدام به بازداشت مرتضی محجوبی نمودند.


به گزارش تارنمای مجذوبان نور، ماموران ساعت ١١و نیم شب، با شکستن دربِ منزل مسکونی حمید باقری (میزبان)،‌ به ساکنان خانه هجوم برده و پس از ضرب و شتم حاضران، آقای محجوبی را همراه با چهار تن از دراویش به اسامی حمید باقری، فرشید محجوبی، مهدی پور صدام و وحید عباس زاده دستگیر و به محل نامعلومی منتقل کردند.


دستگیری این شیخ طریقت نعمت‌اللهی گنابادی حاکی از موج تازه برای سرکوب دگراندیشان مذهبی و فکری و خصوصا دراویش سلسله گنابادی در ایران است.


همچنین به گزارش خبرگزاری "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران"، حدود ۱۵۰ نفر از درویشان در برابر زندان دستگرد اصفهان تجمع نموده و خواستار آزادی فوری آقای محجوبی شده اند و این تجمع تا زمان ارسال خبر (سحرگاه دوشنبه) کماکان ادامه داشت. 

 

گفتنی است طی سالهای اخیر فشارهای زیادی بر دگراندیشان و اقلیت های مذهبی بویژه دروایش، شدت گرفته، علاوه بر تخریب حسینه ها و ضرب و شتم و بازداشتِ جمع زیادی از آنان، احکام سنگین شلاق و حبس و تبعید نیز برای آنان صادر شده است.

 

برخوردهای سال های اخیر با پیروان سلسله دراویش نعمت الهی گنابادی که به تخریب حسینیه های دراویش در شهرهای بروجرد، قم و اصفهان انجامید از بهمن ماه سال ۱۳۸۴ و با تخریب حسینیه دراویش در قم آغاز شد.

مرحوم آیت الله حسینعلی منتظری، مرجع تقلید مردمی، همان زمان هشدار داده بود که تخریب حسینیه دراویش و اعمال فشار بر آنها توجیه شرعی ندارد.

 

همچنین فعالان و رهبران جنبش، نظیر مهدی کروبی و همچنین سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر نیز به این فشارها اعتراض کرده اند. 
 


 


جرس: چند هفته بعد از اینکه دیوان عالی کشور طی نامه ای به شعبه ٩ اجرای احکام دادگاه انقلاب ارومیه خواهان اجرای حکم اعدام حسین خضری گردید، شامگاه یکشنبه ١٢ دی ماه ٨٩، منابع خبری اعلام کردند که ماموران اداره اطلاعات ارومیه با مراجعه به زندان مرکزی ارومیه، این زندانی سیاسی را به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.


بنا به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین خضری زندانی سیاسی محکوم به اعدام، شامگاه یکشنبه همراه با ماموران اداره اطلاعات به مکان نامعلومی منتقل شد.

گفتنی است چندی پیش دیوان عالی کشور در نامه ای به شعبه ٩ اجرای احکام دادگاه انقلاب ارومیه خواهان اجرای حکم اعدام حسین خضری شده بود و در حالیکه این نامه به رویت وکیل این زندانی اعدامی رسید، وی به طرز مشکوکی از برعهده گرفتن وکالت این زندانی انصراف داد.


حسین خضری، چندی پیش طی نامه ای به افکار عمومی و سازمان های و نهاد های حقوق بشری، خواهان پیگیری طرح شکایت خود از دستگاه اطلاعاتی، سپاه پاسداران و دستگاه قضایی شده و در بخشی از نامه خود گفته بود به مدت ۴٩ روز در سلول های انفرادی سپاه و در بازداشتگاهی مخفی که زیر نظر سازمان زندان ها نیست به شدت شکنجه و وادار به اعتراف شده است.

 

 

 


 


 جرس: دکتر علی موسوی از اعضای سازمان جوانان حزب «پان ایرانیست» از سوی دادگاه انقلاب به شش سال و نیم حبس تعزیری و ٧۴ ضربه شلاق و جریمه نقدی محکوم شد.


به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی، این فعال سیاسی را به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام"، به شش سال و نیم حبس تعزیری و ٧۴ ضربه شلاق و سه میلیون ریال جریمه نقدی محکوم کرد.


در همین زمینه تارنمای حزب پان ایرانیست اعلام کرد که "این رای خارج از عرف حقوقی و قضایی، به ایشان ابلاغ نگردیده و تنها به صورت حضوری به رویت وی رسیده است."

 


 



