-----------------------------
همه خبرها و ديدگاهاي سانسور شده و پشت فيلتر جمهوري اسلامي مانده را يكجا و بي درد سر در "هستي نيوز" بخوانيد... http://groups.google.com/group/hasti-news/

--------------------------------------------







Google Groups
Subscribe to Hasti News
Email:
Visit this group

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

Latest News from Iran Green Voice for 01/03/2011

Email not displaying correctly? View it in your browser.
این خبرنامه حاوی عکس است. لطفا امکان دیدن عکس را در ایمیل خود فعال کنید.



ندای سبز آزادی: بهنام ابراهیم زاده، کارگر و مدافع حقوق کودکان، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام های امنیتی به بیست سال زندان محکوم شده است.وی که کارگر لوله سازی شورآباد شهر ری٬ از فعالان دفاع از کودکان کار و خیابان و فعال کارگری است، روز شنبه ۲۲خرداد در تهران توسط نیروهای وزرات اطلاعات دستگیر شد.
به گزارش کلمه، براساس حکم صادر شده از سوی صلواتی، بهنام ابراهیم زاده باید مدت ۱۰ سال را در زندان رجایی شهر کرج و ۱۰ سال دیگر را در زندان اوین بگذراند.
وی در کنار فعالیتهای خود برای کارگران و کودکان ، وبلاگ نویسی نیز می کرد . اغلب وشته های وی در باره حقوق کودکان کار و خیابان است.

 


 


ندای سبز آزادی: پدر رامین رمضانی از شهدای جنبش سبزکه از یک ماه پیش در زندان اوین است با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به زودی از زندان آزاد می شود.
به گزارش کلمه، مسوولان قضایی به خانواده رامین رمضانی وعده داده اند که مهدی رمضانی را که از یک ماه پیش در بازداشت به سر می برد، با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیو تومانی به زودی از زندان کنند .
خانواده رمضانی که به سختی این وثیقه را تهیه کرده اند در حال انجام مراحل اداری کار هستند . آنها از خود ملکی نداشته اند و یکی از بستگان دورشان تودیع وثیقه را برعهده گرفته است . آنها امیدوارند این پدر داغدار هر چه زودتر از زندان آزاد شود و در دادگاه نیز با صدور حکم برائت پرونده اش مختومه اعلام شود .
مهدی رمضانی یک ماه پیش بر سر مزار فرزند۲۲ ساله اش ،رامین، در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . این حادثه در پی حضور تعدادی از خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به دلیل شرکت در مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر، یکی دیگر از شهدای جنبش سبز رخ داد.
رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله به شهادت رسید.
اکنون پدر رامین که در تمام این یک سال و نیم پس از شهادت پسرش یک روز را هم لحظه ای بدون غم و اندوه پشت سر نگذاشته دستگیر و زندانی می شود . این برای نخستین بار است که پدر یکی از شهدای حوادث پس از انتخابات به مدت طولانی در حبس بوده است .
مهدی رمضانی در طول مدت بازداشتش فقط دوبار با خانواده اش تماس تلفنی داشته و خانواده موفق نشده اند وی را ملاقات کنند .

 


 


ندای سبز آزادی: دکتر حسین راغفر، استاد دانشگاه، در نشستی در دانشگاه تهران تصریح کرد: «آنچه امروز در حال انجام است فاقد پشتوانه نظری و یک چارچوب منطقی و علمی است. اشکال اساسی این است که در شرایط کنونی طرحی وجود ندارد و تنها یک قانون هدفمندی وجود دارد که آن هم محصول چانه‌زنی دولت و مجلس و فاقد پشتوانه منطقی است و توجهی به تجربیات عملی سایر جوامع و دستاورد های علمی جدی علم اقتصاد ندارد.»
به گزارش سایت انجمن اسلامی دانشگاه تهران، چهارمین جلسه‌ی شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران با حضور دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد و و رئیس سابق موسسه عالی آموزش مدیریت و برنامه ریزی برگزار شد. در این جلسه مسائلی پیرامون هدفمندسازی یارانه‌ها مطرح شد و این تحلیل‌گر مسائل اقتصادی به پرسش‌هایی حول این موضوع پاسخ گفت.
وی در ابتدا هدف از پرداخت یارانه را پایین نگه داشتن قیمت‌ها برای قشرخاصی از مردم و گروه‌های کم‌درآمد برای تأمین نیازهای اصلی آنها و یا برای عرضه قابل رقابت کالاها در بازار جهانی دانست و گفت: یارانه‌ها به اشکال یارانه‌های نقدی، کالایی و ترکیبی از هر دو پرداخت می‌شوند. در کشور ما اشکال مختلف آن از جمله توزیع کالابرگ میان مصرف کنندگان و یا پرداخت نقدی یا جنسی یارانه به تولیدکنندگان تجربه شده است. اجرای سهمیه‌بندی و پرداخت یارانه در ایران طی دوره جنگ یک واکنش منطقی به شرایط بحرانی وقت بوده است. با حذف شرایط اضطرار علت سهمیه‌بندی و پرداخت یارانه‌ها منتفی می‌شود. اما سؤال نخست این است که آیا با اتمام جنگ شرایط اضطرار خاتمه یافت یا در اشکال دیگری بروز کرد. سؤال دوم اینکه در شرایط بعد از جنگ چه گروه‌هایی کماکان دچار اضطرار بودند. ارزیابی کلی این بود که حذف یارانه‌ها در شرایطی که جامعه فاقد تورهای ایمنی اجتماعی و یک نظام حمایت‌های اجتماعی است گروه‌های کم درآمد جامعه را با بحران در تامین نیازهای اساسی خود مواجه می‌سازد. بلافاصله پس از خاتمه جنگ و با آغاز برنامه اول توسعه اقتصادی- اجتماعی هدفمندی یارانه‌ها در دستور کار قرار گرفت اما بدلیل هزینه‌های دوران بازسازی پس از جنگ و فقدان منابع لازم برای تعبیه تورهای ایمنی اجتماعی آزادسازی قیمت‌ها که می‌توانست به میلیونها نفر از گروه‌های کم‌درآمد جامعه آسیب جدی بزند همواره با چالش‌های جدّی روبرو بود. به دلیل این نگرانی‌ها و فقدان منابع لازم برای ایجاد یک تور ایمنی برای نجات قربانیان سیاست‌های آزادسازی، هدفمندی به تاخیر افتاد.
این استاد دانشگاه افزود: آنچه امروز در حال انجام است فاقد پشتوانه نظری و یک چارچوب منطقی و علمی است. اشکال اساسی این است که در شرایط کنونی طرحی وجود ندارد و تنها یک قانون هدفمندی وجود دارد که آن هم محصول چانه‌زنی دولت و مجلس و فاقد پشتوانه منطقی است و توجهی به تجربیات عملی سایر جوامع و دستاورد های علمی جدی علم اقتصاد ندارد. در سال ۱۳۸۷ دولت از مجلس خواست که در بودجه سال ۱۳۸۸ منابع لازم برای اجرای هدفمندی یارانه‌ها را ببیند. در مقابل مجلس از دولت طرح اجرایی را درخواست کرد که مشخص شد طرحی موجود نیست و به همین لحاظ مجلس درخواست دولت را موکول به بعد از انتخابات ریاست جمهوری کرد. در پی جلسات متعدد مجلس و دولت قانون هدفمندکردن یارانه‌ها به تصویب رسید که تنها چارچوب اجرایی طرح را در نظر داشته است. ضمن اینکه به دلیل روشن نبودن مواد مندرج در قانون دست دولت را برای هرگونه تفسیر از مواد قانونی باز گذاشته است. هدف دولت در درخواست از مجلس برای تامین منابع برای سال ۱۳۸۸ بیشتر سیاسی بود که بعد از انتخابات انگیزه دولت برای اجرای این قانون منتفی شده بود. این بار این مجلس بود که از مجلس می‌خواست قانون را اجرایی کند. دولت از یک سو به دلیل مخاطرات اجرای طرح علاقمند به اجرای این قانون نبود و از سوی دیگر به دلیل کسری بزرگ در بودجه به منابع ناشی از اجرای این طرح شدیداً نیازمند است. این قانون به دولت اجازه می‌دهد که ۳۰ درصد از منابع جمع آوری شده را به صورت نقدی بین افراد نیازمند توزیع کند، ۳۰ درصد را به بخش تولید اختصاص دهد و ۴۰ درصد را نیز در اختیار دولت قرار داده است. اما ظاهراً تفسیر دولت از منابع جمع‌آوری شده این است که دولت می تواند ۵۰ درصد از منابع جمع‌آوری شده را به صورت نقدی به خانوارها توزیع کند.
به گفته راغفر، آنچه اکنون اعلام کرده‌اند این است که به هر نفر ۴۰ هزار تومان در ماه پرداخت کنند و به گروهی نیز ۱۰ درصد بیشتر پرداخت کنند که سالیانه باید ۳۰۰۰۰ میلیارد تومان فقط وجه نقد در جامعه توزیع شود. معنای این پرداخت این است که دولت با تفسیر خودش هم حداقل باید ۶۰۰۰۰ میلیارد تومان از طریق افزایش قیمت‌های حامل‌های انرژی همچون بنزین، گاز، برق و آب جمع‌آوری کند. بنزین عمده‌ترین منبع گردآوری منابع اجرای این طرح است که حتی با احتساب ۶۰ میلیون لیتر مصرف روزانه و با احتساب ۳۰۰ تومان افزایش قیمت در هر لیتر در ۳۵ روز در سال کل مبالغی که از فروش بنزین برای طرح هدفمندی جمع می‌شود ۶۵۷۰ میلیار تومان می‌شود که تا ۶۰۰۰۰ میلیارد تومان فاصله خیلی بعیدی دارد. افزایش قیمت کالاها و خدمات دیگر در مجموع به سختی مبلغی در حدود افزایش درآمدهای حاصل از فروش بنزین و گازوئیل تجهیز کند که در مجموع ظرفیت دولت برای بسیج منابع کمتر از ۱۵۰۰۰ میلیارد تومان می‌شود. ضمنا باید توجه داشت که تزریق ۳۰۰۰۰ میلیارد تومان وجه نقد به مردم حداقل ۳۰ درصد تورم بر تورم موجود می افزاید که تحمل آن برای بخش عظیمی از جامعه غیر قابل ممکن خواهد بود. همین اطلاعات محدود می‌گویند که ادامه اجرای این برنامه امکانپذیر نیست و اگر قرار باشد این برنامه با یک یا دو پرداخت به مردم متوقف شود دیگر نمی تواند یک طرح نامیده شود. یک طرح باید پایداری داشته باشد در غیر اینصورت طرح نیست. آنچه در حال انجام است تنها آزاد سازی قیمت‌ها است.
وی در ادامه به تشریح تاریخچه‌ی اصلاحات ساختاری در جهان پرداخت و گفت: برای کشورهای بدهکار طرحی را تحت عنوان برنامه‌های تعدیل ساختاری مطرح کردند که در آن مرکز ثقل مدیریت اقتصادی کشورها از دولت به بخش خصوصی منتقل می‌شد. هدف اصلی این برنامه این بود که دولت‌ها بتوانند بدهی‌هایشان را بپردازند. تحت این اصلاحات ساختاری، عمده‌ترین بخش، تغییر در مدیریت بخش‌های مختلف اقتصادی بود. از سال ۱۹۸۲ از طریق بانک جهانی و صندوق بین المللی پول این سیاست‌ها به دیگر کشورها تحمیل شد. کشورهای آفریقایی و کشورهای نیازمند که بدهی‌های بیشتری داشتند مجبور بودند این تغییرات را انجام دهند. در ایران هم در سال ۱۳۶۸ این سوال پیش آمد که برنامه‌ی تحول اقتصادی چگونه باید باشد.
وی با ذکر این نکته که ما در ۳۰ سال گذشته هیچگونه نظریه روشنی در بسیاری از حوزه ها از جمله اقتصاد کشور نداشته‌ایم و مباحث مطروحه از حد شعار فراتر نرفتند، به عنوان مثال به بحث محوری انقلاب یعنی عدالت اجتماعی اشاره کرد. وی اظهار داشت که یکی از محوری‌ترین اعتراض‌هایی که مخالفین رژیم گذشته به اقتصاد آن دوره مطرح می کردند وجود اختلاف طبقاتی گسترده، اقتصاد تک‌محصولی وابسته به نفت، صنایع مونتاژ، و اقتصاد مصرف گرا و نظایر آن بود که به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت که این موارد و موارد مشابه آن نمادهای بی‌عدالتی ارزیابی می‌شدند که انقلاب قرار بود این موارد را تصحیح کند. ولی در عمل بعد از انقلاب هم این مشکلات باقی ماندند. البته نباید نقش جنگ و توطئه‌های ضد انقلاب در داخل و خارج را در جلب و جذب انرژی مدیریت کشور به مسائل روزمره در این ناکامی نادیده گرفت اما مهمترین عامل را باید فقدان نظریه در هر یک از زمینه های اجرایی و مدیریتی کشور جستجو کرد.
راغفر با اشاره به این که کارکرد غلط نهادها باعث ایجاد مشکلات زیادی شد، گفت: البته تلاش‌های ضد انقلاب باعث شد فضای گفتگو و نقد بسته شود. در دوران جنگ هیچگونه بدهی خارجی نداشتیم و فقر و گرسنگی و اختلاف طبقاتی به این شدت وجود نداشت. اقتصاد دوران جنگ پاسخی بود به شرایط آن دوره. در آن دوران بخش عمده ای از مدیریت کشور سعی می‌کرد نشان دهد که جنگ در حاشیه‌ی کشور است که البته این رویکرد هزینه‌‌های اداره جنگ را بالاتر می‌برد. در زمان جنگ کابینه هم یکدست نبود و تلاش‌هایی در جهت تخطئه‌ نخست وزیر وقت صورت می‌گرفت. در سال ۱۳۶۲ و در زمانی که جریان راست اقتصاد کشور را در دست داشت سهم بزرگی از منابع قلیل کشور به واردات کالاهای مصرفی که سهم عمده‌ای از آن کالاهای با کیفیت پایین خارجی بودند، منابع اصلی کشور به‌ جای این که صرف تولید و یا اداره‌ی جنگ شود صرف واردات کالاهای مصرفی غیرضروری شد.
وی ادامه داد: پس از آن در دوره‌ی ریاست جمهوری آقای هاشمی، چرخش بزرگی در اقتصاد ایران صورت گرفت. از این به بعد بحث امنیت سرمایه مطرح شد و تلاش این بود که به دنیا نشان دهیم که ما دیگر در موضع خصومت با دنیا نیستیم. این استراتژی برای کاستن خصومت غرب استراتژی درستی بود اما تاکتیک‌هایی که بکار گرفته شدند ناقض این جهتگیری بودند. سیاست های اتخاذ شده نابرابری‌ها را بیشتر کرد و در سال ۱۳۷۳ به دلیل تورم ۵۰ درصدی یک عقب‌نشینی موقت در این جهت‌گیری بوجود آمد. برای کاستن از هزینه های دولت خصوصی سازی بنگاه‌های دولتی و کوچک کردن اندازه دولت در دستور کار قرار گرفت. اما دولت هرروز بزرگتر شده است و خصوصی سازی بسیار بد انجام گرفت. آنچه انجام گرفت کاستن از هزینه های اجتماعی دولت بود، بودجه‌های آموزش و پرورش، آموزش عالی و بهداشت بیشترین صدمه را خوردند. و البته باید بخشی از ناهنجاری های کنونی را به این سیاست ها در آن زمان نسبت داد.
این استاد اقتصاد با ذکر تبعات طرح تعدیل ساختاری در دنیا اشاره کرد و گفت: این طرح در دنیا باعث نابودی میلیون‌ها آدم در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا شد، فقر و نابرابری را به شدت گسترش داد. موفق ترین برنامه‌های تعدیل ساختاری در انگلیس انجام گرفت. دولت وقت به دلیل ناتوانی در تامین هزینه‌های به روز کردن فناوری‌های مخابراتی و اهمیت این صنعت در آینده فناوری، باعث شد که مخابرات اولین صنعتی باشد که خصوصی می‌شد. گزارشی که در پایان دهه اول خصوصی‌سازی در انگلستان منتشر شد نشان می‌داد که جمعیت بزرگسال این کشور که طی این مدت سهامدار شده‌بودند ۵۰ درصد افزایش یافته است. کسانی که در اثر خصوصی‌سازی کار خود را از دست می‌دادند سهام بنگاه‌های دولتی خصوصی شده را دریافت می‌کردند. از نقش نهادهای مدنی در تصحیح مواردی که با موفقیت همراه نبودند همچون خصوصی‌سازی خط آهن در این کشور نباید به سادگی گذشت.
دکتر راغفر در مقایسه با ایران عنوان کرد که در ایران نهادهای لازم برای نظارت بر سلامت این طرح وجود ندارند. وی گفت: تاریخ توسعه اقتصادی نشان می‌دهد که در همه جا پیش از توسعه‌ی اقتصادی، توسعه‌ی دستگاه قضایی صورت گرفته است. در ایران بسیاری از نهادها یا وجود ندارند و یا ظاهراً وجود دارند ولی در واقع کارکرد مناسبی که از آنها انتظار می رود را ندارند و عمدتاً علت آنها هم تاثیر سیاست است. به طور مثال فروش صنایع دولتی بخشی از فرایند خصوصی‌سازی بود ولی به دلیل اعمال نفوذ و روابط خویشاوندی موجب شد فساد در این زمینه زیاد شود. وی به عنوان مثال به فروش کارخانه‌جات لاستیک سازی دنا به افراد ذینفوذ اشاره کرد. وی اضافه کرد اعمال نفوذها و کارکرد غلط خصوصی‌سازی موجب توقف خصوصی‌سازی شد. در اجرای برنامه تعدیل ساختاری نرخ ارز باید شناور باشد و قیمت‌ها آزاد شود. در ایران دلار از ۷ تومان به ۷۰ تومان و سپس ۱۷۰ تومان رسید که برای کشوری که به واردات وابسته است فشار بزرگی بر تورم بود و موجب بروز تورم ۵۰ درصدی سال ۱۳۷۳ شد.
وی با اشاره به ضعف بنیادهای تحقیقاتی در داخل و کم توجهی دولت‌ها به امر تحقیقات گفت: در داخل، طرح‌های مدیریت کشور را از نهادهای بین المللی به صورت حاضر و آماده گرفتند. بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ رسماً اعلام کرد که برنامه تعدیل ساختاری شکست خورده و پیشنهاد کرد که باید یک تور ایمنی-اجتماعی ایجاد شود که به افرادی که از این طرح ضربه می‌خورند کمک کند. مثلاً افرادی که بی‌کار می‌شوند. در انگلیس ۵۰ درصد افراد بزرگسال صاحب سهام شدند یعنی سهام نهادها به کارکنان آنها فروخته شد. اتفاقی که در ایران نیفتاد و این خود باعث ایجاد نابرابری شد. در مواردی کارخانه‌ها فروخته شدند و پس از مدتی تعطیل شدند و حتی به جای بعضی از آنها برج ساخته شد! کارکرد دولت‌ها در غرب بیشتر معطوف سیاست‌گذاری و تنظیم یک نظام حمایتی است. در واقع مالیات جمع می‌شود تا بازتوزیع شود. مثلاً در آمریکا این حمایت‌ها به سوی بیمه‌های سلامتی و اجتماعی و نهادهایی مانند آن سوق داده می‌شود. در غرب نهادهای مدنی نقش زیادی دارند و قدمت آنها هم بسیار زیاد است در صورتی که در ایران حتی مدرسه یک نهاد ۱۰۵ ساله است. کارکرد نهادها بسیار مهم است و تا وقتی اصلاحات از این نهادها آغاز نشود اصلاحات در زمینه های دیگر نمی‌تواند موفق باشد.
وی در ادامه به تبعات اجتماعی اجرای آنچه که موسوم به طرح هدفمند‌سازی است پرداخت و گفت: با اجرای آن، تورم افزایش می‌یابد. به عبارتی تورم ظالمانه‌ترین مالیاتی است که از فقرا به نفع اغنیا گرفته ‌می‌شود. در اجرای این طرح به تبعات اقتصادی و اجتماعی بلند مدت آن توجهی نشده است. بازنده‌ی اصلی این طرح، صاحبان درآمد های ثابت، فقرا و طبقات محروم اجتماعی هستند و هزینه‌های اصلی اجرای این برنامه را علاوه بر نسل کنونی نسل‌های بعد خواهند پرداخت. این جراحی با خون‌ریزی توأم است پس آمادگی لازم برای آن باید وجود داشته باشد. در صورتی که در حال حاضر جامعه هم با تورم رو به رو است و هم با رکود و شاید نامناسب ترین زمان برای اجرای این برنامه بوده است. یکی از مشکلات شکست این طرح، سرریزهای اجتماعی آن است که مقیاس تبعات آن بسیار بزرگ است. یعنی شکست آن در بلندمدت صورت خواهد گرفت. اعتراض ها یک سال بعد به صورت گسترده شکل می‌گیرد و حتی اگر تجلّی خیابانی نداشته باشند می‌تواند با اشکالی همچون نپرداختن قبوض برق و آب به دلیل عدم توازن در درآمدها و هزینه‌های خانوارها بروز کنند. در چند سال اخیر به دلیل گسترش و تعمیق فقر، شاهد انواع مختلف جرم و جنایت بسیار گسترش یافته و گسست‌های اجتماعی هستیم. بازار مواد مخدر مسلماً افزایش خواهد یافت. اکنون رسماً اعلام شده که ۱۵ میلیون معتاد شناسنامه دار در کشور وجود دارد. وقتی پول یارانه‌ها به حساب کسی ریخته شود که رئیس خانوار و معتاد است مشخص است که این پول به کجا می‌رود. البته اینها در قانون در نظر گرفته شده ولی متأسفانه قانون به درستی اجرا نمی‌شود.
وی تأکید کرد که: تغییر ساختار تولید در ایران بسیار زمان بر است و برای اصلاح این ساختار زمانی چندین ساله مورد نیاز است. تهیه و استفاده از فناوری‌‌هایی که انرژی کمتری مصرف می‌کنند در این زمان کوتاه ممکن نیست و به خاطر تحریم‌هایی که وجود دارد انتقال فناوری‌های کمتر انرژی‌بر به جای فناوری های متّکی به انرژی ارزان امری زمان‌بر خواهد بود. افزایش قیمت انرژی بزرگترین ضربه را به تولید در داخل خواهد زد و برندگان اجرای این طرح دلال ها و واسطه‌گرها و نیز تولید کنندگان چینی خواهند بود. آنچه که امروز بنام طرح هدفمند کردن آغاز شده است تنها آزاد سازی قیمت هاست. اجرای طرح هدفمند سازی را می توان به ساختن یک برج ۵۰ طبقه ای تشبیه کرد که امروز تنها کلنگ افتتاح طرح زده شده است. انجام کامل آن نیازمند زمانی طولانی است.