  جرس: خبرگزاری فارس نوشت انجمن دانش آموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران با انتشار لیستی از ۷۲ خواص با بصیرت تجلیل كرد نکته جالب توجه اینکه علیرغم کوشش فراوان از 72 تن خواص بابصیرت 31 نفرشان کاملا ناشناسند. فهرست 44 افرادی را ما با زحمت فراوان توانستیم شناسائی کنیم به قرار زیر است البته در این 44 نفر مشاهیر خواص بابصیرت وحید یامین پور و فاطمه رجبی جزء مشاهیر ایشان محسوب شده است توجه با این لیست نشان می دهد که چه کسانی با چه ضریب هوشی بر ملت ایران حکومت می کنند. غیبت احمدی نژاد و مشائی نشان می دهد که این لیست توسط اصول گرایان مخالف دولت تنظیم شده است. بیخود نیست می گویند علی تنهاست، رهبری که با این تعداد خواص با بصیرت کشور را اداره کند سرنوشتی بهتر از این نخواهد داشت    آیت الله نوری همدانی
 آیت االله محمد یزدی
 آیت االله مصباح یزدی
 آیت االله مهدوی كنی
 آیت االله علم الهدی
 آیت االله خزعلی
 آیت االله جنتی
 حجت الاسلام پناهیان    حجت الاسلام حمید رسایی   حجت الاسلام روح الله حسینیان   حجت الاسلام سید احمد خاتمی  حجت الاسلام رحیمیان   حجت الاسلام مهدی طائب   حجت الاسلام محمدیان نماینده رهبری در دانشگاهها
 حسن رحیم پور ازغدی   سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه
 سردار باقرزاده ترویج آثار دفاع مقدس
 حسن عباسی  مهدی كوچك زاده  علیرضا زاكانی  حسین كچویان  غلامعلی حداد عادل  زهره الهیان  حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی  حسین فدایی   غلامحسین الهام    عبدالحسین روح الامینی  عباس سلیمی نمین   حمیدرضا مقدم‌فر مدیرعامل خبرگزاری فارس
 محمدجواد لاریجانی   حسین شریعتمداری  محمدحسین صفار هرندی  سید علیرضا مرندی نماینده   سعید حدادیان مداح
 مسعود رضایی  وحید یامین پور مجری
 سید نظام الدین موسوی مدیرمسئول روزنامه جوان
 حسین قدیانی  خانم فاطمه رجبی    علیرضا قزوه شاعر
 فرج الله سلحشور فیلمساز
 علی معلم دامغانی شاعر
 علیرضا افتخاری خواننده

 


 


 جرس: در واکنش به حملات و تهدیدهای رسانه ای و اظهارات مقامات حکومتی نسبت به فعالان و رهبران جنبش سبز در تریبون های رسانه ملی، مهدی كروبی طی نامه ای خطاب به مردم ایران خاطرنشان کرد از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از دادگاه مورد ادعای حکومت استقبال می کنم.


به گزارش سحام نیوز، كروبی در بخشی از این نامه آورده است: ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است.


متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت و شریف و آزاد یخواه ایران

مدتی است که در رسانه ملی ، مطبوعات اقتدارگرایان، برخی خطبه های نماز جمعه و نطق برخی نمایندگان، بلوایی به پا شده و به ماشین اتهام زنی به چهره هایی تبدیل شده است که سرمایه عمر خود را صرف سرافرازی و پیشرفت ایران و اسلام کرده اند. بعد از این همه اتهام زنی و دروغگویی که گویا در این سالها به سکه ای رایج تبدیل شده، در این میان رسانه ملی در برنامه « دیروز، امروز، فردا» با دعوت از دو تن از چهره های شناخته شده اتهام زنی ها را به اوج خود رساند. دریغ که رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانه ای کاملاً انحصاری و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته و مجموعه ای خارج از صدا و سیما، مدیریت فکری و سیاسی آن را در دست گرفته اند. اینچنین است که گویی ماه ها پس از طرح مسئله «خواص بی بصیرت» و به رغم ارعاب و تهدید و فشار چهره های سیاسی و روحانی و فرهنگی برای تایید این طرح، توفیقی حاصل نشده و چاره در این تعریف می شود که رسانه ملی، یک هفته همراه و پشتیبان مطبوعات و برخی خطبه های نماز جمعه و محافل مختلف یک هفته تمام سفره اتهام زنی و دروغگویی خود را پهن کند و دروغ بر دروغ انبار کند.
صحبت ها، تهمت ها و به اصطلاح مناظره ها در این برنامه به دو بخش تقسیم شد؛ یک بخش مربوط به مسئله رفت و آمد و نشست های خارجی که من در این جریان نیستم و قاعدتاً بزرگان و گروههای سیاسی که مورد خطاب قرار گرفتند چنانچه صلاح بدانند توضیح خواهند داد.
لکن در بخش دوم چون شمول آن کل جنبش و به قول آقایان کسانی که در فتنه نقش داشتند، بود و من به عنوان عضوی از اصلاحات و جنبش، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم:
١- شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی به کرات از تعریف دولت های خارجی و اپوزوسیون ومنافقین از سران جنبش سخن گفتند و این اتفاق را دلیلی بر خروج سران جنبش از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران فرض کردند. از آنها می پرسم چگونه است که واکنش ها و موضع گیری های برخی رسانه ها و چهره های خارجی از برخی اقدامات شما، به سند افتخاری در دستتان و سوژه ای برای تبلیغاتتان تبدیل می شود و از طرف دیگر واکنش و موضع گیری رسانه ها و چهره های خارجی از دیگران سند وابستگی آنها شناخته می شود؟ مگر قبل از پیروزی انقلاب امام در نجف و پاریس مصاحبه نمی کردند که اولین مصاحبه ایشان با لوموند فرانسه در نجف بود؟ چطور رادیو کمونیست های ایرانی كه در آلمان شرقی از حرکت بزرگان انقلابی تمجید می کرد، ابراز خوشحالی می کردیم. آیا با این خوشحالی می بایست سردمداران انقلاب وابسته به کمونیست ها می شدند؟ همچنین در رادیو بغداد یك روحانی با نام ونشانی صحبت می کرد همه کشور و بزرگان خوشحال می شدند. هر حکومتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند و مطبوعات و رسانه های خارجی نیز بر اساس گرایش ها و گروههای سیاسی خود حرکت می کنند. لذا خود شما هم بر اساس منافع ملی خود کار می کنید و آیا توجه به مسلمانان چچن و چین به همان اندازه ای است که به مسلمانان در لبنان و فلسطین وعراق و افغانستان ؟! چنانچه مطبوعات و صدا و سیمای کشورمان عادلانه برخورد می کرد رسانه های خارجی کمتر میدان داری کرده و مردم نیز کمتر به آنها توجه می کردند. نیازی به تاکید نیست که ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجی ها نداریم و هر آنچه می گوییم و می کنیم بر سبیل وظیفه ای است که بر دوش خود احساس می کنیم و اگر آنها از ما صحبت و یا تعریفی می کنند بر اساس دیدگاه خودشان است.


٢- متاسفانه یکی از چهره هایی که در به اصطلاح مناظره شرکت داشت در پاسخ به سوالی که اگر امام در قید حیات بودند با سران جنبش چه می کردند؟ وی بدون اینکه به کم و کیف و شأن نزول قضایا و اتفاقات بپردازد و توضیحات آن را برای نسل جوان بدرستی شرح دهد تمام حوادث تلخ آن زمان اعم از برخورد با کمونیست ها و منافقین مسلح، التقاطی و چپ ها، کودتاگران و مرجعی که به تعبیر ایشان در ابتدا از امام مهمتر و نفوذ بیشتری داشت و توضیحاتی که باید در این خصوص داده می شد،متاسفانه همه را منتسب به رهبری انقلاب کردند و نتیجه گرفتند که با سران جنبش به قول خودشان «سران فتنه» نیز باید اینگونه برخورد کرد!
با این حال پاسخ من، مهدی کروبی به پرسش شما چنین است و اکنون که دوستان ما را مجالی برای حضور در رسانه ملی و پاسخگویی به اتهامات معرکه گیران نیست، پرسش های خود را خارج از آن رسانه های انحصاری با شما مطرح می کنم:

- اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمی رسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبه های نماز جمعه، نطق های نمایندگان مجلس انحصاری شود و تعدادی اتهام زن، در آن معرکه بگیرند و برای چهره های انقلابی تعیین تکلیف کنند. و البته اگر می خواهید بیشتر از مشی امام بدانید حافظه تاریخی خود را به برگزاری انتخابات مجلس سوم برگردانید و واکنش امام به اختلاف های روی داده در این انتخابات را به یاد آورید. آنگاه که اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور در اعلام نتایج آرا بالا گرفت، امام با درایت همیشگی خویش هیاتی را متشکل از اعضای شورای نگهبان و وزارت کشور و نماینده خود محمد علی انصاری انتخاب کرد و مشکل را حل کرد.

- آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیه ای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شده اند، چه می کرد؟

- هنوز در یاد داریم که در دوران دفاع مقدس، امام چگونه در مقابل رواج خرافات در جبهه های جنگ واکنش نشان دادند و از فرستادن تعدادی از کتابها به جبهه ها جلوگیری کردند. اگر معظم له زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟
- آیا اگر امام زنده بود اجازه می داد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بی احترامی شود و چه واکنشی در باب توهین های مکرر روزنامه حکومتی کیهان و تعیین تکلیف به مراجع معظم تقلید که طبق وظیفه دینی و اسلامی با خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی دیدار می کنند، نشان می داد؟

- اگر خمینی کبیر زنده بود به قوه مجریه اجازه نمی داد که مجلس را که فرمودند “در رأس امور است” اینچنین تحقیر کند.

- اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.
اگر آن پیر فرزانه زنده بود آیا فضای سیاسی کشور و رسانه ملی و مطبوعات در اختیار چند مداح معرکه گیر قرار می گرفت تا هر آنچه در توان دارند با توهین و افترا و تهمت به چهر های انقلابی و سیاسی عقده گشایی کنند؟ و برای یاران اصیل انقلاب اینچنین محدودیت ایجاد کنند؟

- اگر رهبر انقلاب زنده بود آیا در نظام اسلامی برگزاری مراسم های عزاداری و مذهبی و حتی برگزاری مراسم ختم برای نزدیکترین درگذشتگان تنها به دلیل تعلق بانیان آن مراسم ها به جنبش اعتراضی مردم ایران ممنوع اعلام می شد؟

- اگرخمینی زنده بود در مقابل حیف و میل گسترده بیت المال و رواج نهادینه شدن فساد در دستگاه های اداری و صرف نامناسب هزینه های میلیاردی و عدم پاسخگویی و شفاف سازی درباره هزینه کردن درآمدهای ارزی چه واکنشی نشان می داد؟

- اگر ایشان زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب با دانشگاهیان و حکم های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می کرد؟

- از یاد نبرده ایم بعد از اشغال سفارت آمریکا، اولین اقدام امام دستور آزادی زنان حاضر در سفارت اشغال شده آمریکا بود. اگر امام زنده بود آیا در مقابل حرمت شکنی زنان در جامعه اسلامی و زندانی کردن مادران و کتک زدن وحشیانه زنان و دختران در خیابان و بریدن احکام سنگین برای آنها سکوت می کرد؟