 


 


ندای سبز آزادی: مهدی کروبی در نامه ای خطاب به مردم ایران، به صراحت به تهدیدهای رسانه های جریان حاکم و صدا و سیما در یک هفته ی اخیر پاسخ داد و تاکید کرد: من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیر بودم و آرامشی هم نداشتم.
به گزارش سحام نیوز، کروبی در بخش دیگری از این نامه آورده است: ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است.
متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت و شریف و آزادی خواه ایران
مدتی است که در رسانه ملی، مطبوعات اقتدارگرایان، برخی خطبه های نماز جمعه و نطق برخی نمایندگان، بلوایی به پا شده و به ماشین اتهام زنی به چهره هایی تبدیل شده است که سرمایه عمر خود را صرف سرافرازی و پیشرفت ایران و اسلام کرده اند. بعد از این همه اتهام زنی و دروغگویی که گویا در این سالها به سکه ای رایج تبدیل شده، در این میان رسانه ملی در برنامه « دیروز، امروز، فردا» با دعوت از دو تن از چهره های شناخته شده اتهام زنی ها را به اوج خود رساند. دریغ که رسانه ملی دیگر نه بازنمای صدای مردم ایران که مبدل به رسانه ای کاملاً انحصاری و در خدمت خواست حاکمیت قرار گرفته و مجموعه ای خارج از صدا و سیما، مدیریت فکری و سیاسی آن را در دست گرفته اند. اینچنین است که گویی ماه ها پس از طرح مسئله «خواص بی بصیرت» و به رغم ارعاب و تهدید و فشار چهره های سیاسی و روحانی و فرهنگی برای تایید این طرح، توفیقی حاصل نشده و چاره در این تعریف می شود که رسانه ملی، یک هفته همراه و پشتیبان مطبوعات و برخی خطبه های نماز جمعه و محافل مختلف یک هفته تمام سفره اتهام زنی و دروغگویی خود را پهن کند و دروغ بر دروغ انبار کند.
صحبت ها، تهمت ها و به اصطلاح مناظره ها در این برنامه به دو بخش تقسیم شد؛ یک بخش مربوط به مسئله رفت و آمد و نشست های خارجی که من در این جریان نیستم و قاعدتاً بزرگان و گروههای سیاسی که مورد خطاب قرار گرفتند چنانچه صلاح بدانند توضیح خواهند داد.
لکن در بخش دوم چون شمول آن کل جنبش و به قول آقایان کسانی که در فتنه نقش داشتند، بود و من به عنوان عضوی از اصلاحات و جنبش، لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم:
۱- شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی به کرات از تعریف دولت های خارجی و اپوزوسیون ومنافقین از سران جنبش سخن گفتند و این اتفاق را دلیلی بر خروج سران جنبش از چهارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران فرض کردند. از آنها می پرسم چگونه است که واکنش ها و موضع گیری های برخی رسانه ها و چهره های خارجی از برخی اقدامات شما، به سند افتخاری در دستتان و سوژه ای برای تبلیغاتتان تبدیل می شود و از طرف دیگر واکنش و موضع گیری رسانه ها و چهره های خارجی از دیگران سند وابستگی آنها شناخته می شود؟ مگر قبل از پیروزی انقلاب امام در نجف و پاریس مصاحبه نمی کردند که اولین مصاحبه ایشان با لوموند فرانسه در نجف بود؟ چطور رادیو کمونیست های ایرانی که در آلمان شرقی از حرکت بزرگان انقلابی تمجید می کرد، ابراز خوشحالی می کردیم. آیا با این خوشحالی می بایست سردمداران انقلاب وابسته به کمونیست ها می شدند؟ همچنین در رادیو بغداد یک روحانی با نام ونشانی صحبت می کرد همه کشور و بزرگان خوشحال می شدند. هر حکومتی بر اساس منافع ملی خود عمل می کند و مطبوعات و رسانه های خارجی نیز بر اساس گرایش ها و گروههای سیاسی خود حرکت می کنند. لذا خود شما هم بر اساس منافع ملی خود کار می کنید و آیا توجه به مسلمانان چچن و چین به همان اندازه ای است که به مسلمانان در لبنان و فلسطین وعراق و افغانستان ؟! چنانچه مطبوعات و صدا و سیمای کشورمان عادلانه برخورد می کرد رسانه های خارجی کمتر میدان داری کرده و مردم نیز کمتر به آنها توجه می کردند. نیازی به تاکید نیست که ما در جنبش اعتراضی و آزادیخواهی خود طمع به تمجید خارجی ها نداریم و هر آنچه می گوییم و می کنیم بر سبیل وظیفه ای است که بر دوش خود احساس می کنیم و اگر آنها از ما صحبت و یا تعریفی می کنند بر اساس دیدگاه خودشان است.
۲- متاسفانه یکی از چهره هایی که در به اصطلاح مناظره شرکت داشت در پاسخ به سوالی که اگر امام (ره) در قید حیات بودند با سران جنبش چه می کردند؟ وی بدون اینکه به کم و کیف و شأن نزول قضایا و اتفاقات بپردازد و توضیحات آن را برای نسل جوان بدرستی شرح دهد تمام حوادث تلخ آن زمان اعم از برخورد با کمونیست ها و منافقین مسلح، التقاطی و چپ ها، کودتاگران و مرجعی که به تعبیر ایشان در ابتدا از امام مهمتر و نفوذ بیشتری داشت و توضیحاتی که باید در این خصوص داده می شد،متاسفانه همه را منتسب به رهبری انقلاب کردند و نتیجه گرفتند که با سران جنبش به قول خودشان «سران فتنه» نیز باید اینگونه برخورد کرد!
با این حال پاسخ من، مهدی کروبی به پرسش شما چنین است و اکنون که دوستان ما را مجالی برای حضور در رسانه ملی و پاسخگویی به اتهامات معرکه گیران نیست، پرسش های خود را خارج از آن رسانه های انحصاری با شما مطرح می کنم:
- اگر بنیانگذار انقلاب امروز زنده بود اصلاً کار انقلاب به جایی نمی رسید که رسانه ملی، مطبوعات، خطبه های نماز جمعه، نطق های نمایندگان مجلس انحصاری شود و تعدادی اتهام زن، در آن معرکه بگیرند و برای چهره های انقلابی تعیین تکلیف کنند. و البته اگر می خواهید بیشتر از مشی امام بدانید حافظه تاریخی خود را به برگزاری انتخابات مجلس سوم برگردانید و واکنش امام به اختلاف های روی داده در این انتخابات را به یاد آورید. آنگاه که اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور در اعلام نتایج آرا بالا گرفت، امام با درایت همیشگی خویش هیاتی را متشکل از اعضای شورای نگهبان و وزارت کشور و نماینده خود محمد علی انصاری انتخاب کرد و مشکل را حل کرد.
- آیا اگر امام امروز زنده بود با قوه قضائیه ای که در اختیار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفته و جمعی از قضات آن تنها به ماشین امضایی برای احکام ناعادلانه تبدیل شده اند، چه می کرد؟
- هنوز در یاد داریم که در دوران دفاع مقدس، امام چگونه در مقابل رواج خرافات در جبهه های جنگ واکنش نشان دادند و از فرستادن تعدادی از کتابها به جبهه ها جلوگیری کردند. اگر معظم له زنده بود چه واکنشی به رواج خرافات در رسانه ملی و ادعاهایی همچون رویت هاله نور و سجاده خالی پهن کردن و ادعاهایی از این دست داشت؟
- آیا اگر امام زنده بود اجازه می داد که به بیوت مراجع این چنین حمله کرده و به آنها بی احترامی شود و چه واکنشی در باب توهین های مکرر روزنامه حکومتی کیهان و تعیین تکلیف به مراجع معظم تقلید که طبق وظیفه دینی و اسلامی با خانواده های بی پناه زندانیان سیاسی دیدار می کنند، نشان می داد؟
- اگر خمینی کبیر زنده بود به قوه مجریه اجازه نمی داد که مجلس را که فرمودند “در رأس امور است” اینچنین تحقیر کند.
- اگر بنیانگذار انقلاب زنده بود به سپاهیان و بسیجیان مسلح و بی سیم به دستان اجازه نمی داد تا در کنار صندوق های رأی بایستند و دخالت و اِعمال نفوذ در انتخابات داشته باشند.
اگر آن پیر فرزانه زنده بود آیا فضای سیاسی کشور و رسانه ملی و مطبوعات در اختیار چند مداح معرکه گیر قرار می گرفت تا هر آنچه در توان دارند با توهین و افترا و تهمت به چهر های انقلابی و سیاسی عقده گشایی کنند؟ و برای یاران اصیل انقلاب اینچنین محدودیت ایجاد کنند؟
- اگر رهبر انقلاب زنده بود آیا در نظام اسلامی برگزاری مراسم های عزاداری و مذهبی و حتی برگزاری مراسم ختم برای نزدیکترین درگذشتگان تنها به دلیل تعلق بانیان آن مراسم ها به جنبش اعتراضی مردم ایران ممنوع اعلام می شد؟
- اگرخمینی زنده بود در مقابل حیف و میل گسترده بیت المال و رواج نهادینه شدن فساد در دستگاه های اداری و صرف نامناسب هزینه های میلیاردی و عدم پاسخگویی و شفاف سازی درباره هزینه کردن درآمدهای ارزی چه واکنشی نشان می داد؟
- اگر ایشان زنده بودند در مقابل برخوردهای ناصواب دانشگاهیان و حکم های ناعادلانه زندان و محرومیت و تعلیق از تحصیل برای دانشجویان و اساتید و در یک کلام زیر گیوتین گذاشتن نهاد علم و دانش چه می کرد؟
- از یاد نبرده ایم بعد از اشغال سفارت آمریکا، اولین اقدام امام دستور آزادی زنان حاضر در سفارت اشغال شده آمریکا بود. اگر امام زنده بود آیا در مقابل حرمت شکنی زنان در جامعه اسلامی و زندانی کردن مادران و کتک زدن وحشیانه زنان و دختران در خیابان و بریدن احکام سنگین برای آنها سکوت می کرد؟
- در تصورم نمی گنجد اوج خشونتی که بتواند در نظام اسلامی در عرض چند روز حداقل ۴ جوان را زیر شکنجه به مرگ بکشاند؛ اگر امام زنده بود آیا لکه ننگی به نام کهریزک بر پیشانی نظام می نشست ؟
و اما شما که در رسانه ملی با بیان گزینشی و خام دستانه خود از سخنان بنیانگذار انقلاب به گمان خود به ارعاب و تهدید جنبش اعتراضی مردم ایران پرداخته اید، چرا به جای این صحبت هایی که به قول خودتان از قاطعیت امام می گویید از سعه صدر و رافت و گذشت ایشان سخن نمی گویید تا ببینید کدام یک برای مردم به خصوص جوانان آموزنده خواهد بود. که من به دو نکته آن اشاره می کنم:
در کودتای نوژه که قرار بود جماران، محل استقرار امام مورد بمباران قرار بگیرد که به لطف خدا و هوشیاری نیروهای مومن خنثی و ناکام شد، حضرت امام زیر نامه سرهنگ خلبان فکوری وزیر وقت دفاع جمهوری اسلامی در مورد وضع خانواده و بازماندگان معدومین کودتا نوشتند «بسم الله الرحمن الرحیم- مراتب فوق مورد موافقت است امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تامین نمایند از خداوند تعالی سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم ۱۲ بهمن ۵۹» حال به مقایسه رفتار خود با خانواده بی پناه زندانیان سیاسی اخیر که نه کودتاچی بودند و نه برانداز، توجه داشته باشید.