- در تصورم نمی گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل 4 جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست ؟
و اما شما که در رسانه ملی با بیان گزینشی و خام دستانه خود از سخنان بنیانگذار انقلاب به گمان خود به ارعاب و تهدید جنبش اعتراضی مردم ایران پرداخته اید، چرا به جای این صحبت هایی که به قول خودتان از قاطعیت امام می گویید از سعه صدر و رافت و گذشت ایشان سخن نمی گویید تا ببینید کدام یک برای مردم به خصوص جوانان آموزنده خواهد بود. که من به دو نکته آن اشاره می کنم:
در کودتای نوژه که قرار بود جماران، محل استقرار امام مورد بمباران قرار بگیرد كه به لطف خدا و هوشیاری نیروهای مومن خنثی و ناکام شد، حضرت امام زیر نامه سرهنگ خلبان فکوری وزیر وقت دفاع جمهوری اسلامی در مورد وضع خانواده و بازماندگان معدومین کودتا نوشتند «بسم الله الرحمن الرحیم- مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تامین نمایند از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم 12 بهمن 59» حال به مقایسه رفتار خود با خانواده بی پناه زندانیان سیاسی اخیر که نه کودتاچی بودند و نه برانداز، توجه داشته باشید.
آیت الله آذری قمی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی از قم و مؤسس روزنامه رسالت بود. ایشان از مخالفین سر سخت مهندس موسوی بود که در صفحه 224 خاطرات سال 1363 آقای هاشمی به نقل از ایشان نوشته شده است « پس از سخنان اینجانب در روز 14 مرداد سال 1363 در مجلس شورای اسلامی که درآن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را از 20 سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی ترین روزهانی انقلاب اسلامی کرده بود و…» همچنین ایشان اضافه می کنند که دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شخصی به منزلم آمد كه او را با شدت و عصبانیت از خانه ام بیرون کردم. بنابراین لازم دانستم که نامه را به شخص آقای روح الله خمینی وهمچنین 30 فقره رونوشت ازآن نامه برای علمای اعلام بنویسم». که مطالبش در همان راستا بود.

حضرت امام در 28/6/67در نامه ای به آقای آذری می نویسند:« من همیشه به شما علاقمند بوده و هستم و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری بر خلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارز و دلسوخته انقلابی می باشید ."

با توحه به همه این اتفاقات رخ داده، حضرت امام با آن سعه صدری که داشتند در سال 68 در بازنگری قانون اساسی 20 نفر را از میان اعضای شورای نگهبان، سران قوا و جمعی دیگر از جمله آیت الله آذری را برای بازنگری قانون اساسی انتخاب کردند.

٣- ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است. اینجاست که باید خطاب به شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی یادآوری کرد كه «سرلشگر بدون لشگر» – آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف می کنند.

– چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینه های فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید ؟


۴- به رغم اینکه در این سالها دیده ایم در ایام محرم، شیعه و سنی و حتی برخی ازاقلیت های مذهبی در ایران همگی در عزای شهدای مظلوم کربلا جامه سیاه می پوشند و به عزا می نشینند اما در این مدتی که گذشت به کرات درباره دو موضوع سخن گفته می شد و از رهگذر آن اتهاماتی به جنبش اعتراضی مردم ایران زده شد. پاره شدن عکس امام در 16 آذر و توهین به ساحت مقدس امام حسین در عاشورای سال گذشته، دو موضوعی است که من نه درباره آن تصویری دیده ام و نه چیز موثقی شنیده ام و متعجب هم مانده ام که چگونه از عاملان چنین رفتارهایی تاکنون تصویرو یا مصاحبه ای پخش نشده است تا ببینیم چه کسی است و گرایش به چه گروهی دارد؟ آیا اصلاحاتی ، بهایی، وهابی، حزب اللهی، روحانی، لباس شخصی و چماق بدست است ؟! از میان هزاران نفر افراد بازداشت شده چرا هنوز تصویر و مصاحبه ای از این شخص یا اشخاص منتشر نشده تا هویتشان برای مردم روشن شود. اگر چهره افرادی را که می گویند شناسایی شده اند از زمین که نجوشیده و از آسمان هم فرود نیامده اند پس منتشر کنند تا بر همگان روشن شود. تا کسانی که آنها را می شناسند منعکس دهند که از کجا و چه گروهی هستند.


۵- از موارد دیگری كه از روزهای ابتدای بعد از انتخابات به كرات می پرسند این است كه چرا اعتراض به نتیجه انتخابات را از مسیر قانون پی نگرفتیم؟ و من اكنون می پرسم كه با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراض ها و پیگیری هایی كه در راهروهای شورای نگهبان و وزارت كشور به نتیجه نرسید، آیا مجالی برای اعتماد ما به وزارت كشور و شورای نگهبان باقی مانده است؟


۶- در خلال صحبت ها، مصاحبه ها و نوشته ها می گویند كه “سران به اصطلاح فتنه” محاكمه گردند و توبه كنند و می گویند که مردم از آنها متنفرند و “فتنه گران” در زندان 70 میلیونی اسیرند و جرات بیرون رفتن ندارند و با برخورد مردم مواجه می شوند و از طرفی هم مسئولین قضایی وعده ی محاکمه آنان را به مردم می دهند که محاکمه و مجازات آنها نزدیک است!
من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که 21 سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای بدست آوردن قدرت، جاه طلبی کردیم و برای تداوم چند روز بیشتر قدرت آشوب کرده ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش ها را کنار گذاشته است؟!!!