آیت الله آذری قمی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و از بنیانگذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده دوره دوم مجلس شورای اسلامی از قم و مؤسس روزنامه رسالت بود. ایشان از مخالفین سر سخت مهندس موسوی بود که در صفحه ۲۲۴ خاطرات سال ۱۳۶۳ آقای هاشمی به نقل از ایشان نوشته شده است « پس از سخنان اینجانب در روز ۱۴ مرداد سال ۱۳۶۳ در مجلس شورای اسلامی که درآن سخنان، اشاراتی به مفهوم واقعی ولایت فقیه داشتم و گفتم ولی فقیه، وظیفه ای جز ارشاد، نصیحت و راهنمایی ندارد و در مقامی نیست که برای قوه مقننه تکلیف معلوم کند. علاوه بر آن اضافه کردم که شخص آقای روح الله خمینی تاکنون در امور آقایان بازرگان، قطب زاده و بنی صدر به این عنوان که آقایان را از ۲۰ سال پیش می شناسد و بر ایمان و تقوا و تعهد آنها اطلاع دارد، ما را ناچار از پذیرش این سه نفر در بحرانی ترین روزهای انقلاب اسلامی کرده بود و…» همچنین ایشان اضافه می کنند که دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شخصی به منزلم آمد که او را با شدت و عصبانیت از خانه ام بیرون کردم. بنابراین لازم دانستم که نامه را به شخص آقای روح الله خمینی وهمچنین ۳۰ فقره رونوشت ازآن نامه برای علمای اعلام بنویسم». که مطالبش در همان راستا بود/
حضرت امام در ۲۸/۶/۶۷ در نامه ای به آقای آذری می نویسند:« من همیشه به شما علاقمند بوده و هستم و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری بر خلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارز و دلسوخته انقلابی می باشید »
با توحه به همه این اتفاقات رخ داده، حضرت امام با آن سعه صدری که داشتند در سال ۶۸ در بازنگری قانون اساسی ۲۰ نفر را از میان اعضای شورای نگهبان، سران قوا و جمعی دیگر از جمله آیت الله آذری را برای بازنگری قانون اساسی انتخاب کردند.
۳- ماه ها از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم ایران می گذرد. روزهایی که اگر چه هر روز آن حامل اخبار تلخ و نگران کننده بازداشت ها و برخوردها بود اما ماحصل مبارک و میمونی نیز داشت و آن بازنمایی روی دیگر سکه قدرت و حاکمیت در نظام اسلامی ایران بود. روی دیگر این سکه، بازتاب فساد و طغیانی است که امروز متاثر از قدرت، در همه شئون حکومتی قابل رویت است. اینجاست که باید خطاب به شرکت کنندگان در برنامه اتهام زنی رسانه ملی یادآوری کرد که «سرلشگر بدون لشگر» – آنچنان که آقایان، جنبش اعتراضی و گسترده مردم را توصیف می کنند – چرا چنین شما را به ترس و لرز انداخته تا با صرف هزینه های فراوان و سرکوب گسترده، به زعم خود طومار آن را بپیچانید ؟
۴- به رغم اینکه در این سالها دیده ایم در ایام محرم، شیعه و سنی و حتی برخی ازاقلیت های مذهبی در ایران همگی در عزای شهدای مظلوم کربلا جامه سیاه می پوشند و به عزا می نشینند اما در این مدتی که گذشت به کرات درباره دو موضوع سخن گفته می شد و از رهگذر آن اتهاماتی به جنبش اعتراضی مردم ایران زده شد. پاره شدن عکس امام در ۱۶ آذر و توهین به ساحت مقدس امام حسین در عاشورای سال گذشته، دو موضوعی است که من نه درباره آن تصویری دیده ام و نه چیز موثقی شنیده ام و متعجب هم مانده ام که چگونه از عاملان چنین رفتارهایی تاکنون تصویرو یا مصاحبه ای پخش نشده است تا ببینیم چه کسی است و گرایش به چه گروهی دارد؟ آیا اصلاحاتی، بهایی، وهابی، حزب اللهی، روحانی، لباس شخصی و چماق بدست است ؟! از میان هزاران نفر افراد بازداشت شده چرا هنوز تصویر و مصاحبه ای از این شخص یا اشخاص منتشر نشده تا هویتشان برای مردم روشن شود. اگر چهره افرادی را که می گویند شناسایی شده اند از زمین که نجوشیده و از آسمان هم فرود نیامده اند پس منتشر کنند تا بر همگان روشن شود. تا کسانی که آنها را می شناسند منعکس دهند که از کجا و چه گروهی هستند.
۵- از موارد دیگری که از روزهای ابتدای بعد از انتخابات به کرات می پرسند این است که چرا اعتراض به نتیجه انتخابات را از مسیر قانون پی نگرفتیم؟ و من اکنون می پرسم که با وجود تجربه انتخابات مجلس هشتم و اعتراض ها و پیگیری هایی که در راهروهای شورای نگهبان و وزارت کشور به نتیجه نرسید، آیا مجالی برای اعتماد ما به وزارت کشور و شورای نگهبان باقی مانده است؟
۶- در خلال صحبت ها، مصاحبه ها و نوشته ها می گویند که “سران به اصطلاح فتنه” محاکمه گردند و توبه کنند و می گویند که مردم از آنها متنفرند و “فتنه گران” در زندان ۷۰ میلیونی اسیرند و جرات بیرون رفتن ندارند و با برخورد مردم مواجه می شوند و از طرفی هم مسئولین قضایی وعده ی محاکمه آنان را به مردم می دهند که محاکمه و مجازات آنها نزدیک است!
من از همین جا اعلام می کنم که بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و کاملا از این دادگاه استقبال می کنم و برای همه مواضعم ادله محکمی دارم چرا که ۲۱ سال است با این قضیه ها مدام به صورت های مختلف درگیربودم و آرامشی هم نداشتم و من آماده ام دادگاه به هرصورت که باشد و برگزار شود منتهی درخواستی دارم اگر آقایان در ادعاهایشان صادقند دادگاه علنی باشد تا همه ملت که صاحبان اصلی کشورند حرفهای دو طرف را بشنوند و قضاوت کنند تا معلوم شود آیا ما برای بدست آوردن قدرت، جاه طلبی کردیم و برای تداوم چند روز بیشتر قدرت آشوب کرده ایم یا حاکمیت برای انحصار طلبی، رای و ارزش ها را کنار گذاشته است؟!!!
بهترین داور، بندگان خداوند هستند که خلیفه پروردگارشان بر روی زمینند.
والسلام
مهدی کروبی
۱۳۸۹/۱۰/۱۱

 


 


سامان ایرانی - اگر تا پایان بهمن 88 ، " فصل الخطاب " مورد نظر حاکمیت جواب نداد و معترضان و منتقدان به نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 ، هنوز دست کم ، پاسخ دلجویانه پرسش های معطوف به انتخابات 88 را دریافت نکرده بودند و در گوشه و کنار کشور ، فریادهای خودجوش اعتراضی در قالب های مختلف ( اعم از مناسبت ها و سخنرانی ها و ... ) متبلور می شد که گهگاه در خود نشانه هایی از رویارویی و برخورد با توجیه گران وضع موجود داشت اما حاکمیت با بسیج تمام امکانات عده و عُده ای خود ، و به عنوان حسن ختام لشکرکشی های خیابانی ، توانست با آرایش نظامی – فحاشی در روز نهم دی 88 ، تمام قد در برابر تقریبا سه چهارم جامعه نجیب ، آگاه ، صلح دوست اما پرسشگر ایرانی بایستد و او را به اتفاق پرسش هایش به گوشه رینگ هدایت کند تا بدین وسیله عینی و رعب آور ، " فصل الخطاب " مورد نظر ، تحمیل جامعه ای شود که هنوز به پاسخ روشن و درست و درمانی نرسیده .
نمایندگان افکار عمومی ( اعم از استادان دانشگاه ، جامعه فرهنگی منتقد وضع موجود ، فعالان دانشجویی وکارگری و زنان و روزنامه نگاران و فعالان سازمان ها و احزاب سیاسی منتقد ) که مطالبات جامعه معترض و منتقد را طرح می کردند ، به همان بهانه همیشگی، یعنی اتهام تضعیف امنیت ملی ، تبلیغ علیه نظام ، برهم زدن نظم اجتماعی ، تشویش اذهان عمومی و ... بازداشت و روانه زندان ها شدند بی آنکه به میزان شعاع نفوذ و اثرگذاری همان جرایم پیش گفته پرداخته باشند . به این امید که به کمک این ابزار " محدود ساز " و " عسر آور " با هدف " تهدید همگانی " مانع از گسترش و نضج جنبش اجتماعی مردم ایران بر اثر همان بی پاسخ گذاشتن پرسش های اولیه شوند .
حال که چند روزی است از اولین سالگرد هجوم رسمی به مطالبات ملی یعنی " نهم دی " سپری شده و عملاً جامعه امروز ایرانی ساکن کشور در دو عالم واقع و مجاز ، میدانی برای بروز اندیشه و باور خود ندارد تاکنون کسی از همان جمعیت اندک به ظاهر فاتح ، به تفصیل به جزئیات همان جرائم کلیشه ای و کلی مانند تضعیف امنیت ملی یا تشویش اذهان عمومی و ... نپرداخته است . مثلا هنوز مردم دقیقا نمی دانند " کیوان صمیمی بهبهانی " چرا باید سال ها در حبس بماند ؟ او که یک روز پس از انتخابات ( 23 خرداد 88 )بازداشت شده . هرچند وی پیشتر در سال 87 می باید پاسخگوی محتویات مجله توقیف شده اش ( نامه ) می بود . و مخاطبانش او را متصل به اتفاقات 22خرداد88 و عملا در حبسش دیدند بی آنکه بدانند چه بود و چه شد ؟! یا " احمد زیدآبادی " پس از طی دوره طولانی مدت حبس ، نباید آنچه بر او گذشت را در قالب دست کم ، " خاطره " یا " مشاهده نویسی " بازگوید . هم چنین واکنش به پرسش ها و طرح پیشنهادهای محمد نوری زاد باید این گونه و به این شدت نمایانده شود تا کس دیگر و نگاه دلسوزانه دیگر ، جرأت طرح سئوال و پرسش یا در ادامه همان نگاه دلسوزانه و مفید به حال جامعه ، جرأت احساس مشاوره و نصیحت و هم اندیشی حتی به ذهنش هم خطور نکند !
بدرالسادات مفیدی نیز همین طور ، با این تفاوت که او پس از خروج از حبس ، محرومیت مادام العمر برای ورود به عرصه رسانه ندارد . اما چرا دقیقا و بر اساس چه شواهد و مدارکی روشن در حبس شد ؟ کسی نمی داند . مراد این است که باید به وضوح برای جامعه ایرانی معلوم شود . صرف ذکر عبارت سه کلمه ای " تشویش اذهان عمومی " یا " تبلیغ علیه نظام " ، مرادف نیست با آگاهی مردم از رفتاری که به تعبیر قوه قضا " این مجرم یا مجرمانی از این دست " ، بدان مرتکب شده اند .
ذکر نام این سه چهار تن فقط به عنوان نمونه بود که احتمالا در زندان در مجاورت با بزهکاران اجتماعی قرار گرفته اند و این امر ، خود نشان از سختی مضاعف شان در چاردیواری حبس دارد .
چرا نمی آیند یک به یک ، مصادیق خطاها و خلاف های شان را بر شمرند ؟
چرا به جای ورود به این جزئیات که مخاطب ایرانی به باور و تأیید و صحت احکام شما برسد این همه اصرار دارید آقای رضا پهلوی ، خود را به آقای میرحسین موسوی رسانده ؟!
چرا مثلا باید خانم زهرا رهنورد از خود دفاع کند و بگوید به فرح دیبا نزدیک نیست یا هست ؟!
چرا باید موسوی و کروبی و خاتمی ، پرسش های اساسی و بنیادی خود را رها کنند و پاسخگوی به آتش کشیده شدن سطل های زباله باشند ؟!

 


 


ندای سبز آزادی: چندی پیش صادق محصولی، وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت کودتا در جمع مدیران وزارت رفاه خبر داد که احمدی نژاد قصد دارد خودروی خود را برای کمک به ساخت مسکن محرومان برای حراج در یک مناقصه واگذار کند.
این خبر در حالی منتشر شد که وعده هایی که از سوی احمدی نژاد برای ساخت واحدهای مسکن مهر داده بود با تعویق ساخت آنها عملی نشده و موضوع مسکن مهر و مشکلات پیش روی آن به موضوع مورد بحث در میان مطبوعات و کارشناسان تبدیل شده بود. تا جایی که کم کم سروصدای کسانی که به امید خانه دار شدن در تهران برای مسکن مهر ثبت نام کرده بودند بلند شده وهمزمان، گزارش ها خبر از شکست احتمالی این طرح می داد.
در همان زمان احمدی نژاد از طریق صادق محصولی خبر داد که به زودی خودروی شخصی خود را برای کمک به ساخت مسکن مهر و خانه دار شدن محرومان حراج خواهد کرد.
اکنون نیز بعد از دو ماه که از این اعلام گذشت با سکوت خبری بعد از آن به نظر می رسید که رئیس دولت کودتا از فروش ماشین پژوی خود منصرف شده که مدیر عامل سازمان منطقه آزاد اروند خبر داد خودروی پژو 504 مدل 1977 احمدی‌نژاد در جریان نمایشگاه خودرو در آبادان عرضه می‌‌شود.
وی گفت که خودروی پژو 504 محمود احمدی‌نژاد در نمایشگاه ماشین‌های کلاسیک به مزایده گذاشته می‌شود.
علی اصغر پرهیزکار درمورد نمایشگاه محل حراج این خودروافزود: نمایشگاه خودروهای کلاسیک و روز جهان اواخر بهمن ماه در منطقه آزاد اروند خرمشهر- آبادان برگزار می‌شود.
قرار است 70 خودروی کلاسیک جهان از جمله خودروی احمدی‌نژاد دراین نمایشگاه ارائه ‌شود.
حراج وسایل قدیمی همیشه مربوط به افراد سرشناس و مشهور دنیا بوده است و معمولن حراج وسایل شان بعد از مرگ آنها انجام می شود.
اما احمدی نژاد با نوعی سنت شکنی تصمیم گرفته است خودروی خود را به حراج بگذارد و با اینکه قیمت این مدل پژو در ایران بسیار پایین است به نظر می رسد او انتظار فروش آن با قیمت بالا را دارد آنقدر که بتواند واحدهای مسکن مهر را ساخته وکلیدش را به دست صاحبان آن تحویل دهد.
وقتی خبر حراج خودروی احمدی نژاد مطرح شد کسی زیاد آن را جدی نگرفت و این موضوع هم در راستای دیگر شعارهای پوپولیستی او گذاشته شد.
احمدی نژاد عادت به شعار دادن برای جذب توده ها دارد. بخشی از رایی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری به دست آورد از همین توده ها بود که فریب شعارها و حرف های عدالت و مهرورزی او را خوردند. پنج سال از آن زمان می گذرد و او همچنان دست از شعار دادن و دروغ گفتن برنداشته است.
محمود احمدی نژاد در کارزارهای انتخاباتی سال ۸۴ ادعا کرد نفت را سر سفره‌های مردم می‌آورد اما هیچگاه نگفت چگونه می‌خواهد این وعده را تحقق بدهد و در عمل هم دیدیم که به وعده‌اش عمل نکرد. او از کوتاه کردن دست مافیای اقتصادی از بیت‌المال سخن گفت، اما روابط مافیایی در دوره او خصوصا با محوریت سپاه تقویت شد. احمدی نژاد پنج سال تمام همان شعارهایی را تکرار کرده که در ایام انتخابات به زبان رانده بود اما در عمل خلاف آن را طی کرد.
محمود احمدی نژاد یک پوپولیست واقعی است، تا مدت ها شعارهای عوامفریبانه می داد اما وقتی دستش رو شد وتناقض میان حرف و عملش آشکار شد کم‌ کم چهره‌ی دیگری یافت و به همین خاطر در جریان دهمین دور انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از مردم دیگر او را نه به عنوان یک پوپولیست و عوام‌فریب که آشکارا به عنوان یک دروغ‌گو شناختند.
او با عوام فریبی در تلاش است تا هرطور شده مردم را به سمت خود بکشاند و از سویی می خواهد با ادامه دادن دروغ ها به مخالفانش که او را دروغگو می خوانند دهن کجی کند. نمایش حراج پژوی زهوار در رفته احمدی نژاد در حالی که هنوز زنده است هم چیزی جز این نیست. او می خواهد از یکسو این را بگوید که چنان شخصیتی پیدا کرده که می تواند ماشین کهنه اش را در مزایده به چندین برابر قیمت بفروشد، هرچند این شهرت با دروغ گویی و ماجراجویی به وجود آمده باشد و ازسویی در راستای همان شعارهای پوپولیستی سعی دارد خود را خدمتگزار مردم نشان دهد. غافل از آنکه او اگر همه زندگی و وسایلش را هم حراج کند دیگر کسی به حرفهای بی بنیان او اعتنا نخواهد کرد.

 


 


دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می‌پویند مبادا شعله‌ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می‌زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

ندای سبز آزادی: ایران و عربستان سعودی، تنها کشورهایی هستند که فروش محصولات مربوط به روز والنتین، «25 بهمن»، را ممنوع و از پلیس‌شان خواسته‌اند تا با مغازه‌دارانی که چنین چیزهایی را به فروش می‌رسانند برخورد کند.
به تازگی، و در آستانه‌ روز والنتين، اتحاديه چاپخانه‌داران با انتشار بخشنامه‌اي اعلام كرده است كه چاپ هرگونه كالاي تبليغاتي به مناسبت اين روز ممنوع است.
در بخشنامه‌ي صادر شده ازسوي اتحاديه چاپخانه‌داران آمده است: «به اطلاع كليه واحدهاي صنفي تحت پوشش مي‌رساند با توجه به نزديك شدن روز «ولنتاين»، چاپ و تهيه هر نوع كالاي مرتبط با اين روز اعم از انواع پوستر، بروشور، جعبه و كارت‌هاي تبليغاتي با نمادهاي قلب، نيم‌قلب، گل رز قرمز و غيره و هرگونه فعاليت مبني بر اطلاع‌رساني در مورد اين روز، ممنوع بوده و از سوي مراجع ذيصلاح با واحد‌هاي مختلف برخورد قانوني به عمل خواهد آمد.»
این بخش‌نامه علاوه بر این‌که بدون شک بر بازار ایران تأثیر خواهد گذاشت، به بحث‌هایی درباره این روز در محافل اجتماعی و فرهنگی ایران نیز دامن خواهد زد.
همچنین این خبر بازتاب بین‌المللی نیز داشته است. روزنامه ليبراسيون، روز 2 ژانویه 2011 در مطلبی ضمن پرداختن به این خبر، از ممنوعيت فروش کارت‌ها و هدايای روز ولنتاين در مغازه های ايران گزارش داده است.
اين روزنامه چاپ پاريس نوشته است: محبوبيت روز ۱۴ فوريه يعنی روز والنتين در حالی با رشد فزاينده‌ای در بين جوانان ايران رشد داشته است که حکومت اسلامی ايران از ابتدای دهه هشتاد در حال مبارزه با چیزی است که آن را از «نشانه‌های نفوذ فرهنگ غربی» مي‌خواند.
ليبراسيون در ادامه با اشاره به مخالفت محافظه‌کاران مذهبی با اين جشن مي‌نويسد: هر ساله و در آستانه روز ۱۴ فوريه تمام مغازه‌ها در تهران و ديگر شهرهای ايران دکوراسيون خود را متناسب با اين روز تغيير مي‌دهند. اين مناسبت تا جايی محبوبيت يافته است که برخی از ملی‌گرايان ايرانی پيشنهاد جايگزينی یک روز ايران باستان را به جای پاسداشت اين روز مطرح کرده بودند.
۱۴ فوریه هر سال به روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) معروف است که در اغلب کشورها با «ابراز عشق» گرامی داشته می‌شود. ابراز عشق در روز والنتين معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.
گفته می‌شود کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد.
با این‌که این روز، از سنت مسیحی گرفته شده و خاستگاهی دینی دارد، اما اکنون اصلن رنگ و بوی مذهبی ندارد و معنای مذهبی‌اش را از دست داده است. با این حال، طی سال‌های اخیر، بعضی از روحانیان جوان ضمن وارداتی خواندن این روز، به دولت ایران پیشنهاد داده‌اند که روزی را مناسب با مذهب تشیع به جوانان عاشق اختصاص دهند؛ پیشنهادی که تاکنون بی‌نتیجه مانده است.
روز والنتین در ایران، پس از دوم خرداد 1376، رواج یافت و گفته می‌شود اکنون بعد از نوروز بیشترین هدیه‌ها در این روز بین جوانان مبادله می‌شود. حتا محمدعلی ابطحی، معاون محمد خاتمی این روز را در وبلاگ خود تبریک گفت. اما محافظه‌کاران در ایران، با این روز، مثل تمامی آزادی‌های نسبی‌ای که در دوران اصلاحات وجود داشت، مقابله می‌کنند.
ممنوعیت روز والنتین، از چندین جنبه برای حکومت و دولت فعلی ایران مهم است و این ممنوعیت با انگیزه‌های گوناگونی صورت می‌گیرد. اولین انگیزه، انگیزه مذهبی است. حکومت سعی می‌کند با ممنوعیت روز والنتین، این روز را پدیده‌ای که اسلام را تهدید می‌کند جلوه دهد. در صورتی که این روز به هیچ وجه از این منظر مورد توجه ایرانی‌ها نیست. دلیل این امر، توجه خیلی از جوانانی است که علاوه بر تقید به اصول مذهبی، به این روز نیز توجه می‌کنند. ضمن این‌که بیشتر به نظر می‌رسد این روز صرفن بهانه‌ای برای جوانان است و حتا خیلی از ایرانی‌ها سابقه مذهبی این روز را نمی‌دانند.
عجیب نیست که در روزهای آینده شاهد فتواهایی از سوی مراجع نزدیک به دولت و حکومت باشیم که در آن‌ها روز والنتین امری ناپسند و خلاف شرع اسلام معرفی شوند.
اما از سوی دیگر، جنبه سیاسی ممنوعیت روز والنتین برای تمامیت‌خواهان ایران، مهم‌تر از دغدغه‌های مذهبی است و توجیه‌های مذهبی این روز ابزاری برای پیش‌برد اهداف سیاسی‌شان است. حاکمیت فعلی ایران درصدد است نشان دهد که با این ممنویت تلاش می‌کند به زعم خود با تمامی انحرافاتی که در دوران اصلاحات به وجود آمد، مبارزه می‌کند. و به این وسیله رقیب را به بی‌توجهی به دین و اسلام متهم می‌کند.
با وجود تمام این ممنوعیت‌ها، به نظر نمی‌رسد که آن دسته از جوانان ایرانی که این روز را بهانه‌ای برای عشق‌ورزی می‌دانند از کار خود دست بشویند. و شاید فقط ممنوعیت بیش‌تر، لذت و ارزش کارشان را بیشتر کند!

 


 


ندای سبز آزادی: سالگرد شهادت شبنم سهرابی، مظلومانه و غریبانه در منزل مادر او برگزار شد.

به گزارش تحول سبز، در این برنامه که تعدادی از خویشان و دوستان شبنم حضور داشتند، ضمن قرائت آیات قرآن و دعای توسل و زیارت عاشورا یاد این شهیده عاشورایی گرامی داشته شد. لازم به ذکر است هیچ یک از خانواده های شهدای عاشورایی موفق به برگزاری مراسم سالگرد به نحوی مطلوب و درخور برای عزیزانشان نشده اند.

گزارش دیگری حاکی است از حدود ۳۰ شاکی قتل هایی که در عاشورای ۸۸ صورت گرفته تنها تعداد معدودی وکیل دارند و از بفیه با سوء استفاده از بی اطلاعی حقوقی شان خواسته شده که از شکایت خود بگذرند و رضایت بدهند تا دیه به آنان پرداخت شود و به موقع به شکایتشان رسیدگی شود که متاسفانه بعضی فریب خورده به امید رسیدگی به شکایتشان در آینده آن را پس گرفته اند.

بازگشت لیلا توسلی شاهد عینی یکی از قتل های عاشورایی به زندان کمی پیش از سالگرد عاشورای ۸۸ از دیگر اقدامات برای پوشاندن جنایت های صورت گرفته و نمایش سناریوهای از پیش نوشته شده کودتاگران برای فریب مخاطبان تلویزیون بوده است.

از دیگر اقدامات مرتبط بازداشت تعدادی از خانواده های شهدا در مراسم سالگرد تولد امیرارجمند تاجمیر کشته عاشورایی و یکی از جوانانی که ماشین نیروی انتظامی از روی بدن پاکش رد شد و او را به قتل رساند، بر سر مزار او بود.

همه این فشارها بر روی خانواده های کشته شدگان عاشورای ۸۸ برای این بود که کودتاگران بتوانند در کمال آرامش نمایش های تلویزیونی خود را تهیه کرده و از رسانه میلی پخش کنند.

 


 


ندای سبز آزادی: تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی با حضور در یکی از جلسات دوره ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، به شرح شمه ای از فجایع روی داده در زندان ها و شرایط سخت زندانیان سیاسی و فشارهای وارده بر خانواده ها پرداختند.

به گزارش تحول سبز،این خانواده ها در این جلسه اعلام کردند که بی خبری عمومی از وضعیت وخیم زندانیان به ویژه آنان که دچار بیماری هایی هستند که در بهداری زندان ها درمان نمی شود و باید به مرخصی بیایند و در بیمارستان های تخصصی بستری شوند و وضعیت ناگوار زنان زندانی و دیگر عزیزان را بسیار تأسف آور دانستند و تاکید کردند که از احزاب اصلاح طلب انتظار می رود که توجه بیشتری به این موضوع نشان دهند و در حد توان خود اقدامی انجام دهند.

آنان هم چنین با اشاره به تعدادی از نمایندگان سابق مجلس و اساتید دانشگاه ها، فرهنگیان، پزشکان، حقوق دانان، زنان، روزنامه نگاران، جوانان و فعالان سیاسی تآکید کردند که تک تک احزاب حاضر باید مدافع حقوق این عزیزان باشند و از جایگاه شورای هماهنگی نیز برای پی گیری از وضعیت ایشان بهره گرفته شود.

یکی از اعضای خانواده های زندانیان سیاسی نیز گفت اجازه دهید با شما صریح صحبت کنیم آقایان: تصور کنید زمان انتخابات است و شما دارید بر سر سهم احزابتان در لیست انتخاباتی چانه زنی می کنید. امروز هم وظیفه چانه زنی و پی گیری دارید تا جایگاه و اعتبار احزابتان را نزد مردم بالا ببرید که بهترین فرزندانشان در شرایط نامطلوبی در بند ستم به سر می برند و عده ای دارند زندگی راحت خود را می کنند بدون این که به فکر این خواهران و برادران خود و شهروندان گمنام دربندجور باشند.

اقدامات این شورا در پی این نشست و گفتگوها توسط رئیس دوره ای و سخنگوی آن اطلاع رسانی خواهد شد.

 


 


ندای سبز آزادی: مراسم افطار روزه سیاسی این هفته خانواده های زندانیان سیاسی نیز در منزل یکی از این عزیزان برگزار شد.