بهترین داور، بندگان خداوند هستند که خلیفه پروردگارشان بر روی زمینند.
والسلام
مهدی کروبی
 


 


جرس: در حالیکه دو هفته از بازداشت دکتر فریبرز رئیس‌دانا، اقتصاددان و استاد دانشگاه می گذرد اما تاکنون هیچ مسئول قضایی در خصوص محل نگهداری و اتهامات وارده به وی، به خانواده اش پاسخی نداده است.


 

خانم فرقانی همسر فریبرز رئیس دانا می گوید: " روز دوشنبه همسرم تماس تلفنی گرفت و گفت یک قرار وثیقه 30 میلیون تومانی برایشان تعیین شده است. اما وقتی برای سپردن وثیقه مراجعه کردم هیچ پاسخی ندادند."

براساس گزارش‌ها، بازداشت رئیس‌دانا پس از گفت‌وگوی وی با تلویزیون بی‌بی‌سی درباره طرح هدفمندی یارانه‌ها صورت گرفته است. او در این گفت‌وگو قانون هدفمندی یارانه‌ها را سیاستی «نئولیبرالی» خواند و آن را به ضرر طبقه محروم و متوسط جامعه دانست.

به همین مناسبت "جرس" با آزاده فرقانی همسر دکتر رئیس دانا در خصوص آخرین وضعیت ایشان به گفتگو پرداخته که  در پی می آید:

 

خانم فرقانی الان نزدیک به دو هفته از بازداشت آقای رئیس دانا می گذرد آیا موفق به ملاقات ایشان شده اید؟


نخیر، در واقع وضعیت ایشان شبیه کسی است که ربوده شده باشد. چون شب هنگام حدود هشت نفر مثل اینکه به یک خانه تیمی یا یک چریک حمله کنند وارد منزل ما شدند که یاد دهه شصت افتادم بعد هم که ایشان را با خودشان بردند.

 

تماس تلفنی هم نداشتید؟

 

ایشان چند بار تلفن زدند اما هر بار که می پرسیدم کجا هستند فقط می گفتند حالم خوب است و نمی توانم چیز دیگری بگویم، تا هفته گذشته که تلفن زدند و گفتند لباس برایشان ببرم بعد که من برای دادن لباس مراجعه کردم اما مسئولین زندان از من تحویل نگرفتند. روز دوشنبه هم همسرم تماس تلفنی گرفت و گفت یک قرار وثیقه 30 میلیون تومانی برایشان تعیین شده که من هم خوشحال شدم که این موضوع را به وکیل همسرم آقای زرافشان گفتم.

 

یعنی وکیل ایشان از این قرار وثقیه هیچ اطلاعی نداشتند؟

 

نه، متاسفانه. آقای زرافشان بارها برای پیگیری وضعیت همسرم به اوین و دادسرای مستقر در اوین، دادگاه انقلاب و دادستانی مراجعه کرده اند اما هیچ جوابی به ایشان نمی دهند.

 

آیا موفق به گذاشتن وثیقه شدید؟

 

من روز سه شنبه که برای سپردن وثیقه به آنجا مراجعه کردم، همزمان بود با روز اعدام آقای صارمی و جلوی اوین شلوغ شد و لباس شخصی ها که برای برخورد با افرادی که در جلوی زندان بودند آمدند. بعد من با یکی از آنها که آمده بود ما را از محدوده دور کند گفتم که همسر فریبرز رئیس دانا هستم و به من گفته اند برای سپردن وثیقه بیایم که بعد آن مامور با داخل تماس گرفت و بعد گفت برو بعد با شما تماس گرفته می شود. هرچی که پرسیدم اسم شما چیه تا من بدانم چه کسی به من پاسخ داده گفت من منم دیگه. روز پنج شنبه هم که برای دادن لباس و مقداری پول رفته بودم که قبول نکردند و وقتی پرسیدم حداقل بگویید همسرم کجا نگهداری می شود؟ بند عمومی است یا سلول انفرادی ؟ که مثل همان عادتی که دارند با پرخاش و تندخویی و نهایت ادب خودشان گفتند ما هیچی نمی توانیم بگوییم.

یعنی از نظر قانونی من هیچ نمی دانم و تا به امروز هیچ مقام مسئولی اعم از اینکه بگویند من بازجوی ایشان هستم یا دادستانم یا با هر عنوان دیگری، هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان به من یا وکیل ایشان نداده اند. و یا اینکه بگویند همسرم کجا نگهداری می شود.

 

آیا در زمان بازداشت ایشان هیچگونه حکمی که اساسا اتهام آقای رئیس دانا چه بوده به شما یا ایشان نشان دادند؟

 

نخیر، هیچ حکمی نشان ندادند و فقط یک صورت جلسه را از وسایلی که برده اند امضاء کردم.