به گزارش تحول سبز، در این مراسم که در فضایی روحانی برگزار شد شرکت کنندگان از وضعیت زنان زندانی خصوصا دختران، زنان و مادرانی که هنوز برخلاف موازین شرعی در انفرادی به سر می برند و شب و روز توسط بازجوهای مرد و تحت فشارهای روانی بازجویی می شوند و نیز آنان که در شرایطی به مراتب بدتر از مردان در متادون نگهداری می شوند و نیز زندانیان رجائی شهر که در معرض بیماری های واگیر قرار دارند و دیگر عزیزان زندانی به ویژه آنان که در دوران گذران دوره محکومیت به سلول انفرادی منتقل شده یا در قرنطینه نگهداری می شوند، به شدت ابراز نگرانی کردند.

پس از افطار با خواندن دعای توسل و دعای فرج و ختم امن یجیب برای گشایش امور و رهایی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی از بند ستم به ائمه اطهار و اولیاء الله متوسل شدند. و از درگاه ذوالجلال طلب اجابت دعاهایشان را کردند. به گفته این خانواده ها روزه های سیاسی یک شنبه ها تا رفع ممنوعیت ها و محدودیت های غیرقانونی برای زندانیان از جمله ملاقات و تماس تلفنی ادامه دارد.

 


 


ندای سبز آزادی: محمد حسین مظفری فعال دانشجویی در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات پس از چند ساعت بازجویی ، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش ادوار نیوز این فعال دانشجویی ساعت 8 صبح امروز به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده و پس از بازجویی با صدور قرار بازداشت به مکان نامعلومی منتقل گردید.
گفتنی است پیش از این نیز نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت این فعال دانشجویی کرده بودند که به علت عدم حضور در منزل مامورین موفق به بازداشت وی نشدند.
به گفته مادر حسین مظفری فشارهای وارده به این فعال دانشجویی و خانواده وی از مدت ها پیش آغاز شده بود.
مادر این فعال دانشجویی می گوید: « واقعا نمی دانیم حسین را به چه اتهامی بازداشت کردند. مدتها بود که نهادهای امنیتی او را به بازداشت می کردند و در این مدت مدام پسرم را برای بازجویی احضار می کردند و ما هر لحظه در بیم و هراس بازداشت او بودیم. »
از وضعیت محمد حسین مظفری و محل نگه داری وی تاکنون خبری در دست نیست.

 


 


ندای سبز آزادی: یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس فاش کرد که براساس گزارش تفریغ بودجه ۸۷ کل کشور که به تصویب کمیسیون برنامه و بودجه رسیده است، تخلف دستگاه‌های دولتی از قانون بودجه یاد شده ۳۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است.
به گزارش فارس، عباسعلی نورا در مورد گزارش تفریغ بودجه گفت: طبق اطلاع نایب رئیس مجلس گزارش تفریغ بودجه ۱۳۸۸ از دیوان محاسبات تقدیم هیئت رئیسه شده اما گزارش تفریغ بودجه ۱۳۸۷ که سال گذشته تقدیم مجلس شده بود در کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس بررسی شده و ظرف این هفته در صحن مجلس در یک جلسه علنی قرائت می‌شود.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تصریح کرد: براساس گزارش تفریغ قانون بودجه ۱۳۸۷ که به زودی بعد از بررسی در کمیسیون بودجه در صحن مجلس قرائت می‌شود بیش از ۷۲ درصد بندها و اجرای قانون بودجه ۸۷ دارای تخلف بوده که حاکی از عدم رعایت احکام قانون بودجه است و فقط ۲۸ درصد از بندهای قانون بودجه توسط دستگاه‌های دولتی در آن سال رعایت شده است.
نورا افزود: در مقایسه با سال قبل در قانون بودجه ۱۳۸۷ بیش از ۳۳ درصد افزایش عدم رعایت قانون اتفاق افتاده و ۶۳۱ مورد تخلف در گزارش دیوان محاسبات مشاهده شده که عمده این تخلفات در بخش نفت و گاز و واردات بیش از حد بنزین بوده است.
نماینده زابل و زهک در مجلس افزود: همچنین از موارد تخلف دولت از احکام قانون بودجه در بخش خصوصی‌سازی و نیز اختصاص یک درصد از درآمد عمومی دستگاه‌های دولتی به امر پژوهش بوده است که با تخلف همراه شده است.
نورا با انتقاد از خود مجلس گفت: البته این ایراد به مجلس نیز وارد است که گزارش تفریغ بودجه ۸۷ را در سال گذشته دریافت کرد اما گزارش بررسی آن به تازگی برای قرائت در جلسه علنی صحن مجلس آماده شده است.
عضو کمیسیون تلفیق مجلس خاطرنشان کرد: اگر افزایش ۳۳ درصد تخلف دستگاه‌های دولتی از قانون بودجه اتفاق افتاده بعد از ابلاغ به واحدهای مختلف و مربوطه در مراحل مختلف کمیسیون‌ها قرار می‌گیرد که اگر واقعا هیئت عمومی و مستشاران دیوان محاسبات این گزارش‌ها را تأیید کردند به دایره قضایی دیوان محاسبات که زیر نظر آقای اعرابی قرار دارند ارجاع می‌شود و پس از بررسی پرونده‌ها دستگاه‌های متخلف اداری برای صدور حکم قضایی در دیوان محاسبات و دادگاه مربوطه آن حکم صادر می‌شود.
نورا افزود: تخلف قانونی دستگاه‌های دولتی به دولت ابلاغ می‌شود که شامل تذکر، توبیخ و جریمه می‌شود و در حال حاضر بسیاری از وزرای سابق گرفتار دیوان محاسبات هستند.
این نماینده مجلس گفت: بسیاری از تخلفات قانونی ناشی از بی‌نظمی قانونی است که مقامات بالاتر دستور می‌دهند «جهت اقدام» یعنی طبق قانون انجام شود و مسئولان پایین دست آن دستورات را اجرا می‌کنند که مقامات پایین گرفتار دادگاه می‌شوند.
عضو کمیسیون تلفیق مجلس افزود: یکی از موارد مهم تخلف تفریغ بودجه ۱۳۸۷ کل کشور این است که مبلغ ۳۴ هزار و ۶۷۳ میلیارد و ۶۳۸ میلیون و ۴۷۲ هزار و ۲۰۲ ریال یعنی حدود ۳۵ هزار میلیارد ریال اضافه بر سقف مجلس واردات صورت گرفته است.
وی در مورد تخلف دستگاه‌های دولتی مبنی بر اختصاص بخشی از بودجه‌های عمرانی خود به پرداخت حقوق و دستمزد و بودجه‌های جاری گفت: این موارد را خود دولت در تخصیص اعتبارات طرح‌های عمرانی پیش‌بینی می‌کند که درصد اختصاص را پایین در نظر می‌گیرد و بودجه‌ها را برای جاری اختصاص می‌دهد.

 


 


ندای سبز آزادی: اگرچه بسیاری از نمایندگان مجلس ظاهرا در مصاحبه‌ها و نطق​های خود از اجرای هدفمند کردن یارانه​ها حمایت می‌کنند و از لزوم همراهی مردم با آن سخن می​گویند، اما تذکرات کتبی آنها نشان می‌دهد که نگرانی‌های گسترده‌ای در خصوص تبعات اجرای این طرح دارند.
به گزارش خبرآنلاین، از میان پنج نماینده​ای (زاکانی، زارعی، موسوی سرچشمه، عابدی و کاظم موسوی) که در جلسه علنی امروز مجلس نطق کردند، سه نفرشان (موسوی سرچشمه، کاظم موسوی و زارعی) از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه​ها حمایت کردند.
این درحالی است که از ۱۲ نماینده​​ای که به وزرا و رئیس​جمهور تذکر کتبی دادند، ۷ نماینده نگران نحوه اجرای قانون هدفمند کردن یارانه​ها بودند. اما آنها بی​آنکه به طور مستقیم از این قانون انتقاد کنند، درباره نحوه توزیع گازوئیل و نارسایی​های روستایی، کیفیت نان و واردات میوه و محصولات کشاورزی به ایران تذکراتی را به وزرای بزرگانی و کشاورزی دادند.
از جمله تذکر مصطفی کواکبیان نماینده سمنان به وزیر کشاورزی درخصوص توجه به سوخت واحدهای مرغداری در سرخه که ناشی از نگرانی وی از افزایش قیمت گازوئیل برای استفاده​های روستاییان بود. نگرانی مشابهی که در تذکرات عسگر جلالیان نمیانده دیر، کنگلان به وزیر کشاورزی در خصوص تسریع در حل مشکل سوخت قایق های صیادی در شهرستان های دیر و کنگان و تذکر علی اکبر اولیاء و کاظم فرهمند نمایندگان یزد، به وزیر جهاد کشاورزی درخصوص رسیدگی فوری به مشکل سوخت گلخانه داران برای جلوگیری از خسارت بیشتر کشاورزان، دیده شد.
تذکر نصرالله ترابی نماینده شهر کرد به وزیر بازرگانی درخصوص نظارت بر کیفیت نان باتوجه به آزادسازی نرخ آرد و نان و تذکر علی بنایی نماینده قم خطاب به همین وزیر درخصوص تامین آرد نانوایان استان قم از طریق استان های مجاور و عدم تحویل گندم بی کیفیت به سیلوهای این استان نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
تذکر سلمان ذاکر نماینده ارومیه به وزیر بازرگانی وکشاورزی درخصوص عدم جلوگیری از ورود بی رویه سیب و پرتقال به داخل کشور قبل از فروش محصولات داخلی را هم می​توان به این فهرست افزود.

 


 


ندای سبز آزادی: احسان عبده تبریزی به هفت سال حبس محکوم شد.
به گزارش جرس، یکی از نزذیکان احسان عبده تبریزی با اعلام این خبر گفت: دو سال از این هفت سال حکم، به خاطر توهین به رهبری، سه سال به خاطر اجتماع و تبانی علیه نظام و دو سال به اتهام رابطه با عوامل خارجی قید شده است.
عبده که در انگلستان مشغول به تحصیل بود، هنگام ورود به ایران، در فرودگاه بین المللی امام بازداشت و روانه زندان اوین شد. وی در تمام این مدت به صورت کاملا بلاتکلیف در زندان اوین به سر می برد و هر بار بازجویان وزارت اطلاعات با آزادی او مخالفت می کنند.
احسان عبده تبریزی دانشجوی دکترای دانشگاه دورهام انگلستان است. حسین عبده تبریزی، پدر احسان، یکی از منتقدان سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد و دبیر اسبق بورس تهران بوده است. وی بارها با نقدهای جامع اقتصادی در روزنامه سرمایه، واکنش های دولتیان را برانگیخته بود. او از جمله ۷۰ اقتصاددانی بود که در نامه هایی سرگشاده، رفتار و عملکرد اقتصادی دولت را به نقد کشیده بودند.
احسان عبده تبریزی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد..

 


 


ندای سبز آزادی: یک عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس گفت: حضور حداکثری مردم در انتخابات در گروه حضور اصلاح طلبان است و اصلاح طلبان در صورتی در انتخابات شرکت می کنند که خواسته های آنها برآوده شود.
انوشیروان محسنی بندپی در گفت‌و‌گو با پارلمان نیوز در خصوص دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس با “سید محمد خاتمی ” رئیس جمهور سابق کشورمان و شرایط اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات آتی مجلس گفت: اگر شرایط به گونه ای باشد که همه سلایق و عقاید که در چارچوب قانون اساسی کشور گنجانده شده اند، امکان حضور در انتخابات مجلس را نداشته باشند، قطعا انتظاراتی که از خانه ملت می رود برآورده نخواهد شد.
نماینده اصلاح طلب مردم نوشهر و چالوس در مجلس اظهار داشت: مباحثی که در دیدار فراکسیون خط امام(ره) مجلس با آقای خاتمی مطرح شد حداقل انتظاری است که می توان از یک مجلس توانمند داشت و اگر غیر از آن باشد محال است که بتوان مطالبات مردم را از اقشار مختلف و درابعاد گوناگون تامین کرد.
وی تصریح کرد : حضور حداکثری مردم در انتخابات در گروه تامین شرایط اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات است و اگر نتوانیم مجلسی برخاسته از رای همه آحاد جامعه داشته باشیم، در آینده برای نظارت بر اجرای امور، تدوین و تصویب قوانین و لوایح با مشکل رو به رو خواهیم بود.
وی اظهار داشت: عده ای که هیچگونه سوابق روشن و قابل قبولی نداشتند سعی کردند با فرصت طلبی و به خاطر برخی مصلحت اندیشی های بی اساس امور کشور را به دست گیرند و انقلابیون راستین را به حاشیه برانند.
نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس خاطر نشان کرد: در شرایط فعلی جامعه حضور اصلاح طلبانی که هم قانون اساسی را قبول دارند و هم نشان داده اند که به آرمانها ی امام(ره) و ارزش های نظام پایبند هستند و خود از پیش قراولان انقلاب بوده اند برای اداره امور کشور لازم و ضروری است.

 


 


ندای سبز آزادی: جمعی از رزمندگان و پزشکان عضو تیم های اضطراری دفاع مقدس با نوشتن نامه ای ضمن محکوم کردن بازداشت بر اساس اظهار عقیده، خواستار آزادی علی شکوری راد شدند.
این پزشکان با محکوم کردن بازداشت افراد به خاطر بیان عقیده، بر آزادی سریع علی شکوری راد تاکید کرده اند.
به گزارش جرس، پیش از این نیز انجمن اسلامی پزشکان و تعدادی از دندانپزشکان و استادان دانشگاه با ارسال نامه ای خواستار آزادی این عضو جبهه مشارکت شده بودند.
علی شکوری راد هجده آذرماه در پی انتشار اظهاراتش در برخی از سایت ها و انتساب اظهارات وی به ریاست قوه قضائیه، از سوی دادستان تهران به طرح مطالب خلاف واقع متهم و و به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب، بازداشت و به زندان معرفی شد.
متن نامه رزمندگان و پزشکان تیم های اضطراری دفاع مقدس به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم»
دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه، پزشک متخصص و رزمنده دفاع مقدس که سالها سابقه خدمت صادقانه به نظام جمهوری اسلامی دارد و بعنوان عضو هیئت علمی به آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران محروم در بیمارستان سینا مشغول بوده است مجددا در محل کار در بیمارستان ودر حین خدمت به بیماران بازداشت شده است. ما رزمندگان و پـزشکان تیم‌های اضطراری دوران دفاع مقدس دستگیـری اشخاص به دلیل اعلام مواضع و اظهار عقیده را محکوم می‌نمائیم و خواهان آزادی هر چه سریعتر ایشان می‌باشیم.
پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس: ۱- دکتر محمد رضا ظفرقندی ۲-دکتر سید تقی نوربخش ۳-دکتر سعید سمنانیان ۴-دکتر محمدرضا واعظ مهدوی ۵-دکتر مرتضی خیرآبادی ۶-دکتر جعفر قائم پناه ۷-دکتر حسین علمدار ساروی ۸-دکتر سیدرضا رئیس کرمی ۹-دکتر ایرج حریرچی ۱۰-دکتر علیرضا فرزاد ۱۱-دکتر منصور نصیری کاشانی ۱۲-دکتر محمدعلی صدیقی گیلانی ۱۳-دکتر مجتبی سالاریفر ۱۴-دکتر محمد بیات ۱۵-دکتر علی غفوری ۱۶-دکتر محمدصادق احمد آخوندی ۱۷-دکترایرج نجفی ۱۸-دکتر کاظم آشفته یزدی ۱۹-دکتر احمد علی نوربالا ۲۰-دکتر میر مصطفی سادات ۲۱-دکتر محمدجعفر اقبال ۲۲-دکتر امیررضا رکن ۲۳-دکتر علیرضا کریمی یزدی ۲۴-دکتر سید رسول میرشریفی ۲۵-دکتر نصرت اله عشقیار ۲۶-دکتر وحید ضیائی ۲۷-دکتر فرامرز فلاحی ۲۸-دکتر زهرا احمدی نژاد ۲۹-دکتر عباس ربانی ۳۰-دکتر یاسین بنی طرفی ۳۱-دکتر محمدرضا مظفری ۳۲-دکتر محمدرضا سعیدی ۳۳-دکتر ابوالفضل سروش ۳۴-دکتر فریدون معماری ۳۵-دکتر علی محمد حاجی زینعلی ۳۶-دکتر عباس بصیری ۳۷-دکتر محمد علی اشرف مدرس ۳۸-دکتر عبدالله قربان زاده ۳۹-دکتر حسین افشار ۴۰-دکتر بهمن سراج ۴۱-دکتر مهدی شهرابی ۴۲-دکتر محمدرضا روح الهی ۴۳-دکتر حسن میرصالحیان ۴۴-دکتر مسعود فلاحی نژاد ۴۵-دکتر جواد سلیمی ۴۶-دکتر مجید معینی ۴۷-دکتر سید محمد قدسی ۴۸-دکتر محمد قاسم محسنی ۴۹-دکتر قاسم میقانی ۵۰-دکتر حسن رزمی ۵۱-دکتر احمد سوداگر ۵۲-دکتر سیدجلال پورهاشمی ۵۳-دکتر محمدسعید شیخ رضائی ۵۴-دکتر فرزاد پیروزمند ۵۵-دکتر حبیب حاجی میرآقا ۵۶-دکتر محمدرضا شریفیان ۵۷-دکتر مهدی قندهاری ۵۸-دکتر علی کاظمی سعید ۵۹-دکتر محمد رضا محمدی ۶۰-دکتر خسرو صادق نیت ۶۱-دکتر مرتضی تقوی ۶۲-دکتر حمید کرمانشاه ۶۳-دکتر ابوالفضل علوی ۶۴-دکتر امیر حسین کامبوزیا ۶۵-دکتر مهدی عاشوری ۶۶-دکتر ابوالفضل شجاعی فرد

 


 


ندای سبز آزادی: در پی اظهارات جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد مبنی بر اینکه جعفر پناهی می‌تواند حبس تعزیری خود را با پول بخرد، وکیل مدافع این کارگردان سینما ضمن تکذیب این موضوع، گفت: «اظهارات آقای شمقدری در رابطه با حکم صادر شده درباره موکلم با واقعیت مطابقت ندارد.»
به گزاش دادنا، فریده غیرت گفت: «اگر در حکم موکل بنده، حبس، مجازات یا زندان، قابل خرید و تبدیل به جزای نقدی باشد حتما در حکم صادر شده قید می‌شد. در عین حال این حکم قطعی نیست و در دادگاه بدوی صادر شده است.»
وی خاطرنشان کرد: «هرگز چنین چیزی در حکم مقرر نشده که پناهی بتواند به میل خود، حکم صادرشده را با پرداخت نقدی بخرد. ضمن اینکه این حکم هنوز در دادگاه تجدیدنظر مورد بررسی مجدد قرار نگرفته و تصمیم نهایی در‌این‌باره صادر نشده است.»
وکیل جعفر پناهی در ادامه با بیان اینکه خرید حبس تعزیری بدون اینکه در حکم صادره به آن اشاره‌ای شود، به لحاظ قانونی امکان‌پذیر نیست، گفت: «این موضوع زمانی قانونی به شمار می‌آید که قاضی در حکم خود چنین موردی را ذکر کند. تاکنون نیز چنین موضوعی به آقای پناهی ابلاغ نشده و در حکم وی نیز به آن اشاره‌ای نشده است.»
غیرت با بیان اینکه ممکن است موضوع خرید حبس تعزیری در حکم دادگاه تجدیدنظر منظور شود، در مورد آخرین وضعیت پرونده موکلش توضیح داد: «لایحه تجدیدنظرخواهی پرونده وی آماده شده و تا ۱۷ دی ماه فرصت داریم تا این لایحه را تقدیم دادگاه کنیم تا پرونده برای بررسی مجدد به دادگاه تجدیدنظر ارسال شود.»
پیش‌تر شمقدری در نشست بررسی ۳۰ سال سینمای پس از انقلاب که در دانشکده‌ مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، با بیان اینکه پناهی اکنون زندان نیست و آزاد است، گفته بود: «حبس تعزیری را می‌توان با پول خرید. اگر حکم صادر شده قطعی هم شود، وی می‌تواند بخرد. علاوه بر این وقتی حکم صادر می‌شود ممکن است در مراحل بعدی تغییر کند. در دادگاه متهم سعی می‌کند خود را از اتهام زده شده تبرئه کند، اما آن طور که شنیده‌ام او در دادگاه به جای رفع اتهام و دفاع از خود، چند اتهام دیگر نیز برای خود ایجاد کرده و کار را برای خودش سخت کرده است.»

 


 


ندای سبز آزادی: فخرالسادات محتشمی پور که بیش از یک ماه است از همسرش بی خبر است با ابراز نگرانی از وضعیت سلامت همسرش رئیس قوه قضائیه و مقامات فضائی را مسئول عواقب فشارها و سختگیری ها بر همسرش می داند و می گوید: من پیش از این هم گفته بودم که همسرم را گروگان گرفته اند و اتهام و جرم و دادگاه و حکم قاضی همه شوخی های بی مزه ای هستند که در تاریخ قضای ایران خواهند ماند و صاحبان اندیشه و تفکر را مکدّر خواهند ساخت.
به گزارش تحول سبز ، وی که پیش از این ناقل سخنان سید مصطفی تاجزاده در ملاقات های کابینی هفتگی بود از این که مدتی است نمی تواند مردم را در جریان این سخنان بگذارد، ابراز تأسف کرد و گفت : من تردید ندارم که هر زمان ایشان بتوانند ارتباطی برقرار کنند ناگفته های زیادی را بیان خواهند کرد هرچند که پیش از این هم مطالب بسیاری را به امانت گذاشته اند که به تدریج منتشر شود از جمله مطالبی که در یکی از ملاقات های کابینی به دنبال یکی از فرمایشات آقای جنتی در یکی از خطبه های نماز جمعه در مورد ساده زیستی شان گفتند این بود: آقای جنتی که اینقدر ادعای ساده زیستی دارند خوب است به مردم که محرمند و ولی نعمتند گزارشی از تعداد سفرهای دولتی که رفته اند و ماشین های دولتی که تاکنون گرفته اند و حقوق دریافتی شان از خزانه دولت را بدهند تا فرمایشاتشان مستند شود.
محتشمی پور گفت: من در عین حال که وضعیت حقوقی همسرم را پیگیری می کنم اجازه نمی دهم کسانی که همسرم علیه شان شکایت کرده است با مصونیت قضایی هم از محاکمه فرار کنند و هم این فرزند امام و انقلاب را تحت فشارهای مضاعف قرار دهند. من برای سلامت همسرم نگرانم و مسئولیت ایجاد هرگونه مشکل برای ایشان را متوجه دستگاه قضایی و نیز قرارگاه ثارالله می دانم که هنوز در مورد رفتار با همسرم از ایشان استعلام می شود.

 


 


ندای سبز آزادی: غلامحسین عرشی، ۳۱ساله و از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری از یک سال پیش در زندان اوین به سر می‌برد. او در مدت بازداشتش به دلیل شرایط بد زندان و همچنین برخورد نامناسب ماموران زندان تاکنون دو بار دست به اعتصاب غذا زده است که به آخرین آن‌ها ده روز پیش پایان داد. او همچنین در مرداد ماه سال گذشته به همراه ۱۶ زندانی سیاسی دیگر دست به اعتصاب غذا زد. عرشی در نامه‌ای به دادستان تهران از آنچه در مدت بازداشتش بر او گذشته سخن می‌گوید و برخی از ناگفته‌های دوران حبس و بازجویی‌اش از جمله شکنجه‌ها و کتک‌هایی که از سر گذرانده را بر ملا می‌سازد.
او در این نامه خطاب به دادستان تهران می‌نویسد وقتی که از بازجو‌هایش درخواست می‌کرده به خاطر خدا او را کتک نزنند و نخواهند او دروغ بگوید آن‌ها در جواب او چنین می‌کردند: «آن‌ها در این مرحله دستان مرا با دستبند آهنی به صندلی بستند و با کابل و سیم مفتول به جانم افتادند. به گونه‌ای که تا ماه­‌ها آثار کابل و ضربات سیم مفتول بر روی بازو‌ها و پا‌هایم به جای مانده و مورد تایید هم بندانم نیز هست. بازجو‌ها برای اجبار به اعتراف به کار نکرده، یعنی آتش زدن خودروهای پلیس، به ضرب و شتم با کابل و سیم قناعت نکرده و با بازکردن پاهای من در حالی که دستانم بسته بود، بیضه­‌های مرا به شدت فشار می‌­داده و به آن‌ها ضربه می‌­ زدند به گونه­‌ای که فریاد من از درد و ضعف به هوا می‌­ رفت و جواب التماس و استغاثه­‌های من تنها فحش­‌های ناموسی بود.»
به گزارش کلمه نامه عرشی که از زندان اوین خطاب به دادستان تهران، نوشته شده  به شرح زیر است:

دادستان محترم تهران
اینجانب غلامحسین عرشی به دنبال حوادث عاشورای ۸۸ توسط پلیس امنیت تهران بازداشت شده و در دادگاه بدوی به ۴ سال و نهایتا در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس محکوم شده‌ام و در حال حاضر مدت ۹ ماه است که در حال تحمل کیفر در بند ۳۵۰ زندان اوین هستم. آنچه مرا برآن داشت تا بدینوسیله در نامه­‌ای سرگشاده مواردی را در خصوص روند رسیدگی به پرونده­‌ام به اطلاع شما برسانم؛ آن است که حوادث رخ داده برای من در طول مدت تحقیقات مقدماتی در پلیس امنیت تهران و همچنین بازپرسی و جلسات دادگاه به گونه­‌ای بوده است که به باور من خارج از انصاف و عدالت و بر خلاف قوانین دادرسی کشور بوده و بعضا مصداق بارز شکنجه و آزار و اذیت متهم به جهت اجبار او به اقرار خلاف واقع است.
در روز عاشورای ۸۸، بنده همانند صد‌ها هزار تن دیگر از شهروندان تهران به جهت برگزاری مراسم این روز مقدس در خیابان­های شهر حضور داشتم که در ساعات میانی روز شاهد حملات خشونت آمیز پلیس ضد شورش علیه مردم بودم، خشونت به کار رفته علیه مردم، علی الخصوص زنان و دختران به گونه­ ای بود که خون هر غیرتمندی را به جوش می‌­ آورد به صورتی که منجر به درگیری شدید مردم با پلیس ضد شورش شد.
دادستان محترم تهران؛
اینجانب در تاریخ ۱۷ بهمن ماه از طریق عکسی که از درگیری­های این روز در سایت ناجا و گرداب و روزنامه­ ی امین جامعه منتشر شده بود شناسایی شده و توسط پلیس امنیت تهران به وسیله­ ی تیمی ۸ نفره از ماموران پلیس امنیت بازداشت شده و به مقر این نیرو منتقل شدم. بازجویی از بنده پس از یک شب توسط دو نفر لباس شخصی آغاز شد. ان‌ها از من می‌­ خواستند که اعتراف کنم صاحب عکس منتشر شده در سایت گرداب سپاه هستم و در مرحله­ ی دوم مسئولیت به آتش کشیده شدن چندین خودروی گارد ضد شورش را بر عهده بگیرم. من در پاسخ اگرچه عکس منتشر شده را متعلق به خود می‌­دانستم، اما با قاطعیت به ماموران و بازجو یان اعلام کردم که نه تنها نقشی در به آتش کشیدن اموال عمومی نداشتم، بلکه مطابق عکس و فیلم­هایی که خود ماموران در اختیار داشتند، ماموران گارد ضد شورش را که توسط مردم خشمگین محاصره شده بودند از خشم مردم نجات دادم.
بازجوهای پلیس امنیت اما در جواب حرف­های من با مشت و لگد به جانم افتادند و با گفتن رکیک‌ترین فحش­های ناموسی، به من و خانواده­‌ام مرا تهدید کردند که در صورت عدم اعتراف به آتش زدن خودروهای پلیس، عاقبت سختی در انتظارم است. در دومین جلسه بازجویی، من که از نحوه­ ی برخورد خشونت آمیز و تحقیرآمیز بازجو‌ها در جلسه قبل به ستوه آمده بودم، حتی تعلق آن عکس به خود را نیز تکذیب کردم و به آن‌ها یادآور شدم که به خاطر خدا از کتک زدن و فحاشی به من دست بردارند و اقرار به گناه ناکرده را از من نخواهند. به آن‌ها گفتم که من پاسخگوی کار خود هستم و علی رغم انتشار عکس از خانه متواری نشده ­ام. بازجو‌ها در جواب من با توهین و فحاشی می‌­ گفتند: «اگر در رحم مادرت می‌­ رفتی تو را بیرون می‌­ کشیدیم. در اینجا ما هستیم که برای تو تصمیم می‌­گیریم، نه خدا». آن‌ها در این مرحله دستان مرا با دستبند آهنی به صندلی بستند و با کابل و سیم مفتول به جانم افتادند. به گونه­‌ای که تا ماه­‌ها آثار کابل و ضربات سیم مفتول بر بازو‌ها و پا‌هایم به جای مانده و مورد تایید هم بندانم نیز هست. بازجو‌ها برای اجبار به اعتراف به کار نکرده، یعنی آتش زدن خودروهای پلیس، به ضرب و شتم با کابل و سیم قناعت نکرده و با بازکردن پاهای من در حالی که دستانم بسته بود، بیضه­های مرا به شدت فشار می‌­داده و به آن‌ها ضربه می‌­زدند به گونه­ای که فریاد من از درد و ضعف به هوا می‌­رفت و جواب التماس و استغاثه­های من تنها فحش­های ناموسی بود.
دادستان محترم تهران؛
اینجانب بعد از جلسات بازجویی، آن هم به این شکل، برای بازپرسی به دادگاه انقلاب مستقر در اوین منتقل شدم. بازپرس من، قاضی اسدی، بازپرس شعبه ۵ دادسرای تهران، تمامی اعتراضات من به ضرب و شتم و شکنجه را ناشنیده گرفت و تنها گفت: «جرم تو محاربه است و حکم محاربه معلوم است. اما اگر مسئولیت آتش کشیدن خودروهای پلیس را بپذیری به تو تخفیف می‌­ دهیم و تنها تو را جریمه خواهیم کرد.» اما من زیر باز این اجبار بازپرس اسدی نرفته و تنها مسئولیت عکس خود را پذیرفتم.
سرانجام بعد از ۱۰ روز فشار و آزار و اذیت در پلیس امنیت تهران به بند ۲۴۰ زندان اوین و سپس به بند ۳۵۰ منتقل شده و توانستم با خانواده­‌ام تماس گرفته و آن‌ها را از نگرانی درآورده و از وضعیت خودم در زندان مطلع سازم.
جناب آقای جعفر دولت آبادی؛
اینجانب در مرحله دادگاه بدوی از حق انتخاب وکیل محروم بوده­ام. قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه به استناد‌ همان عکس مرا به اتهام اجتماع و تبانی به ۴سال حبس محکوم کرد و شکایت مرا که هنوز رد کابل و سیم مفتول بر بدنم موجود بود و بیضه­‌هایم از شدت ضربه سیاه بود را ناشنیده گرفت. در مدت ۹ ماه حضور در زندان اوین، اینجانب تا کنون از ملاقات حضوری که حق طبیعی زندانی و خانواده اواست محروم بوده­‌ام و به دلیل انتقال به زندان انفرادی در مرداد ماه گذشته و شرکت در اعتصاب غذای اعتراضی به همراه جمعی دیگر از زندانیان، دچار نارسایی کلیوی شده‌ام، اما متاسفانه زندان اوین از ارائه کوچک‌ترین امکان درمانی به جز قرص­های آرام بخش! خودداری می‌­ کند. در ۹ ماه اخیر درخواست­های متعدد من برای ملاقات با شما بی­ جواب مانده و برخورد من با مسئولان زندان و ماموران دادستانی تنها به این مسئله منتج شده که آن‌ها مرا تهدید به افزایش میزان حبس به دلیل شرکت در اعتصاب غذا کرده و مرا از هرگونه امکان ملاقات یا مرخصی و یا آزادی مشروط محروم کرده ا ند.
امروز که این مطلب را خطاب به شما می‌نویسم هدفی جز اطلاع رسانی به مردم شریف ایران زمین در زمینه­ ی برخورد ماموران به اصطلاح امنیتی با معترضان به انتخابات و برخورد غیر عادلانه­ ی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با دستگیر شدگان عاشورا و حوادث بعد از انتخابات ندارم. و این امر بر من و دیگر دربندشدگان در نظام جمهوری اسلامی ثابت شده است که هیچ گونه رسیدگی به وضع حال حاضر ما و بلایایی که بر سر ما آمده است از سوی دستگاه قضایی نخواهد شد، همچنان که این امر از سوی شما و دیگر همکارانتان در ماه­های گذشته ثابت شده است.
در پایان بار دیگر تاکید می‌­کنم که جرم من در روز عاشورا تنها جلوگیری از آسیب رسیدن به ماموران جمهوری اسلامی است که در دست خشم ملت ایران، تاوان رفتار وحشیانه خود را می‌­ دادند و به وسیله­ ی من و امثال من زنده ماندند و مورد عفو مردم مهربان این سرزمین قرار گرفتند. ۴ سال محکومیت من، احتمالا به علت نجات دادن ماموران نظام جمهوری اسلامی است.
غلامحسین عرشی
بند ۳۵۰ زندان اوین

 


 


ندای سبز آزادی: مریم شربتدار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی، عضو زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، در نامه ای خطاب به مراجع، از نگرانی خود بعد از برنامه ها و سخنرانی های ۹ دی در تهران و دیگر شهرها گفت و در انتقاد از برنامه‌های یکسویه صداوسیما نوشت: آیا بهتر نیست که اگر واقعا قصد شفاف سازی و روشن گری در موضوعی باشد، طرفین بتوانند در شرایطی مساوی به گفت و گو و مناظره پرداخته و با ارائه ی اسناد و مدارک خود در امنیت کامل، قضاوت را به ملت هوشیار واگذارند؟
به گزارش کلمه، این عضو خانواده بزرگ زندانیان سیاسی، در نامه خود به علما و مراجع نوشته است: متاسفانه عده ای اسلام را ابزار برآورده شدن خواسته های خود کرده و از دین به عنوان سلاحی برنده استفاده می کنند، تا تیشه بر ریشه ی اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی زنند و مقابله با این رفتارهای شیطانی فقط از شما بر می آید که خوشبختانه هنوز هم مردم، مشتاق شنیدن رهنمودهای تان هستند که تبیین فرمائید آیا حبس و شکنجه و اینگونه رفتارهای خشن مورد تأیید شرع مقدس است؟
متن این نامه را که در اختیار کلمه قرار گرفته است، بخوانید:

بسمه تعالی
محضر مبارک آیات عظام، مراجع عالی قدر، علمای اعلام و فقهای گرانقدر اسلام
سلام علیکم
حقیر، مریم شربتدار قدس، همسر و مادر آزادگان در بند، فیض الله و فاطمه عرب سرخی هستم. آنچه باعث شد جسارت کرده به پیشگاه شما بزرگوران نامه ای تقدیم دارم، نه اسارت و ظلمی ست که بر خانواده ای پایبند به اصول و ارزش های اسلام و نظام جمهوری اسلامی با شهیدان بسیاری در راه خدا رفته است، بلکه به عنوان فردی که همواره با توصیه های بزرگان دینی، به خصوص امام راحل، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سعی داشته ام مسیری جز حق انتخاب نکنم، بهتر دیدم دغدغه ها و نگرانی هایی را که امروزه گریبان گیر قشر عظیمی از مردم شده است با شما در میان گذارم.
آن گونه که از ایام کودکی به یاد دارم، همواره به ما آموخته اید برای دنیا خصوصا دنیای دیگران، آخرت خود را نفروشیم و همیشه حق را بگوییم اگرچه به مذاق عده ای خوش نیاید.
سعی کرده ام توصیه های شما را همواره آویزه ی گوش خود نمایم که این دنیا فانی و نابود شدنی بوده و آنچه می ماند، سرای باقی ست پس انسان عاقل، بقا را فدای فنا نمی کند تا در دادگاه الهی قادر به پاسخ گویی باشد.
دیشب شاهد صحنه هایی در رسانه ی ملی بودیم که اگر کسی شیعه ی واقعی علی (ع) باشد، از رنج و عذاب نتوانسته شب را به راحتی صبح نماید.
آیا بهتر نیست که اگر واقعا قصد شفاف سازی و روشن گری در موضوعی باشد، طرفین بتوانند در شرایطی مساوی به گفت و گو و مناظره پرداخته و با ارائه ی اسناد و مدارک خود در امنیت کامل، قضاوت را به ملت هوشیار واگذارند؟
آیا این شرعی و انسانی ست که رسانه ای با پشتوانه های دولتی بتواند هر چه می خواهد سیاه نمایی کرده و با توهین و تهمت به عده ای با نام و آبروی آن ها بازی کند و در حالی به تهییج و تشویش اذهان عمومی بپردازد که طرف مقابل هیچ گونه امکان و فضایی برای دفاع از خود ندارد و عجبا که من ِ نوعی نیز حتی با نوشتن این نامه در معرض خطر احضار و بازجویی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی قرار گیرم.
متاسفانه عده ای اسلام را ابزار برآورده شدن خواسته های خود کرده و از دین به عنوان سلاحی برنده استفاده می کنند، تا تیشه بر ریشه ی اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی زنند و مقابله با این رفتارهای شیطانی فقط از شما بر می آید که خوشبختانه هنوز هم مردم، مشتاق شنیدن رهنمودهایتان هستند که تبیین فرمایید آیا حبس و شکنجه و اینگونه رفتارهای خشن مورد تأیید شرع مقدس است؟
بزرگواران!
آیا اسلام و شرع می پسندد جوانانی از این مرز و بوم تنها به اتهام اینکه افکار و عقایدشان مغایر و متفاوت با سلیقه های برخی از مسئولین است، ماه ها و سال ها در انفرادی و زندان ها، دور از خانواده و همسران خود باشند؟ افراد و بخصوص جوانانی که علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با انواع کمبودها و بیماری های درون زندان حتی از تلفن زدن هم محرومند و بیش از یک سال است تنها هفته ای یک بار به مدت ۲۰ دقیقه آن هم از پشت شیشه ها می توانند عزیزان خود را ببینند.
مراجع بزرگوار
روزگاری در مقابل حکومت ستمشاهی قیام کردیم، با این امید که دیگر شاهد ظلم و بی عدالتی نباشیم و خاطرم هست که همواره این حدیث شریف را فریاد می کردیم “الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم” و اینک به کجا رسیده ایم که باید شاهد رها ساختن منافقین و براندازان واقعی بوده و مصلحان و منتقدان دلسوز را در بند ببینیم و متأسفانه در این راه هر گونه تهمت، افترا، توهین و تحقیر نیز جایز می گردد.
چه شده است ما را؟ مگر ما شیعه ی همان امام عادلی نیستیم که حتی کشیدن خلخال از پای زن یهودی را هم بر نمی تابید؟
مگر ما امت همان پیامبری نیستیم که هنگام پیروزی مرتب هشدار می داد که مباد با اسیران تندی و درشتی شود؟
مردان خدا!
خدا را، خدا را، نگذارید بیش از این جفا بر اسلام شود که در این مذبح عظیم اولین و بزرگ ترین قربانی، اسلام است.
آیا نباید نگران بود چنانچه این گردونه هم چنان به چرخش ناصواب خویش ادامه دهد، فردا روزی نیز یک به یک نام شریف شما را مانند دیگر خدمتگزاران صدیق این نظام از آن خارج ساخته و این بلای خانمان سوز، دامنگیر شما بزرگان نیز شود؟
شما را به خدا با زندانیان وقایع اخیر و خانواده هایشان دیدار کنید و در فضایی امن به درد دلهایشان گوش کنید و آن گاه ارشاد فرمایید که آیا هتاکی و پرده دری و بازی با عرض و آبروی مردم ، مشروع است؟ آیا شما به عنوان عالمان دین این مظالم و جنایات را مغایر با دین نمی دانید؟
شما را به خدا، به مسئولین هشدار دهید که خدای ناکرده اگر پایه های نظام سست شود دیگر سنگ بر سنگ بند نمی شود و این پایه ها با قانون گریزی، ظلم و ستم، توهین و ارعاب ضعیف می شود و می لرزد، نه با اندیشه های حق خواهی و اصلاح طلبانه.
در پایان بار دیگر به عنوان شاگردی کوچک از محضرتان پوزش طلبیده و سربلندی اسلام و مسلمین را از درگاه خداوند متعال خواهانم.
الاسلام یعلو ولا یعلی علیه

 


 


ندای سبز آزادی: رییس سازمان صداوسیما با بیان اینکه ” آنتن امروز در خدمت آثار بسیجی است”، اظهار عقیده کرد “توقعم از بخش برنامه‌های بسیج خیلی زیاد است و علی‌رغم همه تلاش‌هایی که از ابتدا تا الان صورت گرفته آن‌طور که من توقع دارم خروجی‌های تولید بسیج نتوانسته وقتی روی آنتن می‌رود به قول ما بترکاند.”
سردار ضرغامی با اعتراف به اِعمال خشونت و ضرب و شتم مردم توسط بسیجیان در جریان حوادث بعد از انتخابات، همچنین گفت “بسیجی‌ها در زمان فتنه با تمام هستی خود به صحنه آمدند و برای حفظ انقلاب تلاش کردند و حتی مجبور شدند باتوم و چوب به دست بگیرند و کوچه به کوچه مقابله کنند اما رسانه‌های خارجی با تبلیغات سنگین سعی دارند بسیج را ضدمردم نشان دهند. ”
به گزارش فارس، سردار عزت الله ضرغامی، روز شنبه ١١ دی ماه ٨٩، در جریان مراسم تودیع و معارفه رئیس بسیج رسانه ملی که با حضور سردار نقدی فرمانده کل بسیج، سردار ظفرقندی، موسوی مقدم، مهدی فرجی، علی‌اصغر جعفری، مجید رجبی معمار و جمعی از مدیران صدا و سیما در سالن اصحاب الحسین صداوسیما برگزار شد، با مزاح اینکه “یوم‌الله اول ژانویه را تبریک می‌گویم”، ادعا کرد “بزرگان انقلاب که از صحابه امام هستند لغزیدند و به گل فرو رفتند و هنوز هم نفهمیدند چه شد اما بسیجی‌ها بصیرت داشتند و در دوره فتنه حتی یک بسیجی منحرف نشد و یک پایگاه در اختیار فتنه‌گران قرار نگرفت.”
ضرغامی ادامه داد “بدون اغراق بهترین بچه‌های ما بچه‌های بسیجی در همه بخش‌ها هستند و اگر کل سازمان صدا و سیما را بسیجی بگویم به عنوان مأموریت‌های مکتبی در یک معنا عزیزانی هستند که هم رسماً بسیجی هستند و هم از لحاظ کمی استعداد قابل توجهی دارند که برای ما بسیار ارزشمندند. ”
رئیس انتصابی رسانه ملی در ادامه سخنان خود اظهار عقیده کرد “بسیج در سازمان مولد است و خود بسیج قابلیـت‌های تولید فراوانی دارد و من توقعم از این بخش خیلی زیاد است و علی‌رغم همه تلاش‌هایی که از ابتدا تا الان صورت گرفته آن‌طور که من توقع دارم خروجی‌های تولید بسیج نتوانسته وقتی روی آنتن می‌رود به قول ما بترکاند و حتی برنامه ده دقیقه‌ای روی آنتن برود و تا مدتها ورد زبان باشد. ”
در حالیکه طی ماههای اخیر شبکه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی، هزینه و زمان زیادی را صرف برنامه های خاصِ حامیان حکومت و موارد مورد اشارۀ رئیس آن سازمان کرده اند، وی از محدودیت‌هایی موجود در پخش برنامه‌ها گله کرد و مدعی شد “وقتی یک بسیجی در زمان فتنه شهید می‌شود نمی‌توانیم آنطور که باید برایش بزرگداشت بگیریم. آن هم آنطور که دوست داریم و به خاطر پیچیدگی‌هایی که فتنه دارد نمی‌ توانیم بزرگداشت بسیار بزرگی بگیریم بسیجی‌ها در زمان فتنه با تمام هستی خود به صحنه آمدند و برای حفظ انقلاب تلاش کردند. حتی مجبور شدند باتوم و چوب به دست بگیرند و کوچه به کوچه مقابله کنند اما رسانه‌های خارجی با تبلیغات سنگین سعی دارند بسیج را ضدمردم نشان دهند. ”
وی ادامه داد: در چنین شرایطی بچه‌های بسیج که همه جوان و با احساسات هستند چقدر می‌توانند تحمل کنند؟ بزرگان انقلاب که از صحابه امام خمینی هستند لغزیدند و به گل فرو رفتند و هنوز هم نفهمیدند چه شد اما بسیجی‌ها بصیرت داشتند و در دوره فتنه حتی یک بسیجی منحرف نشد و یک پایگاه در اختیار فتنه‌گران قرار نگرفت.
ضرغامی ادعا کرد “پس از فتنه تصمیم گرفتیم چهره بسیج را در جامعه بازسازی کنیم وظیفه بسیج مقابله با دشمنان بزرگ انقلاب است. اما اصل این است که تولیداتی با روحیات بسیجی ساخته شود. تمام حساسیت من روی آنتن است و اول، وسط و آخر به این فکر می‌کنم که چه چیزی روی آنتن می‌رود. ”
رئیس رسانه ملی عنوان داشت:‌ ظرفیت‌های بسیج را شناسایی کنیم و آن را روی انیمیشن متمرکز کنیم تا بهترین تولیدات را برای کودکان و نوجوانان داشته باشیم اعتبارات در این زمینه کم نیست گروه‌های بسیج بسیار خوبی هم داریم که باید شناسایی شوند و آنتن امروز در خدمت آثار بسیجی است.
در پایان این مراسم، حکم مسئولیت جعفری (فرمانده جدید بسیج صدا و سیما) به همراه هدایایی توسط رییس رسانه ملی اهداء شد و مهدی فرجی رییس پیشین بسیج سازمان صداوسیما لوح قدردانی و هدایای خود را از سردار نقدی (فرمانده کل بسیج) دریافت کرد.