 

وضعیت روحی آقای رئیس دانا در زمان بازداشت چطور بود؟

 

ایشان مثل همیشه "محکم" بودند. در مراسم ها روحیه ای داشتند که همیشه امور را تمشیت می کردند و به گونه ای برخورد می کردند که دوستان به مشکلی بر نخورند. اما واقعا الان نمی دانم هدف از بازداشت ایشان چیست و چه برنامه ای را دنبال می کنند؟

 

وضعیت جسمی ایشان قبل از بازداشت چطور بود؟

 

آقای رئیس دانا مشکلات گوارشی دارند و این ماه هم که قرار جراحی چشم داشتند. از دوهفته پیش هم که ایشان را بردند هیچ اطلاعی از شرایط جسمی ایشان ندارم یعنی چون از شرایط نگهداری و محل نگهداری ایشان هیچ اطلاعی در دست نیست خوب همه اینها نگران کننده است. امیدوارم همسرم را همان جوری که بردند همانگونه هم تحویل دهند.

 

با توجه به اینکه آقای فریبرز دانا یکی از منتقدان اقتصادی بودند، احتمال اینکه بازداشت ایشان مربوط به انتقادات ایشان به طرح های اقتصادی باشد هست؟

 

البته من نه به خاطر خودم و نه بخاطر همسرم بلکه بخاطر کسانیکه ایشان را بازداشت کرده اند امیدوارم که اینطور نباشد. یعنی اگر اتهام ایشان این انتقادات باشد برای اینها باید بیشتر متاسف بود. آقای رئیس دانا از بعد علمی به این طرح انتقاد داشتند و زمانی هم که بیرون بیایند همچنان انتقاد خواهند داشت. بخاطر همین نباید برای مسئولین این انتقادات مسئله ای باشد که متاسفانه مثل اینکه تحمل اینگونه انتقادات هم ندارند.

 

اقدامات بعدی شما چیست؟

 

وکیل ایشان و همکارانشان پیگیر وضعیت ایشان هستند و من هم تلاش می کنم اما مسئله اصلی این است که چطور می توانیم همسرم را پیدا کنیم؟

 

خانم دانا پسرتان چند سالش است؟

 

پسرما الان دوسال و هفت ماهش است. چون خیلی هم به همسرم وابسته است خیلی بهانه اش را می گیرد تا جاییکه حتی اسم پدرش را نمی توانم جلویش بیاورم و وقتی خیلی بی تابی می کند می گویم مسافرت رفته اما اصلا قبول نمی کند و مدام بهانه پدرش را می گیرد.

 

در پایان هر صحبتی با مسئولین قضایی دارید بفرمایید.

 

اصلا چنین سیستم و دستگاهی که برای برقراری عدالت باشد را نمی بینم بخاطر همین برایم دوراز ذهن است که با مسئولین آن صحبتی داشته باشم. چون قطعا اگر چنین دستگاه قضایی وجود داشت تا الان پاسخی به ما داده بودند و وضعیت ما خانواده ها این نبود. خوب کسانیکه قاچاقچی و دزد هستند آزادند و در عوض رئیس داناها باید زندان باشند، طوری شده است که اوین ما الان دانشگاه شده است.

من یک آمار ثبت احوالی دارم که از نیمه دهه پنجاه تا سال شصت، اگر دقت کنید اسمهایی که روی بچه ها می گذاشتند آزاده، شادی، امید، نوید و ایمان و امثال اینها خیلی زیاد بود اما اینقدر فضای کشور خفقان شده که دیگر از این اسمها نداریم یعنی می خواهم بگویم یک حس یاس و ناامیدی پر شده است. یعنی چنان این خانه از پایبست ویران است که به این سادگی...

با این حال بزرگترین آرزوی من آزادی تمامی زندانیان سیاسی است.

 

با تشکر از فرصتی که در اختیارمان قرار دادید.

 


 


 جرس: همزمان با اعمال فشار اصولگرایان حامی  دولت برای محاکمه رهبران جنبش سبز، فراکسیون زنان مجلس در نامه ای به رئیس قوه قضاییه خواستار محاکمه زهرا رهنورد شد. 


طيبه صفايي نماينده تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران به مقایسه زهرا رهنورد با مریم رجوی پرداخت و  مواضع این قران پژوه را مخالف مقدسات نظام خواند.


این نماینده مجلس مدعی شد که زهرا رهنورد به دليل مواضع ضد نظامش از سوي جامعه اسلامي به خصوص زنان مطرود شده است و فقط حمايت منافقين را دارد.


مقایسه رهبران جنبش سبز با منافقین تاکنون بارها از سوی حامیان دولت اعلام شده است. 


درهمین حال مریم بهروزی دبیرکل جامعه اسلامی زینب نیز ادعا کرد: رهنورد خود از سران فتنه بوده و از ابتداي انقلاب اسلامي ولايت فقيه را قبول نداشته و هيچگاه پشتيبان انقلاب نبوده است و همواره مواضع انحرافي و غير انقلابي داشته است.


عشرت شائق، عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران  در همین رابطه با ادعای اینکه زهرا رهنورد از سوی جامعه زنان مطرود است، گفت:محاكمه زهرا رهنورد كف خواسته هاي جامعه زنان كشور است لذا در حال حاضر قوه قضاييه با اتخاذ تدبيري مناسب آنها را محاكمه خواهد كرد و با قدرت فراوان با آنها برخورد مي نمايد.



شائق مانند سایر حامیان دولت در ادامه این اتهام زنی ادعا کرد: زهرا رهنورد در حال حاضر با مريم رجوي و گروهك هاي تروريستي همراهي دارد و اين قضيه به جرم هاي فراوان وي مي افزايد.


 


 


شهروز. م

 

...جمهوری اسلامی از بدو تشکیل بر یک امر بسیار تاکید داشت و آن هم مردمی بودن .و یکی از دلایل عمده ی این مسئله را حضور مردم د رتمامی عرصه ها از جمله راهپیمایی ها و انتخابات و ....گرچه در برهه های  خاصی این حضور بسیار کم رنگ بوده و حاکمیت با ترفند هایی توانسته این حضور را دوباره به ظهور برساند.حضور مردم هم تنها برای یک چیز بود( به خصوص بعد از فوت امام )آن هم تایید رای و نظر حاکمیت . تا اینکه بعد از فردای دوم خرداد این حضور همراه با مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم شکل تازه ای به خود گرفت.مردم نسبت به قبل آگاه تر شده و خواهان شکل جدیدی از حضور  سیاسی بوده اند. و در بعضی از انتخابات که حضور مردم به دلیل عدم حضور چهره های سیاسی مورد نظرشان گم رنگ بوده و یا شخص مورد نظر حاکمیت از صندوق های رای خارج نشده، حاکمیت به  روش خاص خود از مردم انتقام گرفته است. همان گونه که ما تا به امروز  سزای انتخاب آقای خاتمی را به حاکمیت پس می دهیم. و به این انتخاب مفتخریم.

پس از دور اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، برای دور دوم گمان بر این بوده که حضور حداکثری مردم را پای صندوق های رای نداشته باشند پس فضا را باز کرده تا شایدشورانتخاباتی نتیجه دلخواه را برایشان رقم بزند اما به یک باره با حضور رقیبی مردمی و قوی ورق برگشت و نتیجه انتخابات آن شد که همه می دانیم چه شد.اعتراضات مردمی در حمایت از آقای موسوی و  از همه مهمتر رای خود شکل گرفت و برخلاف تصور که پس از چند روز اعتراضات خاموش می شود، این اتفاق میسر نشد و روز بیست و پینجم خرداد اوج این اعتراضات مردمی بود.در یک فراخوان غیر رسمی و بیشتر در فضای وب علی رغم تهدید ها و سختگیری ها به یکباره مردم با حضور چشمگیر و شجاعانه چشم دنیا را به خود خیره کردند.حضوری واقعی، بدون تبلیغات و پاداش و  ...که برای حاکمیت تمامیت خواه بسیار گران آمد. حتی در سی خرداد با آن همه نیروی سرکوب که بیشتر به یک ماشین جنگی شباهت داشت و منجر به شهادت برخی از هم وطنانمان شد. باز این اعتراضات فروکش نکرد. بعد از آن بود که سیستم به تکاپو افتاده تا بتوانند چنین گرد همایی را تریب دهند تا مبادا از غافله عقب بمانند. و برای خود مشروعیت مردمی بخرد حتی یک مشروعیت نمایشی و فرمایشی.و ماجرای عاشورای سال گذشته این بهانه را برایشان مهیا ساخت.د رعاشورایی که خون بیگناهان ریخته اند که با تبلیغات  و جنجال دورغین جای شاکی و متشاکی را  تغییر داده اند.

با بخشنامه و تطمیع و تهدید جمعیت قابل توجه ای! را در روز نهم دی به خیابان ها کشاندند که بسیاری ازاین مردم اعتقادی به حضور خود در آن زمان و مکان را نداشته اند اما چون کارمند اداره و سازمان یا...بوده اند به ناچار آمده اند.  از آن روز براین طبل توخالی می کوبند که حماسه آفریدیم. از طرفی هر بار در سخنرانی ها حضور چشمگیر مردم را ناچیز خوانده یا به قولی آن مردم را فریب خورده می خوانند که بعد از بیست و نهم خرداد بسیاری به آغوش نظام برگشته و در  تظاهرات دولتی نهم دی شرکت کرده اند و از طرفی  نهم دی را چماقی کرده و بر سر مخالفان می کوبند که ببینید مردم با شما چه کردند.در تقویم ثبتش می کنند .برای روز کاذبی که ساخته اند مراسم می گیرند و خود را فاتح می دانند.از بیت المال برای این روز هزینه بسیار می کنند و...و ماجراهایی که نیازی به گفتنش نیست.

همه و همه تنها به خاطر یک چیز که این حاکمیت هرگز نتوانست مردمی مثل بیست و پنج خرداد را بدون هیچ هیاهو و تبلیغات به صحنه بکشاند.مردمی که علی رغم همه ی تهدید ها و سخت گیری ها قدم به خیابان گذاشته و حق خویش را با سکوت فریاد زدند.مردمی که خونشان بر سنگفرش خیابان ریخت و خون کسی را نریختند. مردمی که مشروعیت را از آنان گرفت. این مردم آروزی آن هاست. اما هر گز نتوانستند.ما در روز هایی مثل بیست پنج خرداد و سی و خرداد در مقابل  نیرو های سرکوب و باطوم و اسلحه ایستادیم و شما با سلام و صلوات و ساندیس و دوربین هایی که از شما فیلم و عکس می گرفتند و سخنرانان به مخالفات اهانت می کردند.حال از شما می پرسم بیست و پنج خرداد حماسه بود یا نهم دی؟ اگر به مردم خویش دروغ می گویید به خود هم چنین می کنید؟

کافی است روز های گذشته را کمی بادقت ورق بزنید.حقیقت چنان گم نیست که نتوانید ببینید.پیش چشم شماست.