 


 


سئوال این است چرا رژیم پهلوی نتوانست انقلاب و سقوط خود را پیش بینی کند؟ یا بگونه دیگرچرا شاه نتوانست جلوی انقلاب و سقوط خود را بگیرد؟
دراینکه رژیم پهلوی همه امکانات مالی و فیزیکی و تبلیغاتی و بخش غالب نیروی انسانی کشور( اعم از سخت افزاری و نرم افزاری) را دراختیار داشت ،شکی نیست ، و دراینکه رژیم با تکیه بر درآمد نفت به ویژه پس از افزایش قیمت آن از سال 1350 به بعد توانسته بود یک ارتش و نیروی نظامی مدرن و سرکوبگر و یک سازمان امنیت قوی و رعب انگیز و یک نظام اداری بوروکراتیک فراهم آورد و تا حدودی روند توسعه اقتصادی کشوررا جهت دهد ، کمتر تردید می توان کرد ، و دراینکه رژیم روابط تنگاتنگ و نزدیکی با کشورهای قدرتمند غرب داشت و از همه امکانات اطلاعاتی و امنیتی و نظامی آنها برای تثبیت و بقایش استفاده می کرد و این کشورها نیز در پی حفظ این " ژاندارم منطقه " بودند هم هیچگونه شکی نمی توان داشت ، پس چرا این رژیم که در سال 1350 با تبخترجشن های پرهزینه 2500 ساله شاهنشاهی را براه انداخت و در پی آن شعار رسیدن ایران به دروازه های تمدن بزرگ را مطرح کرد و با صرف هزینه کلان از درآمد نفت در پی تبدیل شدن به برترین قدرت نظامی منطقه برآمد و با همین اعتماد به نفس و جاه طلبی بود که به مناسبت پنجاهمین سال سلطنت پهلوی پدر و پسر مبداء تاریخ رسمی کشور را از هجری شمسی به تاریخ شاهنشاهی تبدیل کرد ، نتوانست انقلاب مردم و سقوط خود را ، آنهم در کمتر از سه سال در پی این تغییر تاریخ پیش بینی کند؟
برای پاسخگویی به این سئوال البته به تفصیل و ریز باید تمام تاریخ دوره پهلوی را مرور کرد تا بتوان جواب یافت و اینکارقطعا از توان و حوصله این مقال و نویسنده خارج است اما بنطرم برای افراد کم حوصله ای همچون نویسنده خواندن یک بار " یادداشت های علم " براحتی می تواند پاسخگوی این سئوال باشد ، و اینکه چگونه حاکمیت مطلقه استبدادی و فردی می تواند ویرانگر خود باشد ؟
شاه که در نقطه کانونی اداره کشور نشسته بود و سرنخ همه امور بدو باز می گشت و همه اطلاعات امنیتی و نظامی و اقتصادی و اداری در اختیار او قرار می گرفت خود را دانای کل می دانست و به نظرهرکس غیرخود ، حتی نزدیکترین کارگزارانش مثل علم توجه چندانی نداشت و به نظرات کارشناسی کارشناسان کمتر وقعی نمی نهاد . اینگونه بود که او مسیر اداره کشوررا بی اشکال در راه رسیدن به تمدن بزرگ می دید و از اینکه افرادی هستند که از عملکرد رژیم انتقاد یا با آن مخالفت می کنند تعجب می کرد؟ و نمی توانست دلیلی براین انتقاد و مخالفت بیابد . نگاهش به موضوع از قلم وزیر دربارش علم اینگونه بوده است :
"فرمودند ؛ مسئله تروریست ها البته یک مسئله خارجی است و الا چطور ممکن است عملیات و تبلیغات آنها در همه ساعات و همه روزه و همه ماه در یک ساعت معین به این صورت هماهنگ در همه دنیا علیه ماباشد؟ عرض کردم ؛ همین طور است که می فرمائید و من اخیرا می بینم که بخصوص در مورد عدم آزادی در ایران و دادگاههای نظامی و عدم آزادی زندانیان سیاسی در تعیین وکیل خودشان ، مرتبا وسیله وسائل تبلیغاتی دسته جمعی آنها تحریک و گفتگو می شود . فرمودند ؛ ما هم که تکذیب می کنیم ، ولی فائده ندارد ، مثلا می گویند 120 هزار زندانی سیاسی داریم . ما سه هزار زندانی (سیاسی و غیر سیاسی ) هم نداریم . عرض کردم ، دستگاه تبلیغات ما درست کار نمی کند ، بعلاوه در یک کشور مقتدری مثل ایران اعلیحضرت همایونی، ما چه اصرای داریم که مثلا محاکمات علنی نکنیم یا برای متهم سیاسی وکیل تسخیری بگیریم؟ بگذارید محاکمات علنی و مدافعه هم آزاد باشد . فرمودند ؛ آخر دادگاه نظامی است . عرض کردم ، دادگاه نظامی لازم نیست مخفی باشد . از این مقوله زیاد جسارت کردم ."( یادداشت های علم ، انتشارات مازیار، جلد ششم ، ص 132 بتاریخ 10/3/1355)
جالب آنکه یکروز پس از این تاریخ علم نوشته است :" ضمن کارهای جاری و کارهای دانشگاهها که عرض می کردم ، یک دفعه فرمودند ؛ یک گروهبان وظیفه که در یک هنگ خارج از مرکز خدمت می کند ، گفته است چرا ما باید اسم این مردمان شجاع را تروریست بگذاریم ؟ اگر اینها نبودند دولت خون مردم را می مکید . از این آقا پسر باید پرسید ، اینکه از گهواره تا گور، دولت به شما خدمت و سرویس اجتماعی می دهد ؟ خون مکیدن است ؟ من کار به عمل تروریست ها ندارم که خود آدم کشتن را چه امتیازی می توان نامید ؟ عرض کردم ، همان طور که پریروز در گروه اندیشمندان فرمودید ، این بچه ها با خواندن یک کتاب یا گوش دادن به یک آدم بدخواه دگرگون می شوند. اشکالی ندارد و شاهنشاه اعتنا نفرمایید. البته چون در ارتش است ، شاید قوانین انضباطی شدیدی باید در باره ی او اجرا شود ، ولی به قول فوشه یا تالیران که خاطرم نیست کدام یکی است ، غر زدن از حقوق مسلم مردم است ، چه باید کرد؟ بالاخره هرکسی ، هرناراحتی از هرجا دارد ، فوری با عینک سیاه به همه چیز نگاه می کند . فرمودند ؛ آز آن خوشمزه تر، روزنامه های تایمز و گاردین ، رژیم ما را رژیمی خفقان آور ذکر کرده ، همچنین برنامه فارسی بی .بی.سی گفته ، ایران و عربستان سعودی رژیم های خفقان آوری هستند ، نباید به آنها اسلحه فروخت . از این پدرسوخته ها باید پرسید که رژیم عراق و الجزائر و لیبی از لحاظ شما آزادی خواه هستند؟ حال من اهمیتی به این حرف ها نمی دهم ، ولی تو سفیر انگلیس را احضار کن و بگو اگر روزنامه ها و رادیو و مجلس شما این طور عقیده در باره ی ما دارند ، چطور می توانیم از شما اسلحه بخریم و امید وار باشیم که در آینده اسلحه ما پشتیبانی خواهد شد؟...عرض کردم ، همچنان که پریروز هم عرض کردم ، اتهام به وجود خفقان ، به دلیل رفتاری است که می کنیم که به ظاهر چنین حسی را ایجاد می کند و این با قدرت فائقه و مطلقه که شاهنشاه دارید ، لزومی ندارد . چرا محاکمات این پدر سگ ها باید سری باشد؟ چرا با خانواده ی خود نباید ملاقات داشته باشند ؟ ما که نه ترسی و نه تزلزلی و نه حرف بی ربطی داریم . می گوئیم مخالفین رژیم و مخالفین آسایش مردم باید تعقیب شوند. سری نگهداشتن محاکمات عاملین مخالف چه معنی می دهد؟ شاهنشاه فکری کرد و دیگر چیزی نفرمودند."(صص135-136)
از اینگونه فقرات در یادداشت های علم بطور قابل توجه می توان یافت اما فکر می کنم در همین حد برای دریافت نگاه شاه به مخالفان و اداره کشور کفایت می کند . شاه فکر می کرد در زیر سایه او و دولتش همه امور برمدار درست به پیش می رود چراکه هرجا پا می نهاد با استقبال انبوه جمعیت و تعریف و تمجید و شعارهای زنده باد شاه مواجه می شد ( که در همین یادداشتها بکرات توضیح داده شده) و در این شرایط نمی باید منتقد و مخالفی وجود می داشت و از همین جا بود که نمی توانست وقوع انقلاب و سقوطش را پیش بینی کند .در واقع او خود حجاب خود شده بود و درحلقه قدرت زندانی شده بود و نمی توانست بیرون از خود راببیند .او با اتکای به درآمد نفت و نیروهای نظامی و امنیتی این توان را یافته بود که صدای هرمخالفی را خاموش کند ، مخالفین را به زندان انداخته و برای زهرچشم گرفتن از مردم برخی از آنها را به بهانه تروریست بودن اعدام کند و در طی زمان خیالش راحت شده بود که دیگر جریان منتقد و مخالفی وجود دارد و از اینرو با نادیده گرفتن هرگونه منتقد و مخالف و مخالفتی با رژیم ، با نگاهی کاملا تحقیرآمیز به منتقدین و مخالفین نگاه می کرد و با زبانی بسی تحقیرآمیزتر از آنها سخن می گفت که دراین میان بخصوص می توان به نوع نگاه و تحقیرش نسبت به روحانیت که با واژه " آخوندها " از آنها نام می برد ، اشاره کرد . به این جملات توجه کنید:" اصولا در دنیا بساط آخوند رو به اضمحلال است ."(ص44) " عرض کردم ، مثلا چیزی که دیروز خیلی باعث تعجب من در دانشگاه پهلوی شد ، مشاهده زیادی دختر چادر به سر بود . وقتی که غلام رئیس دانشگاه بودم ، دختر چادر به سر را مسخره می کردیم ، یک نفر هم برای نمونه پیدا نمی شد . یعنی آنرا برای خود یک تحقیر حساب می کردند و حالا ده ها دختر چادری حتی در سالن سخنرانی دیدم ؛ ولی آنجا محلی نداشت که من در این باره صحبت بکنم . وبه هرحال شنیده ام که حتی بعضی دخترها با فرهنگ مهر رئیس دانشگاه دست نمی دهند که این کار حرام است . شاهنشاه خیلی تعجب فرمودند عصبانی شدند . عرض کردم ؛ بیچاره فرهنگ مهر خودش زرتشتی است و بسیار آدم مرد خوبی است ، ولی از ترس چماق تکفیر آخوندها بیشتر ازمسلمانان احتیاط می کند . فرمودند ، دیگر آخوندی نیست . عرض کردم روحیه آخوندی هنوز هست و مارکسیت های اسلامی برای هوچی گری خیلی خوب از آن بهره برداری می کنند ."(صص65-66)
شاه و به تبع او دستگاه و هیات حاکمه با همان اخلاق فرعونی و ندیدن و تحقیر منتقدین و مخالفین در نیافتند که سخن آن گروهبان وظیفه و وجود هرچند اندک زندانیان سیاسی و افرادی که به ترور مقامات حکومتی و مستشاران آمریکایی روی آورده بودند علائمی از یک جریان زیر پوستی نارضایتی و رشد یابنده مخالف به رهبری همان آخوندهایی بود که بساطشان رو به اضمحلال تصور می شد و اینکه اصلا دیگر آخوندی نیست! شاه چون نمی توانست غیر از خود را ببیند نمی توانست وقوع انقلاب و سقوط رژیم اش را پیش بینی کند، و اصولا این بیماری دامنگیر همه رژیم های استبدادی و دیکتاتوری است و از اینرو به رغم در اختیار داشتن و بکارگیری همه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری نمی توانند جلوی انقلاب مردم و سقوط خود را بگیرند همانگونه که رژیم پهلوی نتوانست .
اما و صداما و مخلص کلام اینکه آدمی تعجب می کند از اینکه برخی مقامات کنونی حاکم درجمهوری اسلامی ایران ، که خود درک و تجربه دوران شاه و مبارزه با آن رژیم را دارند چگونه امروز در مسند قدرت همان شیوه رژیم سابق را در برخورد با منتقدان و مخالفان و معترضان در پیش گرفته اند . اگر به تحلیل محتوای سخنان مسئولان کشور در واکنش به اعتراضات مردمی پس از انتخابات پر مسئله سال گذشته ، به ویژه در آتش باری تبلیغاتی روزهای اخیر بپردازیم متاسفانه شباهتی تام و تمام با نگاه و سخنان شاه و هیات حاکمه رژیم پهلوی در برخورد با منتقدان و مخالفانش می یابیم . خوشمزه اینکه شاه با نادیده گرفتن و تحقیر منتقدان و مخالفان هرگز آنها را به برانداز بودن و...متهم نمی کرد اما اینان اصرار دارند همه منتقدان و مخالفان و معترضان را یک کاسه کرده و آنها را برانداز معرفی کنند درحالیکه عمده مخالفان رژیم شاه در پی براندازی آن بودند و بخشی از آنها نیزبرای تحقق براندازی به جنگ مسلحانه روی آورده بودند ولی منتقدان و مخالفان و معترضان فعلی در جمهوری اسلامی ایران خود را اصلاح طلب و نه برانداز می دانند ! اشکالی ندارد حاکمان فعلی بازهم می تواند به همین شیوه عمل ادامه دهد اما این درس تاریخ و تجربه نه چندان دور ماست که اینگونه عملکرد حاکمیت براندازی است و قطعا اسباب سقوط می شود و نه عملکرد منتقدان و مخالفان ، آنهم مخالفانی از جنس خاتمی ، موسوی ، کروبی ، تاج زاده ، نوری زاد ،...مخالفت و نقد اینان اگر شنیده شود و به اصلاحات اداره نظام منجر، نه تنها راه براندازی را بروی نظام مستقر می بندد تجربه رژیم های استبدادی و دیکتاتوری و بطور خاص رژیم پهلوی را می توان به داستان آن عقابی تمثیل کرد که در اوج پرواز و جاه طلبی و مستی قدرت ناگهان تیر انقلاب و جنبش بسویش روانه می شود و او را از اوج به زیر می کشد و عقاب آنگاه حیران و وامانده که چرا اینگونه سقوط کرد ؟ و آنگاه اگر نیک به خود نظر کند پرخویش در آن تیر می بیند اما چه سود که دیگر دیر شده و کار از کار گذشته است ؟ پیام ها و سخنان رهبران جنبش سبز در یکسال و نیم گذشته و از جمله سخنان اخیر خاتمی را اگر حاکمیت بشنود برای این کار از کار نگذشتن و اتمام حجت است وگرنه حاکمیت بازهم می تواند به راهش ادامه دهد و اوج گیرد و...تا سرانجام نتیجه کار خود بیند ، و سرانجام استعلاطلبی فرعونی و شاهی جز فروپاشی و سقوط نیست .

 


 
شما این خبرنامه را به این دلیل دریافت می کنید که ایمیل شما پس از تایید وارد لیست دریافت کنندگان شده است. برای لغو عضویت از این خبرنامه به این لینک مراجعه کنید یا به irangreenvoice-unsubscribe@sabznameh.com ایمیل بزنید. با فرستادن این خبرنامه به دوستان خود آنها را تشویق کنید که عضو این خبرنامه شوند. برای عضویت در این خبرنامه کافی است که به irangreenvoice@sabznameh.com ایمیل بزنید. برای دریافت لیست کامل خبرنامه های سبزنامه به help@sabznameh.com ایمیل بزنید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

خبرهاي گذشته