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 


 جرس: بدنبال تفرفه و اختلافات بین اصولگرایان، دبير‌كل حزب موتلفه اسلامي تاكيد كرد: اصولگرايي يك دايره وسيعي دارد كه همه‌ وفاداران به اين نظام در آن قرار دارند، ولي عده‌اي در تلاش هستند تا از اصولگرايي تعريف خود را ارائه دهند و اصولگرايان ريشه‌دار را كنار بزنند كه اين مضر است و تنگ كردن دايره اصولگرايي اشتباه است. 


به گزارش ايلنا‏ ، محمد نبي حبيبي كه در جمع اصولگرايان استان گيلان سخن مي‌گفت، با اشاره به تبليغات زمان انتخابات دهم رياست جمهوري اظهار داشت: با لباس سبز اهل بيت (ع) فتنه‌اي را رقم زدند كه اگر كسي اهل ريزبيني بود؛ مي‌فهميد چه اتفاقي مي‌افتد. 
دبير‌كل حزب موتلفه اسلامي ادعا كرد: فتنه سال گذشته از فتنه بني‌صدر نيز پيچيده‌تر بود. 


حبيبي تاكيد كرد:‌9 دي سينه سپركردن مردم در مقابل كساني بود كه در‌صدد براندازي نظام بودند و مردم پاسخ شرارت‌ها و اهانت‌هاي فتنه‌گران را در اين روز دادند. 
وي با اشاره به سخنان رهبري در سفر به قم، خاطر‌نشان كرد: رهبر انقلاب در اين سفر چند بار موضوع فتنه 88 را مطرح كردند و اين نشان مي‌دهد كه فتنه تمام نشدني است و بايد روحيه‌ 9 دي را زنده نگه داريم. 


دبير‌كل حزب موتلفه اسلامي با اشاره به انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال آينده، اظهار داشت: تفرق اصولگرايان پهن كردن فرش قرمز جلوي پاي اهل فتنه است، رمز موفقيت ما در اتحاد است. 
وي افزود: اگر هر تشكلي فقط بگويد " من" اين سم اصولگرايي است. 


حبيبي خاطر‌نشان كرد:‌ امروز جامعتين براي وحدت اصولگرايان به ميدان آمده و اعتقاد ما به روحانيت يك اعتقاد باطني است، عامل مهم وحدت اصولگرايان وحدت جامعتين است. زماني كه جامعيتن به ميدان مي‌آيد همه‌ تشكل‌ها و احزاب به دور آن حلقه مي‌زنند. 
دبير‌‌كل حزب موتلفه اسلامي بيان داشت: همه بايد بدانند وحدت اصولگرايان رمز پيروزي در انتخابات است و بلعكس تفرق منجر به شكست مي‌شود. 


حبيبي تاكيد كرد: اعتقاد به روحانيت و ولايت ذخاير اخروي ما است، برخي خيال مي‌كنند اگر به رهبري و ولايت لطمه وارد شود، آمريكايي‌ها به آنها مي‌گويند شما بياييد، ولي فقيه شويد. 
وي ادامه داد: شرط تداوم انقلاب را در اتحاد و وفاداري به نظام و انقلاب حول محور ولايت و رهبري مي‌دانيم. 
دبير كل حزب موتلفه‌ اسلامي تصريح كرد: ما پاي منبر و محراب بزرگ شده‌ايم و دينمان را از روحانيت گرفته‌ايم و روحانيت بايد محور باشد. 


دبير‌كل حزب موتلفه اسلامي بيان داشت: اصولگرايي يك دايره وسيعي دارد كه همه‌ وفاداران به اين نظام در آن قرار دارند، ولي عده‌اي در تلاش هستند تا از اصولگرايي تعريف خود را ارائه دهند و اصولگرايان ريشه‌دار را كنار بزنند كه اين مضر است و تنگ كردن دايره اصولگرايي اشتباه است. 
وي ادامه داد: همه وفاداران به انقلاب بايد دور ولايت جمع شوند و اگر تمام قدرت ما در خدمت ولايت بود مشروع مي‌شود. 


 


جرس: خانواده ضياء نبوي كه اخيراً براي ديدار با ضياء به زندان اهواز مراجعه كرده بودند،اجازه ملاقات حضوري نيافتند و فقط دو دقيقه مادر و خواهر ضياء حضوري وي را ديده اند و بعد به آنها گفته شده كه بايستي ملاقات كابيني انجام شود.


به گزارش کانون حمايت ازخانواده هاي جان باختگان وبازداشتي ها، خانواده ضيا بيش از 3000 كيلومتر براي ديدار وي رفته اند،اما دست اندركاران زندان نگذاشته اند كه اين خانواده حتي نيم ساعت با عزيزشان ملاقات حضوري داشته باشد.ضياء نيز به خانواده اش گفته است كه شما درخواستي در اين رابطه ندهيد،اما خانواده اصرار داشته اند كه حتمآً وي را با اين همه مسافت طولاني كه رفته اند،بتوانند حضوري ديدار كنند كه دست اندركاران مربوطه عملا موافقت نكرده اند.


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به jaras-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به jaras@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